2021 January 28 - پنج شنبه 09 بهمن 1399
عصر ایمان
کد مطلب:3757 گروه: عصر ایمان آمار بازدید: 187

عصر ایمان
حجت الاسلام و المسلمین عباسی - 20 دي 1399


  دانلود
امتیاز:
  01:25:17 حجم فیلم: 227 مگابایت





دانلود صوت


قسمت بیستم برنامه عصر ایمان با کارشناسی حجت الاسلام و المسلمین عباسی
 

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ : 20 دی 1399

مجری:

بسم الله الرحمن الرحیم سلام عرض می­کنم خدمت همه شما بینندگان عزیز و محترم برنامه عصر ایمان خداوند را شاکریم که بار دیگر در شبکه جهانی حضرت ولیعصر (عج) در این برنامه در خدمت شما بینندگان عزیز و محترم هستیم ، مثل هر هفته در مجموعه عصر ایمان در خدمت استاد و کارشناس محترم برنامه حجت الإسلام و المسلمین عباسی هستیم ،از ایشان خواهش می­کنم سلامی عرض کنند خدمت شما  و در ادامه در خدمت شما و ایشان خواهم بود، استاد سلام علیکم و رحمة الله بفرمایید.

استاد عباسی:

و علیکم السلام، بنده هم عرض سلام و ادب و احترام دارم محضر بینندگان عزیز و گرامی شبکه جهانی حضرت ولیعصر ارواحنا له الفداء و امیدوارم هر جای این عالم هسیتین اوقات خوبی را سپری کرده باشید  و تحت توجهات خاصه حضرت ولیعصر ارواحنا له الفداء زندگی خوب و ایمانی داشته باشید.

مجری:

خیلی ممنون و متشکر همانطور که می­دانید در ایام شریف فاطمیه هستیم ایام عزای حضرت صدیقه طاهره (س) این ایام را خدمت همه شما عزیزان تسلیت عرض می­کنم امیدوارم که عزاداری­ها و عرض ارادت­هایتان  به ساحت حضرت فاطمه زهرا (س) مقبول واقع شده باشد، ان شاء الله که ما را هم از دعای خیر خودتان فراموش نکرده باشید.

هفته آینده شنبه شب، شب شهادت حضرت زهرا (س) و احتمالاً بخاطر ویژه برنامه ما در برنامه عصر ایمان در خدمت­تان نباشیم لذا خواهش می­کنم با توجه به ایام فاطمیه حاج آقای عباسی اگر صلاح می­دانند یک چند دقیقه­ای راجع به حضرت زهرا و ایام فاطمیه و این ایام یک صحبت مختصری داشته باشند بعد مباحث ویژه برنامه عصر ایمان را ان شاء الله با ایشان مطرح خواهیم کرد ،حاج آقا بفرمایید.

استاد عباسی:

بله بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین إنه خیر ناصر و معین ،اللهم صلی علی فاطمة و أبیها و بعلها و بنیها وسرّ المستودعه فیها بعدد ما احاط به علمک

ایام فاطمیه و ایام حزن آلود شهادت صدیقه طاهره سلام الله علیها هست، نکات مختصری را در این باره عرض می­کنم نسبت به شعائر فاطمیه و برنامه­هایی که در این ایام ان شاءالله همه مؤمنین و عزیزان داشته باشند، ببینید به صورت قطعی عرض می­کنم که اگر ما بخواهیم از فیوضات الهی بهره مند بشویم قطعاً باید تمسک و توسل به اهل بیت علیهم السلام داشته باشیم ، به ویژه شهادت صدیقه طاهره (س) که این ایام، ایام بسیار ویژه­ای است و  شخصیت صدیقه طاهره (س) به عنوان ام الأئمه و به عنوان ام ابیهای نبی مکرم اسلام با مقاماتی که برای حضرت است آنچه که در روایت متفقٌ علیه بین فربقین هست «فاطمة سیدة نساء العالمین» حضرت زهرا (س) سیدة نساء العالمین هستند؛ لذا حرکت کردن برای درک این ایام، خب ایام محرم افراد برنامه­های ویژه هر کس دارد برای خودش و خب امری است که کاملاً روشن و واضح است ،نسبت به ایام فاطمیه هم  به همین شکل هست و باید به همین شکل باشد که ما به صورت ویژه اقدام کنیم، حالا چه اقدامی بکنیم من نکاتی را برای خانواده­ها عرض می­کنم، اینکه یک خانواده ایمانی پیرو امیرالمؤمنین و صدیقه طاهره (س) کارهایی را می­تواند انجام بدهد در این ایام که مصداق تعظیم شعائر فاطمیه است، و مصداق قرب و توسل به حضرت زهرای مرضیه (س) و ادای حق پیغمبر چون رسول گرامی اسلام فرمودند ،خدای متعال نسبت به رسول گرامی اسلام این مسئله که می­گوید:

«قل لا أسئلکم علیه اجراً إلّا المودة فی القربی»

و حضرت هم همین را تنها و تنها طلب کردند از مردم تمام مزد رسالت پیغمبر به تکریم اهل بیت علیهم السلام و تعظیم اهل بیت (ع) هست، زهرای مرضیه­ای که همه وجود خود را وقف اسلام و وقف دفاع از ولایت امیرالمؤمنین (ع) کردند؛ کارهایی که می­توانیم انجام بدهیم در منزل ولو اینکه ما در منزلمان کسی رفت و آمد نداشته باشد  برای خودمان، برای ارتقاع معنوی خودمان، سیاه پوشی را داخل منزل نصب بکنیم، سیاه پوشی را بیرون منزل پرچمی را نصب بکنیم برای اینکه اقامه این عزا بشود، اگر امکانش نبود در شهری، کشوری هستیم که  امکانش نیست در داخل منزل نصب بکنیم، اینکه حتماً علاوه بر مراسم­های عمومی و جمعی که شرکت می­فرمایید حتماً در این ایام قبل از شهادت بعد از شهادت هر روزی که امکان پذیر بود با فرزندان با جمع خانواده نذر و نذوراتی را یعنی به نیت زهرای مرضیه (س) برای خدا متعال نذری را ولو ساده ولو کم بپذید و  به دیگران اطعام بکنید به همسایه­ها اطعام بکنید، به فقراء اطعام بکنید آن چیزی که این خانواده نورانی، خانواده حضرت زهرا انجام دادند

«و یطعمون الطعام علی حبه مسکیناً  و یتیماً و اسیرا»

این کار را انجام بدهیم خود پوشیدن لباس مشکلی اقام عزای زهرای مرضیه (س) هست، هم خودمان هم فرزندان مان خانوادگی این کار را انجام بدهیم و اگر در شهری هستیم که قبر امام معصوم یا امام زاده واجب التعظیمی در آنجا هست روز شهادت رفتن به آنجا حالا با دسته عزا بدون دسته عزا با خانواده رفتن و تسلیت گفتن ،کسانی که مشهد الرضا هستند رفتن محضر امام معصوم و تسلیت گفتن شهادت مادرشان فاطمه زهرا (س) را این کودکان بدانند که باید بروند محضر امام معصوم و صاحب دارند و بزرگتر دارند، آنهایی که قم هستند حضرت معصومه و هر شهری به هر عنوانی امکانش هست، آمدن بیرون در روز شهادت حضرت زهرا و رفتن و تسلیت گفتن و اقامه عزای حضرت زهرا کردن قطعاً هم موجب ارتقاء معنوی ما هست، هم موجب بهره مندی ما از فیوضات فاطمیه هست و هم ادای دینی که ما محضر پیغمبر و صدیقه طاهره (س) داشته باشیم، خدا ان شاء الله به همه ما توفیق بدهد ،چون توفیق الهی است، توفیق بدهد که بتوانیم این مهم را و این انجام وظیفه را در محضر زهرای مرضیه (س) داشته باشیم.

مجری:

خیلی ممنون و متشکر از استاد و کارشناس محترم برنامه ،ایام فاطمیه اول که گذشت کماکان کشور در تب و تاب این ویروس منحوس بود این روزها الحمد الله شنیده می­شود که بسیاری از استان­ها و شهرهای کشور حالا طبق این رده بندی رنگی که ستاد ملی کرونا اعلام می­کند خیلی شهرها و استانها زرد و حتی کمتر از زرد می­گویند آبی شده تک و توکی شهر قرمز و نارنجی است ان شاء الله یک مقداری بیشتر و با شکوه­تر نسبت  به فاطمیه اول ان شاء الله با رفع محدودیت­ها و موانع ان شاء الله عرض ارادت بکنیم و از خداوند می­خواهیم که در این فاطمیه که ان شاء الله فرج فرزندشان را ان شاء الله نزدیکتر بگرداند.

یکی از وعده­های ما در برنامه عصر ایمان پاسخگویی به شبهات و  گفته­ها و حرف­هایی که در این حوزه تخصصی برنامه یعنی بحث اجتهاد و تقلید و مباحث این چنینی در فضای مجازی افرادی صحبت بکنند، یکی از وعده­های ما پاسخ به این شبهات بود ،و یکی از خواسته­های مهم شما، حالا مناظره یا جواب دادن به حرف­هایی که در فضای مجازی و سایر رسانه­ها زده می­شود، این برنامه را بنا داریم که، حالا تا آنجایی که وقت اقتضا می­کند اختصاص بدهیم به همین شبهات و به همین صحبت­ها که هم به خواسته­های شما در پیام­هایتان به اینستاگرام و به سایت شبکه و همچنین وعده­ای که خودمان کرده بودیم ، کلیپ اول را نگاه می­کنیم و بعد بر می­گردیم با پاسخ استاد عباسی در خدمت­تان خواهیم بود.

کلیپ:

اصل نماز جزء ستون دین است، شما یک روایت بیاورید دو رکعت نماز صبح  یک جا گفته باشد چهار رکعت بعد به من بگویید که ما به این نتیجه رسیدیم که این از تخصص من خارج است باید برویم به یک عالمی رجوع کنیم که بلاخره نماز صبح دو رکعت است یا چهار، اصلاً این همچین چیزی نیست اصلاً اختلافی در آن وجود ندارد که دو رکعت است یا چهار رکعت.

مجری:

استاد فرمایید راجع به رکعات نماز است.

استاد عباسی:

بله ببینید ایشان یکی از افرادی هستند که خب در فضای مجازی بحث­هایی را در رابطه با اجتهاد و تقلید داشتند، یکی از اشکالات بحث ایشان هم این است که سعی می­کنند با ساده انگاری بعضی از موضوعات مسئله را تغییر بدهند برای مخاطبین خودشان، یکی از کارهایشان همین هست، شما ببینید می­گویند خب، نماز که اصول دین است ، بعد نماز هم که دیگر اختلافی نداریم که چهار رکعت باشد یا دو رکعت، پس این را دیگر خودت هم می­فهمی ، خودت هم می­توانی  به کتاب روایت مراجعه بکنی، شما بیا به کتاب روایت مراجعه کن بعد آنجایی که گیر کردی حالا برو به یک نفر بگو که من گیر کردم اصلاً موضوع ما همین است ،موضوع ما این است که، خب الآن وقتی که نماز چهار رکعت است یا دو رکعت است خب این که مشخص است که در آن اختلافی نیست ،این که مشخص است که همه می­گوید نماز صبح دو رکعت است ، همه می­گویند نماز ظهر چهار رکعت است، اما آیا مشکل با اینکه بروند چهارتا روایت را ببینند ده تا روایت در این اصلی­ها ببیننند که  خب این که دیگر اصلاً باز روایت دیدن هم ندارد، یعنی شما به همین عمل می­کنید دیگر ،اینکه همه دارند عمل می­کنند در آنجایی که مسلم و قطعی است ، سینه به سینه رسیده همه می­دانند نماز اصول دین است از مهمات است، بحث ما سر این است آیا مشکل حل می­شود؟ یعنی الآن ما یک کتابچه چاپ بکنیم آن موارد اشتراکی را یکی یک روایت برایش بگذاریم بدهیم دست مردم الآن مشکل اجتهاد و تقلید حل می­­شود؟ شما داری یک مبنا را زیر سؤال می­بری با چه زیر سؤال می­بری؟ با اینکه آقا خب دو رکعت و چهار رکعت که واضح است، خب اینکه واضح است اما آیا مبنا با این قصه حل می­شود؟ خب باز دو مرتبه در آن جاهایی که مشکل است که ما می­خواهیم برویم مراجعه بکنیم دو مرتبه می­خواهیم برویم تقلید بکنیم باز که می­شود همان تقلید، یعنی باز مشکلی حل نشد شما با ساده انگاری، خب بله من مسائل سخت را آمدم اینجا گفتم، مثل کسی که می­خواهد قربانی بکند این قربانی را باید حتماً در منا باشد، می­تواند در مکه باشد، اقسام روایات دارد دسته بندی دارد ،خب اینها را هم به مردم می­گویی شما؟ یعنی اینها را هم روشن می­کنی که خب حالا الآن مردم می­خواهند مراجعه بکنند چطور مراجعه کنند، یا نه می­گویی نماز صبح که دو رکعت است ظهر هم که چهار رکعت است ،اینها را برو شما روایتش را ببین، خب اینها را دید چه مشکلی از مردم حل شد؟ ما که اتفاقاً تشویق می­کنیم ، می­گوییم روایت ببینید، چه اشکالی دارد؟ که می­تواند ترجمه فارسی من لایحضر ببیند، ببیند اما مبنا چه باید باشد؟ آیا مبنای می­تواند این باشد که خب من رفتم روایت نماز دو رکعتی را دیدم نماز چهار رکعتی را هم دیدم، حل شد قضیه؟ بعد آنجاهایی که روایت زیاد می­شود آنجایی که روایت مختلف می­شود به تعارض می­خورد به مشکل می­خورد اینجا هم شما ایستادی کمک بکنید به آدمها یا نه می­گویی خودتان

می­دانیم دیگر، خب اگر قرار است اینجا خودشان بدانند بروند سراغ تقلید، خب از اول تقلید می­کنند، بله یادگیری و علم آموزی بر ما واجب است بر هر مؤمن و مؤمنه­ای و افراد می­توانند خودشان مراجعه بکنند.

مجری:

حالا اتفاقاً یک نکته است استاد ایشان بحث نماز را می­گویند، یکی از شاید سخت­ترین مباحث فقهی که در هیمن حوزه نماز است، نماز مسافر یعنی یکی از امتحان­های سطح بالای حوزوی برای سنجیدن درجه اجتهاد و اینکه ببیند فلانی با سواد است یا نه همین سؤال کردن از مبانی و  حالا نکات نماز مسافر است، نماز هم آخر مبحث ساده­ای نیست.

استاد عباسی:

بله منتهی ایشان می­آید یک بخشی از آن مبحث را مطرح می­کند، دقیقاً مثل آقای اللهیاری که  می­گفت که خب شما وقتی روایت به مردم می­گویی که وارد کربلا شدی برو غسل بکن بعد برو حرم، اینطوری زیارت بکن بقیه را هم همینطوری به مردم بگو دیگر، می­گویی خب بابا شما می­روی یک مثالی را پیدا می­کنی ، یک مصداقی را پیدا می­کنی که این مصداق واقعاً کاری ندارد واقعاً آسان است و مردم می­توانند ولی آنجایی که نیاز به جمع بین روایت­ها می­شود نیاز به حل مسائل می­شود، «من شغله فی السفر» با «من شغله السفر» بعد کدام یک از اینها مسافر به حساب می­آید ،کدام یکی از اینها وطن به حساب می­آید اینها خب مباحث دقیقی است روایات مختلف را باید ببینید مبانی را باید ببیند، مبانی را باید بداند، اینکه زدن اجتهاد و تقلید با یک مسئله­ای مثل اینکه خب نماز ستون دین است صبح هم دو رکعت از ظهر هم چهار رکعت است پس اجتهاد و تقلید نیاز نیست خودت برو روایت را نگاه کن، این ساده انگاری و به غلط انداختن مخاطب هست.

مجری:

خیلی ممنون و متشکر کلیپ دوم را با هم می­بینیم.

کلیپ:

و اگر شما نمی­دانی صد سال پیش اسم پدر پدر بزرگت چه بوده؟ چطور شیخ طوسی مثلاً می­دانسته شش هزارتا راوی که در کتاب، البته ایشان خیلی از راوی­هایی که در کتاب فهرستش آورده افراد تکراری هستند و در کتاب رجالش آورده، آنهایی که در کتاب رجالش آورده خیلی­هایش تکراری هستند، اما اساساً این شش هزارتا را تازه فرض کنید از بیست هزار تا اگر ایشان شش هزارتایش را آورده باشد اساساً از کجا اینها را می ­شناختند، در نتیجه شما اگر کتب رجالی شیعه را هم بررسی  بکنید نهایتاً بین چهل نفر یا شاید صدتا فرد پیدا کنید که اینها یا کاملاً گفته شده این راوی مورد وثوق است یا گفته شده که این راوی فرض کنید که ضعیف است، و گر نه در رابطه با بقیه افراد ما خیلی نمی­دانیم چیزی.

مجری:

خیلی ممنون استاد بفرمایید.

استاد عباسی:

بله در این کلیپ هم باز همین اتفاق افتاده، یعنی یک مثال ساده مانند زدند و با ساده انگار قصه را حل کردند ببنید ایشان اینجا در رابطه با علم رجال صحبت کرده، که ای کاش در رابطه با این علم صحبت نمی­کردند ورود نمی­کردند، خب واقعاً من مجبور نیستم اگر یک علمی را تخصص ندارم در رابطه با آن صحبت بکنم، علم رجال یک علم تخصصی است، ایشان می­گوید که اگر ما نمی­توانیم بفهمیم اسم پدر پدر بزرگمان را آن موقع چطوری می­توانستند بفهمند؟، خب البته بحث­های مفصل ایشان کردن مثلاً که آقا مگر یک کاغذ بوده خوب­ها یک کاغذ بوده بدها، مثلاً راوی بد را در آن می ­نوشتند، ببینید تفاوت پدر پدر بزرگ شما با فلان راویی که ما می­خواهیم دین را از آن بگیریم در این است که آن راوی برای مردم برای افراد و برای علما اهمیت داشته، شرح حال آن ویژگی­های آن را نوشتند، یک بحث در رابطه با این افراد که نوشتند به عنوان علم رجال این است که خب این راوی ثقه هست، ثقه نیست، دینش چه بوده، اصلاً یک نکته مهم در رابطه با راوی­ها این است که آقا مثلاً راوی مفتحی مذهب است یک انحرافی در عقیده دارد، راوی اعتقاد به امامت مثلاً یک شخص دیگری داشته در بین ما مثلاً اعتقاد به زید داشته، زیدیه است از افرادی که منصوب به زیدیه است، خب این اگر شخصی که دارد روایت را می­پذیرد اگر نداند این را بعد ممکن است یک روایتی را بپذیرد که روایت در راستای اعتقادات او باشد اگر هم می­خواهد  از او روایت بگیرد ولی آدم درست کاری است ولی اعتقادش ایراد دارد باز باید با ظابطه بگیرد یعنی یک بحث این است که راست و دروغگو بودن مطرح می­شود که حالا ایشان می­گوید در رابطه با ایشان اطلاعاتی نداریم، نه اتفاقاً داریم، این چهل نفر  و صد نفر هم از ندانستن شما است که شما فکر می­کنید چهل نفر صد نفر نهایتاً آدم بوده کنارشان، نه افراد خیلی زیادتری هزاران نفر در رابطه با آنها بحث شده طبقاتشان مشخص است، ما طبقات راوی داریم که طبقه اول طبقه دوم از عصر پیامبر شروع می­شود، طبقات راوی مشخص است دقیقاً که کی در چه طبقه­ای هستند پس یکی از موضوعات علم رجال این است که شخص راستگو دروغگو بودنش معلوم می­شود مذهبش احیاناً معلوم می­شود که اگر انحراف در مذهب دارد، نکته بعدی که خیلی مهم است ایشان توجهی به آن ندارد چون یک بخشی از صحبت­هایش را هم حالا من نیاوردم در کلیپ که طولانی نشود می­گوید که الآن دیگر یک نرم افزار است دیگر یک نرم افزار درست شده، نرم افزار درست دشه خب مرکز کامپیوتر نور یک نرم افزار زده علم رجال شما راوی را می­زنی به تو می­گوید ثقه است یا ثقه نیست، بله الآن دیگر شمای دانشجو هم می­توانی یک راوی را بزنی ببینی ثقه هست یا نه اما این نکاتی که دیگر در علم رجال مشخص می­شود این است که این از چه کسانی نقل روایت کرده استادهایش چه کسانی بودند، شاگردهایش چه کسانی بودند در کدام طبقه قرار دارد

مجری:

از لحاظ زمانی و تاریخ می­فرمایید؟

استاد عباسی:

بله زمانی است دیگر، هر دوره­ای، دوره­ها را سی سال گرفتند بیشتر گرفتند که بگویند این طبقات روایت است که مثلاً شخص  می­تواند در این دوره از چه کسی  بشنود حدیث را بگیرد حدیث را  و به چه کسانی تحویل بدهد، استادانش چه کسانی هستند، شاگردانش چه کسانی هستند ،خب ما مراجعه به  کتاب فهرست شیخ طوسی می­کنیم که آیا به قول ایشان فقط آمده همین طور اسم صاحب کتاب­ها را آورده؟ یا نه بحث دیگری است، این «فهرست» شیخ طوسی هست، کتاب رجالی شیخ طوسی است، از کتب  متقدم ما هست، در صفحه 2 آمده گفته که

«فإذا ذکرت واحد من المصنفین  و أصحاب الأصول فلابد من أن اشیر إلی ما  قیل فیه من التعدیل و التجریح»

الفهرست، شیخ طوسی، ص 2

ایشان که خودش همه راوی­ها را نقل کرده در کتبش روایات از آنها نقل کرده می­گوید اگر می­خواهی شما یک روایتی را بپذیری و قبول بکنی بلاخره ناچار هستی به تعدیل و تجریح افراد، تعادل و تراجیح که می­گویند در روایات تعدیل و تجریح، تعدیل یعنی اینکه یک نفر را تأیید بکنی،  بگویی ثقه هست ظبط هست امامی هست با الفاظ خاص در رابطه با اینها گفته می­شود یا اینکه جهر بر آن وارد بکنی، مثلاً می­گویند آقا کذاب است و زّاء است جعل حدیث می­کند با اصطلاح­های این مدلی یا کم حافظه، دیگر پایین تر از این کم حافظه است، نمی­دان قاطی می­کرده اواخر عمرش مثلاً مطالب را با همدیگر قاطی می­کرده روایات را متوجه نمی­شده و موارد این چنینی

« و هل یعول علی روایته اولا»

آیا می­شود تکیه به روایتش کرد اولاً؟

«و أبین عن اعتقاده و هل هو موافق للحق او  هو مخالف له»

و اینکه روشن بشود اعتقادش که آیا موافق حق بوده شیعه امامیه اثنا عشریه بوده یا نه زیدیه بوده اسماعیلیه بوده قائل به امامت دیگران بوده انحرافاتی داشته مثلاً امامت آقا موسی بن جعفر را قبول نداشته امامت امام رضا را قبول نداشته می­گفته آقا موسی بن جعفر مثل واقعفیه که آقا موسی بن جعفر به آسمان رفته بر می­گردد و امام رضا (ع) امامتش مورد تأیید نیست، کسانی بودند که از وکلای امام کاظم بودند و نمی­خواستند آن اموال را تقدیم امام رضا بکنند و آن وجوهاتی که دریافت کرده بودند

«لأن کثیراً من مصنفی أصحابنا و اصحاب الأصول بنتحلون المذاهب الفاسدة»

چرا ما اینها را بررسی می­کنیم؟ بخاطر اینکه بسیاری از کسانی که از اصحاب ما تصنیف کردند کتابی را

اصحاب اصول هستند که حالا اصول اربعه مأة کتاب­هایی نوشتند، روایات امامانی که در محضرشان بودند جمع آوری کردند می­گوید بسیار از این افراد بودن «ینتحلون المذاهب الفاسدة» که اینها دنباله رو مذاهب فاسد بودند، یعنی اصلاً اشکال داشته کارشان،

«و إن کانت کتبهم معتمد»

اگرچه کتاب­های اینها مورد اعتماد هست عموماً

«سهل الله إنما هذا الکتاب فأنه یطلع علی اکثر ما عمل من التصانیف و الأصول»

این کاری که ایشان انجام داد، و شروع کرد از باب ار حمزه که  ابراهیم است، شروع کرده افراد را بررسی کردن ما کلی ابراهیم داریم، یعنی مثلاً گرفته

«ابراهیم بن محمد بن ابی یحی ابو اسحاق مولی اسلم .... کان خاصاً بحدیثنا و عالمه تضعفه لذلک»

اصلاً خیلی فرق می­کند پذیرش روایت، روایت این یا دیگران چون می­گوید آقا این از کسانی است که فقط احادیث اهل بیت را نقل می­کرده از دیگران حدیث نقل نمی­کرده، در سلسله سندهای اهل سنت نیست، بخاطر همین اهل سنت آمدند تضعیفش کردند، چون این فقط از امام معصوم نقل می­کرده، خب این فرقی نمی­کند کسی که از امام معصوم نقل می­کند با پنج نفر دیگر یا نه فقط از امام معصوم نقل می­­کند، بعد توثقاتش را آوردند که  مثلاً بعضی ثقات عامه

«أن کتب الواقعی سائرها أنما هی کتاب ابراهیم»

شروع کرده توثیقات این را آورده دیگران را هم آورده اینها از کجا می­آوردند این را، ایشان می­گوید من اسم پدر پدر بزرگم را نمی­دانم بعد مثلاً شما آمدید می­گویید آقا فلانی مثلاً قرن سه زندگی می­کرده اولاً اینها که نزدیک بودند، اینها که نزدیک بودند معاصرین در باره هم مطلب می­نوشتند، افرادی بوده که ذکر نام افراد  دیگر را می­کردند واحوالات را مثلاً می­گویم وقتی می­خواستند از یک نفر تعریف کنند، می­گویند آقا من رفتم نزد فلانی در مدینه روایت از او بگیرم اخذ روایت بکنم وقتی وارد بر او شدم با حرف­هایی که با او زدم متوجه شدم که او هوش بسیار زیادی دارد او بسیار راستگو است، سؤالاتی از او کردم متوجه شدم که، یا وقتی راوایت را برای من می­خواند من متوجه شدم که بسیار در ظبط روایت دقت دارد، یعنی به من می­گفت که بخواند دوباره، یعنی روایت را می­­خوانده من  می­نوشتم خیالش راحت نمی­شد می­گفت بخوان من چک کنم با کتاب خودم با روایت خودم این نشان می­دهد به این شخص در مرحله بعد به او می­گویند این ظبط است، ظبط است یعنی اینکه خیلی دقتش بالا است در ظبط احادیث با دقت عمل می­کرده خب اینها در کتب مختلف آمده باید هم به اینها مراجعه کرد و این کتاب ایشان کتاب فهرست یکی از کتاب­های ایشان است، کتاب دیگر باز ایشان دارند به نام «اختیار معرفة الرجال» که یک کتاب رجال کشی بوده که جناب کشی که قبل از ایشان بوده تألیف کرده بوده که کشی را ظاهراً گفتند که معاصر در طبقۀ یک طبقه پاین­تر از مرحوم کلینی بوده هم عصر و یک خورده برتر که که رجال کشی بوده و شیخ طوسی آمده...

مجری:

رجال کشی فکر کنم قدیمی­ترین باشد

استاد عباسی:

قدیمی­ترین است بله، بعد منتهی نکته­ای که داشته هم راویان شیعه در آن بودند هم راویان اهل سنت، یعنی هر چه راوی بوده که حالا احیاناً برای اینکه علمای شیعه به اشتباه نیفتند از یک راوی سنی که مورد تأیید نیست روایت نقل کنند یا اگر خواستند روایتی از یک، چون ما داریم در بین رواتی که از اهل بیت روایت آورده­اند راوی سنی است ولی ثقه است یعنی دروغگو نبوده راستگو بوده فقط اعتقادش اعتقاد سنی بوده این را در مواردی یعنی مورد پذیرش و اینها هم هست، ایشان در «اختیار معرفة الرجال» که آمده­اند این کتاب رجال را نوشته­اند کتاب دوم رجالی ایشان هست آمده­اند فقط راوی­های شیعه را جدا کرده­اند و منظم کرده­اند و تصحیح کرده­اند به عنوان «اختیار معرفه الرجال» به عنوان رجال کسی و این هم در واقع یکی دیگر از کتاب­های رجالی ما است.

کتاب رجالی دیگر ما رجال إبن غَضائری هست البته در رابطه با آن بحث­های و نکاتی مطرح هست حالا بعضی­ها یک طوری قبول کردند بعضی­ها قبول نکردند.

مجری:

جزو کتب رجال شیعه است؟

استاد عباسی:

کتاب رجال شیعه هست، این کتب رجال شیعه آناً جمع­آوری کردند و دیگر تقریباً مفصل­ترین آن که دیگر از همۀ کتب قدیمی در قرون مختلف گرفته شده کتاب رجالی «مُعْجَمُ رجالِ الْحَدیث» آیت الله عظمی خوئی هست که هزاران راوی را، ایشان می­گوید با صدتا کار مان راه نمی­افتد، خب با صدتا کار مان راه نمی­افتد اولاً که صدتا نیست هزاران نفر است ثانیاً اگر با صدتا کارمان راه نیفتاد پس بگوییم بی خیالش کلاً؟

مجری:

من اصلاً از ابتدا اشکال ایشان را متوجه نشدم استاد یعنی ببینید می­گویند یک لیست خوب­ها بدها بوده این خیلی دقیق­تر از آن ضبط شده در تاریخ، یک موقع مثلاً شاید بعضی­ها تصورشان این باشد که مثلاً ما یک علم حدیثی داشتیم از صدر اسلام تا الآن، مثلاً الآن در سی چها سال یک چیزی درست شده به نام رجال می­گویند فلان راوی خوب بوده فلان راوی بد بوده در حالی که شما می­فرمایید از زمان شیخ کلینی نسل اول حدیثی همزمان با پیدایش علم حدیث و نوشتن کتب اربعه یک آدم­های بودند که ثبط و ضبط می­کردند، وقتی یک علمی نزدیک هزار و دویصد سیصد سال الآن قدمت دارد هزار و صد سال مثلاً، هزار و صد سال قدمت دارد چطور می­آییم مثلاً کل این علم را زیر سؤال می­بریم به راحتی؟

استاد عباسی:

با دوتا کلمه ساده که من اسم پدر پدر بزرگم را بلد نیستم پس آن موقع هم نمی­شده یادشان بماند یک چیزی ثابتی هم نبوده که مثلاً نوشته بشود، بعد هم چقدر می­خواهد از آن در بیاید صد نفر می­خواهد در بیاید؟ ایشان می­خواهد زیر آب علم، حرف ایشان این است که به شما می­گویند چون علم رجال هست علم رجال متخصص می­خواهد پس شما خودتان نمی­توانید مراجعه کنید عالِم باید مراجعه بکند روحانی باید مراجعه بکند، ما می­گوییم نه اولاً که تعدادی نیستند ما هم اعتماد می­کنیم به آن که صدوق نقل کرده شیخ طوسی نقل کرده دیگران نقل کرده­اند، ثانیاً آن تعدادی هم که هستند که خب یک نرم افزار ما یک دقیقه سیرچ می­کنیم می­بینیم مثلاً ثقه هست استفاده می­کنیم، ایشان نمی­گوید که همان صاحب کتب اربعه که شیخ طوسی بوده خودش کتاب فهرست دارد کتاب اختیار معرفة الرجال دارد یعنی خودش رجالی نوشته یعنی لازم است این قضیه که ما بشناسیم آدم­ها را از چه کسی داریم روایت نقل می­کنیم با چه شرایطی، و آنها می­دیدند که وقتی جلوتر می­رود کار خراب­تر می­شود یعنی جلوتر که می­رود باز دوباره یک کتاب­های حدیثی پیدا ممکن است بشود، یک روایت­های ممکن است پیدا بشود، ممکن است جعل بشود حدیث، لذا باید این پایه ریزی اتفاق می­افتاده و با این حرف­ها هم خب بالاخره جواب مناسبی برای این قصه نیست.

مجری:

خیلی ممنون و متشکر، کلیپ سوم را با هم می­بینیم.

کلیپ:

اینطوری بود که احادیث داشتیم ما و دلیل داشتیم، دلیل و حدیث برای افراد بیان می­شده حالا غیر از زمان ظهور امامان(ع) که ما می­بینیم این اتفاق نمی­افتد و در زمان غیبت صغرا هم همچنین، حتی زمان غیبت کبرا کتاب­های که در حوزه فقهی نوشته می­شود برای مردم برای مردمی که دسترسی به فقیه ندارند می­بینیم که اینها هم کتب فقهی و فتوایی فتوا حدیث را برای افراد نقل می­کند و بحث اصلاً سر حدیث نیست بحث سر حجت است و این هم عین رجوع به عالِم است مثلاً فرض کنید کتاب المغنه شیخ صدوق، کتاب فقه الرضا إلی شراء مثلاً فرض کنید إبن قولوی یا مثلاً شیخ صدوق یک کتابی دارند من لا یحضره الفقیه که اصلاً ترجمه­اش همین می­شود که جای که فقیه وجود ندارد، خب این کاملاً مشخص است چه از مقدمه کتاب و کتاب­های این چنینی که خود در واقع مؤلفین این کتاب گفتند اینها فتوای ما است و اینها حجت بین ما و خدا است برای مردم و آن را تأیید کردند و حتی جاهای که سنت­هایش را انداختند برای اینکه کوتاه بشود مثل المغنه ولی حدیث آمده و به عنوان دلیل آمده و فتوا آمده، طرف نیامده همینطوری حدیث نقل کند یعنی بین احادیثی که می­شناخته آمده حدیث فتوایی­اش را برای افراد نقل کرده و این حتی تا مثلاً قبل از مکتب حله تا سال 700  هجری قمری هم اینچنین بود.

مجری:

خیلی ممنون و متشکر که کماکان عصر ایمان را می­بینید همانطور که استاد این کلیپ­ها را جواب می­دهند و مطالب­شان را بیان می­کنند امکان ارسال پیام و تماس تلفنی شما مثل هفته­های گذشته در برنامه عصر ایمان وجود دارد.استاد بفرمایید البته ایشان خودشان در همین کلیپ یک سری جواب­های­شان را خودشان دادند این اشکالاتی که خودشان مطرح می­کردند.

استاد عباسی:

بله ببینید نکته­ی که مطرح کردند در رابطه با کتاب­ها خب اولاً گفتند که من لا یحضره الفقیه یعنی معنیش این است که کسی که فقیه در محضر فقیه نیست و فقیه نزدیکش نیست و می­خواهد استفاده کند که این نشان می­دهد که باید فقیه و مفتی باشد استفاده بکینم، برای جاهای دوری اگر مثلاً دسترسی نبود این کتاب، و خیلی هم مطالبش کم است یعنی من لا یحضر کتاب مفصلی نیست که در همۀ ابواب و همه جزئیات را داشته باشد لذا اگر کسی با صرف من لا یحضر می­خواسته زندگی بکند بازهم نمی­توانسته یک چیزی که فعلاً  به قول معروف نمیرد از بدون حکم داشتن و اینها در این حد استفاده می­شد.

 نکته مهمی که ایشان گفت و ما اینجا پاسخ می­دهیم اینکه همه کتاب­های که ما داشتیم تا مثلاً چند قرن حتی در غیبت کبرا همۀشان حدیث می­گفتند و می­گفتند این حدیث است که برای ما حجت است و بدن حدیث بیان نمی­کردند؛ من می­خواهم اولین نقض را باز از یکی از صاحبان کتب اربعه برای ایشان بیان بکنم آن هم کتاب «نهایه» شیخ طوسی هست «النهایة فی مجرد الفقه و الفتاوی» یعنی کتاب نهایه ایشان فقط و فقط فقه و فتاوای ایشان هست فقه و الفتاوی یعنی روایی نیست فقه و فتاوا در این کتاب آمده کتاب روایی ایشان «تهذیب الاحکام» است که ابواب فقهی در تهذیب الاحکام آمده استبصار هست که باز دوباره هر کدام از آنها ماجرا دارد، این کتاب کتاب فقهی است کتاب «النهایة فی مجرد الفقه و الفتاوی»، یک ماجرای هم می­خواهیم نقل بکنیم؛ این اشکالاتی که افراد شبیه ایشان می­گیرند به این کتاب زمان خود شیخ طوسی هم مطرح شده یعنی بعضی از افراد وقتی دیدند ایشان کتاب نوشته با این عنوان که روایت نیست دو دل شدند خب خیلی از کتاب­ها روایی بوده، خیلی از کتاب­ها روایی بوده بخاطر اینکه احکام بسیط بوده احکام ساده بوده احکام جدید فروعات جدید ایجاد نمی­شده احکام ساده بوده همان روایات را باب بندی می­کردند می­آوردند، بعد که قرار می­شود ابواب جدید می­آید بعد آن وقت بالاخره نیاز شده که بیشتر این باشد و بعد نیاز شده به اینکه به جای اینکه روایات را با آن تفصیل بخواهند بیان بکنند فتوا، حرف آخر من چیست؟ من از منابع دینی چه برداشت می­کنم به عنوان یک فقیه مثلاً به عنوان شیخ طوسی؟ و چطور مطلب را بیان می­کنم؟ یک ماجرای اتفاق می­افتد این در مقدمۀ این کتابی که من چاپ تک جلدی آن را دارم آمده مفصل این ماجرا را آورده و می­گوید در بعضی از نُسخ خطی پشت نُسخ خطی نوشته شده این حکایت و بعضی­ها هم جاهای دیگر نقل کرده­اند و این خلاصه دیگر در مقدمۀ این مطلب آمده، چه می­شود؟ ماجرایش این هست که در صفحه 18 مقدمه آمده

افرادی از علماء گروهی از ثقات جمعی از اجلای مشایخ شیعه مانند حمدانی قزوینی، عبدالجبار بن عبدالله مقری رازی، حسن بن بابویه که مشهور به بحسکا بوده و متوطن در ری بودند

النهایة فی مجرد الفقه و الفتاوی، شیخ طوسی، ص 18

اینها بلند می­شوند می­آیند کجا؟ بلند می­شوند می­آیند بغداد، بعد این صحبت­شان بوده اشکال­شان این بوده

با یکدیگر صحبت می­داشتند و سخن می­گفتند در باب کتاب نهایه و ترتیب ابواب و فصول آن و جمعی از ایشان اعتراض داشتند بر شیخ در باب مسائل کتاب نهایه و می گفتند که این کتاب خالی نیست از خلل و قصور

می­گفتند کتاب اشکالاتی دارد از جمله ممکن است اشکال در همین که بالاخره فتوای ایشان است چرا روایات نیست می­گوید

 همۀشان آمدند نجف زیارت امیرالمؤمنین، این در زمان حیات شیخ بود و باز در خاطرهای ایشان می خلید آنچه در باب این کتاب پیشتر می گفتند

بعد آمدند با هم قرار گذاشتندگفتند که سه روز روزه بگیریم و بعد ازسه روز شب جمعه غسل بکنیم برویم حرم حضرت نماز بخوانیم از خدا بخواهیم و از امیرالمؤمنین که حقیقت این قضیه برای ما روشن بشود که این کتاب کتاب به حقی است کتابی که قابل استناد در آن نیست و فقه و فتوا «مجرد الفقه و الفتوا» است، می­گوید این کار را انجام دادند به جا آوردند خواب دیدند که حضرت به آنها فرمودند امیرالمؤمنین به آنها فرمودند، این سه عالِم بزرگ ثبت شده در نُسخی از نسخ آن هم موجود است که تصنیف نشده است در فقه اهل بیت علیهم السلام کتابی که سزاوارتر باشد به اعتماد و پیشوا کردن و رجوع به آن نمودن از کتاب نهایه که شما در آن نزاع می نمودید و این بدان جهت است که مصنّف این کتابدر تصنیف این کتاب، خالص ساخته است نیت خود را برای حق تعالی و قصد قربت نموده است، پس شک مکنید در صحت آنچه او در این کتاب ذکر نموده و عمل کنید به این کتاب و فتوا دهید به مسائل آن؛ زیرا که این کتاب غنی می گرداند شما را...

ادامه دارد، بعد می­گوید اینها از خواب بلند شدند سه­تای­شان آمدند گفتند که من خواب دیدم هر کدام آمدند گفتند من خواب دیدم که امیرالمؤمنین تأیید کرده کتاب را، آن هم گفت من خواب دیدم، آن هم گفت من خواب دیدم، گفتند خیلی خوب برای اینکه مطمعین بشویم که چه بوده قصه خواب­های مان را نقل نکنیم برای هم، هر کس بنشیند خوابش بنویسد، نشستند کلمه به کلمه خواب­شان را نوشتند و حرف­های امیرالمؤمنین را، بعد گفتند حالا بیاورید آوردند سه­تا خواب را باهمدیگر تطبیق دادند در کاغذی که نوشته بودند، سه­تا عین هم بود، وقتی عین هم بود خب مطمعین شدند دیگر به هر سۀشان امیرالمؤمنین همین کلمات را گفته بودند، رفتند پیش خود شیخ طوسی، حالا الآن دیگر دو هزاری افتاده که کار درست است دیگر، رفتند پیش شیخ طوسی، شیخ طوسی اطلاعی از خواب اینها دارد آمد به ایشان گفت که به حرف­های من و به کار من اعتماد نکردید تا آخر امیرالمؤمنین به شما بگویند، با حالت خنده که تا آخر امیرالمؤمنین به شما بگویند که بفرمایید که مثلاً این کتاب مورد تأیید است؟ این نسبت به این کتاب یعنی کوچک­ترین تردیدی این افراد با این ویژگی پیدا کردند این مطلب پیش آمد و بعد از آن هم دیگران، و این جای تعجب است که ایشان می­گوید تا قرن 7 هیچ کتابی ما نداریم که خالی از روایت باشد روایت نداشته باشد و جالب است این کتاب نزدیک به دو قرن خلاصه اولین یعنی اصلی­ترین کتاب فقهی بوده و اگر کسی می­خواسته کتاب فتوا بنویسد شرح بر نهایه می­نویشت.

مجری:

البته شما استاد از خود من لا یحضر هم آوردید که...

استاد عباسی:

بله فتوا آوردیم منتهی آن کتاب به حرف ایشان روایت است فتوای غیر روایی هم دارد فتوای مستقل هم دارد آن جای خودش، ولی کتابی که مستقل باشد.

مجری:

از شیخ مفید هم فرمودید

استاد عباسی:

بله از شیخ مفید هم بود

مجری:

که یک نسل عقب­تر از سیخ طوسی هست

استاد عباسی:

بله دقیقاً، منتهی دیگر این کتاب شیخ طوسی کتابی است که دیگر خالص خودشان هم نوشتند اسم را که «النهایة فی مجرد الفقه و الفتاوی» فقط فتاوای ایشان اینجا هست، سؤال؛ چه نیازی بود شیخ طوسی کتاب فتوا بنویسد؟

مجری:

یک نسل هم با غیبت صغرا فاصله دارند

استاد عباسی:

بله یک نسل فاصله دارند باز صاحبان کتب اربعه هستند

مجری:

یعنی پس این حرفی که می­زنند که کتب فقهی و فتوایی بعد از قرن هفت و هشت به وجود آمده...

استاد عباسی:

بله ایشان 380 تا 460 است تقریباً یعنی قرن 4 و قرن 5 است و این را نوشتند و شیخ مفید را هم عرض کردیم که کتاب اینچنینی دارد ولی این دیگر کتاب خالص فتوا است یعنی ایشان می­گوید همه عادت داشتند و همین مسئله ادامه داشت بعد تازه ایشان یک نکات دیگر هم گفتند که حالا فقط در آن ایام داشته چه مشخص می­شده؟ داشته شرائط فتوا مشخص می­شده، بابا اصلاً کتاب فتوا و خالص است برای فتوا.

مجری:

خیلی ممنون و متشکر، این نکته را هم مد نظر داشته باشید در برنامه عصر ایمان، شاید لازم باشد این نکته را بگویم، ما شاید قریب بیست برنامه است که در خدمت­تان هستیم و تمام مطالبی که حاج آقای عباسی به عنوان استاد و کارشناس محترم برنامه نقل می­کنند همه همیشه دیدید که روی صفحه مانیتور هم شما استنادات فقهی و اصولی و روائی و همهم مطالبی که بیان کردند این چند جلسه است که دارند جتی اصل کتاب را هم با خودشان می­آورند، این خواب و این حکایتی که نقل کردند یک لطیفه­ای و یک حکایتی ضمن آن استنادات و مباحث علمی که می­کنند بعداً نگویید که مثلاً خواب حجت نیست یا اینطور مسائل من گفتم که قبل از اینکه شبهه به وجود بیاید من پاسخش را خدمت­تان گفته باشم. کلیپ بعدی را باهم ببنیم.

کلیپ:

یکی از کراماتی که برای عبد العظیم حسنی نقل می­شود این است که می­گویند که  افراد رفته بودند پیش امام هادی (ع) و ایشان می­گویند که چرا پیش من آمدید از ری تا اینجا آمدید بروید آنجا از عبد العظیم حسنی سؤالات­تان را بپرسید، این یعنی چه؟ امام هادی در عراق است، همین فاصله­ای که الآن اقایان در قم دارند از آقای سیستانی تقلید می­کنند، در صورتی که آقای وحید یا آقای گلپایگانی حالا اسم نمی­برم هزار نفر بلاخره عالم هستند در قم.

مجری:

خیلی ممنون و متشکر، حاج آقا بفرمایید.

استاد عباسی:

بله نکته اول در رابطه با صحبت ایشان این را باید عرض بکنیم که اولاً حرف ایشان مؤید اجتهاد و تقلید است، اگر شما قصه کرامت عبد العظیم حسنی را قبول دارید و کلامی که امام هادی گفتند که همینطور هست یعنی مطلب بیان شده پس این نشان می­دهد که ارجاع دادن به کسی که غیر معصوم هست، خود معصوم ارجاع دادن به دیگران و ما عرض کردیم که اینها مقدمات این هست که مردم عادت بکنند اگر قرار باشد اینطور باشد که هر یک سؤال کوچکی داشتند باید از شهرشان رها کنند گاهی اوقات زندگی­شان مشکل پیدا بکند برسانند خودشان را به امام معصوم روایت را بپرسند، بله حالا یک موقع مسائل خاصی هست حادی است، گیر خاصی هست یا نه اصلاً چند سال یک بار هست می­خواهد حتماً امام معصوم را ببیند در زمان حیاتش ، بله ولی واقعاً این مقدور نیست اینکه حضرت دارند ارجاع می­دهند برای این است که این راجاع بشود، پس این مؤید تقلید هست.

نکته بعد این است که آقای بزرگوار ما نمی­خواهد بکوبیم برویم تا نجف مثلاً فتوای آقای سیستانی را اطلاع پیدا بکنیم، این دوره با آن دوره تفاوت دارد الآن ما در فضای وب سایت همه مراجع هست، چه من اینجا جست و جو بکنم سایت دفتر یکی از مراجع قم را چه از مراجع نجف را هرکدام را جست و جو بکنم می­آید نمی­گوید که، شما سایت دفتری که مرجعی که دفترش نجف است یا خودشان نجف زندگی می­کنند، شما جست و جو کردی من پنج دقیقه دیرتر می­آیم ولی اگر قمی­­ها را جست و جو بکنی من یک دقیقه­ای آمده­ام این از این،  ضمن اینکه همه­شان دفتر دارند اینجا، یعنی اگر کسی حضوری هم بخواهد برود می­تواند به دفتر مراجعه بکند و اگر بخواهد یک همچین اشکال ساده­ای موجب بطلان تقلید و بطلان علمیت و اینکه ما بخواهیم دنبال اعلم بگردیم ولو اینکه اصلاً در عراق نبود، در جای دورتری بود او اگر می­شود از آن تقلید کرد و او اعلم است وظیفه ما تقلید است، حالا اگر نماینده داشته باشد دسترسی باشد، رساله توضیح المسائلش در اختیار ما هست، ما تقلید مان را انجام می­دهیم باید به آن وظیفه­مان عمل بکنیم، لذا دیگر با این اشکالات ساده و پیش پا افتاده واقعاً تقلید، یعنی نمی­­دانم چه تصوری است نسبت به اینکه خب حالا ما در قرن 21 زندگی می­کنیم اما باید مانند امام هادی و عبد العظیم حسنی ما دیگر مراجعه­ای به نجف نداشته باشیم، یا عالمی از عالمان نجف، البته هر کسی می­رود اعلم را پیدا می­کند تقلید می­کند حالا اگر شهری دورتر از این حرف­ها هم بود، باز هم به همین شکل است، لذا واقعاً توقع این است که یک مقداری دقت، یعنی ما لازم نیست که زیاد بگوییم، لازم نیست که  دائم برنامه لایو و زنده و غیره داشته باشیم  مطالبی را بگوییم که گاهی اوقات مطالب خیلی ساده و سبک از حرف­هایمان بیرون بیاید نه این لزومی ندارد، لذا یک مقدار دقت بکنیم قضیه روشن است.

مجری:

خیلی ممنون و متشکر توضیح استاد کافی بود من هم دیگر صحبتی نمی­کنم باهم می­رویم کلیپ بعدی را می­بینیم.

کلیپ:

یک مد طعام اینقدر بیا به آنها گندم بده، در صورتی که این نیست یعنی در زمان قدیم، حضرت می­فرمایند متوسطی که تو به خانواده­ات می­دهی که یک مد است یک نفر ممکن است زیر یک مد غذا بخورد، یک نفر ممکن است بالاتر از یک مد غذا بخورد و می­فرمایند کمترینش این است که شما روغن زیتون و سرکه بدهید و بیشترینش این است که گوشت بدهید، خب الآن متوسط سحری که شما می­خورید به طور متوسط می­شود اینقدر آرد؟ شما سحری اینقدر آرد می­خوری و مثلاً یک زره نمک می­زنی رویش به عنوان خورش یا روغن زیتون؟

مجری:

خیلی ممنون و متشکر، استاد من فکر می­کنم، قطعاً یعنی پاسخ شما آماده است اما ایشان طرفدار این هستند که  باید کتب روایی خوانده بشود دیگر ما تقلید نباید بکنیم ،خب حرفی که دارند می­زنند که دارند اجتهاد می­کنند دیگر، یعنی اگر بر مبنای این بود که مثلاً من به عنوان یک مسلمان و مؤمن بروم روایت ببینم و به روایت عمل بکنم ، روایت می­گوید یک مد طعام ،خب ایشان که عملاً خودشان دارند اجتهاد می­کنند، این را بفرمایید.

استاد عباسی:

بله اتفاقاً ما می­خواهیم عرض بکنیم که اتفاقاً این اجتهاد به رأی است یعنی این چیزی است که مزمت شده، شما خودت داری اجتهاد می­کنی و اجتهاد به رأی می­کنیف چرا؟ بخاطر اینکه این حرف شما زوقی است شما از روی نظر خودتان دارید بیان می­کنید شما اگر می­آمدی روایات را بررسی می­کردی کنار هم قرار می­دادی بعد از آن به این نتیجه می­رسیدی، که واقعاً به معنایی یک روایتی اشاره­ای کرده باشد امام معصوم یک اتفاقی افتاده باشد، شما که می­گویی ما اینطوری دخالت عقل را تأثیر نداریم وقتی اصول و فقه ر ا قبول نداری تقلید را قبول نداری می­گوید این اصالت عقل را هم که قبول ندارید، بعد شما چطور به این نتیجه رسیدی که مقصود حضرت متوسط فضای آن موقع بوده، پس ما الآن اگر افتار مان  چلو خورشت بود باید ما یک پرس چلو خورشت به عنوان کفاره بدهیم نه یک مد طعام بدهیم، شما که خیلی جلو رفتی در اجتهاد، شما می­گفتی  از افراد قول بدون روایت نپذیرید، بعد شما خودت راحت آمدی قول بدون روایت حالا این یک تیکه، یعنی من دیگر واقعاً دیدم حوصله بینندها­یمان سر می­رود، یعنی مشت نمونه خروار است، در همین یک جلسه­ای که ایشان در رابطه روزه و حکمت روزه صحبت کردند فراوان در فراوان آمدند بحث­های این چنینی اجتهادی مطرح کردند، ما چه چیزی را باید بپذیریم از شما، شما که می­گویی اجتهاد نه روایت بله، بعد به این راحتی نص کلام امام معصوم که می­گوید یک مد طعام گندم باید آرد باشد و چه باشد، که حتی بعضی از مراجع می­گویند که  این پولش هم نه خودش را باید بدهی، حتی به این مقدار احتیاط می­کنند شما به این مراجع بارها و بارها در صحبت­هایتان انگ این را زدید که  احتیاط نمی­­کنند، حواستشان نیست همینطوری یک چیزی می­گویند از کجا آوردی که گفتی مبلغش اینقدر است ، مگر در روایت امام معصوم مبلغ آمده شروع کردن ایشان بارها و بارها حجمه کردن نسبت به چیز که  اینها همین دیگر نظرات شخصی و فلان و این حرف­ها است، خب این کلام شما که بیشتر اجتهاد به رأی است.

مجری:

من یک نکته­­ای عرض کنم خدمت بینندگان عزیز و محترم ، خیلی نکته دقیقی اشاره کردند استاد و کارشناس محترم برنامه حاج آقای عباسی، در قسمت­های قبل هم حالا اگر بخواهند ببینند مراجعه بکنند در قسمت­های قبلی که در آرشیو سایت شبکه جهانی حضرت ولیعصر (عج) هم موجود است راجع به این مسئله صحبت کردیم ، من آن چیزی که از این کلیپ به ذهنم آمد بحث اجتهاد بود، آن نکته دقیقی که حاج آقا فرمودند بحث اجتهاد به رأی بود و آن روایاتی که باز الآن نقل اگر بکنم بینندگان خاطرشان می­آید، که شما فرمودید که در مزمت، فرمودید آن در مقابل کسانی است که اجتهاد به رأی می­کنند و اجتهادی که می­کنند، مستند به روایت و به کلام معصوم نیست، آن اجتهادی که ما الآن از آن صحبت می­کنیم، آن اجتهادی که این اصول فقه و این کتب و این سیر فقهی و حوزوی که داشته و علما دنبال کردند و حاج آقای عباسی از آن دفاع می­کنند اجتهادی است که مستند به کلام معصوم و مستند به قرآن است، این اجتهادی که این دوست­مان عرض کردند و حاج آقا خیلی فراگیر است الآن، حالا ایشان مثلاً در این کلیپ الآن در حوزه روزه صحبت کردند که شما اگر بخواهی کفاره بدهید باید متوسط غذا بدهی، چرا؟ چون آن موقع متوسل قضا بوده، راجع به حجاب می­گویند راجع به اقتصاد می­گویند راجع به بانک می­گویند راجع به همه چیزی یعنی الان فضای مجازی محاسن بسیاری دارد یکی از مثلاً معایبش هم شاید این باشد که شما می­توانی به راحتی افکارت را نه به اینکه نظر من است، می­گویم من کارشناس دینی هستم و دارم می­گویم، فرصت هم داریم اگر راجع به این بحث اجتهاد به رأی هم در حوزه همین روزه یا در حوزه حجاب یا در حوزه های دیگر اگر مثال­های جدی دارید بفرمایید

استاد عباسی:

بله ببینید این جریان خیلی خطرناک است یعنی اتفاق اتفاق خیلی بدی است که افراد حس می­کنند خب یک نرم افزار پیدا کردیم از وب خریداری می­کنیم یا دانلود می­کنیم خب رجال را به ما می­گوید، تیک می­زنیم ثقه هست یا ثقه نیست، یک نرم افزار حدیثی هم پیدا کردیم که احادیث در آن هست کتب در آن هست، منابع در آن هست، خیلی خب دیگر ما می­توانیم قشنگ مراجعه بکنیم، خود ایشان من موارد متعدد حالا دیگر امشب یک مورد دیگرش را کلیپ داریم برایش که چه بکنیم، باز اگر شد شاید هفته­های دیگر ما مطرح بکنیم فراوان از این موردها دارند، یعنی الآن این یک آفتی شده که افراد حس می­کنند که با خواندن چهارتا مقاله و دوتا کتاب و داشتن دوتا نرم افزار می­توانند متخصص در علم دین باشند  می­توانند در همه حوزه­های دینی نظر بدهند در حالی که واقعاً اینطوری نیست یعنی واقعآً من در رابطه با مثلاً جراحی مغز و اعصاب جزئیات علم پزشکی واقعاً نمی­توانم نظر بدهم همانطور هم دیگران نباید در رابطه با جزئیات این نه اینکه من کارشناس این دین هستم را روحانی این دین هستم باید در اختیار من باشد نه، هرکسی آزاد است، هر کسی می­خواهد بسم الله بیاید این حوزه رایگان درس بخواند اگر دانشگاه آزاد و دانشگاه فلان پولی است، دانشگاه دولتی کلی در نوبت دانشگاه و اینها هست خیلی راحت یعنی اگر از طریق غیر رسمی کسی بخواهد درس بخواند برود مراجعه بکند استاد رایگان می­تواند برود درس­ها را شرکت بکند، خب بیایند و درس بخوانند و درس این رشته را بخوانند کما اینکه اگر من بخواهم پزشک بشوم در رابطه با پزشکی نظرات دقیق بدهم مثل ایشان بیایم بگویم آقا خیلی حرف بزرگی است متوسط غذای یک نفر بوده، یک همچین نظر دقیقی بخواهم بروم باید بروم رشته را درسش را بخوانم تعارف ندارم.

مجری:

مثلاً با این مبنایی که ایشان می­گویند کل بحث صلاة مسافر را می­شود هوا کرد دیگر یعنی می­گوید آن موقع سفر همراه با سختی و مشقت بوده بخاطر همین نماز شکسته بوده، الآن پس چونکه سفر راحت است مثلاً پس نماز لازم نیست  شکسته باشد.

استاد عباسی:

بله بعد زکات فطره هم باز دوباره به همین شکل برای آخر ماه رمضان روز عید فطر با زکات فطره هم باز دوباره همین می­شود اگر ما بر اساس گندم می­گیریم سه کیلو گندم هست بعد ایشان بگوید سه کیلو گوشت  هر نفری سه تا 150 هزار تومان مثلاً  300 یا 400 هزارتومان باید

مجری:

یک خانواده چهار نفره نزدیک دو ملیون تومان می­شود

استاد عباسی:

خب بله دیگر بگوید بر اساس روز بدهید دیگر یا بیایید اصلاً فرق بگذارد بگوید آن که  ثروتمند هست اگر گوشت زیاد می­خورد بگوید اصلاً گوشت باید مثلاً بدهد، آن ثروتمنده، فقیره اینطوری بدهد خب اینها که دیگر شد ذوقیات دیگر یعنی از اجتهاد که گذشت هیچ، اجتهاد به رأی و ذوقیات و این خیلی آسیب است، ببینید ما برای دین داری مان اینکه ما می­­گفتیم بحث تقلید را مطرح کردیم ، بحث تقلید رجوع به متخصص رجوع به عالم در هر رشته­ای اگر آمدند قصه طبابت را بهم زدند گفتند آقا، سلب اعتماد کردند گفتند آقا به هیچ کس اعتماد نیست، هیچ دکتری هیچ جایی هیچ  بیمارستانی، اعتماد نیست بعد آدم­ها متحیر می­شوند اگر قرار شد که به نظام مهندسی ما اعتماد نداشته باشیم، خانه­ها را بگوییم همه دارد می­ریزد اصلاً دیگر این سلب اعتماد دیگر، مخصوصاً مسئله دین

مجری:

چون نظامندی را اگر از هر حوزه­ای از حوزه آموزش از حوزه مهندسی فرمودید از حوزه پزشکی ، از هر حوزه­ای اگر آن نظامندی را خارج بکنیم آن ساختمان فرومی­ریزد و از بین می­رود در دراز مدت.

استاد عباسی:

بله و این موجب تشویش خود اذهان می­شود ، حالا من یک نکته را هم عرض بکنم به بزرگواران، آقای پیام داد به ما  در همین هفته گذشته، پیام تشکری داد در فضای مجازی که من به شدت در این قصه گرفتار بودم ،ایشان گفت حتی اوایل که شما برنامه را شروع کردید من حلال بکنید که من در چندتا برنامه ، چندتا گروه در فضای مجازی و غیره من به شما بد و بیراه گفتم و بر علیه شما حرف زدم، این آرامش و تمعنینه­ای که شخص پیدا می­کند، ایشان گفتند که سلام، نمی­خواهم وارد جزئیات بشوم، ولی با برنامه عصر ایمان و شک و تردیدهای تقلیدی که داشتم برطرف شد ممنونم و همینطور از شما حلالیت می­خواستم اگر در بعضی پست­های دیگر پیچ­ها و گروه­های تلگرام در رابطه با شما یک کم تند صحبت کردم پوزش.

خب ببینید این شک و تردید که در آدم­ها ایجاد می­شود چون در بحث عبادات و اینها خیلی مسئله باید دل قرص باشد، می­گویند اگر شما با یک بی نماز همسفر بشوید، یا مثلاً خانه دانشجویی مثلاً شما دو سال با یک نفر هستید که اهل نماز نیست، اهل فسق و فجور و غیره است، این تأثیر منفی می­گذارد، شما نشو همسفر تا آنجا که می­توانی ، حالا من رفتم ناچارم در این اتوبوس 12 ساعت باشم تا به یک شهری برسم، حالا بغل دستیم آدم اهلی هم نبود دیگر حالا تمام می­شود دیگر، ولی اگر من قرار شد که چه کنم، خب این نهی معصومین است، چرا نهی معصومین است؟ بخاطر اینکه مسائل دینی باید دل خیلی قرص و محکم باشد وقصه اجتهاد و تقلید وقتی بی اعتمادی ایجاد می­شود نسبت به مرجعیت و اینکه ما خودمان ، خب آن را که بی اعتماد شدیم ، حالا خودمان می­توانیم، خب می­رویم می­بینیم این کتاب که عربی بود، این روایت که اینطوری بود این هم که پنج مدل روایت دارد ،دو بار سه بار می­رویم بعد هم آدم رها می­کند، چون دیگر دل قرص نیست و محکم نیست، این دیگر نمی­تواند شخص ادامه بدهد.

مجری:

خیلی ممنون و متشکر ما از این کلیپ­هایی که داریم تقدیم­تان می­کنیم یک مورد دیگر هست، بر می­گردیم و بعدش استاد به شما پاسخ خواهند داد.

کلیپ:

در رابطه با حقوق زنان ببینید قطعاً اسلام قوانینش قوانین کاملی نیست، علتش هم خیلی واضح است چون این اسلامی که ما به آن می­گوییم اسلام در واقع آن قوانینی که ما به آن می­گوییم قوانین اسلام آن چیزی است که به ما رسیده، یعنی به مردم آن زمان رسیده که حتی آن چیزی نیست که دست امیرالمؤمنین به طور کامل بوده، یا آن چیزی نیست که دست امام زمان الآن هست، آن مقداری از قوانین اسلام  بوده که به مرور به جامعه آن زمان گفته شده و چون جامعه آن زمان جامع کاملی نبوده قطعاً قوانینی که  از قوانین اسلام ما می­شناسیم قوانین کامل و ایده آلی نیست.

مجری:

خیلی ممنون و متشکر، این شاهکارش این آخرینش بود دیگر، که قوانین اسلام را ما به نقص عنوان بکنیم و خطاب بکنیم و بگوییم قوانین اسلام کامل نیست و ماهیت حرفشان همین بود.

استاد عباسی:

بله و کامل صحبت ایشان هم  یعنی بخش­های دیگرش که دیگر حالا ما نمی­شد طولانی­تر از اینها بیاوریم تکه­ای که اصلی­ترین بود تقطیع ما طوری نبوده که مخل به صحبت ایشان باشد ، حرف ایشان این است که می­گوید پیامبر در رابطه با زن بیش از این نمی­توانستند کاری انجام بدهند و ماند دیگر، یعنی پیامبر یک مردمی که در عهد جاهلی دختر زنده به گور می­کردند تا پنجاه درصد دیه را راضی کرد که بدهند، وقرآن اگر می­گوید دیه زن نصف دیه مرد، بخاطر اینکه پیامبر اگر بیشتر از این می­گفتند، عین کلام ایشان است که قبول نمی­کردند و می­گفتند اصلاً ما خودت را هم قبول نمی­کنیم اگر قرار است اینطور باشد، یا ارث زن نصف مرد باشد، خب ببینید این صحبت ایشان، و بعد ایشان حالا توضیحات مفصل می­دهد که الآن هم مردم خیلی احکام اسلام را قبول نمی­کنند، احاکم اسلام را قبول نمی­کنند یا اجرا نمی­کنند من یک حکمی از احکام اسلام را اجرا نمی­کنم آیا شارع هم با رأی و نظر من می­آید حکم را تغییر می­دهد؟ حکم را از آن کم می­کند؟  می­گوید فلانی قبول نکرد، پس ما بیاییم حکم را از آن کم بکنیم

مجری:

این هم شبیه همان نکته اجتهاد به رأی است که فرمودید

استاد عباسی:

بله ببینید زمان پیامبر اینکه تدریجی پیامبر احکام را آوردند یک مثال دیگری هم مثلاً ایشان زده بحث شراب را زده که خب از روز اول که شراب را حرام نکردند، تدریجی این کار را کردند، اول گفتند موقع نماز بعد گفتند چه تا به این شکل، خب مردم ظریفیت ندارند تدریجی، اما این تدریج آیا می­تواند به جایی برسد که مخل به اصل حکم باشد؟ یعنی نهایتاً بعد 23 سال پیامبر بگوید خب دیگر من دیگر 50 در صد العیاض بالله من دیگر 50 درصد بیشتر زورم نرسید، اگر زورم می­رسید می­کردم این چنین، نه اینها در روایات معصومین هم دارد خیلی از اینها اصلاً ماجرا دارد صحبت در رابطه با اینها وجود دارد

مجری:

مثل آیات قرآن که شأن نزولی دارد روایات هم داستانی یک قصه­ای دارند.

استاد عباسی:

بله خیلی از این  مطالب، مثلاً خود شیخ صدوق شمایی که اهل روایت هستید علل الشرایئع را نوشته علت بعضی از احکام در آنجا آمده، بعد خیلی­ها هم نیامده، به حضرت فرمودند چرا این کار را می­کنید، چون خدا گفته، بله اگر نیامده بود ما می­گوییم خدا گفته، اما آیا آن که در قرآن آمده الآن یک نقصی دارد العیاذ بالله که دیه در آن شده 50 درصد، دیه زن  50 درصد، خب بابا این حکمت دارد 50 درصد دیه مرد بودن چون اینجا نمی­خواهد قیمت را خدا بدهد، قیمت یک آدم قیمتی یک نفری مثل شهید فخری زداه مثلاً 200 ملیون تومان هست،  اگر بخواهند دیه­اش را حساب بکنند؟ این که یک مرتبه یک متخصص عجیب و غریب یک مملکت، مشکلات یک مملکت را در یک حوزه دارد برطرف می­کند این 10 ملیارد تومان باید دیه­اش باشد ولی مقدار مشخص است، آیا مقدار دیه یک نفر مثلاً 100 تا شتر است، یا مثلاً اینقدر شتر است بگوییم آقا این قیمتش است؟ نه یک محاسبه یک قانونی برای چه؟ برای اینکه آقا یک جنبه ضربه و آسیب از دنیا  رفتن یک نفر آسیب اقتصادی به این خانواده است، چون آسیب روحی این خانواده را که نمی­­توانیم جبران کنیم، چه کار کنیم که این پدر را از دست دادند چه جبران می­کند؟ هیچ چیز، این مادر کشته شده چه؟ هیچ چیز، ولی آسیب اقتصادی، از یک طرف آسیب اقتصادی مرد در یک خانواده بیشتر است وقتی که از آن خانواده از دنیا می­رود یا از آن خانواده جدا می­شود، این خانواده بیشتر آسیب می­بینند تا نسبت به زن، این یک نکته قضیه است، در رابطه با مثل ارث و این حرف­ها یعنی اگر جلوتر می­رفتیم ارث با این همه تنظیماتی که خود اهل بیت، بعد آن اهل بیت و امام صادق به بعد هم گفتند و همان را گفتند توضیح دادن، یعنی هیچ چیزی کم و زیادی نسبت به آن نکردند

مجری:

یعنی همان مبنایی که مثلاً پیامبر در ارث گذاشتند تا زمان امام صادق گذاشته ، آن فقط توضیحات و  تفصیلش است مبنا عوض نشده

استاد عباسی:

مبنا عوض نشده، بعد آن وقت باز دو مرتبه اصلاً اصل قصه هم اینطور که ایشان می­گوید نیست، یعنی

شما اصل قصه را هم که مراجعه کنید این است که آقا «لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ» فقط در رابطه با خواهر و برادر است، کسی که پدر یا مادر از دست می­دهد، خواهر و برادر پسر دوبرابر سهم می­برد دختر یک برابر سهم می­برد، حالا اگر این را بگویم مرد و زن، چون ایشان حالا مرد و زن می­گوید ایشان دیگر بقیه صحبت­هایش هم همینطور است، مرد و زن بخواهیم بگوییم آن وقت پدر و مادر میت که آنها هم یک مرد و زن هستند دیگر یک مرد است یک زن است، پدر و مادر میت هردو مساوی یک ششم می­برند، یک ششم مادر میت می­برد یک ششم پدر شخصی که از دنیا رفته می­برد ،خب اینکه شد مساوی، اگر آن را مردم قبول کردند که مساوی ببرند این را هم پیغمبر می­گفت قبول می­کردند دیگر تا اینجا آمده بودند دیگر، یا بالاتر از این، یک جایی که دختر چند برابر، یعنی یک زن چند برابر یک مرد می­برد، ما داریم مرد و زن بحث می­کنیم دیگر، یک کسی از دنیا رفته یک پدر دارد فقط و یک دانه دختر دارد هیچ کس دیگر ندارد ،دوتا بچه ندارد، یک  پدر دارد یک دختر دارد، به پدر یک ششم همان یک ششمی که قبل گفتیم ارث می­برد کل پنج ششم باقی مال دختر است، خب اینجا که ارث دختر که بیشتر شد از ارث، ارث زن بیشتر از ارث مرد شد، در یک طبقه ارثی هستند، هردو در یک طبقه ارثی هستند، طبقه اول هستند، این یک ششم دارد می­برد این پنج ششم دارد می­برد، خب اینها، بزرگوار بحث شده، اینها آیه داریم  روایت داریم

مجری:

داستان ارث، داستان­های مختلفی دارد فقط بر مبنای زن بودن و مرد بودن نیست

استاد عباسی:

بله آن یک جایش است که «لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ» یک مرد به اندازه دوتا دختر می­برد یا دو برابر یک دختر می­برد آن هم جایی که این دوتا ارث برنده خواهر و برادر باشند حالا همین هم باز دو مرتبه ماجرا دارد، چرا اینطوری شده در ارث مثلاً ارث خواهر و برادر اینطوری هست، از آن طرف شما این را لحاظ نمی­کنید که برای زن همین پیامبر اسلام همین قرآن، برای همان زنی که شما می­گویید زنده بگور کردند، برای او آمده مهریه قرار داده، برای او آمده نفقه قرار داده، می­گوید اگر میلیاردر باشد زن در خانه شوهر بیاید اجازه دارد یک هزار تومانی خرج نکند، حتی برای یک هزار تومانی نان از شوهرش بگیرد وظیفه شوهر است که تأمین کند، خانه­ این را باید تأمین بکند، در شأن خود زن، اگر او منزل پدرش این طور وسیله­ای داشته، در منزل پدرش خدمت­ گذار داشته و نمی­دانم چه داشت، او باید برایش فراهم بکند، خب این احکام با این همه ترقی پیامبر در همان بیست و سه سال برای مردم بیان کردند بعد نمی­توانستند بگوید دیه مرد و زن مساوی باشد؟ خدا نمی­توانست بگوید دیه مرد و زن باید مساوی باشد؟ اگر قرار بود که بعدها تغییر کند مثلاً نزد امام زمان باشد، باید در قرآن نمی­بود دیگر نه که کلاً آیه قرآن آمده، این را من می­خواهم بگویم، من این کلیپ را پخش نکردم که اینجا به شبهۀ حقوق زن و اینها پاسخ بدهم، چون الآن بحث این نبود ممکن است آینده به این بحث برسیم، این را می­خواستم عرض بکنم رفتن سراغ فهم خودمان به جای فهم دین، بجای رفتن سراغ آیه این است، یعنی اینکه می­رسد به اینجا و ایشان موارد دیگر هم دارد، شاید لازم شد آوردیم جلسه آینده باز مواردی را بحث کردیم، می­رسد به اینجا می­گوید دین ناقص است،  اصلاً دین مشکل دارد نرسیده، نداریم اصلاً پیغمبر بیشتر نگفته، این را از کجا شما داری می­گویی؟ شما هم یک روایت بیاور که پیامبر می­خواست صد در صد بکند اما نتوانست، امام صادق که می­توانست بگوید که جدم رسول الله می­خواست نتوانست، خب شما داری اجتهاد به رأی می­کنی، حالا شاید بگویند که ایشان یک چیزی گفته شما چرا جواب می­دهید؟ چون الآن خود ایشان آمده دارد یک جایگاهی را برای خودش درست می­کند، یعنی فضا ایجاد شده دیگر، فضای مجازی است دیگر، یک نفر 10 هزار 50 هزار 20 هزار تا مثلاً فالور دارد و یک حرف­هایی می­زند مطالبی می­گوید دیگران می­شنوند، این خودش را در اینجایگاه قرار دادن که من اجازه دارم بیایم دین پیغمبر را تجزیه تحلیل بکنم، حرف­های خیلی شیک بزنم، خیلی مجلسی صحبت بکنم و بعد هم خیلی راحت بیایم بگویم نه خب اینجا که منظور این است  و پیامبر نتوانسته و ایشان می­آید در باب بعضی از اتفاقاتی که در الآن معاصر اتفاق می­افتد صریحاً می­گوید که بله اسلام دیگر نرسیده  به اینجا دیگر.

مجری:

من یک نکتۀ را عرض کنم خدمت شما، از بینندگان عزیز هم زنگ زدن و تماس گرفتند که چرا ایشان و مثلاً ایشان معمم نیستند مقام علمی دانشگاهی حوزوی و درس خوانده این داستان نیستند، همان بحثی که حاج آقا گفتند که من هم به آن اشاره کردم، در فضای مجازی زیاد است، حاج آقای عباسی چونکه حوزه تخصصی­شان مدتها همین بحث اجتهاد و تقلید است و این مناسبات را دارند پیگیری می­کنند خب رسد می­کنند و عرضم به خدمت­تان که ما می­بینیم در فضای مجازی دنبال اینطور مسائل هستیم که بتوانیم برنامه را یک مقدار چالشی­تر کنیم، برنامه را جذاب­تر بکنیم در همه حوزه­ها آن چیزی که خواست  شما بوده بتوانیم همه را بررسی بکنیم و جواب بدهیم، در آن بحث و قسمت مخالفان بحث اجتهاد و تقلید و اینها آن کسانی که الآن مخطاب دارند و در فضای مجازی دارند حرف می­زنند همین امثال ایشان و امثال آقای اللهیاری و دیگران هستند، و ما حرف­هایشان را اینجا می­آوریم و ان شاء الله نقد و بررسی می­کنیم پس این اشکالی که  بعضی از بینندگان محترم متوجه ما کردند در حقیقت متوجه آن جبه است ، یعنی مثلاً افراد شاخصی یا اگر اصلاً ما هنوز پیدا نکردیم به ما معرفی بکنید، ما پیدایشان می­کنیم و  آنها را هم نظراتشان را در برنامه نقد و بررسی خواهیم کرد.

این کلیپ­ها و این موضوعی که در این برنامه در نظر گرفته بودیم تا اینجا به پایان رسید، و خدا را شکر طبق زمان بندی  خودمان، یک قسمتی را آخر برنامه می­خواستیم اختصاص بدهیم به یک مطلبی که گفته شد در هفته گذشته و مطلب مهمی بود و یک شبهه­ای بود نسبت به شیخ طوسی (أعلی الله مقامه الشریف) که ایشان شافعی هستند و گفته می­شود که شافعی مذهب هستند و بعداً مستبصر شدند و  شیعه شدند، راجع به این حاج آقا هفته گذشته گفته شد شما هم نکاتی گفتید منتهی اجمالی بود فکر کنم این برنامه ان شاء الله بخواهید مستندتر و مفصل­تر بفرمایید.

استاد عباسی:

بله، ببینید  نکته­ای که مطرح شد در رابطه با شیخ طوسی به عنوان اینکه آقا بیننده­ای تماس گرفتند و گفتند ایشان شافعی بوده و بعد مستبصر شده و شیعه شده، و مطالبی که ایشان در رابطه با اصول فقه و غیره آوردند این برگرفته از آن است، یعنی ذهنیاتی بوده که از قبل داشته به عنوان شافعی مذهب و شیعه شده، یک جواب کلی باید عرض می­کردم و آن اینکه بلاخره این شیخ طوسی همان، شیخ طوسی هست که صاحب دوتا از کتب اربعه هست و شما از کتاب­هایش استفاده می­کنید و به روایاتش  مراجعه می­کنید، وشیخ الطائفه هست و در همه علوم اسلامی پیشتاز هست، و بزرگ شیعه هست، خب با خراب کردن ایشان به عنوان اینکه خب اینها را از اهل سنت برداشته آورده کار حل نمی­شود، چون تخریب می­شود جایگاه ایشان به عنوان شیخ الطائفه واین مسئله را خراب­تر می­کند برای شما، لذا درست نیست این کار را انجام دادن حتی بیان این قضیه اما پاسخ خود ماجرا، که ما عرض کردیم اینگونه نیست ایشان مواردی را آودرند از کتب مخالفین، یعنی اهل سنت بوند که آمدند، بعضی­هایشان چنین چیزی را مطرح کردند، آقای ذهبی در «سیر اعلام النبلاء» اش نقل کرده که از بزرگان اهل سنت است، آقای سکبی هم در «طبقات  الشافیه الکبری» نقل کرده نسبت به شافعی مدهب بودن

«کان ینتمی إلی مذهب الشافعی»

که حالا فقیه شیعی بوده اما از آنجا، اما این مطلب صحیح نیست و ناروا هست به دلائلی، اولین دلیل و بحث اینکه ما در رابطه با آن مطرح می­کنیم اینکه ایشان خودشان در زندگی نامه­ای که از خودشان نوشتند که چه کارهایی انجام دادند، خاطراتی که نوشتند یکی از خاطراتشان این بوده که، بلافاصله وارد بغداد شدن رفتن به زیارت قبر عثمان بن سعید امری، که نائب امام زمان بوده و دفن شده در آنجا، خب یک نفری که شافعی هست، یا شافعی بوده بلافاصله با ورود بغداد به زیارت قبر زعیم شیعه و بزرگ شیعه که نائب حضرت ولیعصر بوده نمی­رود، اینطور مقید بودن به این قضیه، اینکه ایشان مواظبت کرده از موقعی که وارد شده تا سالها بعد همین ماجرا را انجام داده، این نشان می­دهد که ایشان شافعی نبوده در گذشته یا در بدو ورود؛ نکته بعدی این هست  که جماعتی از علما در باره شیخ طوسی قبل از آقای ذهبی، چون آقای ذهبی قرن 7 و 8 هست، آقای سبکی قرن 7 و 8 هست در رابطه با ایشان نوشتند در کتاب­هایشان.

مجری:

یعنی این شبهه­ای که شیخ طوسی  شافعی مذهب بودند این پیدایشش قرن 8 اتفاق افتاده.

استاد عباسی:

قرن 8 اتفاق افتاده، قرن 8 این هم به معنای این شبهه نبوده، این علت این شاید، چون دیدن که ایشان خیلی مسلط به ادله اهل سنت، تصورشان بر این شد چون خودش هم در عبارتش می­گوید «کان ینتمی إلی مذهب الشافعی»  اصلاً سبکی می­گوید این گرایشات مذهب شافعی است ،چون خیلی می­دانسته مذهب اهل سنت را، آمدن یک تحلیل و برداشت اینطوری کردند یا نهایتاً ممکن است بگوید مغرضانه، یعنی می­خواستند یک مسئله ایجاد بکنند که شیخ الطائفه شیعه را به نوعی خدشه در آن ایجاد بکنند، م بلاخره بد گمانی هم نسبت به بعضی از مخالفین، وقتی آقای ذهبی خیلی از روات شیعه را زده ایشان و بعضی از روایات آمدند گفتند، «یشهد قلب به انه کذب» دل ما قبول نمی­کند که این فضیلت در فضیلت امیرالمؤمنین ثابت باشد، خب ما نمی­توانیم خیلی هم خوشگمان باشیم، قبل از ایشان مانند نجاشی متوفی 450، یعنی 300 سال قبل آمده و ایشان را به عنوان من أعیان امامیه  بدون توجه به این ماجرا ذکر کرده و مطرح کرده؛ مورد دیگر شیخ طوسی در بدو ورودش به بغداد که همان موقعی که اینها می­گویند احتمال دارد شافعی بوده و بعد شیعه شده کتاب مشهورش به نام «تهذیب» را که این کتاب شرح کتاب شیخ مفید بوده، شرح «مغنعه» شیخ مفید بوده شروع کرده به نگارش و این نزدیک ده سال طول کشیده تا 413 طور کشیده، یعنی تا بعد از حیاط شیخ، 413 شیخ مفید از دنیا رفتند این نزدیک ده سال داشته این کتاب را می­نوشته، از لحظه ورود هم داشته می­نوشته ،و این کتاب مهم­ترین کتاب روایی شیعی او هست، تهذیب الأحکام جزو کتب اربعه هست ،خب اگر شافعی بود این تسلط را نداشت اصلاً این امکان را نداشت که بلا فاصله بتواند شروع بکند و یک کتابی را در عرض ده سال بنویسد، و کل این ده سال را هم مثلاً  حالا یک بخشی را بخواهدش شافعی باشد و بعد تغییر در مذهب او ایجاد بشود، لذا این مطلب قطعاً مطلب صحیح نیست، سبکی هم عرض کردیم که یکی از اشاراتش این است که «تفقه علی مذهب الشافعی» بر اساس مذهب شافعی تفقه می­کرده، یعنی وارد بوده به مذهب شافعی، شاید به اشتباه گفتند از اینجا، شاید هم خب نه کسی مثل ذهبی بگوید ما نپذیریم.

مجری:

خیلی ممنون استاد، در حد یک دقیقه این برنامه این هفته را جمع بندی بفرمایید و از بینندگان خدا حافظی کنیم.

استاد عباسی:

بله جمع بندی، ما این هفته پنج شش تا کلیپ نسبت به یک از اشخاص که در فضای مجازی دارند نسبت به این مسئله نقد می­کنند، البته هم با کمال احترام هم در عین حال قائل هستیم که ان شاء الله که ایشان به اشتباه افتادن واین مطالب را دارند مطرح می­کنند و دوست داریم که آگاه بشوند نسبت به این مسائل؛ اما این روشن شد که ، اگر کسی رفت فاصله گرفت از  جریان صحیح اتفاقاً مبنای صحیح که ایشان اصرار دارد بگوید مبنا غلط است ،آن مبنا درست است ، ما می­گوییم این مبنا اگر فاصله گرفت نتیجه­اش می­شود بخشی از مطالبی ک شاید خود ایشان این مطالب را در لایو گفته و تمام شده و دقت نکرده اما ما که دقت کردیم به صحبت­های ایشان خب می­بینید که در ماجرای ناقص بودن دین اسلام و در ماجرای مُد طعام می­بینیم که آرام آرام خود این صحبت در رابطه با این از جانب این آقا تبدیل به این ماجرا می­شود که خب اجتهاد به رأی داشته باشیم و نه تنها اجتهاد عادی بلکه اجتهاد به رأی باشد و مطالبی بیان بشود که اینگونه ممکن است ذهن مخاطب شما، شما گفتی و تمام شد مخاطب شما ماند در ذهنش و ممکن است سالها به حرف شما فکر کند یا بر اساس حرف شما عمل بکند و شما روز قیامت مسؤل هستی این که ما می­گوییم مرجع تقلید مسؤلیت بزرگ است مسئلش همین است.

مجری:

خیلی ممنون و متشکر إن شاءالله هفته­های بعد کماکان در عصر ایمان در خدمت شما خواهیم بود امیدوار هستم که برنامه مفیدی بوده باشد برای همه شما بینندگان عزیز و محترم.

اللهم صلی علی محمد و آل محمد و  عجل فرجهم

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

 

 

 

 

 



* اسم:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی: