2020 October 28 - چهار شنبه 07 آبان 1399
مهدی یار
کد مطلب:3573 گروه: مهدی یار آمار بازدید: 1899

مهدی یار
حجت الاسلام سیدمحمدمهدی حجازی - 24 مرداد 1399


  دانلود
امتیاز:
  01:28:43 حجم فیلم: 252 مگابایت





دانلود صوت


قسمت پنجم برنامه مهدی یار با کارشناسی استاد سیدمحمدمهدی حجازی
 

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ: 24 مرداد 1399

آقای شریفی:

بسم الله الرحمن الرحیم «اللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بنیها وَالسِّرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحاطَ بِه عِلْمُکَ»

عرض سلام و شب بخیر دارم خدمت همه بینندگان عزیز شبکه جهانی حضرت ولیعصر(عج) خوشحال هستیم که بار دیگر در خدمت شما بینندگان عزیز هستیم جا دارد تبریک عرض کنم اعیاد گذشته به خصوص عیدالله و عید سید غدیرخم و همچنین سالروز جریان مباهله و به هر حال شأن نزول آیه هل اتاک که إن شاءالله فردا به مناسبت این ایام و ایم روزها امیدوار هستیم که با دعای شما بینندگان عزیز امسال سال فرج و ظهور حضرت باشد و ما از همین شبکه مقدس فرج حضرت را خدمت شما عزیزان اعلام کنیم، خب در خدمت شما هستیم با برنامه مهدی یار و امشب در خدمت یکی از اساتید جریان مهدویت هستیم جناب آقای استاد حجازی عرض سلام و شب بخیر دارم خدمت شما خوشحال هستیم که در خودمت­تان هستیم سلام و علیک با بیننده­ها داشته باشید بعد بر می­گردیم خدمت شما و بینندگان عزیز هستیم.

استاد حجازی:

علیکم السلام و رحمة الله، عرض سلام و ادب و احترام دارم خدمت بینندگان عزیز و خدمت شما جناب آقای استاد شریفی بزرگوار و تبریک عرض می­کنم به مناسبت اعیادی که گذشت عیدالله اکبر عید سید غدیرخمو همچنین امروز که مصادف است با سالروز مباهله نبی اکرم و نزول آیه اَنفُسَنا و فردا هم إن شاءالله که مصادف است با سالروز نزول آیات سوره انسان و هل اتاک، خدای متعال إن شاءالله به همه ما توفیق بدهد و بتوانیم در راستای احیایی امر امیرالمؤمنین و نشر محاسن کلام اهلبیت (ع) کوشا باشیم.

آقای شریفی:

خیلی ممنون و متشکر إن شاءالله که به برکت دعای شما و دعای بینندگان عزیز خدا توفیق به ما داده است این توفیقات را روز افزون بیشتر بفرماید.

خب دوستان عزیز موضوعی که امشب در خدمت شما هستیم و قرار است به نیابت از شما سؤالاتی را از استاد حجازی بیان کنم حول چند موضوع می­چرخد اینکه وظیفه شیعه و شیعیان در عصر غیبت چه است؟ آیا اصلاً عصر غیبت دوران غیبت دوران تاریکی و جهل است؟ و یک شیعه معتقد و پای­بند به اصول مکتب اهلبیت در عصر غیبت چه جایگاهی در روایات و کلام اهلبیت دارد؟ حول این سه موضوع امشب مباحثی را از استاد خواهیم شنید سؤالی را هم اگر به ذهن بنده رسید إن شاءالله از استاد سؤال می­پرسم خوشحال خواهیم شد که در برنامه مشارکت داشته باشید در این مورد سؤالات خودتان را بیان کنید و إن شاءالله با بتوانیم از استاد پاسخ کافی در این مورد بگیریم. جناب استاد حجازی بنده سؤالات را خدمت شما ارجاع دادم بسم الله با جان و دل می­شنویم مباحث و سخنان حضرت عالی را.

استاد حجازی:

سلامت باشید

بسم الله الرحمن الرحیم لْحَمْدُلِلَّهِ الَّذِي جَعَلَ كَمَالَ دِينِهِ وَ تَمَامَ نِعْمَتِهِ بِوِلاَيَةِ مَولانا أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ وَ لّائِمَةِ المَعّصُومِین، الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِي هَدَانَا لِهَذَا وَمَا كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْلا أَنْ هَدَانَا اللّهُ، وَ الصَّلَاةُ وَ السَّلَامُ  عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَ عَلَى آلِهِ آلِ اللَّهِ وَ اللَّعْنُ ‏عَلَى أَعْدَائِهِمْ أَعْدَاءِ اللَّهِ إِلَی يُوْمِ لِقَاءِ اللَّهِ

من اولاً تشکر می­کنم از شما و همه بزگوارانی که زحمت می­کشند بابت این برنامه و چند نکته را ابتداً باید خدمت­تان عرض بکنم با توجه به سؤالی که فرمودید. نکته اول اینکه سؤالی گاهی اوقات مطرح می­شود که خیلی پُر تکرار است و همه ما زیاد می­شنویم و آن سؤال این هست که چرا خدای متعال ما را در دوران غیبت قرار داده است اساساً چرا خدای متعال غیبت را بر شیعه بار کرده است و تحمیل کرده است و شیعه را محروم کرده است از درک حضور امام نه درک وجود امام درک حضور امام این دوتا با هم متفاوت است چرا که امام(ع) وجود دارند و ظهوری که بخواهیم با حضرت ملاقات داشته باشیم این ظهور نیست و ما درک این حضور را هم نداریم یعنی حاضر هم هستند حضرت کما اینکه فرمودند در روایات که

«يحضر الناس يَمْشِي فِي الْأَسْوَاقِ»

حضرت حرکت می­کنند در موسم حج شرکت می­کنند پس حضور هم دارند اما ما درک این حضور را نداریم یعنی در واقع ما درک مان از حضور محدود شده است به واسطه غیبت، خب چرا خدای متعال ما را اصلاً در غیبت قرار داد در دوران غیبت قرار داد؟ آیا دوران غیبت، غیبت امام عصر(ع) به این معنی است که ما دسترسی به معارف دین نداریم؟ آیا دوران غیبت حضرت بدین معنی است که شیعه­ای در دوران غیبت اجر و فضل و بهره کمتر از شیعیان دوران حضور حضرت دارند؟ یا حضور امام عصر یا حضور ائمه سابق، این نکته خیلی مهم است متأسفانه آن طوری که بعضاً بیان شده حالا اشکال از بیان امثال من بوده است یا اینکه تبین به صورت کامل بیان نشده این چنین در اذهان شیعیان طلقی شده است و بار شده است که دوران غیبت دوران محدودیت است، دوران غیبت دوران حقیقتاً ظلمت و عدم دسترسی به معارف دین است و شیعیانی که در دوران غیبت هستند شأن پاینتر و دون شیعیانی که در دوران حضور ائمه بودند این شأن پاینتر است و دورن از آن شأن است.

آقای شریفی:

حالا جناب استاد اجازه بدهید یک نکته­ای شما فرمودید من بعضاً می­شنوم اصلاً به این عنوان که به این دلیل ما در دوران غیبت به سر می­بریم که شیعیانی که امروز دارند زندگی می­کنند یا دقیقاً همین که کلامی که شما فرمودید یعنی علت غیبت حضرت خود شیعیان دوران غیبت هستند یعنی ما شیعیان چون حالا از نظر اعتقادی و ایمانی سطح­ مان پاینتر است از دوران شیعیانی که در دوران حضور ائمه زندگی می­کردند لذا از وجود امام محروم هستیم، آیا این مطلب اصلاً صحت دارد؟ این مطلب صحیح است؟

استاد حجازی:

بله همین سؤالی که فرمودید تحت همان سؤال قبلی تان است و ما همین را می­خواهیم پاسخ بدهیم ببینیم که آیا اساساً دوران ظلمت هست یا خیر؟ و آیا شیعیان شأن پاینتر از دیگر شیعیان دارند؟ و آیا شیعه مقصر است در غیبت یعنی اینطوری بگوییم آیا علت غیبت شیعه هست؟ علت غیبت حضرت و حصول غیبت شیعیان هستند و کم کاری شیعیان؟ و اینکه آیا باز علت ظهور چه در جهت غیبت یعنی آغاز غیبت، خب ما یک غیبت آغازی دارد بعد هم غیبت پایان پیدا می­کند ظهور آغاز می­شود دوران ظهور، پس آیا آغاز غیبت مقصرش شیعه هست یا خیر؟ و آیا ظهور هم به دست شیعه است شیعه علت تامه برای ظهور حضرت هست یا خیر؟ این دوتا را هم می­خواهیم به آن برسیم و به اینها پاسخ بدهیم که همانطور که شما فرمودید.

آقای شریفی:

إن شاءالله

استاد حجازی:

خب اولاً نکته اول در باره شیعیان دوران غیبت حضرت، ببینید غیبت حضرت امام عصر(ع) یقیناً از این حیث که ما محروم هستیم از همان درک حضر امام، محروم از ملاقات با امام، محروم از نگاه به چهره و جمال نورانی حضرت همانطور که در روایات در ادعیه و زیارات می­خوانیم

«اَللّهُمَّ اَرِنِی الطَّلْعَةَ الرَّشیدَةَ وَ الْغُرَّةَ الْحَمِیدَةَ»

این خودش یک آرزو است واقعاً چه نعمتی بالاتر از دیدن وجه امام حتی من نخواهم در محضر امام بشینم سؤالم را بپرسم همین که حضرت را می­بینم بالاترین نعمت است برای من.

آقای شریفی:

که در روایت داریم دیدن خود حضرت هم ثواب هست، دیدن خود حضرت هم

استاد حجازی:

«أن نَظَرَ اِلی عَلِی یابن ابِی طَالِب کَنَّظَر َعلی کَعبَه»

و بالاتر از اینها،خب نگاه به امام هم اجر و ثواب هست و اصلاً این لذت این نعمت جدای از اینها سؤال کردن از امام دریافت معارف از امام خب بله این یک نعمتی است الان در اختیار ما نیست اما این نعمت در خیلی از زمان­های متعدد در اختیار خیلی از مؤمنین نبوده است از صدر اسلام که شما نگاه بکنید در اختیار خیلی از اصحاب نبی اکرم نبوده با اینکه افضل و اشرف اصحاب نبی اکرم بودند که کما اینکه بحث­های که ما داریم نمی­خواهیم وارد آن بشویم آن کسانی که درک کردند حالا بحثش هم زیاد است آن کسانی که درک کردند حضرت را نبی اکرم را عموماً آمدند به سمت ارتداد رفتند و تعدی کردند از فرماین حضرت اما خیلی از آنهایی که درک نکردند حضرت را خب که خود پیغمبر اکرم بشارت دادند که افرادی می­آیند بعد از شما که آنها بیشتر از شما به صورت فرامین من تمسک دارند درک نکردند حضرت را حضور حضرت را.

آقای شریفی:

و می­شود اصلاً مثال زد در زمان حضور خود آقا رسول خدا مثل اویس قرنی که حضرت را درک نکرد اما چه جایگاهی در نزد شیعه و اهل سنت ایشان دارد.

استاد حجازی:

بله همین، موارد این چنینی زیاد است حالا مثال دیگری که بخواهیم بزنیم مثلاً بخش از این مؤمنینی که در سفر امیرالمؤمنین به یمن که بود افرادی که ایمان آوردند حالا اویس هم مال همان قبیله همدان یمن اویس قرنی، قرنی­های یمن، اینها خب عده کثیری بودند که خود امیرالمؤمنین را دیدند به حضرت ایمان آوردند اصلاً بعضی­های شان در روایت داریم که با دیدن جمال امیرالمؤمنین به اسلام گرویدند صحبت­های حضرت را که دیدند بعضی دیگر شان، خب حضرت می­دانید که دوتا یا سه­تا سفر به یمن داشتند شما هم الحمدالله واقف هستید به طور کامل و اینها خب خیلی­های شان حضرت را ندیدند بعضی از اینها بعداً شدند جزو همین طائفه اشعری­ها اشعریونی که آمدند شدند اصحاب خاصه اهلبیت مثل امیر مؤمنان، امام حسن، امام حسین بعضی­های شان در رکاب سیدالشهدا جنگیدند و به شهادت رسیدند و بعد شدند
اصحاب خاصه ائمه (ع) که آمدند در قم این ظائفه اشعریون قمی یعنی شهر قم را کردند مهد تشیع خب اینها چه کسانی بودند؟ کسانی بودند که در زمان نبی اکرم ایمان آوردند و مشتاق بودند پیغمبر را ببینند اما نتوانستند خیلی­های شان نرسیدند به این فیض، خب الان می­خواهیم بگویم پس این محرومیت بله وجود دارد اما به این معنی نیست که اگر ما محروم بودیم از درک حضور امام و نگاه به جمال نورانی امام این به این معنی باشد که من از فیوضات حقیقی که برای وجود امام هست از آنها محروم هستم نه افرادی روئیت کردند ائمه را اما به ارتداد رفتند افرادی ندیدند اما بالاترین مقامات شئون را داشتند، حالا ما در زمان غیبت وقتی نگاه می­کنیم در روایات می­بینیم اصلاً روایات اهلبیت خیلی عجیب است آمدند وقتی توصیف کرده­اند دوران غیبت را فرموده­اند اتفاقاً شماهای که در زمان غیبت هستید آن چنان نعماتی خداوند به خاطر محرومیت از وجود و حضور امام به شما اعطا کرده است که به احدی اعطا نکرده، حالا من  یک اشاره­ای مثلاً به بعضی از روایات می­خواهم بکنم، ببینید من مثلاً در  
کماالدین مرحوم شیخ صدوق و الفقیه مَن لایَحضُرُه اَلفَقیه می­فرماید که:

«فِی وَصِیَة النَبِی (علیه صلاة و السلام علی آله و سلم) إلی امیرالمؤمنین»

یک وصیتی دارند حضرت به امیر مؤمنان علی(علیه الصلاة والسلام)

که وصیتی مفصلی است یکی از وصیت­های امیرالمؤمنین حالا بعضی­ها می­گویند فقط یک وصیت پیغمبر کرده، نه پیغمبر چندین وصیت دارد حالا اینها جاهل هستند کتاب نخواندند تقصیر ما نیست، در کتب اربعه ما در یکی از کتب اربعه مثل من لایحضره الفقیه آمده که عین همان را خود مرحوم صدوق در کماالدین هم آورده، خب می­فرماید که حضرت، وصیت طولانی هم هست شفاهی به امیر مؤمنان فرمودند رسید به اینجا:

«قَالَ لَهُ يَا عَلِيُّ  وَعلَمّ أَنَّ أَعْجَبَ اَلنَّاسِ إِيمَاناً وَ أَعْظَمُهُمْ يَقِيناً قَوْمٌ يَكُونُونَ فِي آخِرِ اَلزَّمَانِ لَمْ يَلْحَقُوا اَلنَّبِيَّ وَ حَجَبتُهُمّ اَلْحُجَّةُ»

پیغمبر را ندیدند و حجت خدا هم از آنها محجوب بود ندیدند حجت خدا را.

اما چه؟ به سیاهی بروی سفیدی ایمان آوردند، یعنی همین روایات ما را دیدند همین فضائل و مناقب ما اهلبیت را دیدند همین ادله امامت را دیدند به آن ایمان آوردند.

خب باز می­رود از این بالاتر می­فرماید که: در روایت دیگر از امام صادق(ع) عن ابی جعفر(ع) از امام باقر(ع)، حضرت این روایت را که عرض می­کنم در بصائر الدرجات مرحوم صفار، شبیه آن در منابع عامه هم هست شما هم می­توانید مثل کنزالعمال متقی و اینها، که می­فرماید که پیغمبر اکرم در جمع اصحاب بودند فرمودند که

«قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ ذَاتَ يَوْمٍ وَ عِنْدَهُ جَمَاعَةٌ مِنْ أَصْحَابِهِ اَللَّهُمَّ لَقِّنِي إِخْوَانِي»

خدایا برادرانم را به من نشان بده، می­خواهم برادرانم را ببینم، من مشتاق دیدن برادرانم هستم.

حالا صحابه خوشحال شدند به به حضرت دارد ما را می­گوید هر چه می­شد اینها خوشحال می­شدند می­خواست وصف امیرالمؤمنین را حضرت بفرمایند اینها خوشحال می­شدند می­گفتند فردا می­خواهد ما را خبر کند جنگ خیبر بود و جنگ خندق بود می­گفتند به به فردا می­خواهد با را خبر کند، اما اصلاً جریان، جریان اینها نبود.

«فَقَالَ مَنْ حَوْلَهُ مِنْ أَصْحَابِهِ أَ مَا نَحْنُ إِخْوَانُكَ»

آیا ما اخوان تو نیستیم ،ما را داری می­گویی دیگر

«اَللَّهُمَّ لَقِّنِي»

خب ما هم پیش تو هستیم دیگر چه دعای می­کنی؛ حضرت فرمود:

«قَالَ رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَقَالَ لاَ إِنَّكُمْ أَصْحَابِي وَ إِخْوَانِي قَوْمٌ مِنْ آخِرِ اَلزَّمَانِ»

شما صحابه من هستید

صحابه هم می­دانید فضلیت خود نفس صحبت لفظ صحبت و لغت صحبت به معنای همراهی است یعنی شما ممکن است یک همراهی داشته باشید در یک سفر اما منافق باشد همان قاتل شما هم باشد.

آقای شریفی:

این قید ایمان کنار صحابه که می­آید 

استاد حجازی:

هیچ قید ایمانی نیست صحابه یعنی همراهی یعنی همراه.

آقای شریفی:

نه می خواهم بگوید آن قید ایمان که کنار لفظ صحابه آمد آن می شود ارزشمند وگر نه صرفاً دیدن خدا،

دقیقاً مثل آیه قرآن که خدا به زنان رسول خدا تصریح می­کند که اگر عمل نیکی انجام دادید دو برابر ثواب می­برید وگر نه اینکه کنار پیغمبر بودید و عمل خلاف قرآن و خلاف دستور پیغمبر انجام دادید بلکه صرفاً همین که شما همسر پیغمبر هستید دو برابر دیگران عذاب می­شوید.

استاد حجازی:

احسنت بله، خب می­فرماید که:

«إِخْوَانِي قَوْمٌ مِنْ آخِرِ اَلزَّمَانِ آمَنُوا بِي وَ لَمْ يَرَوْنِي»

من را ندیده­اند اما به ایمان ایمان می­آورند.

«لَقَدْ عَرَّفَنِيهِمُ اَللَّهُ بِأَسْمَائِهِمْ وَ أَسْمَاءِ آبَائِهِمْ»

من اینها را به اسماء شان و اسماء آباء شان از خدا علم شان را گرفتم و اینها را می­شناسم.

بعد

«مِنْ قَبْلِ أَنْ يُخْرِجَهُمَ الله مِنْ أَصْلاَبِ آبَائِهِمْ»

قبل از اینکه از اصلاب و آباء شان بیایند من می­دانم اینها اصحاب من انصار من و مؤمنین به من و اخوان من چه کسانی هستند.

وَ أَرْحَامِ أُمَّهَاتِهِمْ

قبل از اینکه در رحم مادران شان باشند

بعد می­رسد به اینجا که می­فرماید:

لَأَحَدُهُمْ أَشَدُّ بَقِيَّةً عَلَى دِينِهِ مِنْ خَرْطِ اَلْقَتَادِ فِي اَللَّيْلَةِ اَلظَّلْمَاءِ

اینها دین شان دینی است که از کسی که می­خواهد خرط قتاد بکند از این کار سخت تر است و از اینکه در شب تاریک بخواهد

(که یک مثال معروفی است «خَرطِ اَلقَتَاد» یعنی قتاد یک خار معروفی بوده که خیلی سخت بوده اینگار این را می­خواهد با دست خود بکند از این کار مثال معروفی است در عرب)

كَالْقَابِضِ عَلَى جَمْرِ اَلْغَضَا أُولَئِكَ مَصَابِيحُ اَلدُّجَى

مثل اینکه بخواهد یک گلوله­ای آتشی را در شب تاریک و ظلمانی در دست خودش نگهدارد

خب اینها کسانی هستند که نبی اکرم به آنها بشارت داده. این یک بشارت است دوم، بشارت سوم را من خیلی خلاصه­اش را عرض می­کنم در خدمت­شماهستم برویم یک استراحتی و برگردیم. بشارت سوم یک حدیث بسیار جالبی است که، اصل این روایتی که من امشب می­خواستم بخوانم این حدیث بود،

حدیث در کافی شریف از عمار ثاباتی است،

عمار ثاباتی می­گوید: رسیدم محضر ابی عبد الله امام صادق(ع) عرض کردم خدمت حضرت که آقا جان

«أَيُّمَا أَفْضَلُ اَلْعِبَادَةُ فِي اَلسِّرِّ مَعَ اَلْإِمَامِ مِنْكُمُ اَلْمُسْتَتِرِ فِي دَوْلَةِ اَلْبَاطِلِ أَوِ اَلْعِبَادَةُ فِي ظُهُورِ اَلْحَقِّ وَ دَوْلَتِهِ مَعَ اَلْإِمَامِ مِنْكُمُ اَلظَّاهِرِ»

عبادت در امام شما، یکی از ائمه شما اهلبیت در سر هست و  مستتر هست و مخفی هست و  در غیبت هست، عبادت در عدم حضور امام افضل است یا عبادت چه؟ در ظهور حق و دولت شما اهلبیت.

جایی که شما اهلبیت آمدید و دولت را گرفتید و حکومت شما است کدام افضل است حضرت شروع کردن وصف کردند فرمودند که ای عمار می­خواهم برایت مثال بزنم

«يَا عَمَّارُ اَلصَّدَقَةُ فِي اَلسِّرِّ وَ اَللَّهِ أَفْضَلُ مِنَ اَلصَّدَقَةِ فِي اَلْعَلاَنِيَةِ»

صدقه در سر بهتر است یا در علانیه گفت معلوم است آقا در سر؛ حضرت فرمود نه خب این مثالش است

«وَ كَذَلِكَ وَ اَللَّهِ عِبَادَتُكُمْ فِي اَلسِّرِّ»

عبادت شما در سر هم هیمنطور است.

یعنی وقتی امام حاضری نیست امام ظاهری نیست مثل همان روایت­های قبلی که دیدیدم این عبادت خیلی فضیلتش بیشتر است. خب پس ببینید دوران غیبت دورانی است که ما وقتی نگاه می­کنیم می­بینیم همه­اش خدای متعال و اهلبیت علیهم الطلاة و السلام اینقدر ابواب رحمت را به روی ما باز کردند این اتفاقاً اگر شیعه، اگر شیعه واقعاً شیعه باشد و بداند وظیفه­اش چیست شیعه در دوران غیبت بالاترین فضل را دارد نسبت به شیعیان و خواص اصحاب نبی اکرم و ائمه اطهار این در حضور این بشارتی که دارد می­دهد. خب فرمود که حضرت مثال­هایی زدند باز به نماز فریضه و صلاة صوم و اینها تا رسیدند به اینجا تتمه­اش را می­خواهم عرض بکنم که حضرت اینقدر مدح کردند و فضائل شیعه در دوران غیبت را بیان کردند که رسید به اینجا که

«قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ فَمَا تَرَى إِذاً أَنْ نَكُونَ مِنْ أَصْحَابِ اَلْقَائِمِ وَ يَظْهَرَ اَلْحَقُّ وَ نَحْنُ اَلْيَوْمَ فِي إِمَامَتِكَ وَ طَاعَتِكَ أَفْضَلُ أَعْمَالاً مِنْ أَصْحَابِ دَوْلَةِ اَلْحَقِّ وَ اَلْعَدْلِ فَقَالَ سُبْحَانَ اَللَّهِ أَ مَا تُحِبُّونَ أَنْ يُظْهِرَ اَللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى اَلْحَقَّ وَ اَلْعَدْلَ فِي اَلْبِلاَدِ»

عمار می­گوید آقا اینقدر شما فضل شیعیان دوران غیبت را گفتید من اصلاً این آرزو را کردم که اصلاً ولش کن می­خوای فعلاً ظهور نشود قائم شما هم قیام نکند حالا چه عجله­ای هست

آقای شریفی:

حریص شد یعنی عمار به زندگی در دوران غیبت

استاد حجازی:

 به دوران غیبت، اصلاً باشیم در دوران غیبت خب خیلی فضلش بیشتر است دیگر پس آنچه که به ما می­رسد خیلی بالاتر و بهتر است اینقدر که شما فضل حیاط در دوران غیبت را فرمودید و در مقابل حیاط در دوران قائم را حضرت مثال برایش زدند؛ گفتند که خب درست است این جهتش اما عمار آیا دوست نداری که خدای متعال بیاید دیگران را هم از ذلالت نجات بدهد از این جهتش که دیگران بله برای تو، توی شیعه بهتر است اما آیا دوست نداری خداوند عدل را وقسط را در زمین حکم فرما بکند؟  حکومت خودش را در زمین جاری بکند آیا دیگرانی که در مسیر ضلالت هستند آنها هم به هدایت بیایند؟ پس از این جهت بله محبوب است.

آقای شریفی:

یعنی اینکه این روایتی که شما خواندید یک نکته ظریف قشنگی در آن هست به نظر من اینکه امام رحمة للعالمین است، یعنی صرفاً فقط چهارتا شیعه را نمی­بیند حتی امام دلش می­سوزد برای گمراهی یک ناصبی که آنطرف دنیا نشسته و دارد حتی به اهلبیت اهانت و توهین می­کند و این نشان می­دهد که چقدر ائمه ما نسبت به هدایت بشر اینها حریص بودند و این خیلی نکته قشنگی بود بیننده­های عزیز خوب دقت کنید شما پیرو ائمه­ای هستید که دلشان برای همه مردم و همه بشریت می­سوزد با اینک زندگی در دوران غیبت در روایات ما برای ما شیعیان اینقدر موجب برکت است اینقدر به هر حال در آن اجز و ثواب نهفته است اما امام می­گوید شما به فکر خودتان تنها نباشید چهار نفر دیگر را هم ببینید که اگر امام حاظر شود در ملاء عام آنها می­توانند از امام منفعت ببرند و به این هدایت و به هر حال به این سربلندی برسند خب خدمت شما هستیم استاد حجازی.

استاد حجازی:

سلامت باشید. من باز عرض کردم همین که از روایت خواندم این جمله آخرش را هم می­گویم وقتی حضرت اینها را فرمودند در ادامه عرض کردم متن حدیث طولانی است نمی­خواهیم وارد آن بشویم. حضرت در ادامه آخرین جمله­ای که فرمودند این بود، فرمودند که

«وَ اَللَّهِ يَا عَمَّارُ»

به خدا قسم

امام معصوم امام صادق دارد قسم می­خورد

«يَا عَمَّارُ لاَ يَمُوتُ مِنْكُمْ»

این بشارت بس است، ما بر آن بمیریم

در این بشارت بمیریم، با شوق این بشارت بمیریم بس است برای مان

«وَ اَللَّهِ يَا عَمَّارُ لاَ يَمُوتُ مِنْكُمْ مَيِّتٌ عَلَى اَلْحَالِ اَلَّتِي أَنْتُمْ عَلَيْهَا»

هیچ کدام از شما شیعیان بر حالی که الآن شما هستید یعنی شیعه موالی ما اهلبیت هستید مسیرتان رامی­انید چیست از مسیر ما اهلبیت جدا نشدید

«عَلَى اَلْحَالِ اَلَّتِي أَنْتُمْ عَلَيْهَا»

آن حالی که شما الآن در آن هستید

«إِلاَّ كَانَ أَفْضَلَ عِنْدَ اَللَّهِ مِنْ كَثِيرٍ مِنْ شُهَدَاءِ بَدْرٍ وَ أُحُدٍ فَأَبْشِرُوا»

از شهدای بد و احد بالاتر هستید،

شما می­دانید دیگر وقتی می­خواهند مثال بزنند در اسلام یا مثلاً می­خواهند بگویند آقا حتی در کتب عامه بخواهند بگویند که؛ می­خواهند یک کسی را توثیق بکنند بگویند خیلی مقام بالا داشته می­گویند

«من أصحاب رسول الله فی یوم بدر، من بدریین»

یعنی این مرتبه را می­خواهم بگویم، حالا نه فقط بدریین من شهداء بدر ، از شهداء بدر هم باشد یعنی یکی حاضر شده بعداً مثلاً مرتد شده یا اصلاً مرتد هم نشده در مسیر بوده این خب هنوز به فیض شهادت جهادت نرسیده، اما از شهدای بدر هم شما بالاتر هستید این بشارت که در کافی شریف به سند صحیح آمده است.

آقای شریفی:

این روایت­هایی که شما خواندید من را یاد یک جریانی انداخت ما حدود فکر می­کنم شیش سال هفت سال پیش نهایت همان حدود اولین مناظره­ای که من با شبکه کلمه داشتم بحث مهدویت، یکی از شبهاتی که اینها مطرح کردند این بود که آقای سجودی گفت: خب یعنی اینطوری بود که آقا چرا امام غائب شده؟ حالا من جواب­های مختلفی دادم یک از آن این بود که گفتم شما با یازده حجت دیگر خدا چه کار کردید ک حالا بخواهید با دوازدهمی داشته باشید. آقای سجودی گفت که خب حالا پدرای ما یک گناهی مرتکب شدند چرا ما باید تاوان آن را پس بدهیم؟ آنجا من یادم هست یک از جواب­ها این بود که من به ایشان گفتم آقا اگر خدا به واسطه این عدم درک حضور حضرت به ما هیچ اجری ندهد حق با شما است، یعنی خدا یک چیزی را از ما گرفته در قبال این اگر نسبت به ما توجهی نداشته باشد حق با شما است؛ اما خدا در قبال این، گرفتن این درک حضور کنارش که اگر ما معتقد باشیم به همان مواردی که آقا رسول خدا و ائمه بیان کردند کنارش یک به اصتلاح اجر و پاداشی را گذاشته، من یک روایتی را خواندم که نزدیک به همین روایت شما است از جمله آن روایت دومی که شما بیان کردید شما گفتید از آقا متقی هندی ولی این روایت را حتی الوانی هم تصحیح سند کرده است که آقا رسول خدا وقتی به اصحابش گفت من مشتاق هستم برادران خودم را ببینم می­خوایم اینجا یک تعریضی بزنیم به اهل سنت ببینید دوستان و بزرگواران اهل سنت خوب به این نکته دقت کنید شما معتقد هستید بعد آقا رسول خدا و انبیاء افضل دیگر صحابه حضرت هستند خیلی خب اینجا را دقت کنید داشته باشید در این روایتی که آقای الوانی هم تصریح می­کند، آقا رسول خدا وقتی لفظ برادران را بکار برد و اصحاب گفتند ما هستیم؟ گفت نه، گفت مردمی که در آخر زمان می­آیند دین را با همین شرایطی که شما فرمودید حفظ می­کنند در ادامه در آن روایتی که در منابع اهل سنت آمده و  سندش هم معتبر است آقا رسول خدا فرمود هر یکی از آنها اجر پنجاه صحابه را دارند، از شما صحابه یعنی یک انسان مؤمن معتقد در عصر غیبت از نظر مقام برابری می­کند با پنجاه صحابه زمان خود حضرت خب حالا یک سؤال اینجا پیش می­آید چطور شما مدعی هستید که افضل بعد انیاء صحابی هستند که آقا رسول خدا را درک کردند در صورتی که خود آقا رسول خدا می­گوید مردمی که در عصر غیبت زندگی می­کنند اینها اجر پنجاه و مقام پنجاه صحابه را دارند خود همین یکی از مبانی اصلی اعتقادی برادران اهل سنت ما را زیر سؤال می­برد حالا امیدواریم که بینندگان اهل سنت ما که به هر حال دارند این برنامه را دارند می­بینند اگر پاسخی برای این قضیه داشته باشند خب خوشحال خواهیم شد پاسخ شان را بشنویم.

خب ممنون هستم جناب استاد حجازی ما قسمت اول بحث مان را با چند روایت زیبا از شما شنیدیم جا دارد بینندگان عزیز به خودمان ببالیم و از این، به این لفظ من می­گویم شاید هم صحیح نباشد ولی می­خواهم مطلب را خدمت شما برسانم از تهدید باید فرصت بسازیم ما از زندگی در عصر غیبت که نمی­توانیم حضور حضرت را درک کنیم باید برای خودمان فرصت بسازیم و  این فرصت را ائمه بیان کردند با چه؟ با عمل به همین روایاتی که از اهلبیت رسیده است آنچه که معتقد بودیم سینه به سینه به ما رسیده است یکی از آنها چیست؟ یکی از آنها این است که ما دوازده امام بیشتر نداریم سیزدهمی، چهاردهمی، و پانزدهمی همه­اش باطل است. دومش چیست؟ در عصر غیبت کبری حضرت سفیر خاص وکیل خاص ندارد. سوم چیست؟ ما بعد از آقا رسول خدا نبی و پیغمبر نداریم که امروز اینقدر نبی و پیغمبر آمده است دنبال یکی یکی راه نیافتیم همان اعتقادات سینه به سینه را حفظ کنیم تا ان شاء الله در رکاب حضرت به مقام شهادت علاوه برآن که اجر پنجاه صحابه را داریم  در مقام شهادت هم در رکاب حضرت برسیم. استراحت کوتاهی می­کنیم برمی­گردیم در خدمت شما بینندگان عزیز خواهیم بود.

سلام مجدد خدمت شما بینندگان عزیز. خب قسمت اول برنامه را به اینجا رسیدیم فضیلت و جایگاه شیعیانی که در عصر غیبت زندگی می­کنند جایگاه آنها پنجاه، مقایسه می­شود با پنجاه صحابه آقا رسول خدا، جایگاه آنها افضل بر صحابه­ای که در جنگ احد و بدر به شهادت رسیدند اینها کم مقامی نیست قدر خودتان را بدانید در چه عصری داریم زندگی می­کنیم، ولی به شرطها و شروطها، این همان روایت است که آقا امام رضا(ع) بیان فرمودند که «لااله الّا الله» دژ محکم الهی است از آتش جهنم نجات­تان می­دهد اما به شرطها و شروطها و أنا من شروطها؛ اینجا هم قطعاً شرط و شروطی دارد این شرط و شروطش را می­خواهیم از جناب استاد حجازی بپرسیم.

خب جناب استاد حجازی عصر غیبت است جایگاه شیعه­ای که در این عصر زندگی می­کند را بیان فرمودید، حالا برای ما بیان کنید این کسی که به این جایگاه می­رسد باید چه مراتب و چه افعال و اعمالی را داشته باشد تا مصداق این روایت­های زیبایی که شما بیان فرمودید باشد.

استاد حجازی:

بله عرضم به حضور شما که در باره آنچه که به عنوان وظایف شیعه حال بخواهیم بگوییم وظایف شیعه در عهد غیبت و عصر غیبت ما ابواب مختلفی در روایات اهلبیت می­بینیم که حالا آنچه که من می­خواهم امشب عرض بکنم با توجه به ذیق وقت اشاره به دو سه تا عنوانش هست در مجموع تا پایان وقت­مان ان شاء الله دو سه تا عنوانش را سعی می­کنیم اشاره مختصری داشته باشیم؛ اما مجموع اینها را که عرض کردیم فراوان است حالا ما سعی کردیم در کتاب، الحمدلله هم نوشتیم به نام  غربال غیبت آنجا ان شاء الله چاپ بشود آنجا بیان کردیم همه مجموعه وظایف شیعه را در دوران غیبت و ابوابی که دارد در روایات اهلبیت. برای مثال یکی از این ابواب این است که ببینید ما گفتیم وظیفه شیعه را اهلبیت(ع) بیان کرده­اند واقع­اش این است که جدای از این فضلی که برای شیعه گفته­اند وظایف شیعه هم در دوران غیبت بسیار راحت است یعنی شیعه فقط کافی است گوشش و چشمش، گوشش و چشمش به زبان امام معصوم(ع) باشد حالا چشمش متون را ببیند گوشش هم به لیسان حضرت. خیلی راحت است حفظ دین در دوران غیبت گاهی وقت­ها افراد خود شان نمی­خواهند واقعیت این است که نمی­خواهند یعنی می­خواهند بروند سراغ یک جریانی دوست  دارند، حالا ما نمی­خواهیم وارد یک بحث فرقه­ای بشویم فعلاً که افرادی که جذب فرقه­ها شدند مثل این است که بابی و بهائی شدند چرا اینها واقعاً بابی و بهائی شدند مثلاً ما در بابیت و بهائیت یک شخصی را می­بینیم به نام مرزا ابوالفضل گلپایگانی، مرزا ابوالفضل گلپایگانی مجتهد است واقعاً مجتهد است حالا مثلاً شما یکی را ببینید یک فرقه­ای بگوید مثل فرقه همبوشی، احمد اسماعیل در اینها هر چه می­گردی خوشبختانه یا متأسفانه یک آدم حسابی پیدا نمی­کنی که مثلاً بخواهی آقا دلت خوش باشد همراهش مناظره کنی یعنی مثلاً من خوشحال باشم آقا یک نفر با سوادی باشد مثلاً یک مقداری سواد داشته باشد واقعاً.

آقای شریفی:

یک نفر شان هم که می­آید باز همه می­گویند بعد از مناظره این سواد نداره چرا با این مناظره کردی مثل جریان آقای کهندل که دیگه مکتب نجف برائتش را اعلام می­کند آقا اصلاً این سواد ندارد شما بی­خود می­کنی مثلاً بعد از اینکه این را شکست می­دهی می­گذاری به پای جریان. 

استاد حجازی:

این خیلی مصیبت است واقعاً یعنی ما هم مثلاً حالا دعا نمی­کنیم یک آدم با سواد جذب این فرقه بشود ولی کاش یک آدم باسواد بود، حداقل با یک آدم با سواد آدم یک بحثی مناظره­ای می­کرد خب این نکته­ای است که اما در بابیت و بهائیت ما افراد باسواد هم، به ظاهر با سواد می­خواهیم بگویم یعنی تحصیل ظاهری را دارند مثل میرزا ابوالفضل گلپایگانی واقعاً هم مجتهد بود اجازه اجتهاد از چند نفر داشت یا مثلاً طاهره قدرت العین نمی­خواهیم او را تایید بکنیم اما طاهره قدرت العین سواد داشت در آن زمان خودش.

آقای شریفی:

رجالی بود.

استاد حجازی:

بله یک، حالا رجال که نبود زن بود در  واقع، یک زنی که واقعاً رجلی بود برای خودش به تعبیر شما و درس خارج می­داد می­دانید که در کربلا درس خارج می­داد پرده می­زدند طاهره قدرت العین می­نشست اینطرف پرده درس می­گفت افراد دیگر می­نشستند اینطرف پرده و گوش می­دادن مردها در صحن امام حسین در کربلا درس خارج می­گفت و معارفی را می­گفت که حالا مال شیخیه و اینها بود حالا اینها مثلاً در بابیت و بهائیت می­بینیم؛ می­خواهیم بگوییم که گاهی وقت­ها افراد علت­هایی دارد که باید آن علت­های جامعه شناختی­اش را شخصی­اش را روانشناسی­اش اینها هم بررسی بشود؛ اما اهلبیت (ع) وارد حاشیه نشویم خیلی راحت به ما گفتند یکی از این ابوابی که در روایت داریم بابی هست اصلاً وقتی می­گوییم باب، خود مرحوم نعمانی بعضی از ابواب را وقتی م­آورد در کتاب الغیبة­اش شما دیدید، می­دانید که نعمانی مرحوم نعمانی کسی است که واسطه در نقل کافی شریف هم به ما هست یعنی کافی، یکی از اسناد کافی که به ما رسیده کافی نعمانیه است مرحوم نعمانی شاگرد شیخ کلینی بوده است و ایشان یکی از اسناد کافی برای ما مرحوم نعمانی بوده است لذا خیلی از روایات غیبةنعمانی مشترک هست در کافی هم هست و از کافی هم از کلینی هم نقل می­کند، اینجا وقتی یک بابی را باز می­کند خیلی وقت­ها آخر انتهای باب می­نویسد روایات این باب متواتر است  دیگر وقتی خودش دارد ادعای تواتر می­کند و برای نمونه دیگر می­خواهد کتاب بنویسد دیگر برای نمونه دوتا، سه­تا، پنج­تا می­آورد اما دارد ادعای تواتر هم می­کند این برای ما حجّت است واقعاً همان روایش هم کفایت می­کند خب خیلی­های آن صحیح السند است. بابی داریم به این عنوان در الغیة­نعمانی به این عنوان که حالا عرض کردم روایت آن مثلاً شبیه آن در کافی شریف و در کماالدین هم هست که

«إذا فَقَدَ إمامَکُمّ»

آن موقع که امام تان از دستان شما مفقود شد و دسترسی به آن نداشته باشید

«فتمسّكوا بالأمر الأوّل الذی کُنتُم عَلَیه»

به آن امری که به آن اعتقاد داشتید

مثال می­خواهم چند تای آن را را بخوانم، می­فرماید:

«أن ابی عبدالله (ع)»

آقای شریفی:

اسم باب یک مقدار هنوز مجهول مانده اسم باب.

استاد حجازی:

چون در متنی که قرار هست بخوانیم همین عنوان باب هست، متنی که آورده­اند خود مرحوم نعمانی همان عنوان باب هست.می­فرماید که عبدالله بن ثناء می­گوید که:

«دَخَلْتُ أَنَا وَ أَبِي عَلَى أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ»

پدرم، با پدرم وارد بر امام صادق(ع) شدیم

«فَقَالَ كَيْفَ أَنْتُمْ إِذَا صِرْتُمْ فِي حَالٍ لاَ تَرَوْنَ فِيهَا إِمَامَ هُدًى وَ لاَ عَلَماً يُرَى فَلاَ يَنْجُو مِنْ تِلْكَ اَلْحَيْرَةِ إِلاَّ مَنْ دَعَا بِدُعَاءِ اَلْغَرِيقِ »

شما چه حالی خواهی داشت وقتی که امام، (منظور شیعه هست دیگر حالا وقتی خطاب می­کنند) زمانی که امامی برای شما نباشد امام حاضری و کسی نجات پیدا نمی­کند مگر کسی که دعای غریق را بخواند.

که دعای غریق را در روایات فراوان آورده­اند که

«یا الله یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک»

این دعای غریق است.

«فَقَالَ أَبِي هَذَا وَ اَللَّهِ اَلْبَلاَءُ»

این واقعاً یک بلای بزرگی است.

پدرم به امام صادق گفت واقعاً بلای بزرگی است؛ خب حضرت فرمودند که:

«فَكَيْفَ نَصْنَعُ»

بعد می­گوید پدرم گفت

«فَكَيْفَ نَصْنَعُ جُعِلْتُ فِدَاكَ»

چه کنیم آن موقعی که این اتفاق می­افتد

«قَالَ إِذَا كَانَ ذَلِكَ»

این مهم است

«وَ لَنْ تُدْرِكَهُ فَتَمَسَّكُوا بِمَا فِي أَيْدِيكُمْ حَتَّى يَتَّضِحَ لَكُمُ اَلْأَمْرُ»

وقتی این اتفاق افتاد، وقتی امامی از شما غائب شد،چه کار بکنید برای اینکه به گمراهی نروید؟ همان عقیده­ای که تا قبل از این امام داشتید، ببینید این یک مبنا است مبنای کلی است برای شیعه تا روز قیامت تا روز ظهور حضرت

«فَتَمَسَّكُوا بِمَا فِي أَيْدِيكُمْ حَتَّى يَتَّضِحَ لَكُمُ اَلْأَمْرُ »

آن عقیده­ای که داشتید تا قبل از غیبت امام عصر(عج) عقیده­ی تان چه بود در زمان غیبت امام عصر اینکه ما دوازده تا امام داریم اینکه ائمه ما معصوم هستند اینکه ائمه ما چنین و چنان­اند اینکه آخرین امام و خاتم ائمه خاتم اوصیا حجت بن الحسن، همین عقایدی که داشتید یک عقیده­ای شیعه داشته نه فقط شما کل شیعه یک عقیده­ای داشته تا لحظه غیبت امام عصر.

«فَتَمَسَّكُوا»

به همان عقیده­ای که داشتید تمسک کنید

هیچ جای دیگر نروید اگر می­خواهید نجات پیدا کنید راهش این است  به همان عقیده­ای که داشتید تمسک بکنید بعد از غیبت امام هیچ جا نرو تا وقتی که خود حضرت ظهور بکند بخواهد مگر برای شما بیان بکند دیگر احکام جدید را خب این هم در اعتقادات هست هم در احکام لذا ما می­گوییم ما دستمان در دوران غیبت بسته نیست. چرا بسته نیست؟ چون اعتقادات را برای ما بیان کردند به تواتر ما هیچ عقیده­ای نداریم که باید به آن ملتزم باشیم اما به تواتر بیان نشده باشد، این ادعای ما در شیعه هست.

آقای شریفی:

اصلاً اینطوری بگویم جناب استاد حجازی حالا تا اینجایی که اگر باز اشتباه هست شما اصلاح بفرمایید. ما هیچ عقیده­ای نداریم، هیچ عقیده­ای نداریم که اگر خود حضرت مهدی را جدا کنیم بگوییم در این عقیده نیازمند کلام حضرت مهدی هستیم.

استاد حجازی:

احسنتم درست است. یعنی ائمه گذشته اتمام نکرده باشند.

آقای شریفی:

بیان نکرده باشند، احسنت، یعنی ما اگر بگوییم حضرت مهدی را جدا کنیم از یازده امام قبلی و آقا رسول خدا بگوییم حضرت مهدی کلام ایشان که به ما رسیده است در روایات هست بگذاریم کنار بگوییم خب این را ما می­گذاریم کنار الآن یک عقیده­ای است که از اصول اعتقادی مذهب شیعه اثناء عشری است اگر حضرت مهدی و کلامشان را بگذاریم کنار در این عقیده نقص ایجاد می­شود در اعتقادات ما؛ آیا اصلاً همچین چیزی وجود دارد؟

استاد حجازی:

این اصلاً نص روایت است، این اصلاً متن روایت است که ائمه گذشته این کار را برای شما کردند متن توقیع خود امام عصر هست، حالا به آن می­رسیم خود امام عصر اصلاً این را فرمودند، فرمودند برای شما بیان شده است شما چیزی که لازم دارید به دست شما هست شما فقدان ندارید برا ادله­تان.

آقای شریفی:

خب اینجا یک شبهه را می­خواهم، یک شبهه دیگر را هم می­خواهیم اینجا پاسخ بدهیم با همین مطلبی که بیان فرمودید. یکی از شبهاتی که، حالا ما بحث­مان یک مقدار می­خواهیم فراتر برویم از فرقه­ها جریانی مثل احمد بصری مثل منصور هاشمی و  بهائیت و اینها می­خواهیم یک مقدار بیاییم حتی در به هر حال مثل مذاهب دیگر مثل اهل سنت مثل وهابیت اینها می­گویند آقا یکی از به اصتلاح صفات امام هدایت است و وقتی امام زمان الآن حضور فیزیکی در جامعه ندارد این صفت دیگر مختص به امام نیست و دیگر اینجا امامت زیر سؤال می­رود که ما یکی از جواب­هایمان همیشه همین است می­گوییم یکی از آن صفات امام هدایت است نه کلاً ثمره وجودی امام؛ بعد اینها، در جواب اینها همین نکته را امشب که بیان شد می­شود یک استدلال به آن کرد که اساساً کدام یکی از اعتقادات شیعه هست که اگر حضرت مهدی را ما بگذاریم کنار در آن اعتقاد ما خللی ایجاد می­شود خب وقتی هیچ چیز نیست خود این شبهه خود به خود باطل می­شود.

استاد حجازی:

مثال نقضی­اش همین که شما فرمودید، کامل فرمودید، مثال نقضی­اش به خود نبی اکرم است اگر قائل به این هستید که با غیبت امام باب هدایت و باب ایمان مسدود شده است بعد از پیغمبر اکر هیچ ایمانی منجزیّت ندارد همه ایمان­ها باطل است. چرا؟ چون دسترسی به نبی اکرم نبوده است و ما به هدایت مسدود شدیم؛ و همه امت در گمراهی اند بنابر این.

آقای شریفی:

خب حضرت خود پیغمبر غیبت داشت، چند روزی ایشان در غار مخفی می­شود می­شود خود، حالا فقط فاصله زمانی تفاوت دارد. آیا پیغمبر که در غار هست در غیبت به سر می­برد مسیر هدایت جامعه دیگر تعطیل شده؟ یا خود غیبت حضرت در غار خودش در همان مسیر تکامل بشر است همینطور که غیبت حضرت مهدی هم بشر را به سمت مسیر تکامل دارد می­برد.

استاد حجازی:

هر جوابی آنجا بدهند ما همین جا می­دهیم. آنجا چه جواب می­دهند؟ می­گویند نه آقا پیغمبر احکام را بیان کرد قرآن را گذاشت صحابه را گذاشت. آنها می­گویند صحابه ما می­گوییم خب پیغمبر اکرم فرمود ثقلین را گذاشتم قرآن و عترت را گذاشتم، بیان کردم این را اگر پیغمبر روایات را بیان کرد ائمه طاهرین هم روایت را بیان کردند یعنی هر جوابی آنجا بخواهند بدهند ما اینجا همان جواب را به خودشان می­دهیم.

خب باز دیگر نمی­خواهم این روایت را بخوانم یک مثال دیگر فرمودند که ، شبیه همین هست،فرمودند که آن زمانی که امام­تان غائب شد

«فَتَمَسَّكُوا بِالْأَمْرِ اَلْأَوَّلِ الذی انتم علیه حَتَّى يُبَيَّنَ»

 به آن امر اول، این چندین روایت است عرض کردم متواتر است، خود مرحوم نعمانی انتهای این باب ادعای تواتر می­کند، این روایت متواتر است من برای نمونه چندتایش را می­آورم به اسناد مختلف.

آقای شریفی:

خب این امر اول یعنی چه جناب استاد حجازی؟

استاد حجازی:

امر اول یعنی همان اعتقادی که، دارد در باره شیعه صحبت می­کند، اول در مقابل دوم نیست، اول در مقابل آخر است اینجا اول، اول و آخر است یعنی امری که قبل است امری که بعد است یعنی به آنچیزی که تا حالا اعتقاد داشتید؛ یک اول در مقابل دو داریم یک در مقابل دو ، یک در مقابل اول در مقابل آخر، اینجا اول در مقابل آخر است یعنی آنچه که تا حالا داشتید به همان امر تمسک بکنید تا کی؟ تا زمانی که امام­تان ظاهر بشود مثلاً در موردش می­فرماید، می­فرماید که

«حتی یظهر نجمکم»

 تا موقعی که امام­تان (نجمه­تان،مثال قشنگی می­زند ستاره) تا آن ستاره­ای که ستاره راهنمای شما است امام­تان هست تا آن امام­تان ظاهر بشود

دیگر حالا می­روید محضر امام، اما تا امام­تان نیست تمسک به همان امری که تا حالا داشتید، اول یعنی تا حال به آن معتقد بودید آن امر گذشته­تان.

چه بوده شیعه دوازده امامی آقا یک مسلماتی دارد ضروریاتی دارد محکماتی دارد از هر بچه شیعه­ای بپرسید، بچه من الآن، خدا اولاد شما را حفظ کند آقا مهدی­یار است ،بچه­های ما سبیه­های ما از آنها بپرسید امام اول، امام دوم، امام دهم، امام یازدهم، امام دوازدهم تمام می­شود بگویید امام سیزدهم می­گوید نداریم،نمی­گوید فلانی، بگویید امام سیزدهم می­گوید نداریم، چندتا امام داری؟ دوازده­ تا در روایت داریم که می­­فرماید که دین­تان در دوران غیبت مثل عجائز باشد مثل دین عجایز، عجوزه­ها یعنی چه؟ این خیلی مثال قشنگی است، چقدر دقیق فرمودند.عجوزه­ها دید شما یعنی پیر زن­ها، پیرزن­ها وقتی می­روی به او می­گویی،می­گویی ننه جان مثلاً همچین اتفاقی افتاده فلان جا جنگ شده فلان جا اتفاق افتاده. می­گوید من کاری به این حرف­ها ندارم، سرش در قرآنش و کتابش و خدا و اهلبیتش هست، سرش به کار خودش است، کار ندارد که کجا چه اتفاقی افتاد در عالم،نمی­خواهیم بگوییم به این اتفاقات کار نداشته باشید چون امر دین می­خواهیم بگوییم ما چون امر دین، دنبال این نباش که آقا یکی آمد گفت من امام دوازدهم هستم یکی آمد گفت من پیغمبر هستم یکی گفت خدا هستم ، یکی می­گفت من زن امام زمان هستم.

آقای شریفی:

آن اساس کلیات دین را گرفته آن عجوزه­ای که شما می­گویید این حواشی­ها او را بازی نمی­دهد.

استاد حجازی:

اصلاً گوش نمی­دهد، اصلاً حاظر نیست گوش بدهد می­گوید من از پدرم، خلی مهم است، این خیلی حرف قشنگی هست، می­گوید من پدرم، شما دیدید گاهی وقت­ها می­گوید من پدرم مثلاً این روضه را می­خواند من پایش گریه می­کنم خب نمی­خواهم بحث سندی بکنم اما مثلاً وقتی یک روضه می­خواند می­گوید من پدرم و اجدادم همیشه در روستا بودیم این روضه را می­خواندند همراهش گریه می­کردند ما هم گریه می­کنیم، این هم همین را می­گوید؛ می­گوید من اجدادم، بزرگان ما شیعیان ما به این عقیده بزرگ شدیم ما در شیعه این عقیده مسلّم شیعی بوده ما در دوازده­تا امام داریم ما امام زمان مان این است.

 آقای شریفی:

کنار این عقیده روایات نهفته است دیگر یعنی پشتوانه­اش روایات اهلبیت است که تصریح هم کرده به همین اعتقادی که سینه به سینه می­رسد بمانید تا زمان ظهور، حالا بیننده­های عزیز انصافاً یک سؤال می­پرسم چه از آن اتباع جریان­ها و این فرقه­ها چه شما شیعه اثنی عشری واقعاً شما این اعتقادی که با شما سینه به سینه آمده چه بوده؟ آیا اعتقاد داشتید که امامت فقط 12تا است؟ یا نه تا 24تا که بعضی از این فرقه­ها مثل جریان احمد بصری مدعی شدند 24تا شنیده بودید؟ اعتقاد تان چه بود در رابطه با ختم نبوت در رابطه با مقامات ائمه آیا شما واقعاً معتقد بودید امیرالمؤمنین در خسران و ظلمت است؟ آیا اعتقادات شما که سینه به سینه آمدید این بوده که امام حسین نعوذباالله مشرک است؟ آیا این اعتقاد را داشتید که انبیاء الهی اینها از دائره عصمت خارج می­شوند می­روند به جهنم؟ آیا اعتقاد داشتید که حضرت یونس(ع) مثلاً رفت به جهنم؟ آیا اعتقاد داشتید که مثلاً بلعم باعورا پیغمبر بوده و بعد که مقابل حضرت موسی ایستاد خدا در قرآن به او لقب سگ داد؟ آیا واقعاً شما به اینها اعتقاد داشتید؟ این اععتقاداتی که سینه به سینه آمده اینها بوده؟ قطعاً خیر شما از هر بچه شیعه همینطور که استاد حجازی پرسیدند سؤال کنید اصلا می­گوید اینها چیزهای جدیدی است که ما داریم می­شنویم، چرا ائمه ما در روایات گفتند در همان اعتقادات سابق­تان بمانید چون می­دیدند در عصر غیبت مدعیان دروغین می­آید و برای اینکه خودشان را جعل کنند کنار اصل مجبور هستند اصل را زیر سؤال ببرند همان اتفاقی که در عصر اسلام افتاد، در جریان صدر اسلام چون قرار بود بعضی­ها کنار اصلی قرار  بگیرند به نام امیرالمؤمنین و اهلبیت خب باید چندتا کار انجام بشود یک جایگاه اصل زده بشود حالا امروز روز مباهله است امیرالمؤمنین نفس آقا رسول خدا است به روایات متواتر شیعه و سنی که از این طرف می­آیی نگاه می­کنی در همان کتبی که مخالفین و برادران اهل سنت ما نوشته­اند خب جالب است می­گویند آقا اصلاً چه کسی گفته پیغمبر امیرالمؤمنین را با خودش برد؟ نه پیغمبر خلیفه اول را با خودش برد در جریان مباهله، این اتفاقاتی که در صدر اسلام اتفاق افتاد چون جعل قرار است بیاید کنار اصل قرار بگیرد در زمان غیبت هم همین اتفاق می­افتد و باید اصل زیر سؤال برود کلام اهلبیت که در این مورد که به اعتقادات سابق­تان باشید برای این است که ما بدانیم و متوجه باشیم که فریب این افرادی که قرار است دین من و شما را بدوزدند نخوریم. استراحت کوتاه خواهیم کرد وُلی ببینیم بعد برمی­گزردیم باز دوباره در ادامه بحث شیعین و استاد حجازی در خدمت شما و استاد گرانقدر استیم.

اسلام علیک یا ابا صالح، خب بینندگان عزیز در خدمت شما هستیم بحث را به اینجا رساندیم که وظائف شیعه در عصر غیبت چه است؟ و در کلام نورانی اهلبیت نسبت به این مطلب چه مواردی ذکر شده که یکی  از آن موارد را استاد حجازی بیان فرمودند که ما باید در عصر غیبت به همان اعتقادات سابق خود مان  باقی بمانیم. تایم داریم حدود 40 دقیقه خوشحال خواهیم شد اگر بینندگان عزیز سؤالی دارند و صدای گرم شما عزیزان را هم إن شاءالله بشنویم، ادامه بحث را در خدمت جناب استاد حجازی  هستیم بفرماید جناب استاد.

استاد حجازی:

سلامت باشید،بسم الله الرحمن الرحیم خب عرض کردیم که این یک بابی بود تمسکی به امر اول یعنی تمسک به آن عقیده که در آن بودیم شبیه همین باز عبارت­های دیگر هم در  روایات داریم، این عبارت هم قشنگ است حضرت می­فرمایند که، از امام صادق(ع) در همان الغیبه نعمانی:

«إِذَا أَصْبَحْتَ وَ أَمْسَيْتَ يَوْماً لاَ تَرَى فِيهِ إِمَاماً مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ»

امامی از آل محمد(ص) ندیدید

«فَأَحْبِبْ مَنْ كُنْتَ تُحِبُّ»

همان کسانی که دوست داشتی دوست داشته باش

چقدر قشنگ است واقعاً مرحوم نعمانی یک عبارت­های دارد در کتابش وقتی عبارت­های روایستی را بعضی ابواب می­آورد مثلاً می­نویسد که، حالا با همان لسان خودش و با همان زبان عربی می­گوید:

ای شیعیان دقت کنید ببینید که اهلبیت هیچ چیزی برای شما نگذاشته­اند إلا اینکه بیان کردند در دوران غیبت چه کنید و به بی­راهه نروید.

می­فرماید که:

«فَأَحْبِبْ مَنْ كُنْتَ تُحِبُّ»

همانهای را که دوست داشتی دوست داشته باش

«وَ أَبْغِضْ مَنْ كُنْتَ تُبْغِضُ»

همان­های ام که دشمن شان بودی دشمن شان باش ،نه دوست جدیدی بگیر نه دشمن جدید

«سلمٌ لمن سالمکم و حربٌ لمن حاربکُم»

دوست یعنی چه در «فَأَحْبِبْ مَنْ كُنْتَ تُحِبُّ» یعنی من موالی محمد و آلی محمد بودم من 12 امام را دوست داشتم به عنوان امام

آقای شریفی:

این کنار همان که امام می­گوید باید اعتقاد سابق، امر اول 12 امام اعتقاداتی که سینه به سینه آمده حالا فقط اینها را دوست داشته باش کسی دیگر را کنار اینها قرار نده.

استاد حجازی:

امام سیزدهم چهاردم نداریم آقا ما هیچ کس را دوست نداریم

وَ اَبرَءُ الا الله مِنْ كُلِّ وَلِيجَةٍ دُونَكُمْ وَ كُلِّ مُطَاعٍ سِوَاكُمْ

ما هیچ کسی را نمی­خواهیم ما محمد و آل محمد را داریم به عنوان امام

وَ وَالِ مَنْ كُنْتَ تُوَالِي

همان­های که ولایت شان را داشتی «وَالِ مَنْ كُنْتَ تُوَالِي» یعنی ولایت شان را داشتی

این را یک نکته­ای عرض بکنم بعضی اوقات در خطبه خدیر می­گویند

اللهم وال من والاه وعاد من عاداه

اینطوری ترجمه، استاد هستید خودتان می­دانید برای شنوندگان می­گویم، می­گویم که اینطوری ترجمه می­کنند «وال من والاه» را اینطوری ترجمه می­کنند که:

خدا یا دوست بدار کسی که علی را دوست دارد

وعاد من عاداه را می گویند:

دشمن باش با کسی که با علی دشمن است.

این دوستی غلط است هم به قرینه خود لفظ ولایت که حالا یک مقاله مفصل دارد مرحوم علامه شیخ محمد رضا جعفری، شیخ محمد رضا جعفری(رضوان الله تعالی علیه و رحمة الله علیه) واقعاً خوب شد امروز به یاد ایشان افتادم و منتی دارد بر سر همه ما یک شخصیت واقعاً ناشناخته­ای هم بودندن ایشان غیر از آن علامه جعفری که در مباحث فلسفه و اینها بودند نه ایشان در مباحث کلام و مباحث امامت و اینها بسیار ذبده بودند بی­نظیر بودند در عهد ما و عصر ما واقعاً بی­نظیر نه کم­نظیر، ایشان یک کتابی دارند به نام، در توضیح کلمه مولا و ولی بی­نظیر است یعنی بهترین کاری که انجام شده، این لغت را بحث لغوی کلمه مولا و ولی را کرده است. خب این وال من والاه به معانی این نیست دوست بدار کسی را که علی را دوست داشته باشد به معنی این است که خدایا ولی باش ولایت داشته باش سرپرست باش بر کسی مه والاه کسی که سرپرستی علی را قبول کرد کسی که ولایت علی را قبول کرد چون ولایت یک معنای ..

آقای شریفی:

چون داریم می­رویم تحت پناه خود الله متعال

استاد حجازی:

احسنتم، خدایا او را در پناه خودت و سرپرستی خودت بگیر کسی که سرپرستی و ولایت علی را قبول کرد چرا؟ چون ولایت امیر مؤمنان ولایت الله است یعنی فرمودند چون ولایت امیرالمؤمنین ولایت الله است اینجا اصلاً معنای ولایت همان ولایت حقیقی، اصلاً معنای در لغت یک معنای حقیقی بیشتر ندارد و آن سرپرستی است و زعامت است یک معنای حقیقی دارد بقیه معانی مصادق است برای این که حالا همین کتابی که عرض کردم، خب می­فرماید که ولایت آن کسی را داشته باش که تا حالا ولایتش را داشته باشی ولایت جدیدی چه؟ نپذیر

وَ وَالِ مَنْ كُنْتَ تُوَالِي وَ اِنْتَظِرِ اَلْفَرَجَ صَبَاحاً وَ مَسَاءً

و منتظر فرج باش

این امر تو است این وظیفه تو است

آقای شریفی:

یعنی پس باز ما دوازده­تا ولی داریم

استاد حجازی:

همانی که داشتیم جدید نداریم ولایت جدیدی قبول نکنید، این امر اهلبیت است اگر می­خواهی نجات پیدا بکنی در دوران غیبت. خب حالا از این می­رود بالاتر باز یک باب جدیدی در روایات، این در کافی شریف است این باب در خود الکافی شریف است در ذالغیبه نعمانی هم است روایات آن در کماالدین هم است کتب مختلف روایی ما. می­فرماید: عنوان باب این است:حالا عنوانی که براب روایات می­گرفتند معمولاً اینطوری بود که از خود متن روایت می­گرفتند مرحوم کلینی، باب أنه من عرف إمامه لم یضرَّهُ تقدّمَ هذا الأمر  أو تأخر،خب وظیفه شما چه است؟ گفتیم تمسک به امر اول، ان کسانی که ولایت شان را داشتی ولایت شان را داشه باش و برئت ار اعداء که داشتی و امامت را بشناس همان امامی که تا حالا به او اعتقاد داشتی معفرت خودت را نسبت به امامت بالا ببر، کسی که امامش را شناخت، خب دقت کنید، امام صادق(ع) فرمدند به سند صحیح از زراره

«اِعرِف إمامک»

امامت را بشناس

اگر شناختی امامت را

«فَإِنَّكَ»

این معنی ممکن ایت حالا توضیح بخواهد خب اما ممکن است برای بعضی­ها با توجه به سوابق که بوده است برای بعضی­ها سقیل باشد اما توضیح دارد و واقعاً اگر ما معنی را بفهمیم زندگی­مان عوض می­شود در دوران غیبت زندگی­مان عوض می­شود.

«اعْرِفْ إِمَامَكَ»

معرفت نسبت به امام پیدا کن

«فَإِنَّكَ إِذَا عَرَفْتَ أمامَک لَمْ يَضُرَّكَ تَقَدَّمَ هَذَا الْأَمْرُ أَوْ تَأَخَّرَ»

تو امامت را بشناس اگر امامت را شناختی هیچ فرق،

«آقا لَمْ يَضُرَّكَ»

هیچ فرقی

«فلایَهِمُّ» 

در روایت دیگر دارد

«فلایَهِمُّ»

اصلاً فرقی برایت نمی­کند نه

«لَمْ يَضُرَّكَ»

مه فقط ضرری به تو نمی­زند اصلاً برایت فرقی نمی­کند در نفس تو که

 «تَقَدَّمَ هَذَا الْأَمْرُ أَوْ تَأَخَّرَ»

امر ظهور حضرت تقدیم بی­افتد با تأخیر

یعنی درک بکنی ظهور را یا درک نکنی برای شیعه دوران غیبت درک ظهور یا عدم درک ظهور هیچ فرقی نمی­کند، چه از این بالاتر؟ حالا توضیح دارد چرا فرقی نمی­کند؟ دقت کنید چرا فرقی نمی­کند؟ من این را در پرانتز یک اشاره­ای بکنم، چرا فرقی نمی­کند؟ که برداشت بد یک وقت نشود، عرض کردیم ما مطلبه ظهور حضرت را می­کنیم دعا می­کنیم دعا برای فرج می­کنیم بالاترین منت و بالاترین آرزوی ما و تمنی ما این است که امام عصر را ببینیم هیچ آروزی از این بالاتر نداریم اما چرا برای شیعه دوران غیبت فرقی نمی­کند؟ چون اگر معرفت به امام داشت حتی اگر درک نکرد دوران ظهور حضرت را چه می­شود؟ روایتش را می­آورم می­خوانم در دوران رجعت به او عرضه می­شود می­آید بعد از قیام  حضرت رجعت می­کند به دنیا و آنجا نصرت می­کند حضرت را، لذا هیچ چیزی از دست این شیعه نرفته، توی شیعه چه می­خواهی؟ می­خواهی نصرت کنی امام عصر را؟ می­خواهی بجنگی در رکاب امام عصر؟ در دعای عهد می­خوانیم، چه می­خوانیم؟ می­گوییم اللَّهُمَّ إِنْ حَالَ بَیْنِی وَ بَیْنَهُ الْمَوْتُ الَّذِی جَعَلْتَهُ عَلَى عِبَادِکَ حَتْماً مَقْضِیّاً اگر این موتی که حَتْماً مَقْضِیّاً است یعنی حتمی است برای همه، چه بشود اگر من مُردم؟ این عمل من است آرزوی من است

 «فَأَخْرِجْنِي مِنْ قَبْرِي مُؤْتَزِراً كَفَنِي ، شاهِراً سَيْفِي ، مُجَرِّداً قَناتِي ، مُلَبِّياً دَعْوَةَ الدَّاعِي فِي الْحاضِرِ وَالْبادِي»

من را از قبرم خارج کن بیایم در رکاب حضرت بجنگم

و این را وعده دادند به شیعه یعنی شیعه اگر در دوران غیبت به وظیفه­اش عمل بکند بمیرت قبل از غیبت قبل از ظهور و ظهور حضرت را نبیند هیچ فرقی برایش نمی­کند.

آقای شریفی:

کما اینکه جناب استاد اصلاً روایتی هم داریم این شیعه با این صفاتی که شما فرمودید در روایات آمده این شیعه مثل کسی می­ماند که در خیمه و چادر خود حضرت حضور دارد.

استاد حجازی:

بله بله حالا می­خوانم روایتش را.

آقای شریفی:

یعنی اینهم، حالا که من اینها را اشاره کردم، وقتی کنار این بیاید یعنی ببینید دوستان عزیز محبین اهلبیت شیعیان اهلبیت چقدر ما در عینی که حالا نمی­دانم حالا متأسفانه بگویم خوشبختانه بگویم برای ما از دوران غیبت یک دوران بسیار تاریک ظلمانی و یک دوران بسیار سخت آمده که از یک باب می­شود گفت درست هست اما کنار همین ببینید در کلام اهلبیت برای این شیعه­ای که به هر حال رعایت می­کند کلام اهلبیت را در دوران غیبت پابند به همان اعتقاداتی که از اهلبیت آمده چه مقاماتی یعنی ولو شما اگر باشیم جزء این شیعیان که امیدوار هستیم و دعا می­کنیم آرزو می­کنیم که خدا این توفق را به ما بدهد هر آن ما در خیمه و چادر حضرت و در کنار حضرت حضور داریم این خیلی نکته قشنگ و زیبای است. خب جناب استاد حجازی ادامه روایت­تان را بفرماید روایت­های بسیار زیبای است و الحق و الانصاف بنده خودم هم امشب دارم لذت می­برم از این روایاتی که اینها را هم وقتی چیده می­شود اینقدر زیبا این به هر حال جیگاه شیعیان عصر غیبت را بیان می­کند.

استاد حجازی:

بله، خب عرض کردیم که پس این عنوانی است که در روایات ذکر شده است و حالا برای این قسمت رجعت چون ما وارد آن شدیم شما هم اشاره فرمودید من یکی دوتا روایتش را عرض بکنم چرا در رجعت چه اتفاقی می­افتد؟ می­فرماید که، روایتش مفصل است در کافی شریف می­فرماید که، و در کامل الزیارات که به سند صحیح است و در الغیبه نعمانی که امام صادق توضیح می­دهند که سید الشهداء(ع) با اصحاب شان صحبت می­کردند شب عاشورا بشارت دادند به آنها که ما رجعت می­کنیم انتقام از دشمنان می­گیریم تا می­رسد به اینجا که می­فرماید:

«يَتَبَاشَرُونَ فِي قُبُورِهِمْ بِقِيَامِ اَلْقَائِمِ»

وقتی که قائم ما ظهور می­کند و قیام می­فرماید اموات مرمنین و شیعیان ما ،در رقبور شان به همدیگر بشارت می­دهند

مرده­اند رفته­اند در آن دنیا اما بشارت می­دهند که آقا قائم قیام کرد قیام قائم محقق شد حضرت ظهور کردند، بعد آنجا وقتی بشارت می­دهند به همدیگر به آنها عرضه می­شود که آیا می­خواهی برگردی به دنیا نصرت کنی امامت را یا نه؟ که باز هم در همین روایت هم در روایت دیگر مثلاً من متنش را بخوانم در الغیبه طوسی می­فرماید که

«عَنِ اَلْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ قَالَ: ذَكَرْنَا اَلْقَائِمَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ وَ مَنْ مَاتَ مِنْ أَصْحَابِنَا يَنْتَظِرُهُ»

گفتیم که آقا قائم یک زمانی قیام می­کند اما خیلی از اصحاب ما قائم می­مانند اما قیام حضرت را نمی­بینند قیام مائم را نمی­بینند اینها جایگاه شان چه است؟ اینهمه منتظر بودند

«فَقَالَ لَنَا أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ إِذَا قَامَ أُتِيَ اَلْمُؤْمِنُ فِي قَبْرِهِ»

وقتی حضرت قیام فرمودند:

«أُتِيَ اَلْمُؤْمِنُ فِي قَبْرِهِ»

می­آیند سراغ مؤمنی یعنی ملائکه بشارت می­دهند

«أُتِيَ اَلْمُؤْمِنُ فِي قَبْرِهِ فَيُقَالُ لَهُ يَا هَذَا إِنَّهُ قَدْ ظَهَرَ صَاحِبُكَ»

امامت قیام کرده است ای فلانی

«فَإِنْ تَشَأْ أَنْ تَلْحَقَ بِهِ فَالْحَقْ»

اگر دوست داری بروی با او برو

تو منتظر بودی، پس اعرف امامک یعنی همین امات را بشناس منتظر امامت هستی در قبر به تو بشارت داده می­شود یعنی دو تا حیات تو داری یک حیاتی که در ا ین دنیا در آسایش زندگی کردی و امر اهلبیت را نشر دادی پنجاه سال شصت سال هرچقدر که خدا به تو عمر داده است نشر امر اهلبیت را کردی و فضائلی را برای خودت جمع کردی و ثوابی را برای خودت جمع کردی، اندوخته­ای برای خودت جمع کردی برای قیامتت و دیگری اینکه بر می­گردی بخاطر این انتظارت، خب.

«فَإِنْ تَشَأْ أَنْ تَلْحَقَ بِهِ فَالْحَقْ وَ إِنْ تَشَأْ أَنْ تُقِيمَ فِي كَرَامَةِ رَبِّكَ فَأَقِمْ»

اگر هم دوست داری همیجا در کرامت پروردگارت در این ضیافت پروردگارت زندگی بکنی باشد

به او بشارت داده می­شود به او عرضه می­شود مؤمن می­خواهد برگردد می­خواهد برنمی­گردد، و خیلی از مؤمنین برمی­گرددند کما اینکه در روایت هم داریم. خب من در خدمت شما هستم اگر

آقای شریفی:

خواهش می­کنم یک نکته­ای را در این روایت بیان کردید، نکته مهمی بود یکی از وظائف اصلی شیعیان برای عدم گمراهی در عصر غیبت شناخت امام هست که اگر امام را شناختیم دیگر  حواشی­ها پس و پیش شدن اتفاقات، یا راحت­تر می­خواهم  به اینجا یک پلی بزنم یک مقدمه­ای باشد به این بحث. الآن آنچه که در جامعه ما اتفاق افتاده این است که ما تقریباً می­شود گفت جاها را عوض کردیم علائم ظهور را آورده­ایم در رأس، خود شناخت حجّت خدا و امام را آوردیم در رتبه­های خیلی پایین­تر یعنی اساساً ببینید با توجه به این حالا فعالیت­هایی که در این بحث مهدویت انجام دادیم در این ایام و این سفرها و این دیدارها با خیلی از کسانی که در مباحث مهدوی از دوستان عزیزی که در سطح کشور فعالند چه از هیئات بگیریم چه از مؤسسات بیشتر زوم شده روی علائم ظهور و شاید یکی از دلائل به انحراف رسیدن عده­ای از مردم همین بحث باشد چرا که من خودم آنچه که به آن رسیدم از کلام بزرگان و علماء حالا این علائم ظهور اصلاً نود در صدش که اصلاً مسند شیعی ندارد یعنی وقتی رجوع می­کنید خیلی در بحث مهدویت ما روایات جعلی و دروغین از زمان خود بین امیه و بنی العباس بگیریم بیایم جلو رسیده، خیلی از این علائم که اصلاً مسند شیعی ندارد و خیلی از این موارد قطعی نیست. با توجه به این روایات علائم شیّاط­های آمده­اند و عده از مردم را دارند فریب می­دهند. آیا این روایت امام بیانش این نیست که ما باید مسیری که الان در آن افتادیم که مسیر اشتباهی را عوض کنیم یعنی ما برویم سراغ اینکه الان یک نفر می­آید از در داخل بگوید من امام استم خوب چه، ما بارها این سؤال را از خیلی دوستان پرسیدیم مجالسی که دعوت شدیم اینطرف و آنطرف گفتیم آقا علائم ظهور یکی یکی بلند شدند گفتند این است، این است، این است خیلی محکم و راسخ گفتیم خب یک نفر از در بیاید داخل بگوید من امام زمان هستم حالا این را می­خواهیم چطوری بشناسیم؟ شاید 90 درصد تا 95 در صد از دوستان تقریباً سکوت کردند و این نشان می­دهد که ما مسیر را اشتباع داریم می­رویم کلام اهلبیت این است که ما امام را بشناسیم که امام چه صفاتی دارد و کذاب­های که ادعای امامت دارند شما به چه روشی اینها را به دام بی­اندازید که اینها آن صفات ائمه را ندارند، این روایت یک روایت خیلی قشنگ است اگر این را یک توضیح ذیل این روایت بدهید و یک قولی هم به ما بدهید که در برنامه­های دیگر ما از محضر شما استفاده کنیم حول این بحث که راه شناخت حجت خدا و امام چه است و صفات آن چه است؟ البته قبل از اینکه بخواهیم به هر حال از خدمت شما استفاده کنیم در این بحث یک میان برنامه کوناهی را داشته باشیم یک استراحتب بگیریم بعد إن شاءالله بر می­گردیم در خدمت شما با این سؤال هستیم.

سلام مجدد خدمت شما بینندگان عزیز شبکه جهانی حضرت ولیعصر (عج) خدا را شاکر هستیم که در این جمعه شب بار دیگر خدمت شما عزیزان رسیدیم و با یک برنامه خوب و مطالب بسیار خوبی که از جناب استاد حجازی شنیدیم بار علمی ما و معرفتی ما نسبت به کلام اهلبیت بیشتر شد و إن شاءالله بتوانیم به این روایات عمل کنیم که مصداق شیعیانی باشیم که اجر و جایگاه پنجاه صحابه بدری و اُحدی را دارند در روایات اهلبیت.

خب بحث را به اینجا رساندیم که آنچه که وظیفه ما است و شاید بگویم مهم ترین وظیفه ما در عصر غیبت

امام شناسی است تا به واسطه شناخت امام فریب عده فریبکار را نخوریم کسانی که می­آیند یک روز به ادعای نیابد، یک روز به ادعای وصایت، یک روز به ادعای امامت ، مهدویت، رسالت، نبوت و و و ادعاهای را مطرح می­کنند که همانطوری که در برنامه­های قبلی من اسکن آن را هم به شما نشان دادم مرحوم نعمانی در کتاب الغبة خودش تصریح می­کند که با سخن ایشان به این نتیجه می­رسیدیم این چیزی جدیدی نیست هزار سال پیش مرحوم نعمانی تصریح کرده بود که عده که در اعتقادات شان سست است و سست هستند و ضعیف با کوچکترین شبهه از طرف مخالفین یا مدعیان دروغین دست از اعتقاد شان می­کشند و اینطرف و آنطرف می­روند این است که ما بچسپیم به 12 امام و 14 معصوم اعتقادی است که سینه به سینه به ما رسید و در کلام اهلبیت امده بود تا زمان ظهور حضرت مهدی برای اینکه از فتنه­ها دور بمانیم به همان اعتقاد سابق خودمان باقی بمانیم حالا جالب است که جریان آقای احمد بصری یکی ار ادعاهایش که به اصطلاح از ادعاهای حقانیت خودش هم هست این است که می­گوید من یک امر جدیدی را آورده­ام یک امری را آروده­ام که قبل از من هیچ کس این را نیاورده بود و همین ادعای احمد بصری خودش دلیل بطلانش است چون طبق کلام اهلبیت ما تا زمان ظهور حضرت مهدی امری جدیدی را قرار نیست به آن متمسک بشویم اتفاقاً قرار است بر همان امر اول و همان امر سابقی که سینه به سینه آمده به همان متمسک بشویم و همین است که آقای احمد بصری می­گوید بنده با یک امر جدیدی امده­ام که کسی قبل از من به این امر استدلال نکرده با یک سخن جدید یا یک ادعای جدیدی که دیگر مدعیان هم همینطور مثلاً جناب آقای منصور هاشمی یا به نام علیرضا بابای که باز آن مدعی خراسانی قبل از ظهور است آن هم همچین ادعای گزافی را دارد و همین ادعای که اینها مدعی هستند دلیل بطان شان است همه اینها را ما جمع می­کنیم در یک روایت از آقا و بزرگ مان ائمه اطهار آقا امام صادق که تصریح فرمودند امامت را بشناس امامت را که شناختی دیگر این افراد نمی­تواند دینت را از تو بگیرند. خب نسبت به این روایت و سؤالی که در خدمت جناب استاد حجازی پرسیدیم می­رسیم به کلام شیوای جناب استاد حجازی در خدمت شما هستیم جناب استاد بسم الله.

استاد حجازی:

سلامت باشید بزرگوار هستید البته ما چون اینجا در این جلسه، بالاخره جلسه، جلسه­ای که شما به تنهای باید بگردانید این را

آقای شریفی:

استغفرالله شاگردی­ می­کنیم آقا درس پس می­دهیم

استاد حجازی:

شما بزرگوار هستید و استاد هستید و نواقص هم تا کنون آنچه که داشتید ما هم استفاده کردیم و الحمدالله موفق هستید به دعای امام عصر(ع). عرضم بهحضور شما که نکته که اولاً فرمودید که درست هم بود یک تکمیله­ای هم من به آن بزنم و آن این است که بحث معرفت امام درست است که ما مأمور به معرفت امام شدیم اما همین روایاتی که تا حالا عرض کردیم و روایات متواتر دیگری  مثلاً بحث روایت حصر امامت روایات مربوط به حصر امامت که یک باب خاص دارذد خودش که بیش از شاید هزار روایت در حصر امامت ما داریم حالا بحث حصر امامت هم مفصل است که اصلاً حصر وقتی داریم می­گویم صرف ذکر عدد به معنای حصر است در روایات چون در مقام بیان هستند ائمه در مقام بیان عدد هستند و بحث مفصلی است. این بحث معرفت امام را وقتی ما می­گوییم این راوایات را که عرض کردیم یا آن روایات حصر خودش اصلاً باب را برای ادعای اینکه شما باید یک امام جدیدی را بشناسید را هم می­بینند یعنی چه؟ فرض بفرماید من می­گویم آقا امام پنج­تا، ده­تا، بیست­تا، پنچاه­تا صفت دارد نص، وصیت، وصیت واهره،معجزه، تکلم به السنه و لغات،ودایع امامت عرضم به حضور شما که عصمت همه اینهای که به عنوان علامت امام هست و صفات امام هست وقتی من این علامات و صفات امام را ذکر می­کنم این مال موقعی است که این بحث ادعای امامت و وجود امام مال زمانی است که یک امامی بنا است بیاید من حالا می­خواهم مصداق آن امام را بشناسم برای تشخیص مصداق باید به این نصوص و به این ادله مراجعه بکنم اما زمانی که قضیه اصلاً سالبه به انتفاع موضع است یعنی چه؟ یعنی اصلاً بنا نیست دیگر امامی بیاید لذا اصلاً بحث در باره اینکه فرض یفرماید من بیایم بگویم آقا ما یک سری شروط و صفاتی داریم برای امام خب بیایم من می­گویم من امام استم من سید محمد مهدی حجازی می­گویم العیاذباالله یا فلان شخص حالا همین هم اینطوری نمی­گوییم.

آقای شریفی:

 حالا اگر شما ادعای امامت کنید قطعاً کار تان بیشتر از جریان احمد می­گیرد.

استاد حجازی:

اره بعید نیست اره

آقای شریفی:

وقتی این بی­سواد­های با این همه سوتی و گاف و تناقضات اینها ادعای امامت بکنند دیگر.

استاد حجازی:

عرضم به حضور شما که من می­خواستم یک نکته­ای بگویم نمی­گویم یک نکته دیگر را به جای آن می­گویم که یک بنده خدای آمده بود یک همچین حرف­های به ما می­زد و بعد من او را سر کار گذاشتم یک بار به یکی از رفقایم می­گفتم، گفتم که آقای فلانی شما الان نگاه کن ببین چندتا یمانی داریم ما الان هفت هشت­تا یمانی تا همین الان عصر خودمان حیدر مشتت و نمی­دانم ناصر محمد یمانی و احمد اسماعیل و چندین یمانی داریم چندتای شان هم که مردند هلاک شدند و چندتای شان زنده­اند خب و یک یمانی جدید هم داریم الان در ایران است می­دانید که نمی­خواهم که حالا اسمش را ببریم معروف می­شوند خوشحال می­شوند اینها، عرضم به حضور شما که و گفتم حالا چندتا یمانی داریم خراسانی هم چندتا داریم حالا یکی دوتا منصور هاشمی خراسانی و اینها و عرضم به حضور شما که شعیب بن صالح هم بعضی­ها آمده بودند مثلاً تطبیق کرده بودند، حالا شخصیت­های مختلف، ما ولی سفیانی نداریم شما قیافت هم به سفیانی­ها هم می­خورد خیلی قیافه خلاصه خشین داری و اینها سفیانی هم شخصیتی است که چون شخصیت صفاک فاجر ظالمی است هیچ کس هم آدم عاقل نمی­آید ادعا بکند من سفیانی استم گفتم شما بیا سفیانی ادعا بکن سریع کارت می­گیرد چون هیچ احمقی نمی­آید ادعا بکند من

سفیانی استم لذا اره ادعای سفیانی بودن حالا موقیت خوبی است مثلاً یکی باید ادعا کند من سفیانی استم.

آقای شریفی:

اینی که شما الان گفتید با این وضعیت جامعه بشری که ما امروز داریم می­بینیم احتمالاً از فردا به هر حال مدعیان به نام سفیانی و شاید دجال هم احتمال دارد راه بی­افتد.

استاد حجازی:

خب حالا عرضم به حضورتان که این باب مسدود است کلاً یعنی سالبه به اتفاق موضوع است بنابر این اصلاً نمی­شود کسی بیاید ادعا بکند بگوید که آقا من می­خواهم یک امام جدیدی را بشناسم بیاید ببینیم صفات امام چه است؟ اصلاً امام جدیدی وجود ندارد.

آقای شریفی:

خب از خود روایات حصر هم می­شود یکی از مصادق بحث امام شناسی دیگر

استاد حجازی:

بله بله دقیقاً

آقای شریفی:

یعنی ما همین مقدار که رسیدیم به اینجا که آقا ائمه فقط 12تا هستند 11تای شان از دنیا رفته یکی بیشتر نمانده پس آن یکی را همه به ان اجماع داریم یعنی جریان احمد بصری، جریان علیرضا بابائی شیعه اثنی عشر همه اجماع دارند که یک مهدی وجود دارد به عنوان امام دوازدهم.

استاد حجازی:

اصلاً کسی تا حالا، یک نکته­ای به شما بگویم ببخشید بین کلام تان،می­دانید کسی تا حالا احدی تا حالا مگر حالا یک دیوانه­ای باشد که حالا مثلاً دیوانه بوده واقعاً دیوانه بوده ولی در فرقه­های که مثلاً بی از 50تا فرقه­ای که مدعی مهدویت است که کارشان گرفته در تاریخ از زمان ائمه تا حالا بیش از 50 مدعی مهدویت است که فرقه واقعاً تشکیل داده­اند و اتباعی داشتند هیچ کدام از اینها ادعا نکرده­اند من شخص امام دوازدهم یعنی حجّت بن الحسن شخص امام دوازدهم با  این نصب هستم هیچ کدام هیچین ادعای نکرده­اند چرا؟ چون اصلاً خود این ادعا مسیرش مصدود است بخاطر چه؟ بخاطر اینکه کسی بیاید بگوید من خود امام دورازدهم هستم خب یک داداشی دارد یک بابای دارد یک مادری دارد یک برادری داری یک قوم و قبیله و عشیره­ی دارد خب یعنی ادعا به این معنی است که من هزار سال است زنده­ام هزار سال و دویست سال است زنده­ام و ادعای شخص کردن یک ادعای است که اصلاً مسیرش مسدود است همین الان کسی نمی­تواند لذا خود مثلاً مثل احمد اسماعیل هم وقتی می­خواهد ادعا بکند اگر می­توانست می­کرد می­گفت  من خود امام زمان استم چون نمی­تواند مجبور شده به چهار پنج نسل قبلش بزند بگوید مثلاً 200 سال قبل 300 سال قبل که جدّ چهارم و پنجم من از دنیا رفتند آن موقع من مثلاً نسلم متصل می­شده به امام زمان وگرنه اگر می­توانست همین الان ادعای امام زمانی می­کرد چون نمی­تواند چون بالاخره هر کسی بخواهد بیاید این یعنی چه؟ یعنی فرزند بالاواسطه امام عسکری این ادعا مهال است. اما این را می­خواهیم بگویم که بله همین که فرمودید ما ائمه گذشته را می­شناسیم از امیرالمؤمنین تا امام عسکری چطور اینها را می­شناسیم به نصوص شان و معجزات شان نصوص و معجزات متواتر به ما ذکر شده است و صفات دیگری که دارند، خب چهره امیرالمؤمنین را دیده­ایم ما؟ خیر چهره امام حسن را دیدیم؟ نه خب لازمه ایمان به امیرالمرمنین و امام حسن دیدن چهره­شان است؟ نه همان اعتقادی که به امیرالمؤمنین تا امام عسکری دارم همان اعتقاد را به امام عصر هم دارم چهره امام عصر را هم ندیده­ام و این بحث شناخت امام زمان به خاطر چهره سالبه به انتفاء موضوع است و امامت هم چه است؟ منتفی است امامت جدید؛ می­ماند چه موضوعی؟ می­ماند شناخت شخص حضرت همین مصداق، مصداق تشخیصی و عینی حضرت در زمان ظهور ، آن چطور محقق می­شود، یک بحث مفصلی دارد که متکلمین گفته­اند روایت هم تصریح کرده نص در روایت داریم که شناخت اما عصر (عج) در زمان ظهور جز با معجزه طریق دیگری ندارد.

آقای شریفی:

خب جناب استاد با اجازه همین جا یک پرانتز باز کنیم یعنی یک قضیه را ببندیم. پس ادعای امامت سیزدهم

به بعد این کلاً با قضیه حصر تعارض پیدا می­کند اصلاً آن کلاً باطل است با همین روایت، پس الآن دعوا سر یک چیز است ببینید بیننده­های عزیز طبق این روایت، حالا ما موضوع برنامه­مان اگر بحث امامت و حصر امامت و مباحث صفات امام خودش یک بحث مفصلی است که ما سلسله مباحثی را در این قضیه ان­شاءالله در خدمت استاد حجازی و دیگر اساتید مثل جناب استاد هوشیار، جناب استاد شهبازیان، جناب استاد مجتهدی سیستانی و دیگر بزرگواران ان شاءالله هستیم و خودش یک بحث مفصلی است ادعای امامت احمد که، یا دیگران که چه ادعای گزافی است و چقدر در ادعاهایشان دچار تناقض گویی و دروغ و تحریف و به هر حال از این مباحث شدند آن یک بحث مفصل است ولی آنچه که الآن به آن رسیدیم به عنوان جمع بندی برنامه ما دوازده امام بیشتر نداریم به همین­ها هم باید پایبند باشیم پس ادعای امامت سیزدهم به بعد باطل کلاً آن را می­بوسیم فعلاً امشب می­گذاریم کنار یک سؤال اینجا پیش می­آید خب یک نفر الآن می­آید می­گوید من خود امام زمانم، شخصی الآن می­آید می­گوید من حضرت مهدی هستم امام زمان هستم ما با توجه به روایتی که جناب استاد حجازی خواندیم که ما باید امام را بشناسیم که اگر امام را شناختیم دیگر این حاشیه­ها ما را به هر حال از مکتب اهلبیت  شیعه اثناء عشری دور نمی­کند اینجا باید چه کار کند یک شیعه­ای در عصر غیبت با توجه به این سؤال.

استاد حجازی:

بله همین که فرمودید اینجا عرض کردیم بعضی از صفاتی برای امام هست که من امام را به آن به عنوان یک امام ایمان بیاورم آن صفات را من از امام عصر دیده­ام یعنی نصوص امامت امام عصر را دیده­ام و به حضرت ایمان آورده­ام، معجزات امام عصر را دیده­ام و به حضرت ایمان آورده­ام دیده­ام به معنای اینکه روایاتش به طریق قطعی برای من نقل شده است به اینها ایمان آورده­ام مثل ائمه گذشته که عرض کردیم، خب حالا می­ماند همین سؤال شما در زمان ظهور و الآن من معرفت به امام عصر پیدا کردم این معرفت به امام عصر به چه معناست؟ این معرفت در زمان غیبت معرفت شخصی و همان معرفت چهره نیست طبیعتاً عرض کردم دیگر، چون چهره که در معرفت موضوعیت ندارد،این معرفتی که دارد اینجا می­فرماید امام معصوم ،این معرفتی که اینجا دارد می­فرماید همان معرفتی که نسبت به امیرالمؤمنین داریم نسبت به امام حسن داریم، نسبت به امام حسین داریم و آنها را ندیدیم، با اینکه ندیدیم، پس این معرفت دارد درباره آن صحبت می­کند؛ حالا تمام شؤن امامت و فضائل امام عصر صفات امام، مقامات امام عصر، اینکه حضرت در حکومت­شان چه جایگاهی دارند چه اعمالی انجام می­دهند در دوران عرضم به حضور شما که قیام و حکومت­شان چه رفتارهایی دارند در دوران رجعت چه اتفاقاتی می­افتد، خود دوران غیبت، همین­هایی که داریم می­خوانیم در دوران غیبت وظیفه ما نسبت به امام معصوم چیست اینها همه می­شود معرفت امام اما این به معنای شناخت چهره حضرت نیست ؛ امام آن موقعی که من می­خواهم چهره حضرت را بشناسم، چند تا نکته مهم است، نکته اول این است که عرض کردیم همان بحث معجزه بود که مفصل به آن می­رسیم که چرا شناخت حضرت در دوران ظهور لحظه ظهور که حضرت می­خواهد ظهور بفرماید صرفاً با معجزات است با معجزه فقط حضرت ثابت می­شود نه چیز دیگری یعنی چه؟ یعنی نمی­شود یک نفر بیاید بگوید آقا من امام زمانم ،امام دوازدهم می­خواهیم عرض بکنیم بگوید من امام دوازدهم هستم، بگو خب دلیلت چیست؟ بگوید دلیلم این است که ده تا روایت می­آورم صدتا روایت می­آورم که تصریح می­کند که حجت بن حسن المهدی وصی امام زمان است، بگو خب ما که این روایت­ها را قبلاً خوانده بودیم.

آقای شریفی:

دعوایی سر این نداریم دعوایمان سر مصداق است.

استاد حجازی:

بله، اینکه ربطی به شما ندارد، حالا این کسی که، چون امام عصر این را اسرار نمی­کند، آن کسی که مدعی دروغی می­کند؛ یعنی ربطی به تو ندارد.

آقای شریفی:

­حالا اینکه که شما فرمودید من اوایلی که در جریان احمد مثلاً داشتم ورود پیدا می­کردم کتاب­ها و اینها را می­خواندم خب خیلی جالب بود بعضی چیز­ها را می­خواندم می­گفتم، خدایا واقعاً یا این بنده خدا مشکل دارد یا من نمی­­فهمم ، آقا ادعای امامت کرده است، خب استدلال می­کند، روایت داریم زمین از حجت خدا خالی نمی­ماند پس من احمد بصری، این یک، مثلاً چهل­تا حدیث آورده اصتلاحاً که اثبات کند احمد بصری امام است حدیث شماره فلان، زمین از حجت خدا خالی نمی­ماند، خدایا ما که بحثی سر این نداریم خب این چرا، اگر اینطوری باشد پس من هم امام هستم اگر هر کس این دسته از روایت را.

استاد حجازی:

در این 1200سال چرا خالی بود، این را بگو، در این 1200سال قبل احمد چرا زمین خالی از حجت بود.

آقای شریفی:

به یک سری روایتی که اصلاً هیچ ربطی ندارد حالا اینکه شما فرمودید 20تا روایت می­آورد آقا مثلاً حضرت مهدی وصی امام حسن عسکری است امامت استمرار دارد تا روز قیامت نمی­دانم زمین از حجت خدا خالی نمی­ماند 20تا از اینها را می­آورد بعد،  پس ببینید من امام هستم.

استاد حجازی:

با توجه به اینکه عقیده­اش صریحاً این است که امام عصر (عج ) وفات کرده است آن هم از چه زمانی؟ از ابتدای دوران غیبت نه الآن که احمد ظهور کرده است، از ابتدای دوران غیبت ادعا می­کند که فطرت است و فطرت را معنا می­کند به موت و وفات حضرت حالا بحثش مفصل است.

آقای شریفی:

این آقا هم که 51، 52 سال پیش به دنیا آمده، پس ما عملاً حدود هزار و تقریباً دویست سال زمین از حجت خدا خالی مانده است.

استاد حجازی:

در قضیه وُلد هم همین نکته است، این نکته را من گاهی وقت­ها در همین کلاس­ها به دوستان می­گویم،می­گویم این اتباع احمد گاهی وقت­ها می­آیند می­گویند آقا امام زمان باید بچه داشته باشد، باید زن داشته باشد، نمی­شود النکاح سنتی، می­گویم خب وقتی می­آیند از امام زمان سؤال می­کنند آیا امام زمان زن و بچه­ای غیر از، به قول ما ، می­گوییم ننه سلمان،

آقای شریفی:

خیلی هم ناراحت می­شود.

استاد حجازی:

بله آن ننه سلمانی که جد چهارم احمد بوده می­گوییم ننه سلمان، می­گوییم آیا امام عصر(عج)، العیاذ بالله، العیاذ بالله، غیر از آن ننه سلمان زن دیگری هم داشته، ناراحت می­شود می­گوید

«و ما شأنک بصفات الحجة و خصائص حیاتهِ»

آقای شریفی:

به شما چه ربطی دارد که بخواهی از مسائل خصوصی امام بپرسید؟

استاد حجازی:

به تو چه ربطی دارد که در باره امام زمان، خب می­گوییم آقا این هزار سال و هزار صد سال پیش، النکاح السنتی نبود امام زمان نباید بچه دار می­شد؟ سنت مؤکد نبود نکاح کردن و غیره و غیره حالا که  احمد اسماعیل آمده ادعا کرده یک باره العیاذ بالله حضرت یک باره یادش آمده که النکاح سنتی من بروم ازدواج کنم این، ببینید چقدر بحث واقعاً باید سخیف باشد وقتی در این فرقه آدم وارد می­شود خب.

آقای شریفی:

جناب استاد حجازی قبل اینکه وارد بحث بشویم تماسی داریم ببخشید چون خیلی هم وقت می­برد ما این تماس را بگیریم جناب آقای بن یاسی حالا دوستان اگر بفرمایند از کدام شهر، جناب آقای بن یاسی از همدان سلام علیکم خوشحالیم که امشب در خدمت شما هستیم بفرمایید.

بیننده(آقای بن یاسی از همدان):

خدمت از ما است سلام علیکم و عرض ادب

آقای شریفی:

بزرگوارید خوشحالیم که تماس گرفتید با برنامه خودتان در خدمت­تان هستیم جناب آقای بن یاسی.

بیننده:

طبق فرمایشات شما و حجت الاسلام همین الآن هم مادرها و مادر بزرگ­های ما زمانی که می­خواهند دعا بکنند می­گویند چه؟ می­گویند به حق پنج تن آل عبا یه حق چهارده معصوم به حق دوازده امام سلام الله علیهم و شروع می­کنند به دعا کردن این نشان می­دهد که  این قدیمی­ها پایبند به عقاید ایمانی خودشان بودند اما الآن چه؟ آیا آن زمان شبکه­های اجتماعی که وجود نداشت یا خیلی کم بود شبهات اینها نمی­شنیدند اما الآن چه؟ الآن شبکه­های اجتماعی فراوان شبهات فراوان و ممنون هستیم از شما که این چنین شبکه­ای را تأسیس کردید و دارید به شبهات پاسخ می­دهید؛ اما واقعاً یک مقداری کم لطفی کردند و کم است بعضی از شبهات بدون پاسخ می­ماند و خیلی­ها هم چون پاسخ شما را نمی­شنوند فکر می­کنند این شبهه درست است و ممنون هستیم از شما که یک مقداری این شبکه­های اجتماعی را هم فعال تر بکنید و به این بشهات پاسخ دقیق­تر و بیشتری بدهید تشکر می­کنم از شما.

آقای شریفی:

خواهش می­کنم جناب آقای بن یاسی خیلی ممنون و متشکر از تماس شما مطلبی که فرمودید کاملاً صحیح است لذا در روایات وقتی آمده این جایگاه شیعه در این عصر غیبت این هست، آنجا خود آقا رسول خدا بیان کردند حفظ دین مثل کسی است که یک آتشی کف دستش گرفته و این شبهاتی که شما دارید می­گویید همین بحث هست که ما بتوانیم با توجه به این شبهات دین را حفظ کنیم همانی که سینه به سینه نسل به نسل به ما رسیده آنچه که ما در توان­مان هست به هر حال برنامه­ها و  فعالیت­هایی که داریم انجام می­دهیم کم است بله قبول داریم، به هر حال ران ملخی است در درگه سلیمان ان شاء الله امیدواریم که خدا توفیق بدهد ما بتوانیم بیشتر از این در این مسیر گام برداریم خدا خیرتان بدهد تشکر می­کنم از شما ضمن خدا حافظی از شما بزرگوار در خدمت جناب استاد حجازی هستیم با، چون ما ظاهراً ده دقیقه بیشتر وقت نداریم جناب استاد ان شاء الله بتوانیم جمع بندی کنیم بحث را.

استاد حجازی:

نکته تتمه بحث مان را عرض بکنم که دیگر حالا اشاره­ها می­ماند برای زمان­های دیگری اگر عمری باشد ان شاء الله.

خب عرض کردیم که پس در باره روایات اهلبیت علیهم الصلاة و السلام وقتی نگاه می­کنیم این معنا و مفهوم واضح است که معرفت امام را بیان کردند و آن معرفت هم به همین معنا است بحث معجزه هم که گفتیم در جای خودش ان شاء الله باز باید مفصل بحث بشود؛ اما این معرفت یک روایت دیگری را هم من بخوانم بعد عرض بکنم در زمان ظهور همان سؤال که شما فرمودید ادامه­اش، می­فرماید که

«عن فضیل بن یسار :سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ ع عَنْ قَوْلِ اَللَّهِ عزوجلّ يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ»

روزی که همه مردم به امام خودشان.

یعنی شما بخواهی یا نخواهی هر قومی یک امامی دارند

یا ائمة یدعون الی النار یا ائمة یدعون الی الحق

فَقَالَ يَا فُضَيْلُ اِعْرِفْ إِمَامَكَ

تو امامت را بشناس

فَإِنَّكَ إِذَا عَرَفْتَ إِمَامَكَ لَمْ يَضُرَّكَ تَقَدَّمَ هَذَا اَلْأَمْرُ أَوْ تَأَخَّرَ

ظهور را درک بکنی یا نکنی حکومت را درک بکنی یا نه

وَ مَنْ عَرَفَ إِمَامَهُ ثُمَّ مَاتَ قَبْلَ أَنْ يَقُومَ صَاحِبُ هَذَا اَلْأَمْرِ

شناختی، بمیرد قبل از ظهور حضرت

كَانَ بِمَنْزِلَةِ مَنْ كَانَ قَاعِداً فِي عَسْكَرِهِ

به منزله کسی است ک بمیرد، حتی حضرت را نصرت نکردی اجر تو اجر کسی است که در، عسکر حضرت بوده

لاَ بَلْ

به منزلة حالا حضرت بالاترش را می­گوید

اَ بَلْ بِمَنْزِلَةِ مَنْ قَعَدَ تَحْتَ لِوَائِهِ

بلکه به منزله کسی که تحت لوآء حضرت نشسته است یعنی دوشا دوش حضرت نشسته است

قَالَ وَ قَالَ بَعْضُ أَصْحَابِهِ بِمَنْزِلَةِ مَنِ اُسْتُشْهِدَ مَعَ رَسُولِ اَللَّهِ (ص)

بلکه به منزله کسی که همراه رسول الله به شهادت رسیده یا همان روایتی که عرض کردم.

خب این معنا، عرض کردیم روایت متواتر است این معنا را ما وقتی نگاه می­کنیم می­بینیم که اهلبیت اشاره­شان به این بوده است که شما دوران غیبت دین خودتان را حفظ بکنید حالا یک فصل بزرگی تازه در روایات برای ما باز می­شود بحث استعجال، بحث توقیت، بحث مدعیان دروغین، مدعیانی که می­آیند قبل از ظهور حضرت که این روایت فروان داریم مدعیان دروغین و چه کنید خودتان را از چنگال اینها بیرون بکشید اینها ابواب مختلفی است و به همین استعجال و توقیت ابواب مختلفی، باز موضوعات مختلفی دارد.که همیشه سفارش اهلبیت این نکته مهم است سفارش اهلبیت به ما این بود شما دین­تان را در غیبت حفظ بکنید اگر در دوران غیبت حفظ دین کردید بعد از آن در دوران ظهور نگران نباشید، دوران ظهور دورانی نست که جا بمانید، این نکته مهم است یعنی ما را نترساندن از دوران ظهور که  نکنه امام زمان ظهور بکند تو خواب باشی مثلاً نفهمی امام زمان ظهور کده است.

آقای شریفی:

یعنی امر اینقدر در دوران ظهور روشن است که دیگر هیچ آدمی در دوران ظهور فرق بین حق و باطل را نمی­تواند انکار بکند، و اینقدر حق روشن است پس ما مشکل­مان کجاست؟

استاد حجازی:

در غیبت است همیشه ما را از دوران غیبت بر حذر داشتند و ترساندند همین استعجال همین توقیعت همین مدعیان دروغین همین روایت­هایی که خواندیم اینها همه­اش تذکرات برای غیبت است، یعنی این را ما باید تذکر، دقت داشته باشیم که سفارشات ائمه برای دوران غیبت است حتی علائم الظهور، من این نکته را بگویم خیلی دقیق است. علائم الظهور برای این نیست که من ظهور، من شخص حضرت را بشناسم من امام عصر را بخواهم با آن بشناسم علائم الظهور برای این است که به من بگوید آقا دوران غیبت بود تمام شد، یعنی علائم الظهور به همین معنایی که دارد بشارت می­دهد به ظهور حضرت معرف شخص حضرت نیست، شخص حضرت عرض کردیم با معجزات است اما بشارت می­دهد به ظهور حضرت؛ یعنی چه؟ وقتی بشارت می­دهد به ظهور حضرت، یعنی این یک حدی است این حد غیبت تمام شد بشارت می­دهد، وارد مرحله ظهور شدید، پس بنابر این چیست؟ این علائم الظهور همین، برای همین وضع شده که به ما بگوید آقا در دوران غیبت یکی دیگر از همین ابواب است که به ما می­گوید

«تمسکوا به امر اول، احبب ما کنت تحب،»

روایتی که عرض کردیم باز دوباره

«إعرف امامک»

همین ابواب یا استعجال یا توقیت علائم الظهور هم برای همین است، می­خواهد بگوید چه؟ می­خواهد بگوید در دوران غیبت متمسک باش به دینت، در دوران غیبت جایی نرو، چرا؟ چون ممکن است یک کسی بیاید بگوید آقا نزدیک ظهور است بیا باهم برویم قیام کنیم تمهید کنیم، نزدیک ظهور است بیا برویم فلان کار را بکنیم، نزدیک ظهور من فرستاده حضرت هستم، نزدیک خب من که ظهور هنوز نشده تا حضرت را بشناسم اگر حضرت قیام بکنند من هم حضرت را می­شناسم با معجزات­شان اما هنوز حضرت نیامده­اند؛ بنابر این کسی می­تواند می­آید ادعای قرب ظهور را می­کند، خب برای اینکه من در دوران غیبت منحرف نشوم یا به بیراهه نروم یک علاماتی هم برایش گذاشتند، گفتند آقا مادامی که اینها نشده هیچ کس نمی­تواند بگوید غیبت تمام شده همان توقیع سموری، که چه؟که غیبت تامه آغاز شد حضرت درباره غیبت صحبت می­کند که غیبت تامه آغاز شده، خب غیبت تامه کی تمام می­شود  درمورد ظهور صحبت نمی­کند بله مقدمه ظهور است اما دارند درباره غیبت، یعنی شما حواس­تان همه­اش به دوران غیبت باشد غیبت تامه آغاز شد، خب این غیبت تامه چه زمانی تمام می­شود؟ زمانیکه

«علی من ادعا المشاهده»

قبل از قیام سفیان و صیحة

«فهو کذاب مفطر»

تا سفیان و صیحه چیست؟ این غیبت تامه ادامه دارد پس همه­اش ما را تحضیر کرده­اند از غیبت برای غیبت ترساندند، و علاوئم الظهور را هم گذاشتند یک حدی یک حد یقفی گذاشتند یک مسیری برای توقف گذاشتند، یک عرضم به حظور شما که مانعی گذاشتند در واقع، برای چه؟ برای اینکه شما در دوران غیبت به بیراهه نروید.

آقای شریفی:

خیلی متشکر

استاد حجازی:

وقت مان تمام است یک روایت بخوانم.

آقای شریفی:

یک دقیقه بیشتر وقت نداریم.

استاد حجازی:

بله نه تمام است، ببینید حضرت فرمودند این عبارتی که عرض کردم حضرت به مفضل فرمودند که:

«یا مفضل إنّ امرنا ابینُ من هذا الشمس»

روایتش چندین روایت است یک دانه نیست هفت، هشت تا روایت هست

«أبینُ من هذا الشمس»

اشاره کردند به آسمان فرمودند این خورشید را می­بینید گفت بله حضرت فرمودند

«اتری هذا الشمس؟ إنّ امرنا»

امر ظهور حضرت

 «أبین من هذا الشمس»

 از این خورشید آشکار تر است

«لا یخفا علی برٍّ و لا فاجر»

نه مؤمن نه کافر بر هیچ کس مخفی نیست

نه اینکه بگویید آقا من مثلاً آدام های جاهل شاید نشناسند نه مگر دیوانه باشد بگوید آقا من نمی دانم،

الآن به او بگویی الآن روز هست یا شب بگوید نمی دانم روز است یا شب نه هر مؤمنی یا هر فاجری

 

می­فهمد که الآن روز است یا شب امر امام عصر (عج) هم أبین من هذا الشمس هست. یا علی

آقای شریفی:

دست شما درد نکند جناب استاد حجازی بزرگوارید به هر حال زحمت دادیم به شما مطالب بسیار خوب و مفیدی را ارائه کردید امیدواریم که اینها، این روایات به معرفت ما نسبت به اهلبیت بخصوص آقا امام زمان(عج)  بی­افزاید که ان شاء الله همین گونه هم هست خوشحالیم که بار دیگر در خدمت شما عزیزان و بینندگان بودیم ان شاء الله هفته­های دیگر با مباحث دیگر و در همین راستا در خدمت شما خواهیم بود همه شما را به خداوند متعال می­سپاریم آخرین دعای ما و اولین، بگوییم اولین دعای ما و آخرین دعای ما

اللهم عجل لولیک الفرج

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته



* اسم:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی: