2021 March 8 - دوشنبه 18 اسفند 1399
صدیقه شهیده 2
کد مطلب:3729 گروه: صدیقه شهیده آمار بازدید: 610

صدیقه شهیده 2
استاد جباری - استاد ابوالقاسمی و آیت الله حسینی قزوینی - 05 دي 1399


  دانلود
امتیاز:
  01:56:11 حجم فیلم: 318 مگابایت





دانلود صوت


قسمت دوم ویژه برنامه صدیقه شهیده به مناسبت ایام فاطمیه و شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
با کارشناسی حجت الاسلام و المسلمین دکتر جباری و حجت الاسلام والمسلمین ابوالقاسمی
و با حضور آیت الله حسینی قزوینی (ترکی)
و مداحی آقای محمد خرم فر
 

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ : 5 دی 1399

مجری:

بسم الله الرحمن الرحیم الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

با خطبه های فاطمه نهضت شروع شد

زهرا قیام کرد وقیامت شروع شد

آن غربتی که تا ابد الدهر جاری است

از لحظه های اول خلقت شروع شد

آدم به درک منزلت پنج تن رسید

آنگاه روضه خوانی وهیئت شروع شد

بر بادبان کشتی خود یا علی نوشت

نوح آنزمان که بارش رحمت شروع شد

موسی به نام فاطمه در طور خیمه زد

باران نور آمد وصحبت شروع شد

مریم مسیح را به طواف حسین برد

وام از حسن گرفت وکرامت شروع شد

شور و امید و روشنی و عشق و معرفت

از چشمه ذلال ولایت شروع شد

این شعر نذر فاطمه بود و به یاد او

 قلب غزل شکست و ومسمط شروع شد

زهرا همان که بی خبریم از فضائلش

صف میکشند جن وملک در مقابلش

صدیقه­ای که نیست به جز صدق در دلش

آن زهره­ای که هست علی ماه کاملش

تنها خداست مرجع حل المسائلش

زهرا اگر نبود امامی نداشتیم

در شام حجر ماه تمامی نداشتیم

در کوه عشق و عاطفه نامی نداشتیم

در این کویر خشک دوامی نداشتیم

رؤیای ماست فیض رسیدن به ساحلش

زیرا دلیل خلقت افلاک فاطمه است

سر چشمه فراتر از ادراک فاطمه است

شرح حدیث قدسی لولاک فاطمه است

زهرا علیست پس پدر خاک فاطمه است

بگذار سر به مهر بماند دلایلش

عرض سلام و ادب و احترام و فروتنی و تسلیت پیشاپیش ابتدا به محضر با سعادت و با کفایت حضرت ولیعصر(عج) و بعد از آن هم همه سلام­ها و درودها تقدیم به شما بیننده گرامی که اقسی نقاط این کره خاکی دلهای­تان آسمانی است به نور اهل بیت(ع)، با ویژه برنامه صدیقه شهیده در ایام سوگواری و شهادت مادر سادات حضرت فاطمه زهرا(س) در خدمت ­شما هستیم از جوار حرم کریمه اهل بیت، دو عزیز بزرگوار مهمان و میزبان این برنامه هستند ابتدا عرض سلامی خدمت این بزرگواران داشته باشیم.

استاد جباری:

بسم الله الرحمن الرحیم

عرض سلام و ادب دارم حضور شما و بینندگان عزیز این برنامه، إن شاءالله که همواره موفق و معید و سر بلند باشید و تسلیت عرض می­کنم فرا رسیدن ایام فاطمیه را و إن شاءالله که همه بتوانیم سهم خودمان را در خدمت به ساحت مقدس صدیقه کبرا فاطمه زهرا(س) دین مان را إن شاءالله ادا کنیم.

استاد أبوالقاسمی:

بسم الله الرحمن الرحیم اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَة وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها وَ سِرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ

بنده هم خدمت ­شما و خدمت بینندگان محترم شبکه جهانی حضرت ولیعصر عرض سلام و وقت بخیر دارم و این ایام عزای صدیقه طاهره(س) را در فاطمیه اول به همه عزیزان و به امام زمان(عج) تسلیت عرض می­کنم.

مجری:

جناب استاد جباری یک مطلبی راجع به فدک گاهی اوقات از بعضی کسانی که آگاهی ناقصی دارند یا اصلاً آگاه نیستند به گوشم می­خورد که مثلاً وقتی ما داستان فدک را بیان می­کنیم، می­گویند که خب داستان فدک یک مسئله اقتصادی و مادی است و چگونه حضرت زهرا(س) که یک زندگی ساده و شرافتمندانه داشتند و با نان جو خانه امیرالمؤمنین می­ساختند، اینقدر غصب فدک ایشان را مورد اذیت قرار داده و اینقدر گران تمام شده برای اهل بیت، یک پیشینه­ای راجع به فدک بشنویم از شما و اینکه اهمیت فدک در چه موضوعی است؟ آیا فقط همین مسئله این است که یک مالی یک زمینی یک باغی با ستم و با زور از خاندان اهل بیت گرفته شده؟ یا داستان دیگری پشت این هست؟

استاد جباری:

بسم الله الرحمن الرحیم

عزیزان بیننده مستحضر هستید مسئله فدک پیشینه­اش به عصر رسول خدا(ص) باز می­گردد، ازجهت تاریخی در سال هفتم هجری رسول خدا(ص) مطلع شدند که یهودیان ساکن منطقه خیبر و اطراف خیبر تحرکاتی را شروع کردند و با تجهیز نیرو و تحریک برخی از قبائل در صدد حجمه به مدینه هستند، البته این در جای خودش تحلیل خودش را باید داشته باشد که با وجود اینکه احزاب در سال پنجم هجری حجوم به مدینه آوردند و شکست خوردند و برگشتند، اینها دوباره با چه انگیزه­ای اقدام به این کار کردند، اما به نظر می­رسد که یک کینۀ آنچه در ارتباط با قبائل سه گانه یهودی در مدینه بنی‌قینقاع و بنی­النضیر و بنی­قریظه در اینها وجود داشت و توطئه­های اینها جواب نداد و با مجازات مواجه شدند که خودش بحثی است که هر سه قبیله به طبع توطئه­های که داشتند رسول خدا(ص) با اینها برخورد کرد تا بر سخت­ترین­شان نسبت به یهود بنی قریظه بود که برخورد رسول خدا(ص) با مردهایش، برخی از مردان جنگی­ شان را اعدام کرد برخی شان اسیر شدند که در سوره مبارکه احزاب به آن اشاره شده، این تحرکات در یهود خیبر به گوش رسول خدا(ص) رسید و طبق روالی که پیامبر اکرم داشتند بر اینکه با عینون و نیروهای اطلاعاتی که داشتند اخبار تحرکات قبل از اینکه به جای جدی برسد به گوش پیامبر می­رسد لذا پیامبر پیشدستی می­کردند برای دفع فتنه، لذا آن حضرت تجهیز نیرو کردند قریب به 1500 نفر نیرو را حرکت دادند به سمت خیبر که منطقه­ای است در حدود صد و شصت کیلومتر در شمال مدینه در مسیر شام، و جریان خیبر که مفصل است، بعد از پیروزی بر قلعه­های متعدد خبیر به ویژه نقش امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در این میان و فتح الفتوح حضرت با قتل مرحب و برخی دیگر از پهلوانان­شان و کندن درب خیبر و فتوحاتی که در خیبر انجام گرفت، غیر از خیبر چند نقطه دیگر یهودی نشین در اطراف  وجود داشت از جمله تیماء و وادی القری و فدک، که بعضی از مناطق با جنگ باز فتح شد مثل وادی القری و اینها، اما منطقه فدک به اتفاق مورخان از مناطقی بود که اینها وقتی غلبه پیامبر(ص) را بر خیبر دیدند با آن عظمتش دیگر اینها حساب خودشان را کردند و لذا قبل از اینکه طبق نقل «مرحوم طبرسی صاحب إعلام البرائه»، ایشان نقل می­کند که امیرالمؤمنین(ع) داشت مأمور می­شد از جانب پیامبر اکرم که به سمت فدک حرکت کند که آنها پیک و نماینده فرستادند و درخواست صلح کردند از رسول خدا

(ص) و نهایتاً آنچه که مورد مصالحه قرار گرفت اینکه اینها در سرزمین­شان باشند و سالانه نیمی از درآمد محصول را به مدینه بفرستند و همینطور شد وقتی که رسول خدا(ص)  برگشتند به سمت مدینه، آیه شریفه «وَآتِ ذَا الْقُرْبَىٰ حَقَّهُ » که آیه 26، سوره مبارکه اسراء هست بر آن حضرت نازل شد، اینجا خوب است عرض بکینم که این آیه و این جریان که اشاره می­کنیم هم در منابع روایی و تفسیری شیعه نقل شده هم در منابع تفسیری اهل سنت، بخصوص در «الدر المنصور سیوطی» چون روایاتی در این ارتباط نقل کرده و در دیگر منابع اهل سنت هم این ارتباط آمده در سبب نزول آیه 26، سوره مبارکه اسراء که بعد از نزول این آیه رسول خدا (ص) در اینکه چگونه باید به این تکلیف عمل بکند نیازمند تبیین از ناحیه خداوند متعال بود که جبرئیل نازل شد از سوی خداوند متعال این پیغام را آورد که فدک را عطا کن به فاطمه « وَآتِ ذَا الْقُرْبَىٰ حَقَّهُ» که خب بعد بر اساس روایاتی که در ذیل این جریان هست بر می­آید که نوعی قدر شناسی بوده از ناحیه خداوند متعال برای آن ایثار مالی که جناب خدیجه (س)  انجام داد در پیش برد اسلام و  همانطور مهریه­ای که باید پیامبر اکرم عطا می­کرد به جناب خدیجه، چنین تعابیری رد روایات دیده می­شود، لذا پیامبر اکرم فاطمه را فرا خواند در حالی که امیرالمؤمنین حضور داشت، ام ایمن حضور داشت، حسنین حضور داشتند و فدک را واگذار کرد این امر الهی را ابلاغ کرد و از آن به بعد فدک در اختیار فاطمه (س) بود و کلا و نمایندگانی فاطمه (س) داشت در فدک که اینها جمع آوری محصول می­کردند، اینها را می­فروختند درآمدش را برای فاطمه (س) ارسال می­کردند، نقل تعبییر مرحوم ابن طاووس هست در یکی از آثارش که در آمد فدک را بیش از 40هزار درهم در سال ذکر می­کنند شاید هم بیش از این آمده و به اتفاق شواهد تاریخی در طول حیاط پیامبر (ص) فدک بعد از این جریان در اختیار فاطمه(س) بود.

مجری:

یعنی در خود زمان حیات پیامبر اختیار فدک با حضرت صدیقه بود، پس نمی­شود به آن بگوییم ارث یا میراث، یک هدیه الهی است

استاد جباری:

بله نحله بود به تعبیری، که به امر خداوند متعال به فاطمه داده شد آن تعبییری که عرض کردم، تأکیدی که کردم بر اینکه فدک به صلح به دست پیامبر اکرم (ص) رسید از این باب هست، چون وقتی که به صلح به دست پیامبر رسید نه به جنگ، دیگر مشمول حکم غنیمت نمی­شود، اگر جنگ باشد و غنیمت باشد طبیعتاً مشمول آیه خمس می­شود که در سوره مبارکه انفال اَمده که در سال دوم بعد از جنگ بدر که یک پنجمش به عنوان خمس به پیامبر اکرم می­رسد و چهار پنجمش به رزمنده­ها تقسیم می­شود اما وقتی که از طریق صلح رسید حکم فیء را پیدا می­­کند که در سوره مبارکه حشر حکمش بیان شده در سال چهارم  هجری بعد از غزوه نبی نظیر که آنجا هم باز به همین ترتیب چون بدون جنگ به دست پیامبر اکرم رسیده بود، آن باغت و سرزمین­های یهودیان بنی نظیر آیات سوره مبارکه حشر حکم این بخش از موارد را بیان کرد و لذا در طول حیات یپامبر اکرم فدک در اختیار فاطمه بود به عنوان بخششی که به امر الهی، یعنی چون فدک طبق حکم فیء در اختیار پیامبر بود، و پیامبر اکرم اختیار دار بود که چگونه تصرف بکند با امر الهی آن را واگذار به فاطمه کرد، و از استدلا­ل­های امیرالمؤمنین بخصوص وقتی که در متون هست که وقتی که بعد از رحلت پیامبر فدک تصرف شد ،حضرت استدلال به همین نکته می­­کرد که ، وقتی که فاطمه زریت هست، ملکی و مالی در دست فاطمه هست و تا این زمان هم معارضی نداشته بخصوص در زمان یپامبر (ص) طبیعتاً نباید از او بینه خواست ، شاهد خواست، بهترین دلیل بر ملکیت همین زریت بودن هست، و در طول حیات پیامبر اکرم این در اختیار فاطمه (س) بود و تعابیری روایات هم این است که «أخرج ابوبکر وکلائها، وکلاء فاطمه من فدک» ابوبکر اخراج کرد وکلا و کار گذاران  فامطه را زا فدک.

مجری:

یعنی تصرف دقیقاً از اینجا شروع شد

استاد جباری:

حالا این تا رحلت پیامبر بعد رحلت رسول خدا (ص) آنچه که انجام گرفت، خب در روزهای اول که مسئله ثقیفه بود و پیامدها ثقیفه و بیعت گیری و اینها در گیری این مسائل بودند، اینجا وارد فاض دوم این بحث می­شوم که  بحث چگونگی تصرف فدک و تاریخ تصرف فدک و علت تصرف فدک اینها بحث­هایی است ک در جای خودش به هر حال مفصل بحث شده و می­شود، در روز شمار حوادث بعد از رحلت رسول خدا(ص)، چون خود این یک بحثی است که  این حوادث به چه ترتیبی اتفاق افتاد، روزهای اول اینها درگیر بیعت گیری بودند چنانکه سراغ امیرالمؤمنین (س) هم آمدند و حضرت عذر آوردند عذر که در واقع آن بیانی که داشتند این بود که من مشغول جمع قرآن هستم و قسم خورده­ام که تا زمانی که قرآن را جمع نکرده­ام از خانه خارج نشوم و اعتراضات خودشان را حضرت داشتند چنانکه حضرت مشغول جمع قرآن و آن تبیینی که در باره جمع قرآن است، و شب­ها برای نصرت خواهی و یاری خواهی همراه فاطمه و حسنین درب خانۀ، تعبیر حالا من تعبیر  روایت سلیم از سلمان را در کتاب سلیم عرض می­کنم که در مرحله اول درب خانه بدریون رفتند، شب­های اول درب خانۀ اهل بدر رفتند که اینها شاخص بودند اثر گذار بودند و جمع قرآن امیرالمؤمنین باز طبق روایتی از امام باقر(ع) حدود یک هفته طول کشید یعنی تعبیر حضرت است که یک هفته بعد از رحلت رسول خدا امیرالمؤمنین قرآن­شان را آوردند و در مسجد عرضه کردند، یک توضیح کوتاه فقط در پرانتز راجع به این قرآن عرض می­کنم چون ممکن است مورد سؤال بشود برای بینندگان عزیز و از آن طرف هم مورد سوء استفاده و سوء غرض برای معاندین قرار بگیرد، مصحف امیرالمؤمنین و این قرآنی که امیرالمؤمنین عرضه کرد تفاوتی با این قرآن نداشتند و تفاوتش این بود که در آن قرآن تفاسیر، تأویل­ها، بیان  بواطن آیات، ناسخ و منسوخ، این توضیحاتی که پیامبر اکرم فرموده بودند در حواشی آن قرآن امیرالمؤمنین نوشتند برای اینکه از آیات سوء استفاده نشود سوء برداشت نشود، به تعبیر دیگر قرآن مفسر بود قرآن تفسیر شده بود در حالیکه وقتی حضرت عرضه کرد قرآن را آنها برنتابیدند باز کردند در تعبیر روایت است که «و فیه فضائح القوم» یک تبیین­های در آن قرآن آمده بود که دیدند اگر این بخواهد دست مردم بیفتد طبیعتاً باید جمع بکنند بساط جریان ثقیفه را و قبول نکردند حضرت قرآن را برگرداند به منزل، بر اساس نقل إبن أبی الحدید؛ خوشبختانه إبن أبی الحدید در شرح نهج البلاغه او تنها کسی است که یک تاریخی به ما داده است از تصرف فدک، در جلد 16 شرح نهج البلاغه إبن أبی الحدید فکر کنم صفحه 263 همین حدودها باشد، یک تعبیری دارد یک جمله­ای دارد می­گوید که حدیث فدک و جریان فدک حدود ده روز بعد از رحلت رسول خدا(ص) اتفاق افتاد و اعتراض فاطمه(س) نسبت به این مسئله ده روز بعد از رحلت پیامبر بود، اگر اعتماد بر این سخن إبن أبی الحدید بکینم چونکه شواهدی هم بر این مسئله وجود دارد، طبیعتاً اینها بعد از اینکه از آن وضعیت بعد از ثقیفه کمی فراغت یافتند رفتند به سمت فدک، مهم­ترین دلیل کارشان به تعبیری خلع سلاح کردن اهل بیت(ع) بود وقتی که دست امیرالمؤمنین و فاطمه(س) از این درآمد فدک خالی باشد طبیعتاً اینها برای استمرار بحث ولایت و خلافت و امامتی که امیرالمؤمنین داشت از امکان کافی برخوردار نخواهند بود این تحلیلی است که در روایات به خصوص در روایت عامه هم دیده می­شود بعضی از بزرگان عامه هم این تعبیر را دارند، إن أبی الحدید اشاره می­کند دیگران اشاره کرده­اند ولذا اقدام کردند به این مسئله.

در یک نقلی داریم که آمدند اموالی را در خانه­های مدینه توزیع کردند که که در همان نقل دارد که زنی از زن­های انصار نپذیرفت مالی که فرستادند گفت که شما دینم را با این مال می­خواهید بخرید و این نشان می­دهد که کار خودش را کرد یعنی تصرف فدک در همان روزها مشخص شد که با چه نیتی دارد انجام می­گیرد، وقتی که قدک تصرف شد و همان تعبیری که عرض کردم «أخرج ابوبکر وکلائها، وکلاء فاطمه من فدک» و خبر رسید نوبت به واکنش و اقدام فاطمه(س) می­رسد که به نظر می­رسد که در دو مرحله آن حضرت اقدام کرده؛ یک مرحله بازخواهی فدک به صورت خصوصی از أبوبکر هست که در آنجا امیرالمؤمنین(ع) را همراه دارد چون أبوبکر شاهد خواست آن حضرت أم ایمن را همراه می­برد، در نقلی باز هست که رواح غلام امیرالمؤمنین(ع) را حضرت ناچار شد برای شهادت دهی ببرد، در بعضی نقل­ها است که رفت نزد أبی بکر در جمعی برخی از زنان بنی هاشم با گروهی از زنان رفت و فدک را طلب کرد، روایتی است از امام کاظم(س) که اگر فرصت بشود اشاره به آن روایت می­کنم که روایت در جلد اول اصول کافی است، اواخر جلد اول باب الفي‏ء و الأنفال، در آن باب جریان معروفی هست که حضرت در مجلس مهدی عباسی، مهدی عباسی نشسته بود برای مثلاً دادستانی و کسانی که می­آمدند و احیاناً شکایتی چیزی داشتند، امام کاظم(ع) در آنجا حضور داشتند حضرت یک وقت رو کردند به مهدی فرمودند که

«ما قاموا مظملمتنا  لا ترد»

چرا آن ظلمی که در حق ما شده آن را داد خواهی نمی­کنی

اصول کافی، ج 1، باب الفي‏ء و الأنفال

مظلمه ما را چرا پس نمی­دهی، گفت چه است؟ حضرت اشاره به فدک کردند و اجمال آنچه که اشاره کردم را حضرت در آنجا می­آورد در آن روایتی که عرض کردم و تا اینجا می­آورد که بعد از این که فدک تصرف شد فاطمه(س) رفت نزد أبوبکر و استدلال کرد محاجه کرد، از نقل امام کاظم(ع)، از بعضی دیگر از نقل­ها که اشاره کردم بعد از اینکه أبوبکر شاهد خواست در حالیکه جای شهادت خواستن نبود طبق آن چه من از امیرالمؤمنین به آن استدلال کردم و اشاره کردم که حضرت فرمود که فدک در دست فاطمه بوده اگر تو ملکی در دستت باشد کسی بیاید ادعا بکند یا در دست کسی از همسران پیامبر دیگر ملکی باشد کسی بیاید ادعا بکند از چه کسی شاهد می­خواهی؟ از آن کسی که ادعا کرده در حالیکه ملک دست او است و بهترین آمار و نشانه برای ملکیت از زریة بودن است و جای شاهد خواستن نیست، با این وجود امیرالمؤمنین شهادت داد ام ایمن آمد و اقرار گرفت از أبوبکر به اینکه مگر من کسی نیستم که پیامبر به بهشتی بودن من شهادت داده؟ این اقرار را گرفت که ام ایمن زنی است از زنان بهشت، بعد از این اقرار شهادت داد به اینکه من شاهد بودم پیامبر اکرم فدک را واگذار فاطمه(س) کرد، باز در روایتی عرض کردم رواح غلام امیرالمؤمنین آمد، بنابراین حتی اگر بر اساس، اصلاً جای شهادت خواهی نبود به جهت زریة بودن، ثانیاً به جهت فاطمه بودن، فدک دست کسی مثل فاطمه(س) است و بگویم از همه اینها صرف نظر بکنیم بر اساس قوانین شُهود و بینه اگر دو مرد شاهد بخواهد باشد امیرالمؤمنین و رواح آمدند، اگر بنا باشد که زن هم در کنار آنها قرار بگیرد ام ایمن شهادت داد، طبق روایتی که از امام کاظم(س) عرض کردم در اواخر کتاب شریف کافی جلد یک نقل شده امام کاظم(ع) فرمود که أبوبکر نوشت سند فدک را و داد به فاطمه(س) «فلما خرجت من عنده» وقتی فاطمه(س) از نزد أبوبکر خارج شد مواجه شد با عمر و عمر إبن خطاب پرسید که این چه است در دستت؟ فهمید که أبوبکر آن سند را نوشته، حضرت إبا کرد از اینکه بدهد و گرفت کشید از دست فاطمه(س) و امام کاظم(س) می­فرماید که وقتی که نگاه کرد متن آن را خواند و فهمید که أبوبکر این را کتابت کرده «تفل فیها» آب دهان انداخت با آب دهن محو کرد آن نوشته را و پاره کرد، سه کار انجام داد هم آب دهان انداخت هم پاک کرد آن متن را و هم پاره کرد و هم دیگر حضرت برگشتند به منزل، این یک مرحله است که حضرت اقدام کرد به بازخواهی فدک از أبو بکر.

به نظر می­رسد که بعد از این مرحله است که حضرت می­آید به مسجد و مسئله خطبه فدکیه مطرح می­شود که این همانطور که عرض کردم بنابر نقل إبن أبی الحدید این جریانات باید همان ده روز بعد رحلت پیامبر اتفاق افتاده باشد البته اینها تصرف­شان در فدک کمی زودتر رخ داده باشد اما خبر آن به مدینه طبیعتاً روز نهم و دهم بعد از رحلت رسول خدا(ص) رسیده و حضرت تشریف بردند به مسجد و آن توصیفی که در گزارهای مربوط به خطبه فدکیه آمده که خیلی تعابیر تکان دهنده­ای است قابل تحلیلی است که اولاً حجاب حضرت، نحوه خروج حضرت از منزل که هم در روایت دارد که خِمار به سر کردند فاطمه(س) جِلبا بر تن پوشیدند آن چادر و آن سرتاسری که بر تن پوشیدند و خِمار پوشیدند مقنعه پوشیدند و خارج شدند «فی لمّة من النساء» در یک گروهی از زنان از بنی هاشم و غیر آنها، پس ببینید حضرت تا اینجا با دو گونه حجاب یک حجابی که همین چادر و خمار و اینها است دیگر در جمعی از زنان و وارد مسجد شدند، روایت تعبیرش این هست که «ما تخرم مشیتها من مشیة رسول الله (ص)» راه رفتنش مو نمی­زد از راه رفتن پیامبر، مثل پیامبر اکرم(ص) حرکت می­کردند و حضرت به مسجد تشریف بردند «نیط الطونها ملاعه» یک پرده­ای آویخته شد، پس ببینید اینها برای امروز ما برای امروز بانوان ما درس است یعنی گاهی متأسفانه دیده می­شود در این فضای امروز به خصوص که حریم­ها شکسته شده و هیچ گویا حریمی اسلام مقرر نکرده بین زنان و مردان نامحرم، فاطمه(س) برای امر واجبی مثل بازخواهی فدک با یک چنین وضعی خارج می­شوند و در ادامه دارد که آهی کشید آن حضرت که از سوز آه آن حضرت کسانی که در مسجد بودند گریستند مستمعین گریستند که طبیعتاً أبوبکر آنجا بوده منتهی مستمعینی از انصار و مهاجرین در آنجا حضور داشتند.

مجری:

آقای ابوالقاسمی وقتش نرسیده حضرت عالی، اسنادی را راجع به خطبه فدکیه بیان بکنید بعد جناب استاد جباری هم راجع به محتوای این خطبه صحبت بکند.

استاد ابوالقاسمی:

بله، بسم الله الرحمن الریحم ، خب در مورد سند خطبه فدکیه چون بسیار متن مهمی است و مخصوصاً آن متن­های کامل این خطبه که حال در «الدر النظیم» یا بقیه کتب آمده، خیلی حقایق عجیب و غریبی را بر اثر مسائل تاریخی مطرح کرده، از جمله اینکه خب اینها مرحله به مرحله نقشه چینی کرده بودند برای کار خودشان، مرحله اول غصب خلافت، مرحله دوم، تأمین اموال برای نیروهای نظامی­شان چون مردم که برای زمان پیامبر (ص)  بخاطر خدا به جنگ می­آمدند، اما وقتی خلافت گرفته شد باید با یک پولی با یک بهانه­ای بشود مردم را جذب کرد، یا آن بهانه­ای که برای غصب خلافت مطرح کردند که پیامبر (ص) فرمودند که من دیگر نمی­خواهم خلافت و نبوت در یک جا جمع بشود، حضرت صدیقه طاهره در آن متن کامل خطبه همه اینها را جواب دادند، و پاسخ­هایی که آنها دادند بسیار سنگین است حتی بعضی از علمای اهل سنت این پاسخ­ها را مطرح کردند ولی اسم نبردند که خطاب به چه کسی ابوبکر این حرف­ها را زده، با توجه به این قضیه یک معرکه و دعوای بزرگی بین علمای حتی اهل سنت رخ داده از جمله ابن قطیبه، خودش می­آید کتابی که تألیف کرده در باب غریب الحدیث در آنجا می­آید می­گوید یک حدیثی است همان که حضرت استاد فرمودند «فی لمّة من النساء» در گروهی از زن­های هم سن و سال خودشان به مسجد آمدند می­گوید این حدیث نسبت داده شده به فاطمه، بعضی­ها می­گویند جعلی است، «قیل موضوع»  و گفتند که این حدیث را، یکی از مشایخ اهل حدیث به من گفت این حدیث را کسی که جعل کرده زمان جعل این حدیث از سن من کمتر است، یعنی آقای ابن قطیبه این حدیث را کسی در دوران خودما جعل کرده خب ابن قطیبه چیزی در جواب او نمی­گوید، ولی یک خط بعدش می­گوید بخشی از این خطبه را که آن مسئله اشعاری است که حضرت صدیقه طاهره (س) بعد از اینکه فدک را به او نداند و جواب تندی به حضرت دادند در مسجد، فلان کس نقل کرده که فلان کس برای قبل از این دوران است، پس این نیست که این خطبه در این دوران جعل شده باشد، این خطبه قدمی­تر از این دوران است، لذا ما می­بینیم در مشهورترین متن اهل سنت  از خطبه فدکیه که ابن تیفور آن را نقل کرده در کتاب خودش «بلاغاة النساء» می­گوید :

«قال ابوالفضل»

مؤلف کتاب

«ذکرت لأبی الحسین زید بن علی بن حسین بن علی بن ابی طالب»

ما دوتا زید بن علی بن حسین داریم، یک زید بن علی بن حسین که شهید شد و نواده او هم دقیقاً زید بن علی بن حسین است، که این در زمان امام کاظم امام رضا، و حتی زمان امام هادی(ع) زنده بوده می­گوید این ماجرا را برایش نقل کردم گفتم،

«إن هؤلاء یزئمون»

چون دقیقاً ابن تیفور و ابن قطیبه هم عصر هستند، دیگر گفتم اینها گمان می­کنند که

«إنه مصنوع»

این خطبه جعلی است

«و أنه من کالم ابو عیناء»

این را ابوالعیناء جعل کرده

«فقال لی رأیتم مشایخ آل ابی طالب یرون عن آبائهم»

مشایخ آل ابی طالب از پدرانشان نقل کردند این را ، حالا به فرض اینها بگویند ابی العینا جعل کرده، مشایخ آل ابی طالب که از ابی العینا نگرفتند این قضیه را ؛ پدر خودم از جدم تا به حضرت صدیقه (س) بعد می­گوید ما یک گروه مشایخ شیعه هم همین­ها را نقل کردند، آل ابی طالب بعضی­شان شیعه هستند بعضی شیعه نیستند آل ابی طالب این را نقل می­کنند در طرف دیگر شیعیان هم این را نقل می­کنند علاوه برا این کسانی هستند که نه در شیعه به حساب می­آیند و نه جزو آل ابی طالب این خطبه را نقل کردند، چطور ممکن است این خطبه جعلی باشد؟ اما برای اینکه ببینیم آیا این حدیث اسنادش چطور است من فقط یک اجمالی از سندهای این خطبه را خدمت بزرگواران عرض بکنم یکی سری از سندها به امام مجتی(ع) می­رسد، این خطبه را به صورت کامل هم «ابن تیفور» از امام حسن مجتبی، کامل نقل کرده و هم «ابن ابی الحدید» اینکه سند دوم می­شود و در «دلائل الإمامه شیعی» سند سومی را برای این قضیه نقل کرده، یعنی از امام حسن مجتبی سه سند دارد، سه طریق مختلف دراد سید الشهدا (ع) از ایشان این خطبه نقل شده، از سید الشهدا با دو سند نقل شده، «بلاغات النساء ابن ابی تیفور» می­گوید «أبی عن جدی» تا به حضرت زهرا (س)  که جد زید بن علی بن حسین سید الشهداء (ع) می­شود، و سند دوم را در «دلائل الإمامه طبری شیعی» باز او می­آورد از زید بن علی شهید از پدرانش تا به سید الشهداء (ع) می­رساند، این نفر دومی که این خطبه از او نقل شده نفر سوم عقیله بنی هاشم حضرت زینب کبری (س) هست که هشت طریق برای این خطبه از ایشان نقل شده چون خطبه مادرشان حضرت زهرا (س) است و تأکیید زیادی ایشان بر نقل این خطبه داشتند که تقرباً تمامی اینها یا کامل یا بخش­های اساسی­اش را نقل کردند ابن تیفور یک طریقش را نقل کرده، ابن ابی الحدید یک طریقش را، مرحوم شیخ صدوق در «علل الشرایع» آن بخش علل الشراعی و آن بخش مربوط به احکام این را نقل کردند و می­گوین خطبه را با همین سند برای من نقل کردند از عقیله بنی هاشم، در «من لایحضره الفقیه» همین را نقل کردند باز در انتهای «علل الشرایع» آن خطبه را که نقل می­کند دوباره بعدش می­گوید من برای این خطبه سند دیگری هم درام که باز آن به عقیله بنی هاشم می­رسد بعد از آن دوباره می­گویند یک سنددیگر هم دارم یعنی خود ایشان سه یا چهار سند برای این مطرح می­کنند در کتاب «انوار القین» آقای حسن بن بدرالدین محمد حسن یمنی زیدی این خطبه را نقل می­کند از عقیله بنی هاشم و آن بخش اشعار را که آن انتهای شکوای عقیله بنی هاشم است مرحوم شیخ مفید در امالی نقل کردند خب این هفت طریق تا اینجا و هشتم هم در «الدر النظیم» از عبد الله بن علی بن عباس از پسر ابن عباس از عقیله بنی هاشم نقل می­کند، یعنی هشت طریق برای این حدیث فقط از عقیله بنی هاشم نقل شده، یعنی همین مقدار برای ما کفایت می­کند، از امام حسن مجتبی از سید الشهداء از عقیله بنی هاشم، ابن ابی الحدی سه تا دو طریق نقل می­کند برای این حدیث از امام باقر (ع) دیگر بعد از امام باقر را نگفته به چه کسی می­رسد، اما از امام باقر (ع) حالا برای ما ایشان معصوم هستند و در «دلائل الإمامه طبری» باز طریق سوم را به امام باقر نقل کرده، سوم و چهارم را، از امام صادق( ع) در «تفسیر قمی» این خطبه را به آن اشاره کرده و آن بخش اشعار را کامل آورده، اجمالاً ماجرای خطبه را مطرح کرده  و آن آخرش را آورده همچنین در کافی شریف آن قسمت آخر را که حضرت آمدند اشعار را خواندند در کافی هم آورده ، در مختصر بصائر نقل می­کند آن ماجرای رجعت در زمان امام زمان (عج) را که بعد حضرت صدیقه طاهره برمی­گردند و شکایت می­کنند پیش رسول خدا (ص) و در شکایت­شان ماجرای غصب فدک ماجرای خطبه فدکیه، ماجرای اینکه به ایشان حق را ندادند، ماجرای اینکه رفتند آن اشعار را خواندند، اینها را در آنجا آورده اینها اسنادی از جانب شیعه اما در غیر شیعه چه؟ آقای ابن مردویه اصفهانی خطبه را از عایشه همسر رسول خدا (ص) نقل کرده البته ابتدای خطبه را یک مقدار زیادیش را حذف کرده نزدیک یک صفحه از خطبه را آن اولش رانقل نکرده البته خب حالا چرا نقل نکرده، بحث آن صفحه اول مرتبط به غصب فدک نیست، بیشتر بحث­های معارفی و توحیدی است، که اصلاً در غیر مکتب اهل بیت نمی­توانید شما اینها را پیدا کنید و خیلی­ها متوجهش نمی­شدند حالا اینکه عقیله بنی هاشم نقل کرده امام حسن نقل کرده امام حسین نقل کردند چون این معارف توحیدی را متوجه نمی­شدند، اصلاً خیلی از کسانی که از اهل سنت نقل کردند متوجه این حقایق نمی­شدند ولذا آن مقدارش را نقل نمی­کردن اما آن مقداری که حضرت شکایت می­کنند درخواست فدک می­کنند همه اینها را نقل کرده.

مجری:

و آن قسمتی که نقل شده تحریف نشده؟

استاد ابوالقاسمی:

آن قسمت یک مقداری کلماتی که  حذف شده ازش هست خطبه­ها را که باهم تطبیق دادیم بعضی­جاهایش حذف شده «مقتل الحسین خوازمی» از عایشه نقل کرده، بعد در کتب شیعه مرحوم شریف مرتضی ، همین خطبه را از طریق دیگری از عایشه نقل کردند خب این از عایشه همسر رسول خدا (ص) از ابن عباس صحابی پیامبر در «دلائل الإمام» هم این حدیث را نقل کرده به صورت کامل، یک مقدار می­رویم عقب­تر دوران علمای تابعیین، محمد بن عایشه ، از بزرگان زمان خودش بوده از تابعیین معروف است در چند کتاب از او این خطبه رانقل کرده از جمله ابن ابی الحدید کلبی، نصابی معروف این خطبه را مطرح کرده، متوفی 146، هست، امانت ابن حکم هم دوره او بوده یک سال بعد از کلبی از دنیا رفته او هم همین خطبه را نقل کرده، بعد از اینها می­رسیم به احمد بن نصر نیشابوری، از علمای سرشناس اهل سنت می­آید «غریب الحدیث ابن خطیبه» از او نقل می­کند می­گوید بله درست است یک عده­ای گفتند این جعلی است، اما خب احمد بن نصر نیشابوری خودش برای من نقل کرد این را و او متوفی 245، هست قبل از دوران ابو العینایی است که می­گویند جعل کرده، «ابن خلف اصفهانی در الظهره» کامل آن بخش اشعار را آورده، محمد بن سلام، از علمای قرن سوم و چهارم متوفی 310، در «شهر الأخبار قاضی نعمان» کامل خطبه را نقل کرده، مسعودی اشاره به خطبه دارد، جرمی بن ابی العلی، شیخ ابوالفرج اصفهانی است، خطبه را نقل کرده، ابوالفرج اصفهانی کتاب در مورد خطبه نوشته بوده، جالب اینجا است، ابوالفرج در «الذریعه» نقل کرده «کتاب کلام فاطمه(س) فی فدک لأبی الفرج» از زید صاحب الأقارب، ابن عبدون شیخ مرحوم نجاشی، کتاب در مورد این خطبه تألیف کرده، کامل آورده بوده ابو سعید نیشابوری متوفی، حدود450، کتاب در مورد خطبه نوشته، ابو الصلاح حلبی، در «تقریب المعارف» آمده، بخش­هایی از خطبه را نقل کرده، زمخشری بخش­هایی از خطبه را نقل کرده ابن شهر آشوب می­آید در «مناقب» خطبه را کامل نقل می­کند، تاب می­رسد به ابن ابی طی، که ابن ابی طی هم متأسفانه کتبش به دست ما نرسیده، وگر نه ایشان جمع کرده بود کل تاریخ علمای شیعه را ابن ابی طی هم برای مسائل بسیار مهم و اساسی کتاب تألیف کرده و از جمله کتبی که تألیف کرده بود «تضوع الطائم فی شرح خطبة فاطمه الزهرا» که متأسفانه این کتاب را هم نگذاشتند به دست ما برسد این بخش­هایی از اسناد این خطبه که یعنی اگر کسی اندک آشنایی با مسائل داشته باشد در این که این خطبه از حضرت صدیقه طاهره (س) نقل شده این شک نخواهد کرد.

مجری:

سپاس گذارم از شما شرح فضائیل علوی را نوشتند حسکانی و سیوطی و شیخ زمخشری خب در خدمت استاد گرانقدرم، جناب استاد جباری باشیم، محتوای خطبه فدکیه راجع به آن صحبت بفرمایید، و آن قسمت اشعار هم که حداقل برای من بسیار جذاب­تر خواهد بود،

استاد جباری:

البته ورود به محتوای خطبه یک فرصت مستوفایی را می­طلبد همانطور که اشاره فرمودند خطبه از فرازهایی خیلی بلندی برخودار است، بخش آغازین خطبه حمد ثناء الهی است، و اشاره­ای به رسالت رسول خدا (ص) و فلسفه بعثت آن حضرت در بخشی وارد می­شود در بحث تشریعات، که اشاره فرمودند مرحوم شیخ صدوق در علل الشرایع به همین مناسبت بخشی را خطبه را نقل کرده که خب همین قسمت مورد توجه کسانی است که به بحث فلسفه تشریع احکام می­پرداختند، و بخش انتهایی خطبه حضرت وارد می­شود در مسئله فدک و اینکه نحله رسول خدا (ص) بوده و اعتراض نسبت به چرا به غصب فدک توسط جریان خلافت، دو رفت و برگشت به تعبییری بین حضرت و ابوبکر رخ می­دهد در انتهای این خطبه عجیب است که وقتی حضرت این استدلال­ها را می­کند ابوبکر می­آید در پاسخ ابتدا به تعبییر ما نوعی چرب زبانی و اینکه شما نزد من بانوی محبوبی هستید و جایگاه­تان محفوظ است و ای کاش من از مال خودم به شما می­دادم و این چنین نیست که قصد این باشد که تعدی به مال شما باشد اما چه کنم که من از پیامبر چنین چیزی را شنیدم که ادعا می­کند آن حدیث کذایی را که خب جز خود او کسی نقل نکرده آن حدیث و کسانی که همراه با او بودند و شهادت کذب دادند نسبت به آن حدیث که «إنّا معاشر الأنبیاء لا نورث ماترکناه صدقه» که در این قسمت فاطمه (س) وارد می­شوند و چون می­آید و تعبییر نورث و لا نورث بکار می­ررد، حضرت بر اساس این قسمت می­آیند وارد می­شوند چون ادعای عدم ارث بجای گذاشتند را مطرح می­کند در حالی که اصلاً از موانع ارث نبود همانطور که مطرح شد، و این نحله پیامبر (ص) بود حضرت گفتند سلمنا، بر فرض همین باشد و جزء اموال پیامبر بوده باشد اما آیا رسول خدا (ص) خلاف قرآن می­گوید، در حالی که قرآن کریم مسئله ارث بردن را در انبیاء او اولاد انبیاء، به صراحت مطرح کرده هم راجع به حضرت داوود و سلیمان، هم راجع به حضرت زکریا و یحی و با این بیان آن حضرت به نحوی طبیعتاً باید خلع صلاح بکند ابابکر اما متأسفانه مجدداً ابوبکر بر می­گردد و با اصرار نسبت به آن مواضع قبلی و تکرار این حرف­ها و دخالت عمر در این مسئله که این بحث تمام شده است و ما را با زنان کاری نیست و اینها یک جواب سر بالایی در واقع به حضرت داده می­شود که اینجا حضرت دیگر دل شکسته در انتهای خود به دلشکستگی رو به قبر پیامبر (ص) می­کند و آن اشعاری که اشاره کردند «قد کان بعضک انباء و انبثة» آن اشعار را می­خوانند و باز می­گردند به منزل در بعضی از نقل­های خطبه این تتمه است که تتمه آزار دهنده­ای است، یعنی دو بخش است، یک بخش اینکه ابوبکر ادامه داد بعد از اینکه حضرت برگشت به منزل ادامه داد و کلماتی بر زبان جاری کرد که من خب شرمم می­آید الآن بیان بکنم، نوعی اهانت، اهانت بدی کرد نسبت به فاطمه (س)؛ بخش دیگر که سوز دل فاطمه (س) را نشان می­دهد حضرت وارد منزل شدند و طبق برخی نقل­ها تعابیر نسبت به امیرالمؤمنین (ع) دارد که این منشاء پرسش شده منشاء سؤال شده برای برخی از کسانی که می­خوانند تاریخ را که «یابن ابی طالب اشتملت شملة الجمیل» آن تعابیر که خطاب به حضرت که چه نشسته­ای در خانه همچون جنینی که در شکم مادر زانو را بغل گرفته دو نکته در این ارتباط است اینکه آیا این تعبییر در متون دیگر ، همه متن­هایی که نقل شده است خطبه وجود دارد یا خیر اینچنین نیست، اینکه بپذیریم وجود دارد یک بحث است، بر فرض پذیرش این تبیین بشود، چرایی این سخن، سخن ظاهرش بوی اعتراض دارد که چه نشسته­ای در حالی که آن نان خور من و فرزندان و خانواده­ام را اینها آمدند تصرف کردند که امیرالمؤمنین، دلداری می­دهد به فاطمه(س) که خداوند کفیل است و کفایت کننده است، بر فرض قبول صدور این کلمات باتوجه به مقام عصمت فاطمه (س) و مقام عصمت امیرالمؤمنین (س) و بری بودن ساحت فاطمه(س) از اینکه آن حضرت اعتراضی نسبت به امامش داشته باشد طبیعتاً باید گفت که این در واقع نوعی رنج نامه است بیان آن وضع موجود است که نه اینکه تقصیر توی علی باشد، کار را به اینجا رساندند که توی علی را خانه نشین کردند و فدکی در اختیار ما بود تصرف کردند و کار را به اینجا رساندن نوعی بیان وضع موجود است برای ثبت در تاریخ که در آینده بماند فاطمه (س) اوضاع را این چنین ترسیم کردند و از آن طرف اوج حزن و غم حضرت را می­رساند که در مسجد یک چنین برخورد غیر منطقی و غیر اصول با کلمات حضرت در حالی که حضرت استناد به قرآن کرده و آن بیان مفصل را در این ارتباط آورده با این وجود پاسخ مثبتی نمی­شنود، من باز یک نکته را اینجا رویش می­خواهم توضیحی عرض بکنم این هم باز چون منشاء پرسش شده این بخش و آن اینکه خب صحابه چه، کسانی که در مسجد بودند مهاجر و انصار که در مسجد بودند اینها چرا واکنشی نشان ندادند نسبت به آن کلماتی که از ابی بکر صادر شد در پاسخ به فاطمه(س) اولاً عرض می­کنم که در بخشی از گزارش­ها واکنشی از انصار گزارش شده، بعد از اینکه ابوبکر آن کلمات اهانت آمیز را نسبت به فاطمه (س) بکار برد واکنشی زا انصار هست، بگو مگویی هست این یک نکته، نکته دوم این که ، به این نکته خیلی توجه نمی­شود و آن این است که بر اساس گزارش­های تاریخی پیامبر (ص) تأکید داشتند بر اعزام جیش عثامه در اواخر روزهای آخرین عمرشان، خب امروز و فردا کردند و جیش اعزام نشد در روایات دارد که «فنادا منادی ابی بکر غدات وفات رسول الله» منادی ابی بکر فردای رحلت پیامبر اعلام کرده که هر آن کسی که باید همراه با جیش عثامه می­شد اعزام بشود و به نظر می­رسد که در همان روز­های اول بعد از تصرف خلافت، ابوبکر جیش عثامه را اعزام کرده، به سمت شام، و این جیش رفت و حدود 35، تا 40 روز جیش عثامه در مسیر بود، به نظر می­رسد که در ده روزی که بعد از رحلت رسول خدا مسئله فدک رخ داده و فاطمه (س) آمده به مسجد ، مسجد از آن بدنه کسانی ک می­توانستند مدافع فاطمه (س) باشند خالی است، یعنی باید سلمان برخیزد ابوذر برخیزد، مقداد و عمار و اینها خبری در اینجانیست، خیلی وقت­ها پرسش می­شود اینها کجا هست، به نظر می­رسد که اینها ناچار بودند با جیش عثامه اعزام بشوند تا بروند و برگردند در آن فرصت خالی بودن مدینه از صحابه مطرح آن اقدام را کردند و تصرف فدک را انجام دادند، و خطبه در یک چنین فضائی ایراد شده.

مجری:

بله، سپاس گذارم جناب استاد وقت این بخش به پایان رسیده، تشکر می­کنم از شما بزرگواران جناب استاد جباری، جناب استاد ابوالقاسمی، بسیار مفید و ارزنده بود، یک سری مطالب را جناب استاد بیان نکردند، گفتند که شرمم می­آید، خودمان برویم مطالعه بکنیم و خودمان قضاوت بکنیم به عنوان کسی که دنبال حقیقت است و دنبال معرفت است، و امیدوارم حال و هوای دلتان زندگی­تان فاطمی و علوی باشد تا زمانی که زنده­ هستید به برکت صلوات بر محمد و آل محمد، از محضرتان خدا حافظی می­کنیم.

ادامه برنامه به صورت ترکی برگزار می­شود.

 



* اسم:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی: