2020 September 30 - چهار شنبه 09 مهر 1399
تاریخ بدون روتوش
کد مطلب:3598 گروه: تاریخ بدون روتوش آمار بازدید: 1107

تاریخ بدون روتوش
دکتر سید محمد حسینی - 18 شهریور 1399


  دانلود
امتیاز:
  01:34:58 حجم فیلم: 258 مگابایت





دانلود صوت


قسمت نهم برنامه تاریخ بدون روتوش با کارشناسی دکتر سید محمد حسینی

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ: 18 شهریور 1399

استاد حسینی:

بسم الله الرحمن الرحیم الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

عرض سلام و ادب و احترام خدمت شما بینندگان عزیز و ارجمند امیدوار هستم إن شاءالله در این ایام عزاداری­های تان برای حضرت سید الشهداء(ع) امام حسین(ع) مورد رضایت خداوند قرار گرفته باشد و بیننده برنامه ما که هستید إن شاءالله بتوانیم از طریق این برنامه برخی نکاتی که کمتر گفته می­شود یا گفته نمی­شود یا لازم هست بازهم تکرار بشود را به شما بگوییم و در جریان آن قرار بگیرید، می­دانید برنامه تاریخ بدون روتوش برنامه­ای است که برای گفتن حقایق مشخص کردن برخی از نقاط ابهام و کنار زدن برخی خرافاتی که به خورد مردم داده شده در دوره­های مختلف دارد برنامه­ای را تقدیم حضور شما می­کند و اسنادی را تقدیم حضور شما می­کند و این برنامه حدفش این است که ناگفته­ها یا کمتر گفته­ها در مورد تاریخ ایران و تاریخ اسلام را به شما معرفی بکند ما در این برنامه از بحث زرتشت شروع کردیم چون آنچه که معروف و مشهور است این است که ایران باستان آمیخته است با تفکر زرتشتیان و شخص زرتشت، در مورد زرتشت با شما صحبت کردیم دو سه نقطه ابهام اساسی را مطرح کردیم که به هر کدام از اینها به صورت مفصل در برنامه­ها پرداختیم و اسناد خود مان را ارائه دادیم.

یکی پرسیدیم گفتیم زرتشت چه زمانی زندگی می­کرده؟ حداقل محدوده زندگی و حتی هزاره و صده را نمی­دانند آقایان مشخص بکنند کسانی که اعتقاد دارند باید از تعالیم زرتشت پیروی کرد.

نکته بعدی این بود که زرتشت اصلاً پیامبر بود یا نبود؟ اتفاق نظری بین زرتشتی­ها وجود ندارد و این از عجایب واقعاً اعتقاد زرتشتی است که هنوز نمی­دانند آن شخص اول در دین شان اصلاً پیامبر بوده یا پیامبر نبوده، یک انسان خوبی بوده که بدون اینکه خدا بخواهد تأییدش بکند تعالیمی را آمده و ارائه داده است.

نکته بعدی که خیلی مهم بود و اساسی بود بخاطر اینکه تأکید می­شود رویش و اسرار می­شود رویش و مبنای است برای تبلیغ برای اینکه روی بی­آورند مردم زرتشتی­گری این بود که گفتیم زرتشت را از کجا می­خواهید ثابت بکنید ایرانی بوده؟ و به شما گفتیم و نشان دادیم حتی بر اساس اوستا نمی­شود اثبات کرد که زرتشت ر ایران به دنیا آمده یا فعالیت می­کرده.

نقاط ابهام و تعدا دیگر هم بود در مورد خانواده زرتشت در مورد تبار زرتشت که اینها را خدمت شما عزیزان ارائه دادیم، نکاتی هم در پاسخ به برخی از سؤالات ابهامات گفتیم و برخی از سؤالاتی که جمع شده بود را جلسه قبل آنهای که پر تکرار بود را بنده قرائت کردم و پاسخش را تقدیم شما بینندگان عزیز و ارجمند کردم.

یکی دوتا کتاب برای ما محور بود نقد می­کردیم، بحث می­کردیم، گفتگو می­کردیم در موردش؛ یکی پاسخ به پرسش­های دینی زرتشتیان هست که عالی رتبه­ترین مقام زرتشت این کتاب را نوشته است و چاپ شده و در بازار به راحتی قابل دسترس هست و موجود است «پاسخ به پرسش­های دینی زرتشتیان» «موبد دکتر اردشیر خورشیدیان» که رئیس انجمن موبدان تهران هست. و برنامه را که آغاز کرده بودیم چند هفته­ای که گذشت کتابی چاپ شد و ما شاید فردای آن روز که این کتاب چاپ شده بود این را آمدیم به شما نشان دادیم «زرتشت و مزده یسنان پرسش و پاسخ­های در شناخت دین زرتشت» «جناب موبد کروش نیکنام» این کتاب را نوشته­اند البته بسیاری از مطالبی که در این کتاب آمده قبل از آن در سایت ایشان بود اما دیگر این کتاب مکتوب شده و منتشر شده است. روال مان هم همین بود که برخی از این ادعاهای که مطرح شده از طرف زرتشتی­ها را می­خواندیم به آنها جواب می­دادیم و نقاط ابهامی که لازم بود را مطرح می­کردیم، در خصوص این که زرتشت چه زمانی بوده گفتیم که یکی از جدیدترین کارهای که انجام شده در مورد تاریخ زرتشت بر مبنای یافته­های جفرافیایی هم این کتاب ما داریم و البته چیزی فراتر از آنچه که تا الان گفته شده بود و ما نقد کردیم در این نیامده بود ولی این کتاب را هم داریم و به آن مراجعه کردیم که ببینیم وضعیت از چه قرار هست.

برخی از سؤالات را که احساس کردیم شاید پاسخ داشته باشد نسبت به این سؤالات و ابهامات را رفتیم

نگاه کردیم «پاسخگویی به اتهامات» «موبد اردشیر آذرگشسب» به قول یکی از دوستان زرتشتی که انتشارات فرابهر هم چاپ کرده کتابش را، برخی از سؤالات و ابهاماتی که در مورد زرتشت هست را ایشان مثلاً آمده­اند جواب داده­اند. «فشرده­ از آموزش­های دین زرتشت بدانیم و سر بلند باشیم» کتاب دیگری است که «جناب دکتر منوچهر منوچهر پور» این کتاب را نوشته است برخی از ابهاماتی که ما داشتیم در مورد زرتشت گفتیم شاید در این کتاب پاسخش وجود داشته باشد مراجعه کردیم پاسخی از این کتاب هم دریافت نکردیم و مصادر دیگر هم بود و سایت­های دیگری هم بود که به آنها مراجعه کردیم ببینیم شاید اگر کسی الان نمی­آید جواب ما را بدهد شاید در آن سایت­ها پاسخ­های که ما نیاز داریم آنجا وجود داشته باشد که ما ندیدیم همچین پاسخ­های را که علمی ارائه شده باشد.

روزهای که پشت سر گذاشتیم ایام دهه محرم بود و می­دانید وقتی که محرم می­شود بخش زیادی از مردم جهان عزادار هستند به صورت در کشورهای که مسلمان­های شان بیشتر هست عزاداری پر رنگ­تر هست و به خصوص در ایران اکثر مردم و اکثر ظواهری که در کشور وجود دارد و اکثر برون دادها محرمی و عاشورائی هست. طبیعتاً اگر انسان در یک جای زندگی می­کند ببیند اکثریت عزادار هستند حتی اگر هیچ اعتقادی نسبت به آن عزاداری نداشته باشد اگر هیچ دینی هم نداشته باشد هیچ باوری هم نداشته باشد برای حفظ حرمت هم وطنان خودش می­آید مراعات می­کند حتی شما اگر وارد یک مجلسی بشوید که مجلس عزا هست اصلاً ندانید که این کسی که به خاطرش عزاداری می­کنند این چه کسی هست ولی به احترام و حرمت کسانی که آنجا هستند مراعات می­کنید و شادی و جشن نمی­گیرید برعکسش هم هست شاید یک جای مراسمی باشد که مراسم شادی باشد عروسی باشد اگر شما ناراحت هم باشید خیلی نمی­توانید بیایید آنجا بروز بدهید این غم خودتان را و به رخ دیگران بکشید که ناراحت هستید، در کشوری که اکثریت عزادار بودند متأسفانه امثال اتفاق بدی افتاد از طرف برخی زرتشتی­ها و من ناراحت هستم از اینکه می­خواهم این جلسه که بعد از دهه اول محرم هست با این مسئله موضوع را شروع کنم.

اگر شما مراجعه کنید به تقویمی که زرتشتی­ها دارند، می­دانید ادیان مختلف گاهی برای خودشان تقویم یا گاه شماری دارند روزهای دارند مناسب­های خاصی است مثلاً زرتشتی­ها یک سری روزهای را دارند که معتقد هستند در این روزها گوشت نخورید بهتر است یا نباید گوشت خورده بشود، روزهای دارند که روز استراحت نامیده­اند و تقویم زرتشتی­ها را اگر نگاه بکنید برای شهرور ماه، روز عاشورا در نهم این ماه بود روز قبل روز تاسوعا بود یعنی روز نهم ، روز هشتم، هفتم، شیشم، پنجم، چهارم، سوم ، دوم، و اول محرم مصادف بود با روز جمعه، اینجا روز اول حرم امسال بود روز قبل که معمولاً فردا روز روز محرم شروع می­شود از روز قبلش شب قبلش عزاداری­ها شروع می­شود و آغاز می­شود مصادف بود با یک جشن برای زرتشتی­ها جشن شهرورگان که در تقویم شان هم اگر ملاحظه بفرماید ثبت شده است، خب اکثریت در ایران عزادار بودند هم وطنان شان عزا دار بودند اما اتفاقی که افتاد این بود اطلاعیه را ملاحظه بفرماید:

اطلاعیه­ای پخش شد در عین ناباوری ما که به مناسبت جشن شهرورگان در اینستاگرام با موبد کروش نیکنام برنامه به صورت زنده هم زمان با جش شهرورگان پنج شنبه ساعت 23 به زمان ایران و 20:30 دقیقه به زمان آمریکای مرکزی در صفحه اینستاگرام بنیات جهانی زرتشت به صورت زنده، خیلی عجیب بود برای ما باز اطلاعیه را هم ملاحظه بفرماید.

بنیات زرتشت شناسی به مناسبت جشن شهرورگان شب اول محرم جشن گرفتند چه کسی در اینجا شرکت کرده بود؟  اینکه جشن بگیرند شب اول محرم آن هم نه یک عده افرادی که اصلاً از رسمیت خارج هستند در بین زرتشتی­ها با حضور موبد کروش نیکنام موبدی که کتابش دارد در کشور جمهوری اسلامی چاپ می­شود مجوز قانونی دارد، موبدی که در ایران به عنوان یک سخنگو و سخنگوی­های زرتشتی دارد فعالیت می­کند شب اول محرم جشن گرفت و اطلاعیه­ان را منتشر کرد و تبلیغ کرد اینکه می­خواهیم در شب اول محرم جشن بگیریم این واقعاً نکته عجیبی بود و قابل تحمل هم نیست برای مسلمان­ها که همچین چیزهای را بخواهند ببینند، آقای موبد کروش نیکنامی که ما برایش هنوز احترام قائل هستیم هرچند می­دانیم که، این را هم عرض کنم خدمت­تان ما می­دانیم که آقا موبد کوروش نیکنام دبیر بنیاد گروپ­های زرتشت شناسی هم شده­اند و به آنها پیوسته­اند اما واقعاً انظار ما خیلی بیشر از این بود چرا؟ من یک نکته دیگر می­خواهم به شما نشان بدهم، آقای موبد کرورش نیکنام که شرکت کردی در این جشن یاد تو می­آید یک حرفی را زده بودید قبلاً؟ تصویر را با هم ببینیم، پرسش و پاسخ از موبد کروش نیکنام، سایت­ها نوشته بودند که در سایت وبد کروش نیکنام این آمده است من گشتم پیدا نکردم نمی­دانم من نتوانستم پیدا بکنم ولی اینجا هست سایت دین بهی، سؤال 22 در مورد خوردن گوشت خوک در آئین زرتشت است کاری با آن نداریم، سؤال 23 از آقای موبد کروش نیکنام پرسیده­اند که:

سلام من شنیده­ام که زرتشتیان در مورد جشن صده نوروز برای همزمان شدن با ماه محرم جشن نگرفته­اند یا زودتر یا دیرتر برگزار کرده­اند دلیل آن چیست؟ موفق باشید

پاسخ موبد کروش نیکنام چه بوده است قبلاً؟

دلیل آن را خودتان بیان کرده­اید به دلیل همراهی با آئین عزاداری ماه محرم جشن نگرفتیم و نمی­گیریم البته نه اینکه نوروز و مهرگان و دیگر جشن­های ایرانی فراموش گردند بلکه تنها به دلیل احترام به سنت­های اسلامی که در ایران برگزار می­شود جشن نگرفتیم.

آقای موبد کروش نیکنام شما فرموده بودید به دلیل احترام برای جشن­های مذهبی و عزاداری جشن­های خودتان را جشن نمی­گیرید یعنی ایامی که عید است برای خودتان را جشن نمی­گیرید قبلاً این را گفته بودید چه شد که شب اول محرم آمدید و جشن گرفتید واقعاً نمی­دانستید آن شب، شب اول محرم است؟ کسی ممکن است در فرهنگ ایرانی بزرگ شده باشد و نداند محرم از چه زمانی شروع می­شود حال و هوا را نفهمد؟ خیلی جالب بود من نگاه کردم دیدم در همین کتاب «زرتشت و مزده یسنان» آقای نیکنام که این کتاب را آمده­اند نوشته­اند، سؤال قبلی که سؤال 22 اینجا بود خوردن گوشت خوک را آورده­اند نقل کرده­اند و سؤال بعدی دیگر سؤال دیگری شد البته نمی­گویم که لزوماً باید این قضیه­ی عدم جشن گرفتن اینجا هم می­آمد کاری با آن ندارم ولی ای کاش وقتی که آقای موبد کروش نیکنام آمده­اند سؤال­های که در سایت شان بود را چاپ کرده بودند مصاحبه­های که داشتند، پرسش­های را که داده بودند در این کتاب چاپ کرده بودند این را هم می­آوردند من 90 درصد این کتاب را خوانده­ام پیدا نکردم همچین مطلبی را که آقای نیکنام گفته باشد نباید جشن گرفت ولی جشن رفتید امسال، نمی­دانم چه انتظاری دارید از مسلمان­ها که شب اول محرم شان بیاید جشن بگیرید از جشن خودتان نگذرید و ادعای دوستی هم داشته باشید مسلمان­ها، ما به عنوان مسلمان واقعاً اگر یک جای باشیم در اقلیت محض باشیم بعد یک عزاداری که در این وسعت در محرم گرفته می­شود مردم اینقدر عزادار باشند و اتفاقی مثل اتفاق عاشورا افتاده باشد هیچ وقت نمی­آییم در شب آن جشن بگیریم هیچ وقت این کار را نمی­کنیم  البته من این را خدمت­تان عرض بکنم اینکه آقای موبد کروش نیکنام آمدند شب اول محرم جشن گرفتند کانون جهان بینی زرتشتیان آمد جشن گرفت دلالت بر این ندارد که زرتشتی­ها همه شان اینطور هستند ما بی­انصاف نباید باشیم در این زمینه هم ما باید بدانیم که بسیاری از زرتشتی­ها به احترام محرم مراسم ازدواج خود شان را هم عقب می­اندازند به گفته خود زرتشتی­ها می­خواهید ببینید؟ کلیپ اول را ملاحظه بفرمایید تا ببینید که چقدر فرق هست بین زرتشتی تا زرتشتی.

کلیپ شماره 1:

موبد رشید خورشیدیان:

در یک خانواده زرتشتی در موقع محرم و صفر به هیچ عنوان عروسی یا ازدواج یا نامزدی نمی­گیرد چرا نمی­گیرد؟ زوری بالا سر نیست موضوع سر این است که در آمریکا هم باشد این زرتشتی نمی­گیرد بخاطر اینکه می­گوید بد یومن است یعنی به باور در ذهن ما زرتشتی­ها نقش یافته که این باور به سادگی هم پاک نمی­شود که مثلاً در طول ماه محرم و صفر که فکر می­کند اگر مثلاً عروسی یا نامزدی یا مسئله خاصی را حتی مثلاً روز عاشورا تاسوعا هیچ وقت خریدی را نمی­کند که می­گوید مثلاً این چیزی تازه که خریده این می­تواند بد باشد بد یومن باشد.

استاد حسینی:

ملاحظه فرمودید که موبد خورشید رشیدیان که مسؤلیت ثبت ازدواج و طلاق زرتشتیان را هم ایشان بر عهده دارند در تهران گفتند زرتشتیان نه فقط داخل ایران در کشورهای دیگر هم اگر باشند محرم و صفر عروسی نمی­کنند ازدواج و مراسم جشن نمی­گیرند و حتی در عاشورا خرید هم نمی­کنند در تاسوعا و عاشورا، خب بله بسیاری از زرتشتی­ها اینطوری هستند حرمت قائل می­شوند برای هم وطنان خود شان و این مسئله را ما دیدیم می­دانیم بی­انصاف نیستیم ولی ناراحت هستیم از کسی که بیاید شب اول محرم جشن بگیرد و ادعا بکند او سخنگوی زرتشتی­ها است ادعا بخواهد بکند که حرف­های زرتشتی­ها را او می­زند، حالا ما إن شاءالله این جلسه یک مقدار روشنگری بیشتری خواهیم کرد در اعتقاد زرتشتی­ها نسبت به بحث عزاداری و امام حسین(ع) تا حد اقل مقداری جبران بشود کاری که آن آقا انجام داده است.

خب فراتر از این که زرتشتی­ها ازدواج نمی­کنند در محرم و صفر که جناب آقای موبد رسید خورشیدیان عضو انجمن موبدان تهران این را فرموده­اند بلکه در عزاداری­ها هم شرکت می­کنند برخی از زرتشتی­ها حتی نذر هم می­کنند در محرم. کلیپ شماره دو را ببینیم با هم دیگر بعد بر می­گردیم إن شاءالله در خدمت­تان خواهم بود.

کلیپ شماره 2:

خانم توران بهرامی_از شعرا و فرهیختگان زرتشتی:

یادم هست همسایه ما سید خوش رو بود که سید معروف محله بود ماه محرم که می­شد و روضه خوانی برپا می­کرد برای ما آبگوشت و نان می­داد و ما هم برای او گوسفندی می­فرستادیم پدرم گوسفندی می­فرستاد که در غذای شان بریزند.

حضور زرتشتیان در مجالس سیدالشهداء:

می­دانید امام حسین داماد ما بوده ما زرتشتی هستیم و امام حسین هم داماد مان بوده عزیزش می­دانیم.

بله اعتقاد داریم ما زرتشتی هستیم ولی اعتقاد داریم.

در تمام رستوران­های دنیا بروی این غذا نیست فقط مخصوص امام حسین است.

استاد حسینی:

خب می­دانیم که شما هم شنیده­اید که سایر ادیان و مذاهب هم برای امام حسین احترام خاص قائل هستند و افرادی هستند در بین سایر ادیان که در محرم کمک می­کنند برای برپای مجلس عزا. این هم نمونه­های بود که ملاحظه فرمودید، دیگر خانم توران بهرامی را که می­شناسند زرتشتی­ها قطعاً از شعرای نامدار معاصر زرتشتی­ها است خب دیدید با ان خانم زرتشتیان که مصاحبه کردند ایشان فرمودند که امام حسین(ع) داماد ما هست اشاره­ای داشتند به قضیه ازدواج امام حسین(ع) با حضرت شهربانو که حضرت شهربانو اتفاقاً خواستگاری کردند و انتخاب کردند امام حسین(ع) را برای ازدواج شان و حاصل آن شد امام سجاد(ع) و نسل امامان شیعه از امام سجاد(ع) به بعد خلاصه یک رگ ایرانی هم دارد و آن هم یک شهزاده ایرانی بود که حضرت شهربانو بود، اشاره­ای که ایشان فرمودند امام حسین(ع) داماد ما ایرانی­ها هست به همین مسئله و همین موضوع بود.

خب حالا ببینیم که در تاریخ ایران باستان آیا عزاداری انجام می­شده یا انجام نمی­شده؟ اگر عزاداری انجام می­شده به چه شکل و با چه شمایلی بوده است این عزاداری­ها؟ بله عزاداری برای مرده­ها بوده است در ایران باستان چند مصدر را می­خواهم تقدیم حضور شما عزیزان بکنم.

آیا عزاداری می­شده است در تاریخ باستان یا خیر؟ کتاب «آثار الباقیه» را ملاحظه بفرماید آقای ابوریحان بیرونی که البته این را من اصلاً فکر کنید برای مخاطبین مسلمان و شیعه دارم می­گویم خیلی به آقایان بر نخورد، ترجمه آقای اکبر دانا سرشت ایشان در کتاب شان صفحه 363 در مورد رسومی که در ایران باستان بوده است آورده­اند و ذکر کرده­اند که یکی از این رسوم اهل سقد که حالا یک روستای در ایران باستاند بوده است یا در بخارا بوده است ظاهراً بر مردگان پیشین خود گریه می­کنند و بر آنان نوحه می­زنند و روی­های خود را می­خراشند یعنی رو صورت خود شان جنگ می­زنند و برای مردگان طعام و شراب می­برند چنانکه ایرانیان هم در فروردگان به همین طریق رفتار می­نمایند.ابوریحان البیرونی، آثار الباقیه، ترجمه آقای دکتر اکبر دانا سرشت، ص 363یعنی ایرانی­ها هم برای مردگان خود شان بر اساس این گزارش عزاداری می­کردند نوحه می­خواندند و صورت خود شان را با ناخون خراش می­دادند، آیا به همین جا ختم می­شود؟ خیر گزارش­ها متعدد است اتفاقاً به دنبال مسشرقین نرفتم مسشترقین هم مفصل این قضایا را مطرح­کرده­اند اما یکی از رسومی که معروف بود و مشهور بود در ایران باستان قضیه عزاداری برای مرگ سیاوش بود، نگاه کنید این کتاب را «گاه شماری و جشن­های ایران باستان» که این کتاب را جناب آقای رضی نوشته و اینها را جمع­آوری کرده است؛ نوشته و پژوهش آقای هاشم رضی هست.در این کتاب تک جلد هم هست صفحه شماره 318 چه آمده است؟ می­گوید:نخستین طلیعه نوروز و یادمان سیاوش میان زرتشیتا بخارا دقت کنیدمیان زرتشیتان بخارا،دیگر نویسنده این کتاب بسیاربرای زرتشتی ها زحمت کشیده و آقای هاشم ،هاشم رضی را تمام زرتشتی­های که اهل علم هستند می­شناسند و با ترجمه اوستای ایشان هم آشنا هستند. چه کار می­کردند اینها؟  مراسم تعزیه خوانی داشتند، مراسم نوحه خوانی داشتند، مراسم سوگواری برای سیاوش داشتند و هر ساله در روز یادمان و رخ­داد این حادثه نه اینکه یک بار مراسم عزاداری گرفته­اند نه اینکه دو بار، نه اینکه سه بار، نه اینکه چهار بار هر سال زرتشتی­ها سالگرد گرفتند برای سیاوش و کشته شدن سیاوش، یعنی کشته شدن سیاوش برگزار می­شده است.در اغلب شهر­های ماوراءنهر چنین مراسمی برگزار می­شد و سوگواران این مجالسی که به این سبب برگزار می­شد نوحه خوانی می­کردند، با هم دیگر آواهای را می­گفتند یعنی با همدیگر نوحه خوانی می­کردند صدای­های را که برای نوحه خانی بود همه با هم اینها را تولید می­کردند.و در دسته­ها و هیئت­ها و با درفش و پرچم­ها و شبیه­سازی­ها تعزیه خوانی هم داشته­اند، علم هم داشته­اند، پرچم هم داشته­اند، نوحه خوانی هم داشته­اند، دسته عزاداری هم داشته­ان، هیئت هم داشته­اند.علم و کوتل بر می­داشتند می­آمدند بیرون به مقصد کشتن­گاه سیاوش حرکت می­گردند میرفتند مقتل سیاوش، دسته­های عزاداری راه می­افتاده می­رفته به جای که سیاوش کشته شده بوده. مدارک و اسناد به دست آمده نشانگر آن است که برخی از سوگواران مرد و زن به یاد سیاوش خون روانمی­کردند هاشم رضی، گاه شماری و جشن­های ایران باستان، تک جلدی، ص 318 بعضی از تصاویر قمه زنی راکه دیده اید، زنجیرهای تیغی را که دیده ایداستفاده میکنندخون جاری میشود در ایران باستان برای سیاوش همین کارها را می­کردند نه بک بار نه دو بار نه سه و چهار بار هر ساله. ادامه ­آن این مراسم چندین روز ادامه می­یافت  نه یک روز دو روز شاید مثلاً یک دهه می­گرفتند شاید پنج روز عزاداری می­شده و رسم اهدای نذور به یاد آن جوان شهید و اطعام سوگواران رایج بود شام هم می­دادند نذری هم می­دادند، سراحتاً می­گوید نذور، یعنی در ایران باستان نه برای امام حسین چون این اتفاقات برای قبل از شهادت امام حسین(ع) بوده است هرچند بعضی­ها معتقد هستند این مراسم ادامه هم پیدا کرده، عزاداری برای سیاوش برپا می­شده علم و کوتل و دسته و هیئت و زخمی کردن زن و مرد و صورت خود شان را پنجه می­انداختند ناخن می­انداختند زخمی می­کردند و نذی می­دادند و نمی­دانم نهار می­دادند و شام می­دادند بعد همین آقایانی که ادعا می­کنند ما ایران باستان را دوست داریم فرهنگ ایران باستان را دوست داشتیم به عزاداری ایراد می­گیرند، سیاوش مگر در اعتقادات شما چه جایگاهی داشت؟ نه پیامبر است نه امام است نه وصی نبی است نه کسی است که خدا فرستاده است حالا معتقد هستید مظلومانه کشته شده است بله این را معتقد هستید چه عزاداری برایش بر پا می­شد؟ علم و کوموتل و همه چیز هر ساله.

بعد اینکه گفتم تعداد زیادی می­آمدند و اینها باز تصریح می­کند در ادامه جناب آقای هاشم رضی نیز تصاویر باستانی از این مراسم یافت شده است شبیه شاهزاده ساوش را در یک جایگاهی می­گذاشتند با شکوه هیئت نوازندگان داشتند در کنار این تخت روان و مشایعت می­کردند سوگواران زن و مرد را می­کوفتند و  نوحه خوانی می­کردند. می­زدند خودشان را می­کوبیدند خود شان را این هم ایران باستان.

سؤال: این ایران باستان اتفاقی که افتاد عزاداری کردند را چقدر ادامه دادند چند سال؟ یک سال، دو سال، ده سال، صد سال؟ چقدر؟

کتاب «تاریخ بخارا» که معروف است این کتاب از قدیمی­ترین کتب فارسی بخارا است البته اصل آن ظاهراً فارسی نبوده اما فارسی­اش را من خدمت شما نشان می­دهم، تألیف ابوبکر نر شخی به سال 322 خ، ترجمه و تلخیص ابو نصر قباوی سال 507 خ، باز تخلیص ابن زفر سال 557 خ، ویرایش و آرایش یعنی صفحه آرای هم امیر حسین خنجی بوده است.

تاریخ بهارا، تألیف ابوبکر نر شخی به سال 322 خ، ترجمه و تلخیص ابو نصر قباوی سال 507 خ، باز تخلیص ابن زفر سال 557 خ، ویرایش و آرایش امیر حسین خنجی، ص 38 و 39

چه آمده است در کتاب «تاریخ بخارا»؟ می­گوید که:بین سیاوش و افراسیاب بدگویی کردند و افراسیاب او را بکشت سیاوش را افراسیاب کشت، بعد اتفاقات دیگری افتاد نمی­خواهم در آنها ورود پیدا بکنم که اصلاً داستان از کجا شروع شد و چه شد .او را آنجا دفن کردند و مغان بخارا (زرتشتیان بخارا، مغ، بزرگان زرتشتی بخارا) بدین سبب آنجا را عزیز دارند آقا چرا می­گویید خاک کربلا عزیز و محترم است؟ چون امام حسین(ع) آنجا به شهادت رسیده است روایت برایش داریم از پیامبر از ساید اهلبیت.مغان بخارا چرا این منطقه را عزیز می­دانستند؟ چون سیاوش در آن کشته شده است.و هر سالی هر مردی آنجا یک خروس بَرَد و بکشد پیش از برآمدن آفتاب نوروز. و مردمان بخارا را در کشتن سیاوش نوحه­ها است. عزاداری مردم بخارا برای کشته شدن سیاوش چنانکه در همه ولایتها معروف است. همه جا هم معروف است این عزاداری، بعد حالا می­گوید یک کارهای دیگر مطربان می­آوردند و ضرب بوده است و حالا طبل بوده است و چه بوده است و اینها را باید باز بررسی بکنیم، اینجا نکته مهم است و این سخن زیادت از سه­هزار سال است.

اگر درست فهمیده باشم، اگر من اشتباه فهمیده­ام بیاید تصحیح بکنید، سه­هزار سال اینطوری عزاداری کرده­اند، سه­هزار سال مراسم گرفته­اند، کتاب تاریخ بخارا دارد می­گوید نیایید بگوید شما گفتید و فلان، جور در نمی­آید سالش و فلان، یعنی اگر مسلمان­ها برای امام حسین 1500 سال که نشده عزاداری شان اگر 1500 سال هم عزاداری کرده باشند تازه می­رسد برای نصف عزاداری برای سیاوش، نصف زمان عزاداری، واقعاً اگر آن وقع دوربین بود فلم برداری می­شد موقعی که رو صورت خود شان پنجه انداختند خون فروان می­زد زن و مرد این کار را انجام می­دادند کسانی که فرهنگ ایران باستان با هر شکل و نحوی که باشد برتری می­دهند بر تمام فرهنگ­های دیگر چه می­گفتند؟ البته فراوان است مصادر در این زمینه بسیار فرروان است من نمی­خواهم بحثم اطاله پیدا بکند و طولانی بشود وگرنه هر کسی که بخواهد با یک جستجو راحت می­تواند برود مصادر مختلفی را پیدا بکند که چگونه برای سیاوش عزاداری می­شده در ایران باستان. البته برخی­ها آمده­اند گفته­اند که این عزاداری­های که برای امام حسین(ع) انجام می­شود برگرفته از همان مراسم عزاداری هست و اینها من خیلی با این کار ندارم چون ما دستورات جدا برای بحث عزاداری امام حسین(ع) داریم حالا ممکن است یک رسمی برای عزاداری در ایران باستان بوده باشد حالا همان رسم را برای عزاداری نسبت به امام حسین(ع) به کار گرفته باشند ایرانی­ها چه اشکالی دارد؟ و اگر خارج از محدوده استحباب و إباحه و وجوب نباشد یعنی اگر حرام نباشد این کاری که می­خواهند انجام بدهند همان را برای امام حسین(ع) هم به کار گرفته باشند چون ما از اماما مان هم روایت داریم که فرموده­اند همانطور که برای خودتان عزاداری می­کنید و نوحه می­خوانید همانطور عزاداری کنید برای امام حسین(ع).

خب در آن بحث نمی­خواهم ورود پیدا بکنم فقط می­خواهم این را بگویم: اگر کسی آن موقع که اینطوری عزاداری می­کردند جناب آقای موبد کروش نیکنام آن موقع که مردم ایران باستاد اینطوری عزاداری می­کردند یک کس دیگری می­آمد شب اول عزاداری جشن عمومی می­گرفت شما چه برخوردی آن او می­کردید؟ الان انتظار چه برخوردی را دارید؟ که شب اول محرم آمدید جشن کرفتید، این خوب نیست، نه با دین با مذهب کار ندارم نه با اسلام کار دارم نه با زرتشتی­گری نه با شیعه نه با اهل سنت؛ آیا با وجدان انسانی جور در می­آید این همه آدم عزادار باشد شما جشن بگیرید؟ نمی­توانستید دو روز قبل جشن را بگیرید؟ چهار روز قبلش مثلاً جشن را بگیرید که یک زمان ایامی با شد که با ایام عزاداری حد اقل تداخل نداشته باشد یا نه اصلاً جشن علنی نمی­گرفتی شب اول محرم به کجا بر می­خورد؟ واقعاً عجیب است ما بعضی وقت­ها که می­آییم می­گوییم مثلاً زرتشتی­ها فلان اعتقاد را دارند فلان حرف را دارند که لازم است به فلان چیز عمل شود مثلاً نماز دارند حالا خود شان هم گفتند؛ می­آیند می­گویند نه ما در زرتشت هیچ چیز لازمی نداریم هیچ چیزی واجبی نداریم­، خب وقتی چیزی واجبی ندارید این جشن گرفتن شما شب اول محرم دیگر چه بود؟ حق بدهید اگر انسان بخواهد ناراحت بشود. کلیپ بعدی را با هم ببینیم چون ما داریم دو طرفه قضیه را می­گوییم هم می­خواهیم بگوییم که برخی­ها آمدند امسال محرم جشن گرفتند شب اول محرم متأسفانه و از طرف دیگر خیلی­ها هستند از زرتشتی­ها که پای بند هستند به اخلاق انسانی، پای بند هستند به این مراسم که هم وطن شان حد اقل وقتی عزادار هست آنها هم مراعات می­کنند بخاطر همین لازم هست آن طرف قضیه را هم معرفی کنیم و آن جریانی که محب امام حسین(ع) هستند را هم به شما از بین زرتشتی­ها نشان بدهیم. کلیپ شماره سه را با هم دیگر ببینیم «موبد دکتر اردشیر خورشیدیان» نوسنده همین کتاب «پاسخ به پرسش­های دینی زرتشتیان» که ما نقد هم می­کنیم ایشسان را و مواضع شان را ولی برای شان حرمت قائل هستیم احترام برای ایشان قائل هستیم و عزیز هم می­دانیم ایشان را نزد خود مان ببینید در مورد امام حسین(ع) چه گفته­اند؟

کلیپ شماره 4:

دکتر موبد اردشیر خورشیدیان:

افکار امام حسین درست بوده دقیق بوده باید این کار را می کرد درست است جانش را از دست داد ولی

نمرد ایشان خود شان را جاویدانه کرد همانی که ما به او می­گوییم امرداد او زنده است در قلب و روح همه.در روزی که در حقیقت یک انقلاب بزرگ شکوه­مند معنوی که متعلق به همه جهان و جهانیان هست و ویژه مسلمین نمی­تواند باشد مال همه هست و ما هم از این انقلاب درس­های بسیار زیادی گرفتیم امیدوار هستیم که بدانید در غم شما ما هم شریک هستیم در حقیقت شعور حضرتت امام حسین چیزی است که همه باید درک بکنیم بتوانیم با یزید و یزیدیان زمانه در هر کجای دنیا که هستند فرق نمی­کند آن تفکر و اندیشه­های حضرت امام حسین(ع) بتواند که به نبرد برود با تفکرات یزید و یزیدیان.

هزگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق

ثبت است در جریده عالم دوام او

بدانید ثبت است در جریده عالم دوام حضرت امام حسین(ع).

استاد حسینی:

ملاحظه فرمودید عبارات «موبد دکتر اردشیر خورشیدیان» چقدر عبارت جالب و زیبای را ایشان گفتند و فرمودند که امام حسین(ع) جانش را داد اما نمرد و واقعیت همین است و ما اگر یک طرف قضیه را داریم نشان می­دهیم که جشن می­گیرند اول محرم این طرف قضیه را هم نشان می­دهیم که اینقدر حرمت قائل هستند اینقدر خوب صحبت می­کنند راجع به امام حسین(ع).

چند کلیپ داریم و من اگر بخواهم اسناد مختلف عزاداری در این راستا را به شما نشان بدهم می­دانید تعدد دارد من باب نمونه چند مورد را خدمت­تان نشان دادم و اصل هم در این برنامه­ها یعنی نمی­دانم که اطاله پیدا بکند بحث ما، یک نکته را خدمت­تان عرض بکنم این نکته خیلی مهم است بینندگان عزیز و مخالفین ما که دارند برنامه را می­بینند و به خصوص آن دسته از زرتشتی­های که اسم زرتشتیان را هم دارند خراب می­کنند بعد از اینکه ما چند قسمت برنامه تاریخ بدون روتوش را نشان دادیم افرادی بودند که تغییر عقیده دادند و آمدند از زرتشتی­گری دست برداشتند، یک مورد از آنهای که گرفتار فکر زرتشتی­گری هم شده بود روی خط برنامه آمد و توضیحاتی را مطرح کرد در این خصوص خانومی که جلسه قبل روی برنامه تشریف آوردند و نکات شان را فرمودند، ایشان و افراد دیگر که تغییر عقیده دادند تغییر نگرش دادند و آزار شان به موچه هم واقعاً نمی­رسد فقط نگرش شان تغییر کرده است و الان آمده­اند مسلمان و شیعه شدند اگر واقعاً بخواهید این تهدیدها و تهمت­ها را ادامه بدهید، اگر بخواهید جسارت بکنید نسبت به اینها یقین داشته باشید که ما ساکت نمی­شینیم یعین داشته باشید که پیگیری می­کنیم و یقین داشته باشید پشیمان می­کنیم کسانی را که تهدید کرده­اند اینها را خانواده­های شان را تهدید کرده­اند و اینها را گفته­اند باید کامل از فضای مجازی بروید و حرف­های نادرستی به آنها زده­اند تهمت­های ناروای به آنها زده­اند من این را اینجا دارم الان خدمت­تان عرض می­کنم بدانید پیگیری ما اگر بکنیم این مسئله را که برخی از مواردش دارد پیگیری می­شود به سر انجام می­رسد آن وقت التماس­های شما دیگر پاسخگو نیست، از الان ما این را بگوییم اینها در امان شیعیان و مسلمان­ها هستند و بوده­اند حتی اگر زرتشتی هم باشند اینها را جز نوامس خود می­دانیم ولی شما با این برخوردی که دارید می­کنید باب یک مسائل را دارید باز می­کنید و اینها حق شکایت دارند نسبت به اتفاقاتی که برای شان افتاده و اگر شکایت کردند دیگر، این یکی از مراحل است اصلاً، یکی از آن مراحلی هست که می­توانند انجام بدهند دیگر نیاید شما بگوید که نه اینکار را نکنید.

نکته دوم: شماهای که دارید می­روید پیش امام جمعه فلان شهر که جلوی برنامه ما گرفته بشود، امام جمعه آن شهر برنامه ما را دیده و می­داند هیچ توهین و جسارت اینجا انجام نشده است.

مورد سوم: آقایانی که دارید تومار جمع میکنید برای شکایت کردن از بنده و این برنامه، هیچ توهینی در این برنامه به هیچ کس نشده دست­تان به هیچ کجا بند نیست می­توانید جواب علمی بدهید بیایید جواب علمی بدهید به درب و دیوار زدن برای اینکه بخواهید جلوی برنامه را بگیرید برای تان نتیجه­ای فکر نمی­کنم داشته باشد.

خب رویم سراغ تماس­ها چون مدتی هم هست پشت خط منتظر هستند، چندتا دیگر کلیپ مانده بود و چندتا مصدر دیگر که حالا من دوست دارم تماس­ها را ااشته باشم اگر فرصت شد تا آخر برنامه آنها را برای­تان پخش خواهیم کرد.

استاد حسینی:

تماس اول جناب آقای شادفر سلام علیکم و رحمة الله

بیننده:

سلام و شب بخیر به دکتر حسینی عزیز

استاد حسینی:

زنده باشید إن شاءالله، بفرمایید آقای شاد فر

بیننده:

سلام می­گویم خدمت بینندگان محترم و تسلیت می­گویم ایام محرم را، استاد حالا پیروی سخنان شما من علاوه بر آن یکی دو مطلب دیگر را هم بیان می­کنم اگر اجازه بدهید که در واقع بینندگان با برخی از حقایق ناگفته در آئین زرتشت آشنا شوند مواردی که متأسفانه بعضی موقع­ها واقعاً به آنهاه گفته نمی­شود لذا امب إنشاءالله برخی از آنها را خواهیم گفت.

اولاً در مورد بحثی که فرمودید در مورد عزاداری من یک موبد را معرفی می­کنم اسم «موبد رستم کاوسیان زاده» در یزد زندگی می­کند ایشان مداح اهلبیت هست دقت کنید یک زرتشتی می­آید مداحی می­کند برای امام حسین در انترنت می­توانید سیرچ کنید و مواردش را ببینید، خب واقعاً این کسی که در یزد زندی می­کند می­آید برای یک دین و آئین دیگر مداحی می­کند این را باید اسمش را په بگذاریم؟ آیا این رفتار اینها، واقعاً زرتشتیان راستین اینها هستند نه آن کسانی که بنیات جعلی اروپای زرتشت شناسی هستند که متأسفانه برخی از موبدان هم با آنها افتاده­اند و دارند حقایق مردم خود شان را کتمان می­کنند، آقا موبد در بین مردم زندگی می­کند مداحی می­کند برای مسلمان­ها برای مردم خود در واقع زرتشتی­ها، من دوباره اسمش را می­گویم بینند­ها در انترنت سیرچ کنند «موبد رستم کاوسیان زاده» از موبدان یزد است مداح اهلبیت است معروف است. این مورد اول.

مورد دوم: استاد در کتاب اوستا آمده عزاداری جناب آقای هاشم رضی، دقت کنید در ترجمه پهلوی وندی داد، ترجمه پهلوی یعنی یک نکته اصلی که جناب هاشم رضی به آن دسترسی داشته در کتاب به نام«معاد و آخرت شناسی» صفحه 194 ایشان می­گوید برخی از رسوم ایرانیان، همین کتاب وندی داد را دارد می­گوید بند نهم ترجمه پهلوی برخی از رسوم ایرانیان بعد از مردگان شیون،مویه کردن نوحه خواندن است دقیقاً عبارتی که آورده حالا من روان گفتم ترجمه­اش را دقیقاً در متن پهلوی وندی داد آمده که شیون مویه کردن و نوحه خواندن از رسوم زرتشتیان بوده است حالا اینها می­خواهند بزنند زیرش دیگر ما نمی­دانم حالا سخن آقا هاشم رضی است و ترجمه پهلوی وندی داد را باور کنیم یا کسانی دیگر که دارند اسم زرتشتی را یدک می­کشند و خلاف این حقایق را دارند می­گویند، من آدرس این کتاب را دوباره می­گویم «کتاب معاد و آخرت شناسی» جناب آقای هاشم رضی، صفحه 194.

استاد حسینی:

بله آقای هاشم رضی که اوستا را هم ترجمه کرده­اند دیگر می­دانید من از مقدمه ...

بیننده:

بله واقعاض دین بزرگی دارد بر گزردن زرتشتیان واقعاً ایشان و جناب آقای پور داوود از زنده کنندگان آئین زرتشت بوده­اند.

استاد حسینی:

آقای شاد فر عزیز جالب است من آقای پو داوود را وقتی که آمدیم به ترجمه آقای پور داوود استناد کردیم باز بعضی از این آقایان آمدند گفتند که نه آقای پور داوود فلان است با اینکه همه می­دانند احیاگر اوستا آقای پور داوود بوده است در این و به زبان فارسی و و اقعاً اقای پور داوود بود که با برگردان شان، زنده کردن اصلاً  زنده کردند اوستا را.

در این کتابی که تهیه کرده­ام از آقای موبد نیکنام دیدم که ایشان هم از آقای پور داوود چه تجلیلی کرده یعنی برخلاف آنچه که برخی از زرتشتی­ها تصور می­کنند می­توانند اینها را نقد بکنند البته آقای هاشم رضی هم از زیر تیغ برخی از اینها سالم رد نشده نقد و انتقادای که گاهی واقعاً تز روی بی­انصافی است و لی دیدم که آقای موبد نیکنام هم چقدر خب تجلیل کرده بودند از آقای پور داوود و به بزرگی آمده بودند از ایشان یاد کرده بودند، إن شاءالله لازم بشود اسکن کتابش را هم در برنامه بعدی نشان می­دهم.

بیننده:

بله دست شما درد نکند، استاد غیر از اینها شما گفتید مستشرقین را نمی­گویید من هم اشاره­ای نمی­کنم وگرنه سند زیاد است که می­گویند سینه می­زدند نمی­دانم عزاداری می­کردند هفته­ها طول می­کشید حالا ما می­گذریم.

 من می­خواهم، در چند برنامه دیدم استاد یک عده­ای می­آمدند و همه شان مدعی می­شدند آقا ما به زور مسلمان شدیم و از این حرف­ها، حالا بحث حمله مسلمانان را شما خودتان إن شاءالله پاسخ خواهید داد، من می­خواهم از یک زاویه دیگر به این قضیه بپردازم در مورد نحوه گسترش آئین زرتشت در ایران، آیا واقعاً با صلح بوده یعنی مردم آمده­اند فرش قرمز پهن کرده­اند که بیایید ما می­پذیریم؟ یا نه حقایق به گونه­ای است که متأسفانه اینها به جوان ما گفته نمی­شود؟ من از دوتا از منابع زرتشتی یکی از خود گاتاها یکی هم از یکی از منابع زمان ساسانیان در موردش سخن خواهم گفت، ببینید اینکه هخامنشیان یا اشکانیان زرتشتی نبوده بحث مشخص است حالا عده­ای می­آیند می­گوید هخامنشیان زرتشتی بوده­اند، آقا زرتشتی نبوده­اند سند بسیار زیاد است و کاملاً می­شود رویش مناظره کرد کاملاً هم مستدل، حالا عده­ای نمی­دانند مثلاً می­گوید اوستای زمان هخامنشیان و هخامنشیان زرتشتی بوده­اند که خود آقای شاه­ پور شهبازی که خودش پدر باستان­گرائی ایران است علناً می­گویند اصلاً اوستای به اسم اوستای هخامنشی وجود ندارد، جناب آقای زرین کوب می­گوید، جناب آقای پروفیسور  کریستین سن می­گوید اصلاً همه مدعی هستند این اوستا یکی از جعلیات تاریخ است هخامنشیان زرتشتی نبوده حالا که بیایند کتاب اوستا را داشته باشند حالا از این بحث می­گذرم، همه ولی اتفتق نظر دارند که ساسانیان آئین زرتشت را به عنوان آئین رسمی ایرانیان اعلام کردند این را که همه اتفاق نظر دارند.

استاد حسینی:

بله اکثریت دیگر الان، «آقای نیکنام» کتاب شان صفحه 560 پرسیده اند که دین کروش چه بوده است؟بعد

از توضیحاتی که می­دهند حالا إن شاءالله در برنامه بعد به آن خواهیم پرداخت ایشان می­آیند می­گویند که:

در سنگ نوشته­های به یادگار مانده از پادشاهان این دوره (یعنی هخامنشیان) به ویژه کوروش، داریوش و خشایار نیز بارها ار اهورا مزدا خدای که زرتشت در سروده­هایش از او یاد کرده است در جایگاه خدای هستی سپاسگذاری شده.

که من إن شاءالله به این می­پردازم اهورا مزدا را خود آقای موبد نیکنام خواهید دید که حالا ان شاءالله چه گفته.به همین روی بی­گمان کوروش و برخی از پادشاهان دوره هخامنشی نیز پیرو فرهنگ مزدایی شده بودندکوروش و برخی از پادشاهان، یعنی یک نقضی هم آقای نیکنام در کتاب شان دارند در مورد اینکه همه پادشاهان هخامنشی...

بیننده:

من از طریق همان کتیبه استاد پاسخ می­دهم؛ در کتیبه­های شاهان هخامنشی بار آمده است اهورا مزدا و سایر خدایان که داریوشن بارها گفته اهورا مزدا و سایر خدایان را می­پرستم یا اردشی دوم هخامنشی اصلاً اسم آورده گفته من اهورا مزدا، میترا و آناهیتا را ستایش می­کنم، شما خب گفتید زرتشت فقط اهوزا مزدا را می­پرستد.

استاد حسینی:

یا جریان آن استوانه و مردوک و جلیل از مردوک

بیننده:

اقای هاشم رضی الان منبع­اش یادم نیست، ایشان هم اعتراض می­کند می­گوید اصلاً سند دال بر زرتشتی بودن هخامنشیان نداریم.

استاد حسینی:

حالا که این را فرمودید می­شود من یک اسکن نشان بدهم؟

بیننده:

حالا این را بحث خواهیم کرد

استاد حسینی:

می­خواهم این بحثش کامل شود خوب می­شود آقای شاد فر

استاد حسینی:

ببینید بحث اهورا مزدا «جناب آقای دکتر رجبی» «جناب دکتر امیل بنونیست» زبان شناس معروف فرانسه، خیلی هستند جناب دکتر معین که خودش در واقع کتاب معروفی دارد.

استاد حسینی:

خب این دیگر لازم شد، این کتاب آقای دکتر معین است «مزده یسنان و تأثیر آن در ادبیات پارسی» «دکتر معین» همین است دیگر؟

بیننده:

حالا من اسناد و صفحه­هایش یادم نیست

استاد حسینی:

باید دانست افزودن مزدا به اهورا باید بسیار مقدم بر عهد زرتشت صورت گرفته باشد

بیننده:

احسن، دیگر نام آوردن اهورا مزدا دلیلی بر زرتشتی بودن نیست چون اهورا در واقع قبل از زرتشت وجود داشته طرف می­توانسته بگوید اهورا مزدا ولی زرتشتی نباشد حتی همین جناب، خب می­دانید استاد این هخامنشیان آریایی بودند آریایی­ها به چند خدا پرستی معروف هستند همان کتاب«مزده یسنان» «جناب دکتر بن» کامل توضیح داده است اینها حتی خدای آتش داشتند یعنی احترام به آتش در نزد هخامنشیان چون مثلاً «خانوم مری بویس» یکی از استدلال­های شان این است که می­گوید چون اینجا آتشکده بوده زرتشتی­ هستند و «جناب آقای دکتر رجبی» پاسخش را­می­دهد می­گوید آقا آتش در واقع احترام قرار دادن نمی­تواند دلیل بر زرتشتی بودن باشد چون اینها آریایی هستند در واقع یک تفکرات مشترکی دارند لذا اینها هخامنشی نیستند ما اسنادی زیادی داریم ؛ دکتر زرین کوب اشاره می­کند دکتر مهرداد بهاش،حتی دوتا سند از زبان شناس می­گویند مثلاً دکتر پیلی کوک یک زبانشناس معروف فرانسوی هست،می­گوید اصلاً گاتها از لحاظ زبان شناسی با کتیبه­های شاهان هخامنشی تفاوت دارد یا جناب امیل بنونیست دوباره زبان شناس هست می­گوید از لحاظ اصلاً واژگانی که در کتیبه­های شاهان هخامنشی به کار رفته با این گاتهایی که مدعی هستند مال زرتشت هست و قدیمی هست تفاوت دارد یعنی از لحاظ زبان شناسی هم در واقع،زبان شناسان می­آیند و این را رد می­کنند؛ این یک بحث مشخصی هست، حالا یک عده­ای تفکرات خوشبینانه دارند فکر می­کنند ما از زمان مثلاً تاریخش نمی­دانم چند زرتشتی بودیم تا الآن یک اینطور تفکرات ساده­ای دارند بعضی­ها متأسفانه و این را حتی من دیدم در کتاب­های زرتشتی­هم بعضی موقع­ها تأمین می­دهند که واقعاً اینطورنیست، دیگر نمی­تواند بگوید اهورامزدا بچه­های خدایان هست.

استاد حسینی:

بله، آقای شادفر حالا تا اینجا بحث را پیش آوردید یک نکته هم من عرض کنم، کار به جاهای جالبی دارد می­کشد در این قضیه اهورا مزدا، همین کتاب آقای موبد نیکنام

زرتشت و مزده یسنان،ص488،

سؤال پرسیدند از ایشان آیا نگاره فره­وهر مربوط به زرتشتیان است؟

گفته شده بالهای آن نشانه اندیشه کردار و گفتار نیک است،سر فره­وهر به سمت راست است یا چپ

پاراگراف اول پاسخ­شان را من می­خوانم بعد ادامه­اش را چون کار دارم بعد می­پردازم جلسه بعد

گفتند که تصویر فره­وهر که در سنگ نگاری­ها دیده می­شود با فره­وهر اوستایی که در باور سنتی زرتشتیان از آن یاد می­شود باهم یکی نیستند و هر کدام فلسفه جدا گانه­ای دارند

یعنی آقا این فره­وهری که می­آیید نشان می­دهیدکه اله­مان و نمادی که در سنگ­ نوشته­ها بود با این فره­وهری ک زرتشتی­ها می­گویند، با این فرق دارد؛ این موبد کورش نیکنام هم این را گفته خیلی مطالب خوبی در این کتاب هست ان شاء الله.

بیننده:

همین علامت، همین شکلی که شما بعنوان نماد اهورا مزدا می­شناسند این ماد ایرانی نیست، یعنی دیگر تمام تاریخ نویس­های داخلی و خارجی همه ازعان می­کنندکه این یک نماد مصری هست که بعداً در بین النهرین می­رود، و داریوش وقتی می­آید در بین النهرین این نماد را می­گیرد و به عنوان خدا می­آورد اینجا قرار می­دهد، این را جناب آقای هرتسفلد یک نکته بسیار جالبی می­گوید هم جناب امیل بنونیست،جناب آقای پیر لوکوک در کتاب کتبه هخامنشی ، می­گوید نه تنها این علامت را می­گیرند، بلکه مفهوم آن را هم می­گیرند، مفهوم خدا بخشی که اهورا مزدا و پادشاه می­بخشد،می­گویند یک مفهوم بین النهرینی بوده، این اساتید باستان می­گویند حتی نه تنها علامت را می­گرید، اسمش ایرانی هست، کار با اسمش ندارم، علامت را دارم می­گویم، می­گوید این علامت، نه تنها علامت را می­گیرند حتی مفهومی که دارد القاء می­کند که این اهورا مزدا هست مقام شاهی را می­بخشد به داریوش می­گوید این هم یک مفهوم بین النهرینی هست.

استاد حسینی:

حالا جالب است باز آقای نیک نام در این زمینه یک نکته گفته اند جناب آقای شادفر، صفحه شماره489 کتاب مزدیسنان گفته اند:

یونانیان این نگاره را شکلی از اهورا مزدا در نظر گرفتند که نادرست است البته این توهم به این سبب پیدا شده که در زیر بیشتر نگاره­های فره وهر از اهورا مزدا یاد شده و در نوشته­های هخامنشی از او به نیکی یاد کرده­اند

دیگر یونانی­ها آمدند این شکل را بعنوان نماد اهورا مزدا در نظر گرفتند که این هم نادرست است

بیننده:

اصلاً من نکته دیگر می­گویم استاد، ما کتیبه جناب داریوش را داریم در کرمان شاه بی ستون، حالا دوستان همین الآن در اینترنت سرچ کنند و بنویسند نماد اهورا مزدا در کتیبه بی ستون این دومش فکر کنم دوتا خط دارد چون اینها می­گویند آقا دم سه تا خط دارد بال هم سه خط دارد هرکدام درواقع مفاهیم گفتار نیک و کردار نیک پندار نیک اند ما وقتی نماد این را مثلاً در بی ستون می­بینیم، حالا فکر کنم دمش دوتا خط دارد یا بالش چهارتا خط دارد یکی از این دوتا است، یعنی نشان می­دهد شاهان هخامنشی اصلاً پایبند به این نبوده­اند اگر پایبند بودند سه تا را دقیقاً در تمام نگاره­های اهورا مزدا رعایت می­کردند که دمش سه خط داشته باشد بالش سه خط داشته باشد، این را در یک جا رعایت می­کنند، و در دو سه جا اصلاً رعایت نمی­کنند یعنی بعضی جاها دم دوتا خط دارد بال مثلاً چهارتا خط دارد یا بال دوتا خط دارد، که این مفهومی که می­خواهند القا کنند که الآن در اینترنت هست در واقع می­سازند، گردنش را می­اندازند که بالش سه تا خط دارد یا دمش سه تا خط دارد که هر کدام را می­گویند مفاهیم کردار نیک، پندار نیک، و گفتار نیک، در زمان هخامنشیان، شاهان هخامنشی چون زرتشتی نبودند اینطور چیزی را رعایت نمی­کردند و برایشان مهم نبود دوستان می­توانند سرچ کنند بنویسند نماد اهورا مزدا در کتبیه بی ستون که می­بینند تعداد خط­ های بال و دم و آن چیزی که در اینترنت دارند القاء می­کنند اصلاً تفاوت دارد . و نکته دیگر اصلاً نماد اهورا مزدا در زمان ساسانیان می­دانید به شکل آدم است، می­توانند سرچ کنند و ببینند، یعنی ساسانیانی که زرتشتی هستند آمدند و شکل اهورا مزدا را اصلاً به شکل انسان درواقع ساختند، انسانی که مثلاً سوار اسب است، حالا این را نمی­دانم چه اسمی می­خواهیم بگذاریم اینکه شکل خدا را بتراشیم من نمی­دانم اسمش چیست ولی این شکلی که قرار دادند از اهورا مزدا به شکل انسان به شکل یک پیرمرد با این نمادی که زمان هخامنشیان استفاده می­شود کاملاً در تضاد است، یعنی مشخص می­شود که اینها باز در واقع یک دین نیستند، تفاوت دارد.

استاد حسینی:

تصویر من را آقای شادفر اگر اجازه بدهید نشان بدهند بیننده­ها قشنگ متوجه بشنوند فرمایش شما را، این نمادی که از فره وهر نشان میدهند می­گویند که این بال را نگاه کنید سه تکه دارد، و دم هم سه ردیف دراد، اینقدر فلسفه بافی کردند برایش این نماد فلان است و آن نماد بهمان ولی این سنگ نوشته که در بی ستون است  چست و جو بزنید راحت می­آید نگاه کنید اصلاً دمش دوتیکه هست اصلاً سه تیکه نیست که آن فلسفه­ها را بخواهند سوار کنند بر خلاصه یک همچین نمادی.

بیننده:

این را باز نشان بدهید، یک چیز دیگر من استاد بگویم ببینید ما از شاهان ساسانی مقبره­ای نداریم ولی از شاهان هخامنشی تقریبلاً چندین مقبره داریم حالا این کورش و داریوش و اینهایی که مدعی هستند، من می­گویم دارید مشاهده می­کنید تفاوت­های عملی شاهان ساسانی و شاهان هخامنشی هم در نماد هم در آیین هم در موارد مختلف که در واقع نشان می­دهد واقعاً هخامنشیان اصلاً زرتشتی نبودند؛ استاد بعضی­ها ممکن است ناراحت بشوند بیایند بگویند آقا دارد توهین می­کند که ما مثلاً چند خدا پرست بودیم، خب اینکه توهین نیست، بلاخره ما خب ادعا نداریم تمام گذشته گان یکتا پرست بودند، سلمان فارسی با آن عظمت یکتا پرست نبوده خودتان می­دانید یهودی می­شود بعد مسیحی میشود بعد می­آید مسلمان می­شود ولی به درجه­ای می­رسد که سلمان به او می­گوید سلمان محمدی؛ حالا اینکه گذشتگان ما چه بودند توهین آمیز نیست که ما بخواهیم تصور کنیم که بله تمام ایران و باستان ما در واقع یکتا پرست بوده همه درواقع اهورا مزدا را می­پرستند، به این شکل نیست، استاد اصلاً همین اهورا مزدایی که دارید الآن معرفی می­کنید در کتاب اوستا باورتان می­شود برایش پسر و دختر قرار داده­اند، اصلاً در اوستا پسر و دختر دارد اینکه دارند القاء می­کنند این خدای یگانه­ای که مثلاً شبیه الله هست، به این شکل نیست، این پسر و دختر دارد در کتاب اوستا، اگر بخواهیم دقیق شویم در مورد اهورا مزدا واقعاً مطالب به جاهای خیلی بارک­تری می­کشد.

استاد حسینی:

بله، ان شاء الله آن را هم می­پردازیم به خود اهورا مزدا هم خواهیم پرداخت، فعلاً روی خود زرتشت بحث کردیم  به آن هم ان شاء الله دوست داریم برسیم و به آن بپردازیم.

بیننده:

خب پس بحث این بود که واقعاً هخامنشیان زرتشتی نیستند، من می­گویم سند زیاد است اشخاص مطرحی با دلیل می­گویند چون یک عده­ای می­آیند می­گویند مثلاً آقای هرتسفلد گفته هخامنشیان زرتشتی هستند، شما خودتان یک سندی نشان دادید استاد که مثلاً هرتسفلد می­گوید زرتشت با فلانی ازدواج کرده، یک سخن اصلاً نادرست می­آورد، برای اثبات زرتشتی بودن هخامنشیان، این دلیلی که ایشان می­آورد که مثلاً زرتشت با قوم کورش ازدواج کرده، خب اینکه واقعاً یک سخن تحریف شده است ، اصلاً سندی نداریم ما، یا نقل جناب آقای والپرهین حالا دوستان می­شناسند؛ ایشان اصلاً مدعی می­شود که کورش و زرتشت یک جا مثلاً باهم ملاقات کردند باهم یک جا رفتند گفت و گو کردند مثلاً یک نهاری باهم خوردند در کتابش یک داستان این شکلی آورده، خب اینها سخنان نویسنده ­هست که از خودش در آورده اینها دلیل نیست، همه ازعان می­کنند که آقا زرتشت طبق گفته خودشان مثلاً چهار هزار سال، پنچ هزار سال پیش بوده، یعنی زمان هخامنشیانی نبوده که کورش ببیندش، با اقوامش ازدواج کرده باشد، سه یا چهار تا از اساتید تاریخ اصلاً دلیل زرتشتی بودن هخامنشیان را این نوع ازدواج و این نوع فامیل و این نوع رابطه می­دانند، اگر بخواهیم دقیق بشویم وقعاً هخامنشیان زرتشتی نیستند دلیل علمی از دلایل بما هوی نگفتم، از نگاره گفتم تفاوتش با شاهان ساسانی گفتم که حالا بحثش جدا هست، من خواستم بحث این ساسانیان را مطرح کنم استاد اگر نکته­ای ندارید.

استاد حسینی:

خدا خیرتان بدهد ممنون هستم از شما، دست شما درد نکند آقای شادفر عزیز

بیننده:

ببینید که مدعی می­شوند اینها که ما به این شکل بودیم، حالا بحث ساسانیان گفتیم همه اتفاق نظر دارند که اینها در واقع زرتشتی هستند؛ خب در زمان ساسانیان، نخستین شاه ساسانی اسمش اردشیر اول ساسانی بود، ملقب به اردشیر بابکان، خب این جناب اردشیر اول ساسانی که در واقع آیین زرتشت را رسمی می­کند و تثبیت می­کند در ایران می­آید و مناطق مختلف ایران را می­گیرد، قطعاً با جنگ، چون نگاره­ای از ایشان  است، یعنی دارد علنی دارد نشان می­دهد با دشمن­ها به چه شکلی رفتار می­کرده دیگر شاه اشکانی که خودش ایرانی هست زیر سم­های اسب جناب اردشیر اول بابکان است، اردشیر اول ساسانی، به اسم اردشیر بابکان که نگارش در استان فارس هست ،می­توانند دوستان ببینند، خب حالا این چه اتفاقی می­افتد، ایشان می­آید همه مناطق را می­گیرد إلّا طبرستان نمی­تواند طبرستان را بگیرد حالا زورش نمی­رسد بخاطر شرایط جغرافیایی هست، می­آید و توسط یک موبد معروفی به اسم تن سر، یک پیام­هایی را رد و بدل می­کند با این شاه طبرستان که بیا و حکومت من را بپذیر، این پیام­ها در کتابی جمع­آوری شده به اسم نامه تن سر که متعلق به زمان ساسانیان است و الآن به عربی ترجمه شده بعدهم به زبان فارسی نوشته شده، این جزء منابع زمان ساسانیان است حرف من نیست، آقا نامه تن سر جرء زمان ساسانیان است و مدعی هستند متعلق به اردشیر اول ساسانی هست، خوشان هستند.

یک کتابی دارد جناب آقای دکتر احمد تفضلی به اسم تاریخ ادبیات پیش از اسلام که آنجا در واقع به این قضیه کامل پرداخته و گفته این متعلق به خود زمان، این پیام­هایی که نگاشته شده متعلق به این دوره جناب شاه اول ساسانی هست، اینجا چه اتفاقی افتاده، شاه طبرستان پیامی می­دهد به این موبد که واسطه بوده بین شاه ساسانی و شاه طبرستان به او می­گوید آقا این هم کیش­های من را که داری می­کشی، عین متنش را من می­خوانم نسبت به این بند، می­گوید عقوبت­های شاهنشاه و اصرافی که در سفک دماء، سفک دماء را ما خودمان می­دانیم دیگر یعنی سفاک بودن، این اصرافی که دارید در خون ریزی هم کیش­های من می­کنید بابت چیست؟، این در نامه تن سر متعلق به زمان ساسانیان است، که شاه طبرستان قطعاً اگر همچین شاهی زرتشتی بودند که اعتراض نمی­کند چرا هم کیش­های من را کشتی،چرا سفک دماء انجام دادی، حالا آن کسی که ترجمه کرده اینجا واژه سفک دماء را بکار برده؛ نکته بسیار جالب پاسخی هست که پادشاه ساسانی و موبد معروفش تن سر می­دهند در اینکه چرا ما داریم هم کیش­هایت را می­کشیم، من دقیقاً می­خوانم از روی این بند می­گوید:در این مورد هم تن سر چنین اظهار می­دارد که مردمان تبهکار گشته­اند و از این رو در ازدیاد قبل آنها مستوجب ملامت هستند ونه شاه جدید مردم منحرف شدند،مردم آئین زرتشت را قبول نمی­کنند تقصیر شاه نیست، ادامه اش می­گوید: اگر در عذاب و سفک دماء چنین قوم اگر در خون ریختن و سفاک بودند این قوم یعنی کسانی که این آیینی که ما آوردیم نمی­پذیرندافراط به جایی رسد که منتهای آن پدید نبود اینقدر آدم بکشیم که انتهایش مشخص نباشد؛ دوستان بزرگان بینندگان محترم آقا این حرف من نیست، نامه تن سر متعلق است به زمان اردشیر اول ساسانی زمانی است که آیین زرتشت دارد می­شود آیین رسمی ایرانیان می­گوید:اگر در عذاب و سفک دماء چنین قوم افراط به جایی رسد که منتهای آن پدید نبود ما آن را زندگانی می­دانیم و صلاح می­گوید صلاح مردم است زرتشتی نشدند باید تک تک، اگر اینقدر بکشیم که انتهایش مشخص نباشد واجب است این کار را بکنیم ،و حتی تشبیه می­کند ادامه­اش و به منزلت باران است که زمین را زنده می­کند،می­گوید این کشتار فراوان ما در این آیینی که شما قبول نمی­کنید و مشکل از مردم است مردم تبهکار گشتند، تقصیر آیین جدید ما نیست که می­کشیم تقصیر مردم است باید بپذیرند مثل باران به صلاح شان است کشته شوند و گردن­هایشان زده شود، حالا به تعبیر من حالا نحوه کشتنش به شکل دیگری بوده؛ این نامه در کجا آمده؟

جناب خانم مری بویس ،در کتاب رزتشتیان باورها و آداب دینی آنها،ص132، و 133

این نامه و این بند را آورده وایشان در ادامه واقعاً خودش تعجب می­کند ،این سخن خانم مری بویس است، پرسش باقی است که اقدام واقعی مورد قبول تن سر چه بود؟ که اردشیر برای تحقق آن به دریای خون زد، این خودش تعجب می­کند می­گوید وقتی نامه تن سر را می­خوانیم مگر چه کرده، چه بلایی سر مردم آورده، که دریایی از خون و کشتن مردم ایرانی­ها روی آورده، حالا بیاییم مدعی شویم مثلاً آیین زرتشت مردم با صلح پذیرفتند؟ این متن، متن خود زرتشتی­ها است مربوط به متن در دوران ساسانیان.

استاد حسینی:

بعد یک نکته جالب دیگر هم آقای شاد فر، آقای نیکنام اشاره کرده بودند از ایشان آمده­اند سؤال پرسیده­اند گفته­اند که چطور که عرب­ها آمدند و توانستند تسلط پیدا بکنند بر ایران و پیروز شدند؟ بالاخره خب ایران آن زمان دارای حکومتی بود حکومت نسبتاً مقتدری هم بود در منطقه حرفی برای گفتن داشت حکومتش و اینها؟ جناب آقای نیکنام آمده­اند اینجا یک اعترافا­های جالبی را دارند که من اتفاقاً امروز این را علامت زدم برای جلسات بعد می­خواستم عرض بکنم که اینجا خدمت­تان بگویم، ایشان آمده­اند گفته­اند که؛ سؤال این است:

چگونگی تغییر دین ایرانیان پس از حمله اعراب چگونه بوده است؟

ایشان می­آید می­گوید:دلایل مختلفی داشته و از جمله دلایل آن خشک سالی پیاپی که سالیانی در ایران روی داده بود این اثر طبیعی خسته شدن سپاه ایران در جنگی که با رومیان داشتند پس جنگ و خون خونریزی هم زیاد بوده اینقدر که سپاه ایران خسته شده بود فقر و بیکاری مردم بر اثر فاصله طبقاتی که در جامعه پیش آمده بود یعنی ایرانی در زمان پیدایش اسلام به گفته زرتشتی­ها دچار فاصله طبقاتی، فقر و بیکاری بوده است بخاطر همین عرب­ها حمله کردند شکست خوردند.

نکته چهارم: آمیختگی دین با حکومت که سبب کمرنگ شدن پیروی مردم از پیام راستین اشو زرتشت شده بود مردم هم در دین شان ضعیف شده بودند، پس این موبد زرتشتی چه می­گوید در کتاب خودش «زرتشت و مزد یسنان» «آقای موبد کروش نیکنام»؟ می­گوید پنج دلیل وجود داشت که عرب­ها توانستند راحت ایران را بگیرند. یک:خشکسالی بود، نکته دوم: فقر و بیکاری و فاصله طبقاتی که به وجود آمده بود، دین و حکومت را با هم دیگر قاطی کرده بودند اعتقادات کمرنگ شده بود، جنگی هم بود که ایرای­ها با رومیان  داشتند خسته شده بودند سپاه ایران خسته شده بود. یعنی عملاً آقای موبد کروش نیکنام دارند تصریح می­کنند که در آن زمان فاصله طبقاتی زیاد شده بود مردم فقیر شده بودند مردم بیکار شده بودند کار نداشتند انجام بدهند و مردم ضعیف شده بودند، با این وضعیت ضعف فکر کنید ایرانی­ها را بردند جنگ با رومیان و جاهای دیگر، این دگیر حرف یک موبد زرتشتی است دیگر حرف ما یا حرف یک تاریخ نویس مسلمان هم نیست.

بیننده:

بله استاد حالا من در تکمیل حرف­ها شما هم بگویم داخل پرانتیز این را که مثلاً این حمله با این سپاه ساسانیان عده­ای فکر می­کنند تا دندان مصلح بود نه اگر بروند مطالعه تاریخ بکنند می­بینند در اواخر دوره ساسانیان به یک مرحله­ای می­رسیم که فرمانده­ها می­آیند و کودتا می­کنند و شاه می­شوند این در واقع در علم جنگی می­گویند دیگر کشور دارد متلاشی می­شود، یک فرمانده نظامی مثلاً مثل بهرام چوبین می­آید شورش می­کند، یا مثل شهربراز یک فرمانده نظامی دیگر می­آید کودتا می­کند  کشور را می­گیرد، یعنی به یک مرحله­ای می­رسیم در آخر دوره ساسانیان که دیگر فرماندها حرف شاهان را هم گوش نمی­کنند هر کدام خود شان مدعی شاهی هستند این یعنی تجزیه اساسی سپاه زمان ساسانیان.

استاد حسینی:

ایالات شان خودمختار می­شود کلاً.بسیار ممنون هستم از شما جناب شاد فر.

بیننده:

این نکته آخر را هم بگویم، ببینید در خود همین گاتا که اینها مدعی هستند همه­اش به صلح آمده ترجمه «آپتین ساسانفر» حات 31 بنده 18 ترجمه «آپتین ساسانفر» به عنوان رئیس انجمن زرتشتیان جهان من می­خوانم می­گوید:مبدا کسی از شما پیام و آموزش پیروان دروغ را گوش دهد می­گوید: کسی حرف دروغ را گوش ندهد اینهای که دروغ می­گویند، ملاک دروغش را من نمی­دانم چه است، حالا ادامه­اش می­گوید:

باید آنها را با جنگ افزار نابود کرد و ریشه آنها را برکند می­گوید: کسانی که حرف ما را گوش نمی­دهند، آنهای که حرف زرتشت را گوش نمی­دهند پیروان مخالفش، این کتاب گاتا است حات 31 بنده 18 ترجمه «آپتین ساسانفر» می­گوید: باید آنها را با جنگ افزار نابود کرد و ریشه آنها را برکند ، حالا بیایند مدعی شوند که مثلاً کتاب، کتاب صلح است، اینها را متأسفانه نمی­گویند به جوان ما.

استاد حسینی:

بله حالا إن شاءالله به آن قضیه خشونت شان و اینها را هم برسیم مطالبی داریم إن شاءالله تقدیم خواهیم کرد،ممنون هستم از شما جناب شاد فر إن شاءالله موفق و مؤید باشید یا علی مدد خدا نگهدار شما.

آقا سیامک از تهران، سلام علیکم و رحمة الله آقا سیامک

بیننده:

سلام عرض شد آقای دکتر خدمت شما و بینندگان عزیز تان

استاد حسینی:

حال شما خوب است آقا سیامک؟

بیننده:

ممنون تشکر، جناب دکتر خواستم اینجا از شما تشکر کنم بابت برنامه خوب­تان که گذاشتید من در محل کار داشتم آنلاین برنامه­تان را نگاه می­کردم از طریق مبایل گفتم زنگ بزنم یک تشکر بکنم که این برنامه خوب­تان واقعاً تأثیر مثبتی گذاشته روی ما جوا­ن­ها، من خود شخصاً آدمی بودم که این حرف­های که در مورد زرتشت یا در مورد ایران گذشته می­زدند خب برایم گنگ بود خیلی حرف­ها متوجه نمی­شدم حالا از زمانی که این برنامه شما را دیدم واقعاً خیلی چیزها برایم روشن شده خیلی چیزها مفهومش برایم راحتر شده.

استاد حسینی:

خدا را شکر الحمدالله، إن شاءالله ادامه پیدا بکند استمرار پیدا بکند

بیننده:

إن شاءالله، من می­گویم من خودم آدمی بودم که قبلاً خیلی به این چیزها دقت می­کردم علمش را نداشتم دقت می­کردم می­گفتم خب اگر اینطوری باشد حرف شان درست است اما الان سخنان شما واقعاً تأثیر خیلی مثبتی گذاشته من یم مدت بود که رفتم تحقیق کردم در مورد دینم من یک مدت در دینم سست شده بودم، اهلبیت را گذاشتم کنار حتی خدا را گذاشتم کنار اما از موقعی که با سخنرانی شما آشنا شدم رفتم و بیشتر تحقیق کردم در این مورد و دیدم که هیچ راهی بهتر از راه اهلبیت و راه خدا نیست من حتی مسافرت­های زیادی رفتم مسافرت­های خارج از کشور زیادی رفتم واقعاً مسافرت­های اربعینی که می­روم بهترین مسافرت­ها بهترین، چطوری به شما بگویم واقعاً نمی­توانم توضیح بدهم واقعاً عالی هیچ راهی بهتر از راه امام حسین و راه اهلبیت نیست. و از موقعی هم که برنامه­تان را دیده­ام هر روز برای این و آن ارسال می­کنم حتی دوستانی دارم که زرتشتی هستند برای شان ارسال کردم خیلی سؤال­ها برای شان پیش آمده که با پیج شما برای شان رفع شده سؤال­های شان.

استاد حسینی:

الحمدالله، آقای سیامک من یک توضیح هم اجازه می دهید بدهم به بیننده ها؟ حالا که روی خط تشریف

آوردید من لبخندی هم زدم، بینندگان عزیز آقای که روی خط تشریف آوردند به اسم آقا سیامک، واقعیت این است که سیامک هم اسم مستعار ایشان قرار شد باشد پچون قبلش با من صحبت کردند ایشان و مفصل توضیحاتی را برای ما گفته بودند که چطور بوده زندگی شان چه اتفاقاتی افتاده به هر حال یک تزلزل پیش آمده بوده دوباره بازگشت، تزلزل، رفت و برگشتی بوده است و اینها و چون حالا من خودم از ایشان خواستم در حقیقت که با ما هم تماس داشته باشند این ها را بگویند صراحتاً مردم ببینند، الان می­خواهم و درخواست می­کنم از همه بینندگان عزیز کسانی متفاوت شده زندگی شان و روی­کرد اشان اسلامی و شیعی و اهلبیتی شده می­توانند بیایند و این را مطرح کنند و اگر معذوریتی دارند برای بحث نام خود شان و اینها می­توانیم این را فکری برایش بکنیم.

آقا سیامکی که الان هم روی خط تشریف اوردند از جمله آنها هستند برای ما توضیح داده­اند قبلاً چه سفرهای رفته­اند کجا بودند و یک جمله­ای که به من گفتند این بود که گفتند من حالا ترکیه که بودم، آقا سیامک الان باید تکمیل بکنند این عرایض بنده را، گفتند که من اینقدر مشروبات الکلی استفاد می­کردم که دیگر آب اصلاً استفاده نمی­کردم یعنی در این حد، یک همچین وضعیتی بودند اما به حمد الله الان یک بچه امام حسینی و هیئتی و به دنبال پرسش و پاسخ و به دنبال رفع شبهات و رفع آن نقاط تاریک در ذهن خود شان هستند.

آقا سیامک در این خصوص اگر توضیح بدهید ممنون می­شویم که بیننده­ها در جریان قرار بگیرند خیلی هم هستند بعضی­ها نا امید می­شوند یعنی احساس می­کنند در یک فضای قرار گرفته­اند به تعبیر خود شان در یک منجلابی قرار گرفته­اند که دیگر نمی­توانند بیایند بیرون، اگر از این نکات هم بفرمایید هم باعث دلداری آنهای می­شود که می­خواهند برگردند از راهی که رفته بودند و هم اینکه إن شاءالله تقویت می­کند کسانی را که مؤمن هستند و در این خط راه درست هستند و قرار دارند.

بیننده:

فرمایش شما درست است جناب دکتر من واقعاً به یک جای رسیده بود که اصلاً هیچ چیزی را قبول نداشتم

مشروبات الکلی به قول فرمابش شما که گفتید به جای رسیده بود که من حتی جای آب هم مشروب می­خوردم مشروبات الکلی استفاده می­کردم خدا را شکر به لطف اهلبیت به لطف خدا الان نزدیک به چهار سالی می­شود سه سال یا چهار سالی می­شود که لب نزده­ام و توبه کرده­ام اما قبل از آن هم که بود باز با آنکه مشروبات الکلی استفاده می­کردم اما امام حسین دست من را می­گرفت و هر سال پیاده روی اربعین را داشتم یعنی طوری بود که من نزدیک هفت سال اربعین پیاده روی را رفتم یعنی طوری نشد که مثلاً من رو برگردانم.

استاد حسینی:

ولی آخرش نتیجه گرفتید بعد چند بار سفرنتیجه گرفتید

بیننده:

بله واقعاً به این نتیجه رسیدم که این راه یک چیزی دارد یک چیزی هست چون باز با اینکه من این همه دارم گناه می­کنم و این همه دارم خطا می­کنم باز من را سمت خودش جذب می­کند و به این نتیجه رسیدم که بیایم در این راه إن شاءالله که بتوانیم ثات قدم باشیم در این راه إن شاءالله که کسانی که مثل من هستند امید به این داشته باشند که اهلبیت پذیرای شان هست إن شاءالله بسم الله بگویند و قدم بردارند در راه اهلبیت.

استاد حسینی:

بله من صحبتی هم که داشتیم بیرون از فضای برنامه هم این را خدمت­تان عرض کردم که حُر راه امام حسین و نوامس امام حسین را بست ولی وقتی که برگشت واقعاً برگشت درست برگشت از سپاه جدا شد روز عاشورا دست بر سرش گذاشت و امان خواست از امام حسین(ع)، امام حسین(ع) فرمود خداوند به تو خیر هم می­دهد جزء شهدای کربلا هم شد چه برسد به کسی که در این جبهه حق بشود بعد یک مدت خارج بشود برود در جبهه ناحق، ولی اگر کسی در جبهه ناحق باشد ادب بداند حرمت اهلبیت را نگهدارد مثل حُر که حرمت حضرت زهرا(س) را نگهداشت، وقتی حرمت حضرت زهر(س) را نگهداشت اثرش چند روز بعد مشخص شد که در سپاه امام حسین داشت شمشیر می­زد، شما هم همین را می­فرمایید می­گویید من دوره­ای بوده که به هر حال خیلی کارها انجام می­دادم ولی امام حسین(ع) را دیگر کنار نگذاشه بودم و إن شاءالله که این حسی که شما دارید را بقیه هم تجربه بکنند إن شاءالله. ممون هستم از شما آقا سیامک.

خانم زهره سلام علیکم و رحمة الله

بیننده:

سلام آقا، خوب هستید؟

استاد حسینی:

الحمدالله ممنون هستم

بیننده:

ببخشید من یک سؤآل داشتم خدمت­تان، آقا من کتاب خیلی زیاد مطالعه می­کنم یعنی خیلی می­خوانم همه کتاب­ها، خیلی کتاب خوانده­ام فقط یک سؤال داشتم می­خواستم ببینم زمانی که امام حسین(ع) آمدند کربلا عایشه زنده بودند یا نه؟

استاد حسینی:

عایشه نه، عایشه حول هوش سال 50 یا 53 هجری بوده است حالا من الان دقیق حضور ذهن ندارم 50 یا 53 هجری بوده حادثه عاشورا و کربلا سال 61 هجری، پس آن زمان زنده نبودند ایشان. ممنون هستم از شما.

نکته­ای فرمودند آقای شاد فر عزیز در مورد بخش از ترجمه یا برگردان گاتاها توسط جناب «آقای آپتین ساسانفر» ما از مقدمه این کتاب هم استفاده کردیم برخی از برگردان­ها با هم دیگر یک تفاوت­های دارد، حالا بعضی­های آن، تفاوت­های برگردان گاتاها اینقدر تفاوتش زیاد هست  بعضی از عباراتش که باید ببینیم دقیقاً به کدام یک از این مترجمین یا برگردان­ها می­خواهیم مراجعه کنیم بعضی­های نه خیلی فاهش نیست، ولی «آقای آپتین ساسانفر» به هر حال دیگر ایشان چند سال است فوت کرده­اند ولی رئیس انجمن جهانی موبدان زرتشتی بودند و کلیپ­های هم از ایشان پخش کردیم، آدرسی که دادند حات 31 بنده 18 را می­توانید مراجعه بفرمایید و آنجا ببینید و ملاحظه کنید.

نکته­ای هم توضیح دادند باز آقای شاد فر نسبت به این سه­تا بالی که، همین پشت سر بنده هست دیگر همین نماد، این سه­تا بال که دارند و، این نکته جالب را هم نشان تان بدهم، اینها مدعی هستند که، این چاپ اوستا است آقای هاشم رضی ترجمه کرده است برگردان آقای هاشم رضی هست، چاپی که خود زرتشتیان انجام داده­اند این برگه رویش نه جلد اصلش نماد ندارد ولی همین کتاب را من از زرتشیتان هم تهیه کردم، ببینید می­آیند می­گویند که سه ردیف دارد بال­های این نماد که یک ردیفش گفتار نیک است، یک ردیفش پندار نیک و کردار نیک و دُم این نماد هم دو ردیف دارد دقیقاً یعنی باز این سه ردیف نیست، برخی­ها فلسفه بافی می­کنند نسبت به برخی از این موضوعات که احتمالاً دوره هخامنشیان اصلاً بی­خبر بودند از اینکه یک همچین عباراتی می­خواهد حمل بشود بر این نماد و نماد فرابهر را مطرح کند، از طرفی هم عرض کردم خدمت­تان که جناب «آقای موبد کروش نیکنام» تصریح کرده­اند گفته­اند این نماد فرابهری که در کتیبه­ها و عکس نوشته­های هخامنشیان استفاده شده است این فرابهر آن فرابهر زرتشتی­ها نیست و این نکته را خدمت­تان عرض کنم آماده بشوند برخی­ها برای شنیدن برخی از موضواعات علمی از ما در مورد خود نماد فرابهر و اینها که در سنگ نوشته­های دوره هخامنشیان به تصریح برخی از مورخین اسمی از زرتشت نیامده است و تنها نمادی که استفاده می­شود و می­گویند هخامنشیان قطعاً زرتشتی بودند آنهای که ادعای این مسئله را دارند می­گویند هخامنشیان زرتشتی بودند همین نماد فرابهر است که با این حرف جناب «آقای موبد کروش نیکنام» همان هم زیر سؤال رفت و دیگر به همان هم نمی­توانند استناد بکنند. کلیپ شماره چهار را با هم ببینیم نگاه بکنید خیلی جالب است ادای احترام زرتشتیان نسبت به مقام امام حسین(ع) سیدالشهداء، با هم ببینیم و باز در خدمت­تان خواهیم بود.

کلیپ شماره 4:

شاعران پارسی گوی برای اینکه شعر شان را جلوه بدهند ستایش پیامبر، ستایش امیرالمؤمنین، ستایش حضرت فاطمه زهرا(س)، ستایش سیدالشهداء، ستایش امامان شیعه را به عنوان یک ارزش و برای اثر

هنری خود شان برگزیدند.

از آن سو ما شاعران را داریم و سخن سرایان و نویسندگانی را داریم که اینها به طور طبیعی دین شان دین اسلام و مذهب شان مذهب تشیع نبوده.

موبد خورشید رشیدیان:

به عقیده من همه ما ایرانیان نه فقط ما زرتشیتان باید به این شخصیت محترم احترام بگذاریم که حتی در مدح حضرت امام حسین نیز یک بخش از اشعار که در واقع دیوان توران.

خانم توران:

این شعر را با توجه به اینکه واقعاً امام حسین در ایران مظهر یک فردی هست که برایش ظلم رفت و فرزندان و خاندانش و پیروانش در راه او با ظلم سیتزی پیش رفتند.

حماسه­ای است پر از رمز و راز بنوشش

به نام حق و حقیقت مکن فراموشش

هماسه­ای که فراتر ز شرح و گفتار است

نبردی بین ستم دیده با ستم کار است

حمسه­ای هم آزاد مردی و رادیست

پی مبارزه با ظلم و کسب آزادیست

حسین مرکز پرگار این حماسه بود

حسین آینه­دار چنین حماسه بود

حسین پیش یزید و یزدیان برخاست

ز دادن سر و جانش حماسه­ای آراست

حسین بود ستیغ ستم ستیزی و زور

فکند از دل و جان بر حماسه پرتو و نور

فشاند روشنی از خود به شام تار زمان

چه آذرخش خروشان و تابناک و دمان

نشان ز بارقه­ای از حقیقت حق بود

حماسه­اش همه عشق و گذشت مطلق بود

میان زندگی و حق گزید او حق را

نمود سُخره تباهی و ظلم و ناحق را

شب سیاه یزیدی فروغ­مند افروغت

نبرد در ره حق را به مردمان آموخت

ز جان گذشت که باز حق در جهان ماند

ندای حق طلبی گرم و جاویدان ماند

که مرگ در ره حق آرمان زندگی است

به زیر بار ستم زندگی شوبندگی است

گذشت بهر حقیقت ز خویش و خویشاوند

به راه حق بگذشت از برادر و فرزند

سرود ناب­ترین شعر استقامت را

حماسه­ای همه یاران راست قامت را

که بهر مردم مظلم و تشنه باران شد

اثر گذارترین شعر روز گاران شد

حسین سرخ­ترین لاله بهاران است

خروش تندر و فریاد روزگاران است

بیا رمیده اگر جسم لاله­گون حسین

هنوز در رگ حق جاری است خون حسین

به هر حال امام حسین در فرهنگ ما مظهر کسی است که با ظلم می­ستیزد و فرزندانش و فامیلش را  و برادرش را حتی در این راه داد و خودش را هم سرش را از تنش جدا کردند و در فرهنگ ما یکی از شعرهای ماندنی و فراموش نشدنی و آموزنده هست که باید مردم از او یاد بگیرند.

استاد حسینی:

ملاحظه فرمودید ایشان هم زرتشتی بود این کسی که شب اول محرم جشن می­گیرد هم اسم خودش را زرتشتی گذاشته است. یک چندتا از سؤالاتی که باقی مانده را خدمت­تان عرض کنم:

نوشته­اند که اگر شما هم می­خواهید  احترام دیگران را نگهدارید پس در خارج از کشور شما هم بی­حجاب شوید.

بی­حجاب شدن در خارج از کشور برای یک مسلمان عمل حرام اعتقادیش است ولی جشن نگرفتن شب اول محرم برای زرتشتی­ها که عمل حرام زرتشتی نیست، یعنی اگر کسی شب اول محرم عزاداری نکند زرتشتی­ها می­گویند تو کار حرامی انجام  دادی تو باید توبیخ بشوی؟ این یک نکته.

نکته بعدی: شما خودتان گفتید ما جشن مان را عقب می­اندازیم ببینید من صراحتاً نشان دادم سخن جناب آقای موبد نیکنام را که پرسیده­اند چرا چشن­های خودتان را عقب می­اندازید؟ دلیل ان را خودتان بیان کردید به دلیل همرای عزاداری ماه محرم. گفتند البته ما جشن­ها را فراموش نمی­کنیم ولی به دلیل احترام به سنت­های اسلامی که در ایران برگذار می­شود جشن نمی­گیریم. خب قبلاً آقای موبد نیکنام این را گفته­اند الان در عمل دقیقاً خلافش عمل می­کنند، خب شما که خلاف اعتقادتان را آن موقع که نگفته بودید، یک مقدار می­توانستید حرمت نگهدارید.

یا اینکه، با درود آقای نیکنام احتمالاً نمی­دانستند که آن جشن مصادف با شب اول محرم است.خب باشد ما اصلاً بگوییم که، چشم پوشی کنیم نمی­دانسته است آقای موبد نیکنام که شبی که جشن گرفته فردایش محرم است و آن شب، شب اول محرم است الان که متوجه شده­اند عذر خواهی کنند. کاری سختی که نیست الان که متوجه شدند، الان که دیگر فهمیده­اند که شب اول محرم بود، الان بیایند عذر خواهی بکنند چه اشکالی دارد مکا اینکه ما یک حرفی را آوردیم از ایشان بعضی­ها مدعی شدند نه اینگونه نگفته است و نقل و قول بوده حرف خود شان نبوده است و گفتیم خب بیاید صحبت بکند ایشان که زنده است از دنیا نرفته می­تواند بیاید خود صحبت بکند قشنگ همه مسائل را تبیین بکند و به درستی مطرح بکند.

چون برنامه ما مصادف شده بود با ایام محرم نیاز بود که به این مسئله پرداخته بشود تأکید می­کنیم اسرار داریم به این مسئله که ایرانی­ها از همان زمانی که آشنا شدند با اهلبیت چه منطقه طبرستان چه سایر مناطق دوستدار اهلبیت شدیم عاشق اهلبیت شدیم اگر تعصب نداشته باشیم همین اتفاق الان هم می­افتد تصریح تاریخ هم نسبت به این مسئله وجود دارد که حالا ما نمی­رسیم اینها را بیان بکنیم، علاقه­ای که مردم طبرستان داشتند نسبت به اهلبیت(ع) که مورخین هم نوشته­اند، چندتا کتاب تاریخی داریم که تصریح کرده­اند نسبت به این مسئله، مقاله­ مفصلی در این مورد نوشته­ایم، و مورخین تشکیک جدی وارد کرده­اند حتی مورخین باستان گرائی که به شدت زرتشت و زرتشتی­گری را دوست داشتند که حسنین(ع) در جنگ با ایران نبودند و شرکت نکرده بودند. مثلاً جناب «آقای زرین کوب» در کتاب «تاریخ مردم ایران» جلد دو صفحه شماره 346 و 347  گفته­اند که:اما خبر این لشکر کشی­ها مخصوصاً بر آنچه راجع به شرکت نوادگان رسول خدا در آن آمده است محل اشمال است و تردیدی که در آن باب شده است از اینجا است.

ببینید خیلی جالب است مردم ایران اهلبیت را دوست داشتند الان هم دوست دارند و مهم­ترین دلیل آن عملکرد خود اهلبیت بوده است زرتشتی­ها برای امام حسین(ع) حرمت قائل هستند عموماً آن یک تعدادی که اینطوری حرمت شکنی می­کنند خواسته یا نخواسته خود شان را از جمعه زرتشتی­ها دارند کنار می­زنند.

ممنون هستم از این که با ما همراه بودید عذر خواهی می­کنم اگر پشت خط منتظر بودید، من از شما خدا حافظی می­کنم بینندگان عزیز سخنان مهم و پر از نکته­ای دکتر موبد دکتر اردشیر خورشیدیان رئیس انجمن موبدان تهران در مورد امام حسین(ع) را  بعد از خدا حافظی من ببینید و بشنوید. یا علی مدد خدا نگهدار.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

کلیپ شماره پنج:

موبد اردشیر خورشیدیان:

به یاری اهورا مزدا خداوند جان و خرد خداوند یکتا و بی­همتا بنده موبد دکتر اردشیر خورشیدیان رئیس انجمن موبدان زرتشتیان ایران هستم که از طرف خودم و جامعه زرتشتیان آمده­ام که در این مجلسی که دعوت شده­ام که در خدمت شما عزیزان باشم و خدمت آقای حاج آقا زامبرسین در شهر مقدس قم که واقعاً در روزی که بسیار روز عزیزی است و روزی است که در حقیقت یک انقلاب بزرگ شکوه­مند معنوی که متعلق به همه جهان و جهانیان هست و ویژه مسلمین نمی­تواند باشد مال همه هست و ما هم از این انقلاب درس­های بسیار زیادی گرفتیم از زمانی که زرتشتیان متوجه شدند که حضرت امام حسین(ع) در حقیقت به شهادت رسید توسط یزید و یزیدیان همه متأثر شدند و همه از کهن­ترین زمان در مجالس ما سعی کردیم که شرکت کنیم و می­کنیم و سپاسگذار هستیم که شما ما را عضو خودتان پذیرفتید امیدوار هستیم که بدانید در غم شما ما هم شریک هستیم و پیام امام حسین(ع) را شنیده­ایم می­شنویم باز گو می­کنیم و آن روح بلند ایشان را و معنویت ایشان را سعی می­کنیم در جان و دل خود مان جا بدهیم و حق خواهی و حق جویی ایشان را سر مشق زندگی مان در تمام مراحل زندگی انجام بدهیم در حقیقت شعور حضرت امام حسین(ع) چیزی است که باید همه درک بکنیم و به وسیله تبلیغ شعور ایشان عملکرد ایشان کارهای بزرگی که از خود گذشتگی­هایی که انجام دادند که بینظیر هست همینطور که حاج آقا فرمودند در تاریخ بتوانیم با یزدی و یزیدیان زمانه در هر کجای دنیا که هستند فرق نمی­کند آن تفکر و اندیشه­های حضرت امام حسین«علیه السلام» بتواند که به نبرد برود با تفکرات یزید و یزیدیان و با بردن نور تاریکی از بین برود به یاری خدا در تمام جهان و نور حق همه جا را فرا بگیرد، و اینکه اشو زرتشت می­فرماید ما خواستاریم از جمله کسانی باشیم که مردم را به سوی راستی و نیکی شما هم می­فرمایید صراط مستقیم و حی علی خیر العمل نه شر العمل، حی علی خیر العمل، صراط مستقیم، راه راست نیکی افزا، همین دو واژه را در زندگی بکار ببریم تا بتوانیم فضای یکتایی ایجاد کنیم انسجام ملی را افزایش بدهیم، و جمع­مان متحدتر بشود، روز به روز وحدت ملی بیشتر بشود طوری که اگر دشمن است بترسد که ما همه با هم هستیم، اگر دوست است خوشحال بشود و بداند که ما همه با هم هستیم، می­تواند هرکسی که دوست است به ما بپیوندد

هرگز نبیند آنکه دلش زنده شد به عشق

ثبت است در جریده عالم دوام او

بدانید ثبت است در جریده عالم دوام حضرت امام حسین«علیه السلام»، و امیدواریم که ما هم بتوانیم، همینطور که در تمام، در آن وقت که یزد بودیم کوچک بودیم بلاخره جزو یزدی­ها در مراسم شرکت می­کردیم، الآن هم در تهران و هر کجا باشیم زرتشتی­ها هم همدرد هستیم باشما در این مدت ماه محرم همیشه همراه بودیم  و همراه خواهیم بود، از خداوند می­خواهم که این انسجام ملی را بیش از پیش و بیش از پیش و بیش از پیش همه دعا کنیم که به همدیگر نزدیک بشویم دلهایمان به هم نزدیک بشود، یکتا پرستی جز ایجاد فضای یکتایی کردن و به سوی خداوند بی همتا رفتن ، توسط اندیشه و گفتار و کردار نیک و راه راستی، صراط مستقیم و خیرالعمل چیز دیگری نیست این را دریابیم و این راه را باهمدیگرطی کنیم و ایرانی بسیار آباد و پیشرفته­تر از گذشته بسازیم. عیدونباد عیدون ترک باد.

حضرت امام علی وقتی عدالت را گسترش داد و ایرانی­ها طرف­دارش شدند و شیعه حضرت علی به وجود آمد هرچند شاخه­های مختلفی هم پیدا کرد ولی همه­اش عدالت اصلش شد و حضرت امام حسین«علیه السلام» نماد آن شد خاک کربلا برای ایرانی چه شد؟ مقدس شد، این خاک حرف دارد مفهوم دارد، این خاک یک خاک معمولی نیست، ایرانی­ها رفتند طرف حضرت علی، چرا ؟ چون عدل علی به باوری اعتقاد داشت که یک مسلمان باید وقتی که یک خار در پای یک زن یهودی است باید نارحت بشود وسعی کند این خار را از پای زن یهودی در بیاورد ، این تفکر تفکری نبود که عمر داشت و این تفکر اسلامی بود.

 

 

 



* اسم:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی: