راه روشن

قسمت سی و هفتم برنامه راه روشن با کارشناسی حجت الاسلام و المسلمین زیبایی نژاد


 عنوان برنامه: راه روشن (رویکرد راهبردی به تربیت)

 

تاريخ: 16/ 01/ 1401

استاد: حجت الاسلام والمسلمین زیبایی نژاد

مجری: آقای سید مهدی حسینی

مجری:

سحر دمیده و بر شیشه می زند باران/ هوا مسیح نفس شد به مقدم رمضان.

آغاز می کنم به نام خالق یکتا، پروردگار بی همتا، به نام حضرت حق عرض سلام و ادب و احترام دارم خدمت یکایک شما بینندگان عزیز، محترم و ارجمند شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف). امیدوارم که طاعات و عبادات تان قبول درگاه حق واقع بشود ان شاء الله که در این ماه رمضان که توفیق شده مجدد زنده هستیم و در این ماه رمضان می توانیم بندگی بکنیم در خاطرمان باشد بندگی خیلی خیلی خیلی به جای حضرت حق و البته دعای هر لحظه مان در سحر و افطار ماه مبارک رمضان و آن هم دعا برای فرج امام زمان (علیه السلام) است ان شاء الله.

با برنامه راه روشن در خدمت تان هستیم برنامه ای که به موضوعات جذابی پرداخته که آن قدر خدا را شکر توفیق حاصل شده مورد عنایت شما واقع شده تا توانستیم همچنان این برنامه را ادامه بدهیم و در خدمت تان باشیم. کارشناس محترم برنامه استاد گرانقدر حجت الاسلام والمسلمین زیبایی نژاد مثل همیشه در خدمت شان هستیم تا ان شاء الله از بیانات شان بهرمند بشویم و بیاموزیم. استاد سلام علیکم ورحمة الله طاعات و عبادات تان قبول باشد.

استاد زیبایی نژاد:

سلام علیک ورحمة الله، سلام بر شما و بینندگان گرامی، اسعد الله ایامکم ان شاء الله که ماه مبارک رمضان برای همه مان پر برکت باشد.

مجری:

اولاً راجع به ماه رمضان بفرمایید با توجه با این که در ابتدا و سومین روز آن هستیم اگر نکته ای هست، چون می دانم امثال شما حقیقتاً آن قدر لذتبخش صحبت می کنید که با یک جمله می توانید یک حال و هوای جذابی به خودمان و برنامه مان بدهد اگر موافق هستید یکی دو کلمه و جمله پیرامون ماه مبارک صحبت بکنیم و بعد ان شاء الله به موضوع مان بپردازیم.

استاد زیبایی نژاد:

اجازه بدهید از تجربه خودم در ماه رمضان خدمت تان عرض کنم. تصمیم خود من این بود که به توصیه برخی از بزرگان توجه کنم گفته بودند سعی کنید آن وقتی را که برای خواندن قرآن می گذارید با تأملات بیشتری همراه باشد یک مقداری بیش از این که توجه به کمیّت تلاوت قرآن داشته باشید آن توجه را به مفاد آیات و تعمیق در آیات بکنید.

تجربه خوبی را که در ماه مبارک می کنم این است که موبایلم دستم است و آیاتی را که می بینم و حدس می زنم در این آیه تفسیر روایی برای این ماه پر نکته است کلمات آیه را وارد می کنم و تفسیر روایی می زنم و روایاتی که در ذیل این آیه و در توضیح آیه برای ما از معصوم (علیه السلام) رسیده در بعضی از آیات وفور روایات به گونه ای است که به یک فهم روشنی از آیات می رساند.

جالبش این است که خیلی از اوقات هست واقعاً روایات تفسیری اهل بیت یک رمز گشایی های از آیات می کنند که خیلی برای ما فضا تغییر می دهد و قرآن کریم را تبدیل می کند به یک کتاب زنده ای که دارد در یک میدان درگیری حق و باطل جامعه انسانی را راهبری می کند و به نظر می رسد که ما خیلی خسارت کردیم که در بحث های تفسیر قرآن به روایات مستقیم و معصوم کم مراجعه کردیم این تجربه خود من هست.

مجری:

خیلی هم عالی است ان شاء الله که خدا به همان توفیق بدهد بتوانیم این عمل را انجام بدهیم همان طور که فرمودید وقتی روایات و تفسیر روایی هست چقدر می تواند برای همه ما آموزنده باشد و چقدر هم کلام شیرین اهل بیت (علیهم السلام) می تواند روشنی بخش باشد و به نظرم یاد گیری اش هم خیلی راحت تر است.

یعنی خیلی وقت ها ما فکر می کنیم به قول شما خیلی سخت است و این باعث می شود کم اهمیت بدهیم اما با وجود تفسیر روایی خیلی فکر می کنم می توانیم استفاده بکنیم خیلی ممنونم ان شاء الله که این توفیق هم چنان ادامه پیدا بکند. استاد به موضوع برنامه بپردازیم، موضوعی را که شما مطرح کردید از جلسه قبل هنوز دو سه مورد باقی مانده بحث رویکرد راهبردی است که به تربیت وارد کردید و عناصری که باید در این زمینه مورد توجه قرار بگیرد بفرمایید در خدمت تان هستیم و یاد می گیریم.

استاد زیبایی نژاد:

من در جلسه گذشته، آخرین عنصر از رویکرد راهبردی به تربیت را مطرح کردم بحث غیریت سازی و مرز بندی بود به این معنا که متربی ما همیشه باید به مفهوم مرز توجه کند برخی از مرزها را تقویت کند و برخی از مرزها را به تصنعی بودنش توجه کند و از این مرز عبور کند. ما گاهی وقت ها مواجه هستیم یعنی یک جامعه انسانی بدون مرز بندی شکل نمی گیرد.

اما آن اتفاق بدی که در زمانه ما افتاده این است راهبرانی که فاقد صلاحیت هستند آمدند جوانان ما را متقاعد کردند که اسیر مرز بندی های تصنعی بشوند فرض می کنم درگیری قرمز و آبی، می آیند سر پیروزی یک تیم بر تیم دیگری شرط بندی بکنند، سینه چاک کنند. یک موقعی سرپرست یکی از تیم ها می گفت ما چقدر طرفداران خوب و با غیرتی داریم موقعی که تیم ما از حریف باخت این شخص آمده و جلوی من چاقو کشید و سینه خودش را جر داده و خون‌ آلود کرده است! می خواست بگوید این قدر طرفدارهای خوب ما داریم.

بعد ما در برنامه 90 یا برنامه های دیگرمان می آییم تحلیل می کنیم که چرا شخص الف از این تیم قرمز به تیم آبی رفت که دشمن است و بالعکس، یعنی ما داریم یک مرز بندی های تصنعی درست می کنیم به جای این که دعوا را ببریم سر یک مواضعی که واقعاً محل دعوای واقعی و به عادت بشر مربوط می شود آوردیم در این صحنه های که ساختگی بوده که ما را مشغول کنند از این که متوجه خیلی از چیزها نشویم.

در جامعه اسلامی برادری هایمان را تبدیل به خصومت کنند، یک دستی ها و یک رنگی هایمان را تبدیل به صف بندی بین کارگر و کار فرما، مثلاً در رسالت الحقوق امام سجاد و آموزه هایی که ما در کتاب های فقهی مان داریم چقدر تصویر ما را متحول می کند. مثلاً از مستحبات کسب این است موقعی که شما می روید یک چیزی را بخرید و او دارد می کشد، چیز موزونی است که دارد می کشد برای او مستحب است که چرب بکشد برای من مستحب است که خشک بخرم.

یعنی هنوز یک کیلو نشده بگویم کافی است او یک کیلو که شده یک مقدار بیشتر بریزد، یعنی او به نفع من عمل کند من به نفع او عمل کنم. این فرهنگ را تصویر کنید با آن فرهنگی که دارد به گونه ای دارد به ما می آ‌موزد که تو یک صنفی هستی صنف کارگر در برابر صنف کار فرما، زن در برابر مرد و اصناف مختلف که باید یقه همدیگر را بگیرد و از همدیگر حق شان را استیفاء کنند.

یعنی مرز بندی تصنعی برای ما درست می کنند در حالی که در فرهنگی دینی ما چیز دیگری است. شما در رسالت الحقوق امام سجاد (علیه السلام) دارد بحث حقوقی مطرح می کند ولی نمی گوید حق تو بر دیگری می گوید حق دیگری بر تو؛ به پدر می گوید حضرت فرزند بر تو این است. به فرزند می گوید حق پدر بر تو این است. به کارگر می گوید حق کار فرما بر تو این است. به کار فرما می گوید حق کارگر بر تو این است. به مرد می گوید حق زن بر تو این است. یعنی مردم را بدهکار همدیگر تربیت می کند. یعنی من همیشه توجه داشته باشم که نکند در حق دیگری کم گذاشته باشم. بیش از این که رگ گردم برای استیفای حق خودم بتپد برای این که حق دیگران را به آن ها ایصال کنم (حق دیگران را به آن ها برسانم) بتپد. بحث گرفتن حق هم هست ولی در رتبه دوم است.

من در جایی بودم این بحث را مطرح کردم بعد می رسم سبک های آ‌موزشی ما گاهی وقت ها غیر دینی است ان شاء الله به دلیل اهمیتش باید به آن بپردازم. در بحث غیریت سازی ها از بعضی از غیریت ها سازی های تصعنی باید عبور کنیم. اما بعضی از جاها نیاز داریم به این که خاکریز بزنیم غیریت ها را پر رنگ کنیم این جا است که آموزه های دینی به ما هشدار می دهند.

(وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ)

ما در هر امتی رسولی بر انگيختيم که: «خداي يکتا را بپرستيد؛ و از طاغوت اجتناب کنيد!»

سوره نحل (16): آیه 36

یعنی بین شما و طاغوت باید مرز باشد. فرض کنید در بازار انگور به یک شخصی بفروشم احتمال زیاد هم می دهم این شخص با این انگور شراب درست می کند. می گویم گناه نکرده اما اگر یک خدمتی را به سلطان جور انجام بدهم می گویند گناه کرده، اعانت بر ظلم است. شخصی پیش امام صادق (علیه السلام) می آید می گوید من خیاط خلیفه هستم برایش لباس می دوزم مشارکت در ظلمش نمی کنم آیا کار من اعانت بر ظلم است؟ می گویند نه، آن کسی که سوزن را نخ می کند دست تو می دهد که برای سلطان بسازی اعانت بر ظلم می کند تو که هیچ!

چقدر شما باید مرز گذاری کنید شخص حَشَمْ خودش را کرایه داد که با آن هارون الرشید را حج برای عبادت ببرند پیش امام می آید امام توبیخش می کند چرا به ظلمه نزدیک شدی؟ چرا خدمت رسانی به ظالم برای حجش می کنی؟ که آن شخص شیعه بوده می رود کل آن حشم و خدمش را به دیگری می فروشد که شریک در این کار نشود اعانت بر ظلم نکرده باشد.

این مرز گذاری ها کجا باید باشد؟ برخی وقت ها مرز گذاری در تربیت باید وجود داشته باشد مرز گذاری های است که در جلسه قبل به آن اشاره کردیم و حتی عرض کردیم که در خانواده هم باید مرز بین روابط زن و شوهر باشد، یعنی یک حریمی است که فقط مال زن و شوهر است. یک حریمی است که مال والد و فرزند است. برادر و خواهر نباید در آن بیایند و چیزهای دیگر که این حریم ها را باید حفظ کنیم.

عنصر دیگری که باید به آن توجه کنیم در بحث تربیت راهبردی و خیلی مهم است این است که توجه داشته باشیم که حوزه فردی من، کنش های فردی، کنش های خانوادگی، کنش های اجتماعی همه شبکه ای در هم تنیده ای هستند که در خدمت یک هدف واحد باید قرار بگیرند. یعنی ما نباید بگوییم مثلاً خانواده من چه ربطی به حوزه سیاست دارد؟ خانواده من چه ربطی به حوزه تولی و تبری دارد؟ این عرصه خصوصی است. عرصه عمومی، عرصه تولی و تبری است. اتفاقاً آموزه های دینی آمدند به ما یک حقیقت دیگری را بگویند. بگویند که میدان پرستش الهی محدودیت بردار نیست در تمام لحظه ها، در تمام محیط ها شما می خواهی بخوابی در اتاق خواب رفتی، در زمین ورزش رفتی،‌ در خرید رفتی، در بازار هستی. بازار، میدان کنش عبادی شما است می توانی آن جا را تبدیل به میدان تولی و تبری کنی و این همیشه در طول تاریخ نزاع اصلی، نزاعی بوده که بعضی ها می خواسته اند جریان ربوبیت الهی را محدود کنند.

مجری:

محدود به یک عرصه و زمان خاص کنند.

استاد زیبایی نژاد:

مثلاً بگویند که شما زندگی فردی خودت تحت ولایت الهی باشد در عرصه اجتماع که آمدی این جا حوزه ای است که بشر خودش، خودش را مدیریت می کند با قوانین بشر. این های که می خواهند دین را سکولار کنند می گویند حوزه ربوبیت الهی، عرصه اجتماع و سیاست و قانون گذاری و برنامه ریزی اجتماعی و سیاسی و اقتصادی و این ها نیست. او را ببرید در پستو های دل خودتان قرار بدهید. اسلام دین سیاسی است از روز اول خلقت آدم (علیه السلام) تا بعدش هم درگیری ها سر همین بحث بوده، دینی که خدا ‌آورده است می خواهد تمام عرصه ها، عرصه عبودیت الهی باشد و هیچ عرصه ای مقید از عبودیت الهی مقید نمی شود. یک روایتی را برای تان می خوانم ببینید چگونه عرصه تولی و تبری تا پستوی خانه ما می آید و تأثیر گذاری می کند؟

«عَنِ الصَّادِقِ (علیه السلام)»

امام صادق (علیه السلام) می فرمایند:

«أَوْحَى اللَّهُ إِلَى نَبِيٍّ مِنْ أَنْبِيَائِهِ»

خداوند به یکی از پیامبرانش وحی کرد فرمود.

«قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ لَا تَلْبَسُوا لِبَاسَ أَعْدَائِي»

به مؤمنین بگو لباس پوشیدن تان مثل دشمنان من نباشد.

«وَ لَا تَطْعَمُوا مَطَاعِمَ أَعْدَائِي»

غذا خوردن تان، غذایی که آن هم مشهور است به این که کفار این غذا را می خورند شما نخورید.

«وَ لَا تَسْلُكُوا مَسَالِكَ أَعْدَائِي»

از مسیری که آن ها می روند نروید.

 یعنی چه؟ یعنی سبک زندگی که آن ها دارند نداشته باشید.

«فَتَكُونُوا أَعْدَائِي كَمَا هُمْ أَعْدَائِي.»

تفصيل وسائل الشيعة إلى تحصيل مسائل الشريعة؛ شيخ حر عاملى، محمد بن حسن، ناشر: مؤسسة آل البيت عليهم السلام،  محقق/ مصحح: مؤسسة آل البيت عليهم السلام، ج4، ص385، بَابُ كَرَاهَةِ لُبْسِ السَّوَادِ إِلَّا فِي الْخُفِّ وَ الْعِمَامَةِ وَ الْكِسَاءِ وَ زَوَالِ الْكَرَاهَةِ بِالتَّقِيَّةِ وَ عَدَمِ جَوَازِ مُشَاكَلَةِ الْأَعْدَاءِ فِي اللِّبَاسِ وَ غَيْرِه‏ ح8

این مسیر به نا کجا آباد می رود پوشیدن لباس که مهم نیست ژورنال را جلویم می گذارم هر فصل می بینم آن ها چه می پوشند که من همان طور بپوشم. کم کم این مسئله رفتار آن ها را و بعد خود آن ها را، منش آن ها را، بینش آن ها یعنی مرز شما را تخریب می کند. و آن تنفری که باید از کفار و از عدو الله داشته باشید در یک جاهای که فکر نمی کنید دل تان نسبت به آن ها نرم می شود و آهسته آهسته این نرمی پراکنده می شود تمام قلب تان را می گیرد.

تا دیروز موقعی که اسم آن ها را می بردید دهان تان را آب می کشیدی الان کم کم به این فکر می افتید آن ها هم خیلی پیشرفته تر از ما هستند، چرا مثلاً آن ها نتوانند برای ما الگو باشند؟ قرار نیست که ما آن ها را در خدا و پیغمبر الگوی خودمان بکنیم. در لباس پوشیدن، در ورزش و سبک زندگی کردن این که در هنگام تفریح و ایام فراغت این گونه عمل کنیم در این ها روی دست آن ها می نویسیم.

مجری:

و این اتفاق را داریم می بینیم فکر می کنم برای همه بینندگان ما مصداق های عینی دارد ایجاد می شود به قول شما از لباس پوشیدن، انواع مختلفش شروع شد رسید به نوع غذاها، رسید به نوع ساختمان سازی هایشان، رسید به نوع پوشش که خیلی در آن امر وارد شده و به قول شما نکته جالبی را فرمودید وقتی من از قدم اول شروع می کنم ذره ذره به خودم می‌ آیم می بینم همه مرزها کنار رفته و من هستم و یک انسانی که کاملاً شبیه به آن ها شده است.

استاد زیبایی نژاد:

حتی می خواهم بگویم که نمادهای را که دیگران استفاده می کنند شما نکنید مثلاً‌ در هالیوود از فرش قرمز استفاده می کنند ما هم باید بیاییم از فرش قرمز استفاده کنیم؟ یعنی این که چشم بازیگر ما به یک جای دیگری خیره بشود بگوید انتهای خط رشد من این است که هالیوود من را به رسمیت بشناسد. فیلم من جایزه اسکار بگیرد. آن ها مهر تأیید به من بزنند.

مسلمان و انقلابی و متدین است ولی جشنواره ای ساز است. جشنواره ای ساز یعنی چه؟ یعنی من فیلمی را بسازم که ذائقه کفار مهر تأیید به کار من بزند، کم کم شما مجبور هستید روی حساسیت های آن ها بسازید. مجبور هستید نقطه قوت های خودتان را اتفاقاً می خواهم بگویم آن جای فیلم شما بیشتر دیده می شود که نقطه تمایز دیدگاه شما است.

ما طلبه ها، دوستان مان تجربه دارند من شاید تجربه نداشته باشم ولی موقعی که می رویم با کسانی که تجربه بین المللی دارند می گویند شما موقعی که با خارجی ها (غربی ها) می نشینید حرف می زنید بحث علوم اجتماعی و روان شناسی برای شان نکنید آن ها می گویند چشم و گوش ما از این چیزها پر است قال الصادق تان را برای ما بگویید یعنی بگویید شما در ادبیات دینی تان چه می گویید.

مشکل ما این است که ما می خواستیم رشته مطالعات زنان را در دهه 1370 بزنیم مطالعاتش در ایران داشت انجام می شد که ما این رشته ها را در دانشگاه بزنیم یک گروهی از ایران در غرب رفته بودند ببینند تجربیات آن ها چیست که ما از تجربیات آن ها در کشور خودمان استفاده کنیم. به نظرم در کشور کانادا یا کشور دیگری رفته بودند در دپارتمان زنان آن ها گفته بودند تجربیات شما را می خواهیم ببینیم که برای ایران استفاده کنیم.

آن ها تعجب کرده بودند گفته بودند شما کشور اسلامی هستید شما باید بر اساس تجربیات خودتان رشته مطالعات زنان طراحی بکنید. تجربیات ما چه مشکلی از شما حل می کند! یعنی اینک که ما عادت کرده باشیم این مسئله را خوب دقت یک کلیپی 2 سال پیش در موبایل ها آمده بود. بچه های 5 ساله را جدا جدا آورده بودند یک عروسک باربی یک طرف گذاشته بودند یک عروسک دارا و سارا هم طرف دیگر گذاشته بودند.

به یک پسر یا دختر 5 ساله می گفتند کدام یک از این دو تا زیباتر است؟ از چهار پنج تا بچه جداگانه پرسیدند. همه شان می گفتند باربی زیباتر است. بعد می گفتند تو شکل کدام شان هستی؟ می گفت من شکل دارا و سارا هستم. آن کسی که این کلیپ را ساخته بود زیر این کلیپ نوشته بود که فرار مغزها از 5 سالگی اتفاق می افتد و ما می خواهیم در 20- 25 سالگی جلویش را بگیریم.

یعنی بچه های ما از طفولیت که عروسک دست شان می دهیم شما حواست نیست عروسک باربی دستش می دهی و داری حس زیبایی شناسیش را متحول می کنی. اجازه بدهید از یک زاویه دیگری به عکس های زمان ناصر الدین شاه بپردازم. عکس زنان حرمسرای دوره قاجار معروف است که برای تمسخر گاهی وقت ها در شبکه های اجتماعی می گذارند. می گویند خانم های خِپل چاقِ صورت گرد، صورت هایشان هم آرایش نشده بعضی هایشان هم خط سبیل هم دارند انگار برای خودشان مردی هستند. این ها برای تمسخر آمده است.

 از یک زاویه دیگری نگاه کنیم در زمان قاجار، زنی که قدش یک کم کوتاه بود، یک مقدار چاق بود، صورت گرد و گوشت آلود بود زیباتر بود .چرا؟ برای این که آن ها در معیارهای زیبایی شان توانمندی فرزند دار شدن گنجیده شده بود. یعنی چه؟ یعنی زنانی که خیلی بلند بالا و لاغر نیستند میانه و چاق هستند توانمندی فرزند آوری در آن ها بیشتر است. در معیارهای زیبا شناسی شان این چیزها آمده است.

مجری:

طبیعتاً با توجه به شرایط آن زمان به قول شما معیارهای خارجی خیلی کمتر وارد می شد.

استاد زیبای نژاد:

بله، جامعه بسته ای است معیارهای خودشان را داشتند. از موقعی که جامعه ما مرتبط با غرب شده ولی نه ارتباط از موضع مساوی بالا، ارتباط از موضع ضعف نسبت به موضع قوت یعنی این که احساس کنی آن ها از ما بالاتر هستند آن ها یک چیزی دارند که ما نداریم نگاهش بیشتر پذیرا بوده و در لایه های نا خود آگاهش این مسئله هست که آن ها یک چیزی می فهمند که ما نمی فهمیم. آن ها رشد یافته هستند و ما نیستیم آن ها خوبی های دارند که ما نداریم. همیشه ما را تشنه گدایی از این ها کرده است.

مجری:

و این داده هایی هم که از آن جا وارد می شود را عموماً حتی خودمان را در حد این نمی دانیم که ما باید یک صافی تعیین بکنیم که این، اصطلاحاً اَلک بشود و به ما برسد.

استاد زیبایی نژاد:

استفاده می کنم از معیاری که شیخ انصاری (رحمة الله علیه) داد به او می گویند خرید و فروش بت جایز است؟ ایشان می گوید تا زمانی که در هیئت بتی است نه. یعنی اگر شما زدی با تبر شکستی و هیزم شد، هیزم را می توانی بخری و در اجاقت استفاده کنی. شما موقعی که می روید با یک ساختاری در غرب مواجه می شوید نباید آن ساختار را در جامعه بیاورید.

فاصله شما را با کفار کم می کند شما را در زمین بازی کفار می برد و کم کم شما را نسبت به کفار تشنه می کند مرزهای تان را کمرنگ می کند و اصالت های دینی خودتان را از دست می دهید چنان که دادیم و خیلی جاها هم حواس مان نیست که دادیم و پیش فرض هایمان چقدر در این 100 سال و 150 سال چقدر تغییر پیدا کرده.

اما اگر آن ساختارها را با تبر شکستید خرد شده اش را در دستگاه خودتان آوردید مضمحل کردید آن موقع می توانید استفاده کنید به این معنا نیست که ما از هیچ عنصری از دیگران استفاده نکنیم، عناصر دیگران را بیاوریم در دستگاه خودمان منحل کنیم و بعد استفاده کنیم. مثلاً‌ آن ها یک ماشین دارند من این ماشین را بر می دارم می آورم، یک موقع نه ماشین را اوراق می کنم از پیچ و مهره اش در کارخانه ماشین سازی خودم استفاده می کنم. این سبک دوم سبکی است که ما پیشنهادش می دهیم اگر امکان پذیر باشد.

لهذا الان جامعه اسلامی در موضع ضعف شدید است؛ چون خودش را تشنه دیگران می داند یعنی دیگران در یک جایگاه بالایی می داند.

مجری:

که ما باید بدویم تا به آن ها برسیم.

استاد زیبایی نژاد:

می خواهم این را عرض کنم شاخص سازی های که در دنیا انجام می شود این حب و بغض ها را دارد راهبری می کند یعنی چه؟ یعنی این که شاخص های توسعه انسانی، یک شاخصه های به شما می دهند شاخص های رشد فرهنگی سال 73 یک کتابی چاپ شد شاخص های رشد فرهنگی در جمهوری اسلامی، وزارت ارشاد چاپ کرد همان شاخص های جهانی است.

اگر می خواهیم ببینیم جامعه ای از نظر فرهنگی رشد پیدا کرده از کجا بفهمیم؟ یک 10 تا شاخص داشت چند تایش را یادم است سرانه مصرف خمیر کاغذ، سرانه صندلی های سینما، سرانه صندلی های کتابخانه، سرانه میزان مصرف کالاهای صوتی تصویری، میزان واردات کالاهای صوتی تصویری و یک مشت از این مقوله ها و...

یعنی به شما می گوید مهم نیست که در کتاب هایتان اراجیف دارید به خورد مردم می دهید یا دارید واقعاً این ها را در مسیر توحید ارتقاء شان می دهید؟ مهم این است که کتاب می خوانید چه می خوانید مهم نیست. سرانه مصرف خمیر کاغذ مهم است شاخص رشد فرهنگی الان در دنیا این است. بعد می بینید شاخص رشد فرهنگی در فلان کشور، در جامعه اروپایی، ژاپن چقدر زیاد است و ما چقدر عقب هستیم! هیچ وقت شما تحلیل مفهومی کردید آن های که روزی چند ساعت کتاب می خوانند چه می خوانند؟

مجری:

چقدر به رشد فردی و شخصیتی شان واقعاً کمک می کند؟

استاد زیبایی نژاد:

هر چه این ها می خوانند بیشتر در مسیر حق می آیند یا دورتر می شوند؟ شاخص های توسعه جنسیتی را موقعی که می خوانید دانمارک اول است. کشورهای حوزه اسکاندیناوی، فنلاند، نروژ، سوئد، کانادا، آمریکا، اروپای غربی، نیوزلند این ها اول هستند. آن وقت ایران در رده 148 است من اگر بخواهم تحلیل کنم در دستگاه توحیدی تحلیل کنم می گویم اگر قرار باشد ما شاخص های رشد و توسعه با معیار دینی طراحی بکنیم قطعاً با تردید نمی گویم قطعاً 10 کشوری که در ردیف اول هستند در ردیف آخر می روند.

ضرورتاً کشور ایران در صدر نمی آید کاری ندارم مشکلات خودمان را داریم، ولی آن ها قطعاً در انتهای جدول می روند. چرا؟ توانسته اند جامعه را به جای برسانند که بدون نیاز به خداوند احساس رضایت کنند. آرامش بدون خدا، این بالاترین ظلمی است که در طول تاریخ به بشریت می شده که بشود. من به یک حدی از کِیف تو را می رسانم که خدا در آن نباشد و کِیفت هم کوک باشد.

مجری:

دو تا نکته را مرور کنم یک این که به طوری کلی مکتب به قول شما اروپا و آمریکا خصوصاً بر مکتب فرد گرائی دارد مانور می دهد، کلاً قصدشان به قول شما روی این است که این فرد گرائی را جلو ببرند. اما نکته بعدی همین است که شما فرمودید بدون خدا راضی بودن از زندگی الان خودشان هم دارند می فهمند که نتیجه ای ندارند.

حوزه آموزشی و حوزه تحصیلی و مدرک کارشناسی ارشدم در حوزه روان شناسی و مشاوره است. ما در این حوزه خیلی جالب است که طی چند سال اخیر بیشترین و به روزترین متدهای روان شناسی که داشتیم عمدتاً وارد بحث معنویت شده، یعنی خود روان شناسان بزرگ اروپای غربی مثل سیلک مَن و ... به این پی بردند که ما برای آرامش واقعی، برای زندگی خیلی بهتری که حقیقتاً و از تِه دل اتفاق بیافتد نیازمند یک نیرویی فراتر از نیروی خودمان، انسان ها هستیم. آن ها بعضاً دارند به این می رسند که هنوز عقب هستند.

استاد زیبایی نژاد:

می خواهم بگویم این را شما به منزله بازگشت به معنویت به آن معنایی که ما تصویر می کنیم ندانید معنویت شان هم معنویت سکولار است معنویت شان در خدمت توسعه ماده است.

مجری:

بله چون هنوز به اصل ماجرا نرسیدند.

استاد زیبایی نژاد:

این که گامش هم بر نداشتند می خواهم بگویم آن دانشمندانی که شما دارید می گویید مثلاً‌ در بحث سلامت معنوی، در پزشکی می گویند از طریق معنویت شما می توانید بیماری ها را درمان کنید آن سلامت معنوی که «دبلیو اچ او» سازمان بهداشتت جهانی  می گوید پیش فرضش وجود خدای واقعی نیست. تصویری است که شما در ذهن خودتان خلق کرده اید. معنویتی که من خالقش هستم، معنویتی که من در دستگاه راهبری الهی بروم نیست. آن معنویتی هم که کشورهای غربی دارند می گویند، می گویند یک معنویت خلق کن که در مسیر ماده گرائی کمکت کند.

مجری:

پس یک جورهای فهمیدند که خودشان آن قدرت را ندارند اما تعریف شان از آن معنویت هنوز اشتباه است.

استاد زیبایی نژاد:

بله، مصداق خوبی برایش از آیات قرآن می توانم بگویم این که:

(قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرِينَ أَعْمَالًا* الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَهُمْ يحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يحْسِنُونَ صُنْعًا)

بگو: «آيا به شما خبر دهيم که زيانکارترين (مردم) در کارها، چه کسانی هستند؟ آنها که تلاش هایشان در زندگی دنيا گم (و نابود) شده؛ با اين حال، می ‌پندارند کار نيک انجام می ‌دهند!»

سوره کهف (18): آیه 103 و 104

چه کسانی بد عمل تر و بد کردارترین آدم ها چه کسانی هستند؟ بعضی از آدم ها هستند که بد عمل می کنند ولی می دانند بد عمل می کنند یا احتمال می دهند بد عمل کنند؟ برای این ها راه نجاتی هست ولی کسی که بد عمل می کند (ضَلَّ سَعْيهُمْ) همه همتش به دنیا است، اما گمانش این است که درستش هم همین است این را به این راحتی ها نمی شود از خواب بیدار کرد.

الان ما گرفتار این مسئله هستیم که مسلمانان ما دارند دیکته از روی دست کسانی می نویسند که این ها جزء (بِالْأَخْسَرِينَ أَعْمَالًا) هستند و ما داریم در ریلی که این ها درست کردند حرکت می کنیم و بعدش هم برای خودمان کف می زنیم که داریم پیشرفت می کنیم. این پیشرفت عین دور شدن از آن مبدأ و منتهایی است که ما از آن آمدیم و باید به آن برسیم.

این خلصه خیلی برای ما گران تمام می شود یعنی عملاً در ریل اعداء الله به تعبیر این روایت داریم می رویم. خداوند هشدار داده که از این مسیر نیایید ما از دو مسیر می توانیم دشمن خدا بشویم یکی از مسیر اعتقادی است (فساد اعتقادی). دو از مسیر کپی برداری عملی این جا دارد اخطار به ما می دهد فکر نکنید دشمن من شدن فقط با نفی اصول دین اتفاق می افتد. قارون هم

(إِنَّ قَارُونَ كَانَ مِنْ قَوْمِ مُوسَى)

قارون از قوم موسي بود

سوره قصص (28): آیه 76

از قوم بنی اسرائیل بود در زمان خودش مسلمان بود ولی این قدر در فساد عملی افتاد که به بیراهه رسید. آن کسی که مال جمع می کرد روی هم می گذاشت بعد به این جا رسید که:

(وَمَا أَظُنُّ السَّاعَةَ قَائِمَةً)

و باور نمی ‌کنم قيامت برپا گردد!

سوره کهف (18): آیه 36

فکر نمی کنم معادی هم در کار باشد یعنی فساد عملی، مردم را به معنای نفی معاد می رساند

مجری:

و فکر می کنم در قرآن هم در دو سه مورد جدیداً مطلبش را از یک سخنران می دیدیم مبنی بر این که دقیقاً فکر می کنم حدود 2 مورد عالم فاسد را تشبیه به حیوان کرده دقیقاً همین نکته ای که شما فرمودید این قدر مذمت کرده علمای که به قول شما ظاهر عالم هستند مثل قارون در دین موسی بوده و مواردی شبیه به این اما آن فساد عملی را در پیش گرفتند.

استاد زیبایی نژاد:

ما اگر بخواهیم بندگان خوبی برای خداوند باشیم اعتقادمان باید کنترل بشود یعنی هدایت بشود تربیت باید توازن داشته باشد مسئله اصلی در بحث تربیت راهبردی، توازن تربیت است یعنی بینش ها، گرایش ها، رفتارها یعنی هم من باید اعتقاداتم روز به روز ارتقاء پیدا کند. هم حس زیبایی شناختی ام که چه چیزهای را دوست دارم، از چه چیزهای بدم می آید؟

حواسم باشد این محاسبه و مراقبه ای که علمای اخلاق می گویند هم در حوزه اعتقادی ما باید محاسبه کنیم می آمدند پیش ائمه اطهار اعتقادات خودشان را می گفتند عبد العظیم حسنی (علیه السلام) پیش امام هادی (علیه السلام) آمد اعتقادات خودش را گفت و امضاء گرفته در حوزه حب و بغض ها نکند این چیزی که من دوست دارم چیزی باشد که خدا دوست ندارد.

یک حدی خدا دوست دارد من دارم امتیاز زیادی می دهم زیاد خدا دوست دارد من کم دارم امتیاز می دهم. حب و بغض هایمان را باید تحت ولایت الهیه راهبری بشود و نظام رفتاری مان این 3 تا اگر با هم متوازن نشود گاهی وقت ها بی سوادهای قوم و خویش ها می گویند اگر بچه من نماز نمی خواند ولی اعتقاداتش خیلی خوب است. گمان شان این است که اعتقادات کافی است طرف اعتقاداتش خوب است ولی این فساد عملیه در مسیر لعاب انداختنش تردید اعتقادی درست می کند.

مجری:

یا مثلاً جمله ای که فکر می کنم خیلی ها شنیدند طرف نماز نمی خواند ولی در عوض خیلی به فقراء کمک می کند، این جا می خواهم این نکته را اضافه بکنم و شما اصلاحش بفرمایید همان طوری که شما گفتید یک موضوع، موضوع اعتقادی است و فساد عملی یک موضوع در خود اعمال باز ما یک مسیر را می رویم و باز مسیرهای را دیگر را نمی رویم و در آن ها فساد ایجاد می شود.

استاد زیبایی نژاد:

یعنی آن جای که حساسیت های رفتاری تان، اعتقادی تان و حب و بغض هایتان هماهنگ است در نقشه خدا حرکت کنید بحث کلی ما، این است نقشه خدا، نقشه جامعه ای است که هم رفتار در آن است، هم اعتقادات است و هم حساسیت ها است. در نقشه حرکت کنید. بعضی ها ظرفیت هایشان فرق می کند بعضی ها لنگ می زنند یک جایش کم می گذارد مهمش این است که یک جا لنگ زدی از جا بلند شوی. لنگت را توجیه نکنی از جا بلند شوی بفهمی که لنگ زدی محاسبه و بررسی و مراقبت کنی که این لنگ تکرار نشود والا همه ما می دانیم. مثلاً من می خواهم اسباب بازی برای فرزندم بخرم آیا برای خرید اسباب بازی حساسیت ایدئولوژیک در آن است یا نیست؟

مجری:

الان فکر نمی کنم خیلی باشد

استاد زیبایی نژاد:

باید این حساسیت را داشته باشم یا نداشته باشم، گاهی وقت ها برایم خیلی تعجب آور می شود من مدیر یک مؤسسه حوزوی هستم به کارمندهایمان می گویم می خواهیم یک کلیپ تولید کنیم ولی در این کلیپ موزیک نباشد می بینم برای شان عجیب است. چرا؟ این قدر از کودکی ما با موسیقی اخت شدیم که باورمان نمی شود که یک برنامه 5 دقیقه ای می شود درست کرد که در آن موسیقی نباشد!

برای من توجیه می آورند می گویند موسیقی مجاز یا غیر مجاز، می گویم عادت کنید ما نهاد حوزوی هستیم روی مرز احتیاط حرکت کنیم از این بازی ها بیرون بیایید. به آن ها می گویم مگر شبکه معارف نداریم؟ به آن ها می گویم اگر حمایت صدا و سیما از اول انقلاب از شبکه معارف شکل گرفته بود می گفت من حمایت می کنم تو تولید کنی سرودهای که به جای موسیقی باشد.

الان بهترین سرودهای مان، سرودهای دهه اول انقلاب است که ما محدودیت موسیقی را زیاد رعایت می کردیم و گروه های قوی شکل دادیم دنباله اش را نگرفتیم

مجری:

دقیقاً من هم می خواستم مثال رادیو معارف را بزنم که 24 ساعت برنامه می رود بدون یک قطعه موسیقی، اما هم چنان در حرفه خودشان در اوج می مانند. ما چون یک سری آموزش های را در آن حوزه داشتیم واقعاً جزء بالاترین و بهترین رادیوهای ما رادیو معارف است و شاید کسی دقت نکرده که تمام آن موارد و اصواتی که مابین برنامه ها پخش می شود همه سرودهای ساخته خود آن ها است بدون این که از موسیقی استفاده شده باشد.

استاد زیبایی نژاد:

موسیقی مال ما نبود چرا شما از روی دست آن ها بر می دارید؟ می شود خداوند بعضی وقت ها یک پیامبرانی را آورده که یک سبکی حتی متفاوت از پیامبرهای دیگر در زندگی شان نشان مردم بدهند بگویند این طوری هم می شود. راه ها بسته نیست آن یک رقمش است این هم یک رقمش است ما یک مقداری خلاقیت های خودمان را باید فعال کنیم ما می توانیم.

کاری که امام امت (رحمة الله علیه) کردند می شود، می توانیم، می توانیم و می توانیم. به خاطر دارم دوره شاه دبیرستان می رفتیم گاهی وقت ها معلم های خوب مان می گفتند نمی شود. می گفتند غربی ها چیز دیگری هستند آن ها فکر می کنند ما نمی کنیم. آن ها می توانند ما نمی توانیم. اصلاً احتمال نمی دادند که ما بتوانیم منشأ اثر بشویم.

این انقلاب آمد که بگوید می شود و می توانیم، ولی ما مدام یادمان می رود که ما می توانیم در زندگی مبتکر باشیم روی اسباب بازی مبتکر باشیم در بازی مبتکر باشیم. سال 58- 59 ما بچه های شاخه دانش آموزی حزب جمهوری اسلامی اردو می رفتیم، بعضی از بچه ها آن موقع بیست و چند سال شان بود که سر گروه ما بودند می گفتند دوره شاه در مجالس عروسی، موسیقی و لهو و لعب بود. می گفت برای این که فضا را دست بگیریم یک بازی های ابداع کرده بودیم که هم خوشمزه باشد فضا را دست بگیرد و هم آن ها یادشان برود و به سمت موسیقی نروند فضا دست ما باشد آن برنامه ها را در اردوهای ما اجرا می کردند خود ما مرید بودیم آن موقع دانش آموز بودیم آن موقع آن بازی ها برای ما خیلی خوشمزه بود، دیگر ادامه اش گرفته نشد و اگر ادامه اش گرفته می شد ما الهام بخش یک بخشی از جامعه جهانی بودیم.

مثلاً فشن شوهای که در دنیا هست الگوهای لباس می دهند کاملاً مبتذل است چرا ما نتوانیم الگوهای خودمان را به دنیا معرفی کنیم؟ نه این که ما دوباره معیارهای زیبایی شناسی را از غرب بگیریم فقط بخواهیم به جای سبک آن ها سبک اسلیمی اش را کار بکنیم منظورم این نیست

مجری:

معیار و ملاک سالم خودمان داریم.

استاد زیبایی نژاد:

بله با معیارهای خودمان بتوانیم کارهای را انجام بدهیم کاملاً شدنی است ولی دعوت نمی شویم و خودمان هم همیشه انگشت اشاره مان به یک سمت دیگری است که دیگرانی بیایند قدم اول را بر دارند. فرض کن هیچ کسی هیچ کاری نمی کند من باید گام نخست را در این زمینه بر دارم.

مجری:

خیلی ممنونم، این قدر بحث جذاب است که بنده خیلی از محضرتان دارم یاد می گیرم و مطمئن هستم بینندگان مان هم خیلی لذت می برند. میان برنامه ای را تقدیم نگاه تان می کنیم باز هم بر خواهیم گشت.

 (میان برنامه)

مجری:

 بینندگان عزیز طاعات و عبادات تان مجددا قبول درگاه حق باشد ان شاء الله ما را از دعای خیر تان فراموش نکنید، امیدوارم که ماه رمضان خیلی پر برکتی را سپری بکنیم و ای کاش، ای کاش که همین ماه رمضان منتهی به ظهور حضرت حجت واقع بشود. به ادامه بحث بپردازیم، من وقت را تلف نمی کنم از این جهت که این قدر استاد گرانقدرمان لذتبخش صحبت می کنند و چالش های جذابی را مطرح می کنند که برویم بیشتر بیاموزیم.

قبل از این که استاد سراغ مطلب بعدی برویم یک چالشی را می خواهم مطرح بکنم و آن این که خیلی ها طبق صحبت های که شما فرمودید می گویند ما این ها را قبول داریم اما خود پیامبر این را فرموده بود که:

«اطلبوا العلم ولو بالصّين»

توجیه شان این است خود پیامبر به ما دارید می فرماید که بروید حتی از چین، حتی از کشورهای دیگر که بحث کفر را هم داخلش بیاوریم از آن جا علم را یاد بگیرید. اما چه می شود که این علم انگار تعریف یا پیوست نشد به این روایت از جانب کسانی که آن را دارند توجیه می کنند این که پیامبر نفرموده هر علمی را، پیامبر نفرمود به هر گونه ای که هست راجع به این چه مسئله ای را ما می توانیم در جواب بگوییم؟

استاد زیبایی نژاد:

روایاتی که از معصوم (علیه السلام) رسیده ناظر به این است که شما باید دنبال کسب علم بروید حتی در سخت ترین شرایط و در دور دست ترین جاها؛ یعنی من اگر در چین که آن موقع تا چین اش را می شناختند ماچین هم بود یعنی ژاپن بود که شاید آن موقع نمی شناختند می گفتند اگر تا چین که راه زیادی هست برای کسب آموزش بروید، بروید که چیز یاد بگیرید.

راجع به این که علم خوب چیست؟ علم بد چیست؟ حرف نزدند فرض شان این است که یک علم خوبی یک جایی است در دور دست ترین جاها آن مانع نشود از این که شما از فراگیری آن علم محروم بشوید ولهذا در زمان ائمه (علیه السلام) بعضی از شیعیان و علمای منطقه ای 2- 3 ماه در مسیر بود تا خودش را به امام برساند پرسش کند بر گردد. چند تا سوال و یا یک سوال داشت بپرسد و بر گردد.

در زمان قاجار هنوز دستگاه تلگراف نبود از بعضی علمای محلی در فلان شهرستان مردم از او سوالی می کردند در جواب دادن به آن سوال می ماند، با کاروان به نجف می آمد تا خدمت مراجع نجف برسد مسئله اش را بپرسد و بر گردد. این سختی سفر را هموار می کرد. اما یک بحث دیگری داریم این است که علم چیست؟

یک بحثی که الان مجال باز کردنش نیست این است که گاهی وقت ها جهل، لباس علم می پوشد یعنی جهل هم عِده و عُده دارد جنود دارد روایات جنود و جهل را اگر در کتاب کافی خوانده باشید، جهل نمی گوید من جهل هستم جهل می گوید من عقل هستم جهل می گوید من علم دارم دستگاه معرفتی دارم. فکر نکنید دیدید آن جهلی را که برچسب علم خورده فرا بگیرید این می شود آن علمی که خدا و پیغمبر گفتند.

از قضاء کتابی به نام تجدد شناسی و غرب شناسی واقعیت های متضاد است آقای حسین کچوییان نوشتند. ایشان در یک جایی از این کتاب می فرمایند زمانی که جوامع اسلامی بویژه ایران با علم سکولار و تجدد غربی مواجه شدند یک فهم غلطی از آن ها شکل گرفت گمان کردند این علم همان است که خدا و پیغمبر می گوید که:

«طَلَبُ الْعِلْمِ فَرِيضَةٌ عَلَى كُلِّ مُسْلِمٍ وَ مُسْلِمَة»

مصباح الشريعة؛ نویسنده: منسوب به جعفربن محمد امام ششم (عليه السلام)، ناشر: اعلمی، محقق/ مصحح: ندارد، ص13

فکر کردند این همان است حواس شان نبود که این علم سکولار غیر از آن علمی است که قرار است واقعیت ملکوت و آسمان و زمین را به شما نشان بدهد یعنی خصلت پارادایمی که به علم توجه نکردند در چاله ای افتادند. اتفاقی در کشورهای اسلامی افتاد که در کشورهای غرب نیفتاد. کشورهای غربی می رفتند به عنوان یک ضرورت زندگی بشری امروز علم را فرا می گرفتند. در کشورهای اسلامی بحث از این مسئله فراتر رفت. علم مقدس شد یعنی شما امروزه دم در مدارس تان نوشتید «طَلَبُ الْعِلْمِ فَرِيضَةٌ عَلَى كُلِّ مُسْلِمٍ وَ مُسْلِمَة»؛ بچه های شما بروند علم سکولار یاد بگیرند با برچسب دینی دارید این علم را موجه سازی دینی می کنید و پول سهم امام برای توسعه مدارس می دهید با این تصور که این ها همان علمی هستند که خدا و پیغمبر دعوت به آن کردند و حواس تان نیست که چه اتفاقی دارد در این نظام تربیتی آموزش و پرورش ما می افتد! شما به علم تقدس می دهید و این علم دارد مجوز همجنس گرایی می دهد. زیست شناسی نظریه داروین دارد می آورد می گوید هیچ منطقی بر عالم حاکم نیست، الحاد را در لباس زیست شناسی و علم دارد می گوید. می گوید:

«الانسان اما مذکر او مؤنث»

غلط است تقسیم بندی به مذکر و مؤنث غلط است ما طیف جنسی داریم در زیست شناسی امروز می گویند. مرد با تمایلات مردانه، مرد با تمایلات زنانه، مرد با تمایل به دو جنس. همجنس گرا هم می گوید من تاء تکوینی دارم. به استناد علم زیست شناسی همجنس گرا به استناد علم روان شناسی دارد خودش را موجه می کند تکثرهای جنسی دارند به استناد علم خودشان را موجه می کنند.

شما حواس تان نیست که اصلاً‌ اسطوره این که هدف از علم، کشف حقیقت است اصلاً‌ از خود جامعه علمی 100 سال گذشته است. آن علم نیوتنی بود که نیوتن ادعا می کرد که ما می خواهیم واقعیت را آن گونه که هست بفهمیم از فضای کوانتوم به این سمت آمدید از دهه 1920 به این سمت علم دارد در پارادایم پست مدرن می رود اصلاً‌ واقعیت یعنی چه؟ این ها کار آمدی و تأثیر گذاری برای شان مهم است علم در خدمت صنعت، علم در خدمت اقتصاد، علم در خدمت کشف حقیقت نیست. حقیقت یعنی چه؟ بحث یک مقدار سنگین می شود از این بحث باید فاصله بگیریم به نظر می رسد که کلاه ما خیلی جاها بر داشته شده و یک باز نگری های اساسی تری ما باید در نظام های تربیتی مان داشته باشیم.

اصولاً بحث تربیت راهبردی که من دارم مطرح می کنم برای این است که بخواهیم پیش فرض ها و مفاهیم جا افتاده نظام تربیتی موجود را به چالش بکشیم. سعادت بشر تأمین نمی شود مگر این که چالش درست کند در برابر این نظام تربیتی که به ما تحمیل شده و مال ما نبوده است. و با رنگ تقدس درون جامعه شکل گرفته است.

مجری:

فکر می کنم یک جهاد خیلی بزرگی را می خواهد این که بتوانیم بعد از این همه ورود داده های که غلط اما به اسم صحیح وارد شده بخواهیم با این مقابله بکنیم دوباره بخواهیم به تبیین آن برای مردم برای فرهنگ سازی شروع بکنیم خیلی دشواری خواهد داشت اما حداقلش این است که دست از تلاش بر نداریم و به قول شما از خودمان شروع بکنیم می رسد قطعاً می توانیم ان شاء الله این را رقم بزنیم.

استاد زیبایی نژاد:

ترس مان باید بریزد یعنی این تمدن های مسلط یک روزی نبودند امروز هستند یک روزی هم نخواهد بود و چه بهتر که ما تلاش کنیم که آن ها نباشند و ما خودمان با دست پر یک چیزی دیگری را روی میز بگذاریم آن ها رفتنی هستند ولی ما باید پاسخگوی کم کاری خودمان در عرصه ها باشیم.

مجری:

چالش دومی که می توانم مطرح بکنم این است که به مثال اول تان می خواهم اشاره بکنم بحث سینما را که مطرح فرمودید و تأییدیه گرفتن مثلاً‌ از هالیوود باز این جا بیان و دلیل و توجیه این جور افراد و این گونه انسان ها این است نه ما در این حرفه سینما چون تخصص و حرفه ای تر بودن در هالیوود است ما می خواهیم به این دلیل یک کار حرفه ای بسازیم. اما شما در این میان جوابش را دادید این که به این اسم و به این نیت جلو می روید اما یک مرتبه به خودتان می‌ آیید می بینید کلاً این تفکر عوض شده راجع به این ها چه پاسخی می توانیم بدهیم؟ کوتاه تر به آن اشاره کردید بپردازید تا باز چالش های بعدی را بتوانیم مطرح کنیم.

استاد زیبایی نژاد:

اجازه بدهید یک قصه برای تان بگویم 25 سال پیش یک همکاری با مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما داشتیم، در آن مقطع زمانی یکی از مدیران میانی صدا و سیما آمد یک خاطره ای تعریف کرد گفت بعد از انقلاب فرهنگی دانشگاه های رشته های هنر و سینما تعطیل شده بود و گمان این ها این بود که مشکل ما اساتید بد و دانشجویان بد بوده و اگر ما بعد از باز گشایی دانشکده ها بیاییم دانشجویان متدین و سالم بگیریم و در گزینش هایمان و این ها را هم خوب آموزش بدهیم اساتید هم خوب و متدین انقلابی یا سالم باشند مشکل ما در فضای هنری کم می شود. در سال اول 50 تا دختر 50 تا پسر گرفتند، می گفت در دخترها 42- 43 تای شان چادری بودند زمانی که آمدند دانشجو شدند بقیه شان هم کسانی بودند که حجاب اسلامی را رعایت می کردند یعنی خانوادگی و شخصیتی انسان های سالمی بودند پسرها هم همین طور. روز فارغ التحصیلی باز این ها مثل همان نسل قدیم شده بودند چه اتفاقی افتاده بود؟ مشکل مال آدم ها بود؟ آدم ها خوب بودند. چرا آدم ها عوض شدند؟ به این نتیجه رسیده بودند که مشکل اصلی ما جای دیگری است مشکل ما فلسفه هنر است یعنی موقعی که شما در فلسفه هنر می گویید معیار جذابیت چند چیز است طنز، خشونت، دلهره، سکس این 4 تا آیتم است که به فیلم جذابیت می دهد. من اگر می خواهم بروم فیلم بسازم در این دستگاه تحلیل فیلم امام علی هم که می خواهم بسازم باید قتامش را زیاد کنم. فیلم امام رضا هم می خواهم بسازم باید چند تا زن را بدون این که توجیهی داشته باشد داخل فیلم بریزم یک زن کماندار باشد یک زن اسب سوار باشد و ... یک خرده ای به جذب مخاطب بیاندیشم.

آیا معیارهای جذابیت هم در اندیشه دینی در فسلفه هنر، فلسفه هنر دینی و غیر دینی دارد یا ندارد؟ اگر داشته باشد آیا عوامل جذابیت برای ما همان است که این ها می گویند یا یک چیز دیگری است اگر ما بخواهیم دست بگذاریم نقطه تحریک مردم را بخواهیم پیدا کنیم نقطه تحریک جنسی شان را پیدا می کنیم و یا نقطه تحریک فطری دیگری را پیدا می کنیم.

این ها مسئله ما است یعنی موقعی که شما رفتید در دستگاهی که دیگران طراحی کردند فکر کردید که چگونه فیلمی بسازم که متخصص های آن ها تأییدش کنند مشکل ما این است. مثلاً فیلم گاو، قبل از انقلاب تولید شده شما نگاهش بکنید خیلی از آیتم های را که آقایان می گویند از عوامل جذابیت و فلان است این ها اصلاً نیست بازیگری قوی یک سوژه زیبایی را آوردند که چطور انسان در یک حیوانی مسخ می شود؟ مرحوم عزت الله انتظامی در فیلم گاو ایفای نقش کرده آن جزء برجستگی های آثار مرحوم انتظامی است.

 بعضی از فیلم های ما از نظر جشنواره ای اصلاً ارزش جشنواره ای ندارند، ولی جزء فیلم های بسیار تأثیر گذار داخلی بودند، یعنی مخاطب را همراه با خودش کرده تأثیر گذاری هایش را هم داشته اصلاً به آن چیزها هم فکر نکرده است.

فرض کنید اگر آقای ابراهیم حاتمی کیا دغدغه فیلم جشنواره ای ساختن داشت شاید خیلی از فیلم هایش را نمی توانست تولید کند نمی توانست با مخاطب خودش ارتباط برقرار کند. و این جزء نقطه ضعف های آقای حاتمی کیا می شد و بعضی از کسان دیگرانی که هستند. شما موقعی که می خواهید بروید نظر دیگران را جلب کنید باید روی نقطه حساسیت آن ها فیلم بسازید.

سیاه نمایی جامعه سوم مخصوصاً ایران، این ها را باید رویش بگذارید نسبیت گرایی ترویج کنید تا این ها بپذیرند و خیلی چیزها را باید ترویج کنید. به این نتیجه باید برسید که فرهنگی که آن طرف نشسته فرهنگ منحط است اشکال ندارد شما بروید آن جا هنر نمایی کنید ولی با این پیش فرض بروید من باید بروم مزیت های خودم را در یک محیط فاسدی برجسته کنم که آن ها را مات کنم به تعبیری آن ها مثل سَحره فرعون هستند.

هالیوود سَحره فرعون هستند دستگاه فرعونی است ما یک موسایی می خواهیم که در هالیوود برود ولی سَحره فرعون می تواند مسلمان بکند نه اینکه آن جا برود یک سِحری مثل سِحر آن ها روی میز بگذارد. باید یک مار واقعی روی میز بگذارد که سِحر آن ها را بخورد اگر بتوانیم این کار را انجام بدهیم هنر برجسته ما این است. یعنی آن ها را از دستگاه خودشان بکنیم در دستگاه خودمان بیاوریم نه این که فیلم ما برود در دستگاه آن ها برنامه درست کند.

مجری:

نکته بعدی راجع به مواردی که مطرح  کردید دقیقاً همین است شاید اگر ما، به قول شما نکته خیلی جذابی را گفتید و آن این که اگر ترس مان بریزد و نکته دوم این که باور داشته باشیم که می توانیم دیگر همه چیز را منوط بر این نمی گذاریم که به قول شما در هنر لزوماً آن چیزی که آن ها می دهند درست است و فقط آن ها می دانند ما عقب هستیم و یا بلد نیستیم.

اشکال ندارد ما خودمان می توانیم آن را بیاموزیم اما قبل از این که جامه ای عمل بپوشانیم آن را اصلاح بکنیم با معیارهای اسلامی خودمان، با معیارهای درست و حقیقی و بعد خودمان می توانیم به قول شما ابداع کنیم هنری را یا مطلبی را که اتفاقاً در عرصه های جهانی بتواند خودی نشان بدهد و خیلی بهتر پیش برود.

مورد آخر را به عنوان چالش مطرح می کنم و بعد اگر کلامی بود در خدمت شما خواهیم بود این نکته را می خواهم مطرح بکنم که با توجه به بحث مرز که فرمودید و سایر مواردی اعم از هنر، اعم از سایر مواردی که مطرح شد یکی از عمده ترین دلایل شاید محور سلیقه ای فردی است که دارد واقع می شود.

ما می بینیم که در دولت، در وزارتخانه های مختلف هر فردی می‌ آید صرف این که در آن زمینه چه سلیقه شخصی دارد می آید و خودش یک چیزی را تعریف می کند و این جا، این تبدیل به این شده که ما دیگر اصطلاحاً دین مان را به جای خدا و پیغمبر داریم از بنده خدا می گیریم، آن جا جایی می شود که ما به راحتی به خودمان اجازه می دهیم شاید راجع به فلان مطلب اظهار نمی کنیم می گوییم یک مطلب تخصصی است من سر رشته ندارم.

اما به دین که می رسد به این مرزهای که شما فرمودید می رسد به راحتی (از نظر من این طوری) یعنی شروع به سلیقه سازی ها کردیم و مثال خیلی تلخش را بزنم در جشنواره فجر سال گذشته شاهد بودیم که نویسنده یک فیلم، یک خانمی که نویسنده است شما در نویسندگی خیلی هم قهّار اما خیلی هم راحت این را مطرح کرد اگر دو نفر حتی اگر عقد نکرده باشند فقط به خاطر این که عاشق هم هستند بچه شان را ما چرا باید زنا زاده بنامیم و بچه آن ها پاک است.

اصلاً یک اصلی را کامل دگرگون کرد صرف نظر خودش، اگر منِ نوعی آن جا می رفتم راجع به فیلم ایشان یا نویسندگی ایشان نظر می دادم قطعاً با من چه برخوردی می شد که شما سر رشته ندارید این متأسفانه منجر به همین نکته و مثالی شد که الان خدمت تان عرض کردم راجع به این دوست داریم از شما بشنویم.

استاد زیبایی نژاد:

مسئله را دو تا چیز می دانم سهیل عنایت الله محقق پاکستانی یک تحلیل 4 لایه ای می کند که آینده پژوه است می گوید لایه های تحلیل عِلّی 4 تا است می گوید قسمت کمی از کوه یخ بیرون آب است قسمت اعظم داخل آب است. قسمت بیرونی را می گوید لایه لیتانی ایشان اسم می گذارد می گوید مثلاً ما می خواهیم در مورد طلاق صحبت کنیم. اطلاعات علمی در مورد وضعیت طلاق به من می دهید که در دهه 1335 این قدر بوده دهه 40 این طور شد روند این گونه است یک اطلاعات دقیق و علمی به من می دهید این را لایه بیرون است. اما چرا دارد طلاق اتفاق می افتد؟ می گوید یک لایه اولِ زیرین داریم که زیر لایه لیتانی است لایه علل اجتماعی است ما می گوییم مشکل اقتصادی وجود دارد منجر به طلاق می شود، تفاهم اخلاقی با همدیگر ندارند دعواهای شان را مطرح نکردند و تفاوت سنی و بحث های این طوری. ایشان می گوید معمولاً تحلیل گرها در همین لایه علیت اجتماعی می مانند اما یک لایه عمیق تری است که آن مورد غفلت قرار می گیرد این مشکلات اقتصادی در طول جوامع ما نداشتیم در طول تاریخ داشتیم منجر به طلاق می شده یا هر چه فقر بیشتر می شد استحکام خانوادگی بیشتر می شده که بتوانند هوای همدیگر را داشته باشند به هم روحیه بدهند.

چطور شد که در زمان ما این اتفاق دارد می افتد؟ ایشان می گوید در یک لایه عمیق تری یک تحولاتی دارد اتفاق می افتد که روی لایه علیت اجتماعی هم دارد تأثیر می گذارد و آن تحول در جهان بینی ها است. یعنی جامعه ما دارد به سمت فرد گرایی می رود خودش خیلی حواسش نیست فکر می کنم همان مسلمان دیروزی است ولی دارد روز به روز فرد گراتر می شود هر چه فرد گراتر می شود مصرفی تر می شود. مصرفی که شد تحولات اقتصادی او را به سمت مشکلات خانوادگی می کشاند.

فرد گرا که شد حاضر نیست به نفع مصلحت خانوادگی به همسرش امتیاز بدهد مَنَشْ پر رنگ می شود و به طلاق می انجامد و الی آخر این ها معمولاً مورد توجه قرار نمی گیرد؛ اما یک لایه عمیق تر وجود دارد که اصلاً کسی به آن حواسش نیست مگر این که خیلی افراد خاص، و آن لایه اسطورها و نمادها است اسطوره فریفتگی به غرب همان مثل کلیپ دوره 5 سالگی که برای تان گفتم.

یعنی این که ما در 150 سال اخیر نگاه مان به غربی ها نگاه کردن فقیر نسبت به غنی بوده است، این اسطوره در جامعه هنری ما هم هست جامعه هنری ما الان ابزار دستش است می تواند حرف خودش را به بدنه اجتماعی منتقل کند. حرفی که یک خانم بازیگر، یک خانم تدوین کننده دارد می زند حرفی است که آن طرف آبی ها دارند می زنند. ایشان هم مشتاق به آن سمت است یعنی غرب زده است این حرف را می گیرد و می آورد.

 اما این جا چرا این اتفاق دارد می افتد؟ به دلیل این که ما حوزه علمیه، ما دانشوران اجتماعی کسانی که از آن ها انتظار می رود هیمنه فرهنگ مسلط را بشکنند ادبیات علمی تولید کنند ما باید فلسفه هنر داشته باشیم. ما باید ادبیات فلسفه تعلیم و تربیت داشته باشیم نداریم. نظریه جنسی ما چیست؟ نداریم فکر می کنیم نظریه جنسی یعنی آیه و روایت ها را فهرست بکنیم آن که قبلاً هم بوده نظریه جنسی یک فعالیت جدید است این ها را تولید نکردیم تنبلی کردیم آن وقت موقعی که آن عضو جامعه هنری می بیند این جا دستش خالی است کسی به او حال نمی دهد از آن طرف دارند به او حال می دهند.

بعضی ها خیلی هم صلب الإیمان نیستند ایمان شان نگه شان دارد بالاخره بدنه اجتماعی هستند و جذب می شود می روند به آن سمت ها؛ یعنی آن قطب آهن ربا که الان قوی تر دارد جذب می کند قطب فرد است این ها را به سمت خودش می کشاند. جریان مهاجرت در کل دنیا را ببینید هر که پول و امکانی داشته باشد مهاجرتش به سمت غرب است. چرا؟ چون غرب زدگی یک پدیده جهانی است.

مثل این است که من بلا تشبیه، بلا تشبیه طلبه ای که در مُهر شما دارد زندگی می کند در آرزویش نیست که من بروم طلبه حوزه علمیه قم بشوم؟

مجری:

چرا به قول شما همان کسی که در شهرستان هست به این فکر می کند که من بروم و در قم طلبه بشوم

استاد زیبایی نژاد:

موقعی که می خواهند تعریف یک کسی را بکنند که در شهرشان منبر می رود می گویند طلبه از قم آمده است. در قم که ما نشستیم می خواهیم پزشک معرفی کنیم می گوییم ایشان تهران است هفته ای یک روز قم می آید و بر می گردد. یا می خواهیم تعریف کنیم می گوییم فرض کن فلان دکتر، 10 ماه خارج از کشور است 2 ماه این جا می آید جراحی های فلان انجام می دهد بر می گردد به نظرمان می رسد خارج از کشور باشد چه است؟

نقطه ثقل های که، نهادهای دینی آمدند نقطه ثقل حوزه علمیه قم و نجف درست کردند که طلبه ها حسرتش را می خورند در جامعه هنری، هالیوود همه حسرتش را می خورند. یعنی آن هنرپیشه شما در هالیوود می رود لخت می شود که آن جا یک عکسی بیاندازند تا گالری سزار مهر تأیید به او بزند خودش را نشان بدهد این هم می خواهد قاطی بزرگ ها دیده بشود. یک حرفی را باید بزند، یک حرکتی را بکند، یک ژستی را بگیرد که آن ها می پسندند.

موقعی که این هیمنه حالا حالاها هست وقعی که شما یک قله ای در کنار آن قله بتوانید بزنید، یعنی سینمای شما با نگاه بومی جهانی بشود یعنی بتواند هیمنه جهانی، هژمونی سلطه هالیوود را به چالش بکشد. بالیوود در تعداد فیلم هایش به چالش کشیده بیشتر از هالیوود تولید می کند. ولی در ادبیات و منطقش نه، در فرهنگش نه بیشتر بازاری و کف خیابانی دارد تولید می کند ولی نتوانست کارهای هم قواره ای کند. شما اگر بتوانید در عرصه ها موفق عمل کنید حالا نه 50 سال دیگر ولی از الان باید جهت گیری هایتان باید به آن سمت باشد.

مجری:

این شروع به قول شما اگر اتفاق بیافتد فکر می کنم خیلی تغییرات را شاهد خواهیم بود، نکته همین است خیلی از بزرگان ما یا افرادی که در این زمینه هستند شاید به ظاهر این دغدغه حداقل فکری و ذهنی را دارند اما اقدام به عمل صورت نمی گیرد تا وقتی هم که این عملی نشود چه فایده ای دارد؟ این اتفاق را امیدواریم که شاهدش باشیم.

استاد زیبایی نژاد:

من یک آیتم دیگر را در بحث رویکرد راهبردی به تربیت بگویم که آیتم مهمی است علی القاعده باید طبق ساختار جلسات، جلسه آخرمان باشد این است که تربیت راهبردی همان طوری که نسبت به واقعیت ها حساس هست نسبت به باز نمایی ها و روایت ها هم حساس است. و این نقطه ضعفی است که در نظام تربیتی موجود ما خیلی مشهود است.

یعنی ما در حوزه علمیه خودمان این ضعف را داریم در کل جامعه دینی این است که من کار خوب انجام می دهم خدا هم می بیند کافی است. خدا می بیند کافی است برای این که خلوص نیت من را می بیند امضاء کند بله اما این که نباید گمان بکنید این که رفتار نفس الأمری شما درست باشد برای اصلاحات اجتماعی کافی است نه مخصوصاً‌ در عصر جدید، جامعه و فرد اسیر باز نمایی ها و جنگ روایت ها است. باید حواس تان به این مسئله باشد یعنی یک اقدام درستی که دارید انجام می دهید درستی اقدام تان یک چیز است این که اقدام تان درست فهم بشود هم یک چیز دیگر است. مثال روشنش را برای تان بزنم در سال آخری که جناب آقای دکتر قالبیاف شهردار تهران بودند یک طرحی به نظرشان رسیده بود طرح، نفس الأمرش خیلی خوب بود. این بود که خیلی از خواهران در شهرداری تهران شاغل هستند ولی در اتاق کارشان کنار میزشان، میز یک آقا است، مدام می خواهد چادرش را حفظ کند سختش است چادرش را رها کند سختش است یا می خواهد یک تلفنی به مادر و خواهرش بزند معذب است. گاهی وقت ها زیاد رویش به این آقا باز می شود بعداً خودش عذاب وجدان می گیرد معذب است می گوید این برادر من نبود من این طوری با او حرف زنم یا به اسم کوچک صدایش زدم.

چه کار کنیم؟ ما فضاهای تک جنسیتی درست کنیم یعنی خانم ها با خانم ها کار کنند آقایان با آقایان کار کنند. به خاطر این که این طرح را در حمایت از خانم ها داشت مجبور شد چند تا مدیر زن هم استخدام کند چون در همه جهات نمی توانست تک جنسیت کند. این کار را انجام داد اما همراهش تیم رسانه ای نبود که بتواند تصویر حرکت مصلحانه اش را باز نمایی مصلحانه کند به جامعه مخاطبش مخابره کند.

رسانه های که مخالف ایشان بودند حرکتش را باز نمایی ضد زن کردند به جامعه مخابره کردند که این می خواهد بین زن و مرد فاصله بیاندازد و زن را در حاشیه ببرد دیگر این ها را در سطوح مدیریتی نیاورند چه و چه ایشان قبل از خطبه های نماز جمعه سخنرانیش را کرد ولی نگذاشتند آب خوش از گلویش پایین برود. از طرح اش فکر می کنم تا یک حدودی عقب نشینی هم کرد.

یعنی شما موقعی که می خواهید یک برنامه خوبی را اجرا کنید این که برنامه خوب است یک چیز است باز نمایی یعنی تصویری که از یک واقعیت به ذهن دیگران می خورد واقعیت شیئ آن گونه که هست یک چیز است. واقعیت شیئ آن گونه که فهم می شود یک چیز دیگر است. شما در حرکت های که انبیاء داشته اند و حرکتی که ضد انبیاء مَلأ و سرمایه داران، اشراف و کسانی دیگر داشتند ببینید می بیند دعوا، دعوای جنگ روایت ها است.

یعنی به گونه ای شما را روایت می کنند که این روایت کاملاً یک روایت ضد خودش از داخل آن در بیاید در خدمت یک کلان روایت دیگری. مخاطبان محترم خوب دقت کنید آن اتفاقی که جریان ابلیس می خواهد بیاندازد این است که جریان عبودیت خداوند در مقیاس کلی که ما به آن اسلام سیاسی می گوییم اسلام یعنی تسلیم در برابر خداوند در نقشه خدا رفتن در تمام ابعاد زندگی، تحت راهبری الهی قرار گرفتن.

این ها می خواهند بگویند خدا نمی تواند اداره کند همه حرف شان این است. از تحت راهبری الهی باید بیرون بیایید باید تحت راهبری انسان ها، نفس عماره بیایید. دعوای کلی همین است کلان روایت ها یعنی باید نشان بدهند در کشور ایران، اسلام سیاسی شکست خورده است. یعنی اسلام نباید در حوزه راهبری اجتماعی قرار بگیرد شکست خورده است.

در بحث ورزش باید برای تان قصه درست کنند یعنی اتفاقاتی را شکل بدهند یا اگر شکل گرفت روایت کنند به گونه ای از یک حادثه تصویر پردازی کنند حادثه ای که جریان سکولار ممکن است در آن مقصر بوده باشد جای مدعی و منکر را به گونه ای عوض کنند؛ نمی دانم مثال روشنش را در جلسات قبل زدم یا نه؟ حادثه قتل دختر اهوازی، دختر اهوازی سرش بریده شد شوهرش سر بریده شده را به دستش گرفته در خیابان به حالت قهقهه می گشت.

آن اتفاقی که افتاده درگیری فرهنگ عشیره ای خوزستانی است با فرهنگ فرد گرایی که دختر دارد در آن بازی می کند. دختر بعد از این که زن مرد بود دوست پسر گرفته با تبانی آن دوست سوریش فرار کرده در خارج از کشور رفت با او زد و بند کرد به شوهرش اعلام کرد من بچه ام را سقط کردم حساسیت این را بر انگیخته و گناه کرده است این هم در پازل حساسیت عشیره ای، عشیره هم به او فشار می آورند تو مرد نیستی این باید مردانگی خودش را برای عشیره ثابت کند. هژمونی عشیره هم زیر سوال رفته باید این داستانی را که قهرمانش دختر است و عشیره و شوهرش را به حاشیه کشیده تبدیلش کند به یک قصه ای که قهرمانش شوهر و عشیره است پیروز میدان هم عشیره است. عشیره می خواهد بگوید اگر کسی با ما در بیافتد روزگارش مثل این دختر است. یعنی کسی جرأت نکند با فرهنگ عشیره ای در بیافتد.

شما می بینید در واقعیت مسئله دعوای بین فرهنگ عشیره ای است که دین آمده است که فرهنگ عشیره ای نباشد. امیر المؤمنین را فرهنگ عشیره ای از کار بر کنار کرد دستگاه خلافت را آرود. در مقابل فرهنگ فرد گرا، اما رسانه های فرد گرا که آمدند تبدیل کردند به نزاع فرهنگ دینی با فرهنگ فرد گرا.

مجری:

دقیقاً می خواستم همین را بگویم که همه چیز مغضوب به دین شد و همه چیز رفت به سمت این که دین شما چقدر خشونت دارد.

استاد زیبایی نژاد:

غیرت، ناموس، هشتک های که درست شد من بی غیرتم، من بی ناموسم آمدند مفاهیم دینی را زیر سوال بردند در حالیب که در فرهنگ عشیره ای بحث غیرت و ناموس به آن معنای دینی نبود یک چیز دیگری بود. یعنی این جا دین متهم ردیف اول شد در حالی که دین آمده بود که فرهنگ عشیره ای و فرهنگ فرد گرا هیچ کدامش نباشد یک چیز سومی این وسط باشد. این ها روایت های که می سازد و باز نمایی های که از یک جریان می کنند باز نمایی است که جامعه را به انحراف بکشانند. می خواهم عرض کنم در طول تاریخ این جریان بود در آیه شریفه را ببینید

(وَقَالَ فِرْعَوْنُ ذَرُونِي أَقْتُلْ مُوسَى وَلْيدْعُ رَبَّهُ إِنِّي أَخَافُ أَنْ يبَدِّلَ دِينَكُمْ أَوْ أَنْ يظْهِرَ فِي الْأَرْضِ الْفَسَادَ)

و فرعون گفت: «بگذاريد موسی را بکشم، و او پروردگارش را بخواند (تا نجاتش دهد)! زيرا من می ‌ترسم که آيين شما را دگرگون سازد، و يا در اين سرزمين فساد بر پا کند!»

سوره غافر (40): آیه 26

اجازه بدهید که من، موسی را بکشم هر چه می خواهد خدایش را صدا بزند. (إِنِّي أَخَافُ أَنْ يبَدِّلَ دِينَكُمْ) دارد روایت می کند یعنی حرکت اصلاح گرانه حضرت موسی دارد باز نمایی و روایت می شود به شکلی که این آمده است که مزایای شما را از شما بگیرد دین تان را تبدیل کند (أَوْ أَنْ يظْهِرَ فِي الْأَرْضِ الْفَسَادَ) می خواهد فساد اجتماعی ایجاد کند.

در سوره هود هم مراجعه بفرمایید ملأ فرعون و فرعون ید طولائی در جنگ روایت ها داشتند که بیایند موسی و هارون را به جریان ضد اجتماعی تبدیل کنند به جریان فساد اجتماعی، برچسب فساد اجتماعی بزنند به متهم ردیف اول تبدیل شان کنند. این ها مشکل پیدا می کردند در آیه هست ما آن ها را به «سِنین» مبتلا

(وَلَقَدْ أَخَذْنَا آلَ فِرْعَوْنَ بِالسِّنِينَ وَنَقْصٍ مِنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ يذَّكَّرُونَ)

و ما نزديکان فرعون (و قوم او) را به خشکسالی و کمبود ميوه‌ها گرفتار کرديم، شايد متذکر گردند!

سوره اعراف (7): آیه 130

و عذاب های مختلف برای شان فرستادیم هر موقع عذاب می آمد می گفتند به خاطر موسی است. نفس این ها، نفس شوم است شومی برای ما دارند یعنی یک باز نمایی، یک جنگ روایت راه می انداختند این ها را تبدیل به متهم ردیف اول مشکلات اجتماعی می کردند. آن کاری که ما باید بکنیم این است به متربیان مان، به فرزندان مان و به مدیران مان به کنش گران مان بحث جنگ روایت ها را خوب جا بیاندازیم بازی خورده جنگ روایت ها نشویم یک.

دو خودتان اقداماتی را که می خواهید انجام بدهید هم باید اقدام تان درست باشد هم درست روایتش کنید والا روایت تان می کنند اگر روایت نکنید روایت می شوید. موقعی که یک اتفاقی مثل 11 سپتامبر افتاد اگر شما در لحظه نتوانید این اقدام را روایت کنید روایت می شوید کاملاً متهم ردیف اول می شوید. باید پاسخگو بشوید در حالی که می توانید یک طور روایت بکنید که دیگران پاسخگو بشوند.

مجری:

خیلی لذت بردیم و یاد گرفتیم موضوع این مبحث به پایان رسید باعث افتخار بود که میزبان شما باشیم در شب های ماه رمضان هم هستیم آخر برنامه یک دعا بفرمایید ان شاء الله برنامه را به پایان برسانیم.

استاد زیبایی نژاد:

کسب معارف دینی برای ما از بزرگ ترین لذت ها و توفیقاتی است که خداوند ممکن است در ماه مبارک به ما بدهد. در آداب شب 23 از شیخ صدوق نقل شده است که ایشان می گویند افضل اعمال است شب 23 که احتمالاً شب قدر اصلی است این است که پای درس معارف می نشینند از العفو گفتن و این چیزها مهم تر است. ما دنبال حال می گردیم اما باید دنبال ارتقاء یعنی از این فرصت ها استفاده کنیم خودمان را بالا بکشیم.

مجری:

خیلی ممنونم واقعاً لذت بردیم. خیلی ممنونم این که نگاه تان را به ما هدیه می دهید شب های ماه مبارک رمضان هستیم ماهی که به نوعی به اسم رمضان الکریم شناخته می شود. نام کریم که می آید یاد کریم اهل بیت می افتیم 15 رمضان ولادت حضرت امام حسن مجتبی (صلوات الله علیه) است وقتی اسم ماه مبارک رمضان می آید و واژه کریم را می شنویم همیشه از ایشان نام می بریم. اجازه بدهید با یک بیت و تقدیم آن به ساحت مقدس امام حسن مجتبی برنامه را به پایان برسانیم عرض کنم:

نشنیده است کسی خواهش روزی از ما/ می رسد روزی ما صبح و شب از خان حسن.

به خدمت حضرت حق عرض کنیم این که «یا محسنُ بحق الحسن عجل لولیک الفرج التماس دعا به امید دیدار یا علی مدد!

 


راه روشن>

ماه رمضان ، قرآن ، مرزبندی ، حقوق ، قوانین اجتماعی ، رفتار اجتماعی ، اعتقادات ، کسب علم ، جهل ، نظام تربیتی ، هنر ،