2020 November 27 - جمعه 07 آذر 1399
عصر ایمان
کد مطلب:3615 گروه: عصر ایمان آمار بازدید: 269

عصر ایمان
حجت الاسلام و المسلمین عباسی - 05 مهر 1399


  دانلود
امتیاز:
  01:25:55 حجم فیلم: 229 مگابایت





دانلود صوت


قسمت نهم برنامه عصر ایمان با کارشناسی حجت الاسلام و المسلمین عباسی

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ : 5 مهر 1399

مجری:

«بسم الله الرحمن الرحیم»

عرض سلام و ادب و احترام خدمت همه شما بیندگان محترم شبکه جهانی حضرت ولیعصر(عج) شنبه شب­ها در برنامه هفتگی شبکه به نام عصر در خدمت کارشناس و استاد محترم برنامه حاج آقای عباسی هستیم با موضوع اجتهاد و تقلید، از استاد و کار شناس محترم برنامه درخواست می­کنم اگر سلامی احوال پرسی با شما بینندگان عزیز دارند بفرمایند در ادامه با ادامه بحث و سؤالاتی که مطرح می­کنم خدمت شما هستیم. حاج آقا سلام علیکم و رحمة الله بفرمایید.

استاد عباسی:

سلام علیکم و رحمة الله، بنده هم خدمت بینندگان عزیز و گرامی شبکه جهانی ولعصر(ارواحنا له الفداء) عرض سلام و ادب و احترام دارم امیدوار هستم هر جای این عالم هستید اوقات خوبی را سپری کرده باشید و تحت توجهات خاصه حضرت ولیعصر(ارواحنا له فداء) زندگی خوب و ایمانی داشته باشید عزاداری­های شما محضر أبا عبدالله الحسین(ع) إن شاءالله مقبول درگاه عبودیت و حضرت حق باشد إن شاءالله.

مجری:

خیلی ممنون و متشکر، بحثی که داشتیم با حاج آقای عباسی در مورد ادله اجتهاد و تقلید آیات را بیان کردند روایات را با دسته بندی تقریباً کامل و جامعی بیان کردند هفته گذشته می­خواستند وارد بحثی بشوند به عنوان سیره متشرعه­ که آنهای که اهل شرع و دیانت هستند در این مواقع چه کار می­کنند، هفته قبل به شروع ای بحث نرسیدیم از این هفته از ایشان درخواست می­کنم که بفرمایند تا با ادامه برنامه و ادامه سؤالات در خدمت­تان باشیم.

حاج آقا سیره متشرعه را برفرمایید.

استاد عباسی:

«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ وَ بِهِ نَسْتَعِینَ إِنَّهُ خَیْرٌ نَاصِرٍ وَ مُعِینَ ثُمَّ الصَّلَاةُ وَ السَّلَامُ عَلَی  سیّدنا و نبیّنا أَبِی الْقَاسِمِ الْمُصْطَفَی مُحَمَّد وَ عَلَی أَهْلِ بَیْتِهِ الطَّیِّبِینَ الطَّاهِرِینَ وَ اللَّعْنُ الدَّائِمُ ‏عَلَى أَعْدَائِهِمْ أجمعین إِلَی قیام يُوْمِ الدّین»

بحث مان پیرامون ادله اجتهاد و تقلید و جواز تقلید از مرجعیت و مراجع رسید به بحث بعد از ادله عقلیه و آیات و روایات که بیان کردیم بحث سیره متشرعه، در واقع می­خواهیم بدانیم که روش عملی مسلمان­ها در این مسئله چه است؟ یا شیعیان در اور دینی خود شان چگونه عمل می­کردند؟ در واقع اجماع عملی بین مسلمان­ها به چه شکلی بوده؟ ما نکاتی را از عصر معصومین(ع) عرض کردیم برای بینندگان عزیز مان مثل در جریان قضاوت یا در جریان پرسش­ها و اطلاع پیدا کردن از معالم دین و حتی در جریان فتوا و دستور به فتوا دادن از جانب اهلبیت و تأید فتوای افراد ما موارد معدد را عرض کردیم، آنجا فقط این نکته را ما باد آوری بکنم خدمت بینندگان عزیز مان که نظرات شان آمد در فضای مجازی در اینستاگرام و غیره و بحث و گفتگوی هم باز در فضای مجازی هم داشتیم با بزرگواران به صورت مکتوب این نکته خیلی مهم هست که بینندگان مان به این مسئله توجه بکنند که صحبت ما در رابطه به فتوا منحصر به یک روایت نبود یک دسته از روایات را ما بیان نکردیم، آن روایتی که امام معصوم(ع) یک شخص را امین خود می­داند و بیان می­کند که شما فتوا بده یا افراد را ارجاع می­دهد که برو از فلانی سؤالات خودت را بپرس این یک مشت از خروار هست یک نمونه از موارد متعددی است که این ارجاع اتفاق افتاده، ارجاع هم برای گرفتن روایت اتفاق نیفتاده، برخی از روایات در رابطه به قضات بود که دقیقاً باید برداشت استنباطی از روایات اتفاق بی­اُفتد، بعضی روایات، رویات فتوا دادن بود مستقیماً حضرت فرمودند «اجلس و فتح»بنشین و فتوا بده، بعضی از روایات هم گفته برو معالم دین را بگیر.

مجری:

می­فرمایید متعدد است این روایات؟

استاد عباسی:

موارد متعدد است و در زمان تعدادی از معصومین یعنی یک نفر نیست این نیست که بگوییم خب از زما امام عسکری(ع) شروع شده.

مجری:

آن هفته قبل که یادم هست از زمان امیرالمؤمنین شما حتی روایت گفتید یعنی از صدر اسلام.

استاد عباسی:

بله از صدر اسلام یعنی از معصومین مختلف این قضیه آمده خود این می­شود سیره مستمره یا سیره متشرعه که معصومین(ع) ارجاع داده­اند دائم به متخصص و بحث فتوا و بحث سؤال پرسیدن، گرفتن معالم دین به ویژه در مسئله فروع که می­شود احکام شرعیه این ارجاع وجود داشته، حالا ما می­خواهیم ببینیم که آیا این سیره متشرعه که برداشت مردم برداشت متشرعه، برداشت علما و در واقع خود عموم مردم متدیتن چه بوده؟ برداشت شان این بوده که باید خود شان بروند سراغ روایات و از روایات احکام شرعی بگیرند؟ باید بروند از عالم بپرسند که تو به چه دلیل همچین حرفی زدی؟ آیت کجاست؟ روایتت کجاست؟ در واقع یک طوری سین جیم بکنند که شما این روایت­های که گفتی کجاست؟ یکی یکی روایت­ها را بگو و بگو به کدام بخشی از روایت استناد کردی؟ چرا این روایت آره این روایت نه؟ یا نه وقتی که خود شان نرفتند و تفحص نکردند و علم پیدا نکردند باید بروند سراغ یک عالم و از آن عالم فتوا را، و مردم هم دعب شان بر این است که فتوا را بگیرند بروند عمل بکنند و زندگی شان را ادامه بدهند چون عرض کردیم که نه فرصتش را دارند نه دقتش را دارند و نه علمش را دارند که حالا مفصل بیان خواهیم کرد.

مجری:

همین سیره متشرعه؟

استاد عباسی:

همین سیره متشرعه، من برای بحث سیره متشرعه قول یکی از علما را که اشاره جدی به سیره متشرعه دارند عرض می­کنم و آن هم «شیخ طوسی(اعلی الله مقامه الشریف)» هست که معروف به شیخ الطائفه هستند شیخ طوسی و این مرسوم است حالا اهل علم که پیگیر برنامه­ها هستند این مطلب را می­دانند که شیخ طوسی چنان تأثیری بر فقه و بر دیانت و بر مسائل علمی گذاشت که تا مدت­های مدید افراد و علما خود شان را شاگرد علل اطلاق شیخ می­دانستند و همان حرف­های شیخ نقل می­شد و تکرار می­شد یعنی تا مدت­های مدید در بحث­های علمی فقه و اصول حرف جدیدی به میان نیامد لذا آن دوره را می­گویند الشیخ و منتبعه یعنی شیخ و کسانی که پیرو شیخ هستند یعنی تا مدت­های مدیدی حتی به اصطلاح ده­ها سال حتی بیش از یک قرن دقیقاً کلمات شیخ طوسی هست که تکرار می­شود.

مجری:

من خودم یک مطلبی را خواندم بیش از یک قرن در ذهنم هست.

استاد عباسی:

بله بیش از یک قرن کلمات شیخ طوسی و دیدگاه­های ایشان یعنی آنقدر ایشان قوی عمل کرده و آنقدر ایشان علم را به اصطلاح امروزی گسترش داده و جلو برده که تا این بیاید و هضم بشود و جا بی­اُفتد و کار بشود و برود برای مرحله بعد برای درجات بعد علم مدت­های مدید ایم قصه طول می­کشد و زمان می­برد، خب ایشان که دیگر جایگاه شان مشخص در بین شیعه است ایشان می­فرمایند که:

«انی وجدت عامة طائفه من عهد امیرالمؤمنین علیه السلام»

من اینگونه یافتم از زمان امیرالمؤمنین «صلوات الله و سلامه علیه

خوب بینندگان ما دقت بکنند کلام بسیار مهم (شیخ طوسی اعلی الله مقامه الشریف)

«انی وجدت عامة طائفه من عهد امیرالمؤمنین علیه السلام إلی زماننا هذا»

از زمان امیرالمؤمنین صلوات الله و سلامه علیه تا زمان ما من گشتم،

اطلاع من این است علم من این هست که

«یرجعون إلی علمائها»

مردم به علماء رجوع می­کردند

«و یستفتون منهم الأحکام و العبادات»

 استفتاء می­کردند از علماء احکام و عبادات را

«و یفتیهم العلماء فیها»

علماء هم در این موضوع در احکام وعبادات فتوا می­دادند به آنها

«و یسقون لهم العمل بما یفتونهم به»

و عملی را که از آنها استفتاء می­شد بر ایشان جایز می­کرند

می­گفتند آقا این عمل را انجام بدهید و این حکم جواز برای انجام بود و وقتی می­گفتند انجام ندهید، حکم حرمت برای انجام ندادند بود ،این در کتاب مهم  العده فی اصولالفقه شیخ طوسی ج2، ص730، که اشارۀ بسیار جدی هست به مسئله سیره متشرعه از زمان امیرالمؤمنین تا این زمان، بله ضرورت بعد از زمان، در زمان غیبت کبری بیشتر می­شود، فائده مطلب آن چیزی که ائمه «علیهم السلام» بر اساس آن دسته از روایاتی که عرض کردیم، داشتند مردم را به آن سوق می­دادند، فائده­اش در زمان غیبت کبری بیشتر مشخص می­شود، یکی از بحث­هایی که

مجری:

یعنی در حقیقت یک آموزش بود برای زمان غیبت

استاد عباسی:

آموزش بوده برای زمان غیبت ومردم باید برسند به اینجا که یک مرتبه وقتی که خلاء احساس می­شود زمان غیبت کبری حضرت ولیعصر «ارواحنا له الفداء» هست ومردم دسترسی مستقیم نه به حضرت، نه به نائب بلافصل حضرت ونائب خاص حضرت ندارند چه کار بکنند؟ یک باره یک کار جدیدی نباشد، ظابطه برایش وجود نداشته باشد، مشخصه برایش وجود نداشته باشد نه، با ظابطه و مشخصه، آقای ضیاء الدین عراقی

مجری:

حاج آقا من قبل از اینکه ادامه بدهید یک سؤالی دارم، سیره متشرعه بعنوان یک حجت داریم مطرح می کنید یا فقط بعنوان یک اماره یا یک نشانۀ که مثلاً به بحث کمک بکند؟ یعنی بعنوان حجت شرعی هست

یا نیست.

استاد عباسی:

اگر اینگونه که شیخ طوسی می­فرمایند این سیره متشرعه تا زمان امام معصوم ادامه پیدا بکند و امضای امام معصوم در آن وجود داشته باشد درواقع، تأیید امام معصوم مانند روایتی که، فعل ما، مانند روایاتی که عرض کردیم شخص آمد گفت من می­نشینم اینطوری فتوا می­دهم، حضرت فرمودند که اشکالی ندارد اگر این کار را می­کنی، این کار را می­کنی اینطوری می­گویی، اینطوری می­گویی اشکالی ندارد، خیلی هم روایت قشنگی بود، تأید کردند حضرت که شما اگر اینگونه فتوا می­دهی، این مراحل را طی می­کنی، این حرف­ها را می­زنی اشکالی ندارد، اگر ما بپذیریم، اینجا ممکن است دو قول بشود، بپذیریم که این سیره متشرعه تا زمان امام معصوم ائمه معصوم (ع) ادامه پیدا می­کند در واقع جزئی از ای سیره معصومین(ع) هستند به امضای حضرت رسیده این می­شود حجت، اما اگر این را نپذیریم بگوییم آقا نه اصلاً این مال غیبت کبری یا مال بین مردم ولی ما یقین نداریم که امام معصوم جزئی از این است این می­شود معید، ما نمی­خواهیم دعوا سر این قصه نداریم دوتا به اصطلاح در واقع مدل را می­توانیم بیان بکنیم؛ اگر امضای امام معصوم را قطعی بدانیم در این می­گوییم این می­شود حجت، اما اگر نه حداقل قضیه این هست که معید هست که کسی مثل «شیخ طوسی» می­گوید از عهد امیرالمؤمنین تا إلا یومنا هذا که قرن به اصطلاح قرن سه و چهار هست تا این روز ادامه پیدا کرده و مسلمان­ها همه داشتند از این شیوه، یعنی غیر از این شیوه کاری انجام نمی­دادند و این شیوه مستمر بین آنها بوده.

مجری:

این بحث­های هم که راجع به این قضیه است همه در قرن­های بعد به وجود آمده یعنی تا زمان همین شیخ طوسی و حتی بعدتر از آن فکر کنم تا نزدیک قرن ده هم که اتفاق­های، یعنی همچین  شبهاتی اصلاً  مطرح نبوده به این معنا.

استاد عباسی:

بله ببینید اینگونه که یک مرتبه جلوی اجتهاد و استنباط از جانب برخی گرفته می شود، برخی از ادله ای

که ادلۀ به اصطلاح استنباد احکام فقهی بوده زیرآبش زده می­شود مثل مثلاً مسئله عقل را بعضی­ها با آن مقابله می­کنند که حالا بحث خواهیم داشت نسبت به آن، بعضی­ها بحث اجماع را می­آیند کامل به اصطلاح رد می­کنند که در رابطه آن صحبت خواهیم داشت تا قبل از آن که هول و هوش قرن یازده است که حالا عرض خواهیم کرد عمده علما این بوده و این درگیری که بعد از قرن یازده اتفاق می­افتد این درگیری به این شکل وجود نداشته ممکن است کسانی جست گریخته خلاف بقیه با یک شیوه دیگری عمل می­کردند اما این نزاع و درگیری هم معروف و مشهور نبوده و هم در مقام رد و انکار بر نمی­آمدند یعنی مدل بقیه را، این یک مدلی بوده، این یک مدلی بوده، این مدل کمتر و ضعیف­تر بوده، این مدل قوی­تر بوده، این مدلی که چه باشد به رد و انکار نمی­رسیده یعنی نمی­آمدند که بگویند آقا از شما که دارید این کار را می­کنید اصلاً کارتان باطل است کارتان غلط است، می­گفتند خب آن یک شیوه­ای این هم یک شیوه­ای، قرن یازده به بعد که حالا عرض می­کنیم چه کسانی با چه دیدگاه­های از افراد و از علما مخالفت کردند و نکات و حالا نظرات شان را بیان می­کنیم و ما محترمانه نقد می­کنیم دیدگاه و اراء اینها را در این رابطه تا مسئله برای بینندگا مان روشن بشود.

تصور بنده این هست بینندگان عزیز با پیام­های شان کمک بکنند چون من دیدم در فضای مجازی هم دیدم که بیننده­ها در واقع برای شان مهم است این قضیه به میدان آمد­ه­اند حتی کسی که رد می­کند خیلی خوشحال می­شوم تشکر هم کردم من خودم از آنها در فضای مجازی که شما آمدید به میدان یعنی آمدید و دارید نقد می­کنید این برای من بسیار ارزشمند است نقد بکنند بحث بشود در واقع بسیار چکش کاری بشود تا ما بتوانیم این مطلب را به صورت علمی، ما می­توانستیم بیاییم یک جلسه دو جلسه بگوییم این دیدگاه بزرگان هست غیر بزرگان را هم به قول معروف منکوب کنیم دوتا دلیل از هر کدام بگوییم در یک جلسه دو جلسه بحث اجتهاد و تقلید تمام بشود، یک جورای ما داریم در این برنامه­های که الان هول و هوش دو ماه شده که این برنامه را داریم هفت هشت جلسه­ی که داشتیم داریم به صورت علمی روشمند که ما شروع کردیم و مفصل شروع کردیم دقیقاً از آن ابتدای ادله بحث کردن برای اینکه بینندگان عزیز برای شان واقعه روشن بشود نمی­خواهیم ما با شلوغ کاری رسانه­ای طرف مقابل را به مُحاق ببریم یا دیدگاه

مخالف را منکوب بکنیم، نه یک بحث آزاد علمی در فضای که فضای رسانه­ای علمی دینی هست، ما برای محکوم کردن کسی، منکوب کردن کسی اینجا نیستیم برای بیان دیدگاه و رسیدن به حقیقت، هر چه که در این برنامه بیان می­کنیم سعی کردیم اول خدمان برسیم به این دیدگاه و بعد هم بیان می­کنیم برای اینکه بینندگان عزیز همراهی کنند و برسند، به هر چه برسیم حتی اگر کسی با انتقادش موجب تغیر در رأی من بشود می­گویم بله این مطلب را پذیرفتم حالا این مطلب را با همدیگر بحث بکنیم تا به نتیجه برسیم.

مجری:

خیلی ممنون

سلام می­دهم از خانه، سلام می­دهم از بام خانه سمت حرم

چه می­شود که بیاید منم قدم به قدم

یک اربعین برای تو دویدن سهل است

حرم نرفته بمیرن برای من سخت است

هر کاری بکنیم هر جای برویم در هر برنامه­ای باشیم در معاشرت­های اجتماعی، سرکار، خانواده، بسیاری از ماها این روزها آرزوی شان رسیدن به کربلا در روز اربعین است و خب حالا این مشکلاتی که هست ذن شاءالله با دعای حضرت ولیعصر (عج) با عنایت حضرت سیدالشهداء و اهلبیت إن شاءالله این راه باز بشود و همه مشتاقان همه آنهای که دوست دارند مثل هر سال مثل سال­های گذشته با پای پیاده این طریق نورانی را طی کنند و به کربلا برسند إن شاءالله به آرزوی شان خواهند رسید و ما هم إن شاءالله برسیم.

حاج آقا نقل قول آقای آقاضیا عراقی را می­خواستید بفرمایید.

استاد عباسی:

بله ایشان در کتاب «الاجتهاد و التقلید» که در واقع یک کتاب تخصصی به زبان عربی هست در موضوع اجتهاد و تقلید و بحث­های انصافاً خوبی دارد و جمع­آوری خوبی دارد بعد از اینکه کلام شیخ طوسی را در رابطه سیره متشرعه نقل می­کند می­گوید که:

 آنچه که شیخ طوسی نقل کرده حق است و شکی در آن نیست، آیا این سیره است؟ آگاه باش که این سیره علما در شریعت است و آنان متشرع هستند و این دلیل شرعی دیگری بر جواز تقلید است.

بعد ایشان می­گوید:

ممکن است قول به اینکه این سیره علما از حیث اینکه آنان عقلاء هستند باشد و در ایت صورت این تبدیل به سیره عقلای هم می­شود

که ما در واقع جلسه اول همان ابتدا در ادله عقلیه اشاره کردیم.

کتاب دیگری هست به نام «عنایت الاصول فی شرع کفایت الاصول» که مرحوم حسینی فیروز آبادی نوشته­اند که:

«إنَّ السیرةِ المُتَدَیِنِین علی الرُجوع إلی العالم باالاحکام الشرعیه من زمانِنا هذا إلی زَمَنِ الائمه (ع) هِیَ ازیق دائرةٍ من بناء العقلاء کافةً علی روجوع الجاهل إلی العالم بل إلی مطلق اهل الخُبره من کل فن»

عنایت الاصول، ج6، ص22

ایشان می­گوید در جلد 6 عنایت الاصول شان صفحه 222 که:

 سیره متدینین بر رجوع به در عالِم در احکام شرعیه از زمان ما تا زمان ائمه(ع) هست، بعد می­گویند: این دایره تنگ­تر از بنای عقلاء از رجوع جاعل به هالِم هست

یعنی این سیره متدینین آنجا عقلاء می­گوییم هر عاقلی در هر جای عالم در یک امری ک تخصص ندارد می­گوید لازم هست که ان کسی که تخصص ندارد به آن کسی که تخصص دارد مراجعه کند، اما اینجا به صورت خاص هست که هر کسی که علم استنباط احکام شرعیه را ندارد مراجعه بکند به آن کسی که تخصص در استنابط احکام شرعیه دارد، بنابر این سیره مسلمان­ها همواره در رجوع به علما و اخذ احکام شرعیه از آنها بوده.

مجری:

خیلی ممنون و متشکر، حاج آقا سؤال آمده، در بین شیعه فتوا و اسفتاء، گفته اند که از زمان ائمه در بین

شیعه فتوا و استفتاء صرفاً نقل حدیث بوده و اجتهاد و مجتهدی در کار نبوده و اگر ائمه هم ارجاع می­دادند ارجاع به نقل حدیث می­دادند، و ایشان التبه فرموده­اند به آنها لقب امین هم می­دادند، اُمناء حدیث نمی­دانم یک چیزی شبیه این و گفته­اند به آنها لقب امین می­دادند، البته سؤال خاصی نگفته­اند یک چندتا سند ذکر کرده­اند و بعدش هم این مطلب را گفته­اند مه فکر کنم هفته گذشته بارها این را گفتیم حالا باز هم اگر نکته تازه­ای هست راجع به این که اجتهاد در زمان ائمه بوده و صرفاً نقل حدیث نبوده، یعنی مطلب شان این بود.

استاد عباسی:

بله، ببینید این در همان فضای مجازی هم روی این قضیه یک بحث کوتاهی اتفاق افتاد، آن چیزی ک مشترک است من سؤال کردم بزرگواران اگر می­توانند این سؤال را جواب بدهند، آن چیزی که مشترک هست بین اجتهاد در زمان معصومین با اجتهاد در زمان غیبت کبرا که این اجتهاد کامل هست، چون یک تفاوتی را ما می­پذیریم که بالاخره علم اصول آرام آرام گسترش پیدا کرده توسعه پیدا کرده ما همه این ادله احکام شرعیه را ما نداشتیم در گذشته، استنابط آرام آرام توسعه پیدا کرده، خب آقایان می­گویند که فقط رجوع به روایت بوده، اولاً خود این یک دلیل می­خواهد که فقط رجوع به روایت بوده چون حالا عرض خواهیم کرد که چقدر مورد نیاز دارد.

مجری:

اینکه قطعاً تخصیص می­خورد حد اقل در مورد قضاوت که قطعاً تخصیص می­خورد.

استاد عباسی:

بله یعنی باید استنباط بکند، نکته مهم این است که امام معصوم اجازه کار غیر نقل روایت به اینها داده یا نداده؟ ما می­گوییم داده چه در آنجای که می­شود بگوید بنشین فتوا بده، چه در آنجای که می­گوید قضاوت کن، چه در آنجای که می­گوید معالم دین را یاد بده، یعنی صرفاً روایت نبوده و مسئله استنباط است گرچه استنباط به طول و تفسیری که الان هست، یعنی من به بزرگواران گفتم شما این نکته را که بعد اشکال می­کنید که حالا از کجا معلوم مثلاً این استصحابی که اینها می­گویند این برائتی که اینها می­گویند فلان موضوع اینها که زمان امام معصوم نبوده اینها چه حجیتی دارد؟ رأی و اجتهاد شان را دخالت دهند چه حجیتی پیدا می­کند؟ می­گویند اینها بحث بعدی است یعنی شما یک پله دارید می­روید جلو، اول این را از ما بپذیرید

«اذا جاء الاحتمال بطل الاستدلال»

شما می­گویید این اجتهاد باطل و مذموم اهلبیت است این استنباط باطل است از جانب اهلبیت(ع)، می­گوییم خب این که زمان اهلبیت(ع) بوده وجود داشته یا خیر؟

مجری:

در حالی که واقعاً اینطور نیست بوده.

استاد عباسی:

حتی استنباط حد اقلی بوده یا خیر؟ اگر بوده پس آن ادعای که شما می­گوید کلاً مردود است این کنار گذاشته می­شود رد می­شود.

مجری:

حاج آقا می­شود اینطور گفت که بخاطر که حالا در قرن­های بعدی علم اصول خودتان هم اشاره کردید خیلی وسیع شده و مثلاً الان هم در دروس حوزوی اصول شاید جایگاهش از فقه مثلاً بیشتر هم حتی باشد، می­شود گفت این انتقاد به گستردگی علم اصول است؟ که مثلاً خیلی جاها حالا با ادله نمی­دانم با استصحاب، با برائت نمی­دانم با انواع ادله­ای که در اصول، علوم و روش­های که در اصول  آموزش می­دهند دیگر به آن روایت خیلی مثلاً توجه نمی­شود، یک مقدار کار عقلی است یک مقدار کار فلسفی است.

استاد عباسی:

نه ببینید بحث کار فاسفی و اینها نیست یعنی این قابل پذیریش نیست که ما اینطور...

مجری:

من می­خواهم این را بگویم خلاصه­اش این است، این انتقاد به اصول نیست بیشتر تا به اصل این قضیه استنباط؟

استاد عباسی:

ببینید الان حرف آنها این نیست اگر آنها بگویند که آقا فقط ما می­گوییم چرا اینقدر گسترده کردید علم اصول را؟ می­گوییم خیلی خب شما بیایید یک مدلی ارائه بدهید، شما بیاید که منظور کسی که خود باز مجتهد باشد مرجع تقلید باشد این کاره باشد یعنی باز دوباره من نمی­توانم این پیشنهاد را بدهم که خب آقا اگر قرار هست که این را ضابطه­هایش را یک مقداری سخت­تر بکنیم استنباط را ضابطه­اش را سخت­تر بکنیم چه کار بکنیم سخت­تر می­شود؟ الان واقعاً این حرف وارد است که استنباط ضابطه­هایش خیلی وسیع و زیاد شده یا وارد نیست؟ این خودش یک بحث تخصصی است یعنی این باز دو مرتبه بحثی که آقا مردم عادی یا حتی در حدی که مثلاً بنده و طلبه­های جوانتر بتوانیم ایم بحث را واقعاً مطرح بکنیم شاید اصلاً این جایگاه را نداشته باشیم ولی بزرگواران هم حرف شان این نیست، حرف شان این است که کلاً می­گویند آقا این ادله استنباط...

مجری:

از اصل و و اساس قبول ندارند

استاد عباسی:

بله هر چه غیر روایت است، یعنی حرف شان این است می­گویند باید مرجع تقلید بیاید دانه دانه هر کجا که هر حکمی داد بگوید من استنباط کرده­ام این روایتش است از اینجای روایت این را استنباط کرده­ام، باید این را بیاید بگوید، خب بعد سؤال می­کنیم، آنجای که روایت­ها خیلی وسیع و گسترده و متفاوت است چه؟ آنجای که آیه قرآن اولویت پیدا می­کند یا مأخذ اصلی است و بعد روایات معید  آیه قرآن می­شود آنها چه؟ آنجای که آیه و روایتی در رابطه با آن نداریم مثل مسائل جدید، آنجا برایش چه راه حلی دارید شما اگر قرار باشد که علم اصول نباشد؟ اتفاقاً شاید در واقع از جانب اصول دین اگر بخواهیم دفاع بکنیم در این باره گفته می­شود که خب این افتخاری هست که ما آمدیم یک روایت از امام معصوم را گرفتیم مثل آن روایتی که استصحاب از او فهمیده می­شود که آقا شما تا زمانی که یقین حاصل نکردی که مثلاً وضو باطل

شده شما بنا را بگذار بر آن حالت سابقه، یا قاعده طهارت که آقا تا زمانی که شما مطمئین نشدی نجس

هست بعد روایت آنجا یک کلمه اشاره دارد یک جمله اشاره دارد که:

«لا تنقضِ اليقينَ بالشك، بل اُنقضه بيقين آخر»

یقینت را با شک خراب نکن بلکه یقین را با یقین دیگر

خب این علماء بحث کرده­اند بحث کرده­اند از این روایت یک قاعده به دست آورده­اند این ارزشمند است، چرا ما بیاییم زحمتی که علماء کشیده­اند این زحمت را تخریب بکنیم بگویم خیلی علم اصول پراکنده شده، چه کسی باید بگوید پراکنده شده یا نشده؟ بله اگر خود آقایان علماء در ردۀ بالای اجتهاد به این نتیجه رسیدند که یک جاهای اشکال دارد، انتقاد با زدن زیر کل مجموعه سازگار نیست اگر بخواهد کسی انتقاد داشته باشد باید بله اتنقاد بکند بگوید فلان قضیه، علمی بیاید بگوید و علمی جواب بگیرد  کسانی که اهل این هستند، من اصلاً در سدد این نیستم اینها را جواب بدهم چون یک بحث علمی است باید در جایگاه خودش.

مجری:

اصلاً همان، اشاره هم کردید من نکته­ام این بود که اگر اینها انتقاد شان این دوستانی که مطرح می­کنند به گستردگی باشد که حالا چقدر وسیع شده چقدر گسترده شده، شما می­فرمایید اصلاً من در آن جایگاه نیستم باید علما و مراجع بحث بکنند، ولی خودتان هم فرمودید اصلاً از اصل و اساس با این قضیه مشکل دارند و این اصلاً یعنی بارها هم جواب داده شده؟

استاد عباسی:

بله و جالب هست که یک بخش قصه را خود شان هم پذیرفته­اند من تعجب می­کنم یعنی چند بار که صحبت کردم با پیروان این دیدگاه تعجب من بیشتر شد اول می­گفتم شاید مثلاً کسی دارد شاید افراد می­شود در این قضیه دارند نسبت می­دهند یا نسبت ناروای باشد بعد دیدم نه واقعاً دیدگاه­های شان این هست که می­گویند نه ما استنباط را قبول داریم ما اجتهاد را قبول داریم ولی اجتهاد باید یک طوی باشد که بتواند نشان بدهد کدام روایت مستند است یعنی مستندش را بتواند نشان بدهد، بتواند بیان بکند و باید بیان بکند، ما حرفی نداریم پیش فلان مرجع تقلید افراد بروند ولی پیش مرجع تقلیدی بروند که هر سؤالی از او کردند بگوید، می­گویم خب ببینید شما اولاً با این حرف استباط را پذیرفتید پس پذیرفتید که بیان روایت به معنی نیست که، راوی حدیث نیستند اینها راوی حدیث آن است که 3 هزارتا 2 هزارتا، هزارتا، 500تا روایت را در یک کتابی جمع می­کند چاپ می­کند می­گوید این 500تا روایت من، هزارتا روایتی که من بلد هستم این راوی حدیث است، اما آن کسی که شما می­خواهی بروی از او استنباط را بگیری راوی حدیث نیست آن را خود شما داری می­پذیری می­گویی باید بگوید من الان این حرفی که دارم می­زنم از کدام روایت گرفته­ام، پس این شد استنباط، خود این نیازی به یک تخصصی دارد خود این نیازی به یک مراحلی دارد که بگوید کدام روایت را گرفته­ام، شما تا اینجا استنباط را آمده­اید بقیه­اش را چطوری نفی می­کنید؟ تا همینجا را چطوری آمده­اید شما؟ شما مگر نمی­گویید امام معصوم نهی کرده از این قضیه؟ مگر نمی­گویید مردود است؟ پس تا اینجا را چطوری آمدید شما؟ پس ما فقط راوی داشته باشیم دیگر اصلاً نباید کسی داشت باشیم که فتوای بدهد بعد فتوا را مستند بکند به یک روایتی، این دیگر نمی­شود شما یا رومی روم یا زنگی زنگ دیگر، یا شما بگویید ما کلاً استنباط را قبول نداریم هر کسی می­خواهد بگوید فقط راوی حدیث است روایت می­گوید یا می­گویید استباط را قبول داریم ولی اینطوری قبول داریم، خب برای اینطوری قبول داشتن­تان باید دلیل بیاورید چون شما فرمودید اینها نظر شان این بود گفتند زمان امام معصوم فقط راوی داشتیم، اگر زمان امام معصوم فقط راوی داشتیم الان باید بیایند ثابت بکنند که این استباط زمان امام معصوم بوده، اگر ثابت می­کنند این استنباط بوده پس استباط بوده در حدود و ثغورش با ما مشکل دارند در جزئیاتش با ما مشکل دارند آن را حل می­کنیم با هم دیگر، پس دیپر نگویند ما مخالف تقلید هستیم مخالف تقلید نیستند فقط مدل تقلید شان یک خرده فرق می­کند مثلاً ما وقتی مرجع تقلید به ما می­گوید این کار حرام است چو خود مان را متخصص نمی­دانیم کلنجار هم نمی­رویم با مرجع تقلید که چرا می­گویی حرام است؟ نه حالا کدام روایت آمده؟ کجا آمده؟ می­گوییم چشم چون من روایت­ها را سرم نمی­شود، حالا می­گویم که تخصص یعنی چه در این قصه، آنها می­روند می­گویند نه به ما بگو فتوا را، بعد که فتوا را گفت می­گوید روایتش را هم به من بگو، خب آن یک روایت ده روایت صد روایت حالا

 شدنی است یا نشدنی است را کاری ندارم، ما می­گوییم نشدنی است یعنی شدنی است و مترود هم نیست.

مجری:

نشدنی از جانب مرجع فتوا دهنده نه، نشدنی فکر می­کنم نظر شما این است که از جانتب منِ مقلدی که می­روم حکم شرعی بگیرم یعنی حوصله­ای ندارم دیگر بخواهم بخونم حالا یک دو بار آره ولی...

استاد عباسی:

نه حوصله­ای دارم نه شدنی که داریم می­گوییم یعنی اینکه مثلاً اگر مرجع تقلید یاید یک کار ، کار بیهوده و عبسی نباشد دیگر، آن مدل با استنباط و پشت برده گفتن یک چیزی در مایه­های درس خارج فقه است یعنی در درس خارج فقه مرجع تقلید می­آید نظرش را در رابطه با مثلاً إحرام حج می­گوید که إحرام چطوری است إحرام در حج یا عمره بعد می­گوید روایتش مستندش چه است؟ چرا این روایت را قبول کردم؟ چرا آن را قبول نکردم؟ اینها نظرات مخالف را می­گوید نقد می­کند همه کار انجام می­دهد.

اگر بخواهد مرجع تقلید این حکم را که می­گوید پشتوانه­اش را هم بگوید در روایات یک چیزی مثل درس خارج است، حالا یک خُرده مختصرتر، مختصرترش می­شود یعنی این آقا بنشید شروع بکند مرجع تقلید...

مجری:

یک ساعت گوش بدهد

استاد عباسی:

بیش از یک ساعت، خیلی بیش از یک ساعت یعنی همه آن روایت­ها، بعد آن وقت ثمره­اش چه است؟ خب وقتی این آقا نمی­داند، من اگر بخواهم شما را به عنوانی یک نفری که آمدی از من تقلید بکنی فرض داریم می­گیریم، من بخواهم شما را فریب بدهم واقعیت را به شما نگویم وقتی من روایت­ها را به شما می­گویم شما از کجا متوجه می­شوید این روایت­ها درست است یا درست نیست؟ من یک روایت می­آیم می­گویم این روایت سندش ضعیف بوده من قبول نکردم آن قوی بوده قبول کردم شما از چه کسی می­خواهی بروی بپرسی از کجا می­خواهی بفهمی که، مثل این می­ماند که من رفتم پیش یک پزشک، او به من می­گوید من این نوع آنتی بیوتیک را به شما دادم علتش هم این است، خب ملاک من در اینکه بگویم تو درست می­گویی یا اشتباه می­گویی چیست؟، خودم متخصص هستم؟ نه، می­خواهم پیش یک متخصص دیگر، او قبولش ندارد، و دائم باید این چرخه بچرخد یعنی باید بروم بلند شوم پیش این، پیش آن، شما دیدید دیگر؟ پزشک­ها حرف هم را نقض می­کنند دیگر

مجری:

الآن هم که ایام مریضی و شیوع بیماری است

استاد عباسی:

بله حرف هم را نقض می­کنند، آن دکتر می­روی، او هم متخصص هردویش هم از یک دانشگاه یا از دانشگاه­های معتبر این می­گوید او بیخود کرده او می­گوید این بیخود کرده، شورای پزشکی­ می­گیرند باهم به مشکل می­خورند یعنی 10تا پزشک مال یک بیمارستان در شورای پزشکی آخر می­گویند رأی گیری کنیم؛ مثل اینکه در رابطه با مراجع می­گویند چرا مراجع نمی­نشینند نظر بدهند آقا، این اختلاف فتوا، باز می­گوید که این اختلاف فتوا از کجا می­آید، می­گوییم آقا پزشک­ها شورای پزشکی بگیرند  حل می­شود؟، آقا چرا پزشکا در شورای پزشکی به نتیجه نمی­رسند؟، آخر خیلی موقع­ها رأی گیری می­کنند نمی­توانند همدیگر را قانع کنند که آقا این مریض بلاخره به صلاحش هست این دارو را بخورد یا به صلاحش نیست، آخرش می­گویند که خیلی خب رأی گیری کنیم دیگر 10نفر هستند،6نفر یک نظر می­دهند 4نفر یک نظر، آن چهار نفر نمی­توانستند قانع بشوند از آن 6نفر، می­گوید آقا مبنایش است، نظر علمی­اش است، نظر کارشناسی­ است شما نمی­توانید نظر کارشناسی یک نفر را که بر گرفته از قدرت فهم و استنباط و عقل هست آن را محدود بکنید، اینجا هم دقیقاً همین قصه است حالا اینها می­گویند استنباط را ما قبول داریم تا اینجا قبول داریم، تا اینجایش را شما دلیل بیاورید برای استنباط­تان، از کجا می­گویید؟ من اگر بخواهم اخباری باشم می­گویم می­گویم مطلقا استنباط نه چون می­گوید آقا استنباط شما گفتید استنباط زمان معصومین نیست دیگر به هر کسی گفتند این را گفتند برو روایت بگو پس استنباط نیست پس دیگر هیچ

استنباطی را نباید قبول داشته باشم، شما از کجا می گویید تا اینجای استنباط را قبول داریم که بگوید از

چه روایتی گرفته؟ در آن استصحاب و فلان نیاورده باشد در آن نمی­دانم ظن را نیاورد باشد.

مجری:

البته اگر قول شان خیلی، حالا فرمودید در ادامه فکر کنم جلسه­های بعد باشد، اگر قول شان خیلی محکم می­بودن این خلع زمانی بین قرن یک و دو تا قرن ده و یازده فکر کنم اصلاً اختلاف نمی­افتاد یعنی در این فاصله زمان پیدایش اخباری­ها را فرمودید قرن یازدهم است این فاصله قرن اول و دوم هجری زمان ائمه تا به زمان علمای مثلاً متقدم و بزرگ مثل شیخ طوسی و دیگران این فاصله همه با همین سیره متشرعه­ای که گفتید به فتوا و استنباط و نظر مراجع و علما احترام می­گذاشتند و خب کتب متعددی هم نوشته شده و باز مثلاً علمای جوانتر و یا سطح پاینتر برای پاسخ دادن به سؤالات مردم مراجعه شان مثلاً به همان کتبی بوده که مثلاً علامه نوشته نمی­دانم شیخ طوسی نوشته و دیگران نوشته­اند.

استاد عباسی:

بله دقیقاً همینطور است یعنی اگر قرار بود گه حرف، حرف مسموعی بود به طور جدی.

مجری:

این خلع زمانی را می­توانند جواب بدهند؟

استاد عباسی:

این خلع زمانی نه مگر اینکه بگویند که خب حالا توجه وجود نداشته یا مثلاً فردی نبوده که اهل فکر جدی باشد بتواند به اصطلاح این قصه را مطرح بکند و جالب است حالا بعد از این هم این اتفاق نمی­افتد که، هیچ وقت در طول تاریخ ما نداشتیم که شاید به این مرحله برسد که اینها نصف نصف هم باشند یعنی اینها اینقدر مثلاً رشد پیدا بکنند که بیش از نصف جامعه مثلاً اخباری باشد اخباری مسلک باشد یا تقلید را قبول نداشته باشد و مثلاً نصفی از جامعه، نه یعنی هیچ وقت به این تعدادی از به اصطلاح افراد و غیره نمی­رسد البته به نظرشان به هر حال ما احترام قائل هستیم یعنی آنها هم نقد می­کنند ما داریم نقد می­کنیم احترام به علماء، همه اینها به هر حال علمای شیعه بودند و در ذهن شان این بوده که و داشتند تلاش می­کردند که دین را درست بفهمند و درست ارائه بدهند اما حرف ما سر این است که واقعاً اگر قرار باشد که که ما بگوییم استنباط این قدر وسیع را قبول نداریم باید بگوییم کلاً استنباط را قبول نداریم این چیزی که اینها می­گویند بینابین که آقا استنباط را قبول داریم نو اخباری­های فعلی تا یک مقدارش تا یک مقداری که او بیاید به ما بگوید مستند فتوا را چون یک بخش از اخباری­ها واقعاً اینطوری بودند می­گفتند همه چیز روایات یعنی دیگر هیچ حق نداری شما هیچ نوع استنباطی را در این داخل بکنی، من می­گویم اگر قرار است کسی اخباری باشد باید آن اخباری باشد با این طرز تفکر با این مقدار که بگوید من هیچی از استنباط را نمی­پذیرم چون اگر ثابت کرد که مقدار استنباط 20 درصد استنباط هم در فهم روایات برای بیان به مردم وجود دارد و قبول است خب بقیه­اش را باید بپذیرد.

مجری:

البته به قول علماء در زمانِنا هذا که این همان مسئله نو اخباری­گری که فرمودید خب بالاخره یک مقدارش علمی است یک مقدارش رسانه­ای است یک مقدارش جنجال است یعنی فقط صرف مطالب علمی نیست، حاج آقا نقل و قول­های که می­فرمایید تمام شد که ما وارد بحث بعدی بخواهیم بشویم؟

استاد عباسی:

بله نقل قول­ها تمام شد.

مجری:

حاج آقا سیره متشرعه را فرمودید و آن نقل و قول­ها تمام شد، عرض کردم خدمت­تان در قسمت قبلی یک خلعی بوده بین اخباری­ها و زمان ائمه ولی شما می­فرمایید که علما طبق این سیره عمل می­کردند پس بالاخره باید مکتوباتی کتاب­های و نوشته­های و نقل قول­های متعددی از قرن دوم سوم تا مثلاً الان بوده باشد شما اگر راجع به این نکته­ای دارید یا مثلاً جدا کردید و می­خواهید بیان بکنید بفرمایید.

استاد عباسی:

ببینید ما عرض کردیم در رابطه با «شیخ طوسی(اعلی الله مقام الشریف)» که ایشان در رابطه با آن سیره مستمره بین علماء فرمودند بین مردم و متشرع فرمودند در رابطه با خود تقلید هم ایشان در کتاب «العده» خود شان که یکی از کتاب­های مهم اصولی ایشان هم هست می­فرمایند که:

«والذی نذهب الیه أنه یجوز للعامی الذی لایقدر علی البحث والتفتیش تقلید العالم»

آن چیزی که اعتقاد ما است این است که یک فرد عامی، ویژگی عامی این است: که قادر نیست بحث و تفتیش بکند بحث­های علمی را پیگیری بکند که از عالم تقلید بکند

«یدل علی ذلک أنی وجدت عامة الطائفة من عهد امیرالمؤمنین»

که این بخش همان کلام ایشان در سیره متشرعه بود، ادامه این چه می­گوید؟ می­گوید که:

«و ما سمعنا احداً منهم قال للمستفتح»

می­گوید: من هرگز نشنیدم

چون حالا ادامه که عرض کردم همان مطلب بود در سیره متشرعه عرض کردیم که گفت از زمان امیرالمؤمنین تا زمان حال که زمان ایشان باشد قرن چهارم و پنجم این قصه وجود دارد.می­گوید که ما نشنیدیم که

«و ما سمعنا احداً منهم قال للمستفته»

ما نشنیدیم احدی از علماء از آن دوره تا به امروز به کسی ک از او استفتاء می­کند سؤال می­پرسد سؤال دینی می­پرسد بگوید

«لا یجوز لکل استفتاء»

تو حق نداری سؤال بپرسی استفتاء بکنی

بگوید آقا حکم من، استفتاء یعنی چه؟ یعنی حکم من در این واقعه چه است در این مسئله چه است، دیگر حق نداری کسی تا حالا نگفته به کسی که شما حق نداری سؤال بکنی

«لا یجوز لکل استفتاء و للعمل به»

چون اگر فتوا دادن جایز نباشد استنباط جایز نباشد عمل کردن به استفتاء هم نباید جایز باشد باید حرام باشد دیگر، یک نفر دارد کار خلاف شرع انجام می­دهد می­رود از روایات استنباط می­کند خب نباید شما هم از او تبعیت بکنید دیگر شما هم عمل بکنی به فتوای او خود این باید یک مجوزی داشته باشد.

می­گوید ما ندیدیم کسی این کار را کرده باشد

«بل ینبقی أن تنظر و تعلم کما علمتَ»

می­گوید ما هیچ وقت این را نشنیدیم بلکه سازاوار است نگفته به آنها که استفتاء نکن عمل نکن بلکه سازاوار است دقت بکن یاد بگیر خودت باید بروی این کار را بکنی و کسی هم عمل به استفتاء را انکار نکرده نگفته نباید عمل بکنی، بسیاری از این جماعت در عصر ائمه بودند ایشان می­فرماید:و ائمه آنان را انکار نکرده­اند مثل همان روایتی که عرض کردیم فتوا داد و به امام معصوم گفت من اینطوری فتوا می­دهم، حضرت به او گفت شنیدم فتوان می­دهی گفت بله من می­خواستم از شما اتفاقاً سؤال بپرسم من اینطوری اینطوری فتوا می­دهم، حضرت گفت کار خوبی است ادامه بده.بیاری از این جماعت در عصر ائمه بودند و ائمه انان را انکار نکرده­اند و بر خلاف شان جواب ندادند بلک آنان را تأید کردند و هر کس مخالفت کند با چیزی که خلافش

«فمن خالف ذلک کان مخالفً لما هو المعلوم خلافه»

اگر کسی بیاید با این مخالفت بکند با چیزی مخالفت کرده که حق است

و مخالفت خودش را با یک همچین مسئله، و إلی ائمه معصومین این ویژگی را داشتند و اینطوری بیان کرده­اند.این در جلد دوم العدا فی اصول الفقه صفحه 730شیخ طوسی، العدا فی اصول الفقه، ج 2، ص 730 جناب «محقق حلی» متوفی 676 در کتاب «معارج الاصول» ایشان باز می­فرمایند که:برای شخص عامی جایز است که در احکام شرعیه به فتوای عالم عمل کند به نظر ما همه علمای اعصار بدون هیچ مخالف و انکاری اتفاق نظر دارند بر إذن عوام مبنی بر عمل به فتوای عالم محقق حلی، معارج الاصول، متوفی 676 به فتوای عالم نه به روایت عالم روایتی که می­خواند و به تحقیق ثابت شده است که اجماع اهل هر عصری حجت است  باز این چیزی که ایشان که محقق حلی متوفی 676 قرن هفتم. قرن هشتم که «علامه حلی» متوفی726 هست در «مبادی الوصول » کتاب علامه آمده

«یجوز تقلید فیه»

در فروع تقلید جایز است.

از جمله مواردی که به عنوان:

«عدم امکان انکار العلما فی جمیع الأوقات»

که ما در هیچ عصری نداریم که انکار کرده باشند، گفته باشند آی مردم نیایید تقلید بکنید، نیایید سؤالات شرعی­تان را بپرسید، بروید خودتان از روایات یاد بگیرید و آموزش ببینید. «مبادی الاصول الی علم الاصول، ص247»،باز ایشان در یک کتاب دیگرشان می­گویند:

«مسئلةٌ: جواز تقلید فی الفرع»

اصلاً بعنوان یک مسئله در کتاب­شان بیان می­کنند، که سؤال شده از ایشان،

«مایقول سیدنا الإمام فی الفروع، هل یجز التقیلید فیها امیجب علی الإنسان معرفة مایحتاج الیه من غیر جهت التقلید»

آیا آدم می­تواند تقلید بکند در فروع احکام شرعی؟ یا نه واجب است آدم برود در مسائلی که به آن نیاز پیدا می­کند برود تمام روایات را ببیند و خودش استنباط بکند؟

خب ایشان چه جوابی دادند؟ ، بعد می­گوید که :

« امیجب علی الإنسان معرفة مایحتاج الیه من غیر جهت التقلید، و هذا امر المشکل»

ایشان هم در سؤالش این است که این کار مشکلی است؛ ایشان جواب دادند علامه حلّی «علی الله مقامه الشریف» که شناخت فروع شرعی همراه با دلیل و تفقه در دین بخاطر وجود آیه واجب کفایی است و برای هر کسی تقلید جایز است در صورتی که مجتهدی در هر زمانی باشد تا به او مراجعه شود و در شناخت احکام­شان به او تکیه کنند .

بله یک واجب کفایی هست  که در آیه گفتیم که:

« فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ »

باید از هر امتی یک فرقه­ای بروند

« لِیَتَفَقَّهُ فِی الدِّیِن، وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا»

وقتی بر می گردند مردم را راهنمایی کنند، و بقیه مردم چه؟ به اندازه واجب کفایی رفتند بقیه مردم جایز است برایشان، که ما در آن آیه، آیه خیلی کلیدی بود و ندیدم آقایان بتوانند روی این قضیه صحبتی بکنند،

در واقع انتقاد و اشکالی بگیرند، که آیه، آیۀ کلیدی بود اگر می­گوید آقا:

«وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا»

اگر قرار است اینها وقتی برمی­گردند برای مردم احکام شرعی بگویند، خب بر مردم هم واجب اس احکام شرعی را از اینها بپرسند، نه اینکه بر اینها واجب است بر گردند بگویند بر مردم هم واجب است گوش ندهند به حرف اینها، بگویند شما باید حتماً آیه را بگویی روایتش را بگویی اگر نگویی ما به حرف تو گوش نمی­دهیم، خب این نمی­شود که، بر اینها واجب است بروند تفقه  بکنند، بیایند استنباط بکنند بیایند بیان بکنند، بر مردم هم حرام هست، اینکه نشدنی است که پس باید از آنطرف وقتی بر او واجب است، بر مردم هم که این کار را نمی­کنند خودشان نمی­روند عالم نمی­شوند لازم است تبعیت، ایشان هم باز این را گفته، باز در نهایت الوصول گفتند:

«العامی یلزمه تقلید العلما بالإجماع»

ادعای اجماع داشتند، علامه حلی در نهایت الوصول، علامه حلی ج3،ص260 و باز جای دیگر آمده از کتب علامه حلی در نهایت الوصول ج5، ص250، که: نهایت الوصول، علامه حلی، ج5،ص250

«اتفق المحققون علی أنه یجوز للعامی تقلید المجتهدین فی فروع الشرع»

محققین اتفاق نظر دارند بر اینکه برای شخص عامی تقلید از مجتهدین در فروع شرعی جایز است

«وکذا من لیس بمجتهد، و إن کان محصراً لبعضِ الاُمور المعتبر فی الإجتهاد»

خیلی جالب است می­گوید اگر کسی مجتهد نیست، اما دارد بعضی از امور معتبره در اجتهاد را دارد تحصیل می­کند، مثلاً مثل بنده محصل حوزه علمیه هستم طلبه هستم، دارم درس می­خوانم، هنوز به جایگاه اجتهاد نرسیدم، من هم که هنوز به جایگاه اجتهاد نرسیدم ولو اینکه روایت بلد باشم، علم رجال بلد باشم، ولی کامل نشده باشد آن چرخه­ای که حالا عرض خواهیم کرد، برای اجتهاد همه مطالب را من نتوانسته باشم به آن رسیده باشم ، همه علوم را من هم هنوز باید تقلید بکنم، این تقلید به معنای این نیست که اگر کسی کاسب است فقط باید تقلید بکند، من طلبه نباید تقلید بکنم، نه  من طلبه هم باید تقلید بکنم إلّا اینکه اجتهاد من ثابت بشود من مجتهد شده باشم واقعاً، یعنی بعضی از آقایانی که

مجری:

یعنی اینجا این طلبه هم همان عامی محسوب می­شود، چون هنوز به آن درجه نرسیده

استاد عباسی:

بله بخاطر اینکه اگر حتی مثل زنجیره می­ماند، حتی اگر یک دانه از این زنجیر نباشد، مفقود باشد کامل نیست کار نمی­کند چرخه، من نمی­توانم، چرا؟ چون من می­خواهم حکم خدا را به دست بیاورم، اگر من نداشته باشم ابزار این را، مثل اینکه مثلاً یک نفری می­خواهد یک تعمیر جدی انجام بدهد با یک وسیله­ای که انواع و اقسام آچارها را نیاز داشته باشد ولی بگوید خب من مثلاً انبر دست ندارم پیچ گوشتی ندارم، خب آقا اینها جزئی از این کار هست شما تا اینها را نداشته باشی نمی­توانی آن کار را انجام بدهی، و یک طلبه همه اگر همه ابزار استنباط را نداشته باشد بعلاوه خود ملکه استنباط نمی­تواند اصلاً این کار را انجام بدهد.

مجری:

حاج آقا خیلی کار سختی هم هست، شما حتماً باز بهتر می­دانید بسیاری از آقایان هستند از علما، سالیان سال تدریس حالا منبر وضع، مثلاً از آنها سؤال می­کنی، می­گوید من مقلد آقای فلانی هستم، یعنی می­گوید من جرعت چیز را ندارم هنوز، یعنی قدم گذاشتن به عرصه اجتهاد شاید مثلاً برای بعضی­ها تصورش این است که اجتهاد خیلی کار راحتی است حالا مثلاً یک نفر به صرف اینکه یک لحیه­ای سفید کرده باشد مثلاً می­شود مجتهد، خیلی از آقایان اصلاً جرعت این را ندارند که اصلاً وارد این عرصه بشوند می­گویند ما هنوز تقلید می­کنیم.

استاد عباسی:

بله بخاطر اینکه به دست آوردن آن علومی که در اجتهاد و بیان حکم شرعی هست، آن ملکه­ای که هست این نیاز به زحمت و تلاش و نیاز به ممارست دارد، یک، دو، چون نتیجه فتوای به غیر علم همانی است که در روایات آمده ما روایات نهی را هم گفتیم، چون می­دانند وقتی که شما فتوا دادی کسی به فتوای شما عمل کرد، یک وقت خودت هستی، می­گویی خودم و خدای خودم دیگر، حالا برای خودم به یک نتیجۀ

رسیدم که می­توانم این کار را انجام بدهم، استنباطی برای خودن انجام می­دهی، ولی وقتی قرار می­شود مجتهدی بشوی که درواقع مرجع هم باشی ،مرجع تقلید باشی به دیگران فتوا بدهی ، شما داری بر عهده می­گیری من این حکم شرعی را استنباط کردم از آنچه که از آیات و روایات از ادله شرعیه به دست من رسیده بود استنباط کردم و قیامت باید پاسخ گو باشم، خب این پاسخ گوی خیلی کار سختی است، روز قیامت باید جواب بدهد در پیشگاه خدای متعال، اگر کسی خلاف حکم، اهل بیت «علهم السلام» فتوایی داده باشد خب روز قیامت این پاسخ گو باید باشد، مآخزه خواهد شد بخاطر این، گفتیم آقا تمام مآخزه، تمام عذاب یا جرمی نسبت به این کسانی که به این فتوا عمل کردند بر عهده فتوا دهنده است، بله آنها وظیفه داشتند بروند، مرجع تقلید مطمئن با همه ویژگی­ها را انتخاب کنند اما اگر در عین حال آنها وظیفه­شان را انجام داده بودند اما آن مرجع تقلید اشتباه فتوا داده بود خب مورد مآخزه است، مگر اینکه واقعاً همه تلاشش را کرده،و اقعاً اهلیت فتوا داشته اما  در عین حال یک اشتباهی اتفاق افتاده که آن اشتبه ناگزیر بوده و نمی­توانسته این مطلب را حل بکند.

این مطلبی که عرض کردیم خب باز کلام ایشان عرض کردم چندین جا به نظر می­آید که واقعاً خیلی مهم بوده برای علامه حلی، که خب علامه حلی از فحول شیعه است که هم در مسئله فقه و   مسئله اصول و  هم در مسئله اعتقادات و کلام امامیه، حالا بینندگان ما که غالباً بینندگان جریان­های تعارضات وهابیت و شیعه هم هستند، علامه حلی «اعلی الله مقامه الشریف» مواجه معروف دیگر، و در واقع ابن تیمیه حرّانی آن کتاب مهمش را در نقد کتاب منهاج الکلامه، علامه حلی  نوشته که خب این کتاب یک دو تا ترجمه فارسی هم دارد من به بیننده­ها توصیه می­کنم اگر می­خواهند در باب اعتقادات و فضائل اهل بیت و امامت امیرالمؤمنین و اهل بیت«علهم السلام» کتابی را مطالعه بکنند این کتاب یک جلدی است ،کتاب ایشان را مطاله بکنند و کتاب­های فراوان دیگری که از  علامه حلی است، لذا ایشان خیلی اعتنا داشتند به این مسئله، چندین جا بارها و بارها آمدند در رابط با این مسئله صحبت کردند، نفر بعد و شخصیت دیگر شهید ثانی است،خب حالا یکی از کتاب­های مهم ایشان شرح لمعه است که طلبه­ها به هر حال در حوزه علمیه این را می­خوانند اصل لمعه را

مجری:

اولین کتاب فقهی که می­خوانند همین است

استاد عباسی:

بله کتاب فقهی که در واقع کامل هست و همه ابواب فقهی را هم از ابتدا تا انتها دارد کتاب شهید ثانی است متوفای965هجری قمری در قرن دهم، در المقاصد العلیه، در رابطه با جواز تقلید این طور می­گویند،

«قول المتأخرین و المحققین من اصحابنا أنه واجب علی الکفایه»

قول متأخری و محققین  از اصحاب مان این است که اجتهاد واجب کفائی است

هر کسی که به این امر قیام کرد بر کسی که در امر استدلال قاصر است واجب است که به مجتهد رجوع بکند؛ این هم باز یک شخصیت دیگر از علما المقاصد العلیه فی شرح الرسالة الألفیه، ص52 این مطلب را ذکر کردند

مجری:

حاج آقا فکر کنم قریب به اتفاق علما، حد اقل یک جزوه­ای رساله­ای کتابی در باب اجتهاد و تقلید نوشته­اند ، یعنی از قدیم دعو علما بر این بوده که راجع به این  قضیه چون بسیار مهم بود همه یک جزوه­ای کتابی حالا به نسبت مراجعاتی که داشتند نوشته­اند

استاد عباسی:

بله یا جزوه و کتاب نوشته­اند، یا در ابتدای بحث­های فقهی و اصولی خودشان  این مطلب را ک به عنوان یک دیباچه­ای است برای ورود به بحث که اهمیت مسئله را ثابت می­کند اینها آورده­اند و در کتاب­هایشان نوشته­اند

مجری:

خیلی ممنون که ما را دنبال می­کنید کما کان؛ حاج آقا ادامه بحث را بفرمایید

استاد عباسی:

افراد دیگر و بزرگان دیگری هم در رابطه با اجتهاد و تقلید نظرات شان را بیان کردند جالب است یکی دیگر

از شخصیت­ها شیخ بهائی است که در اوائل متوفای 1031 هجری قمری هستند، اوائل قرن 11هجری قمری یعنی اواخر قرن دهم و اوائل قرن یازدهم؛ ایشان بحثی را مطرح می­کنند، می­گویند که در قرآن مجید اصل تقلید نکوهش شده است، خب شاید بعضی­ها هم بگویند که آقا خب  گفتند شما نروید سراغ اینکه آبائتان چه می­گفتند، بحث تقلید را که حالا آن را در ادله­ای که برخی از اینها ذکر کردند می­آوریم، بعد می­گوید

«خرجت الفروع بالإجماع فبغیة الاصول»

فروع احکام فقهی به اجماع خارج شده از این مزمّت

یعنی گفتند تقلید نکنید، تقلید نکنید  این مقصودشان در اصول است که می­شود اعتقادات، یعنی اینکه آقا شما دنبال این نیفت که گذشته­گان ما که حالا جاهلیت بود و آباء و اجداد چه گفتند

مجری:

آباء و اجداد اگر بت می­پرستیدند شما نپرستید

استاد عباسی:

شما نپرستید در اصول شما باید بروید تحقیق بکنید، خدا عقل و فهمی به انسان داده که انسان می­تواند با پرسیدن، مسائل اعتقادی برایش روشن بشود، ایشان می­فرماید که مسئله تقلید در فروع به اجماع از این مزمت خارج شده ، اگر کسی می­خواهد بگوید آقا مزمتی هم وجود دارد نه این مزمت نیست در رابطه با این قضیه در رابطه با اصول هست همانطور که اول همه رساله­های توضیح المسائل نوشته شده  که شما در اصول عقائد نمی­توانید تقلید کنید، این مرجع تقلید  و هیچ مرجع تقلیدی نمی­گوید در اصول اعتقادات بیا از من تقلید بکن، می­گوید ما ادله را بیان می­کنیم شما باید اعتقاد پیدا کنید  نه تقلیدی اعتقاد به یک چیزی داشته باشید، بلکه  اعتقاد پیدا کنید، دلیل ما را ببینید  ادله را ببینید و اعتقاد پیدا بکنید، در آنجا هم اینگونه نیست که این مشکل وجود داشته باشد.

مجری:

خیلی ممنون خب این ادامه بحث باشد جناب آقای سعید از  تهران سلام علیکم بفرمایید

بیننده

آقا سلام علیکم شب­­تان بخیر حال شما خوب است؟

مجری:

خیلی ممنون سؤال­تان را بفرمایید

بیننده:

مجری و کارشناس محترم سلام عرض می­کنم ، عرضم به محضر شما الآن یک مبحثی دارد جناب آقای روستایی هستند، درست فامیل شان را گفتم؟ در مورد احادیث که اگر یک کسی بخواهد  به احادیث مراجعه کند خودش یا یک سؤالی داشته باشد که حکمش را از یک مرجع تقلید بخواهد بپرسد و به آن مرجع بگوید دلیل شما چیست ایشان بخواهد احادیث را به سؤال کننده عرضه کند از کجا معلوم می­شود این حدیث ضعیف است، قوی است، درست است حالا دلایلی که ایشان خودشان فرمودند که سؤال من هم در همین رابطه است من سؤالم این است که شم که خودتان این را  به این قشنگی توضیح می­دهید و تشخیص می­دهید این را آسیب شناسی می­کنید چرا شیعیان یک دانه کتاب صحیح حدیثی برای خودشان پالایش نمی­کنند از میان صدها هزار حدیث در چندین کتاب روائی، چرا یک کتاب صحیح حدیثی که شما برای خودتان داشته باشد مثل اهل سنت که دارند، حال شما کتاب­های صحیح اهل سنت را ممکن است قبول نداشته باشد  ولی آنها برای خودشان محترم است با فرمول خودشان شما هم با فرمول خودتان یک دانه دوتا سه تا ده تا کتاب چه در باب اعتقاد چه در باب فقه مسائل دیگر داشته باشید بگویید این کتاب صحیح ما شیعیان است بر اساس این فرمول حدیث شناسی فقه الحدیث ما اینها احادیث صحیح ما هستن ، من می­خواهم ببینم تا چه زمانی این روند می­خواهد ادامه داشته باشد  که ما خدای نکرده شاهد برداشت­های سلیقه­ای از احادیث ائمه باشیم من گوشی دستم باشد یا قطع کنم؟

استاد عباسی:

نه دست شما باشد یک لحظه من یک سؤال بپرسم از شما که اگر بر فرض این اتفاق افتاد ما هم یک کتاب نوشتیم  گفتیم آقا این کتاب صحیح  همه روایت­های صحیح اینجا جمع شده مشکل در باب اجتهاد و تقلید حل می­شود یا نه؟ یعنی الآن شما سؤال­تان ناظر به بحث­مان است اگر یک دانه کتاب صحیح داشته باشیم  مشکل­مان در باب جتهاد و تقلید حل می­شود دیگر خیال راحت می­شود هیچ مشکلی نیست هر کسی می­تواند مراجعه کند استفاده کند  یا مشکل حل نمی­شود ؟ این را می­شود نظرتان را بگویید؟

بیننده:

بله خدمت­شما عرض می­کنم مشکل مطلقاً صد در صد حل نمی­شود ولی مطمعناً خیلی خیلی مشکلات حل می­شود ، ببینید کما اینکه الآن اهل سنت هم کتاب صحیح حدیثی دارند اما مشکل صد در صد حل نشده چون مسائل مستحدثه جدید به وجود می­آید اما وقتی که ما بدانیم این منبع ما از یک سرچشمه واحد است، استنباطی که من می­کنم برگرفته از یک مسائلی است که  تثبیت شده و به این ایمان دارم در نوع استنباط خودم چه مرجع چه کارشناس دیگر، چه هر کس دیگری که خودش می­خواهد بدون تقلی به یک امری، به مسئله­ای برسد خیلی راحت­تر برود جلو تا اینکه در دریایی از ضد و نقیض­های مجامع روایی قرار بگیرد، چندتا روایت بگوید خمس بده، چندتا روایت بگود خمس نده، چندتا روایت بگوید صیغه کن،چندتا روایت بگوید صیغه نکن ، همه­اش ضد و نقیض تمام، عذر می­خواهم از جناب عالی من به عقاید شما احترام می­گذارم اما دریای تناقض است

استاد عباسی:

ببخشید آقا سعید شما می­گویید عقاید شما، شما خودتان  مذهب­تان را می­شود بگویید؟

بیننده:

من شیعه هستم

استاد عباسی:

بله چون گفتید  عقاید شما بعد آنطرف هم گفتید که اهل سنت، گفتم شاید مذهب دیگری دارید

بیننده:

ببینید نه من شیعه هستم اما نه شیعه امامیه مثل شیعه­ای که جناب عالی رفتید به مرجع تقلید و شیعۀ امامت الهی ، اینجور شیعه من نیستم، اما شیعه حضرت علی «علیه السلام» هستم

استاد عباسی:

می­شود بفرمایید شیعه هستید یعنی چطوری مذهب دیگری دارید؟

مجری:

البته آقا سعید من یک نکته­ای را عرض کنم خدمت­تان، علمای الآن اهل سنت هم یعنی اکثرشان الآن دارند به این نتیجه شیعه می­رسند ،شما شاید مثلاً اشتباه از اسم دارید برداشت می­کنید ، اسم کتاب صحیح بخاری است به این معنا نیست که هر چه روایت در آن کتاب هست صحیح است، خود علمای اهل سنت هم الآن روایات صحیح بخاری را همه­اش را قبول ندارند ، روایت متناقض در آن هست بله اسم کتابش صحیح است، حال ما سؤال شما را از حاج آقای عباسی ، یک مقدارش ناظر به بحث است، یک مقدارش هم ناظر به بحث نیست

بیننده:

اینکه فرمودید به شیعه دارند می­رسند من متوجه نشدم.

مجری:

حالا حاج  آقا عرض می­کنند خدمت­تان یعنی اینکه شیعیان می­فرمایند ما هر حدیثی را مستقلاً جدا جدا سندش و سابقه حدیثی­اش را بررسی می­کنیم، اهل سنت قبلاً بعضی از علمای­شان می­گفتند که مثلاً هرچه در صحیح بخاری است صحیح است، الآن علما نظرشان این نیست، چون روایات متناقض متعددی وجود دارد در کتب صحیح بخاری

بیننده:

اگر به بنده وقت می­دید من یک مطلبی خدمت شما عرض کنم؛ ببینید این مطلبی که شما می­فرمایید من این را قبول ندارم ، ببینید الآن اهل سنت یک کتابی دارند به نام صحیح بخاری و صحیح مسلم و کتب صحاح دیگر، اینها سعی کردند مطالب را پالایش کنند، ضعیف و قوی کنند، بهترین­هایش را در یک مجموعه جمع کنند بعد طبق همان­ها فتوا می­دهند، تصمیم می­گیرند عقیده و فقه و احکام­شان را در می­آورند شما الآن وقتی که یک همچین کاری نکردید برای یک مرجع، عرض می­خواهم ازشما جز اینکه بخواهد از مرجع قبلی تقلی کند از آن کتاب قبلی یک کپی برداری کند به نتیجه برسد هیچ راهی وجود ندارد من الآ شما در هر موضوعی یا احکامی بخواهید ضد و نقیضش در این مجامع روایی پیدا می­شود .

مجری:

من عرض می­کنم خدمت­تان مطالب شما را شنیدیم  ان شاء الله حاج آقای عباسی هم پاسخ می­دهند ولی خود مسلم و بخاری، آقای البانی از علمای بزرگ اهل سنت ایشان می­گویند بعضی از روایات اشکال دارد ، مسلم بعضی از روایاتی که در کتاب بخاری است می­گوید اینها اسرائیلیات است، یعنی خود نویسنده دوتا کتب اصلی بخاری و مسلم شأنشان از مسند احمد بن حنبل بالاتر است، خود اینها هم روایت همدیگر را قبول ندارند حالا مطالب شما را شنیدیم، چون ما وقت­مان آخر برنامه است خیلی ممنون و متشکر  از مشارکت خوب شما در بحث جناب آقای آقا سعید از تهران لطف کردی، حالا پاسخ کامل­تر و جامع تر استاد محترم برنامه جناب آقای عباسی می­دهندف حاج آقا ببخشید من فضولی کردم.

استاد عباسی:

خواهش می­کنم ممنون هستم ازر آقا سعید و ان شاء الله اگر شد هفته آینده­هم ما تماس ایشان را داشته باشیم که ببینیم خب بلاخره نظرشان در رابطه با پاسخ ما و بحث­مان چیست؟

مجری:

حاج آقا این را بفرمایید، فکر کنم سؤال اصلی­شان این بود ما چرا مثلاً یک کتابی که پالایش شده نداریم؟

استاد عباسی:

بله ببینید  علت این هست  که ما حال ایشان اهل سنت را مثال زدند،خب در اهل سنت آمدند این بحث صحیحین را

مجری:

حاج آقا اسم این دوتا صحیح خیلی گول زننده است

استاد عباسی:

بله عنوان این اسم که چه کردند،؛ همانطور که حالا شما هم یک اشاره داشتید، خیلیها نسبت به همین

الآن مشکل پیدا کردند، یعنی می­گویند آقا چرا ما آمدیم یک روزی گفتیم  آقا صحیح بخاری و صحیح مسلم و حال الآن می­بینیم که خب اینها باهم دیگر روایاتش را با دیگر صحاح با دیگر کتب در تعارض است با منابع و مبانی نمی­خواند و مشکلات دارد  بعد این را باید در نظر بگیردن که صحیح بخاری صحیح از نظر چه کسی است ، وقتی ما می­گوییم صحیح بخاری آقای محمد بن اسماعیل بخاری، اسم کتاب خودش را گذاشه الصحیح؛ خب این صحیحی که گذاشته از دیدگاه ایشان است، آیا آقای مسلم نیشابوری هم دقیقاً همین نظر را دارد؟ آقای حاکم نیشابوری هم دقیقاً همین نظر را دارد؟ آقایان دیگر نمی­دانم بعداً و افراد دیگر هم همین نظر را دارند؟ یعنی ببینید ما داریم فهم یک نفر را ، باز دوباره این فهم یک نفر است، استنباط یک نفر است که آقا من این روایت­هایی که جمع کردم این دیگر صحیح است ، خب آقا با کدام مبنا اینها را جمع کردی شده صحیح؟ چرا آقای حاکم نیشابوری می­آید چند جلد کتاب می­نویسد، چند جلد روایت جمع می­کند می­گوید آقا با همان مبنای که آقای محمد بن اسماعیل بخار می­گوید روایت­هایم صحیح است، کتابم صحیح است این روایت­هایی هم که من جمع کردم باید در آن کتابش می­بود چرا نیاورده؟ خب چه جوابی دارید، ما نه که نمی­توانم نه که  حوصله نداشتیم تا حالا بشینیم این کار را بکنیم بلکه این کار را درست نمی­دانیم چرا؟، چون بستن قفل کردن ذهن افراد هست، یعنی هیچ عالمی دیگر حق ندارد در رابطه با روایات نظر بدهد در حالی که مبانی مختلف است من یک  مثال عرض بکنم؛ یک راوی گاهی بر اساس یک مبنا می­شود راوی که ثقه هست، بر اساس مطلبی که قبول دارد در باره او نقل شده که او ثقه است و همان راوی از دیدگاه عده­ای دیگر ثقه نیست، تفاوتش چه می­ شود؟ این راوی مثلاً هفتاد تا روایت دارد این هفتادتا روایت ده تا باب فقهی در آن روایت دارد از این شخص روایت نقل شده است، اگر روایاتش را بپذیریم، حکم یک حکم می­شود فتوا یک فتوا می­شود  روایتش را نپذیریم فتوا یک فتوا می­شود، حالا اگر ما روایت را آوردیم گفتم آقا این روایت صحیح است آوردیم اینجا بر مبنای کدام یکی از اینها آوردیم خب باز دوباره آن کسی که قبول ندارد این راوی را  باید بیاید بگوید إلّا و لابد مثلاً این کتاب صحیحی که یک نفر از علمای شیعه جمع کرده من قبول دارم، ببینید همان مثالش، واضحش همان تیم مشورتی پزشکی هست  شورای پزشکی است که برای یک بیمار مطرح می­شود  و اینطرف نظرات می­دهد  و آنطرف هم

نظرات می­دهد هر کدام مبنای خودشان را دارند، این می­گوید به این خاطر عمل جراحی نباید صورت بگیرد با این مبنا با این مبانی، خب اگر به ایشان گفتیم نه شما باید فقط از یک همچین حرفی تبعیت بکنید ،خب این دیگر جلوی استنباط او را گرفتیم دیگر او نمی­تواند این استنباط را داشته باشد .

مجری:

یعنی می­فرمایید اگر کتابی در شیعه نوشته بشود که همه احادیث باشد، اصلاً با این کار باب علم بسته  می­شود

استاد عباسی:

باب علم بسته می­شود باب اجتهاد بسته می­شود بخاطر اینکه  آن شخص می­آید بر اساس دیدگاه خودش مبنای خودش روایات صحیح را جمع می­کند

مجری:

حالا اگر یک لجگه­ای از علما اگر تشکیل بشود  باز هم این انتخاب

استاد عباسی:

خب باید از مبنایشان دست بردارند دیگر عین همان شورای پزشکی است، یا باید آخرش بگوییم رأی گیری چون اینجا حجت در پیشگاه خدای متعال باید داشته باشد رأی گیری بردار نیست که، من می­خواهم فتوا بدهم هزار نفر، یک ملیون نفر از من تقلید بکنند بعد روز قیامت پاسخ گو باشم من بر اساس رأی شورای فقهی بیام مثلاً نظر بدهم بگویم آقا این پنج نفر چون گفتند مثلاً اکثریت­شان گفتند  وقتی من مبنا را قبول ندارم برای من ثابت نشده که فلان شخص فلان راوی، این راوی راوی ثقه­ای هست، برای من ثابت نشده در روایت­هایی که گفته علی بن ابراهیم عن ابیه مثلاً ابیه ابراهیم بن هاشم باشد، وقتی برای من ثابت نشده 200روایت یک مرتبه ساقط می­شود ، من این 200تا روایت را نمی­توانم استفاده کنم ، حالا یک نفر بیاید بگوید آقا جان من بیا استفاده کن ، من رسیدم به اینکه خوب است

مجری:

مثل اینکه بعضی از علما در روایات می گویند که سلسله روایت همه باید شیعه باشند بعضی اهل سنت

اگر ثقه باشند و معروف به ثقه باشند هم قبول می­کنند

استاد عباسی:

بله اختلاف مبنا وجود دارد

مجری:

یعنی با این اختلافی که می­فرمایید و با این راهکارهایی که ما برای رسیدن دارم در علم رجال و اینها، یعنی عملاً اصلاً همچین کتابی نمی­شود نوشت بعد این هم می­گوید از نظر تو نه آقا ده­ها نفر کتاب بویسند از مراجه علما، به دیدگاه من  ازنظر من مثل صحیح آقای بخاری که بعد آقای البانی می­آید مثلاً می­گوید نه این روایتش اسرائیلیات است او فکر می­کرده یا معتقد بوده یا اشتبا می­کرده هر چه که آقا این روایت صحیح است ولی روایت صحیح نیست الآن که بررسی می­کنند می­بینند آقا راوی  مثلاً خوارج است ، راوی نمی­دانم خلاف آنچیزی که مبنای او هست

مجری:

استاد و چقدر بخاطر اینکه حالا یک زمانی ثابت کنند که این الصحیح ، الصحیح است متأسفانه چه رفتارهایی را به أئمه و حتی پیامبر نسبت دادند بخاطر روایت غلطی که در آن هست مثلاً مجبور شدند دروغ ببندند به خدا و پیغمبر بخاطر اینکه ثابت بکنند این روایتی که در اینجا آمده صحیح است 

استاد عباسی:

بله اتفاقات اینچنینی مثل حالا جریانی که در بعضی از حالا اتفاقات مثل افسانه قرانیق  که خب در بعضی از این کتب می­گفتند این سند روایت معتبر است پس ما معتقد می­شویم که قرانیق وجود دارد در حالی که قرانیق با قرآن و با عقل و منطق و  روایات و سنت و همه اینها تعارض دارد، و حاضر شدند بگویند آقا پیامبر چنین اشتباهی، چنین خطایی را انجام داده امام حاضر نشدند کتاب را رد بکنند ، و روایت را رد بکنند.

نکته دومی که گفتند : گفتند که آقا مشکلات­شان خیلی حل  می­شود اگر مرجع تقلید بداند که با این ده هزارتا روایت روبرو هست  مشکل حل می­شود اختلاف فتوا نخواهیم داشت، تقلید هم اتفاق می­افتد خیلی خوب است و در اهل سنت خیلی حل شد ، در شیعه حل نشده؛ نه اولاً در اهل سنت حل نشد خیلی نتیجه­اش را می­بینید نه تنها اختلاف فتوا، بلکه اختلاف مذهب پیدا کردند یعنی، در شیعه ما یک مذهب داریم، مذهب شیعه امامیه یک مذهب فقهی داریم، اصل فقه یکی است، اختلاف فتوا وجود دارد، فقه جعفری ، اما در آنجا کلاً اختلاف مذهب داریم یعنی مذهب حنفی کلاً یک چیزی می­گوید که ، مذهب شافعی، مذهب مالکی، مذهب حنبلی کاملاً اینها با همدیگر متفاوت هستند ؛ پس این حل نشده، نکته دیگری که

مجری:

حاج آقا این شباهتی که می­گویند رساله علما باهم شباهت دارند خب این طبیعی است مبانی نزدیک به هم است در علمای شیعه اختلافات جزئی است نمی­شود مثلاً توقع داشت که مثلاً راجع به وضو

استاد عباسی:

همین را می­خواستم بگویم اصلاً ایشان می­گوید آقا ناچار می­شوند تقلید بکنند خودشان از قبلی، نه عزیز من برادر من می­دانند آنها روایت  را دیده­­اند مبنا را می­دانند  کثرت روایات جلوی اجتهاد آنها را نمی­گیرد ، روایات دسته بندی می­شود بله، کار خوبی است دسته بندی مثل کاری که  وسائل الشیعه انجام داده، همه روایات یک باب را  آورده کنار هم قرار داده ولی فقیه باید دستش باز باشد هر آنچه از امام معصوم به ما رسیده است صحیح و ضعیف و قوی همه را ببیند همه را مطلع باشد بر اساس آن استنباط خودش و آن ملکه فقاهت بیاید و فتوا بدهد، لذا اینطور نیست که آقا کثرت روایات باعث بشود که  مرجع تقلید دیگر مراجع نکند خدای نکرده برود مثلاً از مراجع قبلی تقلید کند، اصلاً این حرف یعنی ببخشید آقا سعید  دور بودن از فضای اجتهاد، دور بودن از فضای حوزه، یعنی ما نمی­دانیم در حوزه  چه اتفاقی دارد می­افتد بله اگر کسی احیاناً یک همچین کاری می­کند که خیلی ممکن است اصلاً معدود یا نباشد خب کار اشتباهی است که بگوید آقا یک رساله دیگری را بردارد بگوید آقا این رساله، رساله من است، چون باید برای دانه دانه فتواهایی که می­دهند  اینها پاسخ گو باشند  اگر یک مطلبی هم عین آن فتوایی است که مرجع تقلید در گذشته یا قبلی داده ، چون مبنای او را می­داند، مبنای او روا قبول دارد ، خودش هم به همان مبنا هست ، هر جایی که اختلاف مبنا دارد، آنجا اختلاف مبنایش را می­آید بیان می­کند و  درستش هم همین است یعنی قرار نیست که  همه مسائل یک رساله را دانه به دانه از صفر برود همه مطالب را؛ بله مبنا را می­داند روایات را می­داند اگر نظر و مبنایی در جایی خلاف این قضیه داشته باشد  مثلاً می­داند روایتی که مورد استناد در این فتوا هست فلان روایت است و مبنای ایشان را در پذریرش این روایت قبول دارد او هم به همان نظر فتوا می­دهد و تمام می­شود.

مجری:

خیلی ممنون و متشکر، که ما را دنبال کردید تا آخر برنامه شنبه شبها 20تا 21:30دقیقه ان شاء الله در خدمت شما خواهیم بود  با برنامه عصر ایمان در فضای مجازی و در سایت شبکه جهانی حضرت ولیعصر ما را دنبال کنید سؤالات­تان را بفرستید در بحث مشارکت داشته باشید هرچقدر مشارکت در بحث بیشتر باشد ان شاء الله چالشی تر و جدی تر و دقیق تر ادامه مباحث را با استاد محترم برنامه حاج آقای عباسی پیش خواهیم برد

اللهم الرزقنا فی الدنیا زیارت الحسین و فی الآخرة شفاعت  الحسین  اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

 

 



* اسم:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی: