2020 October 28 - چهار شنبه 07 آبان 1399
کلمه طیبه
کد مطلب:3631 گروه: کلمه طیبه آمار بازدید: 598

کلمه طیبه
حجت الاسلام یزدانی - 21 مهر 1399


  دانلود
امتیاز:
  01:25:41 حجم فیلم: 211 مگابایت





دانلود صوت


قسمت یازدهم برنامه کلمه طیبه با کارشناسی حجت الاسلام و المسلمین یزدانی
 

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ : 21 مهر 1399

مجری:

اَعُوذُ بِاالله مِنُ الشَّیّطانِ الرَّجِیّم بِسّمِ الله الرَّحمنِ الرَّحِیّم الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ صَلَّی اللَّهُ عَلَی مُحَمَّدٍ آلِهِ الطَّاهِرِینَ

رکاب آهسته آهسته ترک خورد و نگین افتاد

پر از یاقوت شد عالم سوار از روی زین افتاد

دیگرگون شد جهان لرزید دنیا زیر و رو شد خاک

دمی که زینت دوش نبی روی زمین افتاد

خدایا هیچ زخمی بدتر از دلواپسی­ها نیست

که چشمش سوی خیمه لحظه­های واپسین افتاد

برای من نگهدار و بیاور زخم­هایت را

اگر خواهر مسیرت سوی من در اربعین افتاد

نفهمیدند طاها را نفهمیدند یاسین را

به چوب خیزران دندانه­ای از حرف سین افتاد

عرض سلام و ادب و احترام دارم خدمت همه شما بینندگان عزیز و ارجمند شبکه جهانی حضرت ولیعصر«عج»، همچنین عرض تسلیت به مناسبت ایام سوگواری آقا أبا عبدالله الحسین و ایام اسارت و این فاجعه­های که بر آل الله وارد شد.

امشب هم طبق روال دوشنبه شب­ها در محضرتان هستیم با برنامه کلمه طیبه و إن شاءالله در این برنامه استفاده می­کنیم از محضر حضرت حجت الاسلام و المسلمین حاج آقای یزدانی، سلام علیکم و رحمة الله.

استاد یزدانی:

سلام علیکم و رحمة الله

اَعُوذُبِاللّه مِنَ الشَّیّطانِ الَّعِینِ الرَّجِیمّ  بِسّمِ اللّهِ الرَّحّمنِ الرَّحِیمّ الحمد لله الذي اظهر الوجود ومنه بدأ کل حمد وإليه يعود و الصلاة والسلام علي شاهد و المشهود لکل موجود محمد المحمود وعلي آله آل الله الودود خلفاء الله علي عالم الغيب و الشهود سيما الحجة بن الحسن المهدي المنتظر الموعود.

من هم سلام و عرض ادب دارم خدمت حضرت عالی و خدمت همه بینندگان عزیز شبکه جهانی حضرت ولیعصر«عج» امیدوار هستم که امشب هم برنامه­ای در خور شأن بینندگان عزیز تقدیم شان کنیم.

مجری:

إن شاءالله با وجود حضرت عالی حتماً إن شاءالله انجام می­شود، بینندگان عزیز مستحضر هستند که شیوه برنامه به چه سبکی هست و قطعاً الآن بی صبرانه منتظر هستید تا کلیپ­های که از این شبکه­های وهابی و طبیعتاً رسوای­های اینها پخش بشود و همه ببینیم و إن شاءالله به بوته نقد بگذاریم اینها را. 

کلیپ اول را پخش می­کنیم و با هم می­بینیم.

کلیپ اول:

خواهر ما سمیه در رابطه با اینکه سیدنا حسین شیعه بوده، آن زمان شیعه­ای وجود نداشت همه اهل سنت و جماعت بودند سیدنا علی سیدنا حسین و فرزندان شان همه اهل سنت و جماعت بودند آخوندها دروغ می­گویند این شیعه یک إیده جدیدی است در قرن سوم به وجود آمد خیلی سال­ها بعد از شهادت سیدنا حسین و فرزندانش، شیعه وجود نداشت، شیعه یک مذهب جدید ساختگی است ربطی به اسلام ندارد.

مجری:

بله حضرت استاد همانطور که دیدیم اینها، البته تناقض­ها بسیار زیاد است که یک یک اینها را یک سری چیزها بیان می­کنند بعدش حالا برنامه بر آن چیزی که به مصلحت شان باشد، الآن مصلحت را در این دیدند که بخواهند بیان بکنند که اصلاً شیعه­ای، اصلاً نام شیعه در زمان آقا أبا عبدالله و اینها وجود نداشته و این

یک چیزی هست که الآن چند قرن است که این را ساخته­اند و از قرن سوم به بعد کلاً چنین چیزی رواج پیدا کرده است.

استاد یزدانی:

بله ادعای اینها همین است که شیعه عصر ائمه «علیهم السلام» نبوده و این شیعه ربطی به اسلام ندارد، درواقع دارد همه شیعه را تکفیر می­کند با این حرفی که می­زند و امام حسن، امام حسین امیرالمؤمنین اینها همه اهل سنت بودند، من دوتا جواب می­دهم برایشان یکی جواب حلّی و یک جواب نقضی؛ اول این جواب حلی را من خدمت بینندگان عزیز بدهم روایتی که در  منابع اهل سنت هست، مستندات زیادی که در منابع اهل سنت وجود دارد در باره اینکه شیعه در چه عصری بوجود آمده و در چه زمانی چه کسانی در عصر اول شیعه بودند این را  خب خیلی زیاد است من فقط چون برنامه­مان مختصر هست، به اختصار چندتا مستند خدمت­تان نشان بدهم، اولین مستند که خب بارها نشان دادیم و بارها  دیدند بینندگان عزیز «ابن خلدون» هست در تاریخ خودش یا در مقدمه خودش، که از کتاب­های تاریخی معتبر اهل سنت هست آقایا عبد الرحمن بن خلدون  متوفای 808، ج3، چاپ دارالفکر بیروت، چاپ 1421، ص 314، اصلاً عنوانش این هست «مبداء الدولة الشیعه» شیعه از چه زمانی شروع شد،

«أعلم أن مبدأ هذه الدولة أنّ اهل البیت علیهم السلام لما توفی رسول الله (صلی الله علیه و آله) کانوا یرون أنتم أحق بالأمر و أن الخلافة لرجالهم دون من سواهم من قریش»

تاریخ ابن خلدون ، چاپ دارالفکر، بیروت، چاپ 1421، ج3، ص314،

مبدأ دولت شیعه سرآغاز دولت شیعه  زمانی بود وقتی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) از دنیا رفتند اهل بیت علیهم السلام اعتقادشان این بود نظرشان این بود که آنها شایسته­تر هستند بر خلافت، خلافت حق آنها است و حق دیگران نیست؛ این سرآغاز مبدأ شیعه است، سر آغاز مبدأ شیعه از زمان وفات رسول خدا (صلی الله علیه و آله)، مؤسس این مذهب چه کسی است؟ اهل بیت (علیهم السلام) خب این اعتراف بسیار مهمی از آقای ابن خلدون.

 

مجری:

هردوتا چیز را اثبات می­کند هم اینکه مبدأش چه زمانی است و اینکه مؤسسش چه کسی است و اینها را غاصب می­دانسته

استاد یزدانی:

همینطور ما زیاد داریم در میان صحابه کسانی که صریح جزء شیعیان امیرالمؤمنین به حساب می­آمدند، حالا باز مستند در این باره زیاد هست؛ شرح حال بزرگانی مثل ابوذر غفاری، سلمان فارسی، مقداد، جابر اینها را که برویم و ببینیم، بسیاری از بزرگان اهل سنت گفته­اند اینها شیعیان امیرالمؤمنین بودند. حالا من باز یک مستندی از آقای مطهر بن طاهر مقدسی که در قرن سوم می­زیسته کتاب البدو التاریخ، جلد 5، صفحه شماره 124،ایشان می­خواهد بگوید شیعه چه فرقه­هایی دارد حالا یک چیزهای عجیب و غریب از خودشان می­شمارد که حالا وجود خارجی دارد یا ندارد را یک وقت دیگر باید بحث بشود؛ «ذکر فرق الشیعه» البدوالتاریخ،ج5،ص124 بعد در تفسیرش می­گوید:

«إعلم أنّ الشیعه أتو فی حیاة علی ابن ابی طالب ثلاث فرق»

شیعه در زمان امیرالمؤمنین سه تا فرقه بود

در زمان خود امیرالمؤمنین؛ خی چه کسانی بودند شیعیان امیرالمؤمنین، یک عده­ای از صحابه که اینها شیعه امیرالمؤمنین حساب می­شدند، که از شیعیان خاص امیرالمؤمنین از دوستداران امیرالمؤمنین بودند، عمار بن یاسر، سلمان،مقداد، جابر، ابوذر، عبدالله بن عباس، ایشان عبدالله بن عمر را هم می­آورد ولی خب خیلی عجیب است این بیان، جریر بن عبد الحمید بجلّی، دحیة بن خلیفه، دحیه کلبی معروف، و دیگرانی از صحابه؛ اینها می­گوید بعنوان نمونه، اینها شیعیان امیرالمؤمنین بودند و دیگرانی از صحابه که ما نمی­توانیم گمان بد در باره آنها ببریم که آنها بر حق نبودند، نمی­توانیم اشکال بگیریم.

«لا نجد لطعن فیهم موضعاً»

نمی­توانیم به اینها اشکالی هم وارد کنیم

خب اینها شیعه بودند، اینها خودشان را شیعه امیرالمؤمنین می دانستند، ابوذر غفاری،سلمان فارسی،

عمار بن یاسر، مقداد بن اسود، جابر بن عبدالله انصاری، عبدالله بن عباس و بقیه؛ خب شما پیدا کنید یک نفر سنی در میان صحابه، حالا می­رسم بحث نقضی را خواهیم گفت؛ بعد کسان دیگر مثلاً مثل ابو طفیل، از اصحاب خاص امیرالمؤمنین هست و از شیعیان و حتی جالب است آقای ابن قطیبه دینوری ، از بزرگان تاریخ اهل سنت است در کتاب« المعارف» خودش  می­گوید این جزء شیعان غالی بوده، جزء رافضه غالی بوده، اینها خب دسته بندی می­کنند کتاب المعارف ابن قطیبه دینوری ،ابو محمد عبد الله بن مسلم ابن قطیبه دینوری، چاپ دارالمعارف مصر ،صفحه شماره 624.

«اسماء الغالیه من الرافضه»

اسماء غالی از رافضه

المعارف، ابن قطیبه دینوری، چاپ دارالمعارف مصر، ص624

اینها ببین شیعه را چند دسته می­کنند، یک شیعه، شیعه غالی، رافضی، رافضی غالی؛ دیگر رافضه غالی بالاترین درجه­ای است که می­تواند یک شیعه به آن برسد، خب حالا تعریف ابن حجر اسقلانی تعریف کرده شیعه چه می­گفتند، شیعه غالی که بود، رافضی همان­هایی هستند که ما می­گوییم، رافضی غالی که بود؟ رافضی غالی او بود که به شیخین سب می­کردند، به این می­گفتند رافضی غالی، خیلی دیگر از رفض هم گذشته، ابو طفیل، عامر بن واصله، از اصحاب خاص امیرالمؤمنین، پرچمدار مختار بن ابو عبید سقفی از اصحاب پیغمبر بود و از شیعیان غالی، از رافضه­های غالی بود ایشان، مختار بن ابو عبید سقفی، ایشان هم از اصحاب پیغمبر است در خود ابن حجر ایشان را نامش را جزء صحابه آورده، جرء کسانی است که در همراه پدر خودش در حجة الوداع آمده بوده پیغمبر را دیده مسلمان شده، ابو عبد الله جدلی، ایشان هم از اصحاب پیغبر است، ایشان هم صحابی است، اینها همه شیعیان غالی بودند، رافضه غالی، حالا دارم می­گویم شیعه غالی، رافضه غالی بودند، خب ما  از این دست مستندات زیاد است، فراوان است که بخواهیم برای ابوطفیل، برای سلیمان بن سرد خزائی، برای خیلی از اصحاب پیغمبر که اینها شیعه بودند.

مجری:

نه تنها شیعه بودند بلکه از آن شیعیان به قول معروف افراطی بودند به قول اینها

استاد یزدانی:

شیعیان خالص، از آن شیعیان خالص بودند؛ خب ما روایت فراوان داریم در منابع اهل سنت که خود پیغمبر گفته

«علیٌّ و شیعته هم الفائزون»

ببینید من حالا فرصت نشد اسکن­های اینها را بگیریم؛در شیعه که فراوان است روایاتش، در منابع اهل سنت هم حداقل16تا روایت ما از افراد مختلف در کتاب­های مختلف اهل سنت داریم که پیغمبر فرموده است که:

«هم شیعتک و انت امامٌ»،«علیٌّ و شیعته هم الفائزون»

کلمه شیعه، حداقل 16تا سند در منابع اهل سنت داریم، حالا من فایل ووردی­اش هست دیگر فرصت نشد می­توانم حتی نشان بدهم روایت اول از امیرالمؤمنین، روایت دوم از امیرالمؤمنین، روایت سوم از امیرالمؤمنین، از حضرت زهرا، از اسامة بن زید، از حضرت ام سلمه، از حضرت زهرا، باز از ابو سعید خدری، باز از حضرت ام سلمه، از ابو سعید خدری، از ابو عبدالله نجی، از ابو حریره، از ابو رافع، از انس بن مالک، حالا یک وقت دیگر ، خب حضرت آیت الله قزوینی مفصل اینها را مستنداتش را ارائه داند حالا من واردش نمی­شوم به هر حال از دیدگاه مستنداتی که خدمت­تان گفتیم، قطره­ای زا دریا را گفتیم شیعه در عصر پیغمبر بوده، شیعه در عصر صحابه بوده، در همان روزهای اول سقیفه عده­ای شیعه­ بودند و اهل بیت پیغمبر هم، اینها مؤسس شیعه بودند ،خب حالا از شما می­پرسیم، یک نفر پیدا کن که در عصر صحابه اسمش اهل سنت باشد، بگوید آقا فلانی از اهل سنت است، اصلاً پیدا کن کلمه اهل سنت را در قرون اولیه، اصلاً وجود ندارد ،اصلاً کلمه اهل سنتی نبوده، کلمه اهل سنت را احمد بن حنبل تازه ابداء کرده قبل از احمد بن حنبل فرقه­ای به نام اهل سنت نداشتیم، من تحدی می­کنم آقای خدمتی، تو که بمب می­اندازی این بمبم را هم خب بگیر نارنجک می­اندازد، بمب می­اندازد، یک نفر پیدا کن که گفته باشد قبل ازاحمد بن حنبل فرقه­ای به نام اهل سنت وجود داشته، اهل السنة و الجماعه، پیدا کن یک نفر را، وجود خارجی ندارد اصلاً نداشته، اصلاً پیدا کن، باز هم این تحدی دوم، یک نفر از بزرگان تاریخ اهل سنت را پیدا کن که به خلافت امیرالمؤمنین بعنوان خلیفه چهارم معتقد باشد، دقت کن قشنگ چه می­گویم، یک نفر از ائمه اهل سنت را پیدا کن قبل از احمد بن حنبل که به امامت امیر المؤمنین بعنوان خلیفه چهارم معتقد باشد ،اصلاً وجود خارجی ندارد، شافعی را می­بینی، سه تا خلیفه را قبول دارد، مالکی­اش دوتا خلیفه را قبول دارد، سعید بن مصیب یک چیز دیگر را قبول دارد، خب ندارند اینها یک مستندی که این منظوم اعتقادی اینها را ثابت کند، اینها الآن چه می­گویند؟ خلیفه اول ابوبکر، خلیفه دوم عمر بن خطاب، خلیفه سوم عثمان، خلیفه چهارم می­گویند علی بن ابی طالب؛ ولی هیچ مستندی برای این مسئله ندارند در قرون اولیه ، یک بدعتی است که احمد بن حنبل گذاشته؛ قبل از احمد بن حنبل شما سنی را پیدا نمی­کنی، دارم تحدی می­کنم سنی را پیدا نمی­کنی که این منظومه اعتقادی را قبول داشته باشد، وجود ندارد، حالا من قبلاً اینها را مستنداتش را نشان دادم، حالا هم باز، یکی دوتا مستند از خود بزرگان اینها نشان بدهم، مثلاً ابن تیمیه، ببینید ابن تیمیه در  کتاب « منهاج السنة» خودش جلد دوم، چاپ اول، چاپ1406، صفحه 221، لفظ اهل سنت را معنا می­کند، لفظ اهل سنت یعنی چه؟ اهل سنت یعنی چه؟

«فلفظ اهل السنة یراد به من أثبت خلافة الخلفاء الثلاثة»

منهاج السنة، ج2، چاپ اول، چاپ1406، ص 221

اهل سنتی یعنی چه؟ یعنی کسی که خلافت خلفای سگانه را قبول داشته باشد، شما این چهارتا را از کجا آوردید؟

مجری:

بقول خودشان در قرن سوم باید دنبالش بگردیم

استاد یزدانی:

در قرن سوم باید دنبالش بگردیم، خود احمد بن حنبل هم سالهای اول عمر خودش، زمانی که در شام بود امیرالمؤمنین را بعنوان خلیفه چهارم قبول نداشت، بعد از آنکه آمد در بغداد، آنجا هر روز نظرش عوض

شد تا اینکه گفت

«من لم یر بعلیٍ و هو عزل من حمار اهل»

حالا من از شافعی  هم خدمت­تان نشان بدهم که امام شان شافعی در منهاج السنة باز همه را دارم از ابن تیمیه نشان می­دهم چون اینها ابن تیمیه را از خدا هم بیشتر قبول دارند، جلد 4، صفحه شماره 404، که از شافعی روایت شده که می­گفت خلفاء سه­تا هستند، ابوبکر، عمر، عثمان، خود شافعی امیرالمؤمنین را بعنوان خلیفه چهارم قبول نداشت، بعد خود ابن تیمیه چه می­گوید؟ می­گوید آن روایات صحیحی که از پیغمبر نقل شده، آن خلافت تامه­ای که همه مسلمان­ها به آن اجماع داشتند و با کفار جنگیدند دین پیروز شد فقط در زمان خلافت ابوبکر ، عمر و عثمان بود، در زمان امیرالمؤمنین اهل قبله با هم اختلاف داشتند اصلاً خلافتش قبول نیست، مشروع نیست طبق این گفته­ای که ابن تیمیه دارد.

من باز هم از آقای خدمتی تحدی می­کنم آقای خدمتی بزرگوار یک نفر از اهل سنت را نشان بده که در سه قرن اول قبل از احمد بن حنبل اعتقاد داشته باشد به چهارتا خلیفه ،داشتند چهارتا خلیفه ، چهارمی معاویه بود ، امیرالمؤمنین را کسی قبول  نداشت ،این را هم بارها گفتیم که مسلمان­ها در آن دو قرن اول، دو دسته بودند، یا علوی بودند یا عثمانی بودند ،علوی آنهایی بودند که امیرالمؤمنین را بعنوان خلیفه قبول داشتند، عثمانی­ها آنهایی بودند که فقط سه­تا خلیفه اول را قبول داشتند به امیرالمؤمنین فحش می­داند ،نداشتیم در سه قرن اول قبل از احمد بن حنبل که کسی معتقد باشد به این منظومه اعتقادی که الآن اینها دارند، خب اصلاً وهابیت کی آمده؟ شما که وهابی می­دانی خودتان را این وهابیت کی آمده؟ 1157 آقا محمد بن عبد الوهاب آورده ،1206 هم که خودش از دنیا رفته، سلفیه کی آمده؟ مذهب سلف کی آمده؟ پیدا کن شما قبل از ابن تیمیه مذهبی به نام مذهب سلفیه، مستندی بیاور در این باره، مستندی بیاور که پیغمبر گفته باشد آقا سلفی باشید ،وجود ندارد، ما مستند این همه نشان دادیم صحابه شیعه بودند، شما یک صحابه را پیدا کن که لقب سلفی داشته باشد، یک صحابه را پیدا کنید که گفته باشد من وهابی هستم، پیدا کن دیگر، در    خدمت­تان هستیم.

مجری:

بله بسیار عالی، بله صحابه بگویند ما وهابی هستیم، حالا از اینها هم بر می­آید در منابع­شان بخواهند چنین چیزی بگنجانند و  اینها با این اوصافی که تا حالا از آنها دیدیم، بسیار خب اتفاقاً چقدر هم شاید جدی گفته دیگر ،یعنی ما بررسی می­کنیم اهل سنت واقعی همین شیعیانی بودند که الآن در منابع مختلف و مصادر مختلف هم مثال­هایش را دیدیم که بنام شیعه مطرح می­شدند اهل سنت واقعی آن زمان.بسیار خب تشکر می­کنیم از شما و کلیپ بعدی باهمدیگر می­بینیم.

کلیپ

- شما یک اشاره­ای داشتید نسبت به اینکه شما معتقدیم، یعنی ما و به آن حدیث معتقد هستیم که پیامبر ما فرموده است که اهل بیت من مثل­شان مثل سفینه نوح است و هر کسی سوار شد نجات پیدا کرد و متخلف غرق شد؛ شما فرمودید که این حدیث در نزد ما صحیح نیست، و بر فرض هم که صحیح باشد این اختلافاتی که بین ائمه شما بوده است بنام اهل بیت، این کشتی­ها آیا ما را به سوی غرب می­برد، به سوی شرق می­برد، و کشتی­های متعددی است شما یادتان می­آید که چنین مطلبی را گفتید؟

+ بله بله حالا اعتراض شما به عرض من چیست و لطفاً خلاصه و سریع بفرمایید، اعتراض شما چه هست.

- اعتراض من به حرف شما این است که کلام از رسول خدا است که قطعاً، پیامبر اهل بیتش را به سفینه نوح تشبیه کرده است.

+ این را شما می­فرمایید ولی عمای ما این حدیث را ضعیف گفتند، ما ملزم نیستیم که به فرمایش شما عمل کنیم، ما ملزم هستیم که به علمای حدیث ما، باید حرف آنها را قبول کنیم که به اصتلاح تمام علما قبول دارند اینکه باید حرف علمای حدیث را قبول کنیم.

- هر حدیثی که در کتب شما باشد که به هر نحوی از انحا از زبان پیامبر و آن حدیث در نزد شما صحیح باشد که از زبان پیغمبر باشد، که پیغمبر ما را به سوی اهل بیتش سوق داده باشد این حدیث را تقویت

می­کند ،ولو خود نفس این حدیث را نپذیرید.

+ به هر حال حدیث ضعیف است، شما حدیث­های دیگر را بیاورید ما روی چشم­ ما است ما به شما تکرار می­کنیم که کتب ما را بگردید پر از احادیث در مدح حضرت علی است و یک حدیث در ضم حضرت علی پیدا نمی­کنید، و در کتب ما یک حدیث شاید در مدح امیر معاویه پیدا نمی­کنید؛ کتاب­های ما مثل روز روشن است، ید بیضا است، آن نیامده بخاطر خوشحالی آقای رضایی یا بخاطر دیگر، او بخاطر آخرت نوشته امام بخاری ما، مسلم، امام ترمزی امام ابن ماجد و و و .

مجری:

بله کتاب­های اینها عین ید بیضا است مثل خودشان که کاملاً الآن  چنین ادعایی را می­کند که هر آنچه از این حدیث که مثال اهل بیت  همچون سفینه نوح هست کشتی نوح هست که، فقط افرادی نجات یافته هستند که سوار این کشتی شدند، مسلماً  رد می­کند و می­گوید که مسلّماً چینین چیزی ضعیف است و هر آنچه در کتاب­های ما، حالا اینها ادعا می­کنند، هر چقدر گشتیم چیزی پیدا نکردیم که بخواهد صحّت این حدیث را به ما نشان بدهد.

استاد یزدانی:

خب متأسفانه تحقیق نمی­کند ایشان دیگر که اهل تحقیق نیست ،و چشم بسته رفته یک مذهبی را قبول کرده که به هر حال هیچ اطلاعاتی در باره­اش نداشته و هیچ شناختی از کتاب­های اهل سنت ندارد فقط همینطور می­آید ادعا می­کند، نه علمای ما گفتند این ضعیف است، خب یک مستند نشان بده، تو که می­گویی علمایت گفته این مطلب ضعیف است، خب یک مستند نشان بده، الآن من روایت نشان می­دهم علمای شما گفتند سند این روایت معتبر است، ببینید مثلاً آقای دکتر بن ناصر بن عبد العزیز الشسری، اصل روایت در کتاب «المطالب العالیة» ابن حجر اسقلانی آمده با تحقیق آقای دکتر سعد بن ناصر بن عبد العزیز الشسری ، مجلد شماره 16، چاپ ریاض عربستان سعودی هم هست، دارالعاصمه در ریاض عربستان سعودی، کل مشخصاتش بینندگان عزیز می­بینند؛ ببینیداز ابوذر غفاری نقل شده.

ابوذر غفاری می­گوید که از پیغمبر شنیدم که:

«إنَّ مَثَلُ سَفينَةِ نُوحٍ؛ مَن رَكِبَها نَجا و مَن تَخَلّفَ عَنها غَرِقَ»

المطالب العالیه، دکتر ناصر بن عبد العزیز الشسری، ج16، ریاض عربستان،ص220

این یک روایت در کتاب المطالب، بعد ایشان می­گوید که :

«قال الحاکم هذا حدیث الصحیح علی شرط مسلم  و لم یخرجاه»

این روایت شرایط مسلم را دارد

صحیح است  مثل روایاتی که در صحیح مسلم هست، ولی نیاورده­اند نه مسلم آورده نه بخاری، بعد نظر خودش را می­گوید، می­گوید این روایت را خیلی­ها نقل کردند، این روایت از عبد الله بن عباس هم نقل شده است، از ابو سعید خدری هم نقل شده، از أنس بن مالک هم نقل شده، از ابن زبیر هم نقل شده؛ روایت از ابوذر، عبدالله بن عباس، ابو سعید خدری، أنس بن مالک و ابن زبیر ؛ پنج تا صحابه از اصحاب پیغمبر این روایت را نقل کردند، اینها چهار تا را متواتر می­دانند ، ما پنج­تا آوردیم؛ خودش چه می­گوید؟

«و جملة القول أنَّ حدیث ابی ذر حسنٌ بطرقه»

این روایتی که از ابوذر غفار نقل شد سندش حسن است

خب پیدا کن یک عالمی وهابی که این روایت را گفته باشد نه ضعیف است، خب شما نشان بده، ایشان می­گوید حسن است، این آقای شسری بود، الآن زنده است از کاراشناسان شبکه­های وهابی هست؛ باز این روایت در کتاب «مصنف ابن ابی شیبه» آمده؛ مصنف ابن ابی شیبه، نحقیق ناصر بن عبد العزیز ابو حبیب الشسری، از علمای معروف الآن­شان هست، جلد شماره 18، چاپ اول، چاپ 1436، دار الکنوز؛ باز این روایت از امیرالمؤمنین هست ،آن روایت از ابوذر غفاری بود سندش حسن بود، این روایت از خود امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (علیه السلام) هست که:

«انما مثلنا في هذه الامه کسفینة النوح و کباب حطة»

مصنف ابن ابی شیبه، ناصر بن عبدالعزیز ابو حبیب الشسری، ج18، چاپ اول، چاپ 1436، دارالکنوز،

اینها کباب را کردند کتاب که حالا مثلاً خراب بشود

«و کباب حطة فی بنی اسرائیل»

امیرالمؤمنین می­گوید مثل ما اهل البیت در میان این امت مثل کشتی نوح است مثل باب حطه در میان بنی اسرائیل است

و خود محقق آقای شسری می­گوید چه؟ سندش چه هست؟ حسن هست، بخاطر معاوة بن هشام، البته معاویة بن هشام خودش از توسیق زیاد دارد حالا کاری به این نداریم، ما حسنش را می­پذیزیم

مجری:

آن پاورقی چه بود؟ پنج زده بود کتاب ، سر کتاب زده بود

استاد یزدانی:

بعضی از نسخه­ها کتاب است بعضی از نسخه­ها کباب است، واصلش کباب است ولی خب اینها گرفتند مثلاً می­خواهند روایت را دست کاری بکنند، کباب حطة بنی اسرائیل، کتاب حطة بنی اسرائیل که ما نداریم، باب حطه داریم در قرآن کریم؛ این روایت ثابت می­کند که اهل بیت کشتی نوح هستند، هر کس سوار این کشتی شد از این اهل بیت تبعیت کرد نجات پیدا می­کند؛ هر کس هم نکرد غرق می­شود همانطورکه پسر نوح غرق شد  بقیه هم همینطور هرکسی با اهل بیت نباشد با دشمنان اهل بیت باشد خب غرق می­شود؛ و مثل باب حطة است؛ خب بابا حطة هم در قرآن کریم آمده است، صریح است واضح است ،که بنی اسرائیل چهل سال در یک بیابان سرگردان بودند و راه را پیدا نمی­توانستند بکنند، بعد از چهل سال یوشع بن نون اینها را نجات داد آورد بیت المقدس و خداوند به اینها دستور داد که هر کس می­خواهد از این در وارد بشود ، از دری که مشخص کرده بود، در بیت المقدس از این در وارد بشود بگوید حطة حطة، بخشیده می­شود ،همه گناهانش بخشیده می­شود اما بعضیها چه کار می­کردند، به جای اینکه بگویند حطة، می­گفتند حنطة حنطة، یک نون اضافه می­کردند، بجای اینکه سجده­کنان وارد بشوند، چون دستور بود سجده کنند و بروند وارد بشوند، بجای اینکه سجده کنند عقب عقب می­رفتند، لجاجت می­کردند از بنی اسرائیل  اینها بخشیده نشدند، اینطرف هم هیمنطور است امیر المؤمنین باب حطة بنی اسرائیل است هر کس از این در وارد بشود خدا گناهان او را می­بخشد  و اعتقادات او را می­پذیرد، اما اگر نه عقب عقب وارد بشود و قبول نکند امیرالمؤمنین را؛ خب این روایت سندش معتبر، آقای شسری گفته

سندش معتبر است، مناوی، یکی دیگر از بزرگان تاریخ اهل سنت است در «فیض الغدیر شرح جامع الصغیر» سویوطی، علامه ناوی، عبد الرئوف مناوی، جلد دوم از این کتاب، صفحه شماره 519، ایشان خیلی قشنگ توضیح می­دهد، می­گوید مثل اهل بیت من

«إن مثل اهل بیتی»

فیض الغدیر شرح الجامع الصغیر، علامه عبد الرئوف ناوی، ج2، ص519

اهل بیتی چه کسانی هستند؟ حضرت زهرا ،امیرالمؤمنین و دو پسرش، اینها اهل العدل و الدیانة هستند نه بقیه در میان شما مثل سفینه نوح هستند ،هر کس سوار کشتی شد نجاة پیدا می­کند

«و أن تخلف عنها هلک»

هر کس هم تخلف کند هلاک می­شود

می­گوید چرا پیغمبر اهل بیتش را به کشتی نوح تشبیه کرده وجه تشبه چیست؟ می­گوید:

«أنّ النجاة الثبتت لأهل سفینه من قوم نوح»

هر کس از قوم نوح سوار کشتی شد نجات پیدا کرد

می­گوید امت پیغمبر هم همین است

«فأثبت المصطفی (ص) لاُّمته باتمسک بأهل بیته النجاة و جعلهم وصلة إلیها»

و پیغمبر تسمک به اهل بیت را کشتی نجات قرار داده، مثل کشتی نوح قرار داده کشتی نجات هستند اینها، و هر کس تمسک کند به اهل بیت اهل نجات است، و پیغمبر دستور داده به ما که به اهل بیت چنگ بزنیم  آنها را دوست داشته باشیم و آنها را بزرگ بداریم و از این مسائلی که اینها می­گویند اگر نکنیم، اهل کفران هستیم، اهل طغیان هستیم، مستحق آتش هست

«فاستحق النیران»

هر کس اهل بیت را قبول نداشته باشد موجب غضب خداوند هست و  موجب آتش جهنم هست.

مجری:

مثل همان غرق شدن زمان حضرت نوح هست

استاد یزدانی:

دقیقاً، خب پسر نوح الآن کجا است؟ در جهنم است، قطعاً در جهنم است هر کسی هم به اهل بیت تمسک نکند طبق این روایت اهل جهنم است. خود آقای سخاوی، شمس الدین سخاوی، در کتاب­های متعدد خودش این روایت را گفته معتبر است، از جمله ، خب شمس الدین سخاوی آدم کوچکی نیست، تمام کارشناسان شبکه­های وهابی؛ (این کتاب البلدانیاتش هست)، در برابر شمس الدین سخاوی به هر حال چه بگوید آدم چه تعبیری بکند آدم که ریگ در برابر  کوه هم نیست، حالا تعبیرهای دیگر را بگذاریم، علامه حافظ شمس الدین محمد بن عبد الرحمن سخاوی، متوفای 902، تحقیق حسام بن محمد  القطان، دارالعطاء، این کتاب را چاپ کرده در ریاض عربستان سعودی، چاپ اول ، چاپ 1422، صفحه186؛ باز همان رویات ابوذر غفاری را می­آورد که از پیغمبر شنیدم که می­فرمود:

«مَثَلُ أهلِ بَيتي فيكُم كمَثَلِ سَفينَةِ نُوحٍ ، فی قَومِ نُوحٍ مَن رَكِبَها نَجا و مَن تَخَلّفَ عَنها هَلَكَ»

مثل اهل بیت من در میان شما  مثل کشتی نوح است که هر کس سوار آن شکتی شد نجات پیدا کرده، هرکسی هم سوار نشد هلاک شد.

البلدانیات، شمس الدین محمد بن عبد الرحن سخاوی، دارالعطاء ریاض، چاپ اول، چاپ 1422، ص186،

هر کسی به اهل بیت تمسک کرد، پیرو اهل بیت بود اهل نجات است ،هر کسی با اهل بیت مخالفت کرد اهل جهنم هست، باز صفحه بعد چه می­گوید؟

« و مثل باب حطة فی بنی اسرائیل»،«هذا حدیث حسنٌ»

سند این روایت حسن هست

این هم آقای شمس الدین سخاوی نفر دوم؛ باز صفحه بعد از حاکم نیشابوری نقل می­کند و از بقیه نقل می­کند و در آخر می­گوید که آقا این روایت هم از ابن عباس نقل شده هم از ابن زبیر نقل شده هم از عامر بن عبدالله بن زبیر از عبدالله بن زبیر  از ابو سعید خدری نقل شده؛ دیگر اینها همدیگر را تقویت می­کنند و نتجه این می­شود که این روایت سندش حسن باشد و سند معتبر است؛ از نظر اعتبار سند حسن با سند صحیح هیچ تفاوتی ندارد در باب احتجاج؛ این هم آقای شمس الدین سخاوی، در کتاب­های دیگر هم هست ابن حجر هیتمی هم در «الصواعق المحرقه» خودش، الصواعق المحرقه ابن حجر اهیتمی، شهاب الدین احمد بن حجر مکی هیتمی، متوفای974، کتابی که ضد شیعه نوشته، مکتبة الفیاض این کتاب را چاپ کرده در قاهره است در منصوره، چاپ اول، چاپ 1429، صفحه شماره 635، دقیقاً ببینید چه دارد می­گوید؟ می­گوید:

«و جاء من طرق کثیرة یقوّی بعضها بعضاً»

از طرق متعدد که همدیگر را تقویت می­کنند  این روایت نقل شده که:

الصواعق المحرقه، ابن حجر هیتمی، مکتبة الفیاض قاهره، چاپ اول، چاپ 1429، ص635

«إنَّ مَثَلُ أهلِ بَيتي فيكُم كمَثَلِ سَفينَةِ نُوحٍ ، فی قَومِ نُوحٍ مَن رَكِبَ فيها نَجا و مَن تَخَلّفَ عَنها غرق»

خب این روایت هم واضح است دیگر، این هم ایشان می­گوید که طریق­های متعدد دارد که همدیگر ار تقویت می­کنند؛ خب چرا شما این روایت را قبول نمی­کنی؟ چرا تحقیق نمی­کنی؟ چرا تحقیق نکرده حرف می­زنی؟ خب اول برو یک تحقیق بکن ببین سند دارد یا ندارد صحیح است یا ضعیف است بعد بیا اینطور رد کن

مجری:

بعد بگو که بله ما هر چه علمایمان بگوید می­پذیریم .

استاد یزدانی:

خب بپذیر اینها همه از علمایتان هست دیگر ، اینها همه از علمای شما بودند شمس الدین سخاوی آقای مناوی، شسری، ابن حجر هیتمی، خب اینها همه از علمای شما هستند، حتی از علمای امروزی­شان در کتاب «عقاید اهل سنت و جماعت» این روایت را آوردند ،مولانا مفتی محمد طاهر مسعود، دیگر می­شناسند اهل سنت سیستان و بلوچستان، این آقا را می­شناسند کتاب دارد بنام عقاید اهل سنت و جماعت، کتاب عقاید اهل سنت و  جماعت، دوستان عزیز همه مشخصاتش را می­بینند در ایران هم چاپ شده، با مجوز وزارت ارشاد هم چاپ شده، مرکز پخشش هم مشخص است در زاهدان است حتی شماره تلفن­هایش را هم اینجا گذاشتند هر کس می­خواهد می­تواند کتاب را بگیرد؛ در باب فضائل اهل بیت، صفحه 314، فضائل اهل بیت کرام، صفحه شماره 315، شماره 34 دقیقاً این روایت را می­آورد.

عقاید اهل سنت و جماعت، مولانا مفتی  محمد طاهر مسعود، باب فضائئل اهل بیت، ص 314-315،شماره 34

پیامبر اکرم اهل بیت را مانند کشتی نوح قرار داده است که هر کس بر کشتی نوح سوار شد نجات حاصل کرد و هر شخص که بر آن سوار نشد هلاک شد

در پاورقی هم آدرس می­دهد مستدرک حاکم جلد 2 صفحه 334، جلد 4، صفحه143.

خب این هم از علمای امروزی­تان از قدیم­ها از حاکم نیشابوری، بیایم وسط­تر قرن نهم، شمس الدین سخاوی، آقای مناوی، آقای شسری الآن زنده است، وهابی هم هست، در شبکه صفا هم همیشه برنامه دارد و در شبکه­های عربی برنامه دارد در شبکه­های وهابی می­گوید این سندش معتبر است، تو از کجا می­گویی سندش ضعیف است تو که سواد دینی نداری ،سواد حدیث نداری ،سواد رجال نداری، خب چرا می­گویی حدیث ضعیف است برو تحقیق کن بعد بیا، خدمت­تان هستیم.

مجری:

احسنتم، بسیار خب، بله واقعاً صحبت همین است دیگر  اینها، هر جلسه اینها صحبت­هایی می­کنند بدون هیچ دلیل و بدون هیچ مدرکی به محض اینکه یک بیننده تماس می­گیرد راحت­ترین کاری که می­تواند انجام بدهد اول ممکن است ببیند بله  چنین حدیثی است، اول که اگر بتوانند کلاً انکار می­کنند، بعد که نمی­توانند کلاً ضعیف است دیگر کاری هم ندارند به اینکه حالا بخواهند تحقیقی چیزی انجام بدهند؛ بسیار خب، برسیم به کلیپ سوم و باهم دیگر تماشا کنیم این کلیپ را

کلیپ:

قبلاً هم بنده عرض کردم آخوند جواب نداد، نارنجکی دومی که من می­خواهم در جلوی پیا آخوندها بیاندازم این است؛ اگر ابوبکر خبیث است و مورد لعنت هست مستلزم این است که علی هم العیاذ بالله همچین صفتی داشته باشد چرا؟ زیرا که علی بعد از وفات ابوبکر آمد با زن ابوبکر ازدواج کرد اسماء بنت عمیس، چطور می­شود اسماء بنت عمیس که از او فرزندی متولد شد بنام محمد بن ابوبکر وقتی که ابوبکر وفات یافت علی سریع آمد سراغ اسماء بنت عمیس و با آن ازدواج کرد و از آن فرزندانی تولد کرد بنام یحی و عون، یحی بن علی و عون بن علی، از اسماء بنت عمیس، ارمله ابوبکر صدیق، این در حالی است که خداوند می­فرماید که:

«الطَّيِّبَاتُ لِلطَّيِّبِينَ وَالطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّبَاتِ وَالطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّبَاتِ وَالْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثَاتِ»

اگر ابوبکر صدیق خبیث است باید علی هم با این ترتیب خبیث بشود، زیرا که علی آمده است ارمله ابوبکر صدیق را گرفته و با آن ازدواج کرده و از آن دو فرزند بدنیا آورده است؛ این اسماء بنت عمیس اگر تاریخ بخوانید جناب استاد هاشمی وبینندگان محترم، این اسماء بنت عمیس زن شهید جعفر طیار بود که به دستور رسول الله (ص) به حبشه حجرت کرد، با زنش یعنی جعفر طیار برادر علی بن ابی طالب از یک پدر و یک مادر.

مجری:

بله بسیار خب این هم از این اوضاع جنگی که اینها راه انداختند مرتب نارنجک می­اندازند دیگر، آن نارنجک اولی که انداختند متأسفانه قبل از اینکه منفجر بشود پرتاب شد به طرف خودشان، حالا نارنجک دومشان هم ببینیم چه بلایی سر خودشان می­آورد.

استاد یزدانی:

بله نارنجکش اینجا دیگر واقعاً خیلی خطرناک است و باید فکر کنم در برویم بهتر هست؛ استدلالی که ایشان می­­کند به آیه سوره مبارکه نور هست که خداوند می­فرماید :

«الْخَبِيثَاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَالْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثَاتِ ۖ وَالطَّيِّبَاتُ لِلطَّيِّبِينَ وَالطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّبَاتِ»

به این جمله استدلال می­کند می­خواهد ثابت کند که فلانی طیب هست ،چون با اسماء بنت عمیس ازدواج  کرده، بعد اسماء بنت عمیس با علی بن ابی طالب ازدواج کرده اگر فلانی خبیث باشد، خب اسماء بنت عمیس هم نعوذ بالله خبیث هست، اگر او خبیث باشد نعوذ بالله امیرالمؤمنین هم خبیث هست، یعنی اینطوری دارد  نتیجه می­گیرد می­خواهد ثابت کند که نه، اگر امیرالمؤمنین خبیث نیست پس اسماء بنت عمیس هم خبیث نیست نعوذ بالله اگر او نیست فلانی هم خبیث نیست پس،  خب این چه استدلالی است که تو می­کنی، این همه آیه در قرآن کریم ما درایم خب زن نوح و زن لوط خب استدلالی که می­کنی خب، نارنجکی که می­اندازی چه کسانی را می­خواهی بزنی؟ پیامبران خدا را هم می­خواهی بکشی با این نارنجک؟ خب آیه قرآن کریم هست که در باره حضرت نوح و لوط که سوره مبارکه تحریم هست آیه شماره 10؛

«ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِينَ كَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَامْرَأَتَ لُوطٍ ۖ كَانَتَا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبَادِنَا صَالِحَيْنِ فَخَانَتَاهُمَا»

تحریم/10

دوتا زن هستند در تاریخ نماد کفر هستند، خدا می­گوید من مثال می­زنم، ضرب المثل شده برای خداوند، اینها زن دوتا پیغمبر بودند، خب:

«وَالطَّيِّبَاتُ لِلطَّيِّبِينَ»«الْخَبِيثَاتُ لِلْخَبِيثِينَ»

این دو زن که قطعاً که خبیث بودند شکی در خباثت آنها نیست، هردو کافر بودند هردو منافق بودن، هردو منافق بودند هردو کافر بودند خیانت کردند، خدا می­گوید:

«فَلَمْ يُغْنِيَا عَنْهُمَا مِنَ اللَّهِ شَيْئًا»

این ازدواج اینها با این دوتا پیغمبر هیچ سودی به حالشان نکرد و هردو اهل  جهنم هستند؛ آیا حضرت لوط نعوذ بالله حضرت نوح پیغمبر الوالعضم نعوذ بالله خبیث بود؟ چون زنش خبیث بود؟ باز آیه بعدی دقیقاً این را استدلال می­کند که

«وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِينَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ»

برای مؤمنین مثال دیگری داریم چه کسی است، حضرت آسیه، همسر فرعون، خب حال چون آسیه همسر فرعون خبیث نبود طیب بود، قطعاً طیب هست، بعد از حضرت زهرا و حضرت خدیجه و حضرت مریم،چهارمین زن برتر اهل بهشت است پس فرعون هم اهل بهشت است، پس فرعون هم طیب هست، این استدلال درست است؟ واقعاً این استدلال درست است؟

مجری:

آسمان ریسمان بافتن برای رسیدن به یک مدعای که خود شان دارند.

استاد یزدانی:

چقدر این استدلال­های اینها «أَوْهَنَ الْبُيُوتِ لَبَيْتُ الْعَنْكَبُوتِ» واقعاً شایسته استدلال­های اینها است، اصلاً از اینها بگذریم همسران پیغمبر؛ قتیله یکی از همسران پیغمبر هست شکی در خباثت او نداریم چرا؟ چون بعد از پیغمبر مرتد شد رفت با عکرمه ازدواج کرد عکرمة بن أبی جهل (عکرمه پسر أبو جهل)، آیا ایشان طیب بوده؟ همچین کسی مرتد طیب هست؟ کسی که خداوند گفته حق ازدواج نداری بعد از پیغمبر می­تواند طیب باشد؟ من خدمت­تان نشان بدهم این قتیله که مرتد شده، از علمای قدیمی شان ابن عبدالبر در کتاب الاستیعاب خودش جلد چهار چاپ دارالجیل بیروت، الاستیعاب یکی از بهترین کتاب­ها است در شرح حال اصحاب پیغمبر، چاپ اول چاپ 1412 صفحه شماره 1903 شرح حال قتیله است مفصل است.

ابن عبدالبر، الاستیعاب، چاپ دارالجیل بیروت، چاپ اول چاپ 1412، ج 4، ص 1903

قتیلة بنت قیس بن معد بن  فلان بن فلان خواهر اشعث بن قیس کندی، ایشان چه بود؟

«تَزؤجَها رسول الله(صلی الله علیه و آله) فی سنة عشر»

پیغمبر در سال دهم با او ازدواج کرد

و بعد چه شد؟ ایشان رفت و مرتد شد و رفت بعد از پیغمبر با عکرمه پسر أبو چهل ازدواج کرد، زن پیغمبر است خدا سریح می­گوید حق ازدواج ندارید اما رفت ازدواج کرد، خبر به أبو بکر رسید أبو بکر گفت من می­خواهم بروم خانه­اش را رو سرش آتش بزنم

«لقد هممت أن أحرق علیهما بیتهام»

خودش و برادرش

 می­خواهم بروم خانه را رو سرشان آتش بزنم

این کارها را همیشه اینها انجام می­دادند دیگر، عمر بن خطاب آمد دفاع کرد گفت نه این اُمهات المؤمنین نیست چون پیغمبر

«ولا دخل بها»

پیغمبر چون با او همبستر نشده پس این همسر پیغمبر نیست، ازدواج با عقد میسر می­شود هر کسی عقد بخواند دو نفر با همدیگر عقد بخوانند همسر شرعی یکدیگر می­شوند حالا چه مثلاً با هم باشند یا با هم نباشند شرعاً همسرش هست، این هم شرعاً همسر پیغمبر بود حق نداشت رفت مرتد شد، جالب است حتی از علمای امروزی شان آقای محمد عمر سربازی که می­شناسند همه اهل سنت سیستان و بلوجستان کتابی دارد به نام فضل المیمون فی تعریفات الفنون، علامه محقق مولانا محمد عمر سربازی، در ایرانشهر چاپ شده با اجازه وزارت ارشاد هم چاپ شده، در بیان تعداد همسران پیغمبر و اولادهای پیغمبر، دوحه سادسه در بیان فوایدی چند.

فایده اول: همسران پیغمبر را نام می­برد اول حضرت خدیجه دوم فلانی سوم فلانی تا پانزدهمین همسر پیغمبر چه کسی بود؟ قتیله دختر قیس خواهر اشعث قبل از اینکه با او آمیزش کند وفات کرد این زن بعد از پیغمبر مرتد شد سؤال داریم، آیا یک زن مرتد طیب است یا خبیث است؟ شک دارید شما در خباتش؟ پس اگر قتیله خبیس است نعوذباالله پیغمبر هم... می­توانید این حرف را بزنید؟ این حرف­تان کلیت دارد؟ اصلاً سایر همسران پیغمبر صفیه یک زن یهودی بود پیغمبر با او ازدواج کرد بعد ایشان اسلام آورد قبل از پیغمبر ازدواج­های دیگری هم داشته، من صفیه را هم خیلی مختصر خدمت­تان نشان بدهم در همین کتاب الاستیعاب ابن عبدالبر هست جلد چهار چاپ دارالجیل بیروت صفحه شماره 1871.صفیه بنت حُی بن أخطب همسر پیغمبر هست، أبو عبیده گفته که:

 صفیه بنت حُی بن أخطب قبل از پیغمبر با سلام بن مشکم ازدواج کرده بود که او شاعر بود بعد از او هم با کنانة بن أبی الحقیق ازدواج کرد او هم شاعر بود این در روز جنگ خیبر کشته شد.

ابن عبدالبر، الاستیعاب، چاپ دارالجیل بیروت، ج 4، ص 1871

 شوهر صفیه است یهودی است در جنگ خیبر کشته می­شود بعد پیغمبر با این ازدواج می­کند، حالا بگوییم این یهودی­های که قبل از این همسر صفیه بودن اینها آدم طیب هستند چرا؟ چون صفیه طیب بوده پس شوهرهای قبلیش هم طیب بودند، اگر بگوییم نه آنها طیب نبودند پس صفیه هم طیب نبوده نعوذباالله پیغمبر هم طیب نبوده مثل استدلالی که ایشان می­کند اسماء را همینطور مثال می­زد؛ جعفر طیار، أبو بکر، امیرالمؤمنین پس همه طیب هستند، این هم پس همه شوهران صفیه طیب هستند خود صفیه هم طیب بوده، این استدلال استلال درستی نیست انصافاً، واقعاً این استدلال کلیت ندارد، بقیه همسران پیغمبر هم، اکثر همسران پیغمبر قبل از پیغمبر شوهر داشتند غیر از حضرت خدیجه(سلام الله علیها) بقیه همسران پیغمبر شوهر داشتند خیلی­های شان شوهرهای شان قبل از آن کافر بودند یا اسیر شدند یا آمده­اند بعد از اسلام مسلمان شدند با پیغمبر ازدواج کردند آیا دلیل بر این هست که شوهران قبلی آنها که کافر بودند همه طیب بودند؟ این استدلال استدلال ضعیف است «أَوْهَنَ الْبُيُوتِ لَبَيْتُ الْعَنْكَبُوتِ» واقعاً شایسته شما است و این هم استلال­تان کاملاً باطل است، حالا نمی­خواهیم وارد بقیه بشویم که:

«ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِينَ كَفَرُوا»

چه کسانی منظورش هستند؟ وقتی خدا مثال می­زند «ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِينَ كَفَرُوا» این كَفَرُوا چه کسانی هستند؟ آقای ابن قیم الجوزیه شاگرد ابن تیمیه مشخص کرده مقصودش را من نمی­خواهم دست بگذارم ممکن است بعضی­ها ناراحت بشوند دوستان عزیز نمی­خواهم کسی را ناراحت کنم تا همین اندازه فکر می­کنم کفایت می­کند مردم فهمیدند چه کسانی بودند.

مجری:

تشکر می­کنم از محضرتان و بله اینها متأسفانه حالا دیدید دیگر طبیعتاً بینندگان عزیز همه­تان هم مطلع شدید که باید به آنها بگوییم اینهایی که این پول­ها را تزریق می­کنند و این نارنجک­های که به شما می­دهند به آنها بگویید آموزش هم بدهند چطوری با این نارنجک کار کنید، الان چند بار است دارید نارنجک پرتاپ می­کنید اینها پرتاپ می­شود یا طرف خودتان یا نعوذباالله بعضاً به مقدساتی می­خورد که اگر یک زره­ یک جو دقت بکنید سر این مطلب مسلماً می­بینید که گفتن چنین حرفی به ضرر خودتان و به ضرر تمام این مدعاهای که دارید مطرح می­کنید هست.

کلیپ بعدی آماده هست با هم می­بینیم و بر می­گردیم.

کلیپ:

وقتی که عمر بن عاص از رسول الله«ص» سؤال می­کنند که چه کسی در نزد تو محبوب­تر است یا رسول الله؟ رسول الله«ص» خیلی واضح و آشکار جواب سؤالش را می­فرمایند أنت عائشه، سؤال کردند که از مردان چه کسی؟ فرمودند أبو بکر، چون عمر بن عاص می­گفت انتظار داشتم وقتی من مسلمان شدم بعد پیامبر من را به عنوان فرمانده قرار داده بود و از رسول الله«ص» شنیده بودند که کسانی گفته بودند در مورد عمر بن عاص مدحی کرده بودند احساس کرد که پیغمبر خیلی او را دوست دارد خواست سؤال کند که ببیند چه مقام و منزلتی دارد، وقتی که سؤال می­کند می­فرمایند که محبوب ­ترین کس در نزد من همسر من است، دقت کنید محبوب ­ترین کس در نزد من می­گوید اول همسرم هست، حالا می­آید در میان مردها در امور دعوت وقتی می­آید کسی که با او در دعوت بوده می­گوید أبو بکر.

مجری:

بله این محبوب ترین خلق نزد پیامبر چه کسی است حالا با توجه به اینکه البته بینندگان عزیز همراه با شبکه بودند و جلسات گذشته از محضر حضرت آیت الله قزوینی بهرمند می­شدیم که چه کسی نفس پیامبر بود و ما داشتیم از اصل خود مصادر اهل سنت می­دیدیم، اما حالا این ادعای که مطرح شده که محبوب ترین افراد نزد پیامبر این افرادی هستند که اینها نام می­برند چه است جریانش؟

استاد یزدانی:

روایتی که ایشان می­خواند در صحیح بخاری است و راوی روایت هم عمر بن العاص هست که صحیح بخاری جلد 5 صفحه5 حدیث 3662 که عمر بن عاص می­گوید که من از جنگ ذات السلاسل که بر می­گشتم آمدم پیش پیغمبر از پیغمبر سؤال کردم:

«أَیُّ النَّاسِ أحَبُّ إِلَیّک»

چه کسی محبوب­تر است نزد تو

حالا چه ربطی دارد اینها با همدیگر از جنگ برگشتی و این حرف­ها حالا کاری به آن نداریم

پیغمبر گفت عائشه، گفتم از مردها؟ گفت پدرش، گفتم بعدش چه کسی؟ گفت عمر بن خطاب

بعدش دیگر عمثان و اینها را نام نمی­برد امیرالمؤمنین را هم نام نمی­برد می­گوید یک سری مردها را نام برد نمی­گوید.

باز همین صحیح بخاری جلد پنج صفحه 166 هم دقیقاً همین روایت آمده و می­گوید من آخرش یک سری آدم­ها را شمرد که ایشان عمر بن عاص را نمی­شمارد، می­گوید من ساکت شدم ترسیدم که من را آخرین نفر نام ببرد.صحیح بخاری، ج 5، ص 5، حدیث 3662 و ص 166 بله این روایت در صحیح بخاری آمده اما اشکالات زیاد است من فقط دوتا اشکال خیلی خلاصه می­گویم اولاً راوی آن عمر بن العاص هست، عمر بن عاص را همه می­شناسیم دشمن امیرالمؤمنین علی یابن أبی طالب هست در جنگ صفین شرکت داشت علیه امیرالمؤمنین آن کارهای که جنایاتی که در جنگ صفین انجام داد در کشتن عثمان نقش داشت، در جنگ جمل نقش داشت خود اصلاً در جنگ جمل همه کارها را ایشان مدیریت می­کرد پشت صحنه و تمام هدفش این بود که عایشه در این جنگ کشته بشود تا بتواند از آن سوءاستفاده کنند و کارهای دیگر انجام بدهند. من فقط کی دوتا روایت از زبان خود عایشه در باره عمرو بن عاص نشان بدهم، روایتی آقای حاکم نیشابوری نقل کرده، در «المستدرک علی الصحیحن» جلد شماره 4، چاپ دارالکتب علمیه بیروت لبنان، صفحه شماره 14، روایتی هست که بحث کشتن شخصی بنام ذات السدیّه است، در جنگ نهروان کشته می­شود، حالا داستانش را کاری نداریم، در آن جنگ وقتی کشته می­شود می­آیند خبر می­دهند به عایشه، عایشه می­گوید «لعن الله عمرو بن عاص» لعنت خدا بر عمرو بن عاص، چرا؟

«فإنّه زعم لی أنّه قتله بمصر»

المستدرک علی الصحیحن، حاکم نیشابوری،، دارالکتب علمیه، بیروت لبنان، ج4، ص14

ایشان می­گفت قبلاً این را کشته­ام من، چون روایت داریم از پیغمبر که فرمود، بهترین شخص از امت من  سدیّه را خواهد کشت و او را چه کسی کشت؟ امیرالمؤمنین، خب آن روایت را دیده بود عایشه شنیده بود ،آمد اینجا دید که در جنگ نهروان کشته شده و خیلی عجیب بود برایش، شاهد مثال ما این است که عایشه، خودش می­گوید لعنت خدا بر عمرو بن عاص، سند روایت هم آقای حاکم نیشابوری می­گوید صحیح است، آقای شمس الدین ذهبی هم می­گوید شرائط بخاری و مسلم را دارد، هم شرائط بخاری را دارد هم شرائط مسلم، سند به این قوت کسی که عایشه او را لعن کرده می­تواند آدم درستی باشد؟ می­شود از او روایت شنید؟ می­شود به او اعتماد کرد و دین را از او گرفت؟ وهابی­ها می­توانند بگیرند، اما مسلمان­ها نمی­توانند بگیرند؛ باز روایت دیگر با سند صحیح که خود پیغمبر عمرو بن عاص را لعن کرده در « معجم کبیر طبرانی» با سند معتبر نقل شده ، جلد3، صفحه شماره 71، خب روایت طولانی است بخشی از این روایت را دکتر ابوالقاسمی قبلاً خواندند در همین برنامه که خیلی روایت جالبی هست، که عمرو بن عاص و مغیرة بن شعبه و یک عدۀ دیگر از این دشمنان اهل بیت به معاویه گفتند، وقتی زمان حکومت معاویه است، اینها آمده بودند مدینه؛ به معاویه گفتند حسن بن علی را دعوت کن اینجا ما می­خواهیم  اذیتش کنیم و با او حرف بزنیم و بگوییم پدرت قاتل عثمان بود ؛ خب داستان مفصل هست، عمرو بن عاص روی منبر رفت به امیرالمؤمنین فحاشی کرد، مغیرة بن شعبه هم رفت به امیرالمؤمنین فحاشی کرد؛ بعد امام مجتبی روی منبر رفت هم حساب معاویه را رسید

«یا عمرو و انت یا مغیره تعلمان أن رسول الله قال لعن سائق و الراکب»

فلانی بود و فلانی بود این را کاری نداریم بحث ما معاویه است پیغمبر معاویه را صریح لعن کرده سندش هم معتبر است و بعد

«أتعلمان أن رسول الله لعن عمراً بکل قافیة»

عمرو بن عاص علیه پیغمبر شعر می­سرود، پیغمبر گفت برای هر قافیه­ای که علیه من سروده لعنت بر عمر بن عاص، و بعد بحث معاویه و اینها، سند این روایت می­گوید این رایت از آقای طبرانی از زکریا بن یحیی بن ساجی نقل کرده، ذهبی گفته من هیچ اشکالی درباره او ندیدم، ابن قطام گفته مختلف فیه است، بعضی­ها توسیق کردند بعضی­ها هم تضعیف کردند، خب این روایت می­شود حسن، راوی مختلف فیه سندش می­شود حسن؛ آن روایت سندش صحیح بود، این روایت سندش حسن هست، در آن روایت عایشه عمرو بن عاص را لعنت کرده بود در این روایت خود پیغمبر لعن کرده؛ از این دست روایات فراوان هست و باز رواتی دیگر آقای ابن کثیر دمشقی شاگر ابن تیمیه نقل می­کند، ابن کثیر سلفی در «البدایه و النهایه» جلد 7، چاپ دار ابن کثیر، چاپ دوم، چاپ 1431، صفحه شماره52، داستان همان محمد بن ابی

بکر هست، که ایشان اسمش را می­برد، محمد بن ابی بکر را بدستور معاویه و امر بن العاص در مصر به شهادت رساندند، جنازه این شهید بزرگوار را در داخل شکم یک حماری، الاغی انداختند و آتش زدند، وقتی خبر به عایشه رسید

«جزعت علیه جزعاً شدیدا»

البدایة و النهایه، ابن کثیر دمشقی، دار ابن کثیر، چاپ دوم، 1431،ج6،ص52

به شدت گریه کرد، خانواده­اش را آورد و اینها

«و جعلت تدعو علی معاویه و عمرو بن عاص دبر الصلاة»

پشت هر نمازش معاوة بن ابی سفیان و عمر بن عاص را لعنت می­کرد، هر نمازش عایشه پشت هر نمازش اینها را لعنت می­­کرد؛ سند روایت معتبر است، در منابع اهل سنت نقل شده ولی خب ایشان حرفی در باره سندش نمی­زند ولی خب این هم رواتی که ابن کثیر نقل کرده، فراوان هست از این دست، روایت تفصیلی است که خود امام مجتبی(علیه السلام) عمرو بن عاص را نمی­گوید عمرو بن عاص، می­گوید عمرو بن خمسه، نمی­خواهیم وارد آن بحث بشویم، این سندی که شما خواندی به عمرو بن عاصی منتهی می­شود که همچین آدمی است، خود عایشه او را لعن کرده، پیغمبر او را لعن کرده، امام مجتبی او را لعن کرده، بقیه ائمه ، مسلمان­ها هم او را، قاتل هزاران مسلمان هست در همه فتنه­ها هم نقش داشته؛ اما جوال حلی که ما می­دهیم، روایتی که از خود عایشه نقل شده، این روایت با روایتی که از خود عایشه نقل شده در تضاد هست، که در کتاب­های متعدد با سند صحیح نقل شده که خود عایشه می­گفت که احبّ الناس خود امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب است ،حالا من تا روایتش را پیدا کنم کجا ذخیره کرده بودم.

مجری:

بله از زیبایی های همین بیانات حضرت استاد هم دیدیم این هست که دقیقاً همان فردی که، همان عایشه­ای که این رواتی که نقل شده بود در وصف و در فضلش بود خود همین عایشه می­­آید آن راوی راکه همین فضیلت­ها را دارد نقل می­کند لعن می­کند، که خیلی نکته و فنی بود در همین مجرا که بسیار زیبایی را دو چندان کرد.

استاد یزدانی:

روایتی که در مسند احمد بن حنبل آمده خیلی از بزرگان اهل سنت سندش را تصحیح کردند، از جمله آقا ابن حجر اسقلانی در کتاب«فتح الباری» شرح صیحیح بخاری، جلد8، چاپ دارالطیبه ریاض، چاپ اول، چاپ1426، با تحقیق عبد الرحمن بن ناصر البرّاک، صفحه شماره 34، می­گوید این روایت را احمد بن حنبل، ابو داوود و نسائی  با سند صحیح نقل کردند ازنعمان بن بشیر که:

«إستأذن ابوبکر علی النبی (ص) فسمع صوت عایشه  عالیاً»

فتح الباری، شرح صحیح بخاری، ابن حجر اسقلانی، چاپ دارالطیبه، ریاض، چاپ اول، 1426، ص34

می­گوید ابوبکر وارد شد بر پیغمبر رفت پیش پیغمبر دید صدای عایشه بلند شده، سر پیغمبر داد می­زند، حالا بگذریم از این قضیه که چه حکمی دارد.

«و هی تقول»

چه می­گفت؟

«والله»

قسم جلاله می­خورد، قسم به خدا

«لقد علمت أن علیاً أحب الیک من أبی»

من متوجه شدم که تو علی را از پدر من بیشتر دوست داری، خب قسم جلاله خورده، سند هم صحیح است، این را چکار کنیم؟ همین روایت در مسند احمد بن حنبل، با تحقیق حمزه احمد الزین، جلد شماره17، چاپ دارالحدیث قاهره، صفحه شماره 169، کامل­تر آمده که:

«إستأذن ابوبکر علی النبی (ص) فسمع صوت عایشه  عالیاً وهی تقول»

مسند احمد بن حنبل، حمزه احمد الزین، قاهره، ج17، ص169

رفت دید صدای عایشه بلند است سر پیغمبر داد و بیداد، که چه؟

«و الله لقد عرفت أن علیا أحب الیک من أبی و منی»

هم علی را از من بیشتر دوست داری هم از پدرم

بعد ابوبکر می­خواست کتکش بزند و از این حرف­ها، و سند روایت هم می­گوید «اسناده صحیح»، سند روایت روایت چیست؟ محقق کتاب می­گوید سند روایت صحیح است ، خب آن روایتی که شما گفتی اولاً در سندش عمرو بن عاصی هست که خود عایشه او را لعنت کرده، پیغمبر او را لعنت کرده، امام مجتبی او را لعنت کرده، و ثانیاً با روایت خود عایشه در تضاد است، با قسم جلاله عایشه در تضاد است، عایشه قسم جلاله می­خورد پیش پیغمبر، و سر پیغمبر داد می­زد که تو علی را از پدر من و از من بیشتر دوست داری؛ خب این هم انتخابش با شما که حرف عایشه را قبول می­کنید که قسم جلاله خورده یا حرف عمرو بن العاصی که به هر حال تکلیفش مشخص است.

مجری:

بسیار خب خیلی استفاده کردیم از محضرتان و کاملاً بله واضح شد الحمد الله  مبرحن شد برای بینندگان عزیز؛ خب یک فاصله­ای برویم راجع به همین دلتنگی­هایی که داشتیم، اینها نسبت به اینکه، حالا نشد که سفر اربعینی برویم و اینها و بلاخره الحمد الله در این شبکه توفیق داشتیم و حدیث فراقی باهم خواندیم، الآن خیلی­ها دلشان را بردند دیگر در آخر ماه صفر به سمت مشهد الرضا، ما هم یک سر به آنجا بزنیم این افرادی که دارند پیاده روی می­کنند واینها را ببینیم ان شاء الله که دل ما هم راهی بشود و ان شاء الله به دل سیاه ما هم اهل بیت نظری بفرمایند.

خب ان شاء الله که از این برنامه استفاده کرده باشید و این ادعاهای پوچ و گزافی که در شبکه­های وهابی مطرح می­شد را دیده باشین و طبیعتاً بعد از آن جواب اینها و رسوایی اینها هم برای شما واضح شده؛ خب بدون فوت وقت برویم سراغ کلیپ بعد و ان شاء الله آن را هم ببینیم جریانش چه می­شود

کلیپ:

- خانم حسین پور از خراسان جنوبی در رابطه با پول قاچاق و تریاک حق الناس است؟ از یک طریق بله حق الناس است، هم حق الله است هم حق الناس است، حق الله است برای اینکه یک کار حرامی انجام

می­گیرد خلاف دستور خداوند، حق الناس است برای اینکه شما تعدی و جنایت می­کنید در حق جوانان، کسانی را معتاد می­کنید، انسان سالم را بیمار می­کنید و کسی که معتاد شد از زندگی بریده از جامعه بریده، از خانواده بریده، بدبخت می­شود، خانه نشین می­شود مرتب باید این مواد را استفاده کند تا بمیرد، پس هم حق الله است، که شما کار حرامی انجام داده­اید و هم حق الناس است که جنایت کرده­اید بر دیگران، پول تریاک ذقوم است و حرام است ،هرگز با تجارت مواد مخدر به زن و بچه­ خود غذا ندهید، به زن و بچه خود پوشاک ندهید با پول حرام، در حدیث داریم آن که می­گوید یا رب، یارب دعا می­کند دعایش مستجاب نمی­شود دنباله­اش می­گوید «خذیه بالحرام» این با حرام بزرگ شده؛ لباسش غذایش، پوشاکش تمام اینها با حرام بوده «أنّا یستجاب له» چگونه دعایش مستجاب شود.

 مجری:

خب حالا شما هم دیدید اما حاج آقا این نمی­دانم درست آمده بود در کلیپ­ها یا نه الآن حرف بی ربطی نزد ، حرف بدی نزد چه مشکلی داشت این،

استاد یزدانی:

بله این از آن زمان­هایی بود که هیچ چیز نزده بود و خیلی حرف­های خوبی زد حرف­های قشنگی زد فتوای قشنگی بود ولی اگر به همین فتوا واقعاً عمل می­شد به همین حرف­ها عمل می­کردند الآن وضعیت جامعه اینطوری نبود، وضعیت مواد مخدر، من در برابر این فتوا یک فتوای جالبی است از یکی از بزرگان اینها، از آقای  محمد عمر سربازی خدمت­تان نشان بدهم، کاملاً مخالف این فتوا می­دهد، «مجالس قطب الإرشاد» علامه محقق، حضرت مولانا محمد عمر سربازی، که به هر حال همه اهل سنت ایران شناخت کامل درباره خود ایشان، استاد آقای عبد الحمید هست، آقای محمد عمر سربازی استاد همه علمای بزرگ امروزی اهل سنت سیستان و بلوچستان است و بزرگ اینها بوده، عبد الجلیل محمدی هم چاپ کرده، کتاب هم ویژه اهل سنت هست، صفحه 173 ببینید چه می­گوید؟ حکم دادن درآمد مواد مخدر به مدارس ، سؤال شده است ، سؤآل 116.دادن درآمد مواد مخدر به مدارس یا مساجد و فقرا چه حکمی دارد، جواب داده مواد مخدر بطور کلی ناجایز و فروش آن ناجایز است، (احسنت چقدر فتوای خوبی)، اما اگر شخصی از راهمواد فورشی پول بدست آورد و آنها را به مدرسه­ای یا مسجدی داد جایز است، بروی جنایت کنی بقول آقا خدمتی مردم را بدبخت کنی بیچاره کنی معتاد کنی پولش را بیاوری برای چه؟ مسجد، زیرا این حرام لغیره هست، اگر حرام لعینه مثل سود مال شراب و دزدی باشد به هر صورت حرام می­گردد، و چون این حرام لغیره هست به تغییر و تبدیل دست حرمت آن رفع و زایل می­شود؛ شما کار حرامی انجام دادی ،مثل کسی که فحشا انجام می­داد از راه فحشا پول در می­آورد  آن را خرج فقرا می­کرد این هم می­خواهد همن کار را انجام بدهد.

مجری:

پس جای تعجب نیست مسجدهای اینطوری را می­سازند.

استاد یزدانی:

بله دیگر به این آسانی که ساخته نمی­شود برای دهنده حرام و برای گیرنده جایز است، اگر مدیران مدارس بدانند، دقت کنید، اگر مدیران مدارس بدانند که آن مال از مواد مخدر است باز هم تحویل گرفتن آن جایز است، و به دهنده از دادن آن پول ثواب نمی­رسد؛ باز  تبصره می­زند، البته در صورتی که نیت او کار خیر باشد به او ثواب می­رسد؛ با نیت کار خیر رفتی قاچاق کردی، پاکستان رفتی مواد مخدر آوردی مردم را بدبخت کردی مردم را بیچاره کردی میلیاردر شدی، میلیاردها را کجا خرج کنی؟ بدهی به یک دارالعلومی، که بزرگ بسازند، 17-18تا گنبد داشته باشد، خب این فتوا واقعاً کاملاً مخالف فتوای آقای خدمتی است ،خب این چه کاری هست الآن این همه مردم را بدبخت می­کنید بیچاره می­کنید که پول برسد به مساجدتان؟

مجری:

آن هم چاپ شده چاپ می­کنند همینطور می­دهند، دیگر این از کلیپ هم بالاتر می­شود دیگر

استاد یزدانی:

بله ، حالا آخه آدم کوچکی نیست، محمد عمر سربازی مفتی بزرگ اینها بوده به مقام قطب الإرشاد رسیده، بالاترین درجه­ای که یک انسان ممکن است برسد؛ در همین کتاب توضیح دادند، قطب الإرشاد

یعنی چه؛ بالاترین درجه­ای که انسان ممکن است برسد و مقام خلافة اللهی هست، مقامی است که همه عالم را اداره می­کند، عجیب و غریب هستند، صوفی هستند دیگر؛ بعد ایشان فتوا می­دهد، خب طبیعی هم است که این همه مواد مخدر گسترش پیدا کند در ایران و جاهای دیگر و دارد العلوم­ها ساخته بشود، مساجد آنطوری ساخته بشود؛ این نتیجه همین فتاوا است.

مجری:

بلاخره این قطب الإرشاد همانطور که فرمودید بلاخره دنیا و یک مملکتی را یک قومی را اینها را اداره بکند نیاز به خرج دارد، حالا خرج­های شان را کم کم داریم متوجه می­شویم که از کجا دارند به دست می­آورد بجز آن منابع خارجی که دارند از منابع داخلی هم به این نحون استفاده می­کنند، دیگر قضاوت با خود بینندگان عزیز؛ خب تماس­هایی داریم از بینندگان که البته حالا کلیپ­های دیگری هم مانده بود اما ان شاء الله بذرایم برای جلسات آینده ان شاء الله؛ آقای بهادری از کرج پشت خط هستند، سلام عرض می­کنیم در خدمت­تان هستیم آقای بهادری

بیننده:

علیکم السلام و رحمة الله؛ سلام مجدد دارم خدمت دو بزرگوار و دو سید عزیز جناب آقای یزدانی و آقای مرعشی؛ عرض کنم که همه می­­دانند که این آقای دین فروش وهابی راجع به خانم ابوبکر وعایشه که یک حدیث جعلی از پیامبر عظیم الشأن اسلام گفتند این احادیث جعلی همه­اش در زمان معاویه ساخته و پرداخته شده، این را هیچ کس شک ندارد، دیگر الآن زمان عصر اینترنت و ماهواره است، دیگر کتاب­ها بسته نیست، سرچ می­کنی همه چیز می­آید، مثل قدیم نیست که هرچه بود در کتاب­ها بود قلماً نوشتند ولی زباناً نگفتند، ببینید مصنف ابن ابی شبیه، جلد 8، صفحه 78، خانم عایشه می­گوید اگر من از دنیا رفتم مرا در کنار پیامبر دفن نکنید ببرید بین زوجات النبی، گفتند چرا؟ گفت یکی از بدعت گذاران من بودم، خب آیا این می­تواند مثلاً رضایت پیغمبر را داشته باشد؟ یا در همان زمان که الآن زمان شهادت پیغمبر نزدیک است، زمانی که رسول خدا در بستر بیماری بودند مدینه را می­خواستند خالی کنند آن لشکر عصامة بن زید می­خواست برود به جنگ رومیان آقا رسول الله مگر ابوبکر را نخواست؟  مگر جناب عمر را نخواست، گفت سریع بروید به لشکر عصامه، بعنوان سرباز صفر نه درجه دارد، فرمودند:

«لعن الله من تخلف عن جیش عصامه»

خدا لعنت کند کسی از این دستور من سرپیچی کند

مصنف ابن ابی شیبه، ج8، ص78

آیا این می­تواند مورد احترام دوستی اول رسول خدا باشد؟ این یک مورد مورد دیگر که می­خواستم بگویم ، پیغمبر فرمودند سد انسان مؤمن فسق است و اگر مؤمنی را بکشی کافر شدی سؤال من از این آقایان وهابی این است چرا معاویه 40هزار نفر را از لشکر خودش و امام علی را کشت کافر نشد، چگونه در مکتب سقیفه کسی می­خواهد کافر بشود  چطوری به چه کسی می­گویند کافر، از قبیله بنی عبد القیس، خانمی آمد پیش خانم عایشه، گفت شما فتوا بده اگر مادری پسر خود را بکشد حکمش چیست ،خانم عایشه گفت در جهنم است، خانم گفت پس به من فتوا بده  مادری که یک پسر نه 20هزار پسر خود را کشت حکم او چیست؟ خانم عایشه داد زد او را بیرون کنید او جهنمی است، آقایان وهابی بیایید به سؤالات من جواب بدهید، و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته

مجری:

ما شاء الله احسنتم طیب الله مثل همیشه مخاطب خودش را پیدا می­کند این صحبت­های آقای بهادری تشکر می­کنم از ایشان و  همیشه هم همین تحدی­ها و این صحبت­ها هم کاملاً درست و پابرجا هست، خب برویم سراغ تماس بعد البته فرصت بسیار محدود هست آقا سعید از تهران پشت خط هستند در خدمت­تان هستیم

بیننده:

استاد عزیز سلام عرض می­کنم خسته نباشید، عرض به خدمت شما استاد عزیز یک دو تا فتوای ضد و نقیض به قول خودشان مطرح کردند از علمای وهابی  حالا من نمی­دانم آقای سر بازی را ایشان وهابی می­داند یا سنی این را من نمی­دانم، بقول خودشان بین وهابی و سنی دو نوع فتوای ضد و نقیض مطرح

کردند که به یک نتیجه­ای برسند که آن نتیجه من فکر می­کنم سر تا پا ایراد است، عذر می­خواهم ، من الآن یک سؤالی از استاد عزیز دارم شما کشور عربستان را می­گوید که کلاً دست وهابی­ها است در مورد مواد مخدر بفرمایید که در عربستان وهابی با آن فتواهای ضد و نقیض موفق­تر عمل کردند یا کشور ما، من دوست­دارم با استاد عزیز دو دقیقه صحبت کنم اگر اجازه بدهید

مجری:

شما بعنوان شیعه دارید و بعنوان کسی که مدافع از عقاید شیعه هست دارید چنین سؤالی می­کنید

بیننده:

بله بله، من شیعه هستم ولی نه شیعه­ای که جناب آقای یزدانی هستن من یشعه یا علی مدد نیستم، بله من شیعه موحد هستم ، شیعه یا علی مدد و شیعه مقلد و اینها نیستم، من دوست دارم استاد یزدانی به من در مورد همین فتواهای ضد و نقیض  وهابی و سنی و اینها که مثلاً می­خوانند بفرمایند که در مورد مواد مخدر کشور وهابی عربستان موفق­تر عمل می­کند یا کشور اثنا عشری خود ما

استاد یزدانی:

خب فتوای وهابی­ها را خدمت­تان گفتیم دیگر آنها ،وهابی­ها می­گویند خیلی بد است، جنایت است چه و چه، گردن می­زنند می­کشند، ولی خب اینجا چه، ما مذاهب مختلف هستیم دیگر متأسفانه اینجا مذاهب مختلف است، مواد مخدر که دیگر از تهران و قم که قاچاق نمی­شود که، از یک جایی قاچاق می­شود که مفتی­شان می­گوید بروید قاچاق بکنید پولش را بیاورید به مدارس بدهید

مجری:

اتفاقاً اعتراض هم کرده بود این مولوی عبد الحمید که نباید کسی را بکشند به جرم چنین چیزی

بیننده:

عذر می­خواهم این فتوای آقای سربازی هرگز روا و جایز نمی­داند تجارت مواد مخدر را

استاد یزدانی:

خب فتوایش را نشان دادم خدمت­تان دیگر

بیننده:

بله بنده هم دیدم ولیکن از فتوا این بر می­آید اگر چنان چه کسی این کار را کرده بود ، نمی­گوید بروید بکنید این کار را

استاد یزدانی:

دارد تشویق می­کند می­گوید اگر به قصد ثواب باشد، به قصد نیک باشد ثواب دارد  دیگر

بیننده:

بزرگوار به قصد ثواب امورات خیریه­اش را می­گوید، بخشش­اش را می­گوید

استاد یزدانی:

متنش را برایت بخوانم چه می­گوید، در صورتی که نیت او کار خیر باشد به او ثواب می­رسد، با نیت خیر کار مواد مخدر بکند، خب مردم دنبال ثواب می­روند دیگر هم پولی گیرشان می­آید هم ثوابی گیرشان می­آید

مجری:

حواستان هست که این را چه کسی دارد  در چه مملکتی می­گوید، بعد حالا شما دارید مقایسه می­کنید با یک چیز دیگری  که در یک مملکت دیگر دارد انجام می­شود یعنی شما در نظر بگیرید یک چنین عالمی آمده دارد داخل یک مملکتی که اکثریت شیعه هستند چنین صحبتی را می­کند، از آن طرف شما ببینید بله همانطور که می­گویید در عربستان با کوچک­ترین چیزی که بدست می­آورند همین­ها حکم اعدام را صادر می­کنند، یک چنین چیزی را اصلاً درست می­دانید؟

بیننده:

این فتوای آقای سربازی را دوباره بیاورید روی آنتن باهم بخوانیم این را ببینیم چه می­گوید، مواد مخدر به طور کلی نا جایز و فروش آن ناجایز است

استاد یزدانی:

اما؟ تبصره می­زند دیگر ما با تبصره­اش مشکل داریم

بیننده:

اما اگر شخصی از راه مواد فروشی پول بدست آورد و آن را به مسجدی، نمی­گوید که بروید این کار را بکنید، می­­گوید اگر کسی این کار را انجام داد

استاد یزدانی:

خب ثواب می­برد؟ اگر کسی این کار را انجام داد به قصد خیر هم بود ثواب می­برد

بیننده:

ببین آقا اولش می­گوید مواد مخدر بطور کلی ، بطور کلی یعنی چه؟ آقای یزدانی بزرگوار

مجری:

بله همه چیز واضح است دیگر، بسیار خب آقا سعید حالا شما اگر باز هم تصویر مشکل دارد و اینها می­توانید آرشیو برنامه را مراجعه بفرمایید و کامل همه چیز واضح هست ، فرصت را از اتاق فرمان اشاره می­­کنند که تمام شده، دیگر حالا به نظرم بهتر است که

استاد یزدانی:

حالا مشخص است می­گوید که جایز نیست اما اگر کسی به قصد ثواب این کار را انجام بدهد اجر هم می­برد، بروی به قصد ثواب مواد مخدر بفروشی، خب این تشویق است دیگر، درست است جایز نیست، اصلش جایز نیست الکی آدم برود مواد مخدر بفروشد جایز نیست، ولی اگر قربتاً إلی الله چه؟ قربتاً إلی الله شما به قصد اینکه ثواب بفروشی خب این جایز است، حتی اگر مدیر مدرسه بداند، که این پولی که دارد این آقای قاچاقچی می­دهد از راه مواد مخدر بدست آمده از راه بدبخت کردن مردم بدست آمده از راه بیچاره کردن جوان­ها بدست آمده باز می­گوید برایش جایز است هیچ مشکلی ندارد.

مجری:

بسیار خب خیلی ممنون متشکر از حضرت عالی که

استاد یزدانی:

دوست عزیزمان درست است شیعه تقلیدی نیستی،شیعه هستی تحقیق بکن ومنصف هم باش ان شاء

الله راه حق را حتماً پیدا می­کنید.

مجری:

 ان شاء الله تشکر می­کنیم از شما عذر خواهی هم از تمام عزیزانی که نتوانستیم پاسخگوی آنها باشیم و صدایشان را داخل استودیو بشنویم، ان شاء الله که این ایام آخر ماه صفر مشمول رحمت  و غفران الهی قرار بگیریم و بتوانیم توسل خوبی ان شاء الله داشته باشیم.

اللهم اجعل محیانا محیا محمد و آل محمد، اللهم اجعل مماتنا ممات محمد و آل محمد، اللهم صلی علی محمد و آل محمد

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

 



* اسم:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی: