2020 August 11 - سه شنبه 21 مرداد 1399
تاریخ بدون روتوش-زرتشت، دینی آسمائی یا آئینی ساختگی؟!
کد مطلب:3537 گروه: تاریخ بدون روتوش آمار بازدید: 588

تاریخ بدون روتوش-زرتشت، دینی آسمائی یا آئینی ساختگی؟!
دکتر سید محمد حسینی - 17 تير 1399


  دانلود
امتیاز:
  00:56:29 حجم فیلم: 156 مگابایت

قسمت سوم برنامه تاریخ بدون روتوش با کارشناسی دکتر سید محمد حسینی

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ:17 تیر 1399

موضوع: زرتشت، دینی آسمائی یا آئینی ساختگی؟!

برنامه تاریخ بدون روتوش

دکتر سید محمد حسینی:

بسم الله الرحمن الرحیم اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

عرض سلام و ادب و احترام خدمت شما بینندگان عزیز و ارجمند «شبکه جهانی حضرت ولی عصر».بیننده قسمت سوم از برنامه‌های «تاریخ بدون روتوش» هستید. برنامه‌ای که ما سعی داریم در اینجا آنچه ناگفته است یا کمتر گفته شده در مورد تاریخ ایران و تاریخ اسلام را خدمت شما عرض کنیم.

ما در این برنامه در مورد جاهایی که روتوش شده است، جعل شده است، تحریف شده است و لازم است گفته شود و تبلیغاتی که براساس آن روتوش‌ها انجام می‌شود لازم است رسوا شوند را در موردشان صحبت می‌کنیم و بحث علمی انجام می‌دهیم.

ما سعی می‌کنیم هرآنچه می گوییم مستند باشد و ان شاءالله شما با ما همراه باشید. ما در قسمت‌های گذشته مقدماتی را خدمت شما عرض کردیم و به بحث اصلی ورود پیدا کردیم.

عرض کردیم در ایران کسانی که معتقدند ما نباید مسیحی باشیم، نباید یهودی و مسلمان باشیم یک ادعا مطرح می‌کنند و می گویند: ایران خودش دارای یک پیامبر ایران

به نام زرتشت است.

این ادعا دو گزاره دارد؛ ایرانی بودن زرتشت و پیامبر بودن زرتشت. در مورد اینکه آیا زرتشت ایرانی هست

یا خیر، با شما صحبت کردیم و نشان دادیم براساس اوستا نمی‌شود ادعا کرد که زرتشت ایرانی بوده است.

ما به منطقه‌ای اشاره کردیم که در اوستا آمده است، زرتشت در آنجا بوده و تحت عنوان «ایرانویج» یا «ایرانویچ» نام آور بوده است.

ما گفتیم که «ایرانویج» یا «ایرانویچ» ویژگی براساس اوستا دارد و آن هم این است که ده ماه از سال یخبندان و دو ماه از سال فصل سرد است. بنابراین نمی‌توانیم ایران را در آنجا در نظر بگیریم. شاید براساس اوستا بتوان به قطب چنین ویژگی نسبت داد.

ما سپس ترجمه‌های مختلف از جمله ترجمه‌های «پور داوود» و «دوست خواه» را آوردیم و نشان دادیم و مشخص شد براساس اوستا نمی‌توان ادعا کرد که زرتشت ایرانی بوده است.

نکته بعد این است که گفتیم براساس آنچه خود زرتشتی‌ها همانند «دکتر فرهنگ مهر» در کتاب «دیدی نو از دینی کهن» گفتند، اولین گزاره تاریخی که راجع به زرتشت آمده است، احتمال یونانی بودن زرتشت را مطرح کرده است.

بنابراین مسائل براساس قدیمی‌ترین گزارش تاریخی هم نمی‌شود زرتشت را ایرانی دانست.

نکته بعدی این است که گفتیم اگر به سراغ برخی از مورخین همانند «طبری» و «ابن اثیر» و «ابن خلدون» برویم که نام دار هستند و گاهی مخالفین اسلام هم به آنها استناد می‌کنند، آن‌ها گفته‌اند که اصلاً زرتشت فلسطینی بوده است.

البته ما در مورد نسب زرتشت صحبت نکردیم بلکه در مورد خاستگاه صحبت کردیم، زیرا اینکه زرتشت در کجا به دنیا آمده است در هیچ بخش و هیچ جایی از اوستا هم نسبت به آن اشاره نشده و تنها در منطقه‌ای فعالیتی را نسبت به آن اشاره شده بود.

ما می‌خواهیم در این جلسه به مسئله دیگری بپردازیم که گزاره دوم این ادعا هست و آن هم نبوت زرتشت است.

بنده در جلسه اول یا دوم بسیار صریح عرض کردم که به اعتقاد بنده شخص زرتشت پیامبر نبوده است و برای اعتقاد خودم دلیل دارم.

البته در مورد اینکه آیا ایرانی‌ها پیامبر داشتند یا نداشتند، باید بگوییم که بله پیامبر داشتند، اما شخصی که تحت عنوان زرتشت از او یاد می‌شود را براساس اعتقاد خودم نبی نمی‌دانم.

تکلیف اینجا مشخص باشد تا اگر لازم شد در برنامه‌های آینده من ادله خودم را از روایات ارائه می‌دهم و خواهیم دید که مسئله به چه شکل و چه صورت در کتب ما آمده است.

به دلیل اینکه فعلاً با اعتقادات اسلامی و شیعی کار نداریم، می‌خواهیم به سراغ بحث نبوت از دیدگاه خود زرتشتی‌ها برویم.

این را خدمت شما عرض کنم که آئین یا دین زرتشت از این بابت که آیا محوری‌ترین شخص آن نبی بوده یا نبی نبوده، عجیب‌ترین اعتقاد را دارند.

شما هیچ دین و آئینی را پیدا نمی‌کنید که همانند زرتشتی‌ها خودشان نتوانند یک حرف واحد راجع به محوری‌ترین شخصیت خود بزنند که آیا او پیامبر بود یا نبود!

بالاخره وقتی شما می‌خواهید به یک دین یا آموزه‌های شخصی مراجعه کنید، باید ببینید این حرف‌های خود اوست یا حرف‌ها را از سمت خداوند آورده است. این تفاوت کمی نیست.

بله در ادیان اختلاف وجود دارد. به عنوان مثال در اسلام به صورت کلی میان شیعیان و اهل سنت این اختلاف وجود دارد که خلیفه مشروع بعد از پیامبر اسلام چه کسی باید باشد، اما در مورد نبوت پیامبر و اصل اینکه پیامبر نبی بوده است که دیگر اختلاف ندارند.

در میان مسیحیت اختلاف نظر وجود دارد. برخی ارتدوکس هستند، برخی کاتولیک هستند، برخی پروتستان هستند، برخی به دنبال «انجیل برنابا» هستند، برخی به دنبال «یوقا و متی» هستند.

با تمام این احوالات بازهم در مورد جایگاه حضرت عیسی یک نکته را در ذهن خود دارند. مگر اینکه گاهی اوقات می‌بینیم بخشی از یک سری فرقه‌ها بیرون می‌آیند که حرف‌های خاصی می‌زنند.

مسیحیت عمدتاً یک دیدگاه را دارند و آن این است که رابطه حضرت عیسی با خداوند را از جمله کسانی که حضرت عیسی را خدا می‌دانند، منقطع نمی‌دانند بلکه در شدت و ضعف آن بحث دارند.

در مورد یهودیان هم همین مسئله وجود دارد. این همه تحریف و سانسور در دین یهود شده است، اما کسی در مورد جایگاه حضرت موسی از باب اینکه خدا را می‌دید یا با او صحبت می‌کرد یا اینکه خدا را قبول داشت یا نداشت بحثی ندارند.

در مقابل زرتشتی‌ها هم در مورد اصل نبوت زرتشت با همدیگر اختلاف دارند و هم در سطوح بالا امشب به شما نشان خواهم داد که اختلاف، اختلاف بین بین دو مبلغ زرتشتی نیست.

از اساس اصلاً اینکه زرتشت آیا به خداپرستی دعوت کرده است یا به عقل گرایی و خرد دعوت کرده است و بحث خدا را مطرح نکرده است، با همدیگر اختلاف دارند. این واقعاً بسیار عجیب است که ما در یک دین یا آئین چنین چیزی را شاهد هستیم.

بحث ما هم علمی است. خداوند شاهد و گواه است که نه قصد جسارت و بی احترامی به مذهب یا دین یا آئینی داریم و نه اینکه دوست داریم خدای ناکرده توهینی صورت بگیرد، اما دوست داریم بحث علمی انجام شود.

ما دوست داریم یک سری مسائلی که با آن تبلیغ می‌شود و آنها را دروغ یا بی اساس یا اشتباه می دانیم، در این برنامه مطرح شود. بنده در این برنامه می‌خواهم برای شما کلیپ هم پخش کنم.

توجه بفرمایید این مقدمات بنده را در ذهن خود داشته باشید، زیرا ما قسمت به قسمت که پیش می‌رویم شما باید آنها را بدانید تا من مجدداً برنگردم همه را توضیح دهم.

زرتشتیان یک انجمن جهانی به نام «موبدان زرتشتی» دارند که در آنجا مطالبشان را منتشر می‌کنند، مصاحبه‌هایشان را منتشر می‌کنند، برخی آثارشان را منتشر می‌کنند و این انجمن یک رئیس دارد.

رئیس این انجمن، «دکتر آبتین ساسان فر» بود که سال 1396 از دنیا رفتند. ایشان نکاتی را گفتند در خصوص اینکه اصلاً جایگاه زرتشت در تفکرات زرتشتی چیست!

خیلی جالب است که این مطلب در یک شبکه معاند هم مطرح شده است و ایشان با آن شبکه مصاحبه کرده است.

بخشی از نکاتی که مجری بر آن تأکید دارد و آقای «آبتین ساسان فر» که مصاحبه کامل آن هم موجود است را با هم ببینیم که در مورد زرتشت چه مطالبی گفته است.

بنده بعد از دیدن این کلیپ توضیحات مهمی دارم که امشب خدمت شما عرض کنم. کلیپ اول را با هم ببینیم:

مجری:

آقای دکتر! شما به عنوان رئیس انجمن جهانی زرتشتیان بهترین مرجع و منبع هستید که برای ما و بینندگان زرتشتی روشن بفرمایید که دسترسی مستقیم به شما ندارند.

بنابراین آیا می‌شود نتیجه گرفت که کتاب «اوستا» به عنوان یک کتاب آسمانی که از آن سخن می‌رود و در ایران هم زرتشتیان را به هر دلیلی اهل کتاب می‌دانند، این حرف نادرست است.

«اوستا» کتاب آسمانی نیست و «گاطع ها» هم سروده زرتشت هست، یک انسان زمینی است و تمام شعائری که به اسم شعائر آئین زرتشت انجام می‌شود هم درواقع ساختگی است، نه متعلق به دین

زرتشت! درست عرض می‌کنم؟!

دکتر آبتین ساسان فر:

بله؛ ما به زرتشت به عنوان یک مکتب فلسفی توجه می‌کنیم، نه به عنوان یک دینی که می‌تواند در جامعه نفوذ داشته باشد.

دکتر سید محمد حسینی:

بینندگان عزیز ملاحظه فرمودید که ایشان گفتند که ما به زرتشت به عنوان یک فیلسوف نگاه می‌کنیم، نه دینی که بتواند در جامعه بروز داشته باشد.

انجمن جهانی زرتشتیان ظاهراً اصلاً هیچ اعتقادی به نبوت زرتشت ندارند. خیلی جالب است که من مطلبی را از سایت این انجمن خدمت شما نشان بدهم. بنده تصویر کامل از سایت انجمن جهانی زرتشتیان گرفتم.

این سایت در حال حاضر هم موجود است. بنده این مطلب را قبلاً دیده بودم، اما همین امروز از آن تصویر تهیه کردم. اگر همین الآن سرچ کنید، می‌توانید ببینید که بنده راست می گویم چنین مطلبی در انجمن جهانی زرتشتیان آمده است یا خیر.

در این سایت مسئله‌ای تحت عنوان "«آشو زرتشت» آموزگار و فیلسوف؛ یا «پیامبر»؟..." آمده است. در این سایت تفکیک قائل شده است که زرتشت فیلسوف و آموزگار بوده است یا پیامبر بوده است.

بنده همین مقاله را خدمت شما نشان می‌دهم. در این سایت مطلبی تحت عنوان "دکترین و فلسفه زرتشت" آمده است. در اینجا جمله‌ای آمده است که نکته مهم و اساسی است. در این سایت نوشته شده است:

تماس داشته است."

انجمن جهانی زرتشتیان که موبدانشان دارند آن را مدیریت می‌کنند، به صراحت می گویند که زرتشت اصلاً ادعا نداشت با خدا در ارتباط است. انجمن دیگری در ایران تحت عنوان "انجمن زرتشتیان تهران" وجود دارد.

این انجمن براساس آنچه خودشان گفتند و خودشان ادعا کردند، در کتاب «پاسخ به پرسش‌های دینی زرتشتیان» اثر «موبد دکتر اردشیر خورشیدیان» رئیس انجمن موبدان تهران در ابتدای کتاب قسمت پیشگفتار می‌نویسد:

"از آنجا که «انجمن موبدان تهران» بالاترین مرجع دینی، مذهبی و فرهنگی جامعه زرتشتیان می‌باشد، یک رئیس دارد." رئیس انجمن موبدان تهران «دکتر خورشیدیان» نام دارد که الآن در قید حیات است.

ایشان نکاتی را گفتند مبنی بر اینکه واقعاً اینطور که «انجمن جهانی زرتشتیان» می گویند، آیا واقعاً زرتشت ادعای نبوت داشت یا نداشت؟! کلیپ بعدی را با هم ببینیم:

مجری:

«دکتر اردشیر خورشیدیان» رئیس محترم "انجمن موبدان تهران" رسمی‌ترین ارگان دینی و معنوی زرتشتیان ایران است که فرزند بزرگ روانشاد «موبد هرمزیار خورشیدیان» هستند.

از ایشان کتاب‌های زیادی به چاپ رسیده است که بنده تنها فهرست وار آن‌ها را نام می‌برم.

«اندیشه در تخت جمشید»، «پاسخ به پرسش دینی زرتشتیان»، «جهان بینی آشور زرتشت»، «بن پایه‌های شناخت»، «مجموعه سخنرانی‌ها» و کتاب آخرشان «اقتصاد و اخلاق».

آقای دکتر خواهش می‌کنم تشریف بیاورید. روز و روزگار بر همگان به نیکی و نیک نامی باد. سر همگی سبز.

دکتر اردشیر خورشیدیان (رئیس انجمن موبدان تهران):

وای بر ما که اجازه می‌دهیم بیایند در این مکان مقدس که متعلق به زرتشتیان است، بگویند که زرتشت پیغمبر نبوده است. به هزار و یک دلیل زرتشت صددرصد پیغمبر بوده است.

در اینجا به شما می‌گوید که خود را پیغمبر نامیده است. اینجا از یسنا 28 بند 1، 28 – 3، 28 – 4، 28 – 7، 29 – 8، 30 – 1، 30 – 9 به خصوص 33 – 1 می‌گوید:

"به دلیل اینکه وسوسه‌های شیطانی مانع از آن است که راه بهتر را آشکارا دید و برگزید، بنابراین خداوند جان و خرد «اهورامزدا» مرا برای رهبری شما برگزید."

خود او می‌گوید من پیغمبر هستم و ما می گوییم او پیغمبر نیست! چنین صحبتی شما در مسجد یا کلیسا کنید و بگویید که پیغمبرشان پیغمبر نیست، شما را تکه تکه می‌کنند.

دکتر سید محمد حسینی:

ملاحظه فرمودید که «رئیس انجمن موبدان تهران» می‌گوید: به هزار و یک دلیل زرتشت پیامبر است و خودش در کتاب اوستا ادعای نبوت کرده است. «انجمن جهانی زرتشتیان» می گویند: زرتشت اصلاً ادعایی نداشته است. به نظرم یک بار دیگر این جمله را ببینید.

"جست و جوی ساده از طریق دکترین زرتشت نشان می‌دهد که این اندیشمند و آموزگار ایرانی هرگز خو درا به عنوان واسطه بین خدا و انسان‌ها معرفی نکرده است. رزتشت هرگز ادعا نکرده بود که با یک خدا تماس داشته باشد."

بالاخره زرتشت به قول آقای «دکتر موبد خورشیدیان» ادعا داشت که پیامبر هست، اما آنها می گویند که او اصلاً ادعا نداشته است. آن هم براساس کتابی که در دست ما هست.

این حرف یعنی بخش «گاطع ها» هست، «خرده اوستا» هست، «وندیداد» و بخش‌های مختلف اوستا در دست ما هست. این آقایان هنوز به نتیجه نرسیدند که زرتشت پیامبر بوده است یا خیر!

چطور می‌توانید بیایید به ما بگویید که به دنبال یک پیامبر ایرانی بیا، در حالی که خودتان هنوز نمی‌دانید پیامبر بوده است یا خیر! خودتان می دانید که براساس اوستا زرتشت ایرانی نبوده است.

قضیه به همین جا ختم نمی‌شود. ما کلیپ دیگری از جناب آقای «مازیار قویدل» پخش می‌کنیم. عزیزانی که زرتشتی هستند و برنامه ما را می‌بینند، آقای «مازیار قویدل» را خوب می‌شناسند.

ایشان در بین زرتشتیان شناخته شده است و انجمن جهانی زرتشتیان هم مصاحبه‌های ایشان را منتشر کرده است. اتفاقاً مصاحبه‌ای که ما می‌خواهیم بخشی از آن را برای شما پخش کنیم، در سایت «انجمن جهانی زرتشتیان» وجود دارد.

با هم کلیپ بعدی را ببینیم تا معلوم شود آقای «مازیار قویدل» در مورد نبوت زرتشت چه نظری دارد:

مجری:

بسیاری از محققان «آشور زرتشت» را اندیشمند، خردمند، آموزگار و فیلسوف می‌دانند اندیشمندان دیگری نیز هستند که او را پیامبر می‌شناسند. حال واقعیت چیست؟!

در این نظرخواهی سایت «انجمن جهانی زرتشتیان» نظر اندیشمندان و محققین را جویا می‌شویم. آقای «مازیار قویدل» پژوهشگر فرهنگ ایران نخستین آنهاست.

او پژوهشگر فرهنگ ایران به ویژه «شاهنامه و داستان‌های آن» و نویسنده کتاب «پژوهشی در اوستا و آئین یا باور زرتشتی» عقیده دارد:

"«آشور زرتشت» آموزگار، فیلسوف و متفکر است و در هیچ جا نگفته است که فرستاده خداست." حرف‌های آقای «مازیار قویدل» را بشنویم.

دکتر مازیار قویدل (نویسنده و پژوهشگر تاریخی):

با برداشت من «آشور زرتشت» یک انسان بسیار خردمندی بود که خود به این خرد و اندیشه رسیده است. یعنی او با دیدن گردش جهان و تغییر فصل‌ها و حالات انسان‌ها و دگرگونی‌ها و زیست بوم و طبیعت او را به اندیشه وادار می‌کند.

در نتیجه «آشور زرتشت» به کوه‌ها می‌رود و ستاره شناس می‌شود. بدین گونه که می‌بینید جابجایی ستاره‌ها چگونه است.

این‌ها همگی او را وادار می‌کند که نخستین سال شمار را بنویسد و این خود او را به اندیشه وامی دارد که می‌گوید:

ای دانش برتر و ای برترین دانش «اهورامزدا»! به من بیاموز تا من به دیگران بیاموزم که این جهان چگونه می‌رود. ستارگان چگونه می‌روند و جابجا می‌شوند. هرچه من بیاموزم را به دیگران می‌آموزم.

باور من این است که ایشان یک انسان خردمند است و خودش به این اندیشه رسیده است. انسان‌های مذهبی باور دارند که کسی در سرشان گذاشته است.

من ایشان را یک پیام دار بزرگ می دانم، زیرا پیامبر همانند پستچی است. پیام رسان و پیامبر همانند پستچی هستند. جایگاه آشو زرتشت از پستچی بالاتر است. در دین‌های ابراهیمی ما پستچی زیاد داریم.

انسان به «اهورامزدا» و پروردگار جهان باورمند باشد. آن در اندیشه گذشته بوده و این هم می‌تواند باشد. باور من این است که خود این با خردورزی، اندیشیدن و بهره گیری از هوشش به اینجا رسیده است.

دکتر سید محمد حسینی:

ملاحظه فرمودید که این هم سخنان جناب آقای «مازیار قویدل» که همان سایتی که همان سایتی که تصویرش را گذاشته بودیم «انجمن جهانی زرتشتیان» همه مصاحبه را پخش کردند.

آن‌ها نه تنها قائل به نبوت زرتشت نیستند، حتی «اهورامزدا» را علم می‌دانند. آن‌ها حتی خداپرستی را از زرتشتیان می‌گیرند.

بنده داخل پرانتز عرض کنم که واقعاً دلسوزان و موبدان زرتشتی فکری کنند به اینکه برخی‌ها با کنار زدن حتی خدا در آئین زرتشتی تحت عنوان «اهورامزدا» به دنبال یکی شدن با آتئیست ها هستند.

بنده امروز خدمت شما عرض می‌کنم که رفته رفته خواهید دید که این اتفاق می افتد و در رسانه‌ها چقدر شدت خواهد گرفت، اگر موبدان دلسوز زرتشتی که دلسوز عقاید خودشان هستند ورود پیدا نکنند و جلوی این حرف‌ها را نگیرند.

البته ایشان نکته جالبی گفت و ادعا کرد که ما زرتشت را پیامبر نمی‌دانیم، زیرا پیامبر به معنای نامه رسان است. به دلیل اینکه زرتشت خودش فکر کرد و حرف‌ها حرف‌های خودش بود، از مقام پیامبر بالاتر است.

خیلی جالب است که ایشان یا نمی‌داند مسلمانان و شیعیان چه تعریفی برای پیامبر دارند و یا همان تعریف وهابیت را دیده است. ما قبلاً بحث کردیم و به مخاطبینمان نشان دادیم که وهابی‌ها بودند که به پیامبر نامه رسان می‌گفتند.

ما تنها چنین جایگاهی برای پبغمبر اکرم قائل نیستیم، بلکه می گوییم پیامبر کلام خداوند را به مردم رساند. پیامبر شأنیتی دارد که به اذن خداوند شارع است. پیامبر به اذن خداوند ولایت تکوینی و تشریعی دارد.

بنابراین به ما نسبت ندهید که ما تنها قائل به این هستیم که پیغمبر اکرم فقط یک نامه رسان بوده است. وهابی‌ها چنین ادعایی کردند و اگر می‌خواهید، بروید و با آنها بحث کنید.

خیلی جالب بود که «انجمن جهانی زرتشتیان» منکر نبوت زرتشت بودند، اما «انجمن زرتشتیان تهران» قائل به نبوت زرتشت بود به هزار و یک دلیل «موبد خورشیدیان». این قضیه خیلی عجیب است.

نه تنها ایرانی بودن زرتشت با اوستا به شدت قابل خدشه است، بلکه نبوت زرتشت هم با سخن موبدان و بزرگانشان قابل خدشه است؛ نه مبلغ ساده‌ای که گوشه‌ای حرفی را زده باشد. این آقایان در این خصوص موضع گیری رسمی می‌کنند.

البته برخی‌ها آمدند فیلسوف بودن زرتشت و نبوت او را یکی کردند که بازهم به معنای اینکه زرتشت را نبی یا پیامبر دانستند.

بازهم مطلبی از کتاب «دیدی نو از دینی کهن» ببینیم که زرتشتیان هم زیاد این کتاب را تبلیغ می‌کنند به عنوان اینکه این کتاب را بخوانید تا متوجه شوید فلسفه زرتشت چیست.

ایشان در صفحه 27 پیامبری زرتشت را مطرح کرده است و می‌نویسد: "چگونگی دست یابی آشور زرتشت به دین راستین و فراگرد برگزیده شدن او به پیامبری، در گات‌ها گزارش شده است."

او سپس سه پایه رسیدن به پیامبری برای زرتشت را تک تک توضیح داده است. خیلی جالب است این کتابی که فلسفه زرتشت را نوشته است، صراحتاً در صفحه شماره 31 توضیحاتی پیرامون برگزیده شدن زرتشت به پیامبری را مطرح می‌کند.

به نظرم از میان زرتشتیان معتقد کسی نیست که «دکتر فرهنگ مهر» را نشناسند و کتابشان را ندیده باشند یا مطالعه نکرده باشند. ایشان هم قائل به نبوت بودند.

حال ما چکار کنیم؟! براساس اعتقاد زرتشتیان و موبدان قائل به نبوت زرتشت باشیم یا نباشیم؟!

موبدان و زرتشتیان عزیز اول خودتان به نتیجه‌ای واحد برسید که زرتشت پیامبر بود یا نبود یا «اهورامزدا» واقعاً خدا بود یا علم و دانش بود که زرتشت می‌گفت. بعد از اینکه به نتیجه‌ای دست پیدا کردید، سپس ادله‌های دیگر را بیاورید.

همچنین اگر قرار است جواب بدهید، باید به موبدان خودتان جواب بدهید هرکدام از این نظرها را دارید.

نکته بعد که مسئله مهمی است، این است که وقتی انبیاء آمدند مقلدین و پیروان و مؤمنین به آنها ادعا داشتند که آنها معجزاتی هم داشتند.

حال معجزات برخی از پیامبرها به گوش ما نرسیده است، اما معجزات برخی از پیامبرها به گوش ما رسیده است که چه معجزاتی داشتند.

ما به یکی از کتاب‌های مهم در استناد کردن اشاره می‌کنیم. این کتاب «پاسخ به پرسش‌های دینی زرتشتیان» اثر «دکتر اردشیر خورشیدیان» رئیس انجمن موبدان تهران است.

ما هیچ ابایی هم از معرفی کتاب که از عقاید زرتشتیان دفاع کرده و حتی جاهایی نسبت به عقاید اسلامی و تشیع شبهه وارد کرده است هم نداریم.

بنده اسکن کتاب را گرفتم تا راحت‌تر بتوانید ملاحظه بفرمایید. ایشان در این کتاب صفحه 67 پرسش شماره 34 می‌نویسد:

"پرسش: ببخشید که این سؤال را می‌کنم، آیا پیامبر شما معجزاتی هم داشته است؟!

پاسخ: بزرگ‌ترین معجزه اشو زرتشت کتاب گاتاهاست. (خواهش می‌کنم گاتاها را به دقت بخوانید و با آنچه که دانش دین گفته می‌شود، مقایسه کنید. آن وقت خود به بزرگی پیام این آیه‌ها پی خواهید برد)."

کتابی که مشاهده می‌کنید، کتاب «اوستا» کتاب مقدس زرتشتیان است. بخش اول این کتاب گاتاها است که آن را سروده‌های زرتشت می‌دانند.

بخش‌های بعدی هم هست که تا به خرده اوستا می‌رسد. بخش اول کتاب «اوستا» همان گاتاها است. ایشان می‌گوید: گاتاها معجزه است. حال ادامه پاسخ به پرسش شماره 34 را ملاحظه کنید.

"البته در بخش‌های گوناگون اوستا و در تاریخ و روایات دینی ما زرتشتیان، معجزات بسیاری را به آشو زرتشت نسبت داده‌اند.

مثلاً همه ما زرتشتیان باور داریم و تاریخ نویسان یونانی نیز تأکید کرده‌اند که وقتی آشو زرتشت به دنیا آمد، برخلاف همه نوزادان شروع به خندیدن نمود و همه را شگفت زده کرد." بنابراین دومین معجزه زرتشت خندیدن او در بدو تولد بود. در ادامه می‌نویسد:

"یا در زمان ارائه دین خود به مردم، آتشی در دست داشت که بدون چوب و سندل می‌سوخت."

حال من معجزه سوم او را هم بگویم. حال بنده می‌خواهم یکی یکی معجزات را از دیدگاه خود زرتشتیان نقد کنم. معجزه دیگری که نویسنده این کتاب گفته بود، این بود که زرتشت آتشی در دست داشت که بدون چوب می‌سوخت و با آن مردم را هدایت می‌کرد.

تصویر معروفی از زرتشت به جای مانده است که پشت سر بنده هم آن را ملاحظه می‌کنید. آقای «خورشیدیان» هم این تصویر را در این کتاب آورده است.

در تصویری که در این کتاب آمده است، اصلاً چنین چیزی در دستان زرتشت نیست. در حالی که تصویر را تفسیر می‌کنند که لباس او چند بخش دارد. شاید تصاویر دیگری هم باشد که نسبت داده باشند.

ما کاری با آن نداریم، اما اگر آقای زرتشت در هنگام تبلیغ است، براساس آن عبارت باید آتشی در دستش باشد. حال ما خیلی با این معجزه کاری نداریم.

بنابراین تا اینجا معجزه زرتشت گاتاها، خندین هنگام ولادت و در دست داشتن آتشی که بدون چوب می‌سوزد شد. ایشان همچنین در ادامه می‌نویسد:

"یا با فرو کردن عصایی که در دست داشتن بر زمین، در شهر کاشمر سروی کاشت که وقتی رشد کرد، به اندازه‌ای بزرگ شد که ده‌ها گله و رمه در زیر سایه آن استراحت می‌کردند و هزاران مرغ لانه داشتند و تا زمان متوکل عباسی نیز سرسبز و خرم بود.

در تاریخ ثبت است وقتی به دستور این خلیفه عباسی این سرو را برای ساختن کاخ او بریدند و به بغداد بردند، چهل هزار شتر این سرو را حمل می‌کردند و بسیاری معجزات دیگر."

این در حالی است که ایشان به کتاب گاتاها تأکید کرده است. بنابراین تا اینجا به صورت برجسته چند معجزه شد که آنها را مطرح می‌کنند.

اعجاز او بخش گاتاها، خندیدن زرتشت هنگام تولد، در دست داشتن آتش بدون چوب و درخت سروی که با زدن عصا بر زمین در کاشمر کاشت به طوری که چهل هزار شتر آن را حمل می‌کردند.

حال بماند که ما می‌خواهیم بحث عقلی در مورد آنها مطرح کنیم یا خیر. اصلاً ما این مبحث را کنار می‌گذاریم و خودمان هیچ نمی‌گوییم. بنده به شما از موبدی که در قید حیات است و زنده است و جدیدترین مترجم بخش گاتاها است، مطالبی نشان می‌دهم.

این سایتی است که همین الآن شما می‌توانید به آن دسترسی داشته باشید. «موبد کورش نیکنام» پژوهنده فرهنگ ایران باستان جدیدترین مترجم بخش گاتاهاست، به طوری که به گاتاها اشراف کامل دارد.

شاید زمانی که «موبد خورشیدیان» بخواهد به ترجمه‌ای مراجعه کند، به ترجمه آقای «نیکنام» مراجعه کند.

ببینیم آقای «نیکنام» در سایت خود در مورد «دکتر موبد خورشیدیان» رئیس انجمن زرتشتیانی که گاتاها را معجزه می‌دانست، چه گفته‌اند.

"پرسش: هر پیامبری معجزه‌ای برای اثبات پیام آوری از سوی خود داشته است. معجزهٔ زرتشت چیست؟" «موبد کورش نیکنام» که گاتاها را ترجمه کردید، زرتشت معجزه دارد یا ندارد؟! "پاسخ: در گزینش زرتشت رویدای شگفت آوری (: معجزه‌ای) در کار نبوده است."

مترجم گاتاها می‌گوید: گاتاها که بنده آن را ترجمه کردم، اعجاز ندارد. «دکتر کورش نیکنام» در حال حاضر زنده و در قید حیات هستند. معجزه بعدی چه بود؟! بازهم در سایت «کورش نیکنام» پژوهنده فرهنگ ایران باستان آمده است:

"پرسش: موبد نیکنام چنان که اشاره کردید، زرتشت معجزه‌ای نداشته و بعدها به او نسبت داده‌اند.

پس خندیدن او در هنگام تولد یا درمان کردن پای اسب گشتاسب یا کاشتن درخت سرو در کاشمر حقیقت ندارد؟ پاسخ: آری، زرتشت معجزه‌ای نداشته است."

بنابراین تکلیف خندیدن زرتشت که توسط رئیس انجمن موبدان مطرح شده است، چیست؟ لازم به ذکر است که هردو این موبدان در داخل ایران هستند و هردو از نفرات اول سرشناس زرتشتیان داخل ایران چه بسا جهان هستند.

ملاحظه بفرمایید که «موبد کورش نیکنام» پاسخ دادند: "چه کسی می‌داند نوزادی پس از زاده شدن، روزگاری پیامبر خواهد شد که خندیدن او را یادداشت کرده باشد و آن را کاری شگفت آور بداند؟

گفتنی است بسیاری از کودکان پس از زاده شدن با ورود هوای سرد به ریه‌هایش گریه خواهد کرد ولی اندکی نیز با خندیدن چشم به جهان می‌گشایند."

«موبد نیکنام» می‌گوید: اصلاً یک سری کودکان هستند که بعد از به دنیا آمدن می‌خندند. این امر معجزه نیست. چه کسی بدو تولد او حضور داشته تا خندیدن او را ثبت کرده باشد؟

این حرف‌های آقای «نیکنام» است که به این نوع معجزه ایراد گرفته است. ایشان سپس در مورد تیمار کردن پای اسب گشتاسب می‌نویسد: "درمان کردن پای اسب گشتاسب نیز چنانچه رخ داده باشد یا تجربه و دانایی بوده و رویدادی شگفت آور نیست."

در حال حاضر ما پزشکانی داریم که انسان‌ها را درمان می‌کنند. اگر ما بخواهیم تیمار کردن اسب را معجزه بدانیم، با این حساب همه دامپزشک‌ها پیامبر هستند! ایشان در پاسخ معجزه بعدی می‌نویسد:

"کاشتن درخت سرو نیز از کارهای شگفت آور به شمار نمی‌آید، چون هرکس توانایی کاشت نهالی را در زمین خواهد داشت."

ما چکار کنیم؟! تن از از سرشناسان و مهمترین موبدانی که در ایران هستند، با هم اختلاف نظر دارند به طوری که یکی از آنها این کارها را معجزه می‌داند و دیگری آن را رد می‌کند. خیلی عجیب است!

این مطالب در سایت «کورش نیکنام» پژوهنده فرهنگ ایران باستان است. اگر همین الآن در موتورهای جستجوگر این عبارت را جستجو بزنید، سایتشان بالا می‌آید و بسیار راحت می‌توانید با جستجوی معجزه به این مطالب دست پیدا کنید. خیلی جالب شد!

معجزه‌های زرتشت از کجا آمده است؟ چه کسانی این نسبت‌ها را به زرتشت داده است که امروزه به عنوان معجزه از آن یاد می‌کنند؟ لازم به ذکر است که «موبد نیکنام» از این نسبت دادن‌ها عصبانی و ناراحت است.

بازهم آقای «نیکنام» در سایت خودشان به پرسشی دیگر جواب دادند. تصویری که ملاحظه می‌کنید، تصویر سایت ایشان است.

"پرسش: آقای نیکنام چنانکه اشاره کردید، زرتشت معجزه‌ای نداشته و بعدها به او نسبت داده‌اند. پس خندیدن او در هنگام تولد یا درمان کردن پای اسب گشتاسب چه می‌شود؟"

بلکه در اینجا نمی‌خواهم قضاوت کنم، بلکه تنها حرف یک موبد را برای شما می‌خوانم. ایشان می‌نویسد:

"پاسخ: گروهی صدها پس از زرتشت بر آن شدند تا رویدادهایی نادرست ولی شگفت آور را نیز به زرتشت نسبت دهند و نام آن را معجزه بدانند تا از کاروان معجزه پردازی دنبال نباشند. از آغاز زاده شدن او، دوران کودکی و نام آوری او به چند معجزه اشاره شده."

«موبد کورش نیکنام» می‌گوید که این معجزات را به دروغ برای زرتشت جعل کردند. آقای زرتشتی این حرف موبدان شماست.

انتظار دارید ما زرتشتی شویم، در حالی که موبدانتان این حرف‌ها را می‌زنند و هنوز در مورد پیامبر بودن یا نبودن زرتشت و معجزه داشتن یا نداشتن او و معجزه بودن گاتاها به نتیجه‌ای واحد نرسیدند.

این مطالب خیلی عجیب است. بنده واقعاً می دانم که برخی از زرتشتیان با دیدن این مطالب و مسائل و مستندات تعجب می‌کنند و شگفت زده می‌شوند که بالاخره حرف چه کسی را باور کنند.

وقتی در شما چنین حسی به وجود می‌آید، به ما غیر زرتشتی‌ها حق بدهید که آئین و دین زرتشت را نپذیریم. در این خصوص منصف باشید که ان شاءالله منصف خواهید بود. این هم حرف آقای «نیکنام» در پاسخ دادن نسبت به این مسئله بود.

بنابراین ایشان به معجزه بودن گاتاها پاسخ دادند. او با وجود اینکه مترجم گاتاهاست، اصلاً آن را معجزه نمی‌داند و می‌گوید که اصلاً زرتشت معجزه‌ای ندارد. ایشان ادعا می‌کنند که خودشان هم بلد هستند سرو بکارند.

همچنین خندیدن زرتشت بدو تولد را هم زیر سؤال می‌برد و می گویند کودکان دیگری هم هستند که بدو تولد می‌خندند. ایشان می‌گوید: آنچه تحت عنوان معجزه به زرتشت نسبت دادند، جعل و دروغ است.

این‌ها همگی حرف «موبد نیکنام» است و نمی‌دانیم شما چطور انتظار دارید که ما در مورد تفکرات شما مثبت قضاوت کنیم.

بنده سعی کردم این مطالب مختصر باشد. سعی کردم مصادر مختلف نشان ندهم تا برنامه برای شما عزیزان خسته کننده باشد، اما مصادر و اسکن‌های دیگری هم داریم.

ما کتاب‌های زرتشتیان را مطالعه کردیم و در مورد آنها تحقیق کردیم. اگر لازم شود مصادر دیگری را هم نشان خواهیم داد. ممکن است یک سری مصادر را هم نگهداریم تا گفتگو یا مناظره‌ای شکل بگیرد.

بیننده عزیزی از زرتشتی‌ها به «شبکه جهانی ولی عصر» پیام داده بود و فرموده بودند که نسبت به مطالبی که ما ارائه کردیم پاسخ دارند.

بنده بسیار دوست دارم که به استقبال ایشان برویم و تماس ایشان را دریافت کنیم. ایشان لطف و بزرگواری کردند و خواستند روی برنامه تشریف بیاورند. ظاهراً ایشان از مطلعین زرتشتی هستند، اما نمی‌دانم موبد هستند یا خیر.

بنده امیدوارم که ایشان موبد باشند. بهرحال اگر پاسخی داشته باشند و موبد هم نباشند، ما می‌توانیم اینجا پاسخشان را بشنویم.

ایشان روز قبل با «شبکه جهانی ولی عصر» تماس گرفتند و شبکه هم به بنده خبر دادند. ما بسیار استقبال کردیم و خیلی هم خوشحال شدیم و واقعاً دوست داریم اگر جایی می‌بینید اشتباه یا خطا کردیم و یا سؤالی که مطرح کردیم پاسخ دارد، با ما تماس بگیرند.

آقای کیخسرو روی تشریف آوردند. قرار است صحبت کنیم و مطالبی که ما در مورد ایرانی بودن یا نبودن براساس اوستا یا نبوت زرتشت را نقد کنیم و اگر پاسخی دارند از ایشان دریافت کنیم.

ایشان نگران بودند که هویتشان دیده شود یا نشود. ما کاری با هویت مخاطب نداریم. اگر سؤالی داشته باشند، اگر سؤال علمی باشد ما پاسخ می‌دهیم. عزیزان نگرانی نداشته باشند.

ایشان در پیامی که داده بودند، نوشته بودند که ما به شما اطمینان نداریم. اشکالی ندارد، اما ما به شما اطمینان داریم که می‌خواهیم شما روی خط تشریف بیاورید و سؤال خود را بپرسید یا پاسخی که نسبت به سؤال ما دارید را مطرح کنید.

اتاق فرمان با ایشان تماس بگیرد. نمی‌خواهم وقت گرفته شود و حتی نمی‌خواهم میان برنامه ببینیم که چند دقیقه‌ای بینندگان ما منتظر باشند. با توجه به اینکه پخش اینترنتی هم دارید، می‌خواهم زمان ذخیره شود که ان شاءالله بتوانیم از آن استفاده کنیم.

شماره‌ها هم زیرنویس شده است، سایر عزیزان اگر دوست دارند تماس بگیرند. قول نمی‌دهم اگر آقای کیخسرو بتوانند در استودیو تشریف بیاورند و مطالبشان را بشنویم، بعد از آن بتوانیم تماس دیگری دریافت کنیم.

ممکن است تماس با ایشان برقرار نشود و بتوانیم تماس‌های دیگری هم دریافت کنیم. اتاق فرمان بیننده دیگری را وصل کنید که منتظر هستند. بعد از آن با آقای کیخسرو تماس بگیرید که مجدداً روی خط تشریف بیاورند.

دوستان نکاتی را جلسات قبل گفتم که این جلسه آنها را تکرار می‌کنم. کتابی که در دست دارم کتاب «اوستا» ترجمه آقای «پور داوود» است. این کتاب اولین ترجمه فارسی است که از «اوستا» ارائه شده است.

ما از این کتاب استفاده می‌کنیم و به صورت مستند همین کتاب را به شما نشان می‌دهیم. ترجمه دیگری از «اوستا» با ترجمه آقای «جلیل دوست خواه» موجود است که زرتشتیان با این کتاب آشنایی دارند.

ما کتاب «اوستا» با ترجمه آقای «هاشم رضی» را هم در اختیار داریم که در مورد «اوستا» مطالبی را گفتند. ما شاید تا اینجا خیلی از این کتاب استفاده نکردیم، اما ممکن است وقتی جلوتر برویم از مطالب

آقای «دوست خواه» هم استفاده کنیم.

تماس بینندگان برنامه آقای شادفر از خوزستان-شیعه:

دکتر سید محمد حسینی:

سلام علیکم و رحمة الله

بیننده (آقای شادفر از خوزستان – شیعه):

سلام علیکم. استاد عزیز شب شما بخیر.

دکتر سید محمد حسینی:

در خدمت شما هستیم، بفرمایید.

بیننده:

می‌خواستم در تکمیل سخنان شما مطالبی را عرض کنم. این دوستان زیاد هم روی مسئله گاتا تمرکز می‌کنند. آن‌ها خیلی تأکید دارند بر اینکه گاتا را همه می‌فهمند، همه درک می‌کنند. در صورتی که ما عکس این قضیه را داریم.

به عنوان مثال «موبد خجستری» متعلق به پارسیان هند است، به طوری که مصاحبه ایشان با یکی از مجلات ایرانی موجود است.

ایشان می‌گوید: بنده اصلاً ترجمه‌ای از گاتا را قبول ندارم. این ترجمه‌ها همه من درآوردی است و ما نمی‌توانیم برخی از واژگان را تشخیص بدهیم. اصلاً برخی از این واژگان قابل درک نیستند.

دکتر سید محمد حسینی:

آقای شادفر زمانی که به بحث «اوستا» و گاتا به صورت خاص برسیم، بنده مطالبی از این قبیل را بیان

خواهم کرد. از نکته‌ای که فرمودید ممنونم.

بیننده:

به دلیل اینکه بحث آن پیش آمد، این مطالب را برای شما گفتم.

دکتر سید محمد حسینی:

مطلب شما بجاست، اما بنده می‌خواهم به طور مفصل به این مطالب بپردازم. همانطور که دو جلسه به ایرانی بودن یا نبودن زرتشت و بحث «اوستا» و تاریخ پرداختیم، این جلسه هم به نبوت زرتشت براساس دیدگاه خود زرتشتیان پرداختیم.

زمانی که به بحث «اوستا» برسیم، خواهید دید که عزیزان زرتشتی خود چه مطالبی در مورد «اوستا» و گاتا بیان کردند که قابل فهم هست یا خیر!

بیننده:

آقای حسینی نکته دیگری هم می‌خواستم عرض کنم. به نظرم می‌آید یکی از دلایلی که می‌بینید منابع زرتشتی معجزه‌ها یا رفتارهایی را به جناب زرتشت نسبت می‌دهند، به این خاطر بوده که خواستند خود را بیشتر اهل کتاب قلمداد کنند.

این که فرضاً می گویند نخستین کسی که به زرتشت ایمان آورد، پسر عمویش بود. این قضیه شباهت زیادی به داستان پیغمبر اکرم و حضرت علی دارد. همچنین ادعا می‌کنند که زرتشت را در حال عبادت کشتند.

اسنادی هم موجود است که می گویند این افراد به خاطر اینکه خودشان را اهل کتاب بشمارند، این روایات را تولید می‌کردند تا خود را اهل کتاب قلمداد کنند.

الآن که می‌بینند هیچ سندی نمی‌توانند ارائه بدهند، عده از زرتشتیان منکر این قضیه می‌شوند که تنها باید با عقل و خرد جلو برویم. ما این قضایا را قبول نداریم و تنها عقل و خرد را قبول داریم.

این یکی از جملاتی است که خانم «مدیبورک» در کتاب خودش به آن اشاره می‌کند و می‌گوید: در حال حاضر زرتشتیان به دو دسته اصلاح طلب و سنت گرا تقسیم شدند.

دسته سنت گرا که اعتقاد دارند تمامی «اوستا» برای ما مقدس است و دسته اصطلاح طلب که معتقدند تنها گاتا برای ما معتبر است. خانم «مدیبورک» تأکید می‌کند و می گویند: همین الآن خودشان به دو دسته سنت گرا و اصلاح طلب تقسیم شده‌اند.

دسته سنت گرا معتقدند که تمامی اوستا برای ما مقدس است و تمامی احکام آن را به جا می‌آوریم. دسته اصطلاح طلب مدعی‌اند اصلاً چیزی به نام احکام نداریم و تنها گاتا را باید انجام دهیم.

دکتر سید محمد حسینی:

مطالبی که فرمودید درست است. از شما بسیار ممنونیم.

بیننده:

ببخشید مزاحم شدم. شب شما بخیر. یا علی مدد

دکتر سید محمد حسینی:

آقای شادفر عزیز خدا شما را خیر دهد. موفق و مؤید باشید که فرمودید ادعا می‌کنند اولین کسی که به زرتشت ایمان آورد، پسرعمویش بود. زرتشتیان چنین مسائلی را مطرح کردند. «دکتر موبد خورشیدیان» هم این مسئله را در کتاب خود آورده است.

آقای کیخسرو سلام علیکم و رحمة الله، صدای بنده را دارید؟

بیننده (آقای کیخسرو – زرتشتی):

سلام. درود بر شما آقای حسینی. حال شما خوب هست؟

دکتر سید محمد حسینی:

زنده باشید. ممنونم آقای کیخسرو. حالتان خوب هست؟

بیننده:

من نزدیک به چند ثانیه صدای شما را با دیرکرد دریافت دارم. از گوشی نمی‌شنوم، اما از گیرنده با صدای کم می‌شنوم.

دکتر سید محمد حسینی:

اشکالی ندارد. ظاهراً فرموده بودید که با شبکه تماس گرفتید و زرتشتی هستید.

بیننده:

بله به امید خداوند.

دکتر سید محمد حسینی:

خودتان موبد هستید؟

بیننده:

خیر، موبد نیستم. من کسی هستم که با پژوهش آزاد این دین را برگزیدم و تا اندازه‌ای به تمامی پرازه ها و مسائل آن آشنایی دارم.

دکتر سید محمد حسینی:

بفرمایید.

بیننده:

شما در مورد پیامبری آشور زرتشت پرسیدید. باید بگویم که بررسی‌های بسیار سرسرانه ای داشتید و آن هم بهر این هست که درست با مفهوم پیامبری در دین ما آشنا نیستید.

پیامبری از دید دین ما از جنس آموزگاری هست، نه از جنس اینکه وحی بر پیامبر شود و زرتشت خودش در فرازی می‌فرماید:

"من بسی اندیشه ژرف کردم در پدیده‌های هستی و وهومن یا اندیشه نیک از سوی «اهورامزدا» بر من فرود آمد. روان و خرد من بیدار شد و من توانستم خدای جهانیان را بشناسم و خویشکار دارم که آن را به جهانیان بشناسانم."

پیامبری که توانسته کسی را پیدا کند تا آن را به جهان بشناساند. این خدا نشانگر این است که نیاز به معرفی دارد. خدای زرتشت به انسان نیست، اما خدای زرتشت نیاز به یافتن و شناختن دارد. ما باید او را بشناسیم.

زرتشت می‌گوید: "پروردگارا! می دانم که تو برای انجام این کار بزرگ به عنوان نخستین آموزگار مرا برگزیدی." زرتشت جنس خود را از گونه آموزگاری می‌داند.

زرتشت همچنین می‌گوید: "من به سوی همه شما می‌آیم، چون آموزگاری که «مزدا» برگزیده و برای هردو گروه فرستاده است؛ چه راستگویان و چه دروغ گرایان تا از روی دین راستی زندگی کنیم."

این قضیه هم در مورد جنس پیامبری زرتشت در دین‌های آریایی است. دیگر گمان نمی‌کنم جای هیچ گمانی مانده باشد. اگر در مورد جنس پیامبری آشو زرتشت پرسشی دارید، بفرمایید.

دکتر سید محمد حسینی:

آقای کیخسرو شما فرمودید که سرسری بررسی کردید. ظاهراً شما برنامه ما را حتی به صورت سرسری هم نگاه نکردید. بنده همان اول به شما نشان دادم عنوانی را که در «سایت جهانی زرتشتیان» آمده است.

شما می گویید که شما نمی‌فهمید نبوت در مفهوم زرتشتی به چه معناست، قبول! «انجمن جهانی زرتشتیان» که می‌فهمند، گفته‌اند: "آشو زرتشت آموزگار فیلسوف یا پیامبر."

شما می گویید که شما نمی‌فهمید پیامبر ما آموزگاری هم داشته است. بالاخره یا پیامبر از طرف خدا بوده و خبری از جانب خداوند آورده است و یا شخصی بوده که خود فکر کرده و یک سری حرف‌هایی را زده است.

من نفهمیدم و سرسری بررسی کردم، اما جناب آقای «دکتر موبد خورشیدیان» داد می‌زنند و می گویند: شما می گویید که آشو زرتشت پیامبر نبوده است؟ آشو زرتشت خود را پیامبر می‌خواند!

شما از «اوستا» می‌خوانید که آشو زرتشت خود را آموزگار می‌خواند، اما «دکتر خورشیدیان» می گویند که در «اوستا» آمده است آشو زرتشت می‌گوید من پیامبر هستم.

اگر تناقض در «اوستا» است، به ما ارتباطی ندارد. شما با «موبد خورشیدیان» صحبت کنید و به ایشان بگویید که این تناقض است. «رئیس انجمن موبدان ایران» شما سرسری بررسی کردید و نفهمیدید و من دقیق بررسی کردم. بروید به این افراد یاد دهید.

آقای «ساسان فر» هم قضیه نبوت را به این معنا که آقای «موبد خورشیدیان» گفته‌اند، اصلاً قبول ندارند. خیلی صریح و واضح است.

شما پیامبری را به هر معنا که می‌خواهید، بگیرید. «سایت انجمن جهانی زرتشتیان» گفته است: "آموزگار و فیلسوف یا پیامبر"! بر فرض ما سرسری گرفتیم، «انجمن جهانی زرتشتیان» این حرف را زده است. من که نباید این قضیه را جواب دهم.

کاش حداقل برنامه ما را دقیق نگاه می‌کردید. بنده فکر می‌کردم آقای کیخسرو شما الآن تشریف می‌آورید به عنوان یک عزیز زرتشتی ما به شما وقت می‌دهیم در مورد ایرانی بودن زرتشت و مباحثی که ما از «اوستا» آوردیم و نبوت زرتشت صحبت می‌کنید.

ما خیال می‌کردیم که شاهد یک گفتگوی علمی خواهیم بود. در مقابل اینکه شما ادعا می‌کنید ما سرسری فهمیدیم، بنده عین عبارت را برای شما خواندم.

«انجمن جهانی زرتشتیان» هم بین این قضایا تفکیک قائل شده است. آقای «خورشیدیان» هم به من جواب نمی‌دهد که زرتشت پیامبر بود یا نبود، بلکه به زرتشتیان دیگر پاسخ می‌دهد.

ایشان می‌گوید: اگر در هر مسجد یا کلیسایی وارد شوید و نبوت پیامبری که برای آن دین هست را منکر شوید، تکه تکه خواهید شد. ایشان یا دارند از «اوستا» استناد می‌آورد. بنابراین مشخص است بین زرتشتیان نمی‌دانند ایشان پیامبر بوده‌اند یا خیر.

آقای کیخسرو هنوز روی خط تشریف دارند؟ قطع شد. آقای کیخسرو امید بیشتری داشتیم به مطالبی که شما ارائه فرمودید.

یکی از مخاطبین عزیزی که تماس گرفت، فرمودند برخی‌ها آمدند مطالبی را گفتند. بنده نسبت به این قضیه توضیحی بدهم.

در کتاب «پاسخ به سؤالات دینی زرتشتیان» بخشی در مورد زرتشت و نبوت و باورهایش و برگزیده شدنش به نبوت مطرح شده است. شباهت‌هایی در این کتاب آمده است که زرتشت به مانند پیامبر اسلام معرفی شده است.

شاید دو نفر نبی باشند و به همدیگر شباهت داشته باشند، اما آنچه اشاره فرمودند، بحث سن است. البته «دکتر خورشیدیان» گفتند که زرتشت در سی سالگی به نبوت رسیدند، اما ده سال در کوه بودند و در آنجا به فکر و عبادت مشغول بودند.

همچنین این که پسر عمویش اولین کسی بود که به او ایمان آورد، کما اینکه ما در عقاید اسلامی و شیعی داریم که حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) پسرعموی پیامبر اسلام هم اولین کسی بود که ایمان آورد.

«اردشیر خورشیدیان» در کتاب خود ادعایی مطرح کردند و گفتند: "مزارشریف که در افغانستان هست، قبر زرتشت است و قبر علی بن أبی طالب نیست."

حال در مورد اینکه ادله ایشان چیست، نه ادله تاریخی آوردند و همانند سایر بحث‌هایشان است. بنابراین بنده تا اینجا جمع بندی کنم، زیرا فرصت ما به اتمام رسیده و دو دقیقه بیشتر فرصت نداریم.

ما این جلسه در مورد این صحبت کردیم که آیا باید زرتشت را پیامبر بدانیم یا ندانیم. کسی می‌خواهد به دلیل پیامبر بودن زرتشت، به آیین او گرایش پیدا کند.

بالاخره ما حرف «انجمن جهانی موبدان» را قبول کنیم، حرف امثال «آبتین ساسان فر» و یک سری انجمن را قبول کنیم، حرف جناب آقای «مازیار قویدل» را قبول کنیم یا حرف امثال «موبد خورشیدیان» رئیس «انجمن موبدان تهران» را قبول کنیم؟

حال که نبوت را قبول کردیم، ادله برای نبوت چیست؟ حرف رئیس «انجمن موبدان تهران» را قبول کنیم که گاتاها را معجزه می‌داند یا حرف «موبد کورش نیکنام» مترجم گاتاها را قبول کنیم که آن را معجزه نمی‌داند؟

آیا ما باید حرف «موبد خورشیدیان» را قبول کنیم که وقتی زرتشت به دنیا آمد لبخند زد و به همین خاطر پیامبر بوده است و این معجزه او بوده است یا حرف «موبد نیکنام» را قبول کنیم که می‌گفتند عده از نوزادان بدو تولد می‌خندند.

واقعاً برایم جالب بود. وقتی در اینترنت سرچ کردم، تصویر انواع و اقسام نوزادان بدو تولد با لبخندی بر لب را یافتم. در اینترنت تصاویر مختلفی از نوزادان را گذاشتند که وقتی به دنیا آمدند، در حال نوزادی خندیدند.

آقای «موبد نیکنام» هم ادعا می‌کنند فرزندانی هستند که بدو تولد می‌خندند. واقعاً از ما مسلمانان، مسیحی‌ها، یهودی‌ها و بودائی‌ها انتظار دارید با این استدلال‌ها نبوت زرتشت را قبول کنند یا دین زرتشتی را قبول کنند؟! امکان پذیر نیست.

اگر تا الآن ادعاهایی مطرح می‌شد که آشو زرتشت تنها پیامبر ایرانیان است و به او بگردایید یا گاتاها را بخوانید تا روحتان صیقل پیدا کند، ما در این برنامه می‌خواهیم این مسائل را بررسی کنیم.

ما که از پیش خود حرفی نزدیم، بلکه در این قسمت حرف‌های موبدان خودتان را آوردیم که با همدیگر تضاد و تناقض داشت و حرف‌های همدیگر را رد می‌کردند. آن‌ها نه به عنوان دو مبلغ زرتشتی ساده که در گوشه‌ای از دنیا حرفی زده باشد، بلکه به عنوان دو انجمن.

اصلی‌ترین انجمن‌های شما هنوز به نتیجه نرسیدند که زرتشت پیامبر بود یا پیامبر نبود و حرف‌هایی دقیقاً مخالف و ضد هم می‌زنند. آن‌ها همدیگر را توبیخ می‌کنند به خاطر چنین اعتقاداتی که وجود دارد. پس از ما انتظاری نداشته باشید.

این‌ها تنها بخش‌ها و برش‌هایی از ناگفته‌هایی است که باید برای شما عزیزان مطرح شود.

جلسات بعد مباحث دیگری را مطرح خواهیم کرد. بعد از آن پی خواهید برد که تا الآن بسیاری از مسائل گفته نشده بود. تا الآن برخی افراد در تبلیغات خود چیزهای دیگری مطرح می‌کردند و الآن در اوستا چیزهای دیگری می‌بینیم.

تا الآن در مورد احکام زرتشتی‌ها چیزهای دیگری گفته می‌شد، اما الآن چیزهای دیگری دیده می‌شود.

ما ان شاءالله این بحث و این رویه را پیش خواهیم برد. با ما همراه باشید. در قسمت‌های بعد مسائل مهمی هست، کما اینکه مطالبی که تا اینجا خدمت شما مطرح کردیم موضوعات اساسی بود.

عرض کردم خیلی نمی‌خواهم مصادر مختلف و متعدد به شما نشان دهم که وقت با نشان دادن کتاب گرفته شود، اما اگر من یک مصدر نشان دهم گاهی اوقات اسکن ده مصدر دیگر را هم داریم.

ما کتاب‌ها را مطالعه کردیم، اما نمی‌خواهم وقت با نشان دادن کتاب‌های مختلف بگذرد. همین که کلیپ را برای شما پخش می‌کنیم، شما می‌فهمید.

ما در این زمینه شما را قاضی می دانیم تا خودتان قضاوت کنید ببینید حرفی که زده می‌شود و نقل می‌شود، حرف و نقد اساسی و درست هست یا خیر.

اگر سؤال و مطلبی هم باشد، در برنامه بعد حتماً مخالفین تشریف بیاورند، منتها با طراز علمی خوبی مطالب خود را در برنامه مطرح کنند.

دیشب از یکی از زرتشتی‌ها دعوت کردم و گفتم: به هرکدام از موبدان و مبلغینتان که دوست دارند حرف بزنند، بگویید که تریبون برنامه «تاریخ بدون روتوش» را در اختیارشان قرار می‌دهیم تا حرفشان را بزنند.

منتها در اینجا دیگر نمی‌شود یک طرفه حرف زد. در اینجا وقتی شما حرف می‌زنید، ما هم حرف می‌زنیم.

بینندگان عزیز و ارجمند ممنون از همراهی شما، التماس دعا دارم، یا علی مدد، خدانگهدار

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته



* اسم:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی: