سایر قسمت ها
ادله عقلی امامت، حدیث منزلت( روایت خلفتک ان تکون خلیفتی در منابع اهل سنت) آیت الله حسینی قزوینی

قسمت دویست و پنجاه و هفتم برنامه حبل المتین با کارشناسی آیت الله حسینی قزوینی و اجرای آقای اسماعیلی


دیگر قسمت ها

  

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

برنامه «حبل المتین» - 04/08/1404 (قسمت دویست و پنجاه و هفتم)

عنوان برنامه: ادله عقلی امامت، حدیث منزلت (روایت خلفتک ان تکون خلیفتی در منابع اهل سنت)

کلیدواژه: حبل المتین؛ حدیث مناشده؛ ادله عقلی امامت؛ حدیث منزلت؛ اسناد حدیث؛ منزلت؛ صحابه و حدیث منزلت؛ عمر بن خطاب؛ جنگ خیبر؛ آیه مباهله؛ وضو؛ مسح؛ امامت؛ سعد بن أبی وقاص!

استاد: حضرت آیت الله حسینی قزوینی

مجری: آقای علی اسماعیلی

مجری:

بسم الله الرحمن الرحیم

دنیاست کنون غرق سرور و نعمات

از خاک رسد زمزمه‌ها و نغمات

از یمن قدوم زینب آید اینک

از عرش خدا صوت سلام و صلوات

اللهم صل علی فاطمة و أبیها و بعلها و بنیها بعدد ما أحاط به علمک اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

سلام و درود خدمت شما دوستان عزیزم، بینندگان با محبت و باصفا و گرانقدر «شبکه جهانی حضرت ولی عصر». خیلی خوش آمدید به برنامه زنده «حبل المتین» در یک شب بسیار نورانی و با فضیلت.

امشب شب ولادت با سعادت و نورانی و موفور السرور عقیله العرب، شیر زن کربلا، اسوه صبر و مقاومت و پایداری حضرت زینب کبری (سلام الله علیها) است. عرض تبریک خدمت همه مشتاقان، شیفتگان و ارادتمندان به حضرت زینب کبری (سلام الله علیها).

فردا روز پرستار هم هست. این روز را به همه پرستاران مؤمن، مهربان، با محبت و زحمتکش و خدوم عرض تبریک دارم. ان شاءالله که همگی عاقبت بخیر شوید.

الهی که قسمت و روزی همه ما شود به زودی زود در دمشق، در زینبیه حرم حضرت زینب (سلام الله علیها) و آنجا عرض ادب و عرض احترام بکنیم.

یادم هست که چند سال پیش دقیقاً مثل امشب فردایی ما توفیق داشتیم در حرم حضرت زینب (سلام الله علیها) بودیم و حال و هوای بسیار بسیار ویژه‌ای بود.

اصلاً شب ولادت و روز ولادت غوغایی است در حرم حضرت زینب (سلام الله علیها) کهان شاءالله قسمت و روزی همه ارادتمندان به اهل بیت عصمت و طهارت شود.

همانطور که می‌دانید ما یکشنبه شب‌ها خدمت شما می‌رسیم و برنامه زنده «حبل المتین» را تقدیمتان می‌کنیم.

دعب ما، روش ما، راه ما این است که بخشی از برنامه اختصاص دارد به مخاطبینمون که در انتهای برنامه هست. بخش اول هم مباحث محتوایی داریم که ادله عقلی امامت و ولایت و مباحثی پیرامون همین موضوع مطرح می‌شود ان شاءالله.

در محضر استاد عزیز و بزرگوار و گرانقدر حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی هستیم. حضرت استاد سلام علیکم و رحمة الله، خیلی خوش آمدید، امشب بر شما مبارک باشد ان شاءالله.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

السلام علیک یا بقیة الله فی أرضه السلام علیک یا میثاق الله الذی أخذه و وکده السلام علیک یا وعد الله الذی ضمنه السلام علیک یا صاحب المرئی و المسمع فما کان لنا شیء الا و انتم له السبب و الیه السبیل

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته، همچنین بر شما مبارک باشد. خدمت بینندگان عزیز و گرامی خالصانه‌ترین سلامم را تقدیم می‌کنم و موفقیت روزافزون برای همه عزیزان از خدای منان خواهانم.

میلاد عقیله بنی هاشم افتخار اسلام حضرت زینب (سلام الله علیها) را به پیشگاه مولایمان حضرت بقیه الله الاعظم (ارواحنا لتراب مقدم الفداء) و همه علاقمندان به اهل بیت عصمت و طهارت و شما بینندگان گرامی تبریک عرض می‌کنم.

خدا را قسم می‌دهم به آبروی حضرت زینب کبری (سلام الله علیها) فرج مولایمان حضرت ولی عصر را هرچه سریعتر نزدیک بگرداند ان شاءالله.

بنای ما این است که در طلیعه عرایضمان یادی از حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) کرده باشیم.

گرچه ائمه اطهار فرمودند که بنی امیه برای ما روز شادی نگذاشتند و روز شادی ما روزی است که حضرت مهدی (ارواحنا فداه) تشریف بیاورد و انتقام خون مظلومان به ویژه اهل بیت عصمت و طهارت را بستاند.

سرفصل کتاب آفرینش زهراست

روح ادب و کمال بینش زهراست

روزی که گشایند در باغ بهشت

مسئول گزینش و پذیرش زهراست

در رتبه انبیا مقدم زهراست

همتای علی مرد دو عالم زهراست

برگوی به آنکه اسم اعظم جوید

قطعاً که تمام اسم اعظم زهراست

با داغ فراق آشنایی زینب

درد غم عشق دوایی زینب

سوگند به مظلومه زهرا و علی

تو فاطمه کرب و بلایی زینب

مجری:

خیلی ممنون و متشکرم حضرت استاد. حالا نمی‌دانم با توجه به اینکه امشب، شب ولادت عقیله بنی هاشم حضرت زینب کبری (سلام الله علیها) هست، اگر صلاح می‌دانید چند دقیقه‌ای را در مورد این بانوی با فضیلت و با کرامت صحبت کنیم.

هر چند که شبکه همیشه در مناسبت‌های این شکلی ویژه برنامه داشته و دارد. امشب هم ویژه برنامه بوده است، منتها ما هم می‌خواهیم ان شاءالله سهمی داشته باشیم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمدلله و الصلاة علی رسول الله و علی آله آل الله لاسیما علی مولانا بقیة الله و اللعن الدائم علی اعدائهم اعداء الله إلی یوم لقاء الله أفوض أمری إلی الله إن الله بصیر بالعباد حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر یا أبا صالح المهدی ادرکنی

یکی از توفیقاتی که خدای عالم در این سال درسی به من عنایت کرد، این بود که به دلم افتاد در طول این سال تحصیلی در تدریس و بحث و غیره‌ای که ما داریم یا برنامه‌هایی که در شبکه داریم یا سخنرانی این‌ها را اگر گناهی دارد استغفار کنیم.

اگر خدا تفضلی می‌کند و ثوابی می‌خواهد به ما بدهد، ثوابش را تصمیم گرفتیم هدیه کنیم به روح پاک حضرت زینب و حضرت نرجس خاتون (سلام الله علیهما).

امید است این دو بزرگوار واسطه باشند پیش مولایمان حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) تا حضرت به ما هم نظر ولایی داشته باشند و با یک نگاه مس وجود ما را به طلا مبدل کنند.

در رابطه با حضرت زینب کبری (سلام الله علیها) همین بس که وقتی به دنیا آمد، امیرالمؤمنین و حضرت صدیقه طاهره ادب کردند نامی برای این دختر انتخاب نکردند. رسول اکرم در سفر بود، وقتی از سفر آمد قنداقه را به دست رسول اکرم دادند.

حضرت آن بزرگوار را نوازش کرد، بغل کرد، بوسید و زینب به معنای زینت پدر را برای او انتخاب کرد. واقعاً هم زین أب بود.

حضرت زینب کبری در گردن همه ما مسلمان‌ها حق بزرگی دارد. اگر فداکاری‌های او نبود و اگر استقامت او نبود، معلوم نبود بنی امیه می‌گذاشتند از اسلام اثری بماند یا خیر.

حتی عاشورای امام حسین را هم به یک نوعی تأویل و توجیه می‌کردند. همانطور که مفتیان جیره خور بنی امیه فتوا داده بودند:

«ان الحسین خرج علی امام عادل و وجب للمسلمین قتله»

امام حسین در برابر امام عادل قیام کرد و بر مسلمین واجب است او را بکشند.

در مقابل این زینب کبری شیر مرد کربلا بود که توانست تمام آنچه را که بنی امیه بافته بودند رشته کند و ورق ۱۸۰ درجه به نفع اهل بیت و به نفع اسلام برگشت.

در رابطه با صدیقه صغری یا حضرت زینب کبری (سلام الله علیها) نقل شده است که آنچنان عاشق عبادت، آنچنان عاشق راز و نیاز با خدای عالم بود که در کتاب «ریاحین الشریعه» اثر آقای «محلاتی (رضوان الله تعالی علیه)» تعبیری نقل شده است.

در صفحه 62 این کتاب از حضرت سید الساجدین (علیه السلام) روایت می‌کنند که در خصوص حضرت زینب فرمود:

«إنّ عمّتی زینب کانت تؤدّی صلوات‌ها من قیام، الفرائض و النوافل عند سیر القوم بنا من الکوفة إلی الشام»

طبق روایت امام سجاد در تمام منازلی که بین کوفه تا شام بوده است، حضرت زینب کبری نه تنها واجباتش بلکه به مستحباتش هم عمل کرد. یعنی نماز ظهر و عصر خواند و نافله‌های شب را هم انجام داد.

«کانت تصلّی من جلوس لشدّة الجوع و الضعف»

حضرت در بعضی از منازل از شدت گرسنگی و ضعف نمازش را نشسته می‌خواند. این نشانگر این است که حضرت زینب (سلام الله علیها) مثل پدر بزرگوارشان، مادر بزرگوارشان و جد بزرگوارشان عاشق عبادت بودند.

روایت دیگری که «مرحوم مجلسی» در کتاب «بحارالانوار» جلد ۴۵ نقل شده است. در جلسه گذشته هم سؤالی مطرح شد مبنی بر اینکه آیا حضرت زینب (سلام الله علیها) واقعاً با سر برهنه از کوفه تا شام به اسارت برده شدند؟! تعبیر حضرت این بود:

«أَ مِنَ الْعَدْلِ یا ابْنَ الطُّلَقَاءِ تَخْدِیرُک حَرَائِرَک وَ إِمَاءَک وَ سَوْقُک بَنَاتِ رَسُولِ اللَّهِ ص سَبَایا»

اللهوف علی قتلی الطفوف / ترجمه فهری، نویسنده: ابن طاووس، علی بن موسی، مترجم: فهری زنجانی، احمد، ص 182، باب المسلک الثالث فی الأمور المتأخرة عن قتله صلوات الله علیه

رسول اکرم وقتی مکه را فتح کرد ابوسفیان و یارانش که در طول ۲۰ سال علیه اسلام جنگیدند و حکمشان همه قتل بود، ولی رسول اکرم فرمود: ماش از قید قتلی که واجب بود آزاد کردیم و این ننگ تا آخر عمر برای آنها ماند.

بنابراین حضرت زینب کبری دارد یزید را تحقیر می‌کند. مه او را امیرالمؤمنین خطاب می‌کنند، اما حضرت زینب می‌فرماید: تو پسر همان افرادی هستی که باید کشته می‌شدند، اما رسول اکرم منت گذاشت به سر شما و شما را آزاد کرد.

آیا این عدل است که زن و بچه خودت را در پوشش و پشت پرده نگه داری، اما فرزندان و دختران پیغمبر را اینطور با سر برهنه و صورت برهنه در مجالس بیاوری!! جالب این هست که نقل شده است حضرت زینب (سلام الله علیها):

«و هی تستر وجهها بکفها»

حضرت زینب برای اینکه نامحرم به صورتش نگاه نکند، با دستش صورتش را می‌پوشاند که مردم نبینند.

«بأن غناءها قد اخذ منها»

روسری‌های آنها را غارت کرده بودند.

خیلی عجیب است! ما باید بگوییم:

زن مگو مردآفرین روزگار

زن مگو بنت الجلال أخت الوقار

زن مگو کمتر کنیزش حورعین

زن مگو دخت امیرالمؤمنین

خدا را قسم می‌دهیم به آبروی حضرت زینب کبری (سلام الله علیها) فرج مولای ما را هرچه سریعتر نزدیک کند و قلب نازنینش را خوشنود کند و ما را از یاران حضرت و از شهدای رکابش قرار بدهد ان شاءالله.

مجری:

خیلی ممنون و متشکرم. نام زیبای زینب را پیامبر بر روی این دختر گذاشت. آقا و بابایی که خودش زینت همه عالم هست، زینت آسمان و زمین هست. این دختر زین أب یعنی زینت بابا هست.

فدای پدر و مادر و این دختر که مثل چنین شبی خداوند به وجود نازنین حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) و وجود نازنین حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا (سلام الله علیها) عنایت کرده است کهان شاءالله بر همه شما محنا و مبارک باشد.

السلام علیک یا بنت ولی الله السلام علیک یا آخت ولی الله السلام علیک یا عمة ولی الله

عقیله بنی هاشم حضرت زینب کبری هم دختر امام است، هم خواهر امام است و هم عمه امام هست.

این ویژگی است که کمتر شاید ما در مورد بانوان داشته باشیم، الا حضرت کریمه اهل بیت فاطمه معصومه (سلام الله علیها) که ما توفیق داریم سایه نشین این بانوی با فضیلت و با کرامت هستیم.

دوستان عزیز ما در برنامه «حبل المتین» درس‌هایی از امامت و ولایت را بحث می‌کردیم و ادله عقلی امامت و ولایت.

عرض کردیم که وجود نازنین مولای متقیان امیر مؤمنان اسدالله الغالب آقاجان علی بن ابی طالب (روحی له الفداء) در شورای شش نفره یکی از استدلال‌هایی که برای بحث امامت، خلافت و وصایت خودشان بیان فرمودند حدیث منزلت بود.

من از حضرت استاد درخواست می‌کنم خلاصه‌ای بیان بفرمایند تا من سؤالات جدید را خدمتشان عرض کنم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمدلله و الصلاة علی رسول الله و علی آله آل الله لاسیما علی مولانا بقیة الله و اللعن الدائم علی اعدائهم اعداء الله إلی یوم لقاء الله أفوض أمری إلی الله إن الله بصیر بالعباد حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر یا أبا صالح المهدی ادرکنی

ما در جلسات گذشته مفصل مطالبی در رابطه با سخنان حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در شورای شش نفره مطرح کردیم.

شاید اولین روزی بود برای امیرالمؤمنین که این اتفاق خوش افتاد تا بتواند پرده از روی اسرار بردارد و نهانگاه خودش را برای دیگران مطرح کند.

چون در این ۲۵ سال آنچه که بنده اطلاع دارم چنین فرصت طلایی برای امیرالمؤمنین اتفاق نیفتاد. حالا در گوشه کنار مطالبی داشت.

امیرالمؤمنین روز دوم یا سوم رحلت رسول اکرم در مسجد آمدند و سخنانی را بیان فرمودند. روز هفتم رحلت نبی مکرم مطالبی را بیان کردند. در کوچه‌های مدینه با خلیفه اول سخنانی بیان فرمودند.

این‌ها یک مسائل خیلی گذرایی بود که خیلی بازخورد جامعه‌ای نداشت، ولی در شورای شش نفره بنا به نقل علمای اهل سنت مثل «تاریخ دمشق» و «تفتازانی» و «ابن مردویه» با سندهای معتبر این مسئله را مطرح کردند.

«مرحوم شیخ صدوق» هم در کتاب‌هایشان آوردند که امیرالمؤمنین نزدیک ۵۰ مورد از فضائل خودش را مطرح کرد.

من یک سوالی می‌خواهم اینجا مطرح کنم و از عزیزان اهل سنت انتظار دارم به من جواب بدهند. توهین حرام است. جسارت و اهانت به مقدسات اهل سنت خلاف شرع بیّن هست که در او شکی نیست، ولی سؤال محترمانه که گناه نیست.

شما این همه فضایل از آقای ابوبکر و عمر بن خطاب در کتاب «صحیح بخاری»، «صحیح مسلم» و دیگر کتاب‌ها آوردید.

اگر واقعاً این احادیث از رسول اکرم صادر شده بود، چرا این سه خلیفه در سخنرانی‌های خودشان، در نامه‌های خودشان، در صحبت‌هایی که با صحابه داشتند هیچ کدام این مناقب را به زبان نیاوردند؟!

چرا نقل نشده است که مثلاً ابوبکر رفت بالای منبر و گفت که پیغمبر اکرم در حق من این مطالب را گفت. چرا نقل نشده است که عمر بن خطاب رفت بالای منبر و گفت که پیغمبر اکرم در حق من گفت:

«لو لم أبعث فیکم لبعث فیکم عمر»

اگر من مبعوث نمی‌شدم، عمر بن خطاب مبعوث می‌شد.

میزان الاعتدال فی نقد الرجال، اسم المؤلف: شمس الدین محمد بن أحمد الذهبی، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1995، الطبعة: الأولی، تحقیق: الشیخ علی محمد معوض والشیخ عادل أحمد عبدالموجود، ج 4، ص 221، ح 4677

اگر عمر بن خطاب از کوچه‌ای عبور کند، شیطان جرئت نمی‌کند از آن کوچه عبور کند. امثال این مطالب را چرا خلفا خودشان مطرح نکردند؟! بنده ندیدم، البته نمی‌خواهم بگویم نیست. من در این تقریباً ۵۰ سال عمر حوزویم این مطالب را ندیدم.

همه عزیزان می‌دانند که من نود تا نود و پنج درصد عمرم را در بحث ولایت گذراندم و اطلاعم به کتب اهل سنت شاید صد برابر اطلاع من از کتب شیعه هست. حتی بعضی اوقات دوستان از من گلایه می‌کنند که شما همه مطالب از اهل سنت می‌آورید.

من گفتم: هر کسی را بهر کاری ساختند. علما و بزرگان زیادی هستند که از کتب شیعه زیاد هستند حرف بزنند.

«علامه امینی» هم از اول تا آخر کتاب «الغدیر» همه مطالب را از اهل سنت آورده است. «مرحوم میر حامد حسین» در کتاب «عبقات الأنوار» همین کار را کرده است. «مرحوم قاضی نورالله شوشتری» هم همین کار را کرده است.

«شیخ مفید» نه در همه آثارشان اما در خیلی از کتاب‌هایشان همین کار را کرده است. «سید مرتضی» در کتاب «الشافی في الإمامة» که یکی از کتاب‌های خیلی مفصل و محصول عمر «سید مرتضی» است همین کار را کرده است.

حالا اگر ایرادی به آنها باشد به حقیر هم این ایراد هست، ولی آقایان مطرح کنند ببینیم در کجا این مطالب بوده است.

من بارها در مناظراتم در عربستان سعودی و دیگر کشورها با آقایان و مفتیان و اساتید دانشگاه گفتم: اگر این روایت‌ها درست بود در سقیفه مطرح می‌شد!!

مهاجرین و انصار در سقیفه بر سر و کله هم می‌زدند، اختلاف شدید داشتند و داد و بیداد و فریاد می‌کردند.

«اقتلوا سعدا قتل الله سعدا اقتلوه فإنه منافق»

سعد بن عباده را بکشید که او منافق است.

شرح نهج البلاغة لابن أبی الحدید، نویسنده: ابن أبی الحدید، عبد الحمید بن هبة الله، محقق / مصحح: ابراهیم، محمد ابوالفضل، ج 20، ص 21، باب إیراد کلام لأبی المعالی الجوینی فی أمر الصحابة و الرد علیه

«حباب بن منظور» را لت و پار کردند و امثال این قضایا. اگر آنجا دو سه تا از این روایت‌ها را می‌خواندند قضیه تمام می‌شد می‌رفت.

افرادی که عثمان را کشتند صحابه بودند که به جنگ با عثمان آمده بودند، از کره مریخ که نیامده بودند. فرض می‌کنیم از کره مریخ هم آمده بودند صحابه مدینه آنجا بودند. چرا از عثمان دفاع نکردند؟!

صحابه می‌آمدن به این مهاجمین ما پیغمبر اکرم درباره عثمان این را گفته و فرموده است که عثمان ذوالنورین است. بر فرض گوش نمی‌کردند، ولی در تاریخ می‌ماند که صحابه هنگام محاصره عثمان آمدند در فضائل عثمان این روایت را مطرح کردند.

چرا تاریخ این قضایا را ثبت نکرده است؟! آیا این قضایا بوده و تاریخ ثبت نکرده یا اصلاً نبوده است؟! ببینید امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در هر فرصتی فضائل خود را مطرح کردند.

اولین فرصتی که برای حضرت پیدا شده شورای شش نفره است که به عنوان کاندید خلافت مطرح شده‌اند. می‌بینیم که امیرالمؤمنین نزدیک به پنجاه فضیلت از خودش مطرح کرده است.

حضرت همچنین در جمع بیش از ۲۰۰ نفر از صحابه در همان عصر عثمان در مسجد النبی حدود چهل مورد از فضائل خود را مطرح کرده است. وقتی که حضرت می‌خواهد انتخاب شود باز فضائل خود را مطرح می‌کند.

در این دوره پنج سالش هم شما احتجاجات، مناشدات و سخنرانی‌های حضرت را در خطبه‌های نماز جمعه ملاحظه کنید که هر کجا فرصتی مطرح می‌شود می‌بینیم فضیلت خودش، ادله خلافت خودش و امثال این قضایا را مطرح کرده است.

دوستان عزیز آیا این دلیل بر این نیست که ما یه مقداری فکرمان را به کار بندازیم؟! این عقل خدادادی را تعطیل نکنیم؟! در عقلمان را ده قفله نکنیم بلکه باز کنیم و ببینیم قضیه از چه قرار است. وقتی مردیم و رفتیم دیگر برگشتی برای ما نیست.

همینطور عزیز شیعه! اینکه پدر و مادر گفته شیعه حق است و تو هم قبول کردی این خیلی اهمیت ندارد. برو تحقیق کن شاید طرف دیگر حق است. ما مردانه این قضیه را می گوییم. رسول اکرم بنیانگذار این تحدی بوده و می‌فرماید:

(وَ إِنَّا أَوْ إِیاکمْ لَعَلی هُدی أَوْ فِی ضَلالٍ مُبِین)

و ما یا شما بر (طریق) هدایت یا در ضلالت آشکاری هستیم.

سوره سبإ (34): آیه 24

بیاید با هم بحث کنیم تا روشن شود. اگر من گمراهم شما مرا هدایت کنید. اگر شما گمراهید من شما را هدایت کنم. این منطق نبوی است. آیه قرآن هم هست، حدیث هم نیست که ادعا کنیم در سندش چند تا شیعه و رافضی هست ما قبول نمی‌کنیم.

بنابراین در اینجا حضرت امیرالمؤمنین مباحث را مطرح می‌کند. یکی از آنها این است که حضرت فرمود: آیا در میان شما پنج نفر «طلحه» و «زبیر» و «عبدالرحمن بن عوف» و «سعد بن ابی وقاص» و «عثمان» کسی هست که پیغمبر اکرم در مورد او فرموده باشد:

«أنشدکم بالله أمنکم من جعله رسول الله (صلی الله علیه وآله) من نفسه کهارون من موسی غیری؟»

به خدا سوگند آیا در میان شما غیر از من کسی هست که پیغمبر اکرم در حق او فرموده باشد که او برای من به منزله هارون برای حضرت موسی است؟

«قالوا: اللّهمّ لا»

گفتند: به خدا خیر.

مناقب علی بن أبی طالب (ع) وما نزل من القرآن فی علی (ع)، نویسنده: أحمد بن موسی ابن مردویه الأصفهانی، وفات: 410، رده: مصادر انساب ومعاجم مختلف، خطی: خیر، تحقیق: جمعه ورتبه وقدم له: عبد الرزاق محمد سین حرز الدین، چاپ: الثانیة، سال چاپ: 1424 - 1382 ش، چاپخانه: دار الحدیث، ناشر: دار الحدیث، شابک: 964-7489-08-0، ص 130 - 133، ح 162

ما حدیث منزلت را از کتب صحیحین آوردیم، بیان کردیم که حدیث منزلت پنج هزار سند دارد و اصح و أثبت الآثار است.

در جلسه قبل هم گفتیم افزون بر اینکه فضیلت برای امیرالمؤمنین است، واژه خلافت هم در حدیث منزلت آمده است. یعنی امیرالمؤمنین در این پنج نکته‌ای که در شورای شش نفره آورده است، همه فضیلت و ادله عقلی است جز دو یا سه مورد که ادله نقلی دارد.

یکی بحث غدیر را مطرح کرده حضرت یکی بحث از حدیث منزلت است. در ذهن من همین دو مورد است. البته حدیث منزلت را هم بحث خلیفتی را مطرح نکرده است. پیغمبر اکرم فرمود:

«وأنت منی بمنزلة هارون من موسی»

جایگاه تو نسبت به من جایگاه هارون نسبت به حضرت موسی است.

المناقب، نویسنده: الموفق الخوارزمی، وفات: 568، رده: مصادر سیره پیامبر وائمه (ع)، خطی: خیر، تحقیق: الشیخ مالک المحمودی - مؤسسة سید الشهداء (ع)، چاپ: الثانیة، سال چاپ: ربیع الثانی 1414، چاپخانه: مؤسسة النشر الإسلامی، ناشر: مؤسسة النشر الإسلامی التابعة لجماعة المدرسین بقم المشرفة، ص 158، ح 188

آیا پیغمبر اکرم در حق آقای «طلحه»، آقای «زبیر»، آقای «عثمان»، آقای «عبدالرحمن بن عوف» یا آقای «سعد بن ابی وقاص» چنین چیزی فرموده است؟! آن‌ها گفتند: به خدا خیر!

واضح و روشن است که مسئله خلافت حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) به تعبیر امام صادق (علیه السلام) در روز روشن از آفتاب واضح‌تر است، همانند اینکه کسی در روز روشن دنبال آفتاب بگردد.

در مسائل دینی هم اگر کسی دنبال حقانیت حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) بگردد همین اندازه روشن است. این مطالب خلاصه بحث ما در گذشته بود.

مجری:

حضرت استاد خیلی ممنونم، بزرگواری فرمودید. حالا استاد این کلمه «خلفتک ان تکون خلیفتی» خیلی واضح و روشن است و خیلی از شبهات را هم دفع می‌کند که حالا بعضی افراد ممکن است مطرح کنند.

حال می خواهیم ببینیم که این واژه و این عبارت در کتب اهل سنت با سند صحیح آمده یا خیر؟!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

نکته خوبی است. رسول اکرم بارها فرمودند: من هرچه که در توانم بوده است حجت را برای شما بیان کردم و هیچ عذری برای شما نمانده است. بارها حضرت این مطالب را بیان فرمودند که یکی از آنها همین قضیه است.

آقای «هیثمی» متوفای ۸۰۷ هجری قمری در کتاب «مجمع الزوائد» جلد نهم نقل می‌کند:

«وعن علی أن النبی قال خلفتک أن تکون خلیفتی»

پیغمبر اکرم به علی بن أبی طالب فرمود: تو را جانشین خودم در مدینه قرار دادم تا تو بعد از من خلیفه من باشی.

«رواه الطبرنی فی الأوسط ورجاله رجال الصحیح»

طبرانی این روایت را نقل کرده است و رجال آن هم رجال صحیحین است.

مجری:

یعنی در ادامه همان حدیث منزلت است؟!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله، در ادامه حدیث منزلت است و مربوط به قضیه جنگ تبوک است. حالا اگر این هفته نشد ان شاءالله جلسه بعد یادآوری بفرمایید من قضیه جنگ تبوک را مقداری روشن کنم تا معلوم شود اصلاً جنگ تبوک چه جنگی بود و بر سر چه مسائلی بود.

این مدتی که حضرت رفتند و مدتی که آمدند دو ماه طول کشیده است. ما جنگ دو ماهه نداشتیم که پیغمبر اکرم از مدینه بیرون برود. یعنی اولین جنگی است که حضرت ۲۰ روز رفته ۲۰ روز برگشته ۲۰ روز هم در منطقه تبوک بوده است.

بنا به نقل بعضی از مورخین حضرت با ۳۰ هزار نیرو آن هم به شدت با عسرت و سختی رفتند. اولاً دولت روم نیروهای زیادی را در سرحد شام و عربستان سعودی آورده بود که حمله کند.

وقتی آنها دیدند اسلام دارد با یک دبدبه و کبکبه و ۳۰ هزار نیرو تا به دندان مسلح می‌آید پا به فرار گذاشتند.

علاوه بر آن افرادی هم که در مسیر رفت و برگشت ابهت اسلام را دیدند کسانی که مقداری بادی در دماغشان بود این بادها ریخت و فهمیدند که اسلام یک دین پایدار است و کسی توانایی مبارزه با اسلام را ندارد.

یعنی سپاه اسلام زهر چشمی از روم گرفت که پا به فرار گذاشت، در حالی که یک دولت مقتدر و ابرقدرت غربی بود و هم از کسانی که در مسیر با سپاه اسلام برخورد می‌کردند.

شما حساب کنید ۲۰ روز نزدیک ۷۵۰ کیلومتر با شتر و اسب و پیاده خیلی سخت است. یعنی نزدیک ۲۰ منزل راه بود.

ان شاءالله اگر یادآوری بفرمایید عرض می‌کنم که منافقین اعتراض کردند که پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) علی بن أبی طالب را دوست نداشت و در مدینه گذاشته است.

حضرت فرمود: علی جان! مدینه در این ۶۰ روز دوران حساسی را دارد می‌گذراند. در مدینه یا من باید باشم یا تو؛ غیر از این دو امکان‌پذیر نیست. اهل سنت روایت‌های متعدد آوردند که پیغمبر اکرم فرمود:

«فإن المدینة لا تصلح إلا بی أو بک»

المستدرک علی الصحیحین، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم النیسابوری، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1411 هـ - 1990 م، الطبعة: الأولی، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ج 2، ص 367، ح 3294

اهل و عیال مسلمان‌ها اینجا هستند. ۳۰ هزار نیرو آمده است که زن دارد، بچه دارد، دختر دارد، خواهر دارد، مادر دارد. اطراف مدینه یهودی‌ها و منافقین دنبال توطئه هستند.

اگر آنها زن و بچه سپاهیان اسلام را از دم شمشیر بگذرانند چه اتفاقی می افتد؟! وقتی سپاهیان از جنگ برگردند می‌بینند خانه‌ها ویران شده، زن و بچه‌ها را کشتند و دیگر چیزی برای اسلام باقی نمی‌ماند.

باید یک کسی بماند که مقتدر باشد و زهر چشم از همه بگیرد به طوری که وقتی اسم او را می‌شنوند لرزه بر اندامشان بیفتد.

حالا باز هم با همه این اقدامات منافقان دست از توطئه برنداشتند. ان شاءالله اگر این مطلب را هم یادآوری کنید توضیحاتی عرض می‌کنم.

من سه تا نکته گفتم که یادآوری کنید که نکته سوم خیلی جالب است. وقتی رسول اکرم در تبوک بودند، مسجد ضرار بنا شد. وقتی حضرت از تبوک برگشتند مسجد ضرار را ویران کردند و جای مسجد ضرار را به زباله دانی مبدل کرد.

حال وقتی جمهوری اسلامی مسجد وهابی‌ها را در مشهد ویران کردند به جای آن درخت و گل و بلبل کاشتند، ولی رسول اکرم مسجد ضرار را ویران کرد و فرمود: اینجا زباله‌های خود را بریزید!! عرض کردم که در جنگ تبوک رسول اکرم به امیرالمؤمنین می‌فرماید:

«خلفتک أن تکون خلیفتی»

تو را جانشین خودم در مدینه قرار دادم تا تو بعد از من خلیفه من باشی.

من در این مسافرت ۶۰ روزه تو را جانشین خودم کردم که بعد از من هم جانشین من باشی. چه چیزی از این واضح‌تر؟!

رسول الله با چه زبانی بگوید که این افراد تهی مغز متوجه بشوند؟! از این بهتر؟! امیرالمؤمنین به حضرت عرضه می‌دارند:

«قال أتخلف عنک یا رسول الله»

یا رسول الله من در این جنگ می‌خواهم از شما جدا شوم؟!

برای علی بن أبی طالب خیلی سخت است. حضرت در تمام جنگ‌ها در کنار پیغمبر اکرم بوده است. اینجاست که حضرت فرمود:

«قال ألا ترضی أن تکون منی بمنزلة هارون من موسی إلا أنه لا نبی بعدی»

اینکه گفتیم در حدیث منزلت هست، قبل از حدیث منزلت است نه بعد از آن. بعد آقای «هیثمی» می‌گوید:

«رواه الطبرنی فی الأوسط ورجاله رجال الصحیح»

مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، اسم المؤلف: علی بن أبی بکر الهیثمی، دار النشر: دار الریان للتراث/دار الکتاب العربی - القاهرة, بیروت – 1407، ج 9، ص 110، باب منزلته رضی الله عنه

به گفته ایشان تمام راویان این روایت راویان کتب «صحیح بخاری» و «صحیح مسلم» هستند.

آقایان اتفاق نظر دارند هر راوی که در «صحیح بخاری» و «صحیح مسلم» آمده تمام پل‌های رجال را گذرانده و کسی حق اعتراض به روات «بخاری» را ندارد و این‌ها ثقه هستند لاشک و لا ریب.

بازهم در کتاب «کنز العمال» اثر «متقی هندی» جلد سیزدهم همین تعبیر آمده است. نقل شده است «هیثمی» آورده و گفته است:

«عن علی أن النبی قال: خلفتک أن تکون خلیفتی، قلت: أتخلف عنک یا رسول الله؟ قال: ألا ترضی أن تکون منی بمنزلة هارون من موسی إلا أنه لا نبی بعدی»

کنز العمال فی سنن الأقوال والأفعال، اسم المؤلف: علاء الدین علی المتقی بن حسام الدین الهندی، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1419 هـ-1998 م، الطبعة: الأولی، تحقیق: محمود عمر الدمیاطی، ج 13، ص 69، ح 36488

ایشان در سند روایت مطلبی از قول «طبرانی» در اینجا آورده است، ولی آنچه که ما از «هیثمی» داریم کاملاً نشان دادیم به آقایان که ایشان می‌گوید:

«ورجاله رجال الصحیح»

ما کاری به تضعیف آنها نداریم. ما دنبال روایتی هستیم که پیغمبر اکرم به امیرالمؤمنین فرموده‌اند:

«خلفتک أن تکون خلیفتی»

دوستان عزیز نکته عجیبی اینجاست. ان شاءالله در بحث شبهات وهابیت در حدیث منزلت به ویژه «ابن تیمیه ناصبی» بیان خواهیم کرد که چه دستخوشی در طول تاریخ حدیث منزلت شده است و چه تأویلاتی دارند.

مثلاً می‌بینیم در بعضی از جاها مطالبی آمده است. مثلاً «ابو نعیم اصفهانی» در کتاب «حلیة الأولیاء» جلد ۹ یک کلمه «فی اهلي» اضافه کرده است.

آقای «ابو نعیم»! ما عبارت‌های صحیح را از «طبرانی» و دیگران هم آوردیم. شما متوفای ۴۳۰ هجری هستید و «طبرانی» متوفای ۳۶۰ هست و نزدیک ۷۰ تا ۸۰ سال قبل از شما بوده است.

قطعاً شما کتاب ایشان را هم دیدید، ولی اینکه اینجا این واژه «اهلی» را اضافه می‌کنید هدفتان چیست؟! شما آقای «ابو نعیم» نوشتید:

«خلفتک أن تکون خلیفتی فی أهلی»

یا علی تو را خلیفه خود قرار دادم تا جانشین من در خانواده‌ام باشی.

حلیة الأولیاء وطبقات الأصفیاء، اسم المؤلف: أبو نعیم أحمد بن عبد الله الأصبهانی، دار النشر: دار الکتاب العربی - بیروت - 1405، الطبعة: الرابعة، ج 7، ص 196، باب 396 شعبة بن الحجاج

مسخره نیست؟! پیغمبر اکرم می‌فرماید: یا علی! تو فقط مواظب زن و بچه من باش. زن و بچه مردم چه می‌شوند؟! این ۳۰ هزار جمعیت چه می‌شوند؟! من کاری با آنها ندارم.

به قول یکی از وطن فروش‌ها که آمریکا رفته است، گفت: تمام مردم ایران فدای بچه من!! حالا اسم ایشان را نبریم بهتر است چون هوای شبکه آلوده و نجس می‌شود. اخیراً هم شنیدم که به غلط کردن افتاده است.

مجری:

بله، همه‌شان همین هستند. به قول «شهید حاج قاسم» هر کسی که به ایران عزیز ما که حرم است سنگی بیندازد به غلط کردن می افتد.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله، خیلی عجیب است. اخیراً افرادی که آمریکا آنها را بیرون کرده است جمهوری اسلامی با آغوش باز از اینها استقبال کرده است.

ما به نوبه خودمان تشکر می‌کنیم که حداقل آقایان یک کار خوبی انجام دادند و از کسانی که برگشتند خوب پذیرایی و احترام کردند. حال اگر چیزهایی هم بود از آنها صرف نظر کردند که ما تشکر می‌کنیم.

البته یک گلایه‌ای هم داریم از قوه قضاییه و بعضی از مسئولین بابت حرف‌های بی‌ربط و جفنگی که آقای «روحانی» زد و مجلس شورای اسلامی و شورای نگهبان و کل نظام را زیر سؤال برد.

همچنین حرف‌های بیهوده و غلط و یاوه‌ای که «ظریف بی ظرافت» زد و همه چیز را زیر سؤال برد.

من نمی‌دانم این افراد دنبال چه چیزی می‌گردند؟!! ۱۰ سال مردم بدبخت کردید، بیچاره کردید، مشغول کردید، آبرویتان رفت، حیثیتتان رفت، همه جا گفتید مقام معظم رهبری مؤید است.

دیگر کار به جایی رسیده که این سید و اولاد پیغمبر گفت: این قضیه تعهد ۱۰ ساله!! ۱۰ سال یک عمر است. به من قول دادند که امضا نمی‌کنند، ولی رفتند و امضا کردند.

آخه این رسوایی برای شما کافی نیست؟! این بی حیثیتی برای شما کافی نیست؟! شما اگر غیرت داشته باشید، باید بروید در پستوی خانه‌تان بروید چادر خانمتان را سرتان کنید و دیگر حرف نزنید.

مجری:

حاج آقا طلبکارم هستند.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

من به نوبه خودم از بعضی از نماینده‌های مجلس هم تشکر می‌کنم و دست مریزاد می گویم که خوب جواب دادند و خوب پاسخ دادند. واقعاً ما به وجود این نمایندگان حر و آزاد افتخار می‌کنیم.

آقایانی هم که آمدند در تلویزیون و گفتند ما به تمام وزرای آقای «روحانی» رأی مثبت دادیم هم زودتر یک حرفی بزنند. چرا ساکت‌اند؟! ما یک مقدار ناراحتیم با وجود اینکه ما با آنها رفاقت هم داریم و دوستشان هم داریم.

ما تشویقم کردیم که مردم رأی بدهند ولی انتظار داریم که حداقل کار دیگران را خراب نکنند. ما که رأی دادیم دل ما را خوشحال کنند، یک حرفی بزنند، یک انتقادی بکنند.

البته شاید بعضی افراد خوششان نیاید، اما بنده با تمام وجود به این نظام عقیده دارم همانطوری که به خدا و پیغمبر و قیامت عقیده دارم.

این نظام خواهد ماند تا حضرت ولی عصر (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) بیاید و این نظام جمهوری اسلامی را به عنوان پایگاه حکومت جهانی خودش قرار بدهد.

یعنی من با تمام وجود به این گفته خود عقیده دارم. اگر اشتباه است، درست است یا هرچی هست عقیده من است. حالا هرکس می‌خواهد بپذیرد و هرکس نمی‌خواهد نپذیرد.

آقایی از لاهیجان زنگ زده بود و می‌گفت: شما که با این قاطعیت میگویید یقین دارید؟! من گفتم: یقین که هیچ، فوق یقین دارم!!

مجری:

حاج آقا اخیراً کنگره «میرزای نائینی» بود و حقیر مجری برنامه بودم که حضرت آقا هم در واقع در جمع برگزار کننده‌ها صحبت کرده بود که خیلی دقیق و اینها بود، اما نکته‌ای که بود در مورد خود «میرزای نائینی» نقلی هست.

ایشان در عالم رؤیا خدمت امام زمان مشرف می‌شود. امام زمان به ایشان می‌فرمایند: این مملکت شیعه خانه ماست. خم می‌شود، سختی‌ها و مشکلات هست، اما خراب نخواهد شد!!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله، بله. ببینید از همان سال ۵۷ دیگر دشمنان ایران هر تلاشی توانستند کردند. در ماجرای «مهسا امینی» بیش از ۲۵ یا ۲۴ کشور رسماً آمدند میدان و ۱۴ تا رئیس جمهور بیانیه دادند. چه شد؟!

در این جنگ ۱۲ روزه آقایان گفتند دیگر روز سوم حکومت اسلامی تمام شد و رفت. دیدم یکی از همین سرکرده‌های رژیم فاسد کودک کش صهیونیستی همین دیروز بود در یکی از سخنرانیی‌هاش مطلبی گفت.

او می‌گفت: ما تصور می‌کردیم جمهوری اسلامی دیگر نابود می‌شود، اما ظاهراً تصور ما باطل بود و جمهوری اسلامی به این سادگی‌ها از بین رفتنی نیست.

ما کاری نداریم چه قضیه چه هست، ولی عقل ما قضاوت می‌کند. شما ببینید از همان سال ۵۷ تا الان چه توطئه‌هایی دشمنان علیه نظام کردند.

البته ما تشکر می‌کنیم از حضور مردم، از ائتلاف مردم و وحدت مردم. حتی بنده شخصاً اشتباه یا درست عقیده‌ام این است که در این جنگ ۱۲ روزه بالاتر از موشک‌ها وحدتی که در میان مردم بود مهمتر بود.

خیلی با ارزش بود که مرد و زن و انقلابی و ضد انقلابی و یهودی و مسیحی همه یک صدا به میدان آمدند. حتی بعضی از شر الاشارها مثل بعضی از عوامل «شبکه فدک» به میدان آمدند و از جمهوری اسلامی دفاع کردند. حتی بعضی از ضد انقلاب‌ها آمدند.

این چیزی نیست جز عنایت حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه). اگر جمهوری اسلامی تمام ثروتش را می‌بخشید تا این ائتلاف و وحدت را در این ۱۲ روز ایجاد کند نمی‌توانست ایجاد کند. این تنها نتیجه عنایت علوی و مهدوی حضرت صاحب الزمان بود.

امیدواریم که ان شاءالله این هم باشد. من از مردم عزیز که صدای من را می‌شنوند تقاضا می‌کنم و به امام زمان سوگند می‌دهم گوش به حرف این چرند باف‌ها و بعضی از این اصلاح طلبان ندهند.

البته آدم خوب همه جا هست. من عرض کردم اصلاً و ابداً تابع هیچ کدام از احزاب نیستم و در این چهل و هفت یا چهل و هشت سال هم کار نداشتم. هر کدام از احزاب کار خوب داشتند پس مریزاد گفتیم و اگر کار بد کردند انتقاد کردیم.

دشمنان می‌خواهند شیرینی این پیروزی و شیرینی این وحدت را به کام مردم تلخ کنند. گوش به حرف این افراد ندهید و تنها و تنها گوش به حرف رهبری بدهید. ببینید این سید اولاد پیغمبر از لب‌هاش چه حرفی بیرون می‌آید.

نه کاری به من قزوینی داشته باشید، نه به مجلس و نه به دولت. فقط و فقط به آنچه که رهبری مطرح می‌کند گوش دهید. اگر من در مسیر رهبری حرکت کردم مرا تأیید کنید و اگر در مسیر رهبری حرکت نکردم تکذیب کنید.

سیاست دولت اگر موافق بود ما تأیید می‌کنیم و اگر خدایی نکرده مخالف بود ما رد می‌کنیم. لذا کسی که در رأس نظام هست رهبری است.

حالا یک آقایی با وجود خیانت‌هایی که در هشت سال داشته اسد شورای نگهبان را زیر سؤال می‌برد، قانون اساسی را زیر سؤال می‌برد. بدبختی این است که یک مرتبه مثلاً یک شخص وهابی اینطور بحث می‌کند آدم خیلی ناراحت نمی‌شود.

قانون اساسی زیر سؤال می‌برند، شورای نگهبان را زیر سؤال می‌برند، مجلس را زیر سؤال می‌برند. مگر چند نفر شما را انتخاب کرده است؟!

وقتی که شما آمدید با آن وضعی که داشتید رسانه‌ها مطرح کردند تقلب در انتخابات شد. حتی بعضی از استانداران مثل استاندار همدان مطرح کردند که چقدر تقلب و خیانت کردند.

ما که خبر نداریم، تنها چیزایی شنیدیم و شما هم دفاع نکردید از خودتان. شما نگفتید این افراد دروغ می گویند و آمدید رئیس جمهور شدید.

شما حرف‌های زشت و زننده در انتخابات زدید که واقعاً خیلی شرم آور است. شما خودتان انتخاب صد در صد مردم بودید، ولی مجلس انتخاب ۲۰ درصد تا ۳۰ درصد مردم بودند!!

آیندگان خوب قضاوت خواهند کرد. ما دست عزیزان قوه قضاییه را می‌بوسیم و تقاضا داریم که مردانه وارد شوند.

حتی نمایندگان مجلس هم قاطعانه تقاضا کردند که در این زمینه آقایان ورود پیدا کنند. آیا می‌خواهند ساکت باشند تا کار به جای باریک بکشد بعد ورود پیدا کنند؟! ما در خدمت شما هستیم.

مجری:

خیلی ممنون و متشکرم. پس استاد این بحث دیگر در این بخش نکته‌ای باقی نماند؟!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

روایات زیاد هست، اما من به عنوان نمونه روایت صحیح آوردم و خیانتی هم که کردند و کلمه «اهلی» را به این روایت اضافه کردند بیان کردیم.

مجری:

از مسجد ضرار رفتید به اینجا.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

مسجد ضرار رفتیم به اینجا. «الکلام یجر الکلام». خدا بیامرزد آقای زنجانی پدر آیت الله العظمی شبیری زنجانی. ایشان کتابی دارد تحت عنوان «الکلام یجر الکلام».

مجری:

ممنون و متشکرم. دوستان عزیز، همراهان گرانقدر، بیننده‌های خوب «شبکه جهانی حضرت ولی عصر» عزیزانی که مایل هستند تماس بگیرند ما بارها هم گفتیم و بازهم الان تاکید می‌کنیم که اولویت ما عزیزان اهل سنت هستند.

الآآ«فرصت هم هست و دوستان اتاق فرمان ما هم برای این قضیه آماده هستند. اولویت ما عزیزان اهل سنت اعم از علمای اهل سنت، مولوی، آخوند، بیننده‌های معمولی اهل سنت یا حتی آقایون وهابی هستند.

یعنی اینها اگر با اتاق فرمان هماهنگ کنند که بخواهند روی خط بیایند اولویت هستند بر همه عزیزان شیعه. ما می گوییم که بگذارید این آقایان بیایند و حرفی یا نکته‌ای یا مطلبی دارند بزنند. در خدمت عزیزان شیعه‌مان هم هستیم.

ان شاءالله که این شب بسیار بسیار نورانی بر همه‌تان مبارک باشد. امشب قلب مقدس و نورانی مولایمان آقا جانمان امیرالمؤمنین شاد است، زیرا خدای عالم یک دسته گل به آن بزرگوار عنایت کرده است.

خداوند یک دختر به امیرالمؤمنین عنایت کرده به نام زینب که زینت بابا هست و امیرالمؤمنین هم زینت عالم وجود کهان شاءالله دست همه ما را در دنیا و آخرت بگیرند.

ان شاءالله که وجودتان و قلبتان و روح و روانتان نورانی شود به نورانیت وجود نازنین مولای متقیان امیر مؤمنان (سلام الله علیه).

در هرجا که هستید و برنامه ما را می‌بینید و عشق مولا در دلتان و وجودتان هست گوارای وجودتان باشد و ان شاءالله حال دلتان خوب باشد.

امشب هم که شب عید گرفتن هست باید از دستان با کفایت مولایمان و از دستان حضرت مادر صدیقه طاهره فاطمه زهرا (سلام الله علیها) عیدی بگیریم که خدا به آن بزرگوار دسته گلی عنایت کرده است.

ان شاءالله عیدی ما ظهور و فرج مولایمان امام زمان (ارواحنا فداه) باشد. هر عزیزی هم که پای تلویزیون نشسته و برنامه کت را می‌بیند و غم و غصه و گرفتاری دارد یا مصیبت و مریضی دارد که ما از دلشان خبر نداریم به حق مولود امشب حاجتروا شوند.

تماس‌های بینندگان برنامه:

با افتخار با شما هستیم و در کنار شما هستیم. همانطور که به شما وعده دادیم از این لحظه در خدمت مخاطبین هستیم و تلفن‌ها را پاسخ می‌دهیم. آقای آقاجانی از قم روی خط هستند. خدمت شما سلام می گویم، بفرمایید:

بیننده (آقای آقاجانی از قم – شیعه):

بسم الله الرحمن الرحیم. عرض سلام و ادب خدمت شما و استاد قزوینی بزرگوار.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمة الله

بیننده:

عرض خدا قوت و خسته نباشید دارم. ان شاءالله که همیشه در پناه آقا صاحب الزمان سلامت و موفق و موید باشید.

بنده یه دو تا سؤال داشتم در رابطه با دو روایت در کتب اهل سنت و خواستم بدانم که این دو تا روایت در نظر اهل سنت چه جایگاهی دارد. مورد اول روایتی است در کتاب «مجمع الزواید» اثر «هیثمی» آمده است که رسول الله فرمودند:

«أوصی من آمن بی وصدقنی بولایة علی بن أبی طالب من تولاه فقد تولانی ومن تولانی فقد تولی الله عز وجل ومن أحبه فقد أحبنی ومن أحبنی فقد أحب الله تعالی ومن أبغضه فقد ابغضنی ومن أبغضنی فقد أبغض الله عز وجل»

در آخر هم می‌نویسد:

«رواه الطبرانی بإسنادین أحسب فیهما جماعة ضعفاء وقد وثقوا»

مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، اسم المؤلف: علی بن أبی بکر الهیثمی، دار النشر: دار الریان للتراث/دار الکتاب العربی - القاهرة, بیروت – 1407، ج 9، ص 108، باب قوله من کنت مولاه فعلی مولاه

من خواستم بدونم آقای «هیثمی» در جاهای مختلف این عبارت را آورده است. سوالی که دارم این است که وقتی این عبارت می‌آید این حدیث حسن می‌شود یا جید می‌شود؟! حالا یک عبارتی که دارد این است:

«من تولاه فقد تولانی»

روایت دیگری هم که در مورد آن سؤال داشتم این است که در کتاب «معجم الأوسط» اثر «طبرانی» جلد ۵ صفحه ۳۴۳ حدیث 5498 آمده است که رسول الله فرمودند:

«مکتوب علی باب الجنة محمد رسول الله علی اخو رسول الله قبلان تخلق السماوات والأرض بألف سنة»

المعجم الأوسط، اسم المؤلف: أبو القاسم سلیمان بن أحمد الطبرانی، دار النشر: دار الحرمین - القاهرة - 1415، تحقیق: طارق بن عوض الله بن محمد, عبد المحسن بن إبراهیم الحسینی، ج 5، ص 343، ح 5498

این حدیث را آقای «هیثمی» در کتاب «مجمع الزوائد» جلد ۹ صفحه ۱۱۱ می‌آورد و می‌گوید که شخصی در این روایت هست به نام «اشعث» که ضعیف است یا او را نمی‌شناسیم. حالا من خواستم حضرت استاد جواب بدهند. التماس دعا، یا علی

مجری:

خواهش می‌کنم، ممنونم. موفق باشید، خدانگهدارتان باشد ان شاءالله. آقای احمدی از مشهد بیننده بعدی روی خط هستند. آقای احمدی سلام به شما:

بیننده (آقای احمدی از مشهد – شیعه):

سلام علیکم و رحمة الله خدمت شما عزیزان و آقای دکتر قزوینی. خیلی تشکر می‌کنم از شما بزرگواران که برای امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) زحمت می‌کشید و احقاق حق حضرت و احیای امر امیرالمؤمنین.

از شما تشکر فراوان داریم و از خداوند می‌خواهیم توفیقات شما را بیشتر کند و طول عمر و عافیت به شما مرحمت کند.

مجری:

سلامت باشید.

بیننده:

آقای قزوینی حال شما خوب است؟!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

شکر خدای عالم، الحمدلله، الحمدلله.

بیننده:

خدا توفیقات شما را زیاد کند در راه خدمت به امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) و امیرالمؤمنین و اهل بیت (علیهم السلام).

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

ان شاءالله ان شاءالله.

بیننده:

عرض به محضر استاد عزیز که ما حدوداً بعد از ۲۵ سال خدمت شبکه شما تماس می‌گیریم برای بحث امامت و یک کار کوچکی هست که برای موضوع امامت انجام می‌گیرد طبق فرمایش امیرالمؤمنین که فرمود:

«وَ إِنَّمَا قَلْبُ الْحَدَثِ کالْأَرْضِ الْخَالِیةِ مَا أُلْقِی فی‌ها مِنْ شَی‌ءٍ قَبِلَتْه»

نهج البلاغة، نویسنده: شریف الرضی، محمد بن حسین، محقق / مصحح: صالح، صبحی، ص 393، خ 31 و من [وصیته] وصیة له ع للحسن بن علی ع کتب‌ها إلیه بحاضرین‌إ 3585 عند انصرافه من صفین

و بقیه احادیث اهل بیت که از هفت سال حاج آقا با اینها به کار شروع می‌شود. چون امروز ایام ولادت حضرت زینب (سلام الله علیها) بود بانویی که همه زندگی‌شان را در راه امامت دادند، مطلبی عرض می‌کنم.

این‌ها ادله امامت اهل بیت از قرآن و روایات به متن عربی از معتبرترین کتب روایی شیعه مخصوصاً اون قسمت‌هایی که احتجاجات اهل بیت (علیهم السلام) هست کار می‌کنند متن عربی با اعراب صحیح.

الان دانش آموزانی هستند که می‌توانند محضر شما اساتید درس پس بدهند. سه روش اجرایی دارد. یکی از این روش‌ها برگرفته از دستور رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در خطابه غدیر است که می‌فرماید:

«فَلْیبَلِّغِ الشَّاهِدُ الْغَائِبَ وَ الْوَالِدُ الْوَلَدَ إِلَی یوْمِ الْقِیامَة»

روضة الواعظین و بصیرة المتعظین، نویسنده: فتال نیشابوری، محمد بن احمد، ج 1، ص 96، باب مجلس فی ذکر الإمامة و إمامة علی ابن أبی طالب و أولاده صلوات الله علیهم أجمعین

که حضرت به نص صریح اینجا پدر معلم خطابه غدیر و بقیه ادله امامت امیرالمؤمنین قرار دادند. حاج آقا پدرها معلم فرزند می‌شوند داخل خانه و در مشهد و خارج از مشهد الان مشغول شدن به همین امتصال امر رسول خدا و هیچ هزینه‌ای ندارد.

چند سالی بود که می‌خواستم با خود حضرتعالی که دغدغه این کار را دارید و هنر این کار را دارید مطرح کنم. ما با چند تا مرجع تقلید هم نشستیم و خودمان را عرضه کردیم که ایرادات کار را بگیرند.

به فضل الهی چنین بوده که کلیات کار انجام شده است، چون ما به حفظ نشاط و شادابی خیلی توجه می‌کنیم.

«قلیل تدوم علیه ارجی من کثیر مملول منه» نصب العین مجموعه هست. حتی در روز اول فروردین که بیشترین آمار تعطیلی‌ها هست این مجموعه تعطیل نمی‌شود، چون فرزند همیشه با پدرش هست.

حتی در سفر سخت اربعین این فرزندانی که با پدرهایشان به آن زیارت سخت می‌روند، روزی سه چهار پنج دقیقه کار امامت امیرالمؤمنین تعطیل نمی‌شود.

الان ما در خدمت یکی از دانش آموزان بازیگوش مجموعه هستیم که ۱۳ یا ۱۴ سال دارد. اگر شما از ایشان بپرسید: چرا امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در شورای شش نفره خلیفه دوم شرکت کرده است، عین همان جواب امیرالمؤمنین را می‌دهند.

«ابن عباس» به امیرالمؤمنین عرضه داشت: شما در شورا شرکت نکنید، زیرا این افراد مقام خلافت را به شما نمی‌دهند. حضرت پاسخ او را ندادند.

بعد از اینکه وارد شورا شدند، از شورا خارج شدند و خلافت را به عثمان دادند باز جناب عباس آمد و به حضرت عرضه داشت: مگر من به شما نگفتم که وارد شورا نشوید؟!

اونجا حضرت یک پاسخی می‌دهند که اگر این پاسخ امیرالمؤمنین نباشه اولین و آخرین شاید برای این شبهه پاسخ نداشته باشند. الآن این به اصطلاح دانش آموز ۱۳ ساله اینجا هستند و پاسخ امیرالمؤمنین را به زبان عربی و ترجمه می‌توانند خدمت شما بگویند.

مجری:

آقا پسر اسمشان چیست؟!

بیننده:

علی آقا.

مجری:

فرزند شما هستند؟!

بیننده:

بله.

مجری:

خدا حفظشان کند. گوشی را به ایشان بدهید.

بیننده:

سلام علیکم.

مجری:

سلام، حالتون خوبه ان شاءالله.

بیننده:

ممنون.

مجری:

خودتو کامل معرفی کن.

بیننده:

علی احمدی هستم ۱۳ سالمه.

مجری:

علی آقا کلاس چندمی؟!

بیننده:

هفتم.

مجری:

ماشاالله؛ خوب بفرمایید عزیزم.

بیننده:

بسم الله الرحمن الرحیم. در کتاب «علل الشرایع» اثر «شیخ صدوق» آمده است که امام صادق (علیه السلام) می‌فرماید:

«یا عَمِّ إِنَّهُ قَدْ خَفِی عَلَیک أَمْرٌ أَ مَا سَمِعْتَ قَوْلَهُ عَلَی الْمِنْبَرِ مَا کانَ اللَّهُ لِیجْمَعَ لِأَهْلِ هَذَا الْبَیتِ الْخِلَافَةَ وَ النُّبُوَّةَ فَأَرَدْتُ أَنْ یکذِبَ نَفْسَهُ بِلِسَانِهِ فَیعْلَمَ النَّاسُ أَنَّ قَوْلَهُ بِالْأَمْسِ کانَ کذِباً بَاطِلًا وَ أَنَّا نَصْلُحُ لِلْخِلَافَةِ فَسَکتَ الْعَبَّاس»

ای عمو! یک موضوع از شما پنهان شده است. آیا نشنیدی حرف دیروز عمر را بر روی منبر که می‌گفت: خدا همزمان جمع نمی‌کند برای اهل این خانه خلافت و نبوت را؟! پس من کاری کردم که با زبان خودش، خودش را دروغگو اعلام کند و مردم بدانند که حرف دیروز عمر کذب باطلی است و ما صلاحیت خلافت را دادیم. پس عباس ساکت شد.

علل الشرائع، نویسنده: ابن بابویه، محمد بن علی، ج 1، ص 171، باب 134 باب العلة آلتی من أجلها دخل أمیر المؤمنین ع فی الشوری

احسنت به شما علی آقا عزیز، خدا حفظت کند ان شاءالله. عاقبت بخیر بشی، خیلی عالی بود. ان شاءالله خدا سایه پدر را هم بر سر شما مستدام بدارد و این رسالتی که در مجموعه دارند انجام می‌دهند بسیار بسیار ارزشمند است.

باهاتون خداحافظی می‌کنم، از پدر بزرگوارتان هم خداحافظی می‌کنیم. ممنونیم از محبت شما، التماس دعا، رفتید حرم وجود نازنین امام رضا ما را هم دعا کنید.

تلفن بعدی را بفرمایید، وقتمان هم محدود است. آقای رضایی از بندرعباس خدمت خدمتتون سلام عرض می‌کنم. بفرمایید:

بیننده (آقای رضایی از بندرعباس – شیعه):

سلام علیکم خدمت حاج علی آقای عزیزمون و خدمت حضرت آیت الله قزوینی.

مجری:

سلامت باشید.

بیننده:

تبریک عرض می‌کنم شب ولادت خانم حضرت زینب عقیله العرب. می گویند که واسطه قرار بدهید خانم حضرت زینب را برای تعجیل فرج حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه).

ان شاءالله به حق خانم حضرت زینب هرچه سریع‌تر ظهور امام زمان رقم بخورد و همین زودی‌ها چشمان گناهکار ما به جمال نورانی حضرت نورانی شود و ان شاءالله جمال حضرتشان را زیارت کنیم.

مجری:

ان شاءالله، بفرمایید.

بیننده:

آقای قزوینی وسط صحبت‌هایشان یک جریانی فرمودند. آقایی داریم از عرفا به اسم «حاج عبدالله پیاده» معروف به «طیاره». ایشان خدمت امام زمان رسیدند.

حضرت فرمودند: اگر شما مردم ایران پرچم جد ما امام حسین سر در خانه‌هایتان باشد ما به شما نظر داریم. یعنی این کشور امام زمان و کشور حسینی هست. ما به شما نظر داریم. دشمنان شما اگر نظر بد داشته باشند منکوب می‌شوند.

من جلسه گذشته با حضرت آقا صحبت کردم و درخواست کردم ختمی درباره آیه نور بفرمایند. ایشان گفتند: من چیزی ندارم.

ببخشید من خدمتشان عرض کنم که آیت الله میرجانی یکی از شاگردان آقای «شیخ حسن علی نخودکی» فرمودند: کسی آیه نور را قبل از خواب ۱۴ مرتبه بخواند و اول سه تا صلوات و آخر آیه سه تا صلوات بفرستد اون چیزایی که دوست دارد در خواب می‌بیند.

بعد دو تا سؤال هم داشتم خدمت شما عزیزان. می‌خواستم بگویم که آقا در قضیه هجوم چند هزار نفر به خونه آقا امیرالمؤمنین هجوم آوردند؟! سؤال دوم این است که فتوحات خلیفه اول آیا برای او فضیلت دارد؟! آیا این دستور پیامبر بوده یا خیر؟! تشکر

مجری:

خواهش می‌کنم، خدانگهدار شما باشد ان شاءالله، با شما خداحافظی می‌کنم. فعلاً تلفنی وصل نکنید تا این سؤالات را جواب بدهیم. اگر وقت شد کهان شاءالله در خدمتتان خواهیم بود.

استاد آقای آقاجانی دو تا سؤال پرسیدند که مفصل هم هست. سؤال ایشان کتاب «مجمع الزوائد» و آن نکاتی هست که بیان فرمودند یادداشت کردید.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

در رابطه با این عبارتی که ایشان آوردند از کتاب «مجمع الزوائد» اثر «هیثمی» و «ذهبی» هم در کتاب «میزان الاعتدال» این روایت را آوردند. در روایت آمده است رجالی در اینجا هستند:

«فیهما جماعة ضعفاء وقد وثقوا»

راویان ضعیفی هستند که توثیق شدند.

مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، اسم المؤلف: علی بن أبی بکر الهیثمی، دار النشر: دار الریان للتراث/دار الکتاب العربی - القاهرة, بیروت – 1407، ج 9، ص 109، باب قوله من کنت مولاه فعلی مولاه

برادر بزرگوار! خود آقایان اهل سنت یک برنامه‌ای دارند در رابطه با راویانی که هم توثیق دارند هم تضعیف دارند. این‌ها مفصل گفتند: اگر یک راوی هم توثیق داشته باشد هم تضعیف داشته باشد روایتش روایت حسن می‌شود و بر این اتفاق نظر دارند.

اگر یک راوی هم توثیق دارد هم تضعیف دارد این روایت حسن می‌شود که در مورد روایت حسن هم داریم:

«والحسن کالصحیح فی الاحتجاج»

أضواء علی السنة المحمدیة، نویسنده: محمود أبو ریة، وفات: 1385، رده: مصادر حدیث سنی – عام، خطی: خیر، چاپ: الخامسة، ص 282، باب الحسن

اگر خواستید من کل مصادرش را هم خدمت شما عرض می‌کنم. در کتب اهل سنت «هیثمی» دارد، «ذهبی» دارد، «ابن حجر» دارد، بزرگان دیگر هم دارند. چون دلیلش هم این است که آقایان اهل سنت غالب رواتی که دارند توثیق هم دارد تضعیف هم دارد.

مثلاً نسبت به «عبدالرزاق صنعانی» که استاد «بخاری» است و در سند «بخاری» قرار گرفته است و این همه تضعیف دارد، آقایان می گویند:

«لو ارتد عبد الرزاق عن الإسلام ما ترکنا حدیثه»

اگر عبدالرزاق مرتد شود هم ما روایات او را از دست نمی‌دهیم.

سیر أعلام النبلاء، اسم المؤلف: محمد بن أحمد بن عثمان بن قایماز الذهبی أبو عبد الله، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بیروت - 1413، الطبعة: التاسعة، تحقیق: شعیب الأرناؤوط, محمد نعیم العرقسوسی، ج 9، ص 573، باب 220 عبد الرزاق بن همام ع

از این بهتر؟! اینکه در روایت آمده است:

«فیهما جماعة ضعفاء وقد وثقوا»

از دیدگاه آقایان این روایت حسن می‌شود و هیچ تفاوتی ندارد روایت حسن باشد یا صحیح باشد. از دیدگاه ما روایت حسن و موثق و صحیح است، اما آقایان دو تا بیشتر ندارند. صحیح دارند و حسن دارند.

مجری:

سال دومشان هم که مربوط به «طبرانی» بود هم همین هست یا جواب دیگری دارد؟!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

یک دفعه این است که یک راوی اصلاً توثیق ندارد. ما نمی‌توانیم به او بهش احتجاج کنیم، الا اینکه ما بیایم یک روایت را از سه تا مصدر بیشتر برایش پیدا کنیم.

قانون کلی این است که یک روایت را با سه تا سند پیدا کنیم. اگر سه تا سند شد طبق قاعده‌ای که آقایان دارند:

«فإن تعدد الطرق وکثرتها یقوی بعض‌ها بعضاً»

اگر یک روایت با چند سند آمد این سندها همدیگر را تقویت می‌کنند و برای انسان یقین حاصل می‌شود.

کتب ورسائل وفتاوی شیخ الإسلام ابن تیمیة، اسم المؤلف: أحمد عبد الحلیم بن تیمیة الحرانی أبو العباس، دار النشر: مکتبة ابن تیمیة، الطبعة: الثانیة، تحقیق: عبد الرحمن بن محمد بن قاسم العاصمی النجدی، ج 18، ص 26، (فصل (وأما قسمة الحدیث إلی صحیح وحسن وضعیف

روایت مستفیض می‌شود. روایت مستفیضم ولو تک تک ضعیف هم باشد، وقتی سه تا کنار هم قرار گرفت می‌شود مستفیض. روایت مستفیض هم حجت است و هیچ مشکلی ندارد.

مجری:

آقای احمدی هم از مشهد که حالا آقازاده‌شان هم روی خط آمدند و کار خیلی خوب و شایسته‌ای دارند انجام می‌دهند که واقعاً جای تحسین دارد.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله. ایشان الحق و الانصاف من هم خوشحال شدم از این کاری که ایشان کردند. ایشان زحمت بکشند هم آدرسشان را برای ما بدهند و این بچه‌هایی که تربیت کردند شماره تلفن‌هاشان را به ما بدهند.

این کارهایی هم که کردند زحمت بکشند در ایتا برای ما بفرستند و همانطور در سایت شبکه بفرستند. ما هر شب اگر توانستیم یکی از این آقازاده‌ها بیایند روی خط و برای ما مطرح کنند.

عزیزمان این روایت را از کتاب «علل الشرایع» برای ما خواند، ولی برای اینکه حرف علی آقا را تکمیل کنیم می‌آوریم که امیرالمؤمنین فرمود: من می‌روم آنجا تا حرف این افراد را باطل کنم که گفتند خلافت و نبوت در یک جا جمع نمی‌شود.

در کتاب «شرح نهج البلاغه» اثر «ابن ابی الحدید» جلد دوازدهم صفحه ۹ آمده است که «ابن عباس» با عمر بن خطاب دارند صحبت می‌کنند. «ابن عباس» گفت: چرا علی بن أبی طالب را نگذاشتید به خلافت برسد؟! عمر بن خطاب گفت:

«إن قومکم کرهوا أن یجتمع لکم النبوة و الخلافة»

قریش ناراحت بودند که نبوت و خلافت در یک جا جمع شود.

شرح نهج البلاغة لابن أبی الحدید، نویسنده: ابن أبی الحدید، عبد الحمید بن هبة الله، محقق / مصحح: ابراهیم، محمد ابوالفضل، ج 12، ص 9، باب [نکت من کلام عمر و سیرته و أخلاقه

این حرف خلیفه دوم هست. این حرف در سقیفه هم مطرح شد. اینکه علی بن أبی طالب نباید خلیفه شود چون نبوت و خلافت در یک دودمان جمع نمی‌شود، ولی در شورای شش نفره علی را کاندید خلافت کرد.

اگر بناست خلافت و نبوت در یک جا جمع نمی‌شود این کار چیست؟! امیرالمؤمنین به «ابن عباس» فرمود: می‌خواهم بفهمانم به مردم که آن حرف غلط بوده و کار خودشان با هم تضاد داشته است. آن روز این را می‌گفت و امروز هم مرا کاندید خلافت کردند.

خیلی ممنونم. آقای رضایی از بندرعباس هم در خصوص بحث هجوم به خانه حضرت امیرالمؤمنین و حضرت زهرا (سلام الله علیهما) پرسیدند که چند هزار نفر بودند.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

ببینید تعداد زیادی بودند. آنچه که هست افراد زیاد بودند، آماری بنده ندیدم. بعضی اوقات هست که آمار یک جایی هست که ما چشممان نخورده، ولی دارد انبوهی از جمعیت و گروهی از جمعیت آمده بودند.

حضرت صدیقه طاهره پشت در فرمود: من قومی پست‌تر از شما ندیدم. نگذاشتید آب غسل کفن پیغمبر اکرم خشک شود. روایات متعدد داریم غالب این افراد با شنیدن صدای حضرت فاطمه زهرا لرزه بر اندامشان افتاد و به یاد پیامبر اکرم افتادند و رفتند.

تعداد انگشت شماری شاید در حد مثلاً ۳۰ نفر یا ۴۰ نفر مثل «خالد» و دیگران ماندند و اینها باعث آتش زدن خانه شدند. وگرنه عموم مردم برگشتند.

یکی از علمای اهل سنت مصر کتابی در رابطه با حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) نوشته است. ایشان خیلی مفصل بحث سخنان حضرت فاطمه زهرا که لرزه بر اندام مخالفان افتاد آورده و غوغا کرده است.

ولی من این را خدمت همه بینندگان عزیز عرض می‌کنم. ما نزدیک به فاطمه هستیم. در فاطمیه اول و فاطمه دوم و ولادت حضرت تلاش کنید برای اینکه عشقتان را به حضرت فاطمه زهرا نشان بدهید یک پرچم فاطمی بالای در منزل قرار بدهید.

با این کار هر کسی از کوچه رد می‌شود می‌فهمد که صاحب این خانه عاشق حضرت فاطمه زهراست.

توهین و فحش و جسارت را ما نمی‌تابیم، خلاف شرع است و قطعاً حضرت زهرا هم راضی نیست ولی با آویزان کردن یک پرده جلوی در و بالای دیوارتان عشقتان را به حضرت فاطمه زهرا ثابت کنید.

اگر فردای قیامت گفتند که مثلاً نمازتان اشکال داشت یا روضه‌تان اشکال داشت بگوییم: یا فاطمه زهرا! هیچ کاری هم نکردم یک پرچم بالای دیوارمان زدیم. شاید همین پرچم باعث شود که حضرت فاطمه زهرا عنایت کند هم نمازمان قبول شود، هم روزه‌هایمان قبول شود.

حتی خونه هایتان را هم اگر توانستید پرچم بزنید. می‌توانید بر دیوار اتاق پذیرایی‌تان چهار تا پرده فاطمه زهرا بزنید که زن و بچه‌هایتان نگاه کنند به این پرده‌های فاطمی و عشق حضرت فاطمه زهرا در دلشان مطلعلع شود.

مجری:

وقتمان تمام شد فقط خیلی کوتاه در خصوص فتوحات خلیفه که پرسیدند فضیلتی برایش هست یا خیر پاسخ بدهید.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

ان شاءالله یادتان باشد در جلسه بعد در این خصوص پاسخ دهیم. شما ببینید در طالقان ما نزدیک یک فرسخ مردم را گذاشتند و چشمان همه را درآوردند که به غزوة العیون معروف شد.

در گرگان گفتند: ما یک نفر را هم نمی‌کشیم، اما زمانی که همه را خلع سلاح کردند همان کاری که امروز اسرائیل دارد می‌کند انجام دادند. همه مردم را کشتند جز یک نفر!!

در عراق آمدند افرادی را به صف کردند و از دم همه را سر بریدند. الان تعدادی از این مستشرقین آمدند نسبت به اسلام اشکال دارند که عمدتاً به خاطر همین جنایاتی است که در فتوحات انجام شد.

این‌ها چه مبنایی داشتند؟! پیغمبر اکرم فرموده بود فتوحات داشته باشید؟! امیرالمؤمنین در این ۲۵ سال در فتوحات شرکت کرد؟! امام حسن و امام حسین شرکت کردند؟! حالا «طبری» یک دروغی آورده و خودش هم خلاف آن را آورده است.

امام خمینی (رضوان الله تعالی علیه) در «کتاب البیع» یا «مکاسب» در اراضی سواد می‌نویسد: اینکه می گویند امام حسین در جنگ‌های ایران بوده دروغ محض است. اصلاً چنین چیزی نیست به هیچ وجه.

نه امیرالمؤمنین و نه امام حسن هیچ کدامشان در این جنگ‌ها شرکت نکردند و این جنگ‌ها را مشروع هم نمی‌دانستند. این عقیده شیعه است، حالا کاری به عقیده اهل سنت نداریم.

مجری:

ممنون از شما حضرت استاد، خدا نگهدارتان باشد. عزیزان از شما هم ممنونم که امشب هم برنامه «حبل المتین» را همراهی فرمودید.

بازم ولادت عقیله بنی هاشم حضرت زینب کبری (سلام الله علیها) را تبریک عرض می‌کنم. ان شاءالله که همه ما مورد عنایت و توجهات حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) قرار بگیریم.

در پناه حضرت حق باشید و زیر سایه آقا جانمان حضرت مرتضی علی (سلام الله علیه). خدانگهدار

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته


ادله عقلی امامت، حدیث منزلت( روایت خلفتک ان تکون خلیفتی در منابع اهل سنت)>

حبل المتین ادله عقلی امامت حدیث مناشده فضائل ساختگی خلفا حدیث منزلت خلافت خیانت تحریف جنگ تبوک مسجد ضرار منافقین سیاسی حسن روحانی وحدت دفاع مقدس 12 روزه فتوحات