2020 November 27 - جمعه 07 آذر 1399
کلمه طیبه
کد مطلب:3638 گروه: کلمه طیبه آمار بازدید: 725

کلمه طیبه
حجت الاسلام یزدانی - 28 مهر 1399


  دانلود
امتیاز:
  01:24:57 حجم فیلم: 217 مگابایت





دانلود صوت


قسمت دوازدهم برنامه کلمه طیبه با کارشناسی حجت الاسلام و المسلمین یزدانی
 

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ : 28 مهر 1399

مجری:

اَعُوذُ بِاالله مِنُ الشَّیّطانِ الرَّجِیّم بِسّمِ الله الرَّحمنِ الرَّحِیّم الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ صَلَّی اللَّهُ عَلَی مُحَمَّدٍ آلِهِ الطَّاهِرِینَ

این خلایق بنوسید به سنگ لحدم

من فقط عشق حسین بن علی را بلدم

ننویسید که او نوکر بد عهدی بود

بنویسید تا که بود منتظر مهدی بود

عرض سلام و ادب و احترام دارم خدمت همه شما بینندگان عزیز و ارجمند شبکه جهانی حضرت ولیعصر(عج) امیدوار هستم که این دو ماه عزاداری و سوگواری إن شاءالله مورد قبول درگاه احدیت قرار گرفته باشد و إن شاءالله نام ما هم در آن کشتی نجات که بسیار وسیع هم هست قرار گرفته باشد و ما هم بتوانیم با این چراغ هدایت مسیر اصلی و حقیقی خود مان را پیدا کرده باشیم، به رسم دو شنبه شب­ها در محضر شما هستیم با سلسله برنامه کلمه طیبه که با موضوع آن هم شما آشنایی دارید کاملاً إن شاءالله در این جلسه هم توفیق این را داریم که استفاده بکنیم از محضر استاد برزگوار حضرت حجت الاسلام و المسلمین دکتر یزدانی، سلام علیکم و رحمة الله.

استاد یزدانی:

سلام علیکم و رحمة الله

اَعُوذُبِاللّه مِنَ الشَّیّطانِ الَّعِینِ الرَّجِیمّ  بِسّمِ اللّهِ الرَّحّمنِ الرَّحِیمّ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلاَیَهِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ علی یابن أبی طالب(ع).

من هم سلام و عرض ادب دارم خدمت حضرت عالی و خدمت همه بینندگان عزیز شبکه جهانی حضرت

ولیعصر(ع)، در خدمت­تان هستم.

مجری:

سلامت باشید، بینندگان عزیز و ارجمند همه مطلع هستید که سیر و روال برنامه به چه صورتی هست و طبیعتاً همه مشتاقانه منتظر هستیم تا ببینیم باز این شبکه­های وهابی چه چیز جدید را برای خود شان برای رسوایی خود شان آماده کرده­اند، کلیپ اول را با همدیگر می­بینیم.

کلیپ شماره 46:

می­خواهد صدای اهل سنت بشنود می­خواهد صدای قرآن بشنود زیرا که اهل سنت جز قرآن و حدیث صحیح رسول الله(ص) چیزی دیگر ندارد که به آن استدلال کند، منبع و مأخذ یک عالم سنی کتاب الله و سنت صحیح رسول الله(ص) است نه چیزی دیگر، ولی منبع گفتار آخوند روایت از معصوم، از سند دیگر نپرس دلیلی از قرآن دیگر نیار، می­گوید آقا چه علی است که اینهمه شما بزرگش کردید یک بارهم در قرآن اسمش آورده نشده کسی در قرآن نگفته این سوره برای علی است این جا اسم علی است این جا فلان است، در حالی که در قرآن مسائل پیش پا افتاده ذکر کرده مسئله مهمانی، مسئله غذا خوردن، مسئله خانه کسی رفتن، اجازه گرفتن، سلام گردن و از همه باز هم پیش پا افتاده­تر مسائلی که مربوط است به عادت ماهیانه زنان به طور تفصیل در قرآن آمده، آیا علی یابن أبی طالب را که شما اینهمه بزرگش کرده­اید نباید این در قرآن اهمیتی داشت که یک آیه به نامش باشد و بگوید و هذا علی یابن أبی طالب خلیفة من بعده برای خدا گران بود؟ سنگین بود این جمله العیاذ بالله؟ پس پی بردند جوان شیعه که آخوند دارد دروغ می­گوید علی یابن أبی طالب و فلسفه امامت و آن چیزی که و آن غلو و زیاده رویی که در باره سیدنا علی رضی الله عنه و فرزندانش حسن و حسین رضی الله عنهما و بقیه فرزندان می­گویند دروغ است.

مجری:

دیدید این مرد نارنجک انداز وهابی را که حالا دست به نارنجکش خیلی خوب بود حالا این بار هم مثل اینکه نمی­دانم نارنجک­هایش کم آمده بود رفته بود از این ترقه­های قدیمی این چیزهای که خیلی وقت­ها همیشه هم مطرح می­کنند مطرح کرد که چرا اسمی از اهل بیت سوره­ای به نام اهل بیت در قرآن نیامده با اینکه خیلی از مسائل را ما در قرآن می­بینیم از آنها یاد شده، در خدمت­تان هستیم.

استاد  یزدانی:

کلیپ تقریباً توهین آمیز بود حالا إن شاءالله به وقتش می­پردازیم به این توهین شان، اول کلیپ مدعی شد که اهل سنت، علمای اهل سنت دوتا منبع دارند یکی کتاب خدا و دیگری سنت پیغمبر، این را اولش مدعی شد، اما بعد از آن آخر آن جلوتر که آمد چه شد؟ شیعه چرا امامت را از قرآن برای ما ثابت نمی­کند؟ چرا از قرآن نمی­گویید؟ چرا خدا در قرآن نمی­دانم در باره فلان صحبت کرده حالا تعبیر آن زشت و قبیح بود امیرالمؤمنین نعوذباالله به اندازه فلان مسئله هم پیش خدا اهمیت نداشت که آیه­ای برایش نازل می­کرد؟

اگر شما هم به قرآن اعتماد دارید هم به سنت چرا می­گویید فقط قرآن؟ اگر از سنت برای­تان بیاوریم چرا نمی­پذیرید؟ اینهمه روایات در منابع اهل سنت، اولاً که می­گویند ما قرآن را قبول داریم و سنت را قبول داریم این حرف نامربوطی است ما می­توانیم ادعا کنیم که شما هیچ روایت صحیح السندی در هیچ کتابی ندارید چرا؟ چون همه روایت­تان می­رسد به صحابه، شما صحابه را عدالت شان را ثابت می­کنید می­گویید:

 «الصحابة كلّهم عدول»

برای قبول روایت آیا فقط عدالت لازم است؟ یا عدالت به علاوه حافظه، حالا سر وقتش إن شاءالله این را مفصل بحث خواهیم کرد قبلاً هم بحث کردیم، ما برای قبول روایت از یک شخص اولاً در قدم اول عدالتش را بعد ظبطش را، حافظه­اش را، اتقانش را، ولی شما می­گویید «الصحابة كلّهم عدول» ولی هیچ کسی نیامده صحابه را توثیق بکند بگوید فلانی، ثغةٌ فلانی ثقةٌ، عادل است ولی عدالت یک پایه یک رکن است رکن بعدی نیست پس شما هیچ سند صحیحی ندارید، از این بگذریم اگر فرض کنیم شما حدیث را قبول دارید و اینقدر شعار می­دهید ما قرآن و سنت، هر باری که شما به روایتی استدلال کنید در واقع دارید طعنه می­زنید به آن کسی که می­گفت:

«حَسْبُنَا كِتَابُ الله‏»

شما می گویید «کتاب الله و سنة» کتاب خدا و سنت پیغمبر، ولی او می گفت «حَسْبُنَا كِتَابُ الله‏» شما

پس پیرو او نیستید، اگر راه شما درست است اگر راه شما مطابق قرآن است پس راه او غلط بود  ، او مشکل داشت پس که می­گفت «حَسْبُنَا كِتَابُ الله‏» هفت جای صحیح بخاری هم این مسئله آمده دیگر آن روایت دیگر نمی­خواهیم بیشتر به آن بپردازیم؛ اصلاً کلمه اهل سنتی که شما برای خودتان گذاشتید، این تعنه است به خلیفه، تعنه است به آن کسی که می­گفت«حَسْبُنَا كِتَابُ الله‏» حالا بیشتر از این نمی­خواهم اضافه کنم همین مقدار فکر کنم کافی باشد.

مجری:

شبهای پیش هم حضرت آیت الله حسینی قزوینی راجع به همین تعبیر هم بحث مفصلی داشتند بینندگان حتماً مستحضر شدند.

استاد یزدانی:

بله اما اینکه آیا در قرآن آمده یا نیامده خب این را هم حضرت آیت الله قزوینی مفصل بحث کرده؛ ما آیات متعددی در قرآن داریم، آیه ولایت، آیه صادقین، آیه تطهیر، آیه ابلاغ، آیه اکمال و آیات متعدد که می­توانیم با سند صحیح از منابع اهل سنت ثابت کنیم که در باره امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (ع) نازل شده، پس اینکه می­گویید رد قرآن نیامده این خلاف روایات صحیح شما است و ده­ها آیه­ای که در کتاب­های شما است اما خب چرا سنت را قبول نمی­­کنید، شما همه­اش شعار می­دهید سنت سنت چرا سنت را قبول نمی­کنید

مجری:

خیلی جالب معمولاً خیلی وقت­ها کلیپ­ها را کنار هم می­گذاریم تا این تناقض ها آشکار بشود، این خودش حال آمده همان اول همین تناقض را بیان می­کند

استاد یزدانی:

خودش در مورد تناقض حرف می­زند ایشان گفت که مگر برای خدا سخت بود که بگوید مثلاً علیٌ خلیفه من بعد رسول الله  سخت بود؟ خب سخت نبود، شما که می­گویید هم کتاب هم سنت، خب اگر پیغمبر گفته باشد چرا نمی­پذیرید، این روایت معتبری که در منابع شما هست، سندش صحیح است آقای البانی

گفته معتبر است کتاب السنة ابن ابی عاصم، تحقیق آقای محمد ناصر الدین البانی، جلد دوم، چاپ المکتب الإسلامی صفحه شماره 565، که پیغمبر بزرگوار اسلام صریح از ابن عباس هست که، رسول خدا به امیرالمؤمنین فرمود:

«انت بمنزله هارون من موسی إلّا انک لست نبیا و أنت خلیفتی فی کل مؤمنن من بعدی»

تو خلیفه من هستی در میان مؤمنین بعد از من

السنة، ابن ابی عاصم، محمد ناصرالدین البانی،چاپ مکتب اسلامی، ج2،ص565

از این واصحتر پیغمبر چه بگوید؟ آقای البانی هم که می­گوید إسناده حسن(سند آن حسن است)، پیغمبر از این واصحتر چه بگوید که شما قبول کنید؟ چرا حرف پیغمبر را قبول نمی­کنید؟ چرا شعار می­دهید که کتاب و سند؟ این سنت پیغمبر است دیگر چرا نمی­پذیرید؟ چرا مخالفت می­کنید با سند پیغمبر؟ سنت پیغمبر هر جا که به نفع شان باشد قبول، هر جا که به ضرر شان باشد می­گویند نه قبول نداریم، شما می­گویید صریح، این هم صریح «و أنت خلیفتی فی کل مؤمنن من بعدی» «تو خلیفه من هستی در میان هر مؤمنی بعد از من» اگر شما واقعاً مؤمن می­دانید خودتان را باید امیرالمؤمنین را خلیفه پیغمبر بعد از پیغمبر بدانید، اگر آنهایی که قبل از امیرالمؤمنین خلافت را گرفته­اند غضب کرده­اند خود شان را مؤمن می­دانستند باید امیرالمؤمنین را خلیفۀ بعد از پیغمبر می­دانستند ولی شما به سنت پیغمبر هم عمل نمی­کنید و سنت پیغمبر را هم قبول ندارید.

ایشان گفت همه چیز در قرآن آمده حتی نمی­دانم خون حیض را شمردند، سلام و دادن و فلان و فلان، در سنت پیغمبر هم بله حتی مسواک زدن آمده، حتی من جلوتر می­روم نحوه دستشوی رفتن پای راست را جلوتر بگذاریم یا پای چپ را، نحوه بیرون آمدن همه اینها در سنت پیغمبر آمده واضح و روشن، اما چرا امامت نیامده؟ مگر می­شود امامت نیامده باشد؟ ببینید آقای «ابن تیمیه حرانی» در کتاب «السیاسة الشرعیة» خودش، کتاب السیاسة الشرعیة آقای تقی الدین احمد بن عبدالحلیم بن تیمیه متوفی 728 چاپ وزارت اوقاف عربستان سعودی هم هست، سال 1419 دقیقاً در سال سالگرد شان این کتاب را چاپ کرده­اند صفحه شماره 129 فصلی باز کرده می­گوید:

السیاسة الشرعیة، تقی الدین احمد بن عبدالحلیم بن تیمیه، متوفی 728، چاپ وزارت اوقاف عربستان سعودی، سال 1419، ص 129

واجب است  که دانسته شود

«أن ولایة أمر الناس من أعظم واجبات الدین بل لا قیام للدین و للدنیا إلا بها»

بدانید که بزرگترین واجب دین ولایت بر مردم هست

 ولایت امر مردم بزرگترین واجب، اصلاً نه دین اقامه می­شود و نه دنیا، نه انسان به دیانت می­رسد نه به دنیا می­رسد اگر بحث امامت و خلافت معلوم نباشد، بعد توضیح می­دهد، بعد روایت جالبی هم می­خواند که پیغمبر فرمود:

«إذا خرج ثلاثة فی سفر فلیؤمّروا أحدهم»

اگر سه نفر با همدیگر مسافرت رفتند حتماً باید یک نفر را به عنوان امیر خود شان انتخاب کنند

این حرف ابن تیمیه است، بعد مفصل حرف می­زند روایات دیگر، می­گوید تجربه هم این را ثابت کرده که مهم هست وضع خلافت، خیلی مهم است، حالا سؤال می­کنیم، چرا بزرگترین واجب دینی در قرآن نیامده؟ در باره سلام دادن به قول ایشان صحبت کرده، در باره خون حیث صحبت کرده، در باره سگ صحبت کرده، در باره خوک صحبت کرده، چرا در باره اعظم واجبات دین شما صحبت نکرده؟ از شما طرفداران ابن تیمیه می­پرسیم، یعنی خدا چطور شده که در باره این صحبت نکرده این خدا به اندازه ابن تیمیه نمی­فهمید که اعظم واجبات، اصلاً بزرگترین مشکل بشریت در طول تاریخ بحث خلافت بوده در طول تاریخ همیشه جنگ سر همین است همیشه جنگ سر قدرت است همین الآن شما همه کشورها را ببینید شبکه­های که اصلاً جنگ، جنگ قدرت است، سر قدرت، چه کسی خلیفه بشود، خلافت دست چه کسی باشد، حاکم چه کسی باشد، چرا خدا در باره مهمترین مشکل بشریت حرف نزده؟ در باره مسواک زدن حرف زده، این چه خدای است؟ این چه پیغمبری است که وضیفه مسلمان­ها در باره مسواتک زدن را مشخص کرده در باره توالت رفتن را مشخص کرده اما بزرگترین واجب دینی انسانها را تکلیفش را معلوم نکرده؟ رها کرده رفته همینطور. 

مجری:

یا با چه عینکی دارند این قرآن را نگاه می­کنند که این را در آن نمی­بینند؟

استاد یزدانی:

دقیقاً، شما می­دانید که روایت جالب دیگری هست که در صحیح مسلم و جاهای دیگر آمده خیلی قشنگ است این روایت، در صحیح مسلم چاپ دارالطیبه ریاض عربستان سعودی صفحه شماره 884 کتاب العماره باب دوم، آخرین روایت باب دوم هست، خلاصه روایت را می­گویم چون روایت طولانی هست.

صحیح مسلم، چاپ دارالطیبه ریاض عربستان سعودی، کتاب العماره باب دوم، ص 884

وقتی خلیفه دوم توسط أبو لؤلؤ ضربت خورد خب خیلی­ها می­آمدند پیش او و عیادت او، از جمله حفصه پیغامی فرستاد در دست عبدالله پسر عمر که برو پیش پدرت و این حرف­ها را بزن، چه گفت؟ از جمله حرف­های که زد این بود که:

«زَعَمُوا أنکَ غَیرُ مُستَخلِفٍ»

مردم فکر می­کنند شما به جای خودت جانشن انتخاب نمی­کنی خلیفه­ای بعد از خودت انتخاب نمی­کنی

واقعاً اینطوری است؟

«وأنّه لو كان لك راعی إبل ، أو راعی غنم ثمّ جاءك وتركها رأیت أن قد ضیّع ، فرعایة الناس أشدّ»

خلاصه حرف این است: می­گوید شما یک چوپان داری گلّه را به او سپردی ایشان رفته بیابان گلّه را رها کرده هیچ کس را هم آنجا نگذاشته واظب گله باشد برگشته شما با او چیکار می­کنی؟ پدرش را در میاوری دیگر، باید تنبیه بشود، گوسفندها را رها کرده، حالا این امت اسلامی را با گوسفند مقایسه می­کند کار نداریم به اینها به هر حال روایت صحیح مسلم هست، چیکارش می­کنی؟ می­گوید حتماً او تنبیه می­کنی چون گوسفندها را از بین برده، «فرعایة الناس أشدّ» مردم وضعیت شان بدتر از اینها است باید تکلیف مردمم مشخص بشود چرا تو خلیفه انتخاب نمی­کنی؟ همین حفصه زمان پیغمبر کجا بود که می­آمد به پیغمبر توصیه می­کرد که خلیفه انتخاب کن چرا خلیفه انتخاب نمی­کنی؟ امر به این مهمی.

باز جالب است  در شرح صحیح مسلم آقای هریری شافعی خیلی حرف قشنگی زده، محمد الامین بن عبدالله الاُرمی العلوی الهروی الشافعی که ساکن مکه بوده در کتاب الكوكب الوهاج والروض البهاج في شرح صحيح مسلم بن الحجاج، چاپ دارالمنهاج در ریاض عربستان سعودی چاپ اول 1430 صفحه شماره 451 دارد این روایت را توضیح می­دهد ببینید چه می­گوید:

«إذا کان راعی المواشی یعد مقصرا بترکه لها دون أن یستخلف علیها من یقوم علی حفظها فالإمام الذی یترک الناس غیر مستخلف علیهم أحداً أجدر أن یکون»

الكوكب الوهاج والروض البهاج في شرح صحيح مسلم بن الحجاج، محمد الامین بن عبدالله الاُرمی العلوی الهروی الشافعی، چاپ دارالمنهاج در ریاض عربستان سعودی، چاپ اول 1430، ص 451

می­گوید:

وقتی چوپان را می­شود تنبیه کرد می­شود مقصر جلوه داد که تو چرا گوسفندها را بدون جانشین، جانشین برای خود انتخاب نکردی سر گوسفندان می­شود مقصر جلوه داد، امام اگر مردم را بدون چوپان رها کند

«أجدر أن یکون مهملاً مقصراً»

او مقصرتر است، او مقصرتر است که مردم را اینطوری رها کرده

«و رعایتهم أشد و آکد»

رعایت وضعیت مردم مهمتر است باید حتماً انجام بشود شدیدتر است وضعیت، این هم توضیح ایشان.

در کتاب انصاب الاشراف آقای بلاذری جلد شماره 10 الجزء العاشر چاپ دار الفکر بیروت چاپ اول چاپ 1417 روایت را از زبان خود ابن عمر نقل می­کند

انصاب الاشراف، بلاذری، چاپ دار الفکر بیروت، چاپ اول، چاپ 1417، ج 10

می­گوید: ابن عمر آمد به عمر گفت:

«لو استخلفت»

خلیفه برای خودت انتخاب کن

گفت چه کسی را انتخاب کنم؟ گفت هر کسی را که دوست داری انتخاب کن اجتهاد کن

«لو أنک بعثت إلی قیم أرضک ألم تکن تحبّ أن يستخلف مكانه حتّى يرجع إلى الأرض؟»

شما یک دهقان داری گذاشتی او را مواظب زمین­ها باشد  آبیاری کند اگر این آقا رها کند همینطور بیاید بدون اینکه یک دهقان دیگر را بگذارد چه کارش می­کنی؟ مهم است باید بگذارد، اگر یک چوپان باشد، چوپان را هم مثال می­زند، آیا دوست ندارد که جای خودش یک کسی دیگر را بگذارد و برگردد؟ ایشان هم گفت چرا همچین دوست دارم، این هم روایت دوم از زبان خود عبدالله بن عمر.

باز در کتاب­های دیگر هم آمده من از اینها می­گذرم به هر حال می­خواهیم بگوییم که

مجری:

همه اینها به این رسیده عقل شان اما العیاذ باالله آن کسی که باید برای امت اسلامی برای این چیزی هم که امت آخرین هست هیچ همچین چیزی به دهنش نرسیده العیاذ باالله؟

استاد یزدانی:

عقل حفصه می­رسد اینقدر که مردم را نباید بدون چوپان رها کنی اما پیغمبر نعوذ باالله اینقدر متوجه نیست باعث می­شود اینهمه فتنه بین مسلمان­ها ایجاد بشود، طبق گفته اینها اگر انتخاب کرده بود مشخص کرده بود که این اتفاقات نمی­افتاد، من سؤال می­کنم چرا پیغمبر درباره سلام کردن صحبت کرده اما یک روایت نداریم از پیغمبر که گفته باشد بعد از من شورا تشکیل بدهید، بعد از من اهل حل و عقد انتخاب کنید، بعد از من جلسه مشورتی تشکیل بدهید یک کسی را انتخاب کنید هر کسی را که دوست دارید، یک روایت بیاورید از پیغمبر، یک روایت از پیغمبر بیاورید که پیغمبر واگذار کرده باشد خلافت بعد از خودش را به شورا به اهل حل و عقد، یک روایت بیاورید.

مجری:

یا اینکه حالا اینطوری که آقای خدمتی دارد می­گوید در قرآن باید باشد دیگر اگر کوچکترین مسائل است چنین مسئله­ای هم باید باشد.

استاد یزدانی:

در قرآن که نیست گفتم هیچ دلیلی اینها برای مشروعیت اعتقادات شان ندارند از قرآن، هیچ دلیلی ندارند

مبنی بر مشروعیت اعتقادات شان، حالا می­گویم از قرآن بگذریم از پیغمبر چرا یک روایت ندارید که پیغمبر گفته باشد بعد از من مردم من انتخاب نمی­کنم بعد از من شورا تشکیل بدهید خودتان انتخاب کنید واگذار کردم به شما، چرا نکرد؟ چرا مسؤاک زدن را واگذار نکرد به خود مردم؟ این که دیگر ربط به مردم دارد سلامتی خود مردم است، چرا توالت رفتن را واگذار نکرد برای مردم؟ هر طور خواستید بروید، فکر کنید چطوری باید بروید،اینها واقعاً عجیب است از این حرف­های که اینها می­زنند.

من نکته بعدی که خدمت­تان بگویم این هست که از ایشان سؤال می­کنیم ایشان بی­ادبانه سؤال کرد من نمی­خواهم بی­ادبی او را تکرار کنم، شما اعتقاداتی دارید أبو بکر را افضل همه مردم مسلمان­ها می­دانید بعد از او خلیفه دوم بعد از او خلیفه سوم از دیدگاه شما، همه اینها را به هر حال شما قبول دارید، مقایسه کنید همان قیاس­های که خودتان گفتید نمی­دانم خون حیض آمده چرا اسم اینها نیامده؟ سؤال شما بی­ادبانه است حالا من عذر خواهی می­کنم از همه کسانی که، دارم حرف ایشان را بر می­گردانم اصلاً به کسی دیگر قصد جسارت ندارم، عدالت کل صحابه؛ شما می­گویید «اصحابه کلهم عدول، کلهم اولیاء الله، کلهم اصفیاء الله...»، یک آیه در قرآن بیاورید که خدا گفته باشد همه صحابه عادل هستند، یک آیه، چرا خدا در باره سلام کردن صحبت کرده چرا در باره فلان چیز صحبت کرده چرا نگفته اصحابه کلهم عدول؟ نمی­توانست خدا یک آیه کوچک در قرآن بیاورد اصحابه کلهم عدول؟ چرا پیغمبر نگفت؟ یک روایت از پیغمبر بیاورید که پیغمبر گفته باشد اصحابه کلهم عدول، یعنی این اعتقاد که اساس مذهب شما است سطون مذهب شما است به اندازه نمی­دانم سلام کردن هم نمی­ارزید؟ اساس مذهب اینها است سطون مذهب اینها اصحابه کلهم عدول هست، چرا پیغمبر یک کلمه نگفت اصحابه کلهم عدول؟ از این بگذریم باز هم این را قبلاً گفتن چرا خود صحابه یک نفر از اصحاب نگفته اصحابه کلهم عدول؟ چرا یک نفر از اصحاب پیغمبر این اعتقاد شما را بیان نکرد؟  بیاورید از یکی از صحابه که گفته باشد اصحابه کلهم عدول، از تابعین بیاورید، از اتباع تابعین بیاورید، این اعتقادی که جعل کردید در قرون بعدی مهمترین اعتقاد شما است، از مهمترین اعتقادات شما است این را بیاورید از قرآن که نیست، سنت پیغمبر که نیست، سنت صحابه نیست، سنت تابعین نیست، این چه اعتقادی است که شما دارید دقیقاً همان صحبت­های که شما کردید، خیلی از اعتقادات­های دیگر شان، خیلی از اعتقادات­ها دیگر شان را هفته پیش هم گفتم شما می­گویید خلیفه بعد از پیغمبر أبو بکر بعدش عمر بعدش عثمان بعدش امیرالمؤمنین، گفتم در سه قرن اول تا قبل از احمد بن جنبل احدی را پیدا نمی­کنید از اهل سنت از اینهایی که هم نظر شما است که امیرالمؤمنین را به عنوان خلیفه چهارم قبول داشته باشد، تحدی کردیم از أبو حنیفه بیاورید، یک روایت ضعیف از أبو حنیفه بیاورید که گفته باشد خلیفه اول فلان، فلان، فلان تا چهارم و امیرالمؤمنین را به عنوان خلیفه چهارم قبول داشته باشد، از مالک بیاورید، نشان دادیم که مالک فقط دو نفر را قبول دارد، از شافعی بیاورید که شافعی فقط سه نفر را قبول دارد، و امیرالمؤمنین را قبول ندارد، از سفیان ثوری بیاورید از اوضاعی بیاورید از فلانی بیاورید از ائمه­تان بیاورید قبل از احمد بن حنبل که این اعتقادات را قبول داشته باشد، ندارید این یک چیز جعلی هست، از قرآن بیاورید از سنت بیاورید، قرآن و سنت که وجود ندارد از علماء از مردم خودتان بیاورید، این یک اعتقاد جعلی است که شما دارید اصلاً لفظ اهل سنت هم قبلاً گفتم برای­تان کلمه اهل سنت در سه قرن اول اصلاً نیست وجود ندارد در هیچ کتابی شما نمی­توانید پیدا بکنید که یک مذهبی به نام اهل سنت در این سه قرن موجود باشد، اینها را بعداً آقای احمد بن جنبل درست کرده و حرف­های که زده یک مقاله جالبی هم هست از آقای رسول جعفریان، مقاله خیلی خوبی است حالا از نظر فنی شاید نشود به آن گفت مقاله ولی خب خیلی مطالب جالبی را آورده «نقش احمد ابن حنبل در تعدیل اهل سنت»سیرچ کنید در انترنت هم هست نقش احمد بن حنبل در تعدیل اهل سنت مقاله خیلی خوبی است ایشان آنجا وارد شده یک سری سر و نخ­ها داده که خیلی سر و نخ­های جالبی هست که احد بن حنبل چه کارهای انجام داده است از جمله همین بحث تربیع که امیرالمؤمنین خلیفه چهارم باشد نیست قبلاً ایشان برای اولین بار این را مطرح می­کند و جا می­اندازد مجبور می­شود جا بی­اندازد چون قبل از آنها مسلمان­ها دو دسته بودند علوی یا عثمانی؛ عثمانی­ها ناصبی بودند، علوی­ها پیرو امیرالمؤمنین بودند خود ابن تیمیه هم اینها را دارد حالا من قبلاً چون بحثش را کردیم دیگر نمی­گویم، بعد ایشان وضعیت که را دید مجبور با آن داستانی که حالا باید یک وقت دیگر مفصل به آن بپردازیم به هر حال قبل از احمد بن حنبل این مباحث نبوده، این هم جواب ایشان.

مجری:

بسیار خوب سلامت باشید، همه شان کاملاً مفید و اتفاقاً إن شاءالله مرتبط است با بحث­های بعدی که باز هم یعنی طبیعتاً قبل از احمد بن حنبل این را می­فهمیدند که آقا دو نفر که با هم دیگر اختلاف دارند با هم دیگر جنگ می­کنند نمی­شود هردوتای شان بشود مقتدا و خلیفه­ای که ما بخواهیم به آنها متکی باشیم.

بسیار خوب، این کلیپ اول بود کلیپ دوم شماره 47 هست که با هم می­بینیم.

کلیپ شماره 47:

در واقع عمار بن یاسر رضی الله عنه می­گوید من و ایشان برای یک مأموریت نظامی رفتیم خواب افتادیم پیغمبر(ص) آمد ما را بیدار کرد و در آنجا پیغمبر آن حدیث خواند گفت که بدبخت­ترین مردم دو گروه هستند دو فرد هستند یکی آن کسی که شتر صالح (ع) زخمی کرد و او را پی کرد و دیگری آن شخصی که علی یابن أبی طالب را به شهادت می­رساند، این پیشگویی پیامبر است از طریق وحی پیامبر مطلع شدند و فرمودند:

«أشق الناس اثنان»

گفت فرمودند بدبخت­ترین مردم دو نفر هستند یکی آن احیمر  آمده در روایات که شتر صالح را در واقع پی کرد و دیگری، به علی (رض) اشاره کرد و فرمود فرد دیگر آن کسی است که، به فرق سر علی پیامبر اشاره کرد و فرمود کسی که به اینجای تو شمشیر می­زند و به ریش علی بن ابی طالب(رض) اشاره کرد و فرمود آن کسی که به اینجایت شمشیر می­زند و این قسمت بدنت یعنی ریشت از آن خونت آلوده می­شود، این دوتا اشق الناس هستند و این دلیل بر نبوت پیامبر است که از طریق خدا خبر شده که علی(رض) به شهادت می­رسد و به همین خاطر اهل سنت عبد الرحمن بن ملجم مرادی را طبق این حدیث پیامبر اکرم (ص) که پیامبر این حدیث را غزوه ذات العشیره گفتند أشق الناسش می­دانند.

مجری:

بله حضرت استاد این همان چیزی که اشاره فرمودین مبنا و اساس اعتقادات و احکام اهل سنت همین

عدالت صحابه است حالا این چیزی که مطرح شد این است که اشق الناس هم ابن ملجمی است که ظاهراً یا باید از صحابه نباشد، یا اشق الناس نباید باشد آیا کسی آن را جزو صحابه شمره، چطور است این؟

استاد یزدانی:

بله روایتی که ایشان خواند در کتاب­های متعدد آمده که قاتل امیرالمؤمنین اشق الناس هست از جمله در کتاب مجمع الزوائد آقای هیسمی مصری، متوفای 807، جلد شماره 9، چاپ دارالکتب علمیه لبنان، صفحه شماره 131، حالا دیگر لازم نیست چون روایت را ایشان مفصل خواندن دقیقاً همان روایت را که، امیرالمؤمنین از پیغمبر می­پرسد که :

مجمع الزوائد، هیسمی، چاپ دارالکتب العلمیه، لبنان، ج9، ص131

«من أشق الاولین؟»

چه کسی است، حال پیغمبر می­پرسد بعد امیرالمؤمنین می­گوید

«الذی عقر الناقه یا رسول الله»

کشنده ناقه صالح

و بعد به هر حال این روایت ثابت می­کند که ابن ملجم مرادی شقی­ترین امت هست، اصلاً شقی­ترین انسان هست مثل آن کسی که ناقه صالح را به هر حال پی کرد و به هر حال آن جنایت را انجام انجام داد؛ اما این حرفی که اینها می­زنند خب به ضرر خودشان هست چرا،چون علمای اهل سنت ابن ملجم را جزء اصحاب پیغمبر شمردند، اگر قرار باشد ابن ملجم اشق الناس باشد؛ اصحابه کلهم عدول کلهم اولیاء الله و خیرته من بعده، اسفیائه، کلهم من اهل الجنه؛ اینها را سازگاری ندارد من فقط یکی دوتا مستند از منابع اهل سنت که گفتند ابن ملجم جزء اصحاب پیغمبر بوده، بعد صحابه است، پیغمبر را دیده مسلمان­هم بود زمانی که پیغمبر بود، همان شرائط را دارد، التوضیح لشرح جامع الصحیح، که الآن هم مطلبی از ایشان خواندیم، که سراج الدین ابی حفص علی بن احمد انصاری شافعی، ابن ملقن، معروف به ابن ملقن در شرح صحیح بخاری، جلد شماره 20، چاپ دارالفلاح، و وزارت اوقاف قطر این کتاب را چاپ کرده، چاپ اول، چاپ 1429، صفحه شماره304، بحث امیرالمؤمنین می­شود ببینید چه می­گوید در بحث امیرالمؤمنین

التوضیح لشرح جامع الصحیح، سراج الدین ابی حفص علی بن احمد انصاری، چاپ، دارالفلاح، وزارت اوقاف قطر، چاپ اول، ج20، ص304

«قتله عبدالرحمن بن ملجم الفاتک و إن ذکر من الصحابه»

امیر المؤمنین را چه کسی به شهادت رساند؟ ابن ملجم خونخوار،اگر چه او از اصحاب پیغمبر هست، خب اگر از اصحاب پیغمبر هست، «صحابه کلهم عدول» چه می­شود؟ «کلهم من اهل الجنة» چه می­شود؟ « اشق الاولین و اشق الآخرین» این چه می­شود؟ همین روایت که الآن خود آقای خدمتی خواند،  آقای شمس الدین ذهبی کتابی دارد «تجرید الأسماء صحابه»، نام صحابه را در این کتابش آورده، حافظ شمس الدین عبدالله محمد بن احمد بن عثمان بن قایماز الذهبی، متوفای 748، چاپ دارالمعرفه بیروت، جلد اول، صفحه 356، شرح حال شماره 3782، عبدالرحمن بن ملجم را جزء اصحاب پیغمبر می­آورد،

تجرید الأسماء الصحابه، شمس الدین ذهبی، چاپ دارالمعرفه، بیروت، جلد اول، ص 356، ش ح، 3782

عبد الرحمن بن ملجم مرادی قاتل امیرالمؤمنین علی

جزء اصحاب پیغمبر هست، بله ایشان می­گوید شاگر مغاذ بن جبل بوده و از این حرف­ها، بله این هم آقای شمس الدین ذهبی عالم بزرگ شما ایشان را جزء صحابه آورده.

مجری:

یعنی وقتی در این سلسله راویان می­رسند مثلاً به مثل ابن ملجم یا خود ابن ملجم می­گویند خب این دیگر از صحابه است پس ما دیگر کاری ندایم و این رامی­پذیریم ،در صورتی که چنین چیزهایی در شأنشان نیست.

استاد یزدانی:

اشق الاولین والآخرین هست،قاتل امیرالمؤمنین هست جزء اصحاب هم هست؛«الإصابه فی تمییزالصحابه»

، ابن حجر عسقلانی، با تحقیق آقای ترکی، جلد هشتم، چاپ اول، چاپ 1429، صفحه شماره 158، دقیقاً عبد الرحمن ملجم را جزء اصحاب پیغمبر می­آورد می­گوید حتی جاهلیت را هم درک کرده

الإصابه فی تمییز الصحابه، ابن حجر عسقلانی، چاپ اول، چاپ 1429، ج 8، ص158،

«ذکره الذهبی فی تجرید»

ذهبی اسم این را در کتاب التجرید خودش آورده

جزء اصحاب پیغمبر آوده چرا؟ چون شرائط صحابه را دارد، جزء اصحابه پیغمبر هست، خب این هم سه تن از علمای بزرگ اهل سنت که ابن ملجم مرادی را جزء اصحاب پیغمبر آوردند.

مجری:

پس باید برویم ببینیم تعریف عدالت را ببنیم چیست، یعنی وقتی که اشق الناس داخل در این عدالت می­شود، شاید یک معنای جدید برای عدالت ساخته­اند.

استاد یزدانی:

فقط عدالت نیست اینها می­گویند صحابه اهل بهشت هستند، این حرف آقای قرطبی دیگر خیلی معروف است که «الصحابه کلهم عدول، کلهم اولیاء الله»

مجری:

در این صحابه ما چیزهای زیادی می­بینم در همین کتبی که فرمودین، همین ابن حجر بسیار می­آورد که بله بسیار زیاد بودن صحابه­ای که چه جنایاتی که انجام نمی­دادند، خیلی­هایشان دائم الخمر بودن، تک تک صفات مختلفی را ذکر می­کند و واقعاً جای تعجب هست که چطور این اهل سنت می­خواهند اعتقادات خودشان را و احکام خودشان را وقتی که به چنین افرادی می­رسند می­خواهند چشم و گوش بسته بپذیرند و بگویند خب دیگر رسید به فلانی و ما باید بپذیریم

استاد یزدانی:

بله، آقای قرطبی در کتاب تفسیر خودش، تفسیر قرآ هست، الجامع الاحکام القرآن آقای ابی عبدالله محمد بن احمد بن ابی بکر قرطبی، متوفای 671، تحقیق آقای ترکی،جلد شماره17،چاپ مؤسسه الرساله بیروت

، صفحه شماره 350، بحث صحابه را می­آورد.

الجامع الأحکام القرآن، قرطبی، چاپ مؤسسه الرساله بیروت، ج17، ص350

«فاصحابه کلهم عدول»

حتی ابن ملجم مرادی

«کلهم الولیاء الله»

همه از اولیاء الهی هستند

همه از اصفیا و برگزیده های خدا هتسند، همه از بهترین مخلوقات خدا بعد از انبیا و پیامبران هستند

«و خیرته من خلقه بعد انبیائه و رسله»

این مذهب اهل سنت است

«هذا مذهب اهل السنة و الذی علیه الجماعة من أئمة هذه الأمه»

یک عده­ای هم آمدند شرزمه­ای یک انسان­هایی که اصلاً ارزش توجه ندارند اینها می­گفتند صحابه مثل بقیه هستند باید اینها را هم وضعیت شان را دید خوب­هایشان را جدا کرد بدهایشان را جدا کرد؛ می­گوید نه اینها لازم نیست، ما اصلاً لازم نیست از عدالت اینها جوست و جویی داشته باشیم، ضرورتی ندارد عادل هستند همه­شان؛ بله این هم حرفت ایشان حالا غیر از ایشان کسان دیگر هم هستند که گفتند همه اهل بهشت هستند ،همه صحابه اهل بهشت هستند حالا من این راهم خدمت­تان عرض کنم، صحابه کلهم من اهل الجنة را این را هم آقای ابن حزم آندلسی وبقیه گفتند

مجری:

بله این هم صرف عدالت­شان که وقتی طرف عادل باشد تبیعطاً باید آن را هم وارد بهشت بکنند دیگر این افراد و چیز تعجب بر انگیزی نخواهد بود که بخواهند چنین صحبتی داشته باشند

استاد یزدانی:

در کتاب «الأحکام فی اصول الأحکام» آقای ابن حزم آندلس متوفای 456،المجلد لثانی، چاپ دارالآفاق بیروت، صفحه شماره 90،

الأحکام فی اصول الأحکام، آندلسی، چاپ دارالآفاق، بیروت، ج2، ص 90

«و کلهم عدول فاضل من اهل الجنة»

همه صحابه عادل هستند همه فاضل هستند ، همه از اهل بهشت هستند

حتی اشقی الناس، حتی ابن ملجم، ابن حجز عسقلانی در« الإصابه فی تمییز الصحابه» ، جلد اول،صفحه 23 دقیقاً همین را می­آورد اهل سنت همه اتفاق دارند که همه عادل هستند و بعد از ابن حزم می­آورد

الإصابه فی تمییز الصحابه، عسقلانی، ج1،ص23

«الصحابه من اهل جنة قطعاً»

صحابه همه از اهل بهشت هستند

آقای ابن حجز هیتمی، ایشان هم در  «الصوائق» خودش، صفحه شماه 574، دقیقاً همین حرف ابن حزم را می­آورد، ابن تیمیه در «منهاج السنه» جلد چهار صفحه310،

منهاج السنة، ابن تیمیه، ج4، ص310

«فإنه قد قام الدلیل الذی یجب القول بموجبه»

می­گوید ما دلیل داریم دلیلی که واجب است حتماً این مسئله را بپذیریم

«إنهم من اهل جنة»

صحابه اهل بهشت هستند

بله این هم ابن تیمیه و بقیه به هر حال اشق الاولین و الآخرین هست  قاتل امیرالمؤمنین هست اما اهل بهشت هم هست، حالا بعضی­هایشان گفتند این مجتهد بوده و دیگر اینهایش هم  حتی از شافعی هم نقل شده که این مجتهد بوده حالا یک وقت دیگر مستندش را خدمت­تان نشان خواهم داد

مجری:

بسیار عالی حالا تاوقتی که فرصت بشود ان شاء الله و عزیزان هم همگی مطلع هستند که این اسرار حضرت استاد بر  اینکه این صحبت­هایی که انجام می­دهند، مصادرشان تمامش را ما توانیم اینها را ببینید و خودتان هم قضاوت بکنید این هم طبیعتاً قابل ستایش هست.

استاد یزدانی:

در کتاب «فتاوی الرملی» رملی از علمای بزرگ شافعی هست، شهاب الدین احمدبن حمزه انصاری رملی الشافعی، متوفای957، چاپ المکتب الإسلامیه، در برنامه مکتبه شامله هست.

فتاوی الرملی، شهاب الدین رملی شافعی، چاپ المکتب الإسلامیه، برنامه مکتبه شامله،ج4،ص336

«فقد قال الشافعی»

در بحث عبدالرحمن ابن ملجم هست

«عبد الرحمن بن ملجم الذی قتل علیاً کرم الله وجه»

ایشان مسلمان بود از خوارج بود

«فقد قال الشافعی رضی الله عنه إنه قتله متأولاً»

ایشان مجتهد بود تأویل کرد، چرا وکیل آن زنی بو که می­خواست امیرالمؤمنین را بکشد و بخاطر آن متأولاً یعنی مجتهد بود، مجتهد هم که دیگر ثواب هم می­برد دیگر، امیرالمؤمنین را کشته مجتهد بوده ثواب هم می­برد، این هم فتاوی الرملی جلد 4، صفحه 336، که ایشان از شافعی نقل کردند.

مجری:

خب پس عجیب نیست پس حالا به مثل امثال آقای خدمتی و اینها به چنین اجتهادی می­رسند، خب طبیعتاً اینها شاید دارند تقلید می­کنند از آن مجتهدی که اشق الناس بوده حالا دارند، إجتهادشان هم شبیه اجتهاد اشق الناس می­شود دیگر، طبیعتاً؛ بسیار خب خیلی تشکر می­کنیم و باز هم خدمت شما عرض می­کنم که این تلفن­هایی که زیر نویس شده همه در اختیار شما هست هر زمان که خواستید چنین قابلیتی برایتان وجود دارد که تماس بگیرید ما صدایتان را در استودیو بشنویم و یا باز اگر می­خواستید به صورت متنی و یا بصورت صوتی پیام بفرستید و ان شاء الله ما صدای شما را داخل استودیو پخش می­کنیم و سؤال­تان را مطرح خواهیم کرد، خب برویم سراغ کلیپ بعد، کلیپ شماره 48

 

کلیپ 48:

- این حدیثی که فرمودید «عمار تقتله الفئة الباغية» بله این حدیث صحیح است

+ عذر می­خواهم استاد دقیقاً همین واژه بغی را خود حضرت علی هم نسبت به گروه مخالف داد بدون اینکه آنها را تکفیر بکند، و فرمود «هم اخواننا بغوه علینا» مفهوم بغو را توضیح می­فرمایید استاد؟

- بله، ما اگر به اصتلاح قرآن برگردیم به آن آیه­ای که در سوره مبارکه حجرات است به هیچ عنوان نمی­شود اهل شام را اهل بغی معرفی کرد ؛

+ بطور مطلق؟

-  اصلاً بر اساس اصتلاح قرآنی نگاه کنید قرآن می­فرماید که

حجرات/9

«وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا»

اگر دو گروه از مؤمنان جنگ کردند باهم دیگر «فأصلحوا» فوری بشتابید به ایجاد صلح در بین این دو گروه

«فَإِنْ بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَىٰ فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي»

بغی چه زمانی رخ می­دهد؟ قبل از صلح است یا بعد از صلح است، یعنی الآن می­فرماید که شما سعی کنید ایجاد صلح در بین این دو گروه متقاتل شما وجود بیاورید، بعد از صلح است که می­فرمایند  که فئه باغیه پیش می­آید،

+ این دو واژه را بینندگان عزیز در نظر داشته باشند «فأصلحوت بینهما» بین­شان صلح و سازش برقرار بکنید، جالب این است استاد اینجا فاء هم می­آورد فإن بغت.

- بله پس اگر یکی از این دو گروه بر دیگری بغی کرد در اینجا چه می­شود؟ با او بجنگید، حالا حضرت علی مگر صلح نکردند؟ اولاً که «فأصلحوا بنیهما» شد ایجاد صلح شد قبول کردند هردو به صلح درست است؟ و بعد از آن دیگر ادامه پیدا نکرد، بغی فعلا صورت نگرفته بنابر این مفهوم قرآنی؛ اما در مورد این حدیثی که متأسفانه زیاد به آن استدلال می­کنند که

«عَنْ عَمَّارٍ أَنَّهُ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ»

عمار توسط گروع باغیه کشته می­شود

حالا این گروع باغیه کیست دقیقاً، در جنگ صفین حضرت عمار بن یاسر رضی الله عنه و عن سائر الصحابه به شهادت می­رسند، شهادت حضرت عمار یکی از اسباب بسیار قوی در ایجاد صلح در بی مسلمان­ها شد، علما الآن در مورد اینکه فئه باغیه چه گروهی است، خب آرائی دارند اقاویلی دارند، محب الدین خطیب، رحمة الله علیه که از معاصرین هستند، اعتقاد دارند که فئه باغیه همان قاتلان حضرت عثمان هستند، هر کس که در جنگ جمل و صفین کشته شده گناهش گردن اینها است حتی اگر کسانی بوده باشند که، خب امکان دارد اهل دین هم بودند اما با این فتنه­ای که راه انداختند اینها اساس این فتنه بودند اینها فئه باغیه هستند

+ گویا حضرت معاویه رضی الله عنه در همان سخن مشهورش که گفت کسانی عمار را کشتند که او را به میدان آوردند به همین نکته بود، در واقع همان شورش­گرانی که زمینه حضور عمار در این فتنه را فراهم کردند

- بله هم در بین اهل عراق و هم در بین اهل شام، بلاخره در بین اهل شام هم کسانی از آنها رسوخ کرده بودند، همین سبعی­ها که می­خواستند ایجاد جنگ شود در بین مسلمان­ها اینها بودند  که عمار را کشتند، زیرا در دنباله حدیثی که هست می­فرمایند که، عمار آنها را به بهشت دعوت می­دهد اما آنها عمار را به جهنم دعوت می­دهند، خب دعوتی که سبعی­ها می­دادند خب به کفر بود به ایجاد فتنه در بین مسلمان­ها بود و دعوتی که عمار می­داد دعوت به اسلام بود به توحید بود به پیروی از امام بود از خلیفه مسلمین بود، خب اینها، در مقابل سبعی­­ها سوء استفاده­هایی که از این دعوت حضر عمار رضی الله عنه می­کردند و سعی می­کردند ایجاد فتنه در بین مسلمانان کنند، پس محب الدین خطیب معتقد هست که فئه باغیه همین سبعی­ها هستند.

مجری:

بله چه بگوید آدم حالا صحبت­هایی که اصتلاحاً حالا این عرب­ها می­گویند«یضحک به السکلا» مضحکتر از این اصلاً وجود ندارد، حالا نمی­دانم ما کدام یک از این تیکه­هایش را بگوییم می­گوید اگر پیامبر چنین چیزی را فرمودند در حقیقت ما باید برویم ببینیم نه اینکه چه کسی عمار را کشته، عمار با چه افرادی همراهی کرده و همراه آنها بوده در حقیقت آنها آوردنش به جنگ و باعث شدند که چنین کسی کشته بشود دیگر نمی­دانم اینها چطور دارند می­برند و می­دوزند که به این نتایج می­رسند حالا صحبت­های زیادی کرد این آقای یزیدی؛ در ابتدا داشت اشاره می­کرد به  همین جریان جنگ صفین که بر اساس آیه ما نگاه می­کنیم اینجا بغاوتی و بغئی صورت نگرفته  چرا که اول یک صلحی صورت گرفته که آیه هم در ابتدا می­گوید اینها همان اول صلح می­کنند بعد اگر بعد آن جنگ کردند آنها می­شوند باغی و اینجا اصلاً بغی صورت نگرفته.

استاد یزدانی:

بله، تمام تلاش خودش را می­کند که از معاویه دفاع کند یعنی صریح خلاف همان روایتی که خودش از پیغمبر نقل کرد، طبق روایتی که در صحیح بخاری هست صحیح مسلم هست، متواتر است می­فرماید

«تقتلک الفئة الباغية»

گروه باغی تو را می­کشند

ایشان می­گوید نه چه کسی می­گوید معاویه گروه باغی بوده، و بعد آیه را می­آورد یعنی آیۀ سوره مبارکه حجرات هست آیه شماره 9،

«وَ إِنْ طائِفَتانِ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَیْنَهُما فَإِنْ بَغَتْ إِحْداهُما عَلَى الْأُخْرى»

این را می­گوید بغی صورت نگرفته چرا؟ چون اینها باهم صلح کردند، اصلاً امیرالمؤمنین کی با معاویه صلح کرد، این هم دروغ بود کی امیرالمؤمنین صلح کرد با معاویه، صلحی ایجاد نشد اصلاً، صلح با امام حسن بود که آن هم بعد از قضایایی که حالا سر جای خودش باید بحث بشود، می­گوید دیگر بعد از صلح بغی نبوده، خب صلح نکرده اصلاً، امیرالمؤمنین با معاویه صلح نکرد تا آخر عمرش، تا آخر عمرش با او جنگید که دیگر جنگ صفین به نتیجه نرسید و گر نه باهم دیگر صلح نکردند، امیرالمؤمنین اصلاً حکمین را نپذیرفت و جنگ همچنان ادامه داشت و امیرالمؤمنین آماده می­شد که حمله کند دوباره به معاویه که بحث نهروان و اینها پیش آمد؛ اما اصل روایت در صحیح بخاری هست من روایت صحیح بخاری را خدمت بینندگان عزیز نشان بدهم در «صحیح بخاری» چاپ دار ابن کثیر، با تحقیق آقای دکتر مصطفی دیب البغاء،چاپ پنجم، چاپ 1414، من از این نسخه حالا نشان می­دهم چون مهم است برایم از این نسخه، صفحه شماره 172، این روایت را ببینید چه می­گوید؟

صحیح البخاری، محقق دکتر مصطفی دیب البغاء، چاپ دار ابن کثیر، چاپ پنجم، چاپ 1414، ص 172، روایت شماره 436

روایت از عبدالله بن عباس هست که به پسرش می­گفت

«کنا نحمل لبنة لبنه»

یا وقت که مسجد ساخته می­شد هرکدام نفری یک دانه یک دانه آجر می­بردیم، نفری یک دانه آجر می­بردیم حالا آجرهای آن زمان بزرگ بود مثل آجرهایی حالا کوچک نبود که یکی یکی ببریم، بزرگ بوده، اما عمار چه کار می­کرد دوتا دوتا می­برد؛ پیغمبر دید و خاک را از چهره عمار زدود و فرمود:

«ویح عمّار تقتله الفئة الباغیه»

عمار را چه کسی می­کشد؟ گروع باغی می­کشد

«یدعوعم الی الجنة و یدعونهم الی النار»

عمار آنها را به سوی بهشت، آنهایی که عمار را می­خواهند بکشند، آنها را به سوی بهشت دعوت می­کند و آنها عمار را به سوی جهنم دعوت می­کنند،یعنی در گروهی که عمار هست اهل بهشت هستند و در گروهی که دشمنانش هستند و با او می­جنگند اهل جهنم هستند؛ این خیلی واضح است، خب عمّار چه زمانی کشته شده؟ در جنگ صفین، خب خیلی واضح است پیغمبر می­فرماید که معاویه و تمام حذب او گروه باغیه هستند و اهل جهنم هستند، دیگر واضح است روایت صحیح بخاری هم هست، دیگر نمی­شود کاریش کرد که، باز روایت دیگر در همین صحیح بخاری جلد 3، صفحه شماهر 1035، حدیث2657، باز همین روایت هست که

صحیح البخاری، محقق دکتر مصطفی دیب البغاء، چاپ دار ابن کثیر، چاپ پنجم، چاپ 1414،ج3، ص 1035 حدیث2657

«کنّا ننقل لبن المسجد لبنة لبنه»

ما یکی یکی آجر می­بردیم عمار دوتا دوتا می­برد، پیغمبر وقتی عمار را دید از کنارش عبور کرد

«و مسح عن رأس الغبار»

از سر عمار غبار را پاک کرد

و با دست خودش آنها را تکاند

«و قال ویح عمار تقتله الفئة الباغیه، عمّار یدعوهم إلی الله و یدعونه إلی النار»

عمار آنها را به سوی خدا دعوت می­کند، آنها به سوی چه دعوت می­کنند؟ به سوی جهنم دعوت می­کنند، یعنی آنها مخالف خدا هستند، یعنی قاتلان عمار، گروهی که عمار را می­کشند، فئه یعنی گروه، گروهی که  عمار را به شهادت می­رساند یعنی صفین، یعینی جنگی که جنگ اتفاق نیافتاد به قول اینها، در همان جنگی که معاویه امیر لشکر آنها هست همان­ها دشمن خدا هستند، چون عمار آنها را به سوی خدا دعوت می­کند، آنها به سوی خدا نمی­آیند می­روند به سوی جهنم، مردم را به سوی جهنم دعوت می­کنند؛ این روایت خیلی واضح است، حرف­هایی که ایشان می­زند از آیه قرآن استدلال­های که می­کند، اولاً بدون دلیل هست، خدا کی گفته بعد از صلح اگر بغی کردند، نه همین که دارند باهم می­جنگند، اگر یکی باغی هست باید با او جنگید؛ این هم روایت صحیح بخاری، جالب است در چاپ عربستان سعودی، ببینید چه جنایتی اینها انجام دادند، صحیح بخاری، من همین امیش داشتم می­خواستم از این بگیرم دیدم الفئة الباغیه را حذف کردند، صحیح بخاری چاپ اوقاف عربستان سعودی، چاپ دارالسلام، که چاپ اول هست، چاپ 1417-1997، صحیح بخاری، همان حدیث هست دقیقاً، روایت شماره 447، فلانی از فلانی تا می­رسد صفحه بعد از اکرمه، دقیقاً همان روایت هست

صحیح البخاری، محقق دکتر مصطفی دیب البغاء، چاپ دار السلام، چاپ اول، چاپ 1417-1997روایت 447

«ویح عمار»

«تقتله الفئة الباغیه­»اش کجاست؟ این جمله «تقتله الفئة الباغیه­» را حذف کردند برای اینکه دیگر مردم نبینند

«یدعوهم إلی الله و یدعونه إلی النار»

حذف کردند که مبادا کسی بفهمد معاویه و تمام حذب معاویه گروه باغیه هستند و مسلمان­ها را به جهنم دعوت می­کردند، مخالف امیر المؤمنین بود که عمار آنها را به بهشت دعوت می­کرد ولی آنها مردم را به جهنم؛ خب چرا این را حذف کردید؛ این چه امانت داری است، بابا الآن دیگر عصر این کارها گذشته این کارها آبرویتان را بیشتر می­برد جمله«تقتله الفئة الباغیه­» را کلاً حذف کردند و خیالشان راحت بشود، جالب است اینجا حذف کردن، اما روایت دوم که روایت 2812 آنجا دیگر نتوانستند حذف کنند، آنجا دیگر مانده،

«ویح عمار تقتله الفئة الباغیه­ عمّار یدعوهم إلی الله و یدعونه إلی النار»

اینجا دیگر نتوانستند حذف کنند

مجری:

درچاپ بعدی حواس­شان باشد

استاد یزدانی:

چاپ بعدی یادتان باشد این جمله را هم حذف کنید؛ خب این روایتی که در صحیح بخاری هست، حرف­هایی که ایشان می­زد نمی­دانم سبعی­ها بودند قاتلین عمار، این حرف خودش نیست که، این حرفی است که ابن تیمیه زده در کتاب منهاج السنة خودش، منهاج السنة ،جلد شماره4، صفحه شماره 405، چه می­گوید

منهاج السنة، ابن تیمیه، ج4،ص405

«و اما الحدیث الذی روی عن النبی صلی الله علیه وآله أنه قال  لعمّار تقتلک الفئة الباغیه»

اما حدیثی که از پیغمبر روایت شده که به عمار می­فرمودند تو را گروه باغیه خواهند کشت

«فبعضهم ضعّفه»

بعضی از علما گفته­­اند این ضعیف است،

ضعیف بخاری بگویید دیگر از این به بعد، درست است در دو جای صحیح بخاری آمده اما ضعیف است، بعضی­ها هم تأویل برده اند، منظورش چیست؟ منظورش این است که

«الطالبة لدم عثمان»

اینها چه کسانی بودند؟ نمی­دانم چه بودند، آخر حرف­های عجیب و غریبی که می­­زند ایشان، و جالب است از معاویه نقل شده که وقتی معاویه این روایت را برایش خواندند، گفت مگر ما کشتیم عمّار را، عمّار را علی و اصحاب علی

«حیث القوه بین اسیافنا»

قاتل عمار ما نیستیم  ما گروه باغیه نیستیم ،اگر امیرالمؤمنین عمار را به جنگ ما نمی­آورد الآن عمار زنده بود کشته نشده بود، پس گروه باغیه چه کسی هست، آن که عمار را آورده به جنگ؛ این روایت سندش هم صحیح است، در مسند احمد هست، جالب است امیرالمؤمنین در جواب همین معاویه چه گفت، که این را هم خود ابن تیمیه نقل کرده است، مجموع فتاوای ابن تیمیه، جلد شماره 35، به دستور خود ملک فحد چاپ شده، صفحه شماره 77

مجموع فتاوا، ابن تیمه، ج35، ص77

می­گوید وقتی معاویه این حرف را زد امیرالمؤمنین در جوابش گفت

«فنحن إذاً قتلنا حمزه»

حمزه را هم پس ما کشتیم

در جنگ احد اگر پیغمبر حمزه را نمی­برد به جنگ کفار حمزه شهید می­شد؟ نمی­شد دیگر ،پس قاتل حضرت حمزه هم پیغمبر هست.

مجری:

تمام شهدایی که همیشه به شهادت رسیدند با همین استدلال از...

استاد یزدانی:

اصلاً خدا قاتل است خدا دستور داده بروید جنگ، می­خواهد ما را بکشد، قاتل همه شهدا در طول تاریخ خدا هست پس اینطوری اگر باشد؛ جالب است آقای قرطبی خیلی حرف قشنگی زده، من حرف آقای قرطبی را خدمت­تان نشان می­دهم که در کتاب التذکره خودش، کتاب التذکره به احوال المصطفی و امور الآخره، نویسنده آقای قرطبی، همان قرطبی که می­گفت همه صحابه کلهم عدول هستند، چاپ مکتبة دارالمنهاج در ریاض عربستان سعودی، مجلد اول، چاپ اول، چاپ 1425، هست صفحه 1089، جمله اولش را آخر می­خواهم بخوانم، می­گوید وقتی معاویه نتوانست انکار کند این روایت را «تقتله الفئة الباغیه­» را چه گفت؟ گفت:

«إنّما قتله من أخرجه»

چه کسی عمار را کشت؟ آن کسی که از خانه­اش آورد بیرون و به جنگ ما آورد، می­گوید اگر معاویه در این روایت شک داشت، خیلی جالب است، باید می­گفت نه اصلاً همچین روایتی نیست، انکار می­کرد

«لرده معاویه و أنکره»

پس روایت صحیح است، نمی­توانسته روایت را انکار کند ؛ می­گفت ناقلش دوغگو هست، کسی که این روایت را از پیغمبر نقل کرده آدم دروغگو بوده؛ اما علی در جوابش چه گفت؟

«قد أجاب علی رضی الله عنه عن قول المعاویه بأن قال : فرسول الله إذاً قتل حمزه حین أخرجه»

پس قاتل حضرت حمزه هم چه کسی هست؟ پیغمبر بوده، می­گوید این جوابی هست که هیچ چیز نمی­توانند در برابرش بگویند، حجت قاطع امیرالمؤمنین بود که دیگر همه را ساکت کرد آقای قرطبی در ادامه می­گوید؛ بالاترش را گفتم بعداً می­خوانم چه می­گوید؟ این آقای یزیدی می­گفت که منظور از گروه باغیه معاویه و گروهش نبودند، اما ببینید:

«و أجمع فقهاء الحجاز»

همه فقهاء حجاز

همه فقهای عراق، هم از اهل حدیث هم از اهل رأی همه را دارد می­آورد دیگر ،هم مالکی­ها هم اهل حدیث هم حنفی­ها همه، از جمله

«مالک، شافعی، ابو حنیفه و اوضاعی و جمهور الأعظم من المتکلمین أن علیاً مصیب فی قتاله لأهل صفین»

همه اجماع دارند که امیرالمؤمنین در جنگ صفین حق بود، حق با امیرالمؤمنین بود، همانطور که در جنگ

جمل هم حق با امیرالمؤمنین بود

«و قالوا ایضاً»

چه کسانی گفتند، فقهای حجاز و عراق، مالک و شافعی و ابو حنیفه و اوضاعی و همه اینها چه گفتند؟ حرف دوم­شان چیست؟

«بأن الذین قاتلوه بغاة ظالمون له»

همه اینهایی که با امیرالمؤمنین جنگیدن چه آنهایی که د صفین با امیرالمؤمنین جنگیدند، چه آنهایی که در جمل با امیرالمؤمنین جنگیدند همه باغی بودند ،همه گروه باغیه هستند، همه ظلم کردند به امیرالمؤمنین، این حرف من شیعه نیست، حرف همه فقهای حجاز، همه فقهای عراق، چه از اهل حدیث چه از اهل رأی ،از جمله مالک و شافعی و ابو حنیفه  همه اینها گفتند؛ تو چه می­گویید آقای یزدید تو در برابر ابو حنیفه و مالک و شافعی  و فقهای حجاز و عراق ،در برابر اهل حدیث و اهل رأی چه هستی که بگویی آقا بودند یا نبودند، پیغمبر می­گوید بوده، خود معاویه روایت را قبول دارد، همه فقهای شما در طول تاریخ گفتند معاویه و حذبش  اهل جمل و حذبش همه بغات هستند شما می­گویید نه بغات نبودند؟

مجری:

مقلد صرف ابن تیمیه­ای که «و إن شیاطین لیوحون إلی اولیائهم» بودند و همین اتفاق برایشان افتاده.

استاد یزدانی:

بله، حالا من تواترش را هم بیاورم خدمت­شما که ابن تیمیه گفته بود ضعیف است ،چند نفر از علمای اهل سنت که گفتند متواتر است، وقت­مان هم گذشت من سریع سریع اینها را نشان بدهم، «تهذیب الکمال» آقای مزّی، جلد شماره21، صفحه شماره 224، ایشان می­گوید:

تهذیب الکمال، مزّی، ج21، ص224

«و تواتر روایات عن رسول الله أنه قال لعمار»

می­گوید متواتر از پیغمبر نقل شده که پیغمبر به عمار می­گفت «تقتله الفئة الباغیه­» عمار بن یاسیر نقل کرده، عثمان بن عفان نقل کرده، عبدالله بن مسعود نقل کرده حذیفه نقل کرده، عبدالله بن عباس هم نقل

 کرده، از اصحاب پیغمبر که فئه باغیه چه کسانی هستند؟ معاویه و حذبش؛ آقای ابن حجر عسقلانی، در «تهذیب التهذیب» خودش، جلد3، صفحه 206، دقیقاً همین مطلب را ایشان هم می­آورد تکرار می­کند، آقای شمس الدین ذهبی در« سیر اعلام النّبلاء» جلد اول، صفحه شماره421، همین روایت را از عمار نقل می­کند می­گوید این روایت از تعدادی از صحابه نقل شده «فهو متواترٌ» پس متواتر است؛ مطلبی که ابن تیمیه انکار می­کند در واقع انکار یک ورایت متواتر هست، می­گوید ضعیف است،  روایت متواتر ضعیف است از نظر ایشان، حالا بقیه هم هستند کسان دیگر که این حرف را زدند؛ وقت هست یک مطلب دیگر بخوانم؟ از این «اقتتلوا» که اینها می­گفتند؛ می­گوید ممکن نیست، همش اصرار می­کردند اینها مؤمن بودند، اول آیه چه گفته؟

«وَ إِنْ طائِفَتانِ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ اقْتَتَلُوا»

پس معاویه مؤمن بوده، از این استفاده می­کردند که معاویه مؤمن بوده؛ اولاً اصلاً خدا گفته اگر دو گروه مؤمن با هم اقتتال کردند بین­شان صلح ایجاد کنید، شما از کجا ثابت می­کنید معاویه مؤمن بوده؟ روایتی که از پیغمبر نقل کردیم پیغمبر چه می­فرمود در روایت صحیح بخاری؟ عمار آنها را به سوی  خدا دعوت می­کند، آنها عمار و گروه عمار را به سوی جهنم دعوت می­کنند پس مؤمن نبوده، چه مؤمنی است که مردم را از خدا دور می­کند به جهنم می­خواهد بیاندازد؛ شما اولاً ثابت کنید که معاویه و حذبش مؤمن بودند بعد بیایید این آیه را به آنها نسبت بدهید، اصلاً آیه ربطی به معاویه ندارد؛ جالب است ورایتی که در صحیح بخاری نقل شده حالا من این را خیلی سریع بگویم در صحیح بخاری، کل اعتقادات اینها را هرچه رشته­اند را پنبه می­کند، صحیح بخاری چاپ عربستان، وزارت اوقاف عربستان،چاپ دارالسلام، چاپ اول، چاپ 1417، صفحه شماره 539، حدیث شماره 2691، ببینید اصلاً آیه در باره چه کسی نازل شده، من خلاصه داستان را می­گویم چون وقت کم هست، می­گوید یک شخصی آمد به پیغمبر گفت بیا برویم پیش عبدالله بن أُبی، همان منافق معروف، برویم شاید هدایت شد، این با پیغمبر رفتند و سوار الاغی شدند و با مسلمان­ها رفتند پیش عبدالله بن أُبی که سرزمین سبخه، که سرزمین سختی بوده و سنگ ریزه و اینها داشته، وقتی پیغمبر رسید به آنجا عبدالله گفت که برو از پیش من نمی­خواهم ببینمت

«و الله لقد آذانی نتن حمارک»

بوی الاغت من را اذیت می­کند

یعنی به پیغمبر جسارت کرد، عبد الله بن أُبی اینجا آمده به پیغمبر جسارت کرد

مجری:

مشرک هم بود

استاد یزدانی:

اصلاً هنوز ایمان نیاورده بود، خب شخصی از انصار گفت الاغ پیغمبر از تو بویش خوشبو تر است، باهم دعوایشان شد، عبدالله از یک طرف اطرافیان عبدالله از یک طرف، اینها هم از یک طرف،

«فکان بینهما ضرب بالجرید و النّعال و الأیدی»

اینها با کفش می­زدند آنها هم با کفش می­زدند، اینها با چوب می­زدند آنها هم با چوب می­زدند، بعد آیه نازل شد آیه چیست؟

«وَ إِنْ طائِفَتانِ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَیْنَهُما»

اگر دو گروه مؤمنی با هم جنگیدند بین­شان صلح ایجاد کنید؛ خب پس طبق روایتی که در صحیح بخاری آمده این آیه می­تواند یک طرفش عبدالله بن أُبی کافر باشد، همانطور، باشد آیه در باره معاویه اصلاً یک طرف امیرالمؤمنین هست، یک طرف معاویه است، معاویه از عبدالله بن أُبی بهتر است؟ عبدالله بن أُبی هم کافر بود ایمان نیاورده بود توهین می­کرد به پیغمبر، معاویه هم همینطور هست دیگر؛ این آیه اگر ایمان معاویه را بخواهد ثابت کند، ایمان عبدالله بن أُ بی را هم ثابت می­کند، اگر شما استدلال کنی به این آیه بگویی معاویه طبق این آیه مؤمن بوده، طبق روایت صحیح بخاری پس عبدالله بن أُبی هم مؤمن بوده

مجری:

آن­هم در زمانی که دقیقاً داشت جسارت می­کرده به رسول خدا

استاد یزدانی:

دقیقاً هوز مسلمان­هم نشده بود

مجری:

بله دقیقاً در همان­جا، بسیار خب، بسیار وقت­­مان هم محدود هست خیلی سریع در ادامه کلیپ بعد هست که باهم می­بینیم.

کلیپ:

+اما صفین مسئله­اش جدا است، حضرت معاویه و دوستانش جدا است، چون ما در این مورد حدیث داریم که بله آنها جنگیدند و گروه باغی حضرت عمار را شهید می­کند، در این مورد هم شما گفتید تکلیف آنها چه می­شود ، دارم جواب سؤال شما را می­دهم، تکلیف آنها همان است که اگر ما در زمان حضرت علی بودیم مثل غالب صحابه که با حضرت علی بودند کنار حضرت علی می­رفتیم و با معاویه می­جنگیدیم، چونکه ما داریم در روایت که هرگز صحابه در جنگی بعد از پیامبر جمع نشدند مگر در جنگ در رکاب حضرت علی بر ضد معاویه، و اکثریت اینطور بودند.

_ اصحاب معاویه رضی الله عنه، عمرو بن عاص رضی الله عنه، اینها این قانون را شکاندند و در مقابل حضرت علی بغاوت کردند، این را پیغمبر هم خبر داده است که عمار را فئه باغیه می­کشد، گروهی که باغی هستند می­کشند.

-- اعتقاد اهل سنت، آقای احمد، اعتقاد اهل سنت در این قضیه واضح هست و آن این هست که معاویه رضی الله تعالی عنه و اطرافیانش در جنگ بر علی بر اشتباه بودند و حرکتشان علیه علی رضی الله عنه بغاوت شمرده ­می­شود.

++ بعد از کشته شدن و شهادت حضر عمار و خیلی­ها کنار رفتند و این را برداشت کردند که حق به جانب حضرت علی است در اینجا ثابت شد که، چه کسانی عمار را کشتند که از ارتش یا از سپاهیان معاویه هستند، حالا این باغیه کل سپاه هست یا کسی که به قتل عمار راضی بود و از آن فرقه و از آن گروه منشعب شد.

مجری:

خب این هم از تناقضاتی که بسیار و بسیار در کلام اینها مشاهده می شود که دیگر اصلاً خودشان دارند

می­گویند اصلاً این ملاکی بوده بر اینکه بخواهند باغیان را بشناسند، منتظر بودند ببینند حالا چه کسی می­خواهد عمار را به شهادت برساند که بفهمند این فئه همان فئه باغیه­ای هستند که به آنها اشاره فرموده بود پیامبر؛ خیلی استفاده می­کنیم از محضرتان بسیار مختصر که تلفن­ها هم ان شاء الله وصل بشود

استاد یزدانی:

اینها همانگ نمی­کنند هیچ وقت با همدیگر نمی­دانم چرا اینطوری هستند، یکی­ از آنها می­گوید این روایت شامل معاویه نمی­­شود، معاویه گروه باغیه نیست، خب در جواب دیدیم سه­تا کارشناسشان گفتند نه طبق این روایت معاویه گروه باغیه است و طبق گفته علمای اهل سنت اهل جمل هم گروه باغیه هستند.

مجری:

بسیار خب بله، إلا ماشاءالله از این تناقضات که هر جلسه هم می­بینیم و ما که لذت می­بریم حالا از رسوایی آنها طبعتاً و همین هم مورد خوشنودی ان شاءالله تمامی طالبان حق خواهد بود ، خب تلفن­هایی داریم عزیزانی که تماس گرفتند با برنامه آقای شمس از تهران پشت خط هستند، صدای­تان را می­شنویم در خدمت­تان هستیم.

بیننده:

سلام عرض می­کنم خدمت شما مجری محترم و استاد یزدانی؛ به نظر من جناب استاد فکر می­کنم اعتقاد اهل سنت حالا من کلیپ اول­تان را دیدم فکر می­کنم درست باشد، ببینید خدا به نظر من شاید آن موقع تشخیص نداد که بعد از پیامبر یک جایگزینی نیاز هست، و خب به طبع حضرت محمد هم خب وقتی خدا تشخیص نداد حضرت محمد هم دیدند لازم نیست، آن عرب­هایی که بلاخره 13سال، 15سال از جاهلیت آمده بودند بیرون خب آنها تشخیص دادند که بلاخره جانشینی نیاز هست، خب ما هم می­خواهیم سقیفه تشکیل بدهیم ،من خب می­خواهم اعتقادم را در این قضیه یک خورده محکم­تر کنم من هم خب می­خواهم به طبع سقیفه تشکیل بدهم، خب حالا بیایم چه کسی را انتخاب کنم من فکر می­کنم خب حالا اگر آن موقع حق داشتم که سقیفه تشکیل بدهند و خودشان انتخاب کنند، خب من هم این حق را دارم چون یک چیزی هست که مردمی است، یک چیزی است که در اختیار مردم است، خب من حالا چه کسی را انتخاب کنم؛ من می­خواهم برای خودم شخصی یک سقیفه تشکیل بدهم.

مجری:

بله خب سؤال شما تقریباً واضح بود اصل سؤالتان که خب آن زمان حالا البته تعبیر تعبیر مناسبی نبود حالا، تعبیر مناسبش این است که آن زمان قرآن چیزی راجع به این اشاره­ای نکرده بود دیگر،حالا با این تعبیر که تشخیص ندادند شاید تعبیر درستی نباشد

بیننده:

بله یعنی خدا انتخاب نکرده بود که بعد از پیامبر چه کسی جانشین باشد

مجری:

بله خب البته در تعابیر حالا دقت بفرمایید دیگر حالا برنامه را حضرت عالی هم کامل دیدید که ما ،حضرت استاد از خود کتب اهل سنت بسیار زیاد از اینها آوردند که از خود مثلاً حفصه آوردند که نسبت به یک گوسفند­هایی که حتی دارند به چرا می­روند اینها نیاز به یک چوپانی دارند و اگر بخواهد چوپان­شان بگذارد برود باید یک کسی جانشین اینها بشود طبیعتاً

بیننده:

بله درست است خب این اعتقاد ما شیعه­ها هست، اعتقاد اهل سنت این است که هیچ اتفاقی نیافتاده، خب حالا اگر کسی یک اهل سنت بخواهد برای خودش، چرا مثلاً ما سقیفه­ای که 1400سال پیش تشکیل شده را انتخاب کنیم ما می­آییم بررسی می­کینم ببینیم چه کسی را انتخاب کنیم، آیا واقعاً می­خواهمی شجاع­ترین مردم و بهترین مردم را انتخاب کنیم، یا کسی که در جنگ فرار کرد و خلیفه­ای که اصلاً ما اسمش را نمی­دانیم چیست، ما می­گوییم ابوبکر، ابوبکر کنیه است اسم نیست، شما هرچه بگردید در کتاب­های اهل سنت که ابوبکر اسم اصلی­اش چه بوده

مجری:

نسبت به آن مطالبی که فرمودید حضرت استاد فرمایشات شان اشاره به همین مطالب داشته شما اگر

مراجعه بفرمایید در همین جلسه هم آرشیوش را دانلود بکنید برای­تان کاملاً واضح خواهد شد، چنین مطلبی که برای گروه­های خیلی کوچکی که، برای گروه­های سه نفره­ای که می­خواهند به جایی بروند، انتظار از آن کسی که این گروه را تشکیل داده، انتظار از آن فرد این است که بخواهد جانشین مشخص بکند و بخواهد یک نفر را به عنوان امیر مشخص بکند بین اینها، حالا آن پیامبری که طبیعتاً از جانب خود خداوند منصوب شده ،چنین چیزی در حقش نیست که بخواهد برای امتی که قرار است امت آخرالزمان هم باشد بعد از آن هم قرار است پیامبری نیاید چیز کاملاً منطقی به نظر می­رسد که حر فردی بتواند تشخیص بدهد که نیاز به تعیین جانشین و جود دارد.

بسیار خب تماس بعد آقا محسن از تهران هستند، بله صدایتان را می­شنویم در استودیو در خدمت­تان هستیم.

بیننده:

سلام علیکم، خدمت شما و استاد گرانقدر آقای استاد یزدانی، خدمت­تان عارض شوم که من زنگ زدم تشکر کنم، این شبکه­ها در ذهن من شبهه می­انداختند و  تأثیر هم گذاشته بودند در ذهن من، خدا را شکر با آشنایی با شبکه شما و آقای ابوالقاسمی و استاد گرامی من خیلی توانستم در دین خودم سلوک خودم خیلی توانستم خوب حرکت کنم و شبهات برای حل شده است.

مجری:

الحمد الله که همینطور هم هست، رسالة این برنامه هم همین هست ان شاء الله همانطور که بارها و بارها هم مسؤلین شبکه تأکیید کردند این هست که در مقابل این همه سیل هجمه­های گوناگونی که شبکه­های وهابی بوجود آوردند ان شاء الله ما هم بتوانیم قدیم برداریم و در دفاع و استحکام این ارزش­هایی که افراد شیعه در مذهب­شان وجود دارد ان شاء الله بتوانیم ما هم سهیم باشیم.

بیننده:

مرسی متشکر از لطف شما و استاد گرامی

 

مجری:

سلامت باشید خیلی تشکر می­کنیم از تماس­تان و خدا نگهدار شما باشد و همچنین تشکر می­کنیم از آقای شمس هم که تماس گرفته بودند ،و حالا آن مطالبی را که اشاره کردند.

استاد یزدانی:

بله ایشان فکر می­کنم می­خواست همین را بگوید که خیلی حرف اینها غیر منطقی هست، بگوید خدا متوجه نشده بود تا آن زمان پیغمبرش هم متوجه نشده بود، و حفصه یک وقت متوجه شد  که بله خیلی لازم است حتماً  ما باید  یک خلیفه انتخاب کنیم؛ خب این خیلی غیر منطقی است، خیلی غیر منطقی است که خدا و پیغمبرش همه چیز را متوجه بشوند نعوذبالله استغفر الله در باره مسواک و همه چیز حرف بزنند  کوچک ترین کوچک ترین احکام دینی را خدا و پیغمبرش بیان کند ولی مهمترین واجب دین را اعظم واجبات دینی می­گوید ابن تیمیه، مهمترین واجب دینی را رها کنند به حال خودش با اینکه خدا می­داند پیغمبر هم می­داند که در طول تاریخ چه قبل از اسلام چه بعد از اسلام تا روز قیامت مهمترین اختلاف مسلمان­ها سر حکومت است که چه کسی حاکم باشد، همه را گفتند جزئی ترین را گفتند مهمترین را نگفتند، مهمترین مشکل مسلمان­ها ، اصلاً بشیریت در طول تاریخ را خدا هیچ اشاره­ای به آن نکرده پیغمبر هم هیچ اشاره­ای نکرده ، بعد در باره همه چیز صحبت کرده، ولی حفصه فهمید، عبدالله بن عمر فهمید خیلی باهوش بود از خدا و پیغمبر هم باهوش­تر بود که آقا اگر چوپانی گله­ای را رها کند باید او را حسابش را رسید  تو چرا گله را بدون چوپان رها کردی، چرا آمدی گوسفند را گرگ خورد؛ اگر گرگ بخورد باید تاوانش را بدهد اگر دهقانی زمین را بدون دهقان دیگر رها کند  باز آن هم باید توبیخ بشود.

مجری:

بله بسیار عالی، همین فرمایشات حضرت عالی و اینکه حضرت استاد هم تأکیید می­کنند که مهمترین امر دین، حالا از آنطرفش هم ما بخواهیم کاملاً در نگاه کامل تشیع این را بررسی بکنیم می­توانید بروید بررسی بکنید در همین تفسیر آیۀ اکمال که

«الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی»

دقیقاً چه چیزی را داشته به آن اشاره می­کرده که چه زمانی شد که دین کامل شد و این خلائی که حالا اینها اشاره می­کنند این شبکه­های وهابی اشاره می­کنند که اصلاً در قرآن هیچ چیز راجع به آن نداریم ببینید دین با چه چیز کامل می­شود و خداوند هم با چه چیزی دین را کامل فرمودند و اتمام نعمت فرمودند؛ خب یک مطلبی هم در لابلای این سؤالاتی که فرستاده بودند آمده بود که اشاره داشتند به بحث همین عدالت صحابه؛ گفتند که با سلام و خسته نباشید من می­خواهم بگوییم که راجع به شخصیت مالک بن نویره که ایشان از صحابه بوده و حالا اینکه خالد بن ولید را کشته و بعد از آن هم جریاناتی بوجود آمده، باز هم می­­گویند که چطور چنین فردی می­تواند لقب عدول را داشته باشد.

استاد یزدانی:

بله داستان مالک بن نویره را خب خیلی از کتاب­های اهل سنت نقل کردند، از اصحاب پیغمبر بود نماینده پیغمبر بود در قوم خودش رئیس یک قبیله بود و نماینده پیغمبر همیشه صدقات را جمع می­کرد و برای پیغمبر می­فرستاد، یا اصلاً همان­جا با اجازه پیغیمبر در همان قبیله خودش مصرف می­کرد نماینده بود دیگر، از اغیناء زکات را می­گرفت به فقراء می­داد و خرج می­کرد و همان کارهایی که لازم هست، ولی بعد از پیغمر نداد به ابوبکر، و ابوبکر هم خالد بن ولید را فرستاد به جنگ آنها با اینکه هیچ دلیلی هم نداریم هیچ دلیلی هم ندارم که آقا کسی اگر زکات نداد باید  کشته بشود، خالد بن ولید را فرستاد برای کشتنش، خالد بن ولید با آنها اول رفت صحبت کرد نماز باهم خواندند، آنها به خالد بن ولید اقتدا کردند، توافق کردند، آنها تصور کردند دیگر کاری به کارشان ندارد خلد بن ولید ولی بعد از نماز گرفت همه را کشت همه مردان قبیله را کشت، زن­هایشان را هم اسیر گرفت همان­جا با زن مالک بن نویره زنا کرد و این را دیگر همه نقل کردند من فقط یک مستند خدمت­تان نشان می­دهم، اسدالغابه، ابن اثیر جزری، در کتاب اسد الغابه جلد5،چاپ دارالکتب علیمه بیروت لبنان، صفحه شماره 48، همان در شرح حال خود مالک بن نویره که جزء اصحاب پیغمبر است می­آورد همه این قضایا را می­آورد که در همان­جا با همسر مالک ابن نویره، این چه عادلی است، البته عدالتی  که اینها می­گویند معنی­اش چیز دیگر است و لی خب اینکه بگویند همه اهل بهشت­اند، همه از اولیاء الهی هستند، این اولیاء الهی هست این خالد بن ولید، مسلمانی را بکشد بعد همان­جا با زنش هم زنا کند این اهل بهشت است، خب اگر اینها قرار است بهشت بروند ما اصلاً نمی­خواهیم آن بهشت را با اینها قطعاً در یک جا جمع نمی­شویم با همچین آدم­هایی.

مجری:

بسیار خب دست شما درد نکند تشکر می­کنیم از بیان شیوای­­تان و بسیار بهره مند شدیم و همچنین تشکر می­کنم از همه شما بینندگان عزیز و ارجمند که تا انتهای برنامه همراه برنامه کلمه طیبه بودین؛ ان شاء الله جلسات آینده یک سری از کلیپ­هایی که مانده و صحبت­های دوستانی که فرصت نشد اینجاهابررسی بکنیم  آنها را ان شاء الله تقدیم حضور تان خواهد شد.

اللهم اجعل محیانا محیا محمد و آل محمد، اللهم اجعل مماتنا ممات محمد و آل محمد، اللهم صلی علی محمد و آل محمد

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

 



1 | احمد | , آمریکا | ۰۵:۲۴ - ۰۴ آبان ۱۳۹۹ |
مثل همیشه عالی خدا شمارا حفظ کند برای شیعیان زیر سایه اهل البیت

پاسخ:
سلام علیکم
موفق و موید باشید.
روابط عمومی شبکه حضرت ولی عصر (عج)
2 | حسین | , آمریکا | ۱۶:۵۱ - ۰۶ آبان ۱۳۹۹ |
سلام . برنامه خیلی عالیه خدا حفظتون کنه . فقط کاش میشد مناظره هم در برنامه برگذار شه .
3 | امین | , آمریکا | ۲۳:۵۹ - ۰۶ آبان ۱۳۹۹ |
سلام
چرا هیچ کدوم از مطالب صوتی و تصویری باز نمیشه؟

پاسخ:
 سلام علیکم
مدتی سرور سایت با مشکل مواجه شده بود.
هم اکنون میتوانید فایل ها را استفاده نمایید.
روابط عمومی شبکه حضرت ولی عصر (عجل الله فرجه الشریف)
   
* اسم:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی: