2020 September 30 - چهار شنبه 09 مهر 1399
بازگشت پلاس
کد مطلب:3593 گروه: بازگشت پلاس آمار بازدید: 381

بازگشت پلاس
استاد علیرضا پورمسعود - 13 شهریور 1399


  دانلود
امتیاز:
  00:37:09 حجم فیلم: 105 مگابایت





دانلود صوت


قسمت دوم برنامه بازگشت پلاس، با کارشناسی استاد علیرضا پورمسعود با موضوع جنگ شناختی و رسانه در عصر اهل بیت علیهم السلام

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ:13 شهریور 1399

مجری:

به نام خداسلام عرض می کنم خدمت شما بینندگان عزیز و بزرگوار شبکه ی جهانی ولیعصر(عج)من سید

محمدرضا رضوی هستم به همراه کارشناس برنامه جناب استاد علیرضا پورمسعود در خدمت شما هستیم با سلسله مباحثی پیرامون جنگ شناختی و نقش رسانه در عصر اهل بیت(ع). جناب استاد پورمسعود سلام علیکم

استاد پورمسعود:

بسم الله الرحمن الرحیم بنده هم سلام عرض می کنم خدمت شما و بینندگان فاخر شبکه ی جهانی ولیعصر

مجری:

 در جلسه ی قبل جناب استاد پورمسعود به مفاهیم اولیه و توضیحات پیرامون موضوع جنگ شناختی و نقش رسانه در عصر اهل بیت(ع) پرداختند که البته بخشی از آن باقی ماند و ان شاالله امشب حتما به آن خواهیم پرداخت. فقط قبل از اینکه بحث را شروع بکنیم جناب استاد من از شما خواهش می کنم تا خلاصه ای از جلسه ی گذشته خدمت بینندگان عزیز ارائه بفرمایید تا بحث را شروع بکنیم.

استاد پورمسعود:

بله حتما. چون شاید مخاطبان جدیدی داشته باشیم که از این قسمت برنامه ی ما را دنبال می کنند، مباحثی که ما جلسه ی گذشته عرض کردیم، مباحثی بود مقدماتی. چون گفتیم قرار است ما تاریخ اهل بیت را به صورت تحلیلی بشناسیم اینکه بالاخره آن فضای شناختی و آن فضای معرفتی که نسبت به اهل بیت در کف جامعه وجود داشت آن دوران را میخواستیم به آن بپردازیم، باید یک سری مقدمات را بشناسیم. یعنی بدانیم عملیات روانی چیست؟ رسانه چیست؟ اصلا این جنگ شناختی چیست و آنجا توضیح دادیم گفتیم: "تفاوت جنگ شناختی و عملیات روانی در این است که جنگ شناختی به دنبال تصویر سازی برای انسان است." یعنی یک پدیده ای را مثال زدیم و گفتیم نسبت به این پدیده اگر شما شناخت نداشته باشید، آن شناخت اولیه و اطلاعات اولیه که به شما می رسد، باعث می شود که یک تصویر و یک چارچوب خاصی در ذهن شما شکل بگیرد و بعدها اصلاح این تصویر به مراتب سخت تر است. پس برای همین ما اول باید بدانیم که این ورودی اطلاعات و این ورودی ای که از طریق رسانه ها و ابزار مختلف به ما می رسد ، ما باید این را چطور تحلیل بکنیم؟ و آمدیم سراغ بخشی از تاریخ عملیات روانی ای که اتفاق افتاده است و گفتیم که شاید هزار سال قبل از میلاد اولین پیشینه ی عملیات روانی در نبرد گیدئون که با مادها بوده است رخ داده.( به این صورت که به لشکریانش که هرنفر یک مشعل در دست داشته می گوید نفری دو مشعل به دست بگیرید.) و در شب وقتی (دشمنان) از دور نگاه می کردند، جمعیت دو برابر به نظر می رسید. و به این رسیدیم که اگر امروز ما می خواهیم در عصر غیبت منتظر باشیم و برای آقا صاحب الزمان(عج) کار بکنیم، نیاز داریم سواد رسانه ای را خوب یاد بگیریم و از همه مهم تر مسلط بشویم بر تحلیل داده ها و اطلاعاتی که از طریق رسانه ها و شبکه های اجتماعی به ما می رسد.

مجری:

 خیلی تشکر میکنم از شما. قبل از اینکه وارد بحث امروز بشویم، یک سوالی باقی مانده بود از جلسه ی گذشته که من آن را از خدمت شما میپرسم. در جلسه ی گذشته شما به بحث جنگ روانی و عملیات روانی هرکدام به صورت مستقل اشاره کردید و درباره ی آنها توضیحاتی را ارائه فرمودید. به نظرم اگر به تفاوت های این دو مقوله هم بپردازید برای بینندگان عزیز حتما قابل استفاده خواهد بود.

استاد پورمسعود:

 ببینید ما جلسه ی گذشته راجع به بخشی از مبانی و مقدمات جنگ شناختی صحبت کردیم که یکی از ابزار آن عملیات روانی هست. حقیقتش این است که اگر ما درک درستی نسبت به ماهیت عملیات روانی نداشته باشیم، به تحلیل درست در مورد اتفاقاتی که پیرامون ما می افتد نمی رسیم. و اینکه هدف عملیات روانی همانطور که جلسه ی گذشته عرض کردیم، جسم انسان نیست. روان و فکر و رفتار آدمی است. یعنی آن فضای فکری شما،آن چیزی که شما تصور می کنید، آن چیزی که از زبان شما خارج می شود، آن چیزی که به عنوان رفتار از خود بروز می دهید، ایت هدف کلی عملیات روانی است. پس اینجا ما نیاز داریم که اولا مطالعات روان شناختی داشته باشیم. یعنی کشی که میخواهد طراح عملیات روانی بشود باید حداقل ابتداییات بحث روان شناسی و شخصیت شناسی را بداند. پس نیاز داریم مطالعه ی رفتار اجتماعی داشته باشیم در زمینه های مختلف. که اهمیت فوق العاده ای دارد. چرا؟ چون اگر شما درست یک جامعه را نشناسید، و رفتار مردمش را نشناسید، هیچ وقت نمی توانید طراحی عملیات روانی خوبی داشته باشید.

اینکه مثلا یک مردمی از فلان غذا بیشتر خوششان می آید، این مهم است که چرا؟ چه دلایلی دارد که از این غذا خوششان می آید؟ مثلا به امکان فرهنگی بیشتر اهمیت می دهند. این مهم است. پس ما باید برویم سمت عناصری که می توانند این رفتار را شروع بکنند آرام آرام از مسیر اصلی منحرف کردن یا تغییر دادن آن. مثال میزنم برای شما؛ تمام جوامع شرقی، به صورت کلی (کم و زیاد و استثتائات را کنار می گذاریم) اعتقاد و فرهنگ شان حیا محور است. یعنی حیا را قبول دارند و می گویند انسان باید با حیا باشد. برعکس جوامع غربی که به سمت حیا ستیزی و حیا زدایی پیش رفت. حالا اگر ما بخواهیم یک طرح عملیات روانی بنویسیم برای یک کشوری که حیا را از اینها بگیریم باید چه کار بکنیم؟ باید بیاییم روی فکر و روان و رفتار زن ها ی آن جامعه برنامه ریزی بکنیم. چه رفتاری به آن زن بدهیم؟ چه اطلاعاتی بدهیم که فضای فکری آن زن برسد به جایی که حیا را آرام آرام کنار بگذارد؟ وقتی این اتفاق افتاد، آن زن می تواند مردهای جامعه را تغییر بدهد و به آن سمت بکشاند. ببینید من یک مثال ملموس بزنم؛ شما طی این بیست، بیست و پنج سال اخیر در کشور خودمان را ببینید(شبکه ی آی فیلم را اگر ببینید سریال های سالهای قبل را نشان می دهد) شما تیپ و حجاب و پوشش خانم ها را نگاه کنید در سریال ها. چه شد که در این بیست و پنج سال این شکلی شد؟ ما متوجه نشدیم! تازه الان طوری شده است که نسل امروز نگاه می کند می گوید: "اه اه لباس طرفو!!!!" آن موقع قبح شکنی بود (منظور بدحجابیست.)

فضا آرا آرام تغییر میکند و ما دقیقا درگیر عملیات روانی هستیم. عملیات روانی وقتی به صورت نرم در یک کشور صورت می گیرد، دقیقا مثالش این می شود شما در پاییز اولین برگ از درخت مال کدام درخت است و چه زمانی می افتد، آخرین برگ هم متوجه نمی شوید مال کدام درخت است و چه زمانی می افتد! وقتی به خودت می آیی میبینی تمام برگ های درختان ریخته است.

عملیات روانی و جنگ نرم هم همین است یعنی شما تا به خودتان می آیید می بنید رفتاری را دارید از خود بروز می دهید که اصلا متوجه نیستید چرا اینطور شده اید! چرا مدل حرف زدن تان تغییر کرده، چرا لباس پوشیدنتان تغییر کرده و... این آرام آرام تبدیل می شود به عرف! به همین دلیل اگر کل مردم، یعنی آن جامعه، یعنی مردمی که به صورت عام درگیر زندگی هستند، اگر تحلیل های درست عملیات روانی را بفهمند، سیگنل هایی که به سمت آنها می آید نمی تواند به راحتی آنها را درگیر کند. مغلوب نمی شوند و حتی می توانند علیه آنها اقدام بکنند.

اولین عنصر و مبانی و رهیافتی که در عملیات روانی وجود دارد، یعنی رکن اصلی آن اطلاعات است. مثلا اولین بار در کتاب "هنر جنگ" این مطرح شد که رکن اصلی جنگ اطلاعات است. یعنی شما تا اطلاعات کافی نسبت به شرایط نظامی طرف مقابل یا شرایط فرهنگی یا هر چیزی نداشته باشید نمی توانید علیه آن حرکتی بکنید. حالا این کتاب هنرجنگ مال یک قرن دو قرن پیش است. اما الان میبینیم در جامعه ی فعلی که در همین سده ی اخیر شروع کردند در مورد رسانه صحبت کردند، تافلر می گوید: اطلاعات اولین عنصر قدرت رسانه ایست. یعنی از حالت جنگ فیزیکی، ما به جنگ رسانه ای رسیده ایم که هسته ی اصلی و مهم ترین عامل اتخاذ استراتژی ها در عملیات روانیست! پس ما تا اطلاعات دقیق نداشته باشیم(حالا نه به این منظور که همه چیز را بدانیم) حداقل تا ابتداییات را ندانیم، نیاز به یک رصد قوی داریم. اگر قرار است یک طرح خوب بنویسیم، اگر قرار است در شبکه های اجتماعی اثرگذار باشیم، در جاهای مختلف، روی طرف مقابل یعنی گروه هدف اثرگذار باشیم، اول باید اطلاعات دقیق داشته باشیم. حالا آن اطلاعات از یاد گرفتن شبکه های اجتماعی تا نوع حرف زدن، نوع ارتباط آنها، نوع اثرگذاری آنها را شامل می شود که هر کدام سرفصل های مشخص و مجزایی دارند که می شود به آن ها پرداخت.

مجری: بله تشکر می کنم از شما جناب استاد پورمسعود عزیز. شما به مبحث استراتژی پرداختید و به نظرم جا دارد که به مقوله ی استراتژِی جنگ روانی هم در برنامه پرداخته شود. اگر امکان دارد در این زمینه هم توضیحاتی بفرمایید.

استاد پورمسعود:

 بله حتما. ببینید ما یک سری مفاهیم پایه در عملیات روانی داریم. این مفاهیم پایه یک قانونی است که نوشته شده است. یعنی تبدیل شده است به اینکه اگر شما مفاهیم پایه و اساسی را یاد بگیرید، حداقل در تحلیل ها دچار اشتباه نمی شوید. مثل ریاضی می ماند. شما مثلا قضیه ی فیثاغورث را باید یاد بگیرید. در مبانی عملیات روانی هم همین طور است. وقتی ما از استراتژی صحبت می کنیم اول باید معنی آن بدانیم. استراتژی را راهبرد هم معنا کرده اند. اما تعریف آن این است که استراتژی علم بقاست! علم و طراحی ای که شما بتوانید بیشتر بمانید(زندگی کنید) پس وقتی ما صحبت از بقا و باقی ماندن می کنیم، چه از لحاظ روانی و چه از لحاظ جسمی باید تدابیری را طراحی کنیم که بتوانیم بهتر ادامه بدهیم. این استراتژی به صورت بلند مدت، کوتاه مدت و میان مدت در جاهای مختلف استفاده می شود. یعنی اگر شما قرار است یک هدفی را برای خودتان مشخص بکنید، (به عنوان مثال تغییر رفتار فلان جامعه به این صورت که همه از این به بعد شلوار یک سایز تنگ تر بپوشند) وقتی می خواهید آن را طراحی بکنید، تمام معیارها و ابزارها را باید با توجه به زمان در پروژه تعریف کنید. نیاز به تبلغیات دارید، نیاز به ساختن کلیپ دارید، نیاز دارید یک سری محصولات به صورت فیلم معرفی شوند،نیاز دارید یک سری الگوها معرفی کنید که این الگوها به دلیل محبوبیتی که بین مردم دارند و ارتباط عاطفی بین آنها و مردم می توانند به مردم خط بدهند. نیاز دارید سلبریتی به مردم معرفی کنید و... این ها همه استراتژی است.

مقوله ی دیگری که در جنگ روانی و عملیات روانی مطرح است، خط مشی می باشد. یعنی خط مشی شما باید مشخص باشد. این چیز ثابتی نیست. ممکن است شما بگویید خط مشی من 1..2...3...4... این هاست. اگر کسی نمی پسندد می تواند خط مشی دیگری برای خودش تعریف کند. یعنی شما عملیات روانی و سیستم های قدرت نرم کشورهای مختلف را مطالعه بکنید خواهید دید که با هم تفاوت دارند. یعنی هر کدام خط مشی مشخصی دارند. مثلا جلسه ی قبل عرض کردیم گفتیم ما در بحث عملیات روانی و جنگ روانی اخلاق برایمان مهم است. حالا جلوتر توضیح خواهیم داد ما در بحث عملیات روانی در ایالات متحده یکی از ویژگی هایی که برای طراح عملیات روانی مطرح کردند این بود که اصلا اخلاق برایش مهم نباشد! باید یک ماکیاول باشد. یعنی این خط مشی آنهاست حالا درست یا غلط!

"به صورت کلی به معنی طرح کلی و رئوس مطالب برای اقدام با داشتن برنامه و نظر و عمل درست است."

یعنی مقررات و حدودی شما تعیین میکنید برای اعمال تصمیم هایی که شما قرار است ایجاد بکنید. اگر نیرویی دارید باید طبق همین ها حرکت بکند. نم شود بدون حدود و بدون مقررات یک طرحی را پیش برد. هر چه خط مشی دقیق تر طراحی شود و نیروها بیشتر به آن پایبند باشند، زودتر و دقیق تر آن هدف به نتیجه می رسد.

مورد دیگری که در عملیات روانی وجود دارد بحث لجستیک است. لجستیک بیشتر در بحث نظامی استفاده می شود. به معنای پشتیبانی است. در عملیات روانی هم همین است. یک جایی شما نیاز دارید واقعا یک عده بیایند و شما را پشتیبانی بکنند. حالا این پشتیبانی می شود اکانت هایی که به شما کمک می کنند، مردمی که حمایت می کنند و کامنت هایی که برای شما می گذارند و... بسیاری از اتفاقات و رفتارهایی که برخی از افراد مطرح در فضای مجازی و رسانه ها از خود نشان می دهند، بخاطر صفحه ی اینستاگرام آنهاست. ببینید طرف می آید ده تا کامنت متفاوت در یک راستا می گذارد این منجر به رفتار می شود. مثلا به او می گویند فیلمت بد بود یا فلان حرفت مناسب نبود که همین باعث می شود شخص مشهور در پاسخ به او یک حرکت انجام دهد. (مثلا استوری بگذارد و پاسخ بدهد.) حالا تصور کنید کسی ده تا اکانت متفاوت بسازد و زیر پست این شخص ده تا کامنت بگذارد و این شخص چون تحلیل ندارد از فضای رسانه ای، واکنش نشان می دهد! حالا تصور کنید این ده تا اکانت بشوند صدتا!

شما فکر کنید کسی بخواهد که این فرد مشهور به فرد دیگری فحش بدهد. جنگ شناختی است دیگر! دارند برای او تصویر سازی می کنند. صد نفر می روند و یک مدل فحش خاص به او می دهند خب این منجر به واکنش می شود و از همین واکنش شروع میکنن علیه او استفاده کردن! گاهی یک شرایطی به وجود می آید که یک مطالبه در فضای مجازی شکل می گیرد، و شما می بینید کف جامعه چنین مطالبه ای وجود ندارد و شاید این خواسته ی نهایتا نیم درصد جامعه باشد، این چیست؟ ربات! یعنی اکانت طراحی کرده اند و دارد این کار را برای آنها انجام می دهد. یعنی برای مردم جامعه تصویرسازی می کنند. حالا چرا هزینه می کنند و این کار را انجام می دهند؟ زیرا می خواهند آن را به استدلال و استناد تبدیل کنند!

مثلا در ماه رمضان یک هشتگ آوردند در حمایت از ابن ملجم ملعون. در این فضا به نظر شما چند درصد مردم بودند؟ تقریبا هیچ! ولی آن طرف در رسانه ها می گفتند مردم از دین زده شده اند، امیرالمومنین(ع) را قبول ندارند و... که بعد توییتر گزارش داد که این اکانت ها فیک بوده است. اما اگر این گزارش را مقابل کسی قرار دهند که رسانه را متوجه نباشد، در مواجهه با داده های مختلف این چنینی به این سوال می رسد که "آیا واقعا مردم از امیرالمومنین(ع) بریده اند؟" در حالی که این مورد کذب است.

لذا بحث لجستیک در این فضا بخش اعظمی از تصویر سازی درتکنیک های عملیات روانی را برای شما فراهم می کند و این کار باعث می شود که یک سری انسان ها سمت شما بیایند. یعنی می گویند حتما این جمعیت درست می گویند دیگر! حالا شما به طرف بگویید ربات چیست؟ اکانت فیک چیست؟ چه کسی این حرف ها را زده است؟ فالوورهایش واقعی هست یا خیر؟ چندتا فیو خورده؟ این ا درست آموزش داده نشده اند. همان دوره ی اهل بیت هم اگر به جامعه درست آموزش داده می شد که اهل بیت چه کسانی هستند؟ این ها چطور میراث پیامبر(ص) را قرار است حفظ بکنند، هیچ وقت این جنایاتی که علیه اهل بیت(ع) اتفاق افتاد رخ نمی داد. چرا به حسین بن علی(ع) گفتند خارجی؟ مگر می شود نوه ی رسول خدا(ص) خارج از دین باشد؟ چرا این سوال در ذهن مردم آن زمان به وجود نیامد؟ چون آنقدر این هجمه ی رسانه ای اموی سنگین بود( خداوند توفیق دهد یک روز راجع به رسانه ی اموی صحبت کنیم.) که اصلا نگاه را تغییر داد که دیگر جای فکر برای طرف مقابل قرار نمی داد. آقا یک لحظه فکر کن شاید اصلا اینطور نباشد! اما اصلا این شکلی نبود. فضا همین طور رفت و رفت تا جایی که خون اباعبدالله(ع) توانست یک عده را آگاه بکند که شد همان شاخص حق و باطل.

لذا وقتی صحبت از پشتیبانی می کنیم یعنی شما هر چقدر هم که طراحی بکنید، لجستیک رسانه ای شما باید سرجایش باشد. یعنی شما باید حتما یاد بگیرید با شبکه های اجتماعی کار بکنید. باید یاد بگیرید چطور و کجا اثرگذار اقدام بکنید. باید یاد بگیرید چطور به صورت بین المللی وارد شوید و رفتار از خود نشان بدهید. پس این مفاهیم پایه، یعنی " استراتژی، خط مشی و لجستیک" حتما باید خوب رعایت شود و حتما باید در طراحی ها لحاظ شود وگرنه آن عملیات روانی درست نه اتفاق می افتد و نه به آن هدفی که مشخص شده خواهد رسید.

مجری:

بله تشکر میکنم از شما جناب استاد پورمسعود عزیز اگر اجازه بفرمایید یک میان برنامه با موضوع سواد رسانه همراه با بینندگان عزیز ببینیم و با بخش بعدی برنامه در خدمت شما باشیم.

استاد پورمسعود:

خواهش می کنم.

مجری:

شما همچنان بیننده ی برنامه ی بازگشت پلاس هستید و بحث ما با جناب استاد پورمسعود عزیز تا مقوله

ی رهیافت های جنگ روانی پیش رفت. سوال بعدی که از خدمت شما دارم جناب استاد این است که با توجه به اینکه تهاجم روانی مسئله ی مهمی است و طیف زیادی از مردم را شامل می شود، جا دارد که یک نگاه مبنایی به این مسئله داشته باشیم که اساسا در چه جغرافیایی البته در ابعاد انسانی آن صورت می گیرد؟ اگر در این زمینه هم توضیح بفرمایید ممنون میشوم.

استاد پورمسعود:

 در خصوص سوالی که شما پرسیدید، سوال مهمی است چون طیف گسترده ای از مردم درگیر آن هستند و باید بدانند در کدام جغرافیای انسانی این اتفاق می افتد. اما قبل از اینکه من جواب سوال شما را بدهم، یک مقدمه ای عرض بکنم. یک حقیقتی وجود دارد اینکه شکست در طیف گروه هدف در خصوص عملیات روانی، منجر به نتیجه ایست که حاصل می شود. یعنی حتی اگر شما طرح را بد عمل کرده باشید ولی نتیجه ی مطلوب بگیرید، یعنی آن گروه هدف در این زمینه شکسته شده است. از لحاظ روانی بهم ریخته است. برای همین طراح عملیات روانی عموما باید کاملا آگاه باشد نسبت به طرحی که قرار است بنویسد. خب یک بخشی از عملیات روانی را سیاست مدارها درگیرش هستند. یعنی کسی که سیاست مدار است یکی از ابزارهای کارش عملیات روانی است. من می گویم امروز ابزار عملیات روانی نه تنها مال سیاست مدارهاست، بلکه برای کسانی هست که می خواهند خوب هدف گذاری بکنند. خواجه نصیر راجع به رفتار سیاسی بحث جالبی دارد. می گوید: " رفتار سیاسی سه سطح است. یکی طبع انسان، یکی دانش بشری و یکی تجربه ی انسان است." طبع انسان یعنی چه؟ یعنی شخص خلقیاتش به چه شکل است؟ پس مدل رفتار سیاسی و رفتار عملیات روانی اش همان شکل است. یک مدل هم تجربی است و یک مدل هم دانشی است که اکتسابی می باشد و خود فرد مطالعه می کند.

بر همین اساس می شود طراحان عملیات روانی را به دو دسته تقسیم کرد: 1_سنتی    2_مدرن

سیاست مدارهای سنتی تخصص در دانش ندارند و این خیلی مهم است. کسی که طراح عکلیات روانی است اگر به صورت سنتی باشد تخصص ندارد چون بر طبق تجربیاتش عمل می کند. یک جایی تجربه واقعا اثرگذار است. مثلا شما اگرشخصیت کیسینجر را مطالعه بکنید، هم تجربه دارد و هم تخصص دارد. این آدم اگر حرفی میزند اگر رفتاری نشان می دهد، حتما طراحی شده است و پشت آن فکری قرار گرفته است. کسی که می خواهد در بین طراحان عملیات روانی قرار بگیرد، عموما تا یک بازه ی محدودی می شود از او استفاده کرد. یعنی از یک جایی به بعد نمی تواند چون نیاز دارد مطالعه بکند و اگر مطالعه نکند تخصص لازم را ندارد و طرح های عملیات روانی اش به شکست می رسد. به همین دلیل شما می بینید در عصر اهل بیت(ع) و خصوصا صدر اسلام، پیامبر(ص) با جامعه ای مواجهه بوده است که هم به صورت تجربی رفتار می کرده یعنی آن فضای قبیله ای که داشته است و آن فضای شبه جزیره ی عربستان که بوده است و در کنارش کسانی بوده اند که به او مشورت می داده اند. یعنی شما معاویه را که ببینید در کنارش عمر و عاص هم حضور داشته که فعالیت ها را علیه اهل بیت انجام دهند.

 برای همین آن طراح عملیات روانی که به صورت مدرن تخصص پیدا بکند، چندکار باید داشته باشد: 1)عرضه کننده ی الگوی عملیات رفتاری باشد. ما وقتی می گوییم اسوه ی ما به عنوان کسی که می خواهد در عصر غیبت برای اهل بیت کار بکند، برای امام زمان(عج) کار بکند، کیست؟ رفتارش الگو تعریف می کند. یعنی اگر بی اخلاقی کردی، به اسم شما حساب نمی شود. برای اهل بیت(ع) می نویسند. این جمله ی امیرالمومنین(ع) را شاید در برنامه ی ما بیشتر بشود درک کرد اگر این ها را مطالعه بکنیم. این سیاست بازی ها و زرنگ بازی ها که شما غرق آن هستید را علی(ع) می داند منتهی او اخلاق و تقوا را مد نظر دارد.

و همین شما را متمایز می کند که دقیق تر عمل بکنید و شروع بکنید جریان را بزنید به شرط آن که قبلش جریان سازی کرده باشید. نکتهی بعد این است که طراح عملیات روانی در ابعاد شخصیت تشیع و منتظر امام زمان ارواحنا فداه باید تاریخ ساز باشد و در کنار آن از تاریخ عبرت بگیرد. یعنی بگوید این کار را می کنم که در تاریخ بماند که ما اینطور رفتار کردیم. یعنی این جریانی که به وجود آمده است، این فضای رسانه ای که دست من و شماست اگر اقدامی بکنیم چهل سال دیگر، پنجاه سال دیگر چگونه ما را قضاوت خواهند کرد؟ در کنار آن ما عبرت بگیریم از تاریخی که اتفاق افتاده است. حالا نکته ی مهم اینجاست که آن جغرافیای تهاجم روانی به انسان ها، فضای افکار آن هاست. شما با یک طراح متخصص مواجهه هستید که یک فرایندی را برای شما فراهم کرده است. نسبت به آن فرایند فکر شما درگیر می شود. تعریف امیرالمومنین علی(ع) از شبهه چیست؟ می فرمایند شبهه را شببه نامیدند چون شبیه حق است. یعنی با کجا کار دارد؟ با فکر! اصلا چرا به آن می گویند شبهه؟ مثلا می گویند آیا خدا وجود دارد؟ یعنی درگیری فکر است. مدام برای مخاطب دغدغه ایجاد می شود که آیا درست می گویند یا نه! حالا اگر آن پرسش همان موقع پاسخ داده شد، که هیچ اگر نه آنقدر بزرگ و بزرگتر می شود که حتی وقتی پاسخ هم دریافت کند برایش قابل قبول نیست! این جغرافیای خطرناک تهاجم روانیست. اینکه شما را خراب می کند. اگر فکر شما تغییر کرد، نگاه و رفتار شما تغییر می کند. رفتار شما که تغییر کرد، سبک زندگی و آن فضای اجتماعی شما تغییر می کند. سبک زندگی که تغییر کرد، شما تبدیل به یک لجستیک برای طراح عملیات روانی می شوید. اینکه نگاه و فکر مهم است. اینکه من اعتقاد به امام زمان(عج) دارم یا ندارم؟ اگر دارم یک جور زندگی می کنم و اگر ندارم جور دیگر. ببینید این فضایی که مردم امیرالمومنین(ع) را در تنگنا قرار دادند که حکمیت را بپذیرد، این حاصل فضای رسانه ای بود که معاویه به وجود آورده بود. بعد معاویه آمد بالای منبر گفت من می خواستم بر شما حکومت کنم. حالا میخواهی نماز بخوان میخواهی نخوان! حالا مفصل در مورد تکنیک های این آدم عجیب و غریب(معاویه) صحبت می کنیم.

پس ما در جغرافیای خودمان حداقل حکومت بتوانیم بکنیم. من اگر کنترل فکرم را نداشته باشم در داده های مختلفی که دریافت می کنم، دیگر نمی توانم درست تحلیل و رفتار بکنم. در جنگ فیزیکی شما آسیب میبینید، تیر می خورید، ترکش میخورید خون می آید متوجه می شوید اما در فضای عملیات روانی و جنگ شناختی به خود می آیید و میبینید اصلا معرفت و شناخت شما نسبت به مسائلی که با آن بزرگ شده اید عوض شده است. و حالا شما آدمی شده اید که دقیقا رو به روی اعتقادات و امام معصوم ایستاده اید!

چه عملیات روانی ای برای طرف ایجاد می کنند که اصلا تصویر عوض می شود! چرا هالیوود فیلم و سریال آخرالزمانی می سازد؟ چرا می گوید آخرتی وجود ندارد و نهایت عالم همان هوش مصنوعی است و تکنولوژی بر مردم حاکم می شود و... چون دارد فضای شناختی برای مردم به وجود می آورد که آخرتی نیست و شما یک بار زندگی می کنید و یک بار می میرید. اگر این ها را ما نتوانیم کنترل کنیم، اگر تحلیل درست نسبت به این ها داشته باشیم، هیچ وقت نمی توانیم دقیق پا کار امام زمانمون باشیم که یک جاهایی انقدر این فضا سنگین است که نزدیک ترین اصحاب آقا امام حسن(ع) می گویند " شما مومنین را ذلیل کردید!" به جایی می رسد که حر راه امام حسین (ع) را می بندد. شخصیت حر و اینکه چگونه شد که برگشت تک تک این ها جای بحث دارد که در فضای رسانه ای آن روز، کوفه چه شکلی بود؟ فضای عملیات روانی واقعا عوض نشده فقط ابزارش پیشرفته شده است. ما وقتی صحبت می کنیم و می گوییم اعراب جاهلی، مردم فکر می کنند که هیچ خبری نبوده. وقتی کسی ربا می گرفت یعنی اینکه ریاضی بلد بوده اند. وقتی مکه شاهراه ارتباطی تجاری بوده است، یعنی شاید از خیلی جاهایی که الان از آنها نام میبریم مدرن تر بوده است. فقط رسانه ها فرق می کرد. اگر شما امروز گوشی دارید، آنها نامه نگاری داشتند، جارچی داشتند. در گوشی شایعه پخش می کردند. ان شاالله در آینده می رسیم به اینکه عملیات روانی ای که روی انبیا انجام دادند چه شکلی بود؟ یکی یکی آنها را بحث می کنیم شما ببیند همین امروز دارد سر ما می آید یا خیر! پس فرقی نمی کند این ثقلین و سیرهی اهل بیت یاد داده است که این اتفاقات علیه شما خواهد افتاد. ای شیعه، ای کسی که منتظر امام معصوم هستی و دعای فرج و دعای سلامتی امام زمان (عج) می خوانی، اگر بلد نباشی با ابزار کار کنی، به جای سرباز می شوی سربار! این مهم است. اگر قرار است سرباز باشیم باید آموزش ببینیم. این آموزش ها هم امروز از همه مهم تر همین شناخت رسانه است. اگر متوجه شوی و بتوانی بقیه را آگاه کنی، بسیاری از حملاتی که می آید، خنثی می شود و ما می توانیم حتی قوی تر امام زمان(عج) را به جهان معرفی کنیم.

مجری:

خیلی تشکر می کنم از شما جناب استاد پورمسعود با توجه به اینکه وقت مان تمام شده است اگر امکان دارد یک جمع بندی بفرمایید ممنون می شوم.

استاد پورمسعود:

 بله حتما. بحث ما ادامه خواهد داشت ان شاالله چون به تاکتیک ها نرسیدیم. اما به صورت جمع بندی عرض بکنم که کسی که میخواهد طراح عملیات روانی باشد و در جنگ شناختی مغلوب نشود، و بتواند خوب تحلیل بکند، اولا پایه های عملیات روانی و مفاهیم اساسی آن مثل خط مشی، استراتژی و لجستیک را خوب رعایت کند و نکته ی دوم اینکه نسبت به ورودی ها خوب کنترل داشته باشد. بداند تصویر سازی که علیه او انجام می شود واقعی است یا توهم است. باید این را متوجه بشویم که این حملات چطور اتفاق می افتد. نکته ی بعدی اینکه در جغرافیایی که تهاجم روانی صورت می گیرد، این فکر انسان است که درگیر خواهد شد. یعنی ما بر قلمرو جغرافیایی خودمان حاکم باشیم و اجازه ندهیم کسی دیگر این فکر را در دست بگیرد. تشکر می کنم از شما و بینندگان عزیز شبکه ی جهانی ولیعصر.

مجری:

بله خیلی تشکر میکنم از شما جناب پورمسعود عزیز. از شما بینندگان عزیز و بزرگوار شبکه ی جهانی ولیعصر(عج)  که تا این لحظه با ما همراه بودید هم تشکر می کنم. لطفا ما را در شبکه های اجتماعی دنبال بفرمایید و اگر پیشنهاد یا انتقادی بود از آن طریق ما را در جریان بگذارید. تا برنامه ی دیگر خدا نگه دار. یا علی.

و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته



* اسم:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی: