2021 June 18 - جمعه 28 خرداد 1400
کلمه طیبه
کد مطلب:3536 گروه: کلمه طیبه آمار بازدید: 1052

کلمه طیبه
حجت الاسلام یزدانی - 16 تير 1399


  دانلود
امتیاز:
  01:00:31 حجم فیلم: 250 مگابایت

قسمت دوم برنامه کلمه طیبه با کارشناسی حجت الاسلام و المسلمین یزدانی

بسم الله الرحمن الرحيم

تاریخ : 16 تیر 1399

مجری:

اعوذبالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم الحمدالله رب‌العالمین وصلی الله علی محمد وآله الطاهرین.

تا صورت پیوند جهان بود علی بود/ تا نقش زمین بود و زمان بود علی بود

شاهی که ولی بود و وصی بود علی بود/ سلطان سخا و کرم و جود علی بود

آن لحمُ کلحمی بشنو تا که بدانی/ آن یار که او نفس نبی بود علی بود

عرض سلام و ادب و احترام داریم خدمت همه شما بینندگان عزیز «شبکه جهانی ولی‌عصر»، و امیدواریم امشب هم مثل همه دوشنبه شب‌ها که منتظر بودید تا این برنامه شروع بشود ان شاء الله بتوانیم برنامه‌ی خوب و وزین را تقدیم شما بکنیم.

 یکی دیگر از سلسله برنامه‌های کلمه طیبه که به روال هر هفته در خدمت شما هستیم، مثل همیشه در خدمت کارشناس بزرگوار حضرت استاد حجت الاسلام والمسلمین حاج آقای «یزدانی» هستیم عرض سلام داریم خدمت شما سلام علیکم

استاد یزدانی:

سلام علیکم ورحمة الله، اعوذبالله من الشیطان اللعین الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد الله الذی اظهر الوجود ومنه بعدَ کل حمدٍ والیه یعود والصلاة والسلام علی الشاهد والمشهود لکل موجود محمد المحمود و علی آله آل الله الودود خلفاء الله علی عالم الغیب والشهود سیّما الحجة ابن الحسن المهدی المنتظر الموعود.

من هم سلام و عرض ادب دارم خدمت حضرتعالی و خدمت همه بینندگان عزیز «شبکه جهانی حضرت ولی‌عصر صلوات الله وسلامه علیه» در خدمت‌تان هستیم

سلامت باشید خیلی ممنون و سپاسگزارم، بینندگان عزیز مستحضر هستند شیوه برنامه به این صورت است که یک سری از آن کلیپ‌های را که ممکن است یک شبهه‌ی ایجاد کرده باشد، یک وقت یک سوالی در ذهن بیننده ایجاد کرده باشد و این کلیپ‌ها را از شبکه‌های «وهابی» در برنامه کلمه طیبه پخش می‌کنیم و همین کلیپ‌های که آن‌ها به خیال خام خودشان می‌خواستند تیری بر پیکره اسلام حقیقی و راستین بزنند همین کلیپ‌ها خودشان باعث رسوای آن‌ها می‌شود.

شیوه برنامه و راهی که این برنامه پیش گرفته این است و همین هم باعث جذاب شدن و چالشی شدن این برنامه شده و همه شما و ما منتظر هستیم تا اولین کلیپ را ببینیم و بتوانیم به نقد و رسوایی‌های که برای این‌ها به همراه خواهد داشت برسیم. کلیپ شماره 1را ببینید

کلیپ شماره 1 :

 کارشناس وهابی خدمتی:

این‌جا کجاست نقطه شاهد چه است که شما گفتید با مردگان می‌شود صحبت کرد یا پیامبر هم با مردگان صحبت کرده:(لَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ رِسَالَةَ رَبِّي)؛ دیگر همین است شما زمانی که یک نفر هم بمیرد بالای سری می‌گوید ببین چطور گفتم سرعت نرو، گفتم احتیاط کن خب نمی‌شنود این دال بر شنوای نیست، تازه اگر دال بر شنوای باشد برای مرسلین است نه برای من و تو، کما این‌که رسول الله (صلی الله علیه وسلم) با قتل‌های «بدر» صحبت کرد خاص خصوصیت‌های پیامبران است.وانگهی آن مرده چه کار می‌تواند بکند؟ به فرضی که این‌جا شنید اولاً خاص است اگر باشد که این احتیاج به دلیل دارد، اگر باشد برای پیامبران است و حالا چه کاری کرد آیا جوابش را دادند؟ آیا بلند شدند؟ آیا گفتند که حالا (إِنَّكَ لَا تُسْمِعُ الْمَوْتَى)؛ به گوش مردگان چیزی نمی‌شنوانی نمی‌توانی. آیه صریح داریم دنبال این بروید دقت نکنید که یک عقیده فاسدی را از این طرف و آن طرف یک چیزهای به هم بچسبانید که این‌ عقیده فاسد نهادینه شود، چرا که آخوند می‌گوید امام می‌شنود حالا برویم یک جای چند تا از این شاخه به آن شاخه آقا آیه صریح داریم: (إِنَّكَ لَا تُسْمِعُ الْمَوْتَى)؛ نمی‌توانی به گوش مردگان برسانی!

مجری:

ادعای این «وهابی» واضح بود هرچند که نکته سنج‌ها خودشان به راحتی توانستند تناقضات را در این کلام به خوبی درک بکنند اما استاد بزرگوار ادعا این بود که ما آیه داریم که (إِنَّكَ لَا تُسْمِعُ الْمَوْتَى)؛ وقتی که آیه داشته باشیم که تو نمی‌توانی به مردگان چیزی بفهمانی حالا ادعا این است که  پس چرا شیعیان مزار درست می‌کنند به زیارت می‌روند؟ قرآن این را نفی کرده در خدمت‌تان هستیم بفرمایید

استاد یزدانی:

نکات جالبی در این کلیپ بود در صحبت‌های جناب آقای «خدمتی» بزرگوار! نکته اول: ایشان یک آیه‌ی را از قرآن آورد یک بیننده‌ی به او زنگ زد گفت شما می‌گویید مرده‌ها نمی‌شنوند، ولی این آیه صریح است بر این‌که مرده‌ها شنیدند و پیامبران با مرده‌ها صحبت کردند و ایشان سعی کرد که جواب بدهد آیه را خدمت بینندگان عزیز نشان بدهم در سوره مبارکه اعراف آیه شماره 78 که در مورد قوم «صالح» است وقتی آن ناقه را قوم «صالح» پی کردند و کشتند

«فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ فَأَصْبَحُوا فِي دَارِهِمْ جَاثِمِينَ»

سرانجام زمين لرزه آنها را فرا گرفت؛ و صبحگاهان، (تنها) جسم بي‌جانشان در خانه‌هاشان باقي مانده بود.

سوره اعراف (7): آیه 78

خداوند زلزله‌ی را فرستاد قوم «صالح» در خانه‌های خودشان زیر آواره‌ها از بین رفتند و نابود شدند وقتی این قضیه اتفاق افتاد و این‌ها از بین رفتند:

«فَتَوَلَّى عَنْهُمْ وَقَالَ يا قَوْمِ لَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ رِسَالَةَ رَبِّي وَنَصَحْتُ لَكُمْ وَلَكِنْ لَا تُحِبُّونَ النَّاصِحِينَ»

(صالح) از آنها روي برتافت؛ و گفت: «اي قوم! من رسالت پروردگارم را به شما ابلاغ کردم، و شرط خيرخواهي را انجام دادم، ولي (چه کنم که) شما خيرخواهان را دوست نداريد!»

سوره اعراف (7): آیه 79

قوم «صالح» از بین رفتند و مردند، حضرت «صالح علیه السلام» می‌آید با این‌ها صحبت می‌کند، می‌گوید من فرمان‌ها و دستورات خدا را آن چیزهای که خدا به من گفته بود به شما رساندم نصیحت کردم خیرخواه شما بودم اما شما چه کار کردید؟ شما چطور آدم‌های بودید؟ (وَلَكِنْ لَا تُحِبُّونَ النَّاصِحِينَ)؛ شما نصیحت کننده‌ها و خیرخواهان را دوست ندارید، شما من را دوست ندارید، این خیلی واضح است این‌ها مردند و بعد حضرت «صالح» با همین مرده‌های که زیرآوار شدندو خدا این‌ها را زیر آوار خانه های ‌شان دفن کرده با این‌ها صحبت می‌کند.

 جناب آقای «خدمتی» می‌آید از این آیه جواب می‌دهد می‌گوید نه این به این معنا نیست که این‌ها می‌شنیدند. مثل این می‌ماند که یک کسی با موتور تصادف کرده - که آقای «ملازاده» یک بار می‌گفت در «مدینه» تصادف کرده بود چهره‌اش هم خیلی نورانی شده بود!- تصادفی کرده می‌رود با او صحبت می‌کند مگر به تو نگفتم آرام‌تر برو رعایت کن، کلاه داشته باش، این مثل همان است به این معنا نیست که این مرده می‌شنود این‌که کسی برود واقعاً با جنازه‌ی صحبت کند منطقی نیست.

فرض را بر این بگیریم آن مسئله درست باشد ولی این آیه نمی‌تواند به هیچ وجه این‌گونه باشد اصلاً قیاسش مع الفارق است آن‌ها کاملاً مردند حضرت «صالح» می‌آید با آن‌ها صحبت می‌کند و بعد جالب است (وَلَكِنْ لَا تُحِبُّونَ النَّاصِحِينَ)؛ این تکه را ایشان دقت نمی‌کند، شما ناصحین را دوست ندارید (لَا تُحِبُّونَ) فعل ماضی است یا فعل مضارع است؟ فعل مضارع است فعل ماضی نیست نمی‌گوید شما من را دوست نداشتید الان شما من را دوست ندارید الان (وَلَكِنْ لَا تُحِبُّونَ النَّاصِحِينَ)؛ فعل مضارع است دیگر یا به معنای حال است یا به معنای استقبال است، این‌جا به معنای ماضی که نیست نمی‌تواند به معنای ماضی باشد شما من را دوست ندارید این خیلی صریح است در این‌که آن‌ها دارند می‌شنوند، اگر قدیم را می‌گفت باید از فعل ماضی استفاده می‌کرد این‌جا فعل مضارع استفاده کرده و صریح است.

جالب است علمای اهل‌سنت و حتی علمای «سلفی» صریح، واضح و روشن گفتند که این به معنای این است که مرده‌ها می‌شنیدند، من یک نمونه از این‌ها را خدمت بینندگان عزیز و شما نشان بدهم در تفسیر آقای «ابن کثیر»، «تفسیر القرآن العظیم» از آقای «ابن کثیر» بیاوریم «وهابی»ها به شدت «ابن کثیر» را قبول دارند.

ایشان «ابن کثیر» شاگرد «ابن تیمیه» است «سلفی العقیده» است؛ ولی در این مسائل نظرش با نظر «وهابی»ها فرق می‌کند «تفسیر قرآن العظیم» آقای «ابی الفداء اسماعیل ابن عمر ابن کثیر قرشی دمشقی» متوفای 774، چاپ «دار ابن حزم ریاض عربستان سعودی»، چاپ اول، چاپ 1420 و 2000 میلادی، صفحه 770 چون 1 جلدی است ذیل آیه 79 سوره مبارکه اعراف همین آیه را می‌خواند:

«فَتَوَلَّى عَنْهُمْ وَقَالَ يا قَوْمِ لَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ رِسَالَةَ رَبِّي وَنَصَحْتُ لَكُمْ وَلَكِنْ لَا تُحِبُّونَ النَّاصِحِينَ»

(صالح) از آنها روي برتافت؛ و گفت: «اي قوم! من رسالت پروردگارم را به شما ابلاغ کردم، و شرط خيرخواهي را انجام دادم، ولي (چه کنم که) شما خيرخواهان را دوست نداريد!»

سوره اعراف (7): آیه 79

می‌گوید:

«هذا تقريع من صالح عليه السلام لقومه»

حضرت «صالح» می‌خواهد این‌ها را سرزنش کند

«لما أهلكهم الله بمخالفتهم إياه»

خدا این‌ها را هلاک کرد چرا هلاک کرد؟ چون با حضرت «صالح» مخالفت کردند

«وتمردهم على الله»

از دستورات خدا تمرد کردند

«وإبائهم عن قبول الحق»

حق را قبول نکردند

«وإعراضهم عن الهدى إلى العمى قال لهم صالح ذلك بعد هلاكهم»

بعد از این‌که قوم «صالح»‌ توسط خداوند هلاک شد، و این‌ها در زیر خروارها خاک مدفون شدند.

«تقريعا وتوبيخا»

می‌خواست آن‌ها را سرزنش و توبیخ کند.

«وهم يسمعون ذلك»

مرده بودند اما می‌شنیدند.

 آیه خیلی واضح است، آقای «ابن کثیر» صریح دارد «وهم یسمعون ذلک» این‌ها داشتند می‌شنیدند و حضرت «صالح» داشت با آن‌ها صحبت می‌کرد. به تفاسیرتان مراجعه می‌کردید اکثر مفسیرین اهل‌سنت ذیل این آیه گفتند بله آن‌ها می‌شنیدند حضرت «صالح» با مرده‌ها صحبت کرد. جالب است آقای «ابن کثیر»‌ استدلال به یک روایتی می‌کند که ایشان هم در این‌جا این روایت را خواند

«كماثبت في الصحيحين خ 3065 م 2875 أن رسول الله صلى الله عليه وسلم لما ظهرعلى أهل بدر»

همان‌طوری که در «صحیح بخاری» و «صحیح مسلم» نقل شده که رسول خدا با کشته‌های «جنگ بدر» صحبت کرد چه گفت:

«يا أبا جهل بن هشام ياعتبة بن ربيعة ياشيبة بن ربيعة ويافلان بن فلان هل وجدتم ماوعد ربكم حقا»

وقتی «جنگ بدر» تمام شد کشته‌های «بدر» را داخل یک چاهی خبیثی انداختند به هر حال اوصافی داشت، پیغمبر آمد بالای چاه «بدر» با این‌ها صحبت کرد «ابوجهل» آیا آن چیزهای که من به تو گفتم الان فهمیدی حق است؟ الان می‌شنوید به هر حال واضح است که می‌شنود، فلانی و فلانی با همه صحبت کرد با بزرگان «قریش» که در چاه انداخته بودند جالب است می‌گوید یکی آمد اعتراض کرد یا رسول الله:

«يا رسول الله ما تكلم من أقوام قد جيفوا»

چطوری داری با یک کسانی صحبت می‌کنی که الان تبدیل به «جیفه» شدند مردند

مجری:

عمر آمد به پیغمبر اسلام تذکر بدهد

استاد یزدانی:

پیغمبر جواب داد:

«والذي نفسي بيده ما أنتم بأسمع لما أقول منهم»

شما از آن‌ها شنواتر نیستند!

تفسير القرآن العظيم؛ اسم المؤلف: إسماعيل بن عمر بن كثير الدمشقي أبو الفداء الوفاة: 774،

دار النشر: دار الفكر - بيروت – 1401، ج2، ص230 (براساس نرم افزار الجامع الکبیر)

جناب خلیفه تو الان حرف‌های من را می‌شنوی ولی شنواتر از مشرکینی که داخل «چاه بدر» هستند نیستی، آن‌ها بهتر از تو می‌شنوند و بیشتر از حرف‌های من را متوجه می‌شوند. خیلی واضح است روایت در «صحیح بخاری» و «صحیح مسلم» هم است آقای «ابن کثیر» صریح می‌گوید من روایت «صحیح بخاری» را هم نشان بدهم که بینندگان عزیز روایات را ببینند

کتاب «صحیح بخاری» چاپ دار ابن کثیر، جلد 4، چاپ 5، چاپ 1414 «صحیح بخاری» که خیلی معروف است شکیل هم است و شکیل چاپ شده روایت 3757 دقیقاً همان داستانی که خدمت‌تان گفتم این فلان ابن فلان می‌آورد ولی «ابوجهل ابن هشام» و «ربیعة ابن فلان» این‌ها هستند پیغمبر گفت:

«أَيَسُرُّكُمْ أَنَّكُمْ أَطَعْتُمْ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فانا قد وَجَدْنَا ما وَعَدَنَا رَبُّنَا حَقًّا فَهَلْ وَجَدْتُمْ ما وَعَدَ رَبُّكُمْ حَقًّا»

چقدر خوب بود که از من پیروی می‌کردید، از خدا پیروی می‌کردید. هر چه خدا به ما وعده داده بود حق یافتیم آیا شما حق یافتید یا نیافتید؟

این را گفت:

«فقال عُمَرُ يا رَسُولَ اللَّهِ ما تُكَلِّمُ من أَجْسَادٍ لَا أَرْوَاحَ لها»

چطور با جسدهای صحبت می‌کنی که روح ندارند؟

البته «ابن کثیر» یک جور دیگر گفته بود این یک جور دیگر است پیغمبر فرمود:

«فقال رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم وَالَّذِي نَفْسُ مُحَمَّدٍ بيده»

پیغمبر در جوابش گفت قسم به آن کسی که جان پیغمبر در اختیار اوست

«ما أَنْتُمْ بِأَسْمَعَ لِمَا أَقُولُ منهم»

شما شنواتر از کشته‌های «بدر» نیستید.

الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة : الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج4، ص1461، ح3557 (براساس نرم افزار الجامع الکبیر)

این روایت خیلی واضح و صریح و روشن است، در این‌که مرده‌ها می‌شنوند پیغمبر صریح و واضح می‌گوید از شما زنده‌ها این‌ مرده‌ها بهتر می‌شنوند.

مجری:

دقیقاً همان اعتراضی را که بزرگان‌شان آن زمان انجام دادند، و آن‌ها هم به کلام پیامبر محل نگذاشتند این‌ها الان ادامه مسیر می‌دهند.

استاد یزدانی:

صریح قرآن دارند انکار را می‌کنند، یک تناقضی هم در کلام آقای «خدمتی» بود اول آمد این روایت را از «صحیح بخاری» خواند بعد یک تأملی کرد در گوشش گفتند این آیه را هم بخوان:(إِنَّكَ لَا تُسْمِعُ الْمَوْتَى)؛ و این آیه را خواند من آیه را خدمت بینندگان عزیز نشان بدهم که همراهی کنیم ببینیم آیه چه است؟

 (إِنَّكَ لَا تُسْمِعُ الْمَوْتَى)

مسلمان تو نمي‌تواني سخنت را به گوش مردگان برساني.

سوره نمل (27): ایه 80

تو نمی‌توانی مرده‌ها را شنوا کنی، اگر واقعاً این آیه به این معنا است که تو مرده‌ها را نمی‌توانی شنوا کنی، بحث «بدر» چه می‌شود؟ پیغمبر که دارد با مرده‌ها صحبت می‌کند صدایش را هم به مرده‌ها می‌رساند، و می‌گوید که از شما شنواتر است این آیه اگر می‌گوید واقعاً مرده‌ها را نمی‌توانی بشنوانی، این تناقض است و یک تناقض آشکار در کلام آقای «خدمتی» بود.

یک بار روایت «چاه بدر» را می‌خواند و می‌گوید این‌که پیغمبر با مرده‌های «چاه بدر» صحبت می‌کرد، این از ویژگی‌های پیامبران است ما که نمی‌توانیم نقدش جای خودش این را می‌خواند، بعد آیه را می‌خواند آیه هم که خطاب به پیغمبر است درست است خطاب به من و شما هم است مخاطب اول آیه پیغمبر است (إِنَّكَ لَا تُسْمِعُ الْمَوْتَى)؛ تو نمی‌توانی مرده‌ها را شنوا کنی این تناقض واضح در کلام ایشان بود.

مجری:

البته در همین راستا ادامه فرمایش شما مثل این‌که به چنین اشکالی متلفت شدند، در کلیپ دیگری سعی کردند که پاسخ بدهند و بگویند که این آیه دقیقاً نسخ کرده وقتی که پیامبر آن را می‌گفتند حق داشتند؛ اما بعد از این بود که دیگر پیغمبر چنین حقی را نداشتند کلیپ شماره 03 پخش می‌کنند باهمدیگر ببینیم.

کلیپ شماره 03:

در رابطه با این‌که پیامبر با قتل‌های «بدر» صحبت کرده، بله حدیث صحیح است و اعتراض حضرت عمر هم همین است که چگونه با کسانی که کشته شدند حرفی می‌‌زنی؟ حضرت عمر فرمود شما مثل ایشان می‌شنوید، یعنی ایشان مثل شما می‌شنوند و این دال بر این است که رسول الله (صلی الله علیه وسلم) توانست در آن لحظه با امر الهی صدای خود را به مردگان «بدر» در «غزوه بدر» برساند و این اولین و آخرین بار بود که رسول الله (صلی الله علیه وسلم) با مردگان حرف می‌زند، بعد از آن این‌چنین نازل می‌شود که شما نمی‌توانید به گوش مردگان برسانید (إِنَّكَ لَا تُسْمِعُ الْمَوْتَى)؛ شما نمی‌توانید به گوش مردگان برسانید این‌ها مرده‌اند و صدای شما را نمی‌شنوند.

مجری:

این‌طور سعی کردند توجیه بکنند که بله این آیه بعد از این جریانات نازل شده و بعد از این دیگر عملی وجود ندارد این را باید چه کار کنیم؟

استاد یزدانی:

تناقض خیلی واضح است اگر پیغمبر با کشته‌های «بدر» صحبت کرده (إِنَّكَ لَا تُسْمِعُ الْمَوْتَى)؛ چه می‌خواهد بگوید؟ اگر واقعاً این آیه به این معنا است که مرده‌ها نمی‌شنوند این‌ها توجیه‌شان این است که یک بار پیغمبر با کشته‌های «بدر» صحبت کرد، دیگر بعد از آن مرده‌ها نمی‌شوند همان موقع شنیدند و دیگر نمی‌شنوند پیامبرانی که با مرده‌ها صحبت کردند زیاد هستند یک موردش را گفتم.

جواب ایشان را خیلی کوتاه بدهم جناب آقای «خدمتی» شما دقت نکردی فکر می‌کنم که یک مراجعه‌ی به تفاسیر می‌کردی آیه :(إِنَّكَ لَا تُسْمِعُ الْمَوْتَى)؛ در سوره نمل/ آیه 80 است، سوره مبارکه نمل «مکی» است شما سرچ بزنید «سورة النمل مکیه» نزدیک 44 تفسیر از تفاسیر اهل‌سنت آمدند تصریح کردند که سوره نمل «مکی» است در «مکه» نازل شده (إِنَّكَ لَا تُسْمِعُ الْمَوْتَى)؛ پیغمبر چه موقع با کشته‌های «بدر» صحبت کرد؟ در «مدینه» سال دوم هجری است؛ یعنی آیه قبل از این بوده ولی ایشان متاسفانه دقت نکردند، دچار این تناقض گوی‌ها می‌شوند. روی یک مسئله لجاجت می‌کنند همه بینندگان عزیز توجه کنند بحث «سماع موتیٰ» تا 12 قرن حداقل همه مسلمان‌ها معتقد بودند مرده‌ها می‌شنوند.

«ابن تیمیه» می‌گوید مرده‌ها می‌شنوند، «ابن قیم الجوزیه» می‌گوید همه روایات این‌که مرده‌ها می‌شنوند متواتر است «ابن کثیر» می‌گوید روایتش متواتر است شما در این 12 قرن کسی پیدا نمی‌کنی که بگوید مرده‌ها نمی‌شنوند، فقط «عایشه»‌ است که علمای اهل‌سنت جوابش را تند دادند که اصلاً «عایشه» اشتباه کرده این آیه ربطی به آن قضیه ندارد.

در قرن 13 نوه «آلوسی» کتابی به نام «الآیاتُ البینات فی عدم سماع الأموات» می‌نویسد، کتاب قابل توجه نیست مردم اصلاً به آن توجه نمی‌کنند از این کتاب یک نسخه خطی در کتابخانه‌ی در «مدینه» آقای «البانی» پیدا می‌کند و این کتاب را چاپ می‌کند به نام «تحقیق الآیاتُ البینات فی عدم سماع الأموات» آقای «البانی» متوفای 1420 است.

بعد از اون است که تازه «وهابی»ها می‌فهمند که مرده‌ها نمی‌شنوند، قبل از آن همه مسلمان‌ها معتقد بودند مرده‌ها می‌شنوند، فرصت‌مان خیلی کم است وگرنه تک تک همه این‌ها را نشان می‌دادم می‌خواهیم به کلیپ‌های بعدی هم برسیم به هر حال قبل از نوه «آلوسی» و همین‌طور قبل از آقای «البانی» همه مسلمان‌ها حتی «سلفی»ها معتقد هستند که مرده‌ها می‌شنوند بعد از این‌ها آمده نه مرده‌ها نمی‌شنوند.این یک چیز جدید است قبل از آن وجود نداشته فقط برای «عایشه» است و «عایشه» را هم خود علمای اهل‌سنت جواب دادند

مجری:

دروغ و رسوای این‌ها کاملاً واضح شد و این‌ها هر چقدر بیش‌تر سعی بکنند که بتوانند حرف‌های خودشان را با کلیپ‌های دیگر توجیه بکنند بدانند که مدام رسواتر می‌شوند، چون حقیقتاً این صحبت‌های که دارند انجام می‌دهند اصلاً توجیهی ندارد. سراغ شبهه و مطلب بعدی برویم و کلیپ شماره 04 را با هم ببینیم

کلیپ شماره 4:

پشت سر آخوند شیعه نماز درست نیست، اتفاقاً آخوند شیعه این 3 عیب را دارد هم وضویش درست نیست، پایش نمی‌شوید هم قرائتش صحیح نیست «وَلَا الضَّالِّينَ» و «مَغْضُوبِ» را بلد نیست قرآن بخواند. هم قبر پرست است عقیده‌اش منحرف است 3 علت بزرگ در حاج آقا آخوند شیعه اثنی عشری است حالا چطور می‌شود پشت سر این نماز خواند شما بگویید؟

مجری:

ادعای ایشان این بود که پشت سر شیعه نمی‌شود نماز خواند به 3 دلیل چون که اولاً وضویش باطل است، دوماً قرائتش غلط است و این‌ها قبر پرست هستند همه این رذایل یک جا جمع شده این را باید چه کار بکنیم؟

استاد یزدانی:

خدمت‌تان عرض کنم اگر قرار باشد به این 3 دلیل وضوی شیعه باطل باشد، نماز شیعه باطل باشد و نشود پشت سرش نماز خواند خیلی‌های دیگر را هم باید ما در این لیست اضافه کنیم، مثلاً ایشان صحبت کردند که وضوی شیعه باطل است به این دلیل نمی‌شود پشت سر شیعه نماز خواند چون شیعه پایش را نمی‌شوید بلکه پایش را مسح می‌کند.

از یکی از خلفاء به بینندگان عزیز نشان می‌دهم روایات صحیح السندی که در منابع این‌ها است با سند صحیح نقل شده که خلیفه سوم‌شان هم پایش را مسح می‌کرده است.

 در «مسند احمد ابن حنبل» تحقیق «احمد محمد شاکر» جلد 1، چاپ «دار الحدیث قاهره»، چاپ اول، چاپ 1416، 1995 میلادی روایت شماره 487 که محقق در پاورقی می‌گوید «إسنادُهُ صحیح» سند این روایت صحیح است. از فلانی از فلانی از فلانی تا می‌رسد به این‌که برای عثمان آب آوردند وضو گرفت مزمزه و استنشاق کرد:

«ثُمَّ غَسَلَ وَجْهَهُ ثَلاَثاً وَيَدَيْهِ ثَلاَثاً ثَلاَثاً»

صورتش را سه بار شست، دست‌هایش را سه بار شست.

«ثُمَّ مَسَحَ بِرَأْسِهِ وَرِجْلَيْهِ ثَلاَثاً ثَلاَثاً»

سپس عثمان سرش را مسح کرد.

 «ثمَ» دارد کامل قطع کرده است

«ثُمَّ مَسَحَ بِرَأْسِهِ وَرِجْلَيْهِ ثَلاَثاً ثَلاَثاً»

سه بار سرش را مسح کرد.

مسند الإمام أحمد بن حنبل؛ اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني الوفاة: 241، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر، ج1، ص67، ح487 (براساس نرم افزار الجامع الکبیر)

این‌که چرا سه بار انجام می‌دهد مهم نیست این بدعت جدیدی است که عثمان داشت از اختراعات عثمان است این یک روایت است.

 روایت بعدی از «مسند احمد»، تحقیق «احمد محمد شاکر» جلد شماره اول، دقیقا همان‌جا، روایت 415 از عثمان که آب وضو برایش آوردند این کارها را انجام داد:

«ثُمَّ غَسَلَ وَجْهَهُ ثَلاَثاً وَذِرَاعَيْهِ ثَلاَثاً ثَلاَثاً وَمَسَحَ بِرَأْسِهِ وظهر قَدَمَيْهِ»

سرش را مسح کرد و پشت پایش را هم مثل شیعه مسح کرد

مسند الإمام أحمد بن حنبل؛ اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني الوفاة: 241، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر، ج1، ص58، ح415 (براساس نرم افزار الجامع الکبیر)

«إسنادُهُ صحیح»‌

 سند روایت هم صحیح است.

 با سند صحیح؛ پس مسلمان‌های که در آن 12 سال پشت سر عثمان نماز خواندند چون وضوی عثمان و بالطبع نمازش هم باطل بوده پس نمازهای همه باطل شد. نماز عثمان باطل است چرا باطل است؟ چون پایش را مسح می‌کرده است!!

خدمت تان عرض کنم آیه قرآن که خیلی به نفع شیعه است، ما فراوان روایت صحیح از منابع اهل‌سنت داریم اعتراف مفسرانش را داریم که قرآن دلالت بر مسح می‌کند، من یک روایت از «ابن عباس» نشان بدهم روایتی که در «صحیح سنن ابن ماجه» آمده، اصل سنن مال «ابن ماجه» است صحیحش را آقای «البانی» تصحیح کرده جلد شماره 1، چاپ «ریاض عربستان سعودی»، روایت 376 از آقای «ربیع»نقل شده که:

« أتانی بن عباس وسألني عن هذا الحدیث»

«ابن عباس» پیش من آمد و از این حدیث سوال کرد.

 وقتی پیغمبر وضو می‌گرفت پاهای خودش را می‌شست.

 «فقال ابن عباس»

 «ابن عباس» چه گفت؟

«إنّ الناس أبو إلَّا الغسل»

مردم فقط دنبال شستن پا هستند.

«ولا أجد في كتاب اللَّه إلَّا المسح»

اما قرآن چه می‌گوید؟ فقط مسح می‌گوید. آقای «البانی» می‌گوید روایت، روایت خوبی است؛ ولی این جمله‌اش خیلی جمله بدی است جمله‌ی که «ابن عباس» گفته منکر است و ما قبولش نداریم. نصف آیه را قبول می‌کنند نصف دیگرش را قبول نمی‌کنند این قابل قبول نیست.

 بنابراین اگر بحث مسح است وضوی عثمان باطل است، اگر بحث قبرپرستی است من یک قبرپرست خدمت آقای «خدمتی» نشان بدهم روایتی که صدها بار در برنامه‌ها ما نشان دادیم این بار هم نشان می‌دهیم.

«مسند» آقای‌ «دارمی» که معروف به «سنن دارمی» است جلد1، چاپ «دار المغنی ریاض عربستان» صفحه 227 که با سند معتبر نقل شده خود محقق می‌گوید: «رجاله ثقات وهو موقوف علی عائشة»

«قُحِطَ أَهْلُ الْمَدِينَةِ قَحْطًا شَدِيدًا»

مردم «مدینه» گرفتار قحطی شدیدی شدند.

«فَشَكَوْا إلى عَائِشَةَ»

 پیش «عایشه» آمدند شکایت کردند.

 «عایشه» در جواب‌شان چه گفت؟ آیا گفت بروید نماز استصقاء بخوانید، پیش خدا دعا کنید و قرآن بخوانید؟ نه، این حرف‌ها را نزد، نگفت سراغ خدا بروید گفت بروید:

«انْظُرُوا قَبْرَ النبي صلى الله عليه وسلم»

سراغ قبر پیغمبر بروید.

 چه کسی این‌جا قبرپرست است؟

«فَاجْعَلُوا منه كووا إلى السَّمَاءِ حتى لَا يَكُونَ بَيْنَهُ وَبَيْنَ السَّمَاءِ سَقْفٌ قال فَفَعَلُوا فَمُطِرْنَا مَطَرًا»

چون پیغمبر در خانه خودش دفن شده بود، «عایشه» دستور داد بروید سقف را سوراخ کنید یک پنجره آنجا ایجاد کنید که بین قبر و آسمان فاصله‌ی نباشد وقتی این‌ها رفتند این کار را انجام دادند باران بارید

«حتى نَبَتَ الْعُشْبُ وَسَمِنَتْ الْإِبِلُ حتى تَفَتَّقَتْ من الشَّحْمِ»

این‌قدر باران آمد که بیابان‌ها سر سبز شد شترها آن‌قدر چریدند که چاق شدند و چربی شترها

زیاد از شدت چربی شترها مردم ترکیدند.

چه راهنمای زیبای کرده بود

«فَسُمِّيَ عَامَ الْفَتْقِ»

آن سال را سال ترکیدن نامیدند.

سنن الدارمي؛ اسم المؤلف: عبدالله بن عبدالرحمن أبو محمد الدارمي الوفاة: 255، دار النشر: دار الكتاب العربي - بيروت - 1407، الطبعة: الأولى، تحقيق: فواز أحمد زمرلي , خالد السبع العلمي، ج1، ص56، بَاب ما أَكْرَمَ الله تَعَالَى نَبِيَّهُ صلى الله عليه وسلم بَعْدَ مَوْتِهِ، ح92 (براساس نرم افزار الجامع الکبیر)

به هر حال سال ترکیدن شترهای مردم خیلی مهم نیست، مهم این است که این روایت معتبر که علمای اهل‌سنت گفتند معتبر است نشان می‌دهد که قبرپرست چه کسی است؟ اگر قبرپرستی دلیل بر این است که کسی نمازش باطل باشد شما با این داستان چه کار می‌کنید؟

مجری:

با این برنامه‌ها دیگر پشت سر صحابه و خلفای خودشان هم نمازشان باطل می‌ّ‌شود.

استاد یزدانی:

بله، طبق این روایت «عایشه» نمازش باطل بوده چون قبرپرست بوده؛ اما بهانه سوم‌شان می‌گوید شیعه‌ها بلد نیستند نماز بخوانند «والضاااالین» می‌گویند با دوستان صحبت کردم می‌خواستم کلیپی از نماز جمعه یکی از بزرگان اهل‌سنت در «سیستان و بلوچستان» جناب آقای «مولوی عبدالحمید» پخش کنم، که در نماز عید است نماز عیدشان خیلی شلوغ می‌شود آیه‌ی را می‌خواند می‌خواستم پخش کنم گفتند نه، از این حرف‌ها نزنید تو را خدا از غلط‌های قرآنی آقای «خدمتی» کلیپ داریم از بزرگان این‌جای‌شان فراوان شما غلط قرآن سرچ بزنید در «یوتیوپ» و «گوگل» صدها کلیپ در این زمینه می‌توانید پیدا کنید.

مجری:

یعنی اگر بنا باشد این‌طور عمل بکنند و به فتوای این‌ها بخواهند گوش بدهند مسلماً پشت سر هیچ کس نمی‌توانند نماز بخوانند حتی خلفای خودشان! یک فرصت می‌خواهیم که میان برنامه ببینیم و ان شاء الله بر گردیم در خدمت تان خواهیم بود.

(میان‌برنامه)

مجری:

 سلام مجدد خدمت همه شما همراهان همیشگی برنامه چالشی «کلمه طیبه» عرض می‌کنم، این جلسه شروع کردیم یک سری از این کلیپ‌ها که تعدادشان نسبت به جلسه پیش بیش‌تر شده بود و همین هم باعث جذابیت کار شده بود، این‌ها را بررسی کردیم و تا الان تک تک آن کلیپ‌ها چیزی جز رسوای خالص برای «وهابیت» نداشته است.

ان شاء‌ الله در ادامه برنامه و مابقی برنامه‌ها باز هم همین رویه را ادامه می‌دهیم و شما هم می‌توانید همراه همیشگی برنامه «کلمه طیبه» باشید سراغ کلیپ بعدی می‌رویم که بتوانیم بررسی بکنیم و به نقد آن‌ها بپردازیم

 «کلیپ»

 هاشمی:

فرامین این عالیجناب، پروفسور را می‌شنویم!

رائفی‌پور:

توکل به خدا ببینیم ان شاء الله چه می‌شود، ببینید اولاً که در هیچ یک از «صحاح سته» تفصیل این جریان نیامده

هاشمی:

اولاً ما در دنیا «صحاح سته» نداریم، قضیه الاغه یادتان نرود جاهل مرکب به این می‌گویند نه نمی‌داند که نمی‌داند «صحاح سته» نیست البته ایشان منظورشان «کتب سته» است چون شنیدن احساس می‌کنند که بلد هستند

مجری:

بله استاد بزرگوار همان‌طور که همه با هم دیدیم ادعا این است که آقا این‌ها شیعیان هستند که به ما می‌بندند ما «صحاح سته» داریم ما اصلاً چیزی تحت عنوان «صحاح سته» نداریم، آقای «هاشمی» می‌گفت «صحاح سته» یک چیز ساختگی است ما که نگفتیم «صحاح سته» داریم آیا آن‌ها اصلاً چیزی تحت عنوان «صحاح سته» دارند؟ یا یک چیزی است که ما برای آ‌ن‌ها ساختیم، برنامه چطور است؟

استاد یزدانی:

یک چیزی بالاتر از این هم گفت که توهین و جسارت کرد کسی‌ که بگوید ما «صحاح سته» داریم مثل الاغ است و جاهل مرکب است و از این حرف‌ها گفت. اگر این جماعت توهین و بی‌ادبی نکنند باید تعجب کرد، من فقط در برنامه این‌ها «الصحاح السته» را سرچ زدم ببینم که داریم یا نداریم؟ از کتاب‌های متعدد این‌ها می‌شود پیدا کرد که این‌ها «صحاح سته» دارند.

«كتاب تجريد صحاح أصول الدين مما اشتمل عليه الصحاح الستة»

فهرسة ابن خير الاشبيلي؛ اسم المؤلف: أبو بكر محمد بن خير بن عمر بن خليفة الأموي الوفاة: 575هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت/ لبنان - 1419هـ/1998م، الطبعة: الطبعة الأولى، تحقيق: محمد فؤاد منصور، ج 1   ص 103

الان این‌جا که ما سرچ زدیم 71 مورد نشان داد، ما 20 موردش را حذف کنیم عدد و نتایج 71 است 71 مورد در کتاب‌های این‌ها این قضیه آمده حداقل 50 از منابع اهل‌سنت طبق این برنامه از کلمه «الصحاح الستة» استفاده کرد اصلاً ما کتاب داریم:

«الحطة في ذكر الصحاح الستة؛ اسم المؤلف: أبو الطيب السيد صديق حسن القنوجي، دار النشر: دار الكتب التعليمية - بيروت - 1405هـ/ 1985م، الطبعة : الأولى»

چاپ‌های مختلفش را خدمت بینندگان عزیز نشان بدهم.

مجری:

درعنوان خود کتاب است

استاد یزدانی:

اصلاً عنوان کتاب، بحث کتاب «صحاح سته» است «سید صدیق حسن القنوجی» متوفای 1307 این کتاب را نوشته این‌که نداریم هر که «صحاح سته» بگوید الاغ است این حرف‌ها واقعاً جای تعجب دارد.

مجری:

از آقای «هاشمی» زیاد از این برنامه‌ها نقل شده البته مثل این‌که ایشان جغرافیدان یا تاریخ‌دان هم است.

استاد یزدانی:

البته از کارشناس‌های‌شان هم یک کلیپ داشتیم آن را اگر پخش کنید

مجری:

بله در همین نظریه‌ی که می‌فرمودید «صحاح سته» آیا وجود دارد یا نه؟ ببینیم آیا علمای خودشان هم چنین صحبت‌های دارند یا نه؟ کلیپ بعدی را با هم ببینیم

«کلیپ»

ترشابی:

تعداد روایاتی که در «صحاح سته اهل‌سنت» وجود دارد بیش‌تر از روایاتی است که در «کتب اربعه» وجود دارد

احراری:

امام «نسائی» بین اصحاب «صحاح سته» محبت بسیار زیادی به حضرت علی (رضی الله عنه) دارد.

مجری:

این هم از تصریحات‌شان که خودتان شنیدید

استاد یزدانی:

دو تا از کارشناسان‌شان آقای «ترشابی» و آقای «احراری» از کارشناسان ثابت این شبکه هستند آمدند از «صحاح سته» استفاده کردند، اگر قرار باشد آقای «رائفی‌پور» با گفتن «صحاح سته» خدای نخواسته آن حرف‌های بی‌‌ادبی در موردش گفته بشود، به قول آقای «هاشمی» آقای «احراری» هم جاهل مرکب و الاغ باشد یا آقای «ترشابی» هم جاهل مرکب و الاغ باشد!

مجری:

هر کسی «صحاح سته» بگوید این الاغ و جاهل مرکب می‌شود، همان‌طور که عرض کردم از آقای «هاشمی» از این چیزها زیاد نقل شده و زیاد هم می‌بینیم شما یک سرچ مختصری در اینترنت بکنید، رسوائی‌های آقای «هاشمی وهابی» را زیاد می‌بینید.

 از جمله آن‌ها کلیپ 07 را ببینیم هم به عنوان میان‌برنامه باشد و هم جذابیت کار را زیاد می‌کند این‌ها را نشان می‌دهد که چقدر علم و دانششان زیاد است طبیعتاً می‌شود مطلبی به دانسته‌های‌ شما اضافه بشود.

کلیپ شماره 7:

هاشمی:

بیاد عناد بر این است که نپذیرد، خلیفه گفته «اثنی عشرَ خلیفه» این یک. موضوع دوم رسول الله (صلی الله علیه وسلم) فرموده دین من 73 فرقه می‌شود، این فرقه‌ها چه کسانی هستند؟ ما نمی‌دانیم 12 خلیفه در سنت نام برده نشده، حالا شما نام می‌خواهید ببرید چشم باید حساب کنید: «یک ابوبکر، عمر، عثمان، علی، حسن، معاویه، یزید ابن معاویه، معاویة ابن یزید، مروان ابن الحکم، عبدالملک ابن المروان، الولید ابن عبدالملک، سلیمان ابن عبدالملک، عمر ابن عبدالعزیز» دیگر نگویید 12 تا نام نبردیم این 12 تا خلیفه

مجری:

این از علم حساب و ریاضی این آقا که دیدیم که در شمارش هم حتی وقتی می‌خواهد 12 تا بشمارد نمی‌دانم وسطش یک عدد بین 3 و 4 کشف کرده شاید یا برنامه چه است ما نمی‌دانیم 12 تایش را این‌طوری می‌شمرد حاج آقا

استاد یزدانی:

بله، ما هفته پیش یک روایت خواندیم خلفای اثنی عشر و خودشان هم این را بحث کرده بودند، و از زبان آقای «ابن حجر عسقلانی» هم نوشتیم که «ابن حجر عسقلانی» هم وقتی می‌خواهد بشمارد 13 تا می‌شمارد، «عمر ابن عبدالعزیز» را نمی‌توانند نشمارند، 13 تا می‌شمارد. ایشان هم دقیقاً همان است چون روایت پیغمبر خیلی واضح است «خلفائی اثنی‌عشر» خلفای من 12 تا هستند.

«فقال اثْنَا عَشَرَ كَعِدَّةِ نُقَبَاءِ بني إِسْرَائِيلَ»

مسند الإمام أحمد بن حنبل؛ اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني الوفاة: 241، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر، ج1، ص398، ح3781

این‌‌ها بخواهند بشمارند چه کسی را می‌شمارند هر جور بخواهند بشمارند 13 یا 14 یا 40 و یا 50 تا می‌شود، نمی‌توانند هم بگویند این هست و آن نیست نمی‌توانند انتخاب کنند می‌خواست بشمارد 1- 2- 3- 4- 5 شد 12 تا در حالی که 13 تا شمرد

مجری:

این یک نمونه از علم حساب و ریاضی دانی این‌ها بود، برویم سراغ علم دیگرشان کلیپ بعدی را ببینیم تا به سایر علوم این‌ها هم آشنا بشویم

کلیپ:

هاشمی:

این که هیچ! در «جنگ جهانی اول» و «جنگ جهانی دوم»، «مسیحی»ها چقدر کشته شدند؟ تا جای که «لهستان» را «بُلندا» را «لَهستان» یا «لِهستان» نامیدند، می‌دانید چرا «لَهستان» یا «لِهستان» نامیدند؟ چون لِه لِه شد یک کشور «مسیحی» است می‌گوید 70 میلیون کشته در «جنگ جهانی اول و دوم» کشته دادند یک دانه دعای مسیحی قبول نشد؟

مجری:

این هم از علم جغرافیا و تاریخ این آقا که برای وجه تسمیه کشورها می‌شود ایشان بیاید یک دائرة المعارف بنویسد یا یک اطلس گیتا شناسی بنویسد و ما را مطلع بکند چرا «لَهستان»، «لِهستان» شد؟ ایشان ادعایش این است و بسیار ادعای خنده‌داری است ما در جُک‌ها و لطیف‌ها و ... این را می‌گفتیم حالا از زبان ایشان هم به عنوان یک مطلب علمی این را بیان می‌کنند.

نمی‌دانند این «اِستان»های که می‌آیند در حقیقت یک چیزی است که به قوم داریم یک نسبتی را می‌دهیم داریم می‌گویم که مثلاً «افغانستان» یعنی آن‌جای که مال «افغان»ها است قوم «افغان» در آنجا زندگی می‌کنند و خیلی از کشورهای دیگر مثلاً «هندوستان»ی که است. «لَهستان» یک قومی است به اسم این‌طوری که ذکر شده «لِه» و این قوم دارند در آنجا زندگی می‌کند به این خاطر «لَهستان» شده.

اما این‌ها را دست این آقایان بدهیم با این علم سرشاری که دارند و با همین علم‌ و عقل‌شان می‌خواهند درایت حدیث بکنند و می‌خواهند اسلام را معرفی بکنند طبیعتاً چیزی بهتر از این تحویل‌تان نمی‌دهند که بله «لَهستان» را به خاطر این «لِهستان» نامیدند چون که در «جنگ جهانی اول و دوم» این‌قدر این‌ها سرکوب و لِه شدند به آن‌ها «لِهستان» گفتند این هم وجه تسمیه‌ی است!!

استاد یزدانی:

البته به زبان «فارسی» فقط «لَهستان» یا «لِهستان» نمی‌گوییم فقط کافی بود در «ویکی‌ پدیا»، «لهستان» را سرچ می‌زدند کشورهای «لیتوانیای» زبان «مجاری»، «ارمنی» و «فارسی» آن‌ها که لِهْ را به معنای که ما می‌گوییم که نمی‌گویند. یا «لَهِستان» را بگوییم لَه لَه کرد این‌ها را چون در جنگ جهانی له له کردند «لَهْستان» و یا «لِهستان» شد!!

مجری:

این از علم سرشار این‌ها است که بازهم همه به این‌ها غبطه می‌خورند. اگر بیننده‌ی پشت خط است و می‌توانیم ارتباطی داشته باشیم. تا این ارتباط وصل بشود، ما کلیپ بعدی، کلیپ 09 را از اتاق فرمان درخواست می‌کنیم که پخش کنند و بعد از آن ان شاء الله در خدمت عزیزان هستیم و تلفن‌ها را می‌شنویم.

کلیپ شماره 9

احراری:

یک مقداری متاسفانه در زندگی و تاریخ ما نسبت به زن، ظلم، جور و جفا شده، ما زن صحابیه‌ی داریم که با شوهرش سر رفتن نماز صبح به مسجد درگیرند. «عاتکه» است همسر «زبیر رضی الله عنهما»، «زبیر» دوست ندارد که این در نماز صبح و عشا برود. بالاخره در یکی از صبح‌های که ایشان در مسجد می‌آمده یک کاری می‌کند که این بترسد. وقتی از مسجد بر می‌گردد می‌گوید ندیدمت ببینید در مسجد رسول الله نه مساجد ما. ببینید ظلم به زن در کجاست. بعد حضرت «زبیر رضی الله عنه» می‌گوید «عاتکه» در نماز ندیدمت، مگر آن‌ها آن موقع چراغ برق داشتند؟ چراغ موشی داشتند، نور افکن داشنتد سر نماز صبح؟ وقتی که یک ساعت بعد می‌خواهد هوا روشن می‌شود. «مدینه» رفتید دیدید که کَیْ نماز صبح خوانده می‌شود.

مجری:

یک ادعای کرد و یک داستان و جریانی را از «عاتکه» همسر «زبیر» به صورت سر بسته مطرح کرد، این جریانش چیست؟

استاد یزدانی:

خدمت تان عرض کنم، اسم برنامه اقای «احراری» دفاع از زن بود می‌خواست بگوید در «ایران» به زن‌ها ظلم می‌شود و نمی‌دانم مسجد برایشان باز نیست و از این حرف‌ها و چرندیاتی که این‌ها می‌بندند. نمی‌دانم چه شد وسط یک داستانی را از صدر اسلام از «عاتکه بنت زید» نقل کرد.

خیلی جالب است «عاتکه بنت زید» داستان‌های زیادی درباره اش نقل شده از جمله این داستان و همچنین داستانی با خلیفه دوم دارد. ایشان چند تا شوهر داشته هر کسی با ایشان ازدواج کرده یا مرده و یا کشته شده است.

 جالب است این‌ها نقل کردند امیر المؤمنین وقتی به خواستگاری این رفت البته این دروغ است امیر المؤمنین رفته باشد. اما به هرحال می‌گویند وقتی به خواستگاریش رفت «عاتکه» می‌گفت من دوست ندارم با تو ازدواج کنم؛ چون دوست ندارم تو کشته بشوی!

خودش هم می‌دانست هرکس شوهر ایشان بشود کشته می‌شود، شوهرهای متعددی داشت، فکر می‌کنم آخرین شوهرش «زبیر» است که «زبیر» هم کشته شد. یک داستان جالب دیگری که است این است که ایشان با هرکس ازدواج می‌کرد شرط می‌کرد که من صبح‌ها در نماز صبح می‌خواهم مسجد بروم.

«زبیر» خیلی از این قضیه ناراحت بود، اجازه نمی‌داد که زنش صبح‌ها در آن تاریکی به نماز برود به قول ایشان حتی چراغ موشی هم نداشتند و از این مسائل. یک کاری کرد حالا من خدمت تان از مسانید اهل‌سنت متنش را می‌خوانم.

کتاب «عیون الاخبار» آقای «ابن قتیبه دینوری» در «الاصابه» آقای «ابن حجر عسقلانی» و جاهای دیگر و خیلی از کتاب‌ها این داستان را نقل کرده‌اند. آقای «ابن قتیبه دینوری» در کتابش جلد 3 چاپ اول، چاپ المکتب الاسلامی در «بیروت» «باب مساوی النساء» این مطلب را آورده است. در این باب داستان شماره 5893 است:

«كانت عاتكة بنت زيد بن عمرو بن نفيل، عند عبد اللَّه بن أبي بكر الصدّيق»

ايشان همسر «عبدالله ابن ابی بکر» بوده این‌طوری که ایشان نقل کرده است، داستان‌های مختلفی با ایشان داشته و بعد از ان با عمر ابن خطاب ازدواج کرده، حالا داستان عمر را نمی‌گویم و در جای دیگر اگر فرصت بود داستان خلیفه دوم را هم خدمت تان خواهم گفت.

بعد از ان با «زبیر» ازدواج کرد، داستان خواستگاری امیر المؤمنین را هم می‌آورند

«ثم تزوّجها الزّبير بعد عمر»

«زبیر» بعد از خلیفه دوم با این زن ازدواج کرد

زن ایشان شب‌ها می‌خواست مسجد برود حرف‌های دیگری هم زده.

«ولها عجيزة»

دیگر من این‌ها را ترجمه نمی‌کنم و قابل ترجمه نیست. تا آنجا که «زبیر» به او گفت:

«لا تخرجي»

مسجد نرو

گفت:

«لا أزال أخرج أو تمنعني»

من باید مسجد بروم تو نمی‌توانی من را منع کنی

«وكان يكره أن يمنعها»

دوست نداشت که منع کند

«لقول النبيّ صلَّى اللَّه عليه وسلم: لا تمنعوا إماء اللَّه مساجد اللَّه»

از یک طرف دوست نداشت که منع کند و از یک طرف دوست نداشت که زنش مسجد برود. در این وسط چه کار کند؟ دوست ندارد زنش مسجد برود و از آن طرف هم پیامبر گفته کسی را از رفتن به مسجد منع نکنید.

«فقعد لها الزّبير متنكَّرا في ظلمة اللَّيل»

در کوچه در یک تاریکی ایستاد

 «فلما مرّت به قرص عجيزتها»

وقتی زنش از آنجا رد شد، یک کار ناجوانمردانه کرد که من جرئت نمی‌کنم آن را ترجمه کنم. خود بیننده‌ها شاید خودشان متوجه بشوند.

«فكانت لا تخرج بعد ذلك»

 دیگر بعد از آن این زن مسجد نرفت.

«فقال لها: مالك لا تخرجين؟»

«زبیر» مسجد رفت و برگشت به زنش گفت به مسجد نیامدی، کجا بودی در مسجد ندیدمت؟ ایشان چه گفت:

«كنت أخرج والناس ناس، وقد فسد الناس فبيتي أوسع لي»

دیگر مردم، مردم قدیم نیست، فکر می‌کنم این مردم فاسد شدند، خانه من همین‌جا است و بعد از این در خانه ام نماز می‌خوانم.

كتاب: عيون الأخبار؛ نويسنده: ابن قتيبة الدينوري (وفات : 276)، ناشر: منشورات محمد علي

بيضون -دار الكتب العلمية، سال چاپ : 1424 - 2003 م، ج4، ص113

مجری:

مردم فاسد هم خود همان زبیری بود که متنکرا آنجا منتظر ایستاده بود.

استاد یزدانی:

بله، خدمت تان عرض کنم این کارها را می‌کردند. ایشان می‌آید این داستان را نقل می‌کند می‌خواهد ثابت کند در صدر اسلام زن‌ها اجازه داشتند به مسجد بروند و این حرف‌ها؛ ولی الان نه، الان زن‌ها حق ندارند به مسجد بروند.

داستانش با خلیفه دوم هم قابل ترجمه نیست، من فقط خیلی خلاصه و سر بسته خدمت تان می‌گویم ایشان هم سر بسته گفت، من هم داستان را سر بسته بگویم، در کتاب «الطبقات الکبیر» یا «طبقات الکبری- ابن سعد زهری» جلد 10 بحث زن‌ها را نقل کرده، تحقیق دکتر «علی محمد عمر»، ناشر «مکتبة الخانجی – قاهره» بحث «عاتکه» را پیش می‌کشد.

«عاتکه بنت زید، ابن عمر ابن نوفیل» و به هرحال داستان‌های جالبی است، روایتی است که سندش هم معتبر است. «عبدالله» وقتی از دنیا رفت، ایشان به «عبدالله» قول داده بود با کسی ازدواج نکند. خلیفه دوم خواستگاری رفت قبول نمی‌کرد، هَیْ اصرار و اصرار به هرحال با زور و یک طوری با این خانم ازدواج کرد.

ولی ایشان را مجبور کرد، به هرحال با ایشان ازدواج کرد:

«فزوجه إياها فأتاها عمر فدخل عليها فعاركها حتى غلبها على نفسها»

الطبقات الكبرى؛ اسم المؤلف: محمد بن سعد بن منيع أبو عبدالله البصري الزهري الوفاة: 230، دار النشر: دار صادر - بيروت ، ج8، ص265

دیگر نمی‌دانم چطور من این را ترجمه کنم، فکر می‌کنم قابل ترجمه نباشد. به هرحال فکر می‌کنم ادامه ندهم بهتر است. «عاتکه» زن جالبی داستان‌های قشنگ‌تر از این هم دارد، تعجب کردم چطور اقای «احراری» این داستان را نقل کرد.

مجری:

باید هواس‌شان باشد این طور چیزها را اصلا مطرح نکنند تا به این سر انجام‌ها دچار نشوند. سریع‌تر سراغ تماس بینندگان برویم و بتوانیم صحبت‌هایشان را بشنویم سلام اقای «بازلی» از «خوزستان» بفرمایید

بیننده آقای بازلی از خوزستان:

سلام وقت شما بخیر، خدمت شما مجری محترم آقای «مرعشی» و سلام عرض می‌کنم خدمت کارشناس محترم اقای «یزدانی»! آقای «یزدانی» من یک سوال داشتم جلسه قبل مطرح کرده بودم که در یکی از نامه‌های «نهج البلاغه» حضرت امیر المؤمنین می‌گوید: "ظاهر این است که پروردگار ما و پیامبر ما یکی است" متن این را پیدا نکردم و همین‌قدر می‌دانم که در نامه 58 «نهج البلاغه» موجود است، می‌خواستم جواب این را بدهید.

استاد یزدانی:

این نامه 58 «نهج البلاغه» است، از این‌جا شروع می‌کند:

«وَ الْقَوْمُ مِنْ أَهْلِ الشَّامِ وَ الظَّاهِرُ أَنَّ رَبَّنَا وَاحِدٌ وَ نَبِيَّنَا وَاحِدٌ وَ دَعْوَتَنَا فِي الْإِسْلَامِ وَاحِدَةٌ وَ لَا نَسْتَزِيدُهُمْ

فِي الْإِيمَانِ بِاللَّهِ وَ التَّصْدِيقِ بِرَسُولِهِ وَ لَا يَسْتَزِيدُونَنَا- [وَ] الْأَمْرُ وَاحِدٌ إِلَّا مَا اخْتَلَفْنَا فِيهِ مِنْ دَمِ عُثْمَانَ وَ نَحْنُ مِنْهُ بَرَاء»

نهج البلاغة (للصبحي صالح)؛ نویسنده: شريف الرضى، محمد بن حسين، ناشر: هجرت، محقق/ مصحح: فیض الاسلام، ص448

ببینید داستان خیلی واضح و روشن است، می‌گوید ظاهر قضیه این است. این کلمه «ظاهر» را متأسفانه شبکه‌های وهابی نمی‌خوانند. آقا ظاهرا این است، ما همین الان می‌گوییم ما با همه ظاهرا الان خدایمان یکی است، پیغمبرمان یکی است، قرآنمان یکی است و قبله‌مان یکی است ظاهر این است.

ولی خدای که آن‌ها می‌پرستند، ما در «برنامه یهوابیت» گفتیم خدای که «ابن تیمیه» و این‌ها می‌پرستند، خدای است یک بچه‌ی بی ریش و هنوز ریش در نیاورده، خوشگل و قشنگ است، موهای فرفری دارد، موهای پر پشت دارد، کفش‌های طلایی دارد، شلوار دارد، و خیلی مسائل دیگر دارد.

شش تا انگشت دارد، سه تا دست دارد، این‌قدر چاق است که روی کرسی می‌شنید و از چهار طرف کرسی یک وجب از این طرف و یک وجب از آن طرف بیرون زده، خدایمان یکی است ولی خدای آن‌ها با خدای ما زمین تا آسمان فرق دارد.

 ظاهرش این است ولی حقیقتش فرق دارد، پیغمبری که آن‌ها ترسیم می‌کنند با پیغمبر ما درست است اسمش یک نفر است؛ ولی ترسیم آن‌ها از پیغمبر طوری دیگر است. پیغمبری که آن‌ها ترسم می‌کنند شیطان گاهی خودش را به چهره جبرئیل در می‌آورد و پیغمبر را گول می‌زند و آیه به او نازل می‌کند.پیغمبر آیه را بر مردم می‌خواند!

مجری:

تمام این‌ها ظاهر است که خدا یکی است و پیغمبر یکی است

استاد یزدانی:

ولی باطنش کاملا متفاوت است. بله این‌ها کلمه «ظاهر» را نمی‌خوانند، هیچ شبهه‌ی علیه شیعه در این خطبه موجود نیست.

مجری:

خود متن نامه هم به صراحت این را دارد می‌رساند. تشکر می‌کنم از آقای «بازلی» به «جهرم‌» می‌رویم آقای «جعفری» در خدمت شما هستیم بفرمایید

بیننده آقای جعفری از جهرم:

عرض ادب و احترام دارم خدمت مجری محترم برنامه و جناب اقای دکتر «یزدانی» عزیز.

استاد یزدانی:

سلام علیکم و رحمه الله بفرمایید

بیننده:

اقای «یزدانی» در مورد بحث توسل از خدمت تان سوال داشتم، وهابیت یک شبهه‌ی مطرح کردند که اگر بخواهیم توسل داشته باشیم، یکی از مهم‌ترین مسائلی که مهم است این است که در قرآن اشاره شده است. برای این‌که ما سمت خدا برویم باید از وسیله استفاده کنیم. (وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسيلَةَ)؛ بعد این‌ها شبهه‌ی مطرح می‌کنند مگر خدا از رگ گردن به ما نزدیک‌ نیست، مگر خدا بی نیاز نیست، خدای که بی نیاز است چرا با وسیله به سمت او برویم؟

استاد یزدانی:

خود خدا گفته است:

«وَابْتَغُوا إِلَيهِ الْوَسِيلَةَ»

وسيله‌اي براي تقرب به او بجوئيد!

سوره مائده (5): آیه 35

خود خدا گفته است ما چه کار کنیم؟

بیننده:

مشکل این است که این‌ها وسیله را نماز می‌دانند، وسیله را زکات می‌دانند وسیله را روزه گرفتن می‌دانند.

استاد یزدانی:

این حرف را از کجا می‌گویند؟ دلیل و مستندشان چیست که توسل به انسان صالح نیست و نماز، زکات و روزه است این را از کجا ثابت می‌کنند؟

جعفری:

این‌ها می‌گویند جز خدا کسی دیگر را نخوانید

استاد یزدانی:

کسی را غیر از خدا نخوانید، چه ربطی به این دارد؟

مجری:

اگر بنا باشد، غیر از خدا نباشد نمازی هم که شما می‌خوانید غیر از خدا است.

استاد یزدانی:

ان شاء الله جواب می‌دهیم

بیننده:

این‌ها می‌گویند شما یا امام حسین و یا حضرت علی یا حسن مجتبی می‌گویید، مستقیما به خدا نمی‌گویید، خدا را زیرسوال می‌برید، ان شاء الله جواب شما را می‌شنویم.

مجری:

تشکر می‌کنیم از سوال تان استاد در خدمت تان هستیم، خیلی کوتاه بفرمایید وقت‌مان هم رو به اتمام است.

استاد یزدانی:

آن آیه‌ی که است:

«يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَيهِ الْوَسِيلَةَ»

اي کساني که ايمان آورده‌ايد! از (مخالفت فرمان) خدا بپرهيزيد! و وسيله‌اي براي تقرب به او بجوئيد!

سوره مائده (5): آیه 35

درست است اصل وسیله را ثابت می‌کند، ما بارها در شبکه گفتیم این اصل این‌که انسان باید وسیله‌ی داشته باشد، اصل توسل را ثابت می‌کند؛ اما این‌که این وسیله نماز باشد، عبادت باشد، تقوا باشد و چه باشد و چه باشد. یا انسان صالح باشد، پیامبران باشد، اولیاء الهی باشد از آیه چیزی ما استفاده نمی‌کنیم.

آیه شامل همه این‌ها می‌شود، هم شامل عمل صالح می‌شود و هم شامل اولیاء و انسان‌های صالح می‌شود. ما آیه دیگر در قرآن کریم داریم که خود بزرگان اهل‌سنت به این آیه برای جواز توسل و استغاثه استدلال کرده‌اند. نه فقط توسل و استغاثه هم استدلال کرده‌اند.

من در «برنامه راه‌وبیراه» نزدیک پانزده جلسه در باب توسل صحبت کردم، ده‌ها نفر از علمای اهل‌سنت که به آیه 64 سوره مبارکه نساء استدلال کرده‌اند را نشان دادم، من الان فقط یک مورد از این‌ها را نشان می‌دهم.

 «تفسیر القرآن العظیم» آقای «ابن کثیر دمشقی سلفی» شاگرد «ابن تیمیه» در این تفسیر که یک جلدی آن چاپ شده، چاپ «دار ابن حزم – ریاض عربستان سعودی» در ذیل آیه 64 سوره مبارکه نساء:

«وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا»

اگر اين مخالفان، هنگامي که به خود ستم مي‌کردند (و فرمانهاي خدا را زير پا مي‌گذاردند)، به

نزد تو مي‌آمدند؛ و از خدا طلب آمرزش مي‌کردند؛ و پيامبر هم براي آنها استغفار مي‌کرد؛ خدا را توبه پذير و مهربان مي‌يافتند.

سوره نساء (4): ایه64

آن‌های که به خودشان ظلم کردند، گناه کردند و یا هر کار دیگری، این‌ها باید چه کار کنند؟

«جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ»

نزد تو پیغمبر بیایند و از خدا طلب استغفار کنند.

«وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ»

پیغمبر هم باید برای این‌ها طلب استغفار کند

«لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا»

اگر خدا می‌شنود و از رگ گردن به ما نزدیک‌تر است، غفور و رحیم و تواب هم است، در آن شکی نیست. استغفار پیغمبر در این وسط برای ما چه است؟

مجری:

بله خیلی واضح است فقط مختصر جمع بندی بفرمایید

استاد یزدانی:

وقت تمام شده است، ان شاء الله در برنامه‌های دیگر، اگر بشود وقت برنامه را اضافه کنیم. در این موضوع می‌توانند به سایت بنده مراجعه کنند و مستندات این‌ها را ببینند، خیلی واضح و روشن است که توسل از قرآن قابل اثبات است و از روایت قابل اثبات است و استغاثه هم همین‌طور و آیه‌ی که این‌ها استدلال می‌کنند و مدعی هستند که حتما نماز و این‌ها است این قابل قبول نیست و هیچ دلیلی برایش ندارند و خلافش را ما از بزرگانشان دلیل داریم که گفته‌اند این آیه درباره توسل به شخص صالح است.

مجری:

بسیار عالی، تشکر می‌کنیم از صحبت‌های گهربارتان مثل همیشه خیلی شیوا و شیرین بود استفاده کردیم، و تشکر می‌کنیم از همه شما بینندگان عزیز که تا این لحظه و انتهای برنامه همراه ما بودید. دوشنبه شب‌ها ان شاء الله طبق روالی که داریم در خدمت تان هستیم. دعای همیشگی مان را می‌خوانیم و ان شاء الله همه موفق و مؤید باشید

«اللَّهُمَّ اجْعَلْ مَحْيَايَانا مَحْيَا مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ اللَّهُمَّ اجْعَلْ وَ مَمَاتِنا مَمَاتَ مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّدٍ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد».

«والسلام علیکم ورحمة الله وبرکاته»

 

 

 



1 | میلاد | , انگلستان | ۰۷:۴۱ - ۱۸ تير ۱۳۹۹ |
سلام بسیار عالی هست . فقط توی ارشیو فایل صوتی هم قرار بدید
2 | مرتضی | , آمریکا | ۱۱:۳۷ - ۲۲ تير ۱۳۹۹ |
باسلام و عرض خستخ نباشید
پس از دیدن دوبرنامه شما کاملاَ واضح است با وجود مجری وقت برنامه وهم جناب یزدانی در تفاسیر و روایات و گفتگوها گرفته میشود تا جایی که بود و نبود مجری محترم اثری در کیفیت برنامه ندارد اگر خود جناب یزدانی هم مدیریت وهم کارشناسی بنماید راحتتر و بهتر سوار روال تولید محتوا هم میشود واین اصرار بر وجود مجری و بیانات ایشان لطمه به عمق مباحث نیز وارد میکند با تشکر و ابراز حلالیت بنده از مجری محترم
   
* اسم:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی: