آینه تاریخ 17 دی 1400

قسمت سی و ششم برنامه آینه تاریخ با کارشناسی حجت الاسلام و المسلمین دکتر جباری


 

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ:17/10/1400

برنامه:آینه تاریخ

مجری:

بسم الله الرحمن الرحیم الهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

السلام علیک یا مولا یا صاحب العصر والزمان.

عزیزان بیننده سلام وقت شما بخیر خوش آمدید به برنامه آینه تاریخ کلاس درسی که در خدمت جناب استاد دکتر جباری هستیم و مسائل تاریخی را از ایشان بپرسیم از شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عج)، جناب آقای دکتر جباری این افتخار را دادند در این برنامه امروز هم حضور دارند و ما افتخار تلمذ ایشان را إن شاءالله خواهیم داشت در یک ساعتی که در خدمت شما خواهیم بود.

جناب استاد سلام وقت شما بخیر، أَعْظَمَ اللَّهُ أُجُورَنَا و اُجُورَكُمْ همچنان در مصیبت حضرت زهرا دل های ما سوزان هست.

استاد جباری:

بسم الله الرحمن الرحیم

متقابلاً عرض سلام و ادب دارم حضورشما جناب آقای غضبانی و عزیزان بیننده این برنامه در هر جای که تشریف دارند از خداوند متعال توفیقات و تأییدات و نصرت او را طلب می کنم برای همه عزیزان و همینطور تسلیت عرض می کنم این ایام را ایام سوگواری اهل بیت (علیهم السلام) و شهادت صدیقه کبرا فاطمه زهرا (سلام الله علیها) را، إن شاءالله که در حد وسع و توان مان توانسته باشیم ادای دین بکنیم به ساحت مقدس آن حضرت و هم فرا بگیریم بیاموزانیم و عرض إرادت بکنیم در مجالس عزاداری آن حضرت شرکت بکنیم که از بزرگترین تکالیف هست برای ما و باید یاد و نام صدیقه کبرا (سلام الله علیها) زنده بماند و مظلومیت های آن حضرت ذکر بشود که در واقع یک نشانه و علامت روشنی هست برای تمیز دادن بین حق و باطل.

مجری:

إن شاءالله که همه ما با الگو برداری از حضرت زهرا (سلام الله علیها) زنان ما، دختران ما إن شاءالله الگو برداری صحیح بکنند همیشه به خصوص حضرت زهرا که دیگر سرآمد این الگوها و اسوه ها هست.

استاد چون ایام فاطمیه هم بود و همچنان در این ایام هستیم سؤالاتی که به دست ما رسیده و مطرح هست در این خصوص زیاد بود امروز هم ما در خدمت شما هستیم با این سؤالات، یکی از سؤالاتی که مطرح شده این هست که واکنش غاصبان خلافت و حق امیرالمؤمنین (علیه السلام) نسبت به دفن شبانه حضرت زهرا (سلام الله علیها) چه بود؟

استاد جباری:

بسم الله الرحمن الرحیم

یکی از بهترین سیاست هایی که حضرت زهرا (سلام الله علیها) به خرج دادند در فضای که تلاش می شد بعد از جریان غصب خلافت همه چیز دیگر کم کم فراموش بشود عادی بشود و مردم زندگی روزمره خودشان را داشته باشند فاطمه (سلام الله علیها) این را حنثی کردند و هم از طریق آن یاری خواهی شبانه که مستمراً انجام می گرفت و هم از طریق گریه های مستمرشان بعد از رحلت رسول خدا (ص) که شواهد خوبی گویای این هست که این موجب اذیت کسانی شد منافقینی شد که امور را بعد از رسول خدا (ص) منحرف کردند لذا اعتراض کردند خود این اعتراض شان به امیرالمؤمنین بخاطر گریه های فاطمه همه حکایت دارد که فاطمه (سلام الله علیها) دقیق ترین مسیر را انتخاب کرده بود برای اینکه مسئله عادی نشود برای اینکه اعتراض مستمر باشد، و دیگر از اقدامات فاطمه (سلام الله علیها) وصیت آن حضرت بود که با تأکید به اینکه امیرالمؤمنین آن حضرت را شبانه غسل بدهد و کفن بکند و دفن بکند و هیچ یک از آنهای که در جنایات بر علیه سهیم بودند را خبر نکند و عمل به وصیت هم واجب هست و لذا امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) بر اساس وصیت فاطمه (سلام الله علیها) شبانه در همان ساعتی که فاطمه (سلام الله علیها) از دنیا رفتند که بین مغرب و عشا بود بعد از آن صبر کردند کمی، البته مردمی در مدینه متوجه شدند به اینکه فاطمه (سلام الله علیها) از دنیا رفته و از شواهدی بر می آید که خود خلیفه اول و دوم و اینها هم مطلع شدند و لذا متوقع بودند که امیرالمؤمنین فردای آن روز طبق روال عادی تشییع جنازه ترتیب بدهد و بیایند در نماز فاطمه و دفن فاطمه شرکت بکنند، صبحگاه که شد اینها مطلع شدند که امیرالمؤمنین چه کرده خبر رسید به اینها که شبانه فاطمه (سلام الله علیها) مدفون شده و اینها تازه متوجه شدند که چه ضربه ای خوردند از ناحیه وصیت فاطمه و اقدام امیرالمؤمنین (سلام الله علیهما) چون هر کسی طبیعتاً چه در آن روز چه تا به امروز یعنی اقدامی بود که در طول تاریخ یک پرسش بزرگی را فاطمه (سلام الله علیها) ایجاد کرد در اذهان و تا به امروز باقی هست از این به بعد هم همینطور این پرسش باقی هست که پیامبر یک دختر داشت آن هم در جایگاه مثل فاطمه، چرا این دختر شبانه دفن شد؟ گفته می شود وصیت کرده بود، چرا وصیت کرده بود؟ گفته می شود بخاطر اینکه اعتراض بر جریان خلافت داشت، این که عرض می کنم در متون اهل سنت از صحیح بخاری بگیر تا دیگر منابع شان هست

«دَفَنَهَا زَوْجُهَا عَلِیٌّ لَیْلًا ولم یُؤْذِنْ بها اَبَا بَکْرٍ»

امیرالمؤمنین شبانه دفنش کرد و أبو بکر را خبر نکرد

«اوصت بان لا یصلیا علیها»

وصیت کرد که آن دو بر فاطمه نماز نخوانند

 این تعابیر اهل سنت هست که در متون شان متعدد آمده، إبن أبی الحدید می گوید

«وصحیحُ إنی أن فاطمة أوصت أن لا یصلیا علیها»

صحیح نزد من این هست که فاطمه وصیت کرده بود آن دو نفر بر جنازه او نماز نخوانند

و طبیعتاً این سؤال و این پاسخ در طول تاریخ همینطور باقی می ماند، و لذا اینها متوجه این ضربه شدند و حالا متن نقل را می خوانم که این حوادث بعد از دفن فاطمه را یا روز بعد از دفن فاطمه که چه رخ داد را در «دلائل الإمامه» آمده در صفحه 136 دلائل الإمامه، در نقل سُلیم بن قیس از إبن عباس هم در کتاب سُلیم که اواخر کتاب سُلیم هست در آن روایت نسبتاً مفصل إبن عباس آنجا هم صفحه 393 آمده، برخی دیگر از منابع هم با اجمال تفصیل آمده، نقل «دلائل الإمامه» که یک مقدار کامل تر هست می گوید:

«فَقَالَ وُلَاةُ الْأَمْرِ مِنْهُمْ»

دلائل الإمامه، ص 136

کتاب سُلیم بن قیس، ص 393

وقتی که شنیدند که فاطمه دفن شده غضبناک شدند عصبانی شدند حتی به امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) هم یک مقدار با طلبکارانه که این چه کاری بود کردی؟ از پیامبر یک دختر بیشتر نمانده بود و ما می خواستیم بر جنازه او نماز بخوانیم و اینها و لذا اینها می گوید گفتند که

«هَاتُوا مِنْ نِسَاءِ الْمُسْلِمِينَ مَنْ يَنْبُشُ هَذِهِ الْقُبُورَ»

از زنان مسلمان کسی را خبر کنید بیاید این قبوری که در بقیع امیرالمؤمنین صورت قبرهایی را درست کرده بود، ما می دانیم یک وقتی هم در این برنامه در یک دو هفته قبل عرض کردیم مکان دفن فاطمه بنابر آنچه که ترجیح دارد و شواهد خوبی بر آن دال هست بزرگانی از شیعه این را اعتقاد داشتند خانه فاطمه (سلام الله علیها) هست و در آن جملات رقت بار و سوزناکی که امیرالمؤمنین بعد از دفن فاطمه (سلام الله علیها) خطاب به قبر پیامبر مطرح کرد

«السَّلامُ عَلَيكَ يا رسولَ اللّه ِ عَنّي وَ عَن اِبنَتِكَ النّازِلَةِ في جِوارِكَ»

سلام کرد به پیامبر گفت از جانب من و از جانب دخترت که

«النّازِلَةِ في جِوارِكَ»

در جوار تو نازل در قبر شده

اما برای اینکه متوجه نشوند که حضرت در کجا دفن شده در بقیع، خب توقع می رفت در بقیع معمولاً اموات در بقیع دفن می شدند در آنجا صورت های قبری را امیرالمؤمنین درست کرد، اینها می گفتند که باید این قبرها همه نبش بشود

«حَتَّى‏ نَجِدَهَا فَنُصَلِّيَ‏ عَلَيْهَا وَ نَزُورَ  قَبْرَهَا»

در زمان حیات شان جنایاتی در حقش انجام دادند حالا می گویند که باید ما بر او نماز بخوانیم و قبرش را زیارت کنیم و اینها

«فَبَلَغَ ذَلِكَ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ (صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ)»

این به امیرالمؤمنین این خبر رسید

«فَخَرَجَ مُغْضَباً قَدِ احْمَرَّتْ عَيْنَاهُ»

در حالی که غضبناک بود و چشمان حضرت سرخ شده بود از شدت غضب

«وَ دَرَّتْ أَوْدَاجُهُ»

رگ های گردن حضرت متورم شده بود از غضب

«وَ عَلَيْهِ قَبَاؤُهُ الْأَصْفَرُ»

آن قبای زرد رنگی که در این گونه حوادث سخت حضرت می پوشید آن را پوشید

«الَّذِي كَانَ يَلْبَسُهُ فِي كُلِّ كَرِيهَةٍ»

در موارد سخت، جنگ های سخت و مواقع سخت این نشان می داد حضرت عزم جدی دارد در آنجا بر اقدام

«وَ هُوَ يَتَوَكَّأُ عَلَى سَيْفِهِ ذِي الْفَقَارِ»

شمشیر را برداشت حضرت اینجا دیگر ذوالفقار را برداشت و خود حضرت هم بعد در کلماتش اشاره می کند که چرا الآن دست به شمشیر شدم قبلاً دست به شمشیر نشدم آن وقتی که هجوم به خانه من کردید، خود حضرت به مطلب اشاره می کنند

«حَتَّى وَرَدَ الْبَقِيعَ»

حضرت با این وضع وارد بقیع شد

«فَسَارَ إِلَى النَّاسِ مَنْ أَنْذَرَهُمْ»

کسی دید حضرت دارد با این وضع می آید سمت بقیع، رفت و دوان دوان خودش را رساند به این جریان خلافت و آن مردمی که آنجا بودند و خبر داد که گفت که

«هَذَا عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ قَدْ أَقْبَلَ كَمَا تَرَوْنَهُ»

علی دارد می آید با این وضعی که دارید می بینید

«يُقْسِمُ بِاللَّهِ لَئِنْ حُوِّلَ مِنْ هَذِهِ الْقُبُورِ حَجَرٌ لَيَضَعَنَّ السَّيْفَ فِي رِقَابِ الْآمِرِينَ‌»

دارد قسم می خورد می گوید اگر سنگی جابجا بشود از این قبرها، شمشیر را بر گردن کسانی می گذارد که امر به این کار کردند

یعنی اول سراغ آمرین خواهد رفت

«فَتَلَقَّاهُ عُمَرُ وَ مَنْ مَعَهُ مِنْ أَصْحَابِهِ»

عمر و همراهانش آمدند مقابل امیرالمؤمنین

«وَ قَالَ لَهُ: مَا لَكَ يَا أَبَا الْحَسَنِ»

ای اباالحسن تو را چه می شود

«وَ اللَّهِ لَنَنْبِشَنَّ قَبْرَهَا وَ لَنُصَلِّيَنَّ عَلَيْهَا»

قسم به خدا ما نبش خواهیم کرد این قبرها را و بر جنازه فاطمه نماز خواهیم خواند

تا دید امیرالمؤمنین که این دارد این چنین سخن می گوید

«فَضَرَبَ عَلِيٌّ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) بِيَدِهِ إِلَى جَوَامِعِ ثَوْبِهِ فَهَزَّهُ ثُمَّ ضَرَبَ بِهِ الْأَرْض»

حضرت گرفت پیراهنش را حالا شاید یقه اش را گرفت و تکانی داد و خواباندش به روی زمین

«وَ قَالَ لَهُ: يَا ابْنَ السَّوْدَاءِ»

به هر حال گاهی حضرت می رفت سراغ بحث نسب اینها، اینجا تعبیر یابن السوداء دارد، در جای دیگر در منزل وقتی که وارد شد تعبیر یابن الصحاک دارد، به هر حال با یک چنین تعابیری که نشان از تحقیر طرف هست حضرت یاد می کنند از آن، اشاره می کند حضرت

«أَمَّا حَقِّي فَقَدْ تَرَكْتُهُ»

اینکه از حقم با شمشیر دفاع نکردم ترک کردم آن را فعلاً

«مَخَافَةَ أَنْ يَرْتَدَّ النَّاسُ عَنْ دِينِهِمْ»

ترسیدم مردم از دین برگردن به اصل دین لطمه بخورد

«وَ أَمَّا قَبْرُ فَاطِمَةَ فَوَ الَّذِي نَفْسُ عَلِيٍّ بِيَدِهِ لَئِنْ رُمْتَ وَ أَصْحَابُكَ شَيْئاً مِنْ ذَلِكَ لَأَسْقِيَنَّ الْأَرْضَ مِنْ دِمَائِكُمْ»

اما قبر فاطمه حسابش جدا هست

 و اما قبر فاطمه قسم به خدای که جان در علی در دست اوست اگر تو و یارانت یک ذره ی از خاک این قبرها را حرکت بدهید

«لَأَسْقِيَنَّ الْأَرْضَ مِنْ دِمَائِكُمْ»

زمین را از خون شما سیرآب خواهم کرد

«فَإِنْ شِئْتَ فَاعْرِضْ يَا عُمَرُ»

دلت اگر می خواهد اقدام کن

أبو بکر دید که وضعیت بغرنج شده و علی کار را خواهد کرد وقتی که علی دارد یک چنین تهدیدی می کند

«فَتَلَقَّاهُ أَبُو بَكْرٍ فَقَالَ: يَا أَبَا الْحَسَنِ، بِحَقِّ رَسُولِ اللَّهِ وَ بِحَقِّ مَنْ فَوْقَ الْعَرْشِ‌»

قسم داد حضرت را به حق پیامبر و حق خدا که

«إِلَّا خَلَّيْتَ عَنْهُ»

رها کن عمر را

«فَإِنَّا غَيْرُ فَاعِلِينَ شَيْئاً تَكْرَهُهُ»

ما کاری نمی کنیم که ناپسند بیاید بر شما

«قَالَ: فَخَلَّى عَنْهُ»

علی (علیه السلام) هم رها کرد عمر را

«وَ تَفَرَّقَ النَّاسُ وَ لَمْ يَعُودُوا إِلَى ذَلِكَ‌»

مردم هم متفرق شدند و تکرار نکردند نیامدند برای این قصه.

این نشانگر این هست که آنجای که لازم بوده امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) آمده به میدان و آن قدرت خودش را به رخ اینها کشید اما متأسفانه بحث بر این هست که امیرالمؤمنین به تنهایی نمی توانست کارها را و إلا در بحث خلافت هم علی (علیه السلام) هست و آن قدرت الهی و اگر بنا بود که با قدرت های فوق بشری امیرالمؤمنین وارد میدان بشود و کار را انجام بدهد اینکه قطعاً کار انجام می گرفت اما بنا بود بر اساس روال طبیعی کارها پیش برود.

مجری:

وصیت پیامبر را عمل کردند.

استاد جباری:

بله و لذا آنجا طبیعتاً برای اینکه لطمه به اصل دین نخورد و جریان ارتدادی که در خارج مدینه بود اینها سر بر آورده بودند لذا آنجا سکوت کرد و إلا علی چنین علی هست این را عرض می کنم از این باب که بعضی ها از این استبعاد می کنند و یک أکاذبی را مطرح می کنند دال بر اینکه علی شجاع جنگ ها چرا سکوت کرد؟ چرا فلان کرد؟ علی این هست علی اگر بخواهد اینچنین مواجه می شود اما بنا نبود که در همه اوقات بر اساس این مسیر حرکت بکند.

مجری:

سلام الله علیک یا امیرالمؤمنین.

استاد سؤال دیگری در خصوص مدت بیماری حضرت زهرا (سلام الله علیها) هست که این مدت به چه مقدار بوده؟

استاد جباری:

بستگی دارد به اینکه ما تاریخ آغاز بیماری را چه زمانی بدانیم که در همین برنامه مکرر ما عرض کردیم هفته قبل هم تأکید کردیم در برهه های قبل هم اشاره کردیم که بر اساس شواهد متعددی که وجود دارد هجوم به بیت فاطمه (سلام الله علیها) و سقط جنین آن حضرت، مضروب شدن و بیمار شدن آن حضرت که دارد «مرضت من ذلك مرضا شديدا» و اینها، اینها مربوط به حدود 50 روز بعد از رحلت رسول خدا (ص) هست.

دو دسته شواهد را من اشاره می کنم؛ قبل از اینکه ما اصلاً بیاییم سراغ همین گزارش هایی که هجوم به بیت را 50 روز بعد از رحلت رسول خدا (ص) می دانند که بر آن اساس بگوییم بعد آن فاطمه (سلام الله علیها) تا زمان شهادت شان که اگر فاطمیه دوم بدانیم که عرض کردیم أصح همین هست روایت امام صادق به خوبی سوم جمادی الثانی را تأکید و تصریح کرده در «دلائل الإمامه» حدود مثلاً 95 روز بعد از رحلت رسول خدا بنابر 28 صفر بودند، طبیعتاً بعد از 50 روز چهل و اندی روز می شود چهل و پنج روز می شود، و بنابر اینکه روایتی از امام باقر (سلام الله علیه) داریم که این را أبو الفرج اصفهانی نقل می کند که مدت بقاء فاطمه بعد از پیامبر (ص) سه ماه بوده «ثلاثة أشهر» 90 روز تقریباً بوده، حالا بعضی آن را توجیه کردند که منافاتی هم با این روایت 95 روز ندارد چون حضرت سه ماه که گفته دیگر آن خُرده را حساب نکرده بیان نکرده حدودی بیان کرده حدود سه ماه و اندی و اینها منافاتی با هم ندارند، با این ترتیب طبیعتاً حدود 40 روز می شود چهل و اندی روز می شود دوران بیماری فاطمه.

باز روایت دیگری از امام باقر (سلام الله علیه) این را مرحوم علامه مجلسی در «مصباح الأنوار» در جلد 43 «بحار الأنوار» از کتاب «مصباح الأنوار» علامه مجلسی نقل می کند از امام باقر که

«کَانَ بُدُوُّ مَرَضِ فَاطِمَةَ بَعْدَ خَمْسِینَ لَیْلَةً مِنْ وَفَاةِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه»

بحار الأنوار، ج 43

آغاز بیماری فاطمه بعد از 50 شب از رحلت روز خدا که خود این روایت هم یکی از شواهد ما در ارتباط همان نظریه هجوم به بیت بعد از 50 روز هست چون بیماری سببی جز هجوم به بیت نداشته، اینها شواهدی هست که از این طرف وجود دارد در ارتباط با لحاظ تاریخ وفات پیامبر (ص) و بحث هجوم به بیت که اشاره کردم 50 روز.

از آن طرف هم یکی دوتا منبع داریم که اشاره به این مسئله کردند یکی آن «مناقب آل أبی طالب» إبن شهر آشوب هست در جلد سوم صفحه 137 و همینطور کتاب «روضة الواعظین» فتال نیشابوری صفحه 150، هر دو از منابع قرن ششم و پنجم هستند «روضة الواعظین» قرن پنجم هست اوائل قرن ششم پانصد و چهار یا پنج وفات فتال نیشابوری هست که آن زمان شیعه هست و شهید هم شده و کتاب «روضة الواعظین» اش مشهور هست و باقی مانده، عبارتی در آنجا هست، عبارت شبیه آن هم در مناقب إبن شهر آشوب هست که از علمای قرن ششم ما هست، روضة الواعظین که او می گوید:

«ثم مرضت مرضاً شدیداً»

روضة الواعظین، فتال نیشابوری، ص 150

قبل آن می آید می گوید:

«مَا زَالَتْ بَعْدَ رَسُول الله مُعَصَّبَةَ الرَّأْسِ نَاحِلَةَ الْجِسْمِ‏ مُنْهَدَّةَ الرُّكْنِ»

تعابیری که معروف هست که فاطمه (سلام الله علیها) در اثر فقدان پیامبر و غم از دست دادن پیامبر دائماً حالت حزن و غم و اندوه و گریه و بدنش هم کم کم آب می رفت از شدت غصه

«ثُمَّ مَرِضَتْ مَرضاً شَدیداً وَ مَكَثَتْ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً»

این «ثم مرضت» و «مکثت أربعین لیله فی مرضها» نشان می دهد که پس این دوران بیماری هست اینجا اشاره به سبب این مرض شدید نمی کند که ما به هر حال متعقدیم بر اثر هجوم به بیت بوده

«إلى أن توفیت صلوات اللـه علیها»

در مناقب هم همینطور آن دوره بیماری قبلی را ذکر می کند بخاطر مسئله فقدان پیامبر بعد می گوید

«ثُمَّ مَرِضَتْ وَ مَكَثَتْ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً»

مناقب آل أبی طالب، إبن شهر آشوب، ج 3، ص 137

پس بنابراین این دوره چهل روزه بیماری که منجر به شهادتش شد این غیر از آن دوره قبل هست و إلا تفکیک نمی کردند و سبب دیگری داشته این کسی نگوید که این بیماری قبلی بوده که شدت گرفته و منجر به وفات فاطمه (سلام الله علیها) شد چون از آن طرف ما دلیل داریم برای بحث بیماری فاطمه مثل روایت امام صادق در «دلائل الإمامه» که حضرت می فرمایند که

«کان سبب وفاة فاطمه (سلام الله علیها)»

سبب وفاة فاطمه ضربه نعل سیف (غلاف شمشیر) بود که

«ضربها قنفذ الأدوی»

قنفذ به پهلوی فاطمه زد

«وَ مَرِضْتَ مِنْ ذلِكَ مَرَضاً شَديداً»

اینجا تصریح دارد امام صادق که از این مرض شدید فاطمه، در زیر روایت می گویند بعضی مفسر و بعضی دیگر هستند آن روایت را کنار این روایت باید بگذاریم که اینجا کلی گفته «ثم مرضت مرضاً شدیداً»، در آن روایت امام صادق می فرماید که «مرضت من ذلک» از آن ضربۀ قنفذ حضرت بیمار شد مرض شدیدی گرفت

«وتوفیت بعد»

در سوم جمادی الثانی که تصریح می کند امام صادق به ماه و روزش، بنابراین دوره بیماری فاطمه که منجر به شهادت شان شد بر اساس این شواهد چهل روز هست و اینکه حالا در آن تاریخ سوم جمادی الثانی چه فاصله ی دارد با رحلت پیامبر آیا 95 روز یا 95 روز؟ به نظر همان 95 روز می رسد که در همین روایت امام صادق هم تصریح به آن شده.

مجری:

خیلی متشکریم استاد استفاده کردیم، حاج آقا شما یک اشاره ی هم داشتید در خصوص سؤال اول به بحث وصیت حضرت زهرا (سلام الله علیها)، سؤالی داریم در همین خصوص که اصلاً وصیت های حضرت زهرا (سلام الله علیها) چه بوده؟ آیا اصلاً وصیتی مکتوبی داشتند یا همان وصیت شفاهی بوده قبل شهادت شان؟

استاد جباری:

حالا قبل از اینکه توضیح را عرض بکنم ارجاع می دهم عزیزان بیننده را به مقاله ی با همین عنوان وصایای فاطمه (سلام الله علیها) در کتاب ارزشمند «دانش نامه فاطمی»، مستحضرید این کتاب در شش جلد تدوین شد در سالیان قبل توسط پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی زیر نظر جناب استاد محقق آقای علی اکبر صادقی رشاد و مدخل های متعددی در این شش جلد هست دو جلد اول این دانشنامه از آن شش جلد مربوط می شود به تاریخ حضرت زهرا، شخصیت اش، منزلت اش، سیره آن حضرت، مقالاتش در این ارتباط هست، جلد سوم در ارتباط با حکمت فاطمی هست کلمات فاطمه در ارتباط با مسائل مختلف و معرفتی و سه جلد آخر هم در ارتباط با مسائل مربوط به زنان هست از منظر فاطمه (سلام الله علیها) و فکر می کنم در جلد اول این دانش نامه هست آنجای که بحث شهادت حضرت مطرح می شود در کنار آن مقاله ی به عنوان وصایای فاطمه هست در آنجا وصیت های حضرت را به دو بخش مکتوب و شفاهی تقسیم کرده.

دانش نامه فاطمی، چاپ پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی زیر نظر علی اکبر صادقی رشاد، جلد اول

من نمونه ی از این وصیت ها در هر دو قسمت را اشاره می کنم مثلاً یک روایتی در کتاب شریف کافی داریم در کافی جلد هفت، صفحه 49، روایت از مستند خودش مرحوم کلینی می آورد تا أبی بصیر از امام صادق، أبو بصیر صحابی بسیار ارزشمند امام صادق هست می گوید:

«قال أبوعبدالله علیه السلام ألا أقرئک وصیة فاطمة علیها السلام؟»

می خواهی وصیت فاطمه را برایت بخوانم؟

کافی شریف، ج 7، ص 49

«قلت: بلی، قال: فأخرج إلى صحیفة»

یک نوشته ای را حضرت خارج کردند فرمود که

«هذا ما عهدت فاطمة»

آنجا نوشته بود

«هذا ما عهدت فاطمة بنت محمد صلى الله علیه وآله فی مالها إلى على بن أبى طالب علیه السلام»

این عهدی هست این وصیتی هست که فاطمه دارد می کند برای علی (علیه السلام)

«وإن مات فإلى الحسن»

اگر علی (علیه السلام) از دنیا رفتند حسن عمل کننده به وصیت باشد

«وإن مات فإلی الحسین»

بعد به حسین (سلام الله علیه)

«فان مات الحسین فإلى الاکبر من ولدى دون ولدک»

بعد از حسین هم به بزرگترین فرزندان تا، راجع به چه دارد وصیت می کند؟

«الدلال والعواف والمیثب وبرقة والحسنى والصافیة وما لام ابراهیم»

اینها اسامی آن هفت باغ بوده هفت باغچه بوده بوستان بوده که عزیزان بیننده مستحضرید سابقه این به دوران جنگ اُحد بر می گردد مال یک یهودی بود به نام مخیریق از یهودیان خوب بوده یعنی معدودی از یهودیان خوب عمل کردند متأسفانه اکثرشان راه عناد را گرفتند اما معدودی از آنها منصفانه عمل کردند یک آن همین مخیریق بود در سال سوم هنگام جنگ اُحد که مدینه در معرض خطر بود مخیریق خارج شد و به قبیله اش اعلام کرد اگر من کشته شدم در این جنگ اموالم همه از آن محمد (ص) و رفت و در اُحد هم شهید شد و آن هفت تا باغی که وصیت کرده بود معروف به حوائط سبعه بود اینها رسید به پیامبر، پیامبر هم طبق روایت بعدی که در جلد هفت کافی هست امام کاظم (سلام الله علیه) فرمود که اینها را پیامبر وقف فاطمه کرد؛ وقف کرد و متولی وقف را هم فاطمه قرار داد و جریان خلافت در روزهای اول یکی از چیزهایی که غصب کردند همین وقف بود یعنی رحم به وقف هم نکردند، نه رحمی به موارث پیامبر کردند، نه رحمی به چیزی که وقف شده و نه رحمی به چیزی که مِلک فاطمه بود؛ یعنی سه نوع غصب کردند از اموال فاطمه (سلام الله علیها) و اینها هم جزء، در برنامه ظاهراً اشاره کردم آنچه که غصب کردند نمونه هایش را عرض کردیم، یکی آن همین هست، حالا فاطمه (سلام الله علیها) دارد وصیت می کند و معنای این وصیت این نیست که دست فاطمه بود؛ یعنی اگر در اختیارشما قرار گرفت یک روزی اینها برگرداندند تکلیف این اموال را حضرت می خواهد مشخص بکند اینها را یکی یکی حضرت اسامی شان را ذکر کرد و مال أم إبراهیم یعنی همان مشربه أم إبراهیم که یکی از این هفت تا باغ بود که پیامبر (ص) مدتی موقت ماریه قبطیه را بخاطر اذیت هایی که آن دو زن می کردند نسبت به او، دور کرد از آنها در مشربه ساکن کرد و

«شهد الله عزوجل على ذلک»

این وصیت را فاطمه (سلام الله علیها) خدا را شاهد گرفت بر آن

«والمقداد بن الاسود والزبیر بن العوام»

اینها را هم به عنوان شاهد قرار داده بود شاهد برای وصیت مکتوب که اینها شاهد باشند حداقل یک وقتی حکومتی چیزی خواستند دست اندازی بکنند اینها به عنوان شهود خارجی در این قصه حضور داشته باشند، این یک وصیت مکتوب هست که از آن حضرت در جلد هفت کافی نقل شده، و روایت بعدی هم اشاره کردیم امام کاظم (سلام الله علیه) اشاره می کند به اسامی همین باغ ها و می فرماید که این وقفی بود که پیامبر (ص) برای فاطمه (سلام الله علیها) وقف کرده بود

«إنها وَقَفَ علی فاطمه (علیه السلام)»

که تصریح در روایت هست.

و روایت دیگری که در این ارتباط هست مرحوم علامه مجلسی در کتاب شریف «بحار الأنوار» جلد 43، صفحه 214 نقل کرده اند از بعضی از کتب مناقب قدیمه ایشان می فرماید که

«من بعض کتب المناقب القدیمه»

بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج 43، ص 214

عبارتش قابل توجه هست از إبن عباس نقل شده

«إنها بقیت أربعین یوماً بعدک»

این تعابیر اینچنینی در روایات که بعد از پیامبر 40 روز، حمل کردند بر همان 40 روز دوره بیماری و نه چهل روز فاصله شهادت تا رحلت پیامبر و بعد آن می گوید

«و فی روایة ستة أشهر»

شش ماه؛ این شش ماه تعبیر اهل سنت هست که اینجا داخل شده، بعد می آید تا اینجا که

«لَمَّا تُوُفِّيَتْ (علیها السلام) شَقَّتْ أَسْمَاءُ جَيْبَهَا»

اسماء بنت عمیس آنجا بود و خلاصه خیلی اظهار ناراحتی کرد و

«وَ خَرَجَتْ فَتَلَقَّاهَا الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ فَقَالا: أَیْنَ أُمُّنَا؟»

حسن و حسین (سلام الله علیهم) مواجه با اسماء شدند گفتند مادر مان کجاست؟

«فَسَکَتَتْ»

ساکت ماند أسماء

«فَدَخَلا الْبَیْتَ فَإذَا هِیَ مُمْتَدَّةٌ»

وارد خانه شدند دیدند مادرشان در روی زمین با جسد مادرشان مواجه شدند

«فَحَرَّکَهَا الْحُسَیْنُ فَإذَا هِیَ مَیِّتَةٌ، فَقَالَ: یَا أَخَاهْ آجَرَکَ اللَّهُ فِی الْوَالِدَةِ وَ خَرَجَا یُنَادِیَانِ: یَا مُحَمَّدَاهْ یَا أَحْمَدَاهْ الْیَوْمَ جُدِّدَ لَنَا مَوْتُکَ إِذْ مَاتَتْ أُمُّنَا»

فریاد زنان از خانه خارج شدند آمدند سراغ امیرالمؤمنین

«ثُمَّ أَخْبَرَا عَلِیّاً وَ هُوَ فِی الْمَسْجِدِ فَغُشِیَ عَلَیْهِ»

روایت معروفی که از حال رفت وقتی که شنید این مصیبت بزرگ را

«حَتَّی رُشَّ عَلَیْهِ الْمَاءُ»

آب پاشیدند به صورت حضرت

«ثُمَّ أَفَاقَ»

بعد اینها را حضرت آورد به خانه و

«حَتَّی أَدْخَلَهُمَا بَیْتَ فَاطِمَةَ وَ عِنْدَ رَأْسِهَا أَسْمَاءُ تَبْکِی»

اسماء می گریست در آنجا

«تَقُولُ: وَا یَتَامَی مُحَمَّدٍ، کُنَّا نَتَعَزَّی فَاطِمَةَ بَعْدَ مَوْتِ جَدِّکُمَا فَبِمَنْ نَتَعَزَّی بَعْدَهَا»

تا حالا ما دلداری مان وجود فاطمه (سلام الله علیها) بود

مجری:

التیام بخش این دردی که از شهادت پیامبر داشتند فاطمه بود.

استاد جباری:

الآن ما چگونه درد مان را التیام ببخشیم؟

«فَکَشَفَ عَلِیٌّ عَنْ وَجْهِهَا»

امیرالمؤمنین آن روکش را از صورت فاطمه کنار زد

«فَإذَا بِرُقْعَةٍ عِنْدَ رَأْسِهَا»

یک نوشته ای کنار سر فاطمه (سلام الله علیها) بود

«فَنَظَرَ فِیهَا فَإذَا فِیهَا: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ»

حالا این را عزیزان بیننده با تأکید بر این نکته که ممکن هست خیلی ها بی توجه به مسئله وصیت باشند و خیلی ها متوجه وصیت نیستند ما سراغ داریم یک کسانی به سن هفتاد، هشتاد، نود سالگی رسیدند و از دنیا رفتند و ورثه اش هر چه گشتند وصیتی نیافتند، این حیف هست به خصوص کسانی که دیون مادی دارند به دیگرانی یا دیون معنوی دارند نمازی، روزه ای، زکاتی، خمسی، امثال اینها، یا اموالی دارند که از ثلث آن می توانند برای خودشان وصیت بکنند که خیراتی بشود بعد از مرگ شان و وقفی بکنند، متأسفانه بعضی ها بی توجه اند در روایات تأکید شده مؤمن شب نباید بخوابد مگر اینکه وصیتش را نوشته باشد کنار سرش باشد و اینکه وصیت را چگونه بنویسیم؟ فاطمه (سلام الله علیها) به نحوی این شهادتی که در وصیت داده می شود

 «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ هَذَا مَا أَوْصَتْ بِهِ فَاطِمَةُ بِنْتُ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه»

این وصیت فاطمه هست

«أَوْصَتْ وَ هِیَ تَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه»

شهادتین را فرمود

«وَ أَنَّ الْجَنَّةَ حَقٌّ وَ النَّارَ حَقٌّ وَ «أَنَّ السَّاعَةَ آتِیَةٌ لا رَیْبَ فِیها»»

اقرار به معاد کرد

«وَ أَنَّ اللَّهَ یَبْعَثُ مَنْ فِی الْقُبُورِ، یَا عَلِیُّ أَنَا فَاطِمَةُ بِنْتُ مُحَمَّدٍ زَوَّجَنِیَ اللَّهُ مِنْکَ»

خداوند منِ فاطمه را به ازدواج توی علی درآورد

خدا من را به تزویج تو در آورد

«لِأَکُونَ لَکَ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ»

تا در دنیا و آخرت برای تو باشم

«أَنْتَ أَوْلَی بِی مِنْ غَیْرِی»

تو نسبت به دیگران به من سزاوارتر هستی

لذا

«حَنِّطْنِی وَ غَسِّلْنِی وَ کَفِّنِّی بِاللَّیْلِ»

شبانه من را حنوط و غسل و کفنم را انجام  بده

«وَ صَلِّ عَلَیَّ»

بر من نماز بخوان

«وَ ادْفِنِّی بِاللَّیْلِ وَ لا تُعْلِمْ أَحَداً»

هیچ کس را خبر نکن

«وَ أَسْتَوْدِعُکَ اللَّهَ وَ أَقْرَأُ عَلَی وُلْدِیَ السَّلامَ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَةِ»

بر فرزندانم تا روز قیامت سلام برسان.

این هم یک گزارشی هست از وصیت مکتوب فاطمه که مرحوم علامه مجلسی نقل کردند.

بخش دیگر چند گزارشی هست در باره وصیت های شفاهی فاطمه (سلام الله علیها).

مجری:

هم وصیت مکتوب هست هم وصیت شفاهی.

استاد خیلی استفاده کردیم، مباحث را خیلی خوب و با صحه صدر و حوصله به ما پاسخ دادید، در خصوص وصیت های حضرت زهرا (س) اشاره داشتید به وصیت مکتوب و خواندید و خیلی هم استفاده کردیم، اشاره داشتید می کردید به بحث وصیت های شفایی حضرت زهرا (س) که در خدمت شما هستیم

استاد جباری:

بله اشاره شد بخش دیگری از وصیت های حضرت زهرا (س) گزارش هایی است که حکایت از وصیت شفاهی دارد، و حالا روزش مشخص نیست اما در همین دوره ای است، چون در معمول این وصیت ها فاطمه (س) تأکید کرده بر اینکه کسانی که غصب خلافت کردند ظلم به فاطمه کردند، در تشیع جنازه اش شرکت نداشته باشند، طبیعتاً مربوط به همین دوران بعد از هجوم به خانه فاطمه است، یا روزهای دیگر نزدیک به شهادت آن حضرت، یکی از آنها روایت مرحوم شیخ صدوق هست در این آدرس که عرض می کنم، علل الشرایع مرحوم شیخ صدوق جلد اول، صفحه 188، روایت در باره امام صادق (ع) هست که کسی آمد خدمت امام صادق و سؤآل مطرح کرد در باره اینکه آیا جنازه را وقتی که حمل می کنند، گفت

«یرحمک الله هل تشیع الجنازة بنار و یمشی معها بمجمرة او قندیل او غیر ذلک مما یضاء به؟»

جنازه را وقتی که می برند آیا کنارش شعله ای شمعی ببرند روشنی یا آتشی ببررند جایز هست

علل الشرایع، صدوق، ج1، ص 188

«فَتَغَيَّرَ لَوْنُ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (ع) مِنْ ذَلِكَ»

حضرت رنگ شان متغیر شد

به یاد مادشان فاطمه (س) و تشیع غریبانه و شبانه، چرا؟ چون حضرت اشاره می کنند که در تشیع مادرشان فاطمه هم مشعل حمل می شد، بعد روایت مفصل است تا می آید آنجا که

«فَلَمَّا نُعِيَ إِلَى فَاطِمَةَ علیها‌السلام نَفْسُهَا أَرْسَلَتْ إِلَى أُمِ‌ أَيْمَنَ‌»

وقتی که فاطمه در روزهای آخر بود و لحظات آخر را سپری می کرد، فرستاد به سراغ ام ایمن

«وَ كَانَتْ أَوْثَقَ نِسَائِهَا عِنْدَهَا»

چندتا خانم هستند که اینها کارهای حضرت را می کردند، یکی شان ایمن کنیز پیامبر هست، و باقی بسیار متقی و بزرگوار که پیامبر شهادت بهشتی بودن ام ایمن داده بود، و همسر زید بن حارثه هم بود، اسامة بن زید از او متولد شده بود، ام ایمن مادر اسامه بود، و بسیار باوفا، در جریان هجرت امیرالمؤمنین از مکه به مدینه زنان را که می آورد، یکی از زنان همراه فواتن، همنین ام ایمن هم بود، آمد در مدینه هم بود، خب لذا ام امین را فاطمه (س) فرستاد نزد امیرالمؤمنین

«وَ كَانَتْ أَوْثَقَ نِسَائِهَا عِنْدَهَا»

از معتمد ترین زنها بود

«وَ فِي نَفْسِهَا فَقَالَتْ يَا أُمَ‌ أَيْمَنَ‌ إِنَّ نَفْسِي نُعِيَتْ إِلَيَّ فَادْعِي لِي عَلِيّاً فَدَعَتْهُ لَهَا»

علی را صدا کرد

«فلما دخل عليها قالت له يا ابن العم أريد أن أوصيك بأشياء فاحفظها»

می خواهم وصیت کنم ای پسر عمو

«فقال لها قولي ما أحببت»

امیر المؤمنین فرمود بگو هرچه دوست داری بگو من عمل خواهم کرد

«قالت له تزوج فلانة تكون لولدي مربية من بعدي مثلي»

بعد از من با فلان خانم ازدواج کن که برای فرزندام مثل من مهربان هست

در روایت هست که مرادش امامة بود، امامة دختر خواهر فاطمه (س) بود، دختر زینب خواهر حضرت، پدر این امامة هم ابو العاص بن ربیع که شوهر زینب بود، زینب خودش در  زمان پیامبر یکی دو سال قبل از رحلت پیامبر از دنیا رفته بود،  و دخترش امامة بعد از یک هفته بعد از شهادت حضرت زهرا (س) امیرالمؤمنین با امامة ازدواج کرده، لذا گاهی ممکن است چطور به این زودی مثلاً چرا صبر نکرد که مدتی بگذرد، این عمل به وصیت فاطمه (س) بود، که حضرت دغدغه فرزندانش را دارد، که برای فرزندان من امامة

«تكون لولدي مربية من بعدي مثلي»

مثل من رئوف هست مهربان هست، نسبت به فرزندام.

مجری:

یعنی عمل به وصیت فاطمه (س) اولویت داشت برای حضرت امیر

استاد جباری:

بله، در واقع می شد برای فرزندان حضرت فاطمه (س) دختر خاله می شد، زینب خاله فرزندان فاطمه می شد، او می شد دختر خاله اینها می شد، و دوم

 «و اعمل نعشی»

برای من یک نعشی درست کن

همان چیزی که معروف است که یک چیز رو پوشیده ای روی تابوت ها معمولاً سر پوشیده نبود، فاطمه (س) تأکید کردند که تابوت سر پوشیده ای، در بعضی روایات دارد ک اسماء بنت عمیس این را نشان داد به فاطمه که در حشبه برای زنها چنین نعش هایی درست می کردند، فاطمه خیلی خوشحال شد، در این روایت دارد که

«رأيت الملائكة قد صورته لي»

ملائکه برای من این را تصویر کردند

نشان دادند که خود این مقابل جمع هم هست با آنچه اسماء مطرح کرده، منافاتی با هم ندارد که از طرف فرشتگان هم مطلع شده از چنین چیزهایی، گویی برای فاطمه (س) قبل از شهادت شان پیدا است که چنین تابوتی را درست کرده بودند، لذا در گزارشی داریم که عایشه در آن شب خواست وارد بشود به خانه فاطمه شاید خواست سرک بشکد ببیند قصه چیست برود به پدرش خبر بدهد، اجازه ورودش را ندادند، اجازه داده نشد که عایشه وارد خانه بشود، رفت و شکوه کرد به ابی بکر که من رفتم و نگذاشتند من بروم داخل خانه، دیدم که یک چیزی مثل هودج عروس برای فاطمه درست کردند که اشاره داشته به همین تابوتی که به آن شکل رویش پوشانده بودند، و به امیرالمؤمنین همین توصیه را کرد که به این شکل برای من یک تابوتی که مردانی که می آیند برای نماز بر من، خب مردان هم در روایت هست همین خواص بودند، سلمان و اباذر و مقداد و عمار ابن عباس، حدود 6-7 نفر بیشتر نبودند و حضور پیدا کردند، و آخرین نکته اینکه

«ثم قالت فإذا أنا قضيت نحبي فأخرجني من ساعتك»

همان وقتی که من از دنیا رفتم، شب باشد یا روز باشد همان ساعت

«أي ساعة كانت من ليل أو نهار و لا يحضرن من أعداء الله و أعداء رسوله للصلاة علي»

از دشمنان خدا و رسول هیچ کدام نباید حاضر بشوند در نماز من

«قالی علی (ع) افعل»

حتماً انجام خواهم داد

«فلما قضت نحبها ص و هم في ذلك في جوف الليل»

در دل شب وقتی که فاطمه را تجهیز کردند بدنش را و غسل و کفن انجام شد

«أخذ علي في جهازها من ساعته كما أوصته فلما فرغ من جهازها أخرج على الجنازة و أشعل النار في جريد النخل»

یک آتشی را روشن کردند از چوبه خرما

«و مشى مع الجنازة بالنار»

امیرالمؤمنین با آن همراه ها با آن آتشی که روشن شده بود با جنازه حرکت کردند

«حتى صلى عليها»

امیرالمؤمنین نماز خواند بر این جنازه

«و دفنها لیلاً»

شبانه دفن کرد

که این هم یکی از شواهد وصیت های شفاهی فاطمه هست، یک نکته را اینجا عرض بکنم، نقل از یکی از استاید بزرگی است که نقل می کردند که در  فضای نجف ما که بودیم این چنین در محافل نجف معروف بود، می فرمودند که من یک روز این را مطرح کردم در خانه یکی از علما از بزرگان روزه ای بود این را مطرح کردم آنها هم قبول کردند خوش شان آمد از این نکته و آن نکته این است، بعنوان یک مؤیدی هست و آن اینکه وقتی که ما دو فاطمیه را در نظر بگیریم فاطمیه اول نیمه جمادی الآولی است، فاطمه دوم سوم جماد الثانی است، فرقش این است که نیمه جمادی الاولی شبها مهتابی است و روشن هست، در حالی که اوایل جمادی الثانی اوایل ماه هست و تاریک است، با آن حالت مخفیانه کار کردن امیرالمؤمنین که بنا بود مطلع نشوند دیگران که شب دارد این جنازه حمل می شود و غسل داده می شود و اینها، اینکه گفته شده مشعل داشت حمل می شد، مؤید این است که در فاطمیه دوم بوده، تاریک است و نیاز به مشعل بوده، و لذا فاطمیه دوم تأیید می شود یکی از مؤیدات فاطمیه دوم همین گزارش مرحوم صدوق هست دال بر اینکه حمل مشعل می شود، بعنوان یک مؤید، باید عرض بکنم چون گاهی گفته می شود، در شبهای مهتابی هم گاهی نیاز هست به  آتش می شود، این دلیل نیست در تأیید ادله ای که برای فاطمیه دوم وجود دارد.

یک گزارش دیگر را هم کوتاه است عرض بکنم، از وصایای، شفاهی فاطمه که نکاتی در آن هست، این را مرحوم علامه مجلسی در جلد79، بحار صفحه 27، از کتاب مصباح الأنوار نقل می کند که از منابع قرن 6 هست،

«عن ابی عبد الله عن آبائه»

از امام صادق از پدارنشان (ع)

مباح الأنوار، علامه مجلسی، ج79 ص 27

« إنّ فاطمة عليها السّلام لمّا احتضرت أوصت عليّا عليه السّلام»

هنگام احتضار به علی وصیت کرد

«فقالت: إذا أنا متّ فتولّ أنت غسلي»

تو متولی غسل من باش

«و جهّزني، و صلّ عليّ، و أنزلني قبري»

و من را در قبرم داخل کن نماز بر من بگذار، من را داخل قبرم کن،

«و الحدنی»

لحد بچین بر من

«و سوّ التراب عليّ»

خاک را روی لحد بریز و قبر را صاف کن

«و اجلس عند رأسي قبالة وجهي»

مقابل صورت من

در روایت هم هست سر قبر میت می روید مقابل صورت میت آنچه که سفارش شده بخوانید

«فأكثر من تلاوة القرآن و الدعاء»

زیاد قرآن و دعا بخوان

فاطمه دارد با آن جایگاهش این وصیت را می کند، لذا ما هم باید بیاموزیم، اموات را که دفن کردیم بلافاصله از کنار قبر نرویم، توصیه شده که بعد از دفن میت، بستگان میت کسانی که نزدیکتر هستند، بمانند آن تلقین را مجدداً بخوانند، آیاتی بخوانند، از آیات قرآن کنار میت، که میت انس می گیرد، آرام می شود در این لحظاتی که تازه وارد عالم برزخ شده و طبیعتاً یک عالم جدیدی است، ممکن است که وحشتی داشته باشد، این آیات قرآن و حضور نزدیکان اینها موجب آرامش میت هست، فاطمه هم این وصیت را دارد،

«فأكثر من تلاوة القرآن و الدعاء، فإنّها ساعة يحتاج الميّت فيها إلى انس الأحياء»

این ساعتی است که میت نیاز به انس گیری با زندگان دارد

«و أنا أستودعك اللّه تعالى، و اوصيك في ولدي خيرا»

خدا می داند این تعابیر با قلب امیرالمؤمنین چه کرده در این لحظات وقتی که این کلمات را از فاطمه می شنود.

«ثمّ ضمّت إليها أمّ كلثوم فقالت له: إذا بلغت فلها ما في المنزل ثمّ اللّه لها»

شاید اینجا مراد از ام کلثوم همان زینب (س) باشد، چون کنیه ام کلثوم برای حضرت زینب هم بکار رفته، این هم یک گزارش دیگری بود از مرحوم علامه مجلسی، چند گزارش هست که حالا چون مضمونش این هست و افزون بر این در بعضی از گزارش ها بطور خاص تأکید شده بر اینکه آنهایی که جنایت را انجام دادند حتماً در تشیع حضرت شرکت نداشته باشند که دیگر آنها را اشاره کردیم.

مجری:

خیلی استفاده کردیم استاد واقعاً بحث جامع و خوبی بود در خصوص وصیت حضرت زهرا، برای خود من بحث بسیار شیرین و تازه بود، چون در بحث وصیت حضرت زهرا پراکنده زیاد شاید بحث شده باشد، به این دقت و تفصیل که حضرت عالی مرحمت فرمودید و بیان فرمودید شاید بیننده ها کمتر شنیده باشند، در خصوص این کیفیت وصیت و شکل آن بصورت کتبی و شفاهای و بندهای وصیت حضرت زهرا (س).

استاد سؤال دیگری هم هست در خصوص خطبه هایی که حضرت زهرا (س) ایراد فرمودند، خطبه فدکیه خب خیلی ها شاید حتی متنش را هم بصورت کامل خوانده باشند، تفصیلش را شنیده باشند، سؤال شده آیا از حضرت زهرا فقط همین خطبه هست یا خطبه دیگری هم ایراد شده، و آیا خطبه دیگری هم معروف داریم از این؟ حالا شاید اشاره داشته باشد به آن خطبه ای که در میان زنان انصار ایراد فرمودند

استاد جباری:

بله در منزل خواندن، من به هر دو خطبه اشاره ای می کنم، در ارتباط با خطبه منزل همانطور که اشاره فرمودید فاطمه (س) جمعاً دو خطبه از آن حضرت نقل شده در دوره بعد از رحلت رسول خدا (ص) یک خطبه قبل از هجوم به خانه است، یک خطبه بعد از هجوم به خانه است، خطبه قبل از هجوم به خانه حدود 10 روز بعد از رحلت پیامبر (ص) ایراد شده، همان خطبه در مسجد هست، خطبه معروف فدکیه با طرق متعددی که دارد، بیست وچند طریق یادم هست در باره این خطبه هست، بسیاری نقل کردند، شیعه، اهل سنت، کهنترین منابع از اهل سنت مثل بلاغات النساء ابن طیفور، بعد ابن ابی الحدید نقل کرده، منابع شیعی هم باز هم متعدد نقل کردند، جناب زید بن علی بن الحسین (ع) یکی از راویان این خطبه است، و خود زینب کبری (س) از راویات روات این خطبه است، خطبه بسیار معروف فدکیه که در  جای خودش فراوان شرح داده شده، و اینکه می گوییم 10 روز بعد از رحلت رسول خدا(ص) به این جهت هست که باز همین ابن ابی الحدید تصریح می کند که 10 روز بعد از رحلت پیامبر به فاطمه خبر دادند که ابوبکر وکلاء و کارگزاران او را از فدک اخراج کردند، و فدکر را تصرف کرده، لذا فاطمه حرکت کردند، دو اقدام انجام دادند، یک اقدام رفتند نزد ابی بکر و ابی بکر گفت که شاهد بیاور، امیرالمؤمنین شاهد رفت، ام ایمن برای شهادت رفتند، و ابی بکر  ناچار شد یک چیزی نوشت، منتهی وقتی که خارج شد از نزد ابی بکر عمر آن را گرفت و پاره کرد، با تفصیلی که در روایت امام کاظم (ع) هست در أواخر جلد اول أصول کافی روایت نقل شده همان جریان مجلس مهدی عباسی، در آن مجلس مهدی عباسی نشسته بود برای دادستانی، امام کاظم حضور داشت، حضرت یک وقت فرمود که «ما بال مظلمتنا لا ترد» چرا حق ما را نمی دهید، گفت چه؟ حضرت فرمود فدک، وتوصیف می کند فدک را و همین را حضرت اشاره می کند که ابوبکر تصرف کرد، فاطمه رفت سند را ابوبکر نوشت و عمر وقتی که دید فاطمه عازم خانه بود آن را گرفت از دست فاطمه و با آب دهانش محو کرد نوشته ها را و پاره کرد، این اقدام که انجام شد فاطمه ناچار شد که اقدام دوم انجام بدهد در مسجد آمدند، با یک وضعی، آن حالت خاصی که فاطمه از منزل خارج شده به مسجد آمده چند جمله است که عرض بکند، در این روایتی که

مجری:

اینکه حضرت زهرا با چه پوششی می آید ، خب چه مناسبتی بهتر از این که در سال 1314 راضا خان پهلوی ، می آید کشف حجاب را رسمی اعلام می کند، چه بهتر ما اینجا بیاییم الآن الگو برداری بکنیم ببینیم حجاب چه جایگاهی دارد.

استاد جباری:

ای کاش بانوان ما توجه بکنند که فاطمه این است که در روایات آمده، و نه این فرهنگ غربی و غلطی که روضا خان عاملش بود، قبل از رضا خان در دوره قاجار و اینها زنان ما پوشش هایی داشتند که تصاویرش را در فیلم ها می بینیم، پوشش کاملی بانوان ما داشتند، در اروپا هم همینطور تصاویر و فیلم هایی که از حجاب بانوان در صد سال قبل در انگلستان هست، دیدید که زنها پوشید بودند، أصلا بخواهند حجاب را در غرب ببینیم باید به راهبه ها نگاه کنند، اگر راهبه ها حجاب دارند که دارند، پس پیدا است که حجاب یک امر دیرین و اصیلی در ادیان بوده.

دارد که زید بن علی در کتاب دلایل الإمامه صفحه 111، زید نقل می کند از پدرانشان که

«لَمَّا بَلَغَ فَاطِمَةَ عَلَيْهَا السَّلَامُ فَدَكَ، إِجْمَاعُ أَبِي بَكْرٍ عَلَى مَنْعِهَا فَدَكَ»

وقتی فاطمه این صدا را شنید

«لَاثَتْ خِمَارَهَا عَلَى رَأْسِهَا وَ اشْتَمَلَتْ بِجِلْبَابِهَا»

هم خمار را که در روایتی دارد امام باقر می فرماید خمار فاطمه آن روسری مقنعه فاطمه تا کمر فاطمه می آمد، افزون بر آن جلباب را چادرش را به خود پیچید

«ثُمَّ أَقْبَلَتْ فی لُمَّةٍ (يا لمةٍ) مِنْ حَفَدَتِها وَ نِساءِ قَوْمِها»

با یک گروهی از بنی هاشم، همراهان ام سلمه حتماً ام ایمن فضه زنان دیگر بودند بنی هاشم واینها، این زنان هم دور فاطمه را احاطه کردند،

«تَطَاُ ذُيُولَها»

پایین چادر حضرت گاهی زیر پای حضرت می رفت

«این تطاٌ یعنی زیر پاگرفتنأ، ذیو، جمع ذیل هست، ذیل لباس، یعنی زیر چادر، این نشان عفاف و اوج حیاء فاطمه (س) هست دیگر بانوان قیاس بکنند، آن وضع عجیبی که امروز متأسفانه بعضی دختران مسلمان، زنان مسلمان، زنان شیعه که در قلب شان محبت فاطمه هست، اما در ظاهر به هیچ وجه وضیعت آنها به فاطمه نمی خورد، و به این شکل خارج شدند آمدند به مسجد.

«ما تَخْرِمُ مِشْيَتُها مِشيَةَ رَسُولِ اللّه صلی الله... »

رفتنش مثل پیامبر بود

«حَتّی دَخَلَتْ عَلی أَبی بَكْرٍ وَ هُوَ فی حَشْدٍ مِنَ الْمُهاجِرينَ وَ الأنْصارِ»

دور ابوبکر را افرادی جمع کرده بودند

«فَنيطَتْ دُونَها مُلاَءةٌ»

باز پرده ای انداختند

بله فاطمه خطبه خواند اما در ورای پرده نه رو در رو نه بدون حریم، مسطور بوده همه چیز،

«من وراء الحجاب»

در اصطلاح قرآن حجاب گفته می شود منظور آن پرده هست آن حریم هست،  و دارد که

«ثُمَّ أنتْ أَنَّةً اَجْهَشَ الْقَوْمُ لَها بِالْبُكاءِ»

یک ناله ای زد که کسانی را به گریه انداخت.

مجری:

حاج آقا ببخشید وقت مان به پایان رسید و نشد این مطلب را به انتها برسانیم، ولی غیر از این خطبه فرمودید خطبه دیگری هم هست،

استاد جباری:

بله در منزل زنان مهاجر و انصار آمدند برای عیادت که آنجا کلماتی دارد حضرت که وقت نیست

مجری:

بعد از این قضیه هست. خیلی متشکرم استاد من از شما عذر خواهیم می کنم ان شاء الله که بتوانیم در جلسه بعد بحث را بیشتر بکاویم و سؤالات را بهتر و کاملتر بشنویم از حضرت ععالی متشکر از شما وقت ما ذیق هست، پایان برنامه هم تعجیل فرج آقا امام زمان را از خدا خواستاریم از شما تشکر می کنم تا برنامه بعد همه شما را به خدای منان می سپارم، اللهم عجل لولیک الفرج.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


آینه تاریخ 17 دی 1400>

شبکه جهانی ولی عصر ، آینه تاریخ ، تاریخ اسلام ، دکتر جباری ، شبهات تاریخی ،