سایر قسمت ها
نقد افکار باطل سلیمانی اردستانی پیرامون حکم ساب النبی، اتهام شرک جلی به شیعه و گفتگوی سلیمانی اردستانی با کارشناس وهابی شبکه کلمه دکتر ابوالقاسمی

قسمت صد و سی و پنجم برنامه راه روشن با کارشناسی دکتر ابوالقاسمی و اجرای آقای غضبانی


دیگر قسمت ها

 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

برنامه راه روشن 15 07 1404 (قسمت صد و سی و پنجم)

عنوان برنامه: نقد افکار باطل سلیمانی اردستانی پیرامون حکم ساب النبی، اتهام شرک جلی به شیعه و گفتگوی سلیمانی اردستانی با کارشناس وهابی شبکه کلمه

کلیدواژهراه روشن؛ سلیمانی اردستانی؛ شبهه؛ وهابیت؛ محمد بن عبدالوهاب؛ انکار توسل؛ شرک؛ شیعه؛ ساب النبی؛ عقیل هاشمی؛ شبکه کلمه؛ خلق عظیم؛ معجزه؛ کرامت!

استاد: حجت الاسلام والمسلمین دکتر ابو القاسمی

مجری: آقای محمد تقی غضبانی

مجری:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ وَبِه نَسْتَعینْ، اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه‏ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم صلی الله علیک یا مولای یا صاحب العصر والزمان؛ عرض سلام، ادب و احترام خدمت یکایک شما عزیزان بیننده شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف)، با برنامه راه روشن در سه شنبه دیگر مهمان منازل شما هستیم، در این برنامه از محضر جناب آقای دکتر ابو القاسمی بهرمند خواهیم شد، در خصوص شبهاتی که ممکن است در فضای مجازی پخش شده باشد و شما آن ها را دیده باشید خدای نا کرده شبهه ای در ذهن شما فراهم آمده باشد در این برنامه به این شبهات پاسخ می دهیم ان شاء الله راه روشن را برای شما فراهم خواهیم کرد.

استاد عزیز سلام علیکم و رحمة الله خیلی خوش آمدید.

استاد ابو القاسمی:

علیکم السلام علیکم ورحمة الله

أعوذ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیطَانِ الرَّجِیمِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ اَلْحَمدُ للهِ رَبِّ العالَمین اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى ‌مُحَمَّدٍ الْمُصْطَفَى وَ عَلِيٍّ الْمُرْتَضَى وَ فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ وَ ‌الْحَسَنِ الرِّضَا وَ الْحُسَيْنِ الْمُصَفَّى، وَ جَمِيعِ الْأَوْصِيَاءِ ‌مَصَابِيحِ الدُّجَى وَصلّ عَلیٰ مَنْ بِيُمْنِهِ رُزِقَ الْوَرَي وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الْاَرْضُ وَ السَّمَاءُ مَوْلانا صَاحِبَ العَصْرِ وَالزمَان!

عرض سلام دارم خدمت شما و بینندگان عزیز و گرانقدر شبکه جهانی حضرت ولی عصر امیدوارم هر کجا که هستند موفق و پیروز باشند

مجری:

خوشحال هستیم که این توفیق را داریم امشب هم در خدمت شما باشیم ان شاء الله ساعات و دقایقی خوبی را برای بینندگان عزیزمان فراهم کنیم. عزیزانی که برنامه راه روشن را دنبال می کنند مستحضر هستند که در این برنامه ما از سلیمانی اردستانی مطالبی را خدمت شما ارائه کردیم شخص ایشان را معرفی کردیم. از طریق صحبت هایش حتماً بیشتر با ایشان آشنا شدید.

کلیپ های که آماده شده است جناب آقای دکتر در خصوص مباحث ایشان خدمت شما نکاتی را عرض می کنند و می فرمایند. جناب استاد در خدمت شما هستیم.

استاد ابوالقاسمی:

چند وقتی است ایشان را نقد می کردیم یک عده گفتند چرا نقد می کنید؟ گفتیم ببینید صبر کنید ببینید چه می شود. از آن زمانی که اینستاگرام با همان روشی که دارد کلیپ های ایشان را به اکسپلورر فرستاد بازدیدهایش مقداری زیاد شد تازه فهمید قبل از این که شبهات بیاید جواب هایش در اینترنت بود.

الان هر کس سلیمانی اردستانی جستجو کند بر خلاف خیلی از کسانی که اول صحبت می کرد بعد نقدش می آمد الان تا سلیمانی اردستانی بزنند نقدهایش در فضای مجازی می آید و به راحتی پیدا می شود. ولذا جلوی جذب خیلی گسترده ای که توقع داشتند با آوردنش در اکسپلورر صورت بگیرد الحمد لله گرفته شد.

اما طبیعتاً وظیفه داریم سوالات و شبهات این ها را جواب بدهیم تقریباً اساس شبهات او را مطرح کردیم و جواب دادیم. اما برویم سراغ شبهه ای که باقی مانده است قبلاً نشان دادیم این آقا راجع به فتاوای علمای شیعه بسیار راحت دروغ می گوید چیزهایی که اصلاً نیست به علمای شیعه فتوا نسبت می دهد. برای روشن شدن این قضیه کلیپ های دیگری داریم در اولین کلیپ راجع به ساب النبی می گوید دو روایت هست این روایت ها خیلی خلاف عقل است بر اساس آن، روایات خلاف عقل همه شیعیان فتوا دادند که ساب النبی حکمش قتل و چنین و چنان است و به جواهر مراجعه کنید. برای این که روشن بشود به کتاب جواهر مراجعه خواهیم کرد و تک تک ادعاهای ایشان در مورد ساب النبی را مورد بررسی قرار می دهیم.

کلیپ شماره یک آٔقای سلیمانی اردستانی:

وقتی در فقه می رویم می گوید بر اساس یک روایتی این شخص، حضرت محمد تا این جا من قرآنش را خیلی مطرح نکردم عفو و گذشت نمی دانم. اما کتاب جواهر الکلام را که باز می کنیم یک باب به نام سب النبی داریم اولین روایتی که می آورد و به آن استناد می دهد می گوید پیامبر وقتی وارد مکه شد گفت دو زن من را هجو کردند (شعر گفتن) بروید حتی اگر به دیوار کعبه چسبیده باشد آن ها را بکشید.

آن وقت چطور این پیامبری که قاتل حمزه (هند) را می بخشد و می گوید خانه اش امن است هر کس می خواهد به خانه ش برود. چطور این آدم نمی تواند بگذرد از دو تا زنی که روی نفهمی یک شعری خواندند؟ باور بفرمایید بر اساس این روایت، یعنی چه پیامبر فرمود هر جا یافتید آن ها را بکشید؟

به خاطر این که دو تا شعر خواندند حتی نمی گوید بیاوریدشان تا من آن ها را محاکمه بکنم، حالا نفهمی کردند مسلمان هم نبودند، شاید آن ها را بیاوری به اسلام دعوت شان کنی مسلمان بشود چرا آن ها را بکشد؟ چطور کسی که قاتل حمزه را می بخشد (نمی بخشد) می گوید خانه اش، خانه امن است نمی تواند از دو زن بگذرد؟

چرا این را می گویم؟ برای این که با دو، سه روایت این طوری حکم سب النبی در می آید. سب النبی وحشتناک است روایت دیگرش را که صاحب جواهر نقل می کند عرض کنم می گوید به پیامبر خبر دادند یک نفر فلان جا به تو بد گفته است. پیامبر نامش را پرسید نامش را گفتند پیامبر فرمود چه کسی می رود حسابش را برسد؟ دو نفر از انصار قبل کردند رفتند پیدایش کردند سر زمینی، چیزی کار می کرد به او گفتند آیا تو فلان ابن فلان هستی گفت بفرمایید در خدمت تان هستم شمشیر در آوردند گردنش را زدند. به نظر من اگر محمد ابن عبد الله این را گفته باشد نه تنها به عنوان پیامبر قبولش ندارم بلکه خودم را به مراتب بیشتر شایسته پیامبری می دانم تا ایشان چرا؟

اولاً یک نفر نقل کرد به چه دلیل اعتماد کردی؟ دوماً از کجا فهمیدی کسی که شنید آن طرف سفیه نبوده، دیوانه نبوده و یا مست نبوده بالغ بوده!

مجری برنامه سلیمانی اردستانی:

یعنی کلیه شرایطی را که برای صدور یک حکم قضائی بود باید اول رعایت می شد.

آقای سلیمانی اردستانی:

هیچ چیز رعایت نشد پیامبریت سر جای خودش، عصمت و عدالتش هم سر جای خودش الان که هست حداقل بگو دستگیرش کنید بیاورید ببینم چه گفته است. قاعدتاً چنگیز خان این کار را می کرد اگر همچنین چیز می گفت از این در می آید که محمد یک همچنین شخصیتی است که می گوید هر کس دیدید به من کوچک ترین اهانتی کرد هر کس شنید واجب است او را بزند بکشد.

اگر او نکشت نفر بعدی باید بزند (واجب است) اگر او نکشت نفر سوم بزند بکشد بدون این که به محاکمه و فلان و این ها بشود. این فتوای صاحب جواهر است عرض بنده این است. آن های که قتل کردند و دیگران را کشتند و مسلمان ها را کشتند آن ها را بخشید. اما کسی که به شخص خودش شعر گفته آن هم یک زن او را نبخشید! این روایت اولی است که صاحب جواهر آورده و به آن استناد کرده است.

مجری شبکه ولی عصر:

صحبت های این آقا را با آن لحن صحبتش دیدیم آقای دکتر در خدمت شما هستیم!

استاد ابوالقاسمی:

برویم سراغ دروغ های که ایشان می گوید در اولین روایت جواهر الکلام دو زن به پیغمبر فحش دادند کتاب جواهر الکلام اصلا باب سب النبی نیست.

«ويلحق بذلك مسائل:) أخر (الأولى:) (من سب النبي (صلى الله عليه وآله) جاز لسامعه) بل وجب (قتله) بلا خلاف أجده فيه، بل الاجماع بقسميه عليه، مضافا إلى النصوص ففي خبر هشام بن سالم عن أبي عبد الله (عليه السلام ) " أنه سئل عن شتم رسول الله (صلى الله عليه وآله) فقال: يقتله الأدنى فالأدنى قبل أن يرفع إلى الإمام " وفي خبر الحسين ابن علي الوشاء" سمعت أبا الحسن (عليه السلام) يقول: شتم رجل على عهد جعفر بن محمد (عليهما السلام) رسول الله (صلى الله عليه وآله) فأتي به عامل المدينة فجمع الناس فدخل عليه أبو عبد الله (عليه السلام)...»

«ويلحق بذلك مسائل» عنوان که او نیست عنوان را ندید یک چیزی شنیده است. دلیل اول: اجماع «بل وجب (قتله) بلا خلاف أجده فيه، بل الاجماع بقسميه عليه» اجماع داریم پس اولین دلیل اصلاً روایت نیست ایشان کتاب را ندیده است مثل حرف هایش دیگر فقط چیزی شنید می گوید. «مضافا إلی النصوص» روایتش چه است؟ اولین روایتش ماجرای زن هایی که تعریف کرد باید باشند.

«خبر هشام بن سالم عن أبي عبد الله (عليه السلام)» سندش صحیح است «أنه سئل عن شتم رسول الله (صلى الله عليه وآله) فقال: يقتله الأدنى فالأدنى قبل أن يرفع إلى الإمام»؛ الادنیٰ فالادنیٰ نه این که هر کسی رسید او را بکشد ممکن است مقصود این باشد چون امام حاکمِ بالا را می گفتند. قاضی ها درجه بندی داشتند قاضی منطقه، قاضی شهر هر کسی در هر مسئله ای دچار مشکل می شد به بالاتر می فرستاد مخصوصاً در مسئله اعدام به درجه بالاتر می فرستادند می گفتند اعدام است نمی شود قاضی درجه پایین حکم کند.

اما در مسئله سب النبی قاضی درجه پایین حکم قتلش را صادر می کند چون قتل در خیابان نمی شود انجام داد. حکم قتل ساب النبی قبل از این که به امام برسد می شود او را کشت یعنی چه؟ قاضی درجه پایین تر همان طوری که ثابت شد اگر کسی واقعاً صلاحیت حکم را داشت می تواند حکم قتلش را بدهد. پس اولین روایت آنی نیست که ایشان ادعا کرده است.

«وفي خبر الحسين ابن علي الوشاء" سمعت أبا الحسن (عليه السلام) يقول: شتم رجل على عهد جعفر بن محمد (عليهما السلام) رسول الله (صلى الله عليه وآله)»، روایت دوم شخصی در زمان امام صادق (علیه السلام) جسارتی به پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) کرد. «‌فأتي به عامل المدينة»، پیش آمر مدینه آوردند مردم را جمع کرد امام صادق (علیه السلام) در آن جا فرمودند در همان جا اعدامش کنید. عامل مدینه است نه این برای حاکم اصلی بلاد اسلامی بفرستید «أدنی فالأدنیٰ» این می شود.

«وفي خبر علي بن جعفر قال: " أخبرني أخي موسى (عليه السلام) قال: كنت واقفا على رأس أبي حين أتاه رسول زياد بن عبيد الله الحارثي عامل المدينة فقال: يقول لك الأمير: انهض إلي فاعتل بعلة فعاد إليه الرسول فقال: قد أمرت أن يفتح لك باب المقصورة فهو أقرب لخطوك...»

روایت سوم این را مطرح کرده است راجع به حکم قتل ساب النبی است

«ولا يرفع إلى السلطان، والواجب على السلطان إذا رفع إليه أن يقتل من نال مني، فقال زياد بن عبيد الله: أخرجوا الرجل فاقتلوه بحكم أبي عبد الله»

به سلطان لازم نیست برسد اگر به سلطان رسید حاکم، سلطان بالا حق قتل دارد باید دستور قتل بدهد.

«وفي حسن ابن مسلم عن أبي جعفر (عليه السلام)»

در روایت حسن ابن مسلم یعنی چند روایت گذشته است اصلاً به این روایت فتوا نمی دهد به چه فتوا می دهد؟ به آن اجماع و روایت های قبلیش پس آقای سلیمانی اردستانی یا ندیدی یا داری بازی در می آوری آن مدلی هم که شما تعریف کردی نیست. روایت چه است؟

«قال: " إن رجلا من هذيل كان سب رسول الله (صلى الله عليه وآله) فبلغ ذلك النبي فقال من لهذا ؟ فقال رجلان من الأنصار: نحن يا رسول الله، فانطلقا حتى أتيا عربه فسألا عنه فإذا هو يتلقى غنمه، فقال: من أنتما وما اسمكما ؟ فقالا له: أنت فلان بن فلان، فقال: نعم، فنزلا فضربا عنقه، قال محمد بن مسلم: فقلت لأبي جعفر (عليه السلام): أرأيت لو أن رجلا سب النبي (صلى الله عليه وآله) أيقتل؟ قال: إن لم تخف على نفسك فاقتله "»

«رجلاً من هُزیل» نه یک بچه، یک مردی از هزیل «كان سب رسول الله (صلى الله عليه وآله)» استمرار بود نه یک بار، یک بار فحش داد تمام شد نه کارش این بود مدام به حضرت فحش می داد. «فبلغ ذلك النبي» تا این که خبر به حضرت رسید یک نفر کارش این است یک بند دارد به شما فحش می دهد. دو نفر از انصار گفتند پیغمبر ما حاضر هستیم برویم این شخص را بکشیم. رفتند و این کار را کردند «فضربا عنقه» گردنش را زدند.

بعد به امام باقر (علیه السلام) عرض کردند «أرأيت لو أن رجلا سب النبي (صلى الله عليه وآله) أيقتل؟ قال: إن لم تخف على نفسك فاقتله» اگر کسی ساب النبی بود او را بکشیم؟ گفتند اگر بر جانت نمی ترسی بله؛ پس این روایت، روایت مورد استناد اصلی نیست ثانیاً داستانی که شما تعریف کردی نیست. یک نفری که نه می دانیم چه کسی است و نه در کجا هست یک بار فحشی داده به پیغمبر هم یک خبری رسید بدون تحقیق فرستاد. حیا کن ریشت سفید شد واقعاً زشت است!

 خدا رحمت کند مرحوم شیخ عباس قمی از ایشان معروف است اواخر عمرش شبی خواب دید در ماه رمضان روزه خواری می کند، پیش یکی از رفقایش که معبر چیره دست و زبردستی بود رفت به او گفت شیخ عباس، ماه رمضان منبر می روی؟ گفت بله، گفت روایت ها را از حفظ می خوانی؟ گفت بله، گفت احتمالاً در نقل روایت ها گاهی اوقات اشتباه می کنی. لذا شیخ عباس (رضوان الله علیه) دیگر اواخر عمر هر چه روایت می خواست بخواند از رو می خواند.

 شما آقای سلیمانی اردستانی، که عمدتاً داری روایت را تحریف می کنی چه بلایی روز قیامت می خواهد سرت بیاید! اولاً کتاب اصلاً اینی که شما گفتی نگفت چیز دیگری گفت چند تا روایت و اجماع آورد مشخص کرد بعد این روایت را هم نقل کرده است. روایت هم آنی که شما می گویی نیست داستان فرق می کند. اما داستان آن زن ها دلیل مرحوم صاحب جواهر روایت زن ها است «وَ رُوِیَ»، «وَ رُوِیَ» یعنی چه؟

مجری:

روایت شده است

استاد ابوالقاسمی:

می گوید اصلاً این روایت مورد استناد نیست به عنوان یک شاهد (مؤید) آخر بحث آورده است.

«وروي" أنه (صلى الله عليه وآله) لما فتح مكة عهد إلى المسلمين أن لا يقتلوا بمكة إلا من قاتلهم سوى نفر كانوا يؤذونه، منهم بنتان كانتا يغنيان بهجائه، فقال: اقتلوهم وإن وجدتموهم متعلقين بأستار الكعبة " إلى غير ذلك من النصوص المؤيدة بما قيل من أنه تجاهر بالكفر واستخفاف بالدين وقوامه وإن كان فيه أن ذلك يقتضي جريان حكم المرتد عليه لا قتله على كل حال»

جواهر الكلام في شرح شرائع الاسلام؛ المؤلف: النجفي، الشيخ محمد حسن (المتوفى1266هـ)، تحقيق وتعليق وتصحيح: محمود القوچاني، ناشر: دار الكتب الاسلامية تهران، الطبعة: السادسة، 1363ش. ج41، ص432 و 434

«إلى غير ذلك من النصوص المؤيدة» این را که من می گویم روایات مؤید، این هایی که من دارم می گویم مؤید است اصلاً دلیل این ها نیست یعنی چه؟ فی الجمله از این روایت ها می فهمیم نسبت به ساب پیغمبر حکم سختی گرفته بودند جزئیات این روایت ها را کار نداریم فی الجمله می فهمیم هیچ کس نیامد بگوید این روایت ها چون که حکم قتلش آمد معلوم است باطل است. نه علما نقل کردند کسی به این گیر نداد لذا ما این ها را به عنوان مؤید نقل می کنیم از مجموع این ها و چند تا روایات معتبری که اول آمد و اجماعی که اول آمد اجماع شیعه و سنی، حکم قتل ساب النبی را می گوییم.

«من أنه تجاهر بالكفر واستخفاف بالدين وقوامه»؛ این با فحش دادن به یک نفر شمای آقای سلیمانی اردستانی خیلی فرق می کند، شما پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را یک پستچی می دانی؛ لذا خودت را هم مثل همان پستچی یا بهتر می دانی می گویی فحش به من را تحمل می کنم نه شما تحمل نکردید. دو، سه نفر مقداری تند با تو صحبت کردند در کانال تلگرامت دیدیم تند شدی نتوانستی تحمل کنی در بقیه جاها هم هست. راحت تند می شوی و برخورد می کنی. این قدر ادا در نیاور اولاً: اخلاقت، اخلاق خوب نیست کلیپت را پخش کردیم راحت فحاشی و هتاکی می کنی (تعارف نداریم)

دوم: فحش به پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) مثل فحش به شما نیست خیلی فرق می کند. خودت را با حضرت یکی و یک کاسه ندان چرا؟ شما یک شخصیتی هستی لباس دین را سرقت کردی لذا اگر به شما بد بگویند به خاطر چه می گویند؟ کسی به شما بد می گوید از شما شاکی هست و می خواهد از دین دفاع بکند. اما کسی که به نفر اول رحمت عالم، به مهربان ترین فرد عالم، به هدایت گرترین فرد عالم توهین می کند چه؟ آن هم نه این که یک شعری خوانده باشد!

مجری:

مرتب این کار را دارد می کند.

استاد ابوالقاسمی:

نکته این است در جهان بینی شیعی اسم حیات دنیا را دنیا پست تر گذاشتند. اما یک حیات داریم حیات عالی تر آن کجاست؟ آخرت آن جا خیلی مهم تر است یک شخصی زد شخص دیگری را کشت الان آنی که کشته شد تمام شد، در قیامت حساب و کتاب نیست؟ از منی که زدم یک نفر را کشتم روز قیامت حق را از من نمی گیرند به او بدهند؟

مجری:

اگر به نا حق باشد می گیرند.

استاد ابوالقاسمی:

جلوی بهشت رفتن آن مقتول گرفته شده است؟ نه اما کار اهل رسانه و اهل فکر چه است؟ اگر یک شخصی را گمراه کردند دیگر او از بهشت محروم شده است روایات متعددی داریم که خطر گمراهی از خطر کشته شدن خیلی بیشتر است. حتی روایاتی دارد می گوید خوش به حال فلانی کشته شد گمراه نشد. دنبال گمراه کردنش بودند ولی نتوانستند الحمد لله نجات پیدا کرد چطوری؟ کشته شد. در چندین روایت داریم تصریح کردند که خطر گمراه شدن به مراتب بیشتر از خطر قتل است نه فحش دادن عادی، اگر یک فردی به شما فحش بدهد یک ذره بالاتر برویم یک فردی شما را بکشد یا یک فردی شما را گمراه کند ضرر کدام بیشتر است؟

مجری:

صد در صد گمراهی!

استاد ابوالقاسمی:

آن وقت یک گروهی که کارشان گمراه کردن مردم بود شخصیت اول عالم دستور به قتلش داده باشد کسی که می آیند علناً به پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فحش می دهد آن هم در حالت جنون و عصبانیت و این‌ ها...

مجری:

هر روز دارد این کار را می کند.

استاد ابوالقاسمی:

این که مسلم است یک کسی که در همه حالت های عادیش نه دیوانگیش دارد به حضرت جسارت می کند آن هم نه جسارت عادی، شعر و غناء در آن دوران شعر مهم ترین رسانه بود مثل یک فیلمساز، یک کارگردان بیاید ضد پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فیلم درست کند بعدش هم شعر خالی نبود غناء هم همراهش بود یعنی چه کار می کردند؟ فرض کنید یک فیلم موزیکال (فیلمی که غربی ها درست می کنند) یک فیلم موزیکال درست کرد برنامه ویژه ضد پیغمبر برای دور کردن مردم از پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بود حکمش چه است؟ اگر شما نمی توانی این روایت ها را تحمل کنی چون اساسا تو از جهان بینی اسلامی دور هستی نه شیعی؛ پس هم کتاب را ندیدی هم آن چیزی که در کتاب هست تحریف شده به مردم ارائه می کنی هم مسئله را خیلی ساده گرفتی، فحش به پیغمبر داده باشد نه این طور نیست. یک طور دیگر بگویم خیلی خیلی ساده تر فرض کنیم مسئله فحش عادی باشد کسی جلوی شما به شما توهین کند شما حق بخشش داری؟ بله حق بخشش داری.

اما اگر یک کسی شما نیستی آمد غیبت شما را کرد می توانم بگویم بگذار غیبت بکند او را ببخشم آیا من حق دارم کسی که از شما غیبت می کند ببخشم یا به دهانش بزنم یا باید جلویش را بگیرم؟ غیبت نکن، اگر شما فسق علنی نداشته باشی کارهای که می کنی فسق علنی است. لباس روحانیت به تنت و تمسخر به اعتقادات شیعه، زیر سوال بردن عقاید اسلامی با لباس روحانیت مشخص است قصد و غرض داری.

اما فرض کنیم یک آدمی که استغابت از او جایز نباشد کسی جلوی خودش توهین به او بکند او حق بخشش دارد. اما یک کسی بیاید جلوی من از او غیبت کند، من بلافاصله باید جلویش را بگیرم یک کسی جلوی خود پیغمبر توهین به پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) کرد خود حضرت حق دارد ببخشد. اما جلوی دیگران توهین کند دیگران حق بخشش دارند؟ نه.

پس آقای سلیمانی اردستانی نیا مسائل را به همدیگر خلط و قاطی کن و برای این قضیه از خودت حکم صادر بکن. نسبت به احکام شریعت به هیچ وجه صلاحیت اظهار نداری!

بعد می گوید قاعدتاً چنگیز خان یک آدمی بود از او بد می گفتند تحقیق می کرد. بله آقای چنگیز خان یا مغول ها کسانی هستند که می آمدند وعده قطعی می دادند و خلاف وعده شان چند هزار نفر را می کشتند. اصلاً کاری به کوچک و بزرگ نداشتند واقعاً شما تبرئه چنگیز خان را می خواهی بکنی برای زیر سوال بردن اسلام؛ ظلم های چنگیز خان در کتب تاریخ هست. نمی دانیم راجع به این افراد چه بگوییم حاضر هستند چنگیز خان را تبرئه بکنند ولی اسلام را زیر سوال ببرند!

در کلیپ بعدی ایشان می گوید اوصاف خدا را به دیگران نباید بدهیم دیگران هرچند می توانند هدایت بکنند اما لفظ هادی را به غیر خدا نباید داد.

کلیپ شماره دوم آقای سلیمانی اردستانی:

من قبلش این نکته را عرض کنم به باور من، در قرآن مجید هیچ شخصیتی، هیچ انسانی، شأن مأموریت به اصطلاح، صفتی و ویژگی بیش از هدایت و راهنمایی انسان‌ها ندارد، من در کل قرآن مجید نمی‌شناسم که کسی را خداوند، انبیاء بزرگ، زندگی شان را نفی کرد و شخص پیامبر اسلام را مکرر درباره اش بیان کرده، پیامبر تنها، و تنها شأن هدایت و راهنمایی انسان‌ها را دارد.

من به هیچ چیزی دیگری غیر از شأن هدایت و راهنمایی برای هیچ بشری قائل نیستم، پیامبر شأنش و جایگاهش، اختیارش هدایت و راهنمای است و با این حال از آن جا که هدایت هم از صفات خداوند است، خداوند به شخص پیامبر می‌فرماید تو نیستی که هدایت می‌کنی، من خودم هستم که هدایت می‌کنم؛ درواقع پیامبر هم پیام خدا را می‌رساند نه این که هادی که یکی از نام‌های خداوند است باز حتی نام هادی را هم حق ندارد پیامبر یا هیچ شخصیت دیگر بدهیم تا چه رسد به مسئله دیگر.

بنده وقتی می‌گویم هیچ شأن دیگری قائل نیستم غیر از هدایت و راهنمایی که این هم واسطه در هدایت است، معلوم می‌شود من هیچ چیز دیگری قبول ندارم!

مجری:

این خیلی واضح است که حرف بی اساس زد.

استاد ابو القاسمی:

وقتی آدمی بخواهد دین را زیر سوال ببرد، راحت می‌گوید دیگر برایش فرق نمی‌کند. آقا در قرآن آمده: (إِنَّمَا أَنْتَ مُنْذِرٌ وَلِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ)

(وَيقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْلَا أُنْزِلَ عَلَيهِ آيةٌ مِنْ رَبِّهِ إِنَّمَا أَنْتَ مُنْذِرٌ وَلِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ)

کساني که کافر شدند مي‌گويند: «چرا آيه (و معجزه‌اي) از پروردگارش بر او نازل نشده؟!» تو فقط بيم دهنده‌اي! و براي هر گروهي هدايت کننده‌اي است (؛و اينها همه بهانه است، نه براي جستجوي حقيقت)!

سوره رعد (13): آیه 7

قرآن را که ادعا می‌کنی قبول داری، که در عمل ثابت کردیم قبول نداشتی، (وَيقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْلَا أُنْزِلَ عَلَيهِ آيةٌ مِنْ رَبِّهِ إِنَّمَا أَنْتَ مُنْذِرٌ وَلِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ)؛ اصلا یک جور دیگر بگویم، امام هادی را قبول داری هادی است یا قبول نداری؟ چرا لقب هادی به ایشان دادند؟ شرعا به نظر آقای سلیمانی اردستانی کار حرامی انجام دادند بقیه ائمه و پدر بزرگوارشان یا دیگرانی که لقب هادی به ایشان دادند کار خلاف شرع کردند، باید محضر آقای سلیمانی اردستانی می‌آمدند تلمذ می‌کردند ایشان یک دور تطهیر اسرائیل برای شان می‌کرد، تطهیر چنگیز خان می‌کرد، پیغمبر را هم زیر سوال می‌برد بعد می‌گفت لقب هادی را از ایشان بردارید دیگر نبینم روی ایشان لقب هادی گذاشتید.

اگر بگویی آقا در قرآن آمده است، می‌گوید نه قرآن که متواتر است من قبول ندارم، قرآن را هرجایش به دلم بچسبد قبول می‌کنم، هرجا که به دلم نچسپد قبول نمی‌کنم. من می‌خواهم شیعیان را تکفیر کنم، به آن‌جایش هم می‌رسیم من اعتقاد دارم باید شیعیان را تکفیر کرد، شیعیان شرک اکبر دارند لذا امام هادی هم لقبش مناسب نیست، لقب شرکی است، قرآن می‌فرماید: (فَجَعَلْنَاهُ سَمِيعًا بَصِيرًا)

(إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشَاجٍ نَبْتَلِيهِ فَجَعَلْنَاهُ سَمِيعًا بَصِيرًا)

ما انسان را از نطفه مختلطي آفريديم، و او را مي‌آزماييم؛ (بدين جهت) او را شنوا و بينا قرار داديم!

سوره فرقان (25): آیه 23

به انسان لقب سمیع و بصیر داده است. آیا سمیع و بصیر لقب خود خدا است یا نیست؟ سمیع لقب خود خدا است، بصیر لقب خدا است. خدا این لقب را به انسان داده است (فَجَعَلْنَاهُ سَمِيعًا بَصِيرًا)؛ چهل تا تقریبا حداقل از صفات خدای متعال و افعال خدای متعال در قرآن به غیر خدا داده شده است.

صفت احیا، حضرت عیسی: (وَأُحْيي الْمَوْتَى)

(أَنِّي أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ كَهَيئَةِ الطَّيرِ فَأَنْفُخُ فِيهِ فَيكُونُ طَيرًا بِإِذْنِ اللَّهِ وَأُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَالْأَبْرَصَ وَأُحْيي الْمَوْتَى بِإِذْنِ اللَّهِ)

من از گل، چيزي به شکل پرنده مي‌ سازم؛ سپس در آن مي‌ دمم و به فرمان خدا، پرنده ‌اي مي‌ گردد. و به اذن خدا، کور مادر زاد و مبتلايان به برص [= پيسي‌] را بهبودي مي ‌بخشم؛ و مردگان را به اذن خدا زنده مي ‌کنم.

 سوره آل‌عمران (3): آیه 49

اماته! ملائکه: (تَوَفَّتْهُمُ الْمَلَائِكَةُ)

(فَكَيفَ إِذَا تَوَفَّتْهُمُ الْمَلَائِكَةُ يضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ وَأَدْبَارَهُمْ)

حال آنها چگونه خواهد بود هنگامي که فرشتگان (مرگ) بر صورت و پشت آنان مي ‌زنند و جانشان را مي‌ گيرند؟!

سوره محمد (47):‌ آیه 27

(قُلْ يتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ الَّذِي وُكِّلَ بِكُمْ ثُمَّ إِلَى رَبِّكُمْ تُرْجَعُونَ)

بگو: «فرشته مرگ که بر شما مأمور شده، (روح) شما را مي ‌گيرد؛ سپس شما را به سوي پروردگارتان باز مي‌ گردانند.»

سوره سجده (32): آیه 11

رزق دادن:

(وَعَلَى الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَ كِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوف‏)

و بر آن کس که فرزند براي او متولد شده [= پدر]، لازم است خوراک و پوشاک مادر را به طور شايسته (در مدت شير دادن بپردازد)

سوره بقره (2): آیه 233

هدایت: هدایت را خواندیم.

ولایت:

 (إِنَّمَا وَلِيكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ)

سرپرست و ولي شما، تنها خداست و پيامبر او و آنها که ايمان آورده‌ اند؛ همان ها که نماز را برپا مي ‌دارند، و در حال رکوع، زکات مي ‌دهند.

سوره مائده (5): آیه 55

و حال آن که در جای دیگر دارد، (مَا لَكُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَلِي)

(اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَينَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ مَا لَكُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَلِي وَلَا شَفِيعٍ أَفَلَا تَتَذَكَّرُونَ)

خداوند کسي است که آسمانها و زمين و آنچه را ميان اين دو است در شش روز [= شش دوران‌] آفريد، سپس بر عرش (قدرت) قرار گرفت؛ هيچ سرپرست و شفاعت کننده ‌اي براي شما جز او نيست؛ آيا متذکر نمي‌ شويد؟!

سوره سجده (32): آیه 4

غیر خدا ولی نداریم!

نصرت فقط برای خدا است، خدا نصیر است. کفایت و...بیش از چهل صفت از صفات خدا در قرآن به پیغمبر (صلی الله علیه واله وسلم) و دیگران داده شده است.

مجری:

حتی به انسان‌ های عادی مثل سمیع و بصیر

استاد ابو القاسمی:

تقریبا مانند وهابی ‌ها، نه وهابی‌ های عادی، مثل محمد ابن عبد الوهاب که گنگ‌ ترین وهابی به حساب می ‌آمد، از خود وهابی ‌ها هم ایشان یک مقدار جلوتر رفته و دقیقا پا جای پای محمد ابن عبد الوهاب گذاشته است.

می ‌گوید این اصلا درست نیست. اقا خدا گفته، خدا هم اشتباه کرده من سلیمانی بیشتر از خدا و بهتر از خدا می‌ فهمم! می ‌گوید این شرک است، یک عده هستند می‌ گویند شیطان امام الموحدین بود، خدا به او گفت به آدم سجده کن، گفت نه خدایا تو نمی‌فهمی، به غیر تو نباید سجده کرد. من فقط به تو سجده می‌کنم، لذا شیطان نزد آقایان امام الموحدین شد! حالا سلیمانی اردستانی هم از خدا بیشتر فهمیده است، خدا می‌ گوید در امت ‌ها هادی داریم می‌ گوید نه خدایا تو داری اشتباه می‌ کنی، لقب هادی به غیر خودت به کسی نده. آقا من یک امامی دارم لقبش هادی است، نه اشتباه می‌ کنی این امام هادی نیست، لقب هادی نباید به او داد. دیگر نمی ‌دانیم چه بگوییم هرکس از جا بلند می‌ شود یک عمامه ای سرش بگذارد و یک ادعا و چرندیاتی هم مطرح بکند.

 بعد در اینستاگرام مطلبش را می‌ گذارد، بعد در شبکه کلمه رفته مصاحبه علنی و زنده می‌ کند. این که خلاف قانون رسمی کشورت است، حداقل می ‌گویی من قانون را قبول ندارم اما ملتزم به قانون هستم، خلاف رسمی قانون مملکت را انجام داده است، آقایان خودشان می‌ دانند! اما در کلیپ بعدی رسماً می گوید به نظر من توسل شرک جلی است.

مجری:

کاملاً عقیده، عقیده وهابی ها است حتی اهل سنت این حرف ها را نمی زنند. ببینیم این آقا چه ماهیتی دارد؟

کلیپ شماره سه آقای سلیمانی اردستانی:

من در عین حال نه، قبول دارم، همان طور که قبلا گفتم و شما هم الان نقل کردید، می‌ گویم اکفیانی فانکما کافیان، شرک جلی است؛ حتی شرک خفی نمی‌ گویم!

مجری:

خیلی واضح است که چقدر از فکر شیعی انحراف دارد.

استاد ابو القاسمی:

اکفیانی فانکما کافیان، شرک جلی است. هفته قبل توضیح دادیم در قرآن آمده که بعضی از مؤمنین (قُلْ كَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا بَينِي وَبَينَكُمْ وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ)

(وَيقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلًا قُلْ كَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا بَينِي وَبَينَكُمْ وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ)

آنها که کافر شدند می ‌گويند: «تو پيامبر نيستي!» بگو: «کافي است که خداوند، و کسي که علم کتاب (و آگاهي بر قرآن) نزد اوست، ميان من و شما گواه باشند!»

سوره رعد (13): آیه 43

خود خدا در قرآن می‌ گوید غیر من خدا هم کسی است که مکفی باشد، نه خدایا این را تو اشتباه فهمیدی! منِ سلیمانی اردستانی، عمامه شیعه را هم سرم گذاشتم، مردم را با لباس عمامه شیعه می‌ خواهم بگویم آی مردم حواس تان باشد این کار شیعه‌ها شرک است. (نعوذ بالله) نه تویی خدا درست فهمیدی، نه پیغمبر درست فهمیده، نه ائمه درست فهمیدند، فقط من سلیمانی درست فهمیدم. علنا هم می‌ گویم شرک اکبر است. آقایان شیعه دست تان درد نکنه، یک نفر با لباس روحانیت شیعه آمد همه تان را مشرک دانست.

شرک یعنی چه؟

(إِنَّ اللَّهَ لَا يغْفِرُ أَنْ يشْرَكَ بِهِ وَيغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِمَنْ يشَاءُ وَمَنْ يشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدِ افْتَرَى إِثْمًا عَظِيمًا)

خداوند (هرگز) شرک را نمي ‌بخشد! و پايين‌تر از آن را براي هر کس (بخواهد و شايسته بداند) مي‌ بخشد. و آن کسي که براي خدا، شريکي قرار دهد، گناه بزرگي مرتکب شده است.

سوره نساء (4): آیه 48

(إِنَّ اللَّهَ لَا يغْفِرُ أَنْ يشْرَكَ بِهِ وَيغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِمَنْ يشَاءُ وَمَنْ يشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا بَعِيدًا)

خداوند، شرک به او را نمي‌ آمرزد؛ (ولي) کمتر از آن را براي هر کس بخواهد (و شايسته بداند) مي‌ آمرزد. و هر کس براي خدا همتايي قرار دهد، در گمراهي دوري افتاده است.

سوره نساء (4): آیه 116

نعوذ بالله اگر به شما تهمت زنا، لواط، دروغ تهمت هرچه دیگر می ‌زد، خدا می‌ توانست ببخشد؛ اما یک تهمتی به شما زده که خدا می‌ گوید من این تهمت را هیچ وقت نمی ‌بخشم، این کاری که شما دارید انجام می‌ دهید، آقای سلیمانی اردستانی یک اتهامی به شیعیان زده به خاطر قبول داشتن این دعا و خواندن این دعا، که خدا می گوید من هیچ وقت نمی‌ بخشم.

یعنی اگر همه شیعیان را زنا کار می ‌دانست به اندازه این بد نبود، شیعیان را نعوذ بالله لواط کار می ‌دانست به این اندازه بد نبود! رسما می‌ گوید این کسانی که اعتقاد به این دعا دارند را شرک اکبر می ‌دانم. این توهین است در حالی که می‌ گوید به کسی توهین نمی‌ کنم، من اهل توهین نیستم، فقط می‌ گویم مشرک به شرک اکبر هستید!

مجری:

حال ایشان را چقدر خوب توصیف کردید عین محمد ابن عبد الوهاب که در عصر خودش چگونه حقایق اسلام را انکار می کرد.

استاد ابوالقاسمی:

طبیعتاً خدا هم در و تخته را خوب به هم جور می کند برای این که برای همه روشن بشود اعتقاد این آدم، اعتقاد وهابی است گفت هفته بعد هم ان شاء الله می آیم مشکلی ندارم

مجری:

استاد خیلی ممنون استفاده کردیم یک فاصله بگیریم و بعد در خدمت بینندگان عزیز و در محضر شما باشیم.

(میان برنامه)

مجری:

صلی الله علیک یا مولای یا صاحب العصر والزمان، اللهم عجل لولیک الفرج؛ جناب آقای دکتر ابوالقاسمی استفاده کردیم در بخش اول از حضرتعالی در نقد مباحثی که در مورد سلیمانی اردستانی داشتید.

استاد ابوالقاسمی:

گفتیم مشخص است این آدم چطور صحبت می کند؟ در کلیپ بعدی مجری صغریٰ کبرایی می چیند آقای سلیمانی اردستانی هم تأیید می کند همان خط را جلو می رود. چه است؟ در قرآن راجع به عصای حضرت موسی، راجع به شفاء دادن حضرت عیسی آمده است اما راجع به معجزات پیغمبر هیچ چیز نیامده است. پس مشخص شد دارند برای پیغمبر ما کرامت تراشی می کنند.

مجری:

جالب است ببینیم برای بینندگان هم این صحبت ها جذاب است.

کلیپ شماره چهار اقای سلیمانی اردستانی:

مجری برنامه سلیمانی اردستانی:

 حاج آقا من پنج، شش تا سوال دارم وقت شما هم کم است از این‌ جا قرار است جای دیگر بیروید. چرا پیامبر در دوران نبوتش چه آن سیزده سال مکه و چه ده سال حکمرانی و قدرتش برای خودش کرامت سازی نکرد، نگفت مثلا موقع تولد چه اتفاقاتی برایش افتاده، چرا اصلا معجزه سازی نکرد؟ پیامبر ما در قرآن بر عکس بقیه پیامبران که معجزه موسی است و معجزه عیسی است و معجزه خیلی از پیامبران وجود دارد، برای پیامبر معجزه ای وجود ندارد آیا نعوذ بالله پیامبر متوجه نبود اگر برای خودش کرامت سازی بکند و بارگاه و دستگاه قدسی فراهم کند در هدایت مردم بیشتر تأثیر دارد. چرا بقیه دارند این کار را می‌کنند اگر پیامبر این کار را نکرد؟

آقای سلیمانی اردستانی:

یکبار پیامبر داشت مدینه می ‌رفت، عده ای زیادی از مردم هم دیدند پیامبر دارد می ‌رود دنبالش راه افتادند، پیامبر جلو و آن ‌ها هم دنبالش، یک دفعه دیدند که پیامبر ایستاد، رویش را به اصحاب کرد، گفت جلو بیروید، گفتند چرا این که بی احترامی به شما است؟ گفت نه شما جلو بیروید من پشت سرتان می ‌آیم. صدای پای شما من را می ‌لغزاند، صدای پا به من نخوت می ‌دهد، غرور می‌ دهد که این اندازه آدم دنبالم دارند راه می ‌روند. شما جلو بیروید من بعد می ‌آیم آن ‌ها را جلو فرستاد.

آن وقت شما می ‌فرمایید معجزه و کرامت و امثال این‌ ها بود، معجزه پیامبر داشته است، معجزه اش اخلاق نیکویش بوده است، معجزه اش تعالیم دل نشین بوده است که فطرت آدم‌، عقل آدم...

مجری برنامه سلیمانی اردستانی:

به تعبیر آن بزرگ معجزه اش کلام و کلمه است.

اقای سلیمانی اردستانی:

کلام که من به کار نبردم به این جهت است و عمدی به کار نبردم، که کسی فکر نکند می ‌خواهم بگویم مثلا سخنی که می ‌گفته ادیبانه بوده است، نه، محتوای کلام!

مجری برنامه سلیمانی اردستانی:

بله محتوایش

اقای سلیمانی اردستانی:

محتوای پیام، تعالیم و حرف‌های که می‌ زد.

استاد ابو القاسمی:

مقدمه چینی، صغرا و کبرای دروغ و غلط، می ‌گوید آقا در قرآن اصلا راجع به جایگاه قدسی پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) نیامده است، نیامده؟

(بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَى؛ مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَمَا غَوَى؛ وَمَا ينْطِقُ عَنِ الْهَوَى؛ إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْي يوحَى؛ عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوَى؛ ذُو مِرَّةٍ فَاسْتَوَى وَهُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلَى، ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّى)

سوگند به ستاره هنگامي که افول مي کند،که هرگز دوست شما [= محمد «ص»] منحرف نشده و مقصد را گم نکرده است، و هرگز از روي هواي نفس سخن نمي‌ ويد! آنچه مي‌ گويد چيزي جز وحي که بر او نازل شده نيست! آن کس که قدرت عظيمي دارد [= جبرئيل امين‌] او را تعليم داده است؛ همان کس که توانايي فوق العاده دارد؛ او سلطه يافت...در حالي که در افق اعلي قرار داشت! سپس نزديکتر و نزديکتر شد...

سوره نجم (53): ایات 1 تا 8

پیامبر تا کجا رسید؟ (دَنَا فَتَدَلَّى)؛ به نزدیک ترین جا

(فَكَانَ قَابَ قَوْسَينِ أَوْ أَدْنَى؛ فَأَوْحَى إِلَى عَبْدِهِ مَا أَوْحَى؛ مَا كَذَبَ الْفُؤَادُ مَا رَأَى؛ أَفَتُمَارُونَهُ عَلَى مَا يرَى)

تا آنکه فاصله او (با پيامبر) به اندازه فاصله دو کمان يا کمتر بود؛ در اينجا خداوند آنچه را وحي کردني بود به بنده ‌اش وحي نمود. قلب (پاک او) در آنچه ديد هرگز دروغ نگفت. آيا با او درباره آنچه (با چشم خود) ديده مجادله مي‌ کنيد؟!

سوره نجم (53): آیات 9 تا 13

یک چیزهای دیده که بقیه اصلا به مخیله اش نمی‌رسد، آن وقت می‌گویی در قرآن کرامت پیامبر نیامده است. ای اُف بر تو و بر آن مجری! که جایگاه پیامبر را در حد یک استاد اخلاق عادی پایین می‌آورید. پیامبر فقط در حد یک استاد اخلاق است، پیامبر به نهایت درجه ای که یک انسان می‌ توانست برسد، رسید. جایی که جبرئیل (علیه السلام) گفت اگر من به اندازه یک بند انگشت جلوتر بیایم لاحترقت، نمی ‌توانم تحمل کنم این جایگاه مخصوص تو است. قرآن می‌ گوید به نهایت درجه معرفتی رسیده است.

(لَقَدْ رَأَى مِنْ آياتِ رَبِّهِ الْكُبْرَى)

او پاره ‌اي از آيات و نشانه ‌هاي بزرگ پروردگارش را ديد!

سوره نجم (53): آیه 18

پیامبر یک همچنین جایگاهی دارد، این آدم می‌گوید نه، اصلا در قرآن راجع به کراماتش نیامده است، آمده موسی عصا را به دریا زد نصف شد، پیامبر ما نه!

(بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَيلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذِي بَارَكْنَا حَوْلَهُ لِنُرِيهُ مِنْ آياتِنَا إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ)

پاک و منزه است خدايي که بنده ‌اش را در يک شب، از مسجد الحرام به مسجد الاقصي -که گردا گردش را پر برکت ساخته ‌ايم- برد، تا برخي از آيات خود را به او نشان دهيم؛ چرا که او شنوا و بيناست.

سوره اسراء (17): آیه 1

اصلا خدا می‌ خواهد بگوید منِ خدا منزه هستم، خود خدا می‌ خواهد خودش را مدح کند، چه می ‌گوید؟ می‌ گوید منِ خدا آن کسی هستم که اسراء را برای بنده ام انجام داده ام، می‌ گوید من کسی هستم که به این بنده اسراء دادم، معراج دادم.

فرض کنیم:

(بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَانْشَقَّ الْقَمَرُ)

قيامت نزديک شد و ماه از هم شکافت!

سوره قمر (54): آیه 1

(اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَانْشَقَّ الْقَمَرُ)؛ را شما قبول نکنید، که ما آن را هم قبول داریم، شیعه و سنی ان را قبول دارند، فرض کنیم شما آن را قبول نکنید، اسراء را هم نمی ‌خواهی قبول کنی؟ شق القمر که در قرآن آمده است، فرض کنیم شما بگویی مقصود این است که علامت قیامت را دارد می‌ گوید آن را ولش کنیم. چه کسی می‌ گوید در قرآن معجزات پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) نیامده است؟ چه کسی می‌ گوید در قرآن جایگاه ملکوتی پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) نیامده است. چقدر می ‌خواهی دین را تحریف کنی؟ چقدر می‌ خواهی با دین بازی کنی؟ از آن عمامه ات خجالت بکش به خدا زشت است. عمامه را از سرت بردار هر چقدر خواستی به قرآن دروغ ببند.

با هر کس و نا کس خواستی بشین، هر کجا خواستی برنامه برو، لباس روحانیت را از تنت در بیاور، به قرآن زشت است. آیا جهل به قرآن داری؟ نه، قرآن خواندی، می ‌دانی در قرآن این ‌ها است.

بعد می‌ گوید در روایت است پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) داشت راه می ‌رفت یک عده پشت سرش راه می ‌رفتند، پیامبر گفت شما من را می ‌لغزانید، پیامبر دلش با راه رفتن چند نفر پشت سرش بلغزد، اصلا این می‌ شود؟ حضرت وقتی به مکه رفت، مکه را فتح کرد، آن‌ جا جای لغزیدن بود اگر می‌ خواست بلغزد، هرکسی خواست بلغزد پیامبر همه را کنترل کرد. پیامبر محور اطمینان همه بوده است بعد با راه رفتن پشت سرش بلغزد، بر عکس روایت دارد دفعه قبل هم عرض کردم که پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) گفت پشت سر من ملائکه دارند می ‌آیند شما جایتان این جا نیست بیروید.

مجری:

ملائکه رفت و آمد دارند.

استاد ابو القاسمی:

جای ملائکه است.

من که ملول گشتمی از نفس فرشتگان * قیل و مقال عالمی می‌ کشم از برای تو

نفس فرشتگان آزارم می‌ دهد این قدر ارتباط من با خدا نزدیک و مستقیم است، نفس فرشته این وسط بیاید، نفس فرشته مثل یک مانع و حجاب است آن ارتباط را کم می‌ کند. (من که ملول گشتمی از نفس فرشتگان)؛ بعد پشت سر من راه بروید من را می لغزاند! چقدر پیامبر در نظر تو یک انسان حقیر و پست است که با راه رفتن چهار نفر پشت سرش بخواهد بلغزد.

بعد همچین تعریف می‌ کند پیامبر را من خیلی دارم بالا می ‌برم، پیامبر نگران بود اگر صدای پا پشت سرش بشنود تکبر پیدا بکند! آن پیامبری که اشهد ان محمدا عبده و رسوله تکبر پیدا بکند، آخر یک چیزی بگو که بگنجد!

مجری:

همان که شما فرمودید پیامبر را آن گونه که شناخت در آخر چه چیزی می خواهید نتیجه بگیرد؟

استاد ابوالقاسمی:

همین طور به راحتی هر چه دلش می خواهد می گوید کلیپ بعدی راجع به اسلام صورتی که این ها درست می کنند و اسلام رحمانی به قول خودشان ببینیم راجع به او چه مطرح می کند؟

مجری:

بله، خدا نکند شیطانی کسی را گمراه کند کلیپ را ببینیم

کلیپ شماره پنج آقای سلیمانی اردستانی:

محمدِ فقه همان داعش است داعش مهربان تر است الان برای تان مسائلی را کنار هم می چینم و ثابت می کنم که چنگیز خان مغول، هیتلر، صدام به اندازه محمد فقه نه محمد قرآن بیرحم و خشن نبود. می خواهم بگویم الگو و اسوه بودن محمد قرآن این قدر شفاف و صاف است که هیچ معونه ای ندارم با زمان امروز تطبیقش بدهم.

اگر ثابت کنم محمد نرم خوترین، مهربان ترین و با گذشت ترین انسان تاریخ بوده دیگر چه می خواهیم؟ یعنی انسانی که خیلی چیزها داشت شجاع بود، می جنگید، عبادت می کرد و کارهای متعدد انجام می داد همه اش در جای خودش درست؛ ولی خدا فقط یک چیزش را می گوید خوشم آمد که در هیچ جای قرآن مجید نگفته است. فقط گفت احسن بین اخلاق (وَإِنَّكَ لَعَلَى خُلُقٍ عَظِيمٍ)

(وَإِنَّكَ لَعَلَى خُلُقٍ عَظِيمٍ)

و تو اخلاق عظيم و برجسته ‌ای داری!

سوره قلم (68): آیه 4

چه اخلاق نیکویی؟ وقتی می خواهد عامل اصلی موفقیت پیامبر را خود خدا به خود پیامبر بیان کند خدا می خواهد به پیامبر بگوید چرا موفق هستی و عامل اصلی موفقیتت چه است؟ شمشیر، زور، مال و پول است برخی همه به خطا؛ دیدم در حوزه ها هم می گویند دو عامل اصلی موفقیت پیامبر شمشیر علی و مال خدیجه بود. هر دویش بی ربط است قرآن یک چیز دیگری می گوید

(فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ)

به (برکت) رحمت الهي، در برابر آنان [= مردم‌] نرم (و مهربان) شدي! و اگر خشن و سنگدل بودي، از اطراف تو، پراکنده مي‌ شدند.

سوره آل عمران (3): آیه 159

این رحمت الهی است که این قدر نرم خو هستی اگر یک آدم خشن و غلیظ القلب بودی از حولت پراکنده می شدند.

مجری:

مغالطه هایش روشن است، استاد شما روشن‌تر کنید.

استاد ابوالقاسمی:

می گوید محمد فقه همان داعش است. اولاً توهین به همه فقهای شیعه است، توهین به فقه و تشیع است آقای سلیمانی اردستانی داعش، نتیجه صحبت های شما است نه نتیجه فقه درست شیعی چرا؟ دو، سه تا مثال بزنم روشن بشود بدترین چیزی که موجب دشمنی با یک دین می شود چه است؟ این که دین را به او بد نشان بدهی بعد دشمن می شود.

مجری:

نکته خیلی مهمی است.

استاد ابوالقاسمی:

شما به دو نفر بگو در قرآن اصلاً جنگ، جهاد و شمشیر نداریم محبت صرف داریم قرآن بغل و آغوش رایگان است. باید قرآن را باز کرد ده صفحه جلو رفت دیات، صفحه پانزدهم قتل، صفحه شانزده حد آمد و احکام سخت آمده است نه این یا قرآنش تحریف شده است یا پیغمبر این به درد نمی خورد چرا؟ چون شما به او القاء کردی خوب بودن به این است که همه جا وا داده و سست باشد.

ولی اخلاق عظیم (وَإِنَّكَ لَعَلَى خُلُقٍ عَظِيمٍ)، (خُلُق) به معنی این که همیشه مهربان باشی نیست. ما یک اخلاق جنگ و یک اخلاص صلح داریم.

مجری:

اصلاً این جا چیزی از خوب و بد نگفته است.

استاد ابوالقاسمی:

اخلاقت خیلی عظیم است یک دکتر وقتی به یتیم خانه می رود باید دست نوازش به دست کودکان بکشد. در خانه می رود باید یک جور دیگر رفتار بکند. در دفتر کارش یک جور دیگر و در اتاق جراحی باید چاقو دست بگیرد خونریزی بکند. همین آدم اگر به ناموسش تعدی خواستند بکنند سلاح باید دست بگیرد از کشورش دفاع کند و آدم هم بکشد. این (خُلُقٍ عَظِيمٍ) می شود. (خُلُقٍ عَظِيمٍ)

مجری:

کار آن طور که شایسته است انجام بشود!

استاد ابو القاسمی:

بله آن طور که شایسته است. الان یک نفری به ناموس آقای سلیمانی اردستانی تجاوز کند نه شما باید (خُلُقٍ عَظِيمٍ) باشید (خُلُقٍ عَظِيمٍ) خیلی مهربان است برو یک ماچش هم بکن آقای سلیمانی اردستانی (خُلُقٍ عَظِيمٍ) این می شود؟ بارک الله به ناموس من تجاوز کردی من خیلی اهل مهربانی و مدارا هستم این چرندیات چه است داری به مردم می گویی؟

(خُلُقٍ عَظِيمٍ) این نیست همه جا همه را بغل کند ماچ کند نه (خُلُقٍ عَظِيمٍ) این است که به جایش جنگ و جایش مهربانی داشته باشد به این (خُلُقٍ عَظِيمٍ) می گویند. چرا دین را تحریف می کنی؟ بعد می گوید فقه، پیغمبر را تحریف کرد داعش تحویل داده است. نه تو با تحریف دین، داعش تحویل می دهی. تو با تحریف دین، غربی ها را بر ضد اسلام جری می کنند که بیایند میلیون ها نفر مسلمان را بکشند.

تو می گویی اسلام واقعی این باید باشد پس این ها مسلمان نیستند اسلام شان هم باطل است و تفکرشان اشتباه و وحشی هستند این را بزنیم بکشیم. اگر به شما بگویند یک گروه وحشی دارند به شما حمله می کنند چه کار می کنی؟ یک سلاحی هم دستت است مشخص است اما یک عده مسابقه دو دارند می خواهند از این جا رد بشوند سکته می کنی دشمن دارد می آید.

شما می گویی این های که درست کردید وحشی و داعش هستند این فقهی که الان هست این فقه داعشی ها است. حکومت ایران، حکومت داعشی ها است. حزب الله لبنان، داعشی ها است. مسلمان ها داعشی هستند چون این فقه را دارند غربی ها دو تا بمب اتم می زنند می گویند از دست داعشی ها راحت بشوید حمله کنیم بکشیم. همان حرف آقای نصیری می شود اسرائیل حق دارد به خاطر حمایت از خودش بزند بکشد این ها داعشی هستند؛ پس موجب کشتار مسلمان ها شما هستی با این حرف ها راه را برای قتل مسلمان ها باز می کنی. اگر یک مسلمانی دنبال جهاد باشد این تندرو و خشن است باید او را کشت.

هیتلر، چنگیز خان، صدام به اندازه محمد فقه خشن نبودند. محمد فقه همان محمدی است که (خُلُقٍ عَظِيمٍ) است تعادل اخلاقی دارد نه اسلام صورتی و رحمانی که شما می خواهید معرفی کنید. و از همین هم دردتان می آید یهود توقع داشتند پیغمبری که می آید یک آدم کاملاً سست و مهربان با همه باشد مسیحی ها تصویری که از عیسی درست کردند. مسیحی ها چطوری با حضرت عیسی آشنا شدند؟ الان به یک مسیحی بگو این جای انجیل شمشیر، چاقو و تندی آمده است می گوید این انجیل است؟ ما همچنین چیزی داریم؟ اصلاً نمی تواند بفهمد چه است؟ فقط برای آن ها یک دین محبتی درست کردند و چون کسی که خارج این دین محبت باشد یک وحشی قومیِ یأجوج و مأجوج باید از بین برود و نابود بشود.

نه احکام جهاد دیگر درست فهمیده می شود نه احکام محبت درست فهمیده می شود خدا رحمت کند شهید مطهری، جاذبه و دافعه امیر مؤمنان نوشت یعنی حضرت علی (خُلُقٍ عَظِيمٍ) نبود که دافعه داشت؟ پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، (خُلُقٍ عَظِيمٍ) نبود که دافعه داشت؟ آهن ربا یک قطب مثبت و یک قطب منفی دارد یک چیزهایی را جذب می کند نا خودآگاه یک چیزهایی را هم باید دفع بکند. وگرنه همه یهودی ها باید مسلمان می شدند ولی یک عده گفتند نمی توانیم به این ایمان بیاوریم. خدا یک چیز را به او می گوید خوشم آمد احسنت به این اخلاق؛ آقای سلیمانی اردستانی اما چه اخلاقی، اخلاق پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را تحریف نکنن

«کانَ خُلُقهُ القرآن»

بله اخلاق پیغمبر، قرآن بود در قرآن جهاد و مهربانی به یتیم هم داریم. اخلاق این است نه این که یک طرفه فقط مهربانی ها را بگویی.

مجری:

هر چه جای خودش باشد آن اخلاق می شود.

استاد ابوالقاسمی:

عامل اصلی موفقیت پیغمبر این است که (وَلَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ) مگر همین یکی را قرآن گفته است؟ قرآن چندین جا گفت جهاد موجب نجات و پیروزی شما است و جهاد موجب این است که شما بتوانید

(کُتِبَ عَلَيكُمُ الْقِتَالُ وَهُوَ كُرْهٌ لَكُمْ وَعَسَى أَنْ تَكْرَهُوا شَيئًا وَهُوَ خَيرٌ لَكُمْ وَعَسَى أَنْ تُحِبُّوا شَيئًا وَهُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَاللَّهُ يعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ)

جهاد در راه خدا، بر شما مقرر شد؛ در حالي که برايتان ناخوشايند است. چه بسا چيزي را خوش نداشته باشيد، حال آن که خير شما در آن است. و يا چيزي را دوست داشته باشيد، حال آنکه شر شما در آن است. و خدا مي‌ داند، و شما نمي‌ دانيد.

سوره بقره (2): آیه 216

(خَیر) یعنی بهترین چیز برای شما این است مسلمان ها می دانید چطور به بهترین جا می رسید؟ می خواهید به بهترین جا برسید چه کار باید بکنید؟ قتال باید بکنید. جهاد فی سبیل الله یعنی اخلاقت خوب باشد نه؛ جهاد نگفت (کُتِبَ عَلَيكُمُ الْقِتَالُ وَهُوَ كُرْهٌ لَكُمْ) گفته است. راجع به جهاد مفصل گفت

(انْفِرُوا خِفَافًا وَثِقَالًا وَجَاهِدُوا بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنْفُسِكُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ذَلِكُمْ خَيرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ)

(همگی به سوی ميدان جهاد) حرکت کنيد؛ سبک بار باشيد يا سنگين بار! و با اموال و جان هاي خود، در راه خدا جهاد نماييد؛ اين براي شما بهتر است اگر بدانيد!

سوره توبه (9): آیه 41

تصریح هم کرده است (خِفَافًا وَثِقَالًا وَجَاهِدُوا) مشخص است جهاد شمشیری است

مجری:

خلق عظیم کجا پیدا می شود؟ آن جا که می گوید

(وَاقْتُلُوهُمْ حَيثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَأَخْرِجُوهُمْ مِنْ حَيثُ أَخْرَجُوكُمْ)

و آنها را [= بت پرستاني که از هيچ گونه جنايتي ابا ندارند] هر کجا يافتيد، به قتل برسانيد! و از آن جا که شما را بيرون ساختند [= مکه‌]، آنها را بيرون کنيد!

سوره بقره (2): آیه 191

یعنی تعادل حفظ بشود یک جایی دیگر می گوید (وَ لا تَعْتَدُوا)

(قَاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يقَاتِلُونَكُمْ وَلَا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لَا يحِبُّ الْمُعْتَدِينَ)

و در راه خدا، با کساني که با شما مي‌جنگند، نبرد کنيد! و از حد تجاوز نکنيد ، که خدا تعدي‌کنندگان را دوست نمي‌دارد!

سوره بقره (2): آیه 190

 یعنی این جا، اخلاق عظیم این است در همان جنگ و جهاد تمامی اخلاق های خوب و حسنه هم در آن رعایت بشود.

استاد ابوالقاسمی:

یک آیه دیگر:

(وَفَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ عَلَى الْقَاعِدِينَ أَجْرًا عَظِيمًا)

خداوند وعده پاداش نيک داده، و مجاهدان را بر قاعدان، با پاداش عظيمي برتري بخشيده است.

سوره نساء (4): آیه 95

بله چند نفری باید دور پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) جمع بشوند این چه است؟ اخلاق است اما این جا چه کار باید کرد؟ هر کسی، هر کاری کرد با او با مهربانی، ماچ و بوس جلو برویم؟ این طور نمی شود. پس قرآن اینی که شما می گویید نیست اگر خشن بودی از اطرافت پراکنده می شدند جهادهای پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) خشونت نبود؟ در جهادی پیغمبر یک نفر هم کشته نشد و یک نفر هم خونش ریخته نشده است؟ نه گفتند با پول و شمشیر بوده ولی این ها قرآن را نفهمیدند پس قرآن (وَهُوَ خَيرٌ لَكُمْ) اشتباه گفته است؟ وقتی یک نفر بخواهد دل بخواه برای خودش یک اسلامی درست کند همین می شود به راحتی قرآن را از آن جایی که نازل شد خارج می کند یک جور دیگر به شما ارائه می کند.

بعدش هم عرض کردم علامت واضح منحرف بودن این آقا که با لباس روحانیت دارد روحانیت را می زند. تو می گویی روحانیت را قبول نداری مگر اکبر نژاد نبود می گفت لباس روحانیت دلیل ندارد و نباید باشد خلاف است بعد خودش می پوشید و ضد شیعه و انقلاب صحبت می کرد. مشخص است دارند سو استفاده می کنند و بازی در می آورند این آقا هم همین طور است. هر کجا دید یک نفر لباس روحانیت تنش است (خاطره ای یادم آمد) یک بار شبکه بحرین زمانی که ایام انقلاب شیعیان بحرین بود یک نفر روحانی معمم آورده بودند در استودیو ضد تشیع صحبت می کرد وسط برنامه گفت شیعیان چنین و چنان هستند ما باید با شیعیان این طور بکنیم مجری تعجب کرد گفت مگر شما شیعه نیستید؟ بنده خدا یادش رفته بود با لباس روحانیت شیعه آمده است جو استودیو او را گرفت یک مرتبه گفت نه من شیعه نیستم. با لباس روحانیت شیعه آن جا آورده بودند عمامه سرش بود.

 الان از ایشان سوال کنیم آقای سلیمانی اردستانی لباس روحانیت شیعه تنت است شیعه هستی؟ می گوید نه من تشیع را قبول ندارم واقعاً تشیع را قبول ندارم. قبول نداری چرا لباس روحانیت شیعه تنت است؟ اگر ریگی به کفشت نیست این لباس را در می آوردی با کت و شلوار آن جا می نشستی هر چه دلت می خواست می گفتی.

مجری:

مشخص است که هدفمند است.

استاد ابو القاسمی:

بله مشخص است هدفمند است.

مجری:

استاد از طرف بینندگان شبکه تماس داریم با ایشان صحبت داشته باشیم. بیننده اقای علیزاده از کرج سلام علیکم بفرمایید.

(تماس بینندگان برنامه)

بیننده: (آقای علیزاده از کرج – شیعه)

خدمت شما و جناب اقای ابو القاسمی سلام عرض می کنم، شب بخیر و طاعات قبول باشد، البته بنده در حدی نیستم در رابطه با آقای سلیمانی چیزهایی بگویم چون ایشان از نظر سواد علمی خیلی بالاتر هستند ولی حیف با شیعه ها به حوزه رفت درس خوانده علم یاد گرفت البته این علم را آن جا یاد نگرفت این تفکرات خودش است. واقعاً شرم آور است با آن لباس بیاید به مقدسات شیعه توهین کند شأن ایشان در همین است که برود با شبکه های که در شأن خودش هست مصاحبه کند. من احساس می کردم ایشان وقتی درخواست کردند با آن شبکه مصاحبه کند رد می کرد ولی الان احساس کردم شأن ایشان همان شبکه ها است.

نمی دانم آخر عمری بعضی ها چرا این طوری می شوند؟ فکر می کنم یک سری کارهای کردند خدا این ها را از در خانه اش بیرون می کند، حیف آن لباس و علمی که یاد گرفتی حیف آن پول های که شیعه ها دادند و آدم های مثل تو روی وهابیت و کسانی مثل آقای برقعی را سفید کردی! من دیگر مزاحم شما نمی شوم خدا نگهدار!

مجری:

متشکرم اقای علیزاده عاقبت بخیری همه را از خدای متعال خواستاریم، بزرگان ما این را یاد دادند که از خدا عاقبت بخیری بخواهید، تماس بعدی آقای احمدی از یاسوج سلام علیکم بفرمایید

بیننده: (آقای احمدی از یاسوج – شیعه)

سلام علیکم ورحمة الله، مدت زیادی هست که برنامه دکتر ابوالقاسمی را با آقای اردستانی می بینم این آقایی که تظاهر به شیعه بودن می کند. طرز حرف زدن و تفکر این آقا با ابن تیمیه و پیروان این مکتب خبیث هیچ فرقی به نظر من ندارد. تمام حرف هایش ضد قرآن است حرف های می گویند که پیامبر و ائمه ولایت الهی نداشتند. در جایی توسل و کرامات اهل بیت، جایگاه و منزلت آن ها را زیر سوال می برد. این آقا کجا است و به چه دلیل به او اجازه داده می شود که این طور با این طرز تفکری که دارد باعث گمراهی مردم شود.

 یک سوال دارم اگر دین از سیاست جداست پس احکام اسلام و تعالیم دینی چطور باید در یک جامعه اسلامی پیاده شود؟ تاریخ گواه است بعد از شهادت رسول خدا و جریان سقیفه و غصب خلافت ائمه (صلوات الله علیهم) و روی کار آمدن حاکمان نالایق ضربه سنگینی به حقوق تمام بشریت از صدر تا به حال شده است. و بدعت ها جای سنت را گرفته است اللهم عجل لولیک الفرج خدا نگهدار.

مجری:

خیلی متشکرم، جناب استاد در دقایقی که از برنامه باقی ماند اگر نکته ای هست بفرمایید.

استاد ابوالقاسمی:

فرمایشات شان، فرمایشات منطقی بود یک شخصی با پول تشیع جلو رفت آقای سلیمانی اردستانی آن دورانی که شما طلبه بودی شهریه به شما داده شده یا نشده است؟ با ‌آن پول، با لباس روحانیت داری زیر بنای همان را می زنی؟ ولی درست گفتند شأنش این است که با همان عقیل به قول آقای ملا زاده بی عقل و دیگران بنشیند.

کبوتر با کبوتر باز با باز * کند همجنس با همجنس پرواز!

آقای احمدی مطلبی گفتند که آقای سلیمانی اردستانی طرفدار جدایی دین از سیاست است در کلیپی که گفت لقب هادی را نباید به غیر خدا بدهیم یک چیزی اشاره کرد (قبلاً هم عرض کردم) ایشان اعتقاد دارد پیغمبر هیچ جنبه ای غیر از جنبه انتقال معارف دینی به مردم به عنوان یک پستچی ندارد.

(وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يهْدُونَ بِأَمْرِنَا)

و آنان را پيشواياني قرار داديم که به فرمان ما! (مردم را) هدايت مي‌کردند!

سوره انبیاء (21): آیه 73

یا:

(إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيئًا أَنْ يقُولَ لَهُ كُنْ فَيكُونُ)

چون به چيزي اراده فرمايد کارش اين بس که مي‏گويد باش پس [بي‏درنگ] موجود مي‏شود.

سوره یس (36): آیه 82

تصرف تکوینی در دل‌ها چه است؟ پستچی تصرف در دل‌ها می‌کند؟ نکته دوم این دستورات اجتماعی که در قرآن آمده است.

(يا أَيهَا النَّبِي قُلْ لِأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِينَ يدْنِينَ عَلَيهِنَّ مِنْ جَلَابِيبِهِنَّ ذَلِكَ أَدْنَى أَنْ يعْرَفْنَ فَلَا يؤْذَينَ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا)

اي پيامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: «جلبابها [= روسري‌هاي بلند] خود را بر خويش فروافکنند، اين کار براي اينکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند بهتر است؛ (و اگر تاکنون خطا و کوتاهي از آنها سر زده توبه کنند) خداوند همواره آمرزنده رحيم است.

سوره احزاب (33): آیه 59

پیغمبر به زن‌ها و دخترهایت بگو، باید این کار را انجام بدهند باید حجاب داشته باشند، اگر حکومت نبود می گفت پدرها به دخترهایتان بگویید. یا مستقیم با زن‌ها صحبت می کرد یا ایها النساء خوب است که این طور باشید. چرا به یک نفر می گوید تو بگو، باید این کار را انجام بدهی یعنی چه؟

مجری:

همان جنبه حکومتی پیامبر است.

استاد ابو القاسمی:

این همه آیات جنبه حکومتی و اجتماعی دارد، در قرآن تصریح شده جهاد بحث حکومتی است خیلی از کارهای که در قران به آن اشاره شده جنبه‌های حکومتی است؛ ولی این ها ادعا می‌کنند جنبه حکومتی اصلا شأن پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) نبوده و پیغمبر فقط و فقط جنبه خبر رسانی و به قول ایشان پستچی داشته است. این هم راجع به این مسئله.

مجری:

متأسفانه خیلی توهین آمیز صحبت می کند.

استاد ابو القاسمی:

من به کلیپ‌های بعدی فقط اشاره کنم خیلی بحث علمی نمی خواهد یک دورانی بود من فقط از باب «شِقْشِقَةٌ هَدَرَت‏» مطرح می کنم، آن زمانی که وضعیت سوریه داشت از دست می رفت و داشت سقوط می کرد هرچه ما گفتیم و پست گذاشتیم مصلحت نیست سوریه سقوط کند. مصلحت نیست که هَیْ روی بشار اسد فشار بیاورید، بیروید کمک کنید دنبال امتیازگیری نباشید یک عده گفتند مگر بشار بیرود چه می شود چه اتفاقی رخ می دهد؟ گفتند برادران مؤمن و مجاهد ما می آیند با اسرائیل می جنگند. بشار نمی گذارد ما با اسرائیل بجنگیم صبر کنید برادران مؤمن و مجاهد ما بیایند آن موقع می بینید چه می شود! کلیپ را باهم ببینیم که آن موقع چه می گفتند!

کلیپ شماره شش - بحث روی قضیه سوریه – علیرضا کمیلی

مجری صدا و سیما:

علیرضا! یک کلمه جواب بدهید جولانی به محور مقاومت می پیوندد؟

علیرضا کمیلی:

نمی‌دانیم در آینده چه می شود، ولی این را من از رصد و از شناختی که از نزدیک و دور دارم که بدنه‌های جولانی‌ها به این راحتی ها به با پدیده ای به اسم اسرائیل کنار نخواهند آمد و این را فرصت تلقی کنیم.

استاد ابو القاسمی:

می گوید بدنه آن‌ها به این راحتی با اسرائیل کنار نمی آید فرصت تلقی کنید. می گوید برای ما فرصت است بشار کنار بیرود، با همین صحبت‌ها یک عده را خام کردند که کمک نکنید بگذارید بشار اسد بیرود. در صدا و سیما گفت برادران مؤمن و مجاهد ما، حالا چه شد؟ همین اقای کارشناس هفته قبل یا تقریبا ده روز قبل بود ببینیم چه گفت! کلیپ بعدی را ببینیم

کلیپ شماره شماره هفت بعد از سقوط سوریه - علیرضا کمیلی

متأسفانه سوریه با همان نگاه پراگماتیستی که مسئولین جدید سوریه داشتند وارد تعامل با رژیم صهیونیستی شد و از ترس ضرباتی که بخورد و دارد اتفاقات بدی می افتد!

مجری شبکه ولی عصر:

قبلا یک چیز دیگر گفته بود.

استاد ابو القاسمی:

همین است، بزرگترین ضربه ای که ایران از ابتدای تأسیس کشورش تا الان خورد سقوط سوریه بود این را من بدون هیچ تعارفی می گویم. جدا شدن بحرین و جدا شدن ارس و جدا شدن افغانستان این ها به اندازه این مسئله خسارت به ما نزد. ما کسانی را در سوریه از دست دادیم که این‌ها مؤمنین درجه یک بودند افراد و مؤمنین درجه یک رفتند در آن جا برای حفظ امنیت ایران و برای حفظ سوریه جان فدا کردند. دیدیم که چه شد و چه اتفاقاتی رخ داد!

و ایرانی که تا آن حد به عزت و رشد رسیده بود با همین اشتباه الان دچار این قدر مشکلات شد که اسرائیل جرأت پیدا کرد رسما به ما حمله کرد، آمریکا به ما حمله کرد بحث هسته ای مان مورد حمله قرار گرفت و چقدر از فرماندهایمان شهید شدند و اتفاقات دیگری که رخداده است حاج قاسم‌ها و سید حسن نصرالله‌ها همه به شهادت رسیدند.

مایی که لبه‌های رسیدن... نمی‌گویم امپراطوری شیعی، اما امپراطوری مقابله با ظلم بودیم.

مجری:

اصلا هدف مان مقابله با ظلم است.

استاد ابو القاسمی:

به خاطر همین تحلیل‌ها بزرگترین خسارت‌ طول تاریخ ایران، به ایران وارد شد. حالا جوابگو خواهند بود؟ چقدر خون ریخته شد؟ چقدر مال صرف شد؟ چقدر خاک از دست رفت؟ به خاطر این که خوشبین باشیم با همین یک خوشبین باشیم و یک رفاقتی با جولانی‌ها داریم برادران مؤمن و مجاهد ما هستند، با همین خوشبینی‌ها بزرگترین ضربه طول تاریخ را به ایران زدند. امیدواریم که یک مقداری تجربه شده باشد.

مجری:

نگهداشتن زبان خیلی مهم است. از همین زبان است که سر سبز بر باد می رود و چه بسا ما یک کلمه بگوییم هم خودمان دچار مشکل بشویم و هم جامعه ای را دچار دردسر و مشکل کنیم. خیلی باید حواس مان را جمع کنیم مباحث در فضای مجازی و در جای جایی که رسانه است سنجیده زده شود، رسانه خیلی تأثیر گذار است که ما چه بیندیشیم و چه خوراکی را به دنبال کنندگان رسانه‌ها بخورانیم. ان شاءالله با این برنامه‌ها و با این مباحثی که از شبکه جهانی حضرت ولی عصر تقدیم شما عزیزان بیننده می شود بتوانیم چراغ روشنی را فراهم کنیم برای تمام عزیزانی که خدای ناکرده دچار خلل و یا ضلل بشوند در این مباحثی که می شنوند و می بینند.

جناب اقای دکتر ابو القاسمی زحمت فراوان کشیدید از شما خیلی تشکر می کنم امیدوارم که مورد پسند بیننده ها قرار گرفته باشند همان گونه که بنده خیلی یاد می گیرم و این توفیق را دارم که در خدمت شما هستم و خدا را شاکرم به خاطر همین نعمتی که به من داده و در خدمت شما هستم.

بینندگان عزیز از شما تشکر می کنم که برنامه خودتان را دنبال می کنید و همچنین به صورت خاص از عزیزانی که تماس گرفتند، پیام دادند و صحبت ها و درد دل‌هایشان را با ما در میان گذاشتند. از همه شما التماس دعا داریم ما و همکاران عزیزمان در شبکه جهانی حضرت ولی عصر را فراموش نکنید، خیلی از زحماتی که این جا می بینید کارشناس‌ها می کشند و ارائه می دهند اگر دوستان عزیزمان در پشت صحنه نباشند برنامه‌ها با این کیفیت و به این خوبی به شما نمی رسد. همه دوستان را دعا کنید و ما را هم از دعای خیرتان فراموش نکنید اللهم عجل لولیک الفرج خدا حافظ!


  
  • دکتر وحید رضایی

    4 آذر 1404 - ساعت 21:13

    درود خداوند بر استاد ابوالقاسمی عالم،مومن و انقلابی

    1 0

نقد افکار باطل سلیمانی اردستانی پیرامون حکم ساب النبی، اتهام شرک جلی به شیعه و گفتگوی سلیمانی اردستانی با کارشناس وهابی شبکه کلمه>

راه روشن سلیمانی اردستانی شبهه وهابیت محمد بن عبدالوهاب انکار توسل شرک شیعه ساب النبی عقیل هاشمی شبکه کلمه خلق عظیم معجزه کرامت