2020 October 28 - چهار شنبه 07 آبان 1399
عصر ایمان
کد مطلب:3628 گروه: عصر ایمان آمار بازدید: 156

عصر ایمان
حجت الاسلام و المسلمین عباسی - 19 مهر 1399


  دانلود
امتیاز:
  01:24:55 حجم فیلم: 224 مگابایت





دانلود صوت


قسمت یازدهم برنامه عصر ایمان با کارشناسی حجت الاسلام و المسلمین عباسی

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ : 19 مهر 1399

مجری:

بسم الله الرحمن الرحیم

عرض سلام و ادب و احترام دارم خدمت شما بینندگان عزیز و محترم شبکه جهانی حضرت ولیعصر«عج» و عرض تسلیت به مناسبت ایام اربعین و ایام عزاداری سید و سالار شهیدان، خیلی ممنون هستم که ما را در عصر ایمان شنبه شب­ها ساعت 20 تا 21:30 دقیقه دنبال می­کنید مثل هر هفته، این هفته هم مثل هفته­های گذشته در خدمت استاد و کارشناس محترم برنامه حجت الاسلام و المسلمین حاج آقای عباسی هستیم از ایشان خواهش می­کنم عرض سلامی خدمت شما داشته باشند بنده مباحثم را با ایشان مطرح می­کنم، حاج آقا سلام علیکم و رحمة الله بفرمایید.

استاد عباسی:

سلام علیکم و رحمة الله

بنده هم خدمت بینندگان عزیز و گرامی شبکه جهانی حضرت ولی عصر«ارواجنا له الفداء» عرض سلام و ادب و احترام دارم امیدوار هستم هر جای این عالم هستید تحت توجهات خاصه مان حضرت ولیعصر «ارواجنا له الفداء» زندگی خوب و ایمانی داشته باشید خدا إن شاءالله عزاداری­های ما و شما را در محضر أبا عبدالله الحسین«ع» و یاران با وفایش مورد قبولش قرار بدهد و ایام پیشرو چند روز آینده شهادت وجود نازنین رسول گرامی اسلام«ص» و امام حسن مجتبی«ع» و همینطور امام رضا«ع» را پیشاپیش تسلیت عرض می­کنم و درخواست می­کنم که در مراسم­های عزاداری و توسل­های خودتان به وجود مقدسه معصومین ما را هم اد دعای خیر فراموش نفرمایید.

مجری:

خیلی ممنون و متشکر

برنامه عصر ایمان اختصاص دارد به موضوع اجتهاد و تقلید داریم ادله اجتهاد و تقلید را بررسی کردیم، برنامه هفته گذشته مراحل صدور فتوا و ملاک­های مجتهد را گفتند استاد محترم کار شناس محترم برنامه رسیدیم به مبحثی که دسته بندی کرده بودند حاج آقا تحت عنوان دوره­هاب فقه اصول، ما اینکه می­گوییم باید فتوا بدهیم که از ابتدا تا به امروز آن برداشتی که از فتوا و اجتهاد و تقلید هست شما یک دسته بندی کرده بودید راجع به دوره­های فقه و اصول، دوره اول را هفته گذشته فرمودید منتهی آخر برنامه بود ناقص ماند من می­خواهم از شما خواهش بکنم از همان دوره اول دوباره شروع بکنید که این هفته إن شاءالله یک بحث کاملی را داشته باشیم.

استاد عباسی:

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین انه خیر ناصرٍ ومعین ثم الصلاة و السلام علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم مصطفی محمد و علی اهلبیته الطبین الطاهرین و لعن دائم علی اعدائهم اجمعین الی قیام یوم الدین.

بحثی را محضرتان داشتیم در رابطه با ادوار فقه و اصول و نحوه تکامل این بحث و این مجموعه، دوره اول دوره تشریع عرض کردیم هست که از آغاز بعثت تا تا وفات نبی مکرم اسلام در 11 هجری قمری هست که رسول خدا«ص» عرض کردیم آن مواد اصلی فقه را آموزه­های فقهی را در قالب آیات است یک آیات قرآن که به مردم ابلاغ می­کردند برای شان وحی می­شد، دو روایاتی که حضرت بیان می­کردند به عنوان تشریح و تفسیر آیات قرآن و تکمیل شریعت که خود روایات فی نفسه جریان تشریع در آن وجود داشت یعنی علاوه بر اینکه به نوعی تکمیله­ای بر آیات قرآن به حساب می­آمد اما فی نفسه جایگاه تشریعی هم روایات حضرت داشت به عنوان مثال حضرت فرمودند:

«صَلوا کما رَأَیتُمُونِی أُصَلی»

نماز بخوانید چنانکه می­بینید من نماز می­خوانم

خب این می­شود یک تشریعی که افراد از ابتدا تا انتهای نماز ایشان را به عنوان حکم الهی از روایت پیامبر و از سیره پیامبر و از عمل پیامبر حدیث عملی که حالا در احادیث حالا احادیث کلامی که عبارت است از قول وفعل و سنت معصوم و تقریر امام یا پیامبر گرامی اسلام که قول می­شود آنچه که بیان می­کنند و

فعل هم می­شود آنچه که انجام می­دهند به قصد تشریع و بیان احکام اهلی و تقریر هم آنجای هست که در مقام بیان سکوت می­کنند به عنوان مثال کسی می­آید به حضرت می­گوید من وضو می­گیرم محضر شما شما بفرمایید این وضوی من صحیح است یا خیر یا در پیشگاه حضرت وقتی که بقیه نشسته­اند او وضو می­گیرد به امام معصوم هم چیزی نمی­گوید امام معصوم هم کاملاً متوجه وضو گرفتن او هستند بقیه هم متوجه وضو گرفتن او هستند و بعد امام معصوم تأید می­کنند یا سکوت می­کنند یا تأید می­کنند و این می­شود تقریر امام معصوم که تثبیت آن جایگاه است.

ما دوره اول را به عنوان دوره تشریع بیان کردیم که اهمیت بیسار زیادی دارد مجموعی از آیات قرآن که حالا آیات الاحکام هست بعد بحث می­کنیم در رابطه با حجیت آن و نحوه استفاده از آن و مرحله دوم یا بخش دوم هم بحث روایات نبی مکرم اسلام و سنت نبی مکرم اسلام هست. این مرحله اول.

مرحله دوم مرحله تفسیر و تبیین شریعت هست که از سال 11 هجری قمری با شهادت نبی مکرم اسلام آغاز می­شود تا ابتدای غیبت صغرا که سال 260 است هجری قمری باشد این می­شود مرحله دوم. در این مرحله ائمه«ع» کار اصلی شان تفسیر و تبیین احکام الهی هست البته اعتقاد شیعه بر این هست که ائمه«ع» تشریع هم می­توانند داشته باشند و تشریع هم داشته­اند و این تشریع البته غالباً در جزئیات احکام هست مواردی که معصومین«ع» بیان کرده­اند در مقام تشریع. ما اگر بخواهیم، چون ببینید من به بینندگان عزیزمان این نکته را عرض بکنم که ما دنبال یک بحث و برنامه هدفمند و در واقع با اصول و قواعد خودش هستیم به همان خاطر گاهی اوقات بعضی بینندگان عزیز مان عجله دارند می­گویند خب آقا آن حرف آخریه را آن نکته نهایه را شما بگو در حالی که اگر کسی بخواهد به جمع بندی برسد در موضوع اجتهاد و تقلید لازم هست فضای دوره­های مختلف را از صدر اسلام تا به امروز بداند اگر ما می­گوییم اصل اجتهاد و جریان تقلید در دوره معصومین جرقه­اش خورده و وجود داشته و آموزش­­های که معصومین بیان کردیم داده­اند بر اساس فضای پیرامونی که در آن دوره وجود داشته شکل گیری یک جریانی هست  یعنی باید ما بدانیم در دوره­های مختلف چه اتفاق­های افتاده چه شرایطی حاکم بوده و حالا اقتضای دوره فلان امام معصوم یا دوره غیبت چه ویژگی­هایی هست می­شده در آن دوره بیش از آن از اجتهاد و تقلید سخن

 گفت؟ بیش از آن در عمل جلو رفت؟ یا این باید یک سیر تکاملی را پیدا می­کرده اجتهاد و تقلید مثا نص قرآن نیست که بگوییم این نص قرآن یک مرتبه از آسمان نازل شده که همان نص قرآن هم در ظرف بیست و سه سال نازل شده، مسئله شراب مسئله قیمار که از قبیح­ترین چیزها در اسلام هست همان با یک حالت تدریجی نازل شده یعنی پیامبر برای بیان حکم خدا می­توانستند از همان ابتدا بگویند این حرام و لا غیر اما در بسیار از امور همان را با حالت تدریج برای مردم بیان کرده­اند چرا؟ بخاطر اینکه اقتضای شرایط و زمان شان این بوده.

مجری:

اصلاً علم زمان بر است به تعبیر دیگر، هم ظرفیت مردم محدود است برای پذیریش هم علم زمان بر است شما هم اشاره کردید من هم می­خواستم همین نکته را بگویم خود احکام اسلام هم برای پیامبر بزرگ اسلام طی 23 سال نازل شده، در دوره معصومین دارید می­فرمایید در دوره دوم تفسیر پیدا کرده و یک مقدار مفصل­تر شده حالا اجتهاد هم طبیعتاً و فتوا هم از آن موقع شروع شده و الان به دوره اوج خودش رسیده.

استاد عباسی:

بله دقیقاً همینطور هست ما برای دوره دوم که عرض کردیم تفسیر و تبیین هست و البته تشریع تا حدودی است سه مقطع را داریم من فقط خلاصه اشاره می­کنم و توضیحاتی که عرض می­کنم.

مقطع اول مقطع پیش از امام باقر«ع» است که حالا شرایط خاصی است شرایط بسیار دشوار حتی برای بیان بسیاری از روایات جز دوره امامت آقا امیرالمؤمنین که از دل آن بحث­های حضرت و إراد بیانات حضرت و نامه­های حضرت ما نهج البلاغه شاهد هستیم که جمع­ آوری می­شود خب بیقه­اش دوران خانه نشینی امیرالمؤمنین هست روایات روایاتِ بسیار محدودتری هست از امیرالمؤمنین و بعد دوران حاکمیت حضرت هم که زیر پنج سال و چهار ماه و اندی هست که ما شاهد این هستیم که سه جنگ بزرگ را به حضرت تحمیل می­کنند و عمدۀ از زمان حاکمیت حضرت به جنگ و مبارزه با ناکسین و قاسطین و مارقین اتفاق می­افتد  جنگ جمل، جنگ صفین، چنگ نهروان و خیلی از بحث­های هم که مطرح می­شود می­بینیم در

حوزه بحث­های اعتقادی و بحث­های حکومتی و بحث­های نظامی و غیره هست، از امام حسن«ع» هم به همین شکل روایات به خاطر محدویت­های دوران امامت حضرت و جریان بنی امیه و بعد امام حسین«ع» به همین شکل و ما فقط از دوره امام باقر«ع» هست به خاطر شرایطی که به وجود می­آید می­بینیم که اوضاع تغیر می­کند بنابر این دوره دوم بخش اول می­شود مقطع پیش از امام باقر«ع» مقطع مربوط به زندگانی و حیات و امامت امام باقر«ع» و امام صادق«ع» که مقطعی هست که یک فضای فراهم می­شود که جریان علمی خیلی وسیعی شکل بگیرد.

مجری:

آن هم به خاطر یک مقداری بخاطر تضعیف جریان سیاسی آن موقع است دیگر تبدیل حکومت بنی امیه به بنی عباس و...

استاد عباسی:

بله یعنی دیگر یک مقداری فضا باز می­شود برای اینکه دیگر حواس شان نیست در واقع یک مقدار حواس شان کمتر هست و شرایط فراهم می­شود که حالا من نکات مهمی را از این دوره می­­خواهم بگویم و بعد می­شود مقطع پس از شهادت امام صادق«ع» که باز ما شاهد یک در واقع کم رنگ شدن و ضعیف شدن روایات و بحث علمی هستیم حالا جز دو دوره بیشتر امام رضا«ع» که به صورت علنی در دوران امامت شان و نایب عهدی ایشان یک مقدار روایات داریم ولی دوره اصلی این دوره هست.

روایتی از امام صادق«ع» هست به عنوان نمونه برای اینکه بحث علم خیلی به صورت گسترده پیگیری شد در دوره ایشان و دوره امام باقر«ع» حضرت فرمودند که:

مکتب ما و احادیث پدرم را چهار نفر زنده کرده­اند زراره، ابو بصیر، محمد بن مسلم و برید بن معاویه عجلی و فرمودند اگر اینها نبودند کسی از تعالیم دین و مکتب پیامبر بهره­ای پیدا نمی­کرد، که این را «شیخ طوسی» در «اختیار معرفت الرجال» صفحه 136 نقل کرده­اند.

جالب هست در آن دوره آنقدر بحث علمی در زمان امام باقر«ع» و امام صادق«ع» داغ هست که آقای عبدالله بن عطاء که از شخصیت­های مهم در آن دوره هست می­گوید از دانشمندان بزرگ از محفل امام باقر«ع» استفاده می­بردند دانشمندان بسیار بزرگی از جمله حکم بن عتیبیه کندی متوفی 313 طوری در درس امام باقر«ع» حضور پیدا می­کرد که حالا این حکم بن عتیبیه کندی یک شخصیتی است که بسیار مورد احترام اهل سنت و مبالغه­های عجیب و غریب در رابطه با او و جایگاه علمی او کرده­اند، می­گوید او مانند یک دانش آموز در سر درس امام باقر«ع» حاضر می­شد، این در «کشف الغمه» «جناب إربلی» در شرح حال امام باقر«ع» اورده. یا ائمه مذاهب اربعه اهل سنت أبو حنیفه، مالک، شافعی و احمد بن حنبل شاگردان بلال واسطه یا با واسطه در محضر امام صادق«ع» هستند و همه اینها اعترافاتی دارند و بیاناتی دارند که نشان می­دهد که آن حضور در درس با واسطه یا بدون واسطه از امام صادق«ع» و امام باقر«ع» موجب رشد آنها و بحث­های علمی شده که بعداً مطرح کرده­اند.

یک نکته­که دیدم خیلی جالب بود «شیخ حُر عاملی» در اول «کتاب الحج وسائل الشیعه» یک مطلبی را ذکر کرده خیلی نکته نکته­ی جالبی هست که جناب «زرارة ین اعین» در مورد مسائل حج چهل سال از امام صادق«ع» سؤال می­پرسید و حضرت پاسخ سؤالات او را می­دادند یعنی فروعات جزئی چون می­دانید تقریباً حج یکی از فروعات فقهی بسیار پُر مسئله هست از جریان ابتدای قصه استطاعت نسبت به حج پیدا کردن تا اینکه به اصطلاح لباس چه باشد و إحرام چه باشد و شرایط إحرام، شرایط محرم، شرایط لباس إحرام، پولی که قرار است در آنجا صرف بکند و اعمالی که آنجا دارد در هر مرحله و قصوراتی که ممکن است اتفاق بی­افتد در این بین، خب آقا صید حرام است حالا اگر این حرام را مرتکب شد چه کار باید بکند؟ این حرام نسبت به هر صیدی باز دوباره متفاوت هست چه صید بکند چه جریمه­ای برای او در نظر گرفته شده و اتفاقاً این را می­خواهم خدمت بینندگان عزیز عرض بکنم که از موارد مورد افتخار شیعه و اثبات کننده حقانیت شیعه مسائل مربوط به حج است چون در فقه مذاهب دیگر غیر از مذهی شیعه امامی إثنی عشری اشکالات فروان و تناقضات فراوان پیش می­آید که در احکام که آمده­اند بیان کرده­اند در رابطه با مسائل فقهی حج چون حج یک جورهای هم آورد همه احکام فقهی هست در آن بحث وضو و غسل مطرح است، بحث صلاة مطرح است خیلی بحث­های متفاوت در آن مطرح است و اگر کسی بدون مبنای صحیح یک جای فتوا داده باشد با اشکال بروز و ظهور آن در حج خواهد بود چون مثل این می­ماند که شما

همینطوری وقتی یک جاده خیلی صافی است شما می­گویی آقا شما از سمت راست برو ماشین­های مقابل هم از سمت چپ بیایند حالا اگر رسید به یک چهار راه که اتفاقاً مثلاً سه­تا چراغ قرمز هم دارد نمی­دانم از چند طرف هم ماشین می­­آید مثل این دفترچه­های که برای آزمون رانندگی هست یک مرتبه یک جایش را باز می­کند می­گوید آقا اینجا یک دانه ماشین هلال احمر است یک دانه ماشین مثلاً اورژانس هم هست، آتش نشانی هم هست و ماشین­های دیگر هم هستند، اینجا اگر مبنای درست حسابی نباشد همه اینها قاطی می­شوند با همدیگر چون دقیقاً در مسئله حج جای است که جمع از همه اینها هست یک حرف نامربوط در طهارت گفته باشی در غسل گفته باشی در وضو گفته باشی اینجا دقیقاً مشخص می­شود و لو می­روی لذا مذاهب دیگر غالباً در مسئله فقهی حج ارجاع می­دهند به فقه امامیه، این خیلی نکته مهمی است چه معاصر چه گذشته ارجاع به فقه امامیه، آقا اینجا رفتی گیر کردی ببین امامیه چه می­گوید، ببین یعنی مذهب امام صادق«ع» مکتب اهلبیت«ع» چه می­گوید، چرا؟ بخاطر اینکه دیگر نتوانستند اینجا را جمع بکنند چون یک جای بسیار بسیار دشواری است. حالا این را به مناسبت عرض کردم، اینکه ببینید حتی احادیث با چه تدریجی دارد اتفاق می­افتد، که چهل سال در رابطه با یک مطلبی که شیخ حر عاملی در «وسایل الشیعه» ابتدای «کتاب الحج» آورده ابواب الحج؛ چهل سال از امام صادق؛ حالا نه که هر روز می­پرسیده، یعنی به مناسبت­های مختلف سؤال­های حج می­پرسید، یعنی پیگیر این باب فقهی بود و حاصل آن شده «کتاب الحج وسایل الشیعه» و انبوهی از روایات بسیار مؤثر و مهم و اثر گذار در مسئله حج در کتاب وسایل الشیعه که بر اساس آن دارد فقه امامیه جلو می­رود، خب ما در دوره دوم شاهد اختلافی هستیم در گرایش اصحاب در همین دوره دوم برخی می­شوند اهل حدیث  و برخی می­شوند اهل اجتهاد؛ در زمان خود ائمه، برخی می­شوند اهل حدیث، و برخی می­شوند اهل اجتهاد، بعنوان مثال یک افرادی غالباً به شدت پیگیر مسئله روایات بودند یک عمومیتی داشت، و روایات را می­گفتند فقط روایات، هیچ چیزی نه از عقل نه از استدلال نباید وجود داشته باشد، فقط باید روایت وجود داشته باشد، و از طرف دیگر کسانی مثل هشام بن حکم، مثل هشام بن سالم اینها همه از صحابه هستند، زرارة بن اعین، مؤمن طاق، یونس بن عبد الرحمن، فضل بن شازان، اینها اهل  مناظره اهل بحث، اهل اجتهاد و گفت و گوهای عمیق­تر فقهی بودند و البته غالباً در دوره ابتدای شروع این قضیه یک مقداری حمله و هجمه به اینطور افراد از جانب آن افراد اهل روایت حدیث بود و غالباً معصومین «علیهم السلام» یک طورهایی دلداری می­داند اینها را که خب حالا آنها تعصب­شان تعصب دینی است ولی توجه به یکسری نکات ندارند و شما با آنها با مدارا برخورد بکنید، این یک اتفاقی که در دوره ابتدایی افتاد که من تفصیل دیگر دارد که عرض می­کنم خدمت­تان.

مجری:

من یک سؤالی هم برای روشن­تر شدن بحث دارم، حاج آقا اشاره کردید امثال مؤمن طاق و هشام بن حکم و یک تعداد دیگر از اصحاب اینها کسانی بودن که به آنها می­گفتند که شما دارید اجتهاد می­کنید دارید نظرات خودتان را می­دهید، یک طیف دیگر از شاگردان حضرت هم فقط صرفاً حدیث نقل می­کردند، چه انگیزه­ای در آنها بوده ببینید ما الآن اگر دنبال اجتهاد و تقلید هستیم می­گوییم خب به امام معصوم دسترسی نداریم، احکام و مسائل مستحدثه به وجود می­آید و ما برای آن روایت نداریم، آنها امام معصوم حاضر بوده چه انگیزه­ای داشتند و اصلاً چرا رفتند به این سمت؟

استاد عباسی:

بله ببینید این نکته را ما باید در نظر بگیریم درست است که در عصر امام معصوم زندگی می­کردند اما برداشت از روایات بصورت عمیق­تر در ذهن اینها بوده که خب آقا امام معصوم اگر یک مطلبی را می­فرمایند یا روایتی را می­فرمایند، همانطور که در روایت امام صادق «علیه السلام» بود که حضرت فرمودند که: در روایات ما هم مثل آیات قرآن  محکم و متشابه وجود دارد، محکم و متشابه آن را باید بررسی بکنید پیدا بکنید و متشابه آن را بر گردانید به  محکم، خاص آن را برگردانید به عام، یعنی عموم و خصوص را متوجه بشوید، ناسخ و منسوخ را متوجه بشوید، دوره امام باقر و امام صادق یک دورۀ است که علاوه بر اینکه شرائط شرائطی است که فقه بیان بشود اما دقیقاً در همین دوران هم یک جاهایی ضرورت تقیّه اقتضا می­کرده که روایاتی بر باب تقیه گفته بشود؛ برداشت کسانی مثل زاره مثل هشام بن حکم، هشام بن سالم مثل فضل بن شازان این بوده که فهم دقیق دین به فهم دقیق این روایات بستگی دراد و ما نباید

ظاهر روایات را صرفاً نگاه بکنیم، یعنی برداشت­شان این بوده که باید عمیق­تر بشویم و وقتی هم که عمیق­تر می­شدند امام معصوم آنها را تشویق می­کرد ،امام معصوم آنها را تقویت می­کرد، امام معصوم دنبال این می­گردد که شاگردانی پیدا بکند در سطح بالا نمی­تواند آدم­ها را به ناچار به سطح بالا بیاورد که، حب هزاران نفر می­آیند در زمان­های مختلف در درس امام معصوم شرکت می­کنند، صدها نفر مراوده دارند و بحث­های علمی را می­پرسند، بعد امام معصوم از بین اینها یک مرتبه یکدانه هشام بن حکم پیدا می­کند یک  زراره پیدا می­­کند  که درک بالاتری از  احادیث را به او منتقل بکند و وقتی آنها می­روند در این فضا که این فضا با ارشاد خود ائمه «علیهم السلام» اتفاق می­افتد، نه آنها دنبال این بودند که ما یک اجتهادی برای خودمان داشته باشیم نظر خودمان را بیاییم دخیل بکنیم، نه تلاش برای فهم دقیق­تر کلام امام معصوم هست، می­شود یک روایت را خواند، سند روایت را خواند و ظاهر آن روایت را ظرف دو دقیقه بیان کرد و استناد کرد و عمل کرد رفت تمام شد، این کار خیلی کار آسانی است و می­شود یک روایت را عمیق شد در آن اگر اینجا امام معصوم این کلام را فرمودند، چرا این کلام را فرمودند؟ چرا در آن روایت اینگونه بیان کردند اینجا اینگونه بیان کردند؟ چرا این جزئیات مسئله را اینگونه مطرح کردند، روایات دیگر بروی بگردی، روایات معارض این را یا کلامی که معارض باشد پیدا بکند لذا ارشاد ارشاد خود معصومین هست، حقیقت قصه این است که ارشاد از جانب خود معصومین هست و اینها هم در تکاپوی فهم دقیق­تر کلام امام معصوم بودند، یک ظاهری را عده­ی زیادی از امام معصوم می­شنوند و می­روند راحت طبق آن عمل می­کنند و تمام می­شود مثالی هم عرض کردیم که، گفتند آقا نماز خوانده نشود إلّا در بنی قریضه، و بعد یک عده­ای واقعاً نمازشان را قضا کردند، یک عده­ای متوجه باطن کلام پیامبر که آقا پیامبر که هیچ وقت نمی­فرمایند واقعاً قضا کنید نمازتان را مقصودشان سرعت در رسیدن به آنجا و سرعت در عمل بود لذا آخرین وقتی که امکانش بود در سریع­ترین زمان ممکن نمازشان را خواندند و خودشان به بنی قریضه رسیدند فاصله زیادی با آنها نرسیدند، فقط آنها نماز را قضا کرده بودند و شب؛ حضرت نمی­توانند و نمی­آیند آنها را محکوم بکنند بگویند آقا شما نماز­تان را قضا کردید بیجا کردید، نباید همچین می­کردید، چرا چون به نوعی از ظاهر کلام پیامب راین را برداشت کردند، ولی خب آن برداشت کجا و این برداشت کجا

«لا صلاة لجار المسجد إلا في المسجد»

در کلام معصومین «علیهم السلام» ظاهر قصه ممکن است یک نفر بیاید برداشت بکند که همسایه مسجد فقط باید در مسجد نماز بخواند، حالا اگر از بیرون رسید و در مسجد را بسته بودند یا یک روزی تعمیرات بود در مسجد بسته بود می­گوید خیلی خب دیگر من که همسایه مسجد هستم نماز ندارم دیگر چون در مسجد بسته است؛ یعنی صرف ظاهر روایت را عمل کردن این عدنا مرتبه­ای است که ائمه معصومین دوست داشتند افراد رشد پیدا بکنند و بیایند بالا.

مجری:

ادله و شاهد مثال و تأییدی از جانب خود معصوم هم به این هست که این اجتهاد است؟

استاد عباسی:

بله شاهد مثال رواتی است که بیان کردیم در چند دسته از روایات بود یک دسته از روایات در رابطه با قضاوت بود که در بحث قضاوت دقیقاً به نوعی شرائط فتوا را داشتند بیان می­کردند دوتا روایت آمده اینطرف به یک روایت استناد می­کند ، آنطرف به یک روایت استناد می­کند بعد فرمودند که خب در تعادل و تراجیح این بگرد، خب این یعنی اجتهاد، اینکه بگرد ببین کدام یکی از اینها موافق قرآن هست، بگرد ببین کدام یکی از اینها روایات مؤید دارد، بگرد ببین کدام یکی از اینها مخالف چیزی است که عامه یعنی اهل سنت به آن فتوا می­دهند ،و این را اخذ بکن، ای بسمت اجتهاد بردن است یا جایی که امام معصوم فرمودند که بنشین در مسجد و فتوا بده ما کسانی مثل تو را دوست داریم که توانمندی دارند برای مردم فتوا بدهند یا جایی که امام معصوم می­فرستند سراغ اشخاصی مثل یونس بن عبد الرحمن، مثل زکری بن آدم در قم، که بروید معالم دین­تان را از اینها یاد بگیرید، ارجاء می­دهند نه برای اینکه نمی­خواهند افراد به محضر امام معصوم برسند، نه برای اینکه سهل بکنند دینداری آنها را هزینه دینداری را بالا نبرند تا هر یک سؤالی داشتی بلند نشوی بایی تا مدینه برگردی از زندگی­ات بیافتی بعد زن و بچه­ات بگویند آقا این چه امامانی یا چه دینی هست که شما برای یک سؤال شرعی ماه­ها ما را تنها بگذارید  که ما مشکلات پیدا بکنیم در راه ممکن بود از دنیا بروند این مجموعه روایاتی که ما در دسته­های مختلف روایات عرض کردیم، جمع را باید ببینیم، باز دیدم بعضی از دوستان حتی خصوصی برای من پیام فرستادند که بگویند فلان روایت دقیقاً اصول فقه را ثابت نمی­کرد شما در برنامه خواندید، خب عزیز من قبل و بعد این روایت را اگر احیاناً کلیپی دیدید که دوستان شبکه در فضای مجازی منتشر کردند و شما قانع نشدید یا حس کردید که کم بوده است شما بیایید اصل برنامه را از سایت ببینید، ببینید اینها قبل و بعد دارد، یعنی ما به دین نمی­توانیم اینطوری نگاه بکنیم، یک آیه قرآن را فقط بیاوریم بگوییم، آقا این آیه قرآن و لا غیر، جمعی از آیات قرآن، جمعی از روایات کنار هم باید قرار بگیرد تا آن مطلب استفاده بشود صفر و صدی نیست که باید یک روایت بگوید علیکم به اصول دین یا یک روایت به شما بگوید که نه حرام باد بر شما اصول فقه، روایت اول بگوید ,علیکم به اصول فقه، دومی بگوید حرام است بر شما، اینطور نیست اینها شرائطی داشته نه ما داریم منکوب می­کینم بگوییم آقا صد در صد اتفاقاً یک نکته­جالب همین بود که دیدم بزرگانی هم به آن اشاره کردند که هردوی این گروه موجب پیشرفت تشیع بودند چه آنهایی که خودشان را ملتزم به نص روایت می­کردند و نص روایت را جمع­آوری می­کردند و احتیاط می­کردن،حالا در این دوره بعدی هم ما این را داریم که کسانی که نص روایات و ملتزم به نص و جمع آوری اینها چه خدمتی­ کردند به دین و آنهایی که باب اجتهاد را باز کردند باز چه خدمتی کردند به دین و در هردوی اینها یک افراط و تفریط هایی اتفاق افتاده تا آرام آرام به یک اعتدالی رسیدند ، یعنی از آنطرف بعضی­ها آمدند خیل مسئله را عقلی و اجتهادی کردن، از این طرف افرادی هم به شدت بحث روایی را مطرح کردند و بعد از دل این دو مدل یک مدل سومی ایجاد شده که مدلی بوده که میانه بوده در بین این دو گروه و علاوه بر اینکه به روایات ملتزم بودند و روایات را دقیق بررسی می­کردند پیگری می­کردند در عین حال اجتهاد هم داشتند، در اجتهاد هم احتیاط می­کردند که از مسیر عدل و حق خدای نکرده خارج نشوند و نکاتی برایشان اتفاق نیفتد که مثلاً آن مطلب صحیح نباشد  یا فتوای نا صحیح اتفاق بیفتد و این موجب رشد و ارتقاء شده، یعنی هم آنهایی که پافشاری کردند ،هم آنهایی که نکردند در آن دوره اول، چرا؟ بخاطر اینکه آنهایی هم که پافشاری می­کردند به عدم مسئله اجتهاد یا نمی­آمدند وارد اجتهاد بشوند نگرانی­هایی داشتند و نگرانی­هایشان خیلی اوقات به حق بود.

مجری:

می­شود گفت حالا حتی فارغ از نگرانی آن چیزی که امروز از آن تعبیر می­کنیم و خیلی در این مباحث حوزوی هم شنیده می­شود آن ملکه اجتهاد را واقعاً شاید نداشتند یعنی حافظین و ظابطین خوبی برای حدیث اما این ملکه اجتها این فهمی که

استاد عباسی:

بله برای بعضی­شان می­شود این مطلب را گفت برای بعضی­از آنها نه واقعاً ملکه اجتهاد را هم می­توانستند داشته باشند اما نگرانی­هایی داشتندچون خیلی مطلب جدید است دیگر یعنی شما می­خواهید از یک چار چوب سابقی خارج بشوید یک چار چوب دیگری را یک خورده وسیع­تر نگاه بکنید و این خیلی برایشان دشوار بود یعنی حس اینکه ممکن است از مسیر اهل بیت من خارج بشود با این کار و این خطر هم وجود داشته دیگر که یک موقعی بیفتد، چون اینها اجتهاد منفی را همه­شان دیده بودند؛ ببینید اجتهاد منفی که ما عرض کردیم که در اهل سنت وجود داشت  اجتهادی مثل اجتهاد  ابوحنیفه  و غیره که افتادند به ورته قیاس و ورته نفی کامل روایات، یعنی روایات را کنار گذاشتند رفتند به سمت قیاس این ابتدای امر عموماً یک  موضع گیری و یک گاردی دارند که نکند آن اجتهاد بخواهد صرایت بکند.

مجری:

خب البته سابقه تاریخ هم دارد شما قطعاً بهتر از من می­دانید بعد از رحلت رسول (ص) و بعدش که اهل سنت می­خواستند بسیاری از اشتباهات یا تناقضات خودشان راحل و فصل بکنند راجع به بسیاری از چیزها می­گفتند «اجتهد و اخطاء»، مثلاً اجتهاد کرد  و اشتباه کرد؛ خب این اجتهاد  و مخصوصاً اجتهاد در مقابل نص این یک سابقه خیلی بدی هم داشته ما همه مصیبت­ها و بلاهایی که سدر اسلام منظورم بعد از رحلت حضرت رسول است اتفاق افتاد همه حاصل این اجتهادهای غلط بوده یعنی صحابه­ای هم که می­فرمایید نگرانی داشتند این نگرانی تا حدود زیادی به حق بوده اما نکته­ای که شما اشاره کردید هم این هفته هم هفته­های گذشته اینطور به ذهنم آمد، حالا من این نکته را بگوییم اگر شما مد نظرتان بود تأید کنید و بعدش هم ادامه بحث­تان را بفرمایید، ما نمی­توانیم بگوییم، این بیانم راجع به اخباری­ها است که فقط می­گویند روایت و حدیث، ما نمی­توانیم بگوییم اجتهاد یا بد است یا خوب است ما اجتهاد خوب داریم همان کاری که هشام بن حکم، هشام بن سالم، مؤمن طاق، فضل بن شاذان و دیگر اصحاب انجام دادند و امام تأید کردند، اجتهاد بد و آن اجتهادی که ائمه از آن نهی کردند هم داریم که خب أبو حنیفه نعمان شاگرد امام صادق«ع» بوده آمده اجتهاد کرده اجتهاد غلط کرده و بد اجتهاد کرده قیاس وارد اجتهاد کرده و اصلاً جارج شده و رفته جزو یکی از ائمه اربعه اهل سنت شده، یعنی ما یک اجتهاد خوب داریم یک اجتهاد غلط، ما این برنامه و این سیر بحثی که داریم می­رویم داریم راجع به اجتهاد خوب و اجتهاد  درست و اجتهادی که مورد تأید ائمه هست داریم صحبت می­کنیم.

استاد عباسی:

بله همینطور است ببینید اجتهاد مربوط به آن نگرانی­های که داشتند همین بود که خدای نکرده به سمت اجتهادی که معنی آن می­شود تفسیر به رأی معنی آن می­شود استفاده از قیاس در امور فقهی این را نگرانی داشتند و ما هم الآن بحث مان اصلاً این نیست ما یقین داریم که اجتهاد خارج از آنچه که بر مجرای کتاب و سنت است این اجتهاد اجتهاد صحیحی نیست، اصول فقه در حوزۀ که این حالا بعداً بحث خواهیم کرد، در حوزۀ که مربوط به مواردی می­شود که ما برایش روایت یا نصی نداریم نصی پیدا نمی­کنیم مثل جریان استصحاب و قوائد فقهیه مثل قاعده طهارت و اصول عملیه که نسبت به آن ما مطرح می­کنیم نسبت به اینها بحث می­کنیم اینها در جاهای است که مورد نص ما نداریم برایش اما مواردی که نص داریم که خیلی این موارد زیاد هم هست خود آن هم یک اجتهادی را می­طلبد، کسانی بزرگوارانی این اشکال را مطرح کرده­اند، اشکال را بگویم من جواب را هم بگویم، این اشکال را مطرح کرده­اند که شما این مطالبی که گفتید به نوعی مورد تأیید ما اخباری­ها یا تفکر غیر اصول فقهی است، از اهلبیت گفتید، گفتید آقا فتوا بده آن فتوا بر اساس قرآن و سنت داشته می­داده اصول عملیه در آن نبوده موارد که همین ائمه معصومین و غیر روایات، به این گشترده شدنش را داشتند، که این را من پاسخ بدهم، ببینید ما مرحله اول، ما داریم مرحله به مرحله بحث می­کنیم و داریم با یک سیری بحث را جلو می­آییم، بحث اولیه ما این هست که امکان و وجود اصل اجتهاد در دوره معصومین«ع» یعنی مدل بیان آقایان برای مردم این هست که اصلاً هیچ

اجتهادی نبوده حالا الآن که ما آمدیم از اجتهادها در دوره معصومین و بعد معصومین و غیر می­گویند؛ آن اجتهاد را که ما قبول داریم، آن را که ما قبول نداریم اجتهاد در اصول عملیه هست جای که دیگر روایت نیست آیه قرآن نیست این را شما بیا اثبات کن، خیلی خب مرحله به مرحله، اولین مرحله ما آمدیم اثبات کردیم که این در زمان امام معصوم به این مقدار بوده اصل فتوا و اجتهاد بوده، اگر اصل فتوا و اجتهاد بوده شما هم قبول دارید همین را به مردم بگویید همین را برای مردم تبیین بکنید که ما این را قبول داریم، اگر امکان اصل اجتهاد فراهم شد این نبود که مردم همه باید روایت بخوانند همه فقها باید روایت خوان باشند فقط یک نص و ظاهر یک روایتی را بیان بکنند پس این آقا می­گوید اصل قصه ثابت شد حالا شما می­آیید در شاخ و برگ در جزئیات اشکال دارید بسیار خب جزئیات را ما پاسخ می­دهیم ما نیامده­ایم بگوییم آقا اصول فقه با همه شاخ و برگ فعلی دقیقاً از امام صادق«ع» رسیده، این اگر بود که خیلی حل بود قصه، ولی علم را امام صادق«ع» همانطوری که روایات امام صادق«ع» بیان کرده­اند در چهل سال در باب حج که این روایات را امام حسین«ع» امام زین العابدین«ع» نتوانستند بیان کنند برای مردم شرایط آن فراهم نبود همانطور حرف­های را توانستند برای مثل زراره و هشام بن سالم و هشام بن حکم بگویند و به آنها یاد بدهند که به خیلی از راویان حدیث دیگر نمی­توانستند بگویند چون آن راوی فقط راوی بود در حد بیان روایت بود امکان بیش از این نبود و اینها نه اینها استعداد بیشتر داشتند، امکان بیشتر داشتند، ظرفیت بیشتر داشتند، فرصت بیشتر برای این کار داشتند که عرض کردیم آن روایتی که خواندیم به جای رسید که امام«ع» وقتی که مرد شامی آمد به مناظره در هر بابی گفت با این مناظره کن با آن مناظره کن مؤمن طاق مناظره کن، زراره مناظره کن، یعنی افراد را به صورت تخصصی پرورش داده بود در این موضوع، طبیعت قضیه این هست که مطلبی که به یک شاگرد در فضای تخصصی گفته می­شود آن مطلب را حضرت نمی­تواند در عموم بیان بکند، خیلی عمیق­تر و جدی­تر بیان می­کند، لذا این ویژگی اتفاق می­افتد.

حالا من می­خواهم اگر فرصت هست من بحث را ادامه بدهم اگر بینندگان عزیز کسی اهل تحقیق هست «مرحوم کشی» در کتاب «رجال» خود شان اختلاف دو گروه حدیث­گرا و عقل­­گرا را خیلی خوب منعکس کرده­اند به عنوان مثال صفحه 279 در شرح حال «هشام بن سالم»، گرایشات اینکه فرمودید نکاتی که وجود دارد، حالا این کتاب در فضای ویب هم هست می­توانند بینندگان عزیز مان بگیرند اختیار معرفت الرجال را ، اگر کسی می­خواهد تحقیقی­تر نگاه بکند آن فضا در اختیارش قرار می­گیرد در دستش می­آید که شاگردانی داشتند که تخصصی­تر و ویژه­تر و اهل اجتهاد بودند منتهی نه حالا با این اجتهاد متعارف.

مجری:

راجع به بحث دوره تفسیر و تفصیل بحث اجتهاد و تقلید طبق دسته بندی استاد محترم برنامه صحبت می­کردیم، سؤالی که از محضر شان داشتیم این بود حاج آقا این دوره به سه قسمت شما تقسیم کردید دوران پیش از امام باقر«ع»، دوران امام باقر«ع» و امام صادق«ع» و دوران بعد از امام صادق«ع» تا زمان امام حسن عسکری«ع» و حضرت حجت. این دوره به لحاظ­های دیگر هم قابل تقسیم بندی هست یا فقط همین دوره؟ مثلاً اینکه بگوییم اجتهاد چه زمانی شروع شد یا مثلاً اهل حدیث کجا بودند اهل اجتهاد کجا بودند، این به لحاظ­های دیگر هم قابل تقسیم بندی و بررسی هست یا خیر؟

استاد عباسی:

ببینید ما در این بحث سه دوره را در واقع سه گروه علمی فعال و مرکز علمی را ما می­توانیم در رابطه به آن صحبت بکنیم، یک مرکز مدینه هست که به عنوان مدرسه مدینه منوره می­توانیم از آن یاد بکنیم که اینجا جایگاه اصحاب و تابعین بوده و تا زمان امام صادق«ع» هم فعال بوده این جاها کسانی مثل سعید بن مسیب، قاسم بن محمد، أبو خال اینها کسانی بودند که در آنجا بودند و قبل از اینها هم کسانی مثل ابن عباس و سلمان و آباذر و أبو رافع که از اصحابی بودند که خلاصه اهل فتوا و اهل نظر و اهل بیانات علمی و اینها بودند، در دوره امام صادق«ع» یک مدرسه دیگر شکل می­گیرد چون اواخر عمر امام صادق«ع» حضرت یک تقریباً دو سالی را...

مجری:

این مدرسه مدینه که فرمودید در زمان امیرالمؤمنین و پیامبر و...

استاد عباسی:

امیرالمؤمنین و پیامبر تا زمان امام صادق«ع» هم فعال بوده شخصیت های که به نوعی فتوا و صاحب فتوا

واینها بودند، که حتی حالا برخی شان ممکن است اشکالاتی در کار شان بوده برخی­های شان وضعیت مناسب­تری داشتند ولی خب اصل این جریان به عنوان مدرسه مدینه در این باب شناخته می­شود.

در اواخر عمر شان امام صادق«ع» منتقل به کوفه شدند و خب کوفه رشد علمی چندانی نداشت جایگاه علمی نداشت.

مجری:

امام صادق«ع» خود شان مدینه بودند؟

استاد عباسی:

مدینه بودند و بعد منتقل شان کردند به کوفه و بعد باز نهایتاً در دوران شهادت شان در مدینه هستند ولی یک دو سالی را تقریباً در کوفه هستند که حالا همان دو سال و اندی دوره­ای است که أبو حنیفه می­گوید که:

«لولا السنتان لهلک النعمان»

اصحاب کوفه و افراد کوفه شاگردی حضرت را می­کنند، اصحاب آمدند دور حضرت را در کوفه گرفتند و در جمع آن شیعیان حوزه کوفه شکل می­گیرد کسانی مثل أبان بن تغلب هست که حالا 30 هزار روایت از امام معصوم در کارنامه خودش دارد، محمد بن مسلم کوفی هست 40 هزار حدیث از امام معصوم در کارنامه خودش دارد نقلی که کرده و ما در این دوره شاهد هستیم که خانه­های از خانه­های علماء به عنوان خانه­های اهل علم و فتوا در آن دوره آرام آرام شکل می­گیرند مثل آل اعین، بیت آل حیان تغلیبی، بیت بنی دراج اینها خانه­های اهل علمی بود که مردم که سؤال داشتند می­رفتند می­پرسیدند و مطالب شان را می­پرسیدند در زمان حضور امام صادق«ع».

یک جای دیگری داریم ما به عنوان مدرسه قم که در قم آن جریان دیگر، ابراهیم بن هاشم که شاگرد یونس بن عبدالرحمن هست، ابراهیم بن هاشم کوفی به قم می­آید و آرام آرام اینجا یک محدثان بزرگی جمع می­شوند که اینها آن جریان حدیث را اینجاها شکل می­دهند که باز در همین جریان حدیث آرام آرام وقتی جلوتر می­رود به سمت دوران غیبت صغرا ما شاهد بروز و ظهور افرادی هستیم که در اینها قصه اجتهاد پر

رنگ هست مثل ذکریا بن آدم که حضرت فرستادند آن مرد همدانی را گفتند که شما قم برو از ذکریا بن آدم بپرس، این جریان باز دو مرتبه اینجاها آرام آرام منتهی تا یک دوره­ای تا نزدیک غیبت صغرا یک پایگاه جدی برای اهل حدیث بوده ولی ما همان دوره هم می­بینیم که رگ­های از این که اینها خود شان باز برای حدیث درست است که نحوه فتوا دادن شان و نحوه بیان شان همواره نص روایت است یعنی سعی می­کنند که نص روایت ولو اینکه سند را نیاورند هر سؤال فقهی از آنها می­شود یک روایتی برایش بیان بکنند نص روایت را بیاورند اما مخالف این هستند که روایات باز بی در و پیکر بیان بشود خیلی از اینها مثل آن جریانی که خالد برقی را از قم بخاطر نقل روایات چیز در یک دوره­ای بیرون می­کنند اخراج می­کنند می­گویند آقا شما  روایت را بی در و پیکر قل کردی بدون سند و اینها نقل کردی و بعضی روایات خاص را نقل کردی، اما قم تا یک دوره­ای در ابتدای غیبت صغرای حضرت ولیعصر«ارواحنا له الفداء» به نوعی پایگاه محدثین بوده اما محدثینی که حالا عرض خواهیم کرد که این مهدثین ویژگی­های خاص داشتند که نشان می­دهد که باز به آن جریان افراطی حدیث که صرف ظاهر گرائی و بیان همه روایات و قبول همه روایات بوده نبوده و بلکه بررسی می­کردند روایات را.

مجری:

پس با این تقسیم بندی دوره دوم به اتمام می­رسد وارد دوره سوم می­شویم.

استاد عباسی:

بله، دوره سوم را که از ابتدای غیبت صغرای حضرت ولیعصر«عج» یعنی سال 260 هجری آغاز می­شود، البته این تقسیم بندی­های که ما داریم عرض می­کنیم به این معنا نیست که، در واقع سونای نیست اینطور نیست که این تقسیم و لا غیر، ممکن است که حالا کسی با سلیقه خودش و روشن­تر شدن بحث حالا کسی ممکن است بیاید این دسته بندی را مثلاً ده سال این طرف­تر پنجاه سال آن طرف­تر بخواهد ادوار را و حتی اسم گذاری برای این ادوار ممکن است متفاوت باشد ما به این دوره دوره­ای به نوعی شکوفایی جریان فقه.

مجری:

این دوره سوم غیبت صغرا از ابتدای غیبت صغرا شما می­خواهید طبق تقسیم بندی که خودتان فرمودید شروع بکنید تا چه زمانی؟

استاد عباسی:

تا ظهور «شیخ الطائفه شیخ طوسی(اعلی الله مقامه الشریف)» که می­شود سال 436، این دوره ما می­خواهیم در دوره سوم بررسی بکنیم.

مجری:

تا دوره شیخ طوسی سال 436 هجری قمری، چه اتفاقاتی در این دوره افتاد؟

استاد عباسی:

ببینید چند جریان علمی وجود دارد در این دوره که من این جریانات علمی را به نوعی مختصراً عرض می­کنم تا برسیم به اصل جریان.

یکی جریان اهل حدیث است و دیگری هم باز همان اهل کلام و اجتهاد و یک جریان متوسط یعنی بین این دو جریان که حالا افراد و شاخصه­های هر جریانی را من عرض می­کنم.

آنچه که در این دوره­ها آمده به نوعی آن جریان اهل حدیث را نماینده آن جریان را دوره اول یعنی اهل حدیث که جریان اول باشد را نماینده آن را «شیخ کلینی» بیان کرده­اند که نص روایات را جمع آوری می­کرده دسته بندی کرده و در کلامش از نص روایات خارج نشده گرچه عرض کردیم به دقت نظر وقتی بررسی می­کنیم می­بینیم نوع مراحعه به روایات در آن اجتهاد وجود داشته ولی این در فتوا خارج از کلام امام معصوم یعنی بیان کلام امام معصوم نمی­شده. این نماینده دوره اول بود.

ابن أبی عقیل باز از شخصیت­های این دوره هست که نماینده جریان دوم هست که اهل رأی و نظر بوده و افراد در رأی و نظر یعنی از دیدگاه بعضی از معاصرین ایشان و بعدها که قضاوت در تاریخ می­کنند می­گویند افراط­های داشته، این دوتا جریانی که دقیقاً می­آیند مقابل هم قرار می­گرفتند.

یک جریانی که حالا به آن جریان اهل حدیث گاهی اخباری گفته می شده به اینها جریان عقل گرا گفته

می­شده عقل­گرای که حالا افراط در عقل­گرای داشته باشند و مقابل هم قرار می­گرفتند.

گروه اول فقط همت در جمع حدیث داشتند و ارجاع به ظاهر حدیث که گاهی از آنها به عنوان ظاهر گرائی و اخباری گری و الفاظ این چنینی که ما در اهل سنت هم مثلاً یک عبارات این مدلی داریم یاد می­شد چون فقط تمرکز شان این بوده که روایات را جمع بکنند.

گروه دوم در اخذ خبر و بررسی سندی دقت می­کردند تعادل و تراجیح روایات را، استفاده کردن از آیه قرآن، آیه قرآن را تطبیق دادن روایات با آیه قرآن را انجام می­دادند در نوشته­های فقهی گروه اول ما می­بینیم که چیزی مثل کافی شریف که فقط و فقط وجمع روایات هست و در نوشته­های فقهی حتی وقتی عنوانی را می­زنند برای مسئله فقهی هرگز و هرگز وارد فتوا نمی­شوند و خود روایت را به عنوان فتوا ملاحظه می­کنند که مرحوم کلینی متوفی 329 هست یکی از شخصیت­های این جریان، محمد بن حسن بن احمد بن ولید متوفی 343 هست باز از این شخصیت­ها هست و افراطی این جریان که باز اینها معتدل­تر بودند افراطی این جریان آن چیزی که نقل شده أبو الحسین ناشع، علی بن عبدالله بوده متوفی 366 بودند که این دیگر خیلی نسبت به روایات فقط وفقط بیان روایات و مسائل این چنینی.

از دل این دو گروه یک گروه میانه به وجود می­آید که ما در این دوره «شیخ مفید» و «سید مرتضی» را داریم به عنوان گروه میانه که اهل اجتهاد بودند اما نه مانند ابن أبی عقیل و اهل روایت بودند نه مانند اشخاصی که نقل کردیم که صرف صرف روایت، که روایات مطالب فقهی مثل کتاب «المقنعه شیخ مفید» که کتاب المقنعه شیخ مفید روایت دارد بیان فقهی و استدلال فقهی و اجتهاد فقهی هم در کتاب ایشان در این دوره هست.

مجری:

می­توانید بفرمایید از هر کدام از این دو دسته چه چیزهای را اخذ کردند که شما اسم شان را حد وسط می­گذارید؟

استاد عباسی:

حد وسط آن این است که اهل اجتهاد بودند ولی با احتیاط یعنی موارد اجتهاد ایشان در مثل أبی عقیل

خیلی وسیع هست به طوری که گاهی اوقات افراد ممکن است برداشت شان این بوده که رفتند به سمت قیاس اما حالا قیاس ممکن است قیاس منصوص العلة بوده نمی­شود قضاوت کرد که حتماً از مرتبه از قیاس غلط بوده ولی برداشت افراد در آن دوره این بوده که اینها خیلی دارند دیگر از مسائل عقلی در دین استفاده می­کنند از استدلال و استنباط استفاده می­کنند و از این طرف هم اینها روائی محض بودند یعنی کلامی به عنوان فتوا خارج از روایت یعنی فقط روایت را به عنوان فتوا بیان می­کردند و تمام، ولی «شیخ مفید» ما این جریان را می­بینیم که جریان شیخ مفید و سید مرتضی اینها می­آیند هم نظر زیاد به روایات دارند حتی کتاب­های دارند که روایات در آن به صورت جدی مطرح شده و کتاب­های دارند که کأنه این کتاب را خاص نوشته­اند خاص­تر نوشته­اند و با استنباط فقهی بیان کرده­اند اجتهادی نوشته­اند، لذا ظاهراً این را در نظر گرفته­اند که ممکن است پذیرش، در یک جاهای مطرح می­کنند این را که ممکن است پذیریش این نباشد که خیلی راحت اینها بخواهند همه جا بحث اجتهادی را انجام بدهند لذا یک مقداری به قول معروف دست به عصا چون ابتدای امر هست و باز خوردهای منفی را دیده­اند لذا شیخ مفید یک ویژگی بیار بزرگ و عظیمی دارد و آن هم این که اساتید خودش را در کمال احترام نقد می­کند اگر جای می­بیند در جریان عقل گرایی و اجتهاد افراط اتفاق افتاده نقد می­کند و از آن طرف هم اگر می­بیند که جای در جریان حدیث گرایی دارد افراط اتفاق می­افتد نقد می­کند و اصلاً ویژگی ایشان این هست که آن حد میانه و حد وسط را بیان می­کند.

مجری:

استاد من دوتا سؤال دارم، یک اینکه طبق دسته بندی که گفتید البته یک تقسیم بندی برای روشن شدن بحث است و هیچ اجباری و هیچ چیزی نیست که فقط این تقسیم بندی و لا غیر، «شیخ طوسی» را جزو کدام یکی از این سه دسته شما دسته بندی می­فرمایید؟

استاد عباسی:

«شیخ طوسی» که اصلاً ورود جدی پیدا می­کند دیگر دوران شیخ طوسی به بعد دوران شکوفایی است ما دیگر دوره بعدی می­رویم سراغ...

مجری:

این را که پس فرمودید تا قبل شیخ طوسی است.

استاد عباسی:

بله یعنی شیخ طوسی یک حد وسط است که دیگر شیخ طوسی (اعلی الله مقامه الشریف) یک فضای را باز می­کند در اجتهاد که قبل از آن شاید عرض بکنیم 20 درصد 30 درصد آن هم فراهم نبوده، حالا عرض خواهیم کرد که...

مجری:

یعنی حتی این که می­فرمایید مثلاً آن ابن أبی عقیل که خیلی عقل گرا بوده و شیخ مفید و سید مرتضی (اعلی الله مقامه الشریف) که میانه بوده­اند این تازه بیست سی درصد اجتهاد بوده.

استاد عباسی:

بله آنها پایه گذاری و ایجاد مبانی وسیع نتوانسته­اند بکنند حالا خدمات شیخ طوسی را که عرض می­کنیم اتفاقات شیخ طوسی را عرض می­کنیم کاملاً این روشن می­شود که تفاوت آن با قبل از خودش واقعاً بی نظیر است یعنی یک فضای کاملاً جدیدی را در این باب باز می­کند.

مجری:

پس عملاً بررسی شیخ طوسی«رحمة الله علیه» می­شود برای دوره بعدی.

استاد عباسی:

بله یعنی انتهای این دوره و ابتدای دوره بعدی.

مجری:

استاد از غیبت صغرا که شروع کردید این دوره را دسته بندی کردید خب علمای معاصر غیبت صغرا و بعد از آن را گفتید تا 430 هجری قمری، ما چهارتا نائب خاص داریم برای امام زمان«عج» این چهارتا در کدام یکی از این، بالاخره اینها هم آدم­های عالم و محدث و اهل فکر بودند که به مقام نائبی امام زمان رسیده­اند، این چهار بزرگوار در کدام یکی از این دسته بندی­ها جا می­شوند؟

استاد عباسی:

ببینید اصحاب امام عصر«ع» یعنی در واقع نواب اربعه امام عصر«ع» اینها بیان مطالب را به معنای آوردن توقیعات خود شان از فقهای عصر بودند منتهی به خاطر وظیفه و مأموریتی که به اینها داده شده بود و آن هم ارتباط مستقیم با حضرت ولیعصر«عج» بود نگارش کتاب­ها مانند این علمای که داریم عرض می­کنیم فراهم نشد که نگارش کتاب­های مستقلی از آنها بخواهد به دست ما برسد که مکتب آنها را و مدل آنها را بدانیم اما به طور قطع اصل جریان در آنها صدق پیدا می­کند درست است که مسائل سخت را و حاد را از امام معصوم می­پرسند اما در مابقی مطالب و معارفی که روایات از سایر معصومین وجود داشته آنها یک حالت جریان اجتهاد به اصطلاح میانه­ای را داشته­اند منتهی باز آنها هم ورود به مرحله بعدی به این شکل نتوانسته­اند بکنند، اجتهاد به معنای اینکه از بین روایات تعارض ادله را حل بکنند روایات را بررسی بکنند آن روایت صحیح و درست را انتخاب بکنند و بر اساس آن نظر را بدهند هنوز ما اینجا چیزی به نام اجتهاد عمیق­تری که از زمان شیخ مفید و سید مرتضی اتفاق می­افتد یا ابن أبی عقیل و بعد شیخ طوسی آن را ما در دوره اینها نداریم یعنی فضای دوره نواب هنوز شاید این فضا نباشد که بخواهیم به این شکل بررسیی کنیم.

مجری:

خب باز بالاخره فرمودید در جلسات قبل مثلاً زمان امیرالمؤمنین یا حتی زمان امام صادق«ع» گفتند بابن رسول الله من اینطوری دارم عمل می­کنم گفتند درست است.

استاد عباسی:

آن مقدار که بوده یعنی آن مقدار یعنی اصل اجتهاد به قول آقایان می­گویند حالا ما این را قبول داریم آن یکی را قبول نداریم، این اصل اجتهاد که بوده گسترش این اجتهاد یعنی ببینید اصل اجتهاد به معنای اینکه روایات را بررسی بکنند صحیح و سقیم روایات را در علم رجال در علم درایه بعد به قصه تعارض روایات و تعارض ادله، تعادل و تراجیح به کار بردن، این مقدار که بوده این مقدار قطعی است که بوده ولی گسترش این به اصول عملیه.

مجری:

یعنی شما اگر بخواهید نواب امام زمان نواب خاص را در این دسته بندی که فرمودید از زمان شروع غیبت صغرا تا زمان شیخ الطائفه بگوییم اهل حدیث اهل اجتهاد و اهل میانه و حد وسط در کدام دسته جای می­شوند؟

استاد عباسی:

نزدیک به اهل میانه هستند یا شاید بگوییم بین، اگر بخواهیم آنها را دسته حساب نکنیم بین اهل میانه و اهل حدیث یعنی گرایش یعنی پایه و مکتب حدیثی است اما با اجتهاداتی که انجام می­دادند ولی می­گویم دیگر مثل شیخ مفید بعد سید مرتظی بعد جریان شیخ صدوق اینها گسترش می­دادند یعنی موارد دیگر را یعنی هر چقدر فاصله می­گرفت ضرورت اقتضا می­کرد که این گسترش پیدا بکند تا بتوانند به احکام فقهی دست پیدا بکنند.

من می­خواهم چندتا از شخصیت­های این دوره را همین زمان به علاوه استناد از اینکه اینها چه کرده­اند و چه ویژگی داشتند عرض بکنم.

مجری:

خیلی ممنون که ما را دنبال می­کنید کما کان  در شاید آخرین تایم این برنامه باشیم  از استاد محترم حاج آقای عباسی می­خواهم آن شخصیت­های که فرمودید بفرمایید که ان شاء الله بتوانیم این دوره را جمع کنیم در این قسمت.

استاد عباسی:

بله آن شخصیت­ها من نمونه­هایی را عرض می­کنم با اقداماتی که در این قصه انجام دادند یکی از آنها ابن ابی عقیل عمانی هست که عرض کردیم هم عصر شیخ کلینی بوده از نخستین افرادی بوده که در آغاز غیبت کبری فقه را با قواعد اصولی تطبیق داده و و راه اجتهاد را به نوعی گشوده و حالا افراطی که از او می­گویند در عین حال آراء او به قول معروف فراوان نقل می­شود در فقه در کتاب« مدخل الی علم الفقه» آمده که ایشان:

«فإنّه اول من حرر المسائل الفقهیه و قد صنف کتاب المتمسک بحبل آل الرسول بعد أن احتاجة الشیعه لتحصیل الفتوا»

اولین کسی بود که مسائل فقهی را به رشته تحریر در آورد، کتابی به نام المتمسک بحبل آل الرسول را بعد از اینکه شیعه نیازمند به فقه شد واجتهاد شد نوشتند.

مدخل إلی علم الفقه عند المستمعین الشیعه  ص32 آورده.

شخصیت دیگر ابن جنید اسکافی است متوفای 381هجری قمری ما در رابطه با چیز من یک نکته­ای گفتم بعد داشتم الآن این باز نگاه می­کردیم 436که من عرض کردم ظهور شیخ الطائفه بعنی زمانی است که مصدر افتاح و مصدر بزرگی بین مسلمان­ها را و بین شیعیان را پیدا می­کند و إلّا ایشان متوفای 460 هجری قمری هستند این را من اصلاح بکنم، جناب «ابن جنید اسکافی» بعد از ابن أبی عقیل طریق اجتهادی ایشان را به نوعی ادامه دادند و هر دو بزرگوار تطبیق احکام با ادله و رد فروع بر اصول و احیای روش اجتهادی را داشتند و در این راه تلاش کردند.

مجری:

ابن أبی عقیل زمان غیبت صغرا را هم درک کرده بود؟

استاد عباسی:

بله زمان غیبت صغرا را درک کرده بود چون معاصر تاریخ وفات دقیق ایشان را ذکر نکرده­اند صده چهار هست ولی معاصر مرحوم «کلینی» هست که مرحوم کلینی متوفی 329 است اما نسبت به ایشان تاریخ دقیق ذکر نکرده­اند ولی ایشان هم غیبت صغرا را درک کرده است.

مجری:

یعنی در حقیقت این نگاه اجتهادی و نیاز به اجتهاد و فتوا از همان بلافاصله بعد از غیبت امام معصوم و دوره غیبت صغرا در بین علماء حس شده و به وجود آمده و راه افتاده.

استاد عباسی:

بله آغاز شده و به راه افتاده و بعد در ادامه هست که گستردگی بیشتر دیگر با غیبت کبرا اتفاق می­افتد.

در کتاب «قوائد الحدیث» «موسوی غریفی» آمده که «سید بحر العلوم» در مورد «ابن عقیل» می­گوید که او اولین کسی بود که فقه را دسته بندی کرد و در آن اعمال نظر کرد

« وستعمل النظر و فتح البحث عن الاصول و الفروع فی ابتداء الغیبت ال کبری و بعده الشیخ الفاضل بن جنید وهما من کبار طبقة السابقه»

که بعد از آن هم «ابن جنید» بود که آمد و این کار را انجام داد.

شخصیت دیگر «شیخ مفید» بود که عرض کردیم متوفی 413 هجری قمری در کتاب «اعیان الشیعه» در رابطه با آثار شیخ مفید آمده که شیخ مفید کتاب «التذكرة بأصول الفقه» را تألیف کردند و اولین بار در کتاب تذکره شان قواعد استنباط فقهی را جمع کردند و بر همین اساس هم فتوا دادند.

شخصیت دیگر «سید مرتضی» معروف به «علم الهدی» متوفی 436 هجری قمری هست که ایشان شاگرد «شیخ مفید» هست و کتاب «الذریعه فی اصول الفقه» به نوعی تألیف ایشان از سخنان استاد هست، دقیقاً آن روش اجتهادی را پیگیری می­کند باعث تحکیم اجتهاد می­شود در «تذکرة الاعیان» آمده که:

«الذریعه فی اصول الفقه و هو  ابسط کتاب فی اصول الفقه فرغ منه فی نهایة القرن الرابع»

در سال 400 این کتاب را ایشان «مرحوم سید مرتضی»

مجری:

که می­فرمایند مبسوط­ترین کتاب فقه است.

استاد عباسی:

بله می­گویند در آن دوره مبسوط­ترین کتابی هست که در اصول فقه در آن دوره نگارش پیدا کرده.

در پایان ماجرا ما به پایان این دوره و ابتدای دوره بعد به جریان «شیخ طوسی» می­رسیم که فکر می­کنم باشد بحث آن مفصل­تر إن شاءالله هفته آینده این را مطرح بکنیم.

مجری:

یک سؤال دیگر من برایم به وجود آمد، چقدر، آن چیزی که امروز، حالا با می فرمایید زمان «شیخ طوسی»

هم خیلی گسترده­تر شد، آن چیزی که امروز ما در حوزه تحت عنوان اصول فقه داریم و بالاخره یک تعدادی هم مخالف هستند به همین وضعیت، چه چیزهای شاخصه­های که الآن هست و آن موقع نبوده غیر از آن مثلاً جریان اصول عملیه و استصحاب و تأخیر و این بحث اصول عملی که دیگر خیلی یک مقداری عقلی شده چه چیزهای دیگری آن دوره بوده و الآن نیست؟

استاد عباسی:

این را اگر، یک مقداری بحث آن مفصل است با توجه به اینکه «شیخ طوسی» تفاوت خیلی زیاد یعنی تغیرات خیلی جدی می­شود و باید شاخصه­های شیخ طوسی و نکاتی که ایشان به آن پرداخته، یعنی ما به نوعی باید بگوییم قبل از شیخ طوسی و بعد از شیخ طوسی و خیلی از اینها با همدیگر متفاوت می­شود یعنی گستردگی که پیدا می­کند از شیخ طوسی به این طرف واقعاً قابل توجه است هم مقادر آن هو ویژگی­های آن، آنها را من حتماً یعنی شما هم خاطرتان باشد یادداشت هم بکنید که هفته آینده حتماً نسبت به این ما جلسات آینده مفصل می­پردازیم که چه چیزها نبود در اجتهاد گذشته یا اجتهاد اولیه و بعد اضافه شد و حتی اینکه چرا اضافه شد؟ یعنی اگر نبود چه اتفاقی می­افتاد؟ بله چرایی آن را هم مطرح می­کنیم که اگر نبود چه اتفاقی می­افتاد؟ مثلاً اشکالی به وجود می­آمد؟ ضعفی به وجود می­آمد؟ اینها از چه چیزی به اینجا رسیده­اند که باید این هم باشد، این هم باشد، اصول عملیه هم باشد، موارد دیگر هم باشد؟ اینها را این سیر را که وقتی مطرح می­کنیم خیلی مسائل روشن خواهد شد.

مجری:

این که می­فرمایید که راجع به بحث اجتهاد و این گستردگی مرتبط به زمان شیخ طوسی می­شود، من یاد و خاطرم هست که هفته­های گذشته راجع به بحث اخباری­گری که صحبت می­کردید این جریانی که الآن هست را می­فرمایید که اینها نو اخباری هستند به تعبیری،آن اخباری­های آن دوره به الآن چه تفاوت­های داشتند یعنی آن، فکر می­کنم این جنگی که الآن هست حالا به تعبیری می­گویم جنگ، این جنگی که الآن هست حول یک محورهای است آن اختلاف­های آن موقع حول یک محورهای دیگری بود یعنی بیشتر می­خواهم آن دوره برایم روشن بشود.

استاد عباسی:

ببینید روشن شدن این تفاوت سبک و سیاق حجمۀ اینها به مسأله اجتهاد و تقلید با حجمۀ که آنها انجام می­دادند اتفاقاً در همین بیان این دوره یعنی الآن ما که شیخ طوسی را بیان می­کنیم بعد مراحل بعدش را می­آییم تا می­رسیم به یک جای که مثلاً ملا محمد امین استر آبادی مثلاً می­آید و موضع می­گیرد و جریان اخباری گری را یک مقداری رشد جدی­تری می­دهد دو مرتبه یک بازگشت­های اتفاق می­افتد این تفاوت­ها روشن می­شود، ما می­گوییم این چیزی که الآن هست حتی آن چیزی که قرن نه و ده و یازده و اینها به صورت جدی مطرح شده حتی آن نیست یعنی یک چیزهای در این نو اخباری­گری به ماجرا اضافه شده یک حجم­ها و حمله­های اضافه شده که از دل آن این در می­آید که خب اساساً همه اینهای که این مسیر را دارند می­روند کاملاً به خطا رفته­اند اصلاً ما چیزی به نام این سبک و سیاق حوزه علمیه هم نباید داشته باشیم چیزی به نام که دیگر اینها مثلاً زدند حتی به قصه لباس روحانیت و نمی­دانم این حرف­ها هم زدند تخصص این مدلی هم باید داشته باشید این هم زیر سؤال می­رود چون آنها می­گفتند شخص باید در هر صورت وقتی می­خواهد مطلب ارائه کند باید متصص باشد، الآن ما شاهد این هستیم که می­بینیم که اصلاً شخص متخصص نیست هم می­گوید اشکال ندارد خودت مراجعه کن و روایت را در فروع کافی ببین مقدماتی هم نمی­خواهد، خب الآن مثل گذشته هم نیست که دسترسی هم سخت باشد هر کسی می­تواند در نرم افزار در انترنت بزند مثلاً کتاب اصول کافی را داشته باشد خودش فروع کافی را داشته باشد بخواند و خودش هم به اصطلاح یک نظری فتوای، یک گیرهای این مدلی وجود دارد آن را عرض خواهم کرد.

مجری:

اینهای که الآن هستند دارند اینطوری می­گویند؟

استاد عباسی:

بله

مجری:

نه من صحبتم آن موقع است

استاد عباسی:

همین دارم می­گویم تفاوت دیگر یعنی می­گویم آن موقع می­گفتند این بخش شما...

مجری:

یعنی نگاه افراطی که الآن هست که نیاز به هیچ چیزی نیست برو خودت مراجعه کن حتی آن دوره هم نبوده؟

استاد عباسی:

آن دوره هم نبوده بله، آن دوره می­گفتند به عالم باید مراجعه بکنی به متخصص باید مراجعه بکنی اما مراجعه به متخصص باید بر مبنای کتاب و سنت باشد عقل را دخیل در مثلاً فتوا دادن نباید بکنند اصول عملی و اینها مثلاً نباید دخیل بکنند فقط باید بر اساس آیات و روایات باشد، این چیزی که الآن هست یک حالت افراطی از آن جریان هست که به عنوان نو اخباری­گری از آن یاد می­شود.

مجری:

خیلی ممنون خسته نباشید.

خیلی ممنون که ما را دنبال کردید در این هفته هم مثل هفته­های گذشته اگر به قسمتی از برنامه رسیدید یا می­خواهید باز مراجعه بکنید برنامه عصر ایمان مثل سایر برنامه­های شبکه جهانی حصرت ولی عصر در سایت شبکه موجود هست می­توانید مراجعه بکنید.

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

 



* اسم:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی: