مهدی یار حجت الاسلام و المسلمین هوشیار

قسمت پنجاهم برنامه مهدی یار با کارشناسی حجت الاسلام و المسلمین هوشیار
با موضوع مهدویت و نقد مدعیان دروغین


بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ:1400/06/26

برنامه:مهدی یار

مجری:

الهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

بسم الله الرحمن الرحیم

عرض سلام و ادب و احترام دارم خدمت یکایک شما بینندگان عزیز شبکه جهانی حضرت ولی عصر شب جمعۀتان بخیر باشد به برنامه خودتان خوش آمدید در خدمت شما هستیم با جمعه دیگر و برنامه مهدی یار با محوریت سخنان جناب استاد هوشیار، قبل از هر چیز عرض سلام و ادب و احترامی دارم خدمت جناب استاد هوشیار و خوش آمد می گویم؛ جناب استاد سلام علیکم خوش آمدید.

استاد هوشیار:

سلام علیکم و رحمة الله

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ اللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی كُلِّ سَاعَةٍ وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناًحَتَّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا.

بنده هم عرض سلام دارم خدمت شما دوست عزیز و بزرگوار و همچنین عرض سلام دارم خدمت بینندگان محترم و گرامی برنامه مهدی یار، إن شاءالله که در خدمت تان خواهیم بود با بحث های پیرامون علائم ظهور حضرت صاحب العصر و الزمان (ع).

مجری:

إن شاءالله، بینندگان عزیزی که دنبال می کنند برنامه ما را به رسم هر جمعه ما مباحثی را در برنامه مهدی یار داریم پیرامون مباحث مرتبط با بحث ظهور و مهدویت در ابعاد گوناگون آن، کارشناسان محترم برنامه در خدمت شان هستیم مباحثی را طرح می کنند و امشب هم در خدمت جناب استاد هوشیار هستیم، جناب استاد هوشیار! در مبحث مهدویت یکی از چیزهای که الآن خیلی مطرح می شود و وضعیت فعلی را در واقع به نحوی خیلی ها مدت مدیدی هست شاید بیش از یک صد سال باشد که سر زبان ها افتاده و با ظهور این جامعه مدرن هر چه علایمش بیشتر پدیدار می شود در جامعه ما دم از آخرالزمان زده می شود در روایات اسلامی ما هم علایمی بر شمرده شده برای مبحث ظهور و علایم ظهور به کرات گفته می شود و شنیده می شود و خیلی جاها به آن استناد می شود، مباحث مختلفی را می شود پی گرفت راجع به علایم ظهور، من ابتداً از شما درخواست دارم که این را برای بینندگان ما مطرح بفرمایید که آیا اصولاً ما به عنوان شیعه اهل بیت در بحث علایم ظهور باید تا چه حد به این علایم بپردازیم و آیا اصولاً ما باید این پیگیری علایم را محور کارمان قرار بدهیم یا بالاخره ما می گوییم ما وظایفی داریم و فقهی داریم شریعتی داریم وظیفه خودمان را انجام دهیم؟ به چه نحو است؟

استاد هوشیار:

بله سؤال خیلی خوبی بود که به نظرم می آید که آغاز بحث مان از این سؤال بسیار پسندیده و خوب باشد إن شاءالله، متأسفانه مدتی است که یک عدۀ دنبال بحث های آخرالزمانی هستند حالا صرف این بحث های آخرالزمانی بد نیست اشکالی ندارد یک بحث علمی است اما اینکه همه توجه ها را ما بیاییم به سمت مباحث آخرالزمانی ببریم و به قدر افراط بکنیم در این مسئله که آن تکالیف مان فراموش بشود که یک عدۀ اصلاً از آن زندگی خودشان را جدا بدانند من دیده ام از کسانی که دانشجوی دکتری بودند اینها رفتند انصراف دادند، گفتیم آقا خانم چرا انصراف می دهید؟ گفتند که آقای فلانی گفته که دیگر کم مانده به ظهور ما هم که ظهور می خواهد بشود به چه دردمان می خورد که مدرک دکترا بگیریم نمی دانم مهندس بشویم فلان بشویم، یعنی گاهی در این مباحث به قدر افراط می شود که اشخاص آن تکالیف خودشان را فراموش می کنند و همۀ ذهن ها می رود به سمت آن مقصدی که امروز دیگر خودمان آماده رسیدن به آن مقصد نکردیم یعنی ما به دنبال مقصدی هستیم که هیچ آمادگی برای رسیدن به آن مقصد در خودمان به وجود نیاوردیم، کسی می گوید من می خواهم بروم تهران؛ رفتن به تهران خیلی خوب است، تهران چقدر مسافتش هست؟ اینقدر است، این را خیلی خوب است بدانید الآن چقدر آمادگی داری؟ با چه چیزی می خواهی بروی برسی به آنجا؟ کسی که همۀ اینها را فراموش بکند و آن لوازم را فراموش بکند آن لوازم مسافرت را فراموش بکند آن تکلیف الآنش را فراموش بکند و فقط به آن مقصد فکر بکند این فرد قطعاً به آن مقصد نخواهد رسید، قطعاً نمی رسد چون آماده نیست که، مثل کوهنوردی که بدون هیچ لوازمی بلند شده برای کوهنوردی رفته با خودش لباس نبرده کفش مناسب نبرده لوازم کوهنوردی را فراموش کرده فقط به دنبال کوه رفتن است که من تطبیق خواهم داد در تاریخ هم خیلی این مصیبت ها گریبان گیر شیعیان شده است گریبان گیر مسلمین شده است که بدون هیچ آمادگی گاهی آمده اند وارد فضاهای شدند که تاریخ را عوض کردند با این اشتباه شان لذا آن سؤال خوب شما را من اینطور بگویم و شما هم اشاره کردید به این مسئله؛ آیا ما در این عصر تکلیف مدار هستیم به توصیه روایات یا نشانه مدار هستیم؟ یعنی باید تکلیف محور باشیم یا نشانه محور باشیم به عبارت دیگر؟ دوباره به یک عبارت دیگر آیا ما فقط دنبال این نشانه ها باشیم که اتفاق افتاد این حادثه شد این حدیث با آن حادثه منطبق هست دنبال اینها باشیم؟ فقط تابلوها را ببینیم؟ یا نه دنبال تکالیفی که خود روایات به ما سفارش کردند دنبال آن باید باشیم؟ هیچ روایتی ما را سفارش به این نکرده که بروید و علایم ظهور مهدی را یاد بگیرید، سفارشی نداریم ما برای این کار، حالا ممکن است کسی بگوید سفارش نشدیم پس حضرات معصومین (ع) برای چه این علایم را گفته اند؟ این پاسخ دوم را می طلبد فعلاً بماند من جواب می دهم، اما حالا ابتدای بحث مان آیا اساساً ما روایتی داریم که بگوید که بروید علایم ظهور را بشناسید؟ که اگر شما علایم ظهور را شناختید رستگار خواهید شد؟ که اگر شما علایم ظهور را شناختید به یک مقصد و به یک جایگاهی می رسید؟ نه اینها را به ما نگفتند، پس چه گفتند به ما؟ به ما آن تکلیف را گفتند یک تکلیفی که گاهی ما غافل شدیم از آنها، یک تکلیف بسیار بزرگ، نه تنها ما غافل شدیم بلکه مسلمین در عصر سایر ائمه معصومین (ع) هم از آن غافل شدند؛ آن چه است؟ آن معرفت امام است، در باره معرفت امام ده ها روایت وجود دارد در منابع معتبر شیعه و حتی در باره معرفت امام در زمان ظهور امام مهدی (ع) یا قبل از ظهور یا بگوییم در زمان غیبت حضرت صاحب (ع) هم ما چقدر روایت داریم مثلاً من یک روایت را برای تان بخوانم که جناب کلینی در کتاب «کافی شریف» یک بابی را باز کرده فقط برای بیان این روایت ها و تکرار مضمون هم دارد:

«بسم الله الرحمن الرحیم إعرف إمامک»

امامت را برو بشناس

کتاب شریف کافی، شیخ کلینی

«فَإِنَّكَ إِذَا عَرَفْتَ إِمَامَكَ لَمْ يَضُرَّكَ تَقَدَّمَ هَذَا اَلْأَمْرُ أَوْ تَأَخَّرَ»

می فرماید برو امامت را بشناس که اگر تو امامت را بشناسی

«لَمْ يَضُرَّكَ تَقَدَّمَ هَذَا اَلْأَمْرُ أَوْ تَأَخَّرَ»

برای تو فرقی نخواهد کرد واقعاً که این امر (امر ظهور) جلو بیفتد یا عقب بیفتد

این حرف امام صادق است این سخن مبارک ایشان است فراد منِ هوشیار را متهم نکنید که فلانی می گوید که نه ظهور را رها کنید؛ ما هم اصلاً این را نمی گوییم اصلاً ما نمی گوییم، دعا کنید برای ظهور، دعا می کنیم برای ظهور، از خدا مهدی فاطمه را ما طلب می کنیم گریه می کنیم برایش، دلتنگ امام زمان هستیم ما، تا می توانید شب دعا کنید تا می توانید روز دعا کنید و خود این دعا کردن خودش فرج دارد خودشی فرجی بر شما دارد که حضرات فرمودند دیگر اینها مضمون روایات است اما امام صادق فرمود خودت را به این طرف و آن طرف نزن، مفضل سؤال کرد گفت که یابن رسول الله فرج شما فرج مهدی شما ظهور مهدی شما چه زمانی خواهد بود؟ می دانید چه پاسخ داد؟ خیلی پاسخ عجیبی؛ فرمود ای مفضل آیا تو از آن کسانی هستی که اراده دنیا کردی؟ بدان که تو اگر امامت را بشناسی دیگر بی نیاز از همه چیز هستی، ای مفضل اگر تو معرفت به امام زمانت داشته باشی و ظهور را نبینی، عین روایت است این، و مرگ تو را دریابد تو کانند کسی هستی که از سرداران لشکر امام زمان هستی، بعد می گوید نه سردار نه، مانند وزرای امام زمان هستی، بعد می گوید نه مانند وزرا هم نه، تو مانند کسی هستی که در محضر رسول اکرم به شهادت رسیده، چه مقام بالای دارد، می گوید اگر معرفت باشد، حالا اگر معرفت نباشد و امام زمان را درک بکنی انسان می شود شمر بن ذی الجوشن، مگر شمر بن ذی الجوشن امام زمانش را زیارت نکرد؟ نزدیک ترین حالت را شاید او داشت به امام زمانش در آن زمانی که می خواست امامش را شهید بکند، نزدیک، اما چون بی معرفت بود چیکار کرد؟ امام را شهید کرد چون معرفت نداشته، پس صرف دیدار ملاک نیست صرف معرفت ملاک است که این را روایات به ما اکیداً توصیه کردند که بروید امام تان را بشناسید «إعرف إمامک» و بروید روایات متعددی که در منابع معتبر شیعه درباره این مسئله داریم را ببینید

 «إعرف إمامک فإنک إذا عرفت إمامک»

که اگر تو امامت را بشناسی

«لَمْ يَضُرَّكَ تَقَدَّمَ هَذَا اَلْأَمْرُ»

جلو بیفتد این ظهور

«أَوْ تَأَخَّرَ»

یا عقب بیفتد

اما ما چیکار می کنیم؟ تمام فکر و ذهن مان را از معرفت امام جدا کردیم رفتیم دنبال این و آن که ببینیم بله در مدینه پسر بچۀ را کشتند در روایت هم گفته که اگر قتل غلامی به مدینه شد پس مژده ظهور را می دهم به شما، پس این همان است فثبت امروز یا فردا امام زمان ظهور می کند و هر آن کسی که دنبال چنین بحث های باشد به فتوای امام صادق (ع) جزو مستعجلین هست که مفضل سؤال کرد آقا مستعجلین چه کسانی هستند که شما فرمودید «هلک المستعجلون»؟ اینها چه کسانی هستند هر کسی که در امر مهدی عجله می کند جزو مستعجلون است که حتماً هلاک می شود؟ فرمودند آن کسانی که همیشه سؤال می پرسند ظهور چه زمانی خواهد بود؟ چرا ظهور نشد؟ چگونه خواهیم فهمید که ظهور شد؟ فرمود کسانی که همیشه این سؤال را تکرار می کنند آنها مستعجل هستند آنها عجله کننده هستند و آنها هلاک می شوند، این حرف امام صادق (ع) هست حالا اگر کسی می خواهد خُرده بر ما بگیرد این کار را انجام ندهد چون من روایت می خوانم برای عزیزان و یک سری زبان ها یک سری حنجره ها یک سری قلم ها که نمی دانم با چه غرضی دارند این بحث را این مسئله را ترویج می دهند بحث معرفت امام را کلاً کنار گذاشتند و آمدند ذهن های مردم را به سمت این نشانه ها فقط مشغول می کنند و بگویم به شما هر فرقه انحرافی که در طول تاریخ آمده حتماً از قِبَل همین نشانه ها آمده یک عده را منحرف کرده، ما دنبال تکلیف خودمان باشیم این را امام فرموده تو کارت را انجام بده تو معرفت امام پیدا کن و اطاعت هم کن چون در چندین روایت همان باب را ببینید می فرماید که امامت را بشناس و از او اطاعت بکن، من از عجبم که بعضی ها می گویند ما إن شاءالله امام زمان ظهور کرد در رکاب آقا ما شمشیر می خواهیم بزنیم ما می خواهیم بجنگیم، إن شاءالله ما حضرت را که دیدیم چنان خدمتی بکنیم به حضرت که در طول تاریخ کسی نظیر آن را ندیده باشد؛ من در پاسخ چنین افرادی که خیلی هم با نیت صادقانه می گویند این حرف را اشکال ندارد، من می خواهم اصلاح کنم این دیدگاه را؛ اصلاً نگویید این حرف را، امام زمان نرفته که روزی بیاید که تو خدمتش بکنی، امام زمان هست الآن هست امام زمان، او هست ما و شما او را نمی بینیم، پس وقتی خود امام زمان هست یک سری تکالیفی هم وجود دارد که امروز من و شما باید مجدانه دنبال شناخت امام، شناخت تکالیف مان نسبت به امام و به دنبال اطاعت از امام زمان مان باشیم، من به نظرم می آید که یک باری إن شاءالله اگر توفیق داشتیم خدمت عزیزان برسیم که در باره کارهای که مال امام زمان هست و الآن روی زمین هست و شاید هم کسی این کارها را انجام نمی دهد صحبت بکنیم بگوییم چقدر کار روی زمین مانده و امام زمان (ع) دست یاری به سمت ما دراز کرده، مگر در دعای عهد نمی خوانیم خدایا ما را از کسانی قرار بده

«وَالْمُحامِينَ عَنْهُ»

از حمایت کنندگان حضرت باشیم بسم الله، الآن باید او را حمایت کنیم الآن باید اطاعت از امام زمان بکنیم، اگر نگاه مان این باشد می شویم تکلیف محور، دیگر دنبال این نشانه ها اینها نمی رویم که هیچ روایتی ما را به شناخت این نشانه ها توصیه نکرده اما همۀ روایات به ما سفارش کردند اکیداً آقا تکالیف ات را انجام بده، این تکالیف زیاد هستند که عرض کردم در بعد اجتماعی تکالیفی ما داریم، در بعد سیاسی تکالیفی ما داریم، در بعد فردی تکالیفی داریم، اینها الآن بحث الآن ما نیست بعداً صحبت می کنیم با عزیزان مان، اما در پاسخ به سؤال عزیزمان ما باید امروز تکلیف محور باشیم نه نشانه محور که خیلی ها از قِبَل همین نشانه محور بودن ها متأسفانه به انحراف رفتند و فرقه های انحرافی هم همۀشان از این آبشخور خودشان را سیرآب می کنند.

مجری:

بسیار خوب خیلی ممنون از پاسخ جامع شما، جناب استاد من برای خودم وقتی می بینم بالاخره علاقه مندان به حضرت حجت را که چقدر خالصانه در همین مسجد جمکران قم که آدم مشرف می شود می بیند که به چه صورت تضرع می کنند و اشک می ریزند در فراق حضرت و در تمنای وصال حضرت هستند و خیلی ها بعضاً عمری از آنها گذشته محاسنی سفید کردند موی سری سفید کردند و من می خواهم بگویم به نحوی آدم وقتی اینقدر مشتاق هست شاید نتواند که بی توجه باشد به علایم، حالا شما فرمایش داشتید که در روایات شیعه حضرات معصومین سفارش نکردند که ما برویم فرا بگیریم علایم را، در واقع یک شیفت پارادایمی کردید شما از فراگیری علایم ظهور به معرفت امام و انجام تکالیف، یعنی به جای اینکه ما دنبال نشانه ها باشیم برویم معرفت امام مان را افزایش بدهیم و تکالیف مان را انجام بدهیم، ولی با این دغدغه ما چه کنیم جناب استاد؟ بالاخره عاشقان دلشان طاقت نمی آورند بالاخره می بینند اینها را.

استاد هوشیار:

ببینید عاشق باید عاقل هم باشد عشقی که با عقل گره نخورد این عشق نیست شاید حوس است، چرا ما بعد از هزار و اندی سال به اهل کوفه می گوییم شما بی وفا بودید؟ چرا می گوییم به آنها؟ مشکلی داریم با آنها؟ نه، یک اتفاق بد افتاد که اینها عاشقانه امام شان را طلب کردند اما چون با عقل شان چون با معرفت شان این عشق شان گره نخورده بود اسمش شد حوس، یک حوس مقدس بود، این حوس مقدس بود که کوفیان را وادار کرد برای امام حسین نامه بنویسند آقا بیا، آقا هم آمد، سفیر خودش را فرستاد اتفاق افتاد اما چون این یک عشق الهی نبود که گره خورده باشد با معرفت که گره خورده باشد با عقلانیت، حسین بن علی تنها ماند، اگر اهل کوفه در زمان خودش آن معرفت به امام را کسب می کردند عارف به حق حسین بن علی بودند چه اتفاقی می افتاد؟ اصلاً شما ببینید به قدر در این اعصار مختلف معرفت به امام سطح اش کم بوده پایین بوده که بعضی از رفتارهای که بعضی از نزدیکان امام ها ائمه معصومین با ائمه معصومین داشتند خیلی برای ما عجیب می آید یعنی گاهی می بینیم که فردی مثلاً به نام محمد بن حنفیه ایشان می آید با رفتن امام حسین (ع) مخالفت می کند یا شوهر حضرت زینب (سلام الله علیها) مخالفت می کنند با امام حسین، این مخالفت کردن که آقا تو نرو تو را می کشند این یعنی چه؟ یعنی من اعتماد به تدبیر حسین بن علی دارم یا ندارم؟ یعنی تدبیر ندارم و از سر دلسوزی اتفاقاً، آقا نرو تو را می کشند، این یعنی بصیرت؟ نه این بصیرت نیست بصریت مال عباس بن علی است که می گوید آقا کجا برویم؟ چشم برویم، این یعنی بصیرت، اعتماد صد در صد به امام خودش دارد عباس، اما آن یکی دیگر که اسم خودش را محب هم گذاشته از سر دلسوزی می گوید آقا نرو تو را می کشند نامه هم می نویسد آقا نرو، آقا می گوید نه من باید بروم و آقا جواب شان را از آنجا می نویسند، آنهای که می گویند ما محب هستیم اما با معرفت شان گره نخورده مسئلۀشان  این یک هوس مقدس است عشق نیست، اسم عشقم حیف است رویش بگذاریم، چون عشق در قاموس ما شیعیان چیزی است که با معرفت اجین شده لذا آن کسی که واقعاً عشق و علاقه حقیقی به صاحب الزمان دارد برود دنبال معرفت امام، امامش را بشناسد که اگر امامش را نشناسد روزی امامش ظهور بکند ممکن است در مقابل او بایستد، مگر یهودیان مگر مسیحیان اینها منتظر پیامبر اکرم نبودند؟ بودند، پیامبر اکرم مبعوث شد مگر نشناختند او را؟ شناختند خیلی هم خوب شناختند که قرآن کریم فرمود، «یعرفونه کما یعرفون ابنائهم» پیامبر را شناختند به پیامبری «کما یعرفون أبنائهم» همان طوری که انسان بچه خودش را می شناسد، اینطور شناختند اما، «إن فریقاً منهم لیکتمون الحق و هم یعلمون» عده ای از اینها آمدند کتمان حق کردند، چرا؟ چون معرفت نداشتند، چون عشق حقیقی نداشتند ، چون هوس مقدس داشتند ولو اینکه سالها آمده بودند اینها در مکه چون شنیده بودند که پیامبر آخر الزمان از مکه می آید، آنجا ساکن شده بودند یک عده شان از دنیا رفته بودند، بچه های آنها مانده بود، بچه هایشان هم شاید از دنیا رفته بودند نسل به نسل مرده بودن یک عده ای از این منتظران پیامبر اکرم زنده بودند که اینها هم پیامبر را دیدند  شناختند، کما یعرفون أبنائهم هم شناختند اما کتمانش کردند، چرا کتمانش کردند؟ چون معرفت نداشتند همه دغدغه روایات این است، من دهها روایت از منابع معتبر شیعه برایتان می خوانم که همه این روایت ها گفتند برو معرفت امام، معرفت امام، و نصف بیشتر این روایات معرفتی برای امام زمان برای زمان غیبت مهدی فاطمه است که من یک رویاتر ا برای شما خواندم، که می گوید برو امامت را بشناس که اگر تو بشناسی، «لم یضرک تقدم هذا الأمر» جلو بیافتد «او تأخر» عقب بیافتد. تو چکار داری تو تکلیفت را انجام بده، ما تکلیف را انجام می دهیم و دست خداوند است، او هر زمانی که خواست ظهور مهدی را رقم می زند اگر این رفتار ما این تکالیف ما تأثیر گذاشت به ظهور حضرت الحمد الله، یعنی اگر هم شما می خواهید ظهور جلو بیافتد و اگر معتقد به این هستید که با تکالیف ما با رفتارهای خوب ما ظهور جلو می افتد خب بسم الله ما هم همین را می گوییم، برویم تکلیف مان را انجام بدهیم در ابعاد مختلف ، سیاسی و اجتماعی و فردی و فلان که اگر خداوند در نظر گرفت که این رفتار ما این افعال ما تأثیر به ظهور بگذارد، خب می گذارد دست او است دست من که نیست،  اما مهم این است که این کار را انجام بدهیم و آمادگی برای ظهور داشته باشیم ،شما اگر سخنرانی های اخیر مقام معظم رهبری را هم گوش بدهید که حتماً این اتفاق بیافتد می بینید ایشان مکرر می فرمایند که، آمادگی برای ظهور آن منجی عالم بشریت، آن خورشید عظمای ولایت در بیانیه گام دوم انقلاب هم عین همین روایت را تصریح کردند ما باید آماده باشیم و تکلیفی که روایات به عهده ما گذاشتند این است؛ با معرفت شو حالا هر زمانی که حضرت صاحب الزمان را خداوند متعال به مصلحت دانستند ظهورش را رقم می زنند، اگر رفتار خوب ما تأثیر می گذارد به جلو افتادن حضرت، این کار را انجام دهیم بسم الله معطل نکنیم خودمان را با این نشانه و با آن نشانه و حالا نمی دانم فلانی آمده فلانی رفته، ملخ های سرخ در کجا دیده شده، فلان جا زمین فلان شده، با اینها ذهن خودمان را مشغول نکنیم، من یک مثال بزنم؛ دید بعضی ها هستند که می روند مهمانی غذا را هم آوردند بعد به جای اینکه با اصل غذا مشغول بشوند با سالاد و بحث های حاشیه ای مشغول می شوند بعد زمان هم تمام می شود می آیند سفره را جمع می کنند و این آقا گشنه می ماند، ما یک عده اینطوری هستیم یعنی از آن متن از آن اصل گاهی غافل می شویم ذهن مان را با چیزهای حاشیه ای مشغول می کنیم که ذرۀ برای ما ارزش نخواهد داشت البته من در بحث علایم ظهور که بحث اصلی ما خواهد بود در بخش دوم توضیح مفصل خواهم داد.

مجری:

بسیار خوب بحث جذابی هست این علایم ظهور من حالا سؤالاتی دارم که در بخش بعدی از جناب استاد می پرسیم.

جناب استاد سؤالی را من کردم در قسمت اول برنامه اینکه آیا ما در بحث علایم ظهور باید نشانه گرا باشیم و علایم را پیگیری بکنیم یا نه؟ شما فرمودید که در روایات ما سفارشی به فراگیری علایم نشده و حتی در بعضی از احادیث ممانعت شده به نحوی که اگر این کار را بکنید از مستعجلین هستید که یک سره پیگیر این علایم باشید و فرمودید که آن چیزی که به آن تأکید شده اینکه ما وظایف مان را انجام بدهیم و در رأس این وظایف معرفت امام را ما در صددش باشیم، سؤالی که اینجا به صورت طبیعی پیش می آید این است که اصولاً این علایم که تعدادشان هم کم شمار نیست و به کرات گفته شده توسط حضرات معصومین، اصولاً چرا بیان شده؟ و چرا نقل کردند این روایات را؟ 13 قرن پیش 14 قرن پیش چرا اینها را برای شیعیان و مسلمین بیان کردند و به زبان آوردند؟ اگر قرار نیست که ما اینها را تطبیق بدهیم و شیعیان و منتظران به شرایط عصر خودشان اینها را منطبق کنند پس چرا گفتند این ها را؟

استاد هوشیار:

من یک توضیحی در باره فضای کلی روایات علائمی خدمت شما عرض بکنم و همراهان گرامی که ببینیم اساساً روایاتی که برای ما می خوانند در کتاب ها می بینیم در بحث علایم ظهور اوضاع اینها چگونه هست؟ ببینید تقریباً، حالا من با یک بررسی عرض می کنم تقریباً را می گویم من درصد گیری نکردم با همان در واقع اتکاء به آن مقدار کاری که روی روایات مربوط به علایم ظهور و اینها انجام دادم یک درصد تخمینی عرض می کنم خدمت شما؛ تقریباً 95 درصد از روایات مربوط به علایم ظهور در منابع اهل سنت است، تقریباً 95 درصد که این 95 درصد آن هم تقریباً این را عرض بکنم که باز هم 90 درصد آن روایاتی از اهل سنت هست که از معصوم صادر نشده یعنی از پیامبر اکرم نبوده یا از امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) هم نقل روایت نکردند، از أرتات بوده از أبو هریره بوده از کعب الأحبار بوده و از سایرین، از صحابه بوده که طبیعتاً اینها برای ما حجت نمی تواند باشد، حالا آنهای که مثلاً از رسول اکرم بوده یا از امیرالمؤمنین اینها چگونه است؟ که اینها را من با یک تفصیلی عرض خواهم کرد که ما اصلاً به اینها اتکاء می کنیم اتکاء نمی کنیم، پس 95 درصد از روایات مربوط به علایم ظهوری که در سر زبان ها همیشه گفته می شود اینها مال اهل سنت است در منابع اهل سنت است و جناب سید بن طاوس آمدند یک کاری انجام دادند که من می گویم دلیل کارشان هم چه بوده، آمدند سه کتاب از اهل سنت را که در باره بحث علایم ظهور هست را جمع کردند تبدیل به یک کتاب کردند به نام «التشریف بالمنن» یا همان «الملاحم والفتن» إبن طاووس، یکی از این کتاب ها کتاب نُعَیم بن حماد بوده «الملاحم والفتن» نُعَیم بن حماد، یکی از این کتاب ها «الملاحم  و الفتن» سلیلی بوده و  کتاب سوم «الملاحم و الفتن» بزاز بوده که آمده این سه کتاب سنی را ایشان جمع کرده شده کتاب «التشریف بالمنن  و خودشان در مقدمه آوردند که آقا من می دانم که نویسندگان این سه کتاب از موافقین اهل بیت نبودند، اما بخاطر اینکه بگویم اهل سنت هم به امام مهدی معتقد هستند لذا من آمدم اینها را جمع کردم در این کتاب و اگر حرفی خلاف واقع گفته باشند به عهده خودشان باشد، این را در مقدمه شان آورده است، یعنی کلاً سلب مسؤلیت از خودشان کردند، اشخاصی بدون توجه به این مسئله می آیند چکار می کنند؟ می آیند روایتی را از کتاب «الملاحم و الفتن یا از همان کتاب التشریف بالمنن» ابن طاووس نقل می کنند می گویند ببینید جناب ابن طاووس در کتاب خودش این را گفته است  ،خب ابن طاووس هم شیعه بوده عالم شیعه بوده، اما غافل از اینکه این روایت برای اهل سنت است و به همین مدل روایات اهل سنت در بحث مهدویت ورود پیدا کرده به منابع شیعه و آمده اصلاً از اصل هم اصل تر شده متأسفانه مثلاً آن روایت «الموتؤن للمهدی» که یک عده ای می آیند زمینه را فراهم می کنند برای مهدی (عج) خب این روایت برای نعیم بن حماد است، ابن طاووس هم این روایت را در کتابش آورده است، این روایت به قدری شهرت پیدا کرده که به هر کسی در این باره می خواهیم حرفی بزنیم صحبتی بکنیم، اولین حرفی که می زند این روایت را می خواند می گوید پس این روایت چیست؟ می گوییم این روایت مال اهل سنت است.

مجری:

چه است مضمون روایت؟

استاد هوشیار:

همان روایتی که می گوید یک عدۀ جمع می شوند و زمینه را فراهم می کنند برای ظهور مهدی (علیه السلام) با لفظ «الموطئون للمهدي» با این عنوان، این مال اهل سنت است مال شیعه نیست اما در کتاب های معاصر خیلی می بینیم که اینها را نقل می کنند.

می ماند پنج درصد از روایات مربوط به علایم ظهور که در منابع شیعه هست و از شیعه هست و این پنج درصد من توضیح مفصل خواهم داد که این پنج درصد را ما چگونه تحلیل می کنیم، یعنی جای هر قطعه از پازل را در این روایت پنج درصدی که مال شیعه هست مشخص می کنیم اما آیا این پنج درصدی که ما به آن معتقد هستیم اینها روایاتی هستند که قابل اعتماد اند یا نه به صرف یک تک روایتی، یعنی از متفردات است؟ در یکی از کتب شیعه آمده است که این را هم من یک در واقع آنالیز کرده ام سه درصد روایات مربوط به علایم ظهور از این پنج درصد چه اند؟ اینها متفردات اند یعنی تک روایتی است، یک تک روایت، محل استناد و اعتبار نیست، ما هیچ گاه با یک تک روایت نمی توانیم معتقد به چیزی بشویم یعنی اصلاً خبر واحد هر سه نوع آن در بحث های اعتقادی بنا به نظر علمای شیعه هیچ چایگاهی ندارد در بحث اعتقادی، حالا چه برسد به اینکه خبر واحد عزیز باشد یا خبر واحد غریب باشد تک روایتی است که اصلاً نمی شود به آن اعتماد کرد حالا بگذریم از سند آن که اغلب سندشان اوضاع اش خراب است، یک تک روایتی است و این یک تک روایت به قدری گاهی شهرت پیدا می کند که آن اصل، به عنوان مثال در کتاب «الزام الناصب» مال 120 سال پیش است این کتاب، روایتی را ایشان (آقای حائری) آورده و می گوید که زمانی که امام مهدی (علیه السلام) ظهور فرمودند

«مستنداً إلی الکعبه»

 تکیه می کند به کعبه

الزام الناصب، آقای حائری

و پنج تا ندا می دهد

«علی یا أهل العالَم أن جدی الحسین قتلوه عطشانا، قتلوه عریانا»

تا آخر، ما می رویم نگاه می کنیم می گوییم این روایت قبل از این کتاب در کدام منبع حدیثی آمده؟ می رویم می گردیم در هیچ کتابی پیدایش نمی کنیم،  یعنی 120 سال پیش کتابی نوشته شده برای اولین بار این پنج ندا را آنجا آورده و قبل از ایشان هیچ کسی نه علامه مجلسی با آن وسعت تتبع اش، نه کتب اربعه ما با آن عمق شان هیچ کدام این روایت را نیاورده اند و در همین «الزام الناصب» هم معلوم نیست از کدام امام گفته سند هم ندارد یک روایت است ببینید چقدر شهرت پیدا کرده چه سناریوهای را برای این یک تک روایت بدون سند بدون اصل می سازند در حالی که ما در روایات داریم روایات معتبر شیعه تکرار مضمون شده در منابع معتبر در باره خطبه امام زمان (ع) وقتی که ظهور می کنند تکیه به کعبه می کنند خطبۀ می خوانند که در آن خطبۀ که آمده در آن روایت معتبر هیچ حرفی از این پنج ندا به میان نیامده است هیچ اشارۀ هم به امام حسین (ع) هم نکرده است و نخواهد کرد و جالب است که آن روایات معتبر با سند صحیح در منابع معتبر هیچ جا گفته نمی شود، این یک تک روایتی که سند ندارد مال 120 سال پیش است همه جا گفته می شود و چقدر هم شهرت پیدا کرده.

مجری:

چقدر هم شعر برایش سرودند.

استاد هوشیار:

چقدر شعر برایش سرودند و چقدر سناریو ساختند که ما بخاطر اینکه امام حسین را به جهان بشناسانیم باید این کار را انجام بدهیم که وقتی امام مهدی آمد گفت «إن جدی الحسین قتلوه عطشانا» مردم بگویند مرادش همان حسین است که به ما معرفی کردند، چقدر سناریو برایش درست کردند در حالی که روایات مربوط به خطبه امام زمان اصلاً هیچ تشابهی با این ندارد و هیچ جا هم گفته نمی شود؛ معتبر هست، تکرار مضمون دارد و فلان، یعنی همه آن لوازمات حدیثی که ما را به آن می رساند که این حدیث قطعی الصدور از معصوم است را در آنجا می بینیم در این نمی بینیم و عرض کردم سه درصد از این میزانی که عرض کردم متفرداتی هستند که قابل اعتماد نیست مثلاً یک آن این است، یک موردش این است، موارد من زیاد در ذهن دارم اما چون نمی خواهم مخاطبین را اذیت بکنیم با بعضی از مطالب لذا من می گذرم اینها، می ماند همان یک مقدار خاص که من روی آن دو درصد می خواهم صحبت کنیم تازه، یعنی اصل بحث ما روی دو درصد است که پازل ما با این دو درصد چگونه تکمیل می شود، این تا اینجای بحث مان، اگر تا اینجا سؤالی شما عزیزمان می خواهید مطرح کنید بفرمایید چون من می خواهم یک فضای دیگر را باز کنیم آن چیزی که به عنوان علایم محتوم و غیر محتوم در جامعه مطرح است در جامعه نخبگانی هم گاهی مطرح است آنجا روی آن دو درصد از روایات با همدیگر صحبت بکنیم و پیش برویم إن شاءالله.

مجری:

بسیار خوب پس من یک جمع بندی بکنم تا اینجا برای بینندگان؛ 95 درصد از روایات شد آنهای که از طریق اهل سنت اصولاً نقل شده و آن پنج درصد باقی مانده هم که در منابع شیعه هست سه درصدش از منفردات هست که به لحاظ اعتقادی و طبق اصول فقه شیعه یا هر منهجی که علما در پیش می گیرند در عالَم تشیع در مباحث اعتقادی نمی شود به آنها استناد کرد به منفردات و خیلی های شان هم که فرمودید اساساً مثل این روایت معروف که کلاً 120 سال قدمت دارد، می ماند دو درصد روایت معتبر که در منابع شیعه یافت می شود و محل اعتنا هستند؛ چیکار کنیم ما با این؟

استاد هوشیار:

ببینید من یک نکتۀ را عرض می کنم خدمت شما و آن هم این هست که یک سؤال؛ اساساً قبل از ظهور امام زمان (علیه السلام) آیا ما نشانۀ خواهیم داشت یا نه؟ قبل از ظهور آیا ما نشانۀ خواهیم داشت یا نه؟ یا اینکه ظهور ناگهانی اتفاق می افتد بغتتاً اتفاق می افتد؟ می رویم محضر روایات ببینید بحث های مربوط به ظهور امام زمان (علیه السلام) مباحث توقیفی است و ما از خود نمی توانیم حرفی بزنیم اینها امور توقیفی هستند اگر امام صادق (ع) فرمود این چنین خواهد بود، این چنین خواهد بود من نمی توانم با ذهن ناقص خودم بیایم علامتی بسازم، من نمی توانم بیایم نشانه بسازم، من نمی توانم با حدس و گمان و اینطور چیزها بیایم برای شما نکتۀ در باره ظهور بگویم، پس ما می رویم سراغ روایات محضر امام صادق (ع)؛ رفتیم محضر روایات؛ یابن رسول الله آیا قبل از ظهور مهدی (علیه السلام) نشانه ای خواهد بود که ما با آن نشانه مهدی شما را بشناسیم یا نه؟ فرمودند نه

«مَثَلُهُ کَمَثَلِ السَّاعَةِ لا تَأْتِیکُمْ إِلَّا بَغْتَةً»

مثل ظهور مهدی ما مثل ساعت قیامت هست که بر شما وارد نمی شود مگر بغتةً دفعتاً و فجعتاً، یکباره

و در روایت دیگر فرمودند که امر مهدی ما در یک شب اصلاح می شود، حتی طبق روایات امام زمان (ع) خودش از زمان ظهور خودش اطلاع ندارد ایشان طبق روایتی از امام صادق (ع) خطاب به مفضل فرمودند که ای مفضل مهدی ما به تنهایی شب هنگام می رود کنار کعبه، به تنهایی شب را صبح می کند، به تنهایی نماز می خواند جبرائیل بر او بعد از نماز نازل می شود و می گوید

«سیدی أمرُک مقبول و قولک جائز»

ظهورت بسم الله، حضرت دست بر صورت می کشد حمد خدا می کند و آنجا صیحه آسمانی را بلافاصله جناب جبرائل به صدا در می آورد، حالا من توضیح خواهم داد که این صیحه شیپور نیست صدای مثلاً بوق نیست یک پیام است یک بیان است که صحبت می کنیم، پس این کاملاً امر ناگهانی است و اقتضای امر ناگهانی چه است؟ این است که قبلش نشانۀ نباشد، می گویند فلان جوان فوت ناگهانی پیدا کرد؛ ناگهان فلانی از دنیا رفت، می گویند ناگهان یعنی دوسال بستری بود در بیمارستان؟ به او فوت ناگهانی نمی گویند، می گوییم سالم بود ورزشکار بود اندام بدن سالمی داشت یکباره دست بر قلب گذاشت و افتاد از دنیا رفت این می شود فوت ناگهانی، امور ناگهانی اقتضای شان این است که نشانه پیشین ندارند و ظهور امام مهدی (علیه السلام) هیچ نشان پیشین نخواهد داشت یعنی هیچ نشانۀ شما پیدا نمی کنید در روایات که بگوید اگر این را دیدید ده روز بعد آن ظهور مهدی فاطمه هست البته سؤالاتی الآن به ذهن عزیزان آمد در باره سفیانی که من توضیح خواهم داد که آن ماجرای که می گوید روایتی که می گوید سفیانی شش ماه، در روایتی هشت ماه قبل از ظهور می آید این چیست که من توضیح خواهم داد خدمت تان، پس طبق روایات ما، ما قبل از ظهور امام مهدی (ع) هیچ نشانۀ که معرف ظهور باشد، این را دقت بفرمایید من تصریح می کنم به این؛ هیچ نشانۀ که معرف ظهور باشد قبل از ظهور ما نخواهیم داشت، هیچ نمایندۀ از جانب امام زمان که بفرستد قبل از ظهور بگوید برو از مردم بیعت بگیر برای من نخواهد داشت، هیچ چیزی و یک باره بغتتاً اتفاق خواهد افتاد و اگر غیر از این بود با روایات، با روایات قابل توجهی مسئله در تضاد بود، امام زمان (علیه السلام) ظهورشان به امر خداون ناگهان اتفاق می افتد، حالا آن تصریحی که داشتم من این را توضیح بدهم بعد برویم بخش دوم؛ تصریح بنده به این بود؛ قبل از ظهور امام زمان (علیه السلام) هیچ نشانۀ که مُعرِف ظهور باشد نخواهیم داشت، مُعرِف یک شاخصه دارد؛ مُعرِف باید نسبت به مُعرَف اجلی باشد و اعرف باشد، من معرف شما هستم باید بینندگان گرامی بنده را بهتر از شما بشناسند که وقتی من شما را معرفی کردم بگویند بله این آقا دارد معرفی می کند اما من هم مبهم باشم شما هم مبهم باشید اینجا معرف به درد نمی خورد می گویند برو معرفی بیاور که ما بشناسیم، خود مُعرَف هم هم نمی تواند مُعرِف خودش باشد باید مُعرِفی داشته باشد اجلی ، اعرف، شناخته شده تر، هیچ نشانۀ قبل از ظهور امام زمان نداریم که دارای این شاخصه باشد که در ذهن مردم در ذهن مسلمین نسبت به امام زمان (علیه السلام) اعرف باشد، می گویند سفیانی؛ سفیانی که در ذهن مردم اعرف نیست چه سفیانی ها در طول تاریخ آمدند رفتند مردم گفتند این سفیانی است، می گویند یمانی؛ چه یمانی ها در طول تاریخ آمدند رفتند ادعا کردند ما یمانی هستیم، همین الآن ما با پنج شش تا مدعی یمانی درگیریم، همین الآن، احمد الحسن مدعی یمانی بودن است، حیدر مُشتت چاسب آل مُنشّد مدعی یمانی بودن است، عبدالحسین مرسومی مدعی یمانی بودن است، سید حسن تهامی که اخیراً چند روزی است در مکه ظهور کرده او مدعی یمانی بودن و زمینه سازی است و چقدر از اینها در تاریخ داشتیم حالا اینها معاصرها هستند که من خدمت شما می گویم، پس با یمانی و اینها اگر قبل از ظهور باشند که رویش هم بحث داریم با اینها امام زمان  را نمی شود شناخت باید دنبال یک مُعرِفی باشیم که اجلی باشد با سفیانی نمی شود با یمانی نمی شود چون خودشان در حالۀ از إبهام هستند، در باره روایت سفیانی به قدری إبهام وجود دارد بعضی ها می گویند اصلاً ما دوتا سفیانی داریم بعضی ها اصلاً می گویند ما دوتا یمانی داریم؛ این خودش شد مبهم یعنی «هذا اول الکلام» و علامت اساساً خاصیت علامت اساساً این است که باید واضح باشد شما تابلوهای جاده را ببینید تابلو به سمت بالا کاشته شده یعنی برعکس به زمین کاشته نشده در منظر و مرعای مردم است تابلو بزرگ است تابلو خوانا هست و این می شود علامت حالا اگر این تابلو را برعکس بزنند یا صفحۀ باشد که رنگش رفته باشد صورت مجاز 120تایش پاک شده باشد کسی می تواند بخاطر اینکه من از آن 120تا بیشتر رفتم من را مجازات کند؟ تابلو دیده نمی شد، اگر سفیانی اگر یمانی اگر هر آن چیز دیگر توانایی علامت بودن داشته باشد باید چه باشد؟ باید واضح باشد مبهم نباید باشد باید اعرف باشد باید اجلی باشد خودش بشناساند نه اینکه صدتا چیز دیگر پیدا بکنیم که بیاید تازه این را بشناسد یعنی صد مسئله دیگر پیدا بکنیم که بیاید تازه این را معرفی کند برای ما، ما دنبال آن مُعرِفه هستیم که من توضیح خواهم داد.

مجری:

من اینطور استنباط کردم که پس ماجرای یمانی و سفیانی جزو آن دو درصد روایات معتبر ذکر شده درست است؟

استاد هوشیار:

بله.

مجری:

حالا شاید به ذهن بینندۀ بیاید که حالا بحث یمانی و سفیانی و اینها ما دنبال تعریف منجی نیستیم توسط اینها و صرفاً یک نشانۀ هست شاید به تعبیر شما هر 50 سال 100 سال یک مدعی پیدا بشود مدعیانی پیدا بشوند یا شخصی پیدا بشود که آن نشانه ها را داشته باشد؛ در حد نشانه هم ما نمی توانیم اعتنا کنیم به اینها؟

استاد هوشیار:

چرا می توانیم، ببینید با آن نگاهی که بنده دارم عرض کردم که مُعرِف باید اجلی از مُعرَف باشد می آییم همین چند علامتی که با عنوان محتومات از آنها یاد شده یکی از آنها یمانی هست یکی سفیانی هست یکی خسف بیداء هست دیگری قتل نفس الزکیه هست و یکی هم صیحه آسمانی هست، نگاه می کنیم در بین این پنج مورد کدام یکی از اینها قابلیت این را دارد که اجلی و اعرف باشد یعنی خودش به قدری واضح است که وقتی ما آن را دیدیم و یا آن را شنیدیم دیگر یقین حاصل بشود که مهدی آمده، یا می رویم اینطور نگاه می کنیم ببینیم که در باره این پنج تا علامت در باره کدام یکی از این پنج تا علامت گفته شده که «و به یعرف صحاب هذا الأمر»؛ رفتیم نگاه کردیم دیدیم خسف بیداء که مال بعد از ظهور است یعنی حضرت می آید سفیانی هم می آید سفیانی دنبال حضرت می آید به سمت مکه از مدینه می آید که حضرت را شهید بکند زمین باز می شود و یک سوم لشکر سفیانی کشته می شوند، این شد مال بعد از ظهور، ما دنبال علایم قبل از ظهور بودیم، نفس الزکیه مال 15 روز قبل از قیام است چون بین ظهور و قیام فرق هست فاصله بین ظهور امام زمان تا قیام امام زمان سه ماه و هفده روز است طبق روایات، نفس الزکیه چه زمانی می آید؟ نفس الزکیه 15 روز قبل از قیام می آید یعنی سه ماه و دو روز بعد از ظهور می آید 15 روز قبل از قیام می آید، اینهم شد مال بعد از ظهور، ماند یمانی و سفیانی که مشخص نیست واقعاً مال قبل از ظهور اند یا مال قبل از قیام اند چون با تعابیر مختلف از اینها یاد شده در بعضی از روایت ها ما را به این می رساند که یمانی و سفیانی مال قبل از ظهور اند در بعضی روایت ها می رساند که نه اینها مال قبل از قیام هستند چون دو مقوله جداگانه هستند اما برای ما بازهم اهمیتی ندارد، چرا اهمیت ندارد؟ چون رفتیم نگاه کردیم دیدیم که آن شاخصه معرِف بودن در یمانی و در سفیانی وجود ندارد یعنی یمانی و سفیانی خودشان در حالۀ از إبهام هستند که یک عدۀ معتقد شدند به دو سفیانی، آن عده معتقد شدند به دو یمانی، در باره اسم یمانی اختلاف هست در روایت ها، در باره نسب یمانی اختلاف هست، قریشی هست یا نیست اختلاف هست، نامش سید هست، منصور هست، حسین هست، حسن، همه اینها روایت دارد، اختلاف هست، در باره نام سفیانی اختلاف است از کجا می آید، در چند مرحله می جنگد، اصلاً شیعه را می کشد یا فقط دشمنان شیعه را می کشد، در یک روایتی می گوید که سفیانی را امام زمان دستگیر می کند عمامه او رابه گردنش می آویزد و می کشد، و او می گوید پسر عمو مرا ببشخش که من توبه کردم، اینکه اصلاً معادله را به هم ریخت، پس اساساً سفیانی و یمانی معرف نمی توانند باشند حالا چه مال قبل از ظهور باشد چه مال بعد از ظهور باشد فرقی نکرد، در بین پنج تا یک چیز می ماند که آن قطعاً آن شاخصه را دارد، یعنی اگر دنبال نشانه ظهور هستیم از آن دو درصدی ها یک مسئله باقی می ماند به نام صیحه آسمانی، صیحه آسمانی روایات متعدد و معتبری دارد که حتی در روایت ها آمده است که اگر سایر علامت ها برای شما ایجاد شبهه کرد  «فلم یشکل علیکم الصوت من السماء» برای شما آن چیزی که از آسمان توسط جبرائیل ندا داده می شود هیچ اشکال و شبهه ای باقی نخواهد گذاشت، یا در روایت ها آمده است که، پرسیدند که این ندا، صوت، صیحه اینها  چه هستند یک چیز هستند؟ فرمودند بله اینها همه یک چیز هستند «و به یعرف صاحب هذا الأمر» صاحب این امر با همین صیحه شناخته می شود، کسانی که خلاف این را می گویند بروند یک روایت در باره یمانی بیاورند، که بگوید که «و به یعرف صاحب هذا الأمر» اگر پیدا کردند، قطعاً نیست که بگوید با یمانی صاحب هذا الأمر شناخته می شود، بگویند با سفیانی شناخته می شود، بگویند با فلان چیز شناخته می شود، فقط در باره صیحه فرمودند «و به یعرف صاحب هذا الأمر» و فقط در باره صیحه فرمودند که اگر همه نشانه ها شما را دچار شبهه و اشکال بکند، فقط آن صوتی که از آسمان ندا داده می شود توسط جبرائیل در لحظه ظهور، برای قبل از ظهور نیست صیحه، برای حین ظهور است، چون ما گفتیم قبل از ظهور نشانه ای نداریم، صیحه را شنیدید یعنی ظهور شده است ،که در روایت فرمود همه مردم جهان در آن واحد با هوش خودشان به زبان خودشان  و به لهجه خودشان صیحه آسمانی را که صوت جبرائیل است که به اسم امام که به امر امام، که به نام پدر امام تصریح می کند آن را باید بشنوید، وقتی که این صدا را شنیدید؛ خدا رحمت کند کسی که این صوت را می شنود و اجابت می کند، یعنی دعا هم کردند برای شما و برای ما، خدا رحت کند کسی که این صوت را می شنود، در روایت دیگر فرمودند که وقتی که این صوت را با این خاصیت ها شنیدید، «فلا تشک فیه» شک نکنید در باره اش، چرا؟ چون یک معجزه بزرگ الهی است، شما قرآن را بخوانید روایات را بخوانید، هیچ معجزه ای به اندازه صیحه آسمانی عالم گیر نیست، تنها معجزه ای که در آن واحد همه مردم جهان مطلع آن می شوند، شق القمر همه مردم جهان متوجه نشدند، در هیچ معجزه ای، معجزه موسی، معجزه نوح، تنها معجزه ای که همه مردم در آن واحد در کل جهان، روایت می گوید حتی پرندگان هم خواهند فهمید، حتی خزندگان ،حتی آن چیز هایی که در دریازندگی می کنند، همه می فهمند صدای آسمانی صیحه را، و می فهمند که مهدی آمده است، و جالب است که می فرماید، به کل لسان و به کل لغت، لغت یعنی زبان، لسان یعنی لهجه، به تمامی زبانها در دنیا چقدر زبان وجود دارد و چقدر لهجه وجود دارد، ما آذری ها یک زبان داریم بنام زبان آذری، زبان آذری 73تا لهجه دارد، حالا صیحه آسمانی را، آذری زبان های عزیز با زبان خودشان و هر کس به لهجه خودش باید بشنود، این برای چه هست؟ خدا می خواهد اتمام حجت بکند که به لسان قوم باشد، و در روایت داریم که امام هم وقتی که می آید حجتی را ابلاغ می کند باید همه زبانها را بلد باشد و حتی همه لهجه ها را بلد باشد ابا سلطت از امام رضا (ع) پرسید گفت که من می بینم که شما همه زبانها را بلد هستید ،همه لهجه ها را بلد هستید، در حالی که هر زبان غیر از زبان دیگر است، چگونه شما همه اینها را بلد هستید، حضرت فرمود مگر نمی دانی که خداوند به ما فصل الخطاب داده است، و فصل الخطاب این است که ما همه زبانها را بلد باشیم، و شایسته نیست که خدا حجتی را بفرستد و آن حجت زبان همه مخلوقات خدا را نداند، چون حجت برای همه است، حجت برای عرب زبانها نیست، حجت برای آذری زبانها نیست ، حجت برای همه است ،در روایت داریم که فردی آمد از خراسان محضر امام کاظم (ع) شروع کرد عربی صحبت کردن، امام کاظم (ع) با او خراسانی صحبت کرد ،این مرد خراسانی تعجب کرد، گفت که یابن رسول الله هیچ چیزی مانع از این نمی شد که من باشما خراسانی صحبت کنم، اما فکر کردم که شما بلد نیستید، حضرت فرمود که اگر من بلد نباشم زبان تو را ، «فما فضلی علیک» فضل من بر تو چیست؟، چه برتری بر تو دارم،  من چه امامی هستم. پس امام همه زبانها را بلد است، برای چه این را گفتم؟ بخاطر اینکه اتمام حجت بتواند بکند برای همه، فردا صیحه آسمانی هم شد باید به همه زبانها باشد، باید به لسان قوم باشد، باید به همه زبانها و لهجه ها باشد که اگر ممکن است به زبان عربی منتشر بشود، من بگویم چیزی شنیدم اما نفهمیدم، قرآن می خواندند، اینطور اتمام حجت نمی شود.

مجری:

حتی جناب استاد قبل از اینکه شما این را بفرمایید که الآن پاسخ داده شد در واقع من گفتم که ما انگار کنیم که ظهور؛ مثلاً ان شاء الله اتفاق نیافتد 50 سال دیگر 100 سال دیگر هم اتفاق نیافتد و رخ ندهد، من هیچ استبعادی ندارم به شخصه با این پیش رفت تکنولوژی 100 سال آینده چنین قدرتی بیاید که یک صدای را در کل جهان در آن واحد پخش بکند اما این چیزی که شما می فرمایید در یک لحظه به زبانهای مختلف و به لهجه های متکثر اتفاق بخواهد بیافتد ظاهراً آن اتمام حجت از این جنبه هم هست.

استاد هوشیار:

خب ببینید یک نکته است بعضی می گویند ممکن است دیگر، می گوییم خدا اینجا تحدی کرده، خدا چطور در قرآن تحدی کرده ،گفته اگر می توانید یک سوره مانند این قرآن را بیاورید برای من، و کسی تا به حال نتوانسته بیاورد، خدا اینجا تحدی می کند می گوید بدانید وقتی که مهدی من می آید من با این نشانه او را می فرستم، یعنی تحدی می کنم کسی مثل این را نمی تواند بیاورد، و قرآن هم تصریح می کند به صیحهه آسمانی، فرمود:

«إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيْهِمْ مِنَ السَّمَاءِ آيَةً فَظَلَّتْ أَعْنَاقُهُمْ لَهَا خَاضِعِينَ»

اگر ما بخواهیم آیه ای از آسمان می فرستیم که گردن های شما در برابر آن آیه و نشانه های آسمانی خاضع می شود

شعراء/4

امام صادق فرمود مراد صیحه آسمانی است که وقتی مهدی ما آمد آیه و نشانه ای از آسمان می آید که همه گردنها در مقابلش. من یک عرضی داشته باشم زمان هم کم است یادگاری برای دوستان عزیزمان. ببینید قرآن کریم بارها إن نشأ، إن یشأ،  زیاد هست، خدا فرموده اگر من بخواهم این کار را می کنم حالا این اگر بخواهم، اگر بخواهم ها کجا باید برای ما یقین بشود؟ که خدا می توانست ،مثلاً من بگویم، من بخواهم همه بچه های این محل را می زنم شما می گویی یکی را بزن فعلاً ببینیم، اصلاً یک نفر را می توانی بزنی تا اینکه همه را بزنی؟ می گوییم خدای مهربان شما گفتی «إن نشأ، إن یشأ» اگر بخواهم فلان می کنم ،چه زمانی کجا می خواهد اتفاق بیافتد که یقین برای من حاصل بشود، اطمینان قلبی حاصل بشود، بخشی از این اگر بخواهم ها در ظهور امام زمان اتفاق خواهد افتاد طبق روایات و بخشی برای قیامت است، یعنی همه این اگر بخواهم ها یقین بدانید اینها وعده خد است، اگر بخواهم های باد هوا نیست، یعنی بلوف زدن نیست نعوذ بالله، اینها اگر بخواهم هایی است که یعنی یک وعده است بدانید که من اگر بخواهم، و این کار را انجام می دهم «إن نشأ ننزل» اگر بخواهم نازل می کنم، آیه ای از آسمان که همه گردن ها  در برابرش خاضع می شوند، امام صادق فرمود این همان آیه آسمانی است که وقتی نازل شد همه گردن ها در مقابل خاضع می شوند، و در آیه دیگر

« لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعاً وَ كَرْهاً»

هر آن چیزی که در آسمان و زمین هست بر او تسلیم می شود چه با کراهت چه با رغبت

آل عمران / 83

باز امام صادق فرمود این زمان ظهور مهدی ما است که وقتی که مهدی ظهور فرمودند «اسلم من فی السماوات و العرض طوعاً  و کرها» هر کسی که در آسمان است، هر چیزی که در زمین است، تسلیم او می شوند چه با رغبت چه با کراهت، نشانی از این داریم در فتح مکه، فتح مکه چگونه اتفاق افتاد؟ جنگی نشد، خون ریزی نشد بعضی طوعاً بعضی با کراهة تسلیم شدند و این موارد نشان ها را ما در قرآن زیاد داریم برای اثبات این روایات، چقدر روایت درایم فرمودند که، روایتی اگر از ما به شما رسید آن را عرضه به قرآن بکنید، عرضه می کنیم، می بینیم این نشانه ها  و نمونه ها در قرآن زیاد است.

مجری:

بسیار خب خیلی بحث جناب استاد شیرین است من دلم نمی آید قطع کنم، به مدت یک ساعت است که مباحث علائم ظهور را به طرح گذاشتیم ،بسیار مباحث مفیدی بود بنده به شخصه لذت بردم از مباحث جناب استاد هوشیار، سؤالاتی مطرح شد و پاسخ های در خوری را شنیدیم از جناب استاد.

جناب استاد چیزی که در ادامه مطرح می شود و به ذهن می رسد این است که، خب با توجه به دسته بندی که حضرت عالی فرمودید نشانه های ظهور 95 در صدش که از منابع اهل سنت نقل شده و ما نمی توانیم به آن استناد بکنیم و آن 5 درصد هم حدود 3 درصدش جزء منفردات است و به لحاظ اعتقادی نمی شود رویش پایه و اساسی را ابتنا کرد، از آن دو درصدی نام بردید که هم به تعدد و تکثر نقل شده در روایات معتبر شیعه، و هم اینکه می شود به آن استناد کرد ،که از مابین اینها هم فرمودید آنچه که مربوط به قبل از ظهور است و آن چیزی که اهمیت دارد علائم قبل از ظهور فقط یک صیحه است که آن هم متصل به ظهور اتفاق می افتد ظاهراً، خب حالا آن بقیه نشانه های غیر حتمی ولی معتبر که جزو آن دو در صد هستند ولی غیر حتی هستند آنها تکلیف شان چه می شود؟

استاد هوشیار:

ببینید ما طبیعتاً یک سری نشانه هایی داریم در روایات به تعبیر شما غیر حتمی معتبر هستند، بلاخره اینها باید جایگاه خودشان را در مهدویت داشته باشند که قطعاً این جایگاه را ما مد نظر درایم برای شان، اما ما از علامتی صحبت می کردیم که چه خاصیتی دارد این علامت؟ اینکه به ما زمان و مسافت بدهند ، خاصیت علامت دو چیز است شما در جاده وقتی می روید دو نوع تابلو می بینید یک سری تابلو ها وجود دارد که اینها تابلوهای مسافتی هستند، می نویسد تا مسجد مثلاً یک کیلومتر، اینها مسافتی هستند، یک سری ما تابلود در جاده داریم اینها تابلو های اشراطی هستند، یعنی شرط رانندگی را به ما می گوید، یا هشداری هستند مثلاً، کمربند ایمنی را ببندید ، سرعت مجاز اینقدر باشد، دور زدن ممنوع، و از این طور چیزها، در جاده مهدویت هم طبیعتاً ما دو نوع تبلو باید بگردیم، یک سری تابلو هایی هستند که به ما مسافت بدهند به ما زمان بدهند، رفتیم نگاه کردیم ببینیم آیا سفیانی می تواند به ما زمان بدهد یا مسافت بدهد تا ظهور؟ که اگر سفیانی را دیدیم بفهمیم مثلاً فلان، دیدیم نه خود تابلوی سفیانی مخدوش است، آیا یمانی می تواند چنین نقشی را برای ما بازی کند؟ رفتیم بررسی کردیم بین 18 روایت در باره یمانی وجود دارد و تابلویش کاملاً مخدوش است، و به ما زمان و مسافت نمی دهد، این خیلی مهم است به ما زمان و مسافت نمی دهد و سایر علائم محدوم که صحبت کردیم؛ اما یک چیزی پیدا کریم در این علائم بنام صیحه که او به ما دقیقاً زمان و مسافت داد اما علامت پیشینی نبود، علامت هنگامه بود، یعنی نگفتیم که صیحه برای قبل از ظهور امام زمان است، صیحه برا حین ظهور است، علامت هنگامه است، علامت پیشین نیست ،علامت پسین نیست، و ما سؤال مان در باره علائم پیشینی بود که گفتیم مطلقی ما علامت پیشینی که چنین شاخصه داشته باشد که به ما زمان و مسافت بدهد نداریم و نخواهیم داشت.

این سؤالی که شما فرمودید در باره علائم غیر محدوم که بله ما روایاتی داریم مثلاً از امام صادق (ع) روایتی است که 50 نشانه می فرمایند که اگر زنها لباس مرد بپوشند ،مردها لباس زن بپوشند ،اگر رشوه خواری علنی بشود ،اگر ربا خوردن علنی بشود و 50 مورد، من مژده ظهور را به شما می دهم ،یعنی بدانید که نزدیک شده اید هواستان جمع باشد، دیگر با سرعت مطمعن راه بروید، اما این نوع علائم به ما زمان و مسافت می دهند؟ نه اینها اشراط ظهور هستند همه شان، اشراط ظهور به این معنا که تا زمانی که این اتفاقات نیافتاده ظهور محقق نخواهد شد، اما، یک تبصره شرط دو نوع است ،گاهی بین شرط و مشروط فاصله ای نیست، یعنی شما سنگ را زدی به شیشه باید بلافاصله بشکند، گاهی فاصله است من به شما یک فعلی را اجبار می کنم یا شرط می کنم که اگر این کار را انجام بدهی من یک موقعی به شما پول می دهم، شما می گویید پس پول را می دهی؟ می گویم حتماً پول را به تو می دهم، شما می روی کار و شرط  را انجام می دهی؛ در باره شرط ظهور هم نوع دوم شرط ما می بینیم ممکن است همه نشانه های اشراطی ظهور  محقق بشوند، آن آخری که ما نمی دانیم چیست، آن آخرین شرط هم محقق بشود، نزد خدا بین آن آخرین شرط با ظهور امام زمان (عج) ممکن است، مثلاً 50 سال فاصله بشود، ممکن است 100 سال فاصله بشود، یعنی ممکن است همه آن اشراط ها اتفاق بیافتد ما بگوییم همه اش اتفاق افتاده ،پس چرا ظهور نشد؟ خداوند متعال می گوید که بین آن آخری و تا زمان ظهور من فاصله ای گذاشتم، چقدر است؟ به تو نمی گویم، چون «مثله کمثل الساعه» مثل ظهور مثل ساعت قیامت است «لا تَأْتِیکُمْ إِلَّا بَغْتَةً» به شما نمی رسد مگر بغتةً یکباره می شود و خیلی از افرادی که در طول تاریخ من مطاله کردم از مهدویت نا امید شدند بخاطر همین بوده، گفتند همه اینها که شد، رباخواری است، رشوه خواری است، ظلم است، فلان است، در طول تاریخ بوده همه شده پس چرا نیامد؟، پس خرافات است، یعنی توجه به این نوع مسائل نا امیدی را در پی داشته، زیاد هم داشته، من با خیلی از افراد خودم صحبت کردم ،گفتند ما معتقد به مهدی نیستیم، گفتم چرا معتقد نیستی؟ گفت چندین سال است شما آخوندها می گویید که اگر این نشانه بشود دیگر می آید، اگر این بشود دیگر می آید، اگر یک توسل دیگر می آید، آقا ما توسل هم کردیم، این نشان هم آمد آن نشان هم رفت، پس چرا نیامد؟ پس خرافات است، یعنی گاهی بد ترسیم کردن مهدویت نتیجه اش می شود نا امید شدن یک نسل ،ما می گوییم نه نشان محور نباش، تکلیف محور باش، چو روایت فرموده تو برو کارت را انجام بده، و عمر دست خدا است آنهایی که می گویند بیایید نشانه ها را جمع کنیم برویم فلان کنیم، طرف یک فکری می کند می گوید من پدرم پدرش پدرش، جد و آباد ما همه دنبال این مسائل بودیم همه نشانه ها هم اتفاق افتاد، نشانه های اشراطی لحاظ می کند با خودش، که آن معرفت نشانه هم برایش حاصل نشده که، می گوید همه اش هم شده ،فساد هم دنیا را برداشته ،پس چرا نیامد؟ می گوید کلاً خرافات بوده ، می گویم من با چندین نفر خودم صحبت کردم بعد گفتم صبر کن، همه آن اندیشه هایت را بریز به دور بیا باهمدیگر یک بار بررسی کنیم، برایش اینها را نشان دادم، گفتم توضیح دادم، روی تابلو نوشتم برایش، نقشه را ترسیم کردم گفتم ظهور این است، ظهور را اگر بخواهی بشناسی این گونه باید بشناسی، گفته پس با این حساب ما تطبیق می کردیم، گفتم اصلاً چیزی نبوده که تطبیق بکنی، چون بعضی می گویند اگر ما حق تطبیق نداریم چرا حضرات معصومین این روایت ها را گفتند، می گوییم بله شما حق تطبیق ندارید، چون شناختی بر تطبیق ندارید، کسی می تواند تطبیق بدهد که آن مفهوم را خوب بفهمد این مصداق را هم خوب بفهمد و منتقلش بکند. سه سال پیش تراپ رئیس جمهور آمریکا در ماه رجب حمله کرد به سوریه چندتا موشک به سوریه زد دقیقاً ماه رجب در روایت ها چه داریم؟ آمده است که سفیانی در ماه رجب به سوریه حمله می کند، حالا قیافه سفیانی چگونه است؟ مردی بلند هیکل با پیشانی پهن، صورتی آبله دار با موهای سرخ رنگ ،همه این نشانه ها به قیافه ترامپ صدق می کند یا نه؟ صدق می کند به لحاظ ظاهری در ماه رجبش هم به سوریه حمله کرد؛ سه سال پیش بود به نظر من یک عده از این افرادی که نشانه گرا هستند گفتند دیگر می خواهد ظهور بشود ماه رمضان امسال ظهور است، دو ماه بعد ظهور است، گفتیم عجله نکنید، ذهن مردم را مخدوش نکنید، اذیت نکنید مردم را، ماه رجب تمام شد شعبان هم رسید، رمضان هم رسید، رمضان سال بعدش هم شد، رجب سال بعدش هم رسید و خدا می داند چقدر انسان ها که نا امید شدند در این مدل معرفی کردن مهدویت؛ لذا من در خواست می کنم از عزیزانی که در فضای مهدویت هستند، یا تریبونی در دست دارند یا نویسنده ای هستند، اولاً که ما دعوت می کنیم به گفت و گو، در همین شبکه در جاهای دیگر، بیا بنشینیم گفت و گو بکنیم ،حول همین مباحث ما خیلی دوست داریم که گفت و گو بشود، در جاهایی که دوست دارند گفت و گو می کنیم با آنها و یک تصویر مناسبی و صحیحی که این آبشخورش آیات و روایات باشد این را به مردم ان شاء الله منتقل بکنند که نه تنها نا امیدی اتفاق نیافتد بلکه یک امیدی تکلیف محور ان شاء الله در بین متشریعین و متدینین ان شاء الله ما ببینیم.

مجری:

ان شاء الله، بسیار خب من خلی دسته بندی جناب استاد را دوست داشتم،  نشانه ها را جناب استاد فرمودید که نشانه های حتمی و غیر حتمی داریم و نشانه های حتمی تقسیم می شوند به نشانه های وقتی یعنی آنهایی که وقت تعریف می کنند که فقط آن صیحه آسمانی است که حتمی است که آن هم متصل هست به ظهور و عملاً پیشینه ظهور محسوب نمی شود ،و نشانه هایی که در واقع نشانه های شرطی هستند و از شروط تحقق ظهور هستند که آنها را هم در یک تقسیم بندی فرمودید که جزء آن نشانه های شرطی هستند که بین شرط و مشروط می تواند فاصله بیافتد یعنی، اگر آن 50 شرط را هم که فرمودید در روایات است، آنها هم محقق بشود باز ما نمی توانیم بگوییم در آستانه ظهور هستیم شاید یک فاصله این وسط به لحاظ زمانی باشد .

بسیار خب من سؤال دیگری ندارم اگر جمع بندی است بفرمایید.

استاد هوشیار:

ببینید به تاریخ هم مراجعه بکنید، مثلاً زمانی که تقریباً بخاطر قحطی و وبا نصف مردم ایران از دنیا رفتند، بنا به شهادت تاریخ، یک عده ای از اهل علم همان زمان گفتند که همه شرائط دیگر فراهم شده قحطی آمده گرسنگی، روایتی که می گوید یک سوم مردم جهان می میرند، چون جهان را در ایران می دیدند یک عده ،چون نرفته بودند جای دیگر را ندیده بودند، اعلام کردن که این دیگر نشانه قطعی ظهور است ان شاء الله دیگر همین امروز فردا ظهور می شود ، خب نشد و باز هم می گویم خدا می داند چقدر مردم آن زمان نا امید شدند از مهدویت ، یعنی اصلاً دنبال این بحث ها نباشیم، ببنید فاجعه منا اتفاق می افتد، یک عده اصلاً از سر بی کاری است یا من گاهی اینطوری می گویم دیدید بعضی دنبال این هستند که برای کانال های خودشان عضو و ممبر و اینها جمع کنند دنبال این تیتر های زد و اینها هستند، بعضی به این مدل متأسفانه می آیند از روایات سوء استفاده می کنند، یک فاجعه ای می شود در یک جایی، مثلاً یک ساختمانی فرو می نشیند، یک زلزله ای در جایی می شود یک سیلی می شود، می روند چهارتا روایت پیدا می کنند که اگر یک سوم مردم جهان رفتند آن موقع مهدی ما می آید ،که ما اینها را در جای خودش مفصل توضیح دادیم، اصلاً  این رفتن که به معنای ذهب می آورد اصلاً این  مرگ نیست، یک سوم برود دیگر چه کسی می ماند؟ لذا در تاریخ هم ما زیاد دیدیم یک عده ای چنین بودند، مثلاً در زمان علامه مجلسی خب ایشان هم طبق همین نگاه ها تصورشان بر این بوده که دولت صفویه همان کسی است که پرچم را به دست امام زمان خواهد داد، روایتی را در کتاب بحار الأنوار می آورند ایشان در باره همین مسئله که یک عده ای از مشرق می آیند حق را طلب می کنند، بعد «قتلی هم شهدا» کشته شدگان اینها شهید هستند و اگر «لو ادرکنا هذا الزمان لستبقیت نفسی لصاحب هذا الأمر» اما بدان که اگر من آ« زمان را درک بکنم نفسم را برای صاحب این امر نگاه می دارم، علامه مجلسی این روایت را آورده آنجا و ذیلش اینطور نوشته، نوشته من امیدوارم که این کسانی که پرچم را به دست امام زمان می خواهند بدهند اینها همان دولت صفویه باشند، خب این از کجا نشأت می گیرد؟ از یک باور نشأت می گیرد که بله دولت صفویه الآن آمده سر کار یک دولت شیعی هست، این هم چهارتا نشانه جنگ و خونریزی با عثمانی ها و فلان ها، پس احتمال دارد که صفوی ها پرچم را بدهند دست امام زمان، خب صفوی ها هم رفتند، دولت های بعد، و آن کسی که می نشیند می اندیشد واقعاً در باره این حرف ها ممکن است نا امید بشود، و یک ترسیم اشتباه از فضای موجود در هر عصری باشیم؛ چون الآن هم تصور عده ای همین است که قطعاً حضرت دو سه سال بعد ظهور می کند، می گوییم نگویید این قطعاً را، چون خیلی ها این حرف قطعی را گفتند و اشتباه کردند، ممکن است ما امیدواریم از خدا ما طلب می کنیم همین امروز بشود ظهور، از خدا طلب می کنیم همین سال بشود ظهور اما وقتی کسی با قطعیت می آید می گوید که آقا قطعاً دیگر در همین سالها حتماً ما ظهور را می بینیم، این اولاً شامل آن روایت می شود که کسانی که توقیت کردند وقت تعیین کردند دورغ گفتند، «کذب الوقاتون» و هم اینکه مردم را نا امید می کنند، ما فقط این را بگوییم کار دست خداوند است، ظهور مهدی دست خداوند است، و ما تنها کاری که از دست مان بر می آید این است که به تکالیف خودمان برسیم به آن وظایفی که خداوند متعال بر عهده ما گذاشته در باره امام مهدی (ع)، در راستای یاری آن امام عزیز و آن امام غریب پیش گام بشویم قدم برداریم از همدیگر سبقت بگیریم، یعنی به آن محتوای دعای عهدی که هر روز صبح می خوانید و می خوانیم عمل بکنیم ان شاء الله، سبقت بگیریم و حوائج امام زمان را اجرا بکنیم اجرا بکنیم و هر زمان که خداوند مصلحت دانست ان شاء الله زمان ظهور خواهد بود امیدواریم که همانطور که الآن در این عصر جزو یاران امام زمان (ع) هستید در زمان ظهورش هم از پیش گامان باشید، از نور چشمی های امام زمان (ع) باشید و باشیم.

مجری:

ان شاء الله خیلی ممنون و متشکر جناب  استاد هوشیار عزیز محبت کردید استفاده کردیم از مباحث  شیرین و شیوای شما خیلی ممنون که تا این لحظه همراه ما بودید ان شاء الله که ما را از دعای خیرتان فراموش نکنید اگر عازم کربلای معلی شدید در این ایام ما را هم مخصوص دعا بفرمایید شبتان بخیر باشد یا علی مدد خدا حافظتان.

 

 


مهدی یار>

شبکه ولی عصر ، مهدی یار ، حجت الاسلام حجازی ، مدعیان دروغین ،