2021 February 27 - شنبه 09 اسفند 1399
بازگشت پلاس
کد مطلب:3735 گروه: بازگشت پلاس آمار بازدید: 354

بازگشت پلاس
استاد علیرضا پورمسعود - 04 دي 1399


  دانلود
امتیاز:
  00:45:32 حجم فیلم: 128 مگابایت





دانلود صوت


قسمت سیزدهم برنامه بازگشت پلاس، با کارشناسی استاد علیرضا پورمسعود

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ : 4 دی 1399

مجری :

عرض سلام و ادب و احترام خدمت شما بینندگان عزیز برنامه بازگشت پلاس در شبکه جهانی حضرت ولیعصر(عج) دارم. خوشامد عرض میکنم. به برنامه جدید بازگشت پلاس خوش آمدید. در آستانه ایام فاطمیه و عزاداری حضرت زهرا(س) قرار داریم. ایام که امت پیامبر به دختر پیامبر ظلم کرده اند. واقعا سوال اساسی وجود دارد که چه بازی رسانه ای اتفاق افتاد؟ چه دیتا و اطلاعات شناختی به جامعه انتقال پیدا کرد که 75 روز و به قولی 95 روز بعد از رحلت پیامبر سرعدد و تعداد روز خیلی بحث نداریم. این مدت کوتاه بعد از پیامبر و مدت کوتاه بعد از واقعه ای به بزرگی غدیر این اتفاق افتاد که جلوی خانه ی دختر پیامبر و آن جسارت ها را در حق حضرت زهرا روا بدارند و کسی معترض این ها نشود. چه جنگ شناختی اتفاق افتاد و مردم درچه بازده و چه هیجاناتی قرار گرفتند و چه بازی رسانه ای اتفاق افتاد که مردم برخورد با این قصه نداشتند. حاضر شدند بی احتذامی نسبت به پیامبر و نسبت به دختر عزیز ایشان را روا بدارند اما معترض نشوند! در خدمت استاد پور مسعود هستیم تا پیرامون این موضوع تاریخی چه ابعاد نظری و چه ابعاد تاریخی این قصه مورد بررسی و کنکاش قرار بدهیم. خدمت استاد پور مسعود عزیز سلام عرض میکنم و برنامه را به شما میسپارم

استاد پورمسعود:

 بسم الله الرحمن الرحیم. بنده هم عرض سلام و ادب خدمت شما و خدمت بینندگان فاخر شبکه جهانی ولیعصر(عج) دارم. خب موضوع خوبی است حالا ما جلسات گذشته هم صحبت کرده و گفته ایم بعضی از مباحث را بنا داریم مناستی صحبت بکنیم. الان هم که در آستانه ایام فاطمیه هستیم خب موضوع خوبی است و فکر میکنم خیلی هم بهش پرداخته نشده است. شاید همیشه در مورد مسائل تاریخی بحث کرده ایم که در جای خودش اهمیت داشته است اما به عوان پیرو, به عنوان شیعه, به عنوان کسی که در این جامعه بالاخره ادعای این را داریم که دفاع میکنیم از اهل بیت و از ایشان داریم پیروی میکنیم خب نیاز دارد بدانیم آن دوره پیامبر بود, امیرالمومنین بودنده اند و صحابه بوده اند و نقل قول وجود داشته است. این ها را دیده بوده اند اینجوری نبوده است که داد میزد این ها چه میشه شده است. این ها یکهویی بیخیال شده اند و عوض شده اند.

مجری:

 همه چیزعوض شده بود و نقل قولی وجود نداشت, خودشان بوده اند.

استاد پورمسعود:

 شنیده بوده اند و با خودشان بوده است. آفرین. ولی الان ما میگیم عصر غیبت دسترسی هایی که وجود دارد نیست و حالا شاید یک نفر پایش بلغزد منتهی زمانی که شما به چشم دارید میبینید پیامبر اسلام را دیده اید و جریانات را دیده ای و در درگیری ها بوده اید و در فتح مکه. چه میدانم تشکیل حکومت و موارد مختلف دیگر کثرت دارد. چه اتفاقی افتاد مردم رفتار دیگری نشان دادند, یعنی اگربرخوردی صورت گرفت, غصب خلافتی اتفاق افتادحداقل میتوانیم بگوییم چرا مردم سکوت کرده اند. یک نکته وجود دارد وقتی ما میخواهیم در بطن تاریخ بحث بکنیم این مبحث میان رشته ای است. یعنی یک بخش فکت از تاریخ را بیارید و یک کمی روانشناسی اجتماعی کار بکنی, یک کمی تکنیک ها و این ادراک ها را کنار همدیگر بگذاریم  و بعد یک تحلیل خوب داشته باشیم که بدرد الان ما هم میخورد. یعنی اگر عمری باقی باشد ما در بحث همین شهادت حضرت زهرا خود خطبه فدکیه و خود دیالوگ های که برقرار شده و خود رفتارهایی که انجام شده است. اصلا امروز کار ما همین است. چه برخوردی در شرایط بکنیم, در چه فضایی ,در بحران و در کجا سکوت کنیم و کجا حمله بکنیم و کجا یک نفر دیگر حرف بزنید و یک نفر سکوت بکند. همه موارد را حالا اگر توفیق باشد و خدا و اهل بیت یاری کنند میخواهیم این ها را بحث بکنیم. منتهی نکته ای که وجود دارد در تاریخی که میخواهیم برویم خب تصور ذهنی مردم حالا یا سریال های تلویزیونی درآن فضا یا یک چیزی جا افتاده است عصرمدرن جاهلیت. این ها جاهل بوده اند.منتهی این یک کمی برداشت بدی جا افتاده است. این را اول یک کمی درست بکنیم.  یک کمی تصویر را پاک کنیم و صاف بکنیم و ببینیم چه به چه است. میگویند عصر جاهلیت بله عصر جاهلیت بوده است. اما جاهلیت به این معنا نبوده است که فرهنگ نداشته اند که حساب را نمی فهمیدند که سیاست را نمی فهمیدند. خب وقتی طرف  ربا میداده است ربا ریاضی بلد بوده است و نمیگذاشته است که کلاه بر سرش برود. یا مثلا وقتی مکه شاهراه  اقتصادی بوده است و نمیدانم چیزهای مختلف به عنوان مرکز اقتصادی ایشان شروع به فعالیت کرده اند. خب بالاخره سیاست گذاری وجود داشته است و رفتاری وجود داشته است. حالا آن رفتار امروز اسمش شاید مدرن. آن جاهلیت مدرن از آن فضای انسانی می آید , از آن فضای رشد از آن فضای فلسفه خلقتی که در بحث دوره حضرت ابراهیم و هم حضرت نوح درباره اش بحث  کرده ایم. این دور افتادن عین جاهلیت است و فرقی هم نمیکند چه دوره ای باشد اینکه شما عقل را کنار بزنید و به نفسیات حیوانی و این موارد بچسبید این ها جاهلیت است. این چیزهایی که واقعا فلسفه ندارد و علت ندارد. از طرف بپرسید که چرا این کار را آن کار را انجام میدهد دلیل خاصی ندارد . آن دوره هم همین بوده است.

مجری:

 از مریخ نیامده بودند همان چیزهایی که بین خودمان هم هست.

استاد پورمسعود:

 آدم بوده اند . ببینید شاید ابزار آلات تغییر کرده باشد. مثلا اون موقع با اسب میرفتند الان با ماشین  میروند. آن موقع شتر داشتند و الان شاسی بلند دارند یا آن موقع یک نفر مس آمده است و هوچی بازی در میاورده است و بیانیه میخوانده است و حالا تلگرام  و تلویزیون و این چیزها را دارند. این ها شاید تغییر کرده باشد ولی در اصل موضوع . بله تو فرعییات جای بحث دارد ولی در اصل موضوع یک اتفاقی افتاد یک فکری شکل گرفت. روی این فکر واکنشی را از خودش جامعه نشان داد که این واکنش اصلا با اتفاقاتی که در طول دوره بعثت پیامبر افتاده است نمیخواند. ببینید حالا خود شما بالاخره دستی بر آتش دارید و فرهنگی هستید. یک شب نمیشود یکهویی مردم شهر تصمیم بگیرند فلان پیراهن را بپوشند. آخر این یک شب نمیشود و امانش نیزنیست.ما بیاییم و بگوییم این ها یک شب از امیرالمومنین بریده اند. یک شب تصمیم گرفتند در قبال شهادت حضرت زهرا سکوت بکنند. یک شب تصمیم بر آن شد که این ها هر جور شده است باید بیعت بگیرند . این یک شب اتفاق نیفتاده است.

مجری:

پروسه ای طی شده تا به اینجا برسد.

استاد پورمسعود:

 اصلا باید ریشه یابی بشود. از کجا معلوم این تفکراتی که این ها داشته اند. بله الان که تمام شده است مشخص است. ما میگوییم اصلا نباسد این کار را میکرده اند . منتهی نکته اینجاست که آیا در آن شرایط قرار بگیرید چگونه رفتار میکنید . غیر از 14 معصوم بقیه معصوم نیستند و قابلیت اشتباه دارند. همانگونه که در تاریخ اتفاق افتاده است و خصوصا در اسلام. طلحه و زبیر داشته ایم و این ها بالاخره از یک جایی به بعد تغییر رفتار داشته اند. از یک جایی به بعد واکنش ها و کنش ها عوض شده است. خب ما در آن شرایط باشیم چه کسی گفته شاید سفت بایستیم سقوط نکنیم. این واقعا نیاز دارد آن را بررسی کنیم و با عصر حاضر یک کمی تطبیق بدهیم و شروع کنیم و حرکتمان را ادامه بدهیم.

مجری:

طبق آن مبنا حرکت بکنیم.

استاد پورمسعود:

 شما نگاه بکنید این خیلی عجیب است. حضرت زهرا که روبروی نابینا حجاب میگیرند. خیلی مهم است. جلو نابینا حجاب میگیرند بعد به مسجد می آیند و برای یک جماعتی سخنرانی میکنند. شاید خیلی ها بگویند این تناقض است و این پارادوکس چگونه حل میشود. ما باید به این برسیم. این که کجا باید فعالیت رسانه ای دقیق صورت بگیرد. بعد جملات و این رفتارها و آن جاهایی که مردم را خطاب قرار میدهند. جاهایی که خود خلفا را مورد خطاب قرار میدهند. این ها مهم هستند.تک تک را شما بنشینید و بحث بکنید و بر روی این ها مانور بدهید. میبینید که اصلا هرکدام واقعا یک طراحی در آن صورت گرفته برای آن که به یک هدفی برسد. حالا یا ان هدف ها ایجاد میشود یا نمیشود. آن جریان را باید شما تحلیل بر روی آن داشته باشید. این تحلیل جریان هم که گفته ام الان برای ما که دسترسی منابع ما شاید یک کمی محدود باشد و یک کمی مبهم باشد . یک جاهایی در جزییات تاریخ میگوییم اصل را که هیچ کسی هیچ شک و شبه ای ندارد. نیاز به یک مطالعه میان رشته ای دارد. یک کمی مثال روز را بیاوریم و بحث روانشناسی اجتماعی بکنیم و به جلو حرکت کنیم. به نظر من برای اینکه حالا مقدمه را شروع بکنیم و جامعه را تحلیل بکنیم اول بفهمیم افکار عمومی چیست؟ خیلی ما میشنویم که افکار عمومی در فشار است. افکار عمومی فلان نظر را دارند و افکار عمومی نمیپذیرد. این ها را زیاد میشنویم. ولی واقعا افکار عمومی یک کلمه است ؟ یعنی در حد یک کلمه بازی با کلمات و اسم گذاشتن های ثقل و سنگین و این چیزها . یا نه واقعا این جامعه در طول مطالعلت بشر به این اصل رسیده است . این مهم است که ما چگونه میخواهیم در مورد آن صحبت بکنیم. حالا افکار عمومی سیاسی , اجتماعی, اقتصادی, فرهنگی است ؟! اصلا اگر این ها است در کدام شرایط چطور میشود با این ها برخورد کرد , ما کدام سمت پازل این افکار عمومی قرار داریم . این ها مهم است .آیا میتوانیم در قبال افکار عمومی که دارند شکل میدهند ما مقاومت بکنیم.

مجری:

اثر گذار هستیم یا اثر پذیر هستیم؟!

استاد پورمسعود:

 بله مخاطب مثلا کنشگر هستیم یا کنش پذیر هستیم. این خیلی مهم است. در خصوص افکار عمومی ابهام وجود دارد. یعنی سوالات همیشه وجود دارد برای کسانی که  علوم سیاسی خوانده اند یا علوم اجتماعی میخوانند که اصلا عوامل موثر شکل گیری افکار عمومی چیست؟ چه عواملی وجود دارد که افکارعمومی شکل میگیرد و این یک چیزی است که در قانون اساسی هیچ کسی نیست و در قانون اساسی هیچ کشوری هم پیدا نمیکنید. افکار عمومی مثلا اصل عمومی نیست که مثلا باید فلان باشد ولی همه جا هست خب طبیعتا دوره اهل بیت هم وجود داشته است . قبل از دوره اسلام هم همین بوده است این فضا وجود داشته است. اصلا در نمونه کوچکتر ما بیایم سراغ عشیره ها برویم. اعتقادش این بوده است طرف می آمده میگفته است آقا میخواهیم فلان کار را بکنیم طبق عشیره ها . طبق این ها جنگیده اند و از هر دو طرف کشته اند.

مجری:

هنوز هم در قومیت های مختلف این هست و وجود دارد.

استاد پورمسعود:

 تصور ذهنی است. این تصور ذهنی از یک خانواده از یک عشیره از یک ایل یک کمی بسط پیدا بکند و بالا بیاید یک جامعه گسترده تر میشود. در قبال یک هدف خب این پس عوامل دارد که تبدیل به حرکت موثر بشود. اینکه حتما بده نه الزاما نه. خوب هم میشود استفاده کرد . برای همین ما  برای اینکه به این تحلیل برسیم به این تحلیل جامعه باید پاسخ بدهیم که چه چیزهایی موثر است. موثرترین عوامل در شکل گیری افکارعمومی یکی بحث رسانه ها است و در دوره ای شما یک زمانی رسانه را میبینید. یک زمانی کاغذ و قلم, یک زمانی میگویید روزنامه و یک زمانی تلویزیون و زمانی چاپ و یک زمانی هم شبکه های اجتماعی . یک زمانی هم میشود افراد مختلف با توجه به ارتباط هوش مصنوعی که بحث کرده ایم . از همه مهمتررهبرهای فکری یک جامعه هستند.

مجری:

لیدرها چه واکنشی دارند

استاد پورمسعود:

ببینید ما یک زمانی چند مدل لیدر داریم. یک لیدر زمانی داریم که تشجیع میکند و رجز میخواند و هول میدهد که آقا به این سمت بروید. یک زمانی ما یک رهبر فکری داریم که اصلا این آم ها به این صحنه آمده اند. یعنی یک طراحی صورت گرفته است . یک فکری , یک فلسفه ای پشتش است. این طرف میگوید من الان باید اینجا باشم. حالا اگر اینجا باشم بخواهم حمله بکنم به طرف مقابل دیگر یک نفر باید اینجا من را تشجیع بکند و آن  رهبر میدانی میشود.

مجری:

رده بندی و تقسیم کاری بین آنها وجود دارد.

استاد پورمسعود:

 اصلا اگر تفکر و این مدل رهبران فکری نباشند این طراحی نباشد بیا اثراست. یعنی شما نمیدانید کدام مسیربه جایش میتوانید پیش بگیرید.

مجری:

 مکمل هم کار را پیش میرند.

استاد پورمسعود:

 اصلا شما کشور های مختلف را ببینید. کشوری که قیام و جنبش و حرکتش رهبر نداشته باشد بی اثر است. یعنی لیدر فکری که همه با او باشند و حرف اول و آخر را بزند. خب انتقادات و ایرادات همه جا وجود دارد. اما یکی باید این حرف را بزند. امیرالمومنین می فرمایند:"دیگر بالاخره باید حکومتی وجود داشته باشد چه جور چه حق نمیشه جامعه را ول کرد." باید بالاخره یک حکومتی باشد حالا در هر جریانی که اگر رهبر وجود نداشت که رهبر چندتا شد هیچ وقت به نتیجه نمیرسد. شما همین کشورهای اسلامی را در منطقه نگاه بکنید همین اتفاق برایشان افتاد.

مجری:

 در ذهن من همین بود کشورهای اسلامی به هیچ جا نرسیدند چون رهبر مشخصی وجود نداشت.

استاد پورمسعود:

یا یک زمانی در سطح رهبری نبوده اند.

مجری:

دایه دار رهبری هستند اگر دقت بکنید.

استاد پورمسعود:

اصلا شما میگویید ما 40 سال کار فکری کرده ایم برای داشتن حکومت یک اتفاقی می افتد حکومت را به شما میدهند ولی شما نمیتوانی آن را نگه بدارید . یعنی کار نظری و تئوری باد هوا بوده است.

مجری:

دقیقا اتفاقی که در یکی از کشورهای منطقه افتاد.

استاد پورمسعود:

 در خیلی از کشورها مرتب این ها اتفاق می افتد و بعد همان افکار عمومی با توجه به اثرگذاری که روی آن ها صورت گرفت دوباره حکومت با آن اسم و باطن و چیزی که از قبل بود ادامه حیات داد. برای همین افکار عمومی که گاهی تحقیق کند وگاهی میسازد. گاهی تند و گاهی ارام میگیرد. انگار یک فضای تندی ایجاد میکند . گاهی یک آرامش و گاهی یک سر و صدایی به راه می اندازد و خاموش میکند. برای همین این جمله معروف است که افکار عمومی بخشی از تاریخ یک ملت است. یعنی هر ملتی را شما مطالعه بکنید یک بخشی را شما میگویید اینجا جامعه اشتباه کرده است.

مجری:

با یک جو عمومی ممکن است آحاد یک ملت تصمیم اشتباه بگیرند.

استاد پورمسعود:

حرف میزدند ولی جامعه آن رهبر جامعه حرف میزد ولی جامعه نپذیرفت و جامعه مسیر دیگری را طی کرده است. و بعد تاریخ قضاوت میکند.یک شخص ثالث تاریخ را که شروع به خواندن میکند میگوید اینجا جامعه اشتباه کرده است.

مجری:

در جنگ نهروان اگر اشتباه نکنم در همین مباحث خودمان بود که مردم امیرالمومنین را نپذیرفتند.

استاد پورمسعود:

و برای همین شما افکار عمومی را یک پدیده بدانید که نه ثابت و نه مستقل است. یا اینطوری بگوییم گاهی ثابت و گاهی مستقل است.یعنی ممکن است جریان فکری یک زمانی روند نموداریش صاف باشد و یک زمانی بصورت سینوسی ویک زمانی وابسته به جریان حاکمیت باشد و یک جایی اصلا مستقل از جریان حاکمیت باشد و یک حرفی بزند. برای همین اکثریت و اقلیت و قوانین اجتماعی و قلب های ورزشی که وجود دارد و این موارد مختلف حام بر جامعه افکار عمومی را در قابل های مختلف طرح ریزی میکند. اما برای اینکه  ما افکار عمومی را جهت بدهیم. وقتی به کل حیات بشر نگاه میکنیم افکار عمومی جهت داده شده است. برای همین می آیند و میگویند در بخش خنثی جامعه باید اتفاق بیافتد. خنثی یعنی چه؟ یعنی برایشان مهم نیست؟! نه. به این معنی نه نیست. به این معنا که عقیده محکم این مصر نیست و نایستاده است. خب یعنی یک جریان محکم یعنی یک کمی هول بدهید به این طرف می آید و یک کمی تحریکش بکنید به این طرف غش میکند. یک فضا کاملا خاکستری میشود گفت. خب حالا میشود گفت خاکستری زیاد خوب نیست که استفاده بکنیم ولی خب اصطلاح استفاده شده است . میخواهم مدل نگاه را بگویم که یک جمعیت بی حس فکری نه بی حس.

مجری:

در واقع در علوم مختلف از منحنی نرمال اسم میبرند و میگویند 10 درصد این طرف منحنی هستند و 10 درصد آن طرف منحنی هستند و 80 درصد جامعه اصلی ما وسط هستند .

استاد پورمسعود:

همیشه هم سمت و سو را این وسط مشخص میکنند. برای همین میشود چون این ها بی حس فکری هستند و با این ها راحت میشود صحبت کرد.یعنی یک القای کامل هستند. یعنی شما میبینید بعضی از صحبت ها را که انجام میدهید وقتی به فرهنگ تبدیل شده است افکار عمومی نمیپذیرد. چرا نمیپذیرد؟ چون 1- آن موضوع القا شده است یعنی آن القا شاید عمیق نبوده است و شاید عمیق نباشد. با چند هشدار و با چند روشنگری این تفکر آرام آرام کار برود آن فضا غبار آلود کنار برود و بتواند تحلیل بکند. امیرالمومنین در حکمت های نهج البلاغه می فرمایند: " مردم به چیزی که جاهل هستند دشمن هستند."  شما حالا نگاه بکنید کل اختراعات مختلف اون کشفیات جدیدی که بشر دارد یک عده همیشه بوده اند. علم را پیدا میکردند که خورشیدگرفتگی و ماه گرفتگی زمانش را پیش بینی میکردند که آقا شما درکار خدا دخالت میکنید. جهل نسبت به یک چیزی دشمنی می آورد. در سوالات جلسه گذشته بود که ما صحبت کرده ایم این هایی که شما میگویید مسخره است. مسخره کن تو نمیدانی دلیل نمیشود که نباشد. این جهل تو نسبت به یک موضوع است و همین خواه ناخواه شما را در مسیر دشمنی میاندازد. چرا این اتفاق می افتد؟ چون دقیقا ما بی حس فکری هستیم. اگریکبار بپذیریم اصلا بگوییم طرف راست میگوید ما این را بپذیریم به عنوان اینکه بررسی کنیم این حرف را که میزند درست یا غلط است. چه مبنایی دارد که این حرف را میزند. بعد در آن حوزه که این حرف را میزند بالاخره آدم هایی هستند که کنار این موضوع مطالعه کرده باشند و بفهمند و آن ها تایید بکنند یا رد بکنند. یک جایی را قبول دارند و یک جایی را قبول ندارند. این دقیقا میشود جریان افکار عمومی که اتفاق میافتد و مردم را به سمتی میبرد که مشخص نیست آن هدفه را چه کسی تعیین کرده است. حالا به این میرسیم که افکارعمومی و آن نظر عامه و آن مردمی که میتوانند بفهمد که به یک سمت و سویی کشیده میشوند. این فضا آن ناخودآگاهی که علامه جعفری میگویند ضمیرخودناآگاه. آن ضمیر ناخودآگاه وقتی که آگاهش بکنیم آرام آرام میتوانیم در این فضا مرور بکنیم. خب جالب است مثلا تاریخچه افکار عمومی که بحث میکنم میگوییم برای اولین بار چه زمانی افکارعمومی استفاده شده است؟ افکار عمومی کلمه جدیدی است. قبلا چه می گفته اند؟

مجری:

چه زمانی جو عمومی جدید در جامعه را افتاده است؟!

استاد پورمسعود:

اصلا این کلمه افکار عمومی ازکجا آمده است؟ حالا میگوییم این کلمه جدید است ولی خب بالاخره استفاده میکرده اند. یک چیز دیگر مثلا اسمش فرهنگ بوده است چه بوده است؟ آورده اند که هرودوت در قرن 5 قبل از میلاد اززبان یک فارسی زبان از قول یک فارسی زبان افکار عمومی را به عنوان "فضیلت سیاسی عقیده عامه" یاد کرده است. فضیلت سیاسی عقیده عامه یعنی ببینید یک عقیده وجود دارد و بر روی آن عقیده سیاستی اثر دارد و این ها عامه است.یعنی یک چیز عمومی است . مثلا شما میگویید یک مثالی بزنید که جا بیفتد. یک چیزی غلط است غلط است. یک حرکتی مثلا انجام میدهند و مثال بزنم. یک چیزی غلط است بعد می آیید ومیگویید غلط است چه کسی گفته است غلط است من نتیجه گرفته ام. خیلی پیش آمده است میگویید این کاری که انجام میدهید غلط است اما من از آن نتیجه میگیرم و همه قبول دارند. چرا این کار را انجام میدهید؟ پدرم گفته است. یعنی چه؟ پدرم همینگونه بوده است و عموهایم هم همینگونه هستند و بقیه هم اینطور هستند.

مجری:

 اعتقادشان و مدرک تحصیلی و گرایششان به دانشگاه برای چیست؟ برای چه چیزی به دانشگاه میروید؟ برای چه چیزی درس میخونید؟ خب همه میخوانند.

استاد پورمسعود:

باز میگویم جا افتاده است. بحث ما بر روی عقیده بود که میگوید یک اغتقادی دارد. آن اعتقاداست. اصلا در بحث بعضی از مناسک ما اینگونه است. یعنی بگویید غلط است قبول نمیکند و میگوید من این مسیر را دارم میروم. برای همین است که خیلی زمان ها امیر المومنین توصیه ای دارند که می فرمایند:"  بعضی وقت ها با بعضی مناسک مخالفت نکن این باعث میشود که ذهنیت دشمنی برای تو بوجود بیاورد. "

مجری:

 دو قطبی که ما همیشه داریم.

استاد پورمسعود:

 مثلا همین نوروز را برای اهل بیت میآوردند و استقبال میکرده اند. یا مثلا همان روایتی که برای امیرالمومنین فالوده می آورند. امیرالمومنین میخورند و میگویند کاش هر روز نوروز باشد ما از این شیرینی ها و این چیزها بخوریم. خب حالا این فضیلت برای همین بوجود که می آید. میخواهم بگویم که کلمه دقیقی بوده است. فضیلت سیاسی عقیده عامه اولا اینکه فضیلت بوده است. این رفتار, یک جریان, یک فرهنگی بوده است که این ها به یک سمتی میرفته است .

این اتفاق می افتد. حالا ما میخواهیم با این تاریخچه من سوال را برگردانم و بدانیم در چه جامعه ای میخواهیم بحث بکنیم. فضیلت سیاسی عقیده عامه دوران شهادت حضرت زهرا چه بوده است؟ این مهم است.

مجری:

 چه جوی حاکم بوده است؟

استاد پورمسعود:

 یک زمان ببینید شما سکوت میکنید از فضایی که برعلیه شما است. حالا به این میرسیم و بحث میکنیم. شما قدرت ابراز نظر ندارید. میدانید چرا این حرف را میزنم ولی اگریک اتفاقی بیفتد در آنجا شما سکوت شما میگویید من قبلا هم نظری نمیداده ام. سکوت و بی حرکتی شما به جریان مقابل کمک میکند. اینکه میگویند مردم ما بی طرف هستند. بالاخره یا با اینور یا با آن ور دیگر نمیشود دو طرف باشید. برای همین از این فضا و هرودوت و این ها میگذریم و به جلو حرکت میکنیم که تاریخچه افکار عمومی آمده است. افکار عمومی آمده و در دوران جنگ جهانی اول و دوم شیوه اش متفاوت شد و به افکار عمومی داخلی و خارجی تبدیل شد. این به دو بخش تقسیم شد و بعد از شدت گرفتن جنگ سرد که ایالات متحده و شوروی سابق طوری قدرت پیدا کرد که میگفتند اصلا سرنوشت یک ملت را میتواند تعیین بکند. جالب است که دولت ها که میخواستند به حکومت برسند یا همچین چیزی دفاع از افکار عمومی شعارشان بوده است.  قانون اساسی نبوده است. از دفاع از افکارعمومی گفته اند. ببینید چقدر این سطح استرس بی مردم بوده است. که این یک ابزاری بوده است برای انتقال حس رضایت مندی مردم و خرسندی برای اینکه جذب را داشته باشند و این اتفاقات کاملا میافتد. اما نکته ای که در انکار عمومی موثر است عوامل مختلفی است.  دوبحث 1- انتشارخبر 2-خود رسانه. ببینید ما حالا نرسیده ایم به برنامه ای که درباره فیک نیوزها صحبت بکنیم .اما درمورد انتشار اخبار که بر روایت اول بودن و جنگ روایت ها است بحث کرده ایم. ما میگوییم انتشار خبردر جامعه امیرالمومنین چه بوده است؟ انتشاراخبار نه لزوما رسانه بگوید. حرف درگوشی در تاکسی هایشان چه بوده است؟ امروزیش را بگوییم.

 مجری:

 پس بگذارید تا قبل از اینکه به این وارد بشویم برویم یک تنفس رسانه ای داشته باشیم و یک تنفس شما تازه بکنید و یک لبی هم استاد تر بکنند و برمیگردیم. مجدد خوشامد عرض میکنم خدمت شما سوالات و پیشنهادات و انتقادات خودتان را میتوانید به شماره که زیرنویس میکنند برای ما ارسال یکنید. در شبکه های اجتماعی و یا بصورت پیامک هم میتوانید صدا ظبط بکنید و بفرستید و هم متن و مطالب خودتان را برای ما ارسال بکنید. در جلسات بعدی پاسخگوی مطالب شما خواهیم بود.  استاد با  ادامه بحث با شما خواهیم بود.

استاد پورمسعود:

بله. ما به این مطلب رسیدیم که انتشار خبر مهم است. در جامعه حضرت زهرا چه انتشار خبربی بوده است که باعث میشده است که عقیده های سیاسی عام تبدیل به این حرف های درگوشی که با هم میزدند بشود این ها پیرامون چه چیزی بوده است؟ یک زمانی شما در جمع نمیتوانید ابراز عقیده بکنید میگویید برای من خطرناک است ولی در خفا میگویید من از اول هم این را قبول نداشته ام. اینجوری بوده است. حالا امروزیش را بخواهم بگویم این ها در مسجد مینشستند و چه چیزهایی میگفتند؟ الان نبوده است که مسجدها را ببندند و برای نمازها باز بکنند. آن موقع باز بوده است و رفت وآمد میکرده اند. همه اتفاقات اجتماعی و رخدادهای جامعه دقیقا در مسجد بوده است. یعنی مسجد کاملا محور بوده است. خب این فضا بوده است. یعنی جریانی کاملا شکل گرفته بوده است در لایه ها نهان جامعه که قرآن با نفاق از آن یاد میکند.جریانی که پیامبرخدا میگوید ببین اطراف تو هستند ,نزدیکان تو هستند و کاری هم نمیتوانی بکنی. این ها نفاق دارند.

مجری:

استخوان در گلو وخار در چشم.

استاد پورمسعود:

هرکاری هم بکنید سرعقیده میمانند و میخواهند به تو ضربه بزنند و میخواهند به تو آسیبی بزنند. قبول هم نمیکنند و ایمان هم نمی آورند. این پدیده در لایه پنهان جامعه از زمان حکومت مدینه بوده است. دقیقا جایی که پیامبر حکومت تشکیل داده اند. این خیلی مهم است. قبل و بعد حکومت این مهم است. در فتح مکه ما تقریبا آیه نفاق نداریم تا مدینه ای شکل نگرفته بود حکومتی شکل نگرفته است. حالا تا آنجایی که بنده متوجه شده ام آیه نفاق نداریم. آیات نفاق و پدیده نفاق از مدینه شروع میشود. یعنی حالا دیگرابوسفیان هم مسلمان شده است حالا از ترس یا در ظاهر. ولی با آن ظاهر دارد در باطن کار دیگری انجام میدهد و این شناختش سخت است. چرا چون آن موقعی که کافر بود همه میدیدند که  بت را میپرستد و علیه پیامبر دارد کار انجام میدهد. الان صف اول نماز جماعت از شما هم قبول باشد. حالا شما بیا بگو این ادم ضد پیامبر دارد فعالیت میکند, خجالت بکش, قضاوت نکن, این آدم مسلمان شده است, توبه کرده, این الان با ما یکی است و برادر دینی ما است.

مجری:

چقدر چهره های مختلف معاصر این شکلی به ذهن می آید.

استاد پورمسعود:

 فضا سختی است. تو با آن مواجه هستی. حالا بنده یک بخشی از مطالعاتم مباحث تاریخ و این مباحث نفوذ است میدانم و طرف را میبینم.

مجری:

 اهل علم برایشان واضح است.

 استاد پورمسعود:

برای من یقینی است. برای من این یقینی است که این آدم اصلا عناد دارد. مغرض است و آمده که یک آسیبی بزند. استدلال هم دارم نه اینکه حالا فرض اینکه با قیافه اوحال نمیکنم. مشکل دارد. نه, میبینید در همه برهه های مختلف این اصلا خیلی فنی ضربه زده است. خیلی زیبا ضربه زده است. دقیقا در اسلام هم همین است و نمیتوانستید کاری انجام بدهید. چه کاری باید انجام بدهید؟ باید فضی عمومی جامعه را ناآرام بکنید. پیامبر چطور میتوانست فضا را ناآرام بکند؟ وقتی مدام بحران درست میکردند. دیگر به چه زبانی می آمدند و مطرح میکردند که من امیرالمومنین را از طرف خداوند برای شما تعیین کرده ام. تمام درهای مسجد ها و درهای خانه ها بسته بشود در خانه حضرت علی باز میشود.  هر روز از جلوی همان در رد بشود  و بگویند" السلام علیک یا اهل بیت النبوه ". این ها را دیگر چگونه نشان بدهند. ولی میبینید اصلا آن جریان مدام کار خودشان را انجام میدهند. روش های مختلفی  ازاین ها سر میزند,بحران ایجاد میکنند. پیامبر را مجبور میکنند. ببینید جنگ احزاب پیامبر را مجبور میکنند و دور خودشان خندق بکنند.

مجری:

تا آخرین ساعاتی که از رفتن با سپاه اسامه سرباز زده اند.

استاد پورمسعود:

 بله. دقیقا آن بحران را چه کسی ایجادکرد؟ بعد آن لشگر اسامه مگر فرمانده نداشته است! اسامه که فرمانده بود چرا بقیه به حرف او گوش نمیدادند؟ یا این ها قبول نداشته اند. اگر قبول نداشته اند برچه حسابی این را قبول نداشته اند؟ مگر حرف پیامبر نبوده است؟ مگر حرف های پیامبر از سال های اول تا این سال آخر فرق کرده است؟ ببینید این تفکراتی که وجود دارد اینجا ضرورت بحث مشخص میشود که ما افکار عمومی را باید بشناسیم که یک بخشی می آیند و عنوان میکنند نه یک دعوایی بوده است, دعوای فامیلی بوده است. حالا مثلا دختر پیامبر را زده و شهید کرده اند. تک تک افرادی که آنجا سکوت کرده اند یا به نوعی دخیل بوده اند این ها تمام مقصر بوده اند. همه این ها مقصر هستند. در حد همانی که آمد در خانه رد شد اینجوری دید هیزم ها را چیده اند و مثلا میگوییم ای بابا. این یعنی چی؟ شما یا نسبت به چیزی یا پدیده ای واکنش داری یا نداری. یا از آتش سوزی خوشت می آید یا نمی آید. در خانه خودت را هم آتش میزدند همینجوری نچ نچ میکردید و رد میشدی و میرفتی. مهم است. بعد اینجا ما سوال جدی داریم  آدم های دیگری هم بوده اند که بیعت نکرده اند چرا در خانه آن ها هیزم جمع نکرده اید.

مجری:

چرا الویت اول شما دختر پیامبر است؟

استاد پورمسعود:

 اصلا بحث الویت نیست.چون این طرف میگفتند اگر به درخانه فلان صحابه بریزیم که نمیخواهد بیعت بکند نه سر دین و توحید و این چیزها نه میگفتند من برتر از نظر دولت و سیاست و این چیزها هستم. مسئله خلافت و این چیزها نبود. میگفت عشیره اش قیام میکنند. من میگویم این افکار عمومی چگونه انقدر ضد امیرالمومنین بود؟ طرف آنجا افکارعمومی خودشان را دارند. میگوید عشیره ام با من است جرات دارید بیایید. اما این مظلومیت اهل بیت است. مظلومیت امیرالمومنین است. یک نفر آنجا نبوده است که این  ها بخواهند از او بترسند و بگویند عقب بکش. یعینی فضیلت های حضرت زهرا و فضیلت های امیرالمومنین و نسبتی که این دو بزرگوار با پیامبر داشتند و آیاتی که برحضرت زهرا نازل شد این ها ذره ای بر تو اثر نداشته است! اصلا نگاه یک چیز دیگر بده است. گویی انگار این ها منتظر همچین روزی بوده اند. جامعه افکار عمومی را امام صادق در دعای ندبه برای شما باز میکند. میگویند: " احقادا, بدریه و خیبریه و حنینیه ". میگویند حقد و کینه های بدر و حنین و خیبر است. میگوید حقد و کینه های بدر و حنین و خیبر را آورده اند و آن روز خالی کرده اند. بعد لایه پنهان اصلا چرا به خیبر اشاره میکند؟ این همه پیامبر جنگ داشته اند. امیرالمومنین خیبر با چه کسانی درگیربوده اند؟

مجری:

 باز بحث یهود.

استاد پورمسعود:

همان بحث که چند جلسه گذشته گفته ام که یک جاهایی نمیخواهیم ببینیم من سربسته بگوییم یک دری در خیبر کنده شد انتقام آن در باید گرفته میشد.

مجری:

 آن دری که امیرالمومنین در خیبر کنده اند.

استاد پورمسعود:

باید انتقام گرفته میشد. حالا الان نه باید برنامه ریزی کنیم. از نزدیک ها حدیث بسازید, ذهن ها را عوض بکنید. این اتفاق دارد میفتد. ببینید ناپلئون یک جمله خیلی عجیب و قابل تامل دارد حکومت را میتوان با زور سرنیزه بدست اورد اما برای حفظ آن ناچار باید با افکار عمومی تکیه کرد. نکته خیلی مهمی است. میگوید میشود به ضرب و زور حکومت را بدست بیاوری ولی برای حفظش افکار عمومی میخواهد. به ضرب و زورخلافت گرفته شد با افکار عمومی 23 حفظ شد. این سوالات جدی است. 23 سال یک نفر نیامده است بگوید حق با علی است! یک نفر نیامده است بگوید آقا شما دختر پیامبر را کشته اید؟ چه زمانی آگاهی پیدا میشود؟ زمانی که یک ظلم به اوج خودش برسد.

مجری:

 کارد که به استخوان میسد میفهمند که چه اشتباهی کرده اند.

استاد پورمسعود:

بعدکه دیگر میفهمن میگویندبه همان پیامبر برنیگردیم. امیرالمومنین میفرمایند: " ترس جان حسنین کرده و قبول کرده ام " میگویند ترس جان حسنین , امام حسن و امام حسین آن زمان 28 یا 30دساله بوده اند و بچه نبوده اند. جمعیت چه فشاری می آورده است که میگویند ترس جان حسنین کرده ام. آن افکار 23 سال طول کشید تا آن سیاست موثری که در آن دوران که پیامبر زنده بودند و امیرالمومنین را معرفی میکردند. این لایه را بتراشم. لایه ,لایه, لایه. بعد 23 سال طول بکشد که این عوض بشود. مردم آن روز که یک قرن نگذشته بود طرف 14 ساله بوده است زمانی که امیرالمومنین میخواستند به حکومت برسند الان 30 و اندکی ساله است. این همان جامعه و این همان آدم است. این همان آدمی است که در خانه ی همان پدری بزرگ شده که در جریان غصب خلافت سکوت کرده اند.

مجری:

چه اتفاقی افتاده است که این ها خواستار حضرت علی شده اند؟

استاد پورمسعود:

 اینکه من این سوال را مطرح کرده ام میخواستم بگویم بیایید یک بعد دیگر از فاطمیه را بفهمیم. یک کمی متوجه باشیم شیعه ماموریتی در عصرغیبت دارد. خب نمیشود اصلا خودم داشتم فکر میکردم و میگفتم این جریان و ابهاماتی که برای حضرت زهرا هست , تاریخ شهادت, روز هجوم , هجوم اول و دوم و سوم, پنهان بودن مزار ایشان برای این است من فکر کنم و مدام درگیر این اتفاق باشم و بگویم این الان چه تاثیری دارد و ماموریت من را چگونه میخواهد مشخص بکند و من الان باید چه کاری انجام بدهم؟ بالاخره ما داریم که انتقام و قیام در عصر ظهور اتفاق می افتد. پس جریان فاطمیه برای من امروز زنده است و جاری است. منتهی به شرط اینکه آن فضای ذهنی من را غبارآلود نکرده باشند. یعنی فضا جوری نشده باشد بگویند فاطمیه است خب باشد, مشکی میپوشید خب بپوشید,به من چه, همه غم و غصه فقط و.... یعنی لایه اول پاسداشت و بزرگداشت که افکارعمومی باید با آن همراه باشد. لایه های بعد فهم محتوا این اتفاق تاریخی است. یعنی این دقیقا مشکلی است که در عصر غیبت شیعه دچار آن است.الان مسیر به کدام سمت باید برود . شما که مبنا را دارید . فاطمیه و عاشورا را دارید. در این دو قیام صورت گرفته است. این قیام ها مبانی داشته اند و در دوران خودشان اثرات خودشان را داشته اند. حالا ان شاءالله به محرم برسیم مناسبتی افکارعمومی عاشورا را بحث بکنیم که چه اتفاقی می افتد دوباره همان افکار عمومی نوه پیامبر را به آن شکل شهید میکنند. این عجیب و غریب شد. پس ما باید به ریشه های این ها برسیم. ما چند دقیقه وقت داریم؟

مجری:

دیگر تقریبا وقت تمام است, جمع بندی بحث را داشته باشیم. 

استاد پورمسعود:

خب پس ما سوالی که مطرح میشد را بحث کرده ایم و سوالاتی که تاکیید کردیم بر روی آن این بود که جریان فاطمیه در تفکر و مکتب تشییع جریان مهمی است و جزو استراتژی های شیعه است. باید یک نگاه متفاوت کرد.

مجری:

 عملکرد تنها ماموم شیعه را در دفاع از امامش تحلیل میکنیم.

استاد پورمسعود:

بله. این افکارعمومی چگونه فکر میکردند, جامعه چطور همراه شد که این چنین اتفاقی بیفتد و صدا هم از کسی در نمی آید. لذا بر روی مقدمات افکارعمومی بحث کرده ایم که حالا بحث ما ماند. ان شاءالله تا هر وقت که اجازه بدهد و ما هم نفسمان برود و بیاید  این بحث را بر اساس سواد و تواناییمان ادامه خواهیم داد.

مجری:

استاد لطف کرده اید. ان شاءالله که بتوانیم در الگو گیری از تنها ماموم معصوم موفق باشیم و در عصرغیبت از امام حی وحاضر خودمان دفاع بکنیم.  به امید ظهور پسرشان صلواتی را به امیرالمومنین (ع) هدیه میکنیم.اللهم عجل لولیک الفرج

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

 



* اسم:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی: