راه روشن

قسمت سی و ششم برنامه راه روشن با کارشناسی حجت الاسلام و المسلمین زیبایی نژاد


 عنوان برنامه: راه روشن (رویکرد راهبردی به تربیت)

 

تاريخ: 09/ 01/ 1401

استاد: حجت الاسلام والمسلمین زیبایی نژاد

مجری: آقای غضبانی

مجری:

بسم الله الرحمن الرحیم اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم؛ ، سلام بینندگان عزیز به برنامه خودتان راه روشن از شبکه جهانی ولی عصر خوش آمدید برنامه ای که ان شاء الله استفاده خواهیم کرد از صحبت ها و راهنمایی مهمان گرانقدرمان استاد عزیز جناب حجت الاسلام والمسلمین حاج آقای زیبایی نژاد متخصص و کارشناس در مسائل زن و خانواده که ان شاء الله با ایشان به گفتگو خواهیم نشست و راهی روشن ان شاء الله از ایشان بگیریم در خصوص تربیت و رویکرد راهبردی به تربیت را ان شاء الله از ایشان خواهیم شنید.

همان گونه که مستحضر هستید در برنامه گذشته هم در محضر استاد بودیم چند رویکرد را به ما گفتند فکر می کنم 5- 6 تایش را ذکر کردند در خدمت استاد خواهیم بود خلاصه ای از آن را هم خدمت شما بیان خواهیم کرد و ان شاء الله بیشتر و بیشتر استفاده خواهیم کرد جناب استاد سلام به برنامه خودتان خیلی خوش آمدید و بسیار خوشحالیم و افتخار این را داریم که در خدمت شما هستیم بفرمایید

استاد زیبایی نژاد:

سلام عرض می کنم خدمت شما و بینندگان محترم!

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین وصلی الله علی الله سیدنا محمد وآله الطاهرین. اللهم صلی علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها بعدد ما احاط به علمک.

ما در جلسه عناصری را که در رویکرد راهبردی به تربیت مورد توجه قرار می دهیم تا 6 مورد رسیدیم ششمین موردش این بود که تربیت نباید به آفت تکثر راهبری مبتلا بشود، چه در مقیاس تربیت خانوادگی، چه در مقیاس تربیت راهبری اجتماعی. و سر خط تربیت باید دست یک راهبر باشد یک نظام منسجم تربیتی ما می خواهیم.

نکته ای که امروز با آن بحث را شروع می کنم یک بحث مهمی است که خیلی وقت ها مربیان یا پدران و مادران یا حتی راهبران اجتماعی نسبت به آن توجه لازم را ندارند و آن این که جریان تربیت، جریان یک سویه نیست یعنی چه جریان یک سویه نیست؟ چند تا نکته از ذیل این عنوان کلی در می آید جریان یک سویه نیست یعنی این که بین مربی و متربی، بین راهبر و مردم که تحت برنامه راهبر هستند تعامل بر قرار می شود.

یعنی این طور نیست که ما گمان کنیم مثلاً افراد نشستند ما بیاییم به آن شکل بدهیم گاهی وقت ها کلید واژه های مثل مهندسی فرهنگی بد جا می افتد به این معنا فرض کن یک مشت آدم معمار یا مهندس از عرصه های معماری و مهندسی در عرصه های علوم اجتماعی و تربیت آمدند می خواهند جامعه را شکل بدهند، یعنی فکر می کنند مردم و محیط اجتماعی هم مثل گچ و آهن و آهک و سیمان هستند که ما هر طور بخواهیم به آن ها شکل می دهیم.

حواس شان نیست که تربیت یک فرآیند دو سویه است. دو سویه است یعنی چه؟ یک حدش این است که من حواسم باشد موقعی که دارم آن بچه را تربیت می کنم او هم دارد در برابر من یک واکنشی نشان می دهد که من را هم تربیت می کند. درست است ممکن است من بیشتر تأثیر در او داشته باشم ولی او هم دارد ذهنیت های من را شکل جدیدی می دهد من را به یک فهم دیگری می رساند.

گاهی وقت ها با مقاومت های که در برابر من می کند، من را به یک فهم جدیدی می رساند. من موقعی که می خواهم به اساتید محترم که مدرس هستند توصیه ای بکنم می گویم تا زمانی این واحد درسی را تدریس کنید مثلاً‌ اگر طلبه هستید تا زمانی کتاب اصول و فقه مرحوم مظفر را تدریس کنید که احساس کنید که برای خودتان هم آورده دارد. خودتان هم یک پله با این تدریس در تعامل با شاگرد یک پله بالا می آیید.

آن موقعی که احساس کردید که دیگر کارتان تمام شده یعنی کتاب در مشت تان است و تدریس آورده ای برای تان ندارد، اگر احساس کنید که این تدریس آورده ای ندارد شما دیگر مربی خوبی نخواهید بود. یعنی شما باید پیش فرض تان این باشد که من می خواهم بروم آن شخص را تربیت کنم ولی در کنارش می خواهم پایم را روی شانه او بگذارم خودم را یک قدم بالا بکشم یعنی یک فرآیند دو طرفه ای هست.

من اگر راهبر اجتماعی هستم فرض می کنم رئیس جمهورم، وزیرم، وکیلم و ... هستم موقعی که در تعامل با مردم دارم برنامه ریزی می کنم واکنش های مردم را باید بسنجم، فهم خودم را از محیط اجتماعی ارتقاء بدهم در برنامه ریزی ام به یک سطح بالاتری از برنامه ریزی هایم باشم یعنی در تعامل با مردم رفت و برگشتن هایم باید فهم خودم را تصحیح کنم خودم را در برنامه ریزی یک پله بالا بکشم. اگر احساس کنم که من دارم می دهم ولی نمی گیرم معطی هستم ولی دریافت کننده نیستم آن موقع من ضعیف می شوم این نکته اول.

 نکته دوم که شاید مهم تر از اول باشد در لا به لای بحثم بود که بفهمیم متربی یک انسان فاعل مختار است که او هم دغدغه های دارد او هم گرایش های دارد حساسیت های دارد و در برابر من ممکن است واکنش مقاومتی نشان بدهد. همواره مقاومت متربی را در مواجه با برنامه ریزی تربیتی خودمان باید بتوانم محاسبه کنیم یعنی چه؟ در قالب یک مثال های ببینم می توانم بحث را نزدیک کنم یا نه؟ یادم است در نیمه های دهه 60 شورای مدیریت حوزه های علمیه تازه راه افتاده بود می خواستند یک سازمانی به مدارس علمیه بدهند و مدارس نظم بیاورند.

من آن موقع طلبه مدرسه رضویه بودم تازه شروع کرده بودم و در همان مدرسه تدریس هم می کردم، می دیدم مدیر مدرسه، ضوابط مربوط به حضور و غیاب را که شورای مدیریت به مدارس ابلاغ کرده علاقه ندارد اجرا کند.

مجری:

قبل از آن، این بحث ها نبوده

استاد زیبایی نژاد:

اوائل دهه 60 داشتند به کلاس های درسی نظام می دادند می خواستند یک مقداری نظم و تربیت بیشتر اجرا بشود. همه مدارس تقریباً‌ حضور و غیاب داشتند مدرسه رضویه که ما در آن بودیم حضور و غیاب هنوز راه نیفتاده بود، به شیوه سنتی می خواست کار بکند. من یک موقعی به مدیرش گفتم جناب آقای کاظمی چرا شما در برابر این نظم مقاومت می کنید؟ ایشان به من یک جمله ای گفت که بعد از 35 سال هنوز در ذهنم است ایشان گفت طلبه باید احساس کند که سرباز امام زمان (علیه السلام) است.

مجری:

همان مسئله ای که در برنامه قبل فرمودید یعنی باید مسئله اش این باشد

استاد زیبایی نژاد:

اگر حس بگیرد که طلبه امام زمان (علیه السلام) خودش، مبصر خودش می شود. اگر یک روز سر درس نیامد مشکل داشته که نیامده، در مدارس دیگری که نظم بر پا می شد با یک چالشی با طلبه ها افتاده بودیم که این طلبه ها راه در رو هم می توانستند پیدا کنند یعنی همان چیزی که در آموزش و پرورش داریم که شما مدام سیستم انضباطی حاکم می کنید، مدام دانش آموز می خواهد از زیر سیستم انضباطی به یک گونه ای به ترفند های لطایف الحیل در برود این اتفاق در حوزه ما می افتد.

در اواسط دهه 60 من سال اول طلبگی را در مدرسه رضویه تدریس می کردم پشت مدرسه رضویه یک مسجد رضویه بود که الان هم هست تقریباً 30 نفر طلبه داشتم در فضای مسجد که بزرگ بود برای امتحان آن ها را بردم، برگه را خدمت شان دادم و سوالات را برای شان توضیح دادم اگر کسی سوالی داشت توضیحات تکمیلی را دادم از جلسه بیرون آمدم و در دفتر نشستم.

یک نفر به من گفت چرا شما سر جلسه نمی روید از جلسه مواظبت کنید کسی تقلب نکند؟ گفتم طلبه من تقلب نمی کند یعنی وقتی که فضای اعتماد را به وجود بیاورید فوقش یک نفر تخلف می کند غیر از این است که شما بیایید فضای پلیسی را حاکم کنید یعنی در گام نخست باید به گونه ای تعامل کنیم با مردم با متربیان که آن ها پشت سر ما بیایند نه این که آن ها را پشت سرمان بکشانیم.

حتی الامکان مردم با رغبت و اختیار خودشان انتخاب (یعنی مسئله ما، مسئله آن ها بشود این هنر ما است) اگر بتوانیم مردم را تربیت کنیم زور، استثناء است نه قاعده، یعنی شما اصل حاکم در تربیت تان این است که رغبت ایجاد کنید آن جای که یک فردی خاص بودگی دارد گردن کلفتی دارد می کند ولی اگر دیدید بدنه اجتماعی همه شان دارند گردن کلفتی می کنند یک جای کار شما گیر دارد.

شما یک طرح بسیار خوبی را می خواهید اجرا کنید مثلاً شورای فضای مجازی یا مجلس می خواهد یک طرحی در رابطه با اینترنت بدهد می بیند مردم پس می زنند، شما باید بتوانی مردم را متقاعد کنید که مردم با رغبت بیایند. 4 نفر 5 نفر 10 نفر یا 100 نفر، 1000 نفر قبول ندارند قبول نداشته باشند ولی اگر دیدی بدنه اجتماعی همراهی نمی کنند نشان می دهد که شما ساز و کار تربیتی ات گیر دارد.

مجری:

این اصطلاح درست است مثلاً بگوییم باید فرهنگش را ایجاد کنیم؟

استاد زیبایی نژاد:

مسئله خودتان را تبدیل به مسئله مردم کنید یکی از کارشناسان علوم اجتماعی متنی نوشته بود من دیدم از دهه 1330 از زمان مصدق تا الان کشور ما برنامه توسعه دارد، مثلاً برنامه های 5 ساله قبلاً 3 ساله بود ولی یک مشکل اساسی در این 70 سال بود چه مشکلی؟ حکومت فکر می کرد من مغز جامعه هستم. من می فهمم و تشخیص می دهم مردم هم دنبال من بیایند. حواسش نبود که ممکن است مردم مقاومت اجتماعی در برابر برنامه های او او داشته باشند یک کاری کنم که مردم فکر کنند این مسئله من است.

 یادتان اگر باشد 10- 12 سال پیش در ایران قبل از این که فشارهای شدید تحریم سر ما بیاید بحث انرژی هسته ای تبدیل به مطالبه مردمی شد (انرژی هسته ای حق مسلم ماست) در تظاهرات می گفتند در هر جا می رفتی مردم ذوق می کردند که ما انرژی هسته ای داریم و باید مقاومت کنیم. در یک مقطع زمانی حاکمیت هنرش این بود که مسئله خودش را تبدیل به مسئله مردم کرد، این بحث مهمی است که من آن جای که می خواهم تصمیمات مهم بگیرم متربی باید همراه بشود.

حدیث حضرت زهرا (سلام الله علیها) در خطبه ای که حضرت صدیقه برای زنان مهاجر و انصار خواندند که به دیدن شان در بیماری آمده بودند حضرت دو تا خطبه دارند یک خطبه فدکیه و یکی هم در خانه برای زنان مهاجر و انصار است. آن ها که آمدند می گوید بد کاری کردید که حضرت علی را راندید و از ولایت امیر المؤمنین محروم شدید اگر علی، امیر المؤمنین می شد چند تا امتیاز گیر شما می آمد یکی این که شما را سر سرچشمه های زلال معارف می برد یک چیزی به شما می داد که گوارای گوارای خالص باشد هم خالص باشد یعنی آب خالص، دو آب گوارا یعنی حال کنید.

دوم این که در این مسیر حرکت برای تان خیلی نرم باشد به تعبیر ما آب در دل تان تکان نخورد. این که به گونه ای برای مردم برنامه ریزی کنید که آب در دل شان تکان نخورد خودشان با رغبت می آیند اصل اولیه این است. موقعی که بچه بودیم یک داستانی برای مان می گفتند یک موقعی خورشید با باد بحث شان شد، یک مردی داشت می رفت یک بالا پوشی (قبائی) هم داشت مسابقه گذاشتند که کدام یکی شان موفق می شوند این بالا پوش و قبا را از تن این مرد در بیاورند. اول باد شروع به وزیدن کرد، این مرد بالا پوشش را محکم تر گرفت بیشتر وزید تبدیل به طوفان شد هر چه بیشتر طوفانی می شد این مرد دستش را در آستین بالا پوش می کرد و سفت دور خودش می پیچید که باد نتواند این بالا پوش را از تنش در بیاورد. بعد از آن خورشید شروع به تابیدن کرد، این احساس گرما کرد مسئله شد مسئله خودش پیراهنش را در آورد کنار گذاشت. خورشید رو به باد کرد گفت موقعی که به زور بخواهی یک کاری را انجام دهی موفق نمی شوی من یک کاری کردم که خودش انتخاب کند می بیند هوا گرم است به مصلحتش نیست این لباس تنش باشد ولی تو خواستی به زور از تنش در بیاوری در برابر تو مقاومت کرد. یعنی من باید بتوانم این مقاومت ها را محاسبه کنم.

الان نظریه های در بحث مقاومت اجتماعی وجود دارد مثل آقای آصف بیات جامعه شناس مقیم خارج از کشور است یک کتابی دارد به نام نا جنبش دارد نظریه ناجنبش دارد ایشان می گوید خیلی وقت ها جنبش های اجتماعی ظاهراً وجود ندارد ولی مردم مقاومت های روز مره دارند در برابر دستوراتی که حاکمیت ها دارند. یعنی چه؟ یعنی فرض بکنید در کلاس درس شما قانون انضباطی می گذارید مثلاً کار فرما یک جایی به کارگر زور می گوید، کارگر در برابر کار فرما مقاومت می کند من و شما حواس مان نیست. مقاومتش چه است؟ جنسش را خوب تولید نمی کند. می گوید تا حواست به من نبود من تو را بی اعتبار می کنم یک جنسی تولید می کنم که به دست مردم دیدی حال مردم گرفته بشود دیگر از تو نخرند.

 قدیم ها که سیستم زور گویی بود معمار به بنا زور می گفت بنایی که داشت موزاییک می چسباند. بنا هم در ذهنش خودش می گفت حالا حالش را می گیرم چطوری حال می گرفت؟ کاشی و موزاییک را که می چسباند یک کمی آهک خشک هم زیرش می ریخت دو سه ماه بعد می دیدی کاشی و موزاییک متبلور شد و پف کرد بالا آمد و حیاط خراب شد. گرچه موقعیت صاحب کار برتر است بنا پایین تر است بنا هم به زبان کوچک ترش می تواند حال آن بزرگ تر را بگیرد ما حواس مان نیست این هم یک بخشی از مسئله است.

 مسئله یک بُعد دیگری هم دارد که تربیت یک امر دو سویه است و آن این است که ما به متربیان توصیه کنیم که شما انسان فاعل مختار در برابر جریان راهبری غلط هستید در برابر جریان تربیت غلط باید مقاومت کنید.

شما می توانید مقاومت کنید خودتان را سنگ و آجر فرض نکنید، اگر کسانی مثل فرعون، شاه و دیگران در جامعه حاکم شدند می خواهند شما را به آن صورتی که خودشان می خواهند شکل بدهند شما باید در برابر این نظامات منحط تربیتی مقاومت ایجاد کنید. آیه قرآن چه به ما می گوید؟ خیلی جالب است (یعنی آیه خوشمزه ای است در مورد فرعون)

(فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطَاعُوهُ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمًا فَاسِقِينَ)

(فرعون) قوم خود را سبک شمرد، در نتيجه از او اطاعت کردند؛ آنان قومی فاسق بودند!

سوره زخرف (43): آیه 54

فرعون اخفات کرد تحقیر کرد یعنی نظام راهبری فرعون تحقیر گرانه است. متربیان و مردم را تحقیر می کرد. (فَأَطَاعُوهُ) یعنی او در سیستم تحقیر آمیز اطاعت می خواست، مردم هم به این سیستم استخفافی تن دادند. او استخفاف کرد مردم هم اطاعت کردند خداوند چه کسی را دارد محاکمه می کند؟ (إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمًا فَاسِقِينَ) این جا فرعون را محاکمه نمی کند، مردم را محاکمه می کند می گوید این قوم فرعون (كَانُوا قَوْمًا فَاسِقِينَ) شما که تن دادید از فرعون اطاعت کردید شما فاسقین هستید.  فرعون سر جای خودش، شما فرعون را فرعون کردید فرعون که یک آدمی بیشتر نبود گردن کلفتی کرد شما اطاعت کردید بیشتر گردن کلفتی کرد بیشتر اطاعت کردید.

مجری:

شما بیشتر اطاعت می کنید او بیشتر گرد کلفتی می کند

استاد زیبایی نژاد:

بله این جریان دو طرفه را شما شکل دادید شما باید در برابر فرعون مقاومت ایجاد می کردید، نکردید مقاومت فعال در برابر فرعون ایجاد می کردید. طغیان کردنش یک سویه نبود یعنی یک قدرت مسیطری داشته باشد. رضا شاه در زمان خودش در کشور ما سیبل تاب می داد مردم هم پای شان جفت می کردند، این سیستم رضا شاه را یک گردن کلفتی کرد که 20 سال حکومت کرد. والا اگر مردم مقاومت فعال داشتند ممکن بود یا ایشان را از مملکت بیرون بکنند یا این که ایشان یک پادشاه متعادل تری بشود.

مجری:

همان طور که شما فرمودید این مربی و متربی همدیگر را بالا می برند یا همدیگر را پایین بکشند.

استاد زیبایی نژاد:

همدیگر را بالانس بکنند.

مجری:

استاد یک میان برنامه ای داشته باشیم استراحت کوتاهی داشته باشید ان شاء الله بعد از میان برنامه با ادامه مباحث در خدمت بینندگان باشیم

(میان برنامه)

مجری:

 اللهم عجل لولیک الفرج؛ خیلی خوش آمدید همچنان با برنامه راه روشن از شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف) در خدمت شما هستیم و امیدواریم که بتوانیم ساعات خوبی را برای شما ایجاد کنیم. در خدمت جناب استاد زیبایی نژاد هستیم، جناب مباحث زیبایی را جناب استاد مطرح می فرمایید و استفاده می کنیم همین 7- 8 نکته ای که تا الان اشاره فرمودید این ها یک کلید راه روشنی به ما دارد می دهد که از کجا برویم و به آن تربیت ها برسیم من واقعاً‌ دارم از صحبت های شما و از هم نشینی با لذت می برم و خدا را شاکرم که این توفیق را دارم، در خدمت شما هستیم چقدر این بحث جالب بود که مربی و متربی به قول حضرتعالی همدیگر را بالانس بکنند ادامه بحث را بفرمایید

استاد زیبایی نژاد:

نکته بعدی در رویکرد راهبردی این است که رویکرد راهبردی نسبت به جنسیت متربی حساس است.

مجری:

چقدر در بحث تربیت باید دقت کنیم گاهی از اوقات تربیت می گوید یک توصیه و نصیحتی بکن تمام بشود و برود ولی الان زاویه های متعدد دارید برای ما بیان می کنید این هم مهم است.

استاد زیبایی نژاد:

بحث حساسیت نظام تربیت نسبت به جنسیت یک بحث بسیار مهمی است که متأسفانه در نظامات تربیتی ما نادیده گرفته شده. بنده یک پروژه علمی را پی گیری می کردم الان هم به یک گونه دیگری پی گیری می کنم آن این است که نظام تربیتی مدرسه ای ما اصلاً نسبت به جنسیت آن حساسیتی را که باید داشته باشد ندارد. (نسبت به زنانگی و مردانگی) بلکه در 100 سال اخیر به سمت حذف زنانگی و مردانگی از نظام تربیت رفته است.

در سراسر جهان هم این اتفاق افتاده یک خانم و آقای روان شناسی هستند آلن و باربارا پِیس کتاب هایشان به زبان فارسی هم ترجمه شده اگر دوستان سرچ کنند آلن و باربارا پِیس کتاب هایشان را می آورد. این ها کتاب های دارند در روان شناسی متفاوت زن و مرد، اختلافاتی که زن و مرد در ویژگی های جسمی، شناختی، احساسی و رفتاری دارند.

مجری:

خود این ها ملیت و شخصیت شان مشخص است چه مذهبی داشتند؟

استاد زیبایی نژاد:

نه این ها مسلمان نیستند این ها روانشناس و زن و شوهری هستند که آزمایش های را که در کشورهای غربی انجام شده در مورد تفاوت های کارکرد نقش زن و مرد

مجری:

منظور این است که این ها متدین به دین خاصی بودند؟

استاد زیبایی نژاد:

بحث کلاً علمی است این تفاوت ها را آن جا گفتند موقعی که کتاب را می خوانید که مستند به یافته های علمی است احساس می کنید که حالا راحت تر می شود روایاتی را که ناظر به اختلافات زن و مرد هستند برای مردم توضیح بدهیم. یک کتابی دارند که 3 تا ورژن دارد ورژن 650 صفحه ای دارد بعد خلاصه کردند یک کتاب دیگر کردند 150 صفحه، خلاصه کردند کتاب پالتویی 45 صفحه ای در هر 3 این کتاب هایشان در صفحه آخرش می گویند در قرن 20 برای اولین بار در طول تاریخ بشریت این اتفاق افتاد و آن این که نظام آموزشی ما زنانگی و مردانگی را تفاوت های زن و مرد را نادیده گرفت و دختر و پسر با انبوهی از تفاوت ها وارد زندگی خانوادگی می شوند که هیچ تصویری از آن ندارند. تفاوت های که می توانست منشأ جذابیت شان برای همدیگر بشود و خانواده را در مسیر استحکام و پویایی ببرد چون آموزش تصویر روشنی از این تفاوت ها ندید تبدیل به عامل اختلاف شان شده الان می خواهم مثال بزنم

مجری:

با مثال شاید بهتر درک بشود.

استاد زیبایی نژاد:

بله، اگر زن عاقلی در جامعه سنتی بود می خواست دخترش را تربیت کند به دخترش می گفت ننه جان اگر شوهرت از بیرون به خانه می آید فشار عصبی دارد در حال خودش نیست با او کلَ کَل نکن با او حرف نزن بگذار حال و هوایش عوض بشود، بعداً ببیند چه خبر بوده است. کاملاً یک بحث حوزه روان شناسی متفاوت زن و مرد است. یعنی چه؟ یعنی می گویند شما اگر خانه رفتید دیدید خانم تان استرس دارد با او حرف بزنید از او حرف بکش در حرف زدن و حرف شنیدن، زن تسکین پیدا می کند.

 مرد موقعی با استرس وارد خانواده می شود فشار عصبی دارد، مدام زنش بخواهد بیاید با او غمخواری کند بگوید چه خبر هست؟ چطور شده؟ حال نداری مرد بیشتر اعصابش خرد می شود ممکن است یک تشری هم به زن بزند خشن بشود. می گوید اگر دیدی مرد استرس دارد هیچی نگو کتش را بگیر به جا لباسی بگذار یک لیوان آب خنکی یا پذیرایی برایش بیاور بگذار حالش عوض بشود نیم ساعت یا یک ساعت بعد به او بگو حالش نداشتی چطور بود؟ یعنی مرد در حالت استرس آرامش می خواهد با حرف زدن، آرامش به هم می خورد. اگر زن این را یاد بگیرد می بیند چقدر متفاوت است.

مجری:

همان بحث تفاوت جنسیت است. مشخص است این زن با صحبت آرام می شود آن مرد با سکوت آرام می شود.

استاد زیبایی نژاد:

مورد دوم، در مناسبات خانوادگی شخصیت تکوینی مرد این است که با احترام شارژ می شود، زن با محبت شارژ می شود. شما یک شاخه گل به زن بدهید شارژ می شود که احساس کند پر از محبت است با دوستت دارم شارژ می شود. مرد با دوستت دارم شارژ نمی شود آن اندازه ای که زن شارژ می شود. با این که وانمود کنید که جایگاه مرد در خانه مهم است با این شارژ می شود. خیلی از چیزهای دیگر مثلاً مرد دارد مطالعه می کند خیلی برای من و شما هم شاید پیش آمده داریم مطالعه می کنیم یا داریم تلویزیون گوش می کنیم محو در فیلم و اخبار شدیم یک دفعه خانم صدایش بلند می شود من چند دفعه دارم صدایت می زنم چرا به من توجه نمی کنی؟ یعنی خانم تان فکر می کند شما به او بی توجه هستید.

اگر دو واحد روان شناسی اختلافی زن و مرد را خوانده بود برایش جا افتاده بود که مرد موقعی که تمرکز می کند دارد مطالعه می کند یا یک کاری را انجام می دهد ذهن مردانه قفل می شود، تفاوتش با مغز زنانه این است که مغز زن به گونه ای طراحی شده که در آن واحد چند تا کار را در کنار همدیگر می تواند انجام بدهد.

هم می تواند اتو بزند هم تلویزیون ببیند هم گوشی تلفن را جواب بدهد ولی شما اگر دارید ماشین تعمیر می کنید رادیو تعمیر می کنید فرزندتان بیاید یک سوال از شما بکند اعصاب تان به هم می ریزد می گوید بچه نکن بگذار حواسم جمع باشد، این طوری واکنش نشان می دهید مرد نمی تواند در آن واحد چند تا کار انجام بدهد. یا اگر زن بداند یاد می گیرد می فهمد آن جای که دارد همسرش را صدا می زند همسرش پاسخ نمی دهد همیشه حمل بر کم محلی نکند یک خبر دیگری است.

مجری:

حتی در ابراز علاقه ها هم این هست معمولاً مردها کمتر به زبان می آورند من به تو علاقه دارم و طبیعت مرد این است و دوست دارد زن از حرکات و رفتارش بفهمد که او علاقه دارد و برعکس از آن طرف در مقابل یکی دیگر از نمونه های دیگرش باشد.

استاد زیبایی نژاد:

یکی از روان شناسان می گفت مرد این طوری است تا زمانی که زن را تصاحب نکرده ابراز علاقه زیاد می کند. عقد را خواند تصاحب کرد فهمید که مال من شده، دیگر آرامش پیدا کرد و زن گمانش این است که علاقه مرد به او کم شده در حالی که این طور نیست. یک دفعه خانم تان می آید از شما می پرسد می گوید تو اصلاً‌ در یک سال گذشته برای من چه کار کردی؟ شما را به هم می ریزد. می گوید مگر قرار بود من چه کار کنم؟ یعنی مرد گمانش این است همان کارهای که در زندگی روزمره دارد می کند ابراز علاقه به همسرش است. همسرش دنبال یک چیز متفاوت می چرخد که روز ولنتاین یادت نرود روز تولد یادت نرود دنبال یک بحث های این طوری است. این که ما گفتیم تربیت، نسبت به زنانگی و مردانگی حساسیت دارد به دو تا آیتیم و دو چیز تحلیل می رود.

یک این که تربیت نسبت به ساختار تکوینی زن و مرد حساس است. یعنی زن یک موجودی است مرد یک موجود دیگری است حواس تان باشد. در روایات مان سر نخ هایش را داریم می گویند اگر هدیه ای گرفتید به خانه می روید دخترها و پسرها جلوی تان می آیند سلام می کنند

«فليبدا بالاناث»

اول دست دختر بدهید. چرا؟ چون دختر عاطفی تر و شکننده تر است حواس تان جمع باشد که این دختر است شما گاهی وقت ها یک تندی ها و سفت کارهایی ممکن است به پسر بتوانید بکنید دختر شکننده تر است یک مقداری باید در روش های تربیتی تان نسبت به دختران در روش تربیت،‌ مضامین تربیت در نظر بگیرید.

فرض کنید دختر وقتی به سن بلوغ می رسد چه شبهاتی بیشتر در ذهنش می آید؟ دخترها موقعی که در کوچه و خیابان می روند یک شخص معلولی می بینند بیشتر شبهه عدالت خدا در ذهن شان می آید این چه عدالتی است که خدا دارد که آدم معلول آفریده؟ چون حساسیت عاطفیش است نمی تواند این نقطه ضعف ها را ببیند. ولی موقعی که پسر در محیط اجتماعی می‌ آید این چیزها را هم صبح تا شب ببیند ولی دیرتر برایش سوالات این گونه ای ایجاد می شود. یک سوال دیگری برایش پیش می آید. در کتاب دینی هایتان اگر حواس تان باشد که ساختار یعنی حساسیت زنانه نسبت به یک اموری بیشتر است حساسیت مردانه کمتر است. یک پرسش های بیشتر در ذهن دخترها خلجان می کند در ذهن پسرها خَلجان می کند کتاب های دینی تان هم متفاوت می شود.

کتاب های علوم اجتماعی تان هم متفاوت می شود یعنی آن جای که می خواهید دانش اجتماعی به دختر و پسر بدهید. دختر موقعی که وارد جامعه می شود با همین ساختار تکوینی عاطفی اش دارد وارد جامعه می شود و جذب عاطفیش قوی است یک دفعه می بیند یک جوانی به او لبخند زد تو دلش خالی می کند. شما باید یک دانشِ خاصی را یاد این دختر بدهید که حواست جمع باشد هر که لبخند زد ضرورتاً این لبخندش صادقانه نیست.

 پسر موقعی که می خواهد وارد اجتماعی بشود یک نقطه ضعف ها و آسیب پذیرهای خاص دارد او باید متناسب با آن یک آموزش های دیگری را ببیند. این خاص بودگی ها حتی کارکرد مغز دختر و پسر را تغییر می دهد. مثلاً بعضی دانشمندها معتقد هستند که مغز مردانه برای هندسه فضایی بهتر جواب می دهد من می خواهم کتاب هندسه، مثلثات طراحی بکنم برای پسرها تصویر کمتر در آن بگذارید. بگذارید از ذهنش استفاده کند ذهنش را تنبل نکنید. یک توانایی بیشتری در خلاقیت های 3 بُعدی در ذهنش دارد با این که هر چیزی من بخواهم مکعب، مستطیل و این ها را به او نشان بدهم کمتر ولی برای دخترها با این که فشار بر آن ها کمتر است بیشتر نمایشی تر بشود.

این تفاوت ها یک مقدارش مربوط به ساختار تکوینی شان است ساختار جسمی، ساختار روحی حتی ورزش می خواهد طراحی بکنید حواس تان هست این ورزشی که می خواهید طراحی کنید برای دختر 12 ساله ای است با این حجم مثلاً‌ چند کیلویی بدنش به قوت بدن پسر نیست باید ببینیم این ورزش متناسب با بدن زنانه هست یا نه؟ مقاومت زنانه با آن کنار می آید یا نمی آید؟ و چیزهای دیگر.

حتی بعضی ها سر نور رفتند یعنی در کلاس ها میزان استفاده از نور چقدر باشد؟ بعضی از دانشمندان گفتند کلاس های پر نور بیشتر متناسب با دخترها است. کلاس پسرها یک کمی کم نورتر باشد بهتر است استانداردهای فضای آموزشی برای پسر و دختر ممکن است متفاوت باشد. ساختار تکوینی دختر، دختر یک تخلفی را انجام داد پسر هم یک تخلفی را انجام داد می گویید فردا پدرت را به مدرسه بیاور، دختر تا فردا چه می کشد؟ پسر چه می کشد؟ این را محاسبه کردید یا نکردید؟

موقعی که من می خواهم تربیت معلم راه بیاندازم حواسم هست به معلم به مدیر مدرسه یاد بدهم به واسطه تخلف بگویی فردا پدرت را بیاور چه فشار عصبی به دختر می آید، مازاد بر آن فشار عصبی است که بر پسر می آید؟ چطوری تعدیل کنیم که نبرد؟ یک موقعی یک مدرسه ای تماس گرفته بود نه حالا 30 سال پیش.

یک مدرسه شبانه روزی دخترانه که دختران از فلان شهر به یک شهر دیگر می رفتند و درس می خواندند از شهرستان تماس گرفته بود که بیایید دخترتان را ببرید به درد این جا نمی خورد مثلاً پدر یا مادرش آمدند دست دخترش را در دست والدین گذاشتند ببرید به درد ما نمی خورد حواس تان هست که ذهن پدر و مادر تا کجاها می رود؟ این دختر من چه دسته گلی به آب داده که این طوری رفتار کردند!

مجری:

آینده آن چطور می شود و آینده این دختر چطور می شود خیلی عجیب بود همین رفتار را با یک پسر داشته باشد چون ایام، ایام شادی اهل بیت است سال هم نو شده یک لطیفه ای است می گوید در شب امتحان از یک دختر دانشجو یا یک دانش آموز دختر بپرسید فردا امتحان داری حالت چطور است؟ می گوید 15 بار من این درس را خواندم باز هم دارد می خواند ولی یک پسر نشسته با دوستانش تخمه می خورد و فوتبال هم نگاه می کند فردا امتحان دارد انگار نه انگار روحیه این دو تا کاملاً‌ با هم متفاوت است.

استاد زیبایی نژاد:

اشکال دختر چه بود؟ به جای این که با تاکسی به حرم برود با ماشین شخصی حرم رفته، یعنی مسئله یک مسئله بزرگی نبود می شد با یا یک تذکری حلش کنی خواستند از دختر زهر چشمی بگیرند آن وقت به دختر چه حالی دست پدر و مادر بدبخت شان فکر کردند این دختر منحرف شده یا طوری دیگر شد. این مواجهه ها گاهی وقت های خیلی مخاطره درست می کند از آن طرف این یک جهت بحث است که نظام تربیت ما باید ساختار تکوینی دختر و پسر ساختار جسمی و روانی دختر و پسر مورد توجه قرار بدهیم. برایم جالب بود یک پزشکی برای ما صحبت کرد یک تیم پزشکی یک موقعی در پژوهشکده زن و خانواده آمدند تخصص شان چه بود؟ سندروم پیش قاعدگی، یعنی آن استرس و مشکلی که زن در قبل از قاعده شدن دارد 2- 3 روز قبل از قاعدگی دارد متخصص این وضعیت بودند آن دکتر وقتی در حال توضیح دادن بود گفت مسافرتی به اندونزی رفته بودم در یک مغازه کفش فروشی رفتم برای خانم کفش زنانه سوغاتی بخرم گفت شماره پای خانم تان چقدر است؟ مثلاً گفتم 38 گفت تو ایام قاعدگی بودند؟ به من بر خورد گفتم چه ربطی به شما دارد این پرسش ها را می پرسید.

او فهمید که من غیرتی شدم گفت اداره بهداشت به ما گفته این پرسش ها را بپرسیم. چرا؟ موقعی که زن در حالت قاعدگی قرار دارد پایش یک مقدار متورم می شود شما اگر آن زمان شماره پا از او گرفتی الان می گویی شماره کفشش 38 است من کفش 38 بدهم می بینی این کفش با پایش بازی می کند یعنی حواست باشد که ویژگی تکوینی زن این گونه است. این شماره پایش است بیشتر خود کشی های زنان در سندروم دو سه روز قبل از قاعدگی که ترشح هورمون استروژن قطع می شود دیواره رحم در حال تخریب است در ایام قاعدگی آماده برای خون روش می شود چقدر فشار عصبی به او وارد می شود.

اگر مرد یک کمی قبل از ازدواج یاد بگیرد که تو، ایام قاعدگی همسرت را حفظ کن از دو سه روز قبلش هم باید پشتیبانی غذایت از همسرت بیشتر بشود چیزهای مقوی برای همسرت بخر؛ دو زن در این ایام فشار عصبی دارد ممکن است بهانه جویی و بی حوصلگی کند تو باید تحملت بیشتر باشد. اگر این یک قلم آموزش را به من بدهید که در مواجهه با همسرت حواست باشد.

حالا معلم مدرسه دخترانه سر کلاس آمد اول باید عقلش برسد که گاهی وقت ها این دختر دارد واکنش غیر عادی نشان می دهد ممکن است مربوط به حال خاصش باشد. پس نظام تربیتی ما باید نسبت به ساختار تکوینی زن و مرد حساس باشد این یک، دو این هم بحث مهمی است که نظام تربیت ما باید نسبت به کارکرد زن و مرد هم حساس باشد.

یعنی این زن را خداوند برای یک مأموریت خاصی طراحی کرده قرار است این دختر در آینده مادر و همسر بشود. این پسر قرار است پدر و شوهر بشود راهبر خانواده بشود کنش اجتماعی دختر با کنش اجتماعی پسر یک حدودی فرق می کند.

مجری:

زن و شوهر هر دو در یک ملاکی همسر هستند ولی همسری این با همسر آن کاملاً متفاوت است باید به این دقت داشت.

استاد زیبایی نژاد:

شما باید به من یاد بدهید

«من اشرف اخلاق الکریم تغافله اما یعلم»

اصل تغافل را باید به مرد یاد بدهید که زن ممکن است یا به خاطر فشار عصبی یا هر چیزی یک روزی ممکن است نق بزند یک روزی ممکن است یک چیزی بخواهد نادیده بگیر اصلاً‌ صفت مردانه با پرونده درست کردن برای همسر نمی سازد. اگر به من بگویند پریشب چه خوردی یادم نمی آید این که 3 روز پیش همسرت در حقت این اشکال را مرتکب شده است باید از ذهنت این چیزها را پاک کنی.

مجری:

فرض کنیم زن بدون اجازه شوهر سراغ جیبش رفت یک پولی هم بر داشته، پول زیادی هم نیست این مرد هم فهمیده همان موقع برود بگوید شاید منظور شما در همچین شرایطی برود بگوید که بدون اجازه من پول بر داشتی در آن شرایط شاید مناسب نباشد باید صبر کند چند روز دیگر پرونده سازی های که فرمودید.

استاد زیبایی نژاد:

بله، بحث این که حواس تان باشد یک، به ویژگی تکوینی به کرد دو به کارکرد یعنی به مرد بگوید تو رهبر یک سازمان به نام خانواده هستی. رهبر سازمان اگر بخواهد ذهنش درگیر جزئیات زیاد بشود از راهبری باز می ماند. مثل این است که من الان راهبر اداره هستم بعضی از همکارهای مان این قدر ریز نقشه هستند به جزئیات گیر می دهند که ما می دانیم این نباید در سِمت مدیریت کلان باشد.

مجری:

مدیریت بالاتر باید کلی تر ببیند کارمند جزء در آن منصب باشد.

استاد زیبایی نژاد:

بله، ایشان به درد طراحی جلد می خورد به جزئیات طراحی آشنا است ولی به درد طراحی یک سیستم به درد این که راهبری یک سیستمی را بکند نمی خورد اگر بخواهد در این جزئیات درگیر بشود مدیریت کلی و جایگاهش تضعیف می شود. زن قرار است مادر بشود برای مادر شدن چه آموزش های باید ببیند؟ باید برای شوهر زن بشود باید یاد بگیرد که چگونه مردانگی مثبت مرد را تقویت کند.

من الان با زنان خوب و متدین مواجه هستم شوهر معتاد= طلاق، خواهر این زن شوهر معتاد = طلاق، دختر این زن پارسال ازدواج کرد امسال به من تماس گرفته که دخترم به مشکل خورده، بعد رفتم بررسی کردم می گویم درست است مسئول اصلی خطای هر شخص خودش است. مسئول اصلی خطای معتاد خودش است ولی حواست باشد بی هنری های که تو به عنوان یک زن داشتی آن مرد موقعی که از شغلش بی کار شد به خانه آمد تو به جای این که پشتیبانی کنی روحیه به او بدهی تحقیرش کردی. احساس کرد که پشتیبانی عاطفی ندارد. احساس کرد که جایش در خانه نیست. موقعی که احساس کرد جایش در خانه نیست می رود با دوستان دیگرش در گعده ها می نشیند در کعده ها هم یک پوکی به او می دهند کم کم راه می افتد و این اتفاق بد می افتد.

مجری:

بالاخره این قضیه را با آن پوشش بدهد به جایی دیگر پناه می برد برای این مورد شما حالتی را فرمودید که خیلی راحت می شود گفت مثلاً در مورد اعتیاد گفتید اگر در مشکلات جنسی هم بخواهیم مثال بزنیم طبیعتاً‌ هست در خانه اگر پناهش نباشد آن قضیه اش ارضاء نشود بحث جنسی اش ممکن است جایی دیگر برود.

استاد زیبایی نژاد:

بخشی از مشکلاتی که ما امروزه مواجه هستیم قبلاً خیلی به ندرت اتفاق می افتاد یک زنی خیانت زناشویی داشته باشد الان بیشتر از گذشته اتفاقی می افتد. یک بخشی مال این است که مرد به نیازهای خودش و همسرش توجه نمی کند یعنی شاخکش روی موقعیت حساس نیست بالاخره آن طرف هم نیازی دارد و تفاوت نیازهای شان. یعنی زن حواسش جمع باشد مرد غیر از زن است زودتر از زن تحریک می شود مرد هم حواسش باشد که در رابطه با جنسی چراغ زن دیرتر روشن می شود. لهذا در روایت گفتند زن را باید به مثابه زن به رسمیت بشناسی رابطه را طول بدهید روایت ما این است که مثل خروس لحظه ای کار نکنید رابطه را طول بدهید. چرا؟ چون نیاز زن باید دیده بشود نیاز جسمی و تکوینیش و نیاز کارکردی اش باید دیده بشود الان مشکل نظام آموزشی ما در جمهوری اسلامی هیچ اتصالی به خانواده ندارد.

مجری:

آموزه های دینی در تربیت تطبیق شده چقدر روشنگر است همین که شما می فرمایید مشکل این است که شاید الگوی مان، الگوی مناسبی نیست.

استاد زیبایی نژاد:

یک کمی در سالیان اخیر خواستند یک تکانی بدهند ولی آن تکان عمیق هنوز در نظام تربیتی ما نیامده است.

مجری:

آن طور که باید به بار بنشیند نشد

استاد زیبایی نژاد:

کاملاً‌ کار ریشه ای انجام نشده

مجری:

خیلی ممنون یک میان برنامه ای ببینیم استراحت کوتاهی داشته باشیم بعد ان شاء الله مسائل را بیشتر در خدمت شما باشیم از حضرتعالی بیشتر یاد بگیریم.

 (میان برنامه)

مجری:

بینندگان عزیز خیلی خوش آمدید همچنان از شبکه جهانی حضرت ولی عصر با برنامه راه روشن در خدمت شما هستیم و از استاد عزیزمان مهمان گرانقدر جناب حجت الاسلام والمسلمین حاج آقای زیبایی نژاد در خصوص راهبرد تربیتی و رویکرد راهبردی به تربیت گفتگو می کردیم و چند راهبرد را به ما گفتند خیلی جالب و قابل استفاده بود تشکر می کنم آقای زیبایی نژاد به خاطر این مباحثی که فرمودید من که این جا حضور دارم در میان برنامه ها گفتگو می کنیم بیشتر و بیشتر از حضرتعالی استفاده کردم و بهره بردم ان شاء الله که برای بیننده ها هم مورد استفاده باشد در خدمت شما هستیم

استاد زیبایی نژاد:

نکته دیگری که در رویکرد راهبردی به تربیت مهم می شود این است که اصولاً راهبری های ما بایستی عقل را شکوفا کند یعنی چه؟ در روایاتی که در کتاب کافی هم ظاهراً آمده یکی از اهداف مهم بعثت انبیاء این است

«وَ يُثِيرُوا لَهُمْ دَفَائِنَ الْعُقُول‏»

نهج البلاغة (للصبحي صالح)؛ نویسنده: شريف الرضى، محمد بن حسين، ناشر: هجرت، محقق/ مصحح: فیض الاسلام، ص43

دو تعبیر است در بعضی از عبارت «ليُثِيرُوا» دارد و در بعضی دیگر «وَ يُثِيرُوا» دارد. یکی از اهداف رسالت پیامبران این است که گنیجنه عقل بجوشد بالا بیاید. یعنی همه مردم عقل دارند بعضی ها بیشتر، بعضی ها کمتر، سرمایه عقل را دارند ولی خیلی وقت ها از آن استفاده نمی کنند. یعنی تصمیمات شان بر اساس سطحی نگری ها، احساسات و سنت های قومی و قبیله ای است بر اساس ویژگی های روان شناختی شان مثل حرص، طمع، حسد، کینه این ها می آید منشأ رفتارهای ما می شود.

عقل کنار زده می شود فایده راهبری های پیامبرانه این است که این عقل مجال جولان پیدا کند، عقل بشر فوران کند این عقل اگر که فوران کند چه اتفاقی می افتد؟ عقل چند تا کار می کند خوب را از بد تشخیص می دهد. درست را از نا درست تشخیص می دهد. اما بالاتر این است که بین خوب و خوب تر، بین بد و بدتر باید بتواند تشخیص بدهد امام علی (علیه السلام) می فرمایند:

«لَيْسَ الْعَاقِلُ مَنْ يَعْرِفُ الْخَيْرَ مِنَ الشَّر»

مجری:

یعنی یک چیز کاملاً‌ عادی است خوب را از بد تشخیص دادن

استاد زیبایی نژاد:

این کف ماجرا است

«وَ لَكِنَّ الْعَاقِلَ مَنْ يَعْرِفُ خَيْرَ الشَّرَّيْن‏»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج75، ص6

یعنی خیلی وقت ها شما بین بد و بدتر باید یکش را انتخاب کنی

مجری:

اول خوب بتواند تشخیص بدهد کدامش بد و کدام بدتر است

استاد زیبایی نژاد:

مجبور هستم یکی اش را انجام بدهم یک چیزی که ضررش کمتر است انجام بدهم. بین خوب و خوب تر یکی اش را باید انجام بدهم کدامش را باید انجام بدهم؟

مجری:

باید بتواند تشخیص بدهد کدام خوب تر است که به همان عمل کند.

استاد زیبایی نژاد:

دشمن حمله کرده است بحث دفاع مطرح است طرف می گوید نماز قضاهایم مانده بنشینم نماز قضاهایم را بخوانم نروم دفاع کنم. بنده خدا، مرزهای مملکت دارد می رود، وصیت بنویس من این چیزها را دارم اگر کشته شدم یک کسی برایم بخواند خودت سراغ جهاد برود الان تکلیف واجب تر این است که بروی مرز داری کنی اگر وجوب عینی وجود دارد. ولی اگر نه وجوبش کفائی است دیگران هم به اندازه کفایت هستند شما برو نمازهای قضایت را بخوان. این که من بتوانم خوب را از بد تشخیص بدهم یک مقدار عمق تحلیل می خواهد.

مجری:

یعنی در آن مورد اگر عاقل تر هم باشد باید از اولش فکر این را بکنی نمازهایت را بخوانی که وقت دفاع شد دیگر این جا نیایی این بهانه ها را بیاوری.

استاد زیبایی نژاد:

مسئله این است که ما راهبری تربیتی مان باید به گونه ای باشد که متربی را از سطح محسوسات بتواند به سمت معقولات ببرد. از سطح به عمق ببرد عمق تحلیل به او بدهد، آدم های سطحی نگری که راحت بشود بازی شان بدهد این ها نباشند. عمق تحلیل دادن، گاهی وقت ها باید بتواند از تحلیل های جزئی به تحلیلی در مقیاس کلی برساندش.

یعنی در یک نقشه بزرگ یک حادثه را ببیند این که الان روسیه به اوکراین حمله کرده است من این را محکوم کنم یا آن را محکوم کنم؟ این را باید در یک نقشه بزرگ جهانی بیاورید این را در موقعیت جمهوری اسلامی بیاورید در همسایگی آبی روسیه است در نزدیکی روسیه است در این که مناسبات ریشه دار ما با کدام کشور داریم یا نداریم. در این که در گذشته چه اتفاقی افتاده است. در آینده چه اتفاقی می افتد.

مجری:

عوامل گذشته را باید به خوبی بررسی کند تا بتواند آن نتیجه درست را بگیرد.

استاد زیبایی نژاد:

سال 1990 آمریکا به عراق حمله کرده بود صدام می خواست دفاع کند، یک گروهی در ایران خیلی شعار می دادند که ما باید کمک عراق برویم در مقابل آمریکا بایستیم. عمق تحلیل رهبری اجازه نداد که وارد این بازی بشوند مگر ما دیوانه هستیم که زلف خودمان را به یک دیوانه ای گره بزنیم به نام صدام با آمریکا درگیر بشویم خودمان را نابود کنیم. آن جا ما گفتیم نه صدام را تأیید می کنیم نه آمریکا را تأیید می کنیم نه با آمریکا هستیم نه علیه آمریکا در این جریان هستیم و آن جا خودمان را مصون نگه داشتیم بعضی ها هم مطالبه شان این بود که برویم درگیر بشویم. یک جایی شما می روید درگیر می شوید که آن عمق محاسبه تان به شما بگوید می ارزد الان زمان درگیری است.

شما نگاه کنید این بحثی که من چگونه متربی را پرورش بدهم، متربی نباید مرید من بشود این طرف و آن طرف رفتیم می بینیم در بساط بعضی از علماء می رویم می بینیم یک مشت آدم مرید دارد پرورش می دهد چه وضعیتی است؟ تو باید آدم عاقل پرورش بدهی که بتواند خطاهای تو را بگیرد، فردا بیاید بگوید استاد با آن ضابطه ای که یاد من دادی رفتار تو نمی خواند. نه این که من یک مقداری آدم سینه زن پشت سر خودم راه بیاندازم.

 نظام تربیتی من می خواهد آدم ها را شکوفا و خلاق کند این فکر روز به روز بشکافد و جلو برود یک جا ایستائی ذهن وجود نداشته باشد. و طرف روز به روز مطالباتش متعالی تر بشود، کسانی که افق دیدشان در جلوی دماغ شان هست این ها متربیانِ تربیت دینی نیستند. آدم کوچک پرورش دادن به درد ما نمی خورد. بله یک کسی خودش استعداد ندارد بیاید ولی نظام تربیتی شما باید کوچک پروری را کنار بگذارد مثالی بزنم ما می گوییم عدالت خوب است ظلم بد است.

مجری:

هر عاقلی این را قبول می کند.

استاد زیبایی نژاد:

من اگر بروم به مردم بگویم یک مصداق روشنی از ظلم بگویید چه به من می گویند؟ می گویند اختلاس 3 هزار میلیاردی و چند هزار میلیاردی مصداق ظلم است. من می گویم این مصداق ظلم است ولی مصداق ظلمی که به چشم تان می آید. آن ظلم های که به چشم نمی آید

مجری:

ظلم های که شاید خیلی عظیم تر هم باشد بعضی وقت ها از بس بزرگ است دیده نمی شود.

استاد زیبایی نژاد:

و آن که عمیق تر است دارد ما را به یک گونه ای بازی می دهد که ما ظلم بودنش را قبول نداریم، یعنی ظلم را به یک گونه ای گردن ما می اندازد که ما خودمان با هزینه تو جیبی خودمان دنبال ظالم راه می افتیم این ظلمش بدتر است. چرا ما این قدر عاقل نشدیم که دستگاه های فرهنگی ظالمانه را تشخیص بدهیم که رسانه های که دارند ما را در یک بازی ای می اندازند این که فرض می کنم دل من باید برای چه بتپد و الان دارد برای چه می تپد؟

من اگر یک یقه نظام تربیت را بگیرم. یقه رسانه ها را بگیرم بگویم من باید قلبم برای چه بتپد؟ و شما دارید من را با چه آبنبات چوبی های بازی می دهید؟ ذهن من را با این سلبریتی ها و با آن مسابقه فوتبال و با این چیزها بازی می دهید و دارید سر من را گرم می کنید من را دارید در عالم محسوسات نگه می دارید. فرق حضرت ابراهیم با من چه است؟

(وَكَذَلِكَ نُرِي إِبْرَاهِيمَ مَلَكُوتَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلِيكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ)

و اين چنين، ملکوت آسمانها و زمين (و حکومت مطلقه خداوند بر آنها) را به ابراهيم نشان داديم؛ (تا به آن استدلال کند،) و اهل يقين گردد.

سوره انعام (6): آیه 75

ما به ابراهیم (علیه السلام) واقعیت پشت صحنه آسمان ها و زمین را نشان دادیم یعنی من نظام تربیتی ام باید به گونه ای متربی را از جا بکند که همه این پرده ها را بشکافد پشت صحنه ها را ببیند. پشت صحنه توطئه ها را ببیند. پشت صحنه عالم هستی را ببیند. بفهمد که ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند که یک اتفاق خوبی بیافتد ولی تو هر روز داری از کنار این درخت و رودخانه رد می شوی. گذشت آب را در رودخانه دیدی، گذشت عمر خودت را ندیدی؟ من عاقل بودم و ندیدم؟ این همه آدم دارند تشییع جنازه می کنند بلند بگو لا اله الا الله رفتن خودت را تصور نکردی، که این فرصت ها دارد از دست می رود.

 ابن سکّیت شیعه است معلم بچه های متوکل عباسی است 2 تا پسر متوکل پیش او درس می خواندند. یک روز بچه ها را کتک می زند به چه علت؟ به هیچ علت و الکی این ها را می زند. این ها خانه می روند به پدرشان شکایت می کنند که ما هیچ مشکلی نداشتیم ابن سکّیت ما را تنبیه کرد، دنبال ابن سکّیت می فرستد می گوید بچه های من چه کار کرده بودند که شما تنبیه شان کردی؟ می گوید این ها فردا می خواهند سر جای شما بنشینند و پادشاه مملکت بشوند درس امروز من این بود که بی علت کتک شان بزنم فردا سر جلسه بگویم زور گفتن به مردم، ستم به مردم چه حالی داشت کیف می داد یا بد بود؟ شما زور به مردم نگویید متوکل خیلی خوشش آمد که زور گفتن چه حالی سرِ مردم می‌‌ آورد؟ این حال را خودش درک کرده بود یعنی من باید نظام تربیتی ام به آن سمت برود که عمق تحلیل بدهد.

 من می خواهم ببینم چه کسانی ظالم هستند؟ آن بانکی که به من 1000 تومان پول می دهد 2 هزار تومان در قسط می گیرد من دردش را احساس می کنم می گویم بانک ها روی گُرده ملت پا می گذارند به ملت زور می گویند. می گوییم خیلی خب آن ها هم مقصر یعنی واقعاً مظالم اصلی در جهان بشریت این ها است یا آن نظامات تربیتی که منِ‌ بی خیال عالم پرورش دادم؟ 81 نفر را دیروز عربستان سعودی اعدام کرد خم به ابروی من نمی آید. مسابقه ورزشی راه می اندازند در کشور خودمان هم این طور بود مسابقه فوتبال بازی های آسیایی در دوره ای شاه راه می انداختند هم زمان با آن یک تعدادی از زندانیان سیاسی را اعدام می کردند. در شور آن مسابقه ذهن ها را معطوف می کردند به یک جایی کار خودشان را انجام می دادند آدم عاقل در این دام ها نباید بیافتد.

مجری:

در نمونه های تاریخی اش در دوره عباسیان بخصوص دوره متوکل چون اشاره فرمودید بحث مخلوق بودن قرآن را در آن زمان مطرح کردند، مردم را مشغول کرده بودند در روایت هم هست مردم را مشغول کرده بودند که آیا قرآن مخلوق است یا خودش عین خدا است؟ آن جا کلی دین را تغییر دادند و با دین مردم بازی کردند از این نمونه ها زیاد است. استاد اگر اجازه بفرمایید یک میان برنامه ببینیم و بعد برگردیم بحث را ادامه بدهیم.

 (میان برنامه)

مجری:

«صلی الله علیک یا مولای یا صاحب العصر والزمان اللهم عجل لولیک الفرج» بینندگان عزیز همچنان با برنامه راه روشن در خدمت شما هستیم. در بخش پایانی از محضر جناب حجت السلام والمسلمین حاج آقای زیبایی نژاد متخصص در مسائل زن و خانواده بهرمند هستیم. در خصوص رویکرد راهبردی به تربیت در خدمت استاد بودیم نکات خیلی خوب و حائز اهمیتی را ارائه فرمودند. من از طرف شما از استاد تشکر می کنم خیلی متشکرم از شما جناب استاد زیبایی نژاد عزیز. یک افتخاری برای ما است که از طریق همین آنتن و ماهواره کلی از بینندگان عزیز را به جای این که خودشان به یک مرکز مشاوره بروند شما قدم رنجه فرمودید تشریف آوردید و این مشاوره ها را از این طریق به خانواده های ما می دهید در خدمت شما هستیم.

استاد زیبایی نژاد:

نکته دیگری که در تربیت راهبردی باید به آن توجه بشود این است که تربیت، نسبت به غیریت سازی ها باید حساس باشد یعنی چه غیریت سازی؟ از کلید واژه مرز استفاده می کنم مرز کارش این است که حیطه دو تا چیز را از همدیگر جدا می کند به شما می گوید این جا کشور افغانستان است این جا کشور ایران است حواست باشد. به شما می گوید حواست باشد، الان که رسیدید به مرز، از حالا به بعد قانون افغانستان بر تو حاکم می شود، آمادگی اش را داری یا آمادگی اش را نداری؟ دیگر در ایران نیستی، به شما آلارم می دهد، یعنی زنگ خطر می زند که شما دارید از سرزمین کشور خودت وارد سرزمین جای دیگری می شوی، کار مرز این است، گاهی اوقات ما یک مرز گذاری هایی می کنیم که خطا است، گاهی اوقات یک مرز گذاری هایی نمی کنیم که خطا است.

مجری:

یعنی بعضی اوقات این مرز گذاری ها ضروری است و بعضی اوقات ضروری نیست.

استاد زیبایی نژاد:

من یک زمانی در یک مصداق خیلی کوچکش را خدمت شما عرض کنم، یک داستانی بود بیست الی سی سال قبل که نمی دانم الان عوض شده است یا نه خانواده آقای هاشمی، در کتاب فارسی.

مجری:

در کلاس سوم، در کتاب تعلیمات اجتماعی من یادم می آید بود که مسافرت می رفتند، و الان فکر می کنم که خیلی تغییر کرده باشد.

استاد زیبایی نژاد:

در تصاویر کتاب که نقاشی بود نشان می داد که سر سفره نشسته اند پدر، مادر، و یکی دوتا بچه، مادر و دختر با مقنعه سر سفره نشسته اند، من یک اشکالی نسبت به این تصویر پردازی ها داشتم که آیا ما همه جا بایستی که مقنعه بکنیم بر سر خانم هایمان؟ من در کجا باید مفهوم مرز را به بچه ام یاد بدهم؟ یک جایی پدر و مادر در اتاق خصوصی شان نشسته اند و دارند با یکدیگر صحبت می کنند، در اتاق خصوصی شان نمی گویم اتاق خواب، در یک جایی که بچه ها نیستند و به مدرسه رفته اند و این ها در کنار هم هستند، نقاشی را مات می کنم که تحریک کننده جنسی نباشد برای کسی که نگاهش می کند، با همان خطوط کم رنگ نشان می دهم که فرض می کنم این خانم آستین حلقه است، زمانی که پسر کوچک 8 ساله شان آمده به خانه سر سفره نشسته اند و دارند غدا می خورند مادر آستینش تا آرنجش را پوشانده است، ولی مقنعه سرش نیست، ولی اگر دامن پایش است زانویش را پوشانده است، یا شلوار پایش است یا دامن زانویش را پوشانده است، زمانی که عمویشان می آید به خانه، سر سفره می خواهد که بنشیند، نشان می دهند که با چادر رنگی و مقنعه نشسته است و مادر شلوار هم پایش است و در یک انضباط خاصی هستند، آن زمانی که خانم دارد به بازاد می رود خانم آقای هاشمی، نشان می دهند که با یک هیئت دیگری دارد به بازار می رود، تفاوت مرز بین زن و شوهری را با مرز والد فرزندی را و مرز حریم نا محرم را در خانه و مرز حضور اجتماعی را به بچه آموزش داده اند.

مجری:

با چهار تا موقعیت مختلف و با چهار تا تصویر.

استاد زیبایی نژاد:

حالا در همه این موقعیت ها سر خانم من مقنعه است. چه زمانی بچه باید یاد بگیرد که تفاوت موقعیت ها با یکدیگر چیست؟ از این موارد زیاد داریم مثلا من در حریم خلوتم با همسرم چه حرف هایی را باید بزنم که در حریم خلوتم با بچه ها این حرف را نمی زنم؟ همه اش بحث جنسی نیست، مثلا من اگر نشستم در جمع خانوادگی و بچه ها هم نشستند اینجا مرز است و نباید در شوخی های جنسی بچه ها را هم مشاکت بدهیم در تجربیات جنسی مان و در شوخی های جنسی مان، گاهی اوقات یک مرزی باید داشته باشیم که استرس به بچه ها وارد نکنیم، الان به مشکل مالی خوردیم، فردا سر رسید قسط مان است و نداریم و نمیدانیم که چه کار کنیم، این را با خانمتان در حریم خلوتتان می توانید بنشینید و بحث بکنید، لازم بچه های کوچک تان هم مشارکت بکنند و استرس بر آنها وارد کنیم؟ خیر. یک دسته از مسائل است، که بین بزرگ ترها حل می شود و کوچک ترها نباید بیایند، این مرز می شود.

 یک سریال چهار خونه بود که نشان می دادند، یک خانم که در این آپارتمان بود، یک خدمتکار افغانی داشتند، که میرفت و دردل های خانوادگی اش را با این خدمتکار افغانی می کرد، من می گویم چقدر بد است که نتوانسته حریم خانه به مخاطب خودش نشان بدهد، خانه حریم است شما مسائل داخلی حریم خانه ات را که نباید برای یک آدم غریبه تعریف کنید.

مجری:

البته آن سریال یک اشکالی که داشت در اصل نویسندگیش بود، و می خواهم بگویم که آن از قبل مقصود نبوده است، ولی جریان نویسندگی به این جا کشانده و این را دارد نشان می دهد.

استاد یک سوالی این جا مطرح می شود، درباره همان مسائل خانواده آقای هاشمی که فرمودید، آیا قرار است فرزندان ما همه چیز را در مدرسه یاد بگیرند؟ ممکن است در خانه یک نگاه دیگری داشته باشد و بگوید که این کتاب تعلیمات اجتماعی را همه دارند می بینند، البته من با شما موافق هستم، ولی شاید اینگونه هم نباشد که همه این ها در مدرسه است، در خانه هم یاد بگیرد که مادرش در کنار عمویش با حجاب است.

استاد زیبایی نژاد:

می خواهم این را عرض کنم، ما در نظام تربیت می گوییم برنامه درسی بر سه قسم است؛ یک برنامه درسی رسمی، برنامه درسی رسمی یعنی من تصمیم می گیرم که این پیام را منتقل کنم به متربی. یک برنامه درسی پنهان داریم، من قصد نکرده ام این پیغام را منتقل کنم به مخاطب ولی منتقل می شود، مثل شما اگر صندلی دانش آموزان را بگذارید و روبرویشان استاد بنشیند و یک مقداری هم بالا تر باشد، شما استاد را بالا تر نشانده اید که بچه ها همه شان استاد را ببینند ولی یک دلالت ضمنی هم دارد، شما قصد نکردید، ولی معلم را در رتبه برتر از شاگردان نشان می دهد، حالا اگر صندلی چیدن ها به صورت دایره بود، مفهوم برابری موقعیت ها را به دانش آموزان منتقل می کرد، هرکدامش یک پیامی دارد، گرچه ممکن است نظام تربیت اینطور طراحی کلاس را انجام داده به دلالت تربیتی اش توجه نداشته باشد، ولی این دلالت را دارد، داستان آقای هاشمی آن کسی که طراحی اشت کرده است، خواسته است که مثلا زن را با ضابطه اسلامی نشان بدهد، ولی این پیام را دارد که شما مرز ها را نتوانسته اید مشخص کنید.

مجری:

یا در همان سریالی که شما فرمودید، باید به این چیز ها دقت کرد، این خیلی نکته خوبی بود که شما فرمودید، حالا ما وقتمان هم به پایان رسید استاد، اگر اجازه می فرمایید این را در جلسه بعد تکمیل کنیم، ولی خیلی نکته خوبی که اشاره داشتید، برای ما خیلی حل شد که اصلا خود همین سریال ها و کتاب هایی که به ما داده می شود باید به این نگاه درش دقت بشود، البته اگر بیننده هم با آن نگاه دقت کند میتواند که هوشیارانه آن آفت هایش را دفع کند، اگر آگاه به آن قضایا باشد.

خیلی متشکرم ان شاء الله به تفصیل و  بیشتر در جلسات بعد در خدمت شما و بینندگان باشیم، خیلی متشکرم.

استاد زیبایی نژاد:

متشکرم خدا نگهدار شما

مجری:

 همچنین شما عزیزان بیننده امید وارم که این برنامه راه روشن مورد استفاده شما قرار گرفته باشد و راه روشنی را پیش پای شما عزیزان قرار داده باشیم. تا دیداری دیگر از همه شما التماس دعا داریم و شما را به خدای منان می سپاریم. اللهم عجل لولیک الفرج، خدانگهدار.

 

 

 


راه روشن>

رویکرد تربیت ، خانواده ، اجتماع ، نظام منسجم ، مربی و متربی ، تعامل ، برنامه ریزی ، مقاومت ، شکوفایی عقل ، تشخیص ، تحلیل ،