کلمه طیبه حجت الاسلام یزدانی

قسمت چهل و هفتم برنامه کلمه طیبه با کارشناسی حجت الاسلام و المسلمین یزدانی


 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ: 1400/06/08

برنامه:کلمه طیبه

مجری:

بسم الله الرحمن الرحیم الهم الصلی علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

بیا ببین دلِ غمگینِ بی شکیبا را

بیا و گرم کن از چهره ات شبِ ما را

"من و جُدا شدن از کویِ تو خدا نکند"

که بی حرم چِه کُنَم غصه های فردا را

خیالِ کربُبلایت مرا هوایی کرد

بگیر بالِ مرا تا ببینیم آنجا را

به موجِ سینه زنانت قسم به نامِ توام

که بُرده گریه یِ ما آبرویِ دریا را

گدایِ هر شبم و کاسه گردم و ندهم

به یک نگاهِ کریمانه ات دو دنیا را

مرا ببر بِه چِشَم زیرِ پا مغیلان را

مرا ببر که ببینم به نیزه سرها را

خدا کند که بیایی شبی به روضه یِ ما

شنیده ام که به سر سر زدی کلیسا را

خوشا به پنجه ی راهب که شانه ات می زد

به آنکه بُرد دلِ راهبان ترسا را

به پیر مرد غریبی که شُست گیسویت

گرفت از سر و رویِ تو خاکِ صحرا را

خوشا به بزم عزاخانه اش که تا دَمِ صبح

شنید پیشِ سرَت روضه هایِ زهرا را

السلام علیک یا أباعبدالله

عرض سلام و ادب و احترام و شب بخیر دارم خدمت شما همراهان گرامی شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عج)، در خدمت شما هستیم با یکی دیگر از برنامه های کلمه طیبه، قبل از هر کلامی اجازه می خواهم عرض ادب و احترامی داشته باشم خدمت کارشناس محترم برنامه جناب دکتر یزدانی، حاج سلام علیکم وقت تان بخیر.

استاد یزدانی:

سلام علیکم و رحمة الله

اَعُوذُبِاللّه مِنَ الشَّیّطانِ الَّعِینِ الرَّجِیمّ  بِسّمِ اللّهِ الرَّحّمنِ الرَّحِیمّ الحمد لله الذي اظهر الوجود ومنه بدأ کل حمد وإليه يعود و الصلاة والسلام علي شاهد و المشهود لکل موجود محمد المحمود وعلي آله آل الله الودود خلفاء الله علي عالم الغيب و الشهود سيما الحجة بن الحسن المهدي المنتظر الموعود.

من هم سلام و عرض ادب دارم خدمت حضرت عالی و خدمت همه بینندگان عزیز شبکه جهانی حضرت ولیعصر امیدوار هستم که عزاداری همۀ شیعیان إن شاءالله مورد قبول درگاه حضرت حق قرار بگیرد و نام همۀ ما را جزء عزاداران سیدالشهدا (ع) قرار بدهد إن شاءالله، در خدمت تان هستم.

مجری:

خیلی ممنونیم از جناب استاد یزدانی عزیز، استاد به رسم هفته های گذشته در برنامه ذکر نامی از آقای مان مولای مان حضرت صاحب العصر و الزمان می شد امشب هم ما را مهمان روایت خواهید کرد إن شاءالله.

استاد یزدانی:

بله یک روایت بسیار جالبی در کتاب شریف «کمال الدین» هست صفحه 318 روایتی که هم شیعه نقل کرده با سند صحیح و هم اهل سنت که روایت از امام حسین (ع) هست که می فرماید:

«لَو لَم يَبْقَ مِن الدُّنيا إلاّ يَومٌ واحدٌ لَطوّلَ اللّه عز وجل ذلكَ اليومَ حتّى یَخرُج رجُلاً مِن وُلدي»

اگر از دنیا حتی یک روز باقی نماند خداوند آن روز را اینقدر طولانی می کند تا شخصی از فرزندان من خروج کند و به وسیله او دنیا پیر از عدل و داد بشود همانطوری که پر از ظلم جور شده است.

کمال الدین، ص 318

می گوید من این روایت را از رسول خدا (ص) شنیدم، روایت در کتاب شریف «کمال الدین هست» صفحه 318 و این روایت که هم در منابع اهل سنت با همین تعبیرات نقل شده و هم در منابع شیعهو شک و شبهۀ در صحت این روایت نیست که همه به همین صورت نقل کردند ثابت می کند که حضرت مهدی وعده قطعی خدا است و قطعاً خواهد آمد حتی اگر شده یک روز مانده به قیامت، یک روز مانده به قیامت هم اگر شده این وعده خدا قطعاً محقق خواهد شد و راه تردید و شک و شبهه در این مسئله وجود ندارد.

مجری:

خیلی ممنون از خداوند منان مسئلت می کنیم که ما را در رکاب مولای مان آقای مان حضرت صاحب العصر الزمان قرار بدهد إن شاءالله.

همانطور که بینندگان عزیز مستحضر هستید برنامه کلمه طیبه با موضوعات شبهات شبکه ها و رسانه های وهابی در خدمت شما هست، امشب هم موضوع ما موضوع عزاداری است استاد اگر اجازه بفرمایید برویم سراغ اولین کلیپ این هفته، کلیپ شماره 184 و با هم تماشا کنیم.

کلیپ 184:

ما اهل سنت محبت مان با اهل بیت پیغمبر در میان افراط و تفریط هست ما نه زیاده روی و غلو می کنیم و نه کوتاهی می کنیم در محبت اهل بیت پیامبر، برای ما توصیه های اهل بیت پیامبر مهم هست امام حسین در شب عاشورا به خواهر خودش احساس کرد که خواهرش دلگیر می شود خواهرش ممکن است از خود بی خود بشود با شهادت من؛ به خواهرش زینب گفت:

«يا اُخَيَّةُ»

ای خواهر من، ای خواهر عزیز من

تو را قسمت می دهم

«إنّي اُقسِمُ عَلَيكِ فَأَبِرِّي قَسَمي»

ای خواهر قسمت می دهم به خدا به حرف من گوش کن

گفت:

«ما هُوَ یا أخی؟»

ای داداش از من چه می خواهی؟ من چیکار کنم؟

گفت که:

«ولا تَخمُشی عَلَیَّ وَجها، ولا تَدعی عَلَیَّ بِالوَیلِ وَالثُّبورِ»

ای خواهر آخرین درخواست من از تو این است که با مرگ من گریبان خودت را پاره نکن، موهای خودت را نکش، بر سر و صورت خودت نزن، فریاد واویلا سر نده

اینها توصیه های امام حسین (رضی الله عنه) بود، به خدا اگر خلاف شریعت محمدی نمی بود اگر خلاف توصیه حسینی نمی بود ما اهل سنت در راه اثبات عشق و محبت و وفاداری به حسین نه اینکه گریبان خودمان را چاک می دهیم، به خدا بلکه ما سینه های خود مان را در راه عشق حسین پاره پاره می کردیم.

مجری:

همانطور که بینندگان عزیز تماشا کردید کلیپ شماره 184 را، استاد با همدیگر دیدیم که ایشان ادعا می کنند آن کسی که توصیه امام حسین را جدی گرفته ما هستیم ما اهل سنت که عزاداری نمی کنیم برای امام حسین و مدعی شدند که سفارشات امام حسین در شب عاشورا به حضرت زینب (سلام الله علیها) دال بر این است که نباید برای حضرت عزاداری کرد.

استاد یزدانی:

ایشان همانطور که بینندگان عزیز هم دیدند در یک کشوری که به هر حال کشور شیعی هست قانون اساسی آن مذهب رسمی مذهب شیعه هست می آید و در یک جایگاه رسمی در نماز جمعه علیه اعتقادات شیعه صحبت می کند و شبهه افکنی می کند بنابراین انتظار نداشته باشد که ما به او جواب ندهیم و اگر جواب هم می دهیم دیگر نباید ناراحت بشوند، اما به هر حال ادعای ایشان که ما پیرو امام حسین (ع) هستیم؛ می گوییم که این حرف شما با مبنای شما سازگار نیست چرا شما از امام حسین پیروی می کنید؟ اصلاً حرف امام حسین چرا باید برای شما حجت باشد؟ مگر شما امام حسین را به عنوان امام قبول دارید؟ قبول دارید به عنوان امام؟ قبول ندارید اگر قبول دارید دست از مذهب تان بکشید بیایید شیعه بشوید امامت امام حسین را قبول کنید بعد تک تک حرف هایش را هم گوش بدهید، نه تنها این حرف امام حسین برای شما حجت نیست بلکه شما طبق مبنای تان حرف هیچ یک از اهل بیت برای تان حجت نیست حالا من چندتا از مستندات اینها از منابع اینها بخوانم بزرگان شان چه گفتند در باره اینکه حتی اگر تمام اهل بیت یک چیزی را بگویند باز برای ما حجت نیست اجماع اهل بیت برای اهل سنت حجت نیست چه برسد به یک روایت از امام حسین؛ کتاب «التبصره فی أصول الفقه»، من از کتاب های مبانی شما را بیان می کند آقای أبوإسحاق شیرازی متوفی 476 کتاب «التبصره فی اصول الفقه» چاپ دارالفکر، چاپ 1403، تحقیق و شرح دکتر محمد حسن هَیتو، صفحه 368 مسئله شماره 5 می گوید:

«اتفاق أهل بیت رسول الله لیس بحجة»

اگر اهل بیت پیغمبر به یک مسئلۀ اجماع کنند همه یک چیز بگویند مثلاً همه بگویند عزاداری نکنید می گوید این برای ما حجت نیست

التبصره فی أصول الفقه، أبوإسحاق شیرازی، متوفی 476، تحقیق و شرح دکتر محمد حسن هَیتو، چاپ دارالفکر، چاپ 1403، ص 368، مسئله 5

برای چه کسی حجت است؟

«وقالت الرافضة: هو حجة»

اما رافضی ها می گویند حرف اهل بیت برای ما حجت است

پس شما دم از اهل بیت نزن، شما نگو من حرف اهل بیت برای حجت است به فرمایشات اهل بیت توجه می کنم و عمل می کنم این مسائل، نه شما اصلاً حرف اهل بیت برای تان حجت نیست فقط امام حسین که هیچ، اگر همۀ اهل بیت همه یک نظر را بدهند شما نظرت مخالف باشد حرف اهل بیت برای تان حجت نیست.

مجری:

پس این اشکال شما یک اصطلاح طلبگی اشکال مبانی دارد.

استاد یزدانی:

مبانی تان اصلاً خلاف این است و جالب است محقق چه می گوید؟ می گوید:

«وهو المذهب المعتمد والحق الأبلج ورأی الجمهور»

این مذهبی است که همه به آن اعتماد داریم حق واضح است و رأی جمهور (توده اهل سنت نظرشان همین است).

مجری:

که اگر تمام اهل بیت چیزی بگویند ما برای مان حجت نیست.

استاد یزدانی:

مهم نیست اصلاً برای مان، چیزی را ثابت نمی کند حرف اهل بیت برای شما، این آقای أبوإسحاق شیرازی.

نفر بعدی آقای زرکشی باز کتاب اصول الفقه «البحر المحیط فی اصول الفقه» آقای زرکشی بدرالدین محمد بن بهادر شافعی است متوفی 794، جلد چهار از کتاب «البحر المحیط»، چاپ اول، چاپ 1409، صفحه شماره 490 می گوید:

«إجماع أهل البیت لیس بحجة»

اجماع اهل بیت حجت نیست برای ما چیزی را ثابت نمی کند

البحر المحیط فی اصول الفقه، زرکشی، متوفی 794، چاپ اول، چاپ 1409، ج 4، ص 490

مقصود از اهل بیت چه کسانی هست؟

حضرت علی، حضرت فاطمه، امام حسن و امام حسین (ع)، اجماع اینها حتی همۀشان یک حرف را بزنند باز برای اهل سنت فرقی نمی کند، اما شیعه چه می گوید؟

«خلافا للشیعه»

شیعه نظر مخالف دارد

و اینها غلو کردند

«وبالغوا»

شیعه در اینجا به قول شما غلو کرده و گفته چه؟

«قول علی حجة وحده»

اگر امیرالمؤمنین یک حرف را بزند تنها یک حرف را بزند برای ما حجت است

ولی شما نه، برای شما حجت نیست، اینهم نفر دوم.

نفر سوم فخر الدین رازی بزرگ شما کتاب «المحصول فی علم اصول الالفقه» جلد چهار، چاپ مؤسسه الرسالة، صفحه شماره 169 چه می گوید؟

«إجماع العترة وحدها لیس بحجة»

اجماع خاندان پیغمبر به تنهای حجت نیست

المحصول فی علم اصول الالفقه، فخر الدین رازی، چاپ مؤسسه الرسالة، ج 4، ص 169

«خلافاً للزیدیة ولإمامیة»

اما زیدی ها و امامیه نظرشان این نیست اگر اهل بیت چیزی گفت برای شان حجت است، پس سنگ اهل بیت را به سینه نزنید شما،شما طرفدار اهل بیت نیستید حرف اهل بیت اصلاً برای شما ارزشی ندارد و طبق گفته بزرگان شما اجماع اهل بیت هم برای تان حجت نیست.

حالا ببینیم إبن تیمیه چه می گوید در این باره؛ خیلی حرف جالبی إبن تیمیه زده در کتاب «منهاج السنة» خودش در جواب علامه حلی؛ «منهاج السنة» جلد شماره 7، چاپ اول، چاپ 1406، صفحه 529 در جواب علامه حلی که فرموده اند:

«وفی الفقه: الفقهاء یرجعون إلیه»

در فقه فقها رجوع می کنند به امیرالمؤمنین علی بن أبی طالب

منهاج السنة، إبن تیمیه، چاپ اول، چاپ 1406، ج 7، ص 529

می خواهد علامه حلی برتری امیرالمؤمنین را بر خلفا ثابت کند می گوید در فقه شما پیرو امیرالمؤمنین هستید به امیرالمؤمنین مراجعه می کنید، ایشان می گوید نه، جواب می دهد إبن تیمیه می گوید این دروغ واضح است

«أن هذا کذب بیِّن»

دروغ است ما به امیرالمؤمنین اصلاً مراجعه نمی کنیم

«فلیس فی الأئمة الأربعة ولا غیرهم من أئمة الفقهاء من یرجع إلیه فی فقهه»

شما در بین ائمه اربعه (أبو حنیفه و مالک و شافعی و احمد بن حنبل) و دیگر فقهای اهل سنت کسی را پیدا نمی کنید که در فقه به امیرالمؤمنین مراجعه کند

بعد دانه دانه توضیح می دهد می گوید مالک علمش از چه کسی می گرفت؟ از مردم مدینه می گرفت

«وأهل المدینة لا یکادون یأخذون بقول علی»

مردم مدینه همیشه حرف علی را گوش نمی کردند

بلکه فقه شان از چه کسی می گرفتند؟ از زید، عمر، إبن عمر و دیگران.

شافعی از چه کسی می گرفت؟ می گوید شافعی اولاً فقه را از مکی ها می گرفت از إبن جُریج می گرفت از سعید بن فلان می گرفت از مسلم بن فلان می گرفت، إبن جریج از إبن عباس می گرفت، إبن عباس خودش  مجتهد مستقل بود اگر فتوا می داد به قول أبوبکر و عمر فتوا می داد به قول امیرالمؤمنین فتوا نمی داد بلکه حرف امیرالمؤمنین را گاهی قبول هم نمی کرد.

شافعی از چه کسی گرفته؟ از مالک گرفته.

أبو حنیفه از چه کسی گرفته؟ از حماد بن أبی سلیمان گرفته، از حماد گرفته، از إبراهیم گرفته و فلانی و فلانی.

و باز در صفحه بعد که حرف علامه حلی را می آورد که مالکی ها از امیرالمؤمنین علم شان را گرفتند از اولاد امیرالمؤمنین علم شان را گرفتند؛ می گوید این دروغ است، می گوید شما موطأ مالک را ببین

«فهذا موطأ مالک لیس فیه عنه ولا عن أحد أولاده إلا قلیل جداً»

شما سراسر کتاب موطأ امام مالک را ببینی مطلبی از امیرالمؤمنین و از اولاد امیرالمؤمنین چیزی پیدا نمی کنی مگر خیلی کم

فقط از امام باقر از امام صادق (ع) 9تا حدیث داریم؛ از تمام فرزندان امیرالمؤمنین فقط از امام صادق (ع) 9تا حدیث آورده

«وکذلک الأحادیث التی فی الصحاح والسنن والمساند منها قلیل عن ولده وجمهور ما فیها عن غیرهم»

می گوید:

 بیایید صحاح سته ما را ببینید، کتاب های سنن ما را ببینید، کتاب هاب مساند ما را ببینید روایاتی که از اولاد امیرالمؤمنین نقل شده خیلی کم است هر چه هست از بقیه هست

مجری:

و اصلاً ما استناد نمی کنیم.

استاد یزدانی:

اصلاً برای مان مهم نیست، چه کسی گفته اهل بیت برای ما مهم است، پس آقای نقش بندی بزرگوار! سنگ اهل بیت را به سینه نزن چون شما با اهل بیت کاملاً بیگانه هستید و از اهل بیت پیروی نمی کنید حرف شان برای تان حجت نیست نه فقه نه در عقاید اصلاً ربطی به اهل بیت ندارید شما، این اعتراف بزرگان شما است بزرگان شما صریح واضح و روشن گفتند حتی اگر اهل بیت برای یک مسئلۀ اتفاق و اجماع داشته باشند با ما حرف اهل بیت را قبول نمی کنیم.

مجری:

شما پس ادعا نکنید اگر امام حسین فرموده بود ما گریبان چاک می کردیم.

استاد یزدانی:

امام حسین خیلی حرف ها زده حالا من خدمت شان می گویم اگر راست می گویی این حرف های امام حسین را گوش بده ببینیم چه می شود از کتاب های خودشان هم می گویم و حتی اینها امام حسین را به عنوان صحابی هم قبول ندارند، اینقدر سنگ امام حسین را به سینه می زنی می گویی ما اینطوری می کنیم و سینه مان را می شکافیم، شما امام حسین را به عنوان صحابی هم قبول ندارید؛ ببینید کتاب «المراسیل» إبن أبی حاتم یا خود محمد بن ادریس حنظلی الرازی معروف به إبن أبی حاتم، أبی محمد عبدالرحمن بن أبی حاتم، «کتاب المراسیل» چاپ مؤسسه الرسالة، صفحه شماره 27 به امام حسین (ع) که می رسد می گوید روایات امام حسین مرسل است، چرا مرسل هست؟

«لیس له صحبة»

امام حسین صحابی نبوده

کتاب المراسیل، أبی محمد عبدالرحمن بن أبی حاتم محمد بن ادریس حنظلی الرازی، چاپ مؤسسه الرسالة، ص 27

به این خاطر روایاتی که از پیغمبر نقل می کند را ما نمی پذیریم.

مجری:

یعنی در حد صحابی هم قبول ندارند أباعبدالله (ع) را.

استاد یزدانی:

باز «جامع التحصیل فی احکام المراسیل» آقای کیکلکدی علائی، چاپ 1407 در عالم الکتب، ایشان هم صفحه 321 امام حسین را جزء مراسیل می آورد روایاتش مرسل است از پیغمبر، قبول نمی کنند، چرا؟ چون صحابی نیست

جامع التحصیل فی احکام المراسیل، کیکلکدی علائی، چاپ 1407، چاپ عالم الکتب، ص 321

اینهم بحث اینکه می گویند ما طرفدار امام حسین هستیم، امام حسین هر چه بگوید ما گوش می دهیم، این حرف ها نزنید.

اما روایتی که ایشان استدلال کرد ببینیم چه وضعیتی دارد در منابع اهل سنت، شما اگر طرفدار امام حسین هستی باید روایتی استدلال کنی که سند داشته باشد حداقل، سند صحیح داشته باشد، این روایت که ایشان خواند در «تاریخ طبری» هست تاریخ أمم والملوک أبو جعفر محمد بن جریر طبری، مجلد ثالث، چاپ 1407 در دارالکتب العلمیه بیروت لبنان، صفحه شماره 316 حوادث سال 61؛ سند از اینجا شروع می شود:

«قال أبو مخنف: حدثنی الحارث بن کعب وأبو الضحاک»

از امام علی بن الحسین (ع)

تاریخ طبری تاریخ الأمم والملوک، أبو جعفر محمد بن جریر طبری، چاپ 1407، چاپ دارالکتب العلمیه بیروت لبنان، ج 3، ص 316

 آقای نقش بندی بزرگوار! آیا روایات أبو مخنف برای شما حجت هست؟ حجت هست یا نیست برای ما بگویید، این سؤال من از شما است سؤال داریم از شما؛ آیا روایت أبو مخنف را قبول می کنی شما؟ ببینیم اگر واقعاً راست می گویی روایت أبو مخنف را قبول داری خیلی کار ما راحت می شود ما در همین طبری خیلی روایت از أبو مخنف داریم که شما قطعاً نمی پذیرید.

مجری:

یعنی یک توالی دارد که شما نمی پذیرید.

استاد یزدانی:

قطعاً نمی پذیرید خیلی روایات دارد أبو مخنف، روایتی که ایشان خواند این است:

«إنّي اُقسِمُ عَلَيكِ فَأَبِرِّي قَسَمي، لا تَشُقّي عَلَيَّ جَيبا، ولا تَخمُشي عَلَيَّ وَجها، ولا تَدعي عَلَيَّ بِالوَيلِ وَالثُّبورِ»

ببینید خیلی روایت واضح است خیلی روایت قشنگ هست؛ مثال بزنم خدمت تان؛ شما می خواهی بروی مسافرت، اصلاً می خواهی بروی جبهه جنگ، خانواده ات دورت را می گیرند گریه می کنند شما چه به آنها توصیه می کنی؟ می گویی گریه کن؟ داد بزن؟ خودت را بزن؟ سینه زنی کن؟ نوحه خوانی کن؟ نه، حتماً آنها را توصیه می کنی به صبر، دلداری می دهی این کار را نکن، این کار را نکن، امام حسین هم دارد دلداری می دهد دارد خواهرش را می گوید بعد از من گریه نکن، بعد از من اینطوری نکن، بعد از من اینطوری نکن، می خواهد دلداری بدهد که به هر حال خیلی بعد از آن حضرت آن همه مصیبت ها را که می بیند خیلی سخت نگذرد برای شان، به یاد وصیتش بیفتد خیلی سخت نگذرد، خود حضرت زینب هم همین را فهمیده فقط دلداری فهمیده و فردا طبق همین روایت تاریخ طبری؛ ببینید در «تاریخ طبری»...

مجری:

که آقای نقش بندی نقل کرده.

استاد یزدانی:

دقیقاً در همین روایت «تاریخ طبری» که با همان سند از أبو مخنف نقل شده که حضرت زینب فردایش لطمه زد.

مجری:

پس حرکت حضرت زینب (سلام الله علیها) تفسیر می کند معنای روایت را.

استاد یزدانی:

تفسیر می کند، «تاریخ طبری» جلد 3، صفحه شماره 336 ببینید باز از أبو مخنف هست از قرة بن قیس تمیمی که می گوید:

«نظرت إلی تلک النسوة لما مررن بحسین وأهله وولده صِحن ولطمن وجوههن»

خیلی سخت است وقتی خانواده اهل بیت را زن ها را از کنار جنازه سیدالشهداء (ع) عبور می دادند می گوید

 خودم دیدم که صیحه می زدند ناله می زدند 

تاریخ طبری، ج 3، ص 336

«ولطمن وجوههن»

و به سر و صورت شان می زدند به صورت شان می زدند

آن سفارش امام حسین از أبو مخنف و اینهم عملکرد حضرت زینب (سلام الله علیها)، پس معلوم است حضرت زینب (سلام الله علیها) از این روایت فهمیده که می خواهد دلداری بدهد، حرام نیست لطمه زدن، حرام نیست به سر و سینه زدن در این مسئله وگرنه شما اگر واقعاً اهل بیت (ع) را دوست دارید حضرت زینب را دوست دارید از آنها پیروی می کنید انجام بدهید باید شما هم همین کار را انجام بدهید و به سر و سینه خودتان بزنید.

از اینها ما روایت زیاد داریم در منابع اهل سنت که لطمه زنی و اینها، از اینها من می گذرم، شما مگر نمی گویید پیرو امام حسین هستید؟ حرف امام حسین را قبول دارید؟ در همین «تاریخ طبری» روایت وجود دارد بیایید حرف امام حسین را گوش بدهید امام حسین چه می گوید؟ «تاریخ طبری» جلد شماره 3، همان مشخصات، حوادث سال 61؛ سخنرانی امام حسین (ع) را ببینید چه می گوید؛ امام حسین می آید در برابر لشکر عمر بن سعد سخنرانی می کند می گوید چرا دارید با من می جنگید؟

«هل یحل لکم قتلی وانتهاکُ حرمتی؟»

آیا حلال هست که شما من را بکشید و من را هتک حرمت بکنید؟

تاریخ طبری، ج 3، حوادث سال 61

«ألستُ ابنَ بنت نبیِّکم»

آیا من فرزند دختر پیغمبرشما هستم یا نیستم؟

«وابن وصیِّه وابن عمه وأوَّل المؤمنین باالله والمصدق لرسولة بما جاء به من عند ربه»

آیا من فرزند وصی پیغمبر هستم یا نیستم؟ آیا من فرزند پسر عموی پیغمبر هستم یا نیستم؟ آیا من فرزند کسی نیستم که اولین مؤمن به خدا بود؟

اینها اعتقادات شما را همه را نابود می کند، بیایید حرف امام حسین را گوش بدهید امام حسین امام شما، حرف امام حسین برای شما اصلاً حجت؛ امام حسین می گوید من پسر وصی پیغمبرم، شما چرا امیرالمؤمنین را به عنوان وصی پیغمبر قبول ندارید؟

مجری:

اگر می خواهید آن حرف امام حسین را به این معنا بگیرید و قبول کنید این را هم گوش بدهید.

استاد یزدانی:

اگر آن حرف امام حسین برای شما حجت هست که به سر و صورت نزنید در عزاداری، باشد قبول ما اصلاً عزاداری شما را نمی خواهیم، بیایید این را بپذیرید، بپذیرید امیرالمؤمنین اولین مؤمن هست نگویید یک کس دیگر اولین مؤمن هست و سنگ او را به سینه بزنید، بپذیرید امیرالمؤمنین اولین مؤمن بوده وصی پیغمبر بوده.

مجری:

و امام حسین هم فرزند وصی پیغمبر.

استاد یزدانی:

دقیقاً ولی شما این را قبول می کنید؟ قطعاً قبول نمی کنید.

باشد اصلاً با سند صحیح ببینید امام حسین چیکار کرده با مذهب شما، چیکار کرده با اعتقادات شما، با سند صحیح از منابع شما من روایت می آورم شما به همین روایت عمل کنید حرف امام حسین را گوش بدهید ببینیم امام حسین را قبول دارید شما یا نه؛ «سیر اعلام النبلاء» آقای شمس الدین ذهبی، جلد شماره 3، چاپ مؤسسه الرسالة، چاپ دوم، چاپ 1402، صفحه شماره 285 خود امام حسین (ع) می گوید:

«عن الحسین قال: صعدتُ المنبر إلی عمر، فقلتُ انزل عن منبر أبی، واذهب إلی منبر أبیک»

رفتم بالای منبر، خلیفه دوم را از منبر پدرم کشیدم پاین، به او گفتم بیا از منبر پدر من پاین برو روی منبر پدر خودت بنشین

سیر اعلام النبلاء، شمس الدین ذهبی، چاپ مؤسسه الرسالة، چاپ دوم، چاپ 1402، ج 3، ص 285

چه است این روایت؟ خیلی واضح است که امام حسین قبول ندارد خلیفه دوم بخواهد روی منبر امیرالمؤمنین بنشیند، اینجا «أبی» قطعاً امیرالمؤمنین هست، نشین روی منبر پدر من، یعنی این مکانی که تو نشستی روی منبر پدر من، این مکان، مکان غصبی است برو روی منبر پدرت بنشین، حالا او می گوید من پدرم که منبر نداشت، پدرت که منبر نداشت می آیی روی منبر پدر مردم می نشینی؟ اینکه نمی شود، سند روایت هم صحیح است آقای شمس الدین ذهبی می گوید:

«إسناده صحیح»

سند روایت صحیح است.

إبن حجر عسقلانی در کتاب «الاصابه» جلد شماره دو، صفحه شماره 69 دقیقاً همین روایت را می آورد می گوید:

«سنده صحیح»

سند روایت صحیح است

الاصابه فی تمیز الصحابه، إبن حجر عسقلانی، ج 2، ص 69

مجری:

و لازم به ذکر هست که ما با آوردن این روایت و استاد یزدانی با مطرح کردن این روایت قصد توهین را جسارتی به اعتقادات اهل سنت ندارند به هیچ عنوان و اینها با توجه به حرف های که جناب مولوی نقش بندی مطرح فرمودند، ما حاضر هستیم ایشان اگر دوست دارند تماس بگیرند صدای شان را بشنویم و از مدعای خودشان دفاع بکنند.

استاد یزدانی:

دقیقا، روایت در منابع شما است شما گفتی من پیرو امام حسین هستم ما تبعیت می کنیم فرمایشات امام حسین (ع) را؛ اینهم فرمایش امام حسین است اینهم کار امام حسین (ع) هست بیا حرف امام حسین را گوش بده و قبول کن امامت امام حسین را، بیا حرف امام حسین را گوش بده وصی بودن امیرالمؤمنین را قبول کن، شما حرف امام حسین را گوش بده به این روایت عمل کن به این روایتی که آقای إبن حجر عسقلانی در «الاصابه» جلد دو، صفحه 69 می گوید سندش صحیح است، شمس الدین ذهبی می گوید سندش صحیح است، شما اگر واقعاً حرف امام حسین را قبول داری بیا به این حرف ها عمل کن.

جمع بندی بکنم من خدمت تان؛ شما گفتی من پیرو امام حسین هست، ثابت کردم از منابع شما طبق مبنای شما، شما نمی توانی پیرو امام حسین باشی؛ شما امام حسین را به عنوان امام قبول نداری به عنوان صحابی امام حسین را قبول نداری و علمای شما گفتند امام حسین که هیچ، اگر همه اهل بیت بر یک مسئله اجماع کنند باز برای ما حجت نیست، ائمه اربعه شما فقه شان را از امیرالمؤمنین و اهل بیت نگرفتند بلکه از بقیه گرفتند اینها را خدمت تان ثابت کردیم، شما پیرو چه کسی هستید؟ روایت در منابع شما هست خودتان بروید روایت را پیدا کنید مصادرش را که

«خذوا نصف دينكم او شطر دينكم من الحميراء»

بروید نصف دین تان را یا بخشی از دین تان را از حمیراء بگیرید از عایشه بگیرید شما پیرو عایشه هستید من هم روایت از منابع اهل سنت خدمت تان می خوانم هفته پیش هم خواندم که ببینید عایشه در عزاداری ها چیکار می کرد، در کتاب های شما با سند صحیح.

مجری:

الآن این شد یک جواب جدید به مولوی نقش بندی درست است؟

استاد یزدانی:

دقیقاً جواب دیگری به ایشان می دهیم؛ شما پیرو عایشه هستید بیایید به روایت عایشه عمل کنید به روایت ام المؤمنین همسر پیغمبر عمل کنید سند روایت هم صحیح است «مسند احمد بن حنبل» امام حنابله و بزرگ شما، جلد شماره 18، چاپ دارالحدیث قاهره، صفحه شماره 199 که محقق هم می گوید:

«إسناده صحیح»

مسند احمد بن حنبل، چاپ دارالحدیث قاهره، ج 18، ص 199

می گوید وقتی پیغمبر از دنیا رفت سرش روی زانوی من بود

«فمن سفهی وحداثة سنی أن رسول الله قبض وهو فی حجری ثم وضعت رأسه علی وسادة»

من سنم کم بود اشتباه کردم وقتی پیغمبر از دنیا رفت سرش را از زانوی خودم برداشتم روی بالشت گذاشتم

این کار اشتباهی بود

«وقمت ألتدم من النساء وأضرب وجهی»

بلند شدم همراه سایر زن ها لطمه زدم و به صورت خودم زدم

لدم زدم؛ ما هفته پیش «لدم» را معنی کردیم «لدم» یعنی دو دستی به صورتت بزنی طوری که صدایش را همه بشنوند، ببینید من باز مستندش را خدمت تان نشان بدهم؛ در کتاب «لسان العرب» آقای إبن منظور جلد شماره 12، صفحه 539 همان ماده «لدم»:

لدم: یعنی اینکه زن به سینه خودش بزند به صورت خودش بزند

«والتدم النساء إذا ضربن وجوههن فی المآتم»

«والتدام النساء: ضربهن صدورهن و وجوههن فی النیاحة»

لسان العرب، إبن منظور، ج 12، ص 539

باز در کتاب «فقه اللغة» آقای ثعالبی جلد اول صفحه 330  لدم را معنی کرده که یعنی دو دستی کسی به صورت خودش بزند و محقق هم در پاورقی گفته طوری که صدایش را

«اللدم: ضرب المرأة النائحة صدرها»

به سر و صورت خودش بزند

فقه اللغة، ثعالبی، ج 1، ص 330

شما پیرو چه کسی هستید؟ پیرو امام حسین هستید؟ نه، ثابت کردیم طبق مبانی تان نیستید شما پیرو عایشه هستید عایشه هم سینه زده شما چرا پیروی نمی کنید از او؟ چرا حرفش را قبول نمی کنید؟ چرا سینه نمی زنید مثل او؟ هم در وفات پیغمبر سینه زده هم در وفات پدرش أبوبکر مجلس نوحه تشکیل داده و نوحه خوانده و سینه زدند آنجا، شما چرا قبول نمی کنید؟ اگر واقعاً دنبال شریعت هستید دنبال دیانت هستید شریعت اسلام این را می گوید شیعه و سنی سند صحیح داریم که سینه زنی جایز هست و شما باید سینه بزنی، اگر نمی زنی شما به دین اسلام عمل نمی کنی، در خدمت تان هستم.

مجری:

خیلی ممنونیم از جناب استاد یزدانی عزیز.

استاد یزدانی عزیز اگر اجازه بفرمایید باهم بروم کلیپ شماره 185 را تماشا بکنیم.

کلیپ 185:

اما در مورد لباس سیاه پوشیدن که اینها سیاه می پوشند به اسم دین و به اسم اسلام در حالی که در اسلام چنین چیزی نیست، ببینیم که روایاتی که خودشان دارند چه می گویند، این روایت را ببینید

«قد سئل الإمام عن الصلاة فی القلنسوة السودا»

از امام پرسیدند در رابطه با نماز خواندن در رابطه با کلاه سیاه

«فقال لا تصل فیها فإنّها لباس اهل النار»

ایشان گفتند در کلاه سیاه نماز نخوانید، این لباس جهنمیان است

لباس سیاه لباس جهنمیان است شما این کار را نکنید،

من لایحضره الفقه، وسائل الشیعه، نجاة الأمه

باز هم روایت دیگری، روایت را ببینید،

«عن امیرالمؤمنین علی فیما علم اصحابه انه قال»

از امیر المؤمنی علی بن ابی طالب در آن چیزی که به یارانش آموزش داد اینطور گفت

«لا تلبسوا السواد فإنه لباس فرعون»

لباس سیاه نپوشید که این لباس فرعون و فرعونیان است،

من لا یحضره الفقیه، وسائل الشیعه، بحار الأنوار،

باز هم در بحار الأنوار آمدره که

«کان ابلیس اول من ناح و اول من تغنی و اول من حدی»

ابلیس نخستین کسی بود که نوحه خواند و اولین کسی بود که غنی و موسقی خواند

«و اول من حدی»

و اولین کسی بود که حدی خواند

حالا این حدا بحث خواص خودش را دارد، خب اینها همه روایاتی هستند که با اساس اسلام همخوانی دارند، و با اساس اسلام مشکلی ندارند برعکس روایات دیگری که آخوندها ذکر می کنند که خیلی مشکل دارند، روایت دیگری را نقل بکینم که اینها را برای عوام شیعه می گویند، برای توده های شیعه می گویند، برای کسانی که آخوندها به راحتی فریب شان می دهند.

مجری:

خب استاد یزدانی کلیپ را به اتفاق به تماشا نشستیم ایشان دراین کلیپ مطرح می کند که پوشیدن لباس سیاه طبق مبنای شیعیان با سه روایتی که مطرح می کند اشکال دارد و اگر ما لباس سیاه می پوشیم برای عزای ابا عبد الله کار مشکل داری  داریم انجام می دهیم.

استاد یزدانی:

بله البته دوتا روایت یکی از روایاتش ربطی به بحث سیاه پوشی نداشت، نوحه خوانی و اینها بود.

هردو روایتی که خواند پشت سر هم در کتاب من «لایحضره الفقیه»، مرحوم شیخ صدوق، جلد 1، صفحه 251، نقل شده، این روایت اول که ایشان خواند که از امام صادق سؤال شد در باره کسی که در نماز کلاه سیاه بپوشد، امام صادق گفت نه، نپوش، چون لباس اهل جهنم است، و روایت بعدی هم، باز 767 روایت بعدی که باز از امیر المؤمنین نقل شده که لباس سیاه نپوشید چون لباس فرعون است، خب از آقای ترش آبی سؤال می کنیم آیا این دوتا روایت سند دارد؟ یا مرسل است، خب روایتی که سندی ندارد، چرا شما می خواهید با یک روایت ضعیف بر ما چیزی را تحمیل بکنید، اولاً سند ندارد، ثانیاً اصلاً ربطی به بحث عزا داری ندارد، بحث نماز است، در نماز کلاه سیاه ما بپوشیم یا نپوشیم، می گویند در نماز نپوشید، اصلاً باب هم همین است، باب کراهت آن چیزهایی که مکروه است در لباس مصلی، لباس نمازگزار چه چیزهایی مکروه است، اصلاً بحث بحث همین است، که ما در نماز چه چیزهایی برایمان مکروه است، چه چیزهایی برای ما مکروه نیست، اصلاً بحث این است ربطی به بحث عزاداری ندارد، سندش هم ضعیف است همانطور که مرحوم صاحب جواهر در جلد8 کتاب جواهر الکلام صفحه 233 می گوید همه روایاتی که در این زمینه وارد شده همه از نظر سندی ضعیف هستند، اگر هم معتبر باشد بحث کراهت را ثابت می کند در بحث خاصی مثل نماز، کراهت را در نماز ثابت می کند، خب چه ربطی به بحث عزاداری دارد، یعنی اینقدر آدم استلالش ضعیف باشد و دستش خالی باشد که بخواهد به همچین روایتی استدلال کند، از آنطرف ما سند صحیح داریم که زنان اهل بیت (ع) برای امام حسین در محضرت امام سجاد لباس سیاه پوشیدند، در کتاب «المحاسن» نویسنده محقق ابی جعفر محمد بن خالد برقی، متوفای 280، جلد2، صفحه 195، روایتی که سندش صحیح است،

«لما قتل الحسین بن علی (ع)»

وقتی امام حسین به شهادت رسید

المحاسن، ابی جعفر محمد بن خالد برقی، ج 2، ص 195

«لبسن نساء بنی هاشم السواد»

زنان بنی هاشم لباس سیاه پوشیدند

«و کان علی بن الحسین (ع) یعمل لهن الطعام للمعتام»

اینها لباس سیاه پوشیده بودند عزاداری می کردند و امام زین العابدین هم برای آنها غذا درست می کرد

در محضر امام زین العابدین زنان بنی هاشم لباس سیاه پوشیدند. سند روایت معتبر است اگر اشکالی در سندش می بینید بیایید برای ما بگویید، خب این روایت برای ما حجت است این روایت صحیح است برای ما، این روایت ثابت می کند که در عزاداری امام حسین می شود لباس سیاه پوشید، و امام سجاد برای این سیاه پوش ها خدمت می کرده، خود امام شیعه برای سیاه پوش های سید الشهدا (ع) خدمت می کرده، و برای آنها غذا می پخته و غذا می برده که آنها فقط مشغول عزاداری باشند. و روایت زیاد است باز غیر از این در کتاب بحار الأنوار هم روایت دیگری است که بعد از شهادت امام حسین (ع) وقتی یزید اجازه داد که اینها آزاد باشند و هر کاری که می خواهند انجام بدهند، می خواهند بروند و می خواهند چکار کنند، می گوید

«لم تبق هاشمیة و لا قرشیة إلا و لبست السواد علی الحسین»

همه زنهایی که آنجا بودند هاشمی بودند یا قرشی بودند همه لباس سیاه پوشیدند در عزای امام حسین

بحار الأنوار

لباس سیاه نماد عزاداری است، نماد حزن و اندوه است، اصلاً چرا بنی العباس لباس سیاه می پوشیدند؟ شعارشان لباس سیاه بود؟ چرا همه از دم پرچم شان سیاه بود؟ برای اینکه می گفتند ما عزادار امام حسین (ع)، هر چند دروغ می گفتند، ولی لباس سیاهی که آنها پوشیده بودند مشخص می شود که در آن زمان لباس سیاه نماد عزاداری بوده، حتی علمای اهل سنت، فتوا دادند که لباس سیاه نماد عزاداری است، و می شود در عزداری پوشید این کتاب، «سبل السلام شرح بلوغ المرام» امیر صنعانی است ، که اصل کتاب برای آقای عسقلانی است، ولی این شرح مال محمد بن اسماعیل صنعانی است متوفی 1182، است، از سلفی ها است، جلد 3، چاپ مکتبة المعارف ریاض، چاپ اول، در سال 1427، چاپ شده، صفحه548، می گوید ابن عبد البر گفته

«و قال ابن عبد البر اجمع العلماء علی انه لا یجوز للحاد لبس ثیاب المعصفرة و للمصبوغة إلا ما صبغ بسواد»

همه علما اجماع دارند، زنی که عزادار است، شوهرش مرده حق ندارد لباس رنگی بپوشد، فقط آن لباسی که با رنگ سیاه است

سبل السلام شرح بلوغ المرام، امیر صنعانی، چاپ مکتبة المعارف، ریاض، چاپ اول، سال 1427، ج 3، ص 548

مالک هم اجازه داده شافعی هم اجازه داده،

«لکونه لایتخذ لزینه»

لباس سیاه لباس زینت نیست

«بل هو من لباس حزن»

لباس سیاه لباس غم و اندوه است،

این اجماع علمای شما است، که می گوید آدم در زمان غم و اندوه لباس سیاه بپوشد، و لباس رنگی نپوشد، اما شما چکار می کنید؟ شما در عزاداری هایتان چکار می کنید؟

مجری:

این کارشناس آقای ترش آبی نه طبق مبنای شیعه توانست اشکال بکند، چون روایت صحیح السند نبود، نه حتی به مبانی خودشان ملتزم بود درست است؟

استاد یزدانی:

دقیقاً همین است، باز ما روایت فراوان در منابع اهل سنت داریم که پیغمبر دستور می داد به زنها، لباس سیاه بپوشید در آن سه روز اولی که شوهرتان از دنیا رفته حتماً باید لباس سیاه بپوشید،

مجری:

مزید بر این همانطور که شما فرمودید بر فرضی هم که باشد، اولاً در خصوص صلاة است ثانیاً حتی اگر بخواهیم قبول کنیم کراهت را ثابت می کند.

استاد یزدانی:

بله، حالا آنکه روایت شیعه بود، حالا ببینیم در منابع اهل سنت ما سند صحیح یا روایت صحیح داریم که پیغمبر دستور می داد لباس سیاه بپوشید؟  الأحادیث الصحیحه، آقای محمد ناصر الدین البانی، جلد 7، چاپ مکتبة معارف ریاض، در سال 1422، چاپ شده که پیغمبر اسلام به اسماء بنت امیس، همسر جعفر طیار که بعد از شهادتش به او دستور داد

«تسلّبی ثلاثاً»

سه روز عزادار باشد

الأحادیث الصحیحه، محمد ناصر الدین البانی، مکتبة المعارف، الریاض، سال 1422، ج 7

بعد از آن هرکاری خواستی انجام بده، و بعد این را توضیح می دهد آقای البانی می گوید سندش صحیح است تمام شرایط بخاری ومسلم دارد، تسلبی یعنی چه؟ لباس عزا بپوش، لباس عزا چیست؟

«هو ثوب الأسود»

لباس سیاه است

پیغمبر به او گفته؛ اما بحث های دیگری هم دارد که فرصتش نیست من به آن بپردازم، از این روایت ثابت می شود که لباس سیاه لباس عزا است، باید حداقل در آن سه روز بپوشد بعد از آن هم آزاد است که می تواند بپوشد، می تواند عزادار باشد، ما مستند زیاد داریم در باره عزاداری و لباس سیاه پوشی فراوان است، من فکر می کنم به همین اندازه کافی باشد. جمع بندی بکنم، ایشان گفت لباس سیاه طبق دوتا روایت جایز نیست از اسلام نیست، هردوتا روایت سندش ضعیف بود، از آنطرف ما روایت صحیح داشتیم در محضر ائمه (ع) زنان بنی هاشم لباس سیاه پوشیدند، در شام همانجا عزاداری کردند لباس سیاه پوشیدند، علمای اهل سنت هم اجماع دارند که لباس سیاه لباس حزن و عزاداری است و زن حق ندارد در عزاداری لباس رنگی بپوشد فقط لباس سیاه می تواند بپوشد.

مجری:

خیلی ممنون فکر می کنم، آن نکته ای هم که اول فرمودید وقتی انسان دستش خالی باشد مجبور می شود همچین اشکالاتی را مطرح بکند.

استاد اگر اجازه بفرمایید برویم کلیپ شماره 186را با هم تماشا بکنیم.

کلیپ 186:

- آقای ترش آبی جسارتاً تماس گرفتم خدمت تان که بعنوان یک کارشناس دینی از شما بپرسم که حکم بوسیدن خاک کربلا و تربت کربلا چیست؟

+ چیز جائزی نیست

- عذر خواهی می کنم جناب آقای ترش آبی شما و ما صراحتاً می گوییم که برای ما فقط کتاب الله و سنتی است، این درست است یا نه؟

+ بله کتاب الله و سنت رسول الله

-  و سنت پیامبر خلاصه می شود در سه چیز فعل، قول و تقریر، و بالاترین اینها فعل پیامبر است، یعنی فعلی که خود پیامبر انجام دادند، و ما بعنوان حدیث صحیح هم در مستدرک حاکم داریم و جناب ذهبی هم ایشان تصحیح کردند و می گویند این حدیث صحیح است، می گوید جبرئیل برای پیامبر مشتی خاک از تربت کربلا آورده بود، و ایشان هم آن را می بوسیدند، در مستدرک علی الصحیحین،

+ خانم رضایی عبارت عربی اش را بخوانید

-  بله، «و فی یده تربت حمراء یقتلها»

+ و فی یدیه

_ تربت حمراء

+ «تربت حمراء یقبلها» شما که فرمودید که من کارشناس هستم، ولی به هر اشکال ندارد من

_ عذر خواهی می کنم من فرمودم شما کارشناس هستید، فرمودم از شما بعنوان یک کارشناس دینی سؤال دارم

+ درست است، حالا من نگاه بکنم این حدیث را اگر بتوانم بیاورم، و ببینیم که وضعیت این روایتی که شما می خوانید چه وضعیتی دارد که بتوانیم با هم به یک توافقی برسیم. متأسفانه اینها مرتب دارند زنگ می زنند امیدوارم بتوانم این روایت را بیاورم خدمت تان، و توضیح بدهم.

من مقدمتاً تا وقتی که مطلب خدمت بینندگان عزیز می آورم، یاد آوری بکنم، که تا جایی که من سراغ دارم در رابطه با سند این روایت علما صحبت کردند و گفتند که سند این روایت ضعیف است، و من خدمت شما همینجا یاد آوری بکنم که هر روایتی را که حاکم در مستدرک تصریح بکند و حتی امام ذهبی (ره) در رابطه با آن روایت بگوید که صحیح است معنی اش این نیست  که قطعاً آن روایت صحیح است بلکه چه بسا،

- جناب ترش آبی وقتی فردی مثل جناب حاکم و امام ذهبی روایت را تصحیح می کنند و تأیید می کنند خب برای ما این دیگر باید حجت باشد، پس دیگر ما وقتی به همچین عالمانی رجوع نکنیم باید از چه کسی روایت صحیح را بشنویم پس؟

+ ببینید در میان اهل سنت، من این توضیح را خدمت شما بدهم که اینطور نیست که اگر یک عالم دو عالم رأی دادند، حتماً اهل سنت آن رأی آنها را صد در صد قبول می کنند و می پذیرند و می گویند که این درست است، اصلاً اینطوری نیست بلکه اهل سنت بر این باور هستند که حدیث باید بررسی بشود و پیرامونش صحبت بشود و این است که اگر یک نفر یا دو نفر یا ده نفر هم تصحیح کرده باشند وقتی دلایلی وجود داشته باشد که حدیث ضعیف است، آن حدیث به صورت قطع ضعیف خواهد بود، و از آن پیروی نمی شود.

- اگر شما تصحیح جناب ذهبی را نشان بدهید و دلایل ضعف حدیث را هم بفرمایید من ممنون می شوم

+ متشکر امیدوارم بتوانم متأسفانه وقت در پایان وقت است، یعنی ما وقت مان کاملاً به پایان رسیده و شما در پایان وقت آمدید، ولی باز یک بار دیگر تکرار بکنم که تا جایی که من می دانم روایت ضعیف است و دلایل ضعف روایت را بتوانم خدمت تان بیاورم و نقل بکنم، خدمت بینندگان عزیز، امیدوارم من می خواهم روایت را بیاورم بینندگان مرتباً دارند زنگ می زنند و روی واست ساپ زنگ می زنند و روایت آوردنش دچار مشکل شد،

- اگر شما مستدرک علی الصحیحین جلد4 و...

+ نه مستدرک را من می دانم، که روایت است، وجود دارد حاکم هم تصحیحش کرده، ذهبی هم تصحیحش کرده، من می خواهم خدمت تان بیاورم که در رابطه با این روایت حرف و حدیث های دیگری هم وجود دارد و تنها حرف حاکم

- بله درست است جناب ترش آبی شما کارشناس هستید و من فقط یک مخاطب و بیننده ساده هستم بعنوان یک سؤال آمدم از شما پرسیدم اما  تا جایی که ذهن بنده همراهی می کند، تصورات بنده این است که شرط صحیح بودن یک روایت این است که عالمی که ثقه هست و مثلاً کسی که تصدیق می کند مثل امام ذهبی روایت صحیح و مستندی را ارائه می کنند نه اینکه حتماً با تفکرات و افکار و عقاید ما سازگاری داشته باشد.

+ بسیار خب ما وقت مان به پایان رسید خانم رضایی من هم اینجا نتوانستم آرای علما را بیاورم حتماً در فرصت دیگر در برنامه دیگر من این موضوع را توضیح خواهم داد.

- بله امیدوارم که همین کار را بکنید ممنون.

+ صد در صد مطمئن باشید خدا یا رو نگهدار تان.

مجری:

خب بینندگان عزیز با هم تماشا کردیم کلیپ را، استاد یزدانی من جمله ای نمی توانم بگویم فقط یک جمله میتوانم بگویم چرا اینطوری کرد؟

استاد یزدانی:

واقعاً عجیب است، همان اول تا بیننده یک سؤال از او می پرسد چون این مطلب موافق مذهب شیعه است، سریع موضع می گیرد نه جایز نیست این کار درست نیست، وقتی روایت برایش می خواند اینقدر معطل می کند نزدیک شش دقیقه و خورده ای معطل کرد تا وقت برنامه اش تمام شد و روایت را نتوانست بیاورد، روایت می دانست کجا است در مستدرک علی الصحیحین حاکم است، می دانست که حاکم تصحیح کرده میدانست که ذهبی هم تصحیح کرده، ولی دنبال یک اشکال بود که یک اشکالی بر سند روایت پیدا کند، پیدا نکرد ، همینطور گشت و گشت و گشت وقت خودش را هم تلف کرده وقت بیننده را هم گرفت وقت ما را هم گرفت، واقعاً این چطور فتوا دادنی است، خب این چه مذهبی است که شما اینطوری میخواهید فتوا بدهید.

حالا من روایت را خدمت تان نشان می دهم بینندگان عزیز نگاه کنند در کتاب «المستدرک علی الصحیحین» آقای حاکم نیشابوری جلد4، چاپ دارالکتب علمیه بیروت، چاپ دوم، چاپ 1422، صفحه 440، دقیقاً همان آدرسی که آن بیننده بزگروار گفتند، از ام سلمه که پیغمبر بزگوار اسلام یک شبی  می خواست برای خوابیدن برود نمی توانست درست بخوابد، از این پهلو به آن پهلو بیدار می شد می خوابید حالت راحتی نداشت، تا آنجایی که می گوید

«و فی یده تربت حمراءٌ یقبلها»

دیدم پیامبر بزگوار اسلام یک خاک سرخی در دستش هست و این را می بوسد

المستدرک علی الصحیحین، حاکم نیشابوری، دار الکتاب علمیه بیروت، چاپ دوم، چاپ 1422، ج4، ص 440

سؤا کردم

«ما هذه التربت یا رسول الله»

این چه خاکی است ای پیغمبر

فرمود

«اخبرنی جبریل (ع) أن هذا یقتل بأرض العراق للحسین (ع)»

جبرئیل به من خبر داد این خاک کربلا است خاک عراق است، و امام حسین آجا به شهادت می رسد.

گفتم از آن خاک به من نشان بده و از آن خاک آورد و پیغمبر این خاک را داشت در یک شیشه ای ریخته بود و به دست ام سلمه داده بود که هر وقت این خاک تبدیل به خون شد آن لحظه است که امام حسین به شهادت خواهد رسید و همینطور هم شد.

مجری:

یک سؤال می توانم اینجا مطرح بکنم؟ چون دارید سند روایت را بررسی می کنید شاید مخاطبی نداند چرا آقای ترشابی اینقدر حیران شد در جواب دادن و ترسید از اینکه روایت را بیاورد؟ چرا؟ مگر این روایت چه دارد برای وهابیت؟

استاد یزدانی:

خیلی واضح است این روایت تقدس خاک کربلا را ثابت می کند خاک کربلا را پیغمبر بوسیده 50 سال حداقل قبل از شهادت امام حسین، حالا که ما برویم مهر امام حسین را داشته باشیم ببوسیم اینها می گویند نه درست نیست جایز نیست، سند در منابع اهل سنت است آقای حاکم نیشابوری می گوید:

«هذا حدیث صحیح علی شرط الشیخین ولم یخرجاه»

و آقای ذهبی هم می گوید سند روایت شرایط بخاری و مسلم را دارد، سند روایت صحیح است واضح و روشن ثابت می کند که خاک کربلا با همۀ خاک های عالَم فرق دارد این خاک کربلا است یک جای است که سیدالشهدا (ع) به شهادت رسیده، جای است جبرئیل از خاک کربلا برده برای پیغمبر و پیغمبر این را امانت گذاشته دست همسرش ام سلمه، تا روز عاشورا هم دست حضرت ام سلمه بوده و این خاک غیر از خاک شما است غیر از خاک های جاهای دیگر است خیلی فرق دارد و بوسیدنش هم هیچ اشکالی ندارد بلکه مستحب است همانطوری که پیغمبر بوسیده ما هم باید ببوسیم آن را، باید احترام کنیم این خاک را، این خاک می تواند سجده گاه ما باشد و چه بهتر که این خاک سجده گاه ما باشد و اینجاست که بالا رفت پاین رفت می گوید واتساپ به من زنگ می زنند نشد من نشان بدهم، در واست ساب چون تماس می گیرند نشد نشان بدهم.

مجری:

البته جالب است که راوی این روایت همسر پیغمبر هستند یک خانم هستند، و کسی هم که در این برنامه آقای ترش آبی را به چالش کشید خانمی بودند که تماس گرفتند، و این برایم خیلی جالب بود، و اصلاً بیشتر از اینکه خیلی روی اصل روایت باشد، حالت چهره اش حیرتش برای مخاطب روشن بود.

استاد یزدانی:

نمی توانست قطع کند نمی توانست نشان بدهد، این مانده بود اینقدر نگه داشت تماس را خب این بیننده هم زرنگ بود از او سؤال می پرسید تا برنامه اش تمام شد کلاً حالا از آنطرف به واتسابش زنگ می آمد، ما که ندیدیم چه هست.

مجری:

خب اگر جواب ندارد به نظرم خیلی رک و صریح بگوید که من جوابی ندارم برای این سؤال

استاد یزدانی:

بله خیلی سخت نیست که، مشکل نیست که آدم بگوید من فعلاً نخواندم هفته بعد زنگ بزن؛ نه حرام است بوسیدن خاک کربلا درست نیست، بعد روایت برایش می آورد، و اینطوری گاف می دهد و اینطور مشکل ساز می شود.

مجری:

خیلی ممنون استاد یزدانی عزیز. استاد یکی از بینندگان مان سؤال کردند در خصوص اینکه فرمودند استاد یزدانی در خصوص عزاداری و گریه در منابع اهل سنت مدارکی را مطرح فرمودند، سؤال من این است که برای گریه حضرت سید الشهدا در منابع اهل سنت روایت و سندی وجود دارد یا خیر؟

استاد یزدانی:

بله ما هفته پیش هم این روایت را نشان دادیم، باز هم این روایت را نشان می دهم، بله خب این را بارها و بارها بررسی سندی کردیم این روایت را در منابع اهل سنت با سند معتبر نقل شده که احمد بن حنبل امام حنابله این روایت را در کتاب «فضائل الصحابه» خودش نقل کرده، با تحقیق آقای وصی الله بن محمد عباس، چاپ دار بن جوزی، جلد1، صفحه 840، روایت 1154، که ایشان نقل می کند از احمد بن اسرائیل که می گوید

«رأیت فی کتاب احمد بن محمد بن حنبل به خط یده»

من این روایت را از کتاب احمد بن حنبل دیدم که با دست خط خودش بود

فضائل الصحابه، تحقیق وصی الله بن محمد عباس، دار بن جوزی، ج1، ص 840، روایت 1154

از اسود بن عامر ابو عبدالرحمن، از ربیع بن منظر از پدرش که می گفت

«کان حسین بن علی یقول»

حسین بن علی می گفت

وقتی کان بر سر فعل مضارع وارد می شود استمرار را ثابت می کند

«من دمعتا عیناه فینا دمعة او قطرت عیناه فینا قطرة آتاه الله عز و جل الجنة»

هر کس چشمش یک قطره اشک برای ما بریزد همان یک قطره باعث می شود که خداوند او را در بهشت جای بدهد

ببینید این روایت را چه کسی نقل کرده است، امام حنابله بزرگ حنابله و بزرگ اهل حدیث که همه سلفی ها خودشان را به اهل حدیث منتسب می کنند و اهل حدیث هم از احمد بن حنبل نشأت گرفته است، همین روایت را آقای ملا علی قاری حنفی بزرگ احناف در در کتاب «مرقات المفاتیح» خودش جلد11 چاپ دار الکتب العلمیه بیروت لبنان، صفحه 315، از کتاب مناقب احمد بن حنبل نقل کرده است و هیچ اشکالی هم به سندش نگرفته است، همینطور در کتاب «ذخایر العقبی» امام ابی عباس احمد بن محمد بن طبری مکی این روایت نقل شده صفحه 52، از همان سندی که آقای احمد بن حنبل می گوید، می گوید احمد بن حنبل این روایت را در کتاب خودش نقل کرده پس باز در کتاب های دیگر هم نقل کردند دقیقاً همین روایت را که از مناقب، کتاب «استجلاب الإرتقاء الغرف» نویسنده آقای سخاوی، سخاوی از بزرگان تاریخ اینها است، تحقیق آقای خالد بن احمد  الصمی بابطین، جلد 1، چاپ دار البشائر الإسلامیه، صفحه 431، همین روایت را نقل می کند  که از امام حسین نقل شده که هر کس یک قطره اشک برای ما بریزد

«آتاه الله عزوجل الجنة»

استجلاب الإرتقاء الغرف، سخاوی، دار البشائر الإسلامیه، ج 1، ص 431

می گوید این روایت را احمد بن حنبل در مناقب خودش نقل کرده و محقق می گوید تمام روایان این روایت ثقه هستند غیر از آقای شیخ ابی بکر قطیعی که این ناشناس است، می گوید این احمد اسرائیل این شیخ ابی بکر قطیعی ناشناس است، پس اشکالی به سندش گرفته، حالا من تک تک روات این را برایتان بررسی می کنم، اشکال به احمد اسرائیل شیخ القطیعی بود من برایش ثابت می کنم که این آقا هم مجهول نیست، کتاب «تلقیح فهوم اهل اثر» ابن جوزی معروف متوفی 597، صفحه 369،آقای ابوبکر احمد بن سلیمان بن حسن النجاد را می گوید

«روی عنه ابو حفص بن شاهین هو احمد بن سلیمان بن حسن بن فلان بن فلان»

تلقیح فهوم اهل اثر، ابن جوزی، ص 369

ایشان همان احمد بن اسماعیل است؛ حالا در کتاب خطیب بغدادی می رویم شرح حال این آقا را می بینیم، فهمیدیم که این آقای احمد بن اسماعیل شیخ القطیعی اسم اصلی اش ابوبکر  احمد بن سلیمان بن حسن نجاد است و در کتاب «الموضح الاوهام» آقای خطیب بغدادی جلد 2، صفحه 440، همین آقای احمد بن سلیمان بن حسن نجاد را ببینید چه می گوید

«هو احمد بن سلیمان بن حسن بن اسرائیل یونس، فنسبه عمر إلی جد جده»

به جد جد خودش نسبت داده شده و معروف شده به احمد بن اسرائیل

الموضح الأوهام، خطیب بغدادی، ج 2، ص 440

و آقای ذهبی در «تذکرة الحفاظ» خودش می گوید

«کان صدوقا عارفاً؛ النجاد الإمام الحافظ الفیه شیخ العلماء ببغداد ابوبکر احمد بن سلمان بن حسن بن اسرائیل بغدادی الحنبلی»

تذکرة الحفاظ، ذهبی

که خطیب بغدادی می گوید

«کان صدوقاً عارفاً»

پس آن آقایی که اینها می گفتند مجهول است هم صدوق است هم عارف است  هم امام است هم حافظ است هم فقیه است هم شیخ العلماء است، این اقا در کتاب احمد بن حنبل دیده و سند روایت کاملاً صحیح است و ثابت می کند که گریه برای امام حسین ثوابش بهشت است.

مجری:

خیلی ممنون استاد یزدانی عزیز؛ یک بیننده ای استاد پیام فرستادند، آقای غلام رضا از کرج نوشته که پشت بعضی از ماشین ها می نویسند که گشتم نبود نگرد نیست، آقای ترش آبی نگرد نیست ما هم دیگر به حسب وظیفه پیام این بیننده را خواندیم خدمت آقای ترش آبی. خب جناب آقای عباس زاده از کرمان پشت خط هستند سلام علیکم آقای عباس زاده.

بیننده:

سلام علیکم خدمت آقای یزدانی، آقای یزدانی الآن چند وقتی است در شبکه کلمه یک سره می گویند که علی نتوانست از خانمش دفاع کند، خلافتش را غصب کردند اصلاً حضرت علی را بعنوان یک آدم ضعیف معرفی می کنند.

مجری:

اقای عباس زاده عزیز می شود یک کم شمرده تر و واضح تر بیان بفرمایید هم صدایتان ضعیف است هم شمرده تر بیان بفرمایید

بیننده:

بله می گویم چند وقتی است در شبکه کلمه تقریباً دو سه هفته ای هست چه آقای عقیل هاشمی چه ترش آبی چه دیگر اساتیدی که هستند یک سره دارند می گویند که شیعه می گوید حضرت علی نتوانست از خانمش دفاع کند، دخترش را غصب کردند، خلافتش را غصب کردند، و دخترش را به غنیمت بردند، و یک سره دارند اینها را تکرار می کنند، الآن دقیقاً سه هفته است که من کلیپ های اینها را می بینم دارند این را تکرار می کنند که شیعه حضرت علی را بعنوان یک آدم  ضعیف معرفی می کنند، چطور می شود حضرت علی امام اینها باشد، شما با چه استدلالی می خواهید از حضرت علی دفاع کنید ، شما که اعتراف تان دارد ضعف حضرت علی را نشان می دهد.

مجری:

خیلی ممنونم اقای عباس زاده از تماس تان از کرمان.

استاد سؤال بیننده را شنیدیم می گویند که در شکبه های وهابی مدعی شدند که شیعیان با مسائلی که مطرح  می کنند ضعف حضرت علی را دارند نشان می دهند و ادعای مطرح کردند که حضرت علی نتوانسته از همسرش دفاع بکند یا دخترش را به غنیمت بردند که حالا من نمی دانم این را چطور گفتند و این مسائل را مطرح کردند.

استاد یزدانی:

ما که در ایام فاطمیه مفصل این مسئله را بررسی کردیم و بحث کردیم الآن هم می توانند برنامه های ایام فاطمیه را ببینند هم بقیه اساتید هم بنده مفصل این را بحث کردیم و اصلاً این مطلب ثابت می کند امیرالمؤمنین خیلی شجاع هست اتفاقاً، ما روایت در منابع شیعه و سنی داریم که امیرالمؤمنین مأمور به صبر بوده پیغمبر به او دستور داده همچین قضیه ی اتفاق می افتد هم روایات شیعه داریم فراوان، هم روایات اهل سنت که پیغمبر به امیرالمؤمنین دستور می دهد تو وظیفه ات صبر است، امیرالمؤمنین در چنین موقعیتی وقتی حمله کردند به خانه اش، می ماند از هوای نفس خودش تبیعت کند یا از دستور پیغمبر که دستور خدا هست در واقع؟ صبر کند یا از هوای نفس خودش پیروی کند با اینها بجنگد؟ امیرالمؤمنین صبر می کنند و خود امیرالمؤمنین فرمودند:

«أشجَعُ النّاسِ مَن غَلَبَ هَواهُ»

شجاع ترین شخص کسی هست که بر هوای نفس خودش غلبه کند

امیرالمؤمنینی که قلعه خیبر را آنطور تنهایی فتح کرد و در قلعه خیبر را آنطور از جا کند می توانست با اینها ولی دستور دستور پیغمبر است، می توانست همۀ اینها را نابود کند ولی پیغمبر به او دستور داده برای اینکه مردم امتحان بشوند، مردم شناخته بشوند، خوب از بد شناخته بشود، اینجا امیرالمؤمنین صبر کرد همانطور که خود پیغمبر صبر کرد؛ مگر اینهمه پیغمبر را در مکه اذیت و آزار کردند.

مجری:

نشان ضعف پیغمبر که نبود.

استاد یزانی:

نه، پیغمبر مگر شجاع نبود؟ نعوذ باالله پیغمبر مگر غیرت نداشت وقتی زنان مسلمان را جلوی رویش کتک می زدند؟ حتی سمیه مادر عمار یاسر را با بدترین وضعیت فجیع ترین وضعیت جلوی پیغمبر به شهادت رساندند و با سر نیزه به زیر شکمش زدند و او را به شهادت رساندند، پیغمبر نعوذ باالله شجاع نبود با غیرت نبود که دفاع کند؟ یا حتی روایت داریم که سر حضرت زهرا (س) را أبو جهل و دار و دسته اش شکستند در مکه ولی پیغمبر هیچ کاری نکرد تا برسد روزش که بتواند انتقام بگیرد و انتقامش را گرفت در جنگ بدر از أبوجهل و همینطور ما اینهمه روایت صحیح داریم که پیغمبر به عثمان دستور داد صبر کن؛ همان اتفاقاتی که برای امیرالمؤمنین افتاده بود برای عثمان هم افتاد چون عثمان هم جزء حمله کنندگان هست به خانه امیرالمؤمنین، همان اتفاقات برای خودش افتاد حمله کردند به خانه اش، در خانه اش را آتش زدند به زور وارد خانه اش شدند البته برای عثمان خیلی فاجعه بارتر بود دوتا از همسرانش آنجا بودند همسرانش را کتک زدند به هر حال کارهای بدی کردند آنجا، اتفاقات بدی افتاد اهل سنت با سند صحیح در منابع خودشان نقل کردند که صحابه چیکارهای بدی کردند با همسران عثمان ولی عثمان هیچ کاری نمی کرد صبر می کرد قرآن می خواند، به او می گفتند اجازه بده ما با اینها بجنگیم، می گفت نه، پیغمبر به من گفته صبر کن من صبر می کنم و إبن تیمیه این صبر عثمان را می گوید از بزرگترین فضائلش هست، چطور صبر عثمان از بزرگترین فضائلش هست از امیرالمؤمنین که می رسد می گویند نه شجاع نبوده نغوذ باالله غیرت نداشته؟ این حرف ها درست نیست البته مفصلش را باید بروند در همان برنامه ها ببینند مستندات را ما کاملاً آنجا ارائه دادیم.

 بحث ازدواج ام کلثوم را هم ما بارها جواب دادیم این افتخار ندارد که پدر زن پدر بزرگ یک شخصی بیاید به خواستگاریش و او را با آن کارهای که انجام داد با او ازدواج کند و بعد افتخار کنید شما، چون ام کلثوم کوچکترین دختر حضرت زهرا هست، پدر بزرگ ام کلثوم یعنی رسول خدا (ص) داماد عمر بن خطاب است، یعنی عمر بن خطاب پدر زن پدر بزرگ حضرت ام کلثوم هست این ازدواج چه افتخاری دارد؟ این ازدواج طبیعی است؟ با اینکه خودشما با سند صحیح نقل کردید وقتی خلیفه دوم به خواستگاری حضرت زهرا آمد پیغمبر دست رد به سینه اش زد قبول نکرد، چرا قبول نکرد؟ گفت تو خیلی سن ات بالا است تطابق سنی بین شما و حضرت زهرا وجود ندارد، چطور شده که بعد از اینهمه سال خلیفه دوم دوباره آمده با ام کلثوم کوچکترین دختر حضرت زهرا؟ هم سن شده مگر؟ سنش بالاتر می رفته یا کمتر می شده؟ اینکه نمی شود که، به هر حال آن را هم ما مفصل جای دیگر جواب دادیم و خیلی واضح و روشن، این افتخار ندارد برای شما و حالا کارهای اتفاق های دیگری که افتاده باید سر جای خودش بررسی بشود، از ازدواج ام کلثوم با خلیفه دوم هیچ چیزی نصیب شما نمی شود بلکه بیشتر به ضرر شما است.

مجری:

خیلی ممنونیم از پاسخگویی جناب استاد یزدانی عزیز و از تماس این بیننده عزیز و محترم مان از کرمان، خیلی ممنونیم بینندگان عزیز که تا به این لحظه با ما همراه بودید، تا برنامه دیگر شما را به خدای بزرگ می سپاریم، یا علی مدد شب تان بخیر.

 

 


  
  • مصطفی سرگزی

    15 شهریور 1400 - ساعت 02:50

    عالی فقط زمان رو اگه میشه بیشتر کنید و کلیپ های بیشتری پخش شود بهتر است شبکه های وهابی روزی ۷ یا ۸ ساعت فقط شبهه پراکنی میکنند وجدانهای بسیاری رو به انحراف میکشن اگه میشه وقت برنامه رو بیشتر کنید

    0 0

کلمه طیبه>

شبکه ولی عصر ، کلمه طیبه ، استاد یزدانی ،