-
دکتر ابوالقاسمی
1:30:35 دقیقه
تحلیل مناظره حجت الاسلام حامد کاشانی و سلیمانی اردستانی (3) 25 آذر 1404 -
دکتر ابوالقاسمی
1:25:02 دقیقه
تحلیل مناظره حجت الاسلام حامد کاشانی و سلیمانی اردستانی (2) 18 آذر 1404 -
دکتر ابوالقاسمی
1:28:16 دقیقه
تحلیل مناظره حجت الاسلام حامد کاشانی و سلیمانی اردستانی 11 آذر 1404 -
دکتر ابوالقاسمی
1:24:17 دقیقه
نقد تفکرات باطل سلیمانی اردستانی ( پاسخ به شبهات هاشمی و سلیمانی اردستانی در موضوع فاطمیه) 20 آبان 1404 -
دکتر ابوالقاسمی
1:26:23 دقیقه
شهادت حضرت جعفر طيار عليه السلام و نقد تفکرات باطل سلیمانی اردستانی در مسئله قرآن بسنده بودن، خلافت و غدير 6 آبان 1404 -
دکتر ابوالقاسمی
1:27:01 دقیقه
نقد تفکرات باطل سلیمانی اردستانی 29 مهر 1404 -
دکتر ابوالقاسمی
1:26:09 دقیقه
از تحریف تا حقیقت: واکاوی تفکرات باطل سلیمانی اردستانی دربارۀ فتح ایران و لعن در قرآن و سنت 22 مهر 1404 -
دکتر ابوالقاسمی
1:22:25 دقیقه
نقد افکار باطل سلیمانی اردستانی پیرامون حکم ساب النبی، اتهام شرک جلی به شیعه و گفتگوی سلیمانی اردستانی با کارشناس وهابی شبکه کلمه 15 مهر 1404 -
دکتر ابوالقاسمی
1:29:37 دقیقه
نقدافکار باطل سلیمانی اردستانی در برداشت و تفسیر نادرست از آیات قرآن و اتهام به شیعه 8 مهر 1404 -
راه روشن
1:25:44 دقیقه
نقد سلیمانی اردستانی، اللهیاری و آقای تحریری 1 مهر 1404 -
راه روشن
1:22:39 دقیقه
نقد دیدگاههای باطل سلیمانی اردستانی در خصوص توسل و مقامات ائمه علیهم السلام 4 شهریور 1404 -
راه روشن
1:23:17 دقیقه
بررسی ادعای عدم تحریف تورات و انجیل و نقد سلیمانی اردستانی 14 مرداد 1404 -
راه روشن
1:25:27 دقیقه
نقد افکار باطل سلیمانی اردستانی 04 31 تیر 1404 -
خیانت های یهود 3 تیر 1404
56:17 دقیقه -
راه روشن
1:09:22 دقیقه
از فدک تا افشای سر؛ نگاهی نو به اجتهاد، عقلگرایی و عصمت در تاریخ اسلام 20 خرداد 1404 -
راه روشن
1:22:40 دقیقه
نقد علمی دیدگاههای انحرافی پیرامون رابطه انسان با پیامبران و عقل 13 خرداد 1404 -
راه روشن
1:22:57 دقیقه
نقد افکار باطل آقای سلیمانی اردستانی 03 30 اردیبهشت 1404 -
نقد افکار باطل آقای سلیمانی اردستانی 02 23 اردیبهشت 1404
1:24:3 دقیقه -
راه روشن
1:25:49 دقیقه
نقد افکار باطل سلیمانی اردستانی 01 2 اردیبهشت 1404 -
راه روشن -تحلیل و نقد مناظره حاتم قادری و حسن انصاری 08 26 فروردین 1404
1:23:20 دقیقه -
راه روشن - تحلیل و نقد مناظره حاتم قادری و حسن انصاری 07 19 فروردین 1404
1:15:48 دقیقه -
راه روشن - نقش قرآن در زندگی و جامعه اسلامی 12 فروردین 1404
1:23:58 دقیقه -
راه روشن - تحلیل و نقد مناظره حاتم قادری و حسن انصاری 06 28 اسفند 1403
55:27 دقیقه -
راه روشن - تحلیل و نقد مناظره حاتم قادری و حسن انصاری 05 21 اسفند 1403
53:47 دقیقه -
راه روشن - تحلیل و نقد مناظره حاتم قادری و حسن انصاری 04 7 اسفند 1403
1:23:19 دقیقه -
راه روشن - تحلیل و نقد مناظره حاتم قادری و حسن انصاری 03 30 بهمن 1403
1:20:44 دقیقه -
راه روشن - تحلیل مناظره حاتم قادری و حسن انصاری 02 16 بهمن 1403
1:25:41 دقیقه -
راه روشن - بررسی شبهه خمس و تحلیل مناظره حاتم قادری و حسن انصاری؛ نگاه به مبانی اعتقادی شیعه 2 بهمن 1403
1:24:17 دقیقه -
راه روشن - علامات ظهور ( بداء در سفیانی)2 18 دی 1403
1:23:25 دقیقه -
راه روشن - علامات ظهور ( بداء در سفیانی) 11 دی 1403
1:22:49 دقیقه -
راه روشن _ پاسخ به شبهات پیرامون آرامگاه حضرت زینب (سلام الله علیها) در دمشق و تحولات سوریه 4 دی 1403
1:23:02 دقیقه -
راه روشن _ تحولات سوريه و حركت مهاجرين اهل سنت ايران در سوريه 27 آذر 1403
1:23:38 دقیقه -
راه روشن _بررسی تحولات و اتفاقات سوریه 20 آذر 1403
1:22:17 دقیقه -
راه روشن _ عوامل مؤثر در تقویت و تلطیف ولایت 6 آذر 1403
1:24:12 دقیقه -
راه روشن _ نقدی بر دوگانه سازی مسئله دعوت، با جهاد 29 آبان 1403
1:25:36 دقیقه -
راه روشن - تناسخ و جنگ لبنان 8 آبان 1403
1:24:55 دقیقه -
راه روشن - اسلام و مبارزه با خرافات 24 مهر 1403
1:24:12 دقیقه -
راه روشن - پاسخ به شبهات در مورد نبوت 17 مهر 1403
1:24:42 دقیقه -
راه روشن - بررسی مناظره بهمن ترکیان (اسکپتیک) با عقیل هاشمی 27 شهریور 1403
1:20:03 دقیقه -
راه روشن - بررسی صحبتهای حجت الاسلام قنبريان با عنوان جبهه حسين (عليه السلام) 2 6 شهریور 1403
1:23:35 دقیقه -
راه روشن -بررسی صحبتهای حجت الاسلام قنبريان با عنوان "جبهه حسين" (عليه السلام) 30 مرداد 1403
1:20:54 دقیقه -
راه روشن - جایگاه عمّار یاسر 23 مرداد 1403
1:22:26 دقیقه -
راه روشن - تحلیل مناظره و تحلیل سخنان آقای ناصر یوسفی 16 مرداد 1403
1:25:31 دقیقه -
راه روشن - نسبت دادن عزاداری به ارواح اهل بیت علیهم السلام 2 مرداد 1403
1:27:02 دقیقه -
راه روشن - شأن نزول هَل اَتی/ حکایت بیماری فرزندان امیرالمؤمنین علیه السلام و روزه آن حضرت 12 تیر 1403
1:16:01 دقیقه -
راه روشن - نقد صحبت های آقای علیرضا کمیلی 22 خرداد 1403
1:15:58 دقیقه -
راه روشن - نقد سخنان آقایان اسدپور و کمیلی 15 خرداد 1403
1:20:37 دقیقه -
راه روشن - مناظره و نقش آن در تبلیغ 8 خرداد 1403
1:24:20 دقیقه -
راه روشن -تحلیل سخنان مقام معظم رهبری 25 اردیبهشت 1403
1:25:38 دقیقه -
راه روشن - تحلیل ماهنامه علمی و تحلیلی وضعیت شناسی شیعیان( انگیزه های گرایش به تشیع در ایران ) 18 اردیبهشت 1403
1:21:35 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 11 اردیبهشت 1403
1:24:40 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 8 اسفند 1402
1:18:15 دقیقه -
راه روشن - نقد دگر اندیشان شیعی 10 بهمن 1402
1:23:00 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 3 بهمن 1402
1:24:50 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 26 دی 1402
1:24:35 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 19 دی 1402
1:23:25 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 5 دی 1402
1:24:14 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 28 آذر 1402
1:27:32 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 14 آذر 1402
1:24:27 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 30 آبان 1402
1:25:09 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 16 آبان 1402
1:24:18 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 9 آبان 1402
1:28:47 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 25 مهر 1402
1:24:22 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 18 مهر 1402
1:23:38 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 21 شهریور 1402
1:23:19 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 24 مرداد 1402
1:22:41 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 17 مرداد 1402
1:24:09 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 10 مرداد 1402
1:21:23 دقیقه -
راه روشن - نقد دگر اندیشان شیعی 20 تیر 1402
1:30:49 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 30 خرداد 1402
1:19:27 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 23 خرداد 1402
1:22:12 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 2 خرداد 1402
1:15:29 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 26 اردیبهشت 1402
1:20:59 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 19 اردیبهشت 1402
1:25:02 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 12 اردیبهشت 1402
1:23:29 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 5 اردیبهشت 1402
1:24:48 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 23 اسفند 1401
1:21:35 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 9 اسفند 1401
1:21:46 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 25 بهمن 1401
1:21:28 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 18 بهمن 1401
1:22:22 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 20 دی 1401
1:24:59 دقیقه -
راه روشن -نقد دگر اندیشان شیعی 22 آذر 1401
1:22:58 دقیقه -
راه روشن 1 آذر 1401
1:24:34 دقیقه -
راه روشن 24 آبان 1401
1:22:51 دقیقه -
راه روشن 3 آبان 1401
1:26:04 دقیقه -
راه روشن 26 مهر 1401
1:23:30 دقیقه -
راه روشن 19 مهر 1401
1:21:43 دقیقه -
نقد کتاب"دین در ترازوی اخلاق: نسبت میان اخلاق دینی و اخلاق سکولار" نویسنده ابوالقاسم فنائی
1:23:23 دقیقه
راه روشن 22 شهریور 1401 -
راه روشن 15 شهریور 1401
1:22:42 دقیقه -
راه روشن 8 شهریور 1401
1:25:23 دقیقه -
راه روشن 1 شهریور 1401
1:22:57 دقیقه -
راه روشن 25 مرداد 1401
1:25:40 دقیقه -
راه روشن 4 مرداد 1401
1:24:26 دقیقه -
راه روشن 14 تیر 1401
1:23:09 دقیقه -
راه روشن 7 تیر 1401
1:24:03 دقیقه -
راه روشن 24 خرداد 1401
1:24:14 دقیقه -
راه روشن 17 خرداد 1401
1:18:50 دقیقه -
راه روشن 3 خرداد 1401
1:20:43 دقیقه -
راه روشن 27 اردیبهشت 1401
1:20:59 دقیقه -
راه روشن 20 اردیبهشت 1401
1:24:16 دقیقه -
راه روشن 13 اردیبهشت 1401
1:25:29 دقیقه -
راه روشن 6 اردیبهشت 1401
1:25:52 دقیقه -
راه روشن 30 فروردین 1401
1:26:06 دقیقه -
راه روشن 16 فروردین 1401
1:27:07 دقیقه
پاسخ به شبهات مدعیان نواندیشی دینی دکتر ابوالقاسمی
قسمت صد و چهل و سوم برنامه راه روشن با کارشناسی دکتر ابوالقاسمی و اجرای آقای غضبانی
دیگر قسمت ها
برنامه «راه روشن» - 16-10-1404 (قسمت صد و چهل و سوم)
عنوان برنامه: پاسخ به شبهات مدعیان نواندیشی دینی
کلیدواژه: الکل؛ مستی؛ رازی؛ GABA؛ محمد علی امیر معزی؛ زندگی پیغمبر اکرم؛ تاریخ؛ دکتر امین فروغی؛ دین؛ آزادگی؛ ملکیان؛ سروش؛ سلیمانی اردستانی!
استاد: دکتر ابوالقاسمی
مجری: آقای غضبانی
مجری:
بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین اللهم صل علی محمد و علی آله الطیبین الطاهرین
عزیزان بیننده سلام، وقت شما بخیر. خیلی خیلی خوشحالیم که از طریق «شبکه جهانی حضرت ولی عصر» خدمت شما میرسیم و مهمان نگاه گرم شما میشویم با برنامه «راه روشن».
برنامهای که طبق وعده هر هفته سه شنبه شبها در خدمت شما هستیم و ان شاءالله از جناب دکتر ابوالقاسمی کارشناس محترم این برنامه بهره مند میشویم.
مستحضر هستید که برنامه «راه روشن» متکفل پاسخ به شبهاتی است که در فضای مجازی پخش میشود.
گاهی اوقات در گوشیهایی که دست ما هست مباحث و کلیپهایی را میبینیم که ممکن است در ذهن ما یک سؤالی ایجاد کند یا خدای ناکرده نقطه تاریکی را در ذهن ما فراهم کند اعم از مسائل عقایدی، سیاسی، اجتماعی.
جناب آقای دکتر ابوالقاسمی زحمت میکشند و اینها را رصد میکنند و در همین برنامه میآورند تقدیم حضور شما میکنیم و آنها را به نقد و بررسی میگذاریم.
در خدمت حضرت استاد هستیم. عرض سلام خدمت حضرت استاد داشته باشیم و ان شاءالله توضیحات دیگر را خدمت شما عرض خواهم کرد. استاد عزیز سلام، وقت شما بخیر، خیلی خوش آمدید؛
دکتر ابوالقاسمی:
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم اللهم کن لولیک الحُجَّةِ بن الحسن، صلواتُک علیه و علی آبائهِ، فی هذه السّاعة و فی کلِّ ساعةٍ، ولیاً و حافظاً، و قائداً و ناصراً، و دلیلًا و عیناً، حتی تسکنه أرضک طوعاً، و تُمتّعَهُ فیها طویلا
سلام علیکم و رحمة الله؛ عرض سلام و وقت بخیر دارم خدمت شما جناب آقای غضبانی و همه بینندگان عزیز و گرانقدر «شبکه جهانی حضرت ولی عصر». امیدوارم که هرکجا هستند موفق و پیروز باشند.
مجری:
خیلی خوش آمدید، متشکریم که تشریف آوردید و خوشحالیم که در خدمت شما هستیم. ان شاءالله بتوانیم از این فرصتی که در اختیار ما قرار دادید کمال استفاده را ببریم.
عزیزان بیننده من یادآوری کنم تذکراتی که معمولاً داریم در اول برنامهها. سامانه پیامکی «3000151515» و تلفنی که زیرنویس میشود، پل ارتباطی شما با ماست و از این طریق میتوانید تماس بگیرید و سؤالات و نظرات خود را به صورت مستقیم مطرح کنید.
سایت و اپلیکیشن «شبکه جهانی حضرت ولی عصر» در کنار ماهواره که پخش زنده هست، این امکان را به شما میدهد که به صورت مستقیم برنامهها را دنبال کنید.
آرشیو شبکه هم در اختیار شماست و عزیزانی که در اروپا و آمریکا زندگی میکنند از طریق روکو میتوانند شبکه را دنبال کنند.
ببینیم جناب آقای دکتر امروز برای ما چه آوردند از کلیپها و شبهاتی که مطرح شده است در این ایام. استفاده میکنیم از فرمایشات جناب آقای دکتر و در خدمتشان هستیم.
دکتر ابوالقاسمی:
بسم الله الرحمن الرحیم. یکی از کلیپهایی که این چند وقت مطرح شد، کلیپی بود که جوانی آمده چند احتمال را پشت سر هم مطرح کرده است و از این طریق خواسته دین را زیر سؤال ببرد.
حال آنکه چیزی که مطرح میکند، دقیقاً اثبات همان چیزی است که در شرع و شریعت آمده است در مورد حرمت شراب. اگر اتاق فرمان کلیپ را پخش کنند میبینیم، سپس به آن میپردازیم.
مجری:
با دیدن این کلیپ ببینیم که موضوع چیست و چه گفته شده است و بعدان شاءالله نقد میکنیم.
کلیپ 1:
- آب جو و شراب در اسلام حرام است و مجازات سنگینی هم دارد، اما ودکا هم حرام است با اینکه بعد از اسلام ساخته شده است. بنابراین احتمالاً چیزی در این دوتا هست که آن است که حرام است.
در حقیقت الکل است که حرام است. الکل در شیمی تعریف خودش را دارد. باید یک هیدروکسی به یک کربن بخورد. متانول را داریم، اتانول را داریم، بوتانول را داریم، کلسترول را داریم که اینها الکل هستند.
کدام الکل حرام است؟! الکلی که در آن شراب زیاد است اتانول است. بنابراین اتانول است که حرام است. اتانول که در نان هم هست، اتانول در ماست و میوه و کفیر و اینها هم هست. بنابراین احتمالاً درصد اتانول است که حرام است.
در الکل بیشتر است و در نان و ماست و میوه کمتر است. بنابراین اگر من یک عالمه نان بخورم که به اندازه یک آبجو اتانول داشته باشد، الآن نان حرام است؟!
بنابراین احتمالاً آن حس مستی است که حرام است. در این صورت با آب هم میشود مست شد. چیزی هست به نام water intoxication که علایمی شبیه مستی الکل دارد. بنابراین آب هم حرام است.
احتمالاً آن تأثیری که روی بدن میگذارد است که حرام است. ما می دانیم که الکل روی مغز و روی نوروترانسمیتر گابا تأثیر دارد. شاید آن است که حرام است.
دیازپام هم همان تأثیر را میگذارد، لورازپام هم همان تأثیر را میگذارد. الآن خانواده بنزا یعنی دیازپام هم حرام است؟! چی است که حرام است؟!"
دکتر ابوالقاسمی:
بسم الله الرحمن الرحیم. به سراغ جواب این شبهه برویم. اولاً این آقا چند مطلب را یا اشتباه کرد یا عمداً اشتباه گفت. ودکا تازه درست شده است؟! آنچه می گویند ودکا تازه آن درصد ودکا است.
می گویند کسی که جدول مندلیوف را درست کرد، درصد آن را هم دقیق درآورد. ودکا یک شرابی بوده که از زمان قدیم در کشورهای مختلف روسیه درست میکردند که بعضی افراد معتقدند از جهت تاریخی به سه هزار تا چهار هزار سال قبل برمی گردد.
دوم متنی که ایشان گفت این بود که آبجو و شراب در اسلام حرام است، اما ودکا هم حرام است با اینکه بعد از اسلام ساخته شده است. بنابراین احتمالاً چیزی هست که در اینها بوده و آن حرام است. آن الکل است.
ودکا قدیمیتر از الکل است. خالص سازی و جداسازی الکل در زمان «رازی» صورت گرفت. «رازی» کاشف الکل است. بنابراین باید بگوییم که الکل بعد از اینها بوده است.
آن ودکایی که الآن درست میکنند، مدل درست کردن الآنش مدل خیلی سادهتری است که کارخانهای کردند و یا با ابزارهای جدید درست میکنند.
در مقابل جداسازی الکل از اینها و کشف چیزی به اسم الکل خیلی بعدتر از آنها بوده است. بنابراین این یک اشتباه خیلی واضح این شخص است.
ایشان در اینجا مغالطه کرده است. ما مغالطه ایشان را اینجا چطور میبینیم؟! خوب دقت کنید که ایشان میگوید: چون شراب و ودکا حرام هستند، بنابراین باید یک چیز مشترک داشته باشند.
مگر هرچیزی حرام بود، باید با حرام دیگر یک ویژگی مشترک داشته باشد؟! الآن خون حرام است، شراب حرام است، گوشت خوک هم حرام است، گوشت سگ هم حرام است، مردار هم حرام است، خاک هم حرام است.
همه اینها باید با همدیگر یک وجه مشترک داشته باشند؟! این چه استدلال سخیفی است که میکنید!!
چون این دوتا یک وجه مشترک دارند، حتماً آن چیز مشترک الکل است!! این چه برهانی است که این افراد ادعا میکنند چون یک وجه مشترک دارند، حتماً باید الکل باشد؟! این هم یک مغالطه است.
من یک مثال میزنم. دیدن فیلم مستهجن حرام است، زنا هم حرام است. بنابراین باید یک ماده مشترکی در هردو اینها باشد. آیا هست؟! آیا ماده مشترک دارد؟!
عروسکهای جنسی که الآن آمده حرام است و در زمان پیغمبر اکرم نبوده است، زنا هم حرام است. بنابراین حتماً باید یک ماده مشترکی داشته باشند!! این چه استدلالی است؟!
چرا حرمت را روی ماده خاص میخواهد ببرد و روی تأثیر خاص نمیبرد؟! البته او در آخر مجبور شد و گفت: پس مستی حرام است.
یعنی کار را به اینجا رساند که خودش متوجه شد که اگر همین استدلالهای غلط او برود جلو، آخر باید به حرمت مست کننده برسد.
ما فقط یک چیز اضافه میکنیم. در اسلام خوردن نجاست و مست کننده حرام است. حالا راجع به آن قدری بیشتر توضیح میدهیم.
ما در اسلام می گوییم: اگر چیزی عقل را زایل کند، حرام است. مستی یک تعریف خاصی دارد و تنها سرخوشی نیست، وگرنه سرخوشی با خیلی چیزهای دیگر هم ممکن است ایجاد شود.
سرخوشی محدودی که یک تأثیر خاصی در نورونهاست و منتشر شدن یک اسید آمینو خاصی است، به آن مستی گفته نمیشود. چند چیز باید با همدیگر ضمیمه شود که ایشان یک مغالطه دیگر هم سر این قضیه کرده است. سرجمع آن مستی است.
ما می گوییم مستی حرام است. چه شما مستی را با آب جو تجربه کنید، چه با ودکا یا هر شراب دیگری میخواهد باشد فرق نمیکند. اگر مستی ایجاد شود حرام است.
دوم چیزی که مست کننده و مایع بالإصالة باشد نجس به حساب میآید و چیزی که نجس است، اگر شما یک گرم آن را هم بخورید حرام است ولو با آن یک گرم مست نشوید.
بنابراین چیزی که مایع بالإصالة نیست و اصل آن جامد ولی شبیه همان تأثیر شراب را میتواند داشته باشد مصرف آن به مقدار شراب حرام است، به مقدار مست کننده حرام است و کمتر از او حرام نیست. خیلی روشن شد.
با توجه به این قضیه نه سیب حرام میشود، نه کفیر حرام میشود، نه انگور حرام میشود. هیچکدام از آنها حرام نمیشود.
حالا به سراغ مطالب دیگری که گفت برویم. او گفت: الکل حرام است. ما گفتیم که این استدلال اشتباه بود. الکل در شیمی تعریف خودش را دارد. ایشان ادعا میکند آنکه در شراب زیاد اتانول است، پس حتماً اتانول است که حرام است.
ما گفتیم: هرچیزی که حرام بود را نباید به یک چیز دیگر گره زد. ممکن است یکی به خاطر اتانول باشد، چیز دیگری به خاطر یک چیز دیگر باشد.
ایشان ادعا میکند اتانول در ماست و نان و کفیر هم هست. ما در جواب گفتیم: چیزی که مست کننده و مایع بالإصالة باشد حرام است. اگر مست کنندگی نداشته باشد حرام است. اگر مایع بالإصالة نباشد حرام نیست.
اگر چیزی یک درصد طبیعی در سیب هست دلیلی بر حرمت آن نیست، چون اصلاً سیب مست کننده نیست. خرما مست کننده نیست. اینها به صورت طبیعی ایجاد شده در سیب بوده، در خرما بوده، در انگور بوده، در کفیر بوده و هیچ اشکالی ندارد.
آن چیزی را که با یک فرایند خاصی شما درست میکنید و خود او مستقیماً تأثیر مست کنندگی دارد و مایع بالإصالة است، هم نجس است و هم حرام است.
اگر شما یک قطره از آن را در یک شیشه بریزید نجس میشود. با اینکه آن شیشه مست کننده نیست، اما چون مست کننده بالإصالة بوده است نجس میشود.
از باب حرمت و مست کنندگی آن نیست که خوردن آن در اینجا حرام میشود، بلکه از باب نجاست آن است.
ایشان میگوید: اگر من یک عالمه نان بخورم که به اندازه یک آبجو اتانول داشته باشد، حرام است؟! اگر واقعاً شما با خوردن یک عالمه نان مست میشوید بله حرام میشود. اگر شما با خوردن یک عالمه کفیر مست میشود برای شما حرام میشود.
برای طبیعی انسانها این ایجاد نمیشود، شما غیر طبیعی هستید. آدمهای غیر طبیعی احکام غیر طبیعی هم دارند.
برای آدم طبیعی سیب مست کننده نیست، خرما مست کننده نیست، کفیر مست کننده نیست، نان مست کننده نیست. بنابراین احتمالاً حس مستی حرام است. بله! مستی حرام است.
یک مستی داریم که این مستی با آب ایجاد میشود. در اینجا یک مغالطه بسیار بزرگ کرد. عزیز دلم! آن مسمومیت است، نه مستی. مسمومیت با مستی هر جفتشم ست دارند، اما با همدیگر فرق میکنند.
آنکه شما گفتید را مسمومیت آب می گویند، نه مستی آب. آدم مسموم گیج میشود، اما سرخوش نمیشود. اگر تصادف کنید گیج میشوید، اما سرخوش نمیشوید.
اگر در حالت مستی بیفتید، سرخوشی با همدیگر جمع میشود و با همدیگر فرق میکند. بنابراین هیچ عاقلی مسمومیت را با مستی یکی نمیداند.
اگر یک نفر آب هم بخورد مست شود، آن هم یک آدم غیر طبیعی است و برای غیر طبیعیها احکام غیر طبیعی میگذاریم.
آدم عادی با آب مست نمیشود. بنابراین در حالتهای ویژه به خاطر کم کاری کلیه مشکلاتی پیش میآید، سموم درست دفع نمیشود و این آدم تبدیل به حالت مسمومیت میشود.
بنابراین چنین نیست که اگر آدمی باشد که آب بخورد مست میشود. هیچ آدمی در دنیا نیست که با آب خوردن مست شود. بنابراین در اینجا هم شما یک مغالطه دیگر کردید.
او گفت: هرچیزی که روی نوروترانسمیتر گابا تأثیر بگذارد احتمالاً حرام است، زیرا این حالت در مستی ایجاد میشود.
اولاً گبا درست است! این مهار کنندهها یا انتقال دهندههای عصبی گبا چیست؟! موادی در مغز ایجاد میشود که این مواد از نورونها که به همدیگر منتقل میشود حس آرامش را در انسان ایجاد میکند.
اینها باید متعادل باشد. اگر زیاد از حد باشد انسان سرخوش میشود و اگر کمتر باشد انسان اضطراب پیدا میکند که به اینها گبا می گویند.
این مواد مهار کننده برای کنترل سرعت واکنش این نورونهاست که مانع انتقال یک سری پیامهای خاص است. پیامهایی که موجب اضطراب میشود. سرعتش را کند میکند. این کمتر منتقل میشود و آدم حالت سرخوشی پیدا میکند.
این قدری فشار خون را کم میکند، اسپاسم عضلانی را کم میکند. در مقابل آن هم چیزهایی است که این را سریعتر میکند.
مواد مخدر و الکل باعث افزایش غیر طبیعی گبا میشوند، اما آیا فقط و فقط همین است؟! خیلی ساده است.
من الآن از هوش مصنوعی سؤال میکنم: آیا الکل فقط بر گبا تأثیر میگذارد؟! هوش مصنوعی در جواب گفته است:
"خیر. الکل فقط روی گبا تأثیر نمیگذارد. اگرچه یکی از مهمترین اثرات الکل تقویت مهار کنندگی سیستم گباست، اما الکل همزمان روی چندین سیستم عصبی دیگر نیز اثر میگذارد و همین باعث تغییرات گسترده در خلق، رفتار و شناخت میشود.
الکل روی چه سیستمهایی تأثیر میگذارد؟! بازدارندهترین سیستم مغز GABA، سیستم گلوتامات (مهمترین سیستم تحریک کننده مغز) و سبب اختلال حافظه و کندی تفکر میشود.
سیستم دوپامین (پاداش و انگیزش) یعنی لذتی که در اثر کاری که شما آن را خوشایند می دانید به شما داده میشود. سیستم سروتونین (خلق و اضطراب)، سیستم اوپیوئیدی (لذت و درد)."
بنابراین فقط این نیست که بگوییم چون فقط این است، اگر یک دارویی روی این تأثیر گذاشت آن دارو حرام میشود.
شخصی نزد «شیخ انصاری» آمده بود و گفته بود: اگر من دستم را یک تکان بدهم اشکال دارد؟! شیخ گفته بود: خیر. مرد گفته بود: اگر پایم را یک تکان بدهم اشکال دارد؟! شیخ گفته بود: خیر.
مرد گفته بود: اگر سرم را تکان بدهم اشکال دارد: شیخ گفته بود: خیر. مرد گفته بود: اگر همهاش را با همدیگر تکان بدهم اشکال دارد؟! شیخ گفته بود: تجزیه تو خوب است. مرده شور ترکیب تو را ببرند!!
این ترکیب مشکل دارد. چرا شما ترکیب را مطرح نمیکنید؟! گیر تو کجاست؟! این قضیه روشن شد.
بنابراین استدلال شما چندین اشکال علمی داشت، چندین مغالطه داشت. اسلام میگوید چیزی که مست کننده باشد حرام است. میخواهد مواد مخدر باشد، میخواهد مایعات مست کننده باشد، میتواند قرص باشد یا هر چیزی که مست کننده باشد.
مست کنندگی هم یک تعریف خاص خودش را دارد که همه میدانند مست کنندگی چیست. اگر این قرصها روی یک نفر تأثیر خاص مست کنندگی داشته باشد، برای آن فرد حرام است.
بنابراین بعضی میوهها هست که اگر بعضی پرندهها آن را مصرف کنند مست میشوند، زیرا بدن پرنده کوچک است و تحمل آنقدر مواد را ندارد.
این در حالی است که روی انسان تأثیرگذار نیست. در صورتی تأثیر گذار است که مقدار زیادی بخورد که آدم غیر طبیعی است.
در اینجا نکتهای وجود دارد. اینها چون که با فیبرهای مخصوصی که در میوههاست مصرف میشود، معمولاً این تأثیر را نمیگذارد. هرچقدر هم زیاد بخورند آن تأثیر را نخواهد داشت.
فرض بگیریم اگر یک نفر آنقدر بتواند از آنها مصرف کند که برایش حالت مستی بیاورد، برای او حرام میشود.
این مطلب خلاصه راجع به جواب این سؤال بود. بنابراین جواب این سؤال خیلی ساده است.
چیزی که مست کننده باشد حرام است و چیزی که مست کننده مایع بالإصالة باشد نجس است. بنابراین اگر شما یک گرم از آن را داخل یک شیشه هم بیندازید نجس میشود.
نکته مهمتر برای اینکه قضیه روشنتر شود، این است که من امروز به سایت آیت الله العظمی سیستانی مراجعه کردم و فتوای ایشان را نگاه کردم.
در اینجا سؤال پرسیده بودند: آیا همه انواع الکل صنعتی، طبی و غیره پاک هستند؟! ایشان رسماً فرمودند: بله. همه انواع الکلها پاک هستند، اما خوردن آنها جایز نمیباشد.
سؤال: آیا استفاده از داروهایی که در آنها مقداری الکل مخلوط شده است جایز است؟! جواب: خیر خوردنش جایز نیست، اما میتوانید آن را با آب رقیق کنید تا نسبت الکل آن به دو درصد یا کمتر برسد. در این صورت خوردنش مانعی ندارد.
سؤال: آیا خوردن الکل نه شراب حرام است حتی اگر مصرف دارویی نداشته باشد، اما انسان مست نشود؟! جواب: حرام است، اگر نوشیدن مقدار زیاد آن موجب مستی شود خوردن اندک آن هم حرام میشود.
بنابراین این فتاوی خیلی دقیق است. چنین نیست که یک جوانی همینطور الکی چند احتمال سرهم کند و بخواهد با مغالطه و حرفهای خلاف علم روز نتیجه گیری شرعی کند.
مجری:
خیلی ممنون. خیلی جالب بود هم کلیپی که ارائه فرمودید خوب بود و هم نوع نقد. در حقیقت یک کارگاه عملی است. یاد میگیریم که هرچیزی را به این راحتی نشود پذیرفت، بلکه آن را باید خوب بررسی کرد. جناب آقای دکتر موضوع کلیپ بعدی چیست؟!
دکتر ابوالقاسمی:
کلیپ بعدی عدهای از مورخین هستند مخصوصاً آقای «دکتر محمد علی امیر معزی» و دیگران. آنها الآن نسبت به تاریخ یک شبهاتی مطرح میکنند و دین را سعی میکنند یک طور خاصی ارائه بدهند.
آنها سعی میکنند شبهاتشان را براساس تاریخ مطرح کنند. یک عدهای از آقایان داخل هم خیلی فریفته این افراد هستند.
حالا یا به خیال خودشان میخواهند جواب این افراد را بدهند و به همین خاطر دست از خیلی از بخشهای دین میکشند یا واقعاً فریقه آنها هستند. آنها به اسم اینکه ما میخواهیم از دین دفاع کنیم زیرآب دین را میزنند.
ایشان کلیپی دارد راجع به اینکه ما چقدر در تاریخ نسبت به پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) صحبت کنیم. کلیپ شماره دو را اگر اتاق فرمان پخش کنند ممنونم.
کلیپ 2:
- بنابراین اگر ما بخواهیم شخصیت تاریخی افرادی مثل حضرت محمد یا حضرت علی را بدانیم، شاید آنچه که میتوانیم روی کاغذ بیاوریم بیش از یک صفحه نمیشود.
این بدان جهت است که ما به صورت واقعی همه چیز و ضد همه چیز را در مورد آنها داریم؛ در مورد شخصیتشان، در مورد تاریخهای مهم زندگیشان.
اگر پیغمبر اکرم را بگیریم، ما تا قبل از اینکه «سیره ابن هشام» در قرن سوم نوشته شود که به نوعی یک نوشته سفارشی دستگاه خلافت است و سعی شده است در آن مقداری تناقضها را بگیرند و بازهم موفق نشدند، تناقض وجود دارد.
قبل از آن ببینیم پارههایی که از زندگی پیغمبر اکرم در نوشتههای دیگران و سیره نویسان و حدیث نویسان آمده است، ببینیم که در همه چیز تناقص هست و در مورد هیچ چیزی ما نمیتوانیم یک نظریه قاطع داشته باشیم.
تاریخ تولد حضرت محمد، تاریخ هجرت، تاریخ وفات، تعداد همسران، تعداد فرزندان. به عنوان مثال ملاحظه کنید تعداد فرزندان پیغمبر اکرم بسته به منابع مختلف از یک فرزند تا سیزده فرزند هست.
تعداد جنگها، شخصیت پیغمبر اکرم که خیلی متناقض است. ما یک پیغمبری داریم که بسیار گوشه گیر و زاهد است و زندگیاش به دعا و گوشه نشینی و مراقبه میگذرد.
بسیار آدم ملایم و نرمی است، با دیگران بسیار مهربان است، با زنان بسیار مهربان است، فقیر است.
از یک طرف دیگر پیغمبری داریم که جنگجو است، دیگران را شکنجه میدهد، برایش هدف هرجور وسیلهای را موجه میکند، زنان را دوست ندارد، ثروتمند است.
ما کدام یک از اینها را میتوانیم بگیریم؟! چه تاریخی به دنیا آمده است؟! تاریخ هجرت دقیقاً در چه زمانی بوده است؟! چطور به قرآن رسید و به چه کسانی منتقل کرد؟!
ما حتی لیست کسانی که آمدند و مثلاً آنطور که سنت میگوید مصحف عثمانی را درست کردند نداریم. در صورتی که یکی از مهمترین اتفاقاتی است که افتاده است. ما نمیدانیم دقیقاً چه کسانی آمدند کنار «زید بن ثابت» و قرآن را به کتابت کشیدند.
ما لیستهای متفاوتی داریم. بنابراین مطالب بسیار کمی می دانیم. حضرت علی به همین نحو.
در مورد حضرت علی شاید حتی تناقضات بیش از پیغمبر اکرم است، به دلیل اینکه علی بن أبی طالب یک شخصیت بسیار یگانهای است.
در اینکه شخصیت بسیار مهمی است هیچ حرفی نیست و اینکه مشخصههایی دارد که دیگر صحابه پیغمبر اکرم اصلاً ندارند.
او مرکز ثقل این اتفاقات است، یعنی اگر ما از جنگهای داخلی صحبت میکنیم بیشتر جنگهایی است که دستگاههای خلافتی با علی و علویان میکنند.
بنابراین بسیار شخصیت اختلاف برانگیزی است. حتی به عنوان اینکه داماد پیامبر بوده است، پدر تنها بازماندگان مذکر پیامبر است که خودش نقل بسیار مهمی به او میدهد.
ما نوشتههایی داریم که او خودش را به عنوان مسیح ثانی معرفی میکند و میگوید: من عیسی این زمان هستم. بنابراین الآن منجی آخرالزمان هستم.
شخصیت بسیار اسرارآمیز و یگانهای است و در اطراف او اختلافات و خشونتهای زیادی هست. آنچه که سنت میگوید و در منابع متفق القول هستند، میبینیم که بعد از وفات پیغمبر اکرم درباره شخصیت علی بن أبی طالب اختلاف هست.
در زمان بنی امیه منفور است. در زمان بنی عباس که خودشان از بنی هاشم هستند سعی میکنند دوباره علی بن أبی طالب را در تاریخ خلافت بیاورند و از او تصویری را بدهند که به نفع خلفای عباسی است.
بنابراین راجع به علی بن أبی طالب یک تصویر بسیار متناقض و پر از تضاد و پر از علامت سؤال داریم. اگر بخواهیم علی تاریخی و آنچه که برای ما مسلم است و مطالبی درباره او می دانیم را روی کاغذ بیاوریم، شاید بیش از یک صفحه نشود."
مجری:
این کلیپ را با همدیگر دیدیم. شاید شما بیننده عزیز با دیدن این کلیپ سؤالاتی در ذهنت پیش بیاید مثل خود بنده یا بسیاری از بینندگان دیگر و سپس با دیدن این کلیپ خیلی متحیر شوید که واقعاً این صحبتها درست است یا اشتباه است.
آقای دکتر ابوالقاسمی اینجا هستند تا این مطالب را نقد و بررسی کنند تا برای ما روشن شود که این صحبت چقدر از حقیقت را میتواند داشته باشد. آقای دکتر در خدمت شما هستیم:
دکتر ابوالقاسمی:
بسم الله الرحمن الرحیم. ایشان میگوید: در مورد پیامبر تاریخی ما بیش از یک صفحه نمیتوانیم دانستههایمان را بنویسیم.
اولاً پیامبر در نظر شما کیست؟! دوما تاریخ در نظر شما چیست؟! سوما دانسته در نظر شما چیست؟!
چطور وقتی که میخواهید راجع به «سقراط» صحبت کنید، می گویید: برای «سقراط» در تاریخ سه جلد مطلب داریم.
«سقراط» تاریخی سه جلد میشود، مسیح تاریخی بیست جلد میشود، موسی تاریخی فلان مقدار میشود. در مقابل وقتی به پیغمبر اکرم میرسند یک صفحه بیشتر نمیشود.
این تاریخ شما چیست؟! تاریخ شما شبیه کش تنبان است که هرکجا خواستید گشاد شود و هرکجا نخواستید تنگ شود؟! این که نمیشود!!
اگر مقصود شما از دانستههای تاریخی موارد و قضایا و گزارههای تاریخی صددرصدی است، برای هیچ موردی در تاریخ بیشتر از این مقدار نمیتوانید بیاورید.
اگر خیلی زحمت بکشید سه یا چهار خط بیاورید. پیغمبر اکرم که خیلی زیاد دارد و نسبت به بقیه خیلی بیشتر است.
پس این تو سر مال زدن برای چیست؟! خیلی ساده است. اگر شما واقعاً ادعایتان میشود یک مقایسه بین پیغمبر تاریخی، عیسی تاریخی، موسی تاریخی، یوسف تاریخی، ابراهیم تاریخی و سایر پیامبران و پادشاهان تاریخی داشته باشید.
ببینیم چقدر میتواند برای شما قطع و یقین آور باشد و بیش از یک صفحه میتوانید مطلب بنویسید یا خیر!! خیلی روشن است.
جدای از اینکه میگوید: ما برای فلان آدم یک کتیبه داریم. خود همین کتیبه دو صفحه است. بعضی از نامههای پیغمبر اکرم هم موجود است که خود آن نامهها هم دو صفحه است. الآن نامه پیغمبر اکرم به بعضی پادشاهان در بعضی موزهها موجود است.
قرآن کریم هم کتاب پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) است. در اصل آن که شک نیست. اگر تحریف هم شده باشد، در اصل اینکه این موجود جزو کتب پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) است شک نیست.
حالا در خواندن آن اختلاف باشد که اشکالی ندارد. این را هم شما ضمیمه کن. هر مدلی شما میخواهی برای بقیه تعامل کنی، سر پیغمبر اکرم تعامل کن. چه دردی دارید که وقتی به پیغمبر اکرم میرسید این چنین ادعا میکنید؟! مشکلتان با پیغمبر چیست؟!
بنابراین شما تاریخ یا دانستههای تاریخ و گزارههای صرفاً تاریخی صددرصدی در مورد شخصیت غیر دینی پیامبر را می گویید.
اینکه شما می گویید ما اگر بخواهیم محمد تاریخی را بنویسیم یک صفحه بیشتر نداریم، یعنی این!
ما اگر بخواهیم گزارههای صرفاً تاریخی، صددرصدی در مورد شخصیت بدون جنبه دینی و معنوی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را ینویسیم یک صفحه بیشتر نداریم.
همین را شما برای خودت بنویس ببینم چند صفحه میتوانی بنویسی!! همین را شما برای پدر یا مادرت بنویس ببینم چند صفحه میتوانی بنویسی!!!
یعنی گاهی اوقات یک بازی با الفاظ درمی آورند که دین اصلاً معلوم نیست، زیرا خیلی اطلاعات از محمد تاریخی نداریم. این چه ربطی به دین دارد؟! چه تأثیری در فهم دینی دارد؟!
اگر بخواهیم جور دیگری برداشت کنیم، آیا باید جهان بینی را با تاریخ شروع کنیم یا جهان بینی را باید از مبدأ شروع کنیم؟! مبدأ ما که تاریخ نیست. ما قبلاً هم عرض کردیم انسان چرا باید به دنبال دین بگردد؟!
یک کارتونهایی قبلاً در دوران بچگی ما به نام «سندباد» پخش میکردند که همه قسمتهای آن تقریباً یک داستان ثابت داشت. اینها به جایی میرسیدند که باغ و جنگل و جزیرهای بود.
آنها میوهها و غذاهای آمادهای میدیدند و میرفتند میخوردند، بعد صاحب آن غذاها و میوهها به سراغشان میآمد. این داستان همیشگی اینها بود، یعنی نویسنده غیر از این داستان دیگری بلد نبود و تنها داستان را در قالبهای مختلف میآورد.
حالا سؤال این است. اولین سؤالی که برای بچه شما مطرح کنید، این است که می گویید: آیا شما حق دارید در اموال دیگران تصرف کنید؟!
من به عنوان یک انسان میخواهم در عالم تصرف کنم. به چه عنوان حق تصرف دارم؟! من مالک هرچیزی که میبینم هستم؟!
لذا شکاکهایی که الآن مثلاً نسبت به حیوانات ادعا میکنند که فقط گیاه خواری خوب است و من حق ندارم روح دیگران را بگیرم. حال به چه دلیل حق دارم در گیاهان تصرف کنم؟! مگر من مالک گیاهان هستم؟!
هرچیزی که در عالم هست آیا من اجازه تصرف به آن را دارم یا خیر؟! باید بروم تحقیق کنم. اگر میخواهم تحقیق کنم به خدا میرسم. آیا خدا مرا الکی خلق کرده است؟!
خداوند حکیم قادر مهربان که این عالم را در اختیار من گذاشته است و این عقل را به من داده است، این را الکی داده است یا یک راهنمایی هم کنار آن فرستاده است؟!
وقتی که من یک گوشی دارم، کنار این گوشی دفترچه راهنما میگذارند. الآن خدا به من مغز داده است، کنار آن دفترچه راهنما گذاشته است یا خیر؟! پیغمبری باید باشد.
آن پیغمبر باید علامت داشته باشد یا خیر؟! باید راه کشف داشته باشد یا خیر؟! ما چند نفر مدعی پیغمبری داشتیم؟! اگر به سراغ اینها برویم، چند نفر از اینها ادله برای اثبات حقانیت داشتند؟!
خیلی قضیه روشن است. اگر ما بخواهیم از طریق عقلی جلو بیاییم، دو سه گام جلو برویم میرسیم به اینکه پیغمبری باید باشد و آن پیغمبر هم حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) است. قضیه خیلی روشن است و دردسر ندارد.
آیا محمد تاریخی وجود داشته است؟! بله. آیا ادعای نبوت داشته است؟! بله. آیا کتاب داشته است؟! بله. آیا سنت او در تقابل با یهود بوده است؟! صددرصد بله.
نسبت به سنت او من وظیفه دارم. حتی اگر من به دلیل قطعی نرسیدم. عقل در اینجا چه میگوید؟!
من احتمال میدهم ولو نود درصد، ولو هشتاد درصد، ولو هفتاد درصد، ولو شصت درصد که نظر پیغمبر اکرم در مورد این مسئله این باشد. یک نفر که انسان راستگویی بود آمد و به من گفت که نظر پیغمبر اکرم این بوده است، اما من به یقین صددرصد نمیرسم.
در اینجا با همان هفتاد درصد یا شصت درصد اگر من انجام ندادم، اما پس فردا خودشان آمد.
من یک برادری دارم و برادر من راستگو است. او گفت که پدر گفته است این کار را انجام بده، اما من ده درصد احتمال میدهم که ممکن است برادر من اشتباه کرده باشد.
او که معصوم نیست، ممکن است حرف را اشتباه نقل کرده باشد به همین دلیل این کار را انجام نمیدهم. فردا پدرم میآید و میگوید که چرا این کار را انجام ندادی. من به پدرم می گویم که ده درصد احتمال دادم که برادرم اشتباه میکرد.
در این صورت پدرم با من برخورد میکند و مرا توبیخ میکند که برادرت راستگو بوده است.
ما مگر به دنبال این هستیم که پیغمبر اکرم چند زن داشته است؟! مگر این برای ما مهم است؟! آنچه برای ما مهم است، سنت است. همه عقلای دنیا می گویند که بایدها و نبایدها به وسیله خبر ثقه قابل اثبات است.
اگر خبر ثقه نبود، از باب انسداد. راه دیگری نداریم، برای ما ظن آور است و ما مجبور میشویم.
اینها روشهایی است که در دین آمده است. بنابراین سنت میشود حجت ولو قطعی نباشد. حجت بودن و گردن من آمدن با قطعی نبودن خیلی فرق دارد. لازم نیست ملازمه داشته باشند که هرچه به من رسید قطعی باشد.
بنابراین محمد که شما می گویید با حضرت محمد ما فرق میکند. ما از مبدأ شروع میکنیم. خدایی ثابت میکنیم که میگوید پیغمبری باید باشد. شما می گویید که اصلاً نمیدانیم محمدی بوده است یا خیر، بررسی میکنیم.
باید پیغمبری باشد. اینکه بگردیم ببینیم بوده است یا خیر درست نیست. شما باید یک پیغمبر پیدا کنید. حالا او را پیدا نکردید، یک پیغمبر دیگر را باید پیدا کنید. فرق نمیکند. اینقدر باید بگردید تا آن پیغمبر را پیدا کنید.
دوما اینکه آن پیغمبر قطعاً سیرهای داشته است و آن سیره به طریق عقلا و به طریق انسانهای راستگو به ما نقل شده است و عقلا هم این طریق را حجت میدانند.
حرفهایی که از آن پیغمبر برای ما نقل شده است اگر ظن آور باشد، عقلا می گویند که از باب انسداد حجت میشود.
بنابراین این بازیها را درنیاورید و الکی خودتان را با این بازیهایی که "ثابت نشده است چند زن داشته است" گول نزنید!! این چه تأثیری در زندگی من دارد؟!!
الآن مثلاً اسب «رستم» که تصویرش را در فلان جا کشیدهاند، از نسل اسب سه ساله بوده یا اسب دو ساله؟! به من چه؟! چه تأثیری برای من دارد؟!
شخصی ادعا میکند که این یک مطلب تاریخی است و من متوجه نمیشوم. خوب متوجه نشو!! اگر تو دنبال چیزهای بیخود میگردی خوب بگرد.
هرکسی ارزشش به قدر چیزی است که برایش اهمیت دارد. اگر واقعاً این چیزهای بی ارزش برای تو اهمیت دارد، باشد.
حال شخصی ادعا میکند که برای ما قابل اثبات نیست وزن پیغمبر اکرم چقدر بوده است. خب قابل اثبات نباشد. این تأثیری ندارد.
آنچه که برای ما مهم است سنت رسول گرامی اسلام است. اگر شما نمیخواهید به دنبال سنت بروید خودتان می دانید. این جواب شبههای بود که مطرح کردند.
مجری:
خیلی خوب و جالب بود. مهم همین است که شما فرمودید. بالاخره پیغمبر اکرم سیرهای دارد که رفتارش با همسرش و اطرافیانش چگونه بوده است. این کافی است.
دکتر ابوالقاسمی:
آن هم نه به صورت قطعی و یقینی بلکه به صورتی که حجت برای ما ثابت شود.
مجری:
به صورتی که اطمینان آور باشد کافی است. جناب آقای دکتر متشکرم. اگر ممکن است فاصلهای بگیریم، بعد از میان برنامه برمی گردیم و بازهم در خدمت شما و جناب آقای دکتر ابوالقاسمی خواهیم بود.
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
عزیزان بیننده عرض سلام و ادب و احترام مجدد دارم خدمت شما. همچنان با برنامه «راه روشن» در خدمت شما هستیم و از محضر جناب دکتر ابوالقاسمی بهره مند هستیم.
جناب آقای دکتر اجازه بدهید تماسی با بینندگان بگیریم و با بینندگان همراه باشیم و سؤالاتشان را بشنویم. بعد از تماسها ببینیم چقدر میتوانیم بازهم از این کلیپها پخش کنیم.
تماسهای بینندگان برنامه:
به اصفهان برویم و با آقای محمدی صحبت کنیم. آقای محمدی سلام، وقت شما بخیر. در خدمت شما هستیم:
بیننده (آقای محمدی از اصفهان – شیعه):
سلام علیکم مجری محترم و درود بر استاد ارجمند، شب شما بخیر، خدا قوت.
مجری:
علیکم السلام و رحمة الله، سلامت باشید. در خدمت شما هستیم.
بیننده:
بنده چند وقت پیش اشعاری در ارتباط با پاسخ حضرت امام جواد (علیه السلام) به «یحیی بن اکثم» نوشتم، اما چون مطلب طولانی بود حدود ده دقیقه طول کشید. تماس گرفتم، اما استاد فرمودند کوتاهتر بیان کنید.
حالا حداقل شش دقیقه شده است. اگر اجازه بفرمایید تقدیم حضورتان کنم. سلامت باشید.
دکتر ابوالقاسمی:
در خدمت شما هستیم، میشنویم.
بیننده:
بزرگوارید، دست شما درد نکند از اینکه تحمل میفرمایید.
مجری:
چه بهتر از اینکه از اهلبیت صحبت میکنید، در خدمت شما هستیم.
بیننده:
من عذرخواهی میکنم. سوادم نمیکشد که جمع و جور کنم. همچنین از بینندگان محترم که تحمل میفرمایند و از اینکه فرصت به من میدهید سپاسگذارم.
مجری:
سلامت باشید، در خدمتیم.
بیننده:
بسم الله الرحمن الرحیم
دانشی مجلسی بیارایید
با بشارات اقتدار آیید
برترین عالم بصیر حریف
خوانده آید به آن مضیف شریف
فاخر زبدههای نکته گشا
روح بخشد به گفتمان شما
محفل راسخین که شد دایر
باشد ابن الرضا در آن حاضر
رأی مأمون از این گزینه خویش
زحمت آل بیت بیش از پیش
گفت فرزانهای توان بالا
طرح پرسش کند از آن والا
مشکلی را که هیچ نتواند
در دم از پاسخش فرو ماند
کودک از حکم و فقه را چه خبر
عجز او نزد ما چو یخ به جگر
از شکست امام نُه ساله
میشود شیعه ساکت و واله
قبضه کردند با چنین ترفند
خبرههایی حکیم و دانشمند
موبد و جاثلیق و ابن یهود
صافی و صوفی و رقیب عنود
ساحران مذاهب عامه
گوش بر کید شاه خودکامه
صحنه از نطق داوران انبوه
در میان نازدانه ای نستوه
چهره تابنده، دیدهها مسرور
از صلابت ستارهای مغرور
فرحت افزا شمایل کودک
ماه رخشندهای ولو کوچک
آن صفای تبسم و لبخند
چشم و لب را به جان دهد پیوند
قلب از روشنا چنان دریا
موجی آرام و نور پر ژرفا
هیئت ظاهری چو زاده شیر
حشمت و کبریای عارف پیر
هریک از حاضران کشیده سرک
بنگرد افتخار جن و ملک
به ز عیسی، فراتر از یحیی
واسطه فیض ملجأ اعلی
ناگهان حکمران اشارت کرد
قاضی سلطنت اجابت کرد
پاس دستور او به پا استاد
خط سنی حوالی هفتاد
اندکی بیش یا به قدر کم
نام یحیی بقیه بن اکثم
رخصتیای سبیل پیغمبر
تا سؤالی کنم از آن سرور
آسمان جاه فخر دین فرمود
آنچه خواهی بپرس بی کمبود
گفت جانم که کار موسم حج
باشد آیا در این فریض هرج
کس در آنجا بیفتد پیری
هیچ دارد صلاح و تدبیری
برملاست حکم فقهی آن
تا شود حال مؤمنین شادان
آن گرانقدر پاک جان پرسید
ضمن پرسیده تو باید دید
او محل است در برون حرم
یا به احرام اندرون حرم
این شکار وی اولین بار است
یا هوس باز و اهل تکرار است
صید حاجی به روز شد انجام
یا نمود این عمل شبا هنگام
آنچه را کشت بچه حیوان بود
یا به اندام و از سترگان بود
شوخ طبعی به صید منجر شد
یا چو کاری بر او میسر شد
بالغی گشته مرتکب به شکار
یا که سر زد ز کودک این رفتار
آگه از جرم بوده یا نادان
بد شکارش پرنده یا جز آن
صید او بوده بر سبیل خطا
یا گناهی رقم زده عمداً
مجرم آزاد بوده یا خادم
به خلافش مصر یا نادم
جا ندارد جناب میفرمود
حج او عمره یا تمتع بود
این موارد که بود بیش از بیخ
هیچ یک همره سؤالت نیست
گر که حق است سؤال میجویی
شوره زار جلل نمیپویی
بین آنها که شد کشیده به رخ
به کدامین شان دهم پاسخ
بهت پرخنده بود بی فرجام
از فروع فروغ علم امام
چشم حضار مانده خیره و مات
روی مأمون چو قلب او ظلمات
مکر او شد نگون و رفت هدر
آرزو کرد عالم دیگر
من چه گویم که نیک می دانی
زین روایت چه باز میخوانی
خالقا گه بود ز هرکس بیش
در چه موضع نهد رسالت خویش
از سجایای پیشوای سخی
علم و دانایی امام تقی
ایزد آگاهتر ز هر انسان
رغم نابخردان نا انسان
هرکه نوشد سبوی پر هنران
ور شناسد عیار خوش گهران
از سپاهانیان شاعر کیش
تحفه قابلی نیامد پیش
هرچه شد بوده از امام نهم
هدیهای بر ابوالفضائل قم
جای دارد امام بر دلها
یا جواد الائمه ادرکنا
و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین
مجری:
احسنت، خیلی هم زیبا بود و عالی. مشخص است که اتفاقاً خلاف آن چیزی که فرمودید با یک پشتوانه علمی، روایی، قرآنی خیلی خوب آشنا هستید و اشعاری که سرودید بسیار زیبا و خیلی مستند بود. جناب استاد نظر خاصی در مورد اشعارشان دارید؟!
دکتر ابوالقاسمی:
ما تشکر میکنیم از ایشان، خیلی لطف کردند. ان شاءالله که خداوند بر ذوق ایشان بیفزاید.
مجری:
خیلی خوشحال شدیم از اینکه ذکر اهلبیت خصوصاً امام جواد (علیه السلام) را با خواندن این شعر زیبا و سرودن آن به برنامه ما آوردید. ان شاءالله که نوش جان شما باشد و بینندگان عزیز. آقای عبدالکریم از مشهد سلام علیکم، در خدمت شما هستیم:
بیننده (آقای عبدالکریم از مشهد – اهل سنت):
سلام علیکم و رحمة الله.
دکتر ابوالقاسمی:
علیکم السلام و رحمة الله.
بیننده:
من از برادران اهل تسنن هستم.
مجری:
ما در خدمت شما هستیم.
بیننده:
جناب آقای ابوالقاسمی مناظره شما را با آقای «کرمی» از ترکیه گوش کردم. در رابطه با آیه غاز ما در کتاب «تفسیر فخر رازی» دوازده فضیلت برای ابوبکر (رضی الله عنه) آورده است.
ما تعصب را کنار گذاشتیم و فقط آمدیم این دوازده فضیلتی که برای ابوبکر (رضی الله عنه) گذاشته است همه را منصفانه قضاوت کردیم.
ما همین دوازده فضیلت را که دانه دانه زیر ذره بین نگاه کردیم، اینها هیچکدام برای ابوبکر فضیلت که نیست بماند، بلکه چیزی را ثابت میکند.
چیزی که ثابت میکند این است که به عقیده بنده جناب ابوبکر هیچ شناختی از مقام پیغمبر اکرم نداشتند یا ایمان کامل نداشتند.
هر آدم مؤمنی اگر در حضور پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) باشد، هر خطری که به طرفش بیاید به خاطر وجود پیغمبر اکرم برایش هیچ است.
حال من نمیفهمم چطور میشود که ابوبکر در کنار پیغمبر اکرم باشد و خطر ایجاد شود و پیغمبر اکرم مکرراً امر به سکوت کند، اما بازهم ابوبکر سکوت نکند و خلاف امر پیغمبر اکرم رفتار کند تا جایی که سکینه نازل شود و پیغمبر اکرم بفرمایند سکینه نازل شد.
وقتی هم که ما آمدیم به ضمیرها نگاه کردیم، دیدیم که ضمیرها همه ضمیر «علیه» است، یعنی بر پیغمبر اکرم نازل شده است.
«فخر رازی» میگوید: پیغمبر اکرم نیازی به سکینه نداشته است، در حالی که اگر نداشته است چرا در آیه 26 سوره فتح خداوند سکینه را بر پیغمبر اکرم نازل کرده است و بر مؤمنین نازل کرده است.
من میخواستم که در این خصوص قدری توضیح بدهید. ما که منصفانه قضاوت کردیم به نظر ما هیچ فضیلتی برای ابوبکر (رضی الله عنه) ندارد، بلکه بیشتر مذمت دارد تا فضیلت.
حال نمیدانم چرا مولویهای ما این را فضیلت میدانند. ما که با هر مولوی صحبت میکنیم میگوید حرفی نزن، تو را چکار به این مطالب!
ما میخواهیم تحقیق کنیم و ببینیم واقعاً مطالبی که به ما گفتند راست است یا دروغ است.
ما که هرچیزی برای ابوبکر آمده است ریشهاش را نگاه کردیم یا کسی که این روایت یا حدیث را نقل کرده است در تاریخ یا کذاب یا دروغگو بوده است و احادیث پایه و اساس ندارد.
در مقابل در رابطه با علی بن أبی طالب (کرم الله وجهه) هزاران فضیلت است. ما از مولوی سؤال کردیم که برای عمر بن خطاب یک فضیلت بگو.
مولوی گفت: عمر بن خطاب وقتی قرآن میخواند گریه میکرد. من گفتم: من هم وقتی قرآن بخوانم گریه میکنم. این که فضیلت نیست! افراد زیادی هستند که وقتی قرآن بخوانند گریه میکنند!!
من میخواستم آقای دکتر قدری در این خصوص برای ما توضیح بدهند تا ما بفهمیم. ما که از وقتی برنامههای شما را نگاه میکنیم مردد شدیم و نمیفهمیم که دین ما برحق است یا نیست. دست شما درد نکند.
مجری:
خیلی متشکرم از شما برادر عزیزم آقای عبدالکریم که این شبکه و برنامه ما را قابل دانستید تا سؤالتان را در اینجا مطرح کنید. جناب آقای دکتر ابوالقاسمی ان شاءالله پاسخ سؤال شما را خواهند داد.
دکتر ابوالقاسمی:
سؤال واضح بود. ما قبلاً عرض کردیم نه فقط بحث فضیلت بلکه گفتیم یک دانه روایت صحیح السند برای هرکدام از فضائلی که برای خلفایشان مطرح میکنند بیاورند. روایتی که طبق مبانی اهل سنت نتواند به آن اشکال گرفت.
ایام شهادت حضرت صدیقه شهیده (سلام الله علیها) ادعا کردند یک روایت صحیح السند بیاورید. ما گفتیم که چند سال است چندین روایت صحیح السند آوردیم و در اینترنت هم گذاشتیم و ترسی هم از کسی نداریم.
بروید همانها را پخش کنید و اشکالات درست به آن مطرح کنید. آنها نه قواعد رجالی بلد بودند، نه اسم راویان را بلد بودند، نه مبانی میفهمیدند چیست.
همین هفته قبل یکی از آنها صحبت کرده بود که کلیپ آن را هفته بعد یا در برنامه «تریبون آزاد» پخش میکنیم. ایشان میگوید: حق با تو! اصلاً فرض میکنیم که ما رجال بلد نبودیم!! مشکل همین است. مشکل این است که شما رجال بلد نیستید.
وقتی که ما یک سؤال منطقی میپرسیم، می گوییم: صحیح طبق مبنای چه کسی میخواهید؟! طبق مبنای منِ ابوالقاسمی؟! طبق مبنای استاد قزوینی؟! طبق مبنای آیت الله العظمی زنجانی؟! طبق مبنای متقدمین؟!
شما به ما بگو مبنایت چیست، روش تو چیست. چنین نیست که یک نفر مثل شما هزار و چهارصد سال قبل چیزی گفت همه باید گوششان را ببندند، دهانشان را ببندند، چشمانشان را هم ببندند و هرچه که او گفت همان را عمل کنند.
خداوند به همه ما عقل داده است، باید تحقیق و بررسی کنیم. «بخاری» که در کتاب خود چندین تناقض خیلی واضح دارد را ادعا میکنند هرچه در کتاب او هست درست است.
ما گفتیم: تنها یک روایت بیاورید که ثابت کند عمر بن خطاب شهید یا مقتول فی سبیل الله است. این خیلی سخت بود؟!
شما چند عالم دارید؟! زشت نیست؟! وقتی به ما گفتند که روایت برای شهادت حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) بیاورید، ما بلافاصله تواتر آن را ثابت کردیم که خیلی بالاتر از سند صحیح است. هرکسی اهل فن باشد میفهمد یعنی چی!
ما تواتر آن را ثابت کردیم و سند صحیح هم آوردیم. در مورد مقتول بودن حضرت فاطمه زهرا روایت آوردیم، در مورد شهید بودن حضرت فاطمه زهرا روایت آوردیم. در مقابل گفتیم که یک روایت بیاورید شهید مساوی مقتول فی سبیل الله بودن خلیفه دوم را ثابت کند.
آنها رفتند که روایت بیاورند. حال شبکهها بر سر خودشان میزنند که ما نمیخواهیم حاضر کنیم. تو فقط همان طرف را جواب بده!
نه آقا این نیست. یک دانه روایت فضیلت برای خلفایتان بیاورید که سندش اشکال نداشته باشد و نتوان به آن اشکال گرفت.
این افراد متأسفانه چیزهایی گفتهاند که چندین سال و چندین قرن است سر مردم کلاه گذاشتند و بقیه هم خجالت کشیدند بگویند که این افراد سر ما کلاه گذاشتند. حال سر ما کلاه رفته است، سر شما هم کلاه برود!
مجری:
بنده خدا آقای عبدالکریم همین را میپرسد و میگوید: من خودم کتب را نگاه میکنم، علما به ما می گویند نپرس.
دکتر ابو القاسمی:
ایشان میگوید که علما می گویند نپرس! برای چه نپرسیم؟!
مجری:
میخواهد یک وجهی پیدا کند که این مولوی که میگوید آن فضیلت است، وجه آن کجاست. اتفاقاً این دوست عزیزمان در این قضیه مانده است. حال شما خیلی مواقع منصفانه این را بررسی کردید و گفتید.
واقعاً اگر شما الآن یک مولوی بودید و اینها را میدیدید، واقعاً چه وجهی برای این میتوانستید توجیه کنید؟! اصلاً میتوان توجیه کرد؟!!
دکتر ابوالقاسمی:
شخصی پرسید: وقتی که مناظره میکنید جواب درست هم به شما میدهند؟! او گفت: یا فحش میدهد یا بد و بیراه!
مجری:
خیلی متشکرم از شما و عزیزان بیننده که تماس گرفتند. یک پیامی هم داریم. دوست عزیزی برای ما پیامک کردهاند که من پیامک آن را برای ما بخوانم.
پیامکهای بینندگان برنامه:
بینندهای نوشتهاند: برنامههایی که شما در «شبکه جهانی حضرت ولی عصر» پخش میکنید و من جدیداً به بینندگان شما ملحق شدهام و دارم برنامههای شما را میبینم، خیلی برنامههای مفیدی است.
چرا در رسانههای صدا و سیما این مباحث مطرح نمیشود یا این برنامهها را منتشر نمیکنند؟!
دکتر ابوالقاسمی:
در این خصوص باید با رسانه ملی صحبت کنند و ببینند که چرا در آنجا پخش نمیشود یا جواب نمیدهند. ما آنچه که وظیفهمان هست داریم انجام میدهیم. ما در اینجا داریم شبهات را مطرح میکنیم و جواب شبهات را میدهیم. رسانه ملی خودشان مسئولند!
مجری:
خیلی متشکرم از این پاسخی که دادید. ان شاءالله این بیننده عزیزمان هم پاسخ سؤالشان را گرفته باشند. در خدمت شما باشیم. آیا کلیپهای دیگری هم داریم؟!
دکتر ابوالقاسمی:
کلیپ دیگر مربوط به شخصی است که ما از ایشان توقع نداشتیم که این حرفها از ایشان مطرح شود و جایی هم که مطرح شده بسیار بدتر!
جناب آقای «دکتر امین فروغی» که از کارشناسان خوب صدا و سیما بودند، برنامهای در صدا و سیما شبکه اصفهان داشتند. کلیپ شماره 3 را اگر با همدیگر ببینیم ممنونم.
مجری:
با همدیگر ببینیم که آقای «فروغی» در این کلیپ چه گفتهاند و جناب آقای دکتر این مطلب را هم به نقد خواهند نشست.
کلیپ 3:
"دکتر امین فروغی:
دین و مذهب معیار نیست. معیار آزادگی است. چقدر آزادهای؟! چقدر منصفی؟! چقدر متخلق به اخلاق هستی؟! همان قدر حسینی هستی. تو با من هستی.
اصلاً دین حسین، دین آزادگی و حریت است. لذا در متن زندگی نه ما شیعیان و ایرانیان، نه ما مسلمانان، بلکه میبینید حضرت ابا عبدالله الحسین دلدادگان فراوانی دارند که از خودشان آثاری بر جای گذاشتهاند.
همانگونه که امیرالمؤمنین که در شب میلاد حضرت او به جشن نشستهایم، دلدادگانی داشتند که اساساً شیعه نبودند، مسلمان نبودند، اما این حریت و آزادگی در چشم آنها جلوه کرده است و فراوان در فراوان آثاری از خودشان به یادگار گذاشتند.
در حوزه ارادت به حضرت سیدالشهدا (علیه السلام) مجال واسعی میخواهد که من نمونههایی را بیان کنم از کسانی که اساساً پایبند به هیچ دینی نبودند، اما چه آثاری از خودشان به یادگار گذاشتند."
مجری:
این کلیپ را دیدیم. نکتهاش را شما بفرمایید.
دکتر ابوالقاسمی:
ما نمیدانیم چه تلاشی دارند عدهای برای دوگانگی درست کردند میان دین و آزادگی!!! نه دین اصلاً مهم نیست. اگر مهم نبود، همان جملهای که شما در تأکید آزادگی از سیدالشهدا میآورید، یک خط قبل از آن را هم بخوانید.
در قدیمیترین کتب تاریخی هم آمده است. در کتاب «الفتوح» اثر «ابن اعثم کوفی» آمده است:
«ویحکم یا شیعة آل سفیان!»
اولاً شیعه و رهبر شما کیست؟! شما سفیانی هستید!!
«إن لم یکن دین وکنتم لا تخافون المعاد فکونوا أحرارا فی دنیاکم هذه»
اگر دین ندارید و از معاد نمیترسید، در دنیا آزادمرد باشید.
«وارجعوا إلی أحسابکم إن کنتم أعوانا [کما] تزعمون»
الفتوح، نویسنده: أحمد بن أعثم الکوفی، وفات: 314، رده: مصادر سیره پیامبر وائمه (ع)، خطی: خیر، تحقیق: علی شیری (ماجستر فی التاریخ الإسلامی)، چاپ: الأولی، سال چاپ: 1411، چاپخانه: دار الأضواء، ناشر: دار الأضواء للطباعة والنشر والتوزیع، ج 5، ص 117، باب ذکر ابتداء الحرب بین الحسین وبین القوم
حال شما می گویید که دین مهم نیست، آزادگی مهم است!!! حضرت سیدالشهدا میفرماید: دین خیلی مهم است. اگر دین ندارید حداقل آزادگی را داشته باشید.
چرا توی سر دین میزنید؟! چه مشکلی با دین دارید؟! من این گوینده را عرض نمیکنم. ایشان حرفهای خوب زیاد داشته است، حالا اینجا از دستش در رفته یا میخواسته خیلی غلو کند.
به هر صورت تناقض انداختن بین این دو تا که آزادگی مهم است و دین مهم نیست، اشتباه است. هردو مهم است.
روایات معصومین (علیهم السلام) میفرماید: ما چند تقوا داریم. یک تقوای قلب یا عقل که او تبعیت از امام عادل معصوم است.
توحید را باید داشته باشد، معاد داشته باشد، امامت داشته باشد، تقوای چشم داشته باشد، تقوای گوش داشته باشد، تقوای دهان داشته باشد، تقوای اعضاء را هم داشته باشد.
اگر شما بدنی داشته باشید که این بدن قلب یا مغز نداشته باشد، هیچ کار نمیتواند کند. تقوایی که شما می گویید: «فکونوا أحرارا فی دنیاکم هذه» این تقوای اعضای بدن است. پس تقوای قلب چه شد؟! تقوای قلب با تبعیت از امام است، با معرفت امام است.
اگر کسی در این دنیا مستضعف بود، به او نرسید و آن فرد خیلی به امام علاقه داشت دو حالت دارد. حالت اول اینکه آنقدر به امام علاقه دارد که اگر تجلی امام را به صورت کمال و خوبی کامل و مطلق ببیند، خود به خود به او گرایش پیدا میکند.
این شخص فقط نرسیده است. مرحوم آیت الله العظمی بهجت نسبت به این فرد فرمودهاند: موقع مردن تمثال ائمه اطهار را میبیند و همانجا ایمان میآورد، ما درک نمیکنیم.
حالت دوم اینکه تنها یک دوستی صرفاً داشته است نه بیشتر. این آدم باید به عالم بعد برود و امتحان مسلفین را بدهد.
حال اگر در دنیا امام را فهمید، اما مسیحی و غیر شیعه باقی ماند یا اینکه احتمال میداد و نرفت تحقیق کند استضعاف محسوب نمیشود. بنابراین؛
«إن لم یکن دین وکنتم لا تخافون المعاد فکونوا أحرارا فی دنیاکم هذه»
حضرت میفرماید: حالا خودتان را خیلی جهنمی نکنید، حداقل در دنیا احرار باشید. حال ایشان میفرماید حال که حر هستید، دیگر دین لازم نیست. اگر حر بود و دین لازم نبود، چرا میگوید:
«إن لم یکن دین»
و از ابتدا میفرمود:
«فکونوا أحرارا فی دنیاکم هذه»
حضرت سیدالشهدا (علیه السلام) و حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) خودشان تأکید روی دین داشتند.
پیغمبر اکرم بیاید بگوید: ای مردم! اگر خواستید بت پرستی هم کنید خیلی اشکال ندارد. من را هم لازم نیست پیغمبر بدانید، اما انسانهای آزاده و خوبی باشید و با همسایگان خوب برخورد کنید!!
اگر اینطور میگفت، دیگر مشکلی پیش نمیآمد. مردم میگفتند که ما با تو پنجاه درصد یا شصت درصد خوب هستیم.
باید بگوید «أشهد أن لا إله إلا الله و أشهد أنّ محمدا رسول الله». آنچه که به اسم دین اخلاق و دین آزادگی مطرح میکنند، مرحله دوم و مکمل آن اعتقاد است.
عرض کردیم یک تقوای قلب که ایمان قلبی است و یکی هم ایمان و تقوای اعضای بدن است. این دو مکمل همدیگر است. اینها را از همدیگر جدا و تفکیک نکنیم.
در مورد اینکه مستضعف به جهنم میرود یا خیر، ما مستضعف را جهنمی نمیدانیم. عدهای از مستضعفین که واقعاً اشتیاق صددرصد به اهلبیت (علیهم السلام) داشتند موقع مردن ممکن است ببینند و ایمان بیاورند.
در مقابل افرادی که ایمانشان شل بوده است، ممکن است در عالم بعد هم فرصت امتحان برای او فراهم باشد. این هم در جواب شبههای که مطرح شد.
مجری:
حالا این نکتهای هم که شما فرمودید خیلی مهم است. چرا بعضی افراد اخلاق و دین را مقابل همدیگر قرار میدهند؟! همچنین آزادگی و دین را مقابل هم قرار میدهند. این در حالی است که دین خود عین آزادگی و عین اخلاق است.
چرا برخی افراد میخواهند با اینگونه کلمات و اینطور چیزها میخواهند دیگران را منحرف کنند.
بینندگان باید در مباحثی که مطرح میشود به این نکته دقت کنند که دین همه اینها را شامل است و کسانی که این کارها را میکنند دنبال مغالطه هستند و این جایی است که بالاخره میتوانند خودشان را از شبهات نجات بدهند.
جناب آقای دکتر خیلی متشکریم از این نکتهای که فرمودید. میخواهید کلیپ بعدی را هم ببینیم؟!
دکتر ابوالقاسمی:
ابتدا در مورد آن صحبت کنیم. آقای «سروش» را که عرض کردیم دو هفته قبل بیانیهای داده است در دفاع از «سلیمانی اردستانی».
ما گفتیم «سلیمانی اردستانی» خودش که دیگر مُرد و تمام شد و اصلاً از نظر ما ارزشی ندارد، اما افرادی از قدیم ما میشناختیم که حرفهای ناپخته حول محور دین و اخلاق میزنند و چیزی از غیرت و چیزهای دیگر بلد نیستند.
آنها نمیفهمند اعتقاد چیست. اصلاً اخلاق روی چه چیزی باید پهن شود؟! این اخلاق را چرا باید ملتزم باشیم؟! آنها فقط ادعا میکنند که اخلاق خوب است، باید داشته باشیم.
به صورت کلی تمام حرفشان همین است. یعنی اگر همین دو جمله را از آنها بگیریم، هیچ حرفی برای گفتن ندارند.
ما نمیگوییم این حرف کمی است بلکه بالعکس حرف مهمی است، اما با این دارند بقیه دین و اعتقادات را کنار میگذارند.
آقای «ملکیان» جلسهای با آقای «سلیمانی اردستانی» نشسته است و نشان دهنده این است که دین و اخلاقی که مطرح میکنند خودش بی اخلاقی صرف است، تهمتهایی به طرف مقابل زده است و ادعاهای گزافی داشته است.
حال ما میخواهیم نسبت به آن ادعاها جواب بدهیم. اولاً کلیپ شماره چهار را پخش کنید. ایشان میگوید: در مقابل آقای «سلیمانی اردستانی» حسنه را با سیئه جواب دادند. کلیپ را با همدیگر ببینیم.
مجری:
این هم موضوع جالبی است. ببینیم و بیشتر در این خصوص آگاه شویم:
کلیپ چهار:
"آقای ملکیان:
این اهمیت دارد. اینکه چقدر در قرآن کریم تأکید شده است که سیئه را با حسنه باید پاسخ بدهید. آنوقت کسی بیاید حسنه را با سیئه پاسخ بدهد و معتقد باشد که من دارم در دفاع از کتاب و سنت این کار را میکنم، در دفاع از دین و مذهب این کار را میکنم.
آن چیزی که بنده را متأثر کرد نه این بود که خودم وارد یک بحث تاریخی شوم و بخواهم بگویم که در این بحث تاریخی اسناد و مدارک تاریخی موجود به سود آقای «اردستانی» یا به سود مخالفان و دشمنان باید باشد.
مهمتر از آن، این است که همه آنچه که شما در دفاع از آن دارید این کار را میکنید باید مصداق تتمیم مکارم اخلاقی باشد نه مصداق تخریب مکارم اخلاقی."
دکتر ابوالقاسمی:
آقای «ملکیان» یک بار شما می گویید که مثلاً من دارم راجع به یک الگوی اخلاق صحبت میکنم، یک بار با کسی که بغل دستت نشسته است در همان جلسه مناظره طرف مقابل و همه طرفداران و همه غیر خودش را تکفیر کرده است.
او ادعا میکرد که تنها من مسلمان هستم و غیر از من کسی مسلمان نیست. ایشان حتی شما آقای «ملکیان» را هم کافر میداند. او به همه شیعیان رسماً خر میگوید و حرفهای دیگری هم زده است.
این فرد مجسمه اخلاق نیست که کنار دست شما نشسته است. برعکس حجت الإسلام حامد کاشانی آنجا خیلی اخلاق به خرج داد با اینکه این متلک و کنایه سنگین را بار کرد که هرکسی غیر از من اینجاست کافر است.
حجت الإسلام حامد کاشانی تنها گفت: ایشان همینجا هم دارد بی ادبی میکند، قبلاً هم بی ادبی کرده است.
حجت الإسلام حامد کاشانی تنها به همین مقدار بسنده کرد. اخلاق در طرف مقابل ایشان بود، نه ایشان!!
الکی ادعا نکنید. مردم دیدند و کلیپهایشان را هم پخش کردیم. ما دوباره نمیخواهیم جلسه را با مطالب این آدم آلوده کنیم!!
آقای «ملکیان» در کلیپ بعد میگوید: هیچکدام از مخالفان آقای «سلیمانی اردستانی» با دین و اخلاق آشنایی ندارند و همین نشانه بی اخلاقی خود شماست.
کلیپ پنج:
"آقای ملکیان:
اصلاً من فرض را بر این میگیرم که شما اهل مطالعه کتاب و سنت هم نیستید که علی القاعده هم نیستید، چون در ادبیات مخالفان من چیزی نمیبینم که دلالت کند بر اینکه اطلاعی دارند از دانشهای اسلامی چه رسد به اینکه عمل کنند."
دکتر ابوالقاسمی:
در ادبیات مخالفان آقای «سلیمانی اردستانی» چیزی نمیبینم که اطلاع از دانشهای اسلامی داشته باشد!!
به نظر شما اینگونه صحبت کردن تواضع است یا تکبر؟! ایشان ادعا میکرد که مخالفان هیچ اطلاعات و دین و اخلاق ندارند!!
اخلاق فقط من هستم و «سلیمانی اردستانی»!! ما دوتا الگوی اخلاق هستیم، در قله اخلاق هستیم و مخالفین ما هیچکدام هیچی ندارند!!
این چه اخلاقی است که از آن دم میزنید؟! آقای «ملکیان» این بازیها را جمع کنید!! زشت است. یک شخصی آمده لباس روحانیت را دزدیده است. خود او میگوید که من قرآن بسنده هستم و شیعه اثنی عشری نیستم.
او با لباس دزدی دارد توهین میکند. اعتقادش را هم دیدیم که چقدر دانش و معلومات داشت. این بنده خدا حرفی برای گفتن نداشت. او را آوردند چای بخورد، ناراحت شد که چرا به من دیرتر از آقای «حامد کاشانی» چای دادید!!
چنین آدمی را میخواهید تطهیر کنید؟! مشخص است که «سلیمانی اردستانی» یکی هم طراز خودت است. اگر آب قلیل روی نجاست بریزید، آب قلیل هم نجس میشود؛ تطهیر نمیکند!!
بنابراین این هم نشان دهنده بی اخلاقی خود شماست. ما با همدیگر تعارف نداریم. رسماً حرف شما بی اخلاقی است.
او سپس ادعا میکند که اگر شما بر حق هستید، چرا از مناظره با «سلیمانیها» فرار میکنید؟!
مجری:
خوب است که ما مناظره را هم دیدیم که مناظره هم برگزار شد! در خدمت شما هستیم:
کلیپ شش:
"آقای ملکیان:
فرض کنید یک کشتی گیری واقعاً و از صمیم قلب و با قطع و یقین باور داشته باشد که قهرمان جهان است، باور داشته باشد که هیچکدام از رقبایش به اندازه او مهارت و چالاکی و چابکی در کشتی گیری نداشته باشد و به این یقین و قطع داشته باشد.
این کشتی گیر دائماً آرزو میکند که کاش مسابقات کشتی گیری جدیدی برگزار شود، کاش یک رویداد جدیدی در کشتی گیری پیش بیاید، کاش باز من را به کشتی گرفتن دعوت کنند.
ذهنیت او این است که در دعوت جدیدی یکبار دیگر غلبه مرا بر رقبایم نشان میدهد، یک بار دیگر پیروزی مرا تثبیت میکند. یک بار دیگر حقانیت ادعای مرا نشان میدهد.
بنابراین هرجا گفتند که میخواهند مسابقاتی برگزار کنند، شاید و مشعوف به این مسابقه میشود، زیرا باور دارد که من غلبه میکنم.
حالا فرض میکنیم یک کشتی گیر ادعا میکند که من بزرگترین کشتی گیر جهان هستم، اما خودش میداند که اینطور نیست و یقین دارد که اینطور نیست.
در این صورت هرجایی که صدا بلند میشود که قرار است مسابقات کشتی برگزار شود، این شخص چیزی جز دل نگرانی ندارد.
او گاهی بهانه میآورد که من امروز مریض هستم و نمیتوانم در مسابقات شرکت کنم، گاهی بهانه میآورد که من باید جراحی انجام دهم، گاهی بهانه میآورد که من مسائل خانوادگی دارم و با همسرم اختلاف دارم نمیتوانم.
او گاهی بهانه میآورد که من مسابقات دیگری دارم و نمیتوانم در این مسابقه شرکت کنم.
او دائماً به دنبال بهانه میگردد برای اینکه مسابقات برگزار نشود، زیرا میداند هر مسابقهای که برگزار شود یک بار دیگر تهی بودن و یاوه بودن ادعایش ثابت میشود.
فرق کسی که واقعاً باور دارد که کشتی گیر است با کسی که باور ندارد کشتی گیر است و تظاهر میکند که من باور دارم به اینکه بزرگترین کشتی گیر هستم، این است که اولین از هر مسابقهای در هر مکان و زمان و وضع و حالی حمایت میکند.
چنین شخصی میپندارد بازهم یک فرصت پیدا شد برای اینکه من برتری خودم را نشان بدهم.
کسی که باور ندارد و به دروغ میگوید باور دارم و میداند که کشتی گیر قابل و ماهری نیست، او از هرگونه رویداد مربوط به کشتی احتراز میکند چون میداند هر رویداد جدیدی زنگ خطر جدیدی است برای او. حالا بنده باور دارم که:
(وَ کلِمَةُ اللَّهِ هِی الْعُلْیا)
و سخن خدا (و آئین او) بالا (و پیروز) است.
سوره توبه (9): آیه 40
و از این نظر از هر گفتگویی استقبال میکنم، اما شما ادعا میکنید. اگر واقعاً باور دارید که؛
(وَ کلِمَةُ اللَّهِ هِی الْعُلْیا)
و اگر باور دارید که عقیده شما (کلِمَةُ اللَّهِ) است شما باید از هر مسابقهای استقبال کنید، از هر قول مخالفی استقبال کنید. من به چیزی باور دارم که شما هرگز باور ندارید از صدر تا ذیلتان.
مقامات روحانیتان و مقامات سیاسیتان هیچکدام باور ندارد. چرا؟! ما این دو مقدمه را کنار همدیگر میگذاریم.
مقدمه اول اینکه اگر می گویید (کلِمَةُ اللَّهِ هِی الْعُلْیا) است و در نهایت حق غلبه میکند و اگر معتقدید و کلام شما (کلِمَةُ اللَّهِ) است، باید «سلیمانیها» بیایند شدیدترین حملهها را به خیال و باورهای دینیتان کنند زیرا که در آن مقابله شما پیروز میشوید."
مجری:
استاد مثالی که ایشان زد حالا فرض میکنیم یک نفر در مقام کشتی در کل دنیا هم اول باشد. منِ نوعی که هیچ چیزی از کشتی نمیدانم به او بگویم که بیا با همدیگر کشتی بگیریم او هیچوقت حاضر نیست بیاید. این چه مثالی است!
دکتر ابوالقاسمی:
آقاجان چشم! حرف شما درست! بغل دستی خود را راضی کن تا با بنده مناظره کند. مگر نگفتید که با هرکسی هرکجا مناظره کند؟! یکی از جاها و یکی از افراد هم من هستم.
اول هم قرار بود با من مناظره کند، اما تا فهمید چه کسی هستم فرار را بر قرار ترجیح داد.
او ادعا میکرد که سن ابوالقاسمی کم است. قبلاً سنش زیراد بود، اما الآن کم شده است. بنابراین من قبلاً قبول کرده بودم با او مناظره کنم، الآن دیگر مناظره نمیکنم. من خودم خیلی مؤدب هستم، اما ابوالقاسمی بی ادب است.
من به شیعیان فحش ندادم، من در مناظره کسی را تکفیر نکردم. بنابراین من با ابوالقاسمی بی ادب و هتاک مناظره نمیکنم.
مجری:
حالا در مثال خودش هم اگر بخواهیم بزنیم، آن کسی که بهانه آورده است و میگوید که من الآن مشکل دارم «سلیمانی اردستانی» است!!
دکتر ابوالقاسمی:
ما به آقای «سروش» گفتیم برای مناظره بیاید، نیامد. ما به هرکسی از رفقای شما گفتیم برای مناظره بیاید، نمیآید. نمیدانیم قضیه چیست! البته چرایی نیامدن برای مناظره را می دانم، اما چند سؤال میپرسم. آقای «ملکیان»؛
(وَ کلِمَةُ اللَّهِ هِی الْعُلْیا)
شما یک مواد فروش را به مدرسه فرزندت بیاور و بگذار تبلیغ مواد مخدر کند. شما که می دانید مواد فروشی بد است و جلوگیری از آن هم قطعاً خوب است. درست است؟!
شما یک مواد فروش را در مدرسه بیاورید و بچهها را آزاد بگذارید تا این مواد فروش هرچه دلش خواست بگوید و تبلیغ مواد کند. شما که می دانید:
(وَ کلِمَةُ اللَّهِ هِی الْعُلْیا)
و شکی نیست که در مسیر حق هستید. شکی نیست که:
(إِنَّ الْباطِلَ کانَ زَهُوقاً)
و (اصولاً) باطل نابود شدنی است!
سوره إسراء (17): آیه 81
قطعاً آن مواد فروش از بین میرود. لذا شما بگذارید آن موارد فروش در مدرسه فرزندتان به بچهها تبلیغ مواد کند.
حالا قضیه را سنگینتر کنیم. یک نفر از اساتید مدرسه بیاید مواد فروش بشود و این خیلی بهتر میشود.
مدل شماها یک نفری با لباس دزدی روحانیت بیاید عقیده شیعه را زیر سؤال ببرد و با همان لباس دزدی روحانیت با شیعیان مناظره کند و شیعه هم باید قبول کند و ناراحت هم نشود.
تازه اگر او را شکست هم داده است باید خوشحال باشد که نباید به او توهین کند، زیرا او به مادر شیعیان هیچ جسارت و بی ادبی نکرده است.
حال یک نفر را با لباس معلمی در مدرسه بگذارید تا مواد فروشی کند. چه اشکالی دارد؟! لباس معلمی بر تنش باشد چه مشکلی دارد؟!
یک نفر با لباس دکتر داروفروش را در داروخانه بگذارید تا به اسم دارو به مردم سم بفروشد. حق روشن میشود، باطل نابود میشود. این چرندیات را جمع کنید. این چه حرفهایی است که میزنید؟!!
جای این حرفها جای دیگری است. میتوانید در جلسات خودتان بنشینید یک مقداری با همدیگر گرم بگیرید، شاید این حرفها بچسبد، اما مردم دیگر فریب این حرفهای شما را نمیخورند.
این شوخیها مال زمانهای گذشته بود. این دوران تمام شد. اگر کلیپ شماره نُه را اتاق فرمان نشان بدهند ممنونم.
مجری:
کلیپ شماره نُه آخرین کلیپی که آماده شده بود را ببینیم. ان شاءالله بقیه را در قسمت بعد خواهیم دید.
کلیپ نُه:
"آقای ملکیان:
پس چرا اگر اینطور است میآیید هر کتابی که سر سوزنی با باورهای شما مخالف باشد منع انتشار میدهید؟! چرا هر کتاب و هر رساله و هر مقالهای کوچکترین مخالفتی با شما داشته باشد را کتاب ضال و مضل تلقی میکنید؟!
چرا جلوی انتشار این کتب را میگیرید؟! چرا ناشران کتب را تهدید میکنید؟! شما باید بگویید که این هم یک مسابقه جدید است.
هر کتابی که بر ضد دین و مذهب است، یک مسابقه جدید است و ما که سخنمان سخن حق است بازهم در این مسابقه پیروز میشویم. شما باید استقبال کنید از کتابهایی که خلاف معتقدات دینی و مذهبیتان است.
انتشار هر کتاب و هر رساله و هر مقالهای مخالف آنچه که دین و مذهب شما میگوید، یک فرصت دیگر است برای غلبه دین و مذهب شما بر مخالفانتان!"
دکتر ابوالقاسمی:
شما باید از اینکه تعداد معلمان مواد فروش در مدرسه زیاد بشود استقبال کنید. هر مقداری تعداد معلمان مواد فروش در مدرسه زیاد شود، یک امتحان و یک چالش جدید برای شما الگوهای اخلاق و تفکر و روشنفکری در جامعه است.
شما یک نفر بروید چهل تا پنجاه تا معلم مواد فروش در مدرسه بگذارید. ببینیم آن موقع چه کسی برنده میشود. شما یا آنها؟!! این هم استدلالهای دیگر آقایان.
مجری:
استدلالهایی که ریشه عقلی و درست و حسابی ندارد واقعاً میبینیم که خیلی راحت میشود در آن مناقشه کرد و آن مغالطات این افراد را حل کرد و پاسخ داد.
خیلی متشکرم جناب آقای دکتر از زحماتی که کشیدید و مباحثی که ارائه فرمودید و برایمان راهگشا بود. ان شاءالله برای بینندگان هم مورد استفاده قرار گرفته باشد.
جناب آقای دکتر ابوالقاسمی از حضورتان در این برنامه تشکر میکنم. از شما عزیزان بیننده هم که این برنامه را دیدید تشکر میکنم. ان شاءالله که برای شما مورد استفاده قرار گرفته باشد.
کانال ایتای «شبکه جهانی حضرت ولی عصر» را در گوشیهایتان داشته باشید. اگر عدد 313 را به «3000151515» بفرستید، لینک آن برای شما میآید و عضو این کانال میشوید.
همکاران ما در آن برنامه میگذارند از همین برنامههای زندهای که تقدیم شما عزیزان بیننده میشود. میتوانید این کلیپها را نشر بدهید و در نشر حقایق اسلام و نشر دین ناب محمدی سهیم شوید.
تا دیداری دیگر از همه شما عزیزان بیننده التماس دعا دارم و شما را به خداوند منّان میسپارم.
اللهم عجل لولیک الفرج
خدانگهدارتان
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته