2020 October 28 - چهار شنبه 07 آبان 1399
مهدی یار
کد مطلب:3627 گروه: مهدی یار آمار بازدید: 193

مهدی یار
حجت الاسلام و المسلمین مجتهد سیستانی - 18 مهر 1399


  دانلود
امتیاز:
  01:25:19 حجم فیلم: 210 مگابایت





دانلود صوت


قسمت یازدهم برنامه مهدی یار با کارشناسی حجت الاسلام و المسلمین مجتهد سیستانی

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ : 18 مهر 1399

مجری:

بسم الله الرحمن الرحیم

عرض سلام و ادب و احترام خدمت همه شما بینندگان محترم شبکه جهانی حضرت ولیعصر«عج» جمعه شب­ها و در سری برنامه مهدی یار در خدمت همه شما بینندگان عزیز هستیم و در خدمت مهمان و کارشناس محترم برنامه حجت الاسلام و المسلمین حاج آقای مجتهد سیستانی، ابتدای برنامه از ایشان درخواست می­کنم از ایشان درخواست می­کنیم عرض سلام اگر دارند خدمت شما بفرمایند در ادامه برنامه با حضور ایشان و مباحثی که مطرح می­کنند در خدمت­تان هستیم؛ حاج آقا سلام علیکم و رحمة الله بفرمایید.

حاج آقای مجتهد سیستانی:

سلام علیکم و رحمة الله، بسم الله الرحمن الرحیم، بنده هم سلام عرض می­کنم خدمت شما و بینندگان عزیز و عرض تسلیت دارم ایام مصیبت بار اربعین و مخصوصاً غصه امسال که راه اربعین بسته بود و دل­ها شکست از این ماجرا ان شاء الله خدای متعال اجر عزاداری­­های امسال ما را چندین برابر بکند بخاطر این همه محرومیتی که در این زمینه دچار شدیم، خدمت­تان هستم.

مجری:

خیلی ممنون.

به اشک چله گرفتم که محترم باشم

ولی نشد که شب اربعین حرم باشم

حاج آقا فرمود امسال بر عاشقان حضرت سید الشهدا، بر متوسلین و دوستداران عزاداری وحضرت ارباب خیلی سال سختی بود بسیار امید داشتیم که حتی تا این روزهای آخر راه باز بشود و یک فتحی بشود و

ان شاء الله که بتوانیم خودمان را برسانیم به راهپیمایی بزرگ و عظیم اربعین اما خب پسندم آنچه را جانان پسندد، امسال سرنوشت و روزی ما اینطور هجران و فراق مقدر شد ان شاء الله سال آینده و سالهای آینده این راه باز باشد بتوانیم مثل سالیان گذشته عرض ادب بکنیم.

بحث حاج آقای مجتهد سیستانی راجع به بررسی حدیث وصیت به اینجا رسید هفته گذشته که حصر کردند در عناوینی که تعداد ائمه و آن چیزی که در روایت ذکر شده در دوازده عدد است، چند عنوان را بررسی کردند و ادامه را می­فرمایند، آن چهار عنوانی که هفته گذشته گفته شد من فقط صرف یادآوری خیلی تیتروار عرض بکنم، یک عنوانی که عرض کردند، دوستانی که هفته گذشته برنامه را دیدند خاطرشان هست من فقط من باب یادآوری می­­گویم، تعبیر تا روز قیامت عنوان اولی که بیان شد و گفتند، عنوان و تعبیر ذکر اسامی که، اسامی نقل شده برای ائمه، یک عنوان دیگری که فرمودند اینکه این نه کم می­شود و نه زیاد می­شود و عنوان چهارم تعین اولین و آخرین از ائمه و آن عدد دوازده گانه­ای که حصر شده، از عنوان پنجم که دسته بندی کردند حاج آقا این هفته در خدمت شان هستیم. حاج آقا بفرمایید از عنوان پنجم.

استاد مجتهدی سیستانی:

همانطور که شما عرض کردید صحبت ما در مورد بیان ادله ما در مورد عصر عدد ائمه و اوصیاء و خلفاء و اولیاء و حجت­های این امت در دوازده بود اگر این برای ما ثابت شود که این امت بیش از 12 امام ندارد دیگر هر کسی مدعی امامت شود به هر معنا و به هر تعویلی که ببرد باطل هست و هیچ نیازی به بررسی ادله­ی که او ارائه می­کند نیست اگر ثابت شود که ما 12تا بیشتر نداریم، ما در همین صدد بودیم عرض کردیم که عنوان گوناگونی در روایات ما آمده است تا به بیان­های مختلف به راه­های مختلف اثبات بکند که 12 امام، 12 وصی، 12 خلیفه، 12 ولی و 12 حجت بیشتر ندارد امت اسلام، همانطور که عرض کردید چهارتا عنوان را مورد بررسی قرار دادیم.

 مورد پنجم تعین پایان دهنده اوصیاء هست یعنی در روایات متعدد تصریح شده است که امام زمان«ع» پیایان دهنده اوصیاء هستند، وقتی پایان دهنده اوصیاء باشند دیگر هر کسی با هر منطقی که داشته باشد این را متوجه می­شود که پس بعد از ایشان وصی دیگر نخواهد بود چون جریان یمانی گاهی اوقات شیطنت می­کنند در مورد امامت می­گویند ما که می­گوییم احمد بصری امام هست ما 12 امام بیشتر قبول نداریم این امام مثلاً به یک معنای دیگر است امام به معنای عام است آنها به معنای خاص بودند، خب در مورد وصی چه می­خواهید بگویید ما وصی به معنای عام و خاص که نداریم؟ وصی یعنی کسی که وصایت داشته باشد از فرد قبلی، وقتی آخرین نفر امام زمان باشند از آن وصی­ها از آن اوصیاء پس دیگر بعد از ایشان وصیی نخواهد بود من چند مورد این روایات را خدمت­تان عرض می­کنم.

امام زمان«ع» فرمودند:

من پایان دهنده اوصیاء هستم و خداوند به واسطه من بلاء را از اهلم و شیعیانم دور می­دارد.

امام عسکری«ع» خطاب به امام زمان«ع» که به دنیا آمده بودند فرمودند:

تو فرزند من و وصی من هستی من پدر تو هستم تو م ح م د بن حسن فرزند علی فرزند محمد فرزند علی تا امام اول را شمردند، تو زاده رسول خدا هستی و تو هستی پایان دهنده اوصیاء و امامان پاک.

تصریح امام عسکری«ع» این هست امام زمان آخرین وصی پیامبر می­باشد.

یا در روایت دیگری داریم که:

هر کسی دوست دارد خداوند را در امان و با حالت طهارت ملاقات کند و ترس بزرگ روز قیمات او را محزون نکند باید ولایت تو و فرزندان تو را بپذیرد بعد خود پیامبر ذکر می­کنند فرزندان تو حسن و حسین و علی بن حسین می­شمارند می­شمارند سپس حسن، سپس مهدی که او پایان دهنده آنها هست کس دیگری قرار نیست بعد از امام زمان(عج) باشد، یا در دعایی داریم که در مورد نیمه شعبان وارد شده که شب ولات امام زمان(عج) هست، در این دعا می­آید که خداوندا بر پایان دهنده آنان و قائم­شان که از عوالم ایشان درمان است درود بفرست.

در روایت دیگری داریم:

 باز سلام بر امام زمان هست که باز سلام خدا و برکات و تهیات و درود خدا بر مولایم صاحب الزمان و جانشینش حسن، سلام بر تو ای پایان دهنده اوصیاء.

من نمی­دانم واقعاً کسی این همه روایت را در این زمینه مورد بررسی قرار بدهد چطور می­تواند عقیده پیدا کند که پس اوصیا با امام زمان(عج) تمام نشده­اند و بعد از ایشان هم وصی خواهد بود؛ البته این جریان برای هر جوابی که ما می­دهیم، سعی می­کند یک پاسخی دست و پا بکند، پاسخ­هایی که بعضی وقت­ها واقعاً مضحک و خنده­دار و واقعاً غیر علمی است در اینجا هم خواسته مثلاً معنای خاتم الأوصیا را به طوری تأویل ببرد و ادعا می­کند که خاتم در اینجا به معنای آخرین نیست، خاتم الأوصیا به معنای آخرین وصی نیست، می­پرسیم چرا می­گویند بخاطر اینکه همین تعبیر در مورد امیرالمؤمنین (ع) هم آمده امیر المؤمنین در روایات فراوان، به تعبیر آنها البته در روایات فراوان تصریح شده که ایشان خاتم الأوصیا است، خب اگر که خاتم الأوصیا یعنی آخرین وصی­ها پس چطور بعد از ایشان امام حسن وصی بوده بعد از ایشان خود امام حسین وصی بوده؛ جوابی که ما به آنها می­دهیم این هست که در هیچ روایتی که سند داشته باشد ولو سندش ضعیف باشد، ولو سندش مجهول باشد، در هیچ روایتی که برایش سند ذکر شده باشد، امیرالمؤمنین (ع) خاتم الأوصیا معرفی نشده­اند، خاتم الوصیین معرفی شده­اند، یا خاتم الوصات، با آن دوتا تعبیر، خاتم الأوصیا معرفی نشده­اند و این یک دروغ آشکار از طرف جریان یمانی است و قطعاً اینکه تأکید داشتند امیرالمؤمنین را خاتم الوصیین معرفی کنند و باز تأکید داشتند که امام زمان را خاتم الوصیین معرفی نکنند ، خاتم الأوصیا معرفی بکنند روشن می­شود که تعدد این دوتا جمع، جمع مکسرها را مختلف ذکر کرده­اند ناظر به دوتا معنا است نه یک معنا و آن دوتا معنا از این قرار است که امیرالمؤمنین (ع) آخرین وصی بلافصل یک پیغمبر است، یعنی هر پیغمبر یک وصی بلافصل داشته است، امیرالمؤمنین (ع) خاتم الوصیین است ، یعنی چه؟ یعنی بعد از امیر المؤمینین هیچ پیغمبر دیگری نخواهد بود که باز بخواهد آن پیغمبر وصی داشته باشد، یعنی این خاتم الوصیین به عبارتی خاتم النبیین را می­خواهد محرز بکند که نبوتی بعد از  پیغمبر اسلام نیست، خاتم الوصیین، یا خاتم الوصات است؛ اما خاتم الأوصیا که تأکید شده است امام زمان (عج) خاتم الأوصیا هستند و در مورد امیرالمؤمنین هیچ وقت این تعبیر به کار نرفته، یعنی که پیغمبر اسلام خوشان وصی­هایی داشتند که طبق روایات متعدد در جلسه قبلی ما مطرح کردیم و بررسی کردیم دوازده­تا بیشتر نیستند؛ آخرینش چه کسی هست؟ حضرت مهدی (عج)، لذا آن خاتم الوصیینی که در مورد امیرالمؤمنین (ع) مطرح شده با آن خاتم الأوصیائی که در مورد امام زمان (عج) مطرح شده هردو به معنای آخرین وصی است هیچ مشکلی هم معنایش ندارد، منتهی آن  جمع مکسری که آنجا به کار برده شده با یک معنا در نظر گرفته شده، این جمع مکسری که اینجا به کار برده شده  است با یک معنای دیگر، من اگر بخواهم یک مثالی بزنم کلمه امر هم جمعش امور است، هم جمعش اوامر است، یک کلمه است در ظاهر اما دوتا معنا دارد، اگر جمعش را با امور شما بستید، به معنای کارها و اشیاء می­آید؛ هردویش برای تعدد است هم امور هم اوامر؛ اما به چه معنایی هست، امور و اوامر هردو جمع امر هستند؛ می­خواهم عرض بکنم که یک کلمه است اما دوتا بار معنایی دارد اگر امر را جمع به امور بستید یعنی کارها یا اشیاء، مثلاً می­گوید این موری که گفتم انجام دادید یعنی آن کارهایی که گفتم اما اگر همین امر را جمع مکسر و اوامر ببندید یعنی دستورها، اوامر به معنای دستورها است امور به معنای دستور نیست در حالی که اگر کسی به او بگویند امر معمولا دستور به ذهنش خطور می­کند که امر یعنی دستور اما امر در کلام عرب دوتا معنا دارد، یکی به معنای کار هست مثلاً می­گوید فالانی«یلی امره»، یعنی متولی کار او شد نه یعنی متولی دستور او شد، گاهی اوقات به معنای دستور است جمع­هایش هم باهم فرق می­کند اینکه در مورد امیرالمؤمنین (ع) تأکید شده است که ایشان خاتم الوصیین است، روایات متعدد داریم که یا خاتم الوصات ما نداریم که ایشان خاتم الأوصیا باشد، یک رواتی که سند داشته باشد ولو سند ضعیف باشد ولو مشهور باشد هرچه باشد.

مجری:

آنها می­گویند همچین روایتی داریم؟

استاد مجتهدی سیستانی:

آنها می­گویند متواتر داریم اصلاً ثابت است که ایشان خاتم الاوصیاء است، دروغ محض است ایشان خاتم الوصیین است ایشان خاتم الوصات است از آن طرف در مورد امام زمان«ع»...

مجری:

خب همین اشتباه ادبی را می­کنند آن وصیین را به معنای اوصیاء می­گیرند.

استاد مجتهدی سیستانی:

بله آنها می­گویند که وصی با اوصیاء چه فرقی دارد آنها فکر می­کنند هر گردی گردو است اطلاعات متأسفانه خیلی­های شان ندارند خیلی­های شان هم اگر اطلاع دارند چون نمی­خواهند  باطل خود شان را رها بکنند متأسفانه دست به فریبکاری می­زنند و امر مشتبه می­کنند ولی اینکه خاتم به معنای آخر است شما در هر کتاب لغتی مراجعه بکنید این کاملاً مسئله روشنی است که خاتم به معنای آخر است.

مجری:

احتمالاً می­خواهند حاج آقا این خاتم را به معنای آخر نگیرند چون این فرقه­ها و این جریانات که شروع می­شوند از ادعای وصایت و نیابت شروع می­کنند به امامت می­رسند و بعداً هم به پیغمبری می­رسند، احتمالاً می­خواهند آن خاتم الانبیائی را هم زیر سؤال ببرند.

استاد مجتهدی سیستانی:

بله احمد بصری نه تنها ادعای نبوت ادعای الوهیت هم دارد که اصلاً می­گوید پیغمبر هم الله بوده الله فی الارض بوده و اهلبیت همه الله فی الارض بوده­اند من هم الله فی الارض هستم که حالا آن را جای خودش إن شاءالله مورد بررسی قرار می­گیرد، پس ما پنجمین تعبیر را مورد بررسی قرار دادیم که امام زمان«ع» وقتی پایان دهنده اوصیاء هستند  معنایش می­شود حصر در 12 چون امام زمان«ع» قطعاً دوازدهمی بودند در این مورد که ما دیگر شک و اختلافی با کسی نداریم و وقتی ایشان دوازدهمی بوده و در عین حالا آخرین بوده خب دیگر تمام می­شود این دیگر بعد از ایشان کسی نیست و عدد منحصر در 12 می­شود.

تعبیر ششمی که در روایات مطرح شده پاسخ به این سؤال است که از معصومین یا از پیغمبر یا از غیر پیغمبر از معصومین تعداد ائمه یا اوصیاء یا خلفاء را پرسیده­اند، جریان یمانی ادعا می­کند که عدد مفهوم ندارد مثلاً اگر من بگویم ساعت چند است یکی بگوید ساعت دوازده است این شاید منظورش این بوده که 12 و 59 دقیقه است مثلاً یک دقیقه به یک که حتی معقول هم نیست این، عدد جابجا فرق می­کند و در بسیار جاها هم مفهوم دارد، حالا ما بر فرض بخواهیم بگوییم عدد مفهوم ندارد اما در جای که کسی سؤالی از مقدار می­پرسد که مثلاً چندتا شما برادر دارید، مثلاً مسؤال آمار آمده درب منزل شما می­گوید شما چندتا فرزند دارید بعد بگویید که من دوتا فرزند دارم بعد بگوید خب چرا چهار جفت کفش بچه گانه است بگویی من به مقداری از عدد اشاره کرده­ام، من وقتی از شما می­پرسم در مقام بیان طلب همه عدد هستم و شما هم اگر جواب می­دهید اگر عاقل باشید و منطقی باشید به تناسب سؤال من جواب می­دهید بنده چون تمام مقدار را می­خواهم بدانم شما هم آن مقداری که می­فرمایید تمام المقدار است نه بعضی از مقدار لذا وقتی از اهلبیت«ع» پرسیدند که این امت چندتا امام دارد؟ این بگوییم امام به بعضی از عدد اشاره کرده است اصلاً منطقی و معقول نیست حالا بنده چندتا حدیث را در اینجا می­آورم که از معصومین پرسیده­اند که ما چندتا امام داریم در این امت و آنها گفته­اند 12تا. آیا شما از این حصر نمی­فهمید؟ اگر نمی­فهمید به عقل خودتان یک مقداری نهیب بزنید که چرا این مسائل واضح و بدیهی را متوجه نمیشود.

مجری:

اصلاً اشکال از فهم طرف مقابل هم نیست اشکال متوجه معصوم می­شود که یعنی ناقص گفته آن بیان

استاد مجتهدی سیستانی:

حالا آنها که توجیه دارند برای این حرف­ها توجیه می­کنند مثلاً معصوم چون این مثلاً سیر بوده اسرار بوده نمی­خواستند مثلاً بگویند، ما آنجا جواب شان را دادیم که شما از یک طرف می­گویید که احادیث مهدیین متواتر است از یک طرف می­گویید سیر بوده نمی­خواستند، این چه سیری بوده که متواتر بیان شده؟ مگر می­شود همچین چیزی؟ یک بام و دو هوا که نمی­شود یا سیر است یعنی مخفی نگهداشته شده پس قطعاً متواتر نیست باید واحدِ واحد باشد.

مجری:

یا متواتر است که پس باید تمام جمیعش گفته بشود.

استاد مجتهدی سیستانی:

اگر متوتر است که دیگر این چطوری می­خواستند مخفی کاری کنند اگر متواتر است لذا این می­شود یک بام و دو هوا.

جوان یهودی رو به امیرالمؤمنین«ع» گفت که من را از سه تا مسئله آگاه کن اگر این سه تا را جواب بدهی

دیگر من معرفتم کامل می­شود؛ از اوصیاء پیامبر چند امام عادل بعد از او است؟

حالا به هر معنای شما می­خواهید امام را بگیرید، آنها می­گویند امامت عالم داریم امامت خاص داریم، هر چه دارید حالا به هر معنای می­خواهید بگیرید، او از امام­های بعد از  پیامبر می­پرسد امیرالمؤمنین فرمودند این هارونی، چون از نسل حضرت هارون بود آن آقای یهودی، به راستی که برای پیامبر 12 وصی است که همان­ها امام عادل هم هستند.با این بیان هم عدد اوصیاء و هم عدد ائمه در 12 نفر دارد حصر می­شود.

در روایت دیگری داریم که:

کسی پرسید ای رسول خدا بعد از شما چند امام هست؟

حالا امام را باز دوباره تأکید می­کنیم جریان احمد بصری به هر معنای که می­خواهند بگیرند امام عام امام لغوی امام خاص امام هر چه به هر معنای که می­خواهید بگیرید اینکه چندتا امام هست آن بنده خدا که در ذهنش امام عام و امام خاص نیست یعنی کسی دارای مقام امامت می­شود حالا به هر معنای که شما می­خواهید آن را فرض بکنید.

ای رسول خدا بعد از شما چند امام است؟ فرمودند: 12 تن به تعداد نقبای بنی اسرائیل.

روایت دیگر داریم که باز از امام حسن«ع» پرسیدند:

ای فرزند رسول خدا آیا پیامبر شما عهدی با شما کرد که چند امام پس از او هست؟ فرمودند بله 12 تن به تعداد نقبای بنی اسرائیل.

باز در روایت دیگر:

چند امام پس از شما هست؟ فرمودند به عدد حواریون عیسی اسباط موسی و نقبای بنی اسرائیل.

پس اهلبیت«ع» مخصوصاً این احادیثی که خواندم سه­تای آن از پیغمبر بود مخصوصاً پیامبر«ص» در این جواب این سؤال تکراری که چند امام چند وصی بعد از شما خواهد بود در این جواب فرمودند 12تا و البته بعضی وقت­ها تأکید هم کرده­اند به عدد نقبای بنی اسرائیل و چون این جواب را در مقابل سؤالی بیان کرده­اند که سؤال گوینده همه عدد را می­خواهد قطعاً پیامبر هم یا آن معصومی که فرموده­اند همه عدد را

بیان کرده­اند و اینکه بگویید به بعصی از عدد اشاره کرده­اند و به بعضی آن اشاره نکرده­اند واقعاً این منطقی و معقول نیست.

مجری:

آن اشکالی که یعنی آن بیانی که آنها دارند که ما 12 امام داریم و 12 مهدی، البته آن جلسه قبل که خدمت شما بودم اشاره کردید که این مهدی و امام جفت شان یک معنا می­دهد و اصلاً باید یک معنا بدهد، باز برای آن چه جوابی می­شود داد استاد؟ یعنی می­گویند این حصری که روایتی که شما گفتید ما قبول داریم 12 امام داریم ولی ما 12 مهدی هم داریم.

استاد مجتهدی سیستانی:

بله، ما ثابت کردیم ما 12 مهدی نداریم عرض کردیم ما فقط شیش­تا حدیث ...

مجری:

متنی را که می­گویم با توجه به آن متنی که در خود حدیث وصیت هست را می­گویم.

استاد مجتهدی سیستانی:

خب بله دیگر ببینید حدیث باید صدورش از معصوم باید ثابت بشود اگر شما توانستید ثابت بکنید چنین بیانی داشته است که بعد از دوازده امام دوازده­تا مهدی می­آید، اگر توانستید ثابت بکنید بعد برویم بحث بکنیم که این دوازده­تا مهدی وقتی امام نیستند پس چه هستند، ولی ما ثابت کردیم که این شش­تا حدیث هیچ اعتباری ندارند والبته در جلسات بعدی بصورت مفصل تک تک این احادیث را مورد بررسی سندی قرار می­دهیم، تا روشن شود که این احادیث هیچ جایگاهی در شیعه نداشته و احدی از علمای شیعه اعتقاد به این مسئله نداشته، از شیخ صدوق شما بگیرید که کتاب اعتقادات الإمامیه را نوشته شیخ صدوق کسی هست که بیش از بیست سال غیبت صغری را ایشان درک کرده،  غیبت صغرایی که نواب اربعه در آن حضور داشتند و متصل به عصر معصوم بوده و هنوز مثل ما که 1400سال بعد آمدیم اینقدر شک و شبهه در مورد اعتقادات شیعه نبوده ایشان کتاب «اعتقادات الإمامیه» را وقتی می­نویسند در مورد ائمه به دوازده امام اشاره می­کنند و می­گویند آخرین­شان امام زمان هست، و ایشان قائم آل محمد است و ما عقیده داریم هیچ کسی غیر از ایشان قائم نیست ولو تا روز قیامت ایشان نیاید و بخواهد یک روز مانده به روز قیامت کسی بیاید همین ایشان می­آید، اعتقادات امامیه این است، شیخ طوسی در «العقاید الجعفریه و الإقتصاد فی ما یتعلق بالإعتقاد» آنجا وقتی می­خواهند عقاید شیعه دوازده امامی را بیان بکنند کوچک­ترین اشاره­ای به مهدیین که بعد از دوازده امام دوازده مهدی می­آید ندارد، سید مرتضی همینطور، شیخ مفید همینطور، اینها هیچ کدام مسئله مهدیین را قبول نداشتند چون عرض کردیم  احادیثی که در این زمینه وجود دارد بیش از شش­تا نیست و آنها هم عرض کردیم نمی­بینیم که توسط شیعه­ها نقل شده، دوتا یش از واقفیه است، یکی  از آن از شش امامیه است، یکی از غلات است، یکیش از اهل سنت است، یکیش هم که اصلاً سند ندارد نمی­دانیم از کجا آمده، لذا اینکه شما بپرسید پس آن دوازده مهدی چه هستند، ثابت شد که اصلاً دوازده مهدی وجود ندارد، این یک مسئله انحرافی بوده که شیعه هیچ اعتقادی نداشته، اهلبیت همیچین چیزی نفرمودند اینها احادیثی است جعلی که اصلاً قابلیت اثبات اینکه از امام صادر شده باشد را ندارد، عنوان هفتم که در مورد اصالیب حصر عدد در دوازده ما داریم ضمیر تأکید هست.

مجری:

این عنوان جدید هست حاج آقا؟

استادمجتهدی سیستانی:

بله، عنوان هفتم هست، ضمیر تأکید هم کسانی که از ادبیات عرب آگاهی داشته باشند می­دانند دال بر حصر هست، حدیث را می­خوانم.

خداوند پیامبر و علی و یازده تن از فرزندان او را از نور عظمتش آفرید، و همان­ها ائمه از فرزندان رسول خدا هستند، این کلمه همان­ها ضمیر تأکید هست برای حصر، همین­ها هستند امامان مان ، همین یازده­تایی که گفتیم به اضافه امیرالمؤمنین، یعنی کس دیگری نیست، یا در روایتی داریم که پیامبر می­فرمایند که من به آسمان برای معراج برده شدم، به ساق عرش نظر انداختم، دیدم به خط نور نوشته لا إله الی الله ، بعد اسم پیامبر، و نام علی آمده بود و پس از نام علی با نور نوشته است حسن و حسین و علی و علی و علی و محمد و محمد و محمد و جعفر و موسی و حسن و حجت ، گفتم خدایا اینان که تکریم­شان نمودی و نام شان را مقارن نام خود آوردی کی هستند؟ اینها چه کسانی هستند اسمشان را اینجا دوازده­تا گذاشته­اید شما؟ ندا داده شدم ای پیامبر همان­ها اوصیای بعد از تو و امامان هستند، همین­ها هستند، کس دیگری نیست، خوشا بحال دوستان­شان و بدا به حال دشمنانشان، حدیث دیگری هست از جابر بن عبدالله انصاری که می­گوید به پیامبر گفتم ائمه از فرزندان ابی طالب چه کسانی هستند، پیامبر یک بیانی داشتند که بعد از من ائمه­ای هستند اولین­شان علی است و بعد از علی هم فرزندانشان، بعد گفت فرزندان چه کسانی هستند، شما می­گویید فرزندان خب مصداق معرفی کنید، فرمودند حسن و حسین وعلی بن الحسین سپس باقر، محمد بن علی، بعد صادق، جعفر بن محمد آنگاه کاظم تا همانطور شمردند پیامبر اسامی اهلبیت ائمه «علیهم السلام» را بعد فرمودند که حسن بن علی سپس فرزندش قائم به حق مهدی امتم که زمین را پر از قسط وعدل می­کند همانطوری که پر از ظلم و جور شده باشد، ای جابر همان­ها خلفای من و اوصیای من و اولاد من و عترت من هستند.

مجری:

خیلی ممنون، حاج آقا من راجع به همین نکته ضمیر تأکید یک سؤالی دارم حالا، این ضمیر تأکیدی که گفتید دال بر حصر هست این مورد اتفاق علمای علم لغت و ادبیات عرب هست؟ چونکه آن دوستان که مثلاً علم رجال را قبول نداشته باشند راجع به حدیث خب طبیعتاً می­گویند نه ما این را قبول نداریم اینجا دال بر حصر نیست.

استاد مجتهدی سیستانی:

آنها کلاً ادبیات را اصلاً قبول ندارند

مجری:

مشکل زیاد شد پس

استاد مجتهدی سیستانی:

بله آنها می­گویند که ادبیات عرب یک علم بشری است و حجت خدا تابع علم الهی است و لزومی ندارد که تابع علم بشری باشد لذا وقتی مثلاً در کتاب «عقائد الاسلام» احمد بصری یک بحثی دارد کلمه رَبَّهُ را نوشته رِبِّهِ ما اشکال می­کنیم که رِبّ چه است خب ما در کلمات عرب اصلاً رِبّ نداریم کسی که فرق بین رِبّ و رَبّ را نمی­فهمد چطور ادعای امامت می­کند؟ آنها دوتا جواب می­دهند، حالا در قرآن هم ایشان اشتباه دارد مثلاً قَالُو را زده قَالُوَ یک فتحه اضافه کرده در خود کتاب، ما می­گوییم که حالا این آیه را شما که کپی کردی از نرم افزارها آنجا که فتحه ندارد خودت فتحه را اضافه کردی مثلاً چه بیماری داشتی که این فتحه را شما بیایی در لغت قرآن اضافه کنی؟ آنها جواب می­دهند که اولاً رعایت ادبیات واجب نیست برای ما حالا گفته قَالُوَ ما که می­دانیم از آن قَالُو است مهم این است که منظور را برساند به هر طور گفتنی هر طور شکسته ریخته­ای حرف بزند منظور که منتقل شود کفایت می­کند. دوماً اینجا بحث علم قائم به قرائت اصیل هست چون شما می­دانید بالاخره قرائت­های مختلفی ما قاری­های مختلفی داشتیم قرّاء سبعه چهارده گانه داشتیم، بیست و هشت گانه داشتیم حتی بالاتر از آن که بعضی البته نه که تمام قرآن بعضی از کلمات بعضی از آیات را طور دیگری خوانده­اند، آنها ادعا می­کنند بالاخره قرائت اصلی و اصیل نزد قائم هست و در روایاتی هم آمده که وقتی قائم بیاید قرائت دیگری مثلاً ارائه می­دهد این آن قرائت است مثلاً قَالُوَ بخوانید که خودشان البته قَالُوَ نمی­خوانند همه جای قرآن را مثلاً اینجا را، لذا آنها چون کلاً ادبیات عرب را قبول ندارند ما که به آنها حرفی نمی­زنیم ما برای خود مان داریم صحبت می­کنیم که شیعه­ها شما که بالاخره علم مورد قبول شما است منطق دارید عقل دارید می­دانید که کسی نمی­تواند بیاید ادبیات یک زبان را انکار بکند و بگوید کلاً ببوس بگذار کنار چون اگر شما ادبیات را بگذارید کنار دیگر از قرآن نمی­توانید چیزی را استخراج کنید از روایات اصلاً نمی­توانید چیزی را استخراج کنید که من یک نمونه­اش اگر یادتان باشد در آیه تطهیر خدمت­تان عرض کردم که اگر آنجا بحث تغلیب را شما نپذیرید این آیه عصمت چی کسی را دارد می­گوید وقتی همه ضمایر مذکر هست؟ با استفاده از ادبیات عرب و قاعده تغلیب ما داریم می­گوییم که این آیه منطبق هست بر چهاتا مرد و یک زن و إلا اگر شما ظاهر لفظ را نگاه بکنی این فقط مذکر است باید یک قولی پیدا بکنید که فقط مردها را شامل شود و چون هیچ قولی نداریم که فقط مردها معصوم باشند پس این آیه مثلاً فوقش مبهم است یا مجمل است یا یک طور دیگر خلاصه هیچی دیگر دلالت بر هیچ چیزی نداشته باشد و یا اصلاً مورد پذیریش نیست و عرض کردیم که این کلاً به هم می­ریزد همه چیز را و جالب هم این هست حالا این آقایان که اینطور می­کنند احمد بصری در کتاب «عقائد الاسلام» وقتی می­خواهد بنویسد ده­ها صفحه إعراب کلمات را گذاشته یعنی آنجا که اَنَّ باید اسم را نصب بدهد نصب داده، آنجا که فعل آمده فاعل باید رفع بگیرد رفع را سکت کرده فاعل را رفع داده مفعول را نصب داده مجهول و مضافٌ إلیه را جر داده، خب آقای احمد بصری مگر شما نمی­گویی اینها علوم بشری است شما برای چه داری إعراب می­گذاری؟ اگر می­گویی إعراب می­گذارم که کسی غلط نخواند خب بخواند چه اهمیت دارد شما فقط می­خواهی مراد خودت را منتقل بکنی و اصلاً چرا مثلاً 50 صفحه إعراب گذاشتی در 300 صفحه بقیه­اش هیچ کدام إعراب ندارد؟ حتماً شما قبول داری این إعراب­ها که داری در کتاب به عقائد الاسلام که تحدی کردند که کسی نمی­تواند یک کلمه آن را رد بکند إعراب گذاشتی.

می­خواهم بگویم این خود این جریان در سخن و در عمل دوگانه رفتار می­کنند در سخن ادبیات را مطلقا رد می­کنند و می­گویند ما اصلاً ادبیات عرب را قبول نداریم اَنَّ فتحه بده اَنَّ ضمه بده اَنَّ جر بدهد هر کار می­خواهد بکند اصلاً برای ما مهم نیست اینها غلط و غلوط هر چه گفت مراد مهم است. اینها هم خیلی راحت می­آیند منکر می­شوند که چه کسی گفته مثلاً ضمیر ما که حدیث نداریم ما تابع ثقلین هستیم کجای قرآن گفته مثلاً ضمیر تأکید دالِ بر حصر است؟ کجای قرآن گفته کجای روایات گفته کجای ثقلین گفته که؟

مجری:

اینجا رد می­کنند باز جای دیگر که به نفع خود شان باشد از ادبیات عرب استفاده می­کنند.

استاد مجتهدی سیستانی:

بله از ادبیات عرب استفاده نه تنها می­کنند بلکه عرض بکنم احمد بصری کتاب اصلی شان است عقائد الاسلام آنجا خب إعراب گذاشته تا صفحه 50 و خُرده­ای، اگر این إعراب­ها باطل است شما برای چه إعراب می­گذاری؟ بگذار من فاعل را مجرور بکنم چه فرقی می­کند؟ برای چه فاعل را شما خود ضمه چاپ کردی؟ با ضمه چاپ می­کنی مفعول را با نصب مثلاً چاپ کردی مجرور را مثلاً خبر لَیسَ که منصوب باشد یا اسمش مرفوع باشد تمام اینها را اینجا شما مثلاً اعراب گذاشتی، خب برای چه گذاشتی اگر باطل است، لذا عرض می­کنم عمل­شان یک جور هست سخن­شان یک جور هست و اینها خیلی راحت می­توانند، این را انکار بکنند؛ البته همه چیز را انکار می­کنند ولی خب کسی که منطق داشته باشد می­داند که این ­ها، حرف­های یک من یک غاز هست کسی نمی­تواند ادبیات یک زبان را انکار بکند، و حجت خدا هم چون برای ما آمده است علل قائده طبق ادبیات ما سخن می­گوید اگر بخواهد طبق ادبیات خاص خودش سخن بگوید باید بگوید به ما تذکر بدهد که من به عنوان اینکه حجت خدا هستم با یک ادبیات خاصی آمده­ام که اینطوری است مثلاً من فاعل را جَر می­دهم یا اصلاً فاعل را کلاً هر چه دلم خواست می­دهم مفعول را اینطور می­کنم مثلاً اصالیبی که دالِ بر حصر است مثلاً قبول دارد قبول ندارم، یک چیزی به ما بگوید که ما بر اساس خط کشی که بر ما می­دهد بر اساس ترازوی که او به ما معرفی می­کند بتوانیم کلماتش بسنجیم وقتی امام«ع» معصوم «ع» هیچ بیانی در مورد اینکه من یک زبان جدیدی می­خواهم بیارم یک اصلوب جدیدی می­خواهم بیارم ندارد و یا مردم به زبان خود شان سخن گفته است قطعاً ادبیاتی هم که رعایت کرده ادبیات مردم است.

مجری:

همان لسان قوم بوده

استاد مجتهدی سیستانی:

همان لسان قوم بوده بله.

حالا سؤال شما این هست آیا این قاعده اجماعی است؟ ما نیازی به اجماع نداریم در قاعده، اگر قالب لغوی­ها، قالب نحوی­ها، قالب صرفی­ها یک قانون ادبی را قبول داشته باشند حالا یک نفر آمده مخالفت کرده.

مجری:

نه من هم منظورم یک نفر نیست

استاد مجتهدی سیستانی:

از ده هزار نفر مثلاً ده نفر آمده اند یک حرف دیگر زده اند، زده باشند ما که نمی گوییم که منطق نمی تواند

قبول بکند که یک حرفی را که همه قبول دارند حالا چهارتا نظریه شاز هم در موردش باشد ما بیاییم آنها را مثلاً علَم بکنیم که این جریان این کارها را می­کنند، آنها را علَم بکنیم و بعد این نظریه­ای که غالب نحوی­ها قبول داشته­اند و به آن اعتراف داشته­اند بیاییم رد بکنیم مثلاً در مورد اینکه إنما دالِ بر حصر است خب بعضی از علمای اهل سنت همین متأسفانه کار را انجام می­دهند، این یک نظر مشهوری است در ادبیات عرب که إنما دالِ بر حصر است، آیۀ ولایتی که در مورد ولایت امیرالمؤمنین«ع» آمده إنما در آن است

«إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسولُهُ وَالَّذينَ»

ما می­گوییم اگر که اینجا مراد از ولی دوست باشد خب مؤمنین که فقط امیرالمؤمنین نبوده است همه مؤمنین با هم دوست هستند

«إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ»

نه تنها دوست هستند برادر هم هستند، این دارد یک معنای را می­گوید که منحصر در امیرالمؤمنین باشد لذا نمی­تواند معنایش برادری یا دوستی یا هر چیز دیگری باشد، آنها چون نمی­توانند جواب بدهند می­آیند می­گویند چه کسی گفته إنما دالِ بر حصر است؟ خب بروید ببینید چه کسی گفته مشهور علماء می­گویند، حالا اگر یک کسی پیدا شد یک آدم شازی یک نظریه عجیب غریبی داد که نوعاً قبول نداشته باشد اینکه برای ما حجت نمی­شود مثلاً فلان هم مثلاً گفته که بله إنما دالِ بر حصر نیست خب گفته که گفته شما به فلانی چه کار داری شما غالب و مشهور را باید نگاه بکنی، این را که عرض می­­کنم بر نظریه مشهور است حالا بنده نمی­دانم شاید اتفاق نظر هم باشد ولی قطعاً نظریه مشهور است که ضمیر تأکید دالِ بر حصر است. أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ مثلاً اینجا گفته­اند ضمیر فصل اینجا برای تأکید هم آمده و برای حصر هم است اینها هستند که رستگاران­اند و این زیاد هست در قرآن هست در روایات هم هست.

شماره هشتم و تعبیر هشتمی که خدمت بینندگان عزیز عرض می­کنیم تطبیق عدد ائمه اوصیاء خلفاء بر گروهی است که قطعاً می­دانیم 12تا بیشتر نبوده­اند. یعنی آمده­اند گفته­اند که تعداد ائمه این امت یا خلفای این امت یا اوصیای این امت به عدد فلان گروه است که می­دانیم یقیناً آن گروه 12تا بیشتر نبوده­اند این هم یکی از اصالیب بیان حصر عدد می­باشد.حالا اینها خودش بازتعابیر مختلفی دارد ما اینجا هفت تای

آن را می­خواهیم مطرح بکنیم.

اولین تطبیقی که کرده­اند تطبیق بر تعداد نقبای بنی اسرائیل است، در احادیثی بسیار زیاد در شیعه و سنی و شیعه که عرض می­کنم یعنی مذاهب مختلف پنج امامی شیش امامی هفت امامی همه شان این حدیث را نقل کرده­اند با بیان­های مختلف طروق مختلف صد در صد این حدیثی که الآن می­خواهم عرض بکنم خلاصه­ای این حالا تواتر معنوی دارد، صد در صد یعنی به هیچ وجه من الوجوهی قابل إنکار نیست که پیامبر عدد ائمه یا اوصیاء یا خلفاء را منطبق بر عدد نقبای بنی اسرائیل کرده­اند.

اولاً که در قرآن آمده است که خداوند از بنی اسرائیل پیمان گرفت و از میان آنان 12 نقیب از شما بر انگیختیم.

این آیه قرآن هست ما در بنی اسرائیل 12تا نقیب یعنی خود قرآن عدد را 12 بیان کرده­ و مورد اتفاق شیعه و سنی و تمام مذاهب اسلامی است نقبای بنی اسرائیل 12تا بیشتر نبوده­اند یعنی منحصر در 12 بوده­اند. حالا که این روشن شد بیایید این آیات را مورد بررسی قرار بدهید:

پیامبر فرمودند امامان پس از من به تعداد نقبای بنی اسرائیل هستند، شما از این بیان چه می­فهمید؟ حالا پیغمبر برای اینکه بار تأکید بکند ادامه می­دهند که 12 تن بوده­اند. اگر نمی­گفتند که 12 تن بودند...

مجری:

یعنی هم این تعداد قطعی را می­گویند هم دوباره به عدد تأکید می­کنند.

استاد مجتهدی سیستانی:

بله هم تطبیق بر یک گروهی می­دهندکه ما می­دانیم 12­تا بودند، هم باز بیان می­کنند 12­تا، باز بیشتر از این تأکید می­کنند؛ سپس دست­شان را بر پشت حسین گذاشتند و فرمودند 9تن از نسل او هستند، یعنی تا سومی معین است ، علی، حسن و حسین و باز 9تا از نسل او که باز بشود دوباره12تا؛ و باز تأکید می­کنند و نهمین فرزند مهدی ایشان است که زمین را از عدل و داد پر می­کند همچنان که از ظلم و جور پر شده باشد؛ دیگر پیامبر چطوری باید بیان بکند که 12تا بیشتر نیستند و آن کسی که زمین را پر از عدل و داد می­کند دوازدهمنی است که نهمین فرزند حسین است که همان مهدی است؛ یا در روایت دیگری داریم که مرا از اوصیای پس از خودت آگاه کن تا به ایشان تمسک کنم، اوصیای پس از شما چه کسانی هستند که من معتقد به اینها باشم، پیغمبر فرمودند ای جندب ؛ جالب هم هست که این حدیثی که من الآن دارم خدمت بینندگان عرض می­کنم، همین حدیث را احمد بصری در«عقاید الإسلام» آورده، آن تیکه­ای که به نفع خودش هست ذکر کرده، این تیکه­ای که به ضرر خودش هست را سه تا نقطه گذاشته، چون بحث خواب بوده که جندب مثلاً آخرش می­گوید من خواب دیدم که موسی گفته به پیغمبر اسلام ایمان بیاور، آن هم می­­خواهد بگوید خواب حجت است آن تیکه­اش را آورده، سر همین حدیث که پیغمبر آمدند گفتند که12تا بیشتر نیستند و اینها، را نمی­آورد سه­تا نقطه می­گذارد فرمودند ای جندب اوصیای پس از من به تعداد نقبای بنی اسرائیل هستند، شما می­خواهید بدانید اوصیای من چندتا هستند، به تعداد نقبای بنی اسرائیل هستند، گفت یا رسول الله نقیبان 12تن بودند و ما در تورات اینطوری پیدا کردیم،  حضرت فرمودند بله امامان پس از من 12تا هستند، یعنی هم تطبیق بر نقبا دادند، که نقبا یقیناً 12 تا بوده جندب هم دارد می­گوید12تا بودند، پیغمبر هم تأیید می­کند که بله 12تا بودند و باز تصریح می­کنند که امامان پس از من12تا هستند؛ و از این حدیث شریف این هم بدست می­آید که اوصیا همان ائمه هستند ،چون می­گوید من را از عدد اوصیای خودت آگاه بکن، حضرت می­گویند اوصیای من به عدد نقبا هستند، و بعد می­گویند بله امامان 12تا هستند، یعنی همان وصی­های من همان ائمه بعد از من هستند، یکی پس از دیگری، و باز پیغمبر اکتفا نمی­کنند به اینکه بگویند 12تا هستند، و به اینکه بگویند به عدد نقبای بنی اسرائیل هستند، بلکه 12تا را هم یکی یکی می­شمارند، علی بن ابی طالب بعد ازمن هست، سپس فرزندش حسن، سپس حسین، بعد یکی یکی می­شمارند تا می­رسد به امام حسن و بعد می­فرمایند، سپس امام مردم از ایشان غائب می­شود جندب پرسید ای رسول خدا حسن است که غائب می­شود؟ فرمودند خیر فرزندش حجت او است که غائب می­شود؛ در روایت دیگری داریم خلفای بعد از من 12نفر به تعداد نقبای بنی اسرائیل هستند، خب جریان یمانی، جریان بصری،شما که قائل هستید مهدی خلیفه رسول خدا است، احمد بصری بعنوان مهدی اول خلیفه رسول خدا است، خب با این حدیث می­خواهید چه کار بکنید؟ خلفای بعد از من به تعداد نقبای بنی اسرائیل هستند، شما قائل به دوبرابر این عدد شده­اید، چطور با این احادیث عقیده شما جور در می­آید، یا می­گوید از امامان پریسدم، فرمودند به تعداد نقبای بنی اسرائیل؛ یا در روایت دیگر مرا از تعداد امامان پس از رسول خدا آگاه کنید، فرمودند 12تن به تعداد نقبای بنی اسرائیل، عرض کردم در این زمینه روایت خیلی زیاد است، هم در شیعه هم در اهل سنت، در فرقه­های مختلف­شان این حدیث که عدد نقبای بنی اسرائیل را پیغمبر ملاک قرار داده باشند بسیار بسیار احادیث زیاد هست من به مشتی نمونه خروار فقط اشاره کردم، این اولین طبیق.

تطبیق دوم در مورد عدد اسباط یعقوب هست؛ اسباط یعقوب گفتند که از فرزندان یعقوب، یا از نوادگان یعقوب بودند که اینها هم 12تا بودند، در روایت دارد که اسباط از فرزندان یعقوب هستند تعدادشان 12تا است و امامان پس از من که اهلبیت من هستند نیز 12تن هستند، تصریح کرده است حدیث، که اولاً اسباط یعقوب 12تا بودند و بعد تطبیق داده است بر آنها عدد اوصیا و ائمه این امت را، ولی باز پیغمبر طبق معمول اکتفا به این نمی­کند، علی اولین­شان است، اولین شان را معرفی می­کند، و وسط­شان محمد است و آخرشان هم، باز دوباره میم،ح،میم، دال هست که همان مهدی امت است که عیسی پسر مریم پشت سر او نماز می­خواند؛ خب دیگر از این واضح­تر پیغمبر چه بفرماید، به عدد اسباط یعقوب هستند، 12تا هستند،  اولین­شان علی است، آخرین­شان مهدی است که عیسی پشت سر او نماز می­خواند.

تطبیق سومی که داریم در مورد، حالا من یک مورد را گفتم از احادث هم باز داریم در  مورد اسباط یعقوب؛ تطبیق سوم در مورد عدد حواریین هست، حواریین هم12تا بودند، در روایات ذکر شده و این هم مورد اتفاق نظر شیعه و سنی هست که حواریین12نفر بودند، کسی در این زمینه مشکلی ندارد، عدد ائمه اوصیا و خلفا بر حواریین تطبیق داده شده است؛ پیامبر در یک روایتی فرمودند امامان بعد از من به تعداد نقبای بنی اسرائیل و حوارییون عیسی هستند، یعنی بر دوتا عدد تطبیق دادند، یا در روایت دیگر داریم که پیامبر فرمودند من خورشید هستم وعلی ماه است و حسن و حسین دو ستاره هستند و ستارگان درخشان همان امامان 9گانه از سلب حسین هستند که نهمین این امام­ها مهدی ایشان هست آنان همان اوصیا و خلفای پس از من می­باشند، به تعداد اسباط یعقوب و حوارییون عیسی، گفتم ای رسول خدا، نام اینها را هم برای من ذکر کنید، فرمودند اولین­شان علی بن ابی طالب، و بعد یکی یکی باز امام­ها را ذکر کردند تا به امام حسن عسکری «علیه السلام » رسیدند و فرمودند و حجت قائم که در غیبتش مورد انتظار خواهد بود، آنان عترت من از خون و گوشت من هستند تا انتهای حدیث.

مورد چهارم و تطبیق چهارم در روایات منطبق بر تعداد چشمه­هایی شده که موسی آن چشمه­ها را سنگی بود عسی را به سنگ زد و طبق تصریح قرآن 12 چشمه از این سنگ جوشید، سنگ بزرگی بود؛ 12چشمه از این سنگ جوشید، خب قرآن می­گوید 12 چشمه جوشید، از پیغمبر هم می­پرسند که ای رسول خدا، تعداد امامان چقدر است، فرمودند تعداد آنها همان تعداد چشمه­هایی است که برای موسی بن عمران جوشید، خب دیگر از این واضح­تر چطور پیغمبر بفرمایند تعداد امامان چندتا هست، مورد بعدی و تطبیق پنجم.

مجری:

حاج آقا شما دارید می­فرمایید، دلیل این تعدد مثال در روایات چه بوده، می­توانستند راحت بگویند12 تا

استاد مجتهدی سیستانی:

خب قطعاً اهلبیت «علیهم السلام»  از غیب خبر داشتند و می­دانستند که عده­ای خواهند آمد و این عدد را می­خواهند انکار بکنند تا امامت افراد دیگری را هم برای خودشان اثبات بکنند وافرادی را گمراه بکنند، لذا ائمه «علیهم السلام» با بیان­های مختلف بارها و بارها و از راه­های مختلف برای راوی­های مختلف این مسئله را بیان می­کردند چون این مسئله از اصول دین است و ما در چند جلسه قبل هم این را تذکر دادیم که  اگر قرار بود مسئله مهدیین واقعاً وجود خارجی داشته باشد اهلبیت نمی­آمدند به شیش­تا حدیث با این وضع ،همه راوی­ها مجهول و شکسته و ریخته و پاره و سند خراب، متن خراب،محتوا خراب بخواهند اینطور بیان بکنند، و این بیان حرعاملی بود که ایشان در «فوائد طوسیه» و همچنین در کتاب دیگر شان «الإیقاد» اگر اشتباه نکنم این مسئله را مطرح می­کنند که اگر قرار بود مهدیین بعد از 12امام باشند باید روایات متواتر اهلبیت به ما می­فرمودند با بیان­های روشن که این جزو اعتقادات شیعه قرار بگیرد نه با این بیانات اینطوری و تعداد بسیار اندک که به تعبیر ایشان شاز هست واصلاً قابل پذیرش نیست؛ و ایشان حتی می­گوید به اندازه احتمال اینکه شاید مثلاً مهدیینی بعد از 12 امام باشند هم این احادیث نمی­تواند حتی احتمالش را مثلاً برای ما مطرح بکند از بس که این احادیث سند­هایش خراب، و متن­هایش هم متناقض و به همپاشیده و خراب هست، لذا اهلبیت با بیان­های مختلف بارها و بارها این را روشن می­کردند تا واقعاً حجت را در مورد هرگونه شبهه­ای هرگونه ادعایی حجت را تمام کنند و راه اینگونه ادعاها را  بر شیعه­ها ببندند.

تطبیق پنجمی که داریم، تطبیق بر تعداد ماه­ها هست، خب شما همانطور که می­دانید ماه­های سال هم در قرآن تصریح شده است که 12تا است که:

« إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللهِ اثْنا عَشَرَ شَهْراً فِی کتابِ اللهِ»

روشن است که 12تا ماه ما داریم، و روایات متعدد داریم در مورد اینکه عدد امامان یا اوصیا یا خلفا تعداد ماه­ها هست، مثلاً می­گوید از پیغمبر پرسیدم که عدد امامان چقدر است، فرمودند تعداد آنان تعداد ماه­ها هست دیگر از این واضح­تر چطور بگویند که 12تا هست، یا فرمودند از فرزندان علی امامان هدایتگری بعد از من هستند آنان اولیای حقیقی خداوند می­باشند و خلفای راستین من و تعدادشان همان تعداد ماه­ها هست که 12 ماه هست، یعنی هم می­گویند تعداد ماه­ها هست هم برای اینکه باز کسی نگوید من نمی­دانم چند ماه هست، تعداد ماه­ها را نمی­دانم، باز برای اینکه آن بهانه هم برای کسی نباشد می­گویند که 12ماه هست که دیگر، مطلب روشن است ولی باز این را بیان می­کنند.

مجری:

این کثرت گفتن هم در اشکال گوناگون که حالا باز پنج موردش را  گفته چند مورد دیگرش مانده، این کثرت گفتار هم نشان­دهنده اهمیت این عدد است.

استاد مجتهدی سیستانی:

بله می­دانستند که قطعاً قرار است مورد سوء استفاده­هایی قرار بگیرد برای همین خیلی سفت و محکم باب شبهه را در مورد حصر عدد بسته­اند که  هیچ کس نتواند با چهارتا حدیثی که معلوم نیست واقعاً اصلاً اینها از معصوم صادر شده است یا نه با آن سند­های خراب با آن متن­های خراب بخواهد حصر را بشکند و بگوید نه 12تا نبودند13تا بودند یا 13تا نبودند 24تا بودند.

مجری:

البته در قرون  گذشته و صدر اسلام فکر کنم این عدد را رو به کاهش می­بردند دیگر پنج امامیه و شش امامیه و هفت  امامیه، یعنی یک زمانی برای مقابله با آن بود و رسیدند به تعداد ائمه که 12تا عدد بودند، الآن هم بخاطر اینکه بعضی از این آقایان دیگر زیادش می­کنند دیگر.

استاد مجتهدی سیستانی:

بله کسی دیگر نتواند بعد از امام زمان امامی بتراشد و بخواهد مردم را گمراه کند؛ در حدیث دیگری دارد که جابر به رسول خدا گفت تعداد امامان چقدر هستند، جابر هم خیلی عجیب است، بارها و بارها این سؤال را از پیغمبر پرسیده یعنی ما احادیث متعددی از جابر بن عبد الله انصاری داریم که هر جایی پیغمبر صحبتی از امامان بعد از خودشان می­کردند ،یکی از کسانی که پرسیده اینها چقدر هستند نام­هایشان چیست، اول­شان کسیت؟ آخرشان کسیت؟ جابر هست، خیلی عجیب است ،حتی در ماجرای غدیر هم باز یکی از افرادی که بلند شد گفت خب این 12تا را ذکر کنید اسم­هایشان را قشنگ بگویید و اول و آخر کسیت،همین جابر بن عبد الله است.

مجری:

توفیق هم داشته پنج اما را درک کرده دیگر.

استاد مجتهدی سیستانی:

بله سلام پیغمبر ار هم به امام پنجم رسانده ؛ می­گوید به پیامبر گفتم که تعداد امامان چقدر است ، فرمودند ای جابر خداوند تو را رحمت کند از همه اسلام پرسیدی، همه اسلام تعداد امام­ها است، صرف اینکه ما قائل به امامت باشیم این همه اسلام نیست، چون ممکن است شما پنج امامی بشوید ،هفت امامی بشوید و از دین خارج بشوید و عاقبت­تان بخیر نشود، از همه اسلام پرسیدی، همه اسلام این تعداد امام­ها خیلی مهم است، تعداد را بپرسید بعد سراغ اشخاص­شان بروید، تعداد را که نشناسید دیگر معلوم نیست به چندتا امام برسی، تعداد آنان تعداد ماه­ها هست که نزد خدا 12 عدد است، باز این را هم برای اینکه کسی شبهه نکند که من چه می­دانم تعداد ماه­ها چقدر است  ،چون آقایان یمانی هر چه را که می­گوییم اگر هیچ  جوابی نداشته باشند می­گویند این حدیث متشابه هست ،ما معنایش را نمی­فهمیم، خب برای اینکه شما دیگر معنایش را قشنگ بفهمید که ماه­ها یعنی چه، خودشان می­فرمایند که نزد خدا 12عدد است در کتاب خدا از روزی که آسمان­ها و زمین را خلق کرده است ،این عدد مال الآن نیست که فکر کنید بگویید مثلاً بداء و فلان، یک شبهه­ای هم که آنها می­کنند می­گویند آقا اصلاً 12تا بود بعد بداء شده، شده24تا نه از روزی که آسمان­ها و زمین خلق شده روی ساق عرش روی صحیفه نازله در مسائل مختلف و مواضع مختلف این از هزاران سال قبل از اینکه اصلاً آدم بخواهد آفریده بشود این عدد معین بوده و 12تا بیشتر نبوده؛ حدیث دیگر باز خدمت­تان عرض بکنم، پیامبر فرمودند قسم به آنکه مرا به نبوت بر انگیخت و بهترین مخلوقات قرار داد وصی من برترین اوصیا است و یقیناً  حجت خدا بر بندگانش است و از فرزندن او امامانی بعد از من خواهند بود همان اولیای حقیقی خدا  خلفای راستین من تعدادشان همان تعداد ماه­ها است که12تا است، یعنی باز اینجا هم برای اینکه کسی شبهه نکند تعداد ماه­ها را هم باز می­گوید که 12تا است، و تعدادشان همان تعداد نقبای موسی بن عمران است، و باز یک تأکید دیگر.

مجری:

دانستیم در این بیان عدد حصر بر 12 که فرمودند که این عدد12 همه اسلام است و چقدر حدیث زیبا و دلنشینی بود، این شیعه اثنا عشری بودن یعنی اینکه همه اسلام ان شاء الله نزد ما است و قدرش را بدانیم، حاج آقا مورد بعدی را بفرمایید.

استاد مجتهدی سیستانی:

بله، ما پنج مورد بحث کردیم از تطبیق­ها را و مورد بررسی قرار دادیم، تطبیق ششم تطبیق بر تعداد برج­های آسمانی است، همانطور که آنهایی که با علم نجوم یک مقداری آشنایی دارند می­دانند که یک سلسه ستاره­هایی هستند که هر کدام یک شکلی هستند البته خیلی هم شبیه نیستند در ذهن منجم­ها به یک شکلی هستند، مثلاً یک شکل عقرب هستند یا شکل مثلاً سطل هستند یا شکل ترازو هستند که مثلاً ماه وقتی می­خواهد بچرخد مقارن با هرکدام از آنها یکی دو سه روز مثلاً هست که مثلاً می­گویند قمر در برج عقرب است، قمردر برج دلو هست، قمر در برج میزان هست ،این را دیگر همه می­دانند کسانی که یک زره با نجوم سر و کار دارند، لاأقل حالا با نجوم هم سر و کار نداشته باشند قمر در عقرب را دیگر همه شنیده­اند؛ این برج­ها به اتفاق نظر منجمین12تا است و پیغمبر در  بعضی احادیث که از ایشان پرسیدند تعداد ائمه چقدر هست بر بروج آسمانی تطبیق کردند، می­گوید خدمت رسول خدا بودم از ایشان در باره امامان بعد از وی سؤال شد حضرت در جواب فرمودند:

«و السماء ذات البروج»

این آیه را تلاوت کردند و گفتند عدد امامان مانند تعداد برج­ها است، به پروردگار شب­ها و روزها و ماه­ها قسم که عدد امامان به اندازه ماه­ها هست، هم بحث برج را مطرح کردند ازعقرب دلو و میزان و فلان و اینها وهم باز عدد ماه­ها را هم؛ سائل پرسید آنها چه کسانی هستند ای رسول خدا، حالا تعداد را گفتید اسم­ها و اشخاص را هم به من بگویید،  حضرت دست خود را روی سر علی «علیه السلام» گذاشتند گفتند اول آنان این است، آخرشان هم مهدی است، اینان اوصیای من و خلفای من و امامان  مسلمین و سرپرستان مؤمنین هستند، از ویژگی­های این حدیث شریف این هست که هم اوصیا هم امامان هم خلفا و هم اولیا چون ما کلاً پنج­تا لفظ داریم در مورد کسانی که منسب الهی دارند بعد از پیغمبر، که من این را بارها در جلسات عرض کردم، ائمه، اوصیا، خلفا، حجج و اولیا، پنج­تا بیشتر نداریم، و مهدیین هم عرض کردیم که مهدی باید همین­ها باشند، یعنی مهدی همان کسی است که هادی است، هادی همان کسی است که مهدی است ،ما یک کسی نداریم خارج از اینها باشد و باز مهدی هم بخواهد باشد، در این حدیث چهارتایش آمده، اوصیای من ، خلفای من امامان و اولیا، فقط حجج نیامده؛ البته ما حدیثی داریم که حجج را هم حتی گفته باشد که 12تا است حالا شاید برسیم در این برنامه، در این حدیث این هم کاملاً مشخص است، پیامبر قسم یاد می­کند به خدای متعال که تعداد آنها به اندازه 12برج و به اندازه ماه است.

مجری:

این چهارتا عنوان هم آوردن که دیگر کسی مثل همین دوستان نگویند12وصی،12، ولی12حجت،

استاد مجتهدی سیستانی:

بله نگویند امام عام داریم امام خاص داریم مهدیین امام نیستند وصی هستند، وصی نیستند خلیفه هستند، هر چیزی که شما می­گویید نیستند، یک حدیث دارد می­گوید همه­شان همان 12تا هستند، و روایت دیگر داریم که «و أمّا بروج» که در قرآن آمده

«و السماء ذات البروج»

پیامبر می­فرماید مراد امامان پس از من هستند، که اولین­شان علی و آخرین­شان مهدی است، و روایت داریم کسی درباره امامان بعد از ایشان پرسید پیامبر در پاسخ فرمودند:

«و السماء ذات البروج»

عدد آنها به تعداد برج­ها است، و این را عرض کردم  که اینکه برج­های سال، که ماه در حرکتی که دراد مقارن با آن قرار می­گیرد در ماه مقابل این 12تا این اتفاق نظر هست که 12هستند و دیگر هیچ شک و شبهه­ای در این هم نیست.

آخرین تطبیقی که ما در این برنامه خدمت بینندگان عزیز عرض می­کنیم تطبیق بر تعداد ساعات است ،همه بشر می­داند که ساعات 12تا داریم در روز و بعد دوباره از یک شروع می­شود و 12هم در شب، عدد ساعات 12تا هست، البته ممکن است کسی این را هم انکار بکند، برای آقایان یمانی ممکن است که، این را هم انکار بکنند بگویند که ما 13ساعت داریم چون همانطور که می­دانید بهائیت آمدند تعداد 12ماه را انکار کردند گفتند 19ماه داریم، یکی از مطالب عظیمی که علی محمد باب آورد این بود که 12ماه را کرد به 19ماه و بعد 19ماه را وقتی که شمردند 5یا 6روز اضافه می­آمد که چه کار کنند و طبق کدام ماه قرار بدهند اسمش را گذاشتند ایام الحاء مثلاً، یعنی ایام بی خودی که در آن ایام دیگر همه چیز حلال می­شود محرامات حلال می­شود واقعاً گیر کردند چکارش بکنند اینطوری درستش کردند، حالا اتباع یمانی هم شاید انکار بکنند بگویند نه ما دوازده ساعت نداریم ولی خب این را دیگر بشریت می­داند که ما 12 ساعت داریم، بنده دوتا حدیث را می­خوانم و بعد یک شبهه­ای آنها دارند که می­خواهند مثلاً یک طوری درست بکنند که اعتقاد به مهدیین بعد از 12 امام با تطبیق شان بر عدد ساعات منافاتی ندارد.

حدیث اول: خداوند سال را در قالب 12 ماه آفرید و شب را 12 ساعت و روز را نیز 12 ساعت قرار داد از ما نیز 12 نفر آفرید که فرشتگان با آنان حدیث می­کنند و امیرالمؤمنین یکی از آن ساعت­ها است. یکی از آن ساعت­ها است یعنی 12 ساعت.

حدیث دوم: شب 12 ساعت است روز 12 ساعت است ماه­ها 12 ماه است ائمه نیز 12 امام هستند نقبا نیز 12 نقیب هستند علی ساعتی از آن 12 ساعت است.

این دوتا حدیثی که در اینجا وجود دارد و خیلی هم روشن واضح.

ناظم عقیلی می­گوید اتفاقاً این حدیث دلالت بر این می­کند که ما بعد از 12 امام 12تا مهدی داریم، می­گوییم چطور دلالت می­کند؟ می­گوید ببینید ما 12تا ساعت در روز داریم 12تا ساعت هم در شب یعنی دوتا 12تا داریم در حالی که شما که قائل هستید به عدد 12 امام یک 12 را قبول دارید 24 ساعت است دیگر، درست است شما می­گویید 12 ساعت ولی 24 ساعت است.

مجری:

به قول انگلسی زبان­ها AM, PM حساب کرده دیگر.

استاد مجتهدی سیستانی:

24ساعت هست 12تای آن روز 12تای آن شب است لذا ائمه هم 12تا هستند خب 12تای دیگر چه کسانی هستند؟ بعد می­گوید که ببینید ما همانطور که 12تا شب داریم 12تا روز ائمه ساعات شب بودند چون در دوران تاریکی و ظلمت زندگی می­کردند در دوره ظلم و فساد و بی دینی، مهدیین ائمه ساعات روز هستند چون دولت عدل تشکیل می­دهند و در عدالت کامل حکومت می­خواهند بکنند آنها می­شود امامان روز.

شما اگر متن این احادیث را نگاه بکنید کاملاً متوجه می­شوید نگاه این حدیث به عدد 12 است نه 12 و 12، ما قبول داریم که 12 ساعت در روز است و 12 ساعت در شب است این را قبول داریم ولی اهلبیت این 12، 12، 12 را گفتند آخرش را برای خود شان تطبیق کرده­اند می­خواهند بگویند با 12تا بیشتر نیستیم در حالی که شما دارید 24تا می­کنید، و نمی­توانید هم انکار کنید 24تا هستند، چون علی سالم که یکی از بزرگان جریان شما هست و کتابش توسط مکتب نجف چاپ شده تصریح کرده که احمد بصری امام سیزدهم است یعنی شما 12مهدی را جدا نکردید از 12امام ، مهدی اول ادامه دهنده ائمه قبلی است و امام سیزدهم شما است، این خیلی فرق می­کند با این چیزی که شما الآن اینجا دارید می­گویید.

مجری:

اصلاً فرو ریخت آن همه ادعایی که می­کنند، آنها ادعای­شان این است که ما 12تا امام داریم، 12 مهدی داریم، الآن ایشان می­­گوید این امام سیزدهم است.

استاد مجتهدی سیستانی:

بله کتابی چاپ می­کند مکتب نجف که مورد تأیید صد در صد احمد بصری به ادعای خودشان است، تصریح می­کند امام سیزدهم است و قابل انکار نیست این مسئله ،خب  و اصلاً ناظم عقیلی خودش بیاناتی دارد در کتاب­هایش که می­گوید بعضی از علمای فاسد و فاجر و فلان، توهم کرده­اند که عدد ائمه منحصر در 12تا هست، و اینگونه نیست، تصریح کرده که اینگونه نیست، یعنی عدد ائمه  12تا بیشتر است.

مجری:

علی رغم همه این تأکیدها.

استاد مجتهدی سیستانی:

بله، حالا شما یک دیگر متن روایت را نگاه بفرمایید؛ خداوند سال در در قالب 12ماه آفرید، عدد منحصر در 12 نگاه روی  12هست نه 12 و 12 که بشود 24، شب را 12ساعت آفرید، روز را 12ساعت آفرید، از ما 12نفر هستند، همه را می­گویند بعد منطبق می­کنند بر خودشان که ما هم 12تا هستیم ؛ یا در روایت دومی که خواندیم شب12ساعت است، روز 12ساعت است، ماه­ها 12ماه است ائمه هم 12 امام هستند، نقبا12نقیب بودند؛ اینجا هم باز می­گوید عدد روی 12هست همه 12 هستند، بعد به امام­ها که رسید یک دفعه شد 24تا؛ ائمه دارند با این بیان مطرح می­کنند حصر عدد 12را نه 12 و 12را البته این احادیث شاید برای شما مثلاً ادعا بکنید مشتبه است ما که فقط این حدیث را نداشتیم، ما آن همه حدیث با آن همه تعبیر و تطبیق برای شما آوردیم، وقتی این را کنار آن همه احادیث می­گذارید کاملاً مشخص است که نگاه روی عدد 12هست، نه 12و 12؛ ناظم عقیلی ادعا می­کند می­گوید ببینید در حدیث دوم گفته ائمه 12امام هستند نقبا هم 12نقیب هستند،این نقبا چه کسانی هستند که بعد از ائمه ذکر شده­اند؟ این نقبا منظور مهدیین هستند، این هم پس یک دلیل دیگر شد که ما 12مهدی و 12 امام داریم، جوابی که ما می­دهیم این هست که  همه عالم و آدم می­دانند مراد از نقبا که 12تا هستند نقبای بنی اسرائیل است، احادیث را هم در این جلسه خواندم هم در جلسه قبلی بعضی­هایش را مورد بررسی قرار دادیم؛ و به هر کسی بگویید نقبا و یک مقداری با حدیث و با معارف اهل بیت آشنا باشد، بلا شک و بلا شبهه ذهنش معطوف می­شود به نقبای بنی اسرائیل و اینکه حالا بعد از ائمه ذکر شده باشند این دلیل نمی­شود که اینجا بحث بحث ترتیب باشد که مثلاً اول ائمه هستند بعد نقبا هستند ،پس این نقبا چه کسانی هستند؟ اینجا هیچ بحث ادبی که اینجا ترتیب را بخواهید از آن در بیاورید وجود ندارد، غیر از اینکه شما می­گویید نقبا غیر از ائمه هستند ،خود پیغمبر در حدیثی تصریح فرموده­اند که ای سلمان دانستی نقبای من چه کسانی هستند؟ سلمان گفت ای رسول خدا من تا حسین را می­شناسم، علی، حسن، و حسین بقیه­اش را نمی­شناسم، گفتند و بعد از حسین 9تا هستند، ای سلمان دانستی نقبای من چه کسانی هستند؟ خود پیغمبر دارد می­گوید نقبای من اینها هستند همین 12 امام هستند، پس اینکه شما از این حدیث می­خواهید ثابت بکنید که نقبا غیر از ائمه هستند و ائمه 12تا هستند نقبا هم 12تای دیگر هستند این باطل است، البته یک شبهه­ای هم ما اینجا مطرح می­کنیم و آن اینکه شما می­گویید 12 امام 12 ساعت شب هستند چون در دوره ظلم بودند، امام زمان آیا در حکومت عدل جایی دارند یا ندارند؟ بالاخره شما برای امام زمان نقشی قائل هستید یا نیستید؟ بالاخره حالا قیام با احمد بصری است حکومت با چه کسی است؟ امام زمان هم حکومت می­کند یا نمی­کند؟ اگر امام زمان می­خواهند حکومت بکنند خب در دوره عدل دارند حکومت می­کنند چطور شما امام زمان را مطلقا از ائمه شب می­دانید؟ از آن طرف مهدی اول تا قبل 32 سالگی به ادعای شما که به امامت برسد در دوره ظلم زندگی کرده است یا نکرده است؟ قطعاً کرده است دو دوره صدام بوده، بعد از اینکه به امامت رسید که الآن 20 سال هم گذشته تا وقتی که قیام کند و به قول شما حکومت عدل جهانی تشکیل دهد باز هم در دوره ظلم دارد زندگی می­کند چطور شده که مهدی اول احمد بصری به ائمه روز با اینکه هم دوره ظلم را دیده هم دوره عدل را خواهد دید؟ و چطور شده امام زمان«ع» شدند امام شب با اینکه ایشان هم، هم دوره ظلم را دیده­اند و هم دوره عدل را خواهند دید؟ چطور شده که اینها مثل هم هستند اما یکی شان شده ائمه شب دیگر شان شده جزو ائمه روز؟ بماند که ما در حتی یک حدیث که اصلاً بدون هیچ سندی فقط بگوییم یک حدیثی مثلاً همچین چیزی نقل شده در حتی یک حدیث تعبیر ائمه شب و ائمه روز نداریم و این باطل است ائمه هم در شب امام بودند هم در روز امام بودند و علی یابن أبی طالب«ع» که پیغمبر فرمودند یکی از آن ساعت­ها است منظور شان هم ساعت شب است هم ساعت روز. ما امام شب و امام روز که بخواهد از هم جدا بشود نداریم.

 به حمد خدای متعال ما توانستیم در این جلساتی که جلسه قبل و این جلسه گذاشتیم کاملاً روشن بکنیم که عدد ائمه، عدد اوصیاء، عدد خلفاء، عدد حجت­ها و عدد اولیاء و حتی بگویید نقبا مثلاً اگر همچین چیزی داشته باشیم که حتی یک حدیثی عرض کردیم که داریم که پیغمبر گفتند نقبای من هم هستند در اسلام 12تا بیشتر نیستند اهلبیت با حدا اقل آن تحقیقی که بنده کردم حد اقل با هشت اصلوب حصری آمده­اند این عدد را بیان کرده­اند که اصلوب هشتم خودش هفت طور باز بیان داشت و تطبیق داشت که تأکید می­کردند عدد اینها 12تا هست لذا بلا شک و بلا شبهه کسی نمی­تواند تابع ثقلین باشد تابع کلام اهلبیت«ع» باشد خودش را شیعه آنها بداند اما ادعا بکند که ما بیشتر از 12 امام داریم و ادعا باز بکند که احادیث اینی که بیشتر از 12 امام داریم متواتر هم هست. البته در مورد این دوتا حدیث ما صحبت بیشتری داریم اینگونه نیست که...

مجری:

کدام دوتا حدیث استاد؟

استاد مجتهدی سیستانی:

همین دوتا حدیثی که بحث ساعت­ها بود که آنها می­خواهند از آن سوءاستفاده بکنند در کتاب «لوح  قلم» در کتاب «دوازده خورشید» در کتاب «شکست وصیت» اینها را ما مورد بررسی قرار دادیم جواب­های بیشتری هم دادیم ولی همان جواب­های هم که دادیم کاملاً روشن کننده مطلب هست، نگاه این دوتا روایت به 12 و 12 نیست نگاه شان یه یک 12تا هست که کاملاً از متن حدیث روشن هست. اگر سؤالی در این زمین دارید که بپرسید.

مجری:

من یک سؤالی دارم خدمت­تان می­پرسم، فقط برای یاد آوردی مجدد می­گویم این مورد هشتمی که که حاج آقا فرمودند که تطبیق ائمه تطبیق آن عدد 12 بر گروه­های مختلفی که بینندگان عزیز می­دانند و در تاریخ موجود است و در روایات و آیات ذکر شده فقط صرف یاد آوری مجدد: یک نقبای بنی اسرائیل، دوم اسباط یعقوب، سوم حواریین عیسی، چهارم تعداد چشمه­های با معجزه حضرت موسی شکافته شدند و به وجود آمدند، تعداد ماه­های سال مورد پنجم، تعداد برج­های آسمان و تعداد ساعات روز.

یکی از بینندگان سؤال پرسیدند سؤال شان به صورت صوتی است دوستان اتاق فرمان پخش می­کنند و بعد در ادامه با توضیح و پاسخ جاح آقا در خدمت­تان هستیم.

بیینده:

سلام خدمت شما وهمه بینندگان عزیزتان می­خواستم از کارشناس برنامه­تان بپرسم که این طرفداران احمد الحسن یمانی در تلگرام به ما پیام می­دهند نمی­دانم وصی حق حضرت مهدی ظهور کرده و از این حرف­ها من تا الآن جواب شان را نداده­ام می­خواستم از کارشناس برنامه­تان بپرسم که اینها را بخواهیم گیر بیندازیم یعنی با آنها بحث بکنیم چه سؤالاتی را از آنها بپرسیم که اینها دیگر وارد بحث با ما نشوند و سعی بر تبلیغ شان نکنند؟ با تشکر از شما.

مجری:

خیلی ممنون و متشکر، حاج آقا سؤال را شنیدید و این هم خب یک چیز فراگیری است دیگر یعنی سراغ علماء و کسانی که پاسخ نزد شان هست و استدلال نزد شان هست نمی­آیند می­روند سراغ عامه مردم که حالا شاید خیلی اطلاعات دقیقی دینی و راجع به این موضوع نداشته باشند و آنجا می­گویند بیایید با هم بحث کنیم و حل من مبارز می­طلبند.

استاد مجتهدی سیستانی:

این سؤال خیلی گسترده­ای هست که دوست عزیز پرسیدند که خلاصه حرف شان این هست ما چه بگوییم که آنها مثلاً مجاب بشوند؟ یا اگر مجاب نمی­شوند لااقل ساکت بشوند دیگر رها کنند.

صحبت این هست که کسی که بر اساس فریب و بر اساس بازی کردن با ثقلین بیاید جلو هر چه شما بگویید بازی می­کند هر چه شما بگویید فریب می­دهد، کسانی که در مسئله مناظره با این جریان روز و شب دارند سر می­کنند کاملاً حرف بنده را تصدیق می­کنند و واقف هستند که آنها هرگز برای تحقیق سراغ ما نمی­آیند هرگز برای کشف حقیقت، هرگز برای مجاب شدن نمی­آیند آنها به قول خود شان به حقیقت رسیده­اند و به قول خود شان انتخاب شدۀ و نظر کرده امام زمان«ع» هستند و چون یقین دارند حرف ما باطل است با دروغ هم اگر شده با بازی کردن با احادیث و آیات قرآن هم اگر شده باید از گیر اشکالات ما در بروند، این صوت آقای فتحیه حتماً بسیاری از دوستان دیده­اند که ایشان صوت گذاشته­اند که وقتی یکی از ایشان سؤال شرعی می­پرسد از خود یمانی­ها می­گوید که داداش من سؤال شرعی بلد نیستم، خب این اولین نقص شما، چرا شما سؤال شرعی بلد نیستید؟ شما که انتخاب شده امام زمان هستید نباید احکام شرعی­تان را بلد باشید؟ می­گوید من احکام شرعی بلد نیستم مسائل اعتقادی می­توانم جواب بدهم آنجاهای هم که بلد نباشم می­پیچانم، تصریح می­کند، و می­گوید پیچاندن را خوب بلد هستم، خب کسی که تصریح می­کند که بنده در مناظره وقتی که جواب یک شبهه را واقعاً نمی­دانم و اگر این شبهه وارد است پس چطور احمد بصری امام هست می­پیچانم و کسی که کارش پیچاندن باشد شما هر چه که بگویید می­پیچاند، ما در جلسه قبل عرض کردیم این احادیثی که پیغمبر فرموده­اند اوصیاء من تا روز قیامت 12 نفر هستند و اسامی شان را هم ذکر کرده­اند خب در بعضی مناظره­ها آنها می­گویند که این حدیث متشابه است، کجایش متشابه است؟ می­گویند روز قیامت معلوم نیست یعنی چه، خب آخر کدام مسلمان پیدا می­شود که نداند روز قیامت یعنی چه؟ یعنی ببینید وقتی آنها نمی­خواهند حقیقت را بپذیرند و سراغ بازی کردن و تعویل بردن و فریب دادن می­روند خب این دیگر شما چه می­خواهید به ایشان بگویید که آنها مجاب بشود؟ ما این را بارها مطرح کردیم احمد بصری در کتاب «عقائد الاسلام» که مهمترین کتاب این جریان هست در صفحه 58 حاشیه تصریح کرده است که حکم عقل این است که واجب است عالم به جاهل رجوع کند و این حکم هم صحیح است عالم به جاهل رجوع کند، خب آقای احمد بصری کدام دیوانه پیدا می­شود که همچین حرفی بزند که واجب است جاهل نه به عالم، عالم به جاهل رجوع کند؟ شما جریان یمانی چه جوابی برایش دارید؟ جواب می­دهند امام اشتباه کرده است سهواً اشتباه نوشته، خب خاک بر سر او امامی که اینقدر بخواهد اشتباهش افتضاخ باشد واجب است عالم به جاهل رجوع کند؟

مجری:

تصحیح هم نکرده­اند در چاپ­های بدی؟

استاد مجتهدی سیستانی:

نه در چاپ­های بعدی هم همین است همینی که است در ترجمه­اش تصحیح کرده­اند، ترجمه کتاب که شده واجب است جاهل به عالم رجوع کند ولی در متن عربی که دیگر دستخط خود احمد باید باشد و نوشته خود احمد هست تصریح کرده است که عالم باید به جاهل رجوع کند این حکم عقلی صحیح است منتهی منطبق بر فقها نیست، واقعاً آدم منطقی باشد چه جوابی می­خواهد در مورد این اشتباه بدهد؟ کدام عقل سلیمی می­پذیرد که حجت خدا چنین گاو بزرگی چنین اشتباه بزرگی، ولی خب آنها توجیح می­کنند. پس اینکه شما انتظار داشته باشید ما یک چیزی بگوییم که آنها مثلاً، اما بله حرف­های قطعی که واقعاً منطق بپذیرد ما کم نداریم، یکی از حرف­های قطعی ما ادله حصر در 12 است، خب وقتی ثابت شد که تعداد اهلبیت، تعداد ائمه، تعداد اولیاء، اوصیاء، خلفاء، حجج، نقبا، هر چه که شما می­خواهید بگویید در امت اسلام 12تا بیشتر نیست احمد بصری دیگر با چه دلیلی می­خواهد بیاید ادعای امامت یا وصایت یا خلافت یا هر چیز دیگر بکند؟ لذا این یک جواب دندان شکن خوبی است البته در فن مناظره می­گویند که جواب­های نقضی بیشتر جواب می­دهد تا جواب­های حلی یعنی شما به جای اینکه بخواهید یک جوابی به آنها بدهید که آنها حقیقت برای شان روشن بشود باید آنها را در یک مخمسه­ای قرار بدهید، مخمسه چه است؟ اشتباهات بزرگی که احمد بصری مرتکب شده است، حرف­های اشتباهی که زده است مثلاً احمد بصری یک کتابی دارد که رجعت ثالثُ یوم الله (رجعت سومین روز خدا)، امام صادق«ع» می­فرمایند در حدیثی که خدا سه­تا روز دارد یکی روز قیام قائم، دوم روز رجعت، سوم روز قیامت، یعنی امام صادق«ع» رجعت را دومین روز خدا می­داند احمد بصری یک کتابی نوشته که اسم کتابش مخالف حدیث امام صادق«ع» است «رجعت سومین روز خدا» کسی که اسم کتابش مشکل داشته باشد با احادیث اهلبیت«ع» دیگر مطلب داخل آن معلوم است که دیگر جقدر دارای مشکل هست لذا هم می­توانید از جواب­های نقضی استفاده بکنید یعنی بیایید شخصیت احمد را بکوبانید که ما کار نداریم 12 مهدی داریم یا نداریم مثلاً داشته باشیم احمد بصر آن مهدی نیست چون نه تنها هدایت نشده که هدایتگر هم نیست و این حرف­هایش این اشکالاتش این اشتباهاتش. این یک راه است.

یک راه هم این هست که نه شما واقعاً حقیقت را بخواهید بر طرف مقابل واضح و روشن بکنید این هست که سراغ حصر بروید ما به دوستان بارها عرض کردیم خیلی به حواشی نپردازید که مثلاً احمد بصری گفته من شتر صالح هستم و اگر شتر صالح بوده شتر صالح طبق روایت ماده بوده این که نر است نمی­دانم طبق روایت شتر صالح حامله بوده این که الآن حامله نیست این چطور شتر صالح بوده، اینها حواشی است اصل مطلب را بچسپید که این حدیث شریف آمده بود گفته بود اساس اسلام همان است بحث عدد هست حصر عدد را اگر شما بچسپید و همین را بتوانید محکم و قاطع ثابت بکنید بینی و بین الله آنها اگر که منطق داشته باشند واقعاً دیگر حرفی برای گفتن ندارند.

مجری:

پس آن توصیه اصلی شما

استاد مجتهدی سیستانی:

اگر جواب نقضی می­خواهند سراغ اشتباهات و اشکالاتی که از احمد صادر شده بروند، اگر جواب حلی می­خواهند سراغ حصر عدد بروند، حصر عدد اوصیاء، خالفاء، حجت­ها، نقبا، ائمه یا هر تعبیری که در روایت آمده باشد که خب ما به صورت نمونه عرض کردیم یقیناً اینها دیگر متواتر است شک و شبهه­ای نیست یقیناً 1400 سال شیعه همین را قبول داشته است یقیناً حتی تمام فرقه­های دیگر می­دانند ما 12 امامی هستیم و بیشتر از 12 امام قبول نداریم اینها همه روشن است برای کسی که دنبال حقیقت باشد.

مجری:

خیلی ممنون امیدوار هستم که این بیننده عزیز مان جواب سؤال شان را گرفته باشند اگر باز نیاز دیدند می­توانند هفته­­های آینده با این برنامه تماس بگیرند و مجدداً سؤال خود شان را مطرح بکنند.

حاج آقا من هم یک سؤال داشتم، این عدد 12 و 24 و اضافه کردن 12 ولی خب واقعاً این جماعت تقریباً می­شود گفت که هیرت برانگیز هستند از یک طرف می­گویند ما 12تا مهدی داریم می­گویند ائمه روز ائمه شب، از آن طرف دوباره کسی که خود شان تأید می­کنند به صراحت می­گویند که احمد الحسن امام سیزدهم است یعنی این، راجع به این تناقضی که در خود شان است ما کار شان نداریم ما این طرف نشستیم آنها خود شان از یک طرف می­گویند ما مهدی اول هست بعدش می­گویند نه امام سیزدهم هست.

استاد مجتهدی سیستانی:

این طبیعی هست در قرآن هم آمده که اگر قرآن از غیر خدا نازل شده بود

 «لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرًا»

خیلی در آن می­دیدید که تناقض گویی و اختلاف خواهد بود و خدا را شکر فرقه­های باطل که می­آیند اظهار وجود می­کنند نه که مثلاً دوتا تناقض گویی دقیقاً به همان تعبیر قرآن که از غیر خدا چون هستند خیلی در آنها اختلاف هست یعنی اینکه مثلاً شما دارید یک مسئله را مطرح می­کنید ما از این مسائل شاید بالای 200 مورد تناقض گویی داشته باشیم در مورد حرف­های که احمد بصری خودش با خودش درگیری دارد در کتاب­هایش و خودش با اتباعش و اتباعش با بقیه­ی­ شان یعنی مثلاً احمد یک چیز در کتابش می­گوید اتباع یک چیز دیگر در کتاب­های شان می­گویند یا خود اتباع یک شان یک حرف یک شان دیگر زده به عنوان مثال بخواهیم عرض بکنیم عیسی پشت کدام مهدی نماز می­خواند؟ مهدی اول یا امام زمان؟ خود احمد یک طور حرف زده، بعضی از اتباعش که کتاب آن هم توسط خود مکتب چاپ شده می­گوید نه عیسی پشت سر مهدی اول نماز می­خواند خودش می­گوید پشت سر امام زمان، کسی که به او ایمان آورده حرف امام خود شان را قبول ندارد و کسانی که...

مجری:

مهدی اولی که می­گویند منظور شان امام زمان است یا احمد الحسن؟

استاد مجتهدی سیستانی:

نه دیگر امام زمان مهدی نیست ما یکی از اشکالات مان و شبهات مان همین هست شما وقتی می­گویید 12 امام و 12 مهدی که حالا در جلسه بعدی حتماً این را هم مورد بررسی قرار می­دهیم امام زمان پس چه است؟ با این که صدها روایت داریم که امام زمان مهدی امت است پس چطور ایشان جزو مهدیین نیست؟ شما لااقل باید 11تا مهدی جور می­کردید که با خود امام زمان می­شود 12تا یعنی امام زمان«ع» هم جزو ائمه باشد هم جزو مهدیین چون قطعاً ایشان مهدی است و صدها روایت در این زمینه داریم چطور هست که امام زمان جزو مهدی تلقی نمی­شود؟ و فقط امام هست و 12 مهدی غیر از امام زمان هستند و امام زمان مهدی نیست؛ خب این تناقض بزرگی است که آنها واقعاً در هچل افتادند که بلاخره عیسی؛ هردویش را هم مکتب نجف چاپ کرده و نمی­تواند زیرش بزند، اگر می­خواهید بگویید اشتباه چاپی شده من می­گویم خاک بر سر آن مکتبی که برای هدایت دنیا کتاب می­نویسد و قبلش غلط گیری نمی­کند، چه غلط گیری املایی، چه سهو القلم چه هرچه که اسمش را بگذارید

مجری:

اینکه امام سیزدهم هست، این واقعاً غلط املایی نمی­تواند باشد، اگر بگویند غلط املایی یعنی همان پیچاندن و همان فراری که شما می­فرمایید، حاج آقا در حد یک دقیقه جمع بندی بفرمایید.

استاد مجتهدی سیستانی:

خلاصه حرف ما این شد وقتی ما 12تا امام بیشتر نداریم، 12تا وصی،12تا خلیفه، 12تا حجت، 12تا نقیب، 12تا ولی هرچه که اسمش را بگذارید، بیشتر نداریم پس ،هیچ کس دیگری با هر ادعایی که بیاید امام نخواهد بود و اصلاً نیازی ندارید شما ادله آن طرف را مورد بررسی قرار دهید، چون یمانی­ها می­گویند آقا جان شما عقل دارید منطق دارید خب بیایید حرف­های ما را گوش بدهید ببینید حق است یا باطل، وقتی شما اساس ادعای­تان باطل هست، یقیناً و قطعاً نیازی ما ندایم که بررسی بکنیم ادعای شما را و إلّا اگر ادله ادعای مشا را و إلّا اگر اینطور باشد، ما باید برویم بهائیت را هم ببینیم چه می­گویند بلاخره آنها چند ده ملیون جمعیت دارند بعد از 200سال ،خب آنها هم ادعا کردند که امام زمان آمده، آنها هم ادعا کردند که قائم ظهور کرده ،آنها هم ادعا کردند که 24تا وصی بوده، اینها همه حرف­ها را زدند، خب پس ادله آنها را هم باید ببینیم؛ صوفیه را هم باید برویم ببینیم چه می­گویند، زیدی­ها ببینیم چه گفتند که پنج امامی شدند، شش امامی­ها چه گفتند که  شش امامی شدند،چون الآن شش امامی ما داریم  پنج امامی داریم، هفت امامی­ها که هفت امامی شدند و الآن منقرض شدند، چه می­گفتند، چه گفته همچین حرفی را که هر کسی که آمد هر ادعایی کرد ما باید ببینیم دلیلش چیست؛ اگر ما یقین و قطع داریم که ادعایش باطل است نیازی به بررسی ادله آن آقا نخواهیم داشت و یقیناً و یقیناً تمام عالم می­دانند که شیعه 12تا امام بیشتر ندارد ،اسلام 12تا امام بیشتر ندارد، و اینکه از بعضی از روایات سوء استفاده کردند که مثلاً بگویند ما 13تا امام داریم عرض کردیم این تاریخچه­اش مال الآن نیست که احمد بصری شق القمر کند بگوید من کشفش کردم 1000سال پیش عرض کردیم هبت الله ،نجاشی آنجا تصریح کرده که این آقا قائل شد که ما 13تا امام داشتیم و یکیش زید بن علی بوده است و قبل از اینکه احمد بصری بخواهد ظهور بکند وهابیت در کتاب­های متعددشان در مقالات متعددشان  به همین احادیثی که احمد بصری الآن دارد تمسک می­کند ،تمسک کردند برای اثبات اینکه شیعه 13تا امام دارد  نه 12تا؛ پس این حرف جدیدی نیست، جواب­ها هم ده­ها سال است که قبل از  جریان بصری بیان شده است و راه هدایت واقعاً روشن و مشخص است.

مجری:

خیلی ممنون و متشکر، ممنون که ما را دنبال کردید ان شاء الله هفته­های بعدهم جمعه شب بیننده برنامه مهدی­یار باشید و مباحث پیرامون احمد الحسن را دنبال بکنید.

اللهم لی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

و السلام علیکم ورحمة الله و برکاته



* اسم:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی: