سایر قسمت ها
درس‌ها و آموزه‌هایی از امامت و ولایت (5) آیت الله حسینی قزوینی

قسمت نود و دوم برنامه حبل المتین با کارشناسی آیت الله سیدمحمد حسینی قزوینی


دیگر قسمت ها

 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

برنامه حبل المتین - 28 06 1400 (قسمت نود دوم)

عنوان برنامه: درس‌ها و آموزه‌هایی از امامت و ولایت (5)

کلیدواژه: حبل المتین؛ حضرت آیت الله حسینی قزوینی؛ شبکه جهانی حضرت ولی عصر؛ سواد اعظم، فرقه ناجیه!

استاد: حضرت آیت الله حسینی قزوینی

مجری: حجت الاسلام والمسلمین مرعشی

مجری:

أَعُوذُ بِاللَّهِ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ الْحَمْدلِلَّهِ رَبِّ العالَمين‏ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ!

عرض سلام، ادب و احترام دارم خدمت همه شما بینندگان عزیز و ارجمند شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)!

الحمدلله این توفیق باز نصیب ما شد در یک شنبه شب دیگر برنامه «حبل المتین» محضر همه شما گرامیان تقدیم کنیم؛ برنامه ای که این افتخار را داریم در محضر حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی هستیم؛ ان شاءالله امشب هم بتوانیم نهایت بهره و استفاده را از فرمایشات ایشان ببریم و پای درس این استاد بزرگوار بتوانیم خوب تلمذ کنیم.

همان طور که می‌دانید هفته دوبار برنامه «حبل المتین» را تقدیم شما می‌کنیم و این موهبت نصیب ما شده تا در ابتدای این جلسات بشنویم دل‌هایمان را با نور حضرت زهرا (سلام الله علیها) نورانی بکنیم.

استاد این دأب و سنت حسنه را ایجاد کردند، ان شاءالله با نام و با یادی از حضرت صدیقه طاهره آغاز کنند امشب هم منتظر هستیم تا ان شاءالله به فیض اکمل و اتم برسیم، حضرت استاد خدمت شما سلام عرض می‌کنم در خدمت تان هستیم!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته

السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ فِي أَرْضِه،‏ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مِيثَاقَ اللَّهِ الَّذِي أَخَذَهُ وَ وَكَّدَهُ- ِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ وَ دَلِيلَ إِرَادَتِه‏، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا وَعْدَ اللَّهِ الَّذِي ضَمِنَه‏، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا صَاحِبَ الْمَرْأَى وَ الْمَسْمَع‏ فَمَا شَيْ‏ءٌ مِنَّا إِلَّا وَ أَنْتُمْ لَهُ السَّبَبُ وَ إِلَيْهِ السَّبِيل.

خدمت بینندگان عزیز و گرامی خالصانه ترین سلامم را تقدیم می کنم موفقیت روز افزون برای همه گرامیان از خدای منان خواهانم!

ما طبق برنامه همیشگی مان یادی از مادر مظلومه حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) صدیقه طاهره (سلام الله علیها) کرده باشیم، باشد گوشه چشمی هم به ما بکند دین، دنیا و آخرت ما را از هرگونه شر و فساد بیمه کند.

مرحوم آیت الله العظمی «کمپانی – شیخ محمد حسین اصفهانی» یک شعری در رابطه با حضرت زهرا دارد، دیشب در دلم حواله شد این شعر را برای عزیزان بخوانم و ترجمه کنم.

 مرحوم «کمپانی» هم مجتهد مسلم بود، از اساتید بزرگ آیت الله العظمی «خویی (رضوان الله تعالی علیه)» بود هم فیلسوف، هم عارف، هم اصولی بود و کتاب‌هایی که ایشان نوشته از جمله شرح بر «کفایه – آخوند خراسانی» نوشته است.

 مرحوم «شیخ آقا بزرگ تهرانی» می‌گوید فهمیدن عبارت‌های ایشان «مما یختبر به الرجال» است؛ هر کسی عبارت‌های ایشان را متوجه نمی‌شود.

 ایشان یک شعری دارد:

أ يضرم النار بباب دارها * و آيةُ النور على منارها

آیا به آن خانه‌ای آتش زدند که آیه‌های نور بر مناره های آن خانه سایه افکنده است.

(اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ فِيهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِي زُجَاجَةٍ الزُّجَاجَةُ كَأَنَّهَا كَوْكَبٌ دُرِّي يوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبَارَكَةٍ زَيتُونَةٍ لَا شَرْقِيةٍ وَلَا غَرْبِيةٍ يكَادُ زَيتُهَا يضِيءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ نُورٌ عَلَى نُورٍ يهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يشَاءُ وَيضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيءٍ عَلِيمٌ)

خداوند نور آسمانها و زمين است؛ مثل نور خداوند همانند چراغداني است که در آن چراغي (پر فروغ) باشد، آن چراغ در حبابي قرار گيرد، حبابي شفاف و درخشنده همچون يک ستاره فروزان، اين چراغ با روغني افروخته مي‌شود که از درخت پربرکت زيتوني گرفته شده که نه شرقي است و نه غربي؛ (روغنش آنچنان صاف و خالص است که) نزديک است بدون تماس با آتش شعله‌ور شود؛ نوري است بر فراز نوري؛ و خدا هر کس را بخواهد به نور خود هدايت مي‌کند، و خداوند به هر چيزي داناست.

سوره نور (24): آیه 35

و بابها بابُ نبى الرحمة * و بابُ أبواب نجاة الامة

خانه‌ای را آتش زدند که خانه نبی رحمت و رسول رحمت بود، خانه‌ای را آتش زدند که دَرِ نجات امت بود.

لكن كسرَ الضلع ليس ينجبر * إلا بصمصامِ عزيز مقتدر

پهلوی که از حضرت زهرا شکستند، چیزی آن را جبران نمی‌کند، جز شمشیر انتقام فرزندش آقا حجت ابن الحسن العسکری (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء)

إذ رضّ تلك الأضلع الزكية * رزية لا مثلها رزية

اون لحظه‌ای که دنده‌های پهلوی حضرت زهرا، شکسته و خرد شد، مصیبتی که همانند آن مصیبت تاریخ به خودش ندیده است!

و من نبوع الدم من ثدييها * يعرف عظم ما جرى عليها

خونی که از سینه زهرا فوران پیدا کرد و به زمین ریخت، عظمت مصیبتی که بر او جریان پیدا کرد نشان داد.

و لست أدرى خبر المسمار * سل صدرها خزانة الاسرار

نمی‌دانم مسمار با سینه زهرا چه کرد؟ اگر می‌خواهی بدانی و بفهمی مسمار چه کرد، سل صدرها خزانة الاسراری؛ برو از سینه زهرا سوال کن که مسمار با آن سینه‌ای که خزانه اسرار الهی بود چه کرد!

(أَلَا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ؛ وَسَيعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَي مُنْقَلَبٍ ينْقَلِبُونَ)

مجری:

احسنتم، طیب الله انفاسکم، الحمدلله رب العالمین باز هم خدا را شکر می‌گوییم توانستیم امشب هم با نور حضرت زهرا استفاده بکنیم و دل‌های خودمان را منور کنیم و شور و عشق به حضرت زهرا (سلام الله علیها) باز در دلمان فوران کند. بدون مقدمه بیرویم سراغ آن شور و عشق زهرایی، از طرف برویم سراغ ان معرفتی که حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) در راه همان معرفت افزایی به شهادت رسیدند!

حضرت بارها فرمودند شما خودتان باید سراغ امام تان بیروید و باید بروید حول آن امام بگردید، چرا که امام شما مثالش مثال کعبه است. ان شاءالله بتوانیم در این جلسه از حضرت استاد از مطالبی که می‌فرمایند نهایت بهره و استفاده را ببریم.

 حضرت استاد! در همین زمینه، در رابطه با بحث ولایت و امامت الحمدلله شروع کردیم امشب جلسه پنجم است، بینندگان عزیز آن افرادی که همراه بودند قطعاً این سیر را دنبال می‌کنند و در چهار جلسه گذشته هم این سیر را دنبال کردند، دیدند که حضرت استاد بحثی را تحت عنوان درس‌ها و آموزه‌هایی از امامت و ولایت آغاز فرمودند و مطالب بسیار ناب و مقدمات بسیار ارزشمندی بیان شد.

ان شاءالله بتوانیم امشب هم از ادامه این مباحث بهره مند بشویم؛ اما قبل از آن، برای آن عزیزانی که ممکن است امشب با این شبکه و با این برنامه همراه شدند و هم برای آن‌هایی که سابقاً این برنامه را دیدند، بالاخره برای آن‌ها دوره‌ای باشه برای آن دیگران هم یک مختصری اگر گفته بشود که بخواهند وارد بحث بشوند بسیار نیکو و پسندیده است.

حضرت استاد اگر امکانش است یک خلاصه‌ای از آن چیزی که در این چهار جلسه گذشته گذشت بفرمایید استفاده می‌کنیم!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

أَعُوذُ بِاللَّهِ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه ‏وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه‏ وَ الّلعنُ الدّائمُ‏ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه، وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ، حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ، نِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ

من هر درسی را در یک صفحه پاورپوینت خلاصه کردم، تلاش می‌کنم هر جلسه را در یک دقیقه ان شاءالله برای عزیزان توضیح بدهم.

 در جلسه اول گفتیم اعتقادات باید استدلالی باشد نه تقلیدی، طبق آیه ۱۷ سوره زمر که خدای عالم بشارت می‌دهد آن‌هایی که از میان ادیان و مذاهب مختلف دین خوب و مذهب خوب را انتخاب می‌کنند.

 عباراتی از مفردات راغب برای عزیزان عرض کردیم، که مشاهده کردند. از آقای فخر رازی آوردیم، ایشان می‌گوید از مذاهب متضاد باید ملاحظه کرد، و مذهب نمونه را انتخاب کرد.

 خدای عالم در سوره احزاب آیه ۶۷ و ۶۹ می‌گوید آن‌هایی که در قیامت گرفتار آتش جهنم می‌شوند آرزو می‌کنند ای کاش از خدا و پیغمبر اطاعت کرده بودند، از بزرگان و علما تقلید نکرده بودند. این درس اول.

 درس دوم: بحث حدیث افتراق امت بود، که رسول اکرم اخطار کرد امت من بعد از من به ۷۳ فرقه تقسیم می‌شوند، یک فرقه آن‌ها اهل نجات است و مابقی همه اهل آتش جهنم.

ابتدا از «مسند احمد» جلد شانزدهم صفحه ۲۴۱ آوردیم، آقای «ارنؤوط» می‌گوید روایت صحیح است. همچنین از «ابن تیمیه حرانی» نقل کردیم ایشان هم می‌گوید حدیث صحیح و مشهور است که در سنن و مسانید آمده است.

این روایت را هم گفتیم آقایان آورده‌اند که جزء روایات متواتر است. جناب «کتانی» در کتاب «نظم المتناصر من الحدیث المتواتر» می‌گوید این روایت جزء احادیث متواتر است. همچنین از جناب آقای «سیوطی» هم نقل می‌کند بر اینکه روایت جزء متواترات است.

 در درس سوم عرض کردیم ملاک فرقه نجات را آقایان آورده اند:

«وان هذه الأُمَّةَ سَتَفْتَرِقُ على ثَلاَثٍ وَسَبْعِينَ مِلَّةً يعني الأَهْوَاءَ كُلُّهَا في النَّارِ الا وَاحِدَةً وهي الْجَمَاعَةُ»

...جماعت و گروه این‌ها اهل نجات هستند.

مسند الإمام أحمد بن حنبل؛ اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني الوفاة: 241، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر، ج4، ص102، ح16979

آقای «مقدسی» و همچنین آقای «ابن کثیر دمشقی» این‌ها را تصحیح کرده است. آقای «البانی» تصحیح کرده و بزرگان دیگر همه روی این معیار و ملاک بحث کرده بودند.

 در بعضی از روایت نقل شده بود اهل نجات آن‌هایی هستند که راه روش من و اصحاب من را انتخاب می‌کنند. در بعضی از روایات آمده بود آنچه که امروز من اصحابم بر آن هستیم، هر کس بر این راه باشد این‌ها اهل نجات هستند.

 عرض کردیم که در «صحیح بخاری» در حدود چهارده – پانزده تا روایت است که می‌گوید فردای قیامت صحابه گرفتار آتش جهنم می‌شوند.

«فلا أُرَاهُ يَخْلُصُ منهم إلا مِثْلُ هَمَلِ النَّعَمِ»

الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج5، ص2404، ح6215

جز تعداد اندکی از صحابه از آتش جهنم خلاصی نمی‌یابند، کسی که خودش نمی‌تواند را نجات بدهد آیا می‌تواند ملاک فرقه ناجیه باشد؟

 در جلسه چهارم گفتیم، آقایان می‌گویند ملاک فرقه ناجیه سواد اعظم است؛ یعنی ان‌که سیاهی لشکر زیادی دارد. از جناب آقای «مصنف ابن ابی شبه» آوردیم:

«...هذه الأُمَّةُ فِرْقَةً وَاحِدَةً كُلُّهَا في النَّارِ إَلاَ السَّوَادَ الأَعْظَمَ»

الكتاب المصنف في الأحاديث والآثار؛ اسم المؤلف: أبو بكر عبد الله بن محمد بن أبي شيبة الكوفي الوفاة: 235، دار النشر: مكتبة الرشد - الرياض - 1409، الطبعة: الأولى، تحقيق: كمال يوسف الحوت، ج7، ص554

یا سوال می‌کنند یا رسول الله کسانی که نجات پیدا می‌کند چه کسانی هستند؟ حضرت فرمود سواد اعظم. همچنین آمده است همه فرق اسلامی در ضلالت هستند جز فرقه اسلام و جماعت.

 در اینجا عرض کردیم که قرآن اکثریت را در موارد متعدد مذمت کرده است:

(وَأَكْثَرُهُمْ فَاسِقُونَ)

بيشتر آنها فرمانبردار نيستند!

سوره توبه (9): آیه 8

(إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنِينَ)

در اين، نشانه روشني است (بر وجود خدا)؛ ولي بيشترشان هرگز مؤمن نبوده‌اند!

سوره شعرا (26): آیه 8

(وَإِنَّ كَثِيرًا مِنَ النَّاسِ لَفَاسِقُونَ)

و بسياري از مردم فاسقند.

سوره مائده (5):‌آیه 49

(وَأَكْثَرُهُمْ لَا يعْقِلُونَ)

و بيشتر آنها نمي‌فهمند!

سوره مائده (5):‌آیه 103

(وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يعْلَمُونَ)

ولي بيشتر آنها نمي‌دانند!»

سوره انعام (6): آیه 37

(وَأَكْثَرُهُمْ لِلْحَقِّ كَارِهُونَ)

اما بيشترشان از حق کراهت دارند (و گريزانند).

سوره مؤمنون (23): آیه 70

(يلْقُونَ السَّمْعَ وَأَكْثَرُهُمْ كَاذِبُونَ)

آنچه را مي‌شنوند (به ديگران) القا مي‌کنند؛ و بيشترشان دروغگو هستند!

سوره شعرا (26): آیه 223

(قُلْ سِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانْظُرُوا كَيفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلُ كَانَ أَكْثَرُهُمْ مُشْرِكِينَ)

بگو: «در زمين سير کنيد و بنگريد عاقبت کساني که قبل از شما بودند چگونه بود؟ بيشتر آنها مشرک بودند!

سوره روم (30): آیه 42

به عکس اکثر قلیل را مدح کرده است.

(وَمَا آمَنَ مَعَهُ إِلَّا قَلِيلٌ)

اما جز عده کمي همراه او ايمان نياوردند!

سوره هود (11): آیه 40

جز اندکی و حضرت نوح ایمان نیاوردند. از بندگان من جز اندکی شاکر نیستند. نسبت به رسول اکرم جز اندکی حرف شنوی ندارند. در قیامت اندکی از امت پیغمبر وارد بهشت خواهند شد.

 این‌ها نشان می‌دهد که قضیه سواد اعظم و امثال این‌ها ساخته پرداخته حدیث سازان زمان «بنی امیه و بن العباس» بود.

 در آخر گفتیم که بعضی از بزرگان مثل «محمد رشید رضا» و دیگران می‌گویند اصلا نمی‌توانیم فرقه ناجیه را در این عصر بشناسیم؛ چون هر کسی می‌گوید من تابع پیغمبر و صحابه پیغمبر هستم، دیگران را تکذیب می‌کند می‌گوید ماست من شیرین است و ماست دیگران همه ترش است.

در آخر هم کلام «زمخشری» را از کتاب «الفائق فی غریب الحدیث» جلد یک صفحه 9 آوردیم. و «کشاف» جلد ۴ صفحه ۳۱۰ ایشان می‌گوید من اگر بگویم حنفی هستم به من یک برچسبی می‌زنند. بگویم مالکی هستم یک برچسبی می‌زنند بگویم شافعی هستم یک برچسبی می‌زنند اگر بگویم «حنبلی هستم باز برچسب می‌زنند.

 من ماندم چه کار کنم هر مذهبی خودم را اعلام می‌کنم یک چیزی به من می‌چسبانند و بهتر این است که من لب فرو بندم در رابطه با مذهبم چیزی نگویم

«و اکتمه، کتمانه لی اسلم»

 اگر از مذهبم هیچ حرف نزنم قطعاً سالم می‌مانم!

 این در حقیقت خلاصه ای بود که من در عرض شش دقیقه تا شش دقیقه و نیم خلاصه چهار جلسه را عرض کردم!

مجری:

لطف فرمودید بله حالا بینندگانی که این چند جلسه را دیدند حتماً تک تک آن صحبت ها برایشان تداعی شد و چقدر هم مفید و البته این هم هنر حضرت استاد است که در عین اختصار با این همه استفاده ای که می‌توانیم ببریم کاملاً مفید این مطالب را بیان می فرمایند.

 حضرت استاد فقط یک نکته ای که حالا بخواهیم متصل بکنیم به همین مطلب حضرتعالی فرمودید که افرادی مثل حالا «رشید رضا» یا «زمخشری» چنین صحبت ‌هایی داشتند که ما نمی‌توانیم فرقه ناجیه را به آن معنا پیدا بکنیم، اما حالا این جوری که بیان می‌ شود بالاخره آن جماعتی که خودشان را اهل جماعت می‌دانند می‌گویند سواد اعظم هستیم آیا همین طیف همه شان بگویند که ما فرقه ناجیه هستیم.

یا در عین حال یعنی آن صحبت «رشید رضا» و «زمخشری» یه چیز شاذّی در میان آن ها است یا اینکه خود این ها هم با هم اختلاف دارند؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

نکته خیلی قشنگی آوردید عرض کردم تمام این ‌هایی که دارند:

«ما أنا عليه وَأَصْحَابِي»

الجامع الصحيح سنن الترمذي؛ اسم المؤلف: محمد بن عيسى أبو عيسى الترمذي السلمي الوفاة: 279، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت - -، تحقيق: أحمد محمد شاكر وآخرون، ج5، ص26، ح2641

«... فِرْقَةً وَاحِدَةً كُلُّهَا في النَّارِ إَلاَ السَّوَادَ الأَعْظَمَ»

الكتاب المصنف في الأحاديث والآثار؛ اسم المؤلف: أبو بكر عبد الله بن محمد بن أبي شيبة الكوفي الوفاة: 235، دار النشر: مكتبة الرشد - الرياض - 1409، الطبعة: الأولى، تحقيق: كمال يوسف الحوت، ج7، ص554

«فرقة الجماعة»

امثال این ها مشخص است چون شیعه در اقلیت بود می‌خواستند به یک نوعی اعلام کنند فرقه ناجیه ما هستیم. قبل از اینکه جواب حضرتعالی را بدهم نه تنها این احادیث را ساختند بلکه نسبت به شیعه یه تعبیری دارد کتاب «سنه ابن ابی عاصم» با تحقیق «ناصر الدین البانی» خیلی خنده ‌آور است.

ایشان در جلد 2، صفحه ۴۸۱ می‌گوید «ابن عباس» از امیرالمومنین نقل می‌کند خیلی جالب است عزیزان دقت کنند که کارخانه حدیث سازی «بنی امیه» چه کار می‌ خواهد بکند؟ نه تنها امیرالمومنین را بالای منبر نزدیک ۶۰ سال سب و لعن می‌ کردند بلکه از قول امیرالمومنین نقل کردند که «یهود» به ۷۱ فرقه تقسیم شد «نصارا» به ۷۲ فرقه و شما مسلمان ‌ها به ۷۳ فرقه گمراه ‌ترین و خبیث‌ ترین این‌ها شیعه‌‌ها هستند!

ان شاء الله در بخش قبلی عرض کردیم بیش از ۴۰ روایت با سندهای صحیح نقل کردند پیغمبر فرمود:

«يا علي أنت وشيعتك في الجنة»

السنة؛ اسم المؤلف: عبد الله بن أحمد بن حنبل الشيباني الوفاة: 290، دار النشر: دار ابن القيم - الدمام - 1406، الطبعة: الأولى، تحقيق: د. محمد سعيد سالم القحطاني، ج2، ص548

«یا علی أبشر فإنک وأصحابک وشیعتک فی الجنة»

فضائل الصحابة؛ اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبد الله الشیبانی، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بیروت - 1403 - 1983، الطبعة: الأولی، تحقیق: د. وصی الله محمد عباس، ج 2، ص 654، ح 1115

«أنت وشيعتك يوم القيامة راضين مرضيين»

منهاج السنة النبوية؛ اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس الوفاة: 728، دار النشر: مؤسسة قرطبة - 1406، الطبعة: الأولى، تحقيق: د. محمد رشاد سالم، ج7، ص258

«هم أنت وشيعتك وموعدي وموعدكم الحوض إذا جئت الأمم للحساب يدعون غرا محجلين»

روح المعاني في تفسير القرآن العظيم والسبع المثاني؛ اسم المؤلف: العلامة أبي الفضل شهاب الدين السيد محمود الألوسي البغدادي الوفاة: 1270هـ، دار النشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت، ج30، ص207

بیش از ۴۰ روایت است. آقایان چهار تا روایت از صحابه نقل میکنند می‌ گویند متواتر است. جالب این که «البانی» می‌گوید سند این روایت ضعیف است. در اینجا حداقل انصاف را رعایت کرده است رجالشان غیر ثقات است.

بعد می‌گوید:

«والحديث صحيح دون ذكر الشيعة فيه»

اصل حدیث صحیح است ولی شیعه را آوردند گفتند که گمراه ترین و خبیث‌ ترین آن شیعه هستند این دروغ است و اضافه کردند.

 آقای «البانی» لطف می‌کردید اعلام می‌ کردید کسی که این تعبیر را در آخر روایت آورد چه کسی این را اضافه کرده است؟ اعلام می‌ کردید تا مردم بشناسند.

فقط آوردن «والحديث صحيح دون ذكر الشيعة فيه» به تنهایی کفایت نمی‌کند تو تمام احادیث اهل سنت را زیر و رو کردی چند جلد «سلسله الاحادیث الصحیحه» نوشتی چند جلد «سلسله الاحادیث الضعیفة» نوشتی کسی در این ۱۴ قرن به اندازه تو با روایت آن انس نداشت و قطعا هم میتوانید تشخیص بدهید که این ها از کجا آمده و چه کسانی از قول «مجاهد» و «ابن عباس» و غیره همچنین عبارتی آوردند؟

اما اینکه حضرتعالی فرمودید آقایان اهل سنت می‌ گویند پیغمبر اکرم فرمود تمام امت اهل آتش جهنم هستند، جز اهل جماعت جز آن‌ هایی که سیاهی لشکر هستند اکثریت دارند جز آن ‌هایی که راه صحابه را و پیغمبر را می پیمایند و ما هم راه صحابه را می‌رویم.

همین آقایان نسبت به یکدیگر موضع‌ های تندی گرفتند که واقعا انسان خجالت می ‌کشد بیان کند. از عزیزان شیعه تقاضا دارم خوب دقت کنند و هم از اهل سنت به ویژه از جوان ‌ها؛ شیعه هیچ، شیعه کافر، شیعه لامذهب، شیعه بی دین کاری با این ‌ها نداریم.

الان هم می‌ بینیم آخوندهای بی شعور و احمقی که وابسته به «طالبان» هستند هر روز یک کلیپی پخش می‌ کنند شیعه کافر است شیعه از اسلام بیرون است، شیعه چنین و چنان است.

گرچه در بعضی از موارد هم می ‌بینیم «سخنگوی طالبان» این ‌ها را تکذیب می‌ کند ولی خیلی از موارد هم است که این آخوندهای مزدور «عربستان سعودی» و عامل «آمریکا و اسرائیل» حرف‌ هایی می‌ زنند و دنبال اختلاف شیعه سنی در «افغانستان» هستند.

عرض کردیم تمام این ها دست پرورده «محمد بن عبد الوهاب» و «ابن تیمیه» هستند از خدا می خواهیم این ها یک حکومت فرا گیری از تمام اقوام تشکیل بدهند و ملت «افغانستان» که سال‌هاست یک زمانی زیر چکمه‌ های «شوروی» لِه شد، ۲۰ سال زیر چکمه‌ های مزدوران «آمریکایی» لِه شد دوباره زیر چکمه ‌های «طالبان» له نشوند.

یک حکومت فراگیری تشکیل بدهند گرچه همین حکومت موقت که تأسیس کردند مشخص شد که دنبال یک حکومت فرا گیر نیستند. اگر واقعا راست می‌ گفتید در همین حکومت موقت حتی نه تنها از شیعه از دیگر اقوام اهل سنت هم دو، سه نفر می‌ آوردید.

الان هم بین خودشان اختلاف است حتی چند نفر از بزرگان شان را دو، سه روزه ترور کردند. یعنی به جان هم افتادند می‌ترسیم خدای ناکرده در «افغانستان» مسلمان کشی شروع بشود که این مسلمان کشی پایانی ندارد.

 «آمریکا» نیست همه جمع بشوند اتفاق نظر داشته باشند باید «آمریکا» برود. دیگر «شوروی» سابق نیست برود. اقوام به جان هم بیفتند پایانی ندارد.

لذا از خدای عالم می ‌خواهیم که این ‌ها سر عقل بیایند بر آنچه که وعده داده ‌اند عمل کنند. و تمام اقوام حتی عزیزان سنی هم در آنجا برای ما عزیز و مسلمان هستند گرامی می ‌داریم.

«حنفی» را با «حنفی» بودنش دوست داریم «شافعی» را با «شافعی» بودن «مالکی» با «مالکی» بودن «حنبلی» با «حنبلی» بودن ولی اگر یک «حنفی» یا «حنبلی» رفت «سلفی» شد او را از زمره انسانیت بیرون می‌ دانیم؛ چون غیر از خودشان همه را کافر، مشرک و مهدور الدم می ‌دانند.

دشمن می‌خواهد همین کار را بکند بارها گفتم اگر بتوانیم در «ایران» در خارج از «ایران» تلاش کنیم «حنفی»، «حنفی» بماند «شافعی»، «شافعی» بماند این والله به نفع ما و به نفع همه مردم است. به نفع دنیا و به نفع همه مسلمان‌ها است.

 ولی دشمنان مسلمان «آمریکا، اسرائیل، انگلیس و عربستان سعودی» همه دنبال این هستند که اختلاف میان مسلمان‌ ها بندازند و از این اختلاف سود ببرند.

آقای «عضد الدین ایجی- متوفای 756» از استوانه های کلامی اهل سنت کتابی دارد به نام «المواقف» این عبارت را از کتاب‌هایشان با چه زحمتی پی دی افش را گیر می ‌آوریم یا بعضی وقت پی دی افش نیست می ‌فرستیم کتابخانه با موبایل عکس، جلد کتاب، صفحه کتاب را برای ما می‌گیرند می آورند دوستان تصور نکنند که این ها کنار جوبی ریخته است جمع می ‌کنیم این جا نشان می دهیم.

حتی بعضی موارد شده خودم برای اینکه یک پی دی اف گیر بیاورم یکی دو ساعتی وقت می‌ گذارم تا ببینم آیا می ‌شود همچین کاری کرد یا نه؟ کتاب «المواقف» یکی از کتاب ‌های کلامی مشهور اهل سنت «عضد الدین ایجی» از استوانه ‌های علمی می‌گوید اما فرقه ناجیه‌ ای که استثنا شده پیغمبر فرمود: «هم الذين على ما أنا عليه وأصحابي»

«وأما الفرقة الناجية المستثناة الذين قال فيهم (هم الذين على ما أنا عليه وأصحابي ) فهم الأشاعرة والسلف من المحدثين وأهل السنة والجماعة»

كتاب المواقف؛ اسم المؤلف: عضد الدين عبد الرحمن بن أحمد الإيجي الوفاة: 756هـ، دار النشر: دار الجيل - لبنان - بيروت - 1417هـ - 1997م، الطبعة: الأولى، تحقيق: عبد الرحمن عميرة، ج3، ص717

فرقه ناجیه آنی است که با روش من و اصحاب من حرکت می‌ کند این ها چه کسانی هستند؟ «فهم الاشاعرة»؛ این ها «اشاعره» هستند «معتزله» و «ماتریدیه» چه؟ نه آن ها اصلاً نیستند.

امروزه در اهل سنت سه مذهب رسمی داریم مذهب کلامی: «اشاعره، معتزله و ماتریدیه» این سه تا کاملاً روشن است و اتباع زیادی هم در دنیا دارد.

«الأشاعرة والسلف من المحدثين وأهل السنة والجماعة»؛ اهل سنت و الجماعة آیا «معتزله» اهل سنت و جماعت هستند یا نه؟ این ها مذهب شان خالی از بدعت است و اجماع دارند بر حدوث عالم و وجود باریتعالی بعد شروع می‌ کند یک سری بحثی را مطرح کردن.

 جناب آقای «صفارینی» از علمای کلامی اهل سنت کتابی دارد «لوامع الانوار البهیه» ایشان در اینجا مفصل در رابطه با فرقه ناجیه «الدرة المضية في عقيدة الفرقة المرضية»

ایشان می‌گوید آقا اهل سنت و جماعت سه دسته هستند یکی «الاثریه» آن هایی که تابع حدیث هستند امام شان «احمد بن حنبل» است. یکی اشعری است امام شان «ابو الحسن اشعری» یکی هم ماتریدی است امام شان «ابو منصور ماتریدی» و اما فرقه‌ های ضلال و گمراه زیاد هستند جداً.

بعد ایشان در صفحه بعد می‌ گوید بعضی از علما گفته اند فرقه ناجیه اهل حدیث یعنی «حنبلی‌ ها، اشعری ها، ماتریدی» هستند. ولی مولف می گوید می‌ گویم

«لفظ الحديث إلا فرقة واحدة ينافي التعدد»

فقط می‌ گوید یک فرقه اهل نجات هستند یک فرقه یا باید «اشعری» باشد یا «ماتریدی» باشد یا اهل حدیث باشد. این که چند تا فرقه اهل نجات هستند با حدیث منافات دارد.

«وليس هذا النص جزما يعتبر * في فرقة إلا على أهل الأثر»

جز اهل حدیث که «حنبلی» هستند تمام فِرَق گمراه و اهل آتش جهنم هستند. چه «اشعری» چه «ماتریدی» چه شیعه و چه «اِبازی» باشد. این که گفتند اهل حدیث «اثری، اشعری و ماتریدی» اهل بهشت هستند با فرمایش پیغمبر منافات دارد. چون یک فرقه هستند نمی‌شود چند تا فرقه باشد اصلاً بحث شیعه هم در این جا نیست بحث دعوای داخلی خودشان است.

جالب این که آقای «ذهبی - متوفای ۷۴۸» در «تاریخ اسلام»، جلد ۲۹ چه می آورد؟ دوستان خوب دقت کنید ببینید دشمن دنبال چه است؟ عزیزان اهل سنت، آقایان «حنبلی‌ ها» آقایان «حنفی ‌ها» آقایان «شافعی‌ ها» آن هایی که عرض بنده را می ‌شنوید «والله تالله بالله» اختلافی که میان مسلمان ها درست کردند برای نابودی اسلام است. این ها کاری به شیعه، سنی، حنفی، مالکی و حنبلی ندارند.

 زمانی که داعش موصل را گرفتند «نخست وزیر اسرائیل» گفت از هر کسی چه از «داعشی» کشته شود به نفع ما «اسرائیل» است چه از سنی چه از شیعه علناً اعلام کردند.

 ولی یک سری آدم‌ های بی‌ عقل با مغزهای پوک تصور می ‌کنند که اگر یک مسلمان را کشتند در بهشت و قسمت بالای بهشت هستند از پیغمبر هم یک درجه بالاتر هستند.

«احمد بن حسین بن محمد» می گوید «المحدث الامام من علماء السنة» کلمه الامام مثل این که ما می گوییم مرجع تقلید جهان تشیع آیت الله العظمی واژه امام در اصطلاح اهل سنت این است

مجری:

بالاترین لقب است

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله، ایشان می‌گوید:

«من لم يكن حنبليا فليس بمسلم»

هر کس «حنبلی» نباشد همان حرفی که از «عضد الدین ایجی» نقل کردیم. می‌گوید هر کس «حنبلی» و اهل حدیث نباشد اصلا مسلمان نیست بعد می‌گوید:

«يريد في النحلة»

تاريخ الإسلام ووفيات المشاهير والأعلام؛ اسم المؤلف: شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان الذهبي الوفاة: 748هـ، دار النشر: دار الكتاب العربي - لبنان/ بيروت - 1407هـ - 1987م، الطبعة: الأولى، تحقيق: د. عمر عبد السلام تدمرى، ج29، ص304

مراد از «نحله» یعنی در دین و مذهب مسلمان نیست خارج از دین اسلام است نتیجه اش چه شد؟ از این حرفا چه کسی سود می‌برد؟ آیا با این روش‌ها آقایان «حنبلی، حنفی و شافعی»ها سود می‌برند؟ حتی «وهابی»‌ها سود می‌ برند؟ یا نه امروز دشمنان اسلام و دین سود می‌برند؟!

مجری:

حاج آقا ابتدا سوال مان را این طور پرسیدیم آیا این ها بالاخره حالا با تعابیری نزدیک به هم یه سواد اعظم گفتند یک صحابه گفتند از آن طرف جماعت گفتند آیا همه این ها در یک مورد خاص هم عقیده هستند یا نه؟ الان اوضاع به کجا رسیده که دارند همدیگر را تکفیر می کنند.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

مسئله از این خیلی بالاتر است مقداری جلوتر برویم آقای «سمعانی- متوفای ۴۸۹» کتابی دارد به نام «انتصار لاصحاب الحدیث»، چاپ «مدینه منوره» در صفحه ۴۴ ایشان می‌ گوید:

«أن الله تعالى أبى أن يكون الحق والعقيدة الصحيحة إلا مع أهل الحديث والآثار»

اصلاً امکان ندارد خدای عالم، اهل حق و اهل عقیده صحیح را غیر از «حنبلی»‌ها قرار بدهد، برای خدا تعیین تکلیف می‌ کند می‌ گوید اصلاً امکان‌ پذیر نیست خدا همچنین کاری بکند.

 یعنی کار به جایی رسیده اینها نستجیر بالله، خدایا معذرت میخواهیم «ابرأ من هذا القول واعوذ بک مثل هذا القول» می ‌گوید: «أن الله تعالى أبى أن يكون الحق والعقيدة الصحيحة إلا مع أهل الحديث والآثار»

چرا؟ جالب است:

«لأنهم أخذوا دينهم وعقائدهم خلفا عن سلف وقرنا عن قرن إلى أن انتهوا إلى التابعين وأخذه التابعون عن أصحاب رسول الله صلى الله عليه وسلم وأخذه أصحاب رسول الله صلى الله عليه وسلم عن رسول الله صلى الله عليه وسلم»

برای اینکه «حنبلی‌»ها آن هایی که اهل حدیث هستند دین و عقایدشان را از علما گذشته «خلف عن سلفٍ» از اصحاب پیغمبر گرفتند. اصحاب پیغمبر هم از پیغمبر گرفتند، مگر آقایان «حنفی»‌ها نستجیر بالله از الشیطان گرفتند؟ شیعه از ابلیس گرفت؟ «شافعی»‌ها از چه کسی گرفتند؟

همه معتقد هستند بر اینکه عذر می‌خواهم از این تعبیری به کار بردم شیعه را هم آوردم فردا نگویند شما به ما توهین می‌ کنید. همه معتقد هستند دین و عقایدشان را «خلفا عن سلف» از اصحاب پیغمبر و پیغمبر گرفتند. تفاوت شیعه و سنی این است که شیعه عقایدش را از اهل بیت گرفته است آقایان اهل سنت چه «حنفی» چه «شافعی» چه «مالکی» همه‌شان از صحابه گرفتند.

جناب آقای «سمعانی» عزیز این چه حرفی است شما دارید می ‌زنید؟ فردای قیامت چه جوابی داری؟ با این کارت یک ملاکی را مطرح می‌ کند که این ملاک حداقل در همه فِرق اهل سنت است.

بعد می‌گوید:

«اما سائر الفرق»

 اما دیگر غیر از اهل حدیث، غیر از اتباع «احمد بن حنبل» دین شان را از طریق پیغمبر و صحابه نگرفتند. به عقلشان، به خواطرات ذهنی مراجعه کردند، چیزی اگر از کتاب سنت می ‌شنیدند با عقل شان مقایسه می‌ کردند، اگر عقل آن ‌ها قبول می‌ کرد می‌ پذیرفتند اگر عقل آن‌ ها قبول نمی ‌کرد نمی ‌پذیرفتند.

«ونبذوا الدين وراء ظهورهم وجعلوا السنة تحت أقدامهم تعالي الله عما يصفون»

الانتصار لأصحاب الحديث؛ اسم المؤلف: منصور بن محمد السمعاني أبو المظفر الوفاة: 489هـ، دار النشر: مكتبة أضواء المنار - السعودية - 1417هـ - 1996م، الطبعة: الأولى، تحقيق: محمد بن حسين بن حسن الجيزاني، ج1، ص44

آقایان اهل سنت عمدتاً اعتراض به آقایان «حنفی» ها است حواستان را جمع کنید، حرف جناب آقای «سمعانی» در اینجا کنایه به «احناف» است که این ‌ها اهل قیاس و غیره بودند. می گوید هر چه آیه قرآن باشد با عقل شان تطبیق کند قبول می ‌کنند با عقل شان تطبیق نمی‌کند قبول نمی‌کنند.

«ونبذوا الدين وراء ظهورهم» اصلاً دین را پشت سرشان انداختند، سنت را زیر پایشان گذاشتند فقط آن ‌هایی که تابع «احمد بن حنبل»، اهل حدیث و «اثری»ها فقط آدم های خوبی هستند و دین شان را از پیغمبر گرفتند.

 آقای «خطیب بغدادی» در شرف اصحاب حدیث از «ابوالحسن محمد بن عبدالله» می‌گوید:

«رأيت النبي صلي الله عليه وسلم في المنام فقلت من الفرقة الناجية من ثلاث وسبعين فرقة، قال أنتم يا أصحاب الحديث»

شرف أصحاب الحديث (متوفاي463هـ)؛ البغدادي، أحمد بن علي ابوبكر الخطيب، تحقيق: د. محمد سعيد خطي اوغلي، ناشر: دار إحياء السنة النبوية – أنقرة، ج 1، ص 25

پیغمبر را خواب دیدم گفتم یا رسول الله از ۷۳ فرقه، فرقه ناجیه چه کسانی هستند؟ گفت «انتم یا اصحاب الحدیث»، شما اصحاب حدیث تابعین «احمد بن حنبل» شما فقط فرقه ناجیه هستید. کار ما به کجا رسیده است؟

مجری:

با خواب این ‌ها باید سریع‌ترین و محکم‌ترین اعتقاداتشان ثابت می شود.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

جالب این که همین تعبیر را «مجموعه عشره» جناب آقای «فاخر اصفهانی» نقل می ‌کند «محمد بن عبید الله فسوی» می‌ گوید:

«رأيت رسول الله في المنام في مسجد عندنا بفسا جالس (لنا؟) في المحراب»

 پیغمبر را در خواب دیدم در مسجدی در آنجا بود دیدم در داخل محراب است.

«فبركت بين يديه وبيدي محبرة، فقلت: يا رسول الله، من الفرقة الناجية من الثلاث والسبعين فرقة من أمتك؟ قال: أنتم يا أصحاب الحديث»

مجلس ابن فاخر الأصبهاني؛ السمري الاصبهاني (متوفاي564هـ)، معمر بن عبد الواحد بن رجاء بن عبد الواحد بن محمد بن الفاخر، تحقيق: نبيل سعد الدين جرار، ناشر: مكتبة البشائر الاسلامية - لبنان / بيروت، الطبعة: الأولي، 1422هـ - 2001م، ج 1، ص 480

رفتم به دست و پایش افتادم عرض کردم یا رسول الله فرقه ناجیه از این ۷۳ فرقه از امتت چه کسانی هستند؟ فرمود شما اهل حدیث هستید. «شافعی‌ ها، مالکی‌ ها و حنفی‌ ها» و دیگر شیعه ابازیه و غیره هیچ کدام شان فرقه ناجیه نیستند.

 ولی یک جمله ‌ای این جا بگویم اجازه بدهید عقده دلم را خالی کنم بعد سراغ بحث دیگر برویم.

در کتاب «تاریخ مستبصر» مال «ابن مجاور» سال وفاتش دستم نیست ایشان می‌گوید در رابطه با «حنابله» و اهل حدیث گفتند:

«لا يكون الحنبلي حنبليا حتى يبغض عليا سويا»

تاريخ المستبصر؛ اسم المؤلف: جمال الدين أبو الفتح يوسف بن يعقوب ابن محمد المعروف بابن المجاور الشيباني الدمشقي (المتوفى: 690هـ) الوفاة: 690، دار النشر:، ج 1  ص 101

یک «حنبلی» نمی ‌تواند «حنبلی» باشد تا اینکه بغض علی را در دلش برابر داشته باشد، این فرقه ناجیه شد که پیغمبر گفت شما فرقه ناجیه هستید!

 یعنی چون بغض علی را (نستجیر بالله) در دلتان دارید آیا این است؟ آیا همین را می‌ خواستید که این را روی آنتن ببریم تمام مردم ببینند که سابقه و عقاید پشت پرده تان چیست؟ «أمن الانصاف یابن الطلقا» این انصاف است؟

در «بریقه محمودیه» از کتاب ‌های مشهوریست که در «شرح طریقه محمدیه» و «شرح نبویه» است از عارف بزرگ «مولانا ابو سعید خادمی» ایشان هم از قافله عقب نمانده می ‌گوید «عضد الدین ایجی» گفت فرقه ناجیه «اشاعره» است شاید مرادش تغلیب یا عمومِ مجاز بوده است.

یا نه بگیم این‌ ها با «ماتریدیه» در اصول مثل «حنفیه» مشترک هستند ولی آنچه که برای ما مسلم است آنی که فرقه ناجیه است جز فرقه «ابو منصور ماتریدی» غیر از اینها هیچ کدام فرقه ناجیه نیستند. یعنی نه «اشاعره، نه معتزله» و نه شیعه فقط «ماتریدی» تابعین «ابو منصور ماتریدی» فرقه ناجیه هستند غیر از این‌ها همه کلهم فی النار به قولی کلهم ملاقلی!

از آن طرف آقای «حاجی خلیفه» در کتاب «کشف الظنون»، جلد ۲، صفحه ۱۸۲۱ می‌گوید آقایان «زیدیه» از قافله عقب نماندند این ها معتقد هستند

«وصنف أحمد بن يحيي المرتضي مختصرا سماه الملل والنحل أيضا علي مذهب الزيدية وذكر فيه ان الفرقة الناجية هي الزيدية»

كشف الظنون عن أسامي الكتب والفنون؛ القسطنطيني الرومي الحنفي، مصطفي بن عبدالله (معروف به حاجي خليفه) (متوفاي1067هـ)، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1413 – 1992، ج 2، ص 1821

فقط «زیدی»‌ها فرقه ناجیه هستند شیعه دوازده امامی نه «حنفی» نه «مالکی» نه «شافعی» نه، «اشاعره» نه «ماتریدی» نه «معتزله» نه فقط ما «زیدی»‌ها فرقه ناجیه هستیم. غیر از ما همه شان «کلهم فی الحاویه».

 «وهابی»‌ها هم تکلیف شان روشن است.

عزیزان دقت کنند دکتر «احمد کُریمه»، «قم» تشریف آورده بودند ما هم خدمت شان رسیدیم. آدم خیلی روشن، دنیا دیده و دارای فکر باز گرچه آمدنش به «ایران» برایش خیلحی سنگین تمام شد بعد از برگشتن به «الازهر» برایشان مشکلاتی درست کردند.

ایشان در «دانشگاه الازهر» استاد فقه مقارن هستند بعد از آنکه در «شیشان» البته «چچن» را آقایان می ‌گویند در آن جا همایشی بود در آن همایش پدر «وهابی»‌ها را در آوردند.

هر چه علما و بزرگان علیه «وهابی»‌ها می‌ توانستند در «چچن» یا به قول آقایان «شیشان» مطرح کردند.

 ایشان بعد از او یک مصاحبه ‌ای کرد می‌گوید «سلفی»‌ها خودشان را از اهل سنت بیرون می‌ دانند نه «اشاعره نه معتزله نه ماتریدی» هیچ کدام از این ها را قبول ندارند. تا این که ایشان می‌گوید «ابن تیمیه» هفتصد سال بعد از وفات پیغمبر آمد و تقسیم ثُلاثی و توحید در عبادت و توحید در صفات و غیره مسخره بازی کرد. این نه در قرآن و نه در سنت است و مجسم بودن خدا را مطرح کرد.

 «بن باز مفتی اعظم عربستان» گفت هر کس معتقد باشد که خدای عالم مکان و زمان ندارد مثل «اشعری» «فهو ضال و کافر»

هم گمراه و هم کافر است یعنی هر کس بگوید «ولم یکن له کفوا احد لیس کمثله شیء»؛ «لیس کمثله شیء» چون شیء، دارای مکان و زمان است یعنی اول چیزی که «لیس کمثله شیء» به ذهن انسان می‌ رسد این که (نستجیر بالله) خدای عالم خارج از زمان و مکان است. خالق زمان و مکان است اگر بنا باشد نه خدایا عالم نیاز به مکان و زمان باشد قبل از اینکه این زمان و مکان آفریده بشود خدا چه کار می‌کرد و کجا بوده است؟ برای ما معین کنید.

این که روایت داریم در ذات حق، شما تدبر نکنید کافر، زندیق و مرتد می‌شوید این است. شما خدا را با اسمائش بشناسید تلاش کنید آنچه که خدای عالم در قرآن خودش را معرفی کرده است عین آن را

(قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ * اللَّهُ الصَّمَدُ * وَلَمْ يكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ)

بگو: خداوند، يکتا و يگانه است؛ خداوندی است که همه نيازمندان قصد او می ‌کنند؛ و برای او هيچ گاه شبيه و مانندی نبوده است!

سوره اخلاص (112): آیات 1 – 2 و 4

احد یعنی یکِ یک است دومی نداره نمی گوید واحد «قل هو الله واحد» (اللَّهُ الصَّمَدُ) خدای عالم به کسی نیاز ندارد «و انتم الفقرا الی الله»

(وَلَمْ يكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ) هیچ کفو و مثلی ندارد منِ بشری که ذهنم همه اش با مادیات، و مقیدات است هر چه بخواهم در رابطه با خدای عالم از عظمت او، از علم او از حیات او از قدرت او بخواهم تصور کنم قدرتی که در ذهنم است مقایسه می‌کنم اینی که مقایسه می‌کنم این مخلوق و آفریده ذهن من است. این خدا نیست.

 از علم خدای عالم هر چه من بخوام بگویم علمی که من تصور می‌کنم است ولی علم الهی عین ذات حق است قدرت الهی عین ذات حق است من نمی‌توانم در آن زمینه بخواهم تصور کنم. فقط همین اندازه

(فَأَينَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ)

و به هر سو رو کنيد، خدا آنجاست!

سوره بقره (2): آیه 115

به هر کجا بنگرید وجه الله «بابا طاهر» یک شعری دارد

به دریا بنگرم دریا تو بینم * به صحرا بنگرم صحرا تو بینم

یکی از عرفای بزرگی که خدمت شان ارادت فوق العاده داریم می‌فرمودند این اشتباه است به دریا بنگرم دریا تو بینم نه

به دریا بنگرم دریات ببینم * به صحرا بنگرم صحرات ببینم

(وَهُوَ مَعَكُمْ أَينَ مَا كُنْتُمْ)

و هر جا باشيد او با شما است

سوره حدید (57): آیه 4

این آیه قرآن است حدیث نیست این معیت، معیت قیومی است منی که حرف میزنم اگر یک لحظه عنایت حق حول قوه الهی از من سلب بشود من هیچِ هیچِ هیچ هستم بارها به دوستان گفتم اولین پله و قدم خداشناسی «لا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم» است.

اگر توانستیم معنای این را بفهمیم اولین قدم توحید را بر داشتیم در نماز می گوییم: «بِحَوْلِ اللَّهِ وَ قُوَّتِهِ أَقُومُ وَ أَقْعُد»؛ فقط نماز به حول قوه الهی بلند می‌شوم، بر می‌خیزم، رکوع می‌کنم و به سجده میروم یا نه بحول الله وقوته اتکلم، امشی و اقعد و أکل و اشرب...

هر چه از ما سر می‌زند تمام کائنات نه تنها ما هر چه از ما سر می‌زند به حول و قوه الهی است. اگر حول قوه الهی نباشد (اگر آنی کند نازی فرو ریزند قالب ها) اگر یک قدم جلوتر رفتی بگوییم مقداری روشن باشد شاید بعضی از بینندگان عزیز ما، اهل دل باشند بفهمند و درک کنند. خدای عالم در قرآن یک جمله‌ ای دارد

(وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ)

و ما به او از رگ قلبش نزديکتريم!

سوره ق (50): آیه 16

خدا از رگ گردن به شما نزدیک تر است. دوستان تا به حال روی این آیه فکر کردیم یعنی چه؟ خدا از رگ گردن به ما نزدیک تر است عبارتی را آنچه که ذهنم است از حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) ظاهراً باشد که می‌گوید آقا بدیهی‌ ترین چیزی که برای شما است وجود شماست.

یعنی هر انسانی نسبت به خودش هیچ شکی ندارد من هستم هستی من برای من از ضروری‌ ترین چیز است یعنی از این ضروری‌ تر چیزی نیست. اگر من به یک مرتبه ‌ای برسم خدا در وجود من از من بدیهی ‌تر باشد آن می‌شود (وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ) اگر از این هم بالاتر از ملائکه هم یه ذره جلو رفتی.

«يَا مَنْ هُوَ أَقْرَبُ إِلَيَّ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ يَا فَعَّالًا لِما يُرِيدُ* يَا مَنْ يَحُولُ‏ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ‏ يَا مَنْ هُوَ بِالْمَنْظَرِ الْأَعْلَى يَا مَنْ هُوَ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْ‏ءٌ.»

الكافي (ط - الإسلامية)، نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج2، ص484

«يَا مَنْ يَحُولُ‏ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ» دیگر آن جا منیتی نیست اونجا به تعبیر حضرت امیر (علیه السلام)

«ما رَأَيْتُ شَيْئاً اِلاّ وَ رَأَيْتُ اللهَ قَبْلَهُ وَ بَعْدَهُ وَ مَعَهُ»

این می‌شود (يحُولُ بَينَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ)

(أَنَّ اللَّهَ يحُولُ بَينَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ)

و بدانيد خداوند ميان انسان و قلب او حايل می ‌شود،

سوره انفال (8): آیه 24

دیگر مرء و نفسی در آن جا نیست به تعبیر آقا امیرالمومن «أ مات نفسه» هر چه می‌بیند خدا می‌بیند خودش را آیه خدا می‌داند نمازش را آیت الله، نشانه خدا می‌داند حرکتش کلامش هر چه از او و دیگران سر می‌زند همه را نشانه ای از خدا می‌بیند.

اگر کسی به این جا رسید دوست از ما به او سلام برسانید التماس دعا هم داریم.

مجری:

گفت:

میان عاشق و معشوق هیچ حائل نیست * تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

یک شعر جالب ‌تری است:

«بينى و بينك اننى ينازعني»

خدایا بین من و تو این من، اینی که من خودم را یک چیزی حساب می‌کنم این من را بدبخت کرده است.

«فارفع بلطفك اني من البين‏»

تعبیری از «امام (رضوان الله تعالی علیه)» است چند شب پیش یکی از دوستان گفتند می گوید ما هیچ هستیم از اولم هم هیچ بودیم اگر رسیدیم به این جایی که ما هیچ هستیم هر چه است انوار الهی است هر چه است لطف الهی است هر چه است نشانه الهیست. اگر به اینجا رسیدیم موحد می‌شویم اگر نه حواله مان آخر سوره یوسف است.

(وَمَا يؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَهُمْ مُشْرِكُونَ)

و بيشتر آنها که مدعی ايمان به خدا هستند، مشرکند!

سوره یوسف (12): آیه 106

وقتی من می‌گویم (ایاک نعبد) خدایا تو را عبادت می‌کنم اگر خدایِ در سایه را عبادت کردم «یعبدونه علی حرفٍ» شد.

 به قول استاد عزیز ما آیت الله «شاه آبادی» خدا روحش را به حضرت زهرا شاد کند می‌ گفت

«بک ایاک نعبد، بک ایاک نستعین، بک إهدنا الصراط المستقیم، بحولک غیر المغضوب علیهم وضاالمین»

اگر به اینجا رسیدیم آن یک دنیای دیگری است.

ولی بدبخت بیچاره «وهابی»ها می‌گویند خدا آن بالا نشسته است نیمه شب سوار الاغ می‌شود میاد آسمان پایین و به تعبیر مرحوم «شیخ مفید» می‌گوید بعضی از علما بالای پشت بام شان یونجه و کاه می‌ریختند که اگر خدا با الاغش آمد الاغش گرسنه نماند خاک بر سرتان با این توحیدتان!

 بعد آقای «کُریمه» استاد برجسته «الازهر» می‌گوید:

«لایوجد مسلم علی وجه الارض لم تُکفره الوهابیة»

مسلمانی در کره زمین پیدا نمی‌کنید که «وهابیت» او را تکفیر نکرده باشد!

یعنی فقط و فقط این‌ها مسلمان هستند و بس.

جالب این که آقای «زینی دهلان – متوفای 1304» چهل و خرده ای سال قبل یعنی جزء معاصرین ما هستند مال قرن 14 صاحب کتاب «الدرر السنیة فی رد علی الوهابیة» که ایشان امام جماعت هم «مسجد النبی» و «مکه مکرمه» مفتی آن جا بود.

 ایشان بهتر از هر کسی «وهابیت» را می‌شناسد می‌گوید اگر کسی می‌خواست از مسلمان ها «وهابی» بشود باید چند تا شهادت به زبانش می‌ آورد. یک:

«یأمرونه بالاتیان بالشهادتین اولا»

اولاً باید می‌گفت «اشهد ان لا اله الا الله» دو «اشهد ان محمد رسول الله» من دارم نماز می‌خوانم، روزه می‌گیرم، هر روز در اذان اقامه می گویم می گویند نه تو کافر بودی نمی ‌دانست.

«اشهد علی نفسک انک کنت کافرا»

سوم:

 باید گواهی و شهادت بدهی قبل از اینکه «وهابی» بشوی کافر بودی.

چهارم:

«واشهد علی والدیک انهما ماتا کافرین»

باید شهادت بدی پدر مادرت که «وهابی» نشدند از دنیا رفتن کافر از دنیا رفتند.

پنج:

«واشهد علی فلان و فلان انه کان کافرا ویسمون له جماعة من أکابر العلماء»

علمای گذشته که «وهابی» نشدند از دنیا رفتند همه کافر از دنیا رفتند اگر کسی این پنج تا شهادت را می‌داد قبول می‌کردند

«فان شهدوا بذلک قبولهم والا امروا بقتلهم»

اگر این پنج تا شهادت را نمی‌داد دستور می‌دادند گردنش را بزنند.

مجری:

آدم نمی داند بخندد یا گریه کند با این صحبت های که دارند.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

ولذا از عزیزان جوان ‌های اهل سنتی که دارند جذب این «سلفی‌»ها، جذب «وهابیت» جذب گروه‌ های تکفیری می شوند. می گوییم بروید کتاب‌ هایشان را بخوانید ببینید اصلاً این بویی از اسلام، قرآن و معنویت بردنده اند؟ این کافر آن کافر پدر و مادرت کافر!

 آقایی که در «اهواز» در قضیه رژه چندین نفر و طفل خردسال را به شهادت رساند پدر مادرش همسرش آمدند تو تلویزیون (همه مردم دیدند) چقدر اظهار ندامت می‌کردند؟

می‌گفتند در خانه با درگیر بود می گفت شما کافر و مشرک هستید البته گلایه می‌کرد از علمای شیعه که شما شیعه را خوب معرفی نمی‌کنید در این تلویزیون که این‌ها شیعه را خوب نمی‌شناسند و بعد میروند جذب «وهابیت»، گروه تکفیری و «داعش» می‌شوند.

لذا موظف هستیم بر اینکه نسبت به معرفی شیعه مخصوصاً برای عزیزان جوان در این زمینه خوب مسئله را روشن کنیم.

فساد «وهابیت» را برای این‌ها روشن کنیم هم برای شیعه هم برای سنی فرقی نمی‌کند چه جوان سنی جذب «وهابی» بشود خطری برای جهان اسلام است. چه جوان شیعه جذب «وهابیت» بشود این‌ ها خطری برای اسلام هستند.

بینندگان عزیز گمانم بحث امشب ما یک اعلان خطری برای همه بود که حواسمان را جمع کنیم و مقداری دقت کنیم فریب این گروه ‌ها را نخوریم فریب این شیاطین را نخوریم و پیغمبر اکرم فرمود:

«إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي‏»

المسترشد في إمامة عليّ بن أبي طالب عليه السلام؛ طبرى آملى كبير، محمد بن جرير بن رستم (وفات: ق 4)، محقق / مصحح: محمودى، احمد، ناشر: كوشانبور، ص 559

باز فرمود هفتاد و سه فرقه می‌شوند یک فرقه اهل نجات هستند از آن طرف هم فرمود:

«مَثَلُ أَهْلِ بَيْتِي فِي أُمَّتِي كَمَثَلِ سَفِينَةِ نُوحٍ فِي قَوْمِهِ، مَنْ رَكِبَهَا نَجَا»

عيون أخبار الرضا (عليه السلام)؛ نویسنده: ابن بابويه، محمد بن على، مصحح: لا جوردی، مهدی، ناشر: نشر جهان، ج2، ص27

«مثل أهل بيتي فيكم مثل سفينة نوح من ركبها نجا ومن تخلف عنها هلك»

فضائل الصحابة؛ اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبد الله الشيباني الوفاة: 241، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بيروت - 1403 - 1983، الطبعة: الأولى، تحقيق: د. وصي الله محمد عباس، ج2، ص785

هر کس پناهنده به اهل بیت بشود فرقه ناجیه است. هشت نُه جلسه در رابطه با حدیث سفینه با شما عزیزان بحث کردیم.

 این دو تا روایت را کنار هم بگذارید تنها فرقه ناجیه «مَنْ رَكِبَهَا نَجَا»، فرقه ناجیه آنی است که تابع اهل بیت باشد. هم محبت اهل بیت را داشته باشد هم به دستورات اهل بیت عمل کند.

اگر این دو تا را کسی داشت می‌شود فرقه ناجیه ان شاء الله در جلسات بعدی مفصل بحث می‌کنیم.

مجری:

الحمد لله خیلی استفاده کردیم داستان های «بنی اسرائیل» اکثر جاهای قرآن آمده است غرور و تکبری که داشتند بارها و بارها می‌گفتند ما قوم برتر هستیم. خداوند فقط ما را قبول دارد ما هستیم که:

(وَقَالُوا لَنْ تَمَسَّنَا النَّارُ إِلَّا أَيامًا مَعْدُودَةً قُلْ أَتَّخَذْتُمْ عِنْدَ اللَّهِ عَهْدًا فَلَنْ يخْلِفَ اللَّهُ عَهْدَهُ أَمْ تَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ)

و گفتند: هرگز آتش دوزخ، جز چند روزی، به ما نخواهد رسيد. بگو: آيا پيمانی از خدا گرفته‌ ايد؟! -و خداوند هرگز از پيمانش تخلف نمی ورزد- يا چيزی را که نمی ‌دانيد به خدا نسبت می ‌دهيد؟!

سوره بقره (2): آیه 80

این صحبت ها را میکردند چقدر آشناست این صحبت های که از زبان «سلفی»ها مخصوصا «وهابی»ها شنیدیم که همه کافر هستند به هیچ وجه خداوند به آن ‌ها نظر نمیکند و فقط ما هستیم که خداوند ما را بالا می‌برد. طبیعتاً همین جواب خداوند را هم به آن‌ ها بدهیم که (قُلْ أَتَّخَذْتُمْ عِنْدَ اللَّهِ عَهْدًا) آیا خداوند یک عهدی به شما داد که شما به این مقام رسیدی؟ والا صحبت خداوند، صحبت رسول گرامی اسلام چیزی نیست جز همان صحبت های که حضرت استاد فرمودند نسبت به اینکه فرقه ناجیه را از زبان خود این ها باید شناسایی بکنیم.

الحمدلله این جلسه بسیار قابل استفاده بود حتما عزیزانی که از ابتدا همراه جلسه نبودند تکرار برنامه را اگر مشاهده کردند ان شاء الله به فیض خواهند رسید یا اینکه اگر هم خواستن می‌تونن در آرشیو ان شاء الله بعد از مدتی مراجعه بفرمایند و در سایت این جلسه را بارگذاری کنند.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

در رابطه با تکمیل فرمایش حضرتعالی به نکته زیبایی اشاره کردید در سوره بقره آیه ۱۱۱ می‌گوید:

(وَقَالُوا لَنْ يدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلَّا مَنْ كَانَ هُودًا أَوْ نَصَارَى تِلْكَ أَمَانِيهُمْ قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ)

آنها گفتند: هيچ کس، جز يهود يا نصاری، هرگز داخل بهشت نخواهد شد. اين آرزوی آنهاست! بگو: اگر راست می ‌گوييد، دليل خود را (بر اين موضوع) بياوريد!

سوره بقره (2): آیه 111

این ها گفتند هرگز هیچکس وارد بهشت نمی‌شود (إِلَّا مَنْ كَانَ هُودًا أَوْ نَصَارَى) مگر اینکه «یهودی» یا «مسیحی» باشد آقایان «وهابی» هم عین راه «یهود» را گرفته اند می‌گویند یا باید مثل ما «یهودی» باشید یا حداقل «نصارا» باشد مسلمان نباید باشد.

مجری:

 نژاد پرستی را این ها اسم اسلام همان کاری را که «صهیونیست» دارد انجام میدهد این ها هم دارند از جنبه های مختلف انجام می دهند.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

جالب این که خدای عالم بلافاصله می ‌گوید: (قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ) دلیل تان را بیاورید ما هم به «وهابی‌»ها که می‌گوییم همه را تکفیر می‌کنید یک دلیلی برای ما بیاورید.

مجری:

حضرت استاد حقیقتاً از محضرتان استفاده کردیم.

 (میان برنامه)

مجری:

عرض سلام مجدد خدمت همه شما بینندگان عزیز و ارجمند شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف)، الحمدلله تا این‌جای برنامه توانستیم از محضر حضرت استاد آیت الله دکتر حسینی قزوینی استفاده کنیم.

 همان طور که مطلع هستید شروع کردیم مبحثی را حول آموزه ‌ها و درس‌ هایی از امامت و ولایت که امشب جلسه پنجم از این مطالب بود که بسیار صحبت‌ های گران باری هم بود ان شاءالله اگر توانستیم در جلسات آینده این بحث را ادامه بدهیم.

بالاخره یک شاکله و یک با یک قالب کلی در قالب آموزه های ولایت و امامت بتوانیم هم خودمان اعتقادات مان را راسخ تر بکنیم و هم اگر خدای نا کرده بالاخره ممکن است انحرافی شبهه‌ای چیزی در ذهن مان به وجود بیاد همان‌ ها را هم برطرف بکنیم و از آن مهم تر در مسیر هدایت گری ان شاء الله موفق باشیم و بتوانیم آن افرادی که نیازمند هستند دستگیری بکنیم. سراغ تماس‌های شما بینندگان عزیز بیرویم. اولین تماس جناب آقای «بهادری» از «کرج» سلام بر شما بفرمایید

تماس بینندگان برنامه

بیننده: (آقای بهادری از کرج – شیعه)

عرض سلام دارم خدمت حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی و جناب اقای مرعشی دو سید بزرگوار!

حضرت آقا مذاهبی که فرمودید یک عده «اشعری» یک عده «معتزلی» یک عده «ماتریدی» و یک عده هم اهل حدیث هستند. در حال حاضر اکثریت عزیزان اهل سنت «اشعری» مذهب هستند از اصول دین و اعتقادیشان از ایشان پیروی می کنند.

سوالی که دارم آقایان «وهابی» به من جواب بدهند آیا اصول اعتقاد دینی ‌تان از آقای «ابو الحسن اشعری» می ‌گیرید یعنی ۲۶۰ سال بعد از پیامبر اسلام به چه مجوز؟ ایشان از صحابی و نه تابعین است نه پدرش صحابی و نه تابعین بوده است. ایشان چه کسی بود؟

آیا رسول خدا فرمود دین تان را از «ابو الحسن اشعری» بگیرید؟ آیا در قرآن فرمود از ایشان بگیرید؟ شما آقایان که می گویید ما پیرو قرآن و سنت رسول الله هستیم اصلا اهل بیت پیغمبر را کنار می گذاریم یک حدیث بیاورید پیامبر فرموده باشد ۲۶۰ سال بعد از من شخصی به نام «ابو الحسن اشعری» پیدا می شود.

آیندگان ای مسلمانان شما دین تان را از او بگیرید پس آقایان «حنفی، شافعی، حنبلی و مالکی» هر چهار مذهب از نظر اخذ اصول و اعتقادات دینی شان از ایشان به چه مجوز می گیرند؟ اگر روز قیامت رسول خدا را ملاقات کنند ایشان بفرماید که من گفته بودم «إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي»

چرا ثقلین را رها کردید دنبال «ابو الحسن اشعری» رفتید، جواب پیغمبر چه می ‌دهید؟ ثانیاً اگر شما بگویید که ایشان حق بوده آیا صحابه به شما سفارش کرده بودند ای آیندگان دین تان را از این شخص بگیرید؟ آیا در این مورد حدیث از صحابه داریم؟ یک داستان بگویم بد نیست گوش کنید

در کتاب «الحیات الاعیان ابن خلکان» از مرحوم «علامه حلی» می گویند پادشاهی سنی مذهب بود می گویند «شاه خدا بنده» بود در یک مجلس، خیلی عصبانی می‌شود زنش را سه طلاقه می‌کند. وقتی که عصبانیتش فروکش می‌شود می‌گوید عجب کار اشتباهی کردم همسرم را دوست دارم زبانی طلاقش دادم ولی قلباً دوستش دارم.

علمای چهار مذهب را دعوت می‌کند می‌گوید فکری بکنید تمام علمای چهار مذهب می گویند شما همسرت را طلاق دادی پادشاه ناراحت می‌شود دلش می شکند یک نفر از این مشاورین پادشاه به پادشاه می‌گوید «رافضی»ها عالم بزرگی دارند می خواهید ایشان را دعوت کنید نظر او را هم بشنوید بد نیست.

می‌گوید او را دعوت کنید «علامه حلی» را محضر پادشاه دعوت می کنند علمای بزرگ هم حاضر می شوند. «علامه حلی» تا وارد مجلس می‌شود کفش هایش را زیر بغلش می گیرد می رود کنار پادشاه می نشیند. علمای دیگر می گویند عجب کار بدی کرد، الان خشم پادشاه را بر می انگیزد.

می گویند چرا این کار کردی؟ می گوید به من گفتند جناب «ابو حنیفه» روزی در یک مجلس رسول الله بود کفش های رسول الله را زیر بغلش گذاشت در رفت. «حنفی ها» ناراحت می شوند می گویند چرا بهتان می زنی؟ مگر «ابو حنیفه» زمان پیغمبر بود؟ گفت ببخشید فکر کنم «مالکی» بود.

صدای «مالکی»ها در می آید می گویند «مالکی» زمان پیغمبر اصلا به دنیا نیامده بود «علامه حلی» می گوید ببخشید شاید «شافعی» بود آن ها اعتراض می کنند می گویند «حنبلی» بود می گویند «امام محمد حنبل» کِی زمان پیغمبر به وجود آمده است؟ آقای «علامه حلی» می‌گوید این را می خواستم بگویم این‌ها که پیغمبر را ندیدند به چه مجوز دین تان را از این‌ ها می گیرید؟ به من جواب بدهید.

 بعد به پادشاه می‌گوید می گوید شما ناراحت و عصبانی بودی همسرت را طلاق دادی؛ طلاق دادن سه طلاقه شرایط خاصی داره شرایطی که حالا نمی ‌توانم بگویم از نظر فقهی وقتی می ‌گوید خیلی پادشاه را متحول کردیم و این پادشاه به واسطه همین شیعه شد.

در سال ۶۶۳ یا ۶۶۴ هجری قرن هفتم تا آن زمان حضرت آیت الله ۱۵۰ تا ۲۰۰ تا مذهب داشتند حتی در محاکم قضایی به مشکل می خوردند مثلا «حنبلی»ها می رفتند پادشاه یک حکم دیگه می داد «شافعی»ها می رفتند یک حکم دیگر می داد. برای همین تا زمان «المستنصربالله» تمام این مذاهب را باطل کرد فقط چهار مذهب رسمی شدند.

سوالم این است آیا قبل از این چهار مذهب، مسلمانانی که آمدند و رفتند این‌ ها حق یا باطل بودند؟ جواب بدهید آیا کسانی که قبل از آن که این چهار مذهب را به وجود بیاورند بهشتی یا جهنمی بودند؟ از این مذهب پیروی نکردند مثل صحابه این را به ما جواب بدهید. والسلام علیکم ورحمة الله و برکاته

مجری:

احسنتم، الحمد لله، جزاکم الله خیرا، بسیار زیبا مثل همیشه مستند، مستدل و با همان شیوایی و شیرینی خاصی که این جناب آقای «بهادری» فرمایشات شان را می‌ فرمایند بسیار جالب هست و قابل استفاده تشکر می‌کنیم.

 حضرت استاد نکته ‌ای اگر نسبت به صحبت ‌های ایشان هست بفرمایید بعید میدونم دیگه بتوانیم تماس دیگه را وصل بکنیم

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

مشهور است که از مرحوم «علامه» هست کاری اصلاً با این قضیه نداریم رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در روایات متواتر فرمودند بر اینکه من کتاب و اهل بیتم را در میان شما می گذارم.

 قبلا هم خدمت عزیزان عرض کردیم نسبت به اهل بیت با این همه «بنی امیه» و «بنی العباس» تلاش می‌ کردند یک نکته ضعفی از اهل بیت بگیرند ولی نتوانستند بگیرند.

حتی بزرگان شان مثل «ذهبی» در جای جای کتاب ‌هایش وقتی اسم اهل بیت می آید با یک تعابیری بیان می ‌کند گمان نمی‌ کنم نسبت به حتی خلیفه اول دوم این تعبیر را بیان کند. کتاب «سِیر اعلام النبلاء»، جلد 13، صفحه ۱۲۰ دارد:

«فمولانا الامام علي من الخلفاء الراشدين المشهود لهم بالجنة رضي الله عنه نحبه اشد الحب... وابناه الحسن والحسين فسبطا رسول الله صلى الله عليه وسلم وسيدا شباب اهل الجنة لو استخلفا لكانا اهلا لذلك وزين العابدين كبير القدر من سادة العلماء العاملين يصلح للامامة وله نظراء وغيره أكثر فتوى منه واكثر رواية وكذلك ابنه أبو جعفر الباقر سيد امام فقيه يصلح للخلافة وكذا ولده جعفر الصادق كبير الشان من ائمة العلم كان اولى بالامر من أبي جعفر المنصور وكان ولده موسى كبير القدر جيد العلم اولى بالخلافة من هارون وله نظراء في الشرف والفضل وابنه علي بن موسى الرضا كبير الشان له علم وبيان ووقع في النفوس صيره المامون ولي عهده لجلالته فتوفي سنة ثلاث ومئتين وابنه محمد الجواد من سادة قومه لم يبلغ رتبة ابائه في العلم والفقه وكذلك ولده الملقب بالهادي شريف جليل وكذلك ابنه الحسن بن علي العسكري رحمهم الله تعالى»

سير أعلام النبلاء؛ اسم المؤلف: محمد بن أحمد بن عثمان بن قايماز الذهبي أبو عبد الله الوفاة: 748، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بيروت - 1413، الطبعة: التاسعة، تحقيق: شعيب الأرناؤوط , محمد نعيم العرقسوسي، ج13، ص120

ما علی را با شدت دوست داریم ولی عصمتش را ... فرزندانش حسن و حسین «لو استخلفا لكانا اهلا لذلك» اگر این ها خلیفه می ‌شدند اهلیّت داشتند.

امام زین العابدین «كبير القدر من سادة العلماء العاملين يصلح للامامة» کسی است که صلاحیت برای امامت داشت.

 فرزندش امام باقر «سيد امام فقيه يصلح للخلافة وكذا ولده جعفر الصادق كبير الشان من ائمة العلم كان اولى بالامر من أبي جعفر المنصور» فرزندش امام کاظم «كبير القدر جيد العلم اولى بالخلافة من هارون»

همه این ها نشان می‌ دهد نسبت به ائمه (علیهم السلام) این طور تعابیر بزرگ به کار بردند نه تنها ایشان «ابن خلکان» و دیگران آوردند. هیچ کس هم نیامد بگوید مثلاً «ذهبی» شیعه بود بلکه مشهور به «ناصبی» است.

 یا در مورد «ابن خلکان» بگویند شیعه بود و امثال این ‌ها. وقتی نسبت به ائمه (علیهم السلام) این طور تعبیر می کنند.

من زمانی که در «شبکه سلام» برنامه داشتم به مناسبتی بحث مذاهب اسلامی را مطرح کردم اگر توفیق داشته باشیم در این جا مطرح کنیم. چهار نفر ائمه اهل سنت «ابوحنیفه» مذمتی که در رابطه با «ابو حنیفه» آوردند مخصوصاً «خطیب بغدادی» و غیره گمان نمی‌کنم این مذمت در حق هیچ یک از روات آورده باشند.

«ما ولد في الإسلام مولود أشأم من أبي حنيفة»

در اسلام فرزندی شوم تر از «ابو حنیفه» به دنیا نیامده است!

تاريخ بغداد؛ اسم المؤلف: أحمد بن علي أبو بكر الخطيب البغدادي الوفاة: 463، دار النشر: دار الكتب العلمية – بيروت، ج13، ص422

«ما ولد في الإسلام مولود أضر عليهم من أبي حنيفة»

تاريخ بغداد؛ اسم المؤلف: أحمد بن علي أبو بكر الخطيب البغدادي الوفاة: 463، دار النشر: دار الكتب العلمية – بيروت، ج13، ص420

نسبت به امام «شافعی»، نسبت به «احمد بن حنبل» و نسبت به «مالک» دارند. البته تعریف هم دارند از آن طرف هم می گویند «ابو حنیفه» گفت اگر پیغمبر زمان من را درک کرده بود حرف‌ های من را به عنوان سنت قبول می‌ کرد.

باید دقت کنیم ببینیم حرف ‌هایی که نسبت به ائمه زده‌ اند مقایسه کنیم با مطالبی که نسبت به ائمه اهل سنت است این‌ ها را کنار هم بگذاریم و خودمان قضاوت کنیم آیا رفتنِ سراغ آقا امام صادق و امام باقر (سلام الله علیه) دوست و دشمن از علم، تقوا و زهد آن ها بیان کرده‌ اند آیا این ‌ها شایسته تبعیت هستند یا کسانی که امروز یک حرفی می‌ زنند فردا یک حرف دیگری می ‌زنند؟ آن ها را ملاک قرار بدهیم.

 از طرفی خوشحالیم که خدای عالم ما را با اهل بیت محشور کرد و محبت اهل بیت در دل مان انداخته است. ان شاء الله در حد توان مان تابع اهل بیت هستیم. از طرفی هم ناراحت هستیم این همه جوان های عزیز اهل سنت در غفلت و نا آگاهی هستند.

بارها مراجع ما اعلام کردند حاضریم مناظره کنیم آیت الله العظمی «صافی گلپایگانی»، آیت الله العظمی «مکارم شیرازی»، آیت الله العظمی «سبحانی» همه گفتند آماده‌ هستیم. «مفتی اعظم عربستان» و بزرگان شان بیایند بنشینیم با هم مناظره کنیم. همان فرمایش قرآن (قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ)

به قدری گفتیم دیگه زبان مان مو در آورد گفتیم جناب آقای «خدمتی» یا جناب آقای «حیدری» را برای مناظره آماده کنند اگر شبکه به شبکه نشد، نشد. ایشان با اسکایپ بیایند با هم مناظره کنیم. هر کس هر کدام از این ‌ها را بیاورد قول می دهیم ۱۰۰ میلیون تومان به ا و جایزه بدهیم بانیش را هم داریم.

خودشان بیایند همین جا شماره حساب به ما بدهند ۱۰۰ میلیون به حساب شان می ‌ریزیم یا اگر کسی از اهل سنت از بیننده ‌های شبکه این ‌ها حاضر بشود این‌ ها را برای مناظره بیاورد۱۰۰ میلیون تومن به او می‌ دهیم حالا که با این وضع مشکلات مالی و غیره صد میلیون تومن کم پولی نیست.

مجری:

در راه هدایت هر چه هزینه کنیم می ارزد.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

اصلا پولش هیچ مگر نمی گویند ما حق هستیم، با اسکایپ یا شبکه به شبکه بیایند با همدیگر دوستانه صحبت کنیم دعوا هم نداریم. دوستانه بگویند مذهب مان این ویژگی‌ ها را دارد مذهب شما این نقایص را دارد. ما هم جواب بدهیم و هم بحث کنیم بگذاریم جوان‌ ها روشن بشوند و این همه در غفلت و نا آگاهی نمانند.

مجری:

ان شاء الله که موثر واقع بشود بارها و بارها حضرتعالی اشاره فرمودید اما دریغ از یک بار توجه حتی از این شبکه ‌هایی که وقتی که انسان این‌ها را می‌بیند کاملاً می تواند به معاند بودن و منحرف بودن و این که تلاش می کنند در اینکه جوانان را به انحراف بکشانند شکی در آن باقی نمی ماند.

حضرت استاد از محضرتان خیلی تشکر می‌کنیم الحمدلله توانستیم این جلسه هم نهایت بهره و استفاده را ببریم، همچنین تشکر می‌کنیم از محضر همه شما بینندگان عزیز و ارجمند که تا انتهای برنامه همراه برنامه خودتان «حبل المتین» بودید، ان شاءالله در این ایام ماه صفر در عزاداری‌ها را از دعای خیرتان بی نصیب نگذارید تا دیدار آینده خدا نگهدار!


درس‌ها و آموزه‌هایی از امامت و ولایت (5)>

شبکه ولی عصر آیت الله حسینی قزوینی حبل المتین سواد اعظم فرقه ناجیه!