سایر قسمت ها
تحلیل مناظره حجت الاسلام حامد کاشانی و سلیمانی اردستانی دکتر ابوالقاسمی

قسمت صد و چهلم برنامه راه روشن با کارشناسی دکتر ابوالقاسمی و اجرای آقای غضبانی


دیگر قسمت ها

 اِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

برنامه راه روشن 11 09 1404 (قسمت صد و چهلم)

عنوان برنامه: تحلیل مناظره حجت الاسلام حامد کاشانی و سلیمانی اردستانی

کلیدواژه: راه روشن؛ تحلیل مناظره؛ سلیمانی اردستانی؛ حامد کاشانی؛ تحریف فاطمیه؛ دروغ؛ تناقض؛ شهادت حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها؛ دَرْ خانه‌های مدینه؛ شبهه امام جواد (علیه السلام)؛ تحدی؛ روایت صحیح!

استاد: حجت الاسلام والمسلمین دکتر ابو القاسمی

مجری: آقای محمد تقی غضبانی

مجری:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ وَبِه نَسْتَعینْ،اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه‏ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم‏؛ عزیزان بیننده شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف) عرض سلام، ادب و احترام خدمت یکایک شما عزیزان دارم، امیدوارم که بتوانیم برنامه راه روشن را همچون سه شنبه‌های که در خدمت شما بودیم و مهمان منازل شما می‌شدیم تقدیم حضور شما کنیم.

امشب هم این توفیق را داریم در این برنامه در خدمت کارشناس عزیزمان جناب آقای دکتر ابوالقاسمی باشیم و از محضر ایشان استفاده کنیم. جناب آقای دکتر ابوالقاسمی سلام خیلی خوش آمدید.

استاد ابو القاسمی:

علیکم السلام علیکم ورحمة الله

أعوذ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیطَانِ الرَّجِیمِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ اَلْحَمدُ للهِ رَبِّ العالَمین اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى ‌مُحَمَّدٍ الْمُصْطَفَى وَ عَلِيٍّ الْمُرْتَضَى وَ فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ وَ ‌الْحَسَنِ الرِّضَا وَ الْحُسَيْنِ الْمُصَفَّى، وَ جَمِيعِ الْأَوْصِيَاءِ ‌مَصَابِيحِ الدُّجَى وَصلّ عَلیٰ مَنْ بِيُمْنِهِ رُزِقَ الْوَرَي وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الْاَرْضُ وَ السَّمَاءُ مَوْلانا صَاحِبَ العَصْرِ وَالزمَان!

عرض سلام دارم خدمت شما و همه بینندگان عزیز و گرانقدر شبکه جهانی حضرت ولی عصر و ان شاءالله هرجا که هستند موفق و پیروز باشند.

مجری:

خیلی متشکریم از این که به برنامه خودتان تشریف آوردید ان شاء الله بتوانیم در حضور حضرتعالی برای بینندگان و با عنایت امام عصر ساعت خوبی را فراهم کنیم. عزیزان بیننده شما می‌دانید که برنامه راه روشن متکفل پاسخ به برخی از شبهاتی است که در فضای مجازی پخش و منتشر می شود. احیاناً برخی آن ها را می بینند شاید نتوانند به برخی از مسائلش پاسخ بدهند.

جناب آقای دکتر ابوالقاسمی زحمت می کشند این گونه مباحث را آماده می کنند تا ان شاء الله برای ما راه روشنی را فراهم کنند. آن هایی که برنامه را دنبال می کنند می دانند در این سلسله از مباحث و مباحثی که در هفته اخیر داشتیم در مورد یک سری از عقاید و حرف های که از فردی به نام سلیمانی اردستانی در فضای مجازی پخش می شود صحبت می کنیم.

اخیراً هم مستحضر هستید مناظره ای صورت گرفته است امروز در خدمت آقای دکتر ابوالقاسمی هستیم ببینیم برای ما چه آوردند و چه خواهیم گفت تا استفاده کنیم.

استاد ابوالقاسمی:

قبل از این که راجع به بحث مناظره صحبت کنیم، در ایام فاطمیه شبکه های وهابی کلیپی پخش کردند. در برنامه تریبون آزاد یکی از بیننده ها سوالی پرسید جوابش را گفتم اما این جا این را مطرح می کنم برای همه کسانی که واقعاً ادعایشان می شود فکر می کنند توانایی دارند. برای چه با این افرادی که این قدر به صورت عوامانه مطالب را مطرح می کنند بحث نمی کنیم؟ ما دنبال عالم هستیم یک عالمی بیاید حداقل شبیه آقای سلیمانی اردستانی قیافه عالم داشته باشد. اولین کلیپ را ببینیم راجع به آن صحبت خواهم کرد.

کلیپ شماره یک آقای سلیمانی اردستانی:

معتقدم که سنتی ها معتقد هستند و می گویند منابع، کتاب، سنت، اجماع و عقل است من معتقد هستم که نه منابع شان اجماع، شهرت و خبر واحد است در عمل در واقع این سه تا است که من به آن ها انتقاد دارم!

مجری شبکه حضرت ولی عصر:

کلیپی داریم در خصوص سوالی که شبکه های وهابی مطرح شد آن را ببینیم در آن موضوع بحث مان را آغاز کنیم. ان شاء الله این کلیپی که پخش شد در جای خودش پخش خواهد شد و بررسی خواهیم کرد.

کلیپ شماره شماره دوم از شبکه‌های وهابیت:

برای اثبات رساندن قتل فاطمه زهرا چه از کتب اهل سنت بر اساس حدیث شناسی اهل سنت و چه از کتب خودتان، از کتب شیعه بر اساس حدیث شناسی خودتان.

* آقای موحد این بنده خدا چون علوم حدیث نخواند یک حرفی می زند شاید برای عوام فریبنده باشد ولی برای اهل فن خنده دار است وقتی می خواهید یک حدیث صحیح بگویید اولاً حدیث صحیح از نظر کی، ما که دیگر حدیث نداریم که همه عالم و همه مسلمین از همه فرقه‌ها بگویند صحیح است.

موحد:

آخوند بهانه می آورد، حدیث صحیحی که طبق مبانی شیعه باشد خوب است طلبگی به شما بگویم «عدلٌ ضابطُ امامي من غیر شذوذ و لا علة» این هم عربیش حالا فهمیدی حدیث صحیح چه است؟ یا بیشتر یادت بدهم هر کس یک سند صحیح، محض رضای خدا فقط یک سند صحیح برای اثبات به قتل رسیدن فاطمه و این ایام و گریه های این ها بتواند بیاورد ماشین پانزده میلیاردیم را به نامش می زنم!

مجری شبکه ولی عصر:

پس ادعایی که شد مشخص شد چه بود جناب اقای دکتر در خدمت شما هستیم.

استاد ابوالقاسمی:

ادعا کرد اگر یک روایت با مبانی شیعه بیاورد «عدلٌ ضابطُ امامیٌ من غیر شذوذ و لا علة» یک ماشین پانزده میلیادری به شما می دهیم. اولاً شما که می گویی ماشینت پانزده میلیارد است یک سوال از تو دارم چرا در شبکه تان کلیپ درخواست کمک مردمی پخش می کنید؟ همان ماشین را بفروش کار شبکه تان را انجام بده. کلیپ بعدی را ببینیم

کلیپ شماره سوم از شبکه وهابی نور

ضمن تشکر و تقدیر از بینندگان سخاوتمندی که با حمایت های مالی خود یاور ما در اشاعه دعوت توحید بوده اند از بینندگان عزیزی که تمایل به پشتیبانی مالی از این شبکه دارند خواهشمند است با شماره تلفن ها ارتباط برقرار نمایند. سپاسگزار حمایت های بی دریغ مالی و معنوی شما در مسیر گسترش دعوت الهی هستیم. «شبکه جهانی نور»

استاد ابوالقاسمی:

ماشین پانزده میلیاردی دارد بعد از مردم بدبخت بیچاره اهل سنت کمک می گیرد ماشین را بیست یا سی میلیارد کند و خانه اش را هم صد میلیاردی کند. آن وقت این بدبخت بیچاره هایی که طرفدار این ها هستند و فریب شان را می خورند. این نکته اول.

 نکته دوم ما به ماشین شما نیازی نداریم الحمد لله به لطف اهل بیت (علیهم السلام)، «رزقنا الله القناعة»؛ اما آن چیزی که ادعا کردید تعریف حدیث صحیح نزد اهل شیعه چه بود؟ «عدلٌ ضابطُ امامیٌ من غیر شذوذ و لا علة» کتاب الدرایة مرحوم شهید ثانی یکی از معروف ترین کتاب علم درایه شیعه است. می گوید در اهل سنت جمهور می گفتند یک چیزی به نام علت داریم و این را مانع از صحت می دانستند.

«ومن ثمة شرطوا في تعريف الصحيح سلامته من العلة»

سنی ها می گفتند سلامت از علت جزء شروط است.

«وأما أصحابنا: فلم يشترطوا السلامة منها»

اصلاً شیعه همچنین شرطی ندارد. این نکته در جلد 1، صفحه 141 آمده است. جای دیگر:

«وهذه العلة عند الجمهور، مانعة من صحة الحديث»

كتاب: الرعاية في علم الدراية (حديث)؛ نويسنده : الشهيد الثاني (وفات : 965)، تحقيق: عبد الحسين محمد علي بقال، ناشر: مكتبة آية الله العظمى المرعشي النجفي - قم المقدسة: 1408، ص141

نزد سنی ها مانع صحت حدیث است شما که اصلاً حدیث صحیح شیعه و سنی را نمی دانی با هم قاطی کردی بچه جان این جا جای شما نیست برو، آبروی اهل سنت را می بری بگذار یک عالمی بیاید حداقل تعریف حدیث صحیح را نزد شیعه بداند چه است، این ها را با همدیگر خلط نکند. یک تکه از حدیث شیعه گرفت و یک تکه از تعریف سنی گرفت با همدیگر قاطی کرد فکر کرده این تعریف حدیث صحیح است.

قیدهایی که آورد «من غیر شذوذ و لا علة» یک عبارتی آقای حاکم نیشابوری بالاترین درجه حدیث اهل سنت است در مورد قید علت دارد. در المستدرک علی الصحیحین، جلد 1، صفحه 42 می گوید این قیدی که به من می گویید روایت بیاور می گوید گروهی از بزرگان اهل علم در این شهر از من خواستند یک کتابی جمع کنم مشتمل بر احادیثی باشد که مطابق احادیث بخاری و مسلم است چرا؟

«إذ لا سبيل إلى إخراج ما لا علة له»

سنی‌ها این قید علتی که گذاشتند «من غیر شذوذ و لا علة» منِ حاکم به تو می گویم اصلاً حدیث بدون علت نمی توانیم بیاوریم. حتی خود بخاری و مسلم هم ادعا نکردند که ما حدیث بی علت داریم.

«فإنهما رحمهما الله لم يدعيا ذلك لأنفسهما»

المستدرك على الصحيحين؛ اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري الوفاة: 405 هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م، الطبعة: الأولى، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، ج 1، ص 42

یک تعریفی که خود بخاری و مسلم نتوانستند آن طوری بیاورند این می گوید توی شیعه باید این را بیاوری اگر نیاوری قبول نمی کنم. منِ ابوالقاسمی می دانم علم رجال شما چه است، کار کردم یک مثال بزنم در باب عدالت می گویند ما چیزهایی که منافات با مروت داشته باشد هم مانع عدالت می دانیم مثلاً در خیابان بستنی بخوری در شأنت نباشد عدالت ساقط می شود.

بعد در عمل یک نفری استاد و مشایخ شان است نماز صبح نمی خوانده، یکی دیگر هست از عزیزان عذر می خواهم می گوید مذهب اباحه داشت مذهب اباحه را سر بسته می گویم همجنس باز بوده، می گوید چرا از این ها نقل می کنی؟ می گوید نداریم مجبور هستیم از این ها روایت نقل کنیم. شرط عدالت مان هست ولی در عمل سراغ این طور آدم ها می رویم.

شرط «من غیر شذوذ و لا علة» داریم اما خود بخاری هم «و لا علة» پیدا نکرده مسلم می گویم همچنین چیزی نداریم. یعنی طبق تعریفی که این آقا می گوید اهل سنت یک اهل سنت یک دانه حدیث صحیح ندارند. بعد ادعا می کند یک حدیث صحیح بیاور.

 اگر واقعاً طبق مبانی علمی می خواهی بحث کنی ما هم از شما سوال داریم یک مناظره هر عالمی جرأت بکند تو که بچه هستی بگو علمای تان بیایند. کارشناس شبکه تان گفت هشام ابن حکم قرن دوازده از دنیا رفت، همان کارشناس در برنامه شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) یک روایت معتبر و بدون اشکال بیاورید که خلیفه دوم شما شهید به معنی مقتول فی سبیل الله باشد. ببینیم می توانید بیاورید؟ البته ما فقط نمی گوییم همین تعریف، تعریف صحیح طبق نظر سنی ها است.

سنی ها چند جور راه برای تصحیح روایت دارند تواتر، شهرت، استفاضه، تعدد طرق، بررسی سند، تصحیح یک عالم دیگر، شهرت فتوایی نزد اهل حدیث و روش های دیگر هست. بخواهند بیایند روش تصحیح روایت نزد اهل سنت را برای شان کلاس می گذارم و تدریس می کنم. ولی منِ ابو القاسمی می دانم شما سنی ها یک دانه روایت طبق قواعد خودتان بدون اشکال ندارید. می توانی بیاور در زمینه این که خلیفه دوم «مقتول فی سبیل الله» است نمی توانید بیاورید.

 ما هم در مقابل شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) را با روش های علمی نزند محققین چه مورخین باشند چه اهل حدیث باشند چه اصولیین باشند ثابت خواهیم کرد طبق مبنای شیعه یا مبنای اهل سنت اما برای هر کدام با قواعد خودشان؛ نه این که من یک روایت می آورم بگویید نه این روایت را فلان محدث قبول ندارد ما طبق قواعد مورخین ثابت کردیم. آن یکی را طبق قواعد مورخین برای مورخ این طبق قواعد اهل حدیث بر اهل حدیث ثابت کردیم. اما برای اهل حدیث را می آورم می گویی نه طبق مبنای مورخین این درست نیست. یعنی می خواهی یک شتر، گاو پلنگی بیاوری که خودتان هم همچنین چیزی در هیچ جای دنیا سراغ ندارید. این هم جواب سوال این آقا بروند بزرگان شان بیایند بچه هایشان نیایند. این مطلب تمام شد.

 اما برویم سراغ بحث مناظره ای که چند روز قبل انجام شد الحمد لله به نتیجه رسید. حقیر مقداری می خواهم راجع به این مناظره رُک و صریح صحبت بکنم بنده آقای سلیمانی اردستانی را برای مناظره دعوت کردم اول قبول کرد بیاید بعدش هم دیدید بهانه های واهی آورد ابوالقاسمی سنش کم است، رزومه اش مشخص نیست و ... حاضر به مناظره با حقیر نشد.

گفتیم در شبکه ما بیا مناظره کن گفت نه من جای غیر بی طرف هم نمی روم، تو شبکه کلمه رفتی نه من شبکه کلمه که رفتم آن جا مجازی رفتم حضوری نرفتم. به هر صورت قبول کرد با آٔقای حامد کاشانی مناظره کند، حقیر از جهاتی با این مناظره موافق نبودم نه به خاطر آقای حامد کاشانی به خاطر این که مناظره ای که بنا شد برگزار بشود در کجا دارد برگزار می شود؟ در یک جایی که مناظرات قبلیش را هم پخش کردیم به دنبال ترویج سکولاریسم است. استودیو آزاد، اسمش آزاد است مناظرات قبلی که پخش کردیم مشخص است این ها دنبال ترویج سکولاریسم هستند.

نکته دوم: وقتی که شما در جایی باشید که نتوانی مدارک را ارائه بکنی نتیجه این می شود که آقای سلیمانی اردستانی خیلی از مطالب مسلمی که قبلاً گفته بود رسماً منکر می شود نه من همچنین حرفی نزدم؛ بعدش هم متهم می کند می گوید تو داری به من دروغ می بندی. حداقل از بیست دقیقه اول مناظره ده تا کلیپ تناقض در آوردم بقیه اش بماند.

 سومین مطلب در مناظرات برنامه آزاد برای هر کدام از طرفین تایم گذاشته نمی شود شما صحبت تان را بکن و شما هم صحبت تان را بکن. آقای سلیمانی اردستانی شروع به صحبت می کند از این طرف و آن طرف برود بحث های خارج موضوع برود هر چه دلش می خواهد می گوید و مجری هم جلویش را نمی گیرد که تو داری خارج از موضوع صحبت می کنی. لذا شبهاتی مطرح کرد که طبیعتاً در آن مناظره نمی شود به آن پاسخ گفت وقتی دارد خارج موضوع صحبت می کند کارشناس هم در یک موضوعی آماده کرده است و می داند اگر من دنبال او بروم کلاً سر رشته بحث از بین می رود.

مجری:

کسی چیزی این جا به دست نمی آورد

استاد ابوالقاسمی:

بله، و علت های دیگر این که حقیر موافق برگزاری این مناظره نبودم اما در هر مناظره ای دو کفه است یکی: چیزهایی که به دست می آورید و چیزهایی که ممکن است از دست بدهید. قطعاً آقای سلیمانی اردستانی این شبهات را در این مناظره نمی گفت در جاهای دیگر می گفت و افرادی که بخواهند منتشر کنند کارشان را می کردند؛ پس سلیمانی اردستانی نهایتاً چند تا شبهه مطرح کرد که با توجه به ضربه ای هم که از آقای حامد کاشانی خورد مردم نسبت به این شبهات بی اعتماد هستند. تو یک آدمی هستی که درست فکر نمی کنی، تناقض داری و دلیل نداری دو تا شبهه هم مطرح کردی. پس یک سری شبهاتی مطرح کرد که این شبهات تأثیر گذاری چندانی مثل وقتی که تنهایی می نشست یک طرفه به قاضی می رفت و راضی بر می گشت نیست.

دوم: این مناظره سبب شد همه کسانی که ادعا می کردند سلیمانی اردستانی اگر راست می گویی چنین و چنان خودش هم می گفت اگر مرد هستند فقها پیش من بیایند نه تَهش همین است خودش هیچ مبنایی ندارد. چطور سلطنت طلب ها در مورد پهلوی می گویند این رهبر ما است دو بار صحبت کرد، دو تا نظر داد و دو تا مصاحبه کرد تهش معلوم شد چه است.

آقای سلیمانی هم تهش معلوم شد چه است؛ یعنی آقای سلیمانی اردستانی در این مناظره همه هستش را از دست داد تمام طرفدارانش را از دست داد، چون فهمیدند خودش هیچ است. ممکن است من بیایم الان داد بزنم رضا پهلوی، رضا پهلوی چون کس دیگری نداریم از سر ناچاری می گوییم. ضد انقلاب ها و ضد دین ها ممکن است الان دور و بر سلیمانی اردستانی بروند شعار او را بدهند اما این شعارها از سر نداری است.

می گوید بین پیغمبرها جرجیس می شود مجبور هستند دور این آدم را بگیرند اما خودشان می دانند این آدم شایستگی و صلاحیت نظریه پردازی را ندارد. وقتی آقای مهاجرانی و دیگران متلک به او انداختند حساب کار دستش آمد فهمید خیلی خراب کرده است. این راجع به این که چه از دست داد و چه کار کرد، چند تا شبهه ای که می توانست در حالت عادی مطرح کند در مناظره ای مطرح کرد که طرف مقابل هم بوده و شأنیت او را شکسته لذا این شبهات آن قدر تأثیر نمی گذارد.

پس به نظر ما این مناظره قطعاً برنده اش آقای حامد کاشانی است بدون هیچ شک و تردیدی اما آن نوع توقعی که ما از مناظره داریم که وقتی آقای سلیمانی اردستانی ادعایی می کند در جا با دلیل و مدرک به دهانش بخورد وقتی دستگاه و امکانات نباشد به او وقت زیاد داده بشود این ممکن نیست. لذا توقع ما از مناظرات با چنین افرادی این است که صد در صد باید ضربه بخورند این جا هفتاد درصد ضربه خورده است. کاری توانست بکند؟ نه فقط دو، سه تا شبهه کم جان مطرح کرده است.

 نکته دیگری که یک عده مطرح کردند عذر می خواهم این مقدمات را می گویم چون این مقدمات برای فهم کل ماجرا ضروری است. بعضی از بزرگواران یک متنی نوشتند این متن را دو جور می شود برداشت کرد یک این که، این مناظره نشان می دهد در جامعه، وضع مان خیلی خراب شده است و این مناظره هم در ابتدا در همان جریان است که باید بیاییم راجع به مظلومیت حضرت زهرا صحبت بکنیم. آیا این مناظره در این خط سیر است یا نه؟ متأسفانه یک خط سیری در جامعه ما جریان داشت و دارد که این مناظره نقطه آخر آن ها و تغییر ریل شد.

 یعنی چه؟ مقام معظم رهبری چند وقت قبل در دیدار با کمیته برگزاری کنگره امام رضا (علیه السلام) فرمودند یک عده از جوان های ما جهل شان به معارف شیعی کمتر از جوان های غیر شیعه نیست باید برای این ها کار بکنیم. در اولین سخنرانی که بعد از کرونا برای طلاب و روحانیون داشتند فرمودند بزرگ ترین خطری که احساس می کنم خطر استحاله است. استحاله نه این که آدم ها تبدیل به ربات بشوند فکر است که استحاله می شود. فکر شیعه چطوری استحاله می شود؟ با بودن افرادی مثل سلیمانی اردستانی که خودش می گوید من قرآن بسنده بودم و قرآن بسنده وارد حوزه شدم و لباس را هم عمداً پوشیدم و خودم از این لباس بدم می آید و قصد و غرض دارم!

این را بگذاریم با همین لباس شبهات را مطرح بکند و رسانه ها هم پخشش کنند آقای حامد کاشانی هم به او متلکی انداخت اگر شما این لباس را نداشتی اصلاً معلوم نبود کسی نگاهت بکند. این لباس است که به تو اعتبار بخشیده است همانی که قبلاً راجع به آقای اکبر نژاد گفتیم. سوال ما از مسئولین مربوطه این است شما یا خبر ندارید که یک عده ای با لباس روحانیت شروع به مطرح کردن این حرف ها می کنند

فإن كنت تدري فتلك مصيبة * و إن كنت لا تدري فالمصيبة أعظم‏

نمی دانی که وای و مصیبت اگر می دانی و رها کردی تا این شخص بیاید کاملاً مشهور بشود بعد که مشهور شد حالا کاسه چه کنم چه کنم دست بگیرید مثل کسان دیگری که بودند و بعد از این که مطرح و مشهور شدند کلیپ هایشان در اینستاگرام رفت و فالورهای چند صد هزار تایی و چند میلیونی گرفتند. این دیگر مشهور شد الان اگر خلع لباسش کنی فایده ندارد تو حالا چه کار می کردی؟ گذاشتی مشهور بشود بعد بگویی چه کار کنم؟ به این سوال باید جواب بدهند الان برای ما مهم ترین مطلب اعتقاد است تعارف نداریم، بله متأسفانه یک خط سیری در جامعه راه انداختند هر کسی هر چه دلش می خواهد می گوید به هیچ کس بر نمی خورد.

لذا آقای حامد کاشانی بحث غیرت را مطرح کرد گفت این جا مسئله برای مان ناموسی است این تِرَند شد ما روی دین مان غیرت داریم. شمای مسئول روی دینت غیرت نداری یا مطلب دیگری است من نمی دانم ولی تو باید این جا جوابگو باشی دین و اعتقادات مردم است. البته یک تحلیل هایی هم بود بله مناظرات این طوری هشام ابن حکم در آن مناظره به شامی وقتی گفت در مورد امامت این آقا با من بحث کن به هشام بر خورد رگ های گردنش باد کرد این آقا یعنی چه؟

این که بی ادبانه راجع به امام جواد و حضرت زهرا (سلام الله علیها) صحبت کنی به رگ غیرت ما بر می خورد. اما بحث علمی هم با تو می کنیم. عزیزان هم بدانند این که خواستند بازی را به هم بریزند این بازی خودش است دو تا میکرفون می گذاری صدای کسی که آمد ضبط می کنی اگر می خواستند با تو برخورد بکنند قبل از مناظره حامد کاشانی با تو برخورد می کردند. همه با خبر بودند و کلیپ هایت را دیده بودند. وقتی کلیپ ها بازدید چند میلیونی خورد آن موقع جوان‌های شیعه با تو برخورد می کردند نه این که بعد از مناظره با تو برخورد بکنند. الان که تو شکست خوردی و نابود شدی می خواهی با این بازی ها خودت را دوباره مطرح کنی، لذا حتماً مراقب باشید به هیچ وجه من الوجوه حتی هیچ کس به این آقا نگاه هم نکند در مناظره اش نابود شد.

اگر مسئولین مصلحت دیدند با او برخورد بکنند اهلاً و سهلاً مصلحت ندیدند خودشان می دانند با خدا و قیامت خودشان باید جوابگو باشند. ولی ما نباید گَزک و بهانه به دست این ها بدهیم تا بتوانند سوء استفاده کنند، این راجع به این قضیه!

 اما برویم سراغ کلیپ های که مطرح شد اول از همه یکی از کلیپ های که ایشان شبهه ای مطرح کرد طبیعی هم بود آقای حامد کاشانی فرصت هم نمی شود به همه سوالات جواب بدهد بعدش هم این خارج موضوع بود و شبهه را مطرح کرده است، این را جواب بدهیم بعد سراغ بقیه مطالب می رویم در کلیپ بعدی راجع به شهادت امام جواد است می گوید چون همسر امام جواد سر ازدواج دوم امام جواد ناراحت شد او را مسموم کرده لذا سر این قضیه نباید ناراحت باشیم کلیپ را ببینیم بعد جوابش را عرض می کنم.

مجری:

شبهه ای که مطرح شد از فرصت استفاده کرد خواست این شبهه را مطرح کند جناب آقای دکتر ان شاء الله پاسخ می دهند.

کلیپ شماره چهارم آقای سلیمانی اردستانی:

حضرت امام جواد رفت همسر دوم گرفت. همسر اول حسودی کرد مسمومش کرد، آن وقت من بعد از 1300 سال به خاطر این که یک نفر رفت زن دوم گرفت زن اولش به این خاطر مسموش کرد باید بنشینم برایش گریه کنم!

استاد ابوالقاسمی:

جواب این سوال خیلی ساده است اولاً به گفته خود شما، شما نه متخصص تاریخ هستی نه متخصص حدیث هستی متخصص هیچ چیز نیستی یک رشته جدیدی برای خودت درست کردی اسلام شناسی مدلی که هیچ جا نیست. این اسلام شناسی چه است؟ راجع به این صحبت خواهیم کرد، اسلام شناسی نه یهود شناسی است، قبلاً هم گفتم حرف هایش، حرف های یهودی ها است پخش هم کردیم. دفاع از تورات می کند از اسرائیل دفاع می کند پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را زیر سوال می برد، ائمه را زیر سوال می برد، مهدویت را زیر سوال می برد. قبلاً این مبنایش را روشن کردیم.

 نسبت به این شبهه شما، شما ادعا کردی امام جواد این طور شهید شد جای دیگر هم داریم در کتاب بحار الأنوار، جلد 50 می گوید، امام رضا (علیه السلام) مناظره ای با ابن ابی دوات داشتند او شکست خورد بعد به معتصم خلیفه عباسی گفت آقای معتصم این آدم نباید زنده بماند، معتصم را تحریک کرد معتصم هم امام جواد را به شهادت رساند این یکی از نقل قول ها است. فرض بگیریم اصلاً سر این باشد که امام جواد همسر دوم گرفت همسر اول تحمل نکرده است.

سوال: این که همسر اول تحمل نکرد آن همسر، حضرت را مسموم کرد کل علت مسمومیت حضرت بود یا آن زن دهنده سم به امام جواد بود؟ مثلاً امام حسن مسموم شد چه کسی مسمومش کرد؟ مشهور است که همسرش مسموم کرد چه کسی همسرش را تحریک کرد؟ معاویه؛ امام حسن را همسرش مسموم کرد می خواست یک شوهر دیگر بکند پس برای امام حسن گریه بکنیم؟ اگر مثال امام حسن را می زد که دقیقاً مثل امام جواد است همه می دانستند می گفتند چه کسی به این همسر وعده داد و چه کسی سم را داد؟ معاویه، بعدش امام حسن شهید است این زن جزء العلة است او نفر آخری است که این کار را انجام داده تو چرا آن طرفش را نمی گویی؟ این زن حسادت کرد یک نفری پشت پرده است به خاطر حکومت از حسادت این زن استفاده کرد امام جواد را به شهادت رسانده است.

معتصم خلیفه وقت آن های هم که می گویند همسرش سم داد می گویند معتصم خلیفه وقت این زن را تحریک کرد سم باید بدهی، چرا؟ دلیلش هم گفتند اولاً پدر بزرگ این زن هارون، امام کاظم را کشت. پدر این زن، امام رضا (علیه السلام) را کشت. زمانی که امام جواد (علیه السلام) با این زن ازدواج کرد خردسال بودند به دستور مأمون برای این که بتواند امام جواد را محترمانه در کاخ زندانی و محصور کند و شیعیان به حضرت دسترسی نداشته باشند.

یک دختر ترشیده سن بالایی را انداخت که با این پسر چند ساله ازدواج بکند، امام جواد در این وضعیت چه کار کند؟ این زن را به عنوان مادر فرزند خودشان قرار بدهند؟ امام بعدی از این زن متولد بشود؟ آیا این اصلاً معقول است؟ رفتند یک زن دیگر گرفتند این زن حسادت بکند، تقصیر امام جواد است؟ الان این که برادران حضرت یوسف به او حسادت کردند تقصیر پیغمبر بود که این پسر خوابی دید؟ نه ربطی ندارد حسادت بکنند. (حسود را چه کنند کوز خود به رنج دَر است)

حسادت ربطی به این که من چه کار کردم ندارد خودش حسادت می کند گردن امام نیاندازیم اگر هم مشکلی است تقصیر پدرش و خودش بوده است تو لیاقت نداشتی مادر امام بشود یک زن پاک دامن، عفیفه و مؤمنه همسر امام و مادر امام بعدی شده است. سطح تفکر را نگاه کنید می‌گوید چون که یک زن مسموم کرد و این زن حسود بود اولاً ماجرا قطعی نیست احتمالی و یکی از احتمالات است چون که این طور بود پس ما نباید عزاداری بکنیم!

پس برای امام حسن هم عزاداری نکن معاویه مسموم کرد این زن جزء العلة است قسمت آخر جریان است. می‌گوید من کار ندارم تا نوک دماغم بیشتر نمی نبینم منِ سلیمانی اردستانی برای این که بتوانم شبهه بکنم باید نوک دماغم را ببینم. یک سانتی متر جلوتر ببینم داستان به هم می ریزد. پس این شبهه ای که ایشان مطرح کرد جوابش بسیار ساده و ناشی از تعمد آقای سلیمانی اردستانی بر تحقیر ائمه شیعه و زیر سوال بردن اعتقادات شیعه است. این هم جواب این سوال که زیاد مطرح شده بود.

مجری:

اگر خودش هم بهره ای از علم برده باشد یک چیز منطقی است این همه روایت در مورد شهادت امام جواد (علیه السلام) هست، روی یک روایت دست گذاشت در راستای انحرافاتی که خودش می خواهد ایجاد کند از آن استفاده کرده است.

استاد ابوالقاسمی:

اما برویم سراغ کلیپ های که خودم از صحبت های آقای سلیمانی اردستانی در مناظره شان با آقای حامد کاشانی گرفتم. در کلیپ بعدی ایشان می گوید مبنا و روشم چه است، می گوید قبلاً مسیحیت و یهودیت کار کردم.

مجری:

تمام مواردی که جناب آقای دکتر بیان کردند شما در آرشیو می توانید مراجعه کنید کلیپ های قبلی عقاید و روش کار ایشان را نشان داده است.

کلیپ شماره پنج آقای سلیمانی اردستانی:

دقیقا، چون ادیان هم کار و تدریس می کردم همان طور که مسیحیت شناسی کار می کردم، همان طور که یهودیت شناسی کار می کردم اسلام شناسی هم دقیقاً به همین شکل کار می کردم!

استاد ابوالقاسمی:

می‌گوید من یهودیت شناسی کار کردم، مسیحیت شناسی کار کردم، اما راجع به ائمه شیعه چه؟ کلیپ بعدی را ببینیم می‌گوید راجع به ائمه شیعه کار نکردم.

کلیپ شماره شش آقای سلیمانی اردستانی:

به اندازه متعارف حوزویان هم کار کردم، ولی کار تخصصی روی امامت بقیه ائمه من کار نکردم. تخصصی یعنی چه؟ یعنی این که برایم اثبات بشود که خبر متواتر داریم مثلاً برای این که امام علی، امام حسن را جانشین کرد. باز هم نفی نمی کنم آن قسمتش را کار نکردم.

مجری شبکه ولی عصر:

آقا در یک بخشی کار کرده و...

استاد ابوالقاسمی:

جالب است بعداً در مناظره می رسیم می گوید رفتم تورات و انجیل را دقیق خواندم در آوردم که پیغمبرهای قبلی وصی داشتند فلان جای تورات و انجیل این آمده است. امامت خودتان چطور؟ نه این را تخصصی کار نکردم!

مجری:

کار نکرد دلیل بر نفی ایشان است!

استاد ابوالقاسمی:

می گوید نفی نمی کنم چرا؟ چون آقای حامد کاشانی گفت تو انکار کردی می گوید نه انکار نمی کنم ولی برایم ثابت نشد. آقای حامد کاشانی گفت شما می گویی من منکر امام هستم گفت نه من منکر نیستم، همین جا هم می گوید من انکار نمی کنم برایم ثابت نشده است. در کلیپ بعدی ببینید چه می گوید؟ خوب دقت کنید نمی گوید دوازده امام، عدد دوازده امام می گوید. عدد دوازده جزء اثنی عشر است شیعه و سنی دارند دوازده امام شیعه چه؟ خود دوازده امام برایت ثابت شده است؟ ثابت نشد یا منکر هستی، سه تا حالت دارد می گوید عدد دوازده برایم ثابت شده بیشتر از این ثابت نشده است. خود دوازده امام برایم ثابت شده نه بعضی شان ثابت نشد منکر هم هستم ببینید کدامش را ایشان مطرح می کند؟

مجری:

دقیقاً ادعایی که آن جا کرده این جا آن ادعا دروغ است.

کلیپ شماره هفت آقای سلیمانی اردستانی:

هم جناب ایشان، هم چیزهایی که نقل کردند نادرست فرمودند، من کِی ائمه را انکار کردم؟ من در همان شبکه دوازده امام را، عدد دوازده به آن ها گفتم روایاتی که شما نقل کردید بهترین تبیین از آنِ شیعه است. همین دوازده امامی که نام می برد تبیین شما نارسا است با عقل جور نیست نگفتم قبول ندارم!

مجری:

یک جور بازی با کلمات است.

استاد ابوالقاسمی:

من می فهمم چه دارد می گوید، می گوید من عدد دوازده را گفتم بهترین تبیین مال شیعه ها است اما مال شیعه ها برای من ثابت شده است؟ در کلیپ بعدی دوباره می گوید من امام زمان را انکار نکردم

کلیپ شماره هشت آقای سلیمانی اردستانی:

ماجرا چه است؟ از من کسی خواسته در مورد امام زمان صحبت کنم گفتم من کار تخصصی نکردم بروید پیش کسی که کار تخصصی کرده است، این یعنی انکار؟

استاد ابوالقاسمی:

می گوید در مورد امام زمان کار تخصصی نکردم بروید پیش کسی که کار تخصصی کرده است. دروغ گفتن برای کسی آن جا شاید راحت باشد، چرا؟ چون آن جا کلیپ هایش پخش نمی شود اما در شبکه ما آقای حامد کاشانی گفت کلیپ زیادی از شما ساخته خواهد شد. در کلیپ بعدی ببینیم ایشان در مورد امام زمان می گوید ثابت نشده یا می گوید اصلاً نمی شود ثابت کرد!

کلیپ شماره نه هاشمی از شبکه وهابی کلمه:

در بحث امام زمان فرض بفرمایید با این تعریفی که از امام زمان می شود نمی خواهم به این مسئله ورود پیدا کنم چون می دانم در ایران خیلی حساسیت بر انگیز است اعتقاد دارید یا ندارید بحث دیگری است. اما من، مِن حیث کسی که این امام زمان را یک واقعیت نمی دانم و یک افسانه می دانم فرزند حضرت حسن عسکری در متون روایی، روایات جوابگوی اثبات شخصیتی به نام محمد ابن حسن عسکری نیست.

آقای سلیمانی اردستانی:

مسئله امام زمان هم به نظر من خرد گریز است، منتها به شرط این که دلیل قطعی نقلی برایش داشته باشیم اگر دلیل نقلی قطعی داشته باشیم بله من با یک همچنین چیزی مشکلی ندارم. منتها شخص خودم نمی گویم همچنین چیزی محال است ولی می گویم شخصِ من کار نکردم که به دلیل قطعی برسم. معتقد هستم اگر کار هم کنم به دلیل قطعی نمی رسم. حداکثر این است که به روایات ظنی می رسم و البته به دینداریم چندان لطمه ای نمی زند چون بنده معتقد هستم هر کس، هر زمانی بخواهد بیاید باید قرآن را پیاده بکند. اگر کسی در آینده می آید اگر بخواهد قرآن را پیاده بکند کمکش می کنم. اگر هم نخواهد قرآن را پیاده کند کمکش نمی کنم. پس بنابراین این مسئله خیلی مسئله من نیست.

استاد ابوالقاسمی:

می گوید اصلاً برایم قابل اثبات نیست وقتی یک چیزی به هیچ وجه برای شما قابل اثبات نیست پس شما منکر آن هستی. اسمش را نیاور خودش را بیاور نمی شود سر خودت را شیره بمالی سر مردم را نمی توانی شیره بمالی. پس این آقا، امام زمان را قبول ندارد و منکر است آقای حامد کاشانی گفت تو منکر می دانی. نه من منکر نیستم گفتم در مورد امام زمان کار نکردم پیش کسی بروید که کار کرد و تخصصی صحبت کند لعنت خدا بر دروغگو! این قدر راحت در دوربین نگاه می کنی دروغ می گویی؟ خجالت هم نمی کشی! تا حالا چند تا از تناقضاتش را در چند تا کلیپ دیدیم.

 اما مطلب دیگری که ایشان مطرح کرد راجع به تاریخ است اول می گوید بر اساس روش تاریخی نمی شود به یقین رسید آقای حامد کاشانی اشکال می کند این چه حرفی است می زنی؟ تاریخ قرائن و ادله ای دارد این ها را کنار هم می گذاریم جمع می کنیم و به یقین می رسیم می گوید نه من نمی گویم نمی شود به یقین رسید می گویم من نمی توانم. کلیپ بعدی را ببینیم

مجری:

کلیپ هایی داشت گفت از تاریخ چیزی بلد نیستم این جا می گوید با روش های تاریخی نمی شود رسید.

کلیپ شماره دهم آقای سلیمانی اردستانی:

مشکل من این است که کل تاریخ در حد حتی ظن و گمان هم نیست. اگر هم بخواهم به تاریخ اعتماد و تکیه کنم در آن مطالب بسیار زیادی هست که اصلاً نمی توانم بپذیرم یک جمله ای شما فرمودید که من تاریخ و این ها را گفتم ظنیّات است علم تاریخ و فلان نه من انکار نکردم آن ها تحلیل تاریخی است قرائن خودشان را دارند. من وقتی می خواهم به عنوان سنت از این تاریخ بگیرم برای من حداکثر ظنی است استفاده ام این طور است به رشته تاریخ کار ندارم گفتم تخصص ندارم.

استاد ابوالقاسمی:

تخصص ندارم می گوید تاریخ کلاً ظنی است دوباره کلیپ را ببینیم

تکرار کلیپ شماره ده آقای سلیمانی اردستانی:

خواستم برای تشییع جنازه حاج قاسم سلیمانی بروم دوستم به من گفت وقتی می روی از همین سو استفاده می کنند، مشکل من این است که کل تاریخ در حد حتی ظن و گمان هم نیست اگر هم بخواهم به تاریخ اعتماد و تکیه بکنم در آن مطالب بسیار زیادی هست که اصلاً نمی توانم بپذیرم. یک جمله ای شما فرمودید که من تاریخ و این ها را گفتم ظنیّات است علم تاریخ و فلان نه من انکار نکردم آن ها تحلیل تاریخی است قرائن خودشان را دارند. من وقتی می خواهم به عنوان سنت از این تاریخ بگیرم برای من حداکثر ظنی است استفاده ام این طور است به رشته تاریخ کار ندارم گفتم تخصص ندارم!

مجری:

تکرار کلیپ را دیدیم با نکته ای که جناب اقای دکتر گفتند.

استاد ابوالقاسمی:

نکته دیگر می گوید من راجع به حضرت زهرا (سلام الله علیها) منکر شهادت هم بشوم اما اعتقاد دارم حضرت زهرا، هادی هستند. قبلاً گفته بود به پیغمبر هم نباید هادی بگوییم، هادی فقط خدا است و هر که اعتقاد داشته باشد غیر خدا، هادی است این شرک است. کلیپ بعدی را ببینیم

مجری:

اگر بینندگان این کلیپ ها در ذهن شان باشد قبلاً به خوبی بیان شده در آرشیو هست حتماً مراجعه کنید.

کلیپ شماره یازدهم آقای سلیمانی اردستانی:

چه حضرت زهرا به شهادت رسیده باشد چه نرسیده باشد در مقام حضرت زهرا و در دینداری من اثری ندارد. حضرت زهرا الگو، اسوه، هادی و راهنما است.

کلیپ متناقض‌از اقای سلیمان اردستانی:

حتی نام هادی را هم حق نداریم به پیامبر یا هیچ شخصیت دیگری بدهیم.

(حضرت زهرا الگو، اسوه، هادی و راهنما است.)

از آن جا که هدایت هم از صفات خداوند است خداوند به پیامبر می فرماید تو نیستی که هدایت می کنی، خودم هدایت می کنم. در واقع پیامبر هم پیام خدا را می رساند نه این که هادی یکی از نام های خداوند است حتی نام هادی را هم حق نداریم به پیامبر یا هیچ شخصیت دیگری بدهیم!

مجری:

آن روز به نفعش نبود امروز به نفعش است حتی هادی را هم می گوید.

استاد ابوالقاسمی:

بله، پس این هم یک تناقض دیگر، در کلیپ بعدی می گوید اصل ارتداد حرف بیخودی است در کلیپ دیگر می گوید مزخرف ترین دین حرفی است که به اسلام مطرح شد و آن بحث ارتداد است مزخرف ترین مطلب در کل ادیان ارتدادی که مسلمان ها می گویند در ادامه می گوید وضع دیگر ادیان از اسلام بهتر نیست لذا من در دین آباء و اجدادیم اسلام باقی ماندم. کلیپ بعدی را ببینیم

کلیپ شماره دواردهم آقای سلیمانی اردستانی:

اصل مسئله ارتداد یک حرف بیخودی است!

استاد ابوالقاسمی:

تو رسماً یکی از احکام اجماعی اسلام و همه ادیان الهی را منکر شدی. کلیپ بعدی را ببینیم

کلیپ شماره سیزدهم آقای سلیمانی اردستانی:

من باید تحقیق کنم و حتماً به نتیجه ای که شما می خواهید برسم و اگر خدای نا کرده نرسیدم اعدامم می کنید و توبه ام را هم قبول نمی کنید. والله این را دارد متخصص ادیان می گوید کسی که سی سال ادیان درس داد مزخرف ترین از این حرف در هیچ دینی وجود ندارد.

استاد ابوالقاسمی:

مزخرف تر از این در هیچ دینی وجود ندارد. می گوید این مزخرف ترین حرفی است که در کل ادیان هست. می گوید آقای سلیمانی اردستانی چرا مسلمان ماندی؟ می گوید دین آباء و اجدادیم است و بقیه ادیان هم یک اشکالاتی دارند لذا سراغ آن ها نرفتم کلیپ بعدی را ببینیم

کلیپ شماره چهاردهم آقای سلیمانی اردستانی:

من به این طریق امامتِ امام علی برایم اثبات شد، اما بعدی ها هم چه؟ بعدی ها را هم قبول دارم هم دین آباء و اجدادیم را مبنا دارم که نباید دست از آن بر دارم چون تا به خرد ستیز بودنش نرسم دست از آن بر نمی دارم. تا نتوانم قرائت غیر خرد ستیزی از آن ارائه بدهم دست از آن بر نمی دارم چرا؟ برای این که ادیان و مذاهب دیگر را هم اطلاع دارم کار کردم. می دانم آن جاها هم اوضاع به گونه ای نیست وضعیت همه جا خراب است یا این طور نیست مثلاً در اهل سنت اشکالات خاص خودش را دارد.

استاد ابوالقاسمی:

کدامش بهتر است؟ همه شان خراب است اما مزخرف ترین مال اسلام است؟ نه در مورد اسلام کار کردم بقیه هم خراب هستند اشکال شان بیشتر از اسلام است چون اسلام، آباء و اجدادیم است بر اسلام باقی می مانم حالا متوجه می شوید ایشان چرا به این جا نمی آید مناظره بکند؟ چون به مجرد این که گفت کلیپش را پخش می کنیم آبرویش می رود.

آقای حامد کاشانی باید زحمت بکشد در آن مناظره تناقضات و الفاظش را همان جا بگیرد،‌ ردیف کند و بگوید (شنیدن کِی بود مانند دیدن) در کلیپ بعدی رسماً می گوید همه مردم کافر هستند فقط منِ سلیمانی اردستانی در دنیا مسلمان هستم باید حرفش را برای تان توضیح بدهم می گوید بین اسلام من و بقیه اشتراک لفظی است پس اگر بقیه مسلمان هستند من مسلمان نیستم اگر من مسلمان هستم بقیه مسلمان نیستند.

شیر آب و شیر خوراکی مشترک لفظی هستند اگر بگوییم همه مردم دنیا شیر می خورند، ولی من شیر نمی خورم همه مردم دنیا شیر آب می خورند یا شیر خوراکی می خورند! مقصود باید یکی باشد نه من یک شیر به کار می برم برای دیگران یک شیر دیگر؛ اسلام همه مردم دنیا یک اسلام است اسلام منِ سلیمانی اردستانی یک اسلام دیگر دارم خودش رسماً دارد می گوید من کافر هستم. یا همه مردم دنیا باید کافر باشند یا تو باید کافر باشی کلیپ بعدی را ببینیم.

کلیپ شماره پانزدهم آقای سلیمانی اردستانی:

بعضی شبکه ها و آن های که نمی خواهم نام ببرم چقدر وقت می گذارند که بگویند فلانی شیعه نیست من هم می گویم شیعه ای که شما هستید من نیستم. چه زور زدنی است؟ آن چیزی که شما به آن شیعه می گویید من شیعه نیستم به چه زبانی بگویم من مسلمان هستم ولی مسلمانیم با آن چه رایج است مشترک لفظی است.

من شیعه هستم ولی شیعه بودنم با آن چه که رایج است مشترک لفظی است ترس هم از این ندارم. یک بنایی هم دارم که گفتم دعوت نمی کنم دعوا هم با هیچ کس ندارم به همه کس می گویم (لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِي دِين)

مجری:

بله این چیزی است که (قُلْ يا أَيهَا الْكَافِرُونَ) دارد.

استاد ابوالقاسمی:

احسنت! اگر اول این کلیپ فقط بود که شیعه بودنم با شما یکی نیست آنی که شما هستید من نیستم

گر مسلمانی چنین است که حافظ دارد * وای اگر از پس امروز بود فردایی!

مصرع دوم این شعر را حافظ گفته بود گفتند پس مشخص است که حافظ قیامت را قبول ندارد و یا اسلام را قبول ندارد. حافظ یک بیت دیگر ضمیمه کرد و آن را حل کرد.

چه خوش امد که سحرگه می گفت * بر در میکده بادف و نی ترسایی

گر مسلمانی چنین است که حافظ دارد * وای اگر از پس امروز بود فردایی

توجیهش کرد؛ اما اقای سلیمانی اردستانی آن ضمیمه ای که آورد خرابش کرد، چه گفت؟ گفت اسلام من با بقیه مشترک لفظی است و من به همه می‌گویم (لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِي دِينِ) لکم دینکم ولی دین به چه کسانی گفته می‌شود؟ به کافرون

(قُلْ يا أَيهَا الْكَافِرُونَ؛ لَا أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ؛ وَلَا أَنْتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ؛ وَلَا أَنَا عَابِدٌ مَا عَبَدْتُمْ وَلَا أَنْتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ؛ لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِي دِينِ)

بگو: اي کافران! آنچه را شما مي‌پرستيد من نمي‌پرستم! و نه شما آنچه را من مي‌پرستم مي‌پرستيد، و نه من هرگز آنچه را شما پرستش کرده‌ايد مي‌پرستم، و نه شما آنچه را که من مي‌پرستم پرستش مي‌کنيد؛ (حال که چنين است) آيين شما براي خودتان، و آيين من براي خودم!

سوره کافرون (109): آیات 1 تا 6

آقای سلیمانی اردستانی رسما می‌گوید من کافر هستم، یا همه شما کافر هستید. لذا اقای حامد کاشانی متوجه شد به مجری گفت ایشان از این بی ادبی ها دارد می‌کند. فکر نکنید ایشان همین طور خیلی محترمانه دارد صحبت می‌کند. آقایان بیننده‌ فکر نکنید این آقا فقط یک حرفی زد، نه از اول تا آخر مناظره اش داشت متلک می‌انداخت. به اصطلاح خودش دارد متلک‌های علمای می‌اندازد.

لذا این را که گفت کلیپ را ببینیم اقای حامد کاشانی در جواب ایشان چه می‌گوید.

کلیپ شماره شانزدهم آقای حامد کاشانی:

مجری مناظره:

بفرمایید اگر ملاحظه ای است در این بخش جمع بشود از بخش بعدی صحبت‌های آقای سلیمانی اردستانی را دقیقا ناظر به همان مواردی که محل اختلاف است پیش ببرد.

آقای حامد کاشانی:

پس من کوتاهش می‌کنم که در اصل بحث بیرویم. ببینید نکته را عرض کردم این که می‌گویند ایشان وهابی هستند یعنی اصلا شناخت از آن شبکه وجود ندارد، توجه می‌فرمایید شما در یک جایی رفتید تیتر آن‌ها را در مجموع تأیید کردید و این تأیید یک شبکه ای است که داعش را رسما حمایت کرده است. و انتقادات تان قابل قیاس با آن نیست. شما را ریپورتاژ کردند که همین حرف ما را ایشان دارد می‌زند. این طوری نست که شما بیروید علیه صهیونیست‌ها در شبکه آن‌ها صحبت کنید.

این که هم می‌فرماید (لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِي دِينِ)؛ من بنابر این دارم وارد اصل موضوع بشوم ایشان در نقدهایشان به شیعیان خودشان دشنام می‌دهند من نمی خواهم بعضی حرف‌ها را بزنم که به خدا و شیعیان خیلی و بعد اسم یک حیوانی را می‌گویند هم کاملش را شنیدم و هم کوتاهش را شنیدم!

استاد ابو القاسمی:

یعنی با اشاره به همان (لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِي دِينِ)؛ می‌گوید اقای سلیمانی اردستانی شما داری به ما فحاشی می‌کنی. همان طور که جای دیگر فحاشی کردی و آن چیزی که شایسته خودت بود به ما گفتی این جا هم داری فحاشی می‌کنی. (لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِي دِينِ)؛ یعنی خودت کافر هستی، باید یک کم رک صحبت کنیم. آقایان نمی‌خواهند با ایشان برخورد کنند نمی‌فهمم واقعا چه وضعیت است رسما می‌گوید همه مردم دنیا نه شیعه و نه سنی جز من کافر هستند! (لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِي دِينِ)؛ اسلام من هم با بقیه مشترک لفظی است پس آن چیزی که بقیه دارند اسلام نیست من اسلام را دارم این آدم را می‌خواهید چه کار کنید؟ بعد می‌گوید من کاری به بقیه ندارم، تو قدرتش را نداری تو با این تفکر تکفیری ات هنوز قدرت پیدا نکردی داری به همه فحش می‌دهی تکفیرت هم می‌کنی قدرت پیدا کنی چه می‌خواهی کرد؟

اما مطلب بعدی و تناقض در کلیپ بعدی که پخش می‌کنیم می‌گوید هدف من شناخت است نه دفاع! من دنبال دفاع نیستم، در دو کلیپ بعدی می‌گوید روش من پدیدار شناختی است. پدیدار شناختی یعنی من اظهار نظر نباید بکنم من فقط مطالب را کنار همدیگر می‌گذارم و ارائه می‌کنم مردم باید خودشان برداشت کنند من نظر نمی‌دهم دو تا کلیپ بعدی را پشت سرهم ببینیم.

مجری:

با اهداف خودش این‌ها را کنار هم می‌چیند و بعد می‌گوید من نظر نمی‌دهم

کلیپ شماره هفده و هجده اقای سلیمانی اردستانی:

روش من پدیدار شناسی است معمول نیست در پدیدار شناسی اولین اصلش این است که گزارش بدهی و بی طرفی داشته باشی و داوری نکنی، هدفت هم شناخت باشد داوری در آن نیست و صرفا گزارش بدهی. سومین نکته این است که هدف من متفاوت با هدف دیگر حوزویان است. من هدفم شناخت است نه دفاع، این را به صراحت می‌گویم که هدف من دفاع نیست. آن چه که معمول است همه می‌گویند ما برای دفاع آمدیم طلبه شدیم من برای شناخت آمدم و آن هم به روش پدیدار شناسی.

استاد ابو القاسمی:

اولا می‌گوید همه و اغلب مشهور است که دنبال دفاع رفتند، نخیر اقا جان اغلب طلبه‌های که حقیر می‌شناسم گفتند آمدیم که دین را بشناسیم، یعنی خودمان دین را درست بشناسیم، پس الکی یک مطلب دروغ مطرح نکن. دوم می‌گوید روش من پدیدارشناسی است در پدیدارشناسی مهم‌ترین علامتش و مهم ترین کارش این است که شما خودت داوری نباید بکنی. در کلیپ شماره بعد دو دقیقه بعد از همان می‌گوید بله این سنتی‌ها، از یک طرف ادعا می‌کنند اما دروغ می‌گویند، این‌ها کتاب، سنت، عقل و اجماع می‌گویند ولی این نیست چیز دیگر دارند می‌گویند.

مجری:

در همان جلسه دو دقیقه بعدش است.

ادامه کلیپ اقای سلیمانی اردستانی:

معتقدم که سنتی‌ها معتقدند و می‌گویند منابع مان کتاب، سنت، عقل و اجماع است، من معتقدم که نه، منابع شان درواقع اجماع، شهرت و خبر واحد است. و آن‌ها در عمل و درواقع این سه تا است که من به ایشان انتقاد دارم.

استاد ابو القاسمی:

تو که گفتی داوری نمی‌کنی!

مجری:

چطوری این نتیجه را گرفته است؟

استاد ابو القاسمی:

ابتدا می‌گوید من داوری نمی‌کنم دو دقیقه بعدش می‌گوید من انتقاد دارم! آقای سلیمانی اردستانی این بازی‌ها را اگر می‌خواستی در بیاوری باید در یک جای در بیاوری که شبکه ولی عصر نباشد تا کلیپ‌هایت را داشته باشد و حرف‌هایت را کلمه به کلمه دقیقا بگذارد و این گونه رسوایت کند. یعنی یک دانه روده راست در شکم این اقا شما پیدا نمی‌کنید. من تحدی می‌کنم شما اگر این اقا را سی تی اسکن هم بکنید یک روده راست در شکمش پیدا نخواهید کرد!

اما سراغ تناقض بعدی بیرویم، من یک بند دارم تناقضات ایشان را نشان می‌دهم، فقط دارم تناقضاتی که این اقا مطرح کرده را بیان می‌کنم.

مجری:

آن هم نه کل مناظره بلکه بیست دقیقه اولش است.

استاد ابو القاسمی:

در کلیپ بعدی می‌گوید من اصلا راجع به وقوع شهادت یا عدم شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) حرف نمی‌زنم اصلا اظهار نظر نمی‌کنم کلیپ را ببینیم.

کلیپ شماره نوزده اقای سلیمانی اردستانی:

اصلا من در باره شهادت حضرت زهرا وقوعش و یا عدم وقوعش حرفی ندارم، و نمی‌زنم این حرف تاریخی است و من رشته ام تاریخ نیست من نمی‌روم واردش بشوم.

استاد ابو القاسمی:

کلیپ شماره دو را که بچه‌های تدوین گر اماده کرده اند آن را پخش کنیم می‌گوید شهادت حضرت زهرا افسانه است.

مجری:

دقیقا خلاف همین است که گفت اظهار نظر نمی‌کنم

استاد ابو القاسمی:

بنا بود اظهار نظر نکنی، حالا می‌گویی افسانه است!

کلیپ شماره بیست اقای سلیمانی اردستانی:

ذره ای تأمل نمی‌کنیم به آن چه که می‌خواهیم به دین نسبت بدهیم و به خدا نسبت بدهیم، آن وقت می‌خواهیم از لابلای این داستان‌ها، از لابلای این افسانه‌ها یک شهادت برای حضرت زهرا درست کنیم نتیجه اش چه است؟ حالا نتیجه اش چه است؟! مثل گریه، این داستان ساختگی شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها)، حضرت زهرا بین دَرْ و دیوار مانده باشد و چه نمانده باشد برای من حضرت زهرا است!

استاد ابو القاسمی:

ملاحظه کردید می‌گوید من که اصلا منکر شهادت نیستم بعد افسانه شهادت می‌گوید. فقط همین نیست هفت – هشت کلیپ است من فرصت نکردم آن‌ها را جدا کنم.

مجری:

همین به عنوان مشت نمونه خروار بود.

استاد ابو القاسمی:

این هم یکی دیگر از تناقضات و دورغ‌های این اقا، هنوز ما در بیست اول بحث‌های ایشان هستیم از ان بیست دقیقه خارج نشدیم. سراغ کلیپ و تناقض بعدی بیرویم که ایشان مطرح کرده در این کلیپ می‌گوید من هیچ وقت منکر قطعی عدم وجود دَرْ و دیوار نشدم

کلیپ شماره بیست و یک اقای سلیمانی اردستانی:

ببینید من گفتم دلیلم، من هیچ وقت تأکید بر این نمی‌کنم که درْ بوده یا نبوده

اقای حامد کاشانی:

یعنی نفرمودید؟

اقای سلیمانی ارستانی:

نه، باید ببینی طرف در چه سیاقی صحبت می‌کند. من وقتی می‌گویم وارد بحث تاریخی نمی‌شوم قاطعانه نمی‌گویم دَرْ بوده و یا نبوده، دَرْ و دیوار بوده یا نبوده این‌ها را هم به صورت ظنی دارم می‌گویم.

مجری شبکه ولی عصر:

خودش در همین جا یک اعتراف کرد، ما خودمان این جا چند بار این‌ها را نشان دادیم.

استاد ابو القاسمی:

کلیپی که بچه های تدوین آماده کرده اند اطاق فرمان پخش کنند و لعنت خدا را همراه این کلیپ شما نثار آدم دروغگو بکنید.

کلیپ شماره بیست دو اقای سلیمانی اردستانی:

این را همین جا عرض می‌کنم آقا اصلا خانه های آن روز دَرْ نداشته است حصیر آویزان بوده است، دیوار نداشته که بخواهند... مگر داستان‌ها را ماجرا که خیلی مشهور است و نقل کردند در زمان خلیفه دوم که خلیفه بود دید که از یک خانه ای صدای ساز و آواز می‌آید، پایش را در آن طرف دیوار گذاشت این طوری بوده الان هم خانه عشایر همین طوری است یک دیوار کوتاهی درست کردند حریم خانه مشخص است دیوار ندارد، به همین خاطر این ایه را شما چه کارش می‌کنید که می‌گوید خانه ها را از درهایشان وارد بشوید. یعنی چه خانه را از درش وارد بشوید؟ یعنی چه که قرآن دستور داده خانه را از درش وارد بشوید؟ چون مردم دیوار را می‌گرفتند بالا می‌رفتند و از در نمی‌رفتند. این چه حرفی است؟ مردم از دیوار می‌رفتند یعنی مثلا در دیوار خانه‌ها مردم آویزان می‌شدند و نرده بان می‌گذاشتند از دیوار بالا می‌رفتند. آن وقت دیوار نداشته بلکه یک حریم داشته یک تعداد سنگ گذاشته بودند که حریم خانه این جا است پایش را آن طرف می‌گذاشت، همین!

خود قرآن می‌گوید از در وارد بشوید به همین خاطر است. در زمان خلیفه دوم هم ماجرا معروف است خلیفه دوم دید که از یک خانه ای دارد صدای آواز و رقص این چیزها می‌آید رفت پایش را در آن طرف دیوار گذاشت گفت چرا دعوا کردید و چرا دارید این کارها را می‌کنید؟ صاحب خانه گفت من یک خلاف کردم تو سه تا خلاف کردی،... خدا گفت از دَرْ وارد بشوید نه گفت از دیوار وارد بشوید این جایش را می‌خواستم بگویم تو از دیوار وارد شدی!

خدا گفت وقتی می‌خواهی وارد خانه مردم بشوی، اجازه بگیر تو بدون اجازه وارد شدی، خدا گفت وقتی خواستی وارد خانه مردم بشوی سلام بکن، تو سلام نکردی، من اگر نافرمانی کردم یک فرمان خدا را نافرمانی کردم تو سه تا را نافرمانی کردی. خلیفه دوم هم دید اوضاع خراب است جمع و جورش کرد و گفت دیگر این کارها را نکن سرش را انداخت و کم آورد. می‌خواستم این را بگویم دیوار نداشته و در نبوده است این طور دری که ما می‌گوییم میخ دَرْ و همچنین چیزهای نبوده است البته اولش هم گفتم که این با عدالت امام علی سازگاری ندارد. خانه نه در داشته، نه دیوار داشته، می‌خواستند بیروند ... جور نیست!

مجری شبکه ولی عصر:

آدم این جا دلش به خاطر حضرت زهرا می‌گیرد ولی واقعا دارد جک می‌گوید، دیوار ندارد دَرْ دارد، برای چه دَرْ گذاشتند؟

استاد ابو القاسمی:

می‌گوید دَرْ نداشته، دیوار نبوده میخ نبوده، بعد هم می‌گوید هیچ وقت تکذیب قطعی نمی‌کنم، هیچ وقت نظر نمی‌دهم. یک جایی رفته بودیم بنده خدا می‌گفت یک آدمی است این به لعنت شیطان هم نمی‌ارزد، به نظر من اقای سلیمانی اردستانی به لعنت شیطان هم نمی‌ارزد! آدم چه بگوید، ایشان خجالت هم نمی‌کشد، روحانیت هم طردش کرده این قدر راحت هم دروغ می‌گوید. هم در مناظره و هم قبل از مناظره هم بعد از مناظره.

مجری:

سراسر تناقض و دورغ!

استاد ابو القاسمی:

به آیه ای که استدلال کرد: (وَأْتُوا الْبُيوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا)

(يسْأَلُونَكَ عَنِ الْأَهِلَّةِ قُلْ هِي مَوَاقِيتُ لِلنَّاسِ وَالْحَجِّ وَلَيسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُيوتَ مِنْ ظُهُورِهَا وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقَى وَأْتُوا الْبُيوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ)

در باره «هلال های ماه» از تو سؤال می ‌کنند؛ بگو: «آنها، بيان اوقات (و تقويم طبيعی) برای (نظام زندگی) مردم و (تعيين وقت) حج است». و (آن چنان که در جاهليت مرسوم بود که به هنگام حج، که جامه احرام می ‌پوشيدند، از در خانه وارد نمی ‌شدند، و از نقب پشت خانه وارد می ‌شدند، نکنيد!) کار نيک، آن نيست که از پشت خانه ‌ها وارد شويد؛ بلکه نيکی اين است که پرهيزگار باشيد! و از در خانه ‌ها وارد شويد و تقوا پيشه کنيد، تا رستگار گرديد!

سوره بقره (2): آیه 189

مشهورترین نظر در مورد این آیه چه است؟ آیه اصلا در چه بحثی آمده است؟ در مورد حج است. اصلا وسط آیات مربوط به حج آمده است. (يسْأَلُونَكَ عَنِ الْأَهِلَّةِ قُلْ هِي مَوَاقِيتُ لِلنَّاسِ وَالْحَجِّ وَلَيسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُيوتَ) مِنْ، کلمه ای که آورده چه است (مِنْ ظُهُورِهَا) یا من فوق حائطها یا من جدرانها، کجا را گفته است؟ ای لعنت خدا بر آدم تحریف‌گر، یک کلمه قبلش و یک جمله قبلش گفته چه کار می‌کردند. دیوار کوتاه بود، نه دیوار را سوراخ می‌کردند از پشت می‌آمدند وارد می‌شدند. چرا؟ (وَأْتُوا الْبُيوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا)؛ فکر می‌کردند این تقوا است.

طرف که حج می‌رفت محرم می‌شد، می‌گفت من محرم شدم از در بیرون رفتم دیگر از این دَرْ، در خانه ام پا نباید بگذارم، تا از احرام بیرون بیایم، اگر مشکل پیش می‌آمد از پشت خانه دیوار را سوراخ می‌کردند از آن سوراخ داخل می‌آمدند. نمی گوید از روی دیوار، اگر دیوار کوتاه بود از بغل در، من ظهورها چرا می‌گفت؟ خود آیه دارد صحبت می‌کند تو این قدر وقیح هستی که یک جمله قبل‌تر آیه را نمی‌خوانی. بعد می‌گوید از همین آیه استفاده می‌کند. این‌ها از در نمی‌آمدند از روی دیوار می‌رفتند، کجایش دارد که از روی دیوار می‌رفتند. آیه (من ظهورها) دارد به اصطلاح برای خانه هایشان دَرْ پشتی درست می‌کردند. خود آیه دارد می‌گوید موضوع چه است، آیه را هم تحریف می‌کند.

این هم یکی دیگر از تناقضات جدی این آقا بود. ماجرای عمر ابن خطاب را گفت، حالا بعدا مگر نمی‌گوید دَرْهای آن زمان که در نبود، اگر درهایش در نبود طرف نمی‌گفت اقای عمر چرا از دیوار آمدی؟ در وجود داشت از در می‌آمدی. یا دیوار کوتاه است این دیوار کوتاه با در چه فرقی می‌کند، پایش را آن طرف بگذارد بیاید مگر خلاف شرع می‌شود پایم را از روی پرچین بگذارم آن طرف بیایم، نه در بسته بود، نیمه شب عمر نمی‌تواند در را باز کند، لذا مجبور می‌شود از روی دیوار داخل بپرد، البته خودشان گفتند قد عمر خیلی بلند بود راحت از روی دیوارها می‌پرید. قدش خیلی بلند بوده، یک آدم قد بلند دیوار دو متری برایش عادی است.

اما خود همان روایاتی که شما می‌گویی، می‌گوی عمر خطاب از در وارد نمی‌شد چرا؟ چون در بسته بوده است. پس وقتی درها را می‌بستند نمی‌شد وارد بشود. این همه آقای حامد کاشانی بعدش برایش روایت می‌خواند که درها را ببندید که دزد نیاید. اگر درها ببندید از دیوار می‌آید در فایده ندارد غلق کنیم، اصلا معنی ندارد. من نمی‌دانم این آدم این قدر تناقضات و دروغ و تلاش برای تحریف حقیقت در وجودش است.

گفت من اصلا راجع به شهادت صحبت نمی‌کنم به هیچ وجه هم منکر در نشدم و منکر دیوار هم نشدم.

مجری:

منکر میخ نشدم، بعد همه را منکر شد

استاد ابو القاسمی:

همه را هم منکر شده است. سراغ کلیپ بعدی بیرویم که همین ماجرای ورود عمر از دیوار را مطرح می‌کند کلیپ را با همدیگر ببینیم.

کلیپ شماره بیست و سه اقای سلیمانی اردستانی:

این‌ها را هم به صورت مثلا وقتی ماجرا نقل است که خلیفه دوم... آیه قرآن این است ای مؤمنان وقتی می‌خواهید وارد خانه بشوید از در وارد بشوید. این در قرآن آمده است. یعنی چه؟ یعنی یک دیوار سه متری - چهار متری بوده مردم با نردبان وارد می‌شدند و این طور وارد خانه می‌شدند! چه طور بوده چرا قرآن می‌گوید که باید از در وارد خانه مردم بشوید، جریان چه بوده است؟ این دیگر قطعی است.

مجری مناظره:

چه نتیجه ای از این می‌گیرید؟

اقای سلیمانی اردستانی:

نتیجه می‌گیریم که همین الان هم است، در مناطق عشایر و این‌ها دیوار آن چنانی نیست یک چیزی است که در آن حریم را مشخص می‌کنند آن روز هم احتمالا این طور بوده است برای مردم مدینه می‌گوید قرآن برای مردم شهر دارد می‌گوید می‌گوید از در وارد بشوید، از چیز وارد نشوید، این چه است یعنی واقعا کسی تصور می‌کند دیوارهای مثل ما بوده مردم از دیوار وارد می‌شدند از دَرْ وارد نمی‌شدند. نه اقا می‌گوید از در وارد بشوید آن طور نبوده می‌توانستند خلیفه دوم از همین راه آمد، ماجرای که است از خانه کسی صدای موسیقی می‌آمد و ماجرا معروف است.

مجری مناظره:

ماجرا چیست؟

اقای سلیمانی اردستانی:

ماجرا این است که خلیفه دوم دید که از یک خانه ای صدای ساز و آواز بلند است رفت وارد آن خانه شد و طرف را مؤاخذه کرد، طرف گفت من یک حکم خدا را نقض کردم، و آن این که موسیقی گذاشتم، تو سه تا حکم خدا را نقض کردی، یک این که خدا فرمود که از در وارد بشوید از دیوار وارد نشوید، تو از دیوار وارد شدی. دوم این که گفت اجازه بگیرید و بعد وارد بشوید، تو اجازه نگرفتی. سوم این که گفت سلام کنید سلام هم نکردی!

آقای حامد کاشانی:

این را شما شاهد می‌آورید که این دیوار آن دیوار نیست و بین در و دیوار هم قرار نگرفته است!

اقای سلیمانی اردستانی:

نه اصلا این طور چیزها نیست. من همه این‌ها را دلیل نه، من عرض می‌کنم که مجموعه ای شواهد و قرائن، من اصلا نمی‌گویم این دلالت بر آن می‌کند...

مجری شبکه ولی عصر:

من حس می‌کنم آن موقع که آیه را می‌خواند خودش هم می‌دانست که چه دارد می‌گوید لذا هیچ وقت دیوار نگفت چیز گفت همه اش از این تعبیر استفاده می‌کرد.

استاد ابو القاسمی:

دقیقا، بعدش هم یک جمله ای گفت می‌گوید خانه ای مردم وارد نشوید، کجای آیه خانه مردم گفته است؟ (وَأْتُوا الْبُيوتَ) یعنی چه؟

مجری:

خانه خودشان!

استاد ابو القاسمی:

بنابراین، این یک تحریف دیگر در این آیه و معنی آیه انجام داد. روایت را من پیدا کردم روایت بیاورم. روایت در تذکره حمدونیه و دیگر کتب اهل سنت است.

«روي أن عمر بن الخطاب رضي الله عنه كان يعس بالمدينة في الليل، فسمع صوت رجلٍ في بيته فارتاب بالحال، فتسور فوجد رجلاً عنده امرأةٌ وخمرٌ، فقال: يا عدو الله، أكنت ترى أن الله يسترك وأنت تعصيه؟ فقال لارجل: لا تعجل علي يا أمير المؤمنين، إن كنت عصيت الله في واحدة فقد عصيته في ثلاثٍ، قال الله سبحانه وتعالى: ولا تجسسوا الحخجرات: 12 وقد تجسست، وقال: وأتوا البيوت من أبوابها البقرة : 189، وقد تسورت، وقال: فإذا دخلتم بيوتاً فسلموا النور: 61 وما سلمت. فقال عمر: فهل عندك من خيرٍ إن عفوت عنك؟ قال: بلى والله يا أمير المؤمنين، لئن عفوت عني لا أعود لمثلها أبداً، فعفا عنه»

التذكرة الحمدونية؛ اسم المؤلف: ابن حمدون محمد بن الحسن بن محمد بن علي الوفاة: 608هـ، دار النشر: دار صادر - بيروت/لبنان - 1996م، الطبعة: الأولى، تحقيق: إحسان عباس، بكر عباس، ج7، ص168

«أن عمر بن الخطاب كان يعس بالمدينة في الليل، فسمع صوت رجلٍ في بيته فارتاب بالحال، فتسور فوجد رجلاً عنده امرأةٌ وخمرٌ» یک شخصی است که شراب و زن و... «فقال: يا عدو الله» گفت دشمن خدا، «أكنت ترى أن الله يسترك وأنت تعصيه؟» فکر کردی خدا با خبر نمی‌شود «فقال رجل: لا تعجل علي يا أمير المؤمنين إن كنت عصيت الله في واحدة فقد عصيته في ثلاثٍ» گفت امیر المؤمنین عجله نکن، من یک گناه کردم تو سه تا گناه کردی. یک خدا گفته «ولا تجسسوا» تو تجسس کردی، دوم گفته: «وأتوا البيوت من أبوابها وقد تسورت» سوم: «فإذا دخلتم بيوتاً فسلموا وما سلمت» عمر گفت من را ببخش من اشتباه کردم. آن هم گفت اگر من را ببخشی من هم دیگر این کار را انجام نمی‌دهم! «فعفا عنه» عمر بخشید و آن مرد هم بخشید.

البته علمای شیعه می‌گویند یک اشتباه دیگر هم کرد، وقتی دیدی شخص مشغول گناه است و ثابت شد تو حاکم هستی، نمی‌توانی حد را تعطیل کنی، ایشان حد را تعطیل کرد.

این روایت را که مطرح کرده است کجایش می‌گوید عمر پایش را از دیوار آن طرف گذاشت و از در نرفت؟ اتفاقا در لغت دارد «تسور الرجل اللباب» حتی از باب هم تسور می‌گویند. یعنی از یک جایی وارد شد، از کجا وارد شد مشخص نشده است از یک سوارخی، از در پشتی، دیوار را خراب کرده، یا یهویی مثل نیروهای یگان ویژه بزنند دیوار را خراب کنند وارد بشوند تسور یعنی چه؟ یعنی مخفیانه وارد شدن، شما از کجای این روایت فهمیدی که از روی دیوار رفته و از پنجره نرفته است، یا از دَرْ پشتی نرفته است؟ پس همین ماجرای که ایشان مطرح کرده دچار مشکل است.

مطلب بعدی ایشان می‌گوید مسئله فاطمیه در جامعه اختلاف افکن است،‌ لذا من در این قضیه باید بیایم و منکر بشوم کلیپ را ببینیم

مجری:

به خاطر این که به قول خودش اختلاف افکن است منکر می‌شود. کلیپ را ببینیم

کلیپ شماره بیست و چهار اقای سلیمانی اردستانی:

در این مسئله از این حیث، نه از این حیث که خوب است ثابت بشود که همچنین چیزی واقع شده، از این حیث که امروز دارد این مسئله بین مسلمانان تنش ایجاد می‌کند، نفرت پراکنی می‌کند چه بسا باعث قتل و کشتار و این چیزها می‌شود از این نظر برای من اهمیت دارد نه از نظر این که شده باشد و یا نشده باشد برایم تأثیر داشته باشد ببخشید اگر طولانی شد.

مجری شبکه ولی عصر:

بله نظر ایشان را شنیدیم!

استاد ابو القاسمی:

آقای سلیمانی اردستانی، دعوای شیعه و سنی فقط سر شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) است یا سر اهل بیت است؟ تو که می‌گویی من تبعیت از حضرت علی می‌کنم و حرفش را حجت می‌دانم و همین هم اختلاف ایجاد می‌کند؛ پس چرا همین را قبول داری؟ اگر بنا است هر چیزی مایه اختلاف بشود و کنار بگذاری باید مبنای خودت را هم کنار بگذاری. و حال آن که تو می‌گویی من ائمه و حضرت علی را حداقل قبول دارم به عنوان یک ناقل، به عنوان یک ناقلی که معصوم است و حرف‌هایش درست است. تو اگر این را قبول داری که خودش اختلاف افکن است. و اهل سنت عصمت را برای غیر پیامبر موجب کفر می‌دانند. این که اعتقاد داشته باشی غیر پیامبر معصوم است می‌گویند تو کافر هستی و همین اختلاف افکن است چرا همچنین اعتقادی داری؟ از آن هم دست بردار!

یعنی واقعا یک دانه حرف ایشان، این را واقعا دارم می گویم از تمام حرف‌های که تا این جای بحثش که ما گرفتیم یک دانه از حرف‌هایش درست نبود، با حرف‌های خودش تناقض دارد.

این جا اقای حامد کاشانی اشکال کردند شما در شبکه کلمه رفتی با وهابیت همراه شدی رسما می‌گوید هدف وسیله را توجیه می‌کند کلیپ را باهمدیگر ببینیم.

مجری:

کلیپ را ببینیم که در این جا باز یک بحث دیگر را مطرح کرده است.

کلیپ شماره بیست و پنجم اقای سلیمانی اردستانی:

من کار ندارم شبکه چه است! من صدا و سیما را فقط الان به شما می‌گویم غیر از فوتبال و کشتی، ورزش بقیه ورزش‌ها را کم می‌بینم و غیر از مستند حیات وحش هیچ چیز دیگر را نمی‌بینم. ولی اگر دعوت مان کنند بگویند همین اندیشه‌ها و همین ها را که خودت داری این طوری می‌گوی در برنامه زنده بیا بگو، با این که دیدم آن اقایی که در آن شبکه به قول ایشان وهابی واقعا به حرفی که زد پایبند بود من هفت جلسه بر گزار کردم واقعا پایبند بود به وعده ای که داده بود هم هیچگاه حرف من را قطع نکرد، پخش مستقیم کرد نگذاشت دیگری اهانت کند و حتی آخر هم به من می‌گفت اگر حرف دیگری هم داری بزن. با این که حرف‌هایمان را زده بودیم.

با این که این اطمینان را ندارم که صدا و سیما همچنین کاری را بکند، در همین حد ولی اگر دعوتم بکنند می‌روم، مبانی فرق دارد اگر به من الان تلویزیون اسرائیل بگوید، بگوید تو ضد صهیونیست نیستی ما صهیونیست هستیم بیا یک ساعت پخش مستقیم داریم ادله ات را برای ما صهیونیست‌ها بگو، که چرا صهیونیسم باطل است، درنگ نخواهم کرد، مهم نیست هدف او چه است کما این که این جا هم مهم نیست که هدف صدا و سیما چه است که از من اگر دعوت کند. این جا هم به هدف شان اطمینان ندارم. آن جا هم اطیمنان ندارم هدف آن‌ها را من کار ندارم من می‌بینم که فرصتی برایم فراهم شد بیان شد، هفت جلسه بر گزار کردم بحث کردم و در بعضی جاها به بن بست رساندم مبانی شیعه خودم را بیان کردم گاهی هم آنچه مشهور است را نقد کردم قبول ندارم که نقد کردم دلیل ندارد که... حالا کسانی خوششان نمی‌آید...

مجری شبکه ولی عصر:

چیزهای که نقد کرده را خودش قبول ندارد که نقد کرده است.

استاد ابو القاسمی:

ایشان در مورد اهدافش می‌گوید من حاضر هستم در شبکه اسرائیلی هم بیروم حرفم باید مطرح بشود، حرفی که تو می‌زنی چه است؟ می‌گوید اقا من که در شبکه کلمه رفتم حرف هایم را قطع نکردند. بیننده‌های دیگر در همان برنامه شما زنگ می‌زنند یک روایت می‌خواهد بخواند قطعش می‌کنند کور که نیستی آن جا را می‌بینی، برنامه را دیدی که بیننده همان شبکه زنگ زده روایت خوانده تا می‌خواند قطعش می‌کند. چرا تو را قطع نمی‌کند؟ برای این که تو برای شان تخم دو زرده داری می‌گذاری، مشخص است.

می‌گوید من حرف‌های آن‌ها را نقد هم کردم، چند تایش را نقد کردی؟ چند تایش را تأیید کردی؟ چقدر برای آن‌ها برد داشتی و چقدر برای خودت، بازی دو سر برد برای شما بود، او از آوردن یک عمامه به سر سلفی با لباس روحانیت دارد استفاده می‌کند و شما از مطرح شدن در آن شبکه و به اصطلاح انکار عقاید شیعه داری حرف می‌زنی. و گرنه حاضر هستی آن جا بیروی فقط مشغول نقد وهابیت بشوی، واقعی مرد باش برو وهابیت را نقد کن.

مجری:

اگر تو عقیده ات را داری تبیین می‌کنی یعنی عقیده تو با او در تضاد است!

استاد ابو القاسمی:

نکته دیگر چرا در شبکه ما حاضر نشدی بیایی حرف هایت را بزنی، ما که گفتیم به شما وقت می‌دهیم؟ این هم سوالی است که ایشان برایش جواب نداشت.

سوال دیگر می‌پرسیم آن چیزی که به عنوان نقد داری مطرح می‌کنی، واقعا نقد آن‌ها است؟ گفت من نقد کردم، چند تایش واقعا نقد آن‌ها بوده است؟ گفتی من شیعه را همانجا تأیید کردم، کدام تشیع؟ تشیعی که خودت می‌گویی یک حرف در دفاع از اعتقادات رسمی شیعه در آن جا زدی؟

مجری:

شیعه اعتقاداتش مشخص است و چارچوب دارد.

استاد ابو القاسمی:

دیگر این بازی‌ها را نباید در بیاوری در آن‌جا رفتی و مبنایت هم این است که هدف وسیله را توجیه می‌کند. باشد ایشان به دنبال رسیدن به هدف خودش که مطرح شدن بود هر کاری می‌خواهد انجام بدهد. ولی الحمدلله این مرحله آخر به دیوار و زمین محکم خورد همه فهمیدند که تهش چه است! لذا خودش هم از این مناظره طبیعتا پشیمان است از آن بازخوردهای که از مناظره دید و از مطالبی که دوستان خودش برایش فرستادند برایش روشن شد که این آدم دیگر نمی‌تواند به عنوان یک نظریه پرداز برای دیگران اظهار نظر کند.

مجری:

ما هم در این برنامه با زحمتی که شما کشیدید یک رسالتی داشتیم و تلاش خیلی مورد استفاده ای هم بود همین در بیست دقیقه از مناظره ایشان و اقای حامد کاشانی در این چند دقیقه ای که افتخار داشتیم در خدمت شما و بینندگان بودیم تناقضاتی را نشان دادید، خودش فکر می‌کرد فقط همان جا است و نه امکاناتی است که بشود این تناقضات آن جا را نمایان کرد فکر می‌کرد یک حرفی است می زند و تمام می‌شود می‌رود ولی الحمدلله در این برنامه فیلم‌هایش هم تقدیم بینندگان شد صحبت‌های که واقعا با حرف های دیگرش در تناقض بود چه در خود آن جلسه و چه در ادعایی که قبلا کرده بود و ما کلیپ‌هایش را قبلا تقدیم بینندگان کردیم.

خیلی متشکرم جناب اقای دکتر از حضور تان در این برنامه زحمت فراوانی کشیدید، واقعا ما این جا در کمتر از نود دقیقه که در خدمت بینندگان هستیم خیلی بیشتر و چندین برابر این را جناب اقای دکتر در خارج از این برنامه وقت گذاشتند تا این ها را استخراج کنند و تقدیم بینندگان کنند. اقای دکتر متشکرم از حضورتان ان شاء الله بتوانیم در برنامه بعد هم از محضرتان استفاده کنیم.

از همه شما عزیزان بیننده التماس دعا داریم امیدوارم که ما را از دعای خیرتان فراموش نکنید، ان شاء الله بتوانیم در خدمت آقا امام عصر باشیم و در کنار اقا بتوانیم از دین حق شیعه، حق اهل بیت و بخصوص حضرت زهرا (سلام الله علیها) دفاع کنیم. تا دیدار دیگر از همه شما التماس دعا داریم و شما را به خدای منان می‌سپاریم اللهم عجل لولیک الفرج.


  
  • دکتر وحید رضایی

    13 آذر 1404 - ساعت 23:58

    به امیرالمومنین صلوات الله علیه قسم میخورم که شکی در یهودی مارانوس بودن سلیمانی اردستانی ندارم. مثل کعب الاحبار و ابوهریره و حاج ابراهیم خان کلانتر و محمد علی فروغی نخست وزیر رضا شاه و کاووس سید امامی که جاسوس بود بعد از مردنش و خودکشی توی قبرستان یهود دفن شد. مثل آل سعود که یهودی خیبر هستند مثل اردوغان که یهودی گرجستانی هست مثل ملک عبدالله ثانی که مادرش یهودی هست و در دین یهود نسب از طریق مادر منتقل میشه و مثل ژنرال سیسی رییس جمهور مصر که یهودی الاصل هست. خسته شدم از بس که قسم خوردم که شک در یهودی مارانوس بودن سلیمانی اردستانی ندارم جالب اینه که دقیقاً بعد از وعده صادق یک سر و کله ش پیدا شد. و لتجدن اشد الناس عداوة للذین آمنو الیهود و الذین اشرکوا. اللهم العن الیهود

    0 1

تحلیل مناظره حجت الاسلام حامد کاشانی و سلیمانی اردستانی>

راه روشن سلیمانی اردستانی حامد کاشانی مناظره تحریف فاطمیه دروغ تناقض شهادت حضرت فاطمه سلام الله علیها در خانه های مدینه شبهه امام جواد علیه السلام تحدی روایت صحیح