راه روشن

قسمت چهل و سوم برنامه راه روشن با کارشناسی حجت الاسلام و المسلمین ابوالقاسمی


 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

 

عنوان برنامه: راه روشن (نقد به اصطلاح تقریبی ها در مسئله استبصار)

 

تاريخ: 27/ 02/ 1401

استاد: حجت الاسلام والمسلمین دکتر ابو القاسمی

مجری: آقای محمد حسین عربی نژاد

مجری:

  بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ أللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ أللّهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّکَ الْفَرَجَ وَ الْعَافِیَةَ وَ النَّصْر واجْعَلْنا مِنْ خَیْر أَعْوَانِهِ أَنْصَارِهِ وَ الْمُسْتَشْهَدِینَ بَیْنَ یَدَیْه

بینندگان عزیز و ارجمند شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) سلام شب تان بخیر، خیلی خوشحالم که از شبکه جهانی حضرت ولی عصر این بار هم در خدمت شما در قالب برنامه راه روشن و در خدمت استاد عزیزم استاد ابوالقاسمی هستیم خدمت شما عرض سلام دارم و دو واقعه شهادت حضرت سید الشهداء حضرت حمزه (علیه السلام) و وفات حضرت عبد العظیم حسنی را هم خدمت شما و بینندگان عزیز تسلیت عرض می کنم.

استاد ابوالقاسمی:

سلام علیکم ورحمة الله، أعوذ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیطَانِ الرَّجِیمِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ اَلْحَمدُ للهِ رَبِّ العالَمین اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى ‌مُحَمَّدٍ الْمُصْطَفَى وَ عَلِيٍّ الْمُرْتَضَى وَ فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ وَ ‌الْحَسَنِ الرِّضَا وَ الْحُسَيْنِ الْمُصَفَّى، وَ جَمِيعِ الْأَوْصِيَاءِ ‌مَصَابِيحِ الدُّجَى وَصلّ عَلیٰ مَنْ بِيُمْنِهِ رُزِقَ الْوَرَي وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الْاَرْضُ وَ السَّمَاءُ مَوْلانا صَاحِبَ العَصْرِ وَالزمَان

بنده هم خدمت شما و بینندگان محترم عرض سلام و وقت بخیر دارم و شهادت حضرت حمزه سید الشهداء در روز احد را و وفات حضرت عبدالعظیم حسنی را به همه شما تسلیت عرضن می کنم

مجری:

در ادامه بحث وحدت پویا اگر بینندگان عزیز خاطرشان باشد هفته گذشته در انتهای برنامه ای را در رابطه با مسئله استبصار حضرت استاد بیان کردند و ان شاء ‌الله این جلسه می خواهیم مفصل به این مسئله بپردازیم در خدمت شما هستم.

استاد ابوالقاسمی:

ما در جلسات قبل راجع به مبانی وحدت صحبت کردیم عرض شد خیلی از این کسانی که راجع به وحدت صحبت می کنند اصلاً مبانی علمی وحدت را نمی دانند چه است؟ مرحوم آیت الله مصباح یزدی (رضوان الله تعالی علیه) به صورت علمی، با صورت نظام مند آمدند در مورد وحدت صحبت کردند.

ولی متأْٰسفانه ما اصلاً نمی بینیم بیایند آن نظام از ابتدا تا انتهای مقوله وحدت را مورد بررسی قرار داده بیاید کسی مطرح بکند که خیلی هم جای غصه است. مقام معظم رهبری (حفظه الله) این همه در مورد وحدت صحبت کردند در مورد نحوه ارتباط و تعامل صحبت کردند. اما نظام این که این وحدت چگونه باید باشد را هنوز هم که هنوز است نمی آیند چاپ کنند، مجموعه های تقریبی بیایند نظامش را در نظر بگیرند نه فقط به چهارتا کلمه تقریبی این را که همه بلد هستند بله وحدت خیلی خوب است این که به درد نمی خورد. باید آن نظام باشد با چه کسی باید وحدت باشد؟ با چه کسی نباید وحدت باشد؟

مجری:

حتی در مورد روز بقیع که هفته پیش مفصل صحبت کردیم حتی در این حد هم...

استاد ابوالقاسمی:

بله خیلی ها آگاهی ندارند فکر می کنند ما راجع به بقیع صحبت کنیم ضد اهل سنت است. مطالب فراوان دیگری در این قضایا ما گفتیم که نشان دهنده این است مقوله وحدت، بیش از آن که در مسیر درست خودش قرار گرفته باشد در جاهای دارد هزینه می شود که بر خلاف آن چیزی است که ادله صحیح وحدت چه در فرمایشات ائمه (علیهم السلام)، چه در فرمایشات بزرگان تقریب مثل مرحوم آیت الله العظمی بروجردی، مرحوم امام (رضوان تعالی علیه)، مرحوم شهید مطهری (رضوان الله تعالی علیه) مقام معظم رهبری و دیگر بزرگان این از آن مسیرش دارد خارج می شود به آن مسیری که باید باشد قرار نگرفته است.

 رسیدیم به مسئله استبصار گفتیم یکی از چیزهای که بسیار حساس است مسئله استبصار است اولاً هدف طرف مقابل از وحدت چه بود؟ گفتیم اگر واقعاً دنبال وحدت است پس نباید دنبال امتیاز گیری باشد، یا اگر یک امتیاز می گیرد یک امتیاز هم باید بدهد طبیعی اش هم این است تعامل این می شود نه این که یک طرفه باشد.

اما عین عبارات را آوردیم کسانی که با قصد و غرض به دنبال وحدت آمدند و وقتی دیدند که آن بهره و سود کافی را نبردند به شدت ضد شیعه شدند. مثل آقای قرضاوی اگر کسی مبنای وحدت را می دانست عین روز برایش روشن بود حرفی که آقای قرضاوی در مورد وحدت می زند این است وحدت داشته باشیم که من بتوانم جلوی شیعه شدن مردم را بگیرم.

وحدت داشته باشیم که من بتوانم این کار را بکنم، اما وقتی دید نه قضیه این طور نیست گفت نه اصلاً وحدت خوب نیست، دید پسرش هم گرایش شیعه پیدا کرد، خیلی مهم است که اساساً این طلب طرف مقابل که وقتی نوبت خودش می رسد چرا جلوی سنی شدن مردم را می گیرید؟ اصلاً ما برای سنی کردن مردم پول خرج می کنیم!

به نظر شما چقدر پول خرج می کنند شما در جریان هستید می دانید که چه مقدار این ها هزینه می کنند برای گمراه کردن و وهابی کردن مردم، به اصطلاح اصلاً کار به اهل سنت نداریم چقدر پول خرج می کنند برای وهابی کردن مردم ایران.

مجری:

اخباری که من از گوشه و کنار می شنوم مخصوصاً در شهرهای مرزی ما واقعاً مبالغ خیلی سنگین و گزافی است.

استاد ابوالقاسمی:

ما یک مدرک رسمی برای شما ارائه می کنیم عبارتی است که در سی ان ان عربی نشر داده شده من الان آن را در اینترنت جستجو می زنم سی ان ان عربی:

«خلفان»

آقای خلفان

 «جمعیة نشر التسنّن بمواجهة ایران جاهزة... وسیکون لها عشر ملیارات دولار سنویا»

یک مؤسسه درست کردیم برای گسترش سنی گری در مقابل ایران چقدر پول خرجش می کنیم؟

«وسیکون لها عشر ملیارات دولار سنویا»

هر سال 10 میلیارد دلار پول به آن تزریق می کنیم اصلاً برای ما این مبلغ یک مبلغی غیر قابل باور است 10 میلیارد دلار هر سال پول می دهند برای به قول او سنی کردن ایران دوباره عبارت متنش:

«أعاد الفریق ضاحي خلفان، نائب رئیس الشرطة في دبي التأکید علی أنه»

نائب رئیس پلیس دوبی تأکید کرد که:

«یجب اعادة ایران – سنیة کما کانت، قائلک إن قناة العالم – تصرخ من تفریدة له»

ایران را باید سنی بکنیم همان طوری که قبلاً بود و گفت شبکه العالم از توئیتی که او زده فریاد دارد 10 میلیارد دلار شما می خواهید خرج کنید برای چه؟ برای سنی کردن ایران، آن وقت می خواهید که ما سکوت کنیم؟ این یک خبر است توئیت رسمی هم زده گفتند هر سال 10 میلیارد دلار ما برای سنی کردن مردم ایران خرج می کنیم.

مجری:

با در نظر گرفتن این مسئله که هر سال وضعیت اقتصادی اطلاع داریم و این مبلغ، مبلغ زیادی است.

استاد ابوالقاسمی:

بله مشخص است. با توجه به این قضیه از یک طرف همان آقای قرضاوی که محل سکونتش هم امارات بود و امارات هم خیلی تجلیل از او می کرد امارات از این طرف 10 میلیارد دلار پول می دهد برای چه؟ هر سال برای سنی کردن ایران، از این طرف آقای قرضاوی که ممدوح اماراتی ها است می گوید من تقریب می آیم به یک شرط، شرط چه است؟ استبصار نباید باشد مطلقا مگر ما داریم پول خرج می کنیم 10 میلیارد دلار برای یک کشور شما برای شیعه کردنش آن ها یک کشورشان برای فقط ایران 10 میلیارد دلار دارد خرج می کند.

این های که می گویند استبصار نه، اول ببینیم درخواست آن ها چه بوده است؟ هدف آن ها که مشخص شد آن ها دنبال این هستند که ما سنی بشویم یا سلفی بشویم آن ها چون سنی نیستند سلفی هستند، ولی کسی شیعه نشود. پول خرج می کنند هفته قبل هم متن سایت آقای عبد الحمید را دیدیم اگر یک کسی سنی شد نباید با او برخورد کرد سنی نشده وهابی شده عملیات کرده نه نباید برخورد کرد. پس آن طرفش، آن طرف هیچ کس نباید به آن ها دست بزند پول هم خرج می کنند برای این که طرف سنی بشود حالا اگر یک نفری شیعه بشود آیا اهل بیت اصلاً‌ دنبال این بودند کسی را شیعه بکنند یا خیر؟ بعضی افراد یک سری مسائلی مطرح کردند مثلاً آقای مهدی مسائلی یک کلیپی از ایشان داریم ببینیم بد نیست می گوید اهل بیت هیچ جا از آن ها نداریم که یک نفر سنی را به تشیع دعوت کرده باشد.

(کلیپ آقای مسائلی)

بسیاری از اصحاب و دوستداران امام و ائمه، اهل سنت بودند هیچ تلاشی را از ناحیه امام نمی بینیم که این ها را به اصطلاح خودمان مستبصر بکنند.

مجری:

ایشان یک همچنین ادعای دارند.

استاد ابوالقاسمی:

هیچ تلاشی از ناحیه ائمه نداشتیم که بیایند غیر شیعیان را دعوت به تشیع بکنند این یک کلیپ؛ پس هیچ تلاشی نبوده حالا ما راجع به آن صحبت خواهیم کرد جناب آقای مبلغی هم از نظریه پردازهای فکر تقریب هستند. ایشان هم شبیه به همین صحبت را کردند و جای دیگر تصریح به این قضیه دارند.

(کلیپ دوم اقای مبلغی)

...لاشیعة تضمحیل، ولا السنة تضمحیل، اصلاً‌ این ها قابل اضمحلال نیستند این ها واقعیت های تاریخی هستند بیرون آمده مگر این طوری است که یک فرمان صادر کنیم سنی ها از بین بروند این حرف ها نیست، هر رویکردی هم که به سمت حذف یکی از این ها باشد این در واقع به جایی که نمی رسد هیچی یک اختلافی هم بین امت ایجاد می کند.

این جا هم عرض کنم هر رویکردی هم به دنبال شیعه سازی باشد این هم اختلاف ایجاد می کند.

مجری:

هر رویکردی که به دنبال شیعه سازی باشد.

استاد ابوالقاسمی:

به دنبال شیعه سازی ولو با تبلیغ صحیح دین مطلقا، چرا؟ چرایش را عرض می کنم چون آقای قرضاوی تا ببیند یک نفر، ولو با محبت شما ولو با اخلاق خوب شما شیعه شد چه کار می کند؟ برای آقای قرضاوی فرق می کند من با دعوت علمی او را جذب کرده باشم یا با اخلاق؟ هیچ فرقی نمی کند.

آقای حجت الاسلام دکتر احمد مبلغی در سایت دفتر تقریب مذاهب اسلامی، تاریخ انتشار 19- 3- 93 تبشر شیعی بعد می آید می گوید در بین این همه روایت از اهل بیت کجا پیدا می شود که این بزرگواران یک نفر سنی را شیعه کرده باشد؟ کجا سراغ دارید اهل بیت یک نفر سنی را شیعه کرده باشد؟

من فعلاً نمی خواهم این ها را نقد کنم به این ها بعداً جواب مفصل می دهیم. باز آقای مسائلی عبارتی دارد از "شیعه شدن تا شیعه نمودن بعضی از مفاسد رویکرد شیعه سازی"، مهدی مسائلی در کانال اخوت هم نشر داده شده است. شیعه شدن یک طرف سکه ماجرا است شیعه نمودن روی دیگر آن اگر منعی ندارد ولی بسیاری از شیعه نمودن ها و روش های که برای آن به کار بسته می شود بر خلاف هنجارهای اجتماعی و حتی قوانین تبلیغی تشیع است.

می گوید یادداشتی بیان کردند که ائمه شیعه در روایات متعددی از دعوت به تشیع منع کردند که این را هم عرض می کنم چه کار کردند؟ و آن را یک ضرر تبلیغی و اجتماعی برای تشیع دانسته اند چنان چه که شیخ کلینی در کتاب کافی بابی به عنوان باب ترک دعاة الناس دارد.

نمی گوید یک باب هم باب دعوت هم دارد که باید این ها را با هم جمع کرد اصلاً‌ این ها را حرف نمی زنند یکی از مؤسسات به یکی از آقایان داد برو روایات دعوت را جمع کن، اما فقط روایات ضد دعوت را بیاور روایات دعوت را نیاوری! دعوت به شیعه سازی اهل سنت مفاسد اجتماعی و مذهبی بسیاری دارد. خلاصه بعضی هایش را می گوییم یک یا چند نفر را شیعه می کند چند نفر را شیعه می کند اما قوم و طایفه را نسبت به شیعه بدبین کرده و دشمنی آن ها را بر می انگیزد. آقا من به او هیچی نگفتم، یک کسی اخلاق شیعه را دیده می خواهد شیعه بشود به او بدبین می شوند یا نه؟ مگر شما نمی گویید:

«فَإِنَّ النَّاسَ لَوْ عَلِمُوا مَحَاسِنَ كَلَامِنَا لَاتَّبَعُونَا»

عيون أخبار الرضا (عليه السلام)؛ نویسنده: ابن بابويه، محمد بن على، مصحح: لا جوردی، مهدی، ناشر: نشر جهان، ج1، ص307

مگر روایت نمی گوید که با رفتار خودتان مردم را دعوت کنید هفته های قبل روایتش را خواندیم که همین آقایان جرأت نمی کنند روایت را درست بخوانند. روایت می فرماید مردم را:

«كُونُوا دُعَاةَ النَّاسِ بِغَيْرِ أَلْسِنَتِكُم‏»

مردم را با عمل دعوت کنید.

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج67، ص309

ما با عمل دعوت کردیم شیعه شدند همین اتفاق رخ می دهد یا نه؟ قوم و طایفه ای نسبت به شیعه بدبین می شوند یا نه؟ اگر من به او دروغ گفتم و او با دروغ شیعه شده است، دیگران ممکن است بد بین بشوند اگر من او را با دلیل صحیح شیعه کردم و یا با رفتار خوب شیعه کردم او شیعه شده، شیعه شدن او بدبینی ایجاد می کند. پس بگویید ما روایت «كُونُوا دُعَاةَ النَّاسِ بِغَيْرِ أَلْسِنَتِكُم‏»؛ را قبول نداریم چون همین می شود.

 آقای قرضاوی برایش فرق نمی کند شما با اخلاقت یکی را شیعه کردی، یا با دعوت علمی کسی را شیعه کردی برایش فرق می کند؟ خیر. بعد هم کسی را که من با اخلاق دعوتش بکنم فقط به خاطر اخلاق من شیعه می شود بعد تحقیق می کند.

مجری:

در واقع شما فرمودید ما سر فصل های به ایشان می دهیم که خودش تحقیق می کند.

استاد ابوالقاسمی:

بله ما کاری با او نداریم. دو: اهل سنت را از رویکرد مقابله با افراط گرایی دور کرده به سمت دفاع کلی از هر چه و هر کس خود را تسنن می نامد وا می دارد. آقا من با او خوب هم برخورد کنم همین می شود چون جذب شیعه می شود جذب شیعه شد همین اتفاق رخ می دهد؛ پس من باید با سنی بد برخورد کنم نباید جذب بشود رفتارم باید رفتار بسیار زننده باشد. فرمایش شما این می شود!

 سه: همه فعالیت های شیعیان را تحت الشعاع قرار داده حتی فعالیت های غیر مذهبی شیعیان را. چهار: سنی طرفدار انقلاب اسلامی را منزوی می کند و انقلابی گری را نوعی تبلیغ تشیع جلوه داده و  علمای اهل سنت را به سمت جدایی از انقلاب فرا می خواند.

پنج: امنیت مذهبی اهل سنت را متزلزل می کند حتی علمای اهل سنت برای دفاع در برابر شیعه سازی عده ای به سمت حمله تبلیغی علیه تشیع متقاعد می شوند. شش: علمای سنی را از رویکرد ترویج معنویت و دینداری میان مردم به رویکرد دفاع از تسنن و مخاصمه مذهبی با شیعه وا می دارد و جریان های ضد دینی و معنویت ستیزی را تقویت می کند.

هفت: می گوید گفتمان مجادله و مناظره و توهین گسترش پیدا می کند. اصلاً گزینه هفت را کنار می گذاریم 6 تای قبلی اش دو جنبه یک: طرف مقابل 10 میلیارد دلار هر سال دارد خرج می کند که شیعه ها را سنی بکند به ما حق می دهید این 6 تا را در موردش داشته باشیم یا نه؟ به سنی ها حق می دهید می گویید رخ می دهد چرا در مورد شیعه رخ ندهد؟10 میلیارد دارد خرج می کند آن هم یکی شان. ما الان چه کار کنیم؟ حق داریم این 6 تا را داشته باشیم یا نه؟ می گوید نه شما حق ندارید همچنین رفتاری داشته باشید یک نفری را ما اصلاً‌ دعوت علمی نکردیم دعوت عملی به دستور ائمه طبق آنی که شما می گویید پول هم نمی دهیم «كُونُوا دُعَاةَ النَّاسِ بِغَيْرِ أَلْسِنَتِكُم‏»؛ طرف شیعه شد همین 6 تایی که شما آوردید رخ می دهد یا نمی دهد؟

 مسئله، دعوت به تشیع یا شیعه شدن نیست، برای آن ها هیچ فرقی نمی کند پس چرا شما سر مسئله استبصار چماق دست گرفتید؟ رُک به شما بگویم در جلسات خصوصی شان گفتند، گفتند اگر یکی خواست شیعه بشود گفتند نه شیعه نشو ولو با رفتار شما خواست شیعه بشود نه شیعه نشو مصلحت نیست شیعه بشوی. چون شیعه بشوی ما از رفتارهای تمدن سازانه مان باز می مانیم یک نفر به حق جذب بشود:

«لَأَنْ يَهْدِيَ اللَّهُ عَلَى يَدَيْكَ عَبْداً مِنْ عِبَادِهِ خَيْرٌ لَكَ مِمَّا طَلَعَتْ عَلَيْهِ الشَّمْس‏»

مصباح الشريعة؛ نویسنده: منسوب به جعفربن محمد امام ششم (عليه السلام)، ناشر: اعلمی، محقق/ مصحح: ندارد، ص199، الباب الخامس و التسعون في الحکمة.

اگر من تمدنی داشته باشم که موجبات هدایت هیچ کس نباشد و یک نفر هدایت بشود آن یک نفر به همه آن تمدن می چربد طبق مبانی شیعی، بله ما تمدن را زمانی می خواهیم که بتوانیم با آن تمدن هدایتگر باشیم. امیر مؤمنان خلافت را می گوید برای من خلافت به اندازه آب بینی یک بز ارزش ندارد. مگر این که بتوانم حقی را احقاق کنم یا باطلی را از بین ببرم.

پس تمدن فی نفسه برای ما مهم نیست، شما از همین الان هنوز تمدن نشده جلوی خود شیعه را داری می گیری، تمدن هم بشود همین رفتار هست یا نخواهد بود؟ شما دارید چه کار می کنید؟ با فهم اشتباهی که در ذهن شما آن مدعی دروغین تقریب که من به سمت تقریب می آیم به شرط این که شما شیعه سازی نداشته باشید، شیعه سازی یعنی چه؟ نه اخلاقت هم نباید خوب بشود اخلاقت با یک شیعه می چربد شرطی که او برای شما دارد این نیست که شما شیعه نکن این است که هیچ کس شیعه نشود چه با اخلاق، چه با رفتار، چه با علم، چه با پول هیچ جور نباید شیعه بشود، او این را از شما می خواهد.

اصلاً فرض کن شما تمام فعالیت های پاسخ به شبهاتی که در مقابل آن 10 میلیارد دلار است، رفتی گفتی عزیزم چقدر شما آدم خوبی هستی و کسی تا حالا با او برخورد خوب نکرده بود. جذب شما شد خواست شیعه بشود شما چه کار می کنی؟ به او چه می گویی؟ می گویی نه شما نباید شیعه بشوی، چرا؟ اگر تو شیعه بشوی کل تلاش های که من کردم به هم می ریزد آن موقع همین شیعه نشدن تو چه نتیجه ای در ذهن آن طرف خواهد داشت؟

این آدم دنبال منصب خودش است، دنبال آن جایگاه خودش است دنبال این نیست که من به حق برسم درد دین ندارد. همین رفتار شما او را از تشیع چند برابر زده خواهد کرد، این ها دنبال حکومت و دولت است، دین در کار نیست این جور برداشت می کند. واقعاً شما این را می خواهید که همین هم شده، چرا؟ بسیاری از کسانی که مستبصر شدند به خاطر رفتارهای شما از نظام و انقلاب زده شدند؟ باید شما جواب پس بدهید چرا مستبصرین را از انقلاب زده کردید؟ نکته خیلی مهمی است طرف مستبصر شده چرا این بلا سرش آمده؟

نکته بعدی این ها ادعا می کنند که مشکل از طرف مستبصرین است یعنی چه مشکل از طرف مستبصرین است؟ یعنی آقایان مستبصر یک سری رفتارهای تندی داشتند که این رفتارهای تند موجب شده که یک عده ای ضد این ها بشوند. زیاد هم می گویند در گروه های مختلف خودشان از جمله کانال اخوت یا دیگر جاهای که دارند رسماً می گویند استبصار، موجبات ضرر به جامعه است. چرا؟ چون این ها سر و صدا دارند می کنند، دنبال این هستند که جامعه را به هم بریزند چون خواستند جامعه را به هم بریزند لذا تقصیر خودشان است.

شما ببینید آقای علیرضا کمیلی می گوید نگذارید تغییر مذهب شود حق مضاعف، چندی پیش یک نفر با من تماس گرفت مدام می گفت من شیعه شدم کمک مالی می خواست گفتم از دست من کاری نیست ولی می شود بگویی چرا این قدر روی شیعه شدن تان تأکید دارید؟ چیزی که باید حقیقتاً در قلب رخ دهد و در زبان می شود مایه تفاخر یا تکثر برخی افراد، مایه تفاخر نیستند! ائمه به یک کسی که شیعه می شد افتخار نمی کردند؟ گاهی می شنوم که برخی دغدغه ایجاد شغل ویژه کسانی را دارند که تغییر مذهب داده اند، اگر کسی واقعاً بر اساس استدلال و با نیت الهی به هر دین و مذهبی در آمده نباید اجر آن را از دیگران بخواهد کما این که علنی کردن و تبلیغ آن در شرایط کنونی قطعاً مایه دوری دل ها و اختلاف انگیزی مسلمانان است. -نباید علنی بشود - مراقب باشیم چرا که تبدیل مسئله تحریک آمیز تغیر مذهبی به یک ابزار تبلیغی از عوامل مهم بی اعتمادی میان مسلمانان و شکل گیری نفرت و نفاق است.

 حالا سوال آیا واقعاً مستبصرین ما خودشان می روند تبلیغ بکنند؟ ما برویم سراغ فتاوای طرف مقابل تا معلوم بشود کتاب فتاوای دار العلوم دیوبند، جلد 7، صفحه 342 سوال شده زنی از اهل سنت با شیعیان ازدواج کرده مرد شیعه تلاش دارد آن زن را شیعه کند و حاضر به طلاق دادن او نیست. جواب زن می تواند بدون طلاق شوهر با شخص دیگر نکاح نماید و بر پدر لازم است دختر خود را به شیعه نکاح ننماید!

نه زن خود به خود اگر یک نفری شوهرش شیعه است خود به خود زن از او طلاق پیدا می کند. یا می گوید یکی از شیعیان سنی شده خانواده اش برایش همسری اختیار کردند این همسر نیز سنی شده است بعد از سنی شدن همسر عقد ازدواج خود را تجدید کنند، چون عقدی که زمان تشیع خوانده با یک شیعه بوده بعد سنی شده آن عقد باطل شده بعد دوباره آن زن هم سنی شده این ها دوباره باید با هم عقد بخوانند یعنی چه؟ آقا اگر من در خانه خودم سنی بودم شیعه بشوم همسرم که می فهمد حکم شرعی زن طلاق اس،ت بیرون می رود من به کسی نگفتم در خانه خودم هستم، نمی خواهم به کسی بگویم نه تو زن طلاقی هستی خانواده زن می‌ ‌آیند زن را می برند بچه ها را می برند بچه ها نباید آن جا باشند چون بچه ها آن جا باشند گمراه می شوند.

آقا من یک دوست شیعه داشتم اخلاقش خوب بوده به خاطر اخلاق او کسی هم من را دعوت نکرده خودم خواست او هم به نگفت خواستم خودم شیعه بشوم، می گوید برای ما فرقی نمی کند فتوای تو زن طلاق است حالا که زن طلاق شدی زنت باید بیرون برود. به پدر و برادرش هم می گویند آقای فلانی شما دیگر حق زندگی این جا نداری.

گفت من چه کار کنم خودم خواستم شیعه بشوم، اگر خودم خواستم شیعه بشوم چه؟ نه شغلت از دست می رود خانه ات از دست می رود و بچه هایت هم از دست می روند. این ها در کجا است؟ در کشوری که قانون اساسی اش شیعه است و مذهب رسمی اش شیعه است. این ها است که باید ما رویش فکر بکنیم یعنی طرف مقابل یک چیزی درست کرده هیچ کس حق ندارد شیعه بشود.

اگر شیعه شد در خانه خودش هم شد همه این مسائل بر او بار می شود تاوان باید بدهد. تاوان داد چه کار باید بکنیم؟ این ها می گویند باید تاوان بدهد، یک عبارتی دیدم بسیار برایم سنگین بود و واقعاً جگرم را آتش زد وقتی من این عبارت را دیدم. گفته بود اگر یک کسی تغییر مذهب بدهد چه کار باید بکند راه حل چیست؟ فرض کنیم یک سنی خواست شیعه بشود اگر این فرد سنی، شیعه شد بهترین راه حل برای او این است که خانه اش را عوض کند به یک شهر دیگر برود، در مناطق شیعه نشین برود دیگر در مناطق سنی نشین این آقا نباید بماند. آقا منِ سنی خواستم شیعه بشوم، نه تو دیگر باید شهرت را تغییر بدهی و به یک شهر دیگر بروی دیگر آن جا مصلحت نیست بمانی! بودن شما در منطقه سنی نشین ایجاد تفرقه می کند، چون بودن شما ایجاد تفرقه می کند لذا شما حق نداری در منطقه باقی بمانی!

 در کانال اخوت عبارتش را بیاورم می گوید بهترین راه کوچ دادن به منطقه ای است چه باید کرد؟ از طرف حق هر فردی است که اگر به وسله تحقیق و بررسی مذهبی دیگر را بر حق دید به آن بگرود و از طرف دیگر تغییر مذهب در مناطق مشترک تبعات منفی بسیاری دارد با توجه به این شرایط چه باید کرد؟ شاید بهترین راه - من واقعاً‌ از امام زمان معذرت می خواهم یک عده افرادی به اسم شیعه این حرف را زدند – نگاه کنید کانال اخوت، تمرکز فعالیت های دینی بر ستیز بر مذهب مقابل، بهترین راه کوچ فرد تغییر مذهب داده به منطقه ای باشد که اکثریت قاطع آن منطقه جزء هم مذهبان فرد باشد. یا این که فرد به تبعات منفی اعلام علنی تغییر مذهب خود آگاه باشد و به شدت از بوق و کرنا کردن این تغییر مذهب خودداری نماید.

 گفتیم این بوق و کرنا نکرده در خانه اش بوده زن طلاقش کردند در خانه اش بوده به گلوله بستنش، در روستای خودش هیچ کار نکرده سرش را بریدند. می گوید نه این دیگر بوق و کرنا کرده است. آقا بوق و کرنایی در کار نبود نه آقا شما خبر ندارید لذا بهترین راه این است که شما منطقه ات را عوض کنی به یک شهری دیگر بروی.

 من الان بخواهم از یک شهری به یک شهر دیگر کوچ کنم بلایی که سر بسیاری از مستبصرین آمده، الان به یک شهر دیگر می آید مثلا منطقه قم می آید کوچ کردن هزینه دارد شما که گفتید آقای کمیلی نه نباید به این ها کمک کرد چرا دنبال اشتغال برای مستبصرین می گردید؟ چرا دنبال کمک مالی برای مستبصرین می گردید؟ آقا خودتان می گویید بهترین راه کوچ کردنش است کوچ کردن هزینه دارد، شغل می خواهد خانه می خواهد رهن باید بگیرد اجاره باید بدهد.

مجری:

با دست خالی آمده است.

استاد ابوالقاسمی:

خودتان می گویید آن جا بمانی دعوا می شود یک جای دیگر برو من می خواهم کوچ کنم کمکم کن، نه نباید کمک کرد! چه کسی می گوید نباید کمک کرد همین آقایانی که می گوید باید گوش بکند

(کلیپ سوم)

حالا بر فرض، فرض کنید کسی در یک منطقه ای مذهب خودش را عوض می کند، این که آن شخص آیا حمایت های لازم دارد یا ندارد بنده معتقد هستم ممکن است این نحوی که بعضی از افراد عمل می کنند اصلاً درست نباشد، ولی ممکن است حمایتی بشود و می روند به سمت حمایت کردن از آن آدم برای تغییر آن اندیشه دچار گرفتاری های هم بشود.

استاد ابوالقاسمی:

می گوید من این گونه کمک کردن ها را مناسب نمی دانم، یعنی چه مناسب نمی دانی؟ شما خودتان می گویید این آدم از منطقه اش یک جای دیگر برود کوچ بکند اتباع مذهب اهل سنت هم که این آقا را زن طلاق دادند، بایکوتش کردند اموالش را از او گرفتند این چه کار بکند با هیس هم که نمی شود آن طرف آن جا می میرد. نه آقا نگویید با مستبصرین چه کار می کنند، نه بگذار بگوید این آقایان چند بار مناطق مستبصرین رفتند سر بزنند ببینند چه بلای سرش آوردند؟ مستبصر بدبخت چه گناهی کرده از یک طرف شما می گویید: «كُونُوا دُعَاةَ النَّاسِ بِغَيْرِ أَلْسِنَتِكُم‏»؛ با اخلاق خوب، حالا با اخلاق خوب جذبش کردیم نه من بد اخلاق بودم او خوشش آمد، اصلا دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید، من را دیده خوشش آمد من چه کار کنم خواست شیعه بشود نه این نباید شیعه بشود شما می گویید: «كُونُوا دُعَاةَ النَّاسِ بِغَيْرِ أَلْسِنَتِكُم‏» بغیر السِنَه یک نفری با اخلاق خوبش یک نفری را جذب کرد آن هم شیعه شد، نه نباید می شد، حالا شیعه شد چه کار کنیم؟ هیچی نگو من در خانه خودم هستم هیچی نگفتم من را زن طلاق کردند اموالم را گرفتند گلوله زدند، من را از خرید و فروش ممنوع کردند غذا به من نمی دهند، در شبکه ولایت بودیم پسر یکی از مولوی ها زنگ زد گفت من تحقیق کردم جفت پاهایم را شکستند. در خانه جفت پاهایم را شکستند چرا درباره تشیع تحقیق کردی؟ این وضعیت برای این ها پیش آمده حالا که این قدر سخت است کوچ کن باشد، باشد من الان می خواهم از آن شهر یک شهر دیگر بیایم اقلاً‌ پول به اندازه آمدن، خرجی راه به من بدهید من بیایم، نه خرجی راه ما به کسی نمی دهیم. آقا من در آن شهر غریب آمدم می خواهم آن جا گدایی کنم رهن خانه، یک اجاره کمی، می گوید نه نمی شود صلاح نیست.

حالا در طرف مقابل، طرف سلفی می شود در مناطق مختلف خانه که برای شان می خرند، کمترین حدش طرف در خانه خودش است این قدر پول بگیر، گندم و آرد و گوشت و گوسفند بگیر 10 میلیارد دلار پشتوانه سالیانه دارد. آن وقت یک عده مثل این آقایان نه آقا این ها باید منطقه شان را عوض کنند کوچ بکنند، بهترین راه حل این است. ما چه کار بکنیم؟ چگونه با این رفتارها مقابله بکنیم آیا واقعاً این طور بوده؟ آیا ائمه (علیهم السلام) نسبت به مستبصرین این طوری بودند؟ عبارت دیگر شما نگاه کنید یکی از آقایان می گوید ما در منطقه فلان جا رفتیم، طه شیردل خدا را شکر تا اسفند ماه کار را تحویل خواهیم داد رفتند در منطقه محروم دارند کمک می کنند امیدواریم این قدم حاج سعید قاسمی و همکاران بنده مورد توجه بقیة الله قرار بگیرد گام کوچکی برای پا برهنگان است. طی این پروژه ها در منطقه سنی نشین رفتند خانه برای شان ساختند اخلاق خوب بوده، 7 نفر از اهالی روستای کوئیک هم به مذهب حقه تشیع گرویدند که باعث افتخار و خوشحالی دوستان گردید. چندی قبل این پست بازتاب گسترده داشت بعداً تکذیب شد بنده از حاج سعید این مطلب را پرسیدم گفتند ما از دوران جنگ با اهل سنت بودیم و به دنبال این بازی تغییر مذهب نیستیم.

بازی تغییر مذهب نیست، حالا طرف شیعه شده باشد اخلاق خوب داشت شیعه شده چه کار کنیم بگوییم نه نشو، آیا این کار بد است ما از شیعه شدن شما ناراحت شدیم؟ این را دیگر نمی دانیم باید چه کار کنیم؟ هر روز در بوق و کرنا می کنند فلانی سلفی شد، خیلی هایش دروغ است فلانی چنین و چنان شد پخش می کنند. سالی 10 میلیارد دلار فقط یک کشور هزینه می کند، یک کسی که از شیعه بودن سلفی بشود او را پول می دهند خانه اش را تأمین می کنند اجاره می دهند، قرض می دهند؛ اما از این طرف ما بخواهیم شخصی به مستبصر کمک بکنیم دفتر یک مرجعی بخواهد به مستبصر کمک بکند، شما پرژوه شیعه سازی دارید پروژه شیعه سازی چه است؟ طرف بدبخت و بیچاره از زندگی ساقط شد ما می خواهیم به او کمک بکنیم به خاطر ولایت امیر المؤمنین از هستی ساقط شد ما می خواهیم به او کمک بکنیم. می گوید نه شما پروژه شیعه سازی راه انداختید این پروژه ممنوع است. پس این جنبه اش را ما دیدیم که آقایان دقیقاً در همان پازلی که آقای قرضاوی و امثالهم طراحی کرده که بودند که هدف ما از تقریب، جلوگیری از شیعه شدن است. هدف مان از تقریب قدرت اسلام نیست وگرنه اگر هدف، قدرت اسلام است من کوتاه می آیم تو هم کوتاه بیا.

 یا هیچ کدام هیچی نمی گوییم سکوت طرفینی از این طرف همان کشور پول خرج می کند همان فرد مؤیید شبکه های وهابی و سلفی است که آخرش هم با آن ها رفت، همان فرد همین کارها را انجام می دهد بعد ما بخواهیم برویم یک نفر را اخلاقاً شیعه کنیم این بلاها سرشان می آید. حالا این که راجع به آن اتفاقاتی که رخ داده و دارد می شود.

 اما برویم ما یک جنبه دیگر را نگاه بکنیم آقایان ادعا داشتند که ائمه (علیهم السلام) هیچ جایی، هیچ کسی را به تشیع دعوت نکردند من یک سوال دارم، زمان امام سجاد (علیه السلام) شیعه کلاً 3 نفر بودند، زمان امام باقر و امام صادق (علیهم السلام) چند نفر شیعه داشتیم این ها چطوری شیعه شدند؟ این ها شیعه خلق شدند؟ خدای متعال گفت تو می خواهی به دنیا بیایی شیعه به دنیا، بیا یا مستبصر شدند؟ این ها مستبصر شدند امام صادق (علیه السلام) چه برخوردی با آن ها کرد گفت نه مستبصرین را اصلاً در دفتر و خانه من راه ندهید یا همان مستبصرین بودند که ارکان اساسی تشیع امروز را درست کردند!

زراره مستبصر است، خاندان اعین که اساس روایات شیعه هستند خاندان مستبصر هستند. خاندان اعین چطوری شیعه شدند؟ یکی از سخنران های معروف تعریف می کند می گوید خواهر این خاندان به مسجد رفت یک نفر داشت سخنرانی می کرد دید یک نفر در مسجد چه حرف های زیبایی می گوید اعتقادات را می گوید اما نه مدل اعتقادات شاب امرد. اعتقادات را خیلی شسته روفته می گوید پرس و جو می کند می بیند شیعه است به او می گویند طرفش نروی با این که خیلی صحبت می کند دو سوم چهارم شیعه شد، برادرانش را هم شیعه کرد برادرانش را آورد با چند نفر صحبت کردند و شیعه شدند مستبصرین حلقه اول دور امام باقر (علیه السلام شدند)، خاندان زراره، حمران ابن اعین، زرارة ابن اعین خواهران و برادرانش همه شیعه شدند. اصلا شما تاریخ تشیع را خوانده اید که تشیع بنایش بر مستبصرین بوده، یا فقط الکی حرف بزنید. کجا سراغ دارید امام صادق یکی از این ها را شیعه کرده باشد؟ کجا سراغ دارید امام صادق جلوی تشیع را گرفته باشد که شما دارید می گیرید؟

مجری:

استاد سوال این است این آگاهی از کجا آمده؟

استاد ابوالقاسمی:

اما سراغ روایات برویم همان آقایانی که این حرف ها را زدند ما روایات را بررسی کردیم شکر خدا یک پایان نامه ای هم در دانشگاه ادیان نوشته شده، طرف در این قضیه خیلی سختی کشید پایان نامه اش هم علمی است دیگر ابوالقاسمی در کار نیست که بگویید ابوالقاسمی تند رو است. پایان نامه علمی در دانشگاه ادیان اساتید، اساتید تقریبی، نه مبنای اهل بیت (علیهم السلام) در رابطه با تشیع داشتند الی ماشاء الله روایت دارد و روایت صحیح السند هم دارد. اما برخی از این روایات را برای بزرگواران بخوانیم.

مجری:

استاد اگر اجازه بدهید قبل از این که وارد روایات بشویم یک میان برنامه و یک تنفسی از اتاق فرمان بگیریم و بعد در خدمت شما و بینندگان باشیم

 (میان برنامه)

مجری:

بینندگان عزیز مجددا به برنامه راه روشن از شبکه جهانی ولی عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف) خوش آمدید، در خدمت شما عزیزان هستیم، من از شما عزیزان تقاضا می کنم که اگر نقطه نظر یا پیشنهاد و انتقادی در رابطه با مباحثی که مطرح می کنیم در این برنامه و سایر برنامه های شبکه دارید از طریق راه های ارتباطی که دوستان من زیر نویس کرده اند با ما در ارتباط و تماس باشید. استاد در خدمت شما هستیم در ادامه بحث و روایاتی که در رابطه با این مسئله فرمودید

استاد ابوالقاسمی:

من اول یک روایتی را که در کتاب شریف کافی با سند صحیح آمده خدمت بزرگواران مطرح کنم، جالب است آقای مسائلی روایتی را آورده می گوید امام صادق (علیه السلام) مؤمن الطاق را از مناظره باز داشتند. نمی دانم این روایت و عبارتی را ایشان مطرح کرده دارم و یا خیر. اگر داشتم خدمت بزرگواران ارائه خواهم کرد. ایشان به شدت می گوید امام صادق (علیه السلام) با مؤمن الطاق مقابله کرد که چرا شما رفتی و مناظره می کنی؟ اما از طرف مقابل روایاتی داریم این روایات هم الی ماشاء الله هستند یک موردش را من خدمت بزرگواران ارائه می کنم کافی شریف، جلد8،‌ صفحه 93 با سند معتبر:

«مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ عَبْدِ الْخَالِقِ»

 محمد ابن یحیی، احمد ابن محمد ابن عیسی، علی ابن حکم، اسماعیل ابن عبدالخالق.

«قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ لِأَبِي جَعْفَرٍ الْأَحْوَلِ»

از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که به فرمودند؟

«وَ أَنَا أَسْمَعُ»

‌ امام فرمودند و من هم می شنیدم.

فرمودند:

«أَتَيْتَ الْبَصْرَةَ»

بصره رفتی یا خیر؟

 بصره رفتی یعنی چه؟ یعنی قبلاً بین حضرت و او صحبت شده که من می خواهم به بصره بروم شما به او می گویی تهران رفتی؟ یعنی چه؟

مجری:

گفته بودی می خواهی بروی رفتی؟

استاد ابوالقاسمی:

احسنت، «أَتَيْتَ الْبَصْرَةَ»‌ از قبل هماهنگ کرده، حضرت اولین سوالی که پرسیدند در واقع هدف رفتن از بصره است. شما می خواهی تهران دکتر بروی می گویی تهران رفتی؟ می گوید بله. اولین سوالی که می پرسید چه است؟ دکتر چه گفت؟

«كَيْفَ رَأَيْتَ مُسَارَعَةَ النَّاسِ إِلَى هَذَا الْأَمْرِ وَ دُخُولَهُمْ فِيهِ»

وضعیت شیعه شدن مردم چطور بود؟

 بصره، شهر معتزله ناصبی، پایتخت کسانی که مخالف اهل بیت (علیهم السلام) هستند. حضرت به مؤمن الطاق می گویند بصره رفتی؟ مرکز نواصب رفتی؟ بله رفتم چه خبر؟ شیعه می شوند یا نمی شوند؟ برای چه آن جا رفتی؟ برای شیعه سازی رفت. آقای مسائلی که می گویی یک روایت بیاور این هم یک روایت! جناب آقای مبلغی می فرمایی یک روایت این هم یک روایت سندش هم صحیح است. می گوید:

«وَ اللَّهِ إِنَّهُمْ لَقَلِيلٌ وَ لَقَدْ فَعَلُوا»

کم هستند ولی دارند شیعه می شوند

«وَ إِنَّ ذَلِكَ لَقَلِيلٌ»

کم است

 حضرت نگفتند خیلی کار بدی کردی دعوت به تشیع کردی من اصلاً همچنین کاری نمی کنم نه حضرت فرمودند:

«عَلَيْكَ بِالْأَحْدَاثِ»

سراغ کم سن و سال ها برو.

 راه حل هم نشان می دهند

«فَإِنَّهُمْ أَسْرَعُ إِلَى كُلِّ خَيْرٍ»

کم سن و سال ها در رفتن به سمت کارهای خیر از همه سریع تر هستند.

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج8، ص93

مجری:

هنوز آن بستر آماده است.

استاد ابوالقاسمی:

بستر برای شان آماده است. سراغ آن ها برو آن ها را راحت تر می توانی جذب تشیع بکنی. واقعاً آدم می تواند بیاید ادعا کند ما هیچ روایتی نداریم یک نفر نبوده، پس این ها چه است؟ مرحوم کلینی متوجه این نبود؟ نه مرحوم کلینی بابُ ترک دعاء الناس آورده، ایشان باب دعاء الناس هم آورده است. آن ترک جا دارد و دعاء الناس هم جا دارد.

شهری که مرکز ناصبی ها بوده یک نفر را که مؤمن الطاق است مهم ترین مناظره کننده است گفت برو مناظره کن برو دعوت به تشیع بکن. ولی اول چه کسانی را دعوت کن؟ نوجوان ها را سریع تر جذب می شوند. این یک دسته از روایات که سندهایش هم معتبر است و سند معتبر زیاد دارد.

روایت دیگر، روایتی است که در کتاب شریف کافی آمده روایت را بیاورم بزرگواران روایت را ملاحظه بفرمایند

«وَ ادْعُ إِلَى شَرَائِطِ اللَّهِ عَزَّ ذِكْرُهُ »

کافی، جلد 8، صفحه 125 می گوید حضرت امام کاظم (علیه السلام) نامه ای برای ما از زندان نوشتند روایت متنش این طور است:

«وَ ادْعُ إِلَى شَرَائِطِ اللَّهِ عَزَّ ذِكْرُهُ بِمَعْرِفَتِنَا مَنْ رَجَوْتَ إِجَابَتَهُ»

و دعوت کن به پیمانی که خدای متعال از مردم گرفته «شَرَائِطِ اللَّهِ»

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج8، ص125

پیمانی که خدا از مردم گرفته چه کسی را دعوت کن؟ هر کسی را که امید داشتی قبول کند.

 در کافی است نه یک روایت هم نیست شما اصلاً به روایات مراجعه کردید ببینید آیا یا فقط مؤسسه فلان پول داده که آقایان بروند یک تحقیق بنویسند فقط هم روایات ضد دعوت را بیاور.

روایت بعدی که خیلی زیاد نقل شده ماجرایش هم معمولاً می گویند اما متأسفانه ناقص می گویند ماجرا چه است؟ در بصائر الدرجات آمده مطرح می کند

 

«قَدِمَ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ الْكُوفَةِ إِلَى خُرَاسَانَ»

یک کوفی به مشهد (خراسان) آمد.

 آن زمان خراسان، کشور بود خراسان فقط مشهد نبود، الان هم سه تا استان است. چه کار کرد؟

«فَدَعَا النَّاسَ إِلَى وَلَايَةِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ (علیه السلام)»

مردم را به ولایت امام صادق (علیه السلام) دعوت کرد.

«قَالَ فَفِرْقَةٌ أَطَاعَتْهُ وَ أَجَابَتْ وَ فِرْقَةٌ جَحَدَتْ وَ أَنْكَرَتْ وَ فِرْقَةٌ وَرَعَتْ وَ وَقَفَتْ قَالَ فَخَرَجَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ رَجُلٌ فَدَخَلُوا عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام)»

 یک گروهی قبول کردند یک گروهی منکر شدند و یک گروهی گفتند نه ما این جا تقوا به خرج می دهیم، صبر می کنیم ببینیم چه می شود؟ هر گروه یک نماینده ای فرستادند همراه این شخص دعوتگر به نزد امام صادق (علیه السلام) آمدند.

«فَكَانَ الْمُتَكَلِّمُ مِنْهُمْ الَّذِي وَرَعَ وَ وَقَفَ»

سخنگو آن کسی بود که گفت ما اهل تقوا هستیم!

اما در راه یک شب، یک کار نا شایستی با کنیز یکی دیگر پنهانی انجام داده بود، کسی هم خبر نداشت همین مقدارش را فقط می گویم که یک شخصی پیش امام صادق (علیه السلام) آمد گفت من اهل تقوا هستم گفت خدا مشکلات شما را بر طرف کند یک شخصی آمده:

«فَدَعَى النَّاسَ إِلَى طَاعَتِكَ وَ وَلَايَتِكَ»

مردم را به اطاعت و ولایت شما دعوت کرده است.

 یک گروهی قبول کردند یک گروهی انکار کردند یک گروهی اهل تقوا بودند حضرت گفتند تو از کدام گروهی هستی؟ گفت من از گروه اهل تقوا هستم گفتند تقوایت فلان شب کجا رفته بود؟

«قَالَ فَأَيْنَ كَانَ وَرَعُكَ لَيْلَةَ كَذَا وَ كَذَا»

اولاً‌ یک اعجازی برای دعوت به تشیع این فرد است.

بصائر الدرجات في فضائل آل محمّد صلّى الله عليهم؛ نویسنده: صفار، محمد بن حسن، مصحح: كوچه باغى، محسن بن عباسعلى‏، ناشر: مكتبة آية الله المرعشي النجفي‏، ج1، ص245

طرف به حضرت ظاهراً‌ علاقمند است چون می خواهد ببیند حضرت چه می گوید می خواهد واقعیت را بفهمد. این غیر شیعه بود یا نبود؟ غیر شیعه است. می گوید یک نفر را بیاورید که امام کاری کرده باشد دعوت به تشیع کرده باشد این هم آن یک نفر!

مجری:

از یک پنهانی آگاهش کرد.

استاد ابوالقاسمی:

این همه معجزه ائمه برای سنی ها داشتند برای چه بوده است؟ کتاب شریف بحار الانوار از 120 جلد نزدیک 20 جلد معجزات ائمه (علیهم السلام) است. و همین 20 جلد، 10 جلدش حداقل معجزاتی است که جلوی اهل سنت بودند. این ده جلد را چه کارش کنیم؟ بسوزانیم که دل شما راحت بشود! می گوید ائمه به هیچ کدام از سنی ها کاری نداشتند. امام برای چه معجزه جلوی سنی ها داشته است؟

اصلا این را کنار بگذاریم، به جنبه معجزاتش مفصل خواهیم رسید. یک نفر از کوفه به شرق بلاد اسلامی رفته، از کوفه بخواهی تا خراسان آن موقع بروی باید یک ماه و نیم راه بروی حداقلش آن جا رفته دعوت به اطاعت و ولایت امام صادق (علیه السلام) کرده، با لُجنه هم بر گشته امام صادق (علیه السلام) طبق مبنای آقایان باید چه کار کنند؟

مجری:

چرا رفتی؟

استاد ابوالقاسمی:

چرا رفتی؟ به دهانت می زنم وحدت مردم را با این کارت به هم می ریزی، تعصب ایجاد می کنی نسبت به ما ناراحت می شوند عشایر و قبائل شان به هم می ریزد، دیگر ما نمی توانیم برویم با آن ها تمدن درست بکنیم امام چه گفتند؟ گفتند این شیعه نشد صبر کن حالش را الان می گیرم تشکیک است دیگر!

مجری:

تشکیک کرده بود گفته بود صبر می کنیم

استاد ابوالقاسمی:

آن مخالف نه مشکک را می گوییم، نگاه کنید اصلاً من نمی فهمم این ها چطوری می گویند ما روایت نداریم؟ این روایت را در 10 تا کتاب آوردند، هیچ کدام از علما نگفتند این دعوت به تشیع است ما دعوت به تشیع نداریم پس این روایت جعلی است. یکی از علماء آمده بگوید چون این روایت دعوت به تشیع بوده جعلی است؟ آن هم دعوت نظام مند، از کوفه پیش امام صادق به خراسان بروی، آیا یک نفر گفته این روایت به این دلیل جعلی است؟

 روایت دیگر روایاتی است که می گوید افراد زیادی اسباب دعوت دیگران را فراهم آوردند، من باز یک نمونه دیگر از همین روایت های زیبایی که راجع به نظامند بودن دعوت در زمان امام صادق (علیه السلام) می آورم.

روایت را دقت بفرمایید روایت در کتاب شریف کافی، جلد 1، صفحه 72 روایت اول باب هم است سند هم صد در صد صحیح است.

«بَابُ حُدُوثِ الْعَالَمِ وَ إِثْبَاتِ الْمُحْدِثِ‏، أَخْبَرَنَا أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ قَالَ حَدَّثَنِي عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ يُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَنْصُورٍ قَالَ: قَالَ لِي هِشَامُ بْنُ الْحَكَمِ»

هشام ابن حکم، اسوه مناظرات می گوید:

«كَانَ بِمِصْرَ زِنْدِيقٌ تَبْلُغُهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) أَشْيَاءُ»

در مصر یک زندیقی بود یک خبرهای از امام صادق به او رسیده بود

 جلسه قبل چه عرض کردیم؟ گفتیم سیره امام صادق (علیه السلام) چه بوده است؟ کاری کنند خبر به ما و بقیه مردم برسد تفاوت را باید همه ببینند، عین همدیگر باید باشید روش این ها این است این خلاف روش امام صادق است. امام صادق در مدینه طرف در مصر این قدر اختلاف رفتاری امام صادق (علیه السلام) گسترده شده به یک زندیق در مصر رسیده. آقا مسلمان نیست زندیق است آن زندیق در مصر فهمید امام صادق با بقیه فرق دارد. آقایان می گویند نه نباید کاری کنیم احساسه فرق بکند.

«فَخَرَجَ إِلَى الْمَدِينَةِ لِيُنَاظِرَهُ»

گفت بقیه که به درد نمی خورند بروم با این مناظره بکنم.

 گفتند حضرت مکه رفت او هم به مکه رفت، ما در مکه بودیم با امام صادق (علیه السلام) مشغول طواف بودیم تنه به تنه امام صادق زد اسمش هم ابو عبدالله بود، حضرت گفتند که اسمت چه است؟ گفت عبدالملک گفت حضرت فرمودند کنیه ات چه است؟ گفت ابو عبدالله گفت تو پدر عبدالله است، الله اصلا کیه؟ تو اسم بچه ات را عبدالله گذاشتی؟ مثل آتئیست ها که موقع خدا حافظی می گویند خدا نگهدار، آقا تو آتئیست هستی خدا نگهدار دیگر چه صیغه ای است؟ طرف گیر کرد نتوانست جواب بدهد بعد حضرت شروع کردند با او مناظره کردن طرف خیلی گیر کرد شکست خورد روایت طولانی است صفحه بعد بروم

«فَآمَنَ الزِّنْدِيقُ عَلَى يَدَيْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام)»

به دست امام صادق شیعه شد.

 حمران گفت:

«جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنْ آمَنَتِ الزَّنَادِقَةُ عَلَى يَدِكَ فَقَدْ آمَنَ الْكُفَّارُ عَلَى يَدَيْ أَبِيكَ»

اگر زندیقی به دست شما ایمان آورده تعجب ندارد پدر شما هم کفار زیادی را مسلمان کرده بود.

«فَقَالَ الْمُؤْمِنُ الَّذِي آمَنَ عَلَى يَدَيْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام)»

یک کلمه می توانست زندیق بگوید احترام کرد به جای این که زندیق بگوید می گوید آن کسی که به دست حضرت مسلمان است. به حضرت گفت:

«اجْعَلْنِي مِنْ تَلَامِذَتِكَ»

مستبصر است گفت می خواهم شاگرد شما بشوم!

 گفتند نه برو شاگرد هشام شو هشام هم مستبصر است.

«فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ يَا هِشَامَ بْنَ الْحَكَمِ خُذْهُ إِلَيْكَ وَ عَلِّمْهُ»

به او آموزش بده هشام به او تشیع یاد داد

«فَعَلَّمَهُ هِشَامٌ فَكَانَ»

فکان یعنی صار

 «فَصارَ مُعَلِّمَ أَهْلِ الشَّامِ وَ أَهْلِ مِصْرَ الْإِيمَانَ»

این آدم رفت به شام و رفت به مصر دعوت شان کرد به چه؟ به ایمان،‌ به تشیع. یک نفر به دست حضرت مستبصر شده البته کافر بود مستبصر شده بود آن قبلی سنی بود، این یکی کافر است. بعد از این که شاگردی هشام را کرد از مدینه به شام رفت به مصر بر گشت به تشیع دعوت شان کرد.

«وَ حَسُنَتْ طَهَارَتُهُ»

و خیلی آدم پاکی شد.

 تا این که:

«رَضِيَ بِهَا أَبُو عَبْدِ اللَّهِ»

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج1، ص72- 74

پیش امام صادق برگشت گفتند حالا دیگر بیا خودم به تو آموزش می دهم. حضرت فرمودند حالا دیگر شاگرد خودم بشو! بعد از این که این مستبصر در شام و مصر رفته و دعوت به تشیع کرده است. حضرت فرمودند حالا وقتش است خودم به تو آموزش بدهم.

مجری:

استاد یک مقدمه لازم داشته است.

استاد ابوالقاسمی:

تازه بعد از این که، این کارها را انجام داد حضرت توبیخش نکردند که تو چقدر آدم بدی هستی مردم را تحریک می کنی همان مصر بس نبود رفتی شامی ها را هم دعوت به تشیع کردی؟ حضرت فرمودند بارک الله، بیا من خودم به تو آموزش می دهم شاگرد خودم بشوی، آن وقت ما بگوییم روایت نداریم!

این یعنی چه؟ من متوجه این قضیه نمی شوم که ادعا می کنند ما یک روایت هم نداریم. شبیه به این هم خیلی زیاد داریم روایت های که دعوت به تشیع به دستور ائمه (علیهم السلام) بوده، ما عرض کردیم تعداد زیادی از افرادی که شیعه به حساب می آیند این ها قبلاً شیعه نبودند. عبارت در کتاب تاریخ آل زراره، در رساله ابو غالب زراری است. رسالة في آل أعین – ابو غالب زراری.

«لهم أخت يقال لها أم الأسود»

آل اعین را می گوید چه کسانی بودند؟ ولد أعین: عبدالملک، حمران، زراره، بکیر، عبد الرحمن

«هؤلاء كبراؤهم معرفون‏ و قعنب و مالك و مليك من بني أعين غير معروفين لهم أخت يقال لها أم الأسود»

...یک خواهری دارند اسمش ام اسود بود

«و يقال إنها أول من عرف هذا الأمر منهم»

نام كتاب: رسالة أبي غالب الزراري إلى ابن ابنه في ذكر آل أعين‏؛ نويسنده: أبوغالب زرارى، احمد بن محمد (تاريخ وفات مؤلف: 368 ق‏)، محقق / مصحح: ندارد، ناشر: مركز البحوث و التحقيقات الإسلامية، قم: 1369 ش، ص130

اولین نفری که از خاندان آل اعین که ما باید برویم خاک درگاه خانه شان را توتیای چشمان مان بکنیم، زراره دیگر کل روایات ما است حمران، محور عقیده ما است. این ها چه شد که اطراف امام صادق آمدند؟ اولین نفری که شیعه شد خواهرش ام الأسود بود. چه کسی او را شیعه کرد؟ ابو خالد کابلی. یکی از 3 شیعه امام سجاد (علیه السلام) است.

مجری:

سه تا شیعه که فرمودید.

استاد ابو القاسمی:

بله، یکش ابو خالد کابلی است. یعنی امام سجاد 3 تا شیعه داشته، ابو خالد کابلی راه افتاد دعوت به تشیع کرد چه کسی را؟ ام اسود را بعد از ام اسود بقیه آمدند. این نظام فکری تشیع الان شد، کاش یک مقدار حرمت کسانی که اسم شیعه گری که الان دارید روایاتی که دارید فقهی که دارید، فقه جعفری را به خاطر حرمت آن ها را نگه می داشتید آن ها مستبصر بودند. و امام سجاد نگفتند دعوا راه می افتد آقای ابو خالد کابلی کجا می روی؟ چرا دعوت به تشیع می کنی؟ اصلاً‌ همچنین کاری نکردند، اتفاقاً کل شیعه الان مدیون آن ها هستند آن ها را راه دادند.

 یا عبارت دیگر در رجال نجاشی است، روایتی مطرح می کند می گوید:

 «أيوب بن نوح بن دراج النخعي‏»

ایوب ابن نوح ابن درّاج

«أبو الحسين كان وكيلا لأبي الحسن و أبي محمد عليهما السلام، عظيم المنزلة عندهما، مأمونا، و كان شديد الورع، كثير العبادة، ثقة في رواياته و أبوه نوح بن دراج كان قاضيا بالكوفة، و كان صحيح الاعتقاد، و أخوه جميل بن دراج.»

خاندان درّاج یک خاندان درجه یک اعتقادی است. خودش چه کسی است؟ وکیل امام هادی و امام حسن عسکری (علیهما السلام) است پدرش هم یک شخصیت بسیار جلیل القدر است «و أبوه نوح بن دراج كان قاضيا بالكوفة و كان صحيح الاعتقاد»

«قال محمد بن سكين: نوح بن دراج دعاني إلى هذا الأمر»

نام كتاب: رجال النجاشي‏؛ نويسنده: نجاشي، احمد بن على‏ (تاريخ وفات مؤلف: 450 ق‏)، محقق / مصحح: ندارد، ناشر: مؤسسة النشر الاسلامي التابعه لجامعه المدرسين بقم المشرفه‏، قم: 1365ش، ص102

خود محمد ابن سکیّن از شیعیان مشهور است. می گوید چه کسی من را دعوت کرد؟ نوح ابن درّاج، پدر همین آقا که وکیل دو تا از ائمه است. و صحیح الإعتقاد هم بوده اصلا رجال نجاشی برایش خیلی عادی است دعوت کرده است. می گوید نه یک دانه روایت ما داریم کسی را دعوت کرده باشد اصلاً این کار اشتباه است کار خیلی بدی کرده صحیح الإعتقاد نبوده غلط الاعتقاد بوده دعوت به تشیع داشته!!

اصلاً نظام آن دوران، نظام استبصار بوده نظام آوردن مردم دور امام صادق (علیه السلام) نظام استبصار بوده در رجال کشی داریم:

«و كان الحسن بن سعيد هو الذي أوصل اسحاق بن ابراهيم الحضيني و علي ابن الريان بعد اسحاق الى الرضا عليه السّلام»

حسن و حسین فرزندان سعید ابن حمّاد غلام امام سجاد (علیه السلام)، از آزاد کرده های امام سجاد بودند، چون امام سجاد خودشان آموزش تشیع می دادند شیعه می شدند حسن ابن سعید، اسحاق ابن ابراهیم حضینی را و بعد علی ابن ریّان را بعد از او پیش امام رضا آورد.

«و كان سبب معرفتهم لهذا الامر»

او آن ها را شیعه کرد

«و منه سمعوا الحديث و به عرفوا»

اصلا این های که متخصص های حدیث هستند خودشان به وسیله او این ها را یاد گرفتند.

«و كذلك فعل بعبد اللّه بن محمد الحضيني، و غيرهم، حتى جرت الخدمة على أيديهم، و صنفا الكتب الكثيرة.»

نام كتاب: رجال الكشي- اختيار معرفة الرجال( مع تعليقات مير داماد الأسترآبادي)، نويسنده: كشى، محمد بن عمر (تاريخ وفات مؤلف: نيمه اول قرن 4 ق‏)، محقق / مصحح: رجايى، مهدى‏، ناشر: مؤسسة آل البيت عليهم السلام‏، قم: 1363، ج2، ص827

این ها خودشان مستبصر شدند بعد در خدمت مکتب آمدند و کلی هم کتاب نوشتند ما اساساً در باب تشیع روایت نداریم. آن طرفش را می خواهم بگویم ما باید برویم دست بوس و قدردان مستبصرین باشیم اگر مستبصرین نبودند ما الان شیعه نبودیم. این ها چیزهای است که نمی خواهند به مردم گفته بشود. بعد می گوید نه این که بیایید به یک مستبصر کمک بکنید خوب نیست مستبصر همان جا باید ول کند برود. نمی گوید مستبصر در همان منطقه خودش طرف از مصر بود دوباره حضرت او را به مصر بر گرداندند دعوت به تشیع کرد تازه قبلاً کافر بود الان شیعه بر گشته. آیا یک کافری که شیعه بر گشته می تواند مردم را دعوت کند؟ بله چرا نتواند.

از آن جا برو به مصر مردم را دعوت به تشیع کن، به شام برو مردم را دعوت به تشیع کن، بعد مأموریتت را انجام دادی پیش امام صادق (علیه السلام) بیا خود امام صادق به تو آموزش می دهد. عوض این که ما مستبصرین تقویت کنیم در مناطق شان این ها باشند هم نظام را ترویج بکنند هم تشیع را ترویج بکنند بعد هم از آن ها تجلیل بکنیم امام صادق بعد از آن ها تجلیل کرد. شما بروید این کارها را انجام بدهید موجبات تقویت نظام و تشیع را در منطقه انجام بدهید بعد ما از شما تقدیر می کنیم مدل امام صادق (علیه السلام). این ها می گویند نه تو شیعه شدی اولاً هیس هر بلایی سرت آوردند هیچی نگو بعدش هم کوچ بکن برو جایی دیگر هیچ کس هم به تو پول نمی دهد. این مدل بوده؟ یا آن مدل بوده است؟

 اول عرض کردم آن نظامی که از وحدت برای ما دارند تعریف می کنند یک نظام کاملاً متفاوت از آن چیزی است که زمان ائمه (علیهم السلام) بوده، وحدت ائمه این نبوده که ما دعوت به تشیع نداشته باشیم. استبصار نداشته باشیم استبصار داشتیم زیاد هم داشتیم.

 این از یک طرف، از طرف دیگر می آیند و این را به مقام معظم رهبری نسبت می دهند که ایشان مخالف دعوت به تشیع است. دو تا مسئله را ما از ایشان مطرح کردیم که خیلی هم برای آقایان سنگین و گران تمام شد. یک مطلبش در سایت ایشان است. که بعد گفتند نه این نظر رهبری نبوده یک نفری حالا در سایت شان یک چیزی گفته!

من عنوان را بیاورم و در سایت شان جستجو بزنم ببینید پاسخ به سوالات شرعی مخاطبان، هرکس می تواند جستجو بزند و ببیند. پاسخ به سوالات شرعی مخاطبان درباره احکام امر به معروف و نهی از منکر. مطابق با فتاوای چه کسی؟ آیت الله العظمی خامنه ای توسط حجت الاسلام والمسلمین فلاح زاده.

ما صد بار این را گفتیم از سایت هم بر نداشتند نگفتند آقا یکی اشتباه کرده است. می آید اهمیت امر به معروف و نهی از منکر را مطرح می کند یکی از سوالات این است آیا دعوت به تشیع امر به معروف است؟ سوال در سایت رهبری است. آیا اقای فلاح زاده بر مبنای خودش فتوا را گفته یا بر مبنای رهبری گفته است؟

مجری:

بر طبق مبنای رهبری گفته است.

استاد ابو القاسمی:

بعد از این که این فتوا پخش شد و ما ده بار گفتیم آقایان تقریبی افراطی هم  فهمیدند و اعتراض هم کردند و گفتند اشتباه بوده است. آیا از سایت بر داشتند؟ نه، ببینیم چه گفته است؟ آیا دعوت یک فرد غیر مسلمان به اسلام، یا دعوت یک فرد غیر شیعه به تشیع امر به معروف محسوب می شود؟ بله، چه امر به معروف بالاتر از این. من چه بگویم. گاهی وقت ها این نهی از منکر هم است.

حالا این که نظر رهبری در مورد تشیع و تقریب چه است من مفصل به این خواهم پرداخت. اما هم حرف های امام را چپکی تحویل ما می دهند و هم حرف های مقام معظم رهبری را چپکی و هم روایات را چپکی و هم حرف های مرحوم آیت الله العظمی بروجردی را چپکی به ما نشان می دهند.

در همین کانال اخوت یک مطلبی از حضرت آیت الله العظمی زنجانی نقل کرده در کتاب "جرعه ای از دریا" ببینید چه گفته است؟ آیت الله بروجردی به دنبال شیعه کردن سنی ها نبود. مطلب را از آقای زنجانی مطرح می کند. هدف مرحوم آقای بروجردی در مصر این نبود که سنی ها را شیعه کند. یک بار می گوید سنی ها شیعه بشوند، یک بار می گوییم ما حق و حقیقت را به آن ها بگوییم. این ها باهم فرقی می کند دنبال شیعه سازی نبود ما هم دنبال شیعه سازی نیستیم. ما دنبال بیان حق هستیم و تبیین می کنیم.

ایشان می فرمود ما چه شیعه باشیم و چه سنی باشیم به حکم حدیث ثقلین موظف هستیم عمل مان مطابق دستور عترت طاهره (علیهم السلام) باشد. باید به حرف اهل بیت عمل کنیم.

آقایان سنی بیایید به حرف اهل بیت عمل کنیم، ایشان در قضیه تقریب به دنبال توجه دادن اهل سنت به مرجعیت علمی اهل بیت (علیهم السلام) بود. متن های اقای زنجانی دقیق این نیست همان را هم عوض کردند کار نداریم.

در ادامه می آید می گوید تقریب به معنی نزدیک کردن شیعه و سنی به یک دیگر و کم کردن فاصله ها است نه شیعه کردن سنی ها. آقای بروجردی بحث های اعتقادی را نفی نمی کرد ولی در مصر به دنبال مطرح کردن مرجعیت علمی اهل بیت (علیهم السلام) بود.

بحث های اعتقادی را نفی می کرد و یا نمی کرد؟ نفی نمی کرد. شما که دارید نفی می کنید. آقا در کانال خودتان است شما بحث های اعتقادی را نفی می کنید فرض کن یک نفری مستبصر در منطقه خود شیعه شد برود بحث اعتقادی کند یا نکند؟ آقایان چه می گویند؟ یک نفر مستبصر شیعه شده یاد گرفته در منطقه خودش با فامیل هایش بحث اعتقادی بکند وقتی آقایان می گویند که شما از منطقه ات بیرون باید بروی در مورد چنین فردی چه می آیند بگویند؟ آیا حاضر هستند قبول بکنند که یک فردی شیعه بشود و برود بحث های عقیدتی هم بکند یانه؟

مجری:

استاد احتمالا حکم مهدور الدمی به او می دهند.

استاد ابوالقاسمی:

اصلا قبول نمی کنند. دوباره می آید مطرح می کند. این جا متنش را کامل تر می آورد. هدف آقای بروجردی از تأسیس دار التقریب این نبود که سنی ها را شیعه کند، ایشان می فرمود ما چه شیعه باشیم و چه سنی به حکم حدیث ثقلین موظف هستیم عمل مان مطابق دستور عترت طاهره باشد. ایشان در قضیه تقریب به دنبال توجه دادن اهل سنت به مرجعیت علمی اهل بیت بود. شما همین کار را می کنید؟ آقایان شما همین کار را واقعا انجام می دهید؟ مردم را به مرجعیت علمی اهل بیت سوق می دهید؟ نه.

تقریب هم به معنی نزدیک شدن شیعه و سنی به یک دیگر و کم کردن فاصله ها است، نه شیعه کردن سنی ها. هرچند اگر شیعه می شدند – این خیلی مهم است آقای بروجردی چه می گوید؟ نظر اقای بروجردی است- اگر شیعه می شدند زهی سعادت! چه خوب آیت الله بروجردی خوشحال هم می شد. ولی غرض این نبود، غرض اولیه این نبود اما اگر به این جا می رسید که خیلی خوشحال می شد.

سوال آقای بروجردی از ... بد خوشحال می شد؟ خیر. و حال آن که شما مطلق استبصار را خطر می دانید تبیین هم کردم و گفتم در جلسات خصوصی تان هم گفتید. دو سه تا نشان دادم. آقای بروجردی هم که موضع شما را قبول نداشته است. ائمه ما شما را قبول ندارند، آقای بروجردی قبول ندارد، شهید مطهری قبول ندارد، مرحوم شرف الدین المراجعات را برای چه نوشت و نتیجه المراجعات چه شد؟ شما که این قدر مرحوم شرف الدین و المراجعات می گویید نتیجه ای المراجعات چه شد؟ نتیجه المراجعات شیعه شدن مفتی مصر بود، شما که می گویید این کار بد است. نباید شیعه می شد، جنگ راه می افتد، دعوا راه می افتد. اصلا مرحوم شرف الدین اشتباه کرده همچنین کار علمی انجام داده است.

 آقا من بروم گفتگوی علمی با یک سنی بکنم نتیجه این گفتگو چه خواهد بود اگر واقعا علمی باشد؟ یا من باید سنی بشوم و یا او باید شیعه بشود. نتیجه اش تغییر مذهب است؛ پس گفتگوی علمی را شما می پسندید یا نمی پسندید؟ اگر به  فرض من رفتم گفتگوی علمی کردم سنی شدم باید خوب باشد دیگر شما که می گویید تغییر مذهب بد است؛ پس شما گفتگوی علمی را هم نمی پسندید.

نه رفتار خوب اخلاقی را شما تأیید می کنید، چون موجب جذب می شود، نه گفتگوی علمی را تأیید می کنید چون موجب جذب می شود. بهانه نیاورید اقا استبصار موجب درگیری می شود بگویید ما می خواهیم جلوی دعوت را بگیریم، بگویید ما می خواهیم جلوی رسیدن کلام اهل بیت به دیگران را بگیریم. چرا؟ نه این که شما دشمن اهل بیت هستید. بلکه از روی متوجه نبودن غرض دشمنان متوجه قضیه نیستید. جلسه قبل گفتیم او اصلا آمده به دنبال تقریب که جلوی ترویج تشیع را بگیرد. شما برو دنبال گزینه مناسب تقریب بگرد. نه کسی که دنبال سوء استفاده است.

ملاک تقریب اگر او هم واقعا دنبال تمدن اسلامی است او هم باید کوتاه بیاید، او هم باید حاضر بشود فداکاری کند. اگر واقعا دنبال تمدن سازی است او هم باید مقداری کوتاه بیاید یا امتیاز بدهد یا امتیاز بگیرد. این تقریبی که شما درست کردید فقط امتیاز دادن شده است.

اگر واقعا یک گروهی است حاضر است از شما سلاح می گیرد از آرمان شما دفاع کند، این که از شما سلاح بگیرد بیاید با خودتان بجنگند که نشد. کدامش است؟ ما باید مشخص کنیم این مدلی که شما دارید جلو می روید، این مدل اشتباه است، این ها باید اصلاح بشود. خدمت تان هستیم.

مجری:

استاد بسیار ممنون و متشکرم، من خودم خیلی برایم مهم است که ان شاء الله حتما در یک جلسه ای در رابطه با پافشاری این دوستان بر تفکر غلط وحدت هم صحبتی بکنیم گرچه در جلسات پیش تبیین فرمودید ولی به صورت خاص در رابطه با این سوال هم در جلسات بعد صحبت بکنیم که چرا این قدر پافشاری روی این تفکر غلط دارند با این که ما خیلی ادله ای محکمی نسبت به این قضایا برایشان آوردیم

استاد ابو القاسمی:

چشم، ان شاء الله راجع به آن هم صحبت می کنیم. اساسش را ما احساس می کنیم به خاطر این است که این ها با خبر نیستند. بله بعضی شان با خبر هستند ولی مخالفت می کنند.

مجری:

بسیار ممنونم. من حداقل از شما ده روایت را این جا یاداشت کردم

استاد ابو القاسمی:

روایت بسیار زیاد است. سیصد روایت ما در این قضیه داریم من عرض کردم فقط ده جلد روایات اعجازهای ائمه (علیهم السلام) در مقابل مخالفین بوده است.

مجری:

بسیار ممنونم، وقت برنامه به اتمام رسید متشکر از استاد عزیز که مثل همیشه بسیار خوب مسئله برنامه را مطرح کردند و در رابطه با استبصار صحبت کردیم، از شما بینندگان عزیز که با ما تا این زمان همراه بودید تشکر می کنم و سپاسگزارم. شب همه شما بخیر، التماس دعا و خدا نگهدار!


راه روشن>

وحدت ، شیعه و سنی ، دعوت به تشیع ، تقریب ، مستبصرین ، قدرت اسلام ، تاریخ تشیع ،