سایر قسمت ها
ریشه های عاشورا مع اِمامٍ مَنْصُورٍ

قسمت اول ویژه برنامه مع امام منصور با کارشناسی آیت الله حسینی قزوینی و اجرای آقای لطفی پور


دیگر قسمت ها

 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

برنامه مع امام منصور 05 04 1404 (قسمت اول)

عنوان: ریشه‌های عاشورا

استاد: حضرت آیت الله حسینی قزوینی

مجری: آقای لطفی پور

کلیدواژها:

مع امام منصور؛ عزاداری؛ امام حسین علیه السلام؛ محرم؛ عاشورا؛ صحابه؛ مخالفت؛ مرجعیت علمی؛ مرجعیت سیاسی؛ ریشه های عاشورا؛ مودت؛ محبت!

فهرست عناوین بحث:

1-     طلیعه برنامه عرض ارادت به خانم حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)؛

2-     ریشه‌های عاشورا بعد از رحلت پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم)؛

3-     چهار عامل باعث شد که حادثه عاشورا بوجود بیاید؛

4-     یک: عادی سازی مخالفت با رسول اکرم در عصر نبوت؛

5-     دو: عادی سازی مخالفت با رسول اکرم در امر خلافت؛

6-     سه: تلاش برای کمرنگ کردن آیات و احادیث امامت و خلافت؛

7-     چهار: جایگزین کردن صحابه به جای اهل بیت(سلام الله علیهم اجمعین)؛

8-     تحلیل و بررسی این چهار عامل؛

9-     تماس بینندگان برنامه!

مجری:

باز این چه شورش است که در خلق عالم است * باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است

باز این رستخیز عظیم است کز زمین * بی نفخ صور خواسته تا عرش اعظم است

گویا طلوع می کند از مغرب آفتاب * کاشوب در تمامی ذرات عالم است

در بارگاه قدس که جای ملال نیست * سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است

گر خانمش قیامت دنیا بعید نیست * این رستخیز عام که نامش محرم است

جن و ملک بر آدمیان گریه می کنند * گویا عزای اشرف اولاد آدم است!

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَيْكَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُه‏؛ در خدمت شما بینندگان عزیز و گرامی در اولین شب از ماه محرم الحرام با ویژه برنامه مع امامٍ منصور هستیم این ایام را تسلیت عرض می کنیم و حلول ماه حزن و عزای اهل بیت را اولاً محضر آقا جان مان حضرت بقیة الله الاعظم که صاحب عزای واقعی این داغ ها هستند. همچنین خدمت شما محبین، عزاداران حسینی کسانی که دل تان در گرو محبت اهل بیت است و این ایام خودتان را برای ابراز ارادت و محبت نسبت به اهل بیت (علیهم السلام) آماده کردید.

در خدمت کارشناس محترم برنامه حضرت استاد آیت الله دکتر حسینی قزوینی خواهیم بود و ان شاء الله از بیانات شان استفاده خواهیم کرد استاد سلام علیکم تسلیت عرض می کنم

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته بنده هم خدمت حضرتعالی و همه بینندگان عزیز تسلیت عرض می کنم

السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ فِي أَرْضِه،‏ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مِيثَاقَ اللَّهِ الَّذِي أَخَذَهُ وَ وَكَّدَهُ- ِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ وَ دَلِيلَ إِرَادَتِه‏، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا وَعْدَ اللَّهِ الَّذِي ضَمِنَه‏، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا صَاحِبَ الْمَرْأَى وَ الْمَسْمَع‏ فَمَا شَيْ‏ءٌ مِنَّا إِلَّا وَ أَنْتُمْ لَهُ السَّبَبُ وَ إِلَيْهِ السَّبِيل.

خدمت بینندگان عزیز و گرامی خالصانه ترین سلامم را تقدیم می کنم موفقیت همه عزیزان را از خدای منان خواهانم. فرا رسیدن ایام عاشورای حسینی و ایام جانبازی عزیزان سید الشهداء (سلام الله علیه) و غم و غصه آل الله و دلباختگان به اهل بیت عصمت و طهارت را به پیشگاه مقدس مولای مان بقیة الله الاعظم (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) و به همه علاقمندان اهل بیت عصمت و طهارت تسلیت و تعزیت عرض می کنم.

خدا را سوگند می دهیم به آبروی سید الشهداء و اصحاب و یاران عزیزش و اهل بیت داغدارش فرج مولای ما را نزدیک کند و ما را از یاران، ملازمین و شهدای حضرت ان شاء الله قرار بدهد.

ü       طلیعه برنامه عرض ارادت به خانم حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

طبق برنامه همیشگی مان طلیعه عرائض مان را با یادی از صدیقه طاهره (سلام الله علیها) آغاز می کنیم که در حقیقت صاحب عزا، صدیقه طاهره (سلام الله علیها) هست.

صُبَّتْ عَلَيَّ مَصَائِبُ لَوْ أَنَّهَا * صُبَّتْ عَلَى الْأَيَّامِ صِرْنَ لَيَالِيَا

شعری از صدیقه طاهره است تمام مصادر شیعه و اهل سنت در حد مستفیض یا متواتر نقل کردند. «صُبَّتْ عَلَيَّ مَصَائِبُ لَوْ أَنَّهَا» به قدری مصائب بر قلبم وارد شد اگر این مصائب «صُبَّتْ عَلَى الْأَيَّامِ صِرْنَ لَيَالِيَا» یعنی مصیبت ها بر روز روشن وارد می شد به شب ظلمانی تبدیل می شد.

مَا ذَا عَلَى مَنْ شَمَّ تُرْبَةَ أَحْمَدٍ * أَنْ لَا يَشَمَّ مَدَى الزَّمَانِ غَوَالِيَا

در کنار قبر پدر نشسته می فرماید آن کسی که تربت قبر پیغمبر را بوئید دیگر نباید تا آخر عمر عطری را استشمام کند.

 امیر المؤمنین هم می فرماید:

نَفْسِي عَلَى زَفَرَاتِهَا مَحْبُوسَةٌ * يَا لَيْتَهَا خَرَجَتْ مَعَ الزَّفَرَات‏

زهرا جان تو رفتی ولی علی در غصه ها و مصیبت تو آن چنان دلگیر است و این نفس در قفس سینه حبس شده ای کاش با نفس هایم جانم هم در می آمد.

لَا خَيْرَ بَعْدَكَ فِي الْحَيَاةِ وَ إِنَّمَا * أَبْكِي مَخَافَةَ أَنْ تَطُولَ حَيَاتِي‏

زهرا جان دیگر بعد از تو در این دنیا خیری نیست و دنیا بعد از تو صفا ندارد. زهرا جان دیگر بعد از تو با چه کسی درد دل کنم؟ با چه کسی آرام بشوم؟ می ترسم بعد از تو زندگیم طول بکشد. دیگر علی بعد از این شب هایش خواب ندارد و غصه هایش پایان پذیر نیست.

ایام، ایام سید الشهداء (سلام الله علیه) هست اشاره ای هم داشته باشیم گرچه عزیزمان شعر زیبایی را خواندند حسین جان

ما در تبِ داغِ تو می سوزیم * یک بار دگر مُحرمت می آید

پیش از آنی که عزادار مُحرم باشی * سعی کن در حرم دوست مَحرم باشی

خاک از حرمت شش گوشه تو حرمت یافت * گر شوی خاک رهش قبله عالم باشی

«صلی الله علیک یا مولاتی یا فاطمة الزهراء»

مجری:

خیلی ممنون، استفاده کردیم ان شاء الله که توسلات ما بهترین ذخیره عمرمان باشد و ان شاء الله که عرض ارادت هایمان محضر اهل بیت (علیهم السلام) در این ایام به بیشترین حد خودش برسد و خالصانه ترین ارادت هایمان را بتوانیم ابراز بکنیم. حضرت استاد بحث را از توسل به حضرت زهرا شروع کردید می خواهیم سوال را از این جا خدمت شما بپرسم.

امت اسلامی بعد از پیغمبر خیلی نگذشت شاید حدود نیم قرن بعد از رحلت پیغمبر واقعه و فاجعه عاشوراء برای امت اسلامی رقم خورد. می خواهیم ببینیم بعد از رحلت پیغمبر چه اتفاقاتی برای این امت افتاد؟

این امتی که فضائل اهل بیت و امام حسین را از زبان مطهر پیغمبر گرامی اسلام شنیده بودند اما به یک راهی رفتند که با این وضع ولی خدا به شهادت می رسد و اهل بیتش به اسارت می رسد. ریشه های واقعه عاشوراء بعد از رحلت پیغمبر را می خواهیم بررسی کنید.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

أَعُوذُ بِاللَّهِ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه ‏وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه‏ وَ الّلعنُ الدّائمُ‏ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه، وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ، حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ، نِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ

ü      ریشه‌های عاشورا بعد از رحلت پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم)

یکی از اساسی ترین سوالی که در ذهن هر انسانی چه شیعه، چه سنی، چه مسیحی و چه یهودی مطرح است، چه اتفاقاتی در این پنجاه سال بعد از رحلت نبی مکرم افتاد؟ همین امت پیغمبر، همین های که در رکاب پیغمبر جانفشانی کردند، شهید دادند، جانباز شده بودند 23 سال از لب های رسول اکرم اسلام را دریافته بودند.

یا از لب های آن های که از زبان پیغمبر شنیده بودند تابعین، هنوز دوران اتباع تابعین نیامده بود همین امت اسلامی در «کربلاء» جمع بشوند فرزند پیغمبر را با آن وضع فجیع قطعه قطعه می کنند.

 کار به جایی می رسد به تعبیر بعضی از بزرگان بعد از این که سید الشهداء در گودی قتلگاه افتاد، عده ای با شمشیر، عده ای با نیزه، عده ای با چوب و عده ای با سنگ جمع بشوند

«کُلُهم یَتقرَبون بذلِکَ إلی الله»

همه شان با شمشیر زدن بر بدن مظهر سید الشهداء می خواهند به خدا تقرب بجویند. ورق چقدر برگشته است؟ بر بدن مطهرش اسب می تازند تا بدن لِه و نابود شود. عزیزان شان را با آن وضع شهر به شهر،‌ دیار به دیار به اسارت بردند، یعنی اتفاقی که نه در جاهلیت همچنین اتفاقی افتاده نه بعد از اسلام، جز قضیه عاشوراء‌ همچنین اتفاقی نیفتاده است.

به تعبیر آقا امام حسن (سلام الله علیه) خطاب به برادرش «لَا يَوْمَ كَيَوْمِكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّه‏» حضرتعالی فرمودید مگر این ها از زبان رسول اکرم فضائل اهل بیت و امام حسین را نشنیده بودند؟ یعنی هنوز صدای نبی مکرم در آسمان «حجاز و عراق»‌ طنین انداز است آیه تطهیر را همه شنیدند.

در معتبرترین کتاب اهل سنت این مسائل آمده است. به عنوان نمونه از «صحیح مسلم»، حدیث 2424 دارد:

«حدثنا أبو بَكْرِ بن أبي شَيْبَةَ وَمُحَمَّدُ بن عبد اللَّهِ بن نُمَيْرٍ واللفظ لِأَبِي بَكْرٍ قالا حدثنا محمد بن بِشْرٍ عن زكريا عن مُصْعَبِ بن شَيْبَةَ عن صَفِيَّةَ بِنْتِ شَيْبَةَ قالت قالت عَائِشَةُ خَرَجَ النبي صلى الله عليه وسلم غَدَاةً وَعَلَيْهِ مِرْطٌ مُرَحَّلٌ من شَعْرٍ أَسْوَدَ فَجَاءَ الْحَسَنُ بن عَلِيٍّ فَأَدْخَلَهُ ثُمَّ جاء الْحُسَيْنُ فَدَخَلَ معه ثُمَّ جَاءَتْ فَاطِمَةُ فَأَدْخَلَهَا ثُمَّ جاء عَلِيٌّ فَأَدْخَلَهُ ثُمَّ قال (إنما يُرِيدُ الله لِيُذْهِبَ عَنْكُمْ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا)»

صحيح مسلم؛ اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري الوفاة: 261، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت ، تحقيق : محمد فؤاد عبد الباقي، ج4، ص1883، ح2424

نبی مکرم عبای خود را پهن کرد امام حسن، امام حسین، صدیقه طاهره و امیر المؤمنین زیر این عبا هستند فرمود:

(إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرا)

خداوند فقط مي‌ خواهد پليدي و گناه را از شما اهل بيت دور کند و کاملا شما را پاک سازد.

سوره احزاب (33): آیه 33

مگر از نزول این آیه چقدر می گذرد؟ باز در «صحیح مسلم»، حدیث 2404

«وَلَمَّا نَزَلَتْ هذه الْآيَةُ: (فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ) دَعَا رسول اللَّهِ صلى اللهعليه وسلم عَلِيًّا وَفَاطِمَةَ وَحَسَنًا وَحُسَيْنًا اللهم هَؤُلَاءِ أَهْلِي»

صحيح مسلم؛ اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري الوفاة: 261، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ج4، ص1871، ح2404

 وقتی آیه مباهله نازل می شود «دَعَا رَسُولُ اللَّهِ عَلِيّاً وَ فَاطِمَةَ وَ حَسَناً وَ حُسَيْناً فَقَالَ: اللَّهُمَّ هَؤُلَاءِ أَهْلِي»، حسن و حسین، صدیقه طاهره و امیر المؤمنین را برای مباهله، برای اثبات صداقت خودش، برای اثبات نبوت خودش،‌ برای اثبات حقانیت خودش با «نصارای نجران» می برد.

مگر چقدر از نزول و قرائت این آیه گذشته است؟ هنوز قراء عصر نبوت از دنیا نرفتند، حتی بعضی از صحابه تا سال 110 عمر کردند یعنی شصت، هفتاد سال بعد از حادثه عاشوراء زنده بودند.

آیه مودت کتاب «فضائل الصحابة احمد ابن حنبل» از «ابن عباس» دارد:

«عن سعيد بن جبير عن بن عباس قال لما نزلت قل لا اسألكم عليه اجرا الا المودة في القربى قالوا يا رسول الله من قرابتنا هؤلاء الذين وجبت علينا مودتهم قال علي وفاطمة وابناها عليهم السلام»

فضائل الصحابة؛ اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبد الله الشيباني الوفاة: 241، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بيروت - 1403 - 1983، الطبعة: الأولى، تحقيق: د. وصي الله محمد عباس، ج2، ص669

وقتی آیه مودت نازل می شود سوال می کنند یا رسول الله:

(قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى)

بگو: من هيچ پاداشي از شما بر رسالتم درخواست نمي‌ کنم جز دوست ‌داشتن نزديکانم [= اهل بيتم‌]؛

سوره شوری (42): آیه 23

اجر رسالت را خدای عالم مودت خویشاوندان قرار داده است این خویشاوندان چه کسانی هستند؟ فرمود «عَلِيٌّ وَ فَاطِمَةُ وَ ابْنَاهُمَا» یا «عَلِيٌّ وَ فَاطِمَةُ وَ ابْنَاها»، علی و زهرا و دو فرزندان شان امام حسن و امام حسین!

 مگر این های که در «کربلاء» به این شکل ظاهر شدند این ها را نشنیدند؟ آیا سوره هل أتی مگر در حق این بزرگواران نازل نشد؟

«تفسیر آلوسی»، جلد 29 به صراحت دارد بر این که وقتی امیر المؤمنین (سلام الله علیه) و رسول اکرم برای بهبودی امام حسن و امام حسین نذر کردند روزه بگیرد خوب شدند شب اول مسکین، فقیر و یتیمی آمد خودشان با آب افطار کردند و افطاری خود را به یتیم، اسیر و مسکین دادند. سوره هل أتی نازل شد یک سوره مستقل، آیا مردم این ها را نشنیدند؟

یا این در روایت دارد:

«حُسَيْنٌ مِنِّي وَ أَنَا مِنْ حُسَيْن‏ أَحَبَّ اللَّهُ مَنْ أَحَبَّ حُسَيْنا»

مسند ابن أبي شيبة؛ اسم المؤلف: أبي بكر عبد الله بن محمد بن أبي شيبة الوفاة: 235هـ، دار النشر: دار الوطن - الرياض - 1997م، الطبعة: الأولى، تحقيق: عادل بن يوسف العزازي و أحمد بن فريد المزيدي، ج2، ص308

هنوز صدای نبی مکرم در سراسر «حجاز، عراق، یمن، مصر» و تمام کشورهای اسلامی طنین انداز است. در «صحیح ترمذی»، حدیث 3775 فرمود:

«قال رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم حُسَيْنٌ مِنِّي وأنا من حُسَيْنٍ أَحَبَّ الله من أَحَبَّ حُسَيْنًا»

الجامع الصحيح سنن الترمذي؛ اسم المؤلف: محمد بن عيسى أبو عيسى الترمذي السلمي الوفاة: 279، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت - -، تحقيق: أحمد محمد شاكر وآخرون، ج5، ص658

«حُسَيْنٌ مِنِّي وَ أَنَا مِنْ حُسَيْن‏» از این بهتر؟ حسین از من هست من از حسین هستم. «أَحَبَّ اللَّهُ مَنْ أَحَبَّ حُسَيْنا» خدا دوست دارد هر کس حسین را دوست می دارد.

آیا دوست داشتن حسین این بود که این چنین به صورت جانگذاز اصحاب، یاران، فرزندان و خودش را به شهادت برسانند؟ این محبت و عشق و علاقه به حسین بود؟

در «سنن کبریٰ بیهقی»، دارد:

«قال كان رسول الله صلى الله عليه وسلم ذات يوم يصلي بالناس فأقبل الحسن والحسين رضي الله عنهما وهما غلامان فجعلا يتوثبان على ظهره إذا سجد فأقبل الناس عليهما ينحيانهما عن ذلك قال دعهما بأبي وأمي من أحبني فليحب هذين»

سنن البيهقي الكبرى؛ اسم المؤلف: أحمد بن الحسين بن علي بن موسى أبو بكر البيهقي الوفاة: 458، دار النشر: مكتبة دار الباز - مكة المكرمة - 1414 - 1994، تحقيق: محمد عبد القادر عطا، ج2، ص263

«عبد الله ابن عباس» می گوید پیغمبر نماز می خواند وقتی به سجده می رفت امام حسن و امام حسین روی پشت پیغمبر سوار می شدند. حضرت مانع می شد که این ها را به زمین پرت کند خیلی آهسته با دستش کنار می زد و این ها را در دامن خود قرار می داد فرمود: «مَنْ أَحَبَّنِي فَلْيُحِبَّ هَذَيْن‏» هر کس منِ پیغمبر را دوست دارد حسن و حسین را هم دوست داشته باشد.

 آیا دوست داشتن امام حسن، تیرباران جنازه اش است؟ دوست امام حسین این وضع فجیع شهادت این بزرگوار بود؟ از همه این ها بالاتر تمام مصادر اهل سنت نقل کردند کوچک، بزرگ و همه صحابه شنیدند که پیغمبر فرمود:

«الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ سَيِّدَا شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّة»

الأمالي (للصدوق)؛ ابن بابويه، محمد بن على، محقق/ مصحح: ندارد. ناشر: كتابچى، ص57

«الْحَسَنُ وَالْحُسَيْنُ سَيِّدَا شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ»

مسند الإمام أحمد بن حنبل؛ اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني الوفاة: 241، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر، ج3، ص3

امام حسن و امام حسین دو سروران جوان های بهشتی هستند. آیا این ها را نشنیده بودند؟ مردم صدها روایت در رابطه با امام حسین شنیدند.

«رأس الجالوت یهودی» تعبیری دارد «علامه مجلسی» در «بحار»، جلد 45، صفحه 141 از «أبی الأسود محمد ابن عبد الرحمن» می گوید «رأس الجالوت» از علمای بزرگ «یهود» من را دید گفت قسم به خدا بین من و بین حضرت داود هفتاد نسل گذشته است. یعنی من با هفتاد نسل و هفتاد پدر به حضرت داود می رسم

«وَ إِنَّ الْيَهُودَ تَلْقَانِي فَتُعَظِّمُنِي‏ وَ أَنْتُمْ لَيْسَ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَ ابْنِ نَبِيِّكُمْ إِلَّا أَبٌ وَاحِدٌ قَتَلْتُمُوهُ»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج45، ص141

وقتی مردم را من را می بینند احترام می گذارند در برابرم تعظیم می کنند، «وَ أَنْتُمْ لَيْسَ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَ ابْنِ نَبِيِّكُمْ إِلَّا أَبٌ وَاحِدٌ قَتَلْتُمُوهُ» بین شما و امام حسین یک پدر و یک نسل بیشتر فاصله نیست جمع شدید فرزند پیغمبر را با این وضع به شهادت رساندید؟ این ها خیلی درد است چه اتفاقاتی دارد می افتد بعد از پنجاه سال از رحلت پیغمبر نگذشته این حادثه بزرگ، عظیم و ناگوار اتفاق می افتد؟

«لَقَدْ عَظُمَتْ مُصیبَتُکَ فِی السَّمواتِ عَلی جَمیعِ اَهْلِ السَّمواتِ»

این مصیبت زمینی نبود تمام آسمانیان در این مصیبت عظمیٰ عزادار شدند.

خلاصه ریشه عاشوراء را با توجه به بررسی هایی که داشتم کسانی دیگر هم کار کردند به نظرم اول کسی که ریشه عاشوراء را خوب و عمیق کار کرد شهید «هاشمی نژاد» بود، کتابی دارد «درسی که حسین (علیه السلام) به انسان ها آموخت»

آن زمان کامپیوتر و این همه امکانات و ... نبود امروز اینترنت و این امکانات گرچه آفت است ولی فوائدی هم دارد کسانی دنبال مطلبی می گردند به سهولت می تواند برسد.

ü      چهار عامل باعث شد که حادثه عاشورا بوجود بیاید.

به نظرم می رسد چهار عامل باعث شد که حادثه عاشوراء بوجود بیاید شاید عوامل دیگری هم باشد ولی تحقیق و بررسیی که شخصاً داشتم حتی ندیدم آقای «هاشمی نژاد» در کتاب شان این مسائل را مطرح نکرده یکی از این ها را مطرح کرده است.

ü      یک: عادی سازی مخالفت با رسول اکرم در عصر نبوت

یکی از این ها عادی سازی مخالفت با رسول اکرم در عصر نبوت است عده ای که شنیده بودند پیغمبر آخر الزمان می آید نبوتش جهانی است و اسلام سراسر جهان را می گیرد و ... دوست داشتند از این نمد کلاهی هم برای آن ها تهیه بشود. از اول به فکر این بودند که در سایه سار اسلام به یک نوا و مقامی برسند.

یکی از موانعی که در مسیر بود این که اگر سخنان نبی مکرم در جامعه به عنوان یک امر فصل الخطاب بیافتد این ها در آینده نمی توانند هیچ کاری کنند. مخالفت با رسول اکرم را در امور مختلف عادی سازی کردند پیغمبر هم (أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يوحَى إِلَي) ولی (يوحَى إِلَي) را کنار گذاشتند.

ü      دو: عادی سازی مخالفت با رسول اکرم در امر خلافت

دو: عادی سازی مخالفت با پیغمبر در امر خلافت، دو موضوع مستقل است حرمت شکنی با اوامر پیغمبر در مسائل مختلف و نادیده گرفتن (أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ)

(يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ)

اي کساني که ايمان آورده‌ايد! اطاعت کنيد خدا را! و اطاعت کنيد پيامبر خدا و اولو الأمر [= اوصياي پيامبر] را!

سوره نساء (4): آیه 59

 (وَمَنْ يطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ يدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ وَمَنْ يتَوَلَّ يعَذِّبْهُ عَذَابًا أَلِيمًا)

و هر کس خدا و رسولش را اطاعت نمايد، او را در باغ هاي (از بهشت) وارد مي ‌کند که نهرها از زير (درختانش) جاري است؛ و آن کس که سرپيچي کند، او را به عذاب دردناکي گرفتار مي ‌سازد!

سوره فتح (48): آیه 17

تمام این ها را کنار گذاشتند.

 دو: در رابطه با امر خلافت در زمان پیغمبر مخالفت خودشان را ابراز کردند.

ü      سه: تلاش برای کمرنگ کردن آیات و احادیث امامت و خلافت

مسئله سوم: آیات و احادیث امامت و خلافت را تلاش کردند در جامعه کمرنگ بشود و یا به گوش مردم نرسد. با آتش زدن احادیث پیغمبر، ممانعت از نقل سنت پیغمبر و بدل سازی؛ روایتی که عرض کردیم «الْحَسَنَ وَ الْحُسَيْنَ سَيِّدَا شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّة» آمدند روایت‌های درست کردند:

«قال النبي صلى الله عليه وسلم أبو بكر وعمر سيدا كهول أهل الجنة»

فضائل الصحابة؛ اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبد الله الشيباني الوفاة: 241، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بيروت - 1403 - 1983، الطبعة: الأولى، تحقيق: د. وصي الله محمد عباس، ج1، ص189

ابوبکر رو عمر سرور پیر مردهای بهشت هستند، ولی نیاوردند این که دارد: «فَاطِمَةُ سَيِّدَةُ نِسَاءِ أَهْلِ الْجَنَّة»

«فَاطِمَةُ سَيِّدَةُ نِسَاءِ أَهْلِ الْجَنَّةِ»

الأمالي (للصدوق)؛ ابن بابويه، محمد بن على، محقق/ مصحح: ندارد. ناشر: كتابچى، ص125

«فَاطِمَةُ سَيِّدَةُ نِسَاءِ أَهْلِ الْجَنَّةِ»

الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج 3، ص 1360، ح 3507

یکی هم درست کنند که سیدةِ پیر زن های بهشت یادشان رفت این طور درست کنند.

یا روایت پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم): «أَنَا مَدِينَةُ الْعِلْمِ وَ عَلِيٌّ بَابُهَا»

«قال رسول الله صلى الله عليه وسلم أنا مدينة العلم وعلي بابها فمن أراد المدينة فليأت الباب هذا حديث صحيح الإسناد ولم يخرجاه»

 المستدرك على الصحيحين؛ اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري الوفاة: 405 هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م، الطبعة: الأولى، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، ج3، ص137، ح4637

باز روایت درست کردند:

«أنا مدینة العلم وأبو بکر أساسها وعمر حیطانها وعثمان سقف‌ها وعلی بابها»

تاریخ مدینة دمشق وذکر فضل‌ها وتسمیة من حلها من الأماثل، اسم المؤلف: أبی القاسم علی بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله الشافعی، دار النشر: دار الفکر - بیروت - 1995، تحقیق: محب الدین أبی سعید عمر بن غرامة العمری، ج 9، ص 20، ح 751

هر روایتی که در فضائل امیر المؤمنین بود یک بدلی درست کردند تا مسئله عادی باشد. چیزهایی که درباره امیر المؤمنین گفتند در رابطه با دیگران هم گفتند. اگر پیغمبر فرمود:

«أَنْتَ مِنِّي بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى‏»

المستدرك على الصحيحين؛ اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري الوفاة: 405 هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م، الطبعة: الأولى، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، ج3، ص143، ح4652

در رابطه با حضرت عیسی به منزله حضرت نوح، عمر به منزله فلان پیغمبر یعنی یک مقدار هم بالاتر بردند. این ها سومین عاملی بود که باعث شد در پنجاه سال عاشوراء شکل بگیرد.

ü      چهار: جایگزین کردن صحابه به جای اهل بیت(سلام الله علیهم اجمعین)

چهارم مهم ترین و اساسی ترین عامل و ریشه حادثه عاشوراء است جایگزین کردن صحابه به جای اهل بیت است. کنار زدن اهل بیت از مرجعیت علمی، موقعیت سیاسی و به جای آن آیاتی که در مذمت صحابه هست کنار زدند آیاتی که در مدح بعضی از صحابه هست این ها را به همه صحابه ارتباط دادند و ... این که صحابه من هر چه بگویند همان هست. صحابه من اهل جنت هستند. هر چه این ها گفتند «أَصْحَابِي كَالنُّجُومِ بِأَيِّهِمْ اقْتَدَيْتُمْ اهْتَدَيْتُم‏»

«أصحابي كالنجوم بأيهم اقتديتم اهتديتم»

المعتمد في أصول الفقه؛ اسم المؤلف: محمد بن علي بن الطيب البصري أبو الحسين الوفاة: 436، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1403، الطبعة: الأولى، تحقيق: خليل الميس، ج2، ص368

این چهار عامل به نظرم از عوامل و ریشه های شکل گیری عاشوراء امام حسین (سلام الله علیه) هست.

مجری:

همین طور که داشتید فضائل اهل بیت و امام حسین را بر می شمردید یک جایی فرمودید امام حسین و امام حسن سوار بر پشت و دوش پیغمبر می شدند یاد این بیت افتادم حیف است شب های ماه محرم نخوانیم که

زینت دوش نبی روی زمین جای تو نیست * خار و خاشک زمین منزل و مأوای تو نیست

همه این فضائل را از منابع اهل سنت فرمودید شیعه قطعاً خیلی بیشتر و بیشتر از این ها دارد. اما سوال اصلی که از شما پرسیدیم ریشه های بوجود آمدن عاشوراء در امت اسلام را خیلی شسته و مرتب چهار عامل اصلی و سر شاخه را فرمودید اما از شما درخواست می کنم توضیح بدهید عامل اول که فرمودید عادی سازی مخالفت با رسول اکرم در زمانی که رسول اکرم در جامعه اسلامی حضور داشتند به چه نحوی می شود؟

خدا در آیات مختلف دستور به پیروی از پیغمبر داد به چه علت با رسول اکرم مخالفت کردند و مصادیق این مخالفت ها کجاها بود؟

ü      تحلیل و بررسی این چهار عامل

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

موارد زیادی در منابع اهل سنت داریم با این که قرآن در سوره نساء دارد:

(وَمَنْ يعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيتَعَدَّ حُدُودَهُ يدْخِلْهُ نَارًا خَالِدًا فِيهَا وَلَهُ عَذَابٌ مُهِينٌ)

و آن کس که نافرماني خدا و پيامبرش را کند و از مرزهاي او تجاوز نمايد، او را در آتشي وارد مي‌ کند که جاودانه در آن خواهد ماند؛ و براي او مجازات خوار کننده ‌اي است.

سوره نساء (4): آیه 14

مخالفت خدا و پیغمبر نتیجه اش آتش جاودانه و عذاب دردناک است.

 در سوره جن می‌خوانیم: (وَمَنْ يعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ...)

(إِلَّا بَلَاغًا مِنَ اللَّهِ وَرِسَالَاتِهِ وَمَنْ يعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَإِنَّ لَهُ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا)

تنها وظيفه من ابلاغ از سوي خدا و رساندن رسالات اوست؛ و هر کس نافرماني خدا و رسولش کند، آتش دوزخ از آن اوست و جاودانه در آن مي ‌مانند!

سوره جن (72): آیه 23

مخالفت خدا و پیغمبر عذاب جاودانه دارد.

یکی از مخالفت های که هنوز هم اثراتش هست قضیه «جنگ احد» و دومین جنگ اسلام بود رسول اکرم گفت بالای «کوه احد» بمانید اگر دیدید دشمن ما را تکه تکه کرد، گوشت هایمان را پرنده ها بردند از جای تان تکان نخورید. ولی به مجرد این که احساس کردند دشمن شکست خورد گردنه را رها کردند نتیجه اش چه شد؟

هفتاد و خرده ای یاران پیغمبر من جمله حضرت حمزه سید الشهداء (سلام الله علیه) به شهادت رسید رسول اکرم و اهل بیت غصه دار شدند.

در «صحیح بخاری» دارد وقتی صحابه پیغمبر را رها کردند به طرف کوه دویدند رسول اکرم فرمود: «إني أَعْتَذِرُ إِلَيْكَ...»

«فلما كان يَوْمُ أُحُدٍ وَانْكَشَفَ الْمُسْلِمُونَ قال اللهم إني أَعْتَذِرُ إِلَيْكَ مِمَّا صَنَعَ هَؤُلَاءِ يَعْنِي أَصْحَابَهُ»

الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256 ، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987 ، الطبعة: الثالثة ، تحقيق : د. مصطفى ديب البغا، ج3، ص1032، ح 2651

خدایا از این که صحابه ام میدان را رها کردند به بالای کوه فرار کردند از تو معذرت خواهی می کنم. در حقیقت این ها مخالفت خدا کردند چون ضعف و فرار از جنگ، از گناهان کبیره است.

 در قضیه «صلح حدیبیه» اجازه بدهید عبارت آقای «ابن تیمیه» به قولی سرشاخه «وهابیت» را بیاورم «منهاج السنة ابن تیمیة»، در جلد چهارم دارد:

«وكذلك لما صالح النبي صلى الله عليه وسلم المشركين يوم الحديبية وقال لأصحابه انحروا واحلقوا رؤوسكم فلم يقم أحد فدخل مغضبا على أم سلمة فقالت من أغضبك أغضبه الله فقال ما لي لا أغضب وأنا امر بالأمر فلا يطاع فقالت يا رسول الله ادع بهديك فانحره وأمر الحلاق فليحلق رأسك»

منهاج السنة النبوية؛ اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس الوفاة: 728، دار النشر: مؤسسة قرطبة - 1406، الطبعة : الأولى، تحقيق: د. محمد رشاد سالم، ج4، ص315

وقتی پیغمبر بعد از «صلح حدیبیه» فرمود الان از احرام بیروت بیایید و تقصیر کنید «فَلَم یُقُم أحدٌ» یک نفر به حرف پیغمبر گوش نکرد. پیغمبر پیش «أم السلمة» آمد ایشان عرض کرد «مَنْ أَغْضَبَكَ أَغْضَبَهُ اللَّه‏» یا رسول الله چه کسی تو را به غضب آورد به غضب خدا گرفتار بشود. حضرت فرمود چه کار کنم دستور می دهم به دستورم عمل نمی کنند.

ملاحظه بفرمایید این عادی سازیِ مخالفت با پیغمبر است همه آن جا هستند در حجة الوداع، کتاب «صحیح مسلم»، حدیث 1211 از «عایشه» همسر پیغمبر است.

«عن عَائِشَةَ رضي الله عنها أنها قالت قَدِمَ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم لِأَرْبَعٍ مَضَيْنَ من ذِي الْحِجَّةِ أو خَمْسٍ فَدَخَلَ عَلَيَّ وهو غَضْبَانُ فقلت من أَغْضَبَكَ يا رَسُولَ اللَّهِ أَدْخَلَهُ الله النَّارَ قال أو ما شَعَرْتِ أَنِّي أَمَرْتُ الناس بِأَمْرٍ فإذا هُمْ يَتَرَدَّدُونَ قال الْحَكَمُ كَأَنَّهُمْ يَتَرَدَّدُونَ أَحْسِبُ وَلَوْ أَنِّي اسْتَقْبَلْتُ من أَمْرِي ما اسْتَدْبَرْتُ ما سُقْتُ الْهَدْيَ مَعِي حتى أَشْتَرِيَهُ ثُمَّ أَحِلُّ كما حَلُّوا»

صحيح مسلم؛ اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري الوفاة: 261، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ج2، ص879، ح1211

می گوید چهارم یا پنجم ذی الحجه بود وارد «مکه» شدیم در حجة الوداع «فَدَخَلَ عَلَيَّ وهو غَضْبَانُ» پیغمبر پیشم آمد در حالی که حضرت غضبناک بود. «فقلت من أَغْضَبَكَ يا رَسُولَ اللَّهِ أَدْخَلَهُ الله النَّارَ» دیگر از این بهتر! روایت قبلی از «ام سلمه» بود این روایت از «عایشه» است.

«عایشه» می‌گوید عرض کردم چه کسی تو را به غضب آورده است به غضب خدا گرفتار بشود، خدا او را وارد آتش جهنم کند. حضرت فرمود چه کار کنم من دستور می‌دهم به دستور من عمل نمی‌کنند.

کسانی که در عصر پیامبر این چنین بودند، آیا انتظار است زمینه ای که فراهم شده، عادی سازی و مخالفت با رسول الله، این‌ها بعد از رسول اکرم بیایند در برابر امیر المؤمنین(سلام الله علیه) سر تعظیم فرود بیاورند و تن به خلافت امیر المؤمنین بدهند؟ از خلیفه منصوب رسول الله اطاعت کنند و او را قبول کنند؟ هرگز این طور نبود.

این خلاصه ای از عادی سازی و مخالفت با رسول اکرم(سلام الله علیه) است و از این نمونه‌ها زیاد است این چند مورد را به عنوان نمونه عرض کردم.

مجری:

نمونه‌های ممتازی بودند که فرمودید. اگر اجازه بفرمایید یک فاصله ای بگیریم بر می‌گردیم ان شاء الله خدمت شما خواهیم بود. بینندگان گرامی در این شب‌های که عرض توسل و ارادت و شب‌های عزاداری است از همه شما التماس دعا داریم یک فاصله ای می‌گیریم دلهای مان را منور به ذکر سید الشهداء(سلام الله علیه) می‌کنیم و بر می‌گردیم ان شاء الله ادامه بحث را با شما همراه خواهیم بود.

(میان برنامه)

مجری:

بینندگان عزیز و گرامی با ویژه برنامه «مع امام منصور» در خدمت شما هستیم و از محضر استاد حسینی قزوینی داریم ریشه‌های به وجود آمدن تاریخی عاشورا را بررسی می‌کنیم.

استاد عزیز‍! فرمودید به وجود آمدن واقعه عاشورا چهار تا عامل اصلی یکی آن عادی سازی مخالفت با پیامبر بود و تفصیلش را از شما شنیدیم اما یک مورد خاصی که به عنوان دومین دلیل فرمودید عادی سازی مخالفت با پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) در موضوع خاص خلافت بود. این هم موارد و مصادیقی دارد توضیح این را از محضر شما بشنویم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

یکی از موضوعاتی که به علت به وجود آمدن عاشورا بود، این‌ها می‌دانستند که رسول اکرم امیر المؤمنین را از همان روزهای اول به عنوان خلیفه معرفی کرده است، در مصادر شیعه است وقتی امیر المؤمنین(سلام الله علیه) به دنیا آمد رسول اکرم به «فاطمه بنت اسد» فرمود قنداقه علی را نزدیک من قرار بدهید رسول اکرم گهواره ای را که قنداقه در آن بود تکان می‌داد و برای امیر المؤمنین لالایی می‌خواند.

خیلی عجیب است یک تعبیبری در بعضی از مصادر آمده است از جمله در کتاب «کشف الغمه – اربلی» جلد 1 صفحه 62؛ کتاب «کشف الیقین – علامه حلی» صفحه 20 و کتاب «ارشاد القلوب –دیلمی» جلد 2 صفحه 211 و کتاب «نهج الحق – علامه حلی» صفحه 233؛ کتاب «بحار الانوار – علامه مجلسی» جلد 35 صفحه 10

«...قَالَتْ فَوَلَدْتُ عَلِيّاً وَ لِرَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) ثَلَاثُونَ سَنَةً فَأَحَبَّهُ رَسُولُ اللَّهِ(صلی الله علیه واله وسلم) حُبّاً شَدِيداً وَ قَالَ لَهَا اجْعَلِي مَهْدَهُ بِقُرْبِ فِرَاشِي وَ كَانَ (صلی الله علیه واله وسلم) يَلِي أَكْثَرَ تَرْبِيَتِهِ وَ كَانَ يُطَهِّرُ عَلِيّاً فِي وَقْتِ غُسْلِهِ وَ يُوجِرُهُ اللَّبَنَ عِنْدَ شُرْبِهِ وَ يُحَرِّكُ مَهْدَهُ عِنْدَ نَوْمِه‏...وَ يُنَاغِيهِ فِي يَقْظَتِهِ وَ يَحْمِلُهُ عَلَى صَدْرِهِ وَ رَقَبَتِهِ-: وَ يَقُولُ هَذَا أَخِي وَ وَلِيِّي وَ نَاصِرِي وَ صَفِيِّي وَ ذُخْرِي وَ كَهْفِي وَ صَهْرِي وَ وَصِيِّي وَ زَوْجُ كَرِيمَتِي وَ أَمِينِي عَلَى‏ وَصِيَّتِي وَ خَلِيفَتِي وَ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) يَحْمِلُهُ دَائِماً وَ يَطُوفُ بِهِ جِبَالَ مَكَّةَ وَ شِعَابَهَا وَ أَوْدِيَتَهَا وَ فِجَاجَهَا صَلَّى اللَّهُ عَلَى الْحَامِلِ وَ الْمَحْمُولِ.»

كشف الغمة في معرفة الأئمة (ط - القديمة)؛ نویسنده: اربلى، على بن عيسى، محقق / مصحح: رسولى محلاتى، هاشم‏، ناشر: بنى هاشمى - تبريز، ج‏1، ص62

«...وَ يُنَاغِيهِ فِي يَقْظَتِهِ وَ يَحْمِلُهُ عَلَى صَدْرِهِ وَ رَقَبَتِهِ» پیامبر علی را به سینه اش می‌چسپاند و به گردنش سوار می‌کرد. پدرها و مادرها وقتی بیرون می‌روند بچه کوچک است نمی‌تواند راه بیرود به گردنشان سوار می‌کنند. پیامبر اکرم علی را به گردنش سوار می‌کرد.

«يُوجِرُهُ اللَّبَنَ عِنْدَ شُرْبِهِ» حضرت امیر وقتی می‌خواست شیر بخورد، پیامبر اکرم (صلی الله علیه واله وسلم) ظرف شیر را در دهان حضرت امیر قرار می‌داد. «وَ يُحَرِّكُ مَهْدَهُ عِنْدَ نَوْمِه» و گهواره حضرت را هنگام که می‌خواست بخوابد تکان می‌داد بعد این جالب است ‏...«وَ أَمِينِي عَلَى‏ وَصِيَّتِي وَ خَلِيفَتِي» این علی که الان در گهواره است خلیفه من است.

یعنی بحث خلافت علی از ولادت حضرت علی شروع شده است.

در منابع اهل سنت هم آورده اند اقای «طبری» در کتاب تاریخ خودش جلد 3 صفحه 321 آورده است:

«فأخذ برقبتي ثم قال إن هذا أخي ووصي وخليفتي فيكم فاسمعو له وأطيعوا قال فقام القوم يضحكون ويقولون لأبي طالب قد أمرك أن تسمع لابنك وتطيع»

تاريخ الطبري؛ اسم المؤلف: لأبي جعفر محمد بن جرير الطبري الوفاة: 310، دار النشر: دار الكتب العلمية – بيروت، ج1، ص542

اولین روزی که پیامبر رسالتش را اعلام کرد دست بر شانه علی گذاشت و فرمود: «إن هذا أخي ووصي وخليفتي فيكم فاسمعو له وأطيعوا»

در مناسبت‌های مختلف پیامبر این کار را انجام داده است در قضیه «جنگ تبوک» و در «جنگ خیبر»، «جنگ خندق» و در هرکدام از این‌ها پیامبر فرموده است. در غدیر هم که به تعبیر «سبط ابن جوزی» یک صد و بیست هزار جمعیت بود پیامبر اکرم (صلی الله علیه واله وسلم) بحث خلافت حضرت امیر(سلام الله علیه) را مطرح کرد.

به نظرم قضیه ای که خیلی درد آور است اقای «مسلم» در کتاب خودش «صحیح مسلم» حدود هشت – نه روایت در این زمینه دارد پیامبر در همان حجة الوداع قبل از این که از «مکه» بیرون بیاید در عرفات و یا منا مردم را جمع کرد و بحث رسالت خودش را مطرح کرد.

«حدثنا قُتَيْبَةُ بن سَعِيدٍ حدثنا جَرِيرٌ عن حُصَيْنٍ عن جَابِرِ بن سَمُرَةَ قال سمعت النبي صلى الله عليه وسلم يقول ح وحدثنا رِفَاعَةُ بن الْهَيْثَمِ الْوَاسِطِيُّ واللفظ له حدثنا خَالِدٌ يَعْنِي بن عبد اللَّهِ الطَّحَّانَ عن حُصَيْنٍ عن جَابِرِ بن سَمُرَةَ قال دَخَلْتُ مع أبي على النبي صلى الله عليه وسلم فَسَمِعْتُهُ يقول إِنَّ هذا الْأَمْرَ لَا يَنْقَضِي حتى يَمْضِيَ فِيهِمْ اثْنَا عَشَرَ خَلِيفَةً قال ثُمَّ تَكَلَّمَ بِكَلَامٍ خَفِيَ عَلَيَّ قال فقلت لِأَبِي ما قال قال كلهم من قُرَيْشٍ»

«حدثنا بن أبي عُمَرَ حدثنا سُفْيَانُ عن عبد الْمَلِكِ بن عُمَيْرٍ عن جَابِرِ بن سَمُرَةَ قال سمعت النبي صلى الله عليه وسلم يقول لَا يَزَالُ أَمْرُ الناس مَاضِيًا ما وَلِيَهُمْ اثْنَا عَشَرَ رَجُلًا ثُمَّ تَكَلَّمَ النبي صلى الله عليه وسلم بِكَلِمَةٍ خَفِيَتْ عَلَيَّ فَسَأَلْتُ أبي مَاذَا قال رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم فقال كلهم من قُرَيْشٍ»

«حدثنا هَدَّابُ بن خَالِدٍ الْأَزْدِيُّ حدثنا حَمَّادُ بن سَلَمَةَ عن سِمَاكِ بن حَرْبٍ قال سمعت جَابِرَ بن سَمُرَةَ يقول سمعت رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم يقول لَا يَزَالُ الْإِسْلَامُ عَزِيزًا إلى اثنى عَشَرَ خَلِيفَةً ثُمَّ قال كَلِمَةً لم أَفْهَمْهَا فقلت لِأَبِي ما قال فقال كلهم من قُرَيْشٍ»

«حدثنا أبو بَكْرِ بن أبي شَيْبَةَ حدثنا أبو مُعَاوِيَةَ عن دَاوُدَ عن الشَّعْبِيِّ عن جَابِرِ بن سَمُرَةَ قال قال النبي صلى الله عليه وسلم لَا يَزَالُ هذا الْأَمْرُ عَزِيزًا إلى اثنى عَشَرَ خَلِيفَةً قال ثُمَّ تَكَلَّمَ بِشَيْءٍ لم أَفْهَمْهُ فقلت لِأَبِي ما قال فقال كلهم من قُرَيْشٍ»

«حدثنا نَصْرُ بن عَلِيٍّ الْجَهْضَمِيُّ حدثنا يَزِيدُ بن زُرَيْعٍ حدثنا بن عَوْنٍ ح وحدثنا أَحْمَدُ بن عُثْمَانَ النَّوْفَلِيُّ واللفظ له حدثنا أَزْهَرُ حدثنا بن عَوْنٍ عن الشَّعْبِيِّ عن جَابِرِ بن سَمُرَةَ قال انْطَلَقْتُ إلى رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم وَمَعِي أبي فَسَمِعْتُهُ يقول لَا يَزَالُ هذا الدِّينُ عَزِيزًا مَنِيعًا إلى اثنى عَشَرَ خَلِيفَةً فقال كَلِمَةً صَمَّنِيهَا الناس فقلت لِأَبِي ما قال قال كلهم من قُرَيْشٍ»

«حدثنا قُتَيْبَةُ بن سَعِيدٍ وأبو بَكْرِ بن أبي شَيْبَةَ قالا حدثنا حَاتِمٌ وهو بن إسماعيل عن الْمُهَاجِرِ بن مِسْمَارٍ عن عَامِرِ بن سَعْدِ بن أبي وَقَّاصٍ قال كَتَبْتُ إلى جَابِرِ بن سَمُرَةَ مع غُلَامِي نَافِعٍ أَنْ أَخْبِرْنِي بِشَيْءٍ سَمِعْتَهُ من رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم قال فَكَتَبَ إلي سمعت رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم يوم جُمُعَةٍ عَشِيَّةَ رُجِمَ الْأَسْلَمِيُّ يقول لَا يَزَالُ الدِّينُ قَائِمًا حتى تَقُومَ السَّاعَةُ أو يَكُونَ عَلَيْكُمْ اثْنَا عَشَرَ خَلِيفَةً كلهم من قُرَيْشٍ وَسَمِعْتُهُ يقول عُصَيْبَةٌ من الْمُسْلِمِينَ يَفْتَتِحُونَ الْبَيْتَ الْأَبْيَضَ بَيْتَ كِسْرَى أو آلِ كِسْرَى وَسَمِعْتُهُ يقول إِنَّ بين يَدَيْ السَّاعَةِ كَذَّابِينَ فَاحْذَرُوهُمْ وَسَمِعْتُهُ يقول إذا أَعْطَى الله أَحَدَكُمْ خَيْرًا فَلْيَبْدَأْ بِنَفْسِهِ وَأَهْلِ بَيْتِهِ وَسَمِعْتُهُ يقول أنا الْفَرَطُ على الْحَوْضِ»

صحيح مسلم؛ اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري الوفاة: 261، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ج3، ص1452- 1453، ح1821

«يقول إِنَّ هذا الْأَمْرَ لَا يَنْقَضِي حتى يَمْضِيَ فِيهِمْ اثْنَا عَشَرَ خَلِيفَةً» بعد از من دوازده خلیفه خواهد آمد همه فهمیدند قضیه چه است؛ زیرا رسول اکرم بارها فرموده بود که خلیفه بعد از من امیر المؤمنین(سلام الله علیه) بعد از ایشان امام حسن و امام حسین تا حضرت مهدی (ارواحنا تراب مقدمه الفداء) همه را ذکر کرده بود.

خداوند حضرت آیت الله «صافی گلپایگانی» را رحمت کند یادی از ایشان بکنیم، کتابی که نوشته است احادیثش را خودم شمردم پنج هزار و شش روایت در کتب شیعه و سنی آورده است که نام ائمه(سلام الله علیهم اجمعین) و بویژه نام حضرت مهدی(سلام الله علیه) هم آمده است.

وقتی رسول اکرم (صلی الله علیه واله وسلم) فرمود «اثنا عشر خلیفه» سر و صدا شروع شد، داد، بیداد، فریاد یکی بلند شد و یکی نشست، یکی تکبیر گفت، قیل و قال کردند تا کلام پیامبر به گوش مردم نرسد.

این مطلب که پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) می‌فرماید بعد از من دوازده تا خلیفه خواهد آمد، من دوازده تا جانشین دارم، نگذاشتد کلام پیامبر تمام بشود سر و صدا کردند.

آیا این‌ها نمی‌دانستند قضیه چه است و یا می‌دانستند قضیه چه است و پیامبر می‌خواهد چه بفرماید؟ مسئله کاملا مشخص بود.

در مورد دوازده خلیفه این نکته را عرض کنم بروید کتاب‌های اهل سنت را ملاحظه کنید «ابن حجر عسقلانی» در کتاب «فتح الباری» جلد 13 صفحه 181 و 182 می‌گوید پیامبر فرمود من دوازده تا جانشین دارم باید این را جواب بدهند دوازده جانشین چه کسی است؟ چهار تا از خلفای راشدین را می‌آورد می‌گوید امام حسن(سلام الله علیه) هم پنج ماه خلافت کرده است بیاید.

بعد معاویه را می‌آورد و در یزید می‌مانند یزید که قاتل امام حسین(سلام الله علیه) است مگر می‌شود خلیفه پیامبر باشد؟ وقتی خلفای بنی امیه را می‌شمارد نزدیک بیست پنج تا بیست و شش تا است. دوازده تا درست نمی‌شود.

بعد سراغ بنی العباس می‌روند سی هفت تا سی و هشت تا هستند، بعد آخرش می‌گوید الاغ ما از کرگی دم نداشت، ما اصلا نفهمیدیم پیامبر چه گفته است. ابن جوزی به همین شکل و ابن عربی به همین شکل.

بزرگان اقایان آمدند در حدیث خلفایی اثنا عشر گیر کردند، ولی ای کاش می‌آمدند بحث می‌کردند چه شد وقتی پیامبر فرمود خلفای بعد از من دوازده نفر هستند سر و صدا کردند. راوی می‌گوید: «فقال كَلِمَةً صَمَّنِيهَا الناس» به قدری داد و بیداد کردند گوش هایم کر شد، نه تنها صدای پیامبر را نشندیم بلکه گوش‌هایم کر شد. «فقلت لِأَبِي ما قال قال كلهم من قُرَيْشٍ»

آقای «ابن حجر، ابن عربی، نووی» مسئله چه بوده است؟ آقایان بزرگوار اهل سنت بیایید پاسخ بدهید. آیا در این بیست و سه سال اتفاق افتاده بود پیامبر صحبت کند و حرفش تمام نشده مردم داد و بیداد راه بیندازند تا صدای رسول اکرم به گوش مردم نرسد؟

تا آن زمان همچنین چیزی نبوده است و اولین بار است که پیامبر می‌خواهد در موضوع خاص فرمایش کند و این‌ها دارند این طور سر و صدا می‌کنند. این مطلب واضح و روشن است.

نکته دیگر رسول اکرم در جاهای مختلف و از جمله در غدیر فرموده است آخرین لحظات عمرش است باز می‌خواهد تأکید کند. تمام این‌ها را پیامبر می‌بیند. فرمود قلم و کاغذ بیاورید من چیزی بنویسم که بعد از من هرگز گمراه نشوید.

ملاحظه بفرمایید در کتاب «صحیح بخاری» حدیث 3063 مطلبی است:

«حدثنا قَبِيصَةُ حدثنا بن عُيَيْنَةَ عن سُلَيْمَانَ الْأَحْوَلِ عن سَعِيدِ بن جُبَيْرٍ عن بن عَبَّاسٍ رضي الله عنهما أَنَّهُ قال يَوْمُ الْخَمِيسِ وما يَوْمُ الْخَمِيسِ ثُمَّ بَكَى حتى خَضَبَ دَمْعُهُ الْحَصْبَاءَ فقال اشْتَدَّ بِرَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم وَجَعُهُ يوم الْخَمِيسِ فقال ائْتُونِي بِكِتَابٍ أَكْتُبْ لَكُمْ كِتَابًا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدَهُ أَبَدًا فَتَنَازَعُوا ولا يَنْبَغِي عِنْدَ نَبِيٍّ تَنَازُعٌ فَقَالُوا هَجَرَ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم قال دَعُونِي»

الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا،ج 3، ص 1111، کتاب الجهاد، باب 172، ح2888

ابن عباس در یک روز پنجشنبه، به قدری گریه کرد که اشک چمشش ریگ‌های جلوی پایش را خیس کرد بعد گفت پیامبر فرمود کتاب، قلم و کاغذ بیاورید چیزی بنویسم که: «لَنْ تَضِلُّوا بَعْدَهُ أَبَدًا»، هرگز گمراه نشوید «فَتَنَازَعُوا» باهمدیگر داد و بیداد و اختلاف کردند. «فَقَالُوا هَجَرَ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم» نتیجه این بود (نستجیر بالله) پیامبر دارد هذیان می‌گوید!

به نظرم این بدترین شکنجه ای رسول اکرم در عمرشان بود، حتی بدتر و شدیدتر از شهدای احد بگیریم دردناک تر از قضیه مخالفت در صلح حدیبیه، و همین طور قضایای دیگر و همین طور نماز جمعه: (وَتَرَكُوكَ قَائِمًا)

(وَإِذَا رَأَوْا تِجَارَةً أَوْ لَهْوًا انْفَضُّوا إِلَيهَا وَتَرَكُوكَ قَائِمًا قُلْ مَا عِنْدَ اللَّهِ خَيرٌ مِنَ اللَّهْوِ وَمِنَ التِّجَارَةِ وَاللَّهُ خَيرُ الرَّازِقِينَ)

هنگامي که آنها تجارت يا سرگرمي و لهوي را ببينند پراکنده مي‌شوند و به سوي آن مي روند و تو را ايستاده به حال خود رها مي‌کنند؛ بگو: آنچه نزد خداست بهتر از لهو و تجارت است، و خداوند بهترين روزي‌دهندگان است.

سوره جمعه (62): آیه 11

خطبه پیامبر را رها کردند و سراغ تجارت رفتند. از همه دردناک‌تر این است که به پیامبر (نستجیر بالله) بگویند هذیان می‌گوید. در قرآن در مورد پیامبر می‌فرماید:

(وَمَا ينْطِقُ عَنِ الْهَوَى، إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْي يوحَى)

و هرگز از روي هواي نفس سخن نمي‌گويد! آنچه مي‌گويد چيزي جز وحي که بر او نازل شده نيست!

سوره نجم(53): آیه 3 و 4

پیامبر می‌خواهد چه بگوید، ما نمی‌گوییم ملاحظه بفرمایید در کتاب «ارشاد الساری شرح صحیح بخاری» و همچنین «ابن حجر عسقلانی» این را دارد پیامبر فرمود:

«اكتب لكم كتابا فيه النص علي الائمة بعدي»

إرشاد الساري لشرح صحیح البخاري؛ المؤلف: شهاب الدین احمد بن محمد القسطلاني (المتوفی 923 هـ)، ج1، ص207

پیامبر می‌خواهد در این کاغذ و وصیت آخر نام ائمه بعد از خودش را بنویسد؛ یعنی خلفای اثنا عشر که در آن جمع فرمود و این‌ها داد و بیداد راه انداختند، این‌جا می‌خواهد این‌ها را مکتوب کند. این‌جا باز داد و بیداد راه انداختند و سر و صدا کردند و نگذاشتند پیامبر نامه بنویسد هم سر و صدا کردند و هم نسبت هذیان به رسول اکرم دادند.

این مطلب را «ابن حجر عسقلانی، نوویی» و بزرگان اهل سنت همه این قضیه را نقل کردند پیامبر اکرم می‌خواست نام ائمه و خلفای بعد از خودش را بنویسد.

مجری:

انسان تعجب می‌کند از انسان‌های که این قدر صریح با پیامبر مخالفت می‌کنند و مخالف دستور خدا و قرآن عمل می‌کنند، این‌ها ورق‌های از تاریخ بود که هرچه بیان و گفته بشود روی آن بحث بشود که چه اتفاقاتی منجر می‌شود که کربلا به وجود بیاید.

استاد عزیز با اجازه تان تماس داریم برادر عزیزمان اقای «بهادری از کرج» پشت خط ارتباطی هستن، سلام علیکم بفرمایید

ü      تماس بینندگان برنامه

بیننده: (آقای بهادری از کرج – شیعه)

بسم الله الرحمن الرحیم، خدمت جنابعالی و استاد ارجمند جناب اقای قزوینی سلام عرض می‌کنم فرا رسیدن ماه محرم را خدمت جنابعالی و حضرت آقای قزوینی و همه شیعیان جهان تسلیت عرض می‌کنم.

باید یاد آور بشویم آقایان غصب خلافت اقا امیر المؤمنین را در سقیفه انجام دادند برای این که بتوانند ریاست و خلافت خودشان را تأیید کنند جناب خلیفه دوم می‌گوید اطاعت از کسانی که امیر و یا خلیفه می‌شوند بر مردم واجب است حتی اگر یک عبد حبشی ناقص الاعضا، کور، شل، معلوم الحال بر تو امیر شد باید اطاعت کنی. این منطق خلیفه دوم جناب عمر ابن خطاب بود. روی همین منطق وقتی در سال 61 هجری سر مقدس امام حسین(سلام الله علیه) را از بدن جدا می‌کنند شمر و سنان (لعنت الله علیهما) سجده شکر به جا می‌آورند می‌گویند خدایا این کار را از ما قبول کن که باعث خوشحالی خلیفه و از تویی خدا می‌شود.

با چنین منطقی حدود 45 سال بر مردم حکومت کردند که از اسلام اسمی و از قرآن رسمی باقی نماند و امام حسین فرمودند من اشرا و بطرا قیام نکردم، من قیام می‌کنم که دین جدم و سنت او را زنده کنم کار به جای می‌رسد که فرزند پیامبر می‌بیند که با اهدا خون مبارکش در راه اسلام باید دین پیامبر نجات پیدا کند و باید خون داد، خودش و اصحابش و اطفالش!

در کتاب «در المنثور – سیوطی» جلد 4 صفحه 59 در ذیل آیه: (يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ)؛ اطاعت از امر منکم یعنی هر کسی که امیر تو شد واجب است از او اطاعت کنی، و دستور او دستور خدا و پیامبر است.

(أَنَا مَدِينَةُ الْعِلْمِ وَعَلِيٌّ بَابُهَا، فَمَنْ أَرَادَ الْعِلْمَ فَلْيَأْتِ الْبَابَ)

جامع الاحاديث (الجامع الصغير وزوائده والجامع الكبير)؛ اسم المؤلف: الحافظ جلال الدين عبد الرحمن السيوطي الوفاة: 19/جمادى الاولى / 911هـ، دار النشر:، ج2، ص193

یعنی کسانی که هدف خودشان را از:

(وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ)

جز خدا و راسخان در علم، نمي‌دانند.

سوره آل عمران (3): آیه 7

 (فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ)

اگر نمي‌دانيد، از آگاهان بپرسيد (تا تعجب نکنيد از اينکه پيامبر اسلام از ميان همين مردان برانگيخته شده است)!

سوره نحل (16): آیه43

می‌دانستند جدا کردند و به راه انحراف کشیده شدند یعنی تفسیر به رأی کردند و گفتند ما علم علی را نمی‌خواهیم خودمان علم داریم، خودمان علم می‌شناسیم وقتی تفسیر قرآن را از اهل بیت رسول خدا گرفتند، تفسیر اسلام به دست یهود افتاد، کسانی مثل مقاتل ابن سلیمان و ضحاک می‌آیند تفسیر قرآن می‌کنند این‌ها کسانی هستند که نه پیامبر را دیدند و نه صحابه را دیدند تفسیر به رأی می‌کنند.

 در کتاب «فیض القدیر – مناوی» در صفحه 205 ایشان می‌گوید یزید که دست به جنایت زد فقط به لعن یزید اکتفا کنید عقب‌تر نروید دیگر معاویه و قبل از معاویه را لعن نکنید.

خود علمای محترم مخالف ما متوجه شدند اگر یک نفر آزاده بخواهد ریشه یابی کند که سر منشأ جنایت یزید به کجا بر می‌گردد به خلفای پیامبر جناب ابوبکر، عمر و عثمان می‌رسد.

بعد گفتند یزید را هم لعن نکنید به چه بهانه ای، به همان بهانه ای که اگر یزید را لعن کنید ناگذیر باید پدرش معاویه را هم لعن کنید این افکار وهابیان است یعنی هدف این است جنایتی که در حق امام حسین و اصحاب او کردند فقط منحصر به شمر و عمر سعد بشود.

در سال یازده هجری که رسول خدا به شهادت رسیدند تا سال شصت و یک هجری که امام حسین(سلام الله علیه) شهید شدند پنجاه سال زمان گذشت و در این پنجاه سال حاکمان چه کار کردند که باعث شد بنی امیه به تعبیر رسول خدا که در مکاشفه دیده بودند بنی امیه و بنی مروان مثل میمون‌ها روی منبرشان جست و خیز می‌کنند و مقصد خلافت و حکومت را پیدا می‌کنند و رهبریت جامعه را به دست می‌گیرند. در مسند خلافت یزید، رسما سگ بازی، میمون بازی و شرابخوری، زنا با محارم و بت فروشی این سنت اسلام می‌شود.

حضرت اقا چه تفکر و فرهنگی باعث شد که اسلام به این روز بیفتد؟ ما می‌گوییم یهود که دشمن اسلام و پیامبر هستند با همکاری بعضی از همین صحابه یعنی باید کمی تأمل کرد که حدود چهارنیم سال حکومت و خلافت امیر مؤمنان(سلام الله علیه) چه تلاشی کردند که بتوانند سنت از دست رفته رسول خدا را به دوران رسول خدا باز گردانند و در این چهل و چهار سال این کار را نتوانستند و با مخالفت شدید مردم روبرو شدند و گفتند علی می‌خواهد سنت شیخین را نابود کند.

در همین رابطه سه جنگ علیه امام علی تحمیل شد، جنگ جمل طرفداران ابوبکر به سرپرستی خانم عایشه، جنگ نهروان طرفداران عمر و جنگ صفین طرفداران عثمان به دستور معاویه این‌ها باید ریشه یابی بشوند چرا دنیای اسلام بعد از بیست و سه سال زحمت رسول اکرم به این جا رسید که بعد از غصب خلافت توسط سقیفه وقتی که آقای ابوبکر سر کار آمد دستور داد سنت پیامبر هم باید از بین برود.

مجری:

جناب اقای بهادری عزیز وقت مان یک مقدار محدود است.

اقای بهادری:

بله، این را باید بپرسیم در کتاب «کنز العمال متقی هندی» جلد11 صفحه 28 رسول خدا فرمود:

«سَيَأْتِي عَلَى النَّاسِ زَمَان‏ لَا يَبْقَى مِنَ الْإِسْلَامِ إِلَّا اسْمُهُ وَ مِنَ الْقُرْآنِ إِلَّا رَسْمُهُ»

كنز العمال في سنن الأقوال والأفعال؛ اسم المؤلف: علاء الدين علي المتقي بن حسام الدين الهندي الوفاة: 975هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1419هـ-1998م، الطبعة: الأولى، تحقيق: محمود عمر الدمياطي، ج11، ص280

زمانی می رسد که از اسلام اسمش باقی می‌ماند و از قرآن فقط رسمش باقی می‌ماند. ببخشید مصدع اوقات شدم یا علی خدا نگهدار التماس دعا.

مجری:

خیلی متشکر و ممنون جناب اقای بهادری عزیز. حضرت استاد فکر می‌کنم زمان مان خیلی محدود شده دو دقیقه شاید زمان داشته باشیم اگر راجع به مطالبی که اقای بهادری فرمودند نکته ای می‌خواهید بفرمایید در خدمت شما هستیم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

مطالب ایشان، مطالب خیلی ارزشی بود. فقط یک مقدار باید دقت و اطلاع رسانی کرد من معتقد هستم هم علمای شیعه و هم علمای اهل سنت بیایند تاریخ صدر اسلام بازخوانی بشود و آن چه که حکومت‌ها در این تاریخ تأثیر گذاشتند این‌ها باز خوانی بشود تا از این بازخوانی حقیقت روشن بشود و گمراهی‌ها و ضلالت‌ها کنار برود.

مخصوصا اهل سنت به امام حسین(سلام الله علیه) علاقه دارند در داخل کشورمان و در خارج این محسوس و پیدا است در ایام عاشورا عزاداری و اطعام می‌کنند از اطعام امام حسین(سلام الله علیه) استفاده می‌کنند. گرچه وهابیت پلید اخیرا یک مسائلی را در کشورمان ایجاد کرده اند ولی اهل سنت واقعی در علاقه به امام حسین هیچ تفاوتی آن چنانی با شیعه ندارند.

امیدوارم ان شاء الله بحث مان ادامه داشته باشد در جلسات آینده دیگر ریشه‌های عاشورا را بررسی کنیم و نگذاریم دیگر عاشورایی تکرار بشود و امروز هم یزید زمان در وجود مثل «ترامپ» و مثل «نتانیاهو» و امثال او متبلور شده است و نگذاریم حسین زمان تنها بماند و نگذاریم یاران حسین این طور پر پر نزنند که واقعا قلب هر انسان آزاده ای را این جنایات اسرائیل کودکش جریحه دار کرده است.

 گرچه الحمدلله عزیزان ما ضربه ای بر پیکر اسرائیل وارد کردند که به این زودی‌ها خودش را بازیابی نمی‌تواند، من امروز داشتم می‌دیدم و باید توجه داشته باشیم اسرائیل خبیث نزدیک ده، دوازده مورد صلح کرده و کشتار بیست هزار تا و سی هزار تا بعد از صلح در پرونده ننگین و پستش وجود دارد فریب شان را نخوریم و مردم در این قضایا الحمدلله افتخار آفریدند.

حضور مردم در صحنه الحمدلله رب العالمین، اطلاع رسانی صدا و سیما و دیگر مراکز فرهنگی بسیار عالی و خوب بوده است. امیدوارم ان شاء الله این‌ها مقدمه ای برای ظهور حضرت ولی عصر (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) باشد.

مجری:

خیلی ممنون حضرت استاد از محضرتان استفاده کردیم دوست داشتیم زمان بود و بیشتر راجع به مواردی که فرمودید بیشتر بحث می‌کردیم بسیار خواندن تاریخ به این روش تحلیلی لذت بخش است و در این شب‌ها می‌طلبد که انسان تاریخ را دقیق‌تر بخواند و در ابراز ارادت‌ها عمق ارادت‌ها را قطعا این قضیه بیشتر می‌کند.

متأسفانه زمان به پایان رسیده ما از خدا می‌خواهیم که نابودی ظلم را در جهان ببینیم و ظهور آقا امام زمان مان، منتقم آل الله و برای آن روز دعا کنیم که یا رب الحسین، اشف صدر الحسین بظهور الحجه. بینندگان گرامی شما را به خدا می‌سپاریم یا علی مدد خدا نگهدار!


ریشه های عاشورا>

مع امام منصور عزاداری امام حسین علیه السلام محرم عاشورا صحابه مخالفت مرجعیت علمی مرجعیت سیاسی ریشه های عاشورا مودت محبت