عصر ایمان

قسمت پنجاه برنامه عصر ایمان با کارشناسی حجت الاسلام و المسلمین عباسی
موضوع: زنان برتر و نقش زنان در اجتهاد و تقلید


  

بسم الله الرحمن الرحيم

عنوان برنامه: عصر ایمان (مرجعیت زنان)

تاريخ: 06/ 09/ 1400

استاد: حجت الاسلام والمسلمین عباسی

مجری: آقای سیرتی

مجری:

بسم الله الرحمن الرحیم اللهم صل علی محمد و آل محمد وعجل فرجهم؛ عرض سلام و ادب و احترام دارم خدمت شما بینندگان عزیز، سروران گرامی از این که بیننده برنامه عصر ایمان از شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) شدید بسیار متشکر و سپاسگزارم امیدوارم هر کجا هستید زیر سایه ائمه معصومین (علیهم السلام) باشید. اجازه بفرمایید با استاد گرانقدر حجت الاسلام والمسلمین حاج آقای عباسی سلام علیک داشته باشیم و از این که دعوت ما را پذیرفتند بسیار تشکر می کنیم و به موضوع برنامه امشب مان بپردازیم استاد سلام علیکم خیلی خوش آمدید.

استاد عباسی:

سلام علیکم و رحمة الله بنده هم خدمت بینندگان عزیز و گرامی شبکه جهانی حضرت ولی عصر (ارواحنا له الفداء) عرض سلام، ادب و احترام دارم امیدوارم که هر جای این عالم هستید اوقات خوبی را سپری کرده باشید و تحت توجهات خاصه حضرت ولی عصر (ارواحنا له الفداء) زندگی بسیار خوب و ایمانی داشته باشید خدمت شما هستم.

مجری:

ما در هفته‌ های گذشته در مورد ارزش زن در اسلام صحبت کردیم، بحث و گفتگوهای بسیار زیبایی شد بیننده خوبی با ما تماس گرفتند ارتباط تلفنی خوبی برقرار شد. استاد در مورد ارزش زن در اسلام صحبت فرمودید امشب دوست دارم از ادامه بحث شما بشنوم.

استاد عباسی:

بسم الله الرحمن الرحیم وبه نستعین إنه خیر ناصرٍ ومعین ثم الصلاة والسلام علی سیدنا و نبینا ابا القاسم مصطفی محمد وعلی اهلبیته الطیبین الطاهرین المعصومین واللعن الدائم علی اعدائهم اجمعین الی قیام یوم الدین. اللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن، صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی كُلِّ سَاعَةٍ، وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناً حَتَّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا

بحثی را محضر بینندگان عزیز در رابطه با شأن و منزلت زن در اسلام داشتیم، و علت بحث مان این بود که موضوع اصلی برنامه ما در رابطه با نو اخباری گری بود و شبهات و نکاتی که مطرح می‌ کنند و از آنجا به این بحث رسیدیم که یک اشکالی مطرح کردند با این عنوان شما که معتقد به بحث مرجعیت هستید چرا اجازه مرجعیت را به زنان نمی‌دهید یا برای زن حق مرجع شدن قائل نیستید؟

داشتیم این مطلب را عرض می کردیم که دو ساحت متفاوت است خود علم و علم آموزی و جایگاه زن در مسئله علم یک مسئله است و ماجرای مرجعیت به عنوان یک جایگاه اجتماعی و دینی به نوعی سخت با یک مسئولیت سخت و دشوار و پیچیده هم یک مسئله است در مسئله ای مثل مرجعیت یا مثل قضاوت بحثی که مطرح می شود به عنوان یک تکلیف از تکالیفی است که، یک سری تکالیفی داریم که واجبات و تکالیفی است که قطعی و عینی برای هر زن و مرد است. مثل نماز، روزه، حج، زکات و  این ها به عینه واجب می‌ شود.

 اما بعضی تکالیف و بعضی از واجبات، واجب کفائی است یعنی ما باید افرادی را داشته باشیم که به کفایت در آن شغل در آن جایگاه در آن موقعیت قرار بگیرند و معاف شدن بعضی از افراد از این اتفاق به معنای سلب حق نیست به معنای سلب تکلیف است یعنی دین مقدس، شارع مقدس، نبی مکرم، اهل‌ بیت (علیهم السلام) از جانب خدای متعال این تکلیف را از عهده زنان بر داشتند. مثل تکلیف جهاد را که از عهده زنان بر داشتند همه این برداشتن های این تکالیف به معنای سلب حق نیست این نیست که بگوییم یک حقی دارد از خانم ها ضایع می شود که نمی توانند به جهاد بروند و کشته بشوند. خیلی ها هستند مرد هستند ولی دل شان می‌ خواهد که به جهاد نروند اصلاً این مسئله برای شان پیش نیاید و نخواهند بروند شرکت بکنند.

ملاحظاتی که در قصه مربوط به برداشته شدن این تکالیف در دین اسلام در نظر گرفته شده این ملاحظات، ملاحظات متعددی است، بعضی ها تصورشان این است با آن نگاه فمنیستی که در جریان مبارزه با مسیحیت تبشیری اتفاق افتاد با مسیحیت انحرافی اتفاق افتاد که آن طور شخصیت و جایگاه زنان را لِه کرده بود یک نگاه منفی این مدلی به وجود آمده برداشت افراد این شده و این طور تبلیغ می کنند که به زنان برای انجام این کارها یا قضاوت اعتماد نیست یا زن ها را شایسته این کار نمی دانند یا (العیاذ بالله) عرضه این کار را ندارند سواد این کار را ندارند، به درد این کار نمی خورند!

این تعابیر و این مدل مواجهه یک سو نگری است چرا که محضورات دیگری وجود دارد که ما باید آنها را هم در نظر بگیریم به عنوان نمونه در جهاد وقتی گفته می شود جهاد از زن برداشته شده یعنی چه؟ یعنی می خواهید بگویید خانم ها بلد نیستند شمشیر بزنند، مثلاً می خواهید بگویید خون می بینند حال شان بد می شود، ببینند کسی مجروح شده یا مُرده ببینند اصلاً این بحث‌ ها نیست.

به عنوان نمونه وقتی که شما در شرائط جنگی و جهاد قرار می گیرید همه شرائط این نیست که 200 نفر این طرف کنار هم ایستادند دارند به سمت طرف مقابل شلیک می کنند و طرف مقابل هم همین طور، در شرائطی است که نبرد دشوار می شود شخص در یک جایی تنها می ماند دیگر اطرافش هم رزم هایش نیستند یا شهید شدند یا بین شان فاصله افتاده. آن وقت در جامعه زن به عنوان یک حریم در جامعه است وقتی ما بحث ناموس را مطرح می کنیم در فضای غرب یک جنجالی نسبت به ناموس راه می افتد که چرا شما ناموس می گویید؟ مرد و زن چه فرقی می کند؟ برای چه می گویید این شخص و این خانم ناموس این آقا است؟ بعد جو سازی می کنند اگر ناموس شد پس قرار است که این شخص تمام حقوق این ناموس را سلب بکند و این خانم را محدود بکند. در حالی که یک احترام و یک عزتی برای خانم است. یک محافظ ویژه ای برای خانم قرار داده ببخشید من مثال های می زنم شاید بگویند چرا این مثال ها را می‌ زنید؟ برای لوازم برقی حساس محافظ برق تهیه می کنند، یک وسیله کم ارزش یا معمولی را شما جار برقی را به برق می زنید و استفاده می کنید می گویید اگر احیاناً این جارو برقی هم بسوزد 3 تا 5 میلیون هزینه یک جارو برقی است تهیه می کنید، بعد هم داری موقت استفاده می کنی می گویی نیم تا یک ساعت استفاده می شود. ولی یک یخچال گران قیمت را حتما برایش محافظ می خریم. این توهین می شود یعنی این یخچال این قدر ضعیف است که نیاز به محافظ برق دارد؟ ولتاژ برق یک مقدار بالا و پایین بشود این یخچال می سوزد؟ این قدر به درد نخور است؟ اصلاً ای حرف ها نیست صحبت ارزش است یک وسیله گران قیمتی که در بازار است خودرویی که گران قیمت است برای این 5 مدل دزد گیر فعال می کنند، وسایل احتیاطی فراهم می کنند دزدگیرش تصویری باشد داخل منزل دیده بشود و ...

یک دزدگیری که 10- 20 میلیون تومان قیمتش است نمی ‌آیند روی یک ماشین 50 میلیون تومانی بگذارند. چرا این جا که ما می رسیم این را این طرفی برداشت نمی کنیم آن طرفی برداشت می کنیم؟ می گوییم این شخص چون خانم است ناتوان است نمی تواند در جنگ شرکت کند، ببیند یکی گلوله خورده حالش به هم می خورد پس به خاطر همین نمی گذاریم به جنگ برود می گوییم جهاد از تو بر داشته شده، در حالی که ما می خواهیم این یک انسان با ارزشی است حرمت و حریم دارد؛ لذا چون در جنگ احتمال مواجهه فردی است یعنی این که یک نفر در یک جایی تنها بماند بعد اگر او به اسارت برود در قصه های جنگ ها این قصه مطرح می شود در فضای اسلامی می گویند ما همان طوری که از مملکت مان یا از خاک مان دفاع می کنیم از ناموس مان هم دفاع می کنیم.

یعنی اگر قرار باشد که اتفاقی برای ناموس یک مسلمان بیافتد همه وظیفه دارند که دفاع و حمایت بکنند، این یک حریمی است و این حریم با بعضی از اتفاقات یا بعضی از کارها خیلی خوانایی ندارد. اگر یک صحبتی مطرح شد یک دوره ای، یک مقام های یا مسندهای برای زنان قائل باشیم یا نباشیم من نمی خواهم الان ارزش گذاری بکنم بگویم این کار صد در صد خوب یا صد در صد بد است.

ولی این را تصور بفرمایید که حضور در اجتماع، حضور در برنامه ها، حضور در مجامع علمی ولی واقعاً حضور یک زن در جایگاهی مثل جایگاه ریاست جمهوری، جایگاه وزارت با آن هجمه کار آیا امکان فرزند داری موفق، امکان حفظ جایگاه خانواده را فراهم می کند یا نه؟ باید در رابطه با آن صحبت بشود یعنی ممکن است خدشه وارد بکند.

در رابطه با قضاوت این قصه مطرح است شما می بینید یک نفر که قاضی است آدم را تصور می کنند قاضی یک شخصی که صبح در دفتر قضاوت می رود می نشیند 4 تا پرونده را تا ظهر بررسی می کند دو تا رأی می دهد و می رود نمی گوییم که در بعضی از پرونده ها چه فشاری روی این قاضی است مثلاً خانواده قاتل می خواهند از خانواده مقتول رضایت بگیرند چقدر پیش قاضی می روند و بر می‌ گردند چقدر اصرار می کنند. ممکن است بیرون خدای نکرده کسانی باشند در پرونده های قاضی را تهدید بکنند تهدید به ربایش، تهدید به قتل این فشار روانی که روی یک قاضی مخصوصاً در حوزه های خاص وجود دارد چه فشار روانی سنگینی است بعد ما بگوییم بستر را فراهم بکنیم اجازه بدهیم خانم ها در این عرصه ورود پیدا کنند و قاضی بشوند چه اشکالی دارد؟ تفاوتی که خدا در خلقت بین خانم ها و آقایان قرار داده یکی از تفاوت های جدی این است که نقش احساسات در خانم ها خیلی پر رنگ و بیش تر است. ما نمی توانیم جایی که دل مان می‌ خواهد کارکرد را قبول داشته باشیم بگوییم خانم ها احساسات شان بیشتر است پس محبت به همسر و فرزند داشته باشند چقدر خوب است که این احساسات را دارند لطافت و ظرافت را دارند بعد این جا از این ویژگی استفاده می کنیم بعد وقتی که می خواهیم در فضای دیگر کاری بیاوریم مثل قضاوت بعد می گوییم نه چه فرقی بین خانم ها و آقایان وجود دارد؟

تا لطافت و ظرافت می‌ خواهیم بگوییم می گوید یعنی می خواهی بگویی ضعیف است؟ یعنی می خواهی بگویی مشکل دارد؟ این چه مدل صحبت و برخورد دو گانه ای است؟ یعنی حتی در فرهنگ غرب وقتی قرار می شود یک فیلم تبلیغاتی بسازند یک جایی از احساسات استفاده بکنند حرف بزنند یک خانم با صدای ظریف و یک چهره خاصی می آورند که حالت احساس و محبت منتقل بشود یک آقا با صدای خشن نمی آورند. چرا وقتی همین ها وقتی به یک کار طاقت فرسائی می رسند مثلاً حضور یک خانم در اداره پلیس جنایی، اداره پلیس آگاهی، برای تعقیب و گریز، برای برخورد با جرم های خشن مثل آدم ربائی و ... چرا این جا که می رسد می‌گویند نه چه فرقی بین زن و مرد است تا در مورد احساس این خانم بگویی اتهام می زند می گوید تو می خواهی بگویی خانم ها ضعیف هستند خانم ها نمی‌ توانند بحث ضعیف بودن و نمی توانستند نیست، این زن ممکن است بتواند بهترین حکم دنیا را در مستند یک قاضی بدهد. اما آیا همزمان می تواند همان روز بهترین مادر دنیا هم باشد؟ آیا همزمان می تواند بهترین همسر دنیا هم باشد؟

ما خارج از کارکرد طبیعی او از او استفاده کردیم بعد از 5 سال، 10 سال آیا روحیه او مانند 10 سال قبل است یا نیست؟ این خانم یا باید هر بار در ماجرای یک قضاوت آزار ببیند، اذیت بشود، شکسته بشود یا باید بی تفاوت بشود و قصی بشود محکم بشود بگوید من از آن حالت زنانه خارج شدم خیلی محکم هستم، هر دویش مضر است در حالت اول شکسته می‌شود هر بار ولو 30 سال بهترین قاضی روی زمین باشد بهترین حکم ها را قضاوت کند بهترین پرونده ها را به سرانجام برساند.

یا باید هر روز در هر پرونده ای با گریه های خانواده قاتل، با گریه های خانواده مقتول، با گریه های شاکی یا متشاکی اذیت بشود آزار ببیند چون با روح او سازگار نیست و یا باید بی خیال این احساس و عاطفه بشود یعنی از این جا عبور کند که اگر عبور کرد بعد دیگر نمی توانیم آن کارکرد را از او توقع داشته باشیم. دیگر این خانم آن خانم گذشته نیست حالا شما مدام به او بگو که تو باید احساس زیاد داشته باشی می گوید بله درست می فرمایید تمام شد.

نمی تواند یکی از این دو تا حالت است و هر دو حالت هم مضر به حال خودش است، هم مضر به حال خانواده اش است تأثیر روی خودش و خانواده اش دارد می گذارد. علاوه بر تأثیری که روی همسر این شخص و خود این شخص می گذارد شما فرزندان و تربیت فرزندان را ملاحظه بکنید یعی ما خیلی تک بُعدی نگاه می کنیم ملاحظه می کنیم این خانم موفق است یا موفق نیست؟ موفق است یا موفق نیست را با چه داریم ملاحظه می کنیم؟ با این که الان این مدرک دانشگاهی را گرفته و فلان جا به عنوان فلان مسئولیت مشغول به کار است می آییم این را بررسی می کنیم؛ اما این که آیا توانسته جمع بین این مسئله و خانواده داشته باشد؟ جمع مسئله و فرزند داری داشته باشد؟ آیا فرزندش هم به همان موفقیت هست؟ و عوارض آینده این قضیه را یعنی آینده 1 سال دیگر، 2 سال دیگر، 10 سال دیگر بله ما در یک رشته هایی نیاز داریم در یک موضوعاتی نیاز داریم باید خانم ها ورود پیدا بکنند. آن وقت خدا نصرت می کند که این ها هم موفقیت پیدا می کنند و هم جایگاه، جایگاه آن ها است.

 ما در یک رشته هایی این ویژگی و نیاز را داریم اما آدم برایش کم داریم همین الان در مملکت خودمان متخصص سونوگرافی برای خانم ها باشد در خیلی از شهرها کمبود داریم باید پیش آقایان بروند، مال رادیولوژی همین قصه است گذشته این قصه خیلی شدید بود. حتی نسبت به مسائل زنان و زایمان در مملکت‌ مان متخصص زنان و زایمان نبود و اکثراً در شهرهای مختلف آقا بودند الان یک تناسبی ایجاد شده یا تقریباً اکثراً خانم ها شدند. الان وقتی که این رشته ها را داریم وقتی یک جایگاهی برای این قصه وجود دارد چرا ما از این فضا ببریم بگوییم نه در همه موضوعات؛ مثال زدم یک وقتی در رسانه ملی ما با یک خانمی مصاحبه ای می شد که راننده اتوبوس بود به عنوان این که یک خانمی در یک رشته ای موفق است راننده اتوبوس از تهران به اصفهان یا مشهد به خاطرم نیست با همسرش یا با برادرش بود دو تایی راننده ای اتوبوس هستند و دارند مسافر جابجا می کنند. بعد از همین خانم سوال می کرد شما غذا چه چیزی بلد هستی درست کنی؟ می‌ گفت در حد نیمرو می‌ خندید می گفت نمی توانم غذا درست کنم.

 آیا خیلی هنر بزرگی اتفاق افتاده ما از آن فضا خارج کنیم باز مثال از گل فروشی و گل که زده بودم الان باز دوباره همین مثال را بزنم یکی از ویژگی‌ های گل های حساس، گل هایی که زیبا هستند در گل فروشی این است که این ها خیلی نباید در معرض رفت و آمد و دست خوردن و تنه افراد و باد و  این ها نباید قرار بگیرند یک درخت کاج کنار خیابان است دو هزار نفر هر روز می‌ آیند به آن می زنند و رد می شوند گرما، سرما، طوفان و این ها است هیچ اتفاقی هم برایش نمی افتد؛ ولی یک شاخه رُز را نگاه بکنید نزدیک این گل می شوی گاهی گل پر پر می شود مشکل برایش به وجود می آید در رابطه با زن، ظرافت و لطافتی وجود دارد که روح زن آسیب می بیند از مراوده زیاد، از رفت و آمد زیاد، از حضور زیاد در جمع غیر خانواده هر مقداری این فضا بیش تر می شود آسیبش بیشتر می شود.

مدام ما بگوییم یک نفری راننده اتوبوس بشود که 12 ساعت با 40 تا مسافر باید چشم به جاده بدوزد تا به مقصد برسد این چه اتفاقی را رقم می زند؟ این را نمی آییم محاسبه کنیم که چه اتفاقی را دارد رقم می زند؟ چه آسیبی را دارد برای این خانم فراهم می کند؟ برای اطرافیان این خانم چه آسیبی دارد؟ برای همسرش، برای فرزندش و این ها چه آسیبی را فراهم می‌کند؟ این‌ ها ملاحظاتی است که اسلام در نظر گرفته اگر همه عالم بگویند نه آسیب ها را دیدیم این مسیری است که در غرب یک مرتبه رفتند و حالا می خواهند بر گردند و بازسازی کنند حالا می خواهند معالجه بکنند و حالا شاید راهی برای معالجه کردن نباشد چون دیگر این خانم، کارکرد همسر بودن، کارکرد مادر بودن را در خیلی از جاها از دست داده در خیلی از مجامع دیگر حاضر نیست زمان و مشکلات بارداری را تحمل بکند. می گوید من 9 ماه برای چه باید تحمل بکنم؟ چه تعلقی باید به این فرزند داشته باشم؟ تعلق و علاقه ای به فرزند آینده ندارد چون خیلی زودتر سگ جای گزین آن شده است!

مجری:

یعنی به این صورت شگل گرفته؟

استاد عباسی:

بله یک جوری شکل گرفته که دیگر الان هیچ کدام از این مسئولیت ها را حاضر نیست بپذیرد، بله می گویند حتی مرد و زنی که با هم ازدواج کردند می گویند حالا سگی را داریم این سگ هیچ وقت نه خواسته هایش از این مقدار بیش تر می شود نه پایش را از این مقدار فراتر می گذارد نه نیازهایش بیش تر می شود نه این نیاز به 9 ماه بارداری و شیر دهی و مراقبت و  این ها دارد.

جای تأسف است که به بعضی از فروشگاه های بزرگ اروپا وقتی شما مراجعه می کنی می بینی که رگالی که مربوط به لباس و وسایل کودک است شاید یک رگال خیلی معمولی و کوتاه از نظر جای که در فروشگاه قرار گرفته است مثلاً 5 متر، 10 متر رگال در رابطه با کودک است لباس کودک، کفش کودک و این ها. بعد از آن طرف می بینیم برای سگ 100 متر رگال است غذای سگ، لباس سگ، زیر انداز سگ، قلاده سگ و ... فراوان از این چیزها. چرا؟ چون این جایگاهش را پیدا کرده و آن جایگاهش را از دست داده است.

حالا به زنی که گفتند شما هیچ محدودیتی نداری در اجتماع برو در هر شغلی می خواهی برو رفت و آسیب دید می‌ خواهند این را داخل خانواده بر گردانند و دیگر نمی توانند بر گردانند.

مجری:

آیا زن هم خودش نسبت به این قضیه مقصر است یا خیر؟ به فرض مثال الان زن، جایگاه خودش و آن ظرافت جسمانی و آن فرق را در بین خودش و مرد می بیند یا خیر؟

استاد عباسی:

یعنی چه؟ توضیح بیش تر بدهید

مجری:

خانم های خارجی را عرض می کنم با مثال های زیبای شما خانم خودش متوجه می شود که من با یک آقا فرق دارم یا ندارم؟ یعنی خشونت یک مرد را این بانو متوجه می شود یا خیر؟ ظرافت های خودش را می بیند؛ می بیند من زن هستم و زینت آن زندگی هستم آن ظرافت خودش را می بیند ولی با این اوصاف این را قبول ندارد و خودش را وارد آن عرصه و آن اجتماع می کند.

استاد عباسی:

ببینید آن قدر به این زن گفته شده که باورش شده که تفاوت من فقط تفاوت جنسیت است و این تفاوت جنسیت را بردند در مسائل خاص زناشویی خلاصه کردند، والا در بقیه موارد تلاش بر این می شود که در پوشش هم یک جورهای فرق نگذارند یعنی بروند به سمتی که پوشش، نزدیک به هم بشود حتی معکوس بشود یعنی حتی این که مرد با لباس های خاصی نزدیک به لباس زنانه از نظر رنگ، از نظر مدل، از نظر تنوع ظهور پیدا بکند و بیرون بیاید و زن از آن طرف برود به سمت لباس های مردانه.

می گویند ما باید به یک مساواتی باید برسیم در حالی که ما می گوییم این مساوات به معنای مساوات اشتباه است آن جا به این خانمی که شما گفتی متوجه می شود. می‌ گوییم بله متوجه تفاوتش با مرد می شود ولی به او گفتند تفاوت تو با مرد فقط و فقط بر می گردد به آن قصه جنسیت در مسئله خاص فقط به آن بر می گردد. در بقیه موضوعات تو باید مدام ابراز بکنی که من قوی تر هستم من می توانم خشن‌ تر باشم یکی از اتفاقات خیلی وحشتناکی که در غرب رقم خورد بردن زن به سمت خشونت بود تا حالا این بود می گفتند مردها اهل خشونت هستند یک فضای در جریان فمنیستی راه افتاد شما نیاز است که از خودتان دفاع کنید بیایید دفاع شخصی یاد بگیرید ورزش های رزمی یاد بگیرید با این ها شروع کردند می ‌گوییم تا یک حدش باشد اگر خدای نکرده یک اتفاقی در خیابانی و  این ها خواست بیافتد وقت نامناسبی بود از خودش دفاع کند.

ولی این را مدام اضافه کردند ادامه دادند تا جای که بسیاری از جریان های رسانه ای رفتند به این جای که یک جورهای خشن ترین آدم ها در بعضی از فیلم ها زن‌ ها باشند. کسانی که تیر خلاص را می زنند کسانی که بدترین جنایت را می کنند خشن‌ ترین برخورد را می کنند خانم ها باشند که بگویند حتی در خشونت ما دیگر پایین تر و کمتر از آقایان نیستیم.

مجری:

واقعاً برای من خیلی جالب است چه اصراری است که نسبت به خانم ها و زن ها این قدر ما اصرار داشته باشیم که زن ها را خشن نشان بدهیم؟ این جا معلوم می شود که جایگاه مرد جداً گم می شود از این جهت این که چه جایگاهی را باید داشته باشد و یک زن باید یک جایگاهی داشته باشد؟

قبل از این که میان برنامه را ببینیم خودم این برداشت را دارم خانواده وقتی برای انسان ارزشمند نباشد و نگاه مان به خانواده این نباشد که ما یک زندگی آرامی را باید تشکیل بدهیم این به وجود می آید که ارزش یک زن را پایین می آوریم و موازی با یک مرد در خیلی از مسائل های اجتماعی و زندگی می کنیم که این جایگاه کامل از بین می رود ان شاء الله خدای بزرگ کمک مان کند که جایگاه خودمان را بشناسیم. میان برنامه کوتاهی را ببینیم و بر گردیم در خدمت شما سروران گرامی باشیم.

(میان برنامه)

مجری:

بینندگان عزیز با ادامه برنامه عصر ایمان خدمت شما و در خدمت حجت الاسلام والمسلمین حاج آقا استاد عباسی هستیم. هدف دین مقدس اسلام ارزش گذاشتن و ارزش قائل شدن نسبت به هر انسانی است این را جداً باید در طول زندگی مان بپذیریم ان شاء الله که می‌ پذیریم. استاد آقای ویلسون پشت خط هستند اجازه بفرمایید با ایشان ارتباط بر قرار کنیم سلام علیکم جناب آقای ویلسون عزیز

بیننده آقای ویلسون:

با درود به شما جناب مجری گرامی آقای سیرتی عزیز و استاد گرامی جناب عباسی و کلیه کارکنان جهانی شبکه ولی عصر و به بینندگان فهیم تشکر فراوان می‌ کنم که این وقت را به بنده دادید با سپاسگزاری از شما عزیزان. مبحث من در مورد جایگاه زن است در ادیان یهودیت و مسیحیت که 2 هفته پیش هم همین بحث ها را شما فرمودید. در کره خاکی ما افراد بشر انسان در حدود 4 هزار سال که تاریخ نوشته شده تاریخ را عرض می کنم هیچ دین و مذهب و مسلکی بیش از ادیان ابراهیمی یا همان سامی آیین های موسویت، مسیحیت و اسلام و در بین این ادیان ابراهیمی هیچ دینی بیش از آیین اسلام زن را خار و خفیف نکرده جناب استاد، فرمایشات بنده را شما جلسه پیش در مورد زن فرمودید که دین در موسویت و مسیحیت است. می گوید زن از دنده مرد آفریده شده در قرآن نفس به معنی شخص انسان است که مرکب از جسم و روح است نفس های دیگر داریم نفس اماره، نفس لوامه همان فردی که مرتکب اشتباه و گناهی می شود و به آن اشتباهش پی می برد و پشیمان می شود ولی در قرآن نفس را که به عنوان جسم است در سوره نساء آیه 1 خودش مشخص می کند که زن، از مرد آفریده شده. آیه 1 سوره نساء می گوید ای مردم بترسید از پروردگار خود آن خدایی که همه شما را از یک تن بیافرید و هم از آن، جفت او را خلق کرد و از آن دو خلقی بسیار در اطراف عالم از مرد و زن پراکنده کرد همچنین در سوره...

استاد عباسی:

آقای ویلسون دو تا نکته من این جا عرض بکنم اول یک سوال نسبت به ابتدای بحث تان، شما فرمودید هیچ مکتبی به اندازه یهودیت، مسیحیت و اسلام زن را تحقیر نکرده، شما نسبت به دین خودتان یعنی مسیحیت و قبلش یهودیت که همان کتاب مقدس مسیحی هم از آن جا گرفته شده نسبت به این دو تا قبول دارید که زن را تحقیر کردند؟

ویلسون:

صد در صد!

استاد عباسی:

تا این جا می شود «اقرار العقلاء علی انفسهم جائز» یعنی شما نسبت به دین خودتان اقرار کردید که مسیحیت از بین برنده حقوق زنان بوده و لِه کرده نسبت به اسلام، کلام شما ادعا می شود و شما باید ثابت بکنید بنابراین ما تا این جا از شما پذیرفتیم که شما قبول دارید که مسیحیت و یهودیت هادم حقوق و از بین برنده حقوق زن است و زن را تحقیر کرده. اما نسبت به مسئله بعدی که اسلام است شما باید ادعای تان را ثابت بکنید به یک آیه ای را اشاره کردید.

ویلسون:

به چند تا آیه بنده اشاره می کنم نه یکی

استاد عباسی:

حالا اولین آیه را بگویم بعد سراغ آیه بعد برویم اولین آیه که شما اشاره کردید سوره نساء آیه 1 است و اشکال شما و افرادی که به این آیه چنین استدلالی می کنند این است که به ترجمه و زبان عربی مسلط نیستند. شما می گویید مانند مسیحیت که مسیحیت می گوید زن یعنی حوا از دنده مرد گرفته شد که حضرت آدم بود از او آفریده شد در اسلام هم مانند آن مواردی وجود دارد که می گوید زن از مرد آفریده شد درست است؟

ویلسون:

بله، صحیح است.

استاد عباسی:

آیه 1 سوره نساء را هم به این مثال زدید آیه 1 را نشان می‌ دهیم:

(بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ يا أَيهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا كَثِيرًا وَنِسَاءً وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي تَسَاءَلُونَ بِهِ وَالْأَرْحَامَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلَيكُمْ رَقِيبًا)

اي مردم! از (مخالفت) پروردگارتان بپرهيزيد! همان کسي که همه شما را از يک انسان آفريد؛ و همسر او را (نيز) از جنس او خلق کرد؛ و از آن دو، مردان و زنان فراواني (در روي زمين) منتشر ساخت. و از خدايي بپرهيزيد که (همگي به عظمت او معترفيد؛ و) هنگامي که چيزي از يکديگر مي‌خواهيد، نام او را مي‌بريد! (و نيز) (از قطع رابطه با) خويشاوندان خود، پرهيز کنيد! زيرا خداوند، مراقب شماست.

سوره نساء (4): آیه 1

(يا أَيهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ)؛ بترسید، بهراسید، احترام بگیرید خدای را که شما را خلق کرده از چه؟ (مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ)؛ از نفس واحده آفریده (وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا)؛ خلق کرد از او،‌ زوجش را؛ (از او) نه از او مرد، از او نفس واحده آفریده نه از او مرد آفریده، یعنی این دو تا جنس یکی است از یک جنس مرد آفریده شده خدای که شما را خلق کرد یعنی شما و حضرت آدم را (مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ)؛ از یک نفس واحده ای خلق کرد (وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا)؛ زوجش را از آن نفس واحده؛ یعنی از آن ماده اولیه خلق کرد نه این که از دنده ای حضرت آدم خلق کرد.

 خلق او، خلق ثانویه به معنای این که یک موجود شماره 2 است به انسان گفت شما بخواب من از پهلوی شما یک دانه دنده را در بیاورم بعد به این دنده گوشت و پوست بکشم، لذا یک معنای ضعفی در آن وجود داشته باشد این اولین آیه ای که شما فرمودید و از شما خواهش می کنم در رابطه با آن آیه ای که در مسیحیت است اگر توضیح یا دفاعی دارید بفرمایید اگر هم دفاعی ندارید صریح بگویید که من این آیه را قبول ندارم یا این آیه همان طور که شما می گویید اشکال جدی در آن وجود دارد.

یک آیه ای که عرض کردیم مربوط به خلقت حضرت حوا است که می گوید به این شکل آفریده شد، خدا دید آدم نیاز به زن دارد آدم را خدا خواباند بعد از پهلوی چپ یکی از دنده هایش را بیرون کشید و آن را تبدیل به حضرت حوا کرد، و دیگری این که حوا، عامل انحراف و پلیدی حضرت آدم است این دو تا را بفرمایید بعد آن آیه بعدی هم که می خواستید بگویید بفرمایید خدمت تان هستم

ویلسون:

جناب استاد شما اگر اجازه بدهید بنده هم صحبت کنم.

استاد عباسی:

بفرمایید صحبت من تمام شد شما الان صحبت کنید.

ویلسون:

 من در اول عرایضم گفتم که در قرآن نفس به معنای شخصی انسان مرکب از جسم و روح است من سوره نساء آیه 1 را گفتم. در سوره سجده آیه 9 پس آن نطفه بی‌ جان را نیکو به بار است و از روح خود در آن بدمید، عزیز من این جا بحث روح است. در سوره اعراف آیه 189 باز قرآن صحبت از جسم می کند جناب استاد عزیز و همچنین جناب علامه طباطبائی در تفسیر المیزان خودشان می‌ فرمایند که فی نفسه محال نیست که زن از مرد آفریده شده باشد. در سوره تحریم آیه 12 نفس در این جا مقصود همان عیسی مسیح است روح خدا است. جناب استاد گرامی بنده در این فرمایش شما از همان فقهای شیعه طراز اول جناب آقای طوسی، جناب آقای صدوق، بحار الأنوار علامه مجلسی الان برای‌تان ثابت می‌ کنم که منظور این ها همان خلق مرد است زن از مرد آفریده شده فکر کنم شما روایت شُریح قاضی را شنیده باشید

استاد عباسی:

نه این که می گویید نشنیدم

ویلسون:

من روی فقهای شیعه می آیم که در مورد زن از مرد آفریده شده را توضیح می دهم در روایات شیعی، فقهای شیعه بفرمایید گوش می کنم

استاد عباسی:

آیاتی که شما خواندید را روی تصویر دارم می خواهم آیات را با همدیگر صحبت بکنیم آیه 189 سوره اعراف فرمودید

(هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَجَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا لِيسْكُنَ إِلَيهَا فَلَمَّا تَغَشَّاهَا حَمَلَتْ حَمْلًا خَفِيفًا فَمَرَّتْ بِهِ فَلَمَّا أَثْقَلَتْ دَعَوَا اللَّهَ رَبَّهُمَا لَئِنْ آتَيتَنَا صَالِحًا لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ)

او خدايي است که (همه) شما را از يک فرد آفريد؛ و همسرش را نيز از جنس او قرار داد، تا در کنار او بياسايد. سپس هنگامي که با او آميزش کرد، حملي سبک برداشت، که با وجود آن، به کارهاي خود ادامه مي ‌داد؛ و چون سنگين شد، هر دو از خداوند و پروردگار خود خواستند «اگر فرزند صالحي به ما دهي، از شاکران خواهيم بود!»

سوره اعراف (7): آیه 189

باز می گوید (هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ)؛ می گوید شما را خلق کرد از نفس واحده...

ویلسون:

اوست خدای که شما را از یک تن بیافرید قرآن بنده تفسیر جناب آقای الهی قمشه ای است.

استاد عباسی:

(وَجَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا)؛ خدای که همه شما را از یک تن بیافرید و از نوع او نیز جفتش را مقرر داشت تا به او انس و آرام گیرد، ما انسان را از ماده اُنس می گوییم در مسیحیت نساء را از ماده نسیان می گویند که حضرت آدم به خواب و به فراموشی برد یکی از دنده هایش را بیرون کشید و این کار را انجام داد. این که اسلام می گوید که از نوع او یعنی خدا یک گِل داشت خدا از یک گِل آدم را آفرید از همان گِل، هم حوا را آفرید. تَرتُب زمانی دارند، تأخر زمانی دارد آفرینش حوا نسبت به آفرینش آدم اما تَرتُبش به معنای این نیست که این جنس دوم، رده دوم یا پایین تر است از همان گِلی که آدم سرشته از همان گِل حوا سرشته شد این آیات هم همین را می گوید آیه 189 سوره اعراف را به شما نشان دادم که:

(هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَجَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا لِيسْكُنَ إِلَيهَا)

با او احساس آرامش بکند و آرامش ایجاد بشود.

 در سوره سجده آیه 9:

(ثُمَّ سَوَّاهُ وَنَفَخَ فِيهِ مِنْ رُوحِهِ وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ قَلِيلًا مَا تَشْكُرُونَ)

سپس (اندام) او را موزون ساخت و از روح خويش در وي دميد؛ و براي شما گوش و چشمها و دلها قرار داد؛ اما کمتر شکر نعمتهاي او را بجا مي ‌آوريد!

سوره سجده (32): آیه 9

ربطش را نفهمیدم در سوره سجده آیه 9 اشاره کردید ربطش در زمانی که صحبت می کنید توضیح بدهید (ثُمَّ سَوَّاهُ وَنَفَخَ فِيهِ مِنْ رُوحِهِ)؛ از روح خود در او دمید یعنی چه؟ یعنی برای حضرت حوا از روح خودش در او ندمید؟

ویلسون:

حوا نه این یک بحثی که بنده عرض کردم که انسان مرکب از جسم و روح آفریده شده این‌ جا در سوره سجده جناب استاد عزیز آیه 9 صحبتش در مورد نطفه است که چگونه شکل می گیرد؟ این جا از روح شکل می‌ گیرد روح، جسم نیست

استاد عباسی:

مشکلی ندارد حضرت آدم وقتی آفریده می شود از همان گِل حضرت حوا آفریده می شود و در آن جسم همان طوری که در جسم آدم دمیده می شود که حضرت آدم می شود در جسم حضرت حوا دمیده می شود که حضرت حوا می شود شما آن نکته اساسی را حداقل به ما پاسخ ندادید که الان آن چیزی که در مسیحیت وجود دارد به عنوان این که باید از وجود آدم نه از نوع آدم از وجود آدم یک دنده بیرون کشیده بشود او در خواب برود یک عمل جراحی اتفاق بیافتد دنده اش را بیرون بکشند یک آدم از این یک تکه استخوان خلق بکنند. در حالی که در اسلام می گوید از همان گِل حضرت آدم از همان نوع و گِل آفریده شده نه از آدم آفریده شده از گِل و نوع آدم آفریده شده اگر صلاح می دانید این نکته را جواب بدهید ممنون می شود.

ویلسون:

جناب استاد شما نفس را گِل ترجمه می کنید؟

استاد عباسی:

نفس را گِل ترجمه نمی کنم این از نفس واحده آمده روح خدا که مشترک است هم در آدم دمیده می شود هم در حوا دمیده می شود تفاوتی بین این دو تا نیست.

ویلسون:

چرا تفاوت خیلی زیاد است.

استاد عباسی:

در تفاسیر هم آمده از ادامه گِل آدم، حوا آفریده شد و از روح خدا همان طور که در آدم دمیده شد در حوا هم دمیده شد، من نمی دانم مشکل این در کجا است؟ آنی که ما می گوییم مشکلش مشخص است در مسیحیت که حوا یک تکه ای از بدن آدم می شود که خدا لطف کرده این را تبدیل به یک آدم مستقل کرده والا یک تکه ای از بدن آدم است آن هم یک دنده ای به قول معروف از دنده های حضرت آدم. این با این متفاوت است اگر می خواهید این را توضیح بدهید وگرنه به موضوع بعدی برویم.

ویلسون:

این طوری نیست ولی فرض کنیم همین طوری است چون در تفسیر المیزان علامه محمد حسن طباطبائی هم این نکته را توضیح می دهد.

استاد عباسی:

شما دارید می گویید بفرمایید ما گوش می دهیم

ویلسون:

شما مگر نخواندید فی نفسه محال نیست که زن از مرد آفریده شده باشد که بزرگ تر از علامه طباطبائی ندارید صاحب تفسیر المیزان هستند

استاد عباسی:

چه گفتند؟ شما حرف را بگویید چرا این قدر دنبال شخصیت ها هستید؟ ما در رابطه با قرآن داریم صحبت می کنیم شما می گویید علامه طباطبائی گفت علامه طباطبائی (اعلمه المقام الشریف) بسیار بزرگ و قابل احترام ولی شما حرف‌ تان را بزنید توضیح تان را بدهید بینندگان قضاوت بکنند.

ویلسون:

منظور این است در قرآن آمده زن از مرد آفریده شده

استاد عباسی:

من نه می گویم شما دلیل دارید دلیل تان را بیاورید

ویلسون:

شما باید بگویید که آفریده نشده در مورد ائمه اطهار و اهل بیت چطور؟

استاد عباسی:

من نمی فهمم شما چه می گویید؟

ویلسون:

روایت شریح قاضی در مورد آفرینش حوا از دنده آدم در 4 روایت از منابع شیعی روایت شده از امام باقر در من لایحضره الفقیه شیخ صدوق اگر اسم کتاب را اشتباه نگفته باشم عربی است بنده نمی توانم بگویم، ایشان هم از کلینی نقل می کنند در جلد 4، صفحه 326، مسئله 1413 این روایت را موثق دانستند آیت الله خویی هم در جلد 3، صفحه 106، مسئله 1413 هم تأیید می نمایند که شیخ صدوق می فرمایند: «رُوِيَ‏ أَنَ‏ حَوَّاءَ خُلِقَتْ‏ مِنْ‏ ضِلْعِ آدَمَ الْأَيْسَرِ»؛ بحار الانوار مجلسی هم جلد 56، صفحه 91، حدیث 1404 که راوی این مسئله فتح الله راوندی هستند در اصول کافی از امام باقر آمده که خدای متعال آدم را از آبی گوارا و زن را از جنس و سنخ او آفرید

استاد عباسی:

احسنت همین جا صبر کنید.

ویلسون:

اجازه بدهید دنباله اش را بخوانم و او را از پایین ترین دنده آدم پدید آورد کلینی جلد 5، صفحه 442، حدیث 1365 است الان بفرمایید منظورتان آب گوارا می‌ خواهید بگویید روح است؟

استاد عباسی:

نه، می‌گوید از جنس او آفرید این از جنس او، قابل قبول است این روایات دسته بندی شده ما در شیعه پذیرش تک روایتی نداریم، روایاتی این چنینی همه بررسی شده همین الان من مقاله ای را به شما معرفی می کنم به نام نگاهی نو به روایات آفرینش زن، از دنده چپ مرد شما در اینترنت هم می توانید جستجو بفرمایید این مقاله موجود است.

این جا روایات بررسی شده ما یک مطلبی داریم به نام بررسی روایات اصلاً موضوع برنامه ما اجتهاد همین است، یعنی این که اگر یک روایت داشته باشیم مستقلاً مورد پذیرش قرار نمی گیرد این روایات باید با روایات دیگر جمع بشود این روایاتی که شما دارید می خوانید معارض دارد به عنوان عقیده شیعه نیست به عنوان آیه قرآن نیست این نیست که عقیده شیعه شده باشد عقیده شیعه جمعی است از جمع آیات با روایات، روایات هم جمع بین روایات یعنی روایتی که این مسئله را نفی می کند روایاتی که قبول می‌ کند. این ها باید با هم بحث بشود به قرآن عرضه بشود با عقل سنجیده بشود با مجموع این ها نظر شیعه استخراج بشود آنی که شما می فرمایید از من لا یحضره الفقیه یا از کافی این ها نقل روایت است این ها بررسی نیست این ها دیدگاه اعتقادی شیعه نیست دیدگاه اعتقادی شیعه را باید در کتاب کلامی جستجو بکنید نه در کتاب روائی لذا این روایات باید با همدیگر جمع بشود. این را به ضرس قاطع عرض می کنم که این اعتقاد، اعتقاد شیعه نیست ممکن است در روایتی آمده باشد این روایت باید با بقیه روایات جمع بشود آنی که آیه قرآن است: (خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ)؛ و از نوع او و از مدل او آفریده شده این چیزی که صحبت کردیم و اگر شما باز توضیحی دارید می خواهید توضیح بدهید بفرمایید اگر توضیحی ندارید در موضوع خدمت تان بحث داشته باشیم.

ویلسون:

جناب استاد عباسی سرور من هر چقدر از فقهای شیعه روایت و حدیث بیاورم شما باز قبول نمی کنید شما شیخ صدوق را قبول ندارید، آیت الله خویی را قبول ندارید شما می گویی نه باید استدلال منطقی داشته باشد.

استاد عباسی:

نه من استدلال منطقی نگفتم من گفتم شما رفتید روایت آوردید روایت، نیاز به بحث فقیهانه دارد اتفاقاً خود شما فقهای شیعه می گویید نه نیاز به بحث فقیهانه دارد روایت از کافی مرحوم کلینی ایشان روایات را جمع آوری کرده بررسی روایات و تطبیق روایات، ما یک کتابی از کتب اربعه شیعه داریم در کنار این که کافی کلینی، من لا یحضره الفقیه، تهذیب الأحکام است، الإستبصار فی ماختلف من الأخبار یعنی چه؟ یعنی ما یک کتاب داریم که روایات صد در صد معارض همدیگر در آن‌جا آورده شده.  یعنی دو تا روایت که هر دو روایت سندش درست است راویانش درست هستند و این‌ها 180 درجه با همدیگر مخالف است این را شیخ طوسی برای همین نوشته که این روایات معارض هم را بیاورد بعد روش جمع بین این ها و روش علاج بین این ها را هم مطرح بکند لذا شما یک تک روایت بیاورید این مسئله را حل و کامل برای ما نمی کند.

ویلسون:

منظور شما این است که از دیدگاه شما این روایت‌ ها صحیح نمی باشد؟

استاد عباسی:

عرض کردم این روایات باید با همدیگر جمع بشود علامه طباطبائی که شما می فرمایید

ویلسون:

تفسیر المیزان

استاد عباسی:

شما مطلب تفسیر المیزان را بیاورید در تفسیر المیزان اتفاقاً ایشان مخالف است ایشان دارند در بعضی از تفسیرها این مطلب آمده که همسر آدم از بدن خود آدم درست شده باشد این درست نیست. در جلد 4 المیزان هم آمده اگر عین عبارت را پیدا بکنم خدمت تان عرض می کنم لذا این مطلبی که شما گفتید از علامه طباطبائی حقیقت ندارد.

ویلسون:

جناب استاد عباسی عزیز علامه طباطبائی رد نمی کنند می گویند محال نیست که زن از مرد آفریده شده باشد.

استاد عباسی:

محال نیست با پذیرش این مسئله کاملاً با همدیگر متفاوت است.

ویلسون:

در اول صحبت گفتم محال نیست نگفتم یقیناً می گوید

استاد عباسی:

این مطلبی که شما می فرمایید مورد اعتبار نیست ایشان قبول ندارند شما اگر می گویید قبول دارند عین عبارت را بیاورید

ویلسون:

ایشان می‌ فرماید محال نیست

استاد عباسی:

ایشان بحث محال بودن را رد می کند

ویلسون:

محال نیست با رد کنند یکی است؟

استاد عباسی:

بزرگوار من می گویم ایشان رد می کند شما می گویی محال نیست عبارتش را بیاورید استفاده می کنیم.

ویلسون:

آن هم به چشم! جناب آقای عباسی عزیز شما روایت شریح قاضی را که در زمان حضرت امیر المؤمنین اتفاق افتاده را قبول نکردید حالا من تا صبح هم روایت و حدیث بیاورم شما قبول نمی کنید.

استاد عباسی:

ببینید شما در رابطه با علامه طباطبائی یک مطلبی گفتی این مطلب واقعیت ندارد. بررسی سندی روایت شریح را هم باید بیاورید اثباتش را بیاورید و معارضش را هم بیاورید شما همین طوری یک روایت بیاورید.

ویلسون:

من یک دانه روایت نیاوردم از شیخ صدوق و خیلی ها آوردم، از کتاب بحار الانوار هم آوردم.

استاد عباسی:

آقای ویلسون عزیز من از کتاب مقدس مسیحی برای شما دارم می آورم شما از قرآن باید برای من بیاورید یک روایتی که سندش را نمی دانی بزرگوار حتی خواندن و سندش را نمی دانید

ویلسون:

من قرآن را نمی دانم؟

استاد عباسی:

قرآن نیاورده همچنین چیزی که شما می گویی قرآن را آوردم بررسی کردم

ویلسون:

در سوره نساء عرض کردم منظور از نفس، در قرآن انسان به معنای جسم و روح است.

استاد عباسی:

آن به معنای خلقت از جسم نیست، این به معنای خلقت از نوع است آقای ویلسون به حرف من گوش می دهید. اگر بخواهیم به حرف هم برویم نمی شود آیه ای که شما گفتید آوردم برای شما توضیح دادم آن‌ جا چیزی با عنوان خلقت از جسمِ آدم برای حوا ندارد خلقت از نوع است

(وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا)

نه به معنای جسم آدم در کتاب مقدس شما تصریح به این شده که یک دنده بیرون کشیدند از آن خلقت حوا اتفاق افتاد در قرآن این را آورده، شما باید مطلبی بیاورید تصریح در این رابطه را ثابت بکنید این طوری که نمی شود شما بگویید نه همان جا که گفته:

(مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ)

یعنی این که از جسم آدم این را می گویند مفسرین قبول نکردند علامه طباطبائی قبول نکردند، شما گفتی علامه طباطبائی گفته این اتفاق محال نیست، محال نیست با قبول کردن دو تا مسئله است من می گویم ایشان رد کرده شما محال نیست را برای ما و بیننده ها بیاورید

ویلسون:

چشم! اجازه می دهید وقت برنامه را نگیریم و سراغ سایر مطالب برویم.

استاد عباسی:

بفرمایید

ویلسون:

خیلی ممنون، در مورد طلاق که فرموده بودید در دین مسیحیت و موسویت در دین یهودیت مرد اگر کوچک ترین نا رضایتی از زن داشته باشد می تواند یک کاغذ بنویسد به دست همسرش بدهد بگوید خوش آمدی برو خانه پدرت، این در قانون یهودیت است. شما هم که گفته بودید در قرآن در سوره طلاق دلیل طلاق را نمی‌نویسند که مرد به چه دلیل زن را طلاق می دهد؟  فقط در مورد نفقه و عده و این چیزها صحبت می کند. در انجیل مرقوف آیه 1، باب 10 تا 12 حضرت عیسی می فرمایند هر که زن خود را طلاق دهد و زن دیگری اختیار کند وقتی که زن دیگری را می گیرد مرتکب زِنا می شود و اگر زنی هم از شوهر خود طلاق می گیرد و شوهر دیگری اختیار کند باز هم مرتکب زنا شده چون زن و مرد یک تن می شوند. پس دو نفر نیستند آن چه را که خدا پیوست می دهد انسان نباید جدا بسازد منظورم طلاق است. بفرمایید در مورد طلاق من گوش می کنم.

استاد عباسی:

من نسبت به نکته قبلی عرض بکنم عبارتی که شما گفتید شما که نیاوردید

ویلسون:

جناب استاد عباسی عزیز من تا صبح هم روایت از فقهاء بیاورم شما نمی ‌پذیرید شما روایت شَریح قاضی را قبول دارید یا ندارید؟

استاد عباسی:

شَریح قاضی نیست شُریح قاضی است علامه طباطبائی مطلبی که در رابطه با بحث آفرینش حوا از آدم آورده توضیح می‌ دهند که این مطلب از آیات قرآن استفاده نمی گردد و آیات قرآن دال بر این نیست و لذا این پذیرش را ندارند این در تفسیر ایشان موجود است. اما نسبت به مسئله طلاق که می گویید ما با این مطلبی که شما در رابطه با طلاق در مسیحیت گفتید کاملاً نظرمان است که این در مسیحیت وجود دارد. می گوید شما اجازه طلاق دادن ندارید و این کاملاً اشتباه است مرحله اول همین جا نقطه خطاء است، نتیجه این شد در افراد کسانی هستند که نمی توانند با هم زندگی بکنند راهکار در مسیحیت چه است؟

ویلسون:

به کارهای خلاف کشیده می شوند

استاد عباسی:

می گوید شما حق ندارید از هم جدا بشوید چون ازدواج کردید نتیجه اش چه شد؟ نتیجه اش این است که یک درصد بالایی با هم زندگی می کنند اما ثبت ازدواج نمی کنند، شما به جای این که مسیر صحیح، قانونی، درست برای رفع اختلافات، مشکلات ایجاد بکنید چون بعضی از اختلافات به صورت عادی رفع نمی شود. رفع شدنش به جدا شدن زن و مرد از همدیگر است.

لذا شما این را تبدیلش کردید به یک مدلی که راه فرار ندارد، اصلاً زیر بار ازدواج نمی روند و یک درصد بالایی از افراد بدون این که مسئولیت بپذیرند چون پذیرش یک مسئولیت باید با مجازات و همه این ها هماهنگی داشته باشد نمی شود شما یک مسئولیتی بدهی بگویی مادام العمر هر اتفاقی این جا می افتد گردن شما است.

این مسئولیت من یک محدوده ای دارد من یک پُل ساختم برای این پُل اگر تا 5 سال نه، اگر 100 سال آینده، اگر با بمب هم منفجر شد تقصیر شما است، حالا به زعم شما می گوید شما حق ندارید مادام العمر از همدیگر جدا بشوید نتیجه اش این است که اصلاً‌ ازدواجی اتفاق نمی افتد. شما در رابطه با طلاق داری آن طور مطرح می کنی ما می گوییم در اسلام قانون دارد طلاق یک مدلش، طلاق رجعی است مرد طلاق می دهد این طور نیست که با یک تکه کاغذ طلاق بدهد بگوید برو به سلامت تمام شد نه، در طلاق رجعی در دوران عده اجازه دارد در منزل او بماند نفقه او را باید بپردازد؛ یعنی خرج او را در این حدود 3 ماه باید پرداخت بکند و این ها حساب و کتاب دارد؛ اما این را شما برای ما بگو که در مسیحیت، ما چیزی به عنوان بردگی دختر داریم در کتاب مقدس مسیحی در بخش عهد عتیق آمده که مرد می تواند دختر خودش را اگر مشکل مالی پیدا کرد به کنیزی بفروشد بعد از 7 سال دو مرتبه این را بخرد و پس بگیرد.

حالا اگر پسر باشد خود به خود بعد از 7 سال آزاد می شود یعنی فروشش 7 ساله است؛ اما اگر دختر باشد باید برود و خرج بکند و دو مرتبه پس بگیرد این را شما بگویید در کتاب خروج، فصل 21، شماره 1 تا 11 یا در رابطه با تعلیم که اصلاً موضوع برنامه ما تعلیم است دارد که زن اجازه ندارد تعلیم بگیرد و زن باید به سکوت تعلیم گیرد یعنی فقط و فقط ساکت باشد.

در کتاب اول تیموتائوس، فصل 2، شماره آیه 11 تا 14 آقای پولوس می نویسد زن‌ ها باید در سکوت و کمال فروتنی تعلیم بگیرند من به زنی اجازه نمی دهم که تعلیم دهد یا بر مردان حکومت کند زن ها باید ساکت باشند زیرا اول آدم آفریده شد و بعد حوا، و آدم نبود که فریب خورد بلکه زن فریب خورد و قانون الهی را شکست این مطلب در اول تیموتائوس، فصل 2، آیه 11 تا 14 که در رابطه با آموزش زنان این مسئله در کتاب مقدس مسیحی آمده.

اگر شما می‌ خواهید در رابطه با این ها توضیحی بدهید منتها پاسخ بدهید فقط این نیست که شما نکاتی را بیان بکنید شما به عنوان یک مسیحی ابتداً پذیرفتید که مسیحیت بیش ترین ظلم را به زنان کرده و هدم حقوق زنان کرده این موارد را هم یا بپذیرید یا پاسخ بدهید.

ویلسون:

بنده گفتم کلیه ادیان چه مسیحیت، چه آیین اسلام، چه آیین موسویت ولی اسلام بیش تر از همه ظلم به زن می کند، در مورد آن آموزش در کتاب علامه مجلسی حلیة المتقین از قول پیغمبر زن‌ ها را در غرفه و بالای خانه جای ندهید و نوشتن به ایشان نیاموزید و سوره یوسف را به آن ها آموزش ندهید این هم عین همان مسئله مسیحیت است دین مسیحیت و اسلام در مورد زن دیدگاه شان یکی است.

استاد عباسی:

نه عین مسئله مسیحیت نیست به خاطر این که قبلاً هم عرض کردیم اگر این روایت اعتقاد شیعه باشد بحث سوره حضرت یوسف یک ماجرای دیگری دارد که نگفتند سوره یوسف را آموزش ندهید گفتند اگر همه سوره ها را یاد گرفت آخرین سوره ای که می‌ آموزد سوره یوسف باشد چون نکاتی در آن است که مراقبت بیش تر می‌ خواهد چون دختر بچه از 8- 9 سالگی قرآن می‌ خواند سوره اول نباشد سوره های دیگر باشد.

اما اصل تعلیم این گونه نیست در اسلام بانوانی داریم ما در همین برنامه ذکر کردیم از حضرت زهرا (سلام الله علیها)، حضرت زینب (علیها السلام)، حضرت معصومه (سلام الله علیها) و دیگر خانم ها که این ها فرزندان اهل بیت بودند دختر پیامبر بوده و علم آموزی داشتند این که آموزش ندهید باز عرض کردم جمع روایات را شما نمی بینید اگر این آیه جمعی دارد که من از کتاب مقدس خواندم که روایت نیست حرف در یک کتاب دوم و سوم نیست. حلیة المتقین مال چند قرن قبل ده دوازه قرن بعد از پیدایش اسلام است، اما آن مطلبی که من گفتم در کتاب مقدس شما است اگر این کتاب مقدس هم مثل چیزی که من دارم صحبت می کنم دلیلی دارد جمعی دارد شما یک آیه ای دارید که این آیه را جواب می دهد به بیننده ها بگویید.

اما اگر ندارد راهش این نیست که بگویید در اسلام هم فلان چیز آمده از یک کتاب قرن 10 و 11 و 12 شما بیایید برای ما مثال و نکته بیاورید که عرض کردیم خروجی با آن چیزی که شما می گویید متفاوت است یعنی ما این همه شخصیت خانم داریم که این ها هم سواد داشتند هم علم داشتند هم جواب سوالات می دادند هم معرفت افزائی داشتند همه این ها را داشتند.

لذا اگر قرار بود باید اولین کس باید خود پیامبر و اهل بیت عمل می کردند به دختران شان سواد یاد نمی دادند، آن جا معنی دارد معنی را ما توضیح می دهیم اگر معنی غیر از اینی که من می گویم هست یعنی اگر من بد فهمیدم من آن قدر در مورد مسیحیت کار کردم سعی می کنم که کمترین اشتباه در بیان کلمات داشته باشم، شما اگر اسلام را کار می کنید باید تلاش بکنید وقتی می خواهید از کتاب مقدس ما بخوانید آیه را بلد باشید آیه را بتوانید بخوانید روایت، اسم کتاب و این ها را بتوانید بخوانید.

من دارم این ها را خدمت شما بیان می کنم اگر توجیهی دارد بگویید توجیه دارد اگر ندارد که قبول بکنید نسبت به اسلام هم گفتید من گفتم همه ادیان؛ نگفتید در اسلام بیش تر ضمن این که ما گفتیم در رابطه با اسلام ادعا است در رابطه با مسیحیت، شما مسیحی هستی می خواهی بگویی دین من به زن ها ظلم کرده بگو «إقرار العقلاء علی انفسهم جائز» اما نسبت به اسلام ادعای است که باید شما ثابت کنی.

ویلسون:

تایمر می گرفتید شما از بنده بیش تر صحبت کردید.

استاد عباسی:

شما بسیار بسیار در صحبت های ما ورود کردید.

ویلسون:

 بنده نیامدم از مسیحیت دفاع کنم که بگویم نخیر ظلم نشده، بنده همچنین قصدی ندارم جمع بستم گفتم هم دین مسیحیت هم موسویت هم آیین اسلام ظلم کردند بنا به روایات و احادیث، عزیزم غیر از این است؟

استاد عباسی:

بفرمایید گوش می دهم

ویلسون:

در مورد ارث بردن زن در اسلام؛ ارث بردن زن از مرد، زن از مرد اگر بمیرد یک چهارم در سوره نساء آیه 12 می گویم سهم مردان از زنان نصف است در صورتی که فرزند نباشد و اگر فرزند باشد یک چهارم می شود و سهم زنان اگر فرزند نباشد یک چهارم و اگر فرزند باشد هشت به یک می باشد یک توضیحی در این مورد می فرمایید؟

استاد عباسی:

بله در این باره هم خدمت تان توضیح می دهم، شما اگر زن را می خواهید از شوهر بگویید اینی که شما می گویید درست است ولی کلاً اگر می خواهید ارث یک زنی از یک مردی را بگویید این متفاوت است. ما انواع و اقسام ارث داریم. ارث زن از شوهر یک دوم، اگر بچه نداشته باشند یک چهارم اگر فرزند داشته باشند اما ارث مادر که آن هم زن است مادر از پسرش وقتی پسرش از دنیا می رود یک ششم است ارث پدر هم از پسرش یک ششم است.

پس یک مرد، یک زن در اسلام داریم که ارث‌ شان با همدیگر مساوی است و یک زنی در بحث ارث در اسلام داریم که چند برابر یک مرد دارد ارث می برد کجا است؟ آن جای که یک فردی از دنیا می رود یک پدر دارد به عنوان ارث بر، یک دختر دارد به عنوان ارث بر، همسر ندارد برادر که رتبه بعدی هستند مادر هم ندارد یک ششم این پدر می برد پنج ششم مابقی به دختر می رسد.

پس یک جای ارث داریم که یک خانم ارثش چند برابر یک آقای است. یک ششم به پدر می دهند پنج ششم به دختر این آقا می دهند این ها را برای شما نگفتند چرا نگفتند؟ به خاطر این که می خواستند فقط شبهه درست بکنند که در اسلام ارث بین زن و مرد این طوری است. کلیت ارث چه است؟ ارث یک تنظیمی برای مسائل مالی درون جامعه و درون خانواده است. شما در مسیحیت چیزی به نام نفقه دارید یا ندارید؟

ویلسون:

نخیر نداریم

استاد عباسی:

چیزی به عنوان مهریه دارید یا ندارید؟

ویلسون:

نخیر

استاد عباسی:

ندارید، این مبالغی است وقتی اسلام می گوید مرد نفقه بدهد. مرد مهریه بدهد. مرد مسکن را برای زن تأمین کند پول ها و امکانات دارد به این طرف می آید این مرد از یک جایی باید تأمین کند، وقتی دولت بودجه به مجلس می برد می گویند درآمدها، مخارج اگر قرار باشد مدام به او بگویند این جا را بساز و این کار را انجام بده می گوید با چه پولی بسازم؟

این طرف درآمد در نظر نمی گیرند که چه درآمدی داشته باشد این ها باید با همدیگر مساوی باشد اگر قرار باشد که این ها ناموزون باشد ما داریم مهریه را می دهیم داریم نفقه را پرداخت می کنیم یک مرد دارد نفقه و مهریه می دهد مسکن در اختیار قرار می دهد حق کار کردن در منزل می دهد، حق شیر دادن به فرزند می دهد برای این ها اجرت می دهد اگر زنی اجرت بخواهد بعد از این طرف می گوییم تو نباید درآمد داشته باشی نه این جا باید یک درآمدی هم برایش لحاظ بشود که می خواهد این مخارج را تأمین بکند این جا می گویند اگر خواهر و برادر:

(لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيينِ)

سهم (ميراث) پسر، به اندازه سهم دو دختر باشد

سوره نساء (4): آیه 11

یعنی یک پدری از دنیا رفت برادر دو برابر سهم الارثش است خواهر یک برابر سهم الارثش است. چرا؟ چون این برادر یک جای دیگری همسر دارد که باید همه حقوق را بدهد و این خواهر یک جای دیگر همسر و خانم است برای یک مردی که خرج هایش گردن او است و این چیزی که از سهم الارث پدرش می گیرد در واقع مازاد بر آن چیزهای است که به عنوان نفقه و مهریه و این ها از همسرش گرفته اگر قرار بود این جا مساوی باشد در واقع همه دارایی ها یک جا جمع می شد.

بعد شما ببینید همین ارثیه در رابطه با پدر و مادر میت یعنی کسی از دنیا رفت پدر و مادر دارد این دو تا مساوی با یک ششم است این امر خدا است برداشت من این است می گوید پدر و مادر یک جایگاه ثابتی، سن بالایی و این ها دارند وقتی به هر دو این پول می رسد چه باشد در صورتی که این قاعده است. باز در جای که پدر و یک فرزد دختر دارد یک ششم پدر، پنج ششم دارد فرزند می گیرد همه این ها کنار هم قرار دارد.

زن از مرد یک دوم اگر فرزند نداشت یک چهارم اگر فرزند داشت؛ ولی زن از شوهر یک چهارم اگر فرزند نداشت یک هشتم اگر فرزند داشت. چرا؟ چون همین خانم وقتی به عقد این آقا در آمد مهریه ای برایش مشخص کردند نفقه ای برایش مشخص کردند حق مسکنی برایش مشخص کردند در طول این سال ها اگر درآمدی داشته درآمد مال خودش بوده نگویید مهریه را که داده که گرفته قانون اسلام است باید می داد الان که نداد یک حرف دیگر است.

نفقه را باید می داده می گوید فلانی نفقه نداده، نداده باز این یک حرف دیگر است یعنی ما داریم اصل و قاعده را بیان می کنیم لذا این قاعده و این اصل و این ویژگی برای این ارثیه موجود است شما باید به ما جواب بدهید که چرا این نظام و این قاعده وجود ندارد؟ یعنی در کانون خانواده زن چرا این شخصیت و حرمت را ندارد که مرد باید برای او خرج بکند به او احترام بگذارد چرا مهریه نباشد؟ چرا نفقه نباشد؟ این‌ ها را شما باید بگویید که شخصیتی قائل نبودید و حرمتی قائل نبودید در حالی که ما در یک جایگاه بالا مثل یک شاهزاده مرد به خواستگاری او برود آن روحیات زن را در نظر بگیرد قرار بود برعکسش باشد بگوییم زن برای خواستگاری بیاید روحیه زن شکسته می شود مرد وقتی خواستگاری رفت برای این که صداقت و تعهدش را نشان بدهد مهریه مشخص می کند و بعد قصه نفقه و قصه های این چنینی است.

مجری:

از آقای ویلسون عزیز تشکر کنیم خیلی سپاسگزارم جناب آقای داوری عزیز سلام علیکم بفرمایید

بیننده آقای داوری:

با عرض سلام خدمت استاد محترم و مجری محترم خواستم قطع شعری تقدیم بکنم:

بسم الله الرحمن الرحیم. افتخارم بر این است که آل محمد در ایران دارم/ ذریه پاک از علی و فاطمه در ایران دارم/ تمام نوع شرف و بندگی در ایران دارم/ گنبد سبز با عظمت از آل محمد دارم/ بزرگی و عظمت هر چیز به شرافت اوست/ این خاک با وجود شماها شرافت دارد/ صبح که از خواب بر می خیزم/ در دل خود شادی محبت آل محمد دارم/ سیدا ما شیعیان از باقی خاک جدتت خلق شده ایم/ پس خاک جسمم خاک شماها را دارد/ پس دلم بیخود نیست که صبح و شب می تپد/ چون محبت زهرا دارد/ سیدا طبق اسناد حدیث کساء/ زمین و زمان به عشق آل عبا خلق شده/ سیدا ما نقدمان را به نسیه ندهیم/ عقل مان را به عقاید پوچ تو خالی ندهیم/ وقتی مولایم علی صاحب جنت و دوزخ است/ نقدمان را به نسیه ندهیم/ می گویند آن پادشاه بزرگ است و این پادشاه کوچک/ ما عقل و چشم مان را سوی تاج و تخت کسی ندهیم/ مگر شرافت احدی در تاج و تخت سلطنت است/ ما شرافت مان را به تاج و تخت زندگی ندهیم/ آن کس بزرگ است که خدا می گوید/ ما علی و احمد و فاطمه را به تاج و تخت فلان پادشاه ندهیم/ خدا فرمود آخرین نگین محمد است و لا غیر/ پس در هر زمان یک خدا هست و یک نبی/ پس نبی گفت بعد من علی هست ولی/ پس ما علی را به صد پیامبر قبل از نبی ندهیم، «یا زهرا خدا حافظ»

مجری:

متشکرم از آقای داوری عزیز از خوزستان خیلی سپاسگزارم خدا نگهدار شما. استاد از پاسخ های شیرین شما استفاده کردیم دقایق پایانی برنامه در خدمت تان هستیم

استاد عباسی:

باز عبارتی را از کلام علامه طباطبائی عرض بکنم نسبت به:

(وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا)

تفاسیر زیادی بیان شده احادیث زیادی نقل شده ایشان می‌ فرمایند این که در بعضی تفسیرها آمده که مراد از آیه مورد بحث این است که همسر آدم از بدن خود آدم درست شده صحیح نیست، هرچند که در بعضی روایات آمده که زن از دنده آدم خلق شده لیکن از خود آیه استفاده نمی شود و در آیه چیزی که بر آن دلالت کند وجود ندارد. بعد آوردند که در تورات در فصل دوم از صِفر تکوین همان که ما عرض کردیم چنین آمده لیکن هرچند چنین چیزی فی نفسه مستلزم محال عقلی نیست نمی گوییم محال عقلی که این اتفاق بیافتد. اما آیات کریمه قرآن از چیزی که بر آن دلالت کند خالی است آیات قرآن این مطلب را ندارد.

 این مطلب در تفسیر المیزان علامه طباطبائی، ترجمه سید محمد باقر موسوی، جلد 4، صفحه 216 و 234 آمده. عرض آخرم این باشد همان طوری که ملاحظه کردید این تفاوت ها خیلی خوب است که بررسی بشود ایشان بحث ارث را مطرح کردند و بحث، بحث خیلی خوبی است ما از این بحث‌ ها استقبال می کنیم که برای بینندگان عزیزمان روشن بشود.

یک مورد و دو مورد از ارث را به ایشان گفتند؛ گفتند زن از شوهرش این قدر ارث می‌ برد خواهر و برادر این قدر می برند پس ببینید به زن در ارث چقدر ظلم شده در حالی که عرض کردیم مواد مختلف ارث اگر آورده بشود کنار هم گذاشته بشود می‌ بینیم که بسیاری از جاها در همین ارث اولویت با زن می شود یا با هم مساوی می شوند یا سهم زن بیش تر است یک جاهای هم کمتر است.

چرا جاهای کمتر گفته می شود توسط بعضی ها و به افراد القاء می شود اما آن جاهای که مساوی یا بیش تر است گفته نمی شود؟ نکته دیگر این که ما یک نظام مالی را نمی توانیم یک تکه نظام مالی را بیاوریم بعد بگوییم ببینید در این نظام مالی یک همچنین ظلمی اتفاق افتاده این نظام مالی مجموعه ای است، مجموعه نظام مالی خانواده طوری بسته شده که منجر به سرازیر شدن همه اموال به سمت خانم ها یا به سمت آقایان نباشد یک اعتدالی باشد.

مسئولیت های که بر عهده مرد گذاشته شده یک جاهای تناسب دارد که بیش تر از نظر مالی به او برسد که بتواند پرداخت بکند و برای خانم ها هم به یک شکل دیگری جبران شده، لذا برای خانم ها مهریه و نفقه قرار داده شده اتفاقاً این مبالغی که برای خانم ها یعنی در آمدهای آقایان غالباً همراه با زحمت فراوان است در آمدهای خانم ها غالباً بدون زحمت است.

اگر یک خورده این نظام مالی به هم بخورد فاجعه درست می کند نمونه اش را دیدیم افرادی مهریه را بر اساس همین طوری که کی داده کی گرفته بدون حساب و کتاب یک مهریه ای مشخص کردند، حتی مهریه معقولی که می شود پرداخت کرد مثل 10 سکه، 50 سکه، 100 سکه که یک روزی می شد این ها را پرداخت کرد، سکه یک میلیون دو میلیون تومان بود می شد این ها را پرداخت کرد، نه آن های که 1371 و یا به اندازه شماره شناسنامه و سن و تاریخ تولد است همان معقول معمولی اش 20 تا 50 تا 100 تا را یک روزی انجام می دادند یک مرتبه وقتی قیمت سکه بالا رفت تبدیل به یک فاجعه شد.

یعنی آنی که ملاحظه نکرده بود که می تواند پرداخت کند یا نمی تواند پرداخت کند همین طوری قرار گذاشته بود من این مهریه را پرداخت می کنم خانم با 100 سکه، 50 سکه، 200 سکه و یا 1000 سکه شکایت کرد او را زندان انداخت مقروضش کرد و کلی اتفاقات رقم زد یعنی این یک نظام مالی منسجم است که باز اگر به هم بخورد چه می شود بر فرض همه پول ها به سمت خانم ها برود باز ضررهای دارد که بخشی از آن به خود خانم ها بر می گردد. یعنی خانم ها اگر احساس بکنند آقایان هم همین طور است کلاً هر کسی که احساس بی نیازی بکند

(كَلَّا إِنَّ الْإِنْسَانَ لَيطْغَى؛ أَنْ رَآهُ اسْتَغْنَى)

چنين نيست (که شما مي‌پنداريد) به يقين انسان طغيان مي‌کند، از اينکه خود را بي‌نياز ببيند!

سوره علق (96): آیات 6 و 7

یعنی انسان اگر احساس بی نیازی بکند مرد بگوید من به زن نیازی ندارم زن بگوید به مرد نیازی ندارم من که پول دار هستم و وضع ام خوب است می گوید

(كَلَّا إِنَّ الْإِنْسَانَ لَيطْغَى)

طغیان می کند موردی داشتیم زن از نظر مالی طوری شده مرد را از خانه بیرون انداخته و برعکس این قصه هم باز دو مرتبه اتفاق می افتد لذا با یک نظام منسجم می خواهد استقبال می کنیم از صحبت های جناب آقای ویلسون و دیگران عزیزان ایشان هفته های دیگر هم بیایند با همدیگر گفتگو می کنیم منتها هر مطلبی که می گویند آدرسش هم باید بگویند آیه ای می گویند آدرس بگویند روایت می گویند آدرس بگویند از عالمی نقل می کنند آدرس بگویند یک بحث منسجم داشته باشیم بتوانیم به نتیجه برسیم بیننده ها هم بهره برداری خودشان را داشته باشند.

مجری:

قربان تان بروم استاد عزیز! امشب از بحث های شیرین شما استفاده کردیم لذت بردیم ما هم در این برنامه پای صحبت های استاد نشستیم جداً جز عزت و احترام نسبت به زن چیز دیگری در این برنامه گفته نشده. دین مقدس اسلام برای خودش دنیایی است. برای من خیلی جالب است بیننده های عزیزی که تماس می گیرند سوالاتی که مطرح می کنند برای هر سوالی دین اسلام پاسخی دارد حاج آقا چقدر زیبا نسبت به سوالات جناب آقای ویلسون پاسخ بسیار زیبایی دادند.

این خیلی زیبا است منِ حقیر به عنوان مجری برنامه افتخار می کنم که مسلمان هستم و جدا خیلی زیبا است تمام نکات ریزی که ما فکرش را نمی کنیم دین مقدس اسلام پاسخ داده. پس نتیجه برنامه امشب ما دید دین مقدس اسلام نسبت به زن جز عزت و احترام چیز دیگری نیست. ان شاء الله هفته آینده بتوانیم صدای گرم شما بیننده عزیز را بشنویم سوالاتی که مد نظرتان است بفرمایید ولی لطفاً با سند و مدرک محبت کنید از استاد سوال بپرسید.

لحظات پایانی برنامه هست خدا را قسم بدهیم به خداوندی خودش خدایا قسمت می دهم به خداوندی خودت و قسمت می دهم تو را به حق محمد و آل محمد اللهم عجل لولیک الفرج الهی آمین، یا علی مدد و خدا نگهدار.

 


عصر ایمان>

شبکه جهانی ولی عصر ، عصر ایمان ، اجتهاد تقلید ، زنان برتر ، نقش زنان ، استاد عباسی ،