2020 September 30 - چهار شنبه 09 مهر 1399
ویژه برنامه افضل الاعیاد
کد مطلب:3563 گروه: عمومی آمار بازدید: 1263

ویژه برنامه افضل الاعیاد
دکتر سید محمد حسینی - 14 مرداد 1399


  دانلود
امتیاز:
  01:25:33 حجم فیلم: 235 مگابایت





دانلود صوت


قسمت پنجم ویژه برنامه افضل الاعیاد به مناسبت دهه ولایت؛ با کارشناسی دکتر سید محمد حسینی

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ:14 مرداد 1399

مجری:

اَعوذُ بالله مِنَ الشَیّطانِ الرَجِیم

بسم الله الرحمن الرحیم

اَلّحَمدُالله رَبِ العَالمِن و صَلی الله علی مُحمدٍ و آله الطاهِرِین

دوباره این کُره خاک با صفا شده است

دوباره این کُره خاک با صفا شده است

شبیه عرش خدا شهر سامرا شده است

به قلب ما عجمی­ها پر است از شادی

به قلب ما عجمی­ها پر است از شادی

ولادت نوه حضرت رضا شده است

السلام علیک یا اباالحسن یاعلی بن محمد أیُّها الهادی النَّقی یابن رسول الله.

بسم الله الرحمن الرحیم

عرض سلام و ادب و احترام دارم خدمت همه شما بینندگان عزیز و ارجمند شبکه جهانی حضرت ولیعصر(عج) همانطور که مستحضر هستید این شب­ها این فاصله عید تا عید با ویژه برنامه أفضل الأعیاد در خدمت شما هستیم هر شب ساعت9:30، میهمان دیدگان شما هستیم؛ و از کارشناسان مختلف بهره­مند می­شویم. امشب هم باز یک تبریک ویژه جا دارد خدمت­تان عرض بکنم به مناسبت ولادت آقا امام هادی(ع) که إن­شاءالله در این شب فرخنده هم بتوانیم از بیانات و از محضر اساتید إن­شاءالله خوب بهره­مند بشویم و بتوانیم استفاده بکنیم. خب امشب در محضر جناب آقای دکتر حسینی هستیم و إن­شاءالله بتوانیم از محضرشان استفاده بکنیم. سلام علیکم و حمة الله.

استاد حسینی:

و علیکم السلام و رحمة الله بنده هم خدمت شما و خدمت بینندگان عزیز و ارجمند هم عرض سلام و ادب و احترام دارم، و تبریک عرض می­کنم ولادت آقا امام هادی(ع) را و این ایّام را که دیگر ایّام عید غدیر هست و ما به پیشواز رفتیم من باب اینکه بزرگترین عید مسلمان­ها را بخواهیم جشن بگیریم.

مجری:

بله بسیار خب تشکر می­کنم از شما، ما حالا زیاد در صفحات و اینها باز دیده بودیم که موضوع این برنامه همانطور هم که فرمودید خود حضرت عالی به بنده این است که امیرالمؤمنین و ایرانیان، حالا من بخواهم همان اول یک سؤالی بکنم راجع به اصل موضوع برنامه اصلاً اینکه امیرالمؤمنین و ایرانی­ها، خود این همان اول یک سؤال برای انسان پیش می­آید؛ این یعنی چه؟ مگر اصلاً ایرانیان بعنوان یک نژاد می­خواهیم بررسی بکنیم ایرانیان حالا چه نژادی بودند از یک­طرف، می­خواهیم ببینیم ایرانیان منظور چه هست، و در طرف مقابل هم باز خود امیرالمؤمنین، که ما عقیده داریم که ایشان وصی پیامبر بودند و پیامبری که برای همه هستند دیگر ایرانی و غیر ایرانی نباید داشته باشد؛ یعنی اصل چنین موضوعی چنین سؤالی را پیش ­می­آورد که اصلاً چرا باید این موضوع مطرح بشود.

استاد حسینی:

بله درست است. ببینید مسئله­ای که هست در خصوص ائمه ما و در مورد انبیاء حتی گاهی برخی افراد نژاد پرست نکاتی را مطرح می­کنند، می­آیند می­گویند خب این پیامبر از فلان نژاد بوده است پس ما به سراغ این پیامبر نمی­رویم، چون نژاد ما نژاد برتر است یک همچین فکری در بین برخی است، البته فراگیر نیست کمااینکه مسیحی­ها در اقسا نقاط دنیا، پیروان حضرت عیسی(ع) خودشان را می­دانند مدعی هستند ولی معمولاً کمتر کسی بین­شان می­آید ادعا بکند بگوید نژادش چیست، پس ببینم من از آن نژاد هستم یا نیستم منتهی متأسفانه برخی برای ایجاد یک هویتی که در مقابل اسلام قرار بگیرد می­آیند می­گویند که ما از فلان نژاد هستیم، مثلاً از نژاد آریایی هستیم یا از یک منطقه جغرافیایی هستیم که چون پیامبر اسلام در آنجا به دنیا نیامده است یا از آن نژاد و تیره نبوده است پس سراغ او نباید برویم. همین مسئله در مورد امیر المؤمنین هم هست برخی­ها با بحث کردن نسبت به این مسئله که این عرب است و آن عجم است چه ایرانی­ها ، چه برخی از اعراب نسبت به مقوله­های اعتقادی هم نژادی برخورد می­کنند؛ من بحثم اصلاً نژاد نیست که ما بخواهیم بگوییم امیرالمؤمنین با نژاد آریایی­ها مثلاً چطور برخورد می­کرد؛ مسئله این است که بلاخره، ایران در یک منطقه جغرافیایی در زمان پیامبر اسلام و امیرالمؤمنین، یک تمدنی را داشته یک تاریخی را داشته، عرب­ها هم در شبه جزیره خب یک تمدن یک تاریخی داشته­اند، ما در بحث اسلام وقتی که بخصوص قضایای جنگ­ها و فتوحات و اینها اتفاق می­افتد، تقابل دوتا تمدن را باهم­دیگر داریم؛ حالا کار ندارم من اینجا که واقعاً این فتوحات درست بود، نبود، چه بود، آن را نمی­خواهم وارد بشوم، آن مسئله را اصلاً نمی­خواهم با آن کار ندارم مسئله اینجا است که دوتا فرهنگ و دوتا فکر باهم­دیگر مواجه شدند، اعراب و ایرانی­ها، که ما در بین اعراب امیرالمؤمنین علی(ع) را داریم که ایشان را معصوم و خلیفة الله جانشین خدا بر روی زمین می­دانیم، و یک فکر و تمدنی را داریم در ظرف جغرافیایی خاص خودش، که حالا برخی­ها می­گویند که از زمان هخامنشیان و اینها، 2500سال قبل،حالا 2600سال قبل دیگر بصورت رسمی اینها زرتشتی شدند تا آمدند رسیدند دوره ساسانی­ها؛ ما این دوتا فرهنگ را می­خواهیم باهم­دیگر بررسی بکنیم که باهم چگونه بوده است و بصورت خاص در بین اعراب امیرالمؤمنین علی(ع) و ایرانی­ها را می­خواهیم ببینیم.

مجری:

بسیار خب إن­شاءالله که بتوانیم بحث جامعی را هم انجام بدهیم؛ البته فرصت برنامه محدود است طبیعتاً حالا بخواهیم خیلی مفصل بحث بکنیم ممکن است نرسیم به همه مباحث و إن­شاءالله هم اگر اجازه بدهید یک فرصتی را ما هر شب برای بینندگان عزیز فراهم می­کنیم که برایشان چنین امکانی هست که با همین شماره­هایی که زیرنویس شده است در تماس باشند و حالا پیام بدهند یا اینکه اگر تمایل دارند بصورت صوتی در خدمت­شان باشیم، می­توانید با همین شماره­هایی که زیرنویس شده در ارتباط باشید با ما؛ خب اگر اجازه بدهید قبل از اینکه بخواهیم حالا وارد اصل ماجرا بشویم یک کلیپی را ببینیم از موبد خورشیدیان که از بزرگان زرتشتیان جهان هستند و شما هم نسبت به او صحبت­هایی داشتید در برنامه­هایتان. خب کلیپ را باهم می­بینیم.

کلیپ:

ایرانی­ها رفتند طرف حضرت علی، چرا؟ عدل علی به باوری اعتقاد داشت که یک مسلمان باید وقتی که یک خار در پای یک زن یهودی است ناراحت بشود و سعی کند این خار را از پای زن یهودی در بیاورد؛ این تفکر تفکری نبود که عمر داشت، و این تفکر اسلامی بود.

مجری:

بله این هم کلیپ بود اگر توضیح بیشتری بفرمایید ببینیم جریان چه بوده­ است.

استاد حسینی:

بخش اول که البته صدایش پخش نشد، جناب آقای موبد اردشیرخورشیدیان گفتند ایرانی­ها رفتند سراغ امیرالمؤمنین، چرا؟ چون امیرالمؤمنین کسی بود که می­گفت اگر صدمه­ای به یک دختر یهودی هم برسد به هر حال انسان باید مدافع او باشد، ولی گفتند خلیفه دوم این روحیه را نداشتند البته ایشان دقیق گفتند این نکاتش را، نکته درست و دقیق و مستند، به هرحال بله هم­خوانی دارد با گزارش­های تاریخی و روایی که ما داریم. ایشان خب رئیس انجمن زرتشتیان ایران هستند و آقای موبد خورشیدیان دیگر 72ساله، یک انسانی که ما هرچند اختلاف نظر علمی با ایشان داریم ولی واقعاً ایشان را محترم می­دانیم؛ و مبحثی را مطرح کردند در خصوص مقایسه خلیفه اول و خلیفه دوم و امیرالمؤمنین که ایشان صراحتاً بعنوان یک زرتشتی، نه یک زرتشتی ساده و مبلّغ، یک موبد ساده، بعنوان رئیس انجمن زرتشتیان یعنی موبد موبدان، شاید در ادبیات اسلامی باید بگوییم قاضی القضات، اگر قاضی­ها را ملاک قرار بدهیم، یا مثلاً آیة الله العظمائی که بقیه آیة الله­ها را هم بخواهد عرض کنم برایشان.

مجری:

بالاترین منصبی که برایشان هست.

استاد حسینی:

بالاترین منصبی که بله دارند ایشان هستند در قید حیاط هم هستند، ایشان می­فرماید امیرالمؤمنین این روحیه را داشت، چون این روحیه را داشت ایرانی­ها رفتند سراغ امیرالمؤمنین؛ خیلی جالب است نه تنها ایرانی­ها در زمان امیرالمؤمنین، امیرالمؤمنین را دوست داشتند بلکه در دوره­های مختلف تاریخی امثال شعرایی که حتی برای زبان فارسی خیلی زحمت کشیدند یکی از افرادی که زبان فارسی را حفظ کرد با اثر خودش فردوسی است، فردوسی نام­دار. ایشان هم ببینید راجع به امیرالمؤمنین چه می­گوید، در مورد کس دیگری همچین صحبتی را مطرح نکرده است ولی راجع به امیرالمؤمنین که فردوسی می­داند امیرالمؤمنین یک عرب است وایرانی نیست؛ نمونه­ای از ابیاتش را من خدمت­تان عرض می­کنم؛ خیلی جالب است این را هم مد نظر داشته باشیم، بعضی از این آقایان مدعی زرتشتی­گری می­گویند که اصلا فردوسی اصلاً زرتشتی بوده است، یعنی، ما که به این قائل نیستیم ولی بخری­هایشان آمده­اند همچین ادعایی را مطرح کردند. خب شما می­گویید زرتشتی بوده است؟ مراجعه کنید ببینید این آدم بقول شما زرتشتی راجع به امیرالمؤمنین چه فرموده است.

مجری:

آثارش را باید ببینیم.

استاد حسینی:

بله،

مجری:

حالا یکی از آثارش را الآن ببینیم.

استاد حسینی:

«اگر چشم داری به دیگر سرای

به نزد نبی و علی گیر جای

گرت زین بد آید گناه من است

چنین است و این دین و راه من است

براین زادم و هم براین بگذرم (معتقد بر این هستم)

چنان دان که خاک پی حیدرم (فردوسی می­گوید من خاک پای امیرالمؤمنین هستم).

دلت گر براه خطا مایل است

تو را دشمن اندر جهان خود دل است

نباشد جز از بی­پدر دشمنش» فردوسی می­گوید دشمن امیرالمؤمنین بی­پدر است، خب دیگر آقایان خودشان گفته­اند زرتشی است، خب ما می­گوییم آقا براساس ادعای شما یک زرتشتی دارد می­گوید:

نباشد جز از بی­پدر دشمنش

که یزدان به آتش بسوزد تنش

هر آن­کس که در جانش بغض علی است

از او زارتر در جهان زار کیست؟ فردوسی هست حافظ ادبیات ایرانی و فارسی راجع به امیرالمؤمنین عرب اینگونه دارد مدح می­خواند.

مجری:

عجب خیلی جالب است.

استاد حسینی:

خب این هم یک نوع گرایشی نصبت به...؛ چرا؟ چون از امیرالمؤمنین عدالت دیده بودند.

مجری:

حالا همین این سؤال پیش می­آید بلاخره فردوسی هم قرن چهارم بوده است از همان، حالا ما بخواهیم اینطوری بگوییم از قدمای این شاعران یک­جورهایی به حساب­ می­آید، اصلاً این ایرانیان یعنی چطور ممکن است بلاخره اعراب یک جنگی را در زمان خلیفه دوم شروع کردند علیه ایرانیان، حالت عادی باید این باشد که بلاخره متنفر بشوند یک تنفری ایرانیان نسبت به خود آن کسانی که به آنها حمله کردند بدست بیاورند، حالا نسبت به خود شخص امیرالمؤمنین چه؟ بلاخره مراوداتی داشتند افرادی بودند که اثیر بشوند از ایران بروند به سمت آن کشور­های عربی و اینها با امیرالمؤمنین در تماس باشند؛ ایرانیان چه دیدی نسبت به خود امیرالمؤمنین داشتند؟

استاد حسینی:

من این جواب­تان را اجازه بدهید از زبان یک زرتشتی  عرض کنم خدمت­تان،  یکی از دانشمندان زرتشتی که البته اهل ایران هم نیست جناب آقای پیروز شاه بلسارا کتابی را دارد که عزیزان می­توانند این کتاب­ را هم دانلود بکنند. من چند تا اسکن نشان می­دهم ولی برای اینکه زمان را ذخیره بکنم سعی می­کنم که بقیه­اش را دیگر فقط عبارت­ها را بخوانم. اتاق فرمان اگر تصویر مانیترو بنده را هم لطف کنند « ایران و اهمیت آن در ترقی و تمدن بشر، تألیف جناب آقای بلسارا» ایشان یک زرتشیت است، زرتشتی نام­آوری هم هست، هندی هم هست ایشان «به هر حال از طرف انجمن خودشان هم این را چاپ کردند» ایشان می­آید در «صفحه144» کتاب خودش عبارتی را دارد که جالب است این در مورد همان جنگ اعراب با ایرانی­ها است «ایرانی­ها در استیلای اعراب» نگاه کنید حالا می­فرماید چرا ایرانی­های که اعراق با آنها جنگیدند نسبت به امیرالمؤمنین عرب روحیه­ای دیگری داشتند نظرات دیگری دارند؟ ایشان نویشته­اند «پیغمبر مقدس اسلام و اولیای اسلام همه نسبت به ایرانیان به نظر احترام می­نگریستند» بزرگان اسلامی به ایرانی­ها را با دید احترام نگاه می­کردند مثل چه کسانی؟ «چنان که حضرت محمد سلمان ایرانی را از خاندان خود می­خواند و حضرت علی در توصیف ایرانیان می کوشید» پیامبر اسلام امیرالمؤمنین، مسلمان­ها بخش شان امیرالمؤمنین را خلیفه چهارم می­دانند ایشان اگر قضیه این بود که بقیه را هم مثل امیرالمؤمنین رفتار می­کردند باید می­گفت که بله پیامبر اسلام، ابوبکر، عمر، عثمان و مثلاً حضرت علی یک همچین دیدی دشتند؛ نه پیامبر اسلام امیرالمؤمنین بعنوان بزرگان اسلام اینها به ایرانی­ها به دید احترام می­نگریستند اینکه امیرالمؤمنین در جنگ با ایرانی­ها شرکت کرده باشد یک دروغ محض است یک جعل تاریخی است نه اینکه ضعیف است ما یک زمانی یک گزرشی داریم گزارش را می­گوییم ضعیف است ممکن است حالا مثلاً از لحاظ سنت ضعیف است ممکن است واقعاً محقق شده باشد ولی یک زمان می­گویم یک چیزی جعل شده به دروغ نسبت داده شده، اینکه امیرالمؤمنین در جنگ با ایرانی­ها شرکت کرده باشد از جعلیات است، بعد خیلی جالب است این را هم من خدمت­تان عرض کنم حتی اینقدر این مسئله بدیهی است که ابن تیمیه تئوریسین وهابیت دشمن امیرالمؤمنین و اهلبیت(ع) در «کتاب منحاج السنه» خودشان و مجموعه فتاوای شان، ببینید این «کتاب منحاج السنه النبوی بن تیمیه» است «فی نقضِ کلام الشیعه القدریه، آقای بن تیمیه، تحقیق دکتر رشاد سالم، جلد هفتم» ایشان صراحتاً می­آید نقل می­کند که در مورد «امیرالمؤمنین بعد از پیامبر هیچ کدام یک از فتوحات را حاضر نبود».

مجری:

عجب، امیرالمؤمنینی که اسدالله الغالب است فاتح خیبر است که این همه، یعنی اگر بخواهیم فرد دلآوری را در اسلام مثال بزنیم چه کسی می­ماند به جزء امیرالمؤمنین.

استاد حسینی:

خلیفه دوم به امیرالمرمنین در مورد امیرالمؤمنین عرض کرده که «لَوْ لَا سَیْفُ علیٍ لَمَا قَامَ عَمُودٌ الْإسْلامِ » این را ابن ابوالحدید معتضلی سنی متعصب در شرح نهج البلاغه خودش دارد، خلیفه دوم گفت شمشمیر امیرالمرمنین نبود خیمه اسلام برافراشته نمی­ماند، حالا این شمیر در جنگ با ایرانی­ها در میان است، باز جای دیگر، این «صفحه 199 کتاب بن تیمیه» باز در کتاب همین «کتاب منحاج السنه» خودشان «جلد هشتم، صفحه 90» باز می­گوید که «امیرالمؤمنین علی (ع) «بعد موت النبی(ص)» نه جنگ با روم شرکت کرد نه جنگ با ایرانی­ها» «مجموعه فتاوای ابن تیمیه» ملاحظه بفرماید جلد متاب را این «مجموعه فتاوای ابن تیمیه» است که چاپ شده است به دستور «خادم حرمین الشریفین ملک فهد بن عبدالعزیز آل سعود» چه گفته است؟ چه آمده است در اینجا در مجموعه فتاوای ایشان در «جلد چهارم، صفحه 493»  ایشان می­گوید «و جمیع الحروب الّتی حضرها علی(رض) بعد وفاة رسول الله (ص)»ا«تمام جنگ­های که امیرالمرمنین داشت بعد از پیغمبر سه­تا جنگ بود جمل، صفین، جنگ نهروان » جنگ با ایرانی­ها نیست امیرالمؤمنین در جنگ با ایرانی­ها شرکت نکرد، این را من یک اشاره بکنم حالا من اینها را بخواهم اصلاً جنگ امیرالمؤمنین با ایرانی­ها و این موضوع را بخواهم باز بکنم مبسوط است مباحث ما، امیرالمؤمنین در یک حدیثی که نسبتاً مفصل هم هست فرمودند چه کار­هایی را اینها قبل از من، تعبیر خود شان در نهج البلاغه امیرالمرمنین دارد «فَإِنَّ هَذَا الدِّينَ قَدْ کَانَ أَسِيراً فِي أَيْدِي الاَشْرَارِ» قبل از من چه کار­های با دین کردند چه بلای سر دین آوردند که من امیرالمؤمنین خلیفه­ای که مأمور هستم به ظواهر عمل بکنم نه با قدرت ولایت تکوینی که امیرالمؤمنین دارد یا می­تواند داشته باشد، امیرالمؤمنین فرمودند یک سری کارهایی اینجا انجام داده­اند من اصلاح نکردم نتوانستم اصلاح بکنم نگذاشتید اصلاح کنم از وضو، روزه و نماز شروع می­کنند امیرالمؤمنین می­رسد به جایی که می­فرماید اگر من قدرت داشتم «ردتُ ثرایا فارس» من اسرای که از ایرانی­گرفته بودند بر اساس دستور خداوند می­گوید با آنها برخورد می­کردم، یعنی چه؟ یعنی اینها را که گرفتی بر اساس دستور خداوند بوده، حالا این مفصل است این روایت اگر بخواهیم بپردازیم به آن الآن نمی­خواهم ورود پیدا بکنم، این که ایرانی­ها دوست داشتند امیرالمؤمنین را و دوست دارند آنهای که عالم هستند حتی این موبد زرتشتی باشد چون تاریخ را می­داند اینجا می­گوید که امیرالمؤمنین چگونه بوده است بخاطر این هست که می­دانند امیرالمؤمنین در جنگ با ایرانی­ها شرکت نکرده بود.

مجری:

پس یعنی حالا این از این طرفش را ما متوجه شدیم که امیرالمؤمنین چه برخوردی با ایرانیها داشتند حالا

از، در طرف مقابل آن ایرانی چطور تا می­کردند با حضرت؟

استاد حسینی:

خب ایرانی­ها هم نگاه کنید شما حالا من بخواهم برای­تان روایتی را بخوانم از «کتاب کافی شریف» نگاه کنید ببینید خیلی جالب است امیرالمؤمنین به عنوان یک عرب در بین اعراب مرجع و منبع مراجعه ایرانی­ها شده وقتی که ایرانی­ها می­خواستند از اعراب گلایه کنند چون می­دانستند امیرالمؤمنین تعصب ندارد امیرالمؤنین نژاد پرست نیست امیرالمؤمنین به افراد نگاه می­کند یک حقوق طبیعی برای­شان قائل هست، خب حالا به عنون حقوق بشر و اینها از آن یاد می­کنند که حداقل حق حیات و اینها قائل هست قطعاً و در کنار آن به اعمال افراد نگاه می­کند در «کتاب کافی شریف» روایتی هست من تصویر این را هم نشان بدهم ولی رفته رفته سعی می­کنم کمتر اسکن نشان بدهم که به مباحث برسیم، در «کتاب کافی شریف، بخش فروع کافی، شیخ کلینی، متوفی سال 328 یا 329هجری شمسی، که جناب آقای علی اکبر غفاری هم حالا مصحح کتاب هستند»، در اینجا روایت آمده خیلی روایت جالبی است آمده است که، من توضیه می­دهم روایت را چون قدری هم مفصل است در «صفحه شماره 318 و صفحه 319» داشتان این هست که یک عده­ای رفتند پیش امیرالمؤمنین گلایه کردند از امیرالمؤمنین « أَتَتِ الْمَوَالِی» غیر عرب­ها ایرانی­ها « أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ(علیه السلام) فَقَالُوا نَشْکُو إِلَیْکَ هَؤُلَاءِ الْعَرَبَ» «یا علی ما ایرانی­ها آمده­ایم پیش تو شکایت کنیم از این عرب­ها» خیلی جالب است « أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله)کَانَ یُعْطِینَا مَعَهُمُ الْعَطَایَا بِالسَّوِیَّةِ وَ زَوَّجَ سَلْمَانَ وَ بَلَالَ وَ صُهَیبَ» پیامبر تا وقتی که زنده بود آن اموالی که باید تقسیم می­شد و پخش می­شد بین مردم به ما ایرانی­ها و عرب­ها به هر حال مساوی تقسیم می­کرد اجازه می­داد که ما با عرب­ها ازدواج کنیم، سلمان ازدواج کرد با این که ایرانی بود صهیب ازدواج کرد با اینکه رومی بود بلال ازدواج کرد با اینکه حبشی بود با زن­های مسلمان ولی الآن اینها دارند ما را نهی می­کنند اجازه نمی­دهند.

مجری:

تبعیض نژادی را رواج دادند و ایها.

استاد حسینی:

بله،امیرالمؤمنین به نمایندگی از ایرانی­ها برای حق خواهی ایرانی­ها « فَذَهَبَ إِلَیْهِمْ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ(علیه السلام) فَکَلَّمَهُمْ فِیهِمْ» رفت پیش عرب­ها گفت چه برخوردی با ایرانی­ها می­کنید بعد جالب است چه کار کردند آن اعرابی که آنجا بودند؟ « فَصَاحَ الْأَعَارِیبُ» داد زدند سر امیرالمؤمنین ما این کارها را نمی­کنیم، ما این کارها را نمی­کنیم شروع کردند به فریاد کشیدن بر سر امیرالمؤمنین علی(ع) « فَخَرَجَ وَ هُوَ مُغْضَبٌ یَجُرُّ رِدَاءَهُ وَ هُوَ یَقُولُ» امیرالمرمنین خیلی ناراحت شد که با آن ایرانی اینطوری برخورد کردند من هم که رفتم از حق ایرانی­ها دفاع کنم با من هم اینطوری رفتار می­کنند، خیلی مظلو بود امیرالمؤمنین برگشت امیرالمؤمنین رد­ایش را کشیدند و آمدند روی زمین کسیده می­شد ردای امیرالمرمنین آمدند نزد ایرانی­ها و فرمودند « یَا مَعْشَرَ الْمَوَالِی إِنَّ هَؤُلَاءِ قَدْ صَیَّرُوکُمْ بِمَنْزِلَةِ الْیَهُودِ وَ النَّصَارَی» این ها دارند با شما چون ایرانی هستید با این که مسلمان هستید ولی مثل یهود و نصارا برخورد می­کنند از شما دختر می­گیرند ولی دخترشان را که عرب باشد به شما نمی­دهند بعد امیرالمؤمنین اینجا فرمودند که بروید دنبال تجارت، حالا شاید برخی از پاورقی­ها و اینهایی که در روایت آورده شده یود مبنی بر این بود که شما قدرت بگیرید این ها به شما مهتاج بشوند دیگر گردن جلوی اینها خم نکنید شما ایرانی­ها قدرت بگیرید که این اعرابی که دارند ظلم می­کنند به شما حساب کار خلاصه به دست­شان بیاید.

مجری:

استراتژی را برای این کار مشخص ساخت

استاد حسینی:

بله اصلاً کار خیلی جالب است ببینید کار به جای رسید که مغیره که یکی از دشمنان سرسخت

امیرالمؤمنین است این برخورد­ها را می­دید یک عبارتی دارد که «کان علیٌ(ع)» ما می­گویم (ع) دیگر مغیره این حرمت را برای امیرالمؤمنین قائل نبود این قدر که بخواهد، «كَانَ عَلِيٌّ عَلَيْهِ السَّلَامُ أَمْيَلَ‏ إِلَى‏ الْمَوَالِي‏ وَ أَلْطَفَ بِهِمْ» «امیرالمؤمنین(ع) ایرانی­ها ا خیلی دوست داشت» به سمت شان خیلی گرایش داشت «وَ كَانَ عُمَرُ أَشَدَّ تَبَاعُداً مِنْهُمْ» «خلیفه دوم به سختی خودش را دور می­کرد از ایرانی­ها» بدش می­آمد از ایرانی­ها، حالا من حالا این را باز اسکن کتابم را نشان بدهم خدمت بینندگان عزیز و ارجمند حالا اینجا از الغارات هست ولی گزارش­های دیگری هم در سایر کتب­های روایی هم وجود دارد این به هر حال انحصاری به این مسئله نگاه نمی­کنیم، اینجا که «فقال مغیره» روایت مغیره را آورده است که امیرالمؤمنین ایرانی­ها را دوست داشت به آنها گرایش داشت خلاصه با آنها جور بود  «و کان عُمر» خلیفه دوم دشمن بود با ایرانی­ها.

مجری:

پس حق داشتند اینها از یکی از امیرالمؤمنین خوش شان بیاید و از بقیه خلیفه­ها دل خوشی نداشتند.

استاد حسینی:

حالا دیگر ما داریم بحث علمی­اش را مطرح می­کنیم می­گویم آقا بلاخره این اتفاقی که افتاده چه شده یک موبد زرتشتی به این سرشناسی در این جایگاه بین دوتا خلیفه­ای بین برخی از مسلمان­ها حداقل مقام­شان مساوی هست این گونه فرق قائل هست و برای امیرالمرمنین این گونه تعریف و تمجید می­کند دلایلش همین­ها است این برخورد امیرالمؤمنین را دیده­اند و نسبت به این برخورد امیرالمؤمنین دارند قضاوت می­کنند.

مجری:

بسیار خوب، اگر اجازه بدهید یک سر به اتاق فرمان بزنیم یک میان برنامه ببینیم و برمی گردیم خدمت­تان هستیم.

استاد حسینی:

در خدمت تان هستم

مجری:

مولا اگر نبود ولایت نداشتیم

مولا اگر نبود ولایت نداشتیم

روز حساب باب شفاعت نداشتیم

مولا اگر نبود عجم سر شکسته بود

ما غیر از او امید حمایت نداشتیم

اسلام ما نتیجه لبخند مرتضی است

اسلام ما نتیجه لبخند مرتضی است

با زور تیغ میل هدایت نداشتیم

مولا اگر نبود ری از دست رفته بود

تاریخ هشت سال رشادت نداشتیم

خب خیلی استفاده کردیم تا این لحظه از محضرتان و خب یک سری چیزها کاملاً روشن شدند که در همان زمان خلیفه­ها هم باز ما زیاد می­دیدیم که همانطوری که فرمودید و قل­های تاریی­اش را بازم مستنداً نشنان دادید این جریان بوده که ایرانیان ملجع و پناهی جز حضرت آقا امیرالمؤنین نداشتند در زمان خود خلفاء، حالا در زمان خود خلافت حضرت این چطور بوده در زمانی که خود حضرت به حکومت رسیدندن چطور برخورد می­کردند با ایرانان؟ در حیطه­ای مختلف مالی و بیت المال و سایر مباحثی که وجود داشته.

استاد حسینی:

امیرالمرمنین علی (ع) فاروغ اعظم و صدّیق اکبر در زمان خلفاء قدرت محدودی داشتند مشخص بود قدرت در دست ایشان نبود خلافت از ایشان گرفته شده بود در زمان خلافت خود شان هم این قدر مبسوط الید نبودن که بتوانند هر کاری را بخواهند انجام بدهند اما با این وجود گزارش­های تاریخیی ما داریم و روایاتی داریم که صراحتاً دلالت بر این دارد که امیرالمرمنین زمان خلافت خودشان بخاطر اجراب عدالت بین ایرانی­ها و عرب­ها هم به هر حال مورد سرزنیش قرار می­گرفت و یک سری جاها امیرالمؤمنین مقاومت کرد در مقابل این که می­خواستند از عرب بودن خود شان یک امتیاز حساب بکنند این عرب بودن خودشان را و از این راه بتوانند به اموال بیشتری برخی از مردم برسند، چند روایت در این زمینه وجود دارد حالا من یکی از روایت­ها را که، بله دو روایت در یک، با یک مضمون در کتب وارد شده و آن هم این هست که وقتی که می­رفتند نزد امیرالمؤمنین می­خواستند حالا یا غنیمتی را بگیرند یا حالا مسئله بحث بیت المال بوده تقسیم می­شده بین مردم بیت المال را بخواهند تحویل بگیرند امیرالمؤمنین به ایرانی­ها به همان اندازه می­داد که به عرب­ها می­داد این ها معترض می­شدند، من نمونه را خدمت تان عرض بکنم « إن امرأتين أتتا علياً (عليه السلام) عند القسمة» «امیرالمؤمنین داشت بیت المال را حالا تقسیم می­کرد اموال بین مردم » دوتا خانم رفتند پیش امیرالمؤمنین « إحداهما من العرب، والأخرى من الموالي» « یکی شان عرب بود از این خانم­ها یکی شان غیر عرب بود» « فأعطى كل واحدة خمسة وعشرين درهماً وكرا من الطعام» «به هر کدام از این ها بیست و پنج پول داد، بیست و پنج واحد پول و یک مقدار غذا» یک پیمانه هم حالا یک پیاله غذا به آنها داد بیست و پنج درهم و مقداری غذا داد «فقالتِ العربیةُ یا امیرالمرمنین» «آن زنی که عرب بود» با هم رفته بودند پیش امیرالمؤمنین «إنّي امرأةٌ مِن العَرَبِ » «من خانم عرب هستم» « و هذهِ امرأةٌ مِن العَجَمِ» «این خانم عجم هست» برابر دارید به ما می­دهید؟ به هردوی ما بیست و پنج درهم می­دهی با یک مقدار غذا؟ امیرالمؤمنین فرمود « إنّي و اللّه ِ لا أجِدُ لِبَني إسماعيلَ في هذا الفَيءِ فَضلاً على بَني إسحاقَ » «من فرقی بین بنی اسماعیل و بنی اسحاق ندیده­ام اینجا که به تو که چون عربی بیشتر بدهم» یا گزارش دیگری که آمده است شبیه به همین هست که دوتا خانم فقیر بودند مراجعه کردند به امیرالمرمنین، که حالا باز اینجا یک نکته از حکومت داری امیرالمرمنین هست خیلی شیرین هست ولی مسئله ما اینجا بحث مساوات بین ایرانی­ها و عرب­ها است، روای می­گوید که «ما نزد امیرالمرمنین بودیم » « فأتته امرأتان، فقالتا» «دوتا خانم آمدند گفتند که» «یا امیرالمؤمنین إننا فقیرتان مسکینتان» «ما دوتا زن هستیم فقیرهستیم مسکین هستیم، امیرالمرمنین فرمود» « قد وجب حقكما علينا وعلى كل ذي سعة من المسلمين إن كنتما صادقتين» «اگر شما دوتا دارید راست می­گوید فقیر و مسکین هستید بر گردن من است و همه مسلمان­ها این است که توانی­اش را دارند به شما کمک کنند» «ثم أمرَ رجُلاً فقال» «یک آقای را فرستاد، آورد و این دوتا خانم را با آنها فرستاد به بازار» حالا آن آقا چه کسی بود نمی­دانم در این روایت نیامده است که «به سمت بازار برو برای این خانم­ها سه تیکه لباس بخر که استفاده بکنند» که سه تیکه برای پوشاندن بدنش شان بود «و خلاصه برای اینها یک مقدار درهم به آنها بده و یک مقدار هم غذا» «کراً من طعامٍ» «غذا هم یک مقدار برای­شان بخر و به اینها پرداخت کن» زمانی که اینها بر گشتند یکی از اینها گفت « أنا امرأة من العرب وهذه من الموالي» «من عرب هستم » هردوی ما را فرستادی یک جا، یک نوع لباس، یک مقدار پول، یک نوع غذا داری می­دهید من و این ایرانی با هم بخوریم؟ امیرالمرمنین خاک برداشت از روی زمین فرمود، حالا روایت هست «فتناول شيئا من الأرض» «امیرالمؤمنین فرمود فرقی بین شما دوتا نیست، اگر این دوتا فرق دارند باهم بین شما هم باید فرق باشد»

مجری:  

در آن جَو تعصب عربی و ...

استاد حسینی:

در آن فضای عجیبی که تعصبات بخاطر آن جنگ­ها هم غلیان پیدا کرده بود امیرالمؤمنین در خلافت خودش صراحتاً دارد می­ایستد در مقابل کسی که می­گوید من عرب هستم بهترهستم از ایرانی­ها. در خدمت شما هستم.

مجری:

حالا این اینجا این جریاناتی که حالا اینطور مطرح می­فرماید و مستند هم هستند اینها آیا باعث نمی­شود که یعنی ما با آن پشینه ذهنیی که داریم که این عربی که بالاخره همان از اعراب جاهلی که قبل از خودش بود هنوز هم این تعصبات را بعضاً در خودش داشت که کم هم نبود متأسفانه، این پیش نمی­آمد که خب اینها یک واکنشی نشان بدهند بالاخره وقتی می­بینند در زمان خلافت و در زمان حکومت حضرت همه چیز دارد مساوی می­شود آن چیزی که قبل آن بوده همه چیز دارد به هم می­ریزد و با یک شیوه جدید که تساوی که بین عرب و عجم هست حضرت دارند برخورد می­کنند به اینها برنمی­خورد؟ نمی­آمدند یک واکنشی یک چیزی نشان بدهند؟

استاد حسینی:

بل، چرا اتفاقاً واکنش هم نشان دادند من نمونه از این واکنش­ها بخواهم به شما نشان بدهم که به امیرالمؤمنین اعتراض کردند و از امیرالمرمنین خواستند که هوای عرب­ها بیشتر از ایرانی­ها خلاصه داشته باشند ایشان و نسبت به این اعتراض امیرالمؤمنین علی (ع) هم پاسخ دادند، بازهم ببینیم همان از «کتاب الغارات» کتب دیگر هم آمده است صرفاً الغارات نیست که من دارم به آن استناد می­کنم چون در مورد الغارات خلاصه یک بحث­های را ما داریم، «صفحه شماره 340» که راوی می­گوید «کنت جالساٌ یوم الجمعة وعلیٍ (ع)» «روز جمعه بود امیرالمؤمنین (ع) داشتند خطبه می­خواندند بر منبر، افرادی نشسته بودند اونجا» «فجاءالأشعث» «اشعث بن غیس آمد به امیرالمؤمنین عرض کرد که یا امیرالمؤمنین این صورت سرخ­ها یعنی ایرانی­، یعنی با این تعبیر دارند حالا مثلاً یاد می­کنند از ایرانی­ها اشعث، در صورت شما امیرالمؤمنین برما دارند غلبه می­کنند، جلوی جشم شما این ایرانی­ها از ما غلبه گرفتند و شما هیچ چیزی نمی­گوید» امیرالمرمنین روز جمعه خطبه خوانده است اشعث می­آید و آنجا اعتراضی را مطرح می­کند که شما چرا دارید، جلوی چشم شما عرب­ها دارند از ایرانی­ها جا می­مانند و ایرانی­ها پیشی می­گیرند بر عرب­ها، فرمود که، حالا من دیدم دوتا نسخه هم بود یک جا بود ابن سوهان یعنی صعصعة بن صوحان، یک جا فرموده بود خود امیرالمؤمنین را نیست داده بود که حالا به شما نشان می­دهم که عرب چه هست؟ اما ادمه عبارات از امیرالمؤمنین نقل شده است که من عبارتش را نمی­توانم حالا خیلی دقیق برای­تان ترجمه کنم فقط اشاره کنم به این مسئله که امیرالمؤمنین آمدند، چون چند عبارت در نسخه­های مختلف است و من بخواهم دانه دانه نشان شما بدهم وقت برنامه گرفته می­شود خلاصه این که امیرالمؤمنین فرمودند تعبیری را به کا بردند فرمودند «شماها خطاب این اعرابی که عدالت با ایرانی­ها را قبول نداشتند» این که می­گوییم یک، نژاد عرب ما حرفش را اینجا مطرح نمی­کنیم امیرالمؤمنین خودش عرب بود بله، امیرالمؤمنین فرمود شماها خیلی غذرخواهی می­کنم، شکم گنده کردید و صبح تا شب در جای گرم و نرم­تان دارید استراحت می­کنید ایرانی­ها دارند کار می­کنند فعالیت می­کنند بخاطر این هست پیشی گرفتند، کلام امیرالمؤمنین.

مجری:

بله، عجب چقدر تعبیر­های هم هست اینجا

استاد حسینی:

و اشعث، یعنی امثال اشعث، امثال مغیره­ها اینها ناراحت بودند از این رفتار امیرالمؤمنین، چرا شما با ایرانی­ها با عدالت برخورد می­کنید چرا شما ایرانی­ها را دوست دارید اعتراض می­کنند امیرالمؤمنین هم ایطوری جواب شان را دادند، این هم نمونه­ای بود از به هرحال برخورد بود بلاخره اعتراض­ها، تعصب­ها وجود داشت آن موقع دیگر، هم ایرانی­ها ممکن اسن یک جایی تعصب داشته باشند هم اعراب، آنجا که دیگر اینها دشمن امیرالمؤمنین می­شدند اینها دیگر تعصب عربی که اضافه می­شد به این تعصبی که علیه امیرالمؤمنین داشتند رفتار امیرالمؤمنین را رفتار عادلانه امیرالمؤمنین به ایرانی­ها می­دیدند غضبناک می­شدند ناراحت می­شدند عصبانی می­شدند می­گفتند یا علی چرا شما ایرانی­ها را دوست دارید؟ چرا با آنها با عدالت و مساوات برخورد مینید؟

مجری:

عجب، بله خب پس همه چیز وجود داشته دیگر هم از آن طرف امیرالمؤمنین واکنش به آنها نشان میدادند

و در طرف مقابل هم همین مخالفت­ها.

استاد حسینی:

واقاً دو طرفه هم بود این محبت­ها دیگر یعنی هم ایرانی­ها محبت داشتند به امیرالمؤمنین شما فکرش را بکن مثلاً در یک کشوری، رفته باشید در یک کشوری بعد یک شخصی باشد از جنس مردم همان کشور مسؤلیتی هم نداشته باشد چه برسد آن موقع چه ویژگی آن شخص داشته باشد که شما وقتی می­خواهید از نوع افراد آن کشور از جنس افراد آن کشور اعتراض کنی بروی سراغ این شخص، عدالت معنوی که پیغمبر فرمود « كَفِّى وَ كَفُّ عَلِىٍّ فِى الْعَدْلِ سَوَاءٌ » «کفه ترازوی عدالت من با امیرالمرمنین یکی است» این است اینجا است که امیرالمرمنین را می­توانیم بشناسیم اگر امیرالمؤمنین تعصب روی عرب­ها می­داشت اینقدر ایرانی­ها دوستش نمی­داشتند.

مجری:

عجب، بسیار عالی بسیار خوب و شیرین و شیوا بیان فرمودین، باز یک فاصله بگیریم و إن شاءالله خدمت تان هستیم.

سلام مجدد عرض می­کنم خدمت همه شما همراهان شبکه جهانی حضرت ولیعصر (عج) خب جناب دکتر ما خیلی تا الآن بهره بردیم و استفاده کردیم فقط یک سری سؤالاتی که پیش  می­آید حالا اینها مرحله به مرحله بعدش پیش می­آید، خب تا این جا رسیدیم که امیرالمرمنین با با لطفت و مهربانی نسبت به ایرانی­ها برخورد داشتند و دقیقاً در طرف مقابل آن، ان عرب­هایی که می­دیدند تا الآن مثل این که یک جیره مواجب خاصّی داشتند یک سری بلاخره حقوق بیشتری داشتند دیدند آنها قطع شد به مشکل برخوردند و آمدند واکنش نشان دادند همانطور که مستند هم بیان کردیم، اما خب در جنگ­ها و این­ها آیا، بلاخره همین عرب­ها بودند که باید می­رفتند به عنوان سپاهیان بخواهند به جنگ بروند و بخواهند بجنگند و اینها، آیا به مشکل بر نمی­خوردند امیرالمؤمنین وقتی که بلاخره یک طیف عمده­ای از این­هایی که عرب بودند را ممکن بود از دست بدهند.

استاد حسینی:

بله، اتفاقاً روایتی در «کتاب امالی شیخ مفید(عل الله مقامه شریف)» آمده «در مجلس 22» ایشان هست که در جلسه 22 شیخ مفید در امالی شان روایتی را فرمودند، روایت، روایت جالبی هست در یکی از جنگ­های امیرالمرمنین اتفاقی افتاد که حالا تصویر مانیتور بنده را هم نشان بدهند اتاق فرمان بینندگان عزیز از «کتاب نرم افزار کتبة الهلبیت می­توانند ببینند امالی شیخ مفید مجلس 22 هست و بر اساس این چاپ حالا ، صفحه شماره 175» بر اساس چاپ دارالمفید بعد بیروت لبنان هم چاپ کرده، من این را کتاب شیخ مفید را هم که آوردم این را هم خدمت­تان قرائت بکنم روایت را، روایت خیلی روایت جالبی است، می­فرماید که « أَنَّ طَائِفَةً مِنْ أَصْحَابِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ(ع) مَشَوْا إِلَيْهِ‌ عِنْدَ تَفَرُّقِ‌ النَّاسِ عَنْهُ» «یک گروهی از مردم از یاران امیرالمؤمنین (ع) از ایشان جدا شدند رفتند» « وَ فِرَارِ كَثِيرٍ مِنْهُمْ إِلَی مُعَاوِيَةَ طَلَباً لِمَا فِي يَدَيْهِ مِنَ الدُّنْيَا» «دلیلش هم این بود که گفتند معاویه پول زیاد دارد» خب اطرافیان امیرالمؤمنین همه که شیعه خالص نبوند که، آمدند یک گروهی رفتند جدا شدند سراغ معاویه گفتند پول زیاد دارد، تعدادی از یاران امیرالمؤمین که این صحنه را دیدند، خب در جنگ انسان نیاز به نیرو دارد به خصوص جنگ­های آن زمان که خیلی متکی به تجهیزات نظامی نبوده است افراد و نفرها خیلی مهم بودند، رفتند پیش امیرالمؤمنین یک گروهی « فَقَالُوا لَهُ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ أَعْطِ هَذِهِ الْأَمْوَالَ وَ فَضِّلْ هَؤُلَاءِ الْأَشْرَافَ مِنَ الْعَرَبِ وَ قُرَيْشٍ عَلَی الْمَوَالِي‌ وَ الْعَجَمِ» «این ها پول می­خواهند بخاطر پول رفتند سراغ معاویه شما بیا یک مقدار بیشتر به این اهل قریشی­ها و اعراب و اشراف اعراب به اینها بده، اینها برگردند بیایند به سمت شما» الآن رفتند سراغ معاویه ما خلاصه جبهه­مان تضعیف می­شود در این جنگی که قرار داریم « وَ مَن‌ تَخَافُ‌ خِلَافَهُ عَلَيْكَ مِنَ النَّاسِ مَن فِرَارَهُ إِلَی مُعَاوِيَةَ فَقَالَ لَهُمْ أَمِيرُالْمُؤْمِنِينَ(ع)» «شروع کردند به توضیح دادند که پول به اینها بیشتر بده درست می­شود» حالا بعداً خلاصه به قول خودمان قدرت را به دست گرفتیم دوباره درستش می­کنیم حالا از ایشان می­گیریم، امیرالمرمنین فرمود «دارید به من دستور می­دهید» « أَنْ أَطْلُبَ النَّصْرَ بِالْجَوْرِ» «با ظلم به پیروزی برسم؟» پول ایرانی­ها را کمتر بدهم نسبت به اعراب از بیت المال که به پیروزی برسم؟ به همین جا اکتفا نکردند امیرالمرمنین فرمودند این پولی که اینها می­خواهند که بیت المال است از بیت المال می­خواهند به ایرای­ها کمتر بدهم به عربی­ها بیشتر من پول شخصی خودم بود هم به عرب­ها بیشتر نمی­دادم. «مجلس 22 امالی شیخ مفید (عل الله مقامه شریف)» مراجعه کنند بینندگان عزیز می­توانند ببینند حالا من باز دوباره مانیتور بنده را اتاق فرمان نشان بدهند حدیث را می­توانید ببینید در «کتاب امالی شیخ مفید حدیث شما ره 6 است» یعنی ششمین حدیث در جلسه 22 شیخ مفید که فرموداه­اند و املا شده است و نوشته شده است که گروهی از اصحاب امیرالمرمنین آمدند نزد ایشان و گفتند یک گروه از شما جدا شدند و رفتند سراغ معاویه «طَلَباً لِمَا فِي يَدَيْهِ مِنَ الدُّنْيَا» پول دارد اینها جدا شدند رفتند گفتند ما عرب هستیم امیرالمؤمنین به ایرانی­ها دارد به همان اندازه می­دهد که به عرب­ها می­دهد معاویه اینطوری نیست رفتند سراغ معاویه گفتند ما بیرویم پیش معاویه چون ما عرب هستیم به ما بیشتر می­دهد، امیرالمرمنین این اخلاق را داشت که در دل ایرانی­ها جای گرفت.

مجری:

عدالت خود شان را با هیچ چیزی عوض نمی­کردند، خب ما حالا خب روال برنامه اینطور هست که بعد از حالا بلاخره آن موضوع اصلی برنامه سراغ سؤالات می­رویم اما حالا چون خیلی مرتبط هست این سؤال را بنده عرض کنم خدمت­تان که.

استاد حسینی:

بله بپرسید بینندگان عزیز هم می­توانند هم پیامک بدهند هم روی خط تشریف بیاورند اگر خواستند در تایم آخر برنامه سؤال شان را بپرسند پیامک هم اگر بود بفرماید در موضوع برنامه.

مجری:

بله، اینطور مطرح کرده­اند که آیا در زمان امیرالمرمنین این برخوردی بین زرتشتیان و خود امیرالمرمنین هم وجود داشته و نتجیتاً آیا به نتیجه خاصی ختم شده است؟

 استاد حسینی:

برخورد بین ایرانی­ها و امیرالمؤمنین وجود داشته بین زرتشتی­ها و امیرالمؤمنین هم بوده است منتهی نه برخورد از ان نوع برخوردی که خلفاء خلاصه با ایرانی­ها داشتند، گزارش شیعه و اهل سنت هم، اهل سنت نقل کرده­اند این را اگر شما در نرم افزاری که دارید یک اسم را جستجو بزنید، الآن من، بله، اتاق فرمان اگر تصویر مانیتو بنده را نشان بدهد عبارت ازرکیانی یا ارزکیانی، حالا بعضی وقت­ها این دو حرف تقدم و تأخرشان جابجا شده در بعضی از نسخه­های کتاب. بله ازرکیانی را بزنید بر اساس «کتاب الباب تهذیب الانصاب ابن اثیر» ازرکیانی می­آید «جلید یک، صفحه شماره 47» اینجا امده گفته است، بعد از این که توضیح داده که این تلفظ به چه شکل هست «هذه النسبۀ إلی أزرکیان» أزرکیان می­گوید یک قبیله­ای بودند یک قومی بودند گروهی بودند به آنها می­گویند ازرکیانی چرا؟ چون بزرگ­شان ازرکیان بوده یعنی این شخص آدم بزرگی بوده که یک قوم خودش را منصوب می­کردند به او مثلاً حالا مثلاً من می­گویم حسینی هستم یعنی چه؟ یعنی من منتصب می­دانم به امام حسین (ع) می­گوید جعفری هستم یعنی یک بزرگی دارد قوم ما که ما حالا یا به دلیل اعتقادی یا به دلایل مختلفی داریم خودمان نسبت می­دهیم به ایشان.

مجری:

حالا اینها ازرکیان گذاشته­اند.

استاد حسینی:

ازرکیانی شدند دیگر، ازرکیانی نسبتی است که افرادی که به هر حال به ازرکیان داده می­شود یعنی افرادی بودند که ذیل این شخص تعریف می­شدند «هذه النسبۀ إلی أزرکیان و هو اسم مجوسی» «این اسم، اسم مجوسی زرتشتی است» حالا البته این را هم من داخل پرانتز عرض کنم این که مجوس، مجوسی دقیقاً همان زرتشتی است یا نه در همه دوره­ها مجوسی دقیقاً زرتشتی استعمال شده یا نشده من إن شاءالله در برنامه همان تاریخ بدون روتوش توضیحات خواهم داد در این مورد، ولی حالا در اینجا بله اینجا دلالت بر زرتشتی بودنش دارد « و هو اسم مجوسی من اهل بخاری» «این شخص مال اهل بخارا بود» مجوسی بود یعنی زرتشتی بود «خرج من بخاری تاجراً إلی صین » «این چون تجارت می­کرد از بخارا رفت سمت کجا؟ چین» «ثم» «بعد از آن آمد سمت کجا؟ بصره» «و أتی علیاً بن ابی طالب علیه السلا» «رفت نزد امیرالمرمنین» یک زرتشتی به جای این که فرار کند اینها، خب شما دیدید یک سری افراد دیگر بودند بعنوان مسلمان با ایرانی­ها یک طوری برخورد می­کردند که کراهت داشتند از ایرانی­ها این تاجر زرتشتی حتماً آوازه این رفتار امیرالمؤمنین را شنیده بوده خودش رفت نزد امیرالمؤمنین، امیرالمرمنین هم که تاجر نبود بگویم تاجر به خاطر تجارت خودش رفت نزد امیرالمؤمنین «و أتی علیاً بن ابی طالب» رفت نزد امیرالمؤمنین علی (ع) بعد این عبارت را ملاحظه بفرماید درکتاب اهل سنت «فاسلم علی یده» «به دست امیرالمؤمنین مسلمان شد» زرتشتی خودش رفت پیش امیرالمرمنین مسلمان شد، امیرالمؤمنین در بصره بود نه این که امیرالمؤمنین برخیزد بیاید اینجا شمشیر بزند بعد اینها بگویند ما مسلمان شدیم، نه اینها رفتند نزد امیرالمؤمنین و مسلمان شدند « الباب فی تهذیب الانصاب آقای ابن اثیر» که اصلاً کتاب، کتاب نصب­نامه است «جلید یک، صفحه 47» این عبارت خلاصه آمده برای نمونه، ایرانی­ها هم که برخورد داشته­اند با امیرالمؤمنین که حالا إن شاءالله آن مفصل است بخواهم دانه دانه روایتش را بگویم ما گزارش­های در این زمینه داریم.

مجری:

خدا را شکر که مخاطبان خاصّ همان برنامه تاریخ بدون روتوش حالا خیلی از خود زرتشتیان هستند و اینها بخاطر همین هم به نظرم این جواب و این چیزی هم که نمایش داده شد برای خیلی­ها مبتلابِه بود و خیلی جواب مستند و زیبایی بود که دیدیم. سؤال دیگری که پرسیده­اند این هست که نسبت به آقا امام رضا، خب بلاخره ایشان از اهلبیت بودند و وقتی که وارد ایران شدند تنها امامی بودند که حالا به طور مستقیم با ایرانیان در ارتباط بودند و ایرانیان خیلی راحت­تر می­توانستد با ایشان ارتباط بگیرند، برخورد حضرت را پرسیده­اند با ایرانیان چطور بوده و ایرانیان چطور برخورد می­کردند با حضرت؟

استاد حسینی:

قبل از آن ما باید بپرسیم برخورد ایرانیان با حضرت چگونه بوده؟ خب یک دستگاه خلافت ظالم روی­کار بود در دوره بنی­العباس که هارون و مأمون و امثالهِم هم کم از یزید و معاویه در نیت به هر حال تحت فشار قرار دادن اهلبیت و زریه اهلبیت نداشتند اما در آن دوره که آقا امام رضا(ع) به ایران آمدند یک برخورد ایرانی­ها داشتند و دیگر آنجا البته اسلام دیگر در بخش خراسان اینها دیگر مسلمان شده بودند ولی استقبال گرمی کردند از امام رضا (ع) که دو جا امام رضا (ع) حدیث سلسة الذهب را بر زبان مبارک شان فرمودند یک بار در مدینه بود یک بار در ایران بود که ایشان این را فرمودند و ثبت شد این روایت به دست ما رسید یک استقبال، استقبال خوبی شد از آقا امام رضا (ع) یعنی کسشی نگفت که چرا ایشان از مدینه آمد اینجا ولایت­عهدی را به دست گرفته است ما ایشان را نمی­خواهیم حتی کسانی که می­خواستند سوءاستفاده بکنند و به هر حال قدرت را به دست بگیرند به ادعای محبت ایشان گاهی می­آمدند یک سری کاراهایی را انجام می­دادند به ادعای محبت اهلبیت (ع) که امثال ابومسلم خراسانی و اینها هم بودند، آقا امام رضا (ع) خب یک بحث، بحث مناظراتی بود که داشتند با زرتشتی­ها مناظره داشتند و مباحثه داشتند با زرتشتی­ها حالا باز ما اگر لازم بشود جلوتر برویم نمونه­های را از مباحث امام رضا (ع) با زرتشتی­ها، سؤالاتی را که پرسیدند که این سؤال تا امام رضا (ع) مطرح کردند از زرتشتی­ها هنوز هم پا برجا است یعنی هنوز هم زرتشتی­ها نمی­توانند به آن پاسخگو باشند مختصر حالا بخواهم عرض بکنم نمی­خواستم این را بگویم، امام رضا (ع) سؤال پرسیدند که چرا شما اعتقاد به نبودت زرتشت دارید؟ چرا ظن شما و گمان شما این هست که زرتشت نبی بود؟ زرتشتی­ها پاسخ دادند خب یک سری گزارش­ها به ما رسیده گفته­اند زرتشت پیامبر بوده یک سری کارها انجام داده، فرمود خب یک سری افراد دیگر هم بودند مثل عیسی (ع) مثل پیامبر اسلام اینها را هم یک سری گزارش وجود دارد که اینها پیامبر بودند یک سری کارها انجام داده­اند کتاب آسمانی داشتند گفت شما چرا به دین اینها در نمی­آید؟ توقف کردید روی شخصیتی که خودتان ادعا دارید که به هر حال پیامبر بوده هنوز هم این سؤال پا بر جا هست دیگر.

مجری:

گزارش­ها را می­پذیرید اما اینها را بگویند مسلم­تر هم هستند باز نمی­پذیرید

استاد حسینی:

نمی­پذیرند اتفاقاً این سؤال کاری امام رضا (ع) از اعتقادات زرتشتی­ها الآن دارد خودش را بروز می­دهد زمانی که الآن مثلاً انجمن جهانی زرتشیان اصلاً ممکن است نبوت از آقای زرتشت شده یعنی الآن بعضی­های شان آمدند گفتند اصلاً پیامبر نبوده برای این که یکی از جنبه­هایش این هست که فرار بکنند از پذیرش آن نبودت سایر انبیاء.

مجری:

صورت مسئله را پاک کنند به نظرشان راحت­تراند.

استاد حسینی:

بله، ولی باز در کتب شیعه و در مصادری که راجع به آقا امام رضا (ع) عباراتی نقل شده و روایاتی آمده است از جمله، بله در «کتاب عیون اخبارالرضا شیخ صدوق (علی الله مقامه الشریف)» هست من ببینم اسکن این را دارم که من اصلاً اسکن کتاب­ راهم خدمت شما نمایش بدهم و بینندگان عزیز دیگر کاملاً این هم دیگر، بله مستند ملاحظه بفرمایند، بله «کتاب عیون الخبار الرضا ملاحظه بفرمایید در جلد دوم، عیون اخبار الرضا، شیخ صدوق (علی الله مقامه الشریف)، در صفحه شماره 15» حدیثی را آورده است، داستان از این قرار بود که «از نیشابور یک نامه­ای را نوشتند به مأمون » یعنی خلافت مرکزی­اش، پایتخت حکومتشان که «أنَّ رجلاً من المجوس» « یک زرتشتی آمده وصیت کرده است، هنگام مرگش که اموال زیادی هم داشته است که این اموالشان پخش بشود به هر حال، منتشر بشود بین فقراء و مساکین، قاضی نیشابور آمده است این را بین فقرای مسلمان­ها پخش کرده است، چون آن آدم زرتشتی وصیت نکرده است به فقرای مسلمان بدهیم یا به فقرای زرتشتی بدهیم»، قاضی آن موقع بله اموال را که گرفته است پخش کرده است بین فقرای مسلمان، گفته است، به گمان خودش آن قاضی گفته است، خب اینها دیگر، چون نگفته است خرج فقرای مجوس بشود می­دهیم به مسلمان­ها دیگر کلّی وصیت کرده است. «مأمون به امام رضا(ع) عرض کرد که نظر شما چیست اینجا؟ می­شود یک همچین مسئله­ای که مشخص نشده است به مسلمان­ها داده بشود؟ امام رضا (ع) فرمودند که زرتشتی­ها که به فقرای مسلمان صدقه نمی­دهند، بنویس، دستور بده به آن قاضی که چه کار بکند؟ همان قدری که آمده صدقه داده است به مسلمان­ها همان قدر از اموال مسلمین که مربوط به فقرای مسلمان­ها است بیاورد بیرون، بدهد به چه کسانی؟ به فقرای مجوس» امام رضا(ع) فرمودند بیخود شما همچین کاری را کردید، مجوسی بوده است یا زرتشتی بوده است وصیت کرده است به فقرا برسد، باید بدهید به فقرای زرتشت، دادی به مسلمان­ها حالا برو از همان­جایی که محل اموال فقرای مسلمان هست پول بردار ببر بده به فقرای زرتشتی؛ این هم برخورد امام رضا(ع)، این فرزند همان امیرالمؤمنین است دیگر.

مجری:

بله

استاد حسینی:

بلاخره آن شیوه و آن راه و روشی که اهلبیت علیهم السلام داشتند، و آن عدالتی که داشتند بین همه این بزرگواران، آن عدالت جاری و ساری بوده است چه امام رضا باشد در ایران، چه امیر المؤمنین باشد در بصره یا در مدینه باشد یا در کوفه باشد، چون اینها متصل به علم الهی هستند اینها خلیفة الله هستند، همه اینها با عدالت برخورد می­کنند کار به جایی می­رسد که آقای جرج جرداق مسیحی کتاب می­نویسد، «امیرالمؤمنین علی صوت العدالت الإنسانیه» «فریاد عدالت انسانی است» آقای جرج جرداق آدمی هست که وقتی کسی آثارش را مطالعه بکند متوجه می­شود که این شخص شناختش خوب است، یعنی تاریخ اسلام را خوب خوانده است، آقای جرج جرداق تاریخ اسلام را خوب خوانده است. کار به جایی می­رسد می­آید آقای جرج جرداق می­گوید که، حالا من این عبارت را باید نشان بدهم به بینندگان عزیز، ملاحظه می­فرمایید اتاق فرمان؟  آقای جرج جرداق این ترجمه کتاب­شان هست دیگر «امام علی صدای عدالت انسانی، ترجمه جناب آقای سید هادی خسروشاهی، در صفحه شماره171»، مطلبی را دارد درمورد جنگ جمل حالا من نمی­خواهم بحث به طول بی­انجامد، «صفحه 225» کتاب­شان یک مطلبی را گفته­اند، «چون ایادی و افراد بنی امیه در دوران حکومت عثمان به بهانه خراج بر مردم سخت­گیری می­کردند وخانه و زندگی آنان را بفروش می­رساندند و آبادی­شان را ویران می­نمودند و حتی بخاطر وصول مالیت مردم بیچاره و محروم را مضروب می­ساختند، علی بن ابی طالب چنین صلاح دید که در دوران حکومت وی موضوع کاملاً برعکس زمان عثمان باشد» و به همین جهت آمدند دستور­های خاصی را دادند برای اصلاح نظام مالیاتی که آن زمان بود و سیستم خلافت قبل از خودشان را خودکامگی می­دانستند و کنار گذاشتند و در مورد به هر حال بنی امیّه اعتراضتی را داشتند کار به جایی می­رسد که این شخص مسیحی می­گوید: «انقلاب فرانسه، انقلابی که می­گویند به آن انقلاب کبیر، موسوم به انقلاب کبیر محصول همه انقلاب­های پیشین است سرچشمه انقلاب­های بعدی هم بوده است، نخستین انقلابی است که بر اساس حقوق بشر در نصوص و قوانین اعلام شده است، اهمیتش آنقدر است که گفته­اند انقلاب کبیر، خب، بین مبادی انقلاب، یعنی انقلاب موسوم به انقلاب کبیر فرانسه و مبادی و اصول انقلاب علوی مقایسه­ای به عمل می­آوریم، مقام و موقعیت علی بن ابی طالب در در میان بوجود آورندگان مبادی انسانیت در تاریخ به خوبی بر ما روشن و آشکار خواهد شد». یک مسیحی می­گوید می­خواهید مبانی را بفهمید چه بود در انقلاب موسوم به کبیر فرانسه، امیرالمؤمنین را بخوانید تاریخش را، چه کار کرد؟ امیرالمؤمنین انقلاب بشری راه انداخت، این برخوردهای امیرالمؤمنین است که شیعه سرش را می­برد بالا افتخار می­کند می­گوید من علوی هستم، من شیعه امیرالمؤمنین هستم از حق امیرالمؤمنین می­خواهم دفاع بکنم و معتقدیم، بخاطر همین مبانی است که شیعه تنها گروه فکری است، مکتب اهلبیت تنها مکتبی است که با کنار رفتن آن مکاتب ضالّه و منحرف شده یا از اساس باطل مکتب اهلبیت علیهم السلام است که در دنیای امروز هم باقی خواهد ماند، رشد خواهد کرد و به جایی خواهد رسید که  همه متوجه بشوند، باید بیایدند در خانه اهلبیت علیهم السلام، تا دنیا از این مشکلات و بدبختی و گرفتاری­هایش بیرون بیاید.

مجری:

بله بسیار خب بسیار عالی. خلی حالا پیام­هایی که به ما رسیده است تشکر کردن و حالا سؤالات بعدی را هم بعد از یک فاصله­ای خدمت­تان عرض می­کنیم. یک میان برنامه ببینیم و برمی­گردیم.

خورشید ضیاء­اش از علی می­باشد

جبریل بقایش از علی می­باشد

در طوف حرم به اهل عالم گفتم

این کعبه صفایش از علی می­باشد.

خیلی ممنون و متشکریم که تا این لحظه از برنامه همراه ما بودید، همراه ویژه برنامه افضال الأعیاد، که در موضوعات مختلف، إن­ شاء الله در همین فاصله عید سعید قربان تا عید سعید غدیر خم إن­شاء الله این برنامه پخش می­شود و میهمان دیدگان شما هستیم. خب استاد این سؤالاتی که مطرح شده بود را می­گویم خب خیلی از اینهایی که بوده است تشکر کردند از مباحثی که مطرح شده است اما یک سؤالی که مطرح شده، حالا مشترک هم هست اتفاقاً بین اهل سنت و همان­هایی که بلاخره یک عِرق ملّی داردند، پرسیدند که شما فرمودین که امیرالمؤمنین خودشان در جنگ حاضر نشدند.

استاد حسینی:

در جنگ با ایرانی­ها

مجری:

بله در جنگ با ایرانی­ها حاضر نشدند و مستندات زیادی را هم ارائه دادید. آیا خود حسنین علیهم السلام را نفرستادند؟ آیا امام حسن و امام حسین به جنگ ایرانی­ها نرفتند؟

استاد حسینی:

خیر، امیرالمؤمنین علی(ع) نه خودشان در جنگ حاضر شدند و نه آقا امام حسن و امام حسین را برای جنگ با ایرانی­ها فرستادند، البته گزارش­هایی را آورده­اند برخی نقل کرده­اند، خب، یعنی امثال طبری و اینها گزارش­هایی را آورده­اند نقل کرده­اند در این خصوص بماند که اصل سندی را ما می­توانیم همانجا زیر سؤال ببریم برای آقای طبری و بماند شخصیت آقای طبری کسی است که خودش افتخار می­کند و می­گوید که من خودم سانسور می­کنم من خودم نمی­گویم تاریخ را که چه بوده است، در جاهای مختلف همچین ادعای را مطرح کرده است. شما ملاحظه بفرماید در نهج البلاغه آقا امیرالمؤمنین، من خطبه برای­تان بی­آورم ملاحظه بفرماید، حالا از شرح بن میثم می­آورم ولی در بحث، در نهج البلاغه این عبارت آمده است در، اتاق فرمان تصویر مانیتور بنده را نشان بدهد، در زمان جنگ صفین امام حسن (ع) خیلی زد در دل دشمن می­زد به قلب لشکر می­جنگید با آنها امام حسن یک خطا در ذهن برخی­ها هست که فکر می­کنند، پناه بر خدا که امام حسین (ع) مثلاً شجاع­تر از امام حسن بود، نه اینطوری نبود در جنگ امیرالمؤمنین امام حسن می­زد در دل لشکر، امیرالمؤمنین فرمودند که این آقا را، این سرور را نگهدارید این آدم باید حفظ بشود با برادرش حسین (ع) چرا؟ «لِئَلّا یَنّقَطِعُ بِهِما نَسّلُ رَسُول الله (ص)» «امیرالمرمنین در جنگ خودش امام حسن (ع) به دل دشمن می­زد گفت نه، نه، نه امام حسن برگرد، برگردانید اورا» حالا این امیرالمؤمنین می­آید امام حسن را می­فرستد ایران برای خلیفه دوم بجنگد؟ برای خود امیرالمؤمنین می­جنگید امیرالمؤمنین دستوربه حفظ­شان ­داد، در زمان خلیفه دوم که سن امام حسن کمتر هم بوده است آن موقع می­فرستد ایران بجنگد با ایرانی­ها؟ خیر، بعد نکته دیگری من خدمت شما نشان بدهم، این از کلام امیرالمؤمنین در نهج البلاغه که می­شود به آن حقیقت پی برد، «کتاب تاریخ مردم ایران کشمکش با قدرت­ها، جناب آقای دکتر عبدالحسین زرین کوب، انتشارات امیرکبیر» که همین الآن هم این اتشارات هست می­توانید مراجعه کنید ای کتاب­شان را تهیه بفرماید آدرس هم می­توانم بدهم خیابان انقلاب مراجعه بفرماید می­تواند این جا این اتشاراتی این کتاب را داردمی­توانید اصلاً تهیه کنید ببینید این مطالب در آن پیش آمده یا نه، پی­دی­اف آن هم که در فضای مجازی هست «صفحه شماره 346» ایشان می­گوید، که آقای زرین کوب یک کسی است که باستان­ستا است واقعاً آقای زرین کوب، کار به جایی رسید گفت من اینقدر ایران را دوست داشتم فکر می­کردم هر چه خوبی است از ایران باستان است هر چه بدی است از غیر ایرانی و عرب­ها است، ایشان می­گوید: «اما خبر این لشکر کشی­ها مخصوصاً در آنچه راجع به شرکت نوادگان رسول خدا (حسنین (علیهما سلام)) در آن آمده است محل اشکال است و تردیدی که در آن باب شده است از اینجا است» آقای زرین کوب باستان­گرا افراط هم داشته به قول خودش در باستان گرایی خودش می­گوید این محل ایراد است که حسنین علیهما سلام بخواهند در جنگ با ایرانی­ها شرکت بکنند ما روایتی هم در کتب شیعه نداریم که امام حسن و امام حسین در جنگ با ایرانی­ها شرکت کرده باشند که روایت قابل دفاع باشد گزارش تاریخی داریم از چه کسانی؟ از مورّخینی که دوست داشتند به فتوحات اعراب مشروعیت دهند گفتند خب فرزندان امیرالمؤمنین آمده بودند شرکت کرده بودند، جالب است آدم دروغگو فراموش کار هم می­شود، من این باز بحثش مبسوط است، همین آقایان امثال طبری آمده­اند گزارش شرکت امام حسن و امام حسین را آورده­اند در یک روایت، امام حسن و امام حسین در آن روایت است، چند صفحه دیگر وقتی مراجعه می­کنید می­بینید همان روایت را دوباره آورده با همان سند، امام حسن و امام حسین در آن نیستند، آن دروغگوی فراموش­کار اینجا مشخص می­شود، نه اینها واقعاً من می­گویم معتقد هستم خرافات هست، که بگوییم امیرالمؤمنین یا حسنین علیهم السلام در جنگ با ایرانی­ها شرکت کرده باشند، ایرانی­ها در جنگ امیرالمؤمنین با اعراب، در جنگ امام حسین (ع) با برخی از اعراب شرکت کردند، مثل همین­هایی که به هر حال امیرالمؤمنین داشت به آنها کمک می­کرد ،عرب­ها ناراحت شده بودند، یا کسی که در روز عاشورا رجز خواند و گفت امیری حسین و نعم الأمیر که ظاهراً دو نفر این رجز را خواندند یکی از آنها اسلم نامی بود که پدرشان تُرک بوده است اصلاً، اصلاً از ترک­های ایران بوده، در رکاب آقا سیدالشهداء علیه السلام در روز عاشورا به شهادت رسید همان موقعی که آمده بودن فتوحات را انجام داده بودند، پدر ایشان را اثیر کرده بودند و آورده بودند، و این فرزند به دنیا آمده بود در رکاب امام حسین(ع) بود در مقابل آنهایی که به امام حسین ظلم می­­کردند از آن یاران امام حسین باوفا، ماند تا آخرش با امام حسین(ع) رجز می­خواند، امیری حسین و نعم الأمیر،اینطوری بودند ایرانی­ها اهلبیت را دوست داشتند بخاطر رفتاری که اهلبیت با ایرانی­ها داشتند.

مجری:

عجب، بسیار خب، پس این بوده جریان حقیقی واین شبهه­ای که حالا خیلی زیاد هم بخواهند مطرح بکنند واینها. بسیار خب، خب حالا سؤالاتی هست اما، تماس­هایی هم که گرفته شده الآن اگر اجازه بدهید، یکی از تماس­ها را باهم بشنویم. آقا فرامرز از تهران، ما صدای شما را داریم درخدمت­تان هستیم.

بیننده:

الو

مجری:

بله بله صدای شما در استودیو پخش می­شود، در خدمت­تان هستیم، بفرمایید.

بیننده:

الو

مجری:

بله صدای گرینده­تان را این رسانه­ای که تصاویر را دریافت می­کنید صدا را ببندید واز گوشی تلفن فقط استفاده بکنید.

بیننده:

بله

مجری:

تا این مکث زمانی پیش نیاید. بله در خدمت­تان هستیم سؤال­تان را بفرمایید.

بیننده:

الو صدا می­آید؟

مجری:

بله بله صدا می­آید.

بیننده:

درود به شما، ببینید من می­خواهم یک سؤال بپرسم تا همه بینندگان ببینند چقدر حرف­های شما بی­اساس است، شما ادعا دارید ایرانی­ها اعراب را دوست داشتند، خجالت هم نمی­کشید، ادعا می­کنید اعراب هم ایرانی­ها را دوست داشتند دلیل خواستن که جرم نیست. شما یک­جا بیاورد که اعراب یا همین حضرت علی­تان که خودتان به او باور دارید با ایرانی­ها خوب بوده باشند و آنها را نکشته باشند، یا به بردگی نگرفته باشند آنها را ببینید من، همین حضرت علی شما دختر پادشاه ایرانی را به بردگی گرفت، همین حضرت علی­تان بچه­هایش را فرستاد در جنگ با ایران، نفرستاد؟ اصلاً چه می­گویید شما؟ شما تاریخ نخواندید؟ نخواندید شما تاریخ؟

مجری:

بسیار خب، خب سؤال­تان واضح شد، تشکر می­کنیم از اینکه تماس گرفتید و بلاخر باز هم این سؤال را بیان کردید. بله حالا پشت خط نماندند هم، بله خب سؤال واضح بود دیگر ما خیلی...

استاد حسینی:

ظاهراً برادر عزیزمان اصلاً برنامه را ندیده بودند چون ما شرکت امام حسن و امام حسین و امیرالمؤمنین را در جنگ با ایرانی­ها گفتیم، ایشان خیلی جالب است کاش روی خط تشریف می­داشتند من دوست داشتم یک مقدار با ایشان صحبت بکنم، و دوست داریم عزیزانی که تماس می­گیرند خب روی خط بمانید شاید ما یک سؤالی از شما داشته باشیم، ایراد ندارد که، ایشان فرمودند که یک­جا بیاورید که امام علی با ایرانی­ها خوب بوده، خب من آوردم ایرانی­ها با امیرالمؤمنین خوب بودند، امیرالمؤمنین هم با ایرانی­ها خوب بوده اینقدر خوب بود؛ از کتاب امالی شیخ مفید آوردم که به اعراب برخورده بود، به اشعث برخورد امیرالمؤمن چرا اینقدر با ایرانی­ها خوب است، مغیره می­گوید امیرالمؤمنین خیلی با ایرانی­ها خوب بود من نمی­دانم اینها را نمی­بینید ما می­خوانیم یا واقعاً نمی­شنوید ما اینها را می­خوانیم من تعجب می­کنم واقعاًف واقعاً تعجب می­کنم در همان برنامه­ای که من این عبارت­ها را خواندم تماس می­گیرد و می­گوی یک­جا بیاورید که اینگونه باشد.

مجری:

خواندن تنها نه، بلکه تک تک اینها مستند با تمام تصاویر و اسکن­ها. خدمت­شان گفتیم.

استاد حسینی:

بله، بعد فرمودند که، یک­جا بیاورید که امیرالمؤمنین ایرانی­ها را نکشته باشد، اولاً اینک وقتی که شما ادعا دارید، «البینه علی المدعی» شما مدعی هستید ایرانی­ها را کشته امیرالمؤمنین خب شما بیایید گزارش بدهید ببینم کجا ایرانی­ها را کشتند، مثل اینکه، اسم­شان را من یادم رفت

مجری:

آقا فرامرز بودند.

استاد حسینی:

آقا فرامرز مثلاً ما بگوییم که یک­جا بیاورد بابای آقا فرامرز ایرانی­ها را نکشته است، بیاور دیگر آقای، از پدرتان بیاور که ایرانی­ها را نکشته است، شما اگر ادعا دارید که امیرالمؤمنین ایرانی­ها را کشته است، البته اگر امیرالمؤمنین ایرانی کشته باشد بر اساس عدالتی که ما از امیرالمؤمنین می­شناسیم و حتی موبد زرتشتیان هم نسبت به آن معترف است می­گوییم دلیلی داشته است که او باید کشته می­شده آن شخص. خب، ولی معتقد هستیم در جنگ ب ایرانی­ها برای فتوحات امیرالمؤمنین ایرانی نکشته است، بعد می­گویند یک­جا بیاورد امیرالمؤمنین ایرانی نکشته است، خب همان عبارت ابن تیمیه، اعتراف ابن تیمه که امیرالمؤمنین در جنگ با روم، رومی­یان و جنگ با ایرانی­ها حضور نداشته است، خب حالا امیرالمؤمنین حضور نداشته اینها را برمی­داشتند از اینجا می­بردند مثلاً در مدینه؟ بعد امیرالمؤمنین آنها را می­کشته؟ یک همچین ادعایی. نکته بعد هم که گفتند که امیرالمؤمنین دختر پادشاه ایرانیان را به بردگی گرفت، من نمی­دانم ایشان یک چیزی شنیده همینطوری، یک مبحثی، مسئله­ای به گوشش­شان خورده است یا اینکه واقعاً مطلبی را درست شنده­اند و دارند اینجا خلاصه یکطور دیگری برای ما بازگو می­کنند. من در کتاب، اتاق فرمان تصویر مانیتور بنده را نشان بدهد، در «کتاب کافی شریف، جلد اول، صفحه شماره467،» داستان را آورده است که قضیه به چه شکل بود، حالا این یک روایت است در این زمینه « بِنتُ یَزدَجَردَ» « حضرت شهربانو را وقتی که آوردند، خلیفه دوم آمد گفت که من می­خواهم این را به بردگی بگیرم آوردند در مسجد، امیرالمؤمنین»، چون خلیفه دوم یک حرفی را زد به حضرت شهربانو، حضرت شهربانو یک جوابی را دادند به ایشان و آقای خلیفه دوم می­خواهد حضرت شهربانو را به هر حال آنجا به این وسیله خوردشان بکند و شخصیت شان را له بکند. « وهمَّ بها فقال لَه امیرالمؤمنین» نگاه کنید ایشان می­گوید امیرالمؤمنین آمده دختر یزدگرد را آمده به بردگی گرفته است، اصول کافی، در کتاب شریف اصول کافی، « فقال له امیرالمؤمنین لیس ذلک لک خیَّرَها رَجُلاً مِن المسلمین واحسبها بفیئه فخیَّرَها فجاءت حتی وضعت یدها علی رأس الحسین(ع)» امیرالمؤمنین به حضرت شهربانو فرمود تو مخیَّر هستی ببینید، برده و کنیز مخیَّر نیستند در بحث ازدواج­شان امیرالمؤمنین ایشان را مخیَّر کرده است یعنی اصلاً از آن چنگ بردگی ناحقّی که آن شخص درآورده بود ایشان را رهانیدند، و فراری دادند و فرمودند که خودت برو انتخاب کن با چه کسی می­خواهی ازدواج بکنی؟

مجری:

آن­هم به چه چیزی فراری دادند این را، به یک افتخار.

استاد حسینی:

بله، در مسجد امام حسین(ع) هم تشریف داشتند آمدند «حتی وضهت یدها علی رأس الحسین(ع)» «حضرت شهربانو دست برسر امام حسین(ع) گذاشتند» «فقال لها امیرالمؤمنین» خب انتخاب کرده­اند امام حسین(ع) را برای، بعنوان شوهر برای خودشان، امیرالمؤمنین چه فرمودند، « فقال لَهَا امیرالمؤمنین مَا اِسمُک» « اسمت چیست؟ حضرت شهربانو فرمودند که جهان­شاه، امیرالمؤمنین فرمودند که» « بل شهربانویه» «بانو شهربانو» همین شهربانویی که خودمان می­گوییم، اسمت این است، اسمی که در ایران صدایت می­کنند این است.«ثم قال لِلحسین» «امیرالمؤمنین خطاب به امام حسین فرمودند که» «یا ابا عبدالله لتلدنَّ لکَ منها خیرُ اهل العرض» « بهترین مردم روی زمین حاصل ازدواج شمای امام حسین (ع) با حضرت شهربانویه خواهد شد» «فولدت علی بن حسین (ع)» «امام سجاد(ع) حاصل این ازدواج شد» بعد این عبارت خیلی، خیلی من واقعاً ممنون هستم از این عزیزی که تماس گرفت که باعث شد من این روایت را امشب بخوانم خیلی واقعاً از ایشان ممنون هستم، ادامه روایت هم خیلی قشنگ است. «وَ کَانَ یُقالُ لِعَلیٍّ بّنِ الّحَسَن (ع)» «به امام سجاد (ع) گفته می­شد ابن الخیرتین» چرا؟ بخاطر دوتا خوبی چرا؟ «یک خوبی از عرب بود که آنها هاشم بودند، بنی هاشم، یکی خوبی از عجم بود که آنها چا کسانی بودند؟ ایرانی­ها بودند»

مجری:

بله ایرانی­ها که از نسل شهر بانو بودند.

استاد حسینی:

ازدواجی بود که خود حضرت شهربانو امام حسین را، خب دوست داشتند امام حسین را دیگر امام حسین است دیگر، حضرت شهربانو خیلی جالب است رفتند و بر اساس این روایت دست بر سر امام حسین (ع) گذاشتند و ایشان را انتخاب کردند.

مجری:

خب پس چه اسارت مبارکی.

استاد حسینی:

بخاطر همین هست که نسل امامان ما از امام سجاد به بعد از امام چهارم ما یک رگ ایرانی دارد بر اساس همین روایت من این را می­توانید پی ببرید.

مجری:

استناد بکنید

استاد حسینی:

بله، می­گویم حالا کاش تشریف می­داشتند ما کار داشتیم همراه­شان یکی دوتا سؤال بلاخره ما می­پرسیدیم سؤالی که پرسیدند قشنگ حل بشود برای بینندگان عزیز و بعضی وقت­ها این عزیزان وقتی که می­آیند یک طوری درود می­گویند با یک لحنی درود می­گویند که این درود را اگر نگویند شاید بهتر باشد برای من ولی ما سلام عرض می­کنیم مجدد خدمت این عزیز و این بزرگوار دوست داریم برنامه ما را هم دنبال بکند باز هم روی خط تشریف بیاورد و این­های را هم که ما نشان شان دادیم و آدرس دادیم هم برود ببیند «کتاب کافی، شیخ کلینی، جلد اول، صفحه 467» آن عباراتی امثال پیروزنهاوندی، بابا بلسارا که دیگر عالم زرتشتی است که اگر خودتان قبولش دارید دیگر عالم خودتان هست دیگر آیت الله و حجت الاسلام نیست که می­گویید یک چیزی نوشته، خب ایشان، وبد اردشیر خورشیدیان، آقای برادر عزیز  شما بیشتر علم دارید و اطلاع دارید یا موبد اردشیر خورشیدیان که اینگونه دارند راجع به امیرالمؤمنین صحبت می­کند؟ این هم پاسخ به این بیننده عزیز.

مجری:

بسیار خوب و عالی و بله همین، همین تماس ها هم بودند که خیلی جذاب هم کردند این بحث را و به

خیلی  مطالب خیلی جدیدتری هم رسیدیم.

استاد حسینی:

بله خدا خیر شان بدهد.

مجری:

اما عرض کنم خدمت شما بینندگان از جمله آقا فرامز که این برنامه را حالا اگر خودتان فرصت نکردید این منایع را مشاهده بکنید خود برنامه را در سایت شبکه جهانی ولیعصر می­توانید پیدا بکنید در قسمت آرشیو و تکرار برنامه هم طبیعتاً پخش می­شود و می­توانید دنبال بکنید این را. خب فرصت زیادی ...

استاد حسینی:

اگر فرصت هست من یک چند دقیقه فرست می­خواهم، یک نکته­ هم من عرض بکنم.

مجری:

بله خیلی مختصر در حد هفت دقیقه.

استاد حسینی:

یک دقیقه؟ نه هفت دقیقه زیاد هم هست الآن برای این بحث، یک نکته­ای که هست در مورد پیروز نهاوندی، برخی از آقایان زرتشتی به هر حال این را مطرح کرده­اند که آقای پیروز نهاوندی با کنیه ابولؤلؤ ایشان یک موبد زرتشتی بود چون خلیفه دوم ظلم و جور داشت این موبد زرتشتی آمدند، حالا می­گویم این ادعای زرتشتی­ها است، آمدند و رفتند خلیفه دوم را خلاصه به قتل رساندند که همچین ادعای را مطرح می­کنند، البته آنچه که به اعتقاد ما است حالا چه هست در مورد این شخص بماند الآن اصلاً بحث آن نیست و جای آن نیست ولی می­خواستم عرض بکنم این را خدمت شما که اینقدر این بحث تحقیر ایرانی­ها توسط برخی از اعراب متأسفانه که اینها دور از دیدگاه و دودمان اهلبیت (ع) بودند از لحاظ فکری، اینقدر این تحقیر زیاد شده بود که حتی زرتشتی­ها آمده­اند گفته­اند یک شخص موبد آمد در قالب یک فرد حالا نفوذی مثلاً آمد نزد مسلمان­ها و خلیفه دوم را بخاطر این ظلمی که انجام می­داد به گفته خودشان عقایدی که خودشان دارند، رفت به آنجا و ایشان را به قتل رساند، حالا این ادعای زرتتشی­ها هست ما داریم اسناد آن را هم حالا لازم بشود در شبکه جهامی ولیعصر اسنادش هم منتشر خواهیم کرد که اگر این چنین باشد و حالا یا ابولؤلؤ اسلام آورده است به دست امیرالمؤمنین یا بقیه مسلمانان که بازهم می­شود یک زرتشتی که اسلام آورده است با ادعای زرتشتی­ها که موبدان گفتند که موبد زرتشتی بوده و شخص دیگر که من معرفی کردم آمدند به نزد امیرالمؤمنین خلاصه اسلام آوردند. برخورد اهلبیت با ایرانی­ها اینقدر قابل دفاع و اینقدر معقول و اینقدر منطقی است  که زرتشتی نسبت به آن اعتراف کرده ابن تیمیه وهابی هم نسبت به آن اعتراف کرده بود که امیرالمؤمنین با اینها نجنگیده، ملجأ ایرانی­ها بود امیرالمؤمنین ایرانی­ها به آن پناه می­بردند، اشعث لب به اعتراض می­گشاید که به که امیرالمؤمنین که جلوی چشم تو اینقدر اینها بزرگ می­شوند و رشد می­کنند و امیرالمؤمنین آن پاسخ را به او می­دهد، مغیره با آن وضعیت، مغیره هم می­آید اعتراف می­کند می­گوید که امیرالمؤمنین با ایرانی­ها خیلی خوب بود ولی خلیفه اینطوری خوب نبود. یک نکته هم بگویم به بینندگان عزیز نکته آخر بنده باشد ما از، نه ایرانی­ها بخاطر نژاد می­آیم دفاع می­کنیم صرف نژاد نه از عرب­ها بخاطر نژاد می­آیم دفاع می­کنیم ما ملاک­مان عملکرد است این که من ایرانی باشم حالا شروع کنم بگویم همه عرب­ها بد هستند یک کسی عرب باشد بگوید همه ایرانی­ها بد هستند این منطق، منطق اهلبیت نیست، امیرالمؤمنین سه­تا جنگ داشته هرسه آن با عرب­ها بوده جمل بوده است صفین بوده است و نهروان بوده است دیگر همه این سه­تا طرف مقابل شان عرب­ها بودند، خب بخاطر رفتار آنها بوده امیرالمؤمنین هم که خارج از عدالت که با آنها نجنگید و نکته بعدی را خدمت تان عرض کنم ایقدر رفتار اهلبیت (ع) نه تنها با ایرانی­ها بلکه با بیقه موالی هم قابل دفاع هست که اگر بنا بر خدشه وارد کردن بر رفتار امیرالمؤمنین با دیگران بود خیلی از این مستشرقینی که دنبال این بودند چهره اهلبیت را یک طوری دیگر نشان بدهند می­آمدند مواردی را می­آوردند که امیرالمؤمنین با ایرانی­ها بد برخورد کرده در آسار آن ها را هم همچین ادعاهای به صورت مستند وجود ندارد و نتوانستند همچین ادعای را بکنند حتی یک سری مستشرقینی که غرض داشتند در مباحثی که گفتند و اینها آنها هم نتوانستد بیایند بگویند که امیرالمؤمنین دشمن ایرانی­ها بود آمد اینطوری جنگید این هم مستندش مثلاً ما آوردیم همچین چیزی در آثارها به صورت مستند پیدا نمی­شود.

مجری:

بسیار خوب، خب حالا سؤالاتی هم که پرسیده شده البته با توجه به محدودیت وقت و همچنین موضوع اصلی برنامه چنین امکانی هست برای شما بینندگان که حالا بعضی از سؤالتی که پرسیده شده را به نظرم حالا هم بخاطر موضوع برنامه و هم کمبود وقت إن شاءالله شب­های آینده حتماً مطرح خواهیم کرد و خلاصه منتظر ما باشید ساعت 9:30 شب إن شاءالله با برنامه افضل الاعیاد. خب فرصت زیادی نمانده کلام پایانی را بفرماید.

استاد حسینی:

ممنون هستم از شما حالا که باز یک فرصت کوتاهی که به هر حال می­شود که ما در خدمت شما باشیم این نکته را هم من عرض بکنم ما در آستانه عید سعید غدیر عید الله اکبر هستیم حرکت جهانی هم امسال قرار هست راه بی­افتد توسط مسلمان­ها شیعیان، غیر شیعیان یعنی اهل سنت، مسیحی­ها و حتی بقیه ادیانی که امیرالمؤمنین نه فقط به عنوان یک امام به عنوان یک انسان عادل قبول دارندن به عنوان یک حاکم عادل قبول دارند و به عنوان یک کسی قول دارند که این شخص تفکرش می­توند الگو باشد هشتک لیو لایک علی، زندگی علی وار، این هشتک قرار هست إن شاءالله در شب عید غدیر استفاده بشود در فضای مجازی به وقت ایران ساعت 22 الی 24 یعنی ساعت ده تا دوازده شب قرار هست دیگر گُل کار شد إن شاءالله به تمام دنیا امیرالمؤمنین را معرفی کنیم با این هشتک و بتوانیم ما هم مصداق«فلیبلغ الحاظر عن الغائب» باشیم ماها الآن چون علم داریم باید به غائبینی که علم ندارند غدیر را معرفی کنیم امیرالمؤمنین را معرفی کنیم إن شاءالله در این زمینه هم بتوانیم موفق باشیم.

مجری:

إن شاءالله، إن شاءالله که بتوانیم همه گامی در خواسنه رضایت اهلبیت برداریم.

استاد حسینی:

إن شاءالله

مجری:

خب تشکر می­کنم از شما خیلی ممنون و سپاسپگزار و از همه شما بیندگان عزیز هم تشکر می­کنم که تا انتهای برنامه همراه ما بودید «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلاَیَهِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ علی یابن ابی طالب وَ الْأَئِمَّهِ المعصومین عَلَیْهِمُ السَّلاَمُ، للّهُمَّ اجْعَلْ مَحْیاىَ مَحْیا مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ ، للّهُمَّ اجْعَلْ وَ مَماتى مَماتَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، لّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ»

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته



* اسم:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی: