2020 September 30 - چهار شنبه 09 مهر 1399
عصر ایمان
کد مطلب:3547 گروه: عصر ایمان آمار بازدید: 321

عصر ایمان
حجت الاسلام و المسلمین عباسی - 28 تير 1399


  دانلود
امتیاز:
  00:58:29 حجم فیلم: 160 مگابایت





دانلود صوت


قسمت چهارم برنامه عصر ایمان با کارشناسی حجت الاسلام و المسلمین عباسی

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ:28 تیر 1399

مجری:

بسم الله الرحمن الرحیم

عرض سلام و ادب و احترام خدمت همه شما بینندگان عزیز و محترم شبکه جهانی حضرت ولی عصر(عج) شنبه شب­ها و با سری جدید برنامه عصر ایمان در خدمت­تان هستیم ابتدای برنامه خواهش می­کنم از کارشناس محترم برنامه استاد عباسی عرض سلام به خدمت شما داشته باشند تا من مباحثم را با ایشان مطرح کنم حاج آقا سلام علیکم و رحمة الله بفرمایید.

استاد عباسی:

سلام علیکم و رحمة الله بنده هم عرض سلام و ادب و احترام دارم خدمت بینندگان عزیز و گرامی شبکه جهانی حضرت ولیعصر(عج) ارواحنا له الفدا، امیدوارم که هرجای این عالم هستید اوقات خوبی را سپری کرده باشید و امیدوارم که برنامه ما مورد استفاده شما بینندگان عزیز و مورد رضایت حضرت ولیعصر(عج) ارواحنا له الفدا قرار بگیرد. من در خدمت شما هستم.

مجری:

ان شاء الله خیلی ممنون در برنامه عصر ایمان با موضوع بررسی ادیان و جریان­های نو ظهور دینی در خدمت­تان هستیم بررسی کردیم در چند جلسه گذشته و رسیدیم به ادله عقلی لزوم مراجعه به مجتهد و متخصص در اموردینی حاج آقای عباسی جلسه گذشته آیه نفر را برای ما گفتند و بررسی کردن در ادامه بحث درخدمت­شان هستیم حاج آقا بفرمایید.

استادعباسی:

«بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم وَ بِه نَستَعین إِنَّهُ خَیرُ ناصِرٍ وَ مُعین ثُمَّ الصَّلاةُ وَ السَّلامُ عَلَی سَيِّدِنَا وَ نَبیِّنَا ابا القاسم مصطفی محمد وعلی اهل بیت طیبین الطاهرین و لعن دائم علی اعداعهم اجمعین الی قیام یوم الدین » بحث­مان پیرامون ادله صحت تقلید و لزوم تقلید برای کسانی که امکان اجتهاد را خودشان ندارند و امکان احتیاط را ندارند و من این یک توضیح مختصری بدهم که آن کار لازم و اولیه برای همه انسان­ها اولا اجتهاد هست یعنی حالت مطلوب و بسیار خوب و مناسب این هست که انسان­ها اولاً خودشان بروند احکام دین را یاد  بگیرند، یاد بگیرند به معنای استنباط کردن از آنچه که در آیات و روایات آمده است نیاز به مقدماتی دارد که سالیان سال زمان می­برد تا آن مقدمات برای استنباط به دست بیاید اگر کسی این مسیر را انتخاب می­کند که بسیار خوب، بسیار عالی و خودش می­تواند استنباط بکند و نیاز به تقلید از دیگری نیست. مسیر دوم مسیر احتیاط هست که شخص در همه احکام شرعیه بخواهد احتیاط انجام بدهد. خب احتیاط هم باز همین مشکل را دارد خود احتیاط لازمه­اش این است که اولا همه احکام را از همه مراجع نظرشان را و در واقع فتوای آنها را بدانی.

مجری:

حاج آقا می­شود گفت از اجتهاد هم سخت­تر باشد احتیاط کردن؟

استاد عباسی:

بله در بعضی از موارد یعنی واقعا درعمل سخت­تر هست قطعاً؛ ولی خب در کار علمی که خب یک زمان زیادی اجتها می­برد بیشتر از این، ولی در عمل واقعاً سخت­تر هست چون وقتی  خودش نمی­تواند استنباط بکند باید نظر همه را اولاً بداند، یعنی عالم باشد به نظر همه و در بین اینها سخت­ترین نظر را و بعد جمع بین همه نظرها یعنی آنجایی که بعضی از مراجع گفته­اند در سفر مثلا دانشجو بعضی مراجع گفته­اند وقتی که دانشجو به محل تحصیل می­رود نمازش شکسته هست بعضی گفته­اند نمازش کامل هست ین باید هم شکسته بخواند هم کامل بعد برای مثلا ماه رمضان اگر روزه­اش، بعضی­گفته اند روزه نمی­تواند بگیرد روزه می­گیرد این باید مثلا ممکن است این باشد که احتیاطاً روزه بگیرد و بعد قضا هم بجا بیاورد یعنی بسیار بسیار سخت هست عمل کردن به احتیاط چون لازم هست هم نظر همه را هم بلد باشی چطور جمع بین همه نظرات، که سخت­ترین حالت اتفاق بیافتد.

مجری:

که اگر به بحث کفارات و اینها برسد که هیچ.

استاد عباسی:

 بله ببینید خیلی مشکلات جدی دارد این هم احتیاط هست. کسی که نه مجتهد است نه محتاط است نه می­تواند اجتهاد انجام بدهد خودش ، وقتش را ندارد شغلش زندگی­اش چیز دیگر هست و مسلمان هم هست، می­خواهد احکام شرعی را انجام بدهد و احتیاط هم نمی­تواند انجام بدهد این شخص لابد از تقلید هست که ما آن هفته هم در تماس بیننده عزیزمان عرض کردیم که اگر کسی می­خواهد تقلید انجام ندهد در عین حالی که مجتهد هم نیست و احتیاط هم ندارد، راه جایگین مناسب هم ندارد. اینها می­گویند در جریان نو اخباریه می­گویند که، کاری که دارند، حرف­هایی که دارند امروز می­زنند می­گویند که شخص باید برود یک عالمی را پیدا بکند که آن عالم روایات را برای او توضیح بدهد که این بتواند بفهمد چه کار بکند یا آن شخص فتوایی بدهد که در کنار فتوایش طوری توضیح بدهد که این شخص یقین حاصل بکند که حکم امام معصوم این هست. یعنی دارند به یک ورطه اولاً سخت­تری می­اندازند مقلد را، یعنی مقلد ما الآن همین مقدار هم حال ندارد که رسالۀ توضیح المسائل آماده را باز بکند و فتوا را ببیند و عمل بکند لذا گاهی اوقات یک تماس می­گیرد، گاهی فضای مجازی یک نگاه می­اندازد سرچ می کند، و گاهی اوقات هم هست که وقتی اینها را دارد نگاه می­کند و می­بیند همان فتوای ساده را نیاز به یک توضیح دارد می­گوید خب اینجایی که گفته است، فلانی اینجایی که گفته است باید اینجا احتیاط کرد یعنی چه؟ باید اینجا این کار را انجام داد این معنی­اش چیست؟ یعنی همان هم باز دوباره نیاز به یک توضیحی دارد. حالا ما به این مقلد می­گوییم آقا اینطوری فایده ندارد شما برو یک کسی را بگرد پیدا بکن که بنشیند خلاف نظر عقلا، خلاف نظر عقل که همه قبول دارند بنشیند برای شما تمام مبانی این حکم را توضیح بدهد تا شما از حرف او اطمینان و یقین حاصل بکنید که نشدنی هست مثل اینکه بگویند شما یک متخصص جراح مغز و اعصابی پیدا کن که بیاید تمام ادله علمی اینکه الآن چرا این دارو چرا این عمل جراحی چرا این کار را نسبت به مریض شما می­خواهد انجام بدهد بنشیند برای شما توضیح بدهد می­گوید آقای عزیز بیرون پنجاه نفر آدم نشسته است اینها هر کدام هم شیش ماه قبل وقت گرفته­اند همه شان هم مریض­های خیلی حاد و اینها دارند، اورژانسی دارند اصلا من نه فرصت این را دارم و نه معقول هست. یعنی هیچ آدم عاقلی، و معقول نیست که بیاید شروع بکند به توضیح دادن تمام جزئیات را بتواند توضیح بدهد بطوری که شخص به یقین برسد. همان لحظه یک متخصص مغز و اعصاب دیگر نه یک پزشک عمومی بیاید دوتا اشکال بکند به حرف این متخصص مغز و اعصاب دوتا کلمه حرف، بگوید آقا اینی که این به شما گفت این اشتباه گفت، سر کاری هست این اینطوری نیست این اصلا نیاز به عمل نیست، این چه می­تواند جواب بدهد جز اینکه قطع و یقینش قیچی شد، پاره شد، ازبین رفت چه می­تواند جواب بدهد می­تواند بگوید نه ببینید ایشان گفتند فلان، شروع می­کند ادله بیاورد دوتا کلمه علمی که این پزشک استفاده بکند پزشک عمومی استفاده بکند برای این، این متقاعد می­شود که آقا خب بله آن پزشک مغز و اعصاب اشتباه می­گفته یعنی یک ورطه هلاکت خیلی عجیبی است. خب ما شروع کردیم بحث دلیل عقل و اینها را گفتیم و اینکه واقعاً این جایگزین را ندارم و نتوانستند به این اشکالم پاسخ بدهند، بعد آمدیم سراغ آیات قرآن اولین آیه­ای که بحث کردیم آیه نفر بود دومین آیه که بحث می­کنیم آیه ذکر هست معروف هست به آیه ذکر و بیننده­گان به نوعی تقریباً همه این آیه را شنیده اند در «سوره مبارک نحل آیه 43،» سوره مبارکه نحل «وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ إِلَّا رِجَالًا نُوحِي إِلَيْهِمْ  فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ» «پس از اهل ذکر سؤال کنیم » « وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ إِلَّا رِجَالًا نُوحِي إِلَيْهِمْ» «ما قبل از شما هم کسانی بوده که فرستادیم و آنهایی که فرستادیم حتماً به آنها وحی کردیم وحی به آنها فرستادیم» بعد می­فرماید که« فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ» «پس سؤال کن از اهل ذکر اگر شما نمی­دانی این اهل ذکر، نمی­دانی مطلبی را از اهل ذکر سؤال کن تا بدانی» لذا اینجا رجوع جاهل به عالم دستور داده شده «فَاسْأَلُوا» پس باید بپرسید چه بپرسید از چه کسی بپرسید؟ از اهل ذکر بپرسید یعنی کسانی که علم دارند علت را هم گفته «اِنْ كُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ» کسی آقا یک چیزی علم دارد یقین دارد نیاز به سؤال دارد؟ نه نیاز به سؤال ندارد اگر علم ندارد باید از اهل علم بپرسد اهل علم در این آیه، اهل ذکر گفته شده.

مجری:

آقا جان یک اشکالی که اینجا ممکن است بعضی­ها بکنند این هست که این آیه شاید مراد فقط اهلبیت(ع) باشد یعنی اهل ذکر حالا در تفاسیر هم آمده که اینجا مراد اهلبیت اند اینجا شما دارید عمومیت می­دهید یعنی از مراجع از اهل دین از اهل علم برای این اشکال پاسخی دارید شما؟

استاد عباسی:

بله ببینید روایاتی ما داریم در منابع شیعه امامیه که مقصود را و مصداق را در این آیه به عنوان اهل ذکر اهلبیت(ع) معرفی کرده به عنوان نمونه در «کافی شریف در جلد اول کتاب کافی کتاب الحجه صفحه 125» یک بابی دارد « بَابُ أَهْلَ الذِّكْرِ الَّذِينَ أَمَرَ اللَّهُ الْخَلْقَ بِسُؤَالِهِمْ هُمُ الْأَئِمَّةُ » باب اهل ذکر، من تصویر را یک مقداری...

مجری:

 بله که بینند­گان بتوانند استفاده کند

استاد عباسی:

بله بیننده­ها بتوانند ببینند، « بَابُ اَنَّ أَهْلَ الذِّكْرِ الَّذِينَ أَمَرَ اللَّهُ الْخَلْقَ بِسُؤَالِهِمْ هُمُ الْأَئِمَّةُ » «باب اینکه اهل ذکری که خدای متعال امر کرده مردم از آنها سؤال بکنند ائمه هستند» بله این کاملاً درست هست ما هم قبول داریم روایت از امام باقر(ع) در ذیل آیه که «فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ» «قالَ رَسولُ الله اَلذِّکّرُ اَناَ وَ لّاَئِمَهُ اَهّل الذِّکرّ» «ذکر من هستم و ائمه اهل ذکر هستند که باید از آنها سؤال بشود» این به اصطلاح یک روایت بعد باز از امام باقر(ع) که «نَحّنُ قَومَهَ» چون در آیه دیگری آمد «وَإنَّهَ لَذکّرٌ لَکَ وَ لِقَومِکَ وَ سَوفَ تُسّئَلُونَّ» «و آز آنها سؤال خواهد شد» بعد امام باقر(ع) گفتند « نَحّنُ قَومَهَ وَ نَحّنُ الّمَسّؤلُون» «ما قوم پیامبر هستیم و ما مورد سؤال واقه می­شویم سؤالات از ما خواهد شد». این یک در واقع روایت در کتاب کافی شریف. روایت دیگر هم روایت بعد از همین روایت هست در همان«جلد یک صفحه 125 کتاب الحجه» که از امام صادق(ع) هست، عبدالرحمن بن کثیر نقل می­کند، می­گوید به امام صادق(ع) عرض کردم «فَسّئَلُو اَهلّ الّذکِرِ إِنّ کَنّتُمّ لا تَعّلَمُونّ» فرمودند «اَلذِّکّر مَحمد(ص) وَ نَحّنُ اَهّلُهُ اَلّمَسّؤُلُونّ »« ما اهل ذکری هستیم که مورد سؤال هستیم» باز به همان آیه دیگر هم اشاره کردند «إِیَانَا عَنِّی وَ نَحّنُ اَهل الذِّکر وَ نَحّنُ اَلّمَسّؤَلُونّ» «ما مقصود هستیم و ما اهل ذکر هستیم و مورد سؤال هستیم» این هم یک مورد دیگر. موارد دیگر باز در کتاب کافی شریف هست در جاهای دیگر هم هست اما نکته­ای که هست ما یک نحن استدلال ...

مجری:

یعنی عمومیت بدانیم.

استاد عباسی:

بله این عمومیت این نیاز به این توضیح دارد که ببینید در این آیه شریفه یک امری وجود دارد دستوری وجود دارد، دستور به چه کسی وجود دارد؟ دستور وجود دارد که به افراد که، افرادی که نمی­دانند افرادی که عام نیستند که شما باید بروید سؤال بکنید وقتی عالم نیستید علم ندارید باید بروید سؤال بکنید، افضل مصادق بالاترین مصادق این آیه هم اهلبیت(ع) هست هیچ شکی در آن نیست. اما ما می­رسیم به غیبت کبری ولی عصرارواحنا له الفداء یعنی در زمانی که، در زمان حاضر که ما داریم زندگی می­کنیم درسترسی پرسیدن سؤالات فقهی از امام معصوم برای ما وجود ندارد امکان رسیدن محضر حضرت به صورت مستقیم پرسیدن برای ما وجود ندارد چه کار کنیم؟ آیه یک امری کرده امر آیه که دیگر مطلق هست مورد خاص نیست فقط مربوط به اهلبیت(ع) باشد به هر کسی که نمی­داند دستور داده بروند سؤال بکنند از اهل ذکر سؤال بکنند، حالا اهل ذکر در زمان معصومین قطعاً خود معصومین هستند و بالاترین مصداق هستند و برترین مصداق هستند اما در زمان غیبت صغرا چه می­شود؟ ما می­گویم یک مورد تنزل یافته­ای  از این وجود دارد که ما از کسی که دیدگاه اهل ذکر را می­داند از کسی که روایت اهل ذکر را می­داند که حالا در باب روایات خواهیم رسید که فروان در فراوان روایات داریم که دستور داده­اند بروید بپرسید بروید سراغ علماء رجوع به علماء بکنید سفارش کرده بروید بپرسید یا سفارش کردند از روات بروید بپرسید خب الآن ما دسترسی به امام معصوم نداریم از کسانی هم هستیم که « إِنْ كُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ» «هستیم ما نمی­دانیم» اطلاع نداریم از احکام اگر خودمان مجتهد بودیم که تمام بود مجتهد نیستیم باید برویم سراغ اهل ذکر دسترسی به اهل ذکر مصداق اول آیه رأس مصادق آیه هم نداریم می­آید مرحله پاین­تر که ما برویم سراغ کسانی که اطلاع، یا بگویم کسانی که اطلاعی از دیدگاه اهل ذکر دارند یعنی آنها روایات را به ما بدهند آخر آخر قصه این هست که برویم سراغ کسی که روایات را به ما بدهد که تا اینجا که برویم سراغ کسی که روایات را به ما بدهد خود این آقایانی که چه هست با ما موافق هستند دیگر خود این آقایانی که قبول ندارند تقلید را با ما موافق هستند می­گویند بروید سراغ کسی که روایت به شما بدهد.

مجری:

می­خواستم اتفاقاً همین اشکال را مطرح بکنم وقتی اهلبیت نیستند ممکن هست یک عده سؤال، این اشکال برای­شان پیش، باشد که ما به اهلبیت(ع) دسترسی نداریم ولی به روایات شان دسترسی داریم فرمودید تا اینحا با آنها مشترک هستیم.

استاد عباسی:

 تا اینجا با آنها مشترک هستیم که اگر گفتند خب حالا در زمان غیبت نیستیم این،

مجری:

 این روایت هست.

استاد عباسی:

این آیه ثابت می­کند که برویم سراغ حداقل روایت دیگر یا کسی که روایت را به ما بدهد چون باز آنجا یک نفر باید روایت را به ما بدهد که می­شود راوی حدیث دیگر حتی وقتی ما یک کتابی را قبول داریم مثلاً کتاب کافی شریف را می­خریم این در واقع ما داریم از راوی این روایت، روایت را اخذ می­کنیم دیگر منتهی چون دیگر رسیده به صنعت چاپ و همه مطمعین هستند این چاپ از کتاب کافی شریف دقیقاً همان چیزهای هست که مرحوم کلینی در کتابش گفته و با سند به ما رسیده شده این کتاب ما دیگر قبول داریم حالا اینجا به دومرتبه می­شود اول کلام سؤال اشکال ما چه بود؟ یعنی آن نیاز ما چه بود؟ نیاز ما فهمیدن احکام فقهی بود آیه هم گفت « اِنّ کُنّتُمّ لا» « اگر شما نمی­دانید بروید سراغ اهل ذکر» سؤال اگر بیایند پنچاه تا روایت بگذارند جلوی من که من از داخل این روایت ها خودم بخواهم در بیارم که من الآن مسافر هستم در این حال اهل تحصیل هستم تحصیل کار به حساب می­آید یا نمی­آید، من می­توانم نمازم را به شکسته بخوانم یا باید کامل بخوانم؟  خب دو باره اینکه شد اول کلام این ما دو باره به آن علم نرسیدیم .

مجری:

برگشتیم دوبارره به همان نقطه اول.

استاد عباسی:

نقطه اول یعنی اصلاً به علم نمی­رسیم خب گفت که بیاید از اهل ذکر سؤال بکنید اگر نمی­دانید دیگر« فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ» «بروید بپرسید بروید بپرسید» که چه؟ که افتخار بکنید که آقا ما پرسیدیم؟ سؤال کردیم؟ خب اگر سؤال قرار نیست به معرفت بینجامد به علم بینجامد به نتیجه بینجامد چه فایده­ای دارد؟ همه بگویند که آقا ما پرسیدیم یعنی ما اگر زمان امام صادق(ع) بودم می­رفتم صد تا سؤال می­پرسیدم صد تا سؤال را هم یا جوابش را به من نمی­دادند یا به دردم نمی­خورد، افتخار می­کردم من صد تا سؤال از امام صادق(ع) پرسیدم صد تا سؤال وقتی افتخار دارد که صد تا جواب داشته باشد و این جواب­ها به درد تو بخورد خب اگر دوباره قرار شد که به جای اینکه جواب به ما بدهند ما بتوانیم به علم برسیم دوباره پنجاه تا سؤال در اختیار ما قرار می­دادند می­گفت آقا این پنجاه تا روایت برو خودت پیدا کن خب باز دوباره آن هم نیاز به فهم دارد دیگر  آن هم باز دوباره اول مشکل و اول مسئله هست. این اول کار بعد نحوه استدلاال را هم بعضی از علمای ما در کتب­شان نحوه استدال را بیان کردند که حالا من نحوه استدلال بعد خدمت تان عرض خواهم کرد.

مجری:

خیلی ممنون ما یک فرصتی بگیریم در خدمت اتاق فرمان هستیم یک میان برنامه می­گیریم بر می­گردیم با ادامه گفتگو با استاد عباسی.

سلام مجدد خدمت همه شما بینندگان محترم شبکه جهانی ولیعصر(عج) در خدمت تان هستیم با برنامه عصر ایمان راه های ارتباطی برای پاسخگویی به سؤالات شما بیننده­گان محترم هم باز هست و إن شاءالله در ادامه برنامه در خدمت تان خواهیم بود. حاج آقای عباسی نحوه استدلال با آیه ذکر را داشتید توضیح می­دادید ما در خدمت تان هستیم.

آقای عباسی:

بله پس اولاً ما جواب آن اشکال را اینگونه عرض کردیم که بالاترین مصادق هم حالا در نحوه استدلال هم باز مفصل خواهد آمد که آینها بالاترین مصادق هستند و در زمانی که زمان غیبت کبیری حضرت ولی عصر هستیم دسترسی نداریم باید مراجعه بکنیم و این­ها می­شوند مصادق در واقع درجه دو و مراحل بعدی، که ما به این ها مراجعه می­کنیم چون نتیجه باید اتفاق بی­افتد که نتیجه چه هست؟ نتیجه رسیدن به پاسخ و در واقع دریافت معرفت هست. «جناب آقای ضیاء الدیبن عراقی در کتاب الاجتهاد و التقلید» می گویند که « شکی نیست در این که اهلبیت اشرف و افضل مصادق اهل ذکر هستند لاکن آیه تنها منحضر در آنها نیست» انحصار نیست بله افضل مصادیق اهلبیت(ع) اند انحصار نیست «بلکه با توجه به ظاهر آیه شامل افراد دیگری غیر از آنهاه هم می­شود» چون به اصطلاح عموم آورده «همانطور که علمای اهل کتاب هم از مصادق اهل ذکر هستند چون آنها از علمای دین در ملت خود شان هستند و نسبت به آنچه در کتاب آمده شناخت دارند بدون هیچ شکی پس عموم آیه شامل همه می­شود و مورد باعث تخصیص عام و حصّر کلی نمی­شود این تمام کلام در دو آیه هست یعنی این مواردی که ذکر شده موجب تخصیص عام و حصّر کلی آیه در این مصادیق نخحواهد شد» بله اشرف مصادیق و اتَم مصادیق اینها هستند. مرحوم آیت الله العظمی آقای خویی در مورد آیه ذکر این طور نوشته­اند و در واقع استدلال کرده اند در« کتاب دراسات فی علم الوصول جلد چهار صفحه 431» که « فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ» «همین آیه همان اهل ذکر هست»، در آیه اگر، اگرچه گاهی به علمای اهل کتاب گاهی به پیامبر اکرم وگاهی هم به ائمه علیهم السلام تفسیر می­شود ولی تنها اختصاص به این موارد ندارد. گفت وگوی، قول در رابطه با، باز همان اهل ذکر آمده بود که معروف ترین آن اهلبیت علیهم السلام بودند. بعضی­ها هم که خود ذکر را پیغمبر دانسته بودند و اهل ذکر را اهلیت دانسته بودند ، بعضی­ها هم مثلا در بعضی از موارد خود علمای اهل کتاب را این­ها به عنوان اهل ذکر آورده بودند . می­گوید «و در روایات هم وارد شده است که وقتی آیه­ای به یک مورد یا طایفه­ای خاص وارد شود این تنها مختص به همان موارد نیست، و إلّا با موت افراد، با موت افراد یاد شده اهل ذکر هم از بین خواهد رفت، بلکه اینها جاری مجرای ماه و خورشید هستند و این خبر­ها در مقدمه تفسیر البرهان نقل شده است» که آقا اینها درواقع جایگزین و جاری مجرای آنها می­شوند، . جایگزین آنها می­شوند. مثالش را هم من یک مثالی بزنم که بیننده­های ما، خیلی از بیننده­های ما در واقع با این مأنوس هستند. یک آیۀ هست ما در بحث زیارت قبر پیامبر(ص) و توسل به قبر پیامبر به آن استدلال می­کنیم «آیه 64سوره نساء» می­گوییم آقا آیه اینطور هست « إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا» یعنی چه؟ می­گوید «اینهایی که به خودشان ظلم کردند» «إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ» «چند نفری که به خودشان ظلم کردند» « جَاءُوكَ » «آمدند پیش شمای پیغمبر(ص)» «فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ » «خودشان استغفار کردند» « وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ » «پیامبر استغفارکرد» در این صورت « لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا» « خدا را تواب و رحیم یافتند» یعنی دیگر مواجه شدند با خدایی که تواب و رحیم است و آنها را بخشید. از این آیه چه استفاده­ای می­کنیم ؟ از این آیه استفاده می­کنیم که ما اگر گناه کردیم برویم خدمت رسول الله(ص)، برویم خدمت اهلبیت (ع) از کجایش استفاده می­کنیم؟ گفت: « جَاءُوكَ » «آمدند پیش تو» آمدند خودشان استغفار کردند پیامبر استغفار کرد خدا را تواب و رحیم یافتند. یعنی خدا را تواب و رحیم یافتند نتیجه است برای این شرط، شرط رفتن پیش پیغمر(ص) استغفار کردن و استغفار پیغمبر(ص) جالب است مفاتیح و الجنان را بینندگان عزیز ما باز بکنند در زیارت حضرت رسول از بعید، بروند بخش زیارت حضرت رسول (ص) از بعید همین آیه را آورده است که تا به امروز همه مسلمان­ها از راه دور از راه نزدیک که یا رسول الله(ص) خدای متعال گفت: « إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَإنّی جِئتُکَ مُستَغفِراً ذَنبِی تآئباً من ذنوبی» «من الآن آمده­ام گنه کار هستم، الآن آمده­ام پشیمان هستم، خلط کردم. آمده­ام نزد شمای پیغمبر(ص)»،  چه زیارت از قریب دارد که زمان صدر اسلام رفتند وقرن­های بعد همینطوری افراد می­رفتند کنار قبر پیغمبر(ص) توبه می­کردند با استناد به این آیه، چه در زیارت حضرت رسول(ص) از بعید که ما شیعیان داریم در مفاتیح الجنان هم داریم. خب این چه چیزی را نشان می­دهد؟ آقا آیه مورد نزولش در رابطه با چه کسی هست؟ آن سه نفر کسانی که « إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ » «ظلم کرده­ بودن رفتند پیش پیغمبر(ص)» همه علمای شیعه و اهل سنت بلا استثناء گفته­اند این آیه عمومیت دراد، اگر بخواهد عمومیت نداشته­ باشد این آیه هیچ کارایی دیگر ندارد. اگر بخواهد عمومیت نداشته باشد این شرط هم دیگر این جزاء هم که « لَوَجَدُوا اللّهَ تَوّاباً رَحیماً » دیگر محقق نخواهد شد. یعنی  دیگر از بعد از وفات پیغمبر(ص) دیگر کسی نمی­تواند پیغمبر را تواب و رحیم بیابد، چون آن سه نفر قرار بود فقط تواب و رحیم بیابند یا فقط در زمان حیات پیغمبر قرار بود فقط تواب و رحیم بیابند در حالی که این استمرار دارد این مثال برای این موردی که ما عرض کردیم که «فاسألوا اهل الذکر» منتهی ادامه دراد «فاسألوا اهل الذکر» چه زمانی که نمی­دانید دیگر چون نمی­دانید «فاسألوا اهل الذکر»

مجری:

مادامی که ندانستن در جریان است سؤال هم باید در جریان باشد.

آقای عباسی:

 سؤال­هم باید باشد چون امر است دیگر خدای متعال امر کرده نمی­دانی سؤال کن حالا نمی­دانم سؤال می­کنم از اهلبیت در زمان اهلبیت زمانی که اهل بیت نیستند چه؟ نمی­دانم سؤال هم نکنم؟ باید سؤال کنم دیگر امر خدای متعال است این امرهم که عام است باید سؤال بکنم. حالا سؤال می­کنم استفسار من از نظر خود این آقا به نفسه نیست برای من مهم نیست فلان مرجع تقلید نظر شخصی شان چه هست، نظر شخصی­شان مال خودشان برای من مهم است این مرجع تقلید با استنباط از روایات معصومین چه بدست آورده است، با استنباط از آیات قرآن چه بدست آورده. یعنی ما داریم سؤال می­کنیم از این شخص وقتی که اهل ذکر حقیقی آن مصادر واقعی نیستند وقتی سؤال می­کنیم، سؤال نمی­کنیم از این بعنوان اینکه این خودش اهل ذکر است و دیدگاه خودش را می­خواهیم بدانیم، می­خواهیم از این اجتهادش را در رابطه با روایات اهل ذکر روایاتی که از معصومین رسیده است می­خواهیم بدانیم؛ بنابراین اینهم باز استفسار از دیدگاه اهل ذکر است، مثل دقیقاً موقعی که زمان خود امام معصوم بود و شخصی در قم می­رفت خدمت یکی از علمایی که در قم بود در آن دوره و دیدگاه امام معصوم را می­پرسید. چون او نمی­توانست که الآن زندگی­اش را رها کند بلند شود برود مدینه ببیند امام صادق(ع) نظرشان چیست چکار باید بکند. می­رفت از این آقا می­پرسید، این آقا هم دویست هزار حدیث دستش نبود که در همه موارد دقیقا یک حدیث بیاورد بیان بکند از قواعدی که اهلبیت گفته بودند ؛ حالا می­رسیم حتی خود، یکی از ادله خود این است قواعدی که اهلبیت گفته­اند. اگر قرار بود اهلبیت فقط ما روایت­های­شان را بخوانیم قاعده نمی­گفتند، قوائد فقیه برای همین قصه هست که استنباط اتفاق بیفتد. خب آن عالم می­رفتیم از او سؤال می­کردیم ، آن عالم بر اساس چهارتا روایت پنج­ تا روایت ده تا روایت با آیه قرآن نظر معصومین علیهم السلام را بیان می­کرد و اگر برایش روایتی مستقیم بود ، ممکن بود بیان بکند اگر هم روایت مستقیم در آن موضوع به همان شکل نبود روایت بیان نمی­کرد و فقط فتوی بیان می­کرد. این آن چیزی هست که در آن دوره هم به اصطلاح بوده و مورد استفاده بوده ایشان در ادامه می­گویند « علی ایحال اهل ذکر تنها اختصاص به یک گروه خاص ندارد بلکه شناخت یکی از اوصاف پیامبر(ص) و علمای اهل کتاب است و یکی از موارد شناخت احکام پیامبر(ص) و ائمه می­باشد و این افراد از روشن­ترین مصادیق آیه می­باشند. اما در مرتبه دوم مراد از اهل ذکر فقها و مجتهدین هستند» و کلام خداوند که می­فرمایند: « لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَلِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا» که به آن آیۀ درواقع دو استدلال می­کنند و استناد می­کنند.

مجری:

 خیلی ممنون. حاج آقا من فکر می­کنم که در ادامه برنامه ما باید عرضم به خدمت­تان که راجع به همین نو اخباری گری که گفتین فکر کنم باید یکی دو تا برنامه مفصل داشته باشیم، توضیح بدهید. آخر این اشکال پیش می­آید اگر قرار بود همان قواعد فقهی همین اصول فقه و دستورات تعیین کننده برای رسیدن به فتوا که در علوم حوزوی هم الآن هست، نباشد ما شاید لازم بود مثلا به عدد هر سؤال و استفتائی یک حدیث داشته باشیم این اولا غیر ممکن می­شود این کار یعنی یک حجم زیادی از مثلا حدیث می­خواهیم راجع به موضوعات کوچک کوچک. این اولاً هم خیلی سخت است هم جمع آوری­اش سخت هست هم گفتنش سخت هست. این را هم یک توضیحی بفرمایید.

آقای عباسی:

 بله ما می­خواستیم این را بگذاریم درواقع مراحل بعدی

مجری:

 بعد از بررسی ادله روایی

آقای عباسی:

بله ادله روایی بعد می­رسیم به مرحله بعد. ولی اشارةً این نکته را عرض بکنیم. سؤال شما سؤال بجایی هست چون اینجا الآن بحث اهل ذکر را هم مطرح کردیم، یعنی اگر قرار باشد خود امام معصوم هم حضور داشته باشد و از امام معصوم به عدد هر یک مشکلی در زندگی هرکسی پیش می­آید.

مجری:

یک نفر بیاید یک سؤالی بکند

آقای عباسی:

یک نفر بخواهد بیاید یک سؤال بپرسد که اصلا این امکان پذیر نیست. یعنی باز در زمان امام معصوم هم کما اینکه در زمان بعضی از معصومین هم این اتفاق افتاده یا وکلایی داشتند، که افراد به وکلا مراجعه بکنند؛ یا نه به علما بصورت عام مراجعه می­کردند و دستور را از آنها می­پرسیدند. حتی اینکه یک ، چون بعضی از اوقات اینها مطرح می­کنند که بگویند خب آقا اینها روایت نقل کرده­اند بازهم برای اینها خیلی از موارد ممکن است روایت نقل کرده باشند. می­گوییم حتی انتخاب اینکه چه روایتی مربوط به چه سؤالی هست، خود این هم استنباط هست. یعنی این نکته جالب هست که ما بدانیم، تا اینجای مرحله که مردم باید به عالمی مراجعه بکنند، هیچ شکی نیست. یعنی خود اخباری­ها هم معتقد هستند، آقا باید به یک عالمی مراجعه کنیم. منتهی ما می­گوییم آقا به یک عالمی مراجعه می­کنیم، استنباط از دیدگاه ائمه علیهم السلام، از روایات اهلبیت علیهم السلام و قرآن و اینها انجام می­دهد به شما می­گوید. اینها می­گویند نه به یک عالمی مراجعه بکن که خود روایت را بگذارد در دست شما بگوید آقا این شما این روایت بفرمایید.

مجری:

هر کاری می­خواهید بکنید.

آقای عباسی:

 هرطوری که می­خواهید شما برداشت کنید. من، باز آنجا می­گویند که، می­گویند که باید آن عالم بگوید این روایت این مطلب از آن فهمیده می­شود و روایت درست را برای شما انتخاب بکند، یعنی باز هم می­خواهند بگویند آقا یقه عالم گیر است آقا اگر یقه عالم گیر هست یعنی شما فهم عالم را قبول کردید. چرا دارید با کلمات بازی می­کنید، دقیقا شما دوباره دارید فهم عالم را قبول می­کنید نه روایت عالم را، اگر روایت عالم را، بله شما پنجاه تا روایت عالم به شما بدهد پرینت بگیرد آقا برو، برو شما از درون این روایت طهارة در بیاور، از درون این روایت وضو در بیاور چرا شما می­گویید این عالم باید آنقدر فهمیده باشد که از این پنجاه روایت به من بگوید این روایت، روایت شماره 32، این روایت رواتی هست که سؤال شما را جواب می­دهد خب اگر قرار است این کار را بکنم من از کجا بدانم که این عالم اشتباه نکرد اینجا، چون اینجا می­گفتند از کجا معلوم این در استنباط اشتباه نمی­کند من می­گویم از کجا معلوم این روایت را اشتباه نشان من نداد، اگر قرار است که اشتباه کنم این مسؤلیت می­پذیرد روز قیامت بگوید من روایت را اشتباه دادم؟ یا می­گوید من که پنجاه تا روایت برایش دادم خودش می­داند دیگر، گیر اصلی ما سر این هست که اینها حاضر نیستند بگویند آقا یک نفر باید مسؤلیت بپذیرد، از این طرف می­آیند یواشکی می­گویند که آقا نه این عالم بیاید برایش بگوید کدام یکی از این پنجاه تا روایات، اگر برایش بگوید شما میگذاری این عالم که انتخاب بکند که این شد فهم عالم این که نشد علم یقینی من علم یقینی من یعنی من پنجاه تا روایت را ببینم خودم به نتیجه برسم بعد می­گویم آقا خدا وکیلی آقای اخباری آقای نو اخباری آقای که فریاد می­زنی این طرف و آن طرف مبارزه می­کنی به اصطلاح خودت با جریان مرجعیت و اجتهاد شما بیا به ما توضیح بده بینی و بین الله افراد عادی جامعه­ ما می­توانند پنجاه تا روایت را بگیرند بخوانند بفهمند کدام سند درست هست کدام سند غلط هست؟ و بفهمند کدام موضوع سؤال آنها هست و به جواب برسند بروند دنبال زندگی شان به طوری که از زندگی شان نیفتند؟ بطوری که آخر ماه بتوانند قسط به اصطلاح وام شان را هم بدهند به شغل شان هم رسیده باشند؟ یا نه طرف اول صبح یک مشکلی برایش پیش می­آید دستش میبره تا شب باید برود روایت بخواند ببیند آقا آلان چیکار باید بکنم چطوری وضو بگیرم چطوری نمازم را بخوانم، خب شما این را جواب بدهید شمایی که دارید مردم را به قول خودتان از چاله در می­آورید آیا دارید نجات می­دهید می­برید در جاده آسفالت جاده خیلی واضح یا نه به قول خودتان از چاله ر می­آورید و می­اندازید در چاه؟ اگر این کار بد هست که یک مرجعی با همه قوا بنشیند ده­ها سال وقت بگذارد استباط بکند و من با خیال راحت کلام معصوم را از او و قول معصوم و فقه امام را از او بگیرم اگر به جای این راه روشنی دارید خب بگوید.

مجری:

خیلی عالی، خیلی ممنون می­خواهیم برگردیم به اتاق فرمان و یک میان برنامه ببینیم فقط من یک جمله قبل ازآن عرض کنم حرف حاج آقای عباسی خیلی دقیق و روشن هست این نوع گفتن­ها فکر می­کنم حاج آقا آن حمله­ای که می­کند به مراجع و مثلاً این بحث اجتهاد و تقلید بیشتر درگیر آن هستند که یک تأییدی بگیرند برای کار های خود شان به زور می­کنند وگرنه بحث کاملاً روشن هست این که آدم به قول شما یک دستش ببرد از صبح تا غروب درگیر این باشد برود روایت ببیند که آیا این خون چقدر آن مثلاً پاک هست چقدر آن نجس هست نماز می­تواند بخواند نمی­تواند بخواند زندگی عادی آدم از بین می­رود. حالا من در همین زمینه یک سؤال دیگر هم دارم برگردیم خدمت تان عرض خواهم کرد، بر می­گردیم خدمت تان.

خیلی ممنون که شنبه شب­ها عصر ایمان را تماشا می­کنید، حاج آقا من سؤالی که از محضر شما داشتم این بود، مراجعه که گفتید به حدیث بکنند این برای وقتی هست که حدیث موجود باشد ما الآن در عصری زندگی می­کنیم که الآن 1400 سال هست در غیبت هستیم دسترسی به امام معصوم به آن اهل ذکری که آیه قرآن فرموده به مصداق اتَم و اکمل آن نداریم و خیلی هم مسائل مستحدثه داریم این دوستانی که اینطور استدلال می­کنند و طبق فرمایش شما شاخ و شانه می­کشند و به مرجعیت توهین می­کند و هر چه دل شان می­خواهد بگویند و می­گویند اینها وقتی که با مسائل مستحدثه روبرو می­شوند می­خواهند چه کار بکنند؟

آقای عباسی:

 بله این سؤال خوبی هست ببینید یک در واقع فهم اشتباه حالا یا سهواً در این فهم اشتباه هستند یا اینکه عمداً یعنی دل شان می­خواهد خود شان را به آن راه بزنند یعنی کسی که، واقعاً جای تأسف دارد کسی که بعد از شاید بیست سال بیست و پنج سال سی سال از زمانی که کار علمی می­کرده و به اصطلاح حالا طلبه بوده و درسی خوانده بوده و غیره هنوز تکلیفش با خودش روشن نیست که لباس عبا و عمامه بپوشد لباس پیغمبر بپوشد یا مثلاً کت وشلوار و کرووات یعنی خودش هنوز نمی­داند دقیقاً باید چه کار کند و یک مرتبه بله یعنی یک مرتبه خودش تغیر می­دهد و در واقع همه گذشته خودش را نفی می­کند، که آقا نه این اصلا نه لزومی داشت نه فلان چه؟؛ یعنی در مسائل معمولی مربوط به کارهای خودش گرفتاراست نمی­داند چه بگوید در مسائل شکلی و؛ بله حالا به محتوا که می­رسد اینجا چون جالب هست که این آقا می­گفت یک موقع که من برای شما می­آیم احکام را می­گویم نگران نباشد شما فقط رها کنید تقلید را مراجع تقلید را رها کنید من می­آیم به شما احکام به اصطلاح روایی می­گویم، نمی­دانم ایشان موفق شدند که یک دور احکام روایی کامل برای به اصطلاح افراد و مردم به طرفدارهای شان بگویند طرفدار های شان خیال شان راحت شود و آن وقت آن روایاتی که ایشان انتخاب می­کند آیا دیگر آن وقت ایشان استباط ایشان دخیل نیست یعنی صرفاً اولین روایتی که در کتاب کافی شریف ببیند در آن موضوع همان روایت چه می­کند یا نه با فهم خودش می­رود شروع می­کند کلچین کردن و اینها. حالا سؤال حضرت عالی که حالا این آقا در مسائلی که از 1400 سال پیش تا الآن بوده نماز نمی­دانم روزه ذکات،حج مسائل معمولی می­آید یک روایتی را استفاده می­کند یا روایتی را می­گوید که باز آن هم می­شود تقلید یعنی باز آدم باید بشیند به دهان ایشان ببیند که کدام روایت را انتخاب کرد که من همان روایت را قبول کنم.

مجری:

همان رجوع به متخصص می­شود بلاخره

آقاب عباسی:

همان رجوع به متخصص می­شود بلاخره با این ویژگی. اما در این قصه مستحدثه می­خواهد چه کار بکند؟ خب ایشان باید جواب بدهد که آقا در قصه مسائل مستحدثه می­خواهد چیکار بکند یعنی الآن یک مسائل بسیار جدیدی و ویژه که به وجود آمده مثل مباحث خیلی خاص مربوط به جنین که اگر مثلا یک اتفاقی لقاح مصنوعی اتفاق افتاد ویژگی های انطوری حالا این جنین به وجود آمده این الآن از نگاه ارث مثلاً  نسبت به اینها چه اتفاقی می­افتد نسبت این پدر به این مادر به این مادری که به اصطلاح در واقع این حمل را نه ماه نگاه داشته، این ویژگی­هایش چه خواهد شد؟ آن مادر، مادر هست ایین مادر، مادر هست؟ حمل...، کلی اینجا سؤال وجود دارد آقا این روایتش را شما به ما نشان بده بگوید آقا بر اساس این روایت، نگوید بر اساس این روایت بگوید این روایت در آن روایت امام معصوم گفته باشد.

مجری:

اگر بر اساس بگوید که می­شود همان استنباط.

استاد عباسی:

استنباط هست دیگر می­گوید بر اساس این روایت چون این روایت گفته که مثلاً مادر این ویژگی را دارد پس این...، خب آقا این که استنباط شد دیگر شما روایت بیار به ما نشان بده بعد روایت بیار باز روایت این معارض نداشته باشد روایتی دیگری نداشت باشد و بتواند این مسئله مستحدثه را حل بکند یعنی ببنید متأسفانه به نظر ما می­رسد مسائل بسیار بدیهی وضروری در، در واقع در فقه شیعه در عقائد شیعه که خیلی جالب هست من نگاه می­کردم تقریباً یعنی پس معلوم می­شود این موضوع، موضوع مهمّی و قطعی بوده که تقریباً عموم علماء یعنی می­توانم بگویم نزدیک به صد در صد علماء هر کسی که بحث­های فقهی داشته، اولش بابی را به عنوان اجتهاد و تقلید دارد یعنی آمده بر سر این موضوع بحث کرده اکثراً کتابچه­هایی یا کتابهایی با عنوان اجتهاد و تقلید که آیه نفر را آوردند آیه ذکر را آوردند نمی­دانم روایات را آوردند توضیح دادند بحث کردند که بر مخاطب این مسئله کاملاً روشن باشد و معلوم هست برای خود شان واضح است، یعنی اهمیّت داشته که این را برای مردم هم بیان بکنند لذا ببینید این بازی کردن با الفاظ هست. کسی که خودش در این حد از شخصیت اخلاقی هست که اصلا نمی­خواهیم در رابطه به آن صحبت بکنیم که تو چطور بیست و پنج سال بیست سال پانزده سال نمی­دانم چند سال به مردم با لباس پیغمبر سخن گفتی و الآن می­گویی نه این لباس نباید باشد یا لازم نیست باشد من دلم می­خواهد اصلاً یک لباس دیگر کلاً با یک وادی دیگری با یک فضای دیگری و حالا دقیقاً مانند همین سردرگمی که در خودت وجود دارد آن حالت ابهامی که در خودت وجود دارد داری در دل و ذهن مردم به وجود می­آوری افراد به وجود می­آوری که آقا معنی ندارد تقلید اینها اگر راست می­گویند بیایند به شما روایت نشان بدهند، شما اگر راست می­گویی بیا در مسائل مستحدثه به مردم روایت نشان بده شما اگر راست می­گویی بدون این که انتخاب بکنی راست بیا به مخاطبینت بگو، بگو آقا این مسئله پنجاه تا روایت دارد من هم قضاوت نمی­کنم چون قرار است فهم من نباشد استنباط نکنم دیگر بفرما برو خودن پنجاه تا روایت را بخوان نتیجه گیری بکن ببین چه کسی به حرف تو گوش می­دهد ببین چه کسی حاضر هست این کار را انجام بدهد کدام آدم عادی با گرفتاری های دنیای و مشکلات و مسائل زندگیش حاضر هست برای یک مسئله جزئی که در بخش از روز اتفاق افتاده ممکن هست تا شب صد تا مسئله دیگر هم اتفاق بی­افتد برود پنجاه تا روایت بخواند بعد بنشیند هی فکر کند این را با این طرف تطبیق بدهد شما حتی الآن نمی­توانی بر مردم، شما در فهم مردم ترجمه فارسی شما هم در دخیل هست یعنی آن کسی که عربی نمی­داند مینشیند پای برنامه شما، شما به آن می­گویی آقا این روایت را برای می­خوانم این روایت را برایت معنا می­کنم در خیلی از معنایی روایت های که انجام می­دهد همین آقا انجام می­دهد روایت را بد معنا می­کند؛ خب وقتی تو بد معنا می­کنی یعنی فهم خودت را فهم غلط خودت را داری به مخاطبت القاء می­کنی دیگر داری می­گویی آقا معنا این هست در حالیکه خب معنا این هست یعنی که شد فهم شما دیگر عین کلام امام معصوم نیست کلام امام معصوم کسی هست که خودش عربی بداند

مجری:

 آن هم همه ریزه کاری هایی که ادبیات عرب دارد.

آقای عباسی:

 با همه ریزه کاری هایش، ادبیات عرب خودش اگر یک کلمه­ای را نفهمید باز دوباره نیاید به شما بگوید آقا این کامه معنیش چه هست، بلند شود برود خودش صحاح جوهری را ببیند فلان، العین را ببنید چه را ببیند مفردات را ببیند به دست بی­آورد.

مجری:

این کلمه عربی پنج تا معنی دارد این که من چه معنی را انتخاب بکنم خب خیلی تأثیر دارد بازهم می­شود همان استنباط.

استاد عباسی:

بله دقبقاً استنباط هست اگر خودش می­تواند برود ببیند دقیقیاً متوجه بشود به این می­گویند خودش فهمیده از روایات، اگر شما می­خواهی به او بگویی این معنی این هست که من می­گویم آقا می­گوید نه معنی این که شما می­گویی نیست این یکی هست. چه می­خواهی بگویی؟

مجری:

حاج آقا در نهایت دو راه بیشتر ندارند یا برگردند به همان استنباط و اجتهاد و اسمش را نیاورند اسمش را عوض بکنند یا اینکه برگردند به سمت سلفی­ها و طالبان و نمی­دانم آنطور تفکر وهابی­گری که آقا هر چه در زمان معصوم نبوده الآن حرام هست مثلاً نمی­دانم فیلم برداری حرام هست عکاسی حرام هست نمی­دانم همه اینها حرام هست و زندگی کسی که می­خواهد زیست مؤمنانه داشته باشد یک جای یک دیوار بتونی جلویش بگذارد بگوید همه چیز حرام هست یعنی دین گریزی و...

استاد عباسی:

یک راه سومی هم دارد یک راه سوم هم دارد آقای نصراللهی آن هم اباحی گری هست من بی خیال بشوم دیگر.

مجری:

من هم میخواستم همین را بگویم، نه من گفتم زیست مؤمنانه دو راه بیشتر ندارد یا همه چیز حرام هست خودتو را از همه چیز محروم بکنی یا اینکه بیایی به سمت همان استباط و اجتهاد یک اسم دیگر درآوردی رویش بگذاری یا اینکه مردم دین گریز بشوند و اباحه­گر بشوند اصلاً خدا و دین کلاً بگذاری کنار.

استاد عباسی:

 بله به او بگویی آقا چرا این کار را انجام می­دهی یا این کار را انجام نمی­دهی؟ می­گوید من روایتی ندیدم برایش، آقا شما باید روایت بیبینی؟ شما همه روایت معصومین را رفتیم دیدین؟ یعنی کتب اربعه را که کتب اربعه را از خیلی­ها می­پرسی اسم کتب اربعه را هم نمی­دانند، بعد می­گویی آقا این کار را چرا نمی­کنی می­گوید آقا روایتش را ندیدم من، ای شما باید ببنی؟ یعنی باید خدا از بالا با یک سیستمی روایت را بگذارد جلویش شما تا شما دیده باشی خب روایت دیدن نیاز دارد به مطالعه کردن، شما اول به من بگو چند تا کتاب حدیثی درباب روایات فقهی شما دیدی؟ خب شما ببینید کتب اربعه تهذیب، استبصار، من لایحضر، کافی شریف، فقط فروع کافی چند جلد هست؛ خب همه این روایات را خواندی؟ که می­گویی ندیده­ام این می­شود اباحی­گری، یا روایت را ندیده هر کاری دوست دارد انجام می­دهد یا روایت را آنطوری که خودش می­خواهد دیده یعنی آن روایتی که مورد باب طبع خودش هست ولو اینکه آن روایت معارض دارد، بله این که داریم عرض می­کنیم آقای نصراللهی

مجری:

حاج آقا کار های رجالی و بررسی اسنادش هم هنوز هیچی نگفتیم در موردش

استاد عباسی:

هیچی نگفتیم اصلاً کاری نداریم که حالا تازه این روایت الآن مثلا از هزاران...

مجری:

مثلاً سندش درست هست یا نه

استاد عباسی:

 بله مرآت العقول را علامه مجلسی الآن به علامه مجلسی نسبت ناروا می­دهد می­گوید علامه مجلسی اخباری هست، آقا اگر اخباری هست یکی از حرف های اخباری­ها همین هست که روایات نیاز به بررسی سندی ندارد مرآت العقول ایشان نوشته چند هزار روایات، این ها را می­آوریم مواردش را چند هزار رروایت کافی شریف را ایشان آمده گفته ضعیف هست ضعیفٌ بخاطر فلان شخص ضعیفٌ گذاشته کنار روایت را گذاشته کنار گفته آقا این روایت ضعیف است ما به آن نمی­توانیم استناد بکنیم بعد می­گویید آقا علامه مجلسی، علامه مجلسی اعلی الله مقامه الشریف اخباری هست ببینید اینها تهمت­های که می­زنند که حالا ما بحث داریم در این رابطه ،این که من دارم می­رود سراغ اباحی­گری بعد می­رود میفتد آقا یک روایتی را پیدا می­کند آن چیزی که باب طبع خودش هست آقای نصرالهی خدا شاهده خدمت بیننده­گان عرض می­کنم خدا شاهده این خیال من نیست این ذهنی نیست این حرفی نیست که بگویم آقا من دارم یک مثال می­زنم ، نه واقعی باچشم دیددم موارد متعدد مواجه شدم که آقا رفته شیطان هم زیاد هست این وسط دیگر یعنی رفتن گشتن یک روایت را مطابق آن چیزیکه می­خواهد عمل بکند، فروان این اتفاق افتاده وقتی باب شیطان را باز کردیم دیگر باب ورود شیطان و احاطه شیطان باز کردیم به شیطان می­گویم هر روایتی من ببینم صاف می­آید این روایت را می­گذارد جلویت روایت دیگر را هم نمی­گزارد جلویت هست. معارضش را و نمی­دانم فلان هیچ کدامش را نمی­گذارد هیچ کسی هم بحث نمی­کند این روایت را گذاشته جلوی این شخص، این شخص دارد روایتی را دارد مورد استناد قرار می­دهد که معارض دارد مثلاً معارض قوی دارد ضدش فتوا داریم بخاطر اینکه معارض داشته با آیه قرآن تطبیق ندارد اصلاً کلی بحث دارد این روایت ولی همین روایت را گرفته دارد به همین عمل می­کند اباحی­گری خودش را می­آید نسبت می­دهد به این روایات.

مجری:

حاج آقا این تغیر طرز پوشش و اینها نتیجه همان نوع نگاه به دین هست دیگر.

استاد عباسی:

بله وقتی که کسی که بر اساس مبانی مراجعه به دین نکند ، آن موقع که با آن لباس هست در حالت خلاصه افراط هست در حتی نوع پوشش و نوع برخورد و نمی­دانم اینها از آن لباس خارج هم می­شود باز هم می­آید در حالت تفریط هست یک مدل دیگر هست ما مشکلی نداریم آقا شما کت و شلوار پوشیدی مانعی هم نداریم آقا کت و شلوار یک لباسی هست ولی اگر شما بیست سال پانزده سال بیست سال بیست و پنج سال نمی­دانم لباس پیغمبر پوشیدی لباس روحانیت پوشیدی، لباس روحانیت پوشیدی بعد تازه عمامه­ات را دوبرار عمامه بقیه بستی و آمدی ادعا کردی که آقا من نسبت به بقیه، افضل همه هستم و از همه علماء مراجع بهترم بعد حالا یک مرتبه این تغیر را می­دهی این یعنی این که شما یک مبنای جدی دردین نداری یک مبانی جدی در رفتار و اخلاق اسلامیت نداری همانطور که در کلام و گفتار و اینها صد جور لغزش و اهانت­ها و فلان که آقا نه به دیگران و مذاهب دیگر که به علمای شیعه فروان در فراوان که اگر فضای برنامه ما این بود ما اصلاً می­گفتیم آقا چه جسارت هایی چه اهانت­هایی، این برمی­گرده به چه؟ بر می­گرده به این که آقا این، مبنا نداری مردم را یعنی در واقع مخاطبین را اینها با همین چالش مواجه می­کنند چالش بی مبنایی، آقا من دین را از چه کسی یاد بگیرم؟ دین را از چه کسی بپرسم؟ اهل ذکر، اهل ذکر واقعی اهلبیت هستند. فقط باید از آنها سؤال بپرسیم. خیلی خب می­خواهم سؤال بپرسم من، مسائل مستحدثه­ام را چه کار کنم؟ نه دیگر این را دیگر حالا من خودم یک چیزی به شما می­گویم زیر سیبیلی رد بشوید. فلان مسئله را چه کار بکنم؟ آن وقت میفتند افراد به جایی که من مواردی دارم در بعضی از شهرهای خود ایران که شخص آمده کافی شریف را برداشته روایت به من نشان می­دهد می­گویم آقا شما این روایت را بخوان یکبار برای من، روایت را از رو نمی­تواند بخواند. ولی ملاک یک کاری که کار خلاف شرع است دارد قرار می­دهد برای خودش.

مجری:

 حاج آقا خیلی ممنون، پاسخ فکر کنم روشن و کامل بود در حد یک دقیقه جمع بندی بفرمایید.

استاد عباسی:

جمع بندی اینکه تا بحال ما در بحث اجتهاد و تقلید که از دیدگاه ما بحث مهمی هست بخاطر اینکه از انواع فرقه­های هجمه­ی به اینجا شده است و اتفاقاً وقتی که مخالفین افرادی که معاند هستند، دشمن هستند، جریان­های انحرافی هستند. به یک موضوعی زوم می­کنند و همه باهم حمله می­کنند. جریان­های نمی­دانم مربوط به مهدویت انحرافی، به این موضوع حمله می­کنند؛ در شیعه مثل نو اخباری­ها و غیره به این موضوع حمله می­کنند، در خارج شیعه وهابی­ها به این موضوع حمله می­کنند، همه دارند به یک موضوع حمله می­کنند اتفاقاً این موضوع مهم است، ما آمدیم ادله را بیان کردیم یک مقدار صبر کنند بینندگان ادله ما تمام بشود ما شروع می­کنیم اشکالاتی که آنها کرده­اند جواب می­دهیم و شروع می­کنیم اشکال کردن وسؤال پرسیدن و حالا آنها هستند که باید بیایند و جواب بدهند به اشکالات ما.

مجری:

یعنی ما اول ادله شیعه را می­گوییم کامل در قرآن و روایات بعد وارد ادله آنها می­شویم و نقد می­کنیم و منتظر پاسخ آنها خواهیم ماند.

استاد عباسی:

خواهیم ماند بله

مجری:

 خیلی ممنون متشکر

تا کی همه اوصاف تو شنیدن                   

در کوی تو سرگشته و روی تو ندیدن

گو بهتر از این چیست                             

تجارت به دو عالم سرمایه جان دادن و مهر تو خریدن

«الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم» و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته.

و السلام علیکم و رحمت الله و برکاته



* اسم:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی: