راه روشن

قسمت سی و هشتم برنامه راه روشن با کارشناسی حجت الاسلام و المسلمین ابوالقاسمی


 عنوان برنامه: راه روشن (وحدت)

 

تاريخ: 23/ 01/ 1401

استاد: حجت الاسلام والمسلمین دکتر ابو القاسمی

مجری: آقای محمد حسین عربی نژاد

مجری:

ملکا ذکر تو گویم که تو خوبی و خدای/ نروم جز به همان ره که توام راهنمای

بسم الله الرحمن الرحیم اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم؛ بینندگان عزیز و ارجمند شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) خدمت شما عزیزان سلام عرض می کنم. عرض شب بخیر و عرض تبریک به مناسبت فرا رسیدن ماه مبارک رمضان دارم. امشب هم شام وفات حضرت خدیجه کبریٰ (سلام الله علیها) است وفات حضرت خدیجه را هم خدمت شما تسلیت عرض می کنم.

امیدوارم که طاعات و عبادات تان مورد قبول درگاه حق قرار گرفته باشد با برنامه راه روشن کاری از شبکه جهانی حضرت ولی عصر امشب در خدمت شما و خدمت استاد عزیزم جناب استاد ابوالقاسمی هستیم استاد خدمت شما عرض سلام دارم در خدمت شما هستیم و در خدمت شما هستیم.

استاد ابوالقاسمی:

علیکم السلام ورحمة الله اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الحمد لله رب العالمین اللهم صل علی محمد وآل محمد

بنده خدمت شما و بینندگان عزیز و گرانقدر شبکه جهانی حضرت ولی عصر عرض سلام و وقت بخیر دارم و ان شاء الله که اعمال شان در ماه مبارک رمضان مورد قبول درگاه احدیت قرار گرفته باشد. امروز را که گذشت روز وفات مدافع پیغمبر (صلی الله علیه وآله وسلم) وفات حضرت خدیجه برترین بانوی بهشتی بعد از صدیقه طاهره (سلام الله علیها) را خدمت بینندگان تسلیت عرض می کنم و ایام پیش رو را که ایام میلاد امام حسن مجتبی را در پیش داریم خدمت عزیزان تبریک می گویم ان شاء‌ الله که موفق باشید.

مجری:

بینندگان عزیز با سلسله مباحث وحدت اسلامی چند برنامه یا سلسله برنامه های است که در خدمت شما هستیم امشب هم می خواهیم در این رابطه با استاد همراه باشیم شروع برنامه را در خدمت تان هستیم

استاد ابوالقاسمی:

بسم الله الرحمن الرحیم در ابتدا چون امروز روز رحلت جانگداز حضرت خدیجه (سلام الله علیها) بود فقط مقداری از جایگاه این بانوی بزرگوار خدمت عزیزان مطلب عرض بکنم. اهل سنت هم اعتراف به فضایل بی شمار ایشان دارند. کتاب اللطائف فی اخبار الطائف کتابی است که نسخه خطی اش الان رایج است نسخه چاپی اش را من پیدا نکردم از علمای سرشناس دوران معاصر ابتدای وهابیت است. در آن جا راجع به جایگاه حضرت خدیجه (سلام الله علیها) صحبت می کند این طور می گوید که:

«وماتت زوجته ام المؤمنین خدیجة الکبری»

حضرت خدیجه (سلام الله علیها) از دنیا رفتند.

«وکان عمه یحوطه فی الظاهر»

در ظاهر مدافع بیرونی حضرت ابوطالب بودند

 «وخدیجة وزیرة صدق»

 حضرت خدیجه (سلام الله علیها) وزیر و کمک کار راستینی برای پیامبر بود

«تثبته وتقر عینه في الباطن»

موجب چشم روشنی پیامبر بود.

«فکان دیدنها التفریح والتفریج والبشارة له»

روش حضرت خدیجه (سلام الله علیها) این بود که دل پیغمبر را آرامش می داد مشکلاتش را بر طرف می کرد، موجب بشارت پیغمبر بود.

«والتثبت من تأییدات الاهیة»

هر آن چه که تأییدات الهی می آمد به وسیله حضرت خدیجه (سلام الله علیها) این ثابت می شد.

«فبقیت هذه المزیة فیها رضی الله تعالی عنها»

این خصوصیت در ایشان باقی ماند خدا از ایشان راضی باشد که:

«من توسل بها وتشفع بها وسئل الله سبحانه حاجته ببرکتها»

هر کسی که به حضرت توسل بکند و از خدا به واسطه حضرت خدیجه، حاجت بخواهد

«قضی الله حاجته واجاب دعائه»

خدا حاجتش را بر طرف می کند

«من سکان الحرم وغیرهم»

چه اهل مکه، چه غیر مکه!

لازم نیست فقط اهل مکه باشی تا حضرت خدیجه به تو توجه بکند به همه توجه می کند. بعد شعری را از علامه عبد الغنی رافعی مطرح می کند که این چنین گفته است:

«هل یقبلون دخالتي وجواري ** عُرب بحبهم الدموع جواری»

آیا قبول می کنند این که من به نزد آن ها بروم حاضر هستند همسایگی من را بپذیرند؟ بزرگوارانی که با محبت آن ها اشک من جاری است آیا مکه، جایگاه من خواهد شد؟

شعر طولانی است. مکه کجا است؟ جایی که بیت است، رکن یمانی است، زمزم است، حجر است و محل پناه ساده اخیار، بزرگان و نیکان است. کسانی که نیمه شب در آن جا دعا می کنند دورِ بیت طواف می کنند در کنار درِ کعبه می ایستند مانند لانه زنبور صدای مناجات آن ها نیمه شب ها بلند است. برای چه؟

«قیامهم في باب ام المؤمنین خدیجة الکبری حمی الزوار»

بعد از این که در سحر دعا می کردند پشت در خانه حضرت خدیجه می رفتند و درخواست حاجت می کردند آن جا کنار خانه خدیجه ای که «حمی الزوار» پناه زائران بود می رفتند آن جا می ایستادند در کنار خانه حضرت خدیجه باران جود بر آن ها خواهد آمد

«وبجاهها یتوصلون لربهم فیفوز کل في فضا الاوطار»

همه آن ها به جای حضرت خدیجه حاجت می گرفتند

«یا اما یا ام البتول وام اولاد الرسول المصطفی المختار»

ای مادر من ام المؤمنین، ای مادر فاطمه زهرا، ای مادر فرزندان حضرت پیغمبر (صلی الله علیه وآله وسلم)

«في الباب عبد جاء یطلب حاجته متوصلا بک للکریم الباري»

در کنار در بنده ای است که آمده از شما درخواست حاجت می کند

«وهي الاقامة في جوار الله بالحرم الامین منازل الابرار»

می خواهم که به من اجازه بدهی در جوار خدا و در حرم امین باشم و خدا گناهان من را ببخشد حاجاتش را مطرح می کند.

 بعد می گوید:

«فتشفی فیه بجاه المصطفی»

شما شفیع من بشوید

«سر الوجود ومنبع الاسرار ماقاله عبدالغني الرافعي هل یقبلون دخالتي وجواري»

 اللطائف في اخبار الطائف؛ تأليف حسن ابن على العجيمي المكى الحنفي، نسخه ای خطی 

که رجوع عجوز الأثر بود که دوباره همان مصرع مَطلع را در آخر هم آورد این شعری که ایشان گفته یک شعر بسیار زیبایی در مدح حضرت خدیجه (سلام الله علیها) هست این مقدمه امشب.

 اما برویم سراغ بحثی که خدمت بزرگواران ما عرض می کنیم. آن هم این است ما مطالبی را در باب وحدت در جلسات گذشته به صورت مفصل بیان کردیم.

یکی از نکات بسیار مهم آن دیدگاه تمدنی است که بعضی مطرح می کنند می گویند به خاطر مسئله تمدن باید ما وحدت داشته باشیم. یکی از کسانی که تخصص در این قضیه داشت جناب استاد دکتر زیبایی نژاد را آوردیم با همان نظامی که خودشان دارند که نظام خانواده است مثال های بسیار شیوا زدند و چند هفته ای این بحث را مطرح کردند که آقا ما وقتی که می خواهیم یک تمدنی درست بکنیم یک نظامی برای تربیت انسان ها داشته باشیم یک سری خصوصیاتی دارد.

 یک مفهوم محوری باید داشته باشد که آن مفهوم محوری همه باید دور آن مفهوم بچرخد همه باید با آن سنجیده بشود که ایشان توحید ربوبی را مطرح کردن و در مرحله پایین تر، ولایت را که مصداق توحید ربوبی است.

مسئله بعدی ضرورت این که تمامی مسائل در باب چه نظام آموزشی، چه تربیتی هر چه داریم باید به صورت شبکه ای نسبت به آن محور ارزش گذاری بشود، هم با آن ارتباط داشته باشد هم ارزش گذاری بشود. و یک نظام ارزش گذاری هم باید داشته باشیم که در این نظام ارزش گذاری ولایت، بالاترین ارزش را دارد.

علاوه بر این فرمودند ما باید یک منطق شور آفرینی و نظام ایجاد حساسیت داشته باشیم که مطلب بسیار دقیق است نسبت به مسائلی که به آن محور اصلی ما را بیشتر نزدیک می کند ما باید حساس تر در انجامش بشویم و نسبت به ترکش حساسیت به خرج بدهیم. در چیزهای که ما را دور می کند باید به شدت حساسیت به این داشته باشیم که اگر کسی انجام داد به شدت جلویش را بگیریم. باید مراقب باشیم چنین مسائلی رخ ندهد؛ پس خود نظام منطق شور آفرینی، ایجاد حساسیت یکی از مقوّبات این نظام است.

 مسئله بعدی یک راهبر واحد باید باشد اینی که دارم از خلاصه فرمایشات ایشان مطرح می کنم تقریباً‌ 90 درصدش به آن بحث های که از مرحوم آیت العظمی مصباح عرض کردیم آن جا موجود است ایشان هم همین ها را مطرح کردند یک راهبر واحد باید باشد.

مسئله بعدی این که ما در باب تمدن یک خود تمدنی داریم، یک دیگری نمی شود ما تمدنی بدون دیگری داشته باشیم. روی این دیگری تمدنی ما باید خیلی رویش تأکید بکنیم باید خیلی رویش حساس باشیم مراقب باشیم به هیچ وجه آموزه های غیر و دیگری ما داخل آموزه های ما نشود. این یکی از نکات بسیار حساس در این قضیه است و امتیاز بالایی هم در نظام ارزشیابی و رتبه دهی دارد.

این ها را ایشان مطرح کردند دیگر از این باب هیچ کس نمی تواند بگوید نه این حرف ها اشتباه است. ایشان یک متخصص در این قضیه است آمدند چند جلسه این ها را مطرح کردند. حالا سوال مان این است آیا در مقوله وحدت به تبیین غیرمان پرداختیم یا نپرداختیم؟ مشخص شود غیر ما چه کسی است؟

مجری:

غیر ما یعنی خارج از تمدنی که فرمودید

استاد ابوالقاسمی:

خارج این تمدنی که می خواهید درست بکنید اولاً ما خودمان چه کسی هستیم؟ ما که تمدن درست می کنیم تمدن مان به اسم اسلام باید باشد اسلام بلا مذاهب، یا اسلامی که در آن مذاهب کمرنگ شدند این باید مشخص بشود. دوم غیر ما چه کسانی هستند؟ وقتی خودمان مشخص شد خود به خود دیگری ما هم مشخص می شود.

برای این که مشخص بشود ما چه کسانی هستیم این ها مدام می گویند مقام معظم رهبری تمدن فرمودند. یکی از این ها به من می گفت در کتاب طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن مقام معظم رهبری را خواندی؟ اگر خوانده بودی این حرف ها را نمی زدی. گفتم این کتاب را من خیلی وقت پیش خواندم فیش برداری اش هم کردم حالا می خواهی فیش هایش را برایت یکی یکی نشان بدهم.

گفت نه در آن جا رهبری تأکیدشان بر این است که ما اسلام هستیم گفتم من برای شما عین عبارت ایشان را می آورم "طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن" سلسله جلسات استاد سید علی حسینی خامنه ای مشهد مقدس رمضان 1353. جالب این جا است این نکته خیلی مهم است ما وقتی فرمایشات مقام معظم رهبری سال 80- 90 را می آوریم می گویند نه ببینید سال 1400 چه گفتند؟

می گوییم این ها یک سلسله فکر است فرقی نمی کند می گویند نه این قبلی ها را نسخ کرده. می گوییم نسخ نکردند مکمل همدیگر هستند خودشان می گفتند با این که مال سال 1353 است شما آن را بلد نیستید سال 90 را بیاورید، گفتیم ما هم 90 را بلد هستیم هم 1400 را. ببینیم سال 1353 چه فرمودند؟

صفحه 707 این فایل جلسه 24 پیوندهای امت اسلامی، این بحث بسیار مهم است البته توجه آقایان باشد این تذکر را من لازم شد که بدهم راجع به بحث دیروز یا بحث امروز اگر بحث مان در باب امامت یا ولایت یا تکیه روی شیعه است جنبه مثبت قضیه در نظر ماست. مکرر گفتیم لازم می دانیم که شیعه خودش را بشناسد. فکر خودش را بشناسد. ایمان خودش را هر چه بیشتر راسخ و نافذ کند. ما می خواهیم تشیع را ثابت کنیم بله اما نمی خواهیم دیگران را نفی کنیم. نفی دیگران اختلاف ایجاد می کند؛ اما شما مخاطبین شیعه من لازم است بفهمید که چگونه درک می کنید تشیع را توی مخاطب شیعه، توی مخاطب منِ رهبری که تمدن اسلامی می گویم باید بفهمی من چه دارم می گویم. ادبیات منِ رهبری را باید درست بفهمی اشتباه بفهمی مسیر را کجا می روی الان خطاب منِ رهبری با شمای شیعه ای است که به تو تمدن اسلامی گفتم. تشیع که می گویم نگو با خودت که آقا حالا اسلام را ثابت کنید تشیع باشد بعد، نه آن تشیعی که من می گویم غیر از اسلام چیز دیگری نیست. اسلام غیر از تشیع چیز دیگری نیست. اسلام را بینندگان ده جور می بینند یک جور دیدن، دیدنی است که تشیع می بیند اسلام واقعی همان است، برداشتی که شیعه از اسلام و قرآن دارد آن برداشت، برداشت درست و منطقی و عادلانه و عاقلانه است.

 توجه دارید خب پس وقتی رهبری می آیند سِیر کلی اندیشه اسلامی در قرآن را می گویند بعد می فرمایند ما می خواهیم تمدن اسلامی درست بکنیم همه این ها درست است اما این اندیشه اسلامی تمدن چه است؟ آیا اسلام بلا مذاهب است؟ تأکید کردند نه مذهب که باید باشد. اسلامی است که تشیع در آن کمرنگ شده؟ خیر دقیقاً‌ همان تشیع را ما به عنوان نظام تمدنی خودمان می خواهیم بدانیم.

لذا منِ شیعه کاری به نفی دیگری ندارم کشور، کشور شیعه است من برای آگاه سازی شیعیان باید بدانم غیر، کیست؟ باید به دیگران بگویم غیر، چه کسی است؟ اگر نگویم جفا کردم. ایشان گفتند ما خیلی به دستورات ائمه (علیهم السلام) کار داریم. ائمه (علیهم السلام) وحدت گفتند بله ائمه وحدت گفتند اما وحدت، وحدت اجتماعی است.

رهبری می فرمایند وحدت، وحدت اجتماعی است فرمایش مرحوم آقای مصباح را خواندم که ایشان مقصود امام و مقام معظم رهبری از وحدت را گفتند من تأکید می کنم با توجه به آشنایی که با مبانی این بزرگواران دارم می دانم تنها چیزی که این ها می گویند این است که ما زندگی مسالمت آمیز با هم داشته باشیم. ببینیم ائمه (علیهم السلام) چه گفتند؟ در نهج البلاغه، جلد 2، صفحه 32 عنوانش را بیاورم دوستان ببینند خطبه 147 صحبت می کند

«و من خطبة له (علیه السلام).... وَ اعْلَمُوا أَنَّكُمْ لَنْ تَعْرِفُوا الرُّشْدَ»

آگاه باشید شما هیچ گاه رشد را، راه درست را «لَن» پیدا نخواهید کرد

 مگر:

«تَعْرِفُوا الَّذِي‏ تَرَكَهُ»

بدانید چه کسی راه درست را کنار گذاشته است.

 تا زمانی که کسانی که راه درست را کنار نگذاشتند نشناسید راه درست برای تان روشن نخواهد شد. «لَنْ تَعْرِفُوا الرُّشْدَ» هیچ گاه رشد و راه درست را پیدا نخواهید کرد. «حَتَّى تَعْرِفُوا الَّذِي‏ تَرَكَهُ»؛ باید غیر، دیگری خودت را بدانی تا رشد را بفهمی چه است.

«وَ لَنْ تَأْخُذُوا بِمِيثَاقِ الْكِتَابِ»

به پیمان کتاب خدا عمل نخواهید کرد.

«حَتَّى تَعْرِفُوا الَّذِي نَقَضَهُ»

تا بدانید چه کسی آن کتاب را ناقض است.

«وَ لَنْ تَمَسَّكُوا بِهِ حَتَّى تَعْرِفُوا الَّذِي نَبَذَهُ»

و تمسک به قرآن هم نخواهید داشت مگر زمانی که بدانید چه کسی قرآن را کنار انداخته است. «حَتَّى تَعْرِفُوا الَّذِي نَبَذَهُ»

نهج البلاغة (للصبحي صالح)؛ نویسنده: شريف الرضى، محمد بن حسين، ناشر: هجرت، محقق/ مصحح: فیض الاسلام، ص205، خطبه 147

آقا می خواهی راه درست را بفهمی، راه درست اسلام چه است؟ برو ببین چه کسانی سبب ضعف اسلام شدند؟ راه درست تمدن پیغمبر (صلی الله علیه وآله وسلم)... اشتباه که نبوده است. ما می خواهیم یک تمدن اسلامی درست بکنیم پیغمبر (صلی الله علیه وآله وسلم) کفار جاهلی را تبدیل به تمدن کردند آن دوران دو تمدن روم و ایران بود. سه تمدن شد، تمدن روم، ایران و اسلام. حضرت چطور این تمدن را درست کردند و چه چیزی موجبات افول این تمدن اسلامی را فراهم کرد؟ چه کسانی بودند چطور بودند؟ باید آن ها را بشناسید.

اگر اسلامی خالی بخواهید نگاه بکنید شیعی بخواهی نگاه بکنی پیغمبر (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمودند:

«عَلِيٌّ وَ شِيعَتُهُ هُمُ الْفَائِزُون‏»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج40، ص76

حضرت تعدادی از صحابه را به عنوان شیعیان علی معرفی کردند. ببینید چه چیزی موجب فشار بر این طیف اهل بیت و شیعیان شان شده؟ باید این ها معرفی بشوند اصلاً نمی شود بدون معرفی این ها ما به راه درست برویم این کلام امیر مؤمنان علی ابن ابیطالب در نهج البلاغه است.

مجری:

همین تعبیر غیری است که می فرمایید؟

استاد ابوالقاسمی:

بله دقیقاً همان است اینی که دارند مطرح می کنند نه، چه ضرورتی دارد این ها گفته بشود من نمی دانم ما می خواهیم مکتب حضرت علی (علیه السلام) را ترویج کنیم یا مکتب خودمان را ترویج کنیم؟ خود حضرت علی که صاحب مکتب است و ما ادعا داریم پیرو ایشان هستیم می گوید تا زمانی که کسانی کتاب را کنار نگذاشتند تشخیص ندهید شما به کتاب عمل نخواهید کرد باید تبیین بشود باید گفته بشود.

تا زمانی که جامعه ما نفهمد چه کسانی دقیقاً در مسیر پیغمبر (صلی الله علیه وآله وسلم) بودند؟ چه کسانی از آن مسیر منحرف شدند؟ این قضیه رخ نخواهد داد. ما تمسک به کتاب نخواهیم داشت حتی اگر حبل الله را قرآن بدانیم و حبل الله کتاب هم باشد:

(وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا)

و همگی به ريسمان خدا [= قرآن و اسلام، و هرگونه وسيله وحدت‌]، چنگ زن

سوره آل عمران (3): آیه 103

طبق بعضی تفسیرها که آقایان می کنند باز هم اعتصام و عدم تفرق نسبت به کتاب خدا حاصل نخواهد شد. این یک روایت که از نهج البلاغه بود آقایان هم خیلی تأکید زیادی روی نهج البلاغه دارند. عبارت دیگر در ثواب الأعمال است سندش معتبر نیست اما مضمونش با آن مضمونی که از نهج البلاغه خواندیم یکی است. امام باقر (علیه السلام) فرمودند:

«مَنْ لَمْ يَعْرِفْ»

 کسی که نداند.

 «سُوءَ مَا أُوتِيَ إِلَيْنَا مِنْ ظُلْمِنَا وَ ذَهَابِ حَقِّنَا وَ مَا نُكِبْنَا بِهِ فَهُوَ شَرِيكُ مَنْ أَبَى إِلَيْنَا فِيمَا وَلَّيْنَاهُ.»

اگر کسی نداند چه بلاهای سر ما آوردند، چه کار با ما کردند؟ چه ظلم های به ما رفته؟

«مَا أُوتِيَ إِلَيْنَا مِنْ ظُلْمِنَا وَ ذَهَابِ حَقِّنَا»

چه ظلم های سر ما آمده؟ چه حق های از ما گرفته شد؟

«وَ مَا نُكِبْنَا بِهِ فَهُوَ شَرِيكُ مَنْ أَبَى إِلَيْنَا فِيمَا وَلَّيْنَاهُ»

چه فشارها و سختی های روی ما آوردند؟ اگر ندانید شریک خواهید بود در آن ظلم های که به ما شده است.

نام كتاب: ثواب الأعمال و عقاب الأعمال‏؛ نويسنده: ابن بابويه، محمد بن على‏ (تاريخ وفات مؤلف: 381 ق‏)، محقق / مصحح: ندارد، ناشر: دار الشريف الرضي للنشر، قم‏: 1406ق، ص208

باید بروید بدانید چه ظلم های به سر ما آوردند؟ ما بارها در این برنامه مطرح کردیم درخواست کردیم آقایانی که در کار تقریب هستید شما بیایید بگویید نسبت به دیگریِ مقوله تقریب شما کار کردید؟ آقایان تمدنی شما آمدید دیگریِ تمدن را بیان کنید چه کسی است؟

یا نه فقط شما می گویید ما می خواهیم تمدن درست کنیم با حلوا حلوا گفتن که دهان شیرین نمی شود یک سری مقدماتی دارد. بله خیلی ها راحت درون شیعه، دیگری ایجاد می کنند شیعه را به راحتی چند دسته می کنند. دیگری خودشان را، نه این ها کافر هستند عبارتی بود من واقعاً شوکه شدم یکی از آقایان مطرح کرد! می دانید مسئله ولایت فقیه اگر چه من خودم معتقد هستم حضرت آیت الله حسینی قزوینی که معتقد هستند دوستان ما معتقد هستند دیدگاه و نظر ما مشخص است. اما به هر صورت این مقوله، یک مقوله اجتهادی است بعضی آقایان اجتهاد کردند و با اجتهاد می گویند ما قبول نکردیم.

 از خود مقام معظم رهبری (حفظه الله) سوال شده اگر کسی اجتهاداً و نه عناداً‌ این مقوله را قبول نکرد حکمش چه است؟ گفتند به اجتهادش عمل کرده اگر چه اشتباه رفته بنده اعتقاد دارم اشتباه رفته این مسئله یک دلیل خیلی زیاد دارد اما این که اشتباه رفته ما تکفیرش بکنیم؟ نه، اجتهادش را کرده حالا اشتباه رفته و اگر واقعاً سعی کرده باشد ثواب هم برده.

اما همین آقایانی که این طور صحبت می کنند مقوله تمدن و مقوله وحدت را مطرح می کنند یکی شان گفته بود اگر کسی ولایت فقیه را قبول نداشته باشد کافر است هر کسی هم می خواهد باشد هر جوری هم می خواهد باشد. این که شما این طور مطرح می کنید دارید یک انشقاق بزرگی درون جامعه شیعی درست می کنید. یک بار شما می گویید ایشان اشتباه کرده این اشتباه کرده موجب انشقاق نمی شود. مسیرش اشتباه است موجب انشقاق نمی شود. اما تکفیر تبعات خیلی سنگینی دارد اسلامش هم قبول نیست اگر کسی این را گفته باشد در طرف مقابل اگر کسی قبول کرد کافر هم باشد به بهشت می رود.

مجری:

از کفر دیگران می زنند در مورد صحابه

استاد ابوالقاسمی:

بله، دقیقاً بعضی از آقایان این حرف را زدند تازه به عنوان نظریه پرداز این بخش شناخته می شوند اینی که این ها دارند مطرح می کنند حالا من اسمش را نشان نمی دهم شما مطلبش را ببینید "اگر ولایت اسلامی در جامعه محقق شود معیار مسلمان بودن (دقت کنید چه می گوید؟) معیار مسلمان بودن و شیعه بودن و قبولی اعمال به پذیرش این ولایت است. کسی که این ولایت را نپذیرد ولو در اعمال شخصی، شیعه باشد عمل و عقیده اش پذیرفته نیست."

مرجع تقلید شاید باشد؟ نه قبول نیست "و کسی که این ولایت را بپذیرد ولو در اعمال و عقاید شخصی از مذاهب دیگر اسلامی و حتی غیر اسلامی باشد عمل و عقیده اش بخشیده می شود" بعد هم نوشته سوادِ ولایت، آقا سواد داشته باشید. سواد ولایت است؟ واقعاً رهبری این طور می فرمایند؟ یا این ها موجب ایجاد درگیری داخلی بین شیعه می شود؟.

مرحوم آیت الله مصباح (رضوان الله علیه) می فرمایند ما تنها و تنها با یک گروهی که آن ها به دنبال تکفیر ما هستند نمی توانیم همزیستی داشته باشیم. این ها دارند در درون شیعه، این چنین تکفیر می کنند یعنی به جای این که بیاید غیر خودش را (به اصطلاح دایره خارج تشیع قرار بدهد) آنی که مقام معظم رهبری در کتاب خودشان مطرح کرده بودند گفتند من اسلام می گویم منظورم شیعه است.

بیاید دیگری را آن جا قرار بدهد تازه ما که تکفیر هم نمی کنیم ما غیر شیعه را تکفیر نکردیم، این ها می آیند در درونِ شیعه به اسم وحدت با ادعای ولایت فقیه درون شیعه را تکفیر می کنند. این یعنی چه؟ این تفکر اصلاً‌ قابل دفاع است؟ با کدام میزان، با کدام ملاک این تفکر مطرح می شود؟ باید مشخص بشود برویم سراغ کلمات مرحوم امام خمینی (رضوان الله علیه) وصیتنامه سیاسی الهی امام خمینی (رضوان الله علیه) در سایت پورتال امام خمینی و همه جا هست.

وصیتنامه سیاسی الهی امام خمینی، در این وصیتنامه در متنش اول اول مرحوم امام با چه شروع می کنند؟

«اِنّی تارکٌ فیکُمُ الثّقلَیْنِ کتابَ اللّه ِ و عترتی اهلَ بیتی؛ فإِنَّهُما لَنْ‏‎ ‎‏یَفْتَرِقا حَتّی یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوضَ»

با ثقلین اول جایگاه ثقلین را مطرح می کنند که ثقل اکبر و ثقل اصغر چیست؟ توضیح می دهند بعد ما مفتخریم که کتاب خدا، ما مفتخریم نهج البلاغه، ما مفتخریم ائمه معصومین، ما مفتخریم ما مفتخریم... آخرین جملاتی که در آن بخش اول مقدمه مطرح می کند و با کمال جد از ملت های مسلمان می خواهم (از شیعه می خواهم یا ملت های مسلمان؟) این آخرین توصیه های مرحوم امام خمینی (رضوان الله تعالی علیه) برای مسلمان ها است.

نمی شود بگویید نسخ شده وصیتنامه شان هست اگر نسخ هم باشد این همه را نسخ نکرده از همه شان می خواهم که از ائمه اطهار و فرهنگ سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، نظامی این بزرگ راهنمایان عالم بشریت به طور شایسته و به جان و دل و جان فشانی و نثار عزیزان پیروی کنند. از آن جمله دست از فقه سنتی (چه فقه سنتی؟) فقه سنتی شیعه ایشان دارند ثقلین می گویند بعد می گویند از ائمه تبعیت کنید چه فقهی را می گویند؟ دست از فقه سنتی که بیانگر مکتب رسالت و امامت است و ضامن رشد و عظمت ملت ها است چه احکام اولیه و ثانویه که هر دو مکتب فقه اسلامی است ذره ای منحرف نشوند و به وسواس خناسان معاند باحق و مذهب گوش فرا ندهند و بدانند قدمی انحرافی، مقدمه سقوط مذهب و احکام اسلامی و حکومت عدل الهی است.

آقا شما می خواهید تمدن درست بکنید این تمدن هم که یک حکومتی باید داشته باشد شما قدمی از مسیر اهل بیت (علیهم السلام) کناره بگیرید حکومت اسلامی تان ساقط می شود. آی مردم دنیا بیایید تابع حکومت اهل بیت بشوید. تابع فقه اهل بیت بشوید. تابع مذهب اهل بیت بشوید. مرحوم امام (رضوان الله علیه) در وصیتنامه سیاسی الهی شان مردم کل دنیا، مسلمان های دنیا را دعوت به تشیع می کنند.

مجری:

استاد کلمه حق و مذهب را هم که کنار هم آوردند واقعاً نکته جالبی است

استاد ابوالقاسمی:

خیلی حرف دارد من قبلاً‌ عرض کردم یکی از دعواهای مهم مرحوم امام اول انقلاب با کسانی بود که می گفتند رسمیت مذهب تشیع در قانون اساسی ضرورت ندارد اکثریت شیعه هستند خود به خودی می ماند. نه‌ باید باشد یک سخنرانی خیلی عجیبی کردند گفتند شما گفتید، گفتند من به فرض قبلاً یک اشتباهی کرده باشم الان که فهمیدم اشتباه است باید ادامه بدهم؟ این کار اشتباه است.

آقایان اصرار کردند این چه حرفی است در قانون اساسی، تشیع حذف بشود مهم نیست. مهم ترین اشتباه ما در بحث رسانه این بود که آمدیم یک فیلم مثل فیلم امام علی درست کردیم، سنی ها را از خودمان زده کردیم شما باورتان می شود در ایران یک نفر به اسم شیعه این حرف را بزند؟ اشتباه خدا این بود که راجع به انبیاء صحبت کرد کفار را زده کرد. این که از حق نگویی نمی شود یعنی چه اصلاً هدایت نکنیم؟ این چه حرف های است دارند می زنند؟ از درون شیعه به ظاهر هستند.

ادامه فرمایشات مرحوم امام را برای شما بخوانم می فرمایند و از آن جمله مراسم عزاداری ائمه اطهار و بویژه سید مظلومان و سرور شهیدان حضرت ابی عبدالله الحسین از این هیچ گاه غفلت نکنند و بدانند (مردم دنیا بدانند باید بیایند از ائمه تبعیت کنند) تبعیت از ائمه چه است؟ آن چه دستور ائمه (علیهم السلام) است برای بزرگداشت این حماسه تاریخی اسلام است.

و آن چه لعن و نفرین بر ستمگران آل البیت است، تمام فریاد قهرمانانه ملت ها بر سردمداران ستم پیشه در طول تاریخ الی الابد و می دانید که لعن و نفرین و فریاد از بیداد بنی امیه (لعنت الله علیهم)، (لعنت الله) این جا با غلظت نوشته با آن که آنان منقرض و به جهنم رهسپار شده اند فریاد بر سر ستمگران جهان و زنده نگه داشتن این فریاد ستم شکن است.

دوباره می آیند تأکید می کنند باید در نوحه ها بر ضد ظالمین عصر آمریکا، شوروی، آل سعود بعد این خائنین به حرم بزرگ الهی (لعنت الله وملائکتُهُ و رسُلهُ علیهم) است به طور کوبنده یادآوری و لعن و نفرین شوند و همه باید بدانیم که آن چه موجب وحدت بین مسلمین است این مراسم سیاسی است لعن دشمنان است که حافظ ملیّت مسلمین بویژه شیعیان اثنی عشر (علیهم صلوات الله) است.

اجمالاً مرحوم امام می گویند شما می خواهید دیگران را جذب بکنید تنها راه جذب دیگران این است شما در استکبار ستیزی قوی باشید هر کسی مصداق استکبار است. استکبار ستیز باشید همه دور شما می آیند و این استکبار ستیزی را ما از کربلا یاد گرفتیم.

ما بنی امیه را لعنت می کنیم ما فلان و اَلان را لعنت می کنیم هر کسی که از صدر تاریخ تا حالا ظلم کرده لعنت می کنیم الان هم به این جا رسیدیم چون ما دیگری خودمان را مشخص کردیم الان عزتمند هستیم شما هم بیایید مثل ما در همین مسیر قرار بگیرید عزتمند می شوید.

مجری:

و این را به همه بشریت گفتند

استاد ابوالقاسمی:

بله، این مدلی یهودی و مسیحی و هر مذهب و تفکر دیگری هم باشد وقتی ضدیّت شما با استکبار را دید مستضعف است جذب می شود، بعد می آیند می گویند شما از کجا یاد گرفتید؟ با یک حرکت شما به کجا منتقلش می کنید؟ عاشوراء، کربلا و کل ظالمین به اهل بیت، اهل بیت اصل حق بودند این ها هم ظالم بودند طرف شیعه می شود امام دارد راه شیعه کردن مردم را یاد می دهد.

مجری:

تبیینی که فرمودید در یک وصیتنامه است

استاد ابوالقاسمی:

در وصیتنامه سیاسی الهی امام است به آقایان اصرار داریم که ادعای شان این بود شما ضد انقلاب و امام هستید حرف امام را نفهمیدید. ما حرف امام را نفهمیدیم چرا وقتی می گوییم بیایید در مورد حرف مرحوم امام مناظره کنیم شما حاضر نمی شوید؟ چرا وقتی می گوییم بیایید در مورد فرمایشات مقام معظم رهبری مناظره کنیم حاضر نمی شوید؟

هفته قبل گفتم یکی از آقایان که خیلی ادعایش می شد هر جا می رود می گوید این ها ضد انقلاب هستند هر که ضدش بود ضد انقلاب می شود خودش را انقلابی گذاشته هر که ضدش باشد ضد انقلاب و ضد رهبری می شود. گفتم شما ادعایت این است باشد من آمدم فقط از فرمایشات امام و رهبری می آورم روایت هم نمی خوانم چون روایت ها هم دقیقاً ‌همین ها را می گوید.

روایات را هم بخوانم همین است غیر از این چیزی گفته نمی شود می گوید نه آقا ما مناظر نمی‌ آییم برای چه؟ چون تو آدم هتاکی هستی، چون تو آدم تند و دروغگو و فلان و فلان هستی! آقا فرعون دروغگویى هتاکِ قاتل است با هزار و یک صلح، حضرت ابراهیم با نمرود مناظره کرد شمای حضرت ابراهیم، منِ نمرود بیا با من مناظره کن راجع به فرمایشات مقام معظم رهبری که هست مناظره هم نیاز ندارد فقط متأسفانه بعضی از مسئولین این قدر در گوش یک عده ای گفتند اینی که ما می گوییم فقط وحدت است فکر کردند همین است.

مرحوم آقای مصباح بحث وحدت شان چرا مهجور مانده؟ مگر مقام معظم رهبری ایشان را به عنوان متفکر فقه شیعی و نظام ولایت فقیه معرفی نکردند؟ چرا نمی آیید درسی که ایشان راجع به وحدت گذاشته برای مسئولین تدریس بکنید؟ چون یک بخش مهمش این است وحدت، ذاتاً اهمیت ندارد وحدت یک وسیله ای است برای چه؟ برای هدایت (وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ) قبلاً هم گفتیم اگر محور، حبل الله نباشد وحدت پشیزی ارزش ندارد.

آقا می خواهیم سر بت پرستی وحدت بکنیم همه مردم دنیا وحدت داشته باشند آیا این ارزش دارد؟ همه روی ربا خواری وحدت داشته باشیم ارزش دارد؟ روی فساد و فحشاء وحدت داشته باشیم. مشخص است این ها ارزش پیدا نمی کند. وحدت باید روی یک محور درست باشد.

مجری:

استاد یک میان کوتاه داشته باشیم بعد دوباره در خدمت شما و بینندگان عزیز باشیم.

 (میان برنامه)

مجری:

 یک نقطه بیش فرق رحیم و رجیم نیست/ از نقطه ای بترس که شیطانیت کنند/ آب طلب نکرده همیشه مراد نیست/ گاهی بهانه ای است که قربانی ات کنند.

بینندگان عزیز مجددا به برنامه راه روشن از شبکه حضرت ولی عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف) خوش آمدید با ادامه بحث در خدمت استاد ابوالقاسمی هستیم.

استاد ابوالقاسمی:

بسم الله الرحمن الرحیم مجدداً عرض سلام دارم خدمت شما و بینندگان محترم، ما بیان کردیم که یکی از ضرورت های مسئله تمدن سازی، بیان دیگری شما است و از ضرورت های مسئله وحدت بیان این که با چه کسی نباید وحدت کرد؟ با چه کسی سر سازگاری نداری؟ با چه کسی نمی توانی وحدت بکنی؟ این مسائل متأسفانه مسائلی است که کمتر مطرح می شود تولی است اما تبریٰ خیلی پر رنگ نمی شود. روایاتش را هم خواندیم که باید مشخص بشود اگر نشود از نهج البلاغه و بقیه جاها.

 اما فایده مشخص کردن این موضع چه است؟ اولاً وحدت پایدار، لازمه اش شناخت درست است بر اساس همینی که عرض کردیم یک بخشی از شناخت درست، یک بخشی از وحدت از همین شناخت درست حاصل می شود. یک بخش تولِی یا تولیٰ و بخش دیگر تبریٰ که این ها را کنار همدیگر بگذاری نظام رفتاری شما را مشخص می کند با هر فردی چگونه رفتار کنیم؟ با هر شیئ، با هر کاری چگونه برخورد بکنیم؟

نظام رفتاری شما کلاً‌ تولیٰ و تبریٰ است از چه چیزی خوشت می‌ آید از چه چیزی بدت می آید؟ به یک چیزی اقبال داری از یک چیزی رویگردان هستی شما اگر این را درست تبیین بکنی ممکن است یک شخصی که در خانه و زندگیش، زن می داند شوهر از این خوشش می آید اما خبر ندارد از یک چیزی کنار این بدش می آید می داند عدس پلو دوست دارد اما عدس پلو با کشمش بدش می آید. حالا عدس پلو با کشمش جلویش می گذارد خراب می شود.

تا زمانی که شما ندانی کدام ور درست است کدام ور غلط است به کدام ور ولایت داری به کدام ور برائت داری اعتقاد شما درست مشخص نمی شود. اخلاق شما درست مشخص نمی شود. اگر یک نفری بخواهد با شما وحدت بکند باید اول شما را درست بشناسد شما هم باید او را درست بشناشی. اما این که درست بشناسی لازم نیست همه چیز را به روی همدیگر بیاورید.

درست شناختن با این که همه چیز را به روی همدیگر بیاورید خیلی فرق می کند پدر باید بداند دخترش چه رفتارهای دارد و پسرش چه رفتارهای دارد؛ اما خیلی وقت ها مصلحت نیست به روی شان بیاورد که می داند باید کامل بداند. آن کسی که در مذهب حق است هر مذهبی می خواهد باشد فرض کنید گاو پرست های هند درست باشد او اگر بخواهد دیگری را به طرف خودش هدایت بکند باید بداند آن دیگری چه رفتارهای دارد کامل او را بشناسد دقیق رفتارهای او را بداند کجا درست و کجا غلط است.

درست ها را تقویت کند غلط ها را سعی کند کمرنگ تر بشود تا جذب بشود تا وحدت ایجاد می شود. پس وحدت پایدار، لازمه اش شناخت درست است. دوم یک عده ای شیعه را متهم به نفاق می کنند ما عرض کردیم تقیه ای که ما داریم یک بار برای حفظ جان مان است وقتی در اقلیت و ضعف باشیم داریم نابود می شویم در آن جا باید تقیه بشود واضح است. حتی از ثابتات هم گاهی اوقات آدم دست بر می دارد.

اما در غیر آن جا ما وقتی که عقیده مان را داریم می گوییم فقط متناسب با اخلاق و رفتار طرف مقابل ما می آییم آن چیزهای را که می دانیم در گفتن تنظیم می کنیم هر چیزی را نمی گوییم یک جوری می گوییم یک جوری رفتار می کنیم که بهتر جذب بشود. در چنین حالتی نمی تواند ما را متهم به نفاق بکند. اگر بگویی شما دو رو هستی می گوییم نه ما این را به شما گفتیم این هم گفتیم؛ گفتیم این ها را دوست داریم این ها را دوست نداریم. اما برای این که شما ناراحت نشوید این های که دوست نداریم را ما خیلی به روی شما نیاوردیم.

مجری:

 خیلی برجسته نمی کنیم.

استاد ابوالقاسمی:

خیلی برجسته نمی کنیم ولی شما می دانی ما از این چیزها خوش مان نمی آید لذا این جا متهم به نفاق نمی شویم؛ اما هر کجا شما با این آقایان صحبت می کنی می گویند نه شیعه منافق است شیعه چنین و چنان است. مخصوصاً‌ در جو امروز که همه چیز آشکار شده دیگر چیزی نیست که دست کسی نباشد در اینترنت همه کتاب ها و فیلم ها است. بخصوص با آمدن افرادی که تند روی هم می کنند اصلاً مدل تقیه باید فرق بکند.

 یک بار امام کاظم (علیه السلام) یا امام سجاد (علیه السلام) گفتند تشیع چه است؟ شیعه ای وجود ندارد تقیه شان این بود که اصلاً شیعه نیست. زمان امام کاظم (علیه السلام) امام کاظم بگوید شیعه ای نیست نه این دارد دروغ می گوید می دانم شیعه را قبول دارد پس امام کاظم (علیه السلام) چه می گویند؟

می گویند بله تشیع هست من هم امام شیعه هستم اما ما یک مذهب جبر گرا هستیم کسی را دعوت نمی کنیم خدا هر کس را بخواهد هدایت می کند هر کس را نخواهد هدایت نمی کند. این دست خدا است این هم یک نوع تقیه است. ما مدل تقیه مان باید فرق بکند دیگر آن دورانی که هیچی نگویید که هیچ کس نفهمد گذشت. الان ما باید تمام چیزهای که داریم خیلی زیبا و شکیل بیان کنیم.

یادم نمی رود این ها را که دیدم واقعاً غصه خوردم امارتی ها و عربستانی ها به آن دَحّه می گویند اگر دیده باشید سلاح دست می گیرند صدای حیوان در می آورند بالا پایین می پرند و صدای حیوان در می آورند مثلاً‌ جشن شکارشان است. دیگر مرسوم ترین شان هم دَحة عنزه است که با حالت خیلی وحشیانه ای این حرکات را در می آورند خیلی زشت و زننده است.

یادم نمی رود چند سال قبل یکی از معروف ترین کسانی که در فضای مجازی، یوتیوپ فعال است را به امارات دعوت کردند او را آوردند جاهای مختلف نشانش دادیم این جا را این طوری ساختیم بیابان این زیبایی ها را دارد ساحل این زیبایی ها را دارد یک مراسم سنتی خنده دار هم داریم این برای تفریح و سرگرمی ما است نگفتند این جزو آداب و رسوم ما است.

ایشان را آوردند همان دَحة عنزه را برایش اجرا کردند این هم یک مقدار خندید و خودش را مثل آن ها در آورد قبح این حرکتی که این ها به عنوان یک آداب و رسوم شان داشتند شکسته شد. تا آن موقع هر کس دَحه را می دید می گفت اماراتی ها دیوانه هستند بعد از آن می گویند این ها مسخره بازی و جوک شان است. مدلش را عوض کرد الان ما باید به مدل امروز باشیم چیزی نیست که بتوانیم پنهانش بکنیم دَحة عنزه را الان نمی تواند پنهانش کند باید یک جور دیگر ترسیم بکند.

پس این که ما هیچی نگوییم تمام شد این دوران گذشت الان وحدت پایدار مستلزم شناخت است باید بداند ما چه کسی هستیم؟ اما این که بداند نه به صورت تحریک کننده اگر به او بگویی بله ما دحة عنزه داریم این هم آداب و رسوم سنتی ما است از آن هم کوتاه نمی آییم جلوی پادشاه مان هم اجرا می کنیم و خود پادشاه مان هم اجرا می کند می گوید شما دیوانه هستید.

اما اگر آدم این را به عنوان مدلی که برای آن ها قابل هضم است حالا این تغییر مدل داد نه ما که نباید همچنین کاری بکنیم اما ما باید با بیان روشن نرمی که بتواند یک مقداری مشکلات را حل بکند ادامه بدهیم.

مسئله اول که عرض کردیم وحدت پایدار مستلزم شناخت است. دو: کسانی که شیعه را متهم به نفاق می کنند این حربه از آن ها گرفته می شود. سه: یک گروهی هستند که من بارها گفتم وحدت افراطی و تشیع آمریکایی یا انگلیسی دو روی یک سکه هستند هیچ فرقی در نتیجه با هم ندارند. چرا؟ اگر وظیفه شیعه آمریکایی یا انگلیسی این است که به مردم بگوید آی مردم در ایران امام حسین را قبول ندارند. در ایران حضرت علی را قبول ندارند. مثلاً آن ها فرض بگیریم شب 21 یا شب 19 قمه می زنند، در ایران چون شب 19 قمه نمی زنند حضرت علی را قبول ندارند. این ها این طور می گویند، با آن ادبیات خودشان با آن مدل خودشان می خواهند بگویند این ها اهل بیت را قبول ندارند

در ایران چون ولایت فقیه است پس اهل بیت را قبول ندارند نمی گویند این ولایت فقیه خودش تبعیت از اهل بیت است این مدلی مطرح می کنند. این از آن طرفش. طرف مقابلش این ها هستند. اگر می خواهی شیعه باشی اگر می خواهی ولایت فقیه داشته باشی دم از ولایت حضرت علی نمی زنی می خواهی ولایت فقیه داشته باشی باید تبری را کنار بگذاری. فاطمیه را کنار بگذاری.

دقیقاً او از آن طرف دارد متهم می کند که این ها حضرت علی را ندارند این هم به اسم ولایت فقیه نمونه اش را نشان تان دادم می گوید هر که ولایت فقیه را قبول نداشته باشد کافر است، همین افراد هم می گویند فاطمیه را کمرنگ کنید عزاداری ها را کمرنگ کنید سینه زنی ها را کمرنگ بکنید تبری را کمرنگ بکنید تبیین حقایق را کمرنگ بکنید چرا فیلم امام علی می سازید؟ چرا فلان کار می کنید؟ قانون اساسی تشیع را بر دارید. این مکمل اوست.

 خدا حفظ کند یکی از اساتید ما می گفت من برای سفر عمره به مکه رفته بودم در آن جا به من گفتند اگر تو شخص مناسبی دیدی که اهل منطق هست با او صحبت کن بلکه هدایت یافت گفتم رفتم با یکی صحبت کردن مشخص شد که این از سلفی ها است گفت نه من شیعه نمی شوم گفت برای چه؟ گفت شما شیعه ها در نمازتان خان الأمین خان الأمین می گویید او گفت شیعه ها در نماز خان الأمین می گویند؟ گفت بله گفت می خواهی مسجد النبی برویم یک شیعه پیدا کنیم ببینیم چه می گوید؟ می گفت آمدیم یک پیر مردی با ظاهر عوامانه شیعه، دست باز دارد نماز می خواند گفت من هم از همه جا بی خبر گفتم بله این خوب است گفت طرف نمازش را خواند و تمام شد گفت خان الأمین خان الأمین خان الأمین گفت من فهمیدم این بازی چه است؟

این پیش هر که می رود می گوید شیعه ها خان الأمین می گویند بعد دستش را پیش این پیر مرد می آورد می گوید من شیعه هستم این نمایش شان است اما این نمایش دو طرف می خواهد یک کسی که القاء کند شیعه خان الأمین می گوید از آن طرف یک شیعه ای که خان الأمین بگوید. از آن طرف می گوید این های که ولایت فقیه قبول دارند ولایت ائمه را قبول ندارند از این طرف هم یک بازیگر می خواهد.

یک کسی ولایت فقیه بگوید خیلی هم تند و تیز باشد ولی ولایت ائمه را مدام کمرنگ و کمرنگ بکند این ها مکمل همدیگر هستند. این ها خیلی روشن است اگر کسی بازی ها را دیده باشد عین روز برایش این قضیه روشن می شود. هزار و یک فیلم و سریال در صدا و سیما ساختند، سایت شیوبا نگاهی به جایگاه سریال های ترکیه در جهان اسلام چرا ترک ها از ما موفق تر هستند؟

شاید آقایان باورشان نشود در این جا آقای محمد رضا محمدی نجات علت را در چه می بینید؟ شاید علتش آن است که افراد درستی بر منصب تصمیم گیری های کلان این عرصه قرار نگرفته اند، سریال امام علی (علیه السلام) را ساختیم که بر اختلاف شیعه و سنی تأکید دارد چه چیز امام علی بر اختلاف شیعه و سنی تأکید دارد؟

می خواهید یک امام علی درست کنیم که با عایشه خیلی رفیق بود نجنگید؟ جمل را حذف کنیم نه آقا جملی نبود ما فیلم درست جمل و صفین نبود فقط نهروان در آن بود چون در نهروان یک تعدادی صحابه در آن بودند کمرنگ باید نشان بدهیم آخرش هم که ابن ملجم صحابی است حضرت را نکشت یک نفر از اروپا آمد حضرت را کشت!!

این چه است شما دارید می گویید؟ تا می آییم راجع به ائمه صحبت بکنیم نه این اولویت نیست یا سریالی مثل مختار که بر محور انتقام گیری می چرخد بسازیم. مختار دنبال انتقام گیری است یا حسینی بودن را دارد نشان می دهد؟ دارد فهم روز را نشان می دهد آیا واقعاً این اولویت ما است؟ بعد نگاه کنید در حالی که به قول رهبری نیاز راهبردی ما وحدت است.

می گویید به قول رهبری، خود رهبری می گوید من وقتی اسلام می گویم اسلامم هم شیعه است خود ایشان از بازیگرهای امام علی تجلیل می کنند. خود ایشان از بازیگرهای مختار تجلیل می کنند. از تهیه کننده و کارگردانش تجلیل می کنند. بودجه ویژه صدا و سیمایی که زیر نظر رهبری است برای این ها قرار می دهد آن وقت شما می گویید نه به قول رهبری نیاز راهبردی ما وحدت است. ما چه کار بکنیم؟ ما فقط بیاییم سریال های خارجی و غربی را ترجمه کنیم بگذاریم؟ نه این ها رهبری رهبری که می گویند مشخص است چه است؟ فقط می خواهند مکمل آن جنبه مقابل طیف ضد ولایت فقیه باشند که آن ضد ولایت فقیهی ها در بین ولایتی ها مهم ترین حربه شان که این آقا ولایت فقیه، ضد ولایت است. مدرک تان چه است؟ می گوید این می گوید من ولایت فقیه هستم.

همین آقا هم دارد ائمه را می کوبد. همین آقا سریال امام علی را می کوبد. همین آقا مختار را می کوبد. یک دانه فیلم برای امام حسین ساختیم داریم می کوبد. این مدل رفتارها است پس ما اگر بیاییم عقاید شیعه را درست تبیین بکنیم دیگر این طیف دوم، طیف شیعه ای که گرایشات غربی دارد از آن طرف دارد ساپورت می شود ضدیت با ولایت فقیه دارد می تواند بهانه بیاورد بگوید ولایت فقیه شما ضد ولایت و امامت است؟ نه.

اگر ما بگوییم مقام معظم رهبری این را پخش کردند ایشان برای نشر کتاب آقای تیجانی هزینه کردند «ثم اهتَدَیت» علناً در جلسه ای به وزیر اوقاف اردن می گویند نه شیعه است نه طرفدار ما است، خود ایشان می گویند ما در مسئله گسترش تشیع از رفتارها و گفتارهای درست هیچ امتناعی نداریم. ما با زَر و زور مخالف هستیم که با زور یا با زَر شیعه اش بکنی. اما حقیقت را بگویی شیعه بشود اشکال دارد؟ نه. شما هم حقیقت را بگویید سنی هم بشود دیگر مشکل ندارد.

 پس هدف اصلی ما باید تبیین درست باشد این تبیین درست در باب تمدنی بر دیگری باید مشخص بشود در باب وحدت آنی که نباید با او وحدت بشود باید مشخص بشود ما در همه قسمت ها تأکید کردیم فقط با بیانات مختلف این را گفتیم و مثال هایش را هم زدیم.

3 تا فایده اساسی دارد یک: وحدت پایدار لازمه اش شناخت است بخصوص الان که همه چیز در فضای مجازی و رسانه ها است و اگر شما نگویید می آیند بد نشانش می دهند. آنی که بد هست مثال زدم خودشان خوب جلوه می دهند آنی که خوب است عزاداری سنتی خوب ما را می آیند زشت جلوه می دهند. اگر نگویی مشکل می شود باید در همه دنیا بگویید ما برای امام حسین عزاداری می کنیم این طوری هست به این دلیل و این دلیل.

دوم: کسانی که شیعه را متهم به نفاق می کنند حربه از آن ها گرفته می شود می گوییم ما حقیقت را گفتیم نفاق چه است؟ ادعا داری ما نگفتیم چرا در کتاب ما است در مصادرهای مان هست فقط ما احترام شما را کردیم این ها را برای آزار ندیدن شما کمرنگ تر جلوه دادیم وگرنه در اعتقادات خودمان هست خودمان هم می دانیم. این نیست تا بچه شیعه گفتی ما همچنین اعتقاداتی داشتیم؟

متأسفانه الان تا می گویی شیعه می گوید مگر ما همچنین اعتقادی هم داریم؟ خبر ندارند. در تهران یک جوان شیعه ای بود از ولایتی ها بعد از چند سال می گفت من اصلاً‌ خبر نداشتم شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) چطور بوده است؟ واویلا که در مملکت شیعه این طور است در تهران، در پایتخت، جوان تحصیل کرده اش!

سوم: آن گروهی که وظیفه دارند برای دور کردن طیف دیندار از محور ولایت فقیه با این کار ما خلع سلاح می شوند آن ها وظیفه و گفتمان شان این است که ولایت فقیه جدای از ولایت ائمه است اگر شما دیدید ولایت فقیه دارد می آید به خوبی ولایت ائمه را گسترش می دهد واقعاً‌ هم همین است در نیجریه چقدر آدم شیعه شد؟ ولایت فقیه اگر دارد گفتمانِ‌ ائمه را ترویج می دهد با مدل های مختلف همه را لازم نیست به زبان بیاورد. این خود به خود حربه از آن طیف آمریکایی و انگلیسی گرفته می شود پس این 3 تا کار را ما باید انجام بدهیم.

 مسئله بعدی در رفتارهای خودمان با مخاطبین مان، ما چند گروه مخاطب داریم؟ بحث تمدنی را با کدام یک از آن ها باید پیش ببریم؟ بحث وحدت را با کدام یک از این ها باید پیش ببریم؟

مجری:

استاد منظورتان آن غیرها است؟

استاد ابوالقاسمی:

آن غیرها نه، غیرها را مشخص بکنیم آن هایی هم که غیر نیستند را مشخص بکنیم گروه های مختلف سنی داریم که بعضی هایشان دیگر الان از جنبه اهل سنت بودن تقریباً دارند خارج می شوند، همان طور که در شیعه هم این است گروه های مثل آتئیست ها فرض بگیریم در ایران چطور ما یک عده باستان گرا داریم در کشورهای مختلف مثل مصر و بقیه کشورها هم شبیه به این ها داریم.

این ها را ما نه از شیعه می دانیم نه از سنی این ها را کنار می گذاریم اگر چه این ها ممکن است تحت تأثیر تفکرات سیاسی گروهی قرار بگیرند و مشغول فعالیت بر ضد نظام ما بشوند اما ما آن ها را به عنوان یک گروه سنی مقابل خودمان نمی بینیم. اما آن چیزی که وجود دارد.

 ما اساساً 5 گروه از اهل سنت را در مقابل خودمان می بینیم واقعیت این است. یک: گروه های سنی سلفی که طرفدار تشکیل حکومت برای خودشان هستند و با شیعه هم ضدیت دارند این 3 ملاک را دارند مثل داعش، طالبانی که قدیم بود. نیروهای اصلی اخوان المسلمین گروه های اصلی اخوان که خیلی تند رو بودند که این ها دشمن ما بودند هستند و خواهند بود.

دو: در کشورهای مختلف گروه های از افرادی با تفکرات سلفی هستند که با ما همراه هستند چه از طالبان باشد، چه از سلفیان وهابیت و سلفیان عربستان باشد، چه از اخوان مصر باشد، مهم برای آن ها جنبه استکبار ستیزی است همانی که مرحوم امام فرمودند. چون ما می توانیم این ها را به وسیله آن جنبه استکبار ستیزی با خودمان همراه بکنیم. اما چون که آن جنبه سلفی گری در آن ها قوی است نگاه آن ها به ما یک نگاه ابزاری است یعنی چه نگاه ابزاری است؟ می گوید فعلاً از قدرت شیعه استفاده بکنیم با آمریکا بجنگیم فعلاً از قدرت شیعه استفاده کنیم با اسرائیل بجنگیم فعلاً از قدرت شیعه استفاده کنیم با فلان گروه بجنگیم تا بعد ببینیم چه می شود. یا برای آینده اش فکر کرده یا نکرده است.

در باب این که وظیفه ما الان همراهی با چنین گروه های است شکی نیست خوارج، که همان قراء بودند در جنگ صفین در لشکر حضرت علی بودند، بعد از حضرت علی جدا شدند حضرت هم از همان اول این ها را می شناختند این ها کسانی هستند که برای زمین زدن معاویه، علی را قبول کرده اند اما آیا علی را واقعاً قبول کردند؟ خیر

خیلی جالب است در بعضی از متن ها می خواندم مناظره ای بین عبدالله ابن یقطر رضی الحسین (علیه السلام) معروف است جزء اصحاب حضرت علی است و خوارج رخ داده همان اوائل امر خوارج گفتند بله در دنیا 2 نفر خوب بودند ابوبکر و عمر 2 نفر هم بد بودند عثمان و علی، ما اگر در لشکر علی بودیم مجبور بودیم حکومت این طرف بود آن طرف هم معاویه بود با معاویه می جنگیدیم. بیاییم با علی ضد معاویه بجنگیم این راه حل ما بود.

این ها همراهی می کنند مثل آن گروه اول نیستند که کلاً جدا باشند، اما فعلاً‌ چون قدرتی ندارند یا استفاده ابزاری می خواهند بکنند یا نمی فهمند یا هر چه هست با ما همراه هستند حضرت علی هم در جنگ صفین با خوارج همراه بود، طردشان نکرد. ما هم نباید آن ها را ترد کنیم وظیفه شرعی داریم دقیقاً اسوه ما اهل بیت (علیهم السلام) هستند.

می گویند فلان گروه فلسطینی ضد ما کار کردند بله ما هم می گوییم ضد ما کار کردند. مگر خوارج ضد حضرت علی کار نمی کردند؟ اما اگر در لشکر حضرت علی می آمدند ضد معاویه قبول شان نمی کرد؟ چرا قبول می کرد. مگر در لشکر امام حسن نیامدند ضد معاویه بجنگند؟ گفتند پدرت اشتباه کرد، ما تو را قبول داریم تو مرتکب این گناه نشدی اگر چه در مقابل پدرت سکوت کردی اما تو عامل اصلی اش نبودی ما در لشکر تو می آییم. امام حسن گفتند باشد شما ضد معاویه بیایید وقتی در این جبهه آمد طردش نباید کرد وظیفه داریم استفاده کنیم.

گروه سوم: این ها گرایشات شان سلفی نیست، اما فعال اجتماعی هستند تعدادی جوان های سنی روشن فکر که با استکبار درون خود اهل سنت هم درگیر هستند ببیند رئیس جمهورشان بد گفت با او برخورد می کند فلانی هم بد گفت با او برخورد می کند مثل عدالت خواه های داخل ایران. این ها دنبال رشد اجتماعی یا ملی به حَسَب گروه خودشان هستند اگر ملی گرا هستند دنبال رشد ملی هستند. اگر اسلام گرا هستند دنبال رشد اسلام گرا هستند. نمی داند اسلام چه است؟

مجری:

این ها دغدغه دینی شان ضعیف تر است؟

استاد ابوالقاسمی:

دغدغه دین فردی شان ضعیف تر است دین اجتماعی شان قوی تر است. یک زن بی حجابی است اما نگران اصل اسلام شان است، بازیگر های زن مصری هستند آن مدلی هستند دغدغه دین فردی کمتر دارد اما دغدغه اجتماعی شان حداقل در این جنبه اش قوی تر است. این گروه به سرعت جذب هر کسی می شوند که حرفش برای شان شیرین تر باشد.

یک نفری مثل حسن آقامیری بیاید برای شان این حرف ها را بزند سریع جذبش می شوند زود طرف او می روند و به راحتی با هر کسی که احتمال بدهند اشتباه کرده درگیر می شوند از این جهت بسیار خطرناک هستند، مرجع فکری مستقل هم ندارند چون اصلاً مرجع ندارند، چون شما بخواهی دین شخصی داشته باشی اول سراغ مرجع می روی تا وقتی دین شخصی نداری دنبال مرجع نمی روی؛ چون مرجع فکری مستقل هم ندارند یا اگر دارند خیلی التزام به او ندارند سریع فریب می خورند از این طرف به آن طرف می روند. آمریکا در سوریه دارد به داعش کمک می کند ایران رفته دارد آمریکا را در واقع بیرون می کند، داعش را بیرون می کند یک سری فعالان اسلامی ضد جنگ در کشورهای مختلف ضد ایران تظاهرات می کنند. این سنی است اما ضد جنگ است متوجه هم نمی شود زمان حضرت علی (علیه السلام) هم بودند. علی جنگ بد است چرا با معاویه می جنگی؟

کنار هم ننشسته این ضد جنگ است می گوید ما باید ملی گرایی بکنیم باید اسلام گرایی بکنیم. علی، جنگ تو با معاویه اسلام را تضعیف می کند یک حسن بصری بیاد یک ابو موسی اشعری بیاد یک مدل این طوری صحبت کند سریع جذب می شود حضرت علی را هم زمین می زند.

مجری:

استاد عزیز ما می بینیم از این ها شعار هم الان خیلی می دهند که جنگ و خونریزی کلاً‌ در هر جای دنیا بد است.

استاد ابوالقاسمی:

بله، سنی های غیر سلفی، غیر فعال اجتماعی نه دین شخصیش خیلی قوی است نه دین اجتماعیش؛ شخصی اش یک مقداری قوی است اما اجتماعی هیچ کار ندارد. کاری به هیچ کس ندارد نه شیعه نه سنی، نه معاویه نه علی کاری هم به هیچ کس نداریم. همه جا زیاد هستند هم در شیعه و هم در سنی زیاد هستند ولی در شیعه حجم بی اعتمادی به اجتماع به جامعه یا بی اعتنائی به جامعه خیلی کمتر است در آن ها خیلی بیشتر است. و علت این که مذهب شیعه یک مذهب پویا است در ایران این قدر فعالیت دارد برای این که مردم در اجتماعی خیلی قوی تر هستند.

پنجمین گروه: یک گروه نادر سنی، فعال اجتماعی هم هستند دین مدار هم هستند ولی بر خلاف آن چیزی که رایج تفکرشان است ولایت شیعی را قبول کرده است. اول انقلاب پیش مرگ های کُرد، جان شان را فدا کردند. مدافعین حرم اهل سنت مگر در لشکر حضرت علی (علیه السلام) سنی نبود که برود شهید بشود؟ چرا، حضرت علی خلیفه چهارم است رفتند زیر پرچم حضرت و شهید شدند. اما اغلب سمت معاویه رفتند یا کنار کشیدند پس ما 4 دسته داریم. گروه چهارم کنار نشسته. گروه سوم هم کنار حضرت علی و معاویه هست و هر دو را می کوبد. گروه دوم و اول این ها طرف آن طرف هستند اگر با حضرت علی هم هست ضد معاویه می خواهد فعلاً یک قدرتی به دست بیاورد تا معاویه از بین برود طرفدار حضرت علی (علیه السلام) نیست.

وحدت، طبیعتاً با آن گروه پنجم برای ما خیلی راحت است گروه پنجمی که زیر پرچم ولایت آمدند همان طوری که زیر پرچم امیر مؤمنان رفتند وحدت با آن ها برای ما خیلی راحت است هیچ استبعداد و استنکاری هم نداریم.

 اما در بین این 4 گروه دیگر،‌ گروه اول که خیلی خطرناک هستند همان لشکر معاویه و کسانی که با اهل بیت جنگیدند معاویه و یزید می شوند که خیلی خطرناک هستند. گروه سوم گروهی هستند که اگر شما رسانه بسیار قوی داشته باشی می توانی جذب شان بکنی اما حتی حضرت علی (علیه السلام) هم نتوانست جذب شان کند، زمان حضرت علی می گفتند چرا جنگ می کنید کنار بنشینید ابو موسی اشعری، حسن بصری و دیگرانی که می گفتند جنگ خیلی بد است.

گروه چهارم که کنار کنار نشستند هیچ کاری هم به هیچ کس ندارند ما الان با آن گروهی که هیچ کاری به هیچ کس ندارند می توانیم وحدت بکنیم و آن ها را بیاوریم برای ضد استکبار بودن، یعنی مهم ترین فعالیت ائمه (علیهم السلام) روی طیف چهارم بوده است. این ها را فعال کردن، این ها را جذب کردن این های که بی خیال بودند جذب کردند، اما آن های که جذب تفکرهای دیگر شدند اگر هم در لشکر شان آمدند بعداً به آن ها ضرر زدند. یا اصلاً‌ نیامدند یا اگر آمدند ضرر زدند.

لذا یک ماجرا تعریف می کنند همه شنیدید یک شخصی پیش حضرت علی (علیه السلام) آمد گفت من می توانم در لشکر شما بیایم برای شما شمشیر بزنم می توانم کنار بنشینم به بهانه کنار نشستن هزار نفر را از ملحق شدن به معاویه باز بدارم نه هزار نفری که جلوی جنگ شما را هم بگیرند به شما هیچ کار نخواهند داشت همان ها جزء گروه چهارم می شوند. من هزار نفر را از گروه اول یا گروه سوم تبدیل به گروه چهارم می کنم یا این که منِ یک نفر به جنگ می‌‌ آیم این هزار نفر یا ملحق به معاویه می شوند یا جزء گروه ضد شما می شوند شما کدام را می خواهید؟ حضرت علی فرمودند تو نیا آن هزار تا را بگذار بنشینند آن گروه باشند به نفع ماست. لذا این که ما با کدام گروه تعامل بکنیم برای ما مشخص است در روایات راهکار اهل بیت (علیهم السلام) برای ما بیان شده است.

مجری:

بسیار ممنون و متشکرم حضرت استاد مثل همیشه من که بهره بردم ان شاء الله بینندگان عزیز استفاده کرده باشند از مسائلی که فرمودید و بحث این هفته مان در رابطه با مسئله تمدن اسلامی و دیدگاه تمدن اسلامی و غیر بود که استاد کامل فرمودند. از شما بینندگان عزیز ممنونم که تا این لحظه با ما همراه بودید ان شاء الله اگر عمری باقی بود در هفته های آینده هم در خدمت شما خواهیم بود و در این ماه مبارک ما را از دعای خیرتان محروم نکنید تا دیدار دیگر التماس دعا خدا نگهدار!


راه روشن>

جایگاه حضرت خدیجه سلام الله علیها ، ام المومنین ، وحدت ، تمدن ، ولایت ، اسلام ، مذاهب ، آیت الله مصباح ره ، امامت ، شیعه ، رهبری ، تمدن اسلامی ،