سایر قسمت ها
برخورد افراد با امام زمان عجل‌الله‌فرجه‌الشریف در دوران ظهور چگونه است ؟! آیت الله حسینی قزوینی

قسمت دویست و هشتاد و نهم برنامه حبل المتین با کارشناسی آیت الله حسینی قزوینی و اجرای آقای اسماعیلی
( مقابله فقهایی که مانوس با بدعت هستند در برابر امام زمان علیه‌السلام)


دیگر قسمت ها

 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

برنامه حبل المتین 15 06 1405 (قسمت289)

برخورد افراد با امام زمان عجل‌الله‌فرجه‌الشریف در دوران ظهور چگونه است؟!

استاد: حضرت آیت الله حسینی قزوینی

مجری: آقای علی اسماعیلی

کلیدواژها:

حبل المتین؛ امام زمان؛ مهدویت؛ مقابله فقها؛ بدعت؛ سیاسی؛ صلح با آمریکا؛ فتنه؛ پزشکیان؛ انس با بدعت؛ نهج البلاغه؛ شرائط نقل روایت؛ مداحی؛ متعه؛ تروایح؛ حی علی خیر العمل؛ نواب اربعه!

فهرست عناوین بحث:

1-     طلیعه برنامه عرض ارادت به خانم حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)؛

2-     مروری بر مباحث گذشته؛

3-     علت مقاومت مدعیان دینداری و فقهای ظاهری در برابر اسلام جدید امام زمان (سلام الله علیه)؛

4-     بیان توصیه ها و نکاتی به رئیس جمهور اقای پزشکیان؛

5-     یکی از علل مقاومت در برابر حضرت مهدی (سلام الله علیه) انس و خو گرفتن با بدعت ها است؛

6-     تماس بینندگان برنامه؛

7-     پاسخ بیننده در مورد شبهه پیرامون نواب اربعه و توقیعات حضرت؛

8-     پاسخ بیننده پیرامون اذان در زمان رسول اکرم (صلی الله علیه واله وسلم)!

مجری:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ, الهی الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّكِينَ بِوَلَايَةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْأَئِمَّةِ المَعْصُومِینْ عَلَيْهِمُ السَّلَام اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَة وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها وَ سِرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه‏ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم

عرض سلام و ارادت خدمت یکایک شما دوستان عزیزم، بینندگان گرانقدر شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به برنامه حبل المتین خیلی خوش آمدید، بهترین ها را برای شما آرزومندم، خداوند عزیز را شاکر و سپاسگزار از این که باز هم توفیق و عمری داد خدمت شما رسیدیم و این برنامه را تقدیم بکنیم. این روزها برای ما اهل «قم» روزهایی سراسر نور، سورر و شادی هست یا بهتر بگویم برای ما اهل «ایران»؛ روز گذشته 23 ربیع الأول سالروز ورود پر خیر و برکت ولی نعمت مان بی بی جان حضرت کریمه اهل بیت فاطمه معصومه (سلام الله علیها) به شهر و دیارمان «قم» این روز برای ما بسیار بسیار مبارک است باعث خیر و برکات هست الحمد لله رب العالمین به اندازه کل تاریخ وجود نازنین و مبارک ایشان برای ما ان شاء الله باعث خیرات و برکات هستند و قدر دان نعمت ایشان ان شاء الله خواهیم بود!

اگر در خاطر شریف تان باشد برنامه زنده «حبل المتین» مدتهاست به بحث درس های از امامت و ولایت اختصاص دارد، یکشنبه شب ها هم مثل همیشه توفیق داریم در محضر سرور عزیز و بزرگوار استاد گرانقدرمان حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی باشیم.

 امشب هم این توفیق رفیق ما شده و در محضرشان خواهیم بود حضرت استاد سلام علیکم و رحمة الله خیلی خوش آمدید.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته

السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ فِي أَرْضِه،‏ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مِيثَاقَ اللَّهِ الَّذِي أَخَذَهُ وَ وَكَّدَهُ- ِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ وَ دَلِيلَ إِرَادَتِه‏، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا وَعْدَ اللَّهِ الَّذِي ضَمِنَه‏، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا صَاحِبَ الْمَرْأَى وَ الْمَسْمَع‏ فَمَا شَيْ‏ءٌ مِنَّا إِلَّا وَ أَنْتُمْ لَهُ السَّبَبُ وَ إِلَيْهِ السَّبِيل.

خدمت بینندگان عزیز و گرامی خالصانه ترین سلامم را تقدیم می کنم موفقیت بیش از پیش برای همه گرامیان از خدای منان خواهانم. سالروز ورود فاطمه معصومه (سلام الله علیها) کریمه اهل بیت را هم به شهر مقدس «قم» که در حقیقت یک انتخاب سفر نبود انتخاب مقدرات الهی بود که با آمدن شان به «قم» به «قم» شرف و آبرو دادند.

امروز حوزه های علمیه مان در سراسر جهان هر چه دارند از برکت فاطمه معصومه (سلام الله علیها) هست. ورود این بی بی دو سرا را تبریک عرض می کنیم. خدا را قسم می دهیم به آبروی این بانوی بزرگوار عیدی و پاداش ما فرج موفور السرور مولای مان ولی عصر ان شاء الله قرار بدهد.

ü      طلیعه برنامه عرض ارادت به خانم حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

طبق برنامه همیشگی طلیعه عرائض مان را با یادی از صدیقه طاهره (سلام الله علیها) آغاز می کنیم باشد که مورد عنایت ویژه آن بی بی دو سرا باشد و کرم کند گوشه چشمی هم به ما داشته باشد.

سیلی و میخ در و آتش نگارم را گرفت * بشکند دست مغیره چون که یارم را گرفت

پیش چشمم همسرم را زد عدوی بی حیاء * این جسارت هدیه پروردگارم را گرفت

فاطمه بود و نبودم بود قنفذ با لگد * ضربه ای زد پشت در ایل و تبارم را گرفت

آسمان شد روضه خوان و گریه کن عرش خدا * داغ زهرا خنده های روزگارم را گرفت

در کنار قبر صدیقه طاهره خطاب به رسول الله فرمود: «قَلَّ يَا رَسُولَ اللَّهِ عَنْ صَفِيَّتِكَ صَبْرِي... أَمَّا حُزْنِي فَسَرْمَدٌ وَ أَمَّا لَيْلِي فَمُسَهَّدٌ»؛ دیگر شب های علی استراحت ندارد روزهای علی غم و غصه هست. یعنی

یا رسول الله تا آخر عمرم از خواب بر می خیزم به یاد غصه های زهرا، شب می خوابم به یاد غصه های زهرا و داغ زهرا می خوابم. اگر چنان چه نتوانم جلوی بچه های زهرا گریه کنم به نخلستان می روم در داغ حضرت زهرا اشک می ریزم.

آسمان شد روضه خوان و گریه کن عرش خدا * داغ زهرا خنده های روزگارم را گرفت

صبر کردم در عزای خاتم پیغمبران * داغ زهرا عاقبت صبر و قرارم را گرفت

در دل شب غسل می دادم به جسم پاک خود * حیف شد گلچین رسید و گلعزارم را گرفت

گرچه زهرا اعتبارم بود اما رفتنش * افتخار و اعتبار و اقتدارم را گرفت

بعد از صدیقه طاهره، علی مظلوم بود مظلوم تر شد غریب بود غریب تر شد؛ حتی در کوچه سلام می داد مردم جواب سلام علی را هم نمی دادند. غصه های دلش را با چاه درد دل می کرد

«صبراً لکَ یا مولای یا ابا الحسن یا امیر المؤمنین عجل الله تعالی فرج ولیک الحجة ابن الحسن العسکری»

آقا به جان زهرایت از خدا بخواه هر چه سریع تر فرج فرزندت امام زمان را نزدیک کند بیاید انتقام مظلومان عالم، انتقام مادران، پدران، خواهران، برادران و عزیزان داغدیده را بگیرد و انتقام تو به زهرا را هم بگیرد. قلب همه مظلومان عالم بویژه شیعیان را مسرور و شاد کند ان شاء الله!

مجری:

خیلی ممنون و متشکر همان طور که استاد عزیزمان اشاره فرمودند امروز ما به شدت به مولا و آقای مان و توجه به محضر ایشان نیازمندیم که دنیا پر از ظلم و جور است. در رأس همه آن ها «آمریکا»ی جنایتکار این مستکبر جهانی این ارتش تروریستی که همچنان گاهی به «ایران» عزیز ما حمله می کند.

چند روز پیش داغدار تعداد زیادی از عزیزان مان شدیم هجده شهید که پنج تن از این شهداء از یک خانواده بودند آن هم در مجلس عروسی در یک خانه مسکونی مورد حمله ارتش تروریستی «آمریکا» قرار گرفتند البته این بار اول شان نبود. در طول تاریخ زیاد از این جنایت ها انجام دادند و «اسرائیل» جنایتکار همچنان در «لبنان» و «غزه» مظلوم دارد جنایت می کند.

امروز تعداد زیادی از شهدای «غزه» را نزدیک به صد شهید را تشییع کردند در «لبنان» هم، همان طور که دارید ملاحظه می فرمایید اما در «یمن» الحمد لله شیر بچه های حیدر کرار با آن خنجر یمنی خوب دارند ضرب شصتی نشان می دهند و به این جنایتکاران دست نشانده «امارات» و «‌آل سعود» درس درست و حسابی دارند الحمد لله موفقیت های بسیار خوبی داشتند ان شاء‌ الله دعا می کنیم پیروزی ها یک به یک رقم بخورد.

اگر در خاطرتان باشد شباهت های اهل بیت با کشتی نوح بحث مان از این جا شروع شد و به یکی از شباهت ها رسیدیم طولانی بودن عمر جناب نوح (علی نبینا و آله و علیه السلام) و شباهت آن با وجود نازنین مولا و آقای مان امام زمان (علیه السلام) و به همین بهانه و واسطه رفتیم سراغ مباحثی که حول محور عصر غیبت، عصر ظهور حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هست.

از محضر استاد درخواست می کنم خلاصه ای از بحث گذشته ارائه بفرمایید تا ان شاء الله سوالات جدید را عرض کنم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

أَعُوذُ بِاللَّهِ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه ‏وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه‏ وَ الّلعنُ الدّائمُ‏ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه، وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ، حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ، نِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ

ü      مروری بر مباحث گذشته

همان طوری که عزیزم اشاره داشتند بحث مان در رابطه با شباهت های اهل بیت با کشتی نوح بود رسیدیم به طولانی بودن عمر حضرت مهدی (ارواحنا فداه) با حضرت نوح (علی نبینا و آله و علیه السلام) و بعضی از شباهت های دیگری که مطرح شد تا رسیدیم به آن جایی که در روایت متعدد داشتیم که حضرت با «سَيْفٍ قَاطِعٍ بَيْنَ الْعَرَب‏»، «یستأنف اسلامً جدیداً» بیاید.

«أَخْبَرَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ سَعِيدٍ قَالَ حَدَّثَنَا يَحْيَى بْنُ زَكَرِيَّا بْنِ شَيْبَانَ قَالَ حَدَّثَنَا يُوسُفُ بْنُ كُلَيْبٍ قَالَ حَدَّثَنَا الْحَسَنُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَيْدٍ الْحَنَّاطِ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ الثُّمَالِيِّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ (سلام الله علیه) يَقُولُ‏ لَوْ قَدْ خَرَجَ قَائِمُ آلِ مُحَمَّدٍ (سلام الله علیه) لَنَصَرَهُ اللَّهُ بِالْمَلَائِكَةِ الْمُسَوِّمِينَ وَ الْمُرْدِفِينَ وَ الْمُنْزَلِينَ وَ الْكَرُوبِيِّينَ يَكُونُ جَبْرَئِيلُ أَمَامَهُ وَ مِيكَائِيلُ عَنْ يَمِينِهِ وَ إِسْرَافِيلُ عَنْ يَسَارِهِ وَ الرُّعْبُ يَسِيرُ مَسِيرَةَ شَهْرٍ أَمَامَهُ وَ خَلْفَهُ وَ عَنْ يَمِينِهِ وَ عَنْ شِمَالِهِ وَ الْمَلَائِكَةُ الْمُقَرَّبُونَ حِذَاهُ أَوَّلُ مَنْ يَتْبَعُهُ مُحَمَّدٌ ص وَ عَلِيٌّ ع الثَّانِي‏ وَ مَعَهُ سَيْفٌ‏ مُخْتَرَطٌ يَفْتَحُ اللَّهُ لَهُ الرُّومَ وَ الدَّيْلَمَ وَ السِّنْدَ وَ الْهِنْدَ وَ كَابُلَ شَاهٍ‏ وَ الْخَزَرَ يَا أَبَا حَمْزَةَ لَا يَقُومُ الْقَائِمُ (سلام الله علیه) إِلَّا عَلَى خَوْفٍ شَدِيدٍ وَ زَلَازِلَ وَ فِتْنَةٍ وَ بَلَاءٍ يُصِيبُ النَّاسَ وَ طَاعُونٍ قَبْلَ ذَلِكَ وَ سَيْفٍ‏ قَاطِعٍ‏ بَيْنَ الْعَرَبِ وَ اخْتِلَافٍ شَدِيدٍ بَيْنَ النَّاسِ وَ تَشَتُّتٍ فِي دِينِهِمْ وَ تَغَيُّرٍ مِنْ حَالِهِمْ حَتَّى يَتَمَنَّى الْمُتَمَنِّي الْمَوْتَ صَبَاحاً وَ مَسَاءً مِنْ عِظَمِ مَا يَرَى مِنْ كَلَبِ النَّاسِ وَ أَكْلِ بَعْضِهِمْ بَعْضاً وَ خُرُوجُهُ إِذَا خَرَجَ عِنْدَ الْإِيَاسِ وَ الْقُنُوطِ فَيَا طُوبَى لِمَنْ أَدْرَكَهُ وَ كَانَ مِنْ أَنْصَارِهِ وَ الْوَيْلُ كُلُّ الْوَيْلِ لِمَنْ خَالَفَهُ وَ خَالَفَ أَمْرَهُ وَ كَانَ مِنْ أَعْدَائِهِ ثُمَّ قَالَ يَقُومُ بِأَمْرٍ جَدِيدٍ وَ سُنَّةٍ جَدِيدَةٍ وَ قَضَاءٍ جَدِيدٍ عَلَى الْعَرَبِ شَدِيدٌ لَيْسَ شَأْنُهُ إِلَّا الْقَتْلَ وَ لَا يَسْتَتِيبُ أَحَداً وَ لَا تَأْخُذُهُ فِي اللَّهِ لَوْمَةُ لَائِمٍ.»

الغيبة( للنعماني)؛ ابن أبي زينب، محمد بن ابراهيم، محقق- مصحح: غفارى، على اكبر، ناشر: نشر صدوق، ص334 و 335

اسلام را از نو بازسازی می کند با کتاب جدید، دستور جدید، امر جدید و قضاوت جدید که در تاریخ سابقه نداشت با مردم برخورد می کند. نکات متعددی در این جا آوردیم بعد بحث آخری که داشتیم تفاوت های اسلام راستین محمدی (صلی الله علیه و آله و سلم) با اسلام رایج در میان مردم چه تفاوت های داشت، حضرت می آید تفاوت هایی که دارد بر اسلام اضافه یا کم شده یا بدعت هایی که گذاشته شده این ها را از بین می برد و آن اسلام نابِ محمدی (صلی الله علیه و آله و سلم) را به مردم عرضه می کند. تا این جا رسیدیم اگر حضرتعالی سوال جدیدی دارید در خدمت شما هستم.

مجری:

جناب استاد یکی از مباحثی که الان به آن اشاره فرمودید بحث اسلام جدید هست سوال من این هست چرا برخی از مدعیان دینداری و فقهای ظاهری در برابر اسلام جدیدی که امام زمان (علیه السلام) اشاره فرمودید ارائه می دهند مقاومت می کنند علت این مقاومت چه است؟

ü      علت مقاومت مدعیان دینداری و فقهای ظاهری در برابر اسلام جدید امام زمان (سلام الله علیه)

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

به اصل آن روایت ها قبلاً اشاره داشتیم وقتی حضرت می آید تعدادی از فقهاء مخصوصاً در «کوفه» افرادی که اثر سجدهای زیاد بر پیشانی شان مشهود هست و پینه بسته است. لب هایشان به قرائت قرآن انس گرفته وقتی حضرت می آید اسلام را عرضه می کند خطاب به حضرت می کنند که احتیاجی به اسلام تو نداریم از هر کجا آمدی بر گرد!

حضرت با آن ها همان کاری را می کند که جدش امیر المؤمنین (سلام الله علیه) با «خوارجِ نهروان» کرد. این را تا آخرین نفرشان که افراد مفسد و نا نجیبی بودند از بین خواهد برد.

در رابطه با این که چرا این ها مخصوصاً فقهاء، مفتیان در برابر امام زمان می ایستند؟ برای این که تعدادی از این ها فقیه، روحانی، عمامه به سر و مفتی هستند؛ ولی آدم های متحجر و ظاهر بین و دنبال شهرت و آوازهای بلند هستند، عقل و فکرشان را دست شیطان دادند.

همان طوری که امروز در جامعه مان داریم می بینیم با این که کلام «مقام معظم رهبری»، کلام فصل الخطاب باید باشد اگر این ها واقعاً به قانون اساسی، اسلام و قرآن ملتزم هستند ولی می بینیم مردم خیانت های هشت ساله یا به تعبیری دیگر شانزده ساله این ها را فراموش نکردند.

این هایی که در فتنه 88 برای از بین بردن ولایت فقیه سردمدار فتنه بودند، خون دل به رهبر شهید دادند. در آخر رهبر شهید گفت در طول این هشت سال تعبیر اصلیش یادم نیست واژه جنایت یا خیانت های که کردند حتی بنا بود برجام بد فرجام امضاء نکنند قول دادند ولی رفتند امضاء کردند.

همه اش می گفتند با «مقام معظم رهبری» هماهنگ هستیم ولی بعداً معلوم شد هیچ هماهنگ نیستند. امیدواریم که ان شاء الله جناب آقای «پزشکیان» به آن عِرق مذهبی، ولایی و آذری که دارد از گذشتگان عبرت بگیرد. جمله ای خدمت ایشان می خواهم عرض کنم اگر به گوش ایشان برسد.

ü      بیان توصیه ها و نکاتی به رئیس جمهور اقای پزشکیان

جناب آٔقای «پزشکیان» عزیز طبق فرمایش «مقام معظم رهبری» هرگونه کلماتی که موجب اختلاف و تفرقه در میان امت باشد این را گناه نا بخشودنی می دانیم؛ ولی یک خواهشی هم داریم جنابعالی هم فرمایشاتی را ارائه ندهید که بعضی ها از فرمایشات شما بهره برداری تفرقه داشته باشند. حالا چه افراد مغرض، مریض یا افرادی که آدم های پاکی هستند ولی سخنان شما برای آن ها قابل هضم نیست.

نکته ای را می خواهم خدمت ایشان عرض کنم موقع ورود به ریاست جمهوری، تفألی به قرآن زدید چه آیه آمد؟ آن آیه را خواهش دارم به روح همسرتان که خیلی به او علاقه دارید هر روز آن آیه را مرور کنید.

 شب می خواهید بخوابید آن آیه را مرور کنید در طول مدت چهل و هشت سال هشت، نُه تا رئیس جمهور داشتیم در تمام دنیا حتی «امریکا» رؤسای جمهور گذشته بعد از دوران ریاست جمهوری آبرو دارند حرف برای زدن دارند.

حتی «عربستان سعودی، بحرین و ...» بزرگان گذشته شان وقتی از دنیا می روند با احترام و تجلیل از آن ها یاد می کنند. از میان هشت، نُه تا رئیس جمهوری که داشتیم دو تای از این ها بعد از خودشان را ندیدیم «شهید رجائی و شهید رئیسی» ولی آن های که بعد از دوران ریاست جمهوری شان را دیدیم فقط مقام معظم رهبری بود که جز خوبی و آقایی کسی از او یاد نکرد.

آن چنان آبرو داشت که بعد از ریاست جمهوری شان سی و هفت سال رهبری جامعه را به عهده گرفت.

ولی «بنی صدر» با لباس زنانه از «ایران» ‌فرار کرد. آقای «هاشمی» به آن وضع محبوبیتش را کلاً از دست داد. «خاتمی» سردمدار فتنه 88 بود. «روحانی» بود الان نزدیک به یک میلیون نفر از او شکایت کردند این ها جرأت نمی کنند در خیابان و راهپیمایی ها بیاند یعنی آبرو و حیثیتی در میان مردم ندارند شاید چهار تا اصلاح طلب از آن ها دفاع کنند.

مجری:

دارند دم از مردم می زنند.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله، خواهشم این است به عنوان یک برادر کوچک و هم زبان شما کاری کن که بعد از شما همانند «مقام معظم رهبری» از جنابعالی به خوبی یاد کنند. همانند رؤسای جمهور خائن با بدی نام نبرند، اگر راهپیمایی 22 بهمن و یا روز قدس و ... بود وقتی داخل جمعیت می آیید مردم با دیدن شما به شعف بیایند و خوشحال بشوند.

این خواهش من از جناب آقای «پزشکیان» عزیز هست بنده تقویت این عزیز را واجب و تضعیفش را خلاف شرع می دانم. ولی تقاضا دارم بهانه به دست مردم ندهد.

 دیروز «وزیر محترم نیرو» گفت از فردا برق قطع نمی شود امروز قطعی برق داشتیم به 121 زنگ زدم ایشان گفت اگر برق رفت با ما در تماس باشید. اول صبح بود آقایی خواب آلود برداشت گفت دیشب «وزیر نیرو» گفت دیگر قطعی برق نداریم امشب ساعت قعطی برق را اعلام کردید الان هم با شما بینندگان عزیز صحبت می کنیم برق این منطقه قطع شده است داریم با برق اضطراری کار می کنیم گفت به ما مربوط نیست قطع برق را از «تهران» اعلام می کنند.

جناب آقا «پزشکیان» تقاضا می کنم به وزرایتان بگویید مقداری مستند، مستدل و مؤدب صحبت کنند بهانه به دست افراد ندهند. بگویید یکی، دو هفته تا آخر سال هم قطعی برق داریم شما می گویید با شماره 121 با من تماس بگیرید از آن طرف هیچ کس جوابگو نیست این ها مشکل درست کرده است.

الان وضع دلار ظاهراً از 225 بالا زد هیچ گونه آرامشی در بازار نیست. این کاسب و بازاری بیچاره کند جنسی که دارد می فروشد نمی داند فردا می خواهد بگیرد با چه قیمتی باید بگیرد؟ 250 تومان بگویید ولی این با ثابت نگه دارید.

 در آخر یک گلایه ای از ایشان دارم وزیری که مجلس با قاطعیت استیضاح کرد حضرت مستطاب عالی او را در یک پست کلیدی حساس تر «وزارت اقتصاد» گذاشتید نتیجه همین خواهد شد.

ولذا تقاضای ما از «ریاست محترم جمهوری» باز ارادتم را همین جا اعلام می کنم با تبعیت از رهبر معظم انقلاب هرگونه تفرقه و تضعیف را خلاف شرع بیّن و گناه نابخشودنی می دانیم تقاضا می کنیم خود این بزرگواران بهانه به دست افراد ندهند.

ولذا می بینیم حضرت ولی عصر (ارواحنا فداها) بیاد با افراد متحجر، افرادی که امروز دم از صلح و ... می زنند یکی «صلح حدیبیه» را مطرح می کند یکی رأفت پیغمبر را مطرح می کند و ... اصلاً این ها پیغمبر را شناختند یا نشناختند؟

گمانم صحبت هایی که این آقا دیروز کرده بود پخش شد برای دوستان کم عقل شان بگذارند به او می خندند که این چه طرز صحبت کردن است؟ شما از مسائل مذهبی و مردم حرف می زنید در دوران «برجام»، مذاکرات و ... با این که رهبری مخالف بود آیا در این هشت سال صحبت از مردم زدید یا نه منتقدین خودتان را گفتید به جهنم بروید عقل ندارید حرف هایی که واقعاً از یک فرد عادی بعید بود شما زدید.

 آن زمان حرفی از مردم نزدید از مردم نظر خواهی نکردید که برجام درست است یا درست نیست؟ بتن ریزی کردن مراکز «هسته ای اراک» درست است یا درست نیست؟

همان زمان دوستان «سپاه» از من خواستند به «مرکز هسته ای فردو» رفتیم شش، هفت ساعت آن جا بودیم با دوستان آن جا صحبت کردیم آرامش دادیم داشتند اشک می ریختند تشکیلات «سانتریفیوژ» را به ما نشان می دادند می گفتند خون دل خوردیم به این جا رسیده است الان به ما می گویند همه را تعطیل کنید. آیا آن زمان هم دم از مردم زدید یا نه؟

مجری:

از مردم نظر خواستید؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

از مردم، رهبری و مجلس نظر خواستید؟ یا نه در مجلس هم با همه احترامی که به این آقایان داریم آمد و بدون هیچ مسئله ای تصویب غیر رسمی و خلاف قانون انجام شد. نمی دانم اما آیندگان قضاوت می کنند شما دم از مردم می زنید راست می گویید در راهپیمایی 22 بهمن جلوی مردم تشریف بیاورید.

مجری:

شب های در تجمعات بیایند

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله، این ها را در اقلیت می گویند ولی در 22 بهمن آمار میلیونی حضور دارند در روز قدس مردم حضور میلیونی دارند. شما دم از مردم می زنید کنار مردم بیایید ببینید مردم با شما چه کار می کنند؟

به هرحال این ها همه درد دل توده مردم هست داریم می زنیم حرف خود ما نیست اگر ما باشیم حاضر هستیم بدتر از این هم باشد تحمل می کنیم.

در دوران گذشته سختی های زیادی کشیدم مشکلات سخت مالی به طوری که با نماز و روزه استیجاری زندگی می کردم یادم هست نزدیک به بیست روز شب ها می خواستیم سحری بخوریم نان سنگگ به 4 ریال می گرفتیم ماستی می گرفتیم 6 ریال نصفش را سحری می خوردیم نصفش را هم افطار!

آقای «روحانی» ما با این وضع بزرگ شدیم حاضر هستیم حتی آن هم نباشد آب هم نداشته باشیم با تأسی از امام حسین تحمل می کنیم برای خود ما مهم نیست. خاطره ای عجیبی دارم بعد از ده، بیست روزی که مرتب روزه می گرفتیم خیلی ضعیف شده بودم گفتم «مسجد جمکران» برویم مهمان آقا امام زمان بشویم.

آن زمان تقریباً در ذهنم هست هفده، هجده سالم بیشتر نبود به «جمکران» رفتیم نماز و ... خواندیم دیدیم هیچ خبری نیست بلند شدیم گفتم آقا به تصور این که، این جا پیش شما آمدیم افطار کنیم مثل این که ظاهراً شما ما را قبول ندارید.

خدا را شاهد می گیرم قسم به روح صدیقه طاهره داشتم از مسجد بیرون می آمدم سوار ماشین بشوم دیدم آقایی با زن و بچه شان دارند شام می خورند صدا کرد حاج آقا حاج آقا این جا بیایید.

آن جا رفتیم یک غذایی که در عمرمان نه تنها نخورده بودیم به خواب هم ندیده بودیم بعد از بیست روز گرسنگی کشیدن یک شکمی از عزا در آوردیم گفتم آقا جان ممنونت هستیم اگر بی ادبی کردیم ما را ببخشید!

در هر صورت ...

تنها اگر خود ما باشیم مشکلی ندارد روحانیت ما حقوقی که دارند می گیرند نصف حقوق پاکبان هایی است که خیابان ها را تمیز می کنند. ببینید یک پاکبان در این کشور چقدر حقوق می گیرد؟ یک روحانی چقدر شهریه می گیرد؟ با همه این حال می سازیم ولی توده مردم حد توان خاصی دارند از آن حد توان بگذرد (إِنَّ الْإِنْسَانَ لَيطْغَى)

(كَلَّا إِنَّ الْإِنْسَانَ لَيطْغَى)

چنين نيست (که شما مي ‌پنداريد) به يقين انسان طغيان مي‌ کند،

سوره علق (96): آیه 6

بحث این که افرادی در برابر حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) مقاومت می کنند می گویند یابن الحسن احتیاجی به شما نداریم بر گرد به هر کجا که آمده ای عمده این ها انس گرفتن با بعضی از تفکرات ظاهر بینی و تحجر بوده عده ای از این ها موقعیت اجتماعی خاصی دارند با آمدن حضرت ولی عصر موقعیت اجتماعی شان را از دست می دهند.

حقوق های باد آورده ای دارند مثل شصت میلیون و صد میلیون به بالا دارند بعضی از چیزها در فضای مجازی می آید اصلاً می ترسیم با این وضع گرانی و مشکلاتی که مردم دارند مطرح کنیم.

ü      یکی از علل مقاومت در برابر حضرت مهدی (سلام الله علیه) انس و خو گرفتن با بدعت ها است.

یکی از اساسی ترین چیزی که عده ای که در برابر حضرت مهدی (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) می ایستند انس و خو گیری با بدعت هاست. یک سری مسائلی را به عنوان مذهب و دین قبول می کنند.

 در این جا می خواهم مقداری با دوستان و هم لباس های خودمان صحبت کنم بالای منبر می روند دقت بشود روایتی را می خوانند تلاش کنند همان طوری که امیر المؤمنین فرمود حدیث ما ناسخ و منسوخ دارد. اگر چنان چه منسوخ را دیدید ببینید ناسخش کجا هست؟ بدون دیدن ناسخ، منسوخ را ذکر نکنید.

مطلق و مقید داریم بدون دیدن مقید تمسک به مطلق نکنید. مجمل و مفصل داریم این ها را دقت کنید. مطلق و مخصص داریم ببینید اگر یک روایتی تخصیص خورده و کمر اطلاق شکسته بدون دیدن مخصص به مطلق عمل نکنید. همین بزرگواری که دارد از «نهج البلاغه» در رابطه با صلح صحبت می کند.

حاج آقای «اسماعیلی» یادتان باشد در رابطه با شرایط صلح از دیدگاه امیر المؤمنین یک جلسه خوب «نهج البلاغه» را شخم بزنیم ببینیم امیر المؤمنین برای صلح چه شرایطی را معین کرده است؟ اولین جمله ای که امیر المؤمنین در قضیه صلح دارد می گوید «مالک» صلحی را بپذیر که رضای خدا در آن هست.

آیا امروز صلح با «آمریکا» رضایت خدا در او هست یا نه رضایت شیطان در او هست؟ این چه صلحی است که چندین بار در وسط صلح به کشور ما حمله کردند رهبر و عزیزان ما را شهید کردند مگر شهادت رهبر در دوران صلح نبود؟ وسط مذاکره بود بعضی ها احساس می کنم فکر و عقل شان را از دست دادند!

مجری:

مگر ما رفتیم بجنگیم؟ داشتیم مذاکره می کردیم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

نمی خواهیم دعوا کنیم بیست سال نه، پنجاه سال هم اگر به ما حمله کنند آقای «روحانی» ما دفاع می کنیم. ولی ما با کسی دعوا و جنگ نداریم همان طور که در این 47 سال به هیچ کشوری «جمهوری اسلامی» وارد نشد، به هیچ کشوری نفوذ نکرد و با هیچ کشوری درگیر نشد هشت سال دفاع مقدس نه با «صدام» با کل «اروپا» و «امریکا» جنگیدیم.

در این چهار، پنج ماه گذشته یک مورد نبود ابتدا به یک کشوری حتی به «امریکا و اسرائیل» حمله کرده باشیم همیشه آن ها حمله کردند چرا کلمه دعوا مطرح می کنید؟ ما با «آمریکا و اسرائیل» ارث و موروثی نداریم برویم دعوا کنیم. آن ها دارند به ما حمله می کنند و ما دفاع می کنیم به جای این که بگویید بیست سال دعوا داریم بگویید بیست سال باید دفاع کنیم آن وقت ببینید مردم به شما چه می گویند؟

در هر صورت...

عزیزان ما در نقل روایات و نقل آیات مقداری دقت کنند آیات ناسخ، منسوخ، مقید و مطلق دارد همین که یک آیه را دیدند بالای منبر نروند بگویند چه بسا ضررش از نفعش بیشتر است.

عزیزان مداح ما دقت کنند مطالبی را بگویند که مستند باشد «کبرت الأحمر فی شرائط المنبر» یادم هست زمانی که در «فیضیه» بودیم هنوز ازدواج نکرده بودیم نزدیک سال 50 بود. «کتابخانه فیضیه» می رفتیم «کبرت ‌الأحمر» را مطالعه می کردیم.

این کتاب یکی از کتاب های خیلی خوب است از دوستان همکارم و عزیزان مداح تقاضا می کنم دست شان را می بوسم این کتاب را گیر بیاورید یک دوره از اول تا آخر بخوانید. مرحوم «بیرجندی» از علمای بزرگ ما هست در یکی از فصل هایش ما باید ملتزم باشیم آنی که در تاریخ آمده بگوییم.

بعد ایشان می گوید یکی از مراجع و علماء خواب دید یک مجلس عزائی همراه با جمعیت زیادی هست، رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) دمِ در مجلس نشسته است منبری بالای منبر رفت شروع کرد روضه وداع امام حسین را خواندن گفت امام حسین فرمود: «یا أختَ یا زینب یا أختَ یا زینب یا أخت یا زینب علیکن منی السلام»، رسول اکرم برخواست گفت خطیب، دهانت بشکند امام حسین یک بار گفت «یا أخت یا زینب» چرا سه مرتبه گفتی؟

ما کاری نکنیم فردای قیامت عزیزان روحانی، عزیزان مداح همین روضه خواندن ما هم وسیله رفتن به جهنم ما باشد. موجب شرمندگی ما پیش صدیقه طاهره (سلام الله علیها) باشد!

مجری:

تشکر می کنم این شب ها و روزها عرض کردیم کشور ما و «قم» ما به نامِ نامی حضرت کریمه اهل بیت فاطمه معصومه (سلام الله علیها) مزین هست عزیزان عنایت عزیزان دارید یکی از شخصیت های که حدیث غدیر را نقل کردند حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها) هستند. حضور ایشان در شهر و دیار «قم» و در «ایران»‌ عزیز ما اگر بخواهم دقیق تر بگویم وجود نازنین این خواهر و برادر چه برکاتی برای «ایران» عزیز ما داشته که الحمد لله مهم ترینش بحث ولایت و امامتِ مولای متقیان امیر مؤمنان علی (علیه السلام) است.

اگر امروز گوشه گوشه «ایران» عزیز ما ندای «أشهد أنَّ علیاً ولی الله» سر داده می شود همه این ها به برکت فرزندان موسی ابن جعفر بویژه وجود نازنین امام رضا (علیه السلام) و حضرت فاطمه معصومه (علیها السلام) هست. این عشق، این ارادت و این محبتی که به ساحت نورانی مولای مان امیر المؤمنین دارید گواری وجود همه تان!

(میان برنامه)

مجری:

جانم علي! چقدر لذتبخش و چقدر شیرین است نام مولای متقیان امیر مؤمنان اسد الله الغالب، آقا جان مان علی ابن ابی طالب (سلام الله علیه) برنامه حبل المتین مدتهاست درس های از امامت و ولایت را دارد مطرح می کند.

ما همچنان در محضر استاد گرانقدرمان حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی هستیم، استاد ادامه مطالب تان را بشنویم ان شاء الله اگر فرصت شد سوالات جدید را عرض می کنم باز وقت داشتیم در خدمت مخاطبین هستیم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

یکی از مسائلی که عده ای در برابر حضرت مهدی (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) می ایستند انس با بدعت هاست. یک سری از مطالب اول از شیعه نقل کردیم نسبت به اهل سنت در مقام اعتراض و نقد هم نیستیم آقایان اهل سنت اگر دلیلی برای این دارند به تعبیر «امام» و آیت الله العظمی «خویی» با دلیل قطعی اگر به یک جایی رسیدند فردای قیامت و پیش حضرت ولی عصر هم جواب دارند.

حضرت «امام» در وصینامه سیاسی و الهی خودشان فرمودند اگر چنان چه عوام الناس عذری داشته باشند برای علماء عذری نیست!

 مثلاً یکی از چیزهایی که واقعاً با آمدن حضرت مهدی، مردم شاید در برابرش بایستند انس این ها به بدعتهاست. دو مدرک از شیعه نقل می کنم کتاب «کافی»، جلد 8، صفحه 36، حدیث 21 حضرت در این جا نسبت به بدعت هایی که زمان گذشته بود می فرماید:

«وَ اللَّهِ لَقَدْ أَمَرْتُ النَّاسَ أَنْ لَا يَجْتَمِعُوا فِي شَهْرِ رَمَضَانَ إِلَّا فِي‏ وَ اللَّهِ لَقَدْ أَمَرْتُ النَّاسَ أَنْ لَا يَجْتَمِعُوا فِي شَهْرِ رَمَضَانَ إِلَّا فِي‏ فَرِيضَةٍ وَ أَعْلَمْتُهُمْ أَنَّ اجْتِمَاعَهُمْ فِي النَّوَافِلِ بِدْعَةٌ فَتَنَادَى بَعْضُ أَهْلِ عَسْكَرِي مِمَّنْ يُقَاتِلُ مَعِي يَا أَهْلَ الْإِسْلَامِ غُيِّرَتْ سُنَّةُ عُمَرَ يَنْهَانَا عَنِ الصَّلَاةِ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ تَطَوُّعاً وَ لَقَدْ خِفْتُ أَنْ يَثُورُوا فِي نَاحِيَةِ جَانِبِ عَسْكَرِي‏»

الكافي ( ط- الإسلامية)؛ نويسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق‏؛ محقق / مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الإسلامية، تهران‏: 1407 ق‏، ج8، ص 36، ح21

قسم به خدا به مردم گفتم در ماه رمضان نماز تراویح نخوانید نماز تراویح بدعت است «فَتَنَادَى بَعْضُ أَهْلِ عَسْكَرِي مِمَّنْ يُقَاتِلُ مَعِي» آن های که در سپاه خود من بودند فریاد بر آوردند «يَا أَهْلَ الْإِسْلَامِ غُيِّرَتْ سُنَّةُ عُمَرَ» علی، سنت عمر را تغییر داد «يَنْهَانَا عَنِ الصَّلَاةِ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ تَطَوُّعاً» علی به ما می گوید ماه رمضان نماز مستحبی نخوانید.

علی نگفت نماز مستحبی نخوانید؛ نماز مستحبی را با جماعت نخوانید این یک مدرک.

 مدرک دیگری در کتاب «تهذیب شیخ طوسی» که جزء کتب اربعه شیعه هست در جلد 3، صفحه 70 عزیزان دقت کنند می گوید حضرت امیر وقتی به «کوفه» آمد «أَمَرَ الْحَسَنَ بْنَ عَلِيٍّ(سلام الله علیه) أَنْ يُنَادِيَ فِي النَّاسِ لَا صَلَاةَ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ فِي الْمَسَاجِدِ جَمَاعَةً»

«عَلِيُّ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ الْمَدَائِنِيِّ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (سلام الله علیه) قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الصَّلَاةِ فِي رَمَضَانَ فِي الْمَسَاجِدِ قَالَ لَمَّا قَدِمَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ(سلام الله علیه) الْكُوفَةَ أَمَرَ الْحَسَنَ بْنَ عَلِيٍّ (سلام الله علیه) أَنْ يُنَادِيَ فِي النَّاسِ لَا صَلَاةَ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ فِي الْمَسَاجِدِ جَمَاعَةً فَنَادَى فِي النَّاسِ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ (سلام الله علیه) بِمَا أَمَرَهُ بِهِ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (سلام الله علیه) فَلَمَّا سَمِعَ النَّاسُ مَقَالَةَ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ صَاحُوا وَا عُمَرَاهْ وَا عُمَرَاهْ فَلَمَّا رَجَعَ الْحَسَنُ إِلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ (سلام الله علیه) قَالَ لَهُ مَا هَذَا الصَّوْتُ فَقَالَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ النَّاسُ يَصِيحُونَ وَا عُمَرَاهْ وَا عُمَرَاهْ فَقَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (سلام الله علیه) قُلْ لَهُمْ صَلُّوا.»

تهذيب الأحكام (تحقيق خرسان)؛ نویسنده: طوسى، محمد بن الحسن، ناشر: دار الكتب الإسلاميه، محقق/ مصحح: خرسان، حسن الموسوى‏، ج3، ص70

علی خلیفه پیغمبر یا خلیفه منتخب مسلمین است (حداقل این است) به امام حسن دستور داد برو به مردم بگویید ماه رمضان نماز نافله رمضان را با جماعت نخوانید. تراویح انجام نشود امام مجتبی در میان مردم آمد به آن چه که امیر المؤمنین امر کرده بود گفت «فَلَمَّا سَمِعَ النَّاسُ مَقَالَةَ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ» صدای امام حسن را مردم شنیدند «صَاحُوا» فریاد بر آوردند.

«وَا عُمَرَاهْ وَا عُمَرَاهْ» ای وای عمر از بین رفت عمر از بین رفت وقتی امام حسن خدمت امیر المؤمنین گفت امیر المؤمنین پرسید سر و صداها برای چه بود؟ عرضه داشت مردم صدا می زدند وا عمرا وا عمرا، «فَقَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (سلام الله علیه) قُلْ لَهُمْ صَلُّوا.» به این ها بگویید نمازشان را بخوانند هر کاری می خواهند بکنند وظیفه ام بود بگویم نماز تراویح بدعت است.

وقتی حضرت ولی عصر بیاید یک دفعه به همه مسلمانان اعلام کند نماز تراویح بدعت است همان طوری که امیر المؤمنین اعلام کرد مردم چه برخوردی با امام زمان خواهند داشت؟ امام زمان، حضرت امیر نیست که به امام حسن بگوید برو بگو نماز تراویح بخوانید.

حضرت مهدی (ارواحنا فداه) ابلاغ، شمشیر و قتل هست هیچ حرف دیگری ندارد.

اگر امیر المؤمنین (سلام الله علیه) بدعت می گوید یا «شیخ طوسی» بدعت می گوید کتاب «صحیح بخاری» هست ما هم ننوشتیم «محمد ابن اسماعیل بخاری – متوفای 256» یک سال بعد از ولادت حضرت مهدی (ارواحنا فداه) «صحیح بخاری»، چاپ بیت الأفکار الدولیة «عربستان سعودی»

«عبد الرحمن ابن ...» می گوید با عمر ابن الخطاب ماه رمضان به مسجد رفتیم مردم متفرق بودند هر کس نماز خودش را می خواند عمر برگشت گفت اگر مردم با پیش نمازی «أبی ابن کعب» نماز جماعت بخوانند خوب است. فردا دید مردم دارند نماز مستحبی ماه رمضان را به امامت «أبی ابن کعب» دارند می خوانند.

«قال عُمَرُ نِعْمَ الْبِدْعَةُ هذه وَالَّتِي يَنَامُونَ عنها أَفْضَلُ من التي يَقُومُونَ يُرِيدُ آخِرَ اللَّيْلِ وكان الناس يَقُومُونَ أَوَّلَهُ»

الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج2، ص707، ح1906

چه بدعت خوبی است.

مجری:

بدعت مگر خوب است؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

مگر شما نمی گویید:

«كُلُّ بِدْعَةٍ ضَلَالَةٌ وَ كُلُّ ضَلَالَةٍ فِي النَّارِ»

تفصيل وسائل الشيعة إلى تحصيل مسائل الشريعة؛ شيخ حر عاملى، محمد بن حسن، ناشر: مؤسسة آل البيت عليهم السلام، محقق/ مصحح: مؤسسة آل البيت عليهم السلام، ج8، ص235، ح 10829- 5

جالب این که «صحیح بخاری» به نقل از «ابو هریره» روایتی دارد:

«حدثنا عبد اللَّهِ بن يُوسُفَ أخبرنا مَالِكٌ عن بن شِهَابٍ عن حُمَيْدِ بن عبد الرحمن عن أبي هُرَيْرَةَ رضي الله عنه أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم قال من قام رَمَضَانَ إِيمَانًا وَاحْتِسَابًا غُفِرَ له ما تَقَدَّمَ من ذَنْبِهِ قال بن شِهَابٍ فَتُوُفِّيَ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم وَالْأَمْرُ على ذلك ثُمَّ كان الْأَمْرُ على ذلك في خِلَافَةِ أبي بَكْرٍ وَصَدْرًا من خِلَافَةِ عُمَرَ رضي الله عنهما»

الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج 2، ص 707، ح1905

 می گوید زمان پیغمبر، مردم نماز مستحبی را به جماعت نمی خواندند، نماز تراویحی نبود «فَتُوُفِّيَ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم وَالْأَمْرُ على ذلك»، پیغمبر از دنیا رفت نماز تراویحی نبود «ثُمَّ كان الْأَمْرُ على ذلك في خِلَافَةِ أبي بَكْرٍ»، سه سال خلافت ابی بکر هم نماز تراویح نداشتیم «وَصَدْرًا من خِلَافَةِ عُمَرَ»، و بخشی از دوران خلافت عمر ابن الخطاب هم نماز تراویح نبود. ما نمی گوییم خودشان دارند می گویند.

همچنین در کتاب «صحیح مسلم»:

«وحدثنا عبد بن حُمَيْدٍ أخبرنا عبد الرَّزَّاقِ أخبرنا مَعْمَرٌ عن الزُّهْرِيِّ عن أبي سَلَمَةَ عن أبي هُرَيْرَةَ قال كان رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم يُرَغِّبُ في قِيَامِ رَمَضَانَ من غَيْرِ أَنْ يَأْمُرَهُمْ فيه بِعَزِيمَةٍ فيقول من قام رَمَضَانَ إِيمَانًا وَاحْتِسَابًا غُفِرَ له ما تَقَدَّمَ من ذَنْبِهِ فَتُوُفِّيَ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم وَالْأَمْرُ على ذلك ثُمَّ كان الْأَمْرُ على ذلك في خِلَافَةِ أبي بَكْرٍ وَصَدْرًا من خِلَافَةِ عُمَرَ على ذلك»

صحيح مسلم؛ اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري الوفاة: 261، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ج1، ص523، ح759

در زمان ابوبکر، نماز تراویح نبود بخشی از خلافت عمر هم نماز تراویح نبود.

در کتاب «شرح نووی» بر «صحیح مسلم» همین تعبیر را دارد می گوید:

«واجتمعت الأمة على أن قيام رمضان ليس بواجب بل هو مندوب قوله فتوفي رسول الله صلى الله عليه وسلم والأمر على ذلك ثم كان الأمر على ذلك في خلافة أبي بكر وصدرا من خلافة عمر معناه استمر الأمر هذه المدة على أن كل واحد يقوم رمضان في بيته منفردا حتى انقضى صدرا من خلافة عمر ثم جمعهم عمر على أبي بن كعب فصلى بهم جماعة واستمر العمل على فعلها جماعة»

صحيح مسلم بشرح النووي؛ اسم المؤلف: أبو زكريا يحيى بن شرف بن مري النووي الوفاة: 676، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت - 1392، الطبعة: الطبعة الثانية، ج6، ص40

این که زمان رسول الله و خلافت ابوبکر و بخشی از خلافت عمر نبود:

«معناه استمر الأمر هذه المدة على أن كل واحد يقوم رمضان في بيته منفردا»، مردم در خانه هایشان نماز مستحبی و نافله ماه رمضان را می خواندند. «حتى انقضى صدرا من خلافة عمر»، چند سالی از خلافت عمر گذشت عمر، «أبی ابن کعب» را به مسجد آورد گفت مردم نماز مستحبی تان را پشت سر «أبی ابن کعب» بخوانید.

 این را هم ما نمی گوییم خودشان می گویند.

 جالب این که «سنن کبری بیهقی» دارد:

«عن مجاهد عن عبد الله بن عمر قال قال له رجل أصلي خلف الإمام في رمضان قال يعني بن عمر أليس تقرأ القرآن قال نعم قال أفتنصت كأنك حمار صل في بيتك»

سنن البيهقي الكبرى؛ اسم المؤلف: أحمد بن الحسين بن علي بن موسى أبو بكر البيهقي الوفاة: 458، دار النشر: مكتبة دار الباز - مكة المكرمة - 1414 - 1994، تحقيق: محمد عبد القادر عطا، ج2، ص494

«مجاهد» از «عبد الله عمر» سوال کرد: «أصلي خلف الإمام في رمضان»، آقای «عبد الله عمر» ماه رمضان پشت سر امام جماعت نماز تراویح بخوانم؟ «قال يعني بن عمر أليس تقرأ القرآن قال نعم» آیا نمی خواهی قرآن بخوانی؟ گفت چرا می‌خوانم! «قال أفتنصت كأنك حمار صل في بيتك»، می خواهی پشت سر امام مثل الاغ ساکت باشی و حرف نزنی؟!

 اگر ما این روایت را در کتاب «کافی، تهذیب، وسائل» داشتیم علمای اهل سنت گلایه می کردند وهابی ها هم آسمان را بر سر شیعه خراب می کردند. می گوید « » می خواهی ساکت باشی او قرآن بخواند تو هم مثل الاغ هیچ حرفی نزنی؟ «صلِ فی بیتک» برو خانه ات نماز بخوان!

«مصنف ابن ابی شیبه»، جلد 8 همین تعبیر را دارد «عبد الله عمر» گفت می خواهی پشت سر امام نماز بخوانی؟

«حدثنا وَكِيعٌ عن سُفْيَانَ عن مَنْصُورٍ عن مُجَاهِدٍ قال سَأَلَ رَجُلٌ بن عُمَرَ أَقُومُ خَلْفَ الإِمَام في شَهْرِ رَمَضَانَ فقال تُنْصِتُ كَأَنَّك حِمَارٌ»

الكتاب المصنف في الأحاديث والآثار؛ اسم المؤلف: أبو بكر عبد الله بن محمد بن أبي شيبة الكوفي الوفاة: 235، دار النشر: مكتبة الرشد - الرياض - 1409، الطبعة: الأولى، تحقيق: كمال يوسف الحوت، ج2، ص166

مثل الاغ یک جا ایستادی نمی خواهی تکان بخوری و حرف نمی خواهی بزنی؟ ببینید این چیزهایی است که آقایان آوردند ما نمی گوییم حضرت مهدی (ارواحنا فداه) وقتی تشریف بیاورد می گوید نماز تراویح بدعت است، مردم و فقهاء چه برخوردی دارند؟ «مفتی اعظم عربستان» چه برخوردی دارد؟ آیا در برابر حضرت مهدی نمی ایستد نمی گوید از هر کجا آمدی برو نیازی به شما نداریم.

مسائل دیگر زیاد داریم فقط یکی، دو نمونه می خواهم عرض کنم کتاب «صحیح مسلم» در رابطه با متعه (عقد موقت) دارد:

«وحدثنا الْحَسَنُ الْحُلْوَانِيُّ حدثنا عبد الرَّزَّاقِ أخبرنا بن جُرَيْجٍ قال قال عَطَاءٌ قَدِمَ جَابِرُ بن عبد اللَّهِ مُعْتَمِرًا فَجِئْنَاهُ في مَنْزِلِهِ فَسَأَلَهُ الْقَوْمُ عن أَشْيَاءَ ثُمَّ ذَكَرُوا الْمُتْعَةَ فقال نعم اسْتَمْتَعْنَا على عَهْدِ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم وَأَبِي بَكْرٍ وَعُمَرَ»

**

«حدثني محمد بن رَافِعٍ حدثنا عبد الرَّزَّاقِ أخبرنا بن جُرَيْجٍ أخبرني أبو الزُّبَيْرِ قال سمعت جَابِرَ بن عبد اللَّهِ يقول كنا نَسْتَمْتِعُ بِالْقَبْضَةِ من التَّمْرِ وَالدَّقِيقِ الْأَيَّامَ على عَهْدِ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم وَأَبِي بَكْرٍ حتى نهى عنه عُمَرُ في شَأْنِ عَمْرِو بن حُرَيْثٍ»

صحيح مسلم بشرح النووي؛ اسم المؤلف: أبو زكريا يحيى بن شرف بن مري النووي الوفاة: 676، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت - 1392، الطبعة: الطبعة الثانية، ج2، ص1023، ح1405

«جابر ابن عبد الله» می گوید: «اسْتَمْتَعْنَا على عَهْدِ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم وَأَبِي بَكْرٍ وَعُمَرَ»، «نَسْتَمْتِعُ بِالْقَبْضَةِ من التَّمْرِ وَالدَّقِيقِ» زن ها را با یک مشت خرما، با یک مشت آرد صیغه می کردیم آن زمان پول نقد نبود مردم خانه شان آرد، گندم، خرما یا سیب زمینی داشتند می آوردند.

 «علی عهد رسول الله و أبی بکر» در زمان پیغمبر و ابوبکر هم متعه می کردیم «حتى نهى عنه عُمَرُ في شَأْنِ عَمْرِو بن حُرَيْثٍ»، عمر در رابطه با قضیه «عمرو ابن حریث» نهی کرد گفت هیچ کس حق ندارد بعد از این، زن ها را متعه کند.

آقای اسماعلی می دانید «عمرو ابن حریث» کیست؟ همان کسی است وقتی دست و پای «میثم تمار» را قطع کردند بالای درخت آویزان کردند به مردم گفت مردم، چند لحظه ای که زنده هستم بیایید در رابطه با علی با شما حرف بزنم.

سخنان «میثم» در حالی که خون از دست و پایش می رفت مردم را جوشاند همین «عمرو ابن حریث» دوان دوان پیش «عبید الله» آمد گفت «عبید الله» اگر «میثم تمار» به سخنرانیش ادامه بدهد مردم شورش می کنند دار الأماره را هم تصرف می کنند. «عبید الله» ‌دستور داد بروید زبان «میثم» را ببرید.

همین آقا (عمرو ابن حریث) یک زنی را صیغه کرد زن حامله شد زن را رها کرد، وقتی خبر به گوش عمر ابن الخطاب رسید گفت دیگر هیچ کس بعد از این نباید صیغه کند، هر کس صیغه کند شلاقش می زنم. الان هم در کشورهای اسلامی قانونی مدنی شان هست اگر کسی زنی را موقت صیغه کند حد رجم (زنا) به او می زنند!

مجری:

یعنی حلال را عملاً‌ به همین سادگی حرام کرد

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله

«مُتْعَتَانِ كَانَتَا على عَهْدِ رسول اللَّهِ وأنا أنهى عنهما وَأُعَاقِبُ عَلَيْهِمَا مُتْعَةُ النِّسَاء وَمُتْعَةُ الْحَجِّ»

المحلى؛ اسم المؤلف: علي بن أحمد بن سعيد بن حزم الظاهري أبو محمد، دار النشر: دار الآفاق الجديدة - بيروت، تحقيق: لجنة إحياء التراث العربي؛ ج 7، ص 107

مردی خیانت و خلاف شرعی کرد مگر به خاطر یک خلافکار باید در مسجد را بست؟ «عمرو ابن حریث» را وادار کنید حکومت هم دست شما هست شلاقش بزنید و زندانش کنید مجبورش کنید تربیت این بچه را به عهده بگیرد.

 «المغنی ابن قدامه مقدسی» از کتاب های معتبر فقهی آقایان «حنابله» هست دارد:

«وَرُوِيَ أَنَّ عُمَرَ قَالَ: مُتْعَتَانِ كَانَتَا عَلَى عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ أَفَأَنْهَى عَنْهُمَا، وَأُعَاقِبُ عَلَيْهِمَا؛ مُتْعَةُ النِّسَاءِ، وَمُتْعَةُ الْحَجِّ»

الكتاب: المغني؛ المؤلف: أبو محمد موفق الدين عبد الله بن أحمد بن محمد، الشهير بابن قدامة المقدسي (المتوفى: 620هـ)، ج15، ص254

در زمان پیغمبر دو متعه بود «متعة الحج» و «متعة النساء» من نهی می کنم اگر کسی بخواهد مرتکب بشود عقابش می کنم.

همچنین «مبسوط سرخسی» همین را دارد در «صحیح مسلم» خیلی واضح در حدیث 1217 می گوید:

«فَمَنْ أُوتَى بِرَجُلٍ نَكَحَ امْرَأَةً إلى أَجَلٍ إلا رَجَمْتُهُ بِالْحِجَارَةِ»

صحيح مسلم بشرح النووي؛ اسم المؤلف: أبو زكريا يحيى بن شرف بن مري النووي الوفاة: 676، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت - 1392، الطبعة: الطبعة الثانية، ج2، ص885، ح1405، ح1217

هر کس زنی را متعه کند سنگسارش می کنم از این بهتر؟

در «سنن کبریٰ»، جلد 7، صفحه 335 تعبیرش این است:

«وإنهما كانتا متعتان على عهد رسول الله صلى الله عليه وسلم وأنا أنهي عنهما وأعاقب عليهما إحداهما متعة النساء ولا أقدر على رجل تزوج امرأة إلى أجل إلا غيبته بالحجارة والأخرى متعة الحج أفصلوا حجكم من عمرتكم فإنه أتم لحجكم وأتم لعمرتكم»

سنن البيهقي الكبرى؛ اسم المؤلف: أحمد بن الحسين بن علي بن موسى أبو بكر البيهقي الوفاة: 458، دار النشر: مكتبة دار الباز - مكة المكرمة - 1414 - 1994، تحقيق: محمد عبد القادر عطا، ج7، ص206

جناب عمر گفت هر کس زنی را صیغه کند «إلا غيبته بالحجارة»، به قدری سنگسارش می کنم زیر سنگ ها مخفی بماند.

 آقا ولی عصر الان آمد می گوید ایها الناس متعه جایز هست فقهای اهل سنت فتوا داده اند یک عمری مفتیان شان فتوا دادند و مردم هم به فتوای او عمل کردند چه برخوردی با حضرت دارند؟

یکی از عواملی که فقهاء در برابر حضرت می ایستند انس گرفتن این ها با بدعت هاست!

نکته پایانی را عرض کنم خیلی هم به ما ایراد می گیرند بحث «حی علی خیر العمل» است می گویند از بدعت های شیعه است. من کاری با مصادر شیعه ندارم شاید نزدیک به پنجاه بلکه بیشتر روایت از رسول اکرم و ائمه (علیهم السلام) در رابطه با «حی علی خیر العمل» داریم.

 حتی راوی می گوید دیدم «سلمان و ابوذر» موقع اذان «حی علی خیر العمل» می گویند.

خدمت پیغمبر رفتم گفتم یا رسول الله چیزهای عجیب و غریبی شنیدم گفت چه شنیدی؟ گفت در اذان «حی علی خیر العمل» گفتند رسول الله گفت همین طور هست کار درستی کردند. کاری با مصادر شیعه نداریم.

 «نِیل الأوطار شوکانی – متوفای 1250» از علمای بزرگ اهل سنت وهابی هم هست ایشان از بزرگان شان نقل می کند:

«وقد صَحَّ لنا أَنَّ حَيَّ على خَيْرِ الْعَمَلِ كانت على عَهْدِ رسول اللَّهِ يُؤَذَّنُ بها ولم تُطْرَحْ إلَّا في زَمَنِ عُمَرَ»

نيل الأوطار من أحاديث سيد الأخيار شرح منتقى الأخبار؛ اسم المؤلف: محمد بن علي بن محمد الشوكاني الوفاة: 1255، دار النشر: دار الجيل - بيروت – 1973، ج 2، ص 19

«حی علی خیر العمل» در زمان پیغمبر بود در اذان می گفتند «ولم تُطْرَحْ إلَّا في زَمَنِ عُمَرَ»، فقط زمان عمر «حی خیر العمل» را حذف کردند؛ ولذا آقایان به همین شکل دارند.

 باز در «نِیل الأوطار» دارد بر این که:

«أَخْرَجَ الْبَيْهَقِيُّ في سُنَنِهِ الْكُبْرَى بِإِسْنَادٍ صَحِيحٍ عن عبد اللَّهِ بن عُمَرَ أَنَّهُ كان يُؤَذِّنُ بِحَيَّ على خَيْرِ الْعَمَلِ أَحْيَانًا»

نيل الأوطار من أحاديث سيد الأخيار شرح منتقى الأخبار؛ اسم المؤلف: محمد بن علي بن محمد الشوكاني الوفاة: 1255، دار النشر: دار الجيل - بيروت – 1973، ج 2، ص 19

«عبد الله عمر» بعضی وقت ها برای این که کار درست بشود «حی علی خیر العمل» می گفت.

 «سنن کبریٰ بیهقی»،‌ جلد 8، صفحه 317 به سند صحیح از «عبد الله عمر» ایشان «حی خیر العمل» می گفت. «ابن حزم اندسی» در «محلیٰ»، جلد 3، صفحه 160

«وقد صَحَّ عَنِ ابْنِ عُمَرَ وَأَبِي أُمَامَةَ بن سَهْلِ بن حُنَيْفٍ أَنَّهُمْ كَانُوا يَقُولُونَ في أَذَانِهِمْ حَيَّ على خَيْرِ الْعَمَلِ»

المحلى؛ اسم المؤلف: علي بن أحمد بن سعيد بن حزم الظاهري أبو محمد الوفاة: 456، دار النشر: دار الآفاق الجديدة - بيروت، تحقيق: لجنة إحياء التراث العربي، ج3، ص160

«عبد الله عمر» و «ابو امامه، سهل ابن حنیف» در اذان شان «حی علی خیر العمل» ‌می گفتند الان چطور؟ باز دارد امام سجاد (سلام الله علیه) در اذانش «حی علی خیر العمل» می گفت.

الان حضرت مهدی (ارواحنا فداه) آمد بگوید باید در اذان و اقامه تان حی علی خیر العمل» بگویید فقهاء چه کار می کنند؟ در برابرش می ایستند می گویند از هر کجا که آمدی بر گرد احتیاجی به تو و بنی فاطمه نداریم.

امثال این قضایا زیاد است خدا بیامرزد مرحوم «شرف الدین» را ایشان در «النص و الإجتهاد» 97 مورد از بدعت هایی که از زمان آقای ابوبکر تا معاویه بر خلاف دستور پیغمبر انجام شد همه را از منابع اهل سنت آورد از شیعه هم نیاورده است. اگر فرصت بود بعضی از قسمت هایش را می آورم ببینید این نود و هفت مورد اجتهاد در برابر این است پیغمبر چیزی فرموده فقهاء امروز چیز دیگری می گویند.

«یستأنف اسلامً جدیداً» وقتی حضرت مهدی (ارواحنا فداه) بیاید نود و هفت مورد فقط در یک جا بگوید همه این ها بدعت است باید کنار بگذارید اسلام نبوی و محمدی این نیست فقها چه کار می خواهند بکنند؟

 شاید در میان شیعه هم مواردی باشد هیچ انکار نمی کنیم نمی گوییم هر چه فقهای ما گفته اند وحی منزل است بی پرده بگویم.

مجری:

فقهای ما این طور نیست بخواهند مخالفت بکنند.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله، از یک ادله شرعیه کتاب، عقل، سنت و اجماع این را استنباط کرده است حضرت مهدی (ارواحنا فداه) می آید می گوید این استنباط تو اشتباه بوده. اگر یک فقیهی در برابر حضرت مهدی بایستد همان طوری که حضرت با فقهای مثلاً وهابی برخورد می کند با فقهای شیعه هم برخورد می کند برای حضرت تفاوتی ندارد.

آن اسلام اصیل «یستأنف اسلامً جدیداً» ولی خودمان می گوییم ما مصوبه نیستیم مقطعه هستیم آقایان مراجع ما استنباط می کنند اگر چنان چه این ها نظرشان با واقع درست بود خدای عالم دو پاداش به این ها می دهد. اگر خلاف بود «و مَن أخطأ فله أجر واحد» اگر در استنباط حکم هم اشتباه کردند یک پاداش به خاطر استنباط دارند!

ولی فردا حضرت بیاید کاری ندارد می گوید اینی که استنباط کردی اشتباه بوده، این روایتی که استنباط کردی این روایت از نظر صحت فاقد صحت هست، اگر یک فقیهی در برابر حضرت خدای ناکرده بایستد حضرت ملاحظه ای ندارد.

 ولذا این که داریم بعضی از فقهاء در برابر حضرت می ایستند نرسیدیم روایت را بخوانیم ان شاء الله جلسه بعد اول بحث این روایت ها را می خوانیم روایت های خیلی تکان دهنده هست. واقعا این روایت ها را می بینم به خودم می لرزم فردا که حضرت مهدی بیاید شروع کند قزوینی این کار و این کارت اشتباه است...

 بارها گفتم سال 60 یا 61 اولین جلسه ای که خدمت آیت الله «سید عبد الکریم کشمیری» رسیدیم وارد اتاق ایشان شدیم اولین جمله ایشان این بود این بچه چه گناهی کرد بر سرش داد کشیدی؟ آن موقع محمد هادی ما 4- 5 ساله بود مدام اصرار می کرد بابا من هم می آیم داد زدم در را بستم.

 نشستیم ایشان شروع کرد این کار و این کار را می کنی این کارت درست است و این کارت نادرست است و ... احساس کردم ایشان شاید بیست سال شبانه روز با من بود برایم عجیب بود یکی از حساس ترین دوران زندگی هفتاد ساله ام بود.

بعد از آن چند سالی ساعت 3 بعد از ظهر خدمت ایشان می رفتم ایشان صحبت می کرد ولی خدای عالم این توفیق را به ما داده بود وقتی می گفت می دانستیم ایشان دارای چشم برزخیه هست حقایق را می بیند.

 حتی بعضی از مسائل را در آینده گفت قطعاً آن ها را دیدیم. همه مرید «امام» بودند کلمه مُرید شاید صحیح نباشد امام دوست و عاشق آقای «کشمیری» بود.

آقای «صانعی» بیت رهبری می گفت این همه شخصیت ها، مراجع و سلاطین خدمت «امام» آمدند ندیدیم «امام» برای کسی به اندازه آیت الله «کشمیری» احترام قائل بشود.

 دو یا سه بار خواست بلند شود برود «امام» از عبایش گرفت گفت سید چند لحظه دیگر هم با ما بنشین، البته سوال کردم چه صحبتی با «امام» کردید مطالبی را گفت که الان دیگر وقت گفتنش نیست.

مجری:

خیلی ممنون و متشکرم بخش پایانی برنامه است در خدمت مخاطبین برنامه هستیم، آقای «رضایی» از «کرمانشاه» سلام به شما بفرمایید.

ü      تماس بینندگان برنامه

بیننده: (آقای رضایی از کرمانشاه – شیعه)

سلام و عرض ادب محضر استاد آیت الله قزوینی و مجری محترم آقای اسماعیلی، یکی از علمای پیرو مکتب اهل بیت آیت الله «سید کمال حیدری» ایشان درباره نواب اربعه و توقیعات امام زمان تقریباً شبهه ای انداختند و مناقشه ای در نواب و توقیعات دادند. ایشان می گوید نواب اربعه، سفرای امام نامه های از امام آوردند شما می گویید من به نواب اعتماد دارم اما آیا نواب معصوم بودند؟ اگر معصوم نبودند ممکن است اشتباه کنند.

می گوید من نمی گویم آنان عمداً دروغ گفتند هرگز اما حتی شخص مورد اعتماد نیز ممکن است اشتباه کند حتی در بالاترین درجه وثاقت! ایشان می گوید این که سفرا این نامه ها را از حضرت امام دریافت کردند از کجا دست خط امام زمان را می شناسند که بگویند این نامه از امام زمان است؟ یعنی باید شخص پیش امام بوده و دید که امام چنین دست خطی دارد و آن شخص کاملاً موثق بوده باشد و این که احتمال جعل دست خط از سوی حکومت عباسیان نبوده باشد.

مجری:

خیلی ممنونم سوال تان را دریافت کردیم چون وقت مان محدود است ان شاء الله سوال های بعدی در برنامه های بعدی خدمت تان هستیمتماس بعدی آقای «محمدی» از «اصفهان» سلام به شما (قطع شد) تماس بعدی آقا «امین» از «تهران» سلام به شما بفرمایید

بیننده: (آقا امین از تهران – شیعه)

سلام عرض می کنم حاج آقا می شود یک روایتی از اهل سنت یا شیعیان باشد نشان بدهید خیلی برایم مهم نیست جفتش بود چه بهتر که خود پیغمبر چطوری اذان می گفت؟ هر چه می گفت یا نمی گفت یا اصلاً پیغمبر اذان می گفت؟

مجری:

خدا حافظ شما یا علی مدد. تماس آقای «محمدی» از «اصفهان» وصل شده سلام به شما بفرمایید

بیننده: (آقای محمدی از اصفهان – شیعه)

سلام علیکم خدمت مجری محترم و همچنین حضرت ایت الله قزوینی درود بر شما و خدا قوت، حضرت استاد سوالم این هست نمی دانم بدعت هست یا خیر جنابعالی توضیح بفرمایید این که سود فروشنده را از خریدار بگیرند به نام ارزش افزوده در زمان کدام ریاست جمهوری انجام شد علما درباره اش نظری ندادند آیا درست است؟ اگر صلاح می دانید توضیح بفرمایید

مجری:

آقای «محمدی» فکر می کنم جنبه احکام دارد این سوال را در برنامه احکامی مطرح کنید.

آقای محمدی:

اجازه نمی دهید حضرت استاد نظرشان را بفرمایند؟

مجری:

عرض کردم سوال تان جنبه احکامی دارد

آقای محمدی:

جناب آقای «اسماعیلی» هم سیاسی،‌ هم اقتصادی هست

مجری:

سوال تان مبهم بود بحث سیاسی در گذشته است خیلی ارتباطی با برنامه ما ندارد در هر صورت ممنونیم از شما؛ یک بار دیگر سوال تان را بفرمایید

آقای محمدی:

گرفتنِ سود فروشنده از خریدار تحت عنوان ارزش افزوده چیزی هست که در کشور ما رایج است علمای شیعه هم سکوت کردند چند سالی هست دارد انجام می شود این سوال را باید بدون رو در بایسی بپرسیم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

جناب آٔقای «محمدی» عزیز اگر چنان چه مسئله ای در «مجلس» مصوب شد «شورای نگهبان» تأیید کرده این را مسئله شرعی می دانیم. اگر یک مجتهدی خلافش فتوا بدهد و ... آن شخص باید به نظر مجتهد خودش مراجعه کند ولی از نظر حکومتی اگر حاکم اسلامی، ولی فقیه یک حکمی داد همه فقهاء ولو بر خلاف نظر فقه ایشان باشد ملزم به اجرا هستند.

شما می توانید در مسئله احکام حاج آقای «وحید پور»‌ هستند سوال نظر فقهاء را دانه دانه بپرسید. ایشان ماشاء الله دائرة المعارف فقه شیعه و احکام هستند.

 ولی قانونش این است «امام» فرمود خلاف قانون، خلاف شرع است آقایان مراجع هم عمدتاً می گوید خلافت قانون، خلاف شرع است.

الا این که به نظر یک مرجعی یک جایی خلاف شرع بیّن باشد آن مرجع خودش می داند مشروط بر این که نظر ولی فقیه را تخطئه کند ادله او را مخدوش کند بتواند به فتوای خودش عمل کند.

مجری:

آقای «رضایی» از «کرمانشاه» در مورد صحبتی که «سید کمال حیدری» در خصوص نواب اربعه امام زمان (علیه السلام) مطرح کرد که ممکن است آن ها اشتباه کنند اصلاً آن نامه ها را از جا می آوردند مگر دست خط امام را می شناختند؟ آیا اصلاً با امام ارتباط داشتند و نامه را مستقیم از امام می گرفتند؟

ü      پاسخ بیننده در مورد شبهه پیرامون نواب اربعه و توقیعات حضرت

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

اولاً بر این که نواب اربعه وقتی خود امام می فرماید:

«الْعَمْرِيُّ وَ ابْنُهُ ثِقَتَانِ فَمَا أَدَّيَا إِلَيْكَ عَنِّي فَعَنِّي يُؤَدِّيَانِ وَ مَا قَالا لَكَ فَعَنِّي يَقُولَانِ فَاسْمَعْ لَهُمَا وَ أَطِعْهُمَا فَإِنَّهُمَا الثِّقَتَانِ الْمَأْمُونَانِ‏»

الكافي (ط - الإسلامية)، نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج1، ص330، بَابٌ فِي تَسْمِيَةِ مَنْ رَآهُ‏‏، ح1

«الْعَمْرِيُّ وَ ابْنُهُ ثِقَتَانِ» نایب اول، دوم تا آخر مورد ثقه هستند «فَمَا أَدَّيَا إِلَيْكَ عَنِّي فَعَنِّي يُؤَدِّيَانِ» هر چه از من نقل می کنند عین کلام من هست کلام «عمری» و پسرش کلام من است سخن او،‌ سخن من است وقتی این هست جای شبهه نداریم.

 اگر بگویید احتمال این که معصوم نبودند اگر این را بیان کنید در قرآن هم همین هست. این قرآن را آیا خود رسول اکرم به دست خودشان مرقوم فرمودند، یا نه افرادی بودند مثل حضرت امیر و کُتاب وحی بودند می نوشتند؟

حضرت امیر، معصوم آیا بقیه معصوم بودند؟ روایاتی که داریم مرحوم «صاحب وسائل» در «وسائل» بیش از سی و پنج هزار روایت آورده است آیا رواتی که این احادیث را نقل کردند از طهارت تا دیات؛ الان شما تسبیحات اربعه را سه مرتبه می گویید رکوع می روید در قرآن نیامده شاید آن کسی که روایت رکوع را از پیغمبر نقل کرده اشتباه کرده معصوم نبود پس در نماز نباید رکوع داشته باشیم.

قرآن ندارد در نماز سجده کنید روات آوردند سجده را از پیغمبر و ائمه نقل کردند، اگر بنا باشد احتمال خطا بدهیم سنگی بر روی سنگ بند نمی آید.

 سیره عقلاء چه است؟ سیره عقلای عالم این است فرد یا مأموری دارد می رود گزارش می دهد بر مبنای اعتمادی که به گزارشگر دارد ترتیب اثر می دهد و بر طبق او هم نظر می دهد.

یک قاضی طبق نظر شهود حکم جاری می کند و این شهود هم به هیچ وجه معصوم نیستند ولی شارع مقدس این ها را برای محترم شمرده و مخالفت آن را هم خلاف شرع دانسته است.

مجری:

«امین» آقا از «تهران» هم در خصوص این که آیا روایاتی از شیعه و سنی داریم پیامبر چگونه اذان می گفتند و اصلاً چگونه اذان می گفتند یا خیر؟

ü      پاسخ بیننده پیرامون اذان در زمان رسول اکرم (صلی الله علیه واله وسلم)

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

در کتاب «سنن ابی داود کتابُ الصلاة» باب «کیفیةُ الأذان» حدیث 449؛ «سنن ترمذی»، جلد 1، صفحه...، حدیث 189 چاپ هایش فرق می کند از «عبد الله ابن زید»، ملکی نزد پیغمبر آمد گفت یا رسول الله این طوری اذان بگو

«حدثنا محمد بن مَنْصُورٍ الطُّوسِيُّ ثنا يَعْقُوبُ ثنا أبي عن مُحَمَّدِ بن إسحاق حدثني محمد بن إبراهيم بن الحرث التَّيْمِيُّ عن مُحَمَّدِ بن عبد اللَّهِ بن زَيْدِ بن عبد رَبِّهِ قال حدثني أبي عبد اللَّهِ بن زَيْدٍ قال لَمَّا أَمَرَ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم بِالنَّاقُوسِ يُعْمَلُ لِيُضْرَبَ بِهِ لِلنَّاسِ لِجَمْعِ الصَّلَاةِ طَافَ بِي وأنا نَائِمٌ رَجُلٌ يَحْمِلُ نَاقُوسًا في يَدِهِ فقلت يا عَبْدَ اللَّهِ أَتَبِيعُ النَّاقُوسَ قال وما تَصْنَعُ بِهِ فقلت نَدْعُو بِهِ إلى الصَّلَاةِ قال أَفَلَا أَدُلُّكَ على ما هو خَيْرٌ من ذلك فقلت له بَلَى قال فقال تَقُولُ الله أَكْبَرُ الله أَكْبَرُ الله أَكْبَرُ الله أَكْبَرُ أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إلا الله أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إلا الله أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا رسول اللَّهِ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا رسول اللَّهِ حَيَّ على الصَّلَاةِ حَيَّ على الصَّلَاةِ حَيَّ على الْفَلَاحِ حَيَّ على الْفَلَاحِ الله أَكْبَرُ الله أَكْبَرُ لَا إِلَهَ إلا الله قال ثُمَّ اسْتَأْخَرَ عَنِّي غير بَعِيدٍ ثُمَّ قال وَتَقُولُ إذا أَقَمْتَ الصَّلَاةَ الله أَكْبَرُ الله أَكْبَرُ أَشْهَدُ أَنْ لَا اله إلا الله أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا رسول اللَّهِ حَيَّ على الصَّلَاةِ حَيَّ على الْفَلَاحِ قد قَامَتْ الصَّلَاةُ قد قَامَتْ الصَّلَاةُ الله أَكْبَرُ الله أَكْبَرُ لَا إِلَهَ إلا الله فلما أَصْبَحْتُ أَتَيْتُ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم فَأَخْبَرْتُهُ بِمَا رأيت فقال إِنَّهَا لَرُؤْيَا حَقٌّ إن شَاءَ الله فَقُمْ مع بِلَالٍ فَأَلْقِ عليه ما رَأَيْتَ فَلْيُؤَذِّنْ بِهِ فإنه أَنْدَى صَوْتًا مِنْكَ فَقُمْتُ مع بِلَالٍ فَجَعَلْتُ أُلْقِيهِ عليه وَيُؤَذِّنُ بِهِ قال فَسَمِعَ ذلك عُمَرُ بن الْخَطَّابِ وهو في بَيْتِهِ فَخَرَجَ يَجُرُّ رِدَاءَهُ وَيَقُولُ وَالَّذِي بَعَثَكَ بِالْحَقِّ يا رَسُولَ اللَّهِ لقد رأيت مِثْلَ ما رَأَى فقال رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم فَلِلَّهِ الْحَمْدُ قال أبو دَاوُد هَكَذَا رِوَايَةُ الزُّهْرِيِّ عن سَعِيدِ بن الْمُسَيِّبِ عن عبد اللَّهِ بن زَيْدٍ وقال فيه بن إسحاق عن الزُّهْرِيِّ الله أَكْبَرُ الله أَكْبَرُ الله أَكْبَرُ الله أَكْبَرُ وقال مَعْمَرٌ وَيُونُسُ عن الزُّهْرِيِّ فيه الله أَكْبَرُ الله أَكْبَرُ لم يُثَنِّيَا»

سنن أبي داود؛ اسم المؤلف: سليمان بن الأشعث أبو داود السجستاني الأزدي الوفاة: 275، دار النشر: دار الفكر - -، تحقيق: محمد محيي الدين عبد الحميد، ج1، ص135، بَاب كَيْفَ الْأَذَانُ، ح 499

این روایت مال آن هاست. در روایات شیعه، روایت «کافی»

«الله أَكْبَرُ الله أَكْبَرُ الله أَكْبَرُ الله أَكْبَرُ أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إلا الله أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إلا الله أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا رسول اللَّهِ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا رسول اللَّهِ حَيَّ على الصَّلَاةِ حَيَّ على الصَّلَاةِ حَيَّ على الْفَلَاحِ حَيَّ على الْفَلَاحِ الله أَكْبَرُ الله أَكْبَرُ لَا إِلَهَ إلا الله»

الكافي (ط - الإسلامية)، نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج3، ص302

«وَ رَوَى أَبُو بَكْرٍ الْحَضْرَمِيُّ وَ كُلَيْبٌ الْأَسَدِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع-أَنَّهُ حَكَى لَهُمَا الْأَذَانَ فَقَالَ- اللَّهُ أَكْبَرُ اللَّهُ أَكْبَرُ اللَّهُ أَكْبَرُ اللَّهُ أَكْبَرُ أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ حَيَّ عَلَى الصَّلَاةِ حَيَّ عَلَى الصَّلَاةِ حَيَّ عَلَى الْفَلَاحِ حَيَّ عَلَى الْفَلَاحِ حَيَّ عَلَى خَيْرِ الْعَمَلِ حَيَّ عَلَى خَيْرِ الْعَمَلِ اللَّهُ أَكْبَرُ اللَّهُ أَكْبَرُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ الْإِقَامَةُ كَذَلِكَ»

من لا يحضره الفقيه؛ نویسنده: ابن بابويه، محمد بن على، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم مصحح: غفاری، علی اكبر، ج1، ص290

«من لا یحضر»، جلد 1، صفحه 290، حدیث 897؛ «کافی»، جلد 3، صفحه 302 این همه روایت از اهل سنت آوردیم که «عبد الله عمر»، امام مجتبی و دیگران «حی علی خیر العمل» را می گفتند زمان پیغمبر، زمان ابوبکر و بخشی از زمان عمر هم بوده و عمر از «حی علی خیر العمل» نهی کرده است.

فقه مقارنی که ما داریم در سایت ولی عصر بروید بحث کیفیت اذان تمام مطالب را آوردیم داستانش هم این است خلیفه دوم مردم را برای جهاد تشویق می کرد می گفتند قرآن می خوانیم خدا گفته «حی علی خیر العمل» بهترین عمل نماز است. نماز باعث شد مردم به جهاد نروند عمر دستور داد «حی علی خیر العمل» را حذف کنند به جایش بگویند «الصلاةُ خیر من النوم» این هم چیزهایی است که آقایان آوردند.

مجری:

این که خود پیامبر توصیه می کردند به این که برای نماز اذان و اقامه گفته بشود قطعاً خودشان هم به این استحباب عمل می کردند؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

قطعاً، الان فرصت نیست همان فایلی که مربوط به اذان و نماز هست تمام مواردی که جبرئیل آمد (آن ها می گویند جبرئیل) اذان را به رسول اکرم گفت در منابع شیعه و سنی برای بینندگان ان شاء الله با تصویر نشان می دهیم.

مجری:

حضرت استاد خیلی ممنونم از شما سایه تان مستدام باشد، همچنین تشکر از تک تک شما دوستان عزیز بیننده مخاطبین گرانقدری که برنامه حبل المتین را همراهی فرمودید ان شاء الله که مورد عنایت و توجه شما قرار گرفته باشد.

سلام و درود خدا بر شما مردمی که امشب صد و نودمین شب حضورتان در خیابان هست واقعاً ‌عجیب و غیر قابل توصیف است این همه شکوه، عظمت و اقتداری که این مردم بدون تعطیلی و بدون وقفه صد و نود شب در خیابان برای حفظ اعتقادات، نظام و دفاع از رهبری شان کف خیابان که مهم ترین میدان هست آن را حفظ کردند.

سلام و درود خدا بر شما ملت مبعوث شده و به شما بیننده های عزیز و نازنین شبکه ولی عصر در پاه حضرت حق باشید و زیر رسایه آقا جان مان حضرت مرتضی علی، خدا نگهدار!


برخورد افراد با امام زمان عجل‌الله‌فرجه‌الشریف در دوران ظهور چگونه است ؟!>

حبل المتین امام زمان مهدویت مقابله فقها بدعت سیاسی صلح با آمریکا فتنه پزشکیان انس با بدعت نهج البلاغه شرائط نقل روایت مداحی متعه تروایح حی علی خیر العمل نواب اربعه