2020 September 25 - جمعه 04 مهر 1399
کلمه طیبه - وقتی وهابیت برای امامت «اسماعیل» روایت جعلی می سازند!
کد مطلب:3528 گروه: کلمه طیبه آمار بازدید: 771

کلمه طیبه - وقتی وهابیت برای امامت «اسماعیل» روایت جعلی می سازند!
حجت الاسلام یزدانی - 09 تير 1399


  دانلود
امتیاز:
  00:59:15 حجم فیلم: 246 مگابایت

قسمت اول برنامه کلمه طیبه با کارشناسی حجت الاسلام و المسلمین یزدانی

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ:9 تیر 1399

موضوع: وقتی وهابیت برای امامت «اسماعیل» روایت جعلی می سازند!

مجری:

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین

از شب میلاد تو اینگونه حاصل می‌شود

ماه روز اول ذی القعده کامل می‌شود

گوئیا شأن نزولش می‌شود ایران ما

هرچه بر موسی بن جعفر سوره نازل می‌شود

خاک مشهد نسخه ایرانی کرب و بلاست

حضرت معصومه زینب را معادل می‌شود

عرض سلام و ادب و احترام خدمت همه شما بینندگان عزیز و ارجمند و عرض شادباش به مناسبت این فرخنده ایام دهه مبارکه کرامت.

به برنامه خودتان خوش آمدید. برنامه‌ای نام نام آشنا برای همه شیعیان و موالیان اهلبیت (علیهم السلام) و صد البته بسیار نام آشناتر برای معاندان و مخالفان آن انوار مقدس.

هر نقشه شومی که دشمنان و مخالفین برای اهلبیت و اسلام کشیدند این برنامه آنها را نقش برآب کرد.

با سری جدیدی از برنامه «کلمه طیبه» در خدمت شما و مهمان چشمان پرفروغتان هستیم. این افتخار را داریم در خدمت کارشناس بزرگوار استاد عزیزم حضرت حجت السلام و المسلمین دکتر یزدانی باشیم و از محضرشان بهره مند شویم.

اجازه می‌خواهم از طرف خودم و شما بینندگان عزیز سلام عرض کنم خدمت استاد بزرگوار. سلام علیکم؛

حجت الاسلام و المسلمین دکتر یزدانی:

اعوذ بالله من الشیطان اللعین الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله الذی اظهر الوجود و منه بدأ کل حمد و الیه یعود و الصلاة و السلام علی الشاهد و المشهود لکل موجود محمد محمود و علی آله آل الله الودود خلفاء الله علی عالم الغیب و الشهود سیما الحجة بن الحسن المهدی المنتظر الموعود

من هم سلام و عرض ادب دارم خدمت حضرتعالی و همه بینندگان عزیز «شبکه جهانی ولی عصر».

من هم به نوبه خودم این ایام بسیار مبارک را خدمت همه بینندگان عزیز تبریک و تهنیت عرض می‌کنم؛ ولادت حضرت معصومه (سلام الله علیها) که هفته گذشته بود و پیشاپیش ولادت باسعادت حضرت ثامن الحجج علی بن موسی الرضا (علیه السلام).

امیدوارم که خداوند ما را جزو شیعیان واقعی آن حضرت ثبت و ضبط بفرماید و ان شاءالله که این برنامه را هم از ما بپذیرد. در خدمت شما هستیم.

مجری:

ان شاءالله، خیلی ممنون. استاد برای عزیزانی که به تازگی قصد کردند این سلسله مباحث را پیگیری کنند، بفرمایید که رویکرد این برنامه چیست.

اصلاً بفرمایید هدف و رسالت این برنامه چیست و ما می‌خواهیم به چه چیزهایی بپردازیم تا بینندگان

بیشتر با این مباحث مطلع و آشنا شوند.

حجت الاسلام و المسلمین یزدانی:

خدمت شما عرض کنم ما قبلاً برنامه «کلمه طیبه» را داشتیم و حدود صد و بیست جلسه برگزار شد. بسیاری از شیعیان در سراسر عالم با رویکرد و هدف برنامه آشنا هستند و همچنین ممکن است بعضی افراد خبر نداشته باشند.

من هدف و رویکرد برنامه و مطالبی که قرار است در این برنامه گفته شود را از روایتی که «مرحوم طبرسی» در کتاب «احتجاج» نقل کرده است، خدمت بینندگان عزیز توضیح دهم. روایت بسیار زیبایی است.

«مَنْ کانَ هَمُّهُ فِی کسْرِ النَّوَاصِبِ عَنِ الْمَسَاکینِ مِنْ شِیعَتِنَا الْمُوَالِینَ حَمِیةً لَنَا أَهْلَ الْبَیتِ یکسِرُهُمْ عَنْهُمْ وَ یکشِفُ عَنْ مَخَازِیهِمْ وَ یبَینُ عَوَارَهُمْ وَ یفَخِّمُ أَمْرَ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ »

هرکدام از شیعیان ما به دنبال این باشد که کمر خوارج و نواصب را بشکند و از اهل بیت دفاع کند و نواصب را خوار و ذلیل کند و آنان را رسوا کند.

مراد از «الْمَسَاکینِ مِنْ شِیعَتِنَا الْمُوَالِینَ» شیعیانی است که اطلاعات زیادی درباره اعتقادات ندارند، اما در عین حال دوستان اهلبیت (علیهم السلام) هستند.

«جَعَلَ اللَّهُ تَعَالَی هِمَّةَ أَمْلَاک الْجِنَانِ فِی بِنَاءِ قُصُورِهِ وَ دُورِهِ یسْتَعْمِلُ بِکلِّ حَرْفٍ مِنْ حُرُوفِ حُجَجِهِ عَلَی أَعْدَاءِ اللَّهِ أَکثَرَ مِنْ عَدَدِ أَهْلِ الدُّنْیا أَمْلَاکاً قُوَّةُ کلِّ وَاحِدٍ یفْضُلُ عَنْ حَمْلِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرَضِینَ فَکمْ مِنْ بِنَاءٍ وَ کمْ مِنْ نِعْمَةٍ وَ کمْ مِنْ قُصُورٍ لَا یعْرِفُ قَدْرَهَا إِلَّا رَبُّ الْعَالَمِین»

خداوند عالم به ازای دفاع از اهل بیت و رسوا کردن خوارج و شیاطین در بهشت بهترین قصرها را برای آنان بنا می‌کند و بهترین خانه‌های مجلل را به آنان می‌دهند و هر حرفی که در دفاع از شیعه و پاسخ به شبهات بزنند خداوند عالم به اندازه تمام ثروت مردم دنیا به آن‌ها کرم می‌کند.

الإحتجاج علی أهل اللجاج، نویسنده: طبرسی، احمد بن علی، محقق / مصحح: خرسان، محمد باقر، ج 1، ص 19، فصل فی ذکر طرف مما أمر الله فی کتابه من الحجاج و الجدال بالتی هی أحسن و فضل أهله

طبق این روایت وظیفه ما مشخص است. کار ما مشخص است. رویکرد ما مشخص است. ما می‌خواهیم در این برنامه از اهلبیت (علیهم السلام) دفاع کنیم.

در قدم اول از حق غصب شده حضرت امیرالمؤمنین علی بن أبی طالب (سلام الله علیه) البته اگر قابل باشیم دفاع کنیم، در برابر نواصبی که شب و روز خود را برای حمله به اهلبیت و عقاید و دشمنی با آن بزرگواران گذاشتند.

وظیفه ما در این برنامه «وَ یکشِفُ عَنْ مَخَازِیهِمْ» هست و زشتی‌ها و پلیدی‌های نواصب را بیان خواهیم کرد و به بینندگان عزیز نشان خواهیم داد.

«وَ یبَینُ عَوَارَهُمْ»؛ ما کارهایی که وهابیت انجام می‌دهند را همانطور که قبلاً در برنامه «کلمه طیبه» انجام می‌دادیم، ان شاءالله در این برنامه هم انجام خواهیم داد.

بنابراین در یک کلام وظیفه ما در برنامه «کلمه طیبه» به خواست خداوند و توجهات حضرت صاحب الزمان دفاع از اهلبیت و دفع فتنه نواصب و پاسخگویی به شبهات آنها و بردن آبروی نواصبی که تمام کار و سرمایه خود را در راه تهاجم علیه شیعه گذاشتند.

ما ان شاءالله در برابر وهابیت سدی خواهیم بود و شبهات آنها را پاسخ خواهیم داد. ما همه شبکه‌های وهابی را رصد خواهیم کرد و شبهاتشان را در حد توان و بیش از قبل پاسخ خواهیم داد.

مجری:

بسیار عالی و جامع و کامل و مفید فرمودید. ان شاءالله همانطور که فرمودید، بتوانیم جزو شیعیان واقعی شویم که در مقابل فتنه نواصب از شیعیان دفاع می‌کنند.

بینندگان مستحضر هستند همانطور که استاد بزرگوار فرمودند، این برنامه چنین نیست که یک نفر متکلم وحده باشد و بگوید که فلان شبهه وجود دارد و ما به فلان شبهه پاسخ می‌دهیم. همانطور که استاد بزرگوار فرمودند، چالشی بودن کار جذابیت دارد.

دوستانی که همراه با برنامه بودند، مستحضر هستند که شبهات را از منشأ و سرچشمه خودش و کسی که خود قائل به این هست می‌گیریم و در قالب کلیپ برای شما بینندگان عزیز پخش می‌کنیم.

وقتی منشأ و سرچشمه شبهات را بیان کند، به همان می‌تازیم و به همان جواب می‌دهیم. ان شاءالله در این راه در دفاع از حریم اهلبیت بتوانیم موفق باشیم و از کلمات استاد ارجمند و بزرگوار استفاده کنیم.

ضمناً برای تمام شما بینندگان عزیز این فرصت هست که اگر قصد دارید با برنامه تماس بگیرید و مطلب و سؤالی مطرح کنید، ما در خدمت شما هستیم. شما می‌توانید به همین شماره‌های زیرنویس شده تماس بگیرید و ارتباط برقرار می‌شود.

به متن اصلی این برنامه می‌رویم. کلیپ 01 را با هم می‌بینیم:

"این دوازده امام اگر توسط رسول الله معرفی شده است بسیار بد می‌شود، زیرا امام جعفر صادق با فرمان رسول الله مخالفت کرد و بعد از خود ابتدا «اسماعیل بن جعفر» را به عنوان امام معرفی کرد. بعد از آنکه «اسماعیل بن جعفر» از دنیا رفت، فرمود:

«بدا لله فی إمامة إسماعیل»

روایت در منابع یافت نشد

خداوند نظرش را در مورد امامت اسماعیل تغییر داده است. نام مخالفت امام جعفر صادق با فرمان رسول الله را چه می‌گذارید، من نمی‌دانم!

بلاشک که قضیه بداء از اینجا نشأت گرفت که امام جعفر صادق با فرمان رسول الله با این وضعیت مخالفت کرده است و این خیلی بد می‌شود.

به نظر من دوازده امام که توسط رسول الله معرفی شده است را نادیده بگیرید، زیرا برای خودتان بهتر است. حال می‌خواهید نادیده نگیرید، نگیرید.

وضعیت امام جعفر صادق بد می‌شود که با فرمان رسول الله مخالفت کرده است، مگر اینکه بگویید حدیث دوازده امام به امام جعفر صادق نرسیده بود. اول بسم الله نمی‌دانست که «اسماعیل» را معرفی کرد، سپس متوجه شد که این روایت وجود دارد.

حضرت صادق بعد از آن گفت حال که «اسماعیل» از دنیا رفته است، بگوییم که امام موسی کاظم هست. این قضیه دوازده امام است."

کلیپی را که دیدید از «شبکه کلمه» بود. البته همانطور که استاد فرمودند از تمامی شبکه‌ها رصد می‌شوند و مورد پایش قرار می‌گیرند.

در کلیپی که از «شبکه کلمه» منتشر شد، فرد به اصطلاح کارشناس وهابی این سؤال را مطرح کرد و ما هم آن را از استاد عزیز می‌پرسیم.

صحبت ایشان این بود که اگر روایت خلفای اثناعشر واقعاً از زبان پیامبر صادر شده است، چرا امام جعفر صادق (علیه السلام) با این روایت مخالفت کردند و در ابتدا «اسماعیل» فرزندش را به عنوان جانشین بعد از خود انتخاب کردند؟

بعد از گذشت اینکه بالاخره دید «اسماعیل» از دنیا رفت، امام موسی کاظم را معرفی کرد. آیا همین دلیل خود نشانگر این نیست که شبهه «شبکه کلمه» این بود که امام جعفر صادق دروغگو بود و چنین چیزی را می‌خواهد اثبات کند؟

حجت الاسلام و المسلمین یزدانی:

روایتی داریم که هم شیعه و هم اهل سنت آن را نقل کردند. این روایت به قدری در منابع شیعه و اهل سنت سند دارد که می‌توان آن را جزو روایات متواتر شمرد. این روایت، روایت «خلفائی اثناعشر» است.

این روایت هم در کتاب «صحیح بخاری» آمده است، هم در کتاب «صحیح مسلم» آمده است و هم صحاح دیگر و مسانید و سنن اهل سنت آمده است. کمتر کتابی از کتاب‌های حدیثی اهل سنت است که این روایت در آن نیامده باشد.

 پیامبر بزرگوار اسلام می‌فرماید: خلفاء بعد از من تا قیامت دوازده نفر هستند. تا اسلام هست در بین مسلمانان تنها دوازده نفر خلافت خواهند کرد.

حال در کتب «صحیح بخاری» و «صحیح مسلم» همین است. گاهی اوقات پیغمبر اکرم نقباء بنی اسرائیل را می زند که می‌خواهند بفرمایند همان دوازده نفر هستند و بیشتر از دوازده نفر نخواهند شد.

این روایت در کتب شیعه با سندهای صحیح به طور مفصل نقل شده است. از دیدگاه اهل سنت در کتب «صحیح بخاری» و «صحیح مسلم» با سندهای صحیح به صورت فراوان از «جابر بن سمره» نقل شده است.

خدمت شما عرض کنم که وهابیت در برابر این روایت می‌خواهند چکار کنند؟ چه بلایی بر سر این روایت می‌آورند و چطور بر خلفایشان تطبیق می‌دهند؟

آن‌ها راهی ندارند و نمی‌توانند دوازده خلیفه را معین کنند که فلان نفر اولی و دومی و سومی تا الی آخر هستند. بالاخره این دوازده نفر چه کسانی هستند؟ بالاخره نشان خواهم داد که این افراد متحیر هستند و پاسخی برای این روایت ندارند.

تنها مذهبی که این روایت را معنا می‌کند و می‌تواند مقصود این روایت را مشخص کند، مذهب امامیه و شیعه دوازده امامی و اثناعشری است که می‌فرماید:

پیغمبر اکرم فرموده است امامان بعد از من دوازده نفر هستند و نام تک تک آن بزرگواران را از امام اول تا دوازدهم نام می‌برد.

وهابیت به خاطر اینکه این روایت را پاسخ بدهند، شبهه‌ای را مطرح کردند که بحث انتصاب «اسماعیل» فرزند امام جعفر صادق (علیه السلام) به عنوان امام است.

ایشان مدعی بود که اگر روایت «خلفائی اثناعشر» درست بود، چرا امام صادق فرزندش «اسماعیل» را به جانشینی خودش انتخاب کرد.

بعد از آنکه «اسماعیل» از دنیا رفت بحث بداء شروع شد و سپس امام کاظم را انتخاب کرد. بنابراین معلوم می‌شود که اصلاً این روایت درست نیست!!

این روایت هرطور باشد فرض کنیم که شیعه در آن مشکل داشته باشد، شما که این روایت را در کتب «صحاح» خود نقل کردید. مشکل شما چیست؟ چرا نمی‌توانید این روایت را معنا کنید؟

اولاً اینکه ایشان دروغ بسیار واضحی گفتند. ایشان روایتی را از زبان امام صادق خواندند که چنین است:

«بدا لله فی امامة اسماعیل»

من تحدی می‌کنم. جناب آقای «هاشمی» بزرگوار! شما این روایت را در منابع و کتب حدیثی شیعه با سند معتبر به ما نشان بدهید. هیچ کتابی از کتب روایی شیعه این روایت را با این تعبیر «بدا لله فی

امامة اسماعیل» نقل نکرده است.

روایت از زبان اسماعیلیه نقل شده است. روایت از زبان زیدیه نقل شده است که آنها شبهه می‌کردند و این مسائل را در همان زمان مطرح می‌کردند.

این در حالی است که در کتب شیعه از زبان امام صادق (علیه السلام) روایتی پیدا کنید که گفته باشد «بدا لله فی امامة اسماعیل»!!!

مجری:

یعنی در همین شبهه هم دروغ وجود دارد؟

حجت الاسلام و المسلمین یزدانی:

ایشان اصلاً دروغ واضحی می‌گوید. چنین روایتی کجاست؟ شما که لب تاب مقابل رویتان هست، چنین روایتی از کتب شیعه به ما نشان دهید که شیعه از زبان امام صادق نقل کرده باشد: «بدا لله فی امامة اسماعیل».

تعبیرهای دیگر هست، اما «فی امامة اسماعیل» در آنها نیست. این دروغی بود که این شخص گفت.

بنده از بینندگان عزیز درخواست می‌کنم روزهای بعد هرزمانی که به این شبکه زنگ زدید، از آقای «هاشمی» یا کارشناسان دیگر بخواهید که چنین روایتی به شما نشان بدهند.

در شبکه شما روایتی خوانده شده که گفتید امام صادق فرموده باشند: «بدا لله فی امامة اسماعیل». این روایت را به ما نشان بدهید.

چنین روایتی حقیقت ندارد و دروغ محض است. وهابی‌ها اگر دروغ نگویند روزگارشان نمی‌گذرد و راه چاره‌ای غیر از دروغگویی ندارند. دروغگویی شغل این افراد است و مجبورند که دروغ بگویند.

به هر حال من از بینندگان عزیز درخواست می‌کنم که زنگ بزنند و از او بپرسند که این روایت را به شما نشان بدهد. هرکسی در این زمینه کلیپ درست کرد، برای ما بفرستد. ان شاءالله ما خودمان رصد می‌کنیم و برنامه بعد کلیپ را پخش خواهیم کرد.

نکته دوم این است که اصلاً امامت «اسماعیل» هیچ سند معتبری ندارد. اسماعیلیه ادعاهایی می‌کنند، اما هیچ سندی ندارد. از قدیم الأیام علمای شیعه تحدی کردند.

به عنوان مثال «شیخ صدوق»، «شیخ طوسی» و «شیخ مفید» از قدیم الایام تحدی می‌کردند که اگر ادعا می‌کنید چنین داستانی بوده است، روایتی به ما نشان بدهید.

به عنوان مثال «شیخ صدوق» در کتاب شریف «کمال الدین» صفحه 69 از زبان زیدیه همین کلماتی را نقل می‌کند آقای «هاشم زهی» یا «هاشمی» گفتند. در این کتاب وارد شده است:

«إنهم زعموا أن جعفر بن محمد ع نص لهم علی إسماعیل»

آن‌ها خیال می‌کنند که امام صادق فرزند خود اسماعیل را انتخاب کرده است.

«و أشار إلیه فی حیاته ثم إن إسماعیل مات فی حیاته فَقَالَ: مَا بَدَا لِلَّهِ فِی شَی‌ءٍ کمَا بَدَا لَهُ فِی إِسْمَاعِیلَ ابْنِی ...»

ایشان در ادامه می گویند که زیدیه چنین دروغی می گویند. ایشان سپس صحبت‌های دیگری بیان می‌کنند تا جایی که می‌نویسند:

«فقلنا لهم بم قلتم إن جعفر بن محمد ع نص علی إسماعیل بالإمامة»

ما از شما زیدیه می‌پرسیم که حرفتان چیست؟ شما فکر می‌کنید امام صادق اسماعیل را انتخاب کرده است؟

«و ما ذلک الخبر و من رواه»

این خبر کجاست و چه کسی چنین روایتی را نقل کرده است؟

«و من تلقاه بالقبول»

چه کسی این روایت را پذیرفته است؟

«فلم یجدوا إلی ذلک سبیلا»

شما هیچ روایتی در این زمینه ندارید.

«و إنما هذه حکایة ولدها قوم قالوا بإمامة إسماعیل»

کسانی که به امامت اسماعیل قائل بودند، این داستان را به وجود آوردند.

مجری:

کارشناسان شبکه نگاه می‌کنند تا ببینند در هر کتابی چنین چیزی آمده باشد، آن را تکرار می‌کنند.

حجت الاسلام و المسلمین یزدانی:

بله. هزار سال پیش علمای ما به این شبهات پاسخ دادند.

«لیس لها أصل»

چنین روایتی ریشه ندارد.

کمال الدین و تمام النعمة، نویسنده: ابن بابویه، محمد بن علی، محقق / مصحح: غفاری، علی اکبر، ج 1، ص 69، باب الشبهة الثانیة حول نص الإمام الصادق ع لابنه إسماعیل و البداء فیه

این روایت دروغ محض است که امام صادق (علیه السلام) فرزندش را نصب کرده باشد، سپس بدا حاصل شده باشد. این جوابی است «شیخ صدوق (رضوان الله تعالی علیه)» می‌دهد. «شیخ مفید» هم در کتاب «فصول المختارة» همین تحدی را کرده است.

«لیس أحد من أصحابنا یعترف بأن أبا عبد الله ع نص علی ابنه إسماعیل»

هیچ شیعه‌ای پیدا نمی‌کنید که پذیرفته باشد امام صادق فرزندش اسماعیل را انتخاب کرده باشد.

الفصول المختارة، نویسنده: مفید، محمد بن محمد، محقق / مصحح: میر شریفی، علی، ص 308، باب الرد علی الإسماعیلیة

هیچ راوی از روات شیعه چنین مطلبی را نقل نکردند، بلکه آنها نقل کردند. زیدی‌ها برای اینکه امام صادق را تکذیب کنند و نعوذ بالله امام صادق را دروغگو جلوه دهند، دائماً این مطلب را نقل می‌کردند.

مجری:

و اصلاً اعتقاداتشان را هم بر همین دروغ پایه گذاری کردند.

حجت الاسلام و المسلمین یزدانی:

دقیقاً. اسماعیلی‌ها هم برای اینکه امامت «اسماعیل» را ثابت کنند، بر همین دروغ پایه گذاری کردند، اما شیعه چنین روایتی را نقل نکرده است. این تهمت و دروغی است که وهابیت می‌زنند.

همینطور «شیخ صدوق (رضوان الله تعالی علیه)» داستان را کامل توضیح می‌دهد و می‌گوید: جماعتی از شیعیان بودند که تصور می‌کردند همیشه امامت در بزرگترین فرزند امام است. هر امامی از دنیا می‌رود، بزرگ‌ترین فرزندش امام می‌شود.

آن‌ها چنین تصوری داشتند، اما وقتی «اسماعیل» از دنیا رفت، همه فهمیدند که چنین چیزی وجود ندارد؛

«و أنه لم ینصبه إماما»

و شیعیان فهمیدند اسماعیل امام نیست.

مردم فهمیدند که امام صادق «اسماعیل» را به عنوان امام انتخاب نکرده است و برای مردم بدا حاصل شد. مردم متوجه شدند و فهمیدند، نه اینکه بدا برای خدا حاصل شده باشد. اصلاً برای خداوند بدا حاصل نمی‌شود.

بدایی که وهابیت به آن معتقدند هستند. خداوند که می‌دانستند «اسماعیل» زودتر از دنیا می‌رود، مگر ممکن بود چیزی بداند و خلاف دانسته خود حرفی بزند؟! این تهمت است و ما چنین چیزی را قبول نداریم.

مجری:

یعنی متن حدیث هم واضح است که چنین چیزی جعلی است.

حجت الاسلام و المسلمین یزدانی:

بله. «شیخ طوسی» در نهایت می‌نویسد:

«فإن ذلک لا یجوز علی الله تعالی العالم بالعواقب»

الغیبة (للطوسی) / کتاب الغیبة للحجة، نویسنده: طوسی، محمد بن الحسن، محقق / مصحح: تهرانی، عباد الله و ناصح، علی احمد، ص 202، باب الکلام علی الواقفة

خداوند که می‌دانستند «اسماعیل» چه زمانی از دنیا می‌رود. چطور ممکن است «اسماعیل» را از زبان امام صادق معرفی کند، سپس بدا برایش حاصل شود؟!

نکته‌ای را خدمت همه بینندگان عزیز عرض کنم و آن اینکه اصلاً بدا در امامت ممکن نیست و محال است. بدا در سری علومی ممکن است که خداوند در خزینه علم خودش می‌داند و بعد آن را به دلایلی تغییر می‌دهد.

به عنوان مثال خداوند برای من مقدر کرده است که در فلان روز از دنیا بروم، اما من سلیقه می‌دهم و با سلیقه‌ای که می‌دهم خداوند آن بلا را از من دفع می‌کند و عمر من را طولانی‌تر می‌کند.

حال علمی را خداوند به پیغمبرش خبر داده است و پیغمبر به مردم خبر داده است. پیغمبر اکرم به مردم گفته و ائمه اطهار هم برای مردم گفته است. چنین بدایی در چنین موضوعی اصلاً امکان پذیر نیست، زیرا تکذیب پیغمبر اکرم است.

به عنوان مثال پیغمبر اکرم بفرماید که در فلان روز فلان اتفاق می افتد. اگر آن اتفاق نیفتد، سبب تکذیب پیغمبر اکرم می‌شود و دیگر مردم به پیغمبر اطمینان می‌کند. چنین نمی‌شود که پیغمبر اکرم روزی حرفی را بزنند و فردا بگویند که این کار نشد و بدا شد.

مجری:

عرض زیر سؤال می‌رود.

حجت الاسلام و المسلمین یزدانی:

اصلاً خود پیغمبر اکرم زیر سؤال می‌رود. در این صورت پیغمبر و امام تکذیب می‌شود. در مسئله‌ای که خداوند به پیغمبر اکرم، ائمه اطهار و ملائکه خبر داده است اصلاً بدا راه ندارد و امامت جزئی از اینهاست.

پیغمبر اکرم صراحتاً خلیفه بعد از خود را معرفی کرده است، خلیفه بعد از امیرالمؤمنین را معرفی کرده است و تک تک تا نام دوازده امام را به ما معرفی کرده است.

بنابراین اصلاً امکان ندارد بدا در این حاصل شود که بخواهد وسط آن کسی عوض شود. این هم نکته بعدی بود که خدمت شما گفتم. نکته مهم این است که آقای «هاشمی» دروغ گفته است و باید دروغ خود را ثابت کند.

مجری:

شما جدای از اینها فرمودید که شیعه هیچ روایتی با این تعبیر نقل نکرده است و اصلاً ما دلیلی بر این مطلب نداریم که «اسماعیل» بخواهد جانشین باشد.

حال اگر به جهت محکم کاری بخواهیم بگوییم، آیا روایت صحیحی داریم که امام صادق صراحتاً امامت «اسماعیل» را نفی کرده باشند؟

حجت الاسلام و المسلمین یزدانی:

بله. روایت در این زمینه فراوان داریم که امام صادق صریح امامت «اسماعیل» را نفی کرده باشد.

در آن زمان این قضیه همهمه و سروصدا ایجاد کرده بود. عده‌ای از مخالفان امام صادق دائماً تلاش می‌کردند این مسئله را جا بیندازند و شایعه می‌کردند و حرف آن را می‌زدند.

در همان زمان‌ها امام صادق بارها و بارها در جاهای متعدد حرف‌های تندی علیه «اسماعیل» دارد. بنده روایتی برای شما بخوانم که در این زمینه صریح و واضح است که امام صادق امامت فرزندش «اسماعیل» را نفی می‌کند.

روایتی در کتاب شریف «الإمامة و التبصرة من الحیرة» اثر پدر «شیخ صدوق»، «ابی الحسن علی بن حسین بن بابویه قمی» آن را نوشته است. «ابن بابویه قمی» پدر «شیخ صدوق» این روایت را در کتاب «الإمامة» خودش نقل کرده است.

کتاب، کتاب معتبری است و نویسنده آن یکی از بزرگان تاریخ شیعه است، به طوری که ائمه اطهار کاملاً به او اعتماد کامل دارند.

در این کتاب که در «مدرسه امام مهدی» در قم مقدس به چاپ رسیده است، در صفحه 66 باب 13 باب امامة موسی بن جعفر روایتی نقل شده است. سند این روایت کاملاً صحیح است و روایت چنین است:

«کنْتُ عِنْدَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَلَیهِ السَّلَامُ وَ عِنْدَهُ إِسْمَاعِیلُ ابْنُهُ»

ما نزد امام صادق بودیم و فرزندش اسماعیل هم در آنجا حضور داشت.

«فَسَأَلْتُهُ عَنْ قَبَالَةِ الْأَرْضِ، فَأَجَابَنِی فی‌ها»

ما در مورد مسئله‌ای سؤال کردیم و امام صادق هم جواب ما را داد.

«فَقَالَ لَهُ إِسْمَاعِیلُ: یا أَبَتِ، إِنَّک لَمْ تَفْهَمْ مَا قَالَ لَک!»

سپس اسماعیل گفت: پدر، تو نفهمیدی که اینها از تو چه پرسیدند!

مشاهده کنید «اسماعیل» امام صادق را به نفهمیدن متهم می‌کند!!!

«قَالَ: فَشَقَّ ذَلِک عَلَی، لِأَنَّا کنَّا یوْمَئِذٍ نَأْتَمُّ بِهِ بَعْدَ أَبِیهِ»

راوی می‌گوید: من از این حرف بسیار تعجب کردم، زیرا که تصور می‌کردیم اسماعیل بعد از پدرش امام خواهد شد.

«فَقَالَ: إِنِّی کثِیراً مَا أَقُولُ لَک: (الْزَمْنِی، وَ خُذْ مِنِّی) فَلَا تَفْعَل»

امام صادق فرمود: اسماعیل من زیاد به تو گفتم که نزد من بیا و از من درس بیاموز، اما تو عمل نمی‌کنی.

مطالب دیگری در این روایت هست و روایت بسیار طولانی است. راوی می‌گوید: من از امام صادق سؤال کردم که قضیه چیست.

«فَقَالَ: إِنَّ إِسْمَاعِیلَ لَیسَ مِنِّی کأَنَا مِنْ أَبِی»

حضرت فرمود: جایگاهی که من نزد پدرم داشتم، اسماعیل نزد من ندارد.

حضرت به صراحت فرمودند که من جانشین پدرم بودم، اما او جانشین پدر من نیست.

«فَقَالَ: إِنَّ إِسْمَاعِیلَ لَیسَ مِنِّی کأَنَا مِنْ أَبِی»

روایت طولانی است. راوی می‌گوید چند بار از امام سؤال کردم که امام بعد از شما چه کسی است. حضرت پاسخ نمی‌دادند، زیرا در دوره بسیار سختی زندگی می‌کردند و نگران جان امام موسی کاظم بودند.

راوی می‌گوید: وقتی مدام اصرار کردم، حضرت مرا به جایی بردند که کسی در آنجا نباشد، دو رکعت نماز خواندند، سپس مرا خواستند و من داخل شدم.

«إِذْ دَخَلَ عَلَیهِ الْعَبْدُ الصَّالِحُ، وَ هُوَ غُلَامٌ حَدَثٌ، وَ بِیدِهِ دِرَّةٌ، وَ هُوَ یبْتَسِمُ ضَاحِکا»

در همان زمان امام کاظم وارد شد به طوری که جوان بودند و در دستشان تازیانه‌ای داشتند و می‌خندیدند.

امام صادق با امام کاظم با مهربانی صحبت کردند. روایت طولانی است و در ادامه وارد شده است:

«فَقَالَ: تَرَی ابْنِی هَذَا؟ إِنِّی لَأَجِدُ بِهِ کمَا کانَ أَبِی یجِدُ بِی»

امام صادق فرمود: پسرم را دیدی؟ من همان چیزهایی را در پسرم موسی می‌بینم که پدرم در من می‌دید.

مجری:

نص بر امامت؟

حجت الاسلام و المسلمین یزدانی:

خیلی واضح است. سپس بازهم سؤال کردم:

«قُلْتُ: یا سَیدِی زِدْنِی»

گفتم: مولای من! بازهم به من بگو.

او دائماً دنبال تصریح بود.

«قَالَ: أَ تَرَی ابْنِی هَذَا؟ إِنِّی لَأَئْتَمِنُهُ عَلَی مَا کانَ أَبِی یأْتَمِنُنِی عَلَیه»

راوی می‌گوید بازهم قانع نشدم و دائماً اصرار کردم.

«قَالَ: قُمْ، فَخُذْ بِیدِهِ فَسَلِّمْ عَلَیهِ، فَهُوَ مَوْلَاک وَ إِمَامُک مِنْ بَعْدِی»

امام فرمود: بلند شو، دست این آقا را بگیر و به او سلام بده، او مولای تو و امام تو بعد از من است.

مجری:

با اینکه «اسماعیل» از امام موسی کاظم بزرگتر بود.

حجت الاسلام و المسلمین یزدانی:

بله «اسماعیل» بزرگ‌تر و زنده بود. این روایت در زمان حضور «اسماعیل» است.

«قَالَ: قُمْ، فَخُذْ بِیدِهِ فَسَلِّمْ عَلَیهِ، فَهُوَ مَوْلَاک وَ إِمَامُک مِنْ بَعْدِی»

امام فرمود: بلند شو، دست این آقا را بگیر و به او سلام بده، او مولای تو و امام تو بعد از من است.

«لَا یدَّعِیهَا فِیمَا بَینِی وَ بَینَهُ- أَحَدٌ إِلَّا کانَ مُفْتَرِیا»

کسی بین من و موسی ادعای نبوت نمی‌کند، جز آدم دروغگو.

کسی که بعد از من ادعای امامت کند و بخواهد بین من و امام موسی کاظم امام باشد، او دروغگو است. این روایت بسیار واضح و صریح است. در ادامه مطالب دیگری هم وجود دارد. امام چند بار دیگر این مطلب را تکرار می‌کند.

«فَقَالَ: ابْنِی مُوسَی (عَلَیهِ السَّلَامُ) إِمَامُک وَ مَوْلَاک (مِنْ- خ) بَعْدِی، لَا یدَّعِیهَا أَحَدٌ فِیمَا بَینِی وَ بَینَهُ إِلَّا کاذِبٌ وَ مُفْتَر»

حضرت می‌فرماید: پسرم موسی امام و مولای تو بعد از من است. کسی بعد از من غیر از پسرم موسی ادعای امامت نمی‌کند، مگر دروغگو.

الإمامة و التبصرة من الحیرة، نویسنده: ابن بابویه، علی بن حسین، محقق / مصحح: مدرسه امام مهدی علیه السلام، ص 69، ح 56

این روایت بسیار واضح است و اصلاً دو مسئله را ثابت می‌کند؛ از یک طرف ثابت می‌کند که «اسماعیل» امام نیست. «اسماعیل» آن معرفت را نداشت. چه کسی جرئت می‌کند در حضور امام صادق به حضرت بفرماید تو نمی‌فهمی؟!!

مشخص است نه تنها «اسماعیل» امام نیست، بلکه معرفت یک شیعه را هم ندارد. این شیعه از این مسئله ناراحت شده است.

این روایت، امامت «اسماعیل» را صریح نفی می‌کند و امام می‌فرماید که او اصلاً آن جایگاه را ندارد. از طرف دیگر به صراحت امامت امام موسی کاظم (علیه السلام) را هم ثابت می‌کند. سند روایت هم صحیح است.

این تنها یک روایت نیست، بلکه به عنوان مشت نمونه خروار و قطره‌ای از دریایی است که بحث امامت امام کاظم و امامان بعد از آن بزرگوار را ثابت می‌کند. در خدمت شما هستم.

مجری:

بنابراین با این بیان نه تنها این دروغی که وهابیت بستند که امام صادق «اسماعیل» را جانشین خود قرار داد دروغی بیش نیست و چنین چیزی وجود ندارد، بلکه برعکس آن را هم در روایات صحیح شیعه داریم.

وهابی‌ها هم طبیعتاً کارشان همیشه همین است که برای رسیدن به این نقشه شوم خودشان به این نوع روایات ساختگی از خودشان بسنده می‌کنند یا ادعا می‌کنند که در فلان فرقه فلان مطلب آمده است.

آن‌ها فکر می‌کنند این مطالب می‌تواند برچسب خوبی برای چسباندن به شیعه باشد و این کار را انجام می‌دهند.

غافل از اینکه چنین برنامه‌هایی هستند که نقشه شوم آنها را نقش بر آب کند و به آنها اجازه ندهد که چنین پیشتازی کنند و بخواهند خدای ناکرده منحرفان را در دین اسلام قدرت بدهند و بتوانند این انحراف فکری را به وجود بیاورند.

سؤالات زیادی هم هست از جمله اینکه بالاخره روایتی که همان اول راجع به خلفای اثناعشر بیان شد، فرمودید که در روایات اهل سنت هم زیاد ذکر شده و در حد متواتر است.

حال ان شاءالله به این سؤالات هم می‌رسیم، بعد از اینکه میان برنامه ببینیم و خدمت شما برگردیم.

سلام مجدد عرض می‌کنم خدمت همه شما بینندگان عزیز و امیدوارم تا این لحظه که برنامه را پیگیری کردید، متوجه شده باشید که این برنامه بسیار برنامه چالشی هست.

ما به روشنی به همان منشأ اصلی شبهات می‌پردازیم، شبهات را می‌گیریم و به آن پاسخ می‌دهیم. تا الآن هم صحبتی که از «شبکه کلمه» پخش شد، به روشنی اثبات کرد که دروغ محضی بیش نیست و هیچ نوع سند و مدرکی ندارد.

اتفاقاً سؤالی که ما الآن می‌خواهیم بپرسیم و برای خودمان هم جای سؤال دارد، این است که بالاخره اهل سنت همانطور که فرمودید چنین روایاتی در کتب صحیحین خودشان که برایشان بسیار با اهمیت است ذکر شده است.

بالاخره اینها چکار می‌کنند؟! آن‌ها زمانی که با روایاتی در کتب خودشان روبرو می‌شوند که پیغمبر اکرم فرمودند خلفای اثناعشر جانشینان من هستند، چه عکس العملی نشان می‌دهند؟ در خدمت شما هستیم.

حجت الاسلام و المسلمین یزدانی:

همانطور که شما فرمودید، روایت در صحاح اهل سنت است. بنده خیلی سریع این روایت را از «صحیح مسلم» نشان دهم.

در کتاب «صحیح مسلم» یکی از صحیح‌ترین کتاب‌های اهل سنت بابی تحت عنوان «باب الإمارة» آمده است.

در این باب، روایت اول، روایت پنجم، روایت ششم، روایت هفتم، روایت هشتم، روایت نهم، روایت دهم و همینطور روایات متعددی از زبان رسول گرامی اسلام وارد شده است که می‌فرماید:

«لَا یزَالُ الْإِسْلَامُ عَزِیزًا إلی اثنی عَشَرَ خَلِیفَةً»

سپس می‌فرمایند:

«فقال کلهم من قُرَیشٍ»

صحیح مسلم، اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسین القشیری النیسابوری، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ج 3، ص 1453، ح 1821

و:

«لَا یزَالُ هذا الْأَمْرُ عَزِیزًا إلی اثنی عَشَرَ خَلِیفَةً»

سپس می‌فرمایند:

«فقال کلهم من قُرَیشٍ»

صحیح مسلم، اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسین القشیری النیسابوری، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ج 3، ص 1453، ح 1821

و:

«لَا یزَالُ هذا الدِّینُ عَزِیزًا مَنِیعًا إلی اثنی عَشَرَ خَلِیفَةً»

سپس می‌فرمایند:

«فقال کلهم من قُرَیشٍ»

صحیح مسلم، اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسین القشیری النیسابوری، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ج 3، ص 1453، ح 1821

حال بحث درباره این روایت زیاد هست که باید در یک زمان دیگر به صورت تخصصی به آن پرداخته شود. این روایت در کتاب «صحیح بخاری» هم هست. حال باید ببینیم این افراد چکار کردند و برخوردشان با این روایت چه بوده است؟ آن‌ها از این روایت چه فهمیدند؟

ببینید علمای اهل سنت در این خصوص چه نظری دارند. «ابن جوزی» یکی از بزرگان تاریخ اهل سنت است. به طور کلی همه کسانی که مذهب امامیه را ندارند، با این روایت به مشکل خوردند.

آن‌ها کتابی تحت عنوان «کشف المشکل من حدیث الصحیحین» نوشتند و می‌خواهند مشکلات احادیث کتب «صحیح بخاری» و «صحیح مسلم» را حل کنند. آن‌ها زمانی که به این روایت رسیدند، می‌نویسند:

«وَفِی رِوَایة: لَا یزَال أَمر النَّاس مَاضِیا مَا ولیهم اثْنَا عشر رجلا کلهم من قُرَیش»

در این روایت که پیغمبر اکرم فرمود: امر مردم به سرانجام نمی‌رسد تا اینکه دوازده نفر که همگی از قریش هستند حکومت خواهند کرد.

«هَذَا الحَدِیث قد أطلت الْبَحْث عَنهُ، وطلبته مظانه، وَسَأَلت عَنهُ»

من خیلی درباره این روایت گشتم و جستجو کردم، دیدگاه‌های مختلف را دیدم و سؤال کردم.

مقصود پیغمبر اکرم چیست؟ حال پیغمبر اکرم به زبان پرندگان صحبت کرده است؟ به زبان چرندگان صحبت کرده است؟ پیغمبر اکرم به زبان عربی سلیس و واضح صحبت کرده است که بسیار واضح و صریح است و جای ابهامی باقی نگذاشته است.

«ابن جوزی» می‌گوید: من بسیار در خصوص این روایت جستجو کردم و از افراد زیادی پرسیدم؛

«فَمَا رَأَیت أحدا وَقع علی الْمَقْصُود بِهِ»

اما یک نفر را پیدا نکردم که این روایت را فهمیده باشد.

الکتاب: کشف المشکل من حدیث الصحیحین، المؤلف: جمال الدین أبو الفرج عبد الرحمن بن علی بن محمد الجوزی (المتوفی: 597 هـ(، المحقق: علی حسین البواب، الناشر: دار الوطن – الریاض، ج 1، ص 449، ح 427

مگر پیغمبر اکرم چه مطلبی فرمودند؟! رسول گرامی اسلام فرمودند که بعد از من دوازده خلیفه می‌آیند. فهم این مطلب اینقدر سخت است که نیاز به پرسش از این و آن دارد؟!! «ابن جوزی» ادعا می‌کند که ما نفهمیدیم مقصود این روایت چیست.

«مهلب» هم یکی از بزرگان اهل سنت است که مطالب زیادی در کتب اهل سنت از او نقل شده است. در کتاب «شرح صحیح بخاری» اثر «ابن بطال» جلد 8 صفحه 287 وارد شده است:

«قال المهلب: لم ألق أحدًا یقطع فی هذا الحدیث»

محلب می‌گوید: من یک نفر را ندیدم که معنای قطعی این حدیث را فهمیده باشد.

الکتاب: شرح صحیح البخاری ـ لابن بطال، المؤلف: أبو الحسن علی بن خلف بن عبد الملک بن بطال البکری القرطبی، دار النشر: مکتبة الرشد - السعودیة / الریاض - 1423 هـ - 2003 م، الطبعة: الثانیة، تحقیق: أبو تمیم یاسر بن إبراهیم، ج 8، ص 287، ح 74

او ادعا می‌کند که من یک نفر را ندیدم که یقین داشته باشد معنای این روایت چیست. خیلی عجیب است! مگر پیغمبر اکرم به چه زبانی صحبت کردند که شما نفهمیدید؟ این افراد معنای این روایت را نمی‌دانند و متحیر و سرگردان هستند.

جالب اینجاست که «ابن حجر عسقلانی» در کتاب «فتح الباری شرح صحیح بخاری» خیلی تلاش کرده است که این دوازده نفر را معرفی کند.

او در جلد 13 این کتاب دیدگاه‌های متعدد را می‌آورد که به هر حال این دوازده نفر چه کسانی هستند و در نهایت ملاک به دست می‌آورد. او می‌نویسد:

«وینتظم من مجموع ما ذکراه أوجه أرجحها الثالث من أوجه القاضی لتأییده بقوله فی بعض طرق الحدیث الصحیحة کلهم یجتمع علیه الناس»

به عقیده او خلیفه پیغمبر اکرم کسی است که همه مردم اجتماع کرده باشند و در دوره او اختلاف نباشد. حال ببینیم به عقیده او خلفای اثناعشر چه کسانی هستند. او می‌نویسد:

«والذی وقعان الناس اجتمعوا علی أبی بکر ثم عمر ثم عثمان ثم علی»

در ادامه می‌نویسد:

«ثم اجتمع الناس علی معاویة عند صلح الحسن ثم اجتمعوا علی ولده یزید»

همچنین می‌نویسد:

«ثم لما مات یزید وقع الاختلاف إلی ان اجتمعوا علی عبد الملک بن مروان بعد قتل بن الزبیر»

او می‌نویسد:

«ثم اجتمعوا علی أولاده الأربعة الولید ثم سلیمان ثم یزید ثم هشام وتخلل بین سلیمان ویزید عمر بن عبد العزیز فهؤلاء سبعة بعد الخلفاء الراشدین والثانی عشر هو الولید بن یزید بن عبد الملک»

فتح الباری شرح صحیح البخاری، اسم المؤلف: أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل العسقلانی الشافعی، دار النشر: دار المعرفة - بیروت، تحقیق: محب الدین الخطیب، ج 13، ص 214، ح 6796

افرادی که این مطلب را نوشتند، همگی از علمای سرشناس تاریخ اهل سنت و وهابیت و سلفی‌ها هستند.

پیغمبر اکرم فرمودند خلفای من دوازده نفر هستند، اما به طریقی که این شخص شمرده است آنها سیزده نفر هستند!!! این شخص یا شمردن بلد نیست و یا نمی‌داند چطور باید بشمارد.

مجری:

او گفته است حال که ما می گوییم، این موارد را هم بگوییم.

حجت الاسلام و المسلمین یزدانی:

او نام هیچکدام از این افراد را نمی‌تواند از وسط خط بزند. چه کسی را می‌خواهد خط بزند؟

اگر او نام حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) را خط می‌زد، مشخص می‌شد که همه این افراد از یک طیف هستند و امیرالمؤمنین از طیف دیگر است. در این صورت مشخص می‌شد که آن‌ها کاملاً با هم در تضادند و اصلاً در یک سنخ نیستند.

حال ببینیم این افراد چه کسانی هستند. ما با چهار نفر اول کاری نداریم. نفر پنجم معاویه بن أبی سفیان است، که یک صد هزار نفر را در دوران حکومتش در جنگ صفین و بعد از او به شهادت رسانده است. این تعداد نفر کم نیست و معادل جمعیت یک شهر بزرگ است.

نفر ششم یزید است. مگر پیغمبر اکرم نفرموده بود اسلام با این دوازده نفر عزیز است؟! مگر حضرت نفرموده بودند که دین با این افراد عزیز است. اگر این افراد خلافت کنند، دین عزیز است؟! آیا یزید می‌تواند خلیفه و جانشین پیغمبر اکرم باشد؟! خیر، نمی‌تواند.

حال در وصف یزید و عبدالملک مروان در آینده مطالبی را خدمت شما خواهم گفت. این افراد به قدری متحیر هستند که وقتی می‌شمارند، نمی‌فهمند که دوازده و سیزده با هم متفاوت است. آن‌ها حتی در شمارش اسامی این افراد اشتباه می‌کنند.

بعضی افراد هفت نفر از خلفای اثناعشر را شمردند و نتوانستند بیشتر از این بشمارند. «ابن تیمیه» یک طور شمرده است. «ابن کثیر» طور دیگری شمرده است و بالاخره هرکسی گرفتار هستند و متوجه نشدند.

تنها کسی که معنای این روایت را فهمیده است، مذهب دوازده امامی شیعه است. من در خدمت شما هستم.

مجری:

برای آنها ملاک هم داریم. این طبیعت وهابیت است که وقتی به روایتی شاذ در کتب صحیحین برخورد می‌کنند، اما به مذاقشان خوش می‌آید صحبت از این روایت گوش فلک را کر می‌کند.

این در حالی است که وقتی به تواتر روایتی مطرح می‌شود، همه ادعا می‌کنند که ما نفهمیدیم.

بینندگان عزیز شماره‌هایی که زیرنویس می‌شود، راه‌های ارتباطی شما با این شبکه است. شما می‌توانید نظراتتان را بیان کنید. ما در اینجا در خدمت شما هستیم و ان شاءالله به آن‌ها می‌پردازیم.

تماس بینندگان برنامه:

حاج آقا تلفنی از زاهدان داریم. جناب آقای پهلوان پشت خط هستند. آقای پهلوان در خدمت شما هستیم، بفرمایید:

بیننده (آقای پهلوان از زاهدان – شیعه):

سلام علیکم و رحمة الله. عرض سلام و ادب و احترام خدمت مجری محترم و همچنین جناب استاد دکتر یزدانی عزیز.

حجت الاسلام و المسلمین یزدانی:

سلام علیکم و رحمة الله جناب آقای پهلوان عزیز.

بیننده:

همچنین سلام و عرض ادب خدمت همه بینندگان عزیز و عرض تبریک به مناسبت دهه کرامت. همچنین شادباش عرض می‌کنم که بار دیگر اساتید و گروه حضرت آیت الله العظمی دکتر قزوینی وارد میدان شدند.

بنده ابتدا از حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی و دکتر یزدانی عزیز تشکر ویژه دارم که دل شیعیان را شاد کردند و خلأ بزرگی که دو سه سال است پیش آمده و میدان برای مخالفین ما خصوصاً شبکه‌های وهابی خالی شده است را پر کردند.

ان شاءالله ما هرچه زودتر شاهد شبکه ماهواره‌ای حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) باشیم. واقعاً نمی‌دانم با چه زبانی خوشحالی و تشکر ویژه خود را ابراز کنم. اجرتان با حضرت صاحب الزمان.

اگر فرصت هست بنده می‌خواستم مطلبی را در خصوص خلفای اثناعشر عنوان کنم. اجازه می‌فرمایید؟

مجری:

بله بفرمایید.

بیننده:

کتابی در استان سیستان و بلوچستان توسط «انتشارات صدیقی» متعلق به «دارالعلوم زاهدان» به چاپ رسیده است. نام کتاب «مکتوبات امام ربانی» است.

«امام ربانی» مجدد الف ثانی هست به نام «شیخ احمد فاروقی سرهندی» که متوفای 1034 هجری قمری و از بزرگترین علمای مورد تأیید برادران حنفی ما و خصوصاً علمای دیوبندی و دارالعلوم زاهدان است.

ایشان در این کتاب مکتوبات انسان بزرگ و متعهد هستند و گزیده این کتاب را هم آقای «مولوی مرادزهی» تلخیص کرده‌اند.

در مکتوب شماره 123 در جایی که صحبت از مقام قرب الهی و واصلان راه انبیاء و راه قرب خداوند می‌شود، مطلبی را ارائه داده است.

حجت الاسلام و المسلمین یزدانی:

آقای پهلوان من تصویر کتاب را نشان می‌دهم.

بیننده:

اینجا مطلبی را ارائه داده و می‌نویسد: "پیشوای واصلان و سرگروه آنها و منبع فیض این بزرگواران حضرت علی مرتضی است و این منصب عظیم الشأن به ایشان تعلق دارد."

ایشان در ادامه می‌نویسد: "حضرت فاطمه و حضرات حسنین (رضی الله تعالی عنه) در این مقام با ایشان شریک هستند."

همین مکتوب در ادامه می‌نویسد: "به دلیل اینکه دوره حضرت علی (علیه السلام) تمام شد، این منصب عظیم القدر به حضرات حسنین ترتیبا مفوض و مسلم گشت و بعد از ایشان همان منصب به هر یکی از ائمه اثناعشر علی الترتیب و التفضیل قرار گرفت."

او در پاورقی هم عبارت "ائمه دوازده گانه" را آورده است. جالب اینجاست که او در ادامه در باب واسطه فیض می‌گوید:

"در اعصار این بزرگواران و همچنین بعد از ایشان هر که را فیض و هدایت می‌رسید، به توسط این بزرگواران بوده و به حیلولت ایشانان هرچند اقطاب و نجبای وقت بوده باشند."

این مطلب بسیار جالبی و اعتراف یکی از بزرگترین علمای اهل سنت است که می‌خواستم از این فرصت استفاده کنم و خدمت شما عرض کردم.

مجری:

بسیار عالی و خوب بیان کردید. استاد بزرگوار هم زحمت کشیدند و مستند این مطالب را به بینندگان عزیز نشان دادند. از شما تشکر می‌کنیم.

طبیعتاً استاد فرمودند که این روایت، روایت متواتر است و بالاخره جمعیتی هستند که این را بفهمند و آرام آرام به آن هم عمل می‌کنند.

حجت الاسلام و المسلمین یزدانی:

خدمت شما عرض کنم که جناب «سرهندی» یا «مجدد الف ثانی» از نظر مکتب دیوبند انسان بسیار بزرگی است. ایشان درواقع به نحوی مؤسس دارالعلوم دیوبند است و «مجدد ألف ثانی» است.

از لقبی که برای ایشان استفاده کردند، مشخص می‌شود که چه جایگاهی نزد اهل سنت و دیوبندی ها دارد.

اهل سنت پیامبر گرامی اسلام را «مجدد الف اول» می‌دانند. هزاره اول را رسول مکرم اسلام بنا کرده است و قرار شده است که هزاره دوم را آقای «سرهندی» مؤسسه دارالعلوم دیوبند بنا کنند.

ایشان جایگاه والایی دارند و عجیب است که در این کتاب به صراحت ائمه اثناعشر ما را به عنوان واسطه فیض معرفی کردند، به طوری که هرکسی در این عالم تا قیامت فیض و هدایتی به او می‌رسد از طریق ائمه اطهار (علیهم السلام) است.

جالب اینجاست که این کتاب در زاهدان به چاپ رسیده است و آقای «مرادزهی» نفر دوم دارالعلوم زاهدان هم این کتاب را ترجمه کرده و در حال حاضر هم موجود است.

ما چاپ‌های مختلف داریم و فعلاً هم تحریف نکردند. دیدگاه این شخص در مورد ائمه دوازده گانه ما بسیار واضح و روشن است.

مجری:

تشکر می‌کنیم. به خوزستان برمی گردیم و در خدمت جناب آقای فاضلی هستیم. آقای بازلی بفرمایید:

بیننده (آقای بازلی از خوزستان – شیعه):

سلام و وقت بخیر خدمت شما مجری گرامی و سلام عرض می‌کنم خدمت کارشناس محترم آقای یزدانی عزیز.

حجت الاسلام و المسلمین یزدانی:

سلام علیکم و رحمة الله.

بیننده:

ببخشید سؤالی راجع به شبهه وهابیت دارم که از کتب شیعیان ظاهراً «نهج البلاغه» ایجاد کردند. آن‌ها ادعا می‌کنند حضرت علی و معاویه اختلافی با هم نداشتند. امیرالمؤمنین فرمودند: میان ما اختلافی نیست. در دین نه آنها برتر هستند و نه ما.

حجت الاسلام و المسلمین یزدانی:

برادر عزیز متن یا آدرس روایت را دارید؟

بیننده:

فکر کنم این روایت در «نهج البلاغه» باشد.

حجت الاسلام و المسلمین یزدانی:

«نهج البلاغه» که کتاب کوچکی نیست.

مجری:

اتفاقاً مخالفت با چنین مطلبی هم زیاد است. به جز معاویه از همان خلفای دیگر هم در این خصوص مخالفت می‌کنند.

بیننده:

متن روایت این است که ادعا می‌کنند امیرالمؤمنین فرموده است نه آنها در دین از ما برتری دارند و نه ما از آنها برتری داریم.

حجت الاسلام و المسلمین یزدانی:

اگر متن را نخوانید، من نمی‌توانم روایت را پیدا کنم.

مجری:

مستند بفرمایید یا اگر هم همان متن روایت نیاز نیست، خودتان اصل کتاب جلوی رویتان باشد. اگر کلمه‌ای از متن روایت را داشته باشید استاد بزرگوار مستحضر هستند و اطلاع می‌دهند، همانند بیننده قبلی که اشاره کردند و استاد مستند مطلب را ذکر کردند.

بیننده:

متن روایت را پیدا خواهم کرد.

حجت الاسلام و المسلمین یزدانی:

امیرالمؤمنین در نامه‌های متعدد درباره معاویه می‌گوید:

«و إن معاویة کالشیطان الرجیم»

شرح نهج البلاغة لابن أبی الحدید، نویسنده: ابن أبی الحدید، عبد الحمید بن هبة الله، محقق / مصحح: ابراهیم، محمد ابوالفضل، ج 16، ص 182، باب نسب زیاد ابن أبیه و ذکر بعض أخباره و کتبه و خطبه

نظر امیرالمؤمنین در مورد معاویه کاملاً مشخص است. اگر حضرت معاویه را قبول داشت یا دین معاویه درست بود، امیرالمؤمنین با او نمی‌جنگید.

امیرالمؤمنین لحظه‌ای تحمل نکردند که معاویه حاکم شام باشد و با او جنگیدند، به طوری که در این جنگ نزدیک به هفتاد و پنج هزار نفر کشته شده است. امیرالمؤمنین به صراحت می‌فرماید:

«و إن معاویة کالشیطان الرجیم»

چطور حضرت درباره چنین فردی بفرمایند: دین آنها بر ما زیادی نیست و دین ما بر آنها زیادی نیست؟! امیرالمؤمنین امام معصوم است. اگر متن روایت را پیدا کنید، قطعاً بهتر می‌توان جواب را تحلیل کرد. در خدمت شما هستم.

بیننده:

خیلی ممنونم، زنده باشید.

حجت الاسلام و المسلمین یزدانی:

ان شاءالله هفته‌های بعد متن روایت را پیدا کنید، ما خدمت شما هستیم.

بیننده:

خیلی ممنون، زنده باشید.

مجری:

از تماس شما متشکریم. اگر مطلبی هست با این شماره‌ها تماس بگیرید. دوشنبه شب‌ها برنامه «کلمه طیبه» را می‌توانید در «شبکه جهانی ولی عصر» ولی عصر مشاهده کنید. ان شاءالله از ساعت 9:30 تا 10:30 مهمان دیدگان پرفروغتان هستیم.

بنده روایت را از کتاب «نهج البلاغه» هم خدمت بینندگان عزیز نشان می‌دهم. در کتاب «نهج البلاغه» که «دکتر صبحی صالح» یکی از علمای اهل سنت آن را به چاپ رسانده است، این روایت وارد شده است.

اصل «نهج البلاغه» چاپ «سید رضی» یکی از علمای بزرگ شیعه است، اما «دکتر صبحی صالح» که این کتاب را چاپ کرده یکی از علمای اهل سنت است. در نامه شماره 44 که «زیاد بن أبیه» فرستاده است، وارد شده است:

«وَ قَدْ عَرَفْتُ أَنَّ مُعَاوِیةَ کتَبَ إِلَیک یسْتَزِلُ لُبَّک وَ یسْتَفِلُ غَرْبَک»

من فهمیدم معاویه نامه‌ای به تو نوشته تا تو را گول بزند.

«فَاحْذَرْهُ فَإِنَّمَا هُوَ الشَّیطَان»

برحذر باش، زیرا او همان شیطان است.

«یأْتِی الْمَرْءَ مِنْ بَینِ یدَیهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ وَ عَنْ یمِینِهِ وَ عَنْ شِمَالِهِ لِیقْتَحِمَ غَفْلَتَهُ وَ یسْتَلِبَ غِرَّتَه»

نهج البلاغة، نویسنده: شریف الرضی، محمد بن حسین، محقق / مصحح: صالح، صبحی، ص 415، خ 44

امیرالمؤمنین همینطور ویژگی‌های شیطان را برای معاویه بیان می‌کنند. همانطور که از چهار طرف هجمه می‌کند و می‌خواهد انسان‌ها را گول بزند، معاویه هم همانطور است. حضرت فرمودند: معاویه به تو نامه نوشته تا تو را از راه ما دور کند، پایت بلغزد.

«فَاحْذَرْهُ فَإِنَّمَا هُوَ الشَّیطَان»

برحذر باش، زیرا او همان شیطان است.

اصلاً شیطان صبح به صبح پیش معاویه می‌آمد و از او درس می‌گرفت. به هر حال این هم مطلبی بود که مستند از کتاب «نهج البلاغه» برای شما بیان کردم. در چاپ دیگری از «نهج البلاغه» آمده است:

«و إن معاویة کالشیطان الرجیم»

امیرالمؤمنین هرگز نمی‌تواند در مورد چنین شیطانی چنین حرفی را بفرمایند که این دوست عزیزمان بیان کردند. حال باید متن روایت را دید، سپس بهتر تحلیل کرد.

مجری:

بسیار عالی. متأسفانه وقت برنامه محدود است و نتوانستیم بسیاری از تماس‌هایی که داشتیم را برقرار کنیم.

به ما اطلاع دادند که از داخل کشور یا خارج کشور از اروپا هم تماس داشتیم، اما توفیق نشد در خدمتشان باشیم. ان شاءالله در برنامه‌های آتی در خدمت همه شما عزیزان هستیم.

ملاحظه فرمودید که ما یکی از کلیپ‌های اصلی «شبکه کلمه» را به عنوان موضوع اصلی بحث قرار دادیم و به سادگی دروغ واضح وهابیت آشکار شد.

ان شاءالله اگر توفیقی باشد در جلسات آینده در هفته‌های آینده دوشنبه شب‌ها با این برنامه چالشی در خدمت شما هستیم تا بتوانیم این نقدها را هرچه بیشتر و بیشتر به مخالفان و معاندان اهلبیت وارد کنیم و بتوانیم گامی در این مسیر برداریم.

اللهم اجعل محیانا محیا محمد و آل محمد اللهم اجعل مماتنا ممات محمد و آل محمد اللهم صل علی محمد و آل محمد

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

 

 

 



* اسم:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی: