کلمه طیبه

قسمت هفتاد و چهارم برنامه کلمه طیبه با کارشناسی حجت الاسلام یزدانی
موضوع: پاسخ به شبهات شبکه های وهابی


 

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ: 09/03/1401

برنامه: کلمه طیبه

مجری:

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد الله رب العالمین وصلی الله علی محمد وآله الطاهرین

عرض سلام و ادب و احترام دارم خدمت همه شما بینندگان عزیز و ارجمند شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عج)، خب الحمد الله این توفیق نصیب ما شد باز در دو شنبه شبی دیگر تقدیم بکنیم محضر همه شما گرامیان برنامه کلمه طیبه را، برنامه ای که این افتخار را داریم در محضر حضرت استاد حجت الإسلام و المسلمین دکتر یزدانی هستیم، ان شاءالله بتوانیم این جلسه هم آن وظیفه ای که بر عهده ما هست را به خوبی ایفا بکنیم و انجام بدهیم ان شاءالله، سلام عرض می کنم حضرت استاد در خدمت تان هستیم.

استاد یزدانی:

أعوذ باللّه من الشّیطان اللّعین الرّجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد الله الذی أظهر الوجود و منه بعدأ کل حمد و إلیه یعود و الصلاة و السلام علی الشاهد و مشهود لکل موجود محمد المحمود و علی آله آل الله الودود خلفاء الله علی عالم غیب و الشهود سیما الحجة ابن الحسن المهدی المنتظر الموعود

من هم سلام و عرض ادب دارم خدمت حضرت عالی و خدمت همه بینندگان عزیز شبکه  جهانی حضرت ولی عصر (عج).

مجری:

خب همانطور که مطلع هستید همه شما بینندگان عزیز و ارجمند در ابتدای اکثر برنامه هی شبکه جهانی حضرت ولی عصر این افتخار را داریم و این توفیق نصیب ما می شود می شنویم از وجود ذی جود و نامی حضرت ولی عصر (عج) یک بارقه امیدی در این ظلماتی که الآن داریم در آن زندگی می کنیم ان شاء الله در ذهن های ما خطور بکند آن اشتیاق ما برای دیدن مهدی موعود منجی عالم بشریت (عج)، ان شاءالله سرشار تر از پیش بشود، و دلهای خودمان را زنگار زدایی بکنیم، حضرت استاد در خدمت تان هستیم و گوش می دهیم با جان و دل.

استاد یزدانی:

یک روایت بسیار زیبایی هست با سند معتبر نقل شده، در کتاب شریف کمال الدین حدیث 9، از باب احادیث ذی القرنین، خیلی روایت قشنگی هست، ابراهیم بن اسحاق می گوید ابو علی بن حمام از محمد بن عثمان العمری و هر سه از بزرگان شیعه هست و ثقه هستند، هر سه

«یقول سمعت أبی یقول سئل أبو محمد الحسن بن علی علیها السلام و أنا عنده عن الخبر الذین روی عن آبائه علهم السلام»

کمال الدین و تمام النعمه، شیخ صدوق، حدیث 9، باب احادیث ذی القرنین

عثمان العمری که نائب خاص حضرت امام زمان هست و همینطور در عصر امام عسکری (ع) هم وکیل آن حضرت بوده در شهرها مختلف و در وثاقت اینها دیگر شک و تردیدی نیست، می گوید شخصی از امام عسکری (ع) این سؤال را کرد و من آنجا بودم، از این روایت که پدران شما فرموده اند

«إن لأرض لا تخلوا من حجة لله علی خلقه إلی ویم القیامة»

زمین هیچ گاه تا روز قیامت از حجت الهی خالی نخواهد مان

هیچ گاه تاریخ سابقه ندارد و از این به بعد هم هر گز زمانی پیش نخواهد آمد تا روز قیامت که زمین بدون حجت بماند

«و أن من مات و لم یعرف امام زمنه مات میتة جاهلیة»

و هر کس بمیرد و امام زمانش را نشناسد مرگ او مرگ جاهلی است

روایت متواتر است، شیعه و سنی به تواتر نقل کرده، می گوید شخصی از امام عسکری از این روایت سؤال کرد که این روایت هست یا نیست، درست هست یا نیست، مقصودش چیست؟

«فقال علیه السلام»

امام عسکری علیه السلام فرمود

«إن هذا حق کما أن النهار حق»

چطور الآن وسط روز خورشید را وسط آسمان می بینیم و کسی نمی تواند انکار بکند، این روایت هم مثل خورشید در وسط روز در وسط آسمان هست؛ سؤال کردند

«یابن رسول الله (ص) فمن الحجة و الإمام بعدک؟»

آن حجت و امام پس از شما چه کسی است؟

«فقال ابنی محمد»

فرمود فرزندم

و اسم خاص حضرت را بردند فرمودند

«هو الإمام و الحجة بعدی»

او امام هست او حجت بعد از من هست

«من مات و لم یعرفه مات میتة جاهلیة»

هر کس بمیرد و امام زمان را نشناسد مرگ او مرگ جاهلی است

دیگر شامل همه مردم می شود، هر کسی امام زمانش را می شناسد، یعنی اعتراف دارد به ولایت او،  شناخت ظاهری مقصود نیست، بلکه پذیرش امامت آن حضرت هست و اینکه حق آن حضرت را بشناسد ولو اینکه نبیند خود حضرت را مهم نیست، 

«أما إنه له غیبة یحار فیها الجاهلون»

از این جمله هم می شود استفاده کرد، یک غیبتی دچار می شود امام زمان که جاهلان در آن دوران دچار حیرت و سرگردانی می شوند، و آنهایی که این نظریه را ابطال می کنند، هر کسی دشمن این نظریه هست، هلاک می شوند،

«و یهلک فیها المبطلون»

و کسانی هم که وقت تعیین بکنند اینها هم دروغگو هستند، اینها هم باید تکذیب بشوند هر کسی زمان ظهور را تعیین بکند به هر نحوی به هر شکلی تاریخ بگوید، این قرن بگوید قرن بعدی بگوید، این ماه بگوید، این سال بگوید هر کس وقت تعیین بکند به هر نحوی که باشد او دروغگو هست،

«ثم یخرج»

بعد از این خروج می کند

بعد از این دوران غیبت خروج می کند

«فکأنی أنظر إلی الاعلام بیض تخفق فوق رأسه بنجف الکوفه»

چه دورانی خواهد بود، یک دورانی می رسد امام عسکری می گوید، ولی الله هست، می گوید یک دورانی می رسد که خودم دارم انگار می بینیم آن دوران را که پرچم های سفید بالای سر آن حضرت برافراشته می شوند، در نجف کوفه، ان شاءالله که همه مان باشیم  در آن دوران ببینیم و دعا کنیم برای آن دوران که ان شاءالله ما جزو دوستانش باشیم، جزو شیعیان او باشیم، در دوران غیبتی که همه رفتند دچار سرگردانی و حیران شدند و عدۀ زیادی از طرفداران شان رفتند و انکار کردند این قضایا را گرفتار شدند، شیعیان مانده اند، خیلی از شیعیان مانده اند، ان شاءالله امیدوار هستیم که در دوران ظهور هم باشیم ببینیم آن دوران را و ببینیم آن آقای مان را ببینیم مولای مان را و آن پرچم های سفید را ببینیم که برافراشته می شود و لذت ببریم از دورانی که ان شاءالله بسیار بسیار دیدنی خواهد بود.

مجری:

ان شاءالله اللهم عجل لویک الفرج، خیلی ممنون و متشکر بسیار لذت بخش هست این فقرات ابتدائی برنامه و حسن مطلعی که وجود دارد این انرژی کامل برای ورود در چنین جلسه ای پیدا می کنیم، حقیقتاً جای استفاده دارد هم برای خود انسان کاملاً همانطور که عرض شد سرشار از انرژی می شود و لذت می برد از این سخنان و از جنبه دیگر هم که این اشتیاق زائد الوصفی که هست نیاز هست برای اینکه ما بتوانیم آن حالت انتظار حقیقی و واقعی را  ان اشاءالله به دست بیارویم.

بسیار خب بدون فوت وقت برویم و کلیپ اول را ببینیم و بر می گردیم و به نقد آن خواهیم نشست.

کلیپ:

کجای قرآن آمده که اگر شما به احکام و امامت ایمان نداشته باشید حکم تان این هست، خب دائماً قرآن در مورد کسی که با خدا و پیامبر جنگ دارد و ایمان نمی آورد صحبت کرده که عملش باطل می شود جهنمی است،

«الَّذِينَ كَفَرُوا وَصَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ أَضَلَّ أَعْمَالَهُ»

محمد/1

«وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَآمَنُوا بِمَا نُزِّلَ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَهُوَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ ۙ كَفَّرَ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَأَصْلَحَ بَالَهُمْ»

که در سوره محمد هست، امر کرده ما را به اطاعت از  خدا و پیغمبر، ما را نهی کرده از مخالفت با دستور خدا و پیامبر، کجای این قرآن شما می توانید، این یک سؤال جدیدی است، می توانید سؤال را یاد داشت کنید از آیات عظام و مراجع تقلید سؤال کنید این را از آیات عظام سؤال کنید از مراجع تان تقلید کنید، از بزرگان این فکر سؤال کنید که کجای قرآن آمده که اگر کسی به امامت علی ایمان نداشته باشد این احکامی که شما می گویید آمده، کجای قرآن آمده یک آیه بیاورید، احکام امامت، آن کسی که ایمان به امامت نیاورد کجای قرآن آمده، در مورد عدم ایمان به خدا و پیامبر آمده، اما ایمان به امامت نیاوردند، و یا ایمان آوردن به امام که چه پاداشی دارد یا ایمان نیاورد چه مجازاتی دارد، کجای قرآن در این مورد صحبت کرده، امیدوارم که سؤال را متوجه شده باشید یاد داشت کنید، این سؤال را از این مراجع تقلید و آیات عظام بپرسید.

مجری:

دیدیم باهم این آقای حسینی یک شاهکار باز هم ارائه داد و تلاش خودش را کرد، بالاخره بعد از ین همه مدت باز هم چند وقت یکبار از این تعابیر و از این صحبت ها می کنند که یک سؤال پیدا کردیم شما بروید بپرسید از آیات عظام از مراجع تقلید همه جا را پر کنید و اینها جواب ندارند برایش، حالا سؤال چه بود؟ که باید بپرسند از آیات عظام و مراجع تقلید اینها حالا شما فعلاً بیایید در این شبکه ها فعلاً یک مناظره انجام بدهید نمی خواهد بروید سراغ آن مراحل بعد تر که سنگ بزرگ برداشتن قطعاً نشانه نزدن هست، شما بیایید، همینجا پاسخ تان را می گیرید، به سؤال هایی که پرسیده می شود جواب بدهید، حالا سؤال ایشان حضرت استاد این بود که کجای قرآن آمده که اگر ما ایمان داشته باشیم به امامت و ولایت این پاداش دارد و اگر نداشته باشیم مجازات دارد.

استاد یزدانی:

خیلی سؤال سختی می پرسد آدم از این سؤالات سخت که می پرسد می ماند چه جوابی به این سؤالات بدهد، واقعاً این خیلی فکر کرده آقای منصور یزیدی که همچین سؤالی پرسیده گفته این را بروید از مراجع هم بپرسید، تأکید داشت که نروید از این طلبه ها بپرسید که اینها قرآن خواندن بلد نیستند بروید حتماً از مراجع بپرسید؛ دیدگاه شیعه مشخص است امامت امر الهی است،  خدا در قرآن خود دستور داده پیغمبر هم در غدیر خم اعلام کرده به ولایت امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب را، هر کسی این ولایت را نپذیرد، هر کسی ولایت امیرالمؤمنین را قبول نکند، در واقع از دستور پیغمبر سرپیچی کرده، در واقع از دستور خداوند سرپیچی کرده، همان آیاتی که شما اشاره کردید، کسی از دستور پیغمبر اطاعت نکند و نپذیرد فلان می شود و فلان می شود، دقیقاً همان آیات برای امیرالمؤمنین قابل استفاده است، حالا من چند نمونه از این آیات را خدمت ایشان بخوانم که در قرآن کریم آیات متعددی وجود دارد، مثلاً این آیه، سوره مبارکه آل عمران آیه 32،

بسم الله الرحمن الرحیم

«قُلْ أَطِيعُوا اللَّهَ وَالرَّسُولَ ۖ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْكَافِرِينَ»

از خدا اطاعت کنید از پیغمبر خدا اطاعت کنید،

آل عمران/32

هر کسی از دستور پیغمبر اطاعت نکرد «فَإِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْكَافِرِينَ»، پیغمبر در غدیر خم امامت امیرالمؤمنین را اعلام کرد، از همه بیعت گرفت که همه تان اطاعت کنید، هر کسی اطاعت نکند « فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْكَافِرِينَ»، این هم یک آیه؛ باز سوره نساء، آیه 80،

«مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ»

هر کس از پیغمبر اطاعت کند از خدا اطاعت کرده

نساء/80

«وَمَنْ تَوَلَّىٰ فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا»

هر کسی از دستور پیغمبر سرپیچی کرد، ما تو را بر آنها حفیظ قرار ندادیم

دوست داشتند می توانند سرپیچی بکنند ولی آنها طبق آیه قبلی کافر می شوند؛ ما می گوییم امامت امر الهی است و دستور الهی است و حکم خدا است

« وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ»

هر کس از دستور خدا اطاعت نکند خلاف حکم خدا حکم بکند

مائده/44

«فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ»

«وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ»

مائده/47

«وَ مَنْ لَمْ يَحْکُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ»

مائده/45

سه تا آیه در این زمینه با این مضمون داریم

«وَ مَنْ لَمْ يَحْکُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ»

مائده/45

سوره مبارکه مائده آیه 47،

«وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ»

مائده/47

«وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَاحْذَرُوا ۚ فَإِنْ تَوَلَّيْتُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّمَا عَلَىٰ رَسُولِنَا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ»

مائده/92

این هم آیه دیگر، از این دست آیه ما فراوان در قرآن کریم داریم هر کسی از دستور پیغمبر اطاعت نکند، از دستور خدا اطاعت نکرده، او کافر است، او ظالم هست، او فاسق هست، او چه هست و چه هست، زیاد داریم از ا ین دست روایات دقیقاً همین آیات بر امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب هم تطبیق میکند هر کسی از امام امیرالمؤمنین سرپیچی بکند، هر کسی از دستور پیغمبر سرپیچی بکند در واقع از دستور خدا سرپیچی کرده، این هم روایت در المستدرک علی الصحیحین با سند صحیح هم نقل شده، دقیقاً همین را می گوید، کتاب المستدرک علی الصحیحین، جلد3،  حاکم نیشابوری، صفحه 131، از ابی ذر غفاری نقل شده که هم آقای حاکم نیشابوری می گوید صحیح است، هم آقای شمس الدین ذهبی می گوید صحیح است،

«عن ابی ذر رضی الله عنه قال قال رسول الله «من أطاعنی فقد اطاع الله و من عصانی فقد عصی الله و من اطاع علیاً فقد اطاعنی و من عصی علیاً فقد عصائنی»

المستدرک علی الصحیحین، حاکم نیشابوری، ج3، ص 131

دیگر ادامه اش را هم خودتان بگویید دیگر

«و من عصائنی فقد عصی الله و من لم یحکم بما انزل الله فأولئک هم الکافرون»

دیگر واضح و روشن هست آن آیات را می توانید در ادامه این تطبیق بدهید، و روشن هست که این هم جواب سؤالی که ایشان می خواست.

اینکه در غدیر خم امیرالمؤمنین را پیغمبر انتخاب کرده، صدها روایت با سندهای متعدد داریم، با سند های صحیح، متواتر هست، من یک دانه از این روایات را بخوانم واقعاً دعوت می کنم آقای حسینی را در متن این روایت دقت کند، همینطور برادران اهل سنت را متن این روایت راب ببینند چه هست این روایت، و چه گفته پیغمبر واقعاً از این روایت چه می فهمند، صحیح سنن ابن ماجه، روایتی آوردم که خود وهابی ها هم می گویند سندش صحیح است، اصل کتاب برای ابن ماجه قزوینی هست متوفای 275، آقای محمد ناصر الدین البانی وهابی، معاصر هست متوفای 1420 این روایت را تصحیح کرده، جلد1، در ریاض عربستان سعودی هم چاپ شده، دیگر همه چیز آن قطعی هست شک و شبهه ای نمی توانید در آن بکنید،  صفحه 56، چقدر روایت زیبا هست،

«عن براء بن عازب»

صحیح ابن ماجه، ابن مجه، تصحیح البانی، ریاض عربستان سعودی، ج1، ص 56

از اصحاب پیغمبر هست،

«أقبلنا مع رسول الله (ص) فی حجته التی حج»

در آن حجی که خود پیغمبر حج را انجام داد ما با پیغمبر آمدیم

کجا آمدیم؟

«فنزل فی بعض الطریق»

در یک مسیری در یک جایی از راه ایشان ایستادند و آنجا نازل شدند

«فأمر الصلاة جامعة»

دستور داد نماز جماعت را جمع بشوید

«فأخذ بید علیِ رضی الله عنه»

دست امیرالمؤمنین را گرفت و فرمود

«ألست أولی بالمؤمنین من أنفسهم؟»

مردم آیا من از همه مؤمنان نسبت به خودشان اولویت ندارم؟

دیگر چه بگوید؟

«أنبی أولی بالمؤمنین من أنفسهم»

بروید تمام تفاسیر اهل سنت را ببینید سنی ها چه گفتند، ذیل این روایت؟

«أنبی أولی بالمؤمنین من أنفسهم»

دقیقاً همان مقام را پیغمبر می گوید

«ألست أولی بالمؤمنین من أنفسهم؟»

گفتند بله، باز دوباره تکرار کرد

«ألست أولی بکل مؤمن من نفسه؟»

آیا من از هر مؤمنی نسبت به خودش اولویتم بیشتر نیست؟

همه گفتند بله

«قال فهذا ولی من أنا مولاه»

سه تا کلمه را استفاده کرده پیغمبر، أولی، ولی و مولاه، سه تا کلمه را پیغمبر هم زمان در این روایت به یک معنا گرفته، یک معنا بیشتر ندارد، این هر سه تا کلمه یک معنا دارد، اولی، ولی  و مولاه

«فهذا ولی من أنا مولاه اللهم وال من والاه اللهم عاد من عاداه»

دیگر ادامه اش هم پیغمبر حکمش را مشخص کرده، هر کس ولایت امیرالمؤمنین را بپذیرد ولایت خدا را پذیرفته، هر کس با امیرالمؤمنین دشمنی کند نپذیرد با او بجنگد، لشکر کشی بکند فحش بدهد، صحابه فحش می دادند به امیرالمؤمنین، تا 80 سال به امیرالمؤمنین فحاشی می کردند در قنوت نماز شان  که عمر بن عبد العزیز آمد وقتی سب را برداشت همه سب در جامعه را نتوانست بردارد، آن بخشنامه ای که نوشت این بود که در نماز دیگر به امیرالمؤمنین فحش ندهید، در قنوت نماز تان دیگر به امیرالمؤمنین فحش ندهید، حالا اینها آمدند مدعی شدند که همه صحابه آدم های خوبی بودند، حالا کاری به آن نداریم، این روایت با این متن واضح با این روشنی پیغمبر چه بگوید شما قبول کنید، چه بگوید که شما قبول بکنید، خودتان هم گفتید سندش صحیح است، خود آقای البانی می گوید سند این روایت صحیح است، صحیحٌ، و فکر نمی کنم اگر کسی وجدان داشته باشد، کسی انصاف داشته باشد، کسی عادل باشد عدالت داشته باشد،  این روایت را بخواند خالی الذهن باشد و نپذیرد ولایت امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب را، دقیقاً همان ولایتی که پیغمبر در قرآن دارد

«أنبی أولی بالمؤمنین من أنفسهم»

دقیقاً همان را پیغمبر تنفیذ کرده،

«فهذا ولی من أنا مولاه»

من مولای شما هستم چرا؟ چون خدا گفته «أنبی أولی بالمؤمنین من أنفسهم» پس علی هم ولی شما است، به همان معنا، به همان معنای اولویت به همان معنای اولی، حالا هر کسی نپذیرد حکمش چه هست؟ همان آیاتی که خدمت تان خواندم از قرآن کریم که خداوند در قرآن کریم می فرماید،

«قُلْ أَطِيعُوا اللَّهَ وَالرَّسُولَ ۖ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْكَافِرِينَ»

از دستور خدا و پیغمبر اطاعت کنید

آل عمران/32

پیغمبر گفت، «فهذا ولی من أنا مولاه»

«فَإِنْ تَوَلَّوْا»

اگر نپذیرید

اگر سرپیچی بکنید،

«فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْكَافِرِينَ»

دیگر حکمش هم مشخص هست، این هم آیه اش، دنبال آیه بودی این آیه اش، دنبال روایت بودی، این هم روایتش، و همه چیز فکر می کنم کافی باشد برای شان.

مجری:

احسنتم بسیار خب خیلی عالی خیلی جامع و کامل، ما یاد داشت کردیم و پرسیدیم و جواب گرفتیم، ان شاءالله که شما هم که به این راحتی که در شبکه های خودتان می آیید سؤالی را مطرح می کنید، فکر کردید شاهکار کردید، یک زره ای بیایید به این سؤالات این شبکه هم پاسخ بدهید، اینقدر طفره نروید اینقد فرار نکنید، مثل اینکه چیزی را نشنیدید عمل نکنید، در پاسخ به این سؤالات یک زمانی یک مقدار راه آمده بودند صحبت هایی می کردند اما متأسفانه باز دیدند که مثل اینکه مخاطبین شان دارند بر خلاف آن چیزی که مذاق شان هست عمل می کنند، ترجیح داند که اصلاً دیگر ذکر و نامی هم برده نشود.

قبل از اینکه برویم سراغ کلیپ بعد یک تبریک مخصوص هم بگوییم خدمت تان، فردا شب سالروز بزرگداشت میلاد حضرت معصومه (س) هست و وارد دهه کرامت خواهیم شد، لازم دانستم که این مناسبت را بر همه شما تبریک بگویم ان شاءالله که محنّا باشد بر همه ما مخصوصاً افرادی که در این شبکه هم فعالیت می کنند، بالاخره ولی نعمت همه افراد در قم حضرت معصومه (س) هست، ان شاءالله که بتوانیم برنامه ای در شأن ایشان هم ان شاءالله تقدیم بکنیم حضرت استاد اگر نکته ای هست در خدمت تان هستیم.

استاد یزدانی:

بله دهه کرامت از روز چهار شبنه شروع می شود و همزمان هست با شروع دهه کرامت ولادت حضرت فاطمه معصومه (س) که ولی نعمت همه قمی ها است، همه کسانی که در قم زندگی می کنند ولی نعمت مان حضرت معصومه (س) هست، و طبق روایاتی که به صورت مستفیض نقل شده با سند های متعدد از ائمه هر کسی زیارت کند حضرت معصومه (س) هر زیارتی که انجام می دهد انگار دق الباب می کند درب بهشت را، هر بار زیارت حضرت معصومه، دق الباب بهشت هست و درب بهشت به روی او باز می شود، روایتی که در کامل الزیارات نقل شده همینطور در ثواب الأعمال از امام رضا (ع)

«عن ابی الحسن الرضا»

کامل الزیارات،ابن قولویه قمی (متوفای ۳۶۷ق)‏،

سند روایت معتبر هست که

«سألته عن زیارة فاطمه بنت موسی (ع)»

سؤال کردیم از حضرت امام رضا (ع) از زیارت حضرت فاطمه معصومه (س) فاطمه دختر حضرت موسی بن جعفر

«قال من زارها فله الجنة»

هر کسی زارتش بکند برای او هست بهشت،

بهشت برای او واجب می شود، بهشت برای او لازم می شود، ثواب و پاداش زیارت حضرت معصومه (س) بهشت است، یعنی هر زیارت انگار وارد بهشت می شوی، و آنجا حضرت معصومه (س) زیارت می کنی و حرم آن حضرت واقعاً و در واقع خود بهشت هست.

مجری:

احسنتم، به به این نعمت سرشاری که در اختیار مان قرار گرفته ان شاءالله اینطور با خواندن این نوع روایات آدم زیارت لازم می شود، بی درنگ باید انسان بشتابد به سمت زیارت ان شاءالله نایب الزیارة همه شما بینندگان عزیز هم در حرم بنت موسی بن جعفر فاطمه معصومه (س) خواهیم بود.

برویم سراغ کلیپ بعد و کلیپ دوم را باهم ببینیم.

کلیپ:

البته این حدیث درست است، معروف و مشهور هست، که امام علی معروف هست به وصی رسول الله (ص) همه مسلمانان اعتراف دارند که امام علی وصی رسول الله بود اما وصیت در چه زمینه ای، این مسئله مهم است که در چه زمینه ای وصی بود، ما می رویم به خود شیخ مفید مثلاً می پرسیم که وصی پیغمبر در چه زمینه ای بود می بینیم شیخ مفید چه می گوید، چه نقل می کند، احادیثی درباره این مسئله نقل بکنیم و بحث بکنیم، پس شیخ مفید و سایر امامیه، نص وصیتی را نقل می کنند که طبق آن پیامبر (ص) در آخرین ایام حیاتش برای امام علی بن ابی طالب وصیت کرده است، آنگاه که در بیماری و وفات بوده است، و آن وصیتی کاملاً عادی بوده که ابتدا پیامبر به عمویش عباس عرضه می کند، که عباس آن را سنگین می بیند، سپس آن را به امام علی عرضه می کند و او می پذیرد، این وصیت در مورد دین و خلافت و امامت نبوده است، امام امامیه و خصوصاً غلاتی چون عبدالله بن سبا تلاش کردند تا تمرکز خود را بر روی آن گذاشته و چنین وانمود کنند که نصی در باب امامت بوده است،  شیخ مفید آن را روایت نموده و تعلیقی بر آن ندارد، و به این ترتیب است، نقل می کنیم از شیخ مفید در کتاب الإرشاد، جلد اول، می گوید رسول الله فرمود ای عباس، ای عموی رسول الله وصیتم را قبول کن و به وعده های من وفا کن، و دین و بدهی مرا بپرداز، عباس گفت، ای رسول خدا عمویت پیر مردی پر سن و سال است  و عیال دارد، تو در جود و کرم همچون جود و سخاوتمندی و وعده هایی دادی که عمویت تاب و توان آنها را ندارد، این بود که امیرالمؤمنین آمد و به او گفت ای برادر وصیتم را قبول می کنی و وعده هایم را تحقق می بخشی، و دین و بدهی ام را می پردازی و بعد از من به امور خانواده ام رسیدگی می کنی، گفت بله ای رسول خدا، رسول خدا به او فرمود به من نزدیک شو و او چنین کرد، پس پیامبر او را در آغوش کشید و پس از آن انگشتر خود را از دستش بیرون آورد و گفت این را بگیر و در دست خود قرار بده، و شمشیر و سپر و همه لباس جنگی اش را خواست و به او داد و دستمالی که به هنگام نبرد و گرفتن سلاح به شکم می بست خواست و چون آورده شد آن را به امیرالمؤمنین داد، و به او گفت بنام خدا به خانه خود باز گرد، این در کتاب الإرشاد مهمترین کتاب های شیخ مفید و مشهورترین کتاب های شیخ مفید، جلد 1، صفحه 185، پس این خیلی واضح است، درباره خلافت و امامت نبود، مسائل شخصی بود.

مجری:

بسیار خب بله چقدر زیاد ما می بینیم، به هر شیوه ای که شده اینها هر فضیلتی که هست را نقل می کنند، بعداً تلاش می کنند که این را نفی بکنند، یا وارونه جلوه بدهند یا این را برای دیگران بخواهند قلمداد بکنند، به هر صورتی هست اینبار آمدند یکی از این فضایل را دست گذاشتند و گفتند صرفاً همین نوع وصایت بوده و چرا هم اینکه فایده ندارد، اینکه کأنه نه فضیلتی هست و نه اثبات گر مطلبی هست.

استاد یزدانی:

بله ما بارها خدمت این پیروان سقیفه گفتیم، بارها و بارها شما یک جمله از پیغمبر بگویید، که اگر می گفت شما قبول می کردید،  بگویید اگر پیغمبر اینطور گفته بود ما قبول می کردیم، کلمه خلیفه، خلیفه بعد از من، ولی بعد از من، مولا بعد از من، امام بعد از من، حاکم بعد از من، وارث بعد از من، هرچه، چه می خواهید شما از جان پیغمب وصی بعد از من، چه می خواهید که پیغمبر گفته باشد که شما قبول کنید، بیاورید آن جمله را، ما همه این جملات را با سند صحیح از کتاب های خود شما برای شما می آوریم، همه اینها را، خلیفه، ولی، مولا، امام، حاکم، وصی، وارث، و سایر آنها، اگر واقعاً دنبال فهم حقیقت هستید، دنبال حقیقت هستید، بگویید چه می خواهید ما برایتان بیاوریم، از جمله حدیث وصیت، ایشان رفته دنبال حدیث وصیت، از بین آن همه احادیث وصیت، ما حدیث وصیت را صدها سند برایش داریم، صدها سند با طرق مختلف در جاهای مختلف که پیغمبر فرموده امیرالمؤمنی بعد از من وصی من هست، جانشین من هست، وصی به معنای جانشین هست، ولی می گوید این وصی بخاطر مسائل خاص بود وصیت کرد بدهی من را بده، وصیت کرد فلان را بده، و این مسائل هست من چند تا نمونه از این روایات از کتاب های شیعه و همینطور از کتاب های اهل سنت بخوانم، که هم فضیلتی از فضائل امیرالمؤمنین را خوانده باشیم، لذت می بریم، حالا که شبهه مهمی ندارد شبهه جدیدی این وهابی ها ندارند، ما هم یک بهانه ای بشود که از کلیپ های اینها را پخش کنیم فضائل امیرالمؤمنین را بخوانیم و لذت ببریم و ثواب ببریم؛ شروع می کنیم از همین الإرشاد شیخ مفید، که ایشان گفتند شیخ مفید بعد از این تعلقه ای نزده، خب شیخ مفید فقط همان یک روایت را نقل نکرده،  این روایت را هم نقل کرده،

«وبقول النبی (ص) یوم الدار و قد جمع بنی عبد المطلب فهیا للإنذار من یؤازرنی علی هذا الأمر یکن أخی و وصیی و وزیری و وارثی وخلیفتی من بعدی»

یکی از ادله ما این روایت است که در یوم الدار پیغمبر بنی عبد المطلب را جمع کرد گفت چه کسی من را یاری می کند بر این امر (امر رسالت) که او برادر من باشد وصی من باشد، وزیر من باشد، وارث من باشد، خلیفه من باشد بعد از من،

دقیقاً همین روایت را عین همین را سنی ها هم نقل کردند؛ امیرالمؤمنین فرمود من از همه کوچک تر بودم، من گفتم که

«أنا أوازرک یا رسول الله»

من وزیر تو خواهم شد

من همراهی خواهم کرد، من یاری خواهم کرد، پیغمبر فرمود

«فأنت أخی و وصیی و وزیری و وارثی وخلیفتی من بعدی»

ای علی پس تو از امروز برادر من هستی، تو وصی من هستی، تو وزیر من هستی، تو وارث من هستی، تو خلیفه بعد از من هستی

شیخ مفید چه می فرماید بعدش؟

«و هذا صریح القول فی الإستخلاف»

این خیلی واضح است که پیغمبر بعد از خودش را انتخاب کرده و امیرالمؤمنین خلیفه بعد از پیغمبر است، چطور همه الإرشاد را شما خواندی عین متن کتابش را می آید می خواند در برنامه، متن کتابش را از اول تا آخرش می خواند بدون اینکه چیزی بتواند بگوید، تعلیقه ای بزند، تحلیلی بکند، متن کتاب خودش را می خواند، شما همه الإرشاد را خوانده بودی خب این را هم می دیدی، حالا چند نمونه از این روایات را بخوانیم از کتاب های شیعه فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (ع) از جمله این روایت که با سند معتبر از زید بن علی از امام زین العابدین، از امام حسین (ع) از امیرالمؤمنین نقل شده،  که امیرالمؤمنین می فرمود

«قال رسول الله (ص) یا علی إن الله تعالی أمرنی أن اتخذک أخاً و وصیاً»

خدا به من دستور داده، که تو را برادر خودم و وصی خودم انتخاب کنم

دنبال حدیث وصیت هستی در کتاب های شیعه، خب چرا می روی سراغ کتاب الإرشاد شیخ مفید آن هم یک روایتی که بدردت نمی خورد، همه روایت را نمی خوانی، خب بیا این کتاب امالی شیخ طوسی هست، سند روایت هم معتبر هست، بعد پیغمبر فرمود

«فأنت أخی و وصی و خلیفتی علی أهلی فی حیاتی و بعد موتی من تبعک فقد تبعنی»

هر کس از تو تبعیت کند از من تبعیت کرده

«و من تخلف عنک فقد تخلف عنی و من کفر بک فقد کفرنی»

هر کس بر تو کفر بورزد انگار بر پیغمبر کفر ورزیده

«و من ظلمک فقد ظلمنی»

هر کس به تو ظلم کند انگار به خود پیغمبر ظلم کرد،

«یا علی أنت منی و أنا منک یا علی لو لا أنت لما قتل اهل النهر»

حالا این هم ادامه روایت، خب چرا نمی آیی این روایت را بخوانی، روایت به این قشنگی و زیبایی را چرا نمی آیی بخوانی؟ باز در کتاب امالی شیخ طوسی، و همینطور در کتاب الإستبصار  مرحوم محمد بن حسن صفار، در کتاب بصائر الدرجات، که یکی از کتاب های معتبر شیعه هست و از کتاب های قدیمی شیعه هست، محمد بن حسن ابن فرو صفار که در وثاقت خودش شک و شبهه ای نیست در انتساب کتاب هم شک و شبهه ای نیست، صفحه 201، حدیث شماره 19 از این باب، با سند صحیح، محمد بن الحسین ابی الخطاب ثقه هست قطعاً صفوان بن مهران قطعاً ثقه هست، ابی صباح الکنانی قطعاً ثقه هست و شک و شبهه ای در وثاقت این چهار راوی نیست،

«قال قلت لأبی عبدالله»

من به حضرت امام صادق عرض کردم

بصائر الدرجات، محمد بن حسن ابن فرو صفار، ص 201، حدیث  19

به ما خبر رسیده که رسول خدا به امیرالمؤمنین فرموده

«أنتی أخی وصاحبی و صفیی و وصیی و خالصی من أهل بیتی و خلیفتی فی اُمتی»

من از امام صادق پرسیدم که واقعاً آیا پیغمبر به امیرالمؤمنین چنین جملاتی فرموده؟ تو برادر من هستی تو صاحب و رفیق من هستی، تو صفی و برگزیده من هستی تو وصی من هستی، تو خالص اهل بیت من هستی، تو خلیفه بعد از من در میان امتم هستی،

«و سأنبئک فیما یکون فیها من بعدی یا علی إنی احب لک ما أحبه لنفسی»

علی من هر چیزی را که برای خودم دوست دارم برای تو هم دوست دارم،

هر چیزی که من برای خودم می پسندم پیغمبر دارد می گوید برای تو هم می پسندم، هر چیزی که برای من بد باشد برای تو هم بد هست، یعنی بد می دانم هر چیزی که برای خودم بد بدانم،  امام صادق (ع) فرمود بله

«هذا مکتوب عندی فی کتاب علی»

بله این جملات در کتاب امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب نوشته شده وا ین کتاب دست من هست،

اما من این کتاب را مخفی کردم، امیرالمؤمنین یک کتاب دارد بنام الجامعة که هم شیعه نقل کرده این کتاب را هم در منابع اهل سنت هم هست که امیرالمؤمنین چنین کتابی داشته، کتابی که امیرالمؤمنین با دست خط خودش نوشته با املای پیغمبر هست و دست خط امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب چه کتابی که اگر دست ما می رسید دیگر ما نیاز به این کتاب بصائر الدرجات کافی و اینها نداشتیم، کتاب خود پیغمبر بود، املای پیغمبر خط امیرالمؤمنین بود، این کتاب دست اهل بیت (ع) بوده رسیده دست امام صادق و امام صادق خیلی ما روایت داریم که امام صادق و امام باقر و سایر ائمه ارجاع می دهند به این کتاب، می گویند این حرف را از کجا شنیدی؟ می گوید از کتاب علی خواندم، از کتاب امیرالمؤمنین خواندم، و این روایت هم در آن کتاب بوده که پیغمبر به امیرالمؤمنین فرموده

«أنت أخی و صاحبی و صفیی و وصیی و خالصی من اهل بیتی و خلیفتی فی امتی»

شما دنبال روایت هستید در کتاب های شیعه، می خواهی خلافت را ثابت کنی، می خواهی وصایت را ثابت کنی، خب این هم روایت چرا اینها را نمی بینی، چرا خودت را به ندیدن می زنی؟ همین کتاب باز روایت بعدی، صفحه 455، باز هم سند این روایت صحیح است، محمد بن عیسی، قطعاً ثقه هست، یعقوب بن یزید قطعاً ثقه هست، و دیگران این دو نفر باهم از ابن محبوب حسن بن محبوب، قطعاً ثقه هست از اصحاب اجماع هست،  اسحاق بن عمار قطعاً ثقه هست از امام صاقد (ع) که می فرماید

«مضی رسول الله وخلّف فی امته کتاب الله و وصیه علی بن ابی طالب»

بصائر الدرجات، محمد بن حسن ابن فرو صفار، ص 201، حدیث  19

پیغمبر از دنیا رفت در میان خودش چه جانشینی گذاشت؟، کتاب خدا و وصی اش علی بن ابی طالب

«امیرالمؤمنین امام المتقین، حبل الله المتین، عروته الوثقی»

امیرالمؤمنین هست امام متقین هست، حبل الله المتین هست،

این روایت سندش صحیح است، حالا دیدم بعضی ها می گفتند ما حبل الله نداریم که مقصود اهل بیت باشد، حبل الله چه هست و چه هست،  این روایت صحیح است واضح است جواب همه آن یاوه گویانی هست که می خواستند حبل الله را به چیزهای دیگر ترجمه کنند،

«وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّه»

یعنی «واعتصموا بولایت امیرالمؤمنین، او عروة الوثقی است

«التی لا انفصام لها وعهده المؤکد صاحبان مؤتلفان یشهد کل واحد لصاحبه بالتصدیق»

قرآن و اهل بیت باهم دو رفیق هستند، شهادت میدهد هر کدام به راست بودن یکی دیگر، قرآن شهادت می دهد به صداقت امیرالمؤمنین امیرالمؤمنین قرآن ناطق هست او شهادت می دهد به صحت قرآن،

«ینطق الإمام عن الله عزوجل فی کتاب بما اوجب الله فیه علی العباد»

تا آخرش، خیلی روایت قشنگی هست از آن روایاتی است که خواندنی هست ما خیلی روایات دیگر هم داریم آنها را هم باید بخوانیم،

«فمن عرف من امة محمد (ص) واجب حق امامه وجد طعم حلاوة ایمانه»

هر کس حق امامت را بشناسد از امت پیغمبر حلاوت ایمان را می چشد، آن چیزی که ما می چشیم هیچ کدام از شما سلفی ها و وهابی ها هرگز نخواهید چشید، آن لذتی که ما می بریم، از ولایت امیرالمؤمنین، نام امیرالمؤمنین رامی شنویم تمام وجود مان پر از لذت می شود، شما هرگز چنین لذتی را تجربه نخواهید کرد، ما هستیم که این را تجربه می کنیم، و این سخن امام صادق هست حق است واقعاً و واقعاً جزو معجزات امام صادق هست،

«فمن عرف من امة محمد (ص) واجب حق امامه وجد طعم حلاوة ایمانه و علم فضل طلاقة اسلامه لأن اللهنصب الإمام علماً لخلقه و حجّة علی اهل عالمه»

حالا روایت ادامه هم دارد و به بقیه هم می پردازد، روایت به این قشنگی آقای احمد الکاتب تو که می گویی رفتید روایات وصیت را خواندی، چرا رفتی آن روایت شیخ مفید که در یک گوشه ای از کتاب الإرشاد را خواندی بقیه را هم ندیدی، چرا این روایت را نیامدی ببینی؟

مجری:

حاج آقا اینها مثل اینکه بالاخره همین مدارسی که می روند و معاون آموزشش هم بینندگان با ایشان آشنایی دارند کاملاً  مثل اینکه اینطوری به او یاد می دهند شما اگر می خواهید روایتی را تضعیف بکنید، بگردید پیدا بکنید یک روایت متواتری حتی اگر باشد یک سند ضعیف اگر آمده باشد به همان گیر بدهید همان را نقل بکنید، در این نوع برداشت ها هم باز همینطور بگردید پیدا بکنید یک جایی وصی به این معنا آمده باشد همین را نقل کنیم.

استاد یزدانی:

سندش هم ضعیف باشد همان را پیدا بکنید، همان را بگویید، ببینید روایات وصیت ضعیف است، ببینید سند ندارد، فضائل امیرالمؤمنین هست یک روایت دیگر هم بخوانیم ان شاء الله همه مان شریک باشیم در ثواب این فضیلت خوانی و ان شاءالله خداوند در آن دنیا دست مان را بگیرد برای همین فضیلت خوانی که می کنیم برای امیرالمؤمنین بهانه ای می شوند این وهابی ها که ما لذت ببریم از فضائل امیرالمؤمنین و بچشیم آن شیرینی و لذت فضائل امیرالمؤمنین را.

عیون اخبار الرضا، شیخ صدوق، که به دعای حضرت صاحب الزمان به دنیا آمده، و چه کتابی و چه روایتی، جلد 1، چاپ اول، چاپ 1378، صفحه 265، همان روایت معروف خطبه شعبانیه که از امام علی بن موسی الرضا، سند روایت معتبر است و خیلی از علمای ما این روایت را تصحیح کردند و رواتش همه ثقه هستند، امام علی بن موسی الرضا از امام موسی بن جعفر از امام جعفر بن محمد الصادق، از امام محمد بن علی الباقر، از امام زین العابدین، از امام حسین سید الشهدا، و عن أبیه سید الوصیین عن أبیه امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب

«قال إن رسول الله (ص) خطبنا ذات یوم»

پیغمبر یک روزی برای ما خطبه خواند

عیون اخبار الرضا، شیخ صدوق، ج1، چاپ اول، چاپ 1378، ص 265

چه فرمودند در این خطبه؟

«أیها الناس إنه قد أقبل إلیکم شهر الله بالبرکة و الحمة و المغفرة»

دیگر بینندگان عزیز که ماه رمضان زیر منبر های روحانیون رفتند این روایت را حتماً چند باری شنیدند، روایت جالبی هست،  خب روایت طولانی هست، تا در صفحه 266، که می رسد به آنجایی که امیرالمؤمنین از پیغمبر سؤال می کند

«یا رسول الله ما أفضل الأعمال فی هذا الشهر»

بهترین عمل در این ماه چیست؟

فرمود

«یا أباا لحسن أفضل الأعما فی هذا الشهر الورع عن محارم الله»

بهترین کار در ماه رمضان این است که انسان از محارم الهی دوری کند،

بعد پیغمبر شروع کرد به گریه کردن، چرا گریه کردی یا رسول الله چه شده،

«یا علی أبکی لما یستحل منک فی هذا الشهر»

روایت طولانی هست تا آنجایی که پیغمبر بزرگوار اسلام می فرماید

«یا علی من قتلک فقد قتلنی»

هر کس تو را بکشد انگار من پیغمبر را کشته

قتل علی قتل پیغمبر است، روایت صریح و واضح است،

«من أبغضک فقد أبغضنی»

هر کس بغض تو را در دل داشته باشد، بغض من پیغمبر را در دل دارد،

«و من سبک بقد سبنی»

هر کس به تو فحاشی بکند، آن صحابه ای که به امیرالمؤمنین فحاشی می کردید، انگار به خود پیغمبر فحاشی کردید، چرا؟

«لأنک من کنفسی»

تو جان من پیغمبر هستی،

«روحک من روحی»

روح تو روح من است

و طینتک من طینتی»

 خاک گل شما طینت شما از طینت من پیغمبر خلق شده

« إن الله تبارک و تعالی خلقنی  و إیاک»

خدا من و شما را خلق کرد،

«و اصطفانی و إیاک»

از میان همه خلایق من و شما را برگزید

«و اختارنی للنبوة»

من را برای نبوت برگزید

«و اختارک للإمامة»

و تو را برای امامت برگزید،

«فمن أنکر امامتک فقد انکر نبوتی»

هر کس امامت امیر المؤمنین را انکار کند انگار نبوت پیغمبر را انکار کرده

«یا علی أنت وصیی»

علی جان تو وصی من هستی

«و أبو ولدی و زوج أبنتی»

تو همسر دختر من هستی،

«و خلیفتی علی أمتی فی حیاتی و بعد موتی»

تو جانشین من هستی هم در حیاتم هم در مماتم در میان همه امت من

«أمرک أمری»

هرچه تو دستور بدهی انگار من پیغمبر دستور دادم

«نهیک نهیی»

«اقسم بالذی بعثنی بالنبوة و جعلنی خیر البریة انک لحجة الله علی خلقه و أمینه علی سره و خلیفـه علی عباده»

روایت به این واضحی به این روشنی آقای احمد الکتاب دنبال روایت وصیت هستی؟ این هست روایت وصیت، بیا این روایت را ببین اگر از حقد و کینه از آن بغضی که در دل تو از امیرالمؤمنین هست اگر توانستی دو خط از این روایت را بخوانی من به تو جایزه می دهم، نمی توانند اینها بخوانند این روایت را بخاطر کینه هایی که از امیرالمؤمنین در دل دارند، آن بغضی که در دل دارند نمی توانند این روایت را بخوانند، اصلاً شروع بکنند، عصبانی می شوند و کلاً روایت را کنار می گذارند و می روند سراغ همان روایاتی که می توانند یک کمی هم از آن استفاده بکنند؛ این روایت را خواندیم برای اینکه لذت ببریم از فضائل امیرالمؤمنین و بچشیم آن حلاوت و شیرینی محبت اهل بیت علیهم السلام را.

مجری:

بسیار زیبا بسیار عالی خیلی کامل و جامع و عالی و لذت بخش بود، و یاد بگیرید آقای احمد الکاتب آقای هاشمی، آقای سجودی، آقای خدمتی، آقای کیانی و هر کسی که دارید می بینید این برنامه را درس بگیرید دیگر سراغ استدلال های شیعه سراغ کتاب های شیعه نیایید، بروید از همان کتاب های خودتان نقل بکنید و ببرید و بدوزی و هر کاری که می خواهید انجام بدهید را انجام بدهید اما سراغ این نوع کتب که کتب ما شیعیان هست نیایید که اینطور با آن مواجه خواهید شد؛ اگر نکته ای هست اضافه بفرمایید.

استاد یزدانی:

دقیقاً همین روایت در منابع اهل سنت هم آمده، شما که دنبال حدیث وصیت بودی خب می رفتید کتاب های خودتان را هم می خواندید، دقیقاً در کتاب اهل سنت هم همین روایت با همین الفاظ آمده، سند روایت هم معتبر هست، از جمله در تاریخ طبری، که همان روایتی که شیخ مفید نقل کرد، دقیقاً در تاریخ طبری هم آمده، تاریخ طبری، مجلد 1، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت لبنان، چاپ اول، چاپ 1407، تاریخ ماقبل الهجرة، صفحه 542، سند روایت تا اینجایی که نقل می کند از فلانی از فلانی،

«عن علی بن ابی طالب قال لما نزلت هذهی الآیه علی رسول الله و أنذر عشیرتک الأقربین»

وقتی این آیه بر رسول خدا نازل شد آیه «و أنذر عشیرتک الأقربین»

تاریخ طبری، ج1، دارالکتب العلمیه بیروت، لبنان، چاپ اول، چاپ 1407، ص 542

«دعانی رسول الله»

رسول خدا من را خواست

فرمود

«یا علی إن الله أمرنی أن أنذر عشیرتی الأقربین»

خدا به من دستور داده که بروم عشیره و خاندان نزدیک خودم را انذار کنم

اینها را اول دعوت کنم، حالا روایت طولانی است، داستانش را حتماً بینندگان عزیز شنیده اند، تا آن زمانی که همه جمع شدند و غذا خوردند و بعد پیغمبر شروع کرد به سخن گفتم

«ثم تکلم رسول الله»

پیغمبر شروع کرد به سخن گفتن

و فرمود

«یا بنی عبدالمطلب إنی والله ما اعلم شاب فی العرب جاء قومه بأفضل مما قد جئتکم به»

ای بنی عبدالمطلب بخدا قسم من جوانی را در عرب نمی شناسم که بهتر از آن چیزی که من برای شما آورده ام را آورده باشد

«إنی قد جئتکم بخیر الدنیا و الآخرة»

من برای شما خیر دنیا و آخرت را آورده ام

این خیر دنیا و آخرت چیست؟

«و قد أمرنی الله تعالی أن أدعوکم إلیه»

خدا به من دستور داده شما را دعوت کنم به سوی خیر دنیا و آخرت

«فأیکم یؤازرنی علی هذا الأمر علی أن یکون»

کدام یک از شما من را همکاری می کنید یاری می کنید در این امر که بعد از من

پاداش این یاری چیست؟

«أن یکون أخی و وصیی و خلیفتی فیکم»

که برادر من باشید وصی من باشید و خلیفه من باشید در میان شما

تا آنجایی که امیرالمؤمنین اعلام کرد

«أنا یا نبی الله»

من آماده ام

«أکون وزیرک علیه»

من می خواهم که وزیر شما باشم

پیغمبر بازوی من را گرفت و فرمود

«إن هذا أخی و وصیی و خلیفتی فیکم فأسمعوا له و أطیعوا»

اینها هر کدام یک مشت محکم هست بر دهان دشمنان اهل بیت، پیغمبر فرمود این برادر من هست، این وصی من هست، این خلیفه من هست در میان شما، از او اطاعت کنید، بعد مردم بلند شدند خندیدند به حضرت ابوطالب (ع) گفتند

«قد أمرک أن تسمع لإبنک و تطیع»

پیغمبر دستور داده تو از فرزندت اطاعت بکنی

خب این خیلی روایت واضح و روشن هست که ثابت می کند اطاعت از امیرالمؤمنین اطاعت از پیغمبر هست، او وصی پیغمبر هست، او خلیفه پیغمبر هست، همین روایت در کتاب الکامل فی التاریخ آقای ابن اثیر جزری هم آمده، ، جلد 1، چاپ دارالکتب العلمیه بیروت، چاپ اول، چاپ 1407، صفحه 585، دقیقا همان روایت با همان سند، همان متن تا صفحه 586،  که پیغمبر فرمود

«فأیکم یؤازرونی علی هذا الأمر علی أن یکون أخی و وصیی و خلیفتی فیکم»

و بعد فرمود

«إن هذا أخی و وصیی و خلیفتی فیکم فأسمعوا له و أطیعوا»

خب این روایت به این واضحی چرا قبول نمی کنید شما، چه بگوید پیغمبر شما بپذیرید؟ جالب هست همین روایت را خود آقای طبری نقل کرده، تحرفش کرده، خود آقای طبری همین روایت را در تفسیر خودش نقل کرده، و تحریف کرده، یعنی واقعاً آدم می ماند اینها چطور انسان هایی هستند، اینها دنبال حق هستند؟ خب در یک کتاب نقل می کنید در یک کتاب دیگر تحریف می کنید، تفسیر طبری، تفسیر جامع البیان عن تعبیر آی القرآن، آقای ابو جعفر محمد بن جریر طبری، جلد17، چاپ دار ابن جوزی در قاهره، صفحه 745، دقیقاً همان روایت با همان سند،

«عن علی بن ابی طالب قال لما نزلت هذهی الآیه علی رسول الله و أنذر عشیرتک الأقربین دعانی رسول الله فقال لی یا علی ...»

تفسیر جامع البیان عن تعبیر آی القرآن، آقای ابو جعفر محمد بن جریر طبری، ج 17، چاپ دار ابن جوزی در قاهره، ص 745

بعد در صفحه بعد ببینید چکار کرده، چه جنایتی مرتکب شدند اینها که خودشان را دوست اهل بیت نشان می دهند، ولی در واقع همه شان ناصبی هستند، صفحه 746،

«یا بنی عبدالمطلب إنی والله ما أعلم شاب فی العرب جاء قومه ... فأیکم یؤازرنی علی هذا الأمر علی أن یکون أخی و کذا و کذا»

یعنی چه؟ کدام یک از شما وزیر من می شوید که برادر من باشید و چنین و چنان باشید، آدم عاقل اینطور حرف می زند، قیچی و سانسور اینها واقعاً خیلی تیز بوده، دقیقاً از همان جایی بریده که کل مذهب اینها را پنبه می کند،  کل ستون مذهب اینها را نابود می کند، ویران می کند، مثل یک بمب هست برای اینها،

«علی أن یکون أخی و وصیی وخلیفتی فیکم»

چکار کرده آقای طبری؟

«أن یکون أخی و کذا و کذا»

بعد باز

«فأخذ برغبتی ثم قال إن هذا أخی و کذا و کذا»

این برادر من هست و چنین هست و چنان هست

خب با انصاف با وجدان تو چقدر واقعاً امانتدار هستی مرحبا به این همه امانتداری کذا و کذا دیگر چه هست؟ پیغمبر اینطوری گفته؟ یا شما دست کاری کردی؟ چه جواب می دهید روز قیامت با این دستکاری هایتان، همین مطلب را آقای ابن کثیر هم نقل کرده، دقیقاً ابن کثیر هم همین را نقل کرده و تحریفش کرده،  ابن کثیر هم در تفسیر قرآن، اینها دارند قرآن برای پیروان شان تفسیر می کنند، در تفسیر قرآن آقای ابن کثیر، چاپ دارالطیبه ریاض، جلد 6، چاپ دوم، چاپ 1420، صفحه 169، دقیقاً همان روایت می گوید ابو جعفر طبری از فلانی از فلانی نقل کرده،

«قد آمرنی الله أن ادعوکم فأیکم یؤازرنی علی هذا الأمر علی أن یکون أخی و کذا و کذا»

تفسیر قرآن، ابن کثیر، چاپ دارالطیبه ریاض، ج 6، چاپ دوم، چاپ 1420، ص 169

روز قیامت این کذا و کذا آتش جهنم خواهد شد بر آنهایی که حق امیرالمؤمنین را اینطور خوردند، چرا کذا و کذا این چیست؟  باز صفحه بعد،

«فأخذ برغبتی ثم قال إن هذا أخی و کذا و کذا»

پیغمبر بازوی من یا شانه یا گردن من را گرفت گفت این برادر من هست و چنین و چنان هست

خب این دست های بسیار بسیار امانتدار اینها واقعاً آدم را به تعجب وا می دارد که اینها چطور  آدم هایی هستند، و چطور واقعاً دوست اهل بیت هستند اینها، چقدر امیرالمؤمنین را اینها دوست دارند، از روی دوستی با اهل بیت اینها آمدند فضائل امیرالمؤمنین را تحریف کردند، باور کنیم این حرف ها را شما واقعاً دوست اهل بیت هستید، اگر دوست امیرالمؤمنین بودید خب این روایت را چرا تحریف می کردید، بعضی می گویند روایت ضعیف هست، خب اگر روایت ضعیف بود آقای طبری چرا تحریفش کرد؟ خب می گفت روایت ضعیف است جعلی هست موضوع هست، دروغ هست اصلاً خب چرا تحریفش کردی؟ اینکه تحریف می کنید بهترین دلیل بر این است که روایت از نظر خودش حداقل صحیح بوده، اگر صحیح نبود، می گفت ضعیف است اصلاً نمی آورد.

مجری:

بله نکته بسیار جالبی هست؛ خیلی ممنون خیلی عالی بود خیلی خوب بود، بسیار هم لذت بردیم از این نقل فضائل و الحمد الله تا اینجای برنامه هم کاملاً بحثی شد که، مطالبی بود که انسان دوست داشت بشنود، بسیاری از وقت ها شبهات طوری هست که اینقدر سخیف هست، انسان خودش نمی خواهد برود سراغ پاسخ دادن حتی به آن شبهات، بخاطر آن نوع سخیف بودنی که هست، اما بعضی وقت ها هم اینطور لذت بخش خواهد شد.

خب برویم باهم کلیپ بعد را ببینیم ان شاءالله بر می گردیم و به نقد آن خواهیم نشست.

کلیپ:

«إنه علیم بذات الصدور»

فاطر/38

آن ذا علیم هست می داند اسرار سینه ها را

خدا از همه چیز می داند، یکی دیگر از شرایط معبود به حق این است که علم داشته باشد،  به همین خاطر خدای عزوجل در قرآن کریم هر جا علم غیب را از غیر خودش نفی می کند برای خودش اثبات می کند، حتی به پیامبرش می گوید تو بگو که من غیب نمی دام،

«وَلَوْ كُنْتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ لَاسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَيْرِ»

اعراف/ 188

عیسی اعتراف می کند بار الهی من غیب نمی دانستم روز قیامت عیسی را خدا می گوید تو گفته بودی من و مادرم را عبادت کنید؟ عیسی می گوید پروردگارا

«إِنَّكَ أَنْتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ»

عالم الغیب تو هستی من نیستم،

مائده/109

من چنین چیزی نگفتم، بالاخره هر جا خداوند غیب را از غیر خودش نفی می کند، چون کسی می تواند معبود من باشد که من در هر جزیره ای در هر جنگلی در هر خانه ای افتادم صدایش زدم بشنود، ببیند من را از حال من خبر داشته باشد، خداوند می فرماید غیر از من هیچ کسی خبر ندارد، به همین دلیل هست که این مشرکان و اهل خرافات سعی می کنند،  برای آلهه خودشان علم غیب را اثبات کنند،  بگویند به اینها هم خدا چیزی از غیب داده است، کجا اثبات شده،

«إِنَّ اللَّهَ عالِمُ غَيْبِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ»

فقط خدا است داننده غیب آسمان ها و زمین

فاطر/38

و فقط خدا است حتی غیب اسرار سینه ها را می داند،

«إنه علیم بذات الصدور»

آن ذات عالم است به اسرار سینه ها

ملک/14

مجری:

نرخ شاه عباسی شده این کلیپ های معاونت آموزش دارالعلوم زاهدان مولوی عبد الغنی بدری که بالاخره این شبهاتی که مطرح می کند دیگر واضح شد که منشاء آن از کجا هست و اینها از کجا دارد آب می خورد برای چه کسی دارد تبلیغ می شود، مبحث علم غیب را مثل خیلی از وقت ها که مطرح می کنند، ما بسیاری از وقت ها از شبکه های وهابی می شنویم، حالا بعضی وقت ها هم از این تریبون های داخلی، در خدمت تان هستیم.

استاد یزدانی:

همانطور که شما فرمودید دیگر واقعاً شده تریبون وهابیت، این ماه رمضان کلاً تریبون دارالعلوم زاهدان تفسیر قرآنش شده بود تریبون وهابیت، تریبون همان تکفیری و انتحاری ها وا ینها، همان حرف هایی را که ابوبکر بغدادی می زند، همان حرف هایی که طالبان می زند، همان حرف هایی که شبکه های وهابی می زند را ایشان به عنوان معاون آموزش دارالعلوم زاهدان می زند و این بسیار خطرناک هست برای اهل سنت، برای اهل سنتی که خرج این مدرسه را می دهند، از پول شکم زن و بچه شان می زنند می دهند خرج این مدرسه را ولی اینها آمده اند بجای اینکه حرف اهل سنت را بزنند می آیند حرف وهابیت را می زنند، و این برای اهل سنت بسیار خطرناک هست امیدوار هستم که فکری به حال اینها بشود.

 خب شما رفتید سراغ آیات قرآن کریم که خداوند علم غیب را از غیر خودش نفی کرده، چرا این آیاتی که مربوط هست به بت ها و مشرکان اینها را می آیی قاطی اهل بیت (ع) می کنی، چرا قاطی پیغمبران می کنی، چرا همه اش دوست داری همان آیاتی که برای بت ها است را تطبیق بدهی به پیغمبر، خدا علمش از پیغمبرانش نفی کرده، از غیر خودش نفی کرده، بله از بت ها نفی کرده، اما از پیغمبرانش هم نفی کرده؟ از کجا می گویی این حرف ها را ما سه دسته آیه در قرآن کریم داریم، اجتهاد این هست که آدم همه ادله را کنار همدیگر قرار بدهد، بعد فتوا بدهد، نمی شود یک آیه را گرفت و آیات دیگر را کلاً فراموش کرد، یک حدیث را آدم دید بر اساس همان حدیث فتوا بدهد، و دیگر همه احادیث را کنار بگذارد، این جزو مقدمات اجتهاد است که کسی می خواهد فتوا بدهد باید همه ادله را ببیند با در نظر گرفتن همه ادله حرف بزند و فتوا بدهد، شما یک دسته از آیات را که بله یک دسته از آیات این است  که خدا می گوید علم مخصوص من هست، یک دسته از آیات مخصوص این است که خدا می فرماید هیچ کس غیر از من علم غیب ندارد،  یک دسته از آیات هست می گوید پیامبران هم علم غیب ندارد، که بعضی هایش را این وهابی خواند، این وهابی تکفیری آقای مولوی عبدالغنی خواند، خب دسته چهارمی هست، چرا دسته چهارم را نمی خوانی؟ من این دسته چهارم را برایتان می خوانم، سوره آل عمران آیه 179،

«بسم الله الرحمن الرحیم»

«وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُطْلِعَكُمْ عَلَى الْغَيْبِ»

خدا شما را از علم غیبت مطلع نمی کند هرگز

آل عمران/ 179

«وَلَٰكِنَّ اللَّهَ يَجْتَبِي مِنْ رُسُلِهِ مَنْ يَشَاءُ»

اما از بین پیامبرانش بعضی ها انتخاب می کند

علم غیبش را به احدی نخواهد داد، اما به بعضی از پیامبرانش

«وَلَٰكِنَّ اللَّهَ يَجْتَبِي مِنْ رُسُلِهِ مَنْ يَشَاءُ»

خب چرا این آیه را نمی بینی در قرآن کریم نکند این آیه در قرآن شما نیست، و این را بزغاله سالهای قدیم خورده، نه در قرآن ما هست، اگر از قرآن شما بزغاله خورده ما نمی دانیم، باز سوره مبارکه جن، آیه 26 و 27،

«عَالِمُ الْغَيْبِ فَلَا يُظْهِرُ عَلَىٰ غَيْبِهِ أَحَدًا»

خدا عالم غیب است و هیچ کس را از علم غیبش مطلع نمی کند

جن/26

«إِلَّا مَنِ ارْتَضَىٰ مِنْ رَسُولٍ»

جن 27

این آیه اش را شما چرا نمی بینید؟ این تیکه و استثناء را چرا نمی بینید؟ یک مطلب عامی خداوند می فرماید و بعد این عام را قید می زند، این عام را می گوید خدا به هیچ کس علم غیب نمی دهد فقط به بعضی از پیامبرانش میدهد، خب چرا اینها را نمی بینید شما؟ چرا خودتان را به ندیدن می زنید، علم غیب مخصوص خدا است بله مخصوص خدا است، شک و شبهه ای در آن نیست، اما اگر خدا بخواهد، بعضی از بندگان خودش را، بعضی از پیامبران خودش را  مطلع می کند از علم غیب، علم غیبی که فقط دست خدا باشد و هیچ استفاده ای از آن نکند که نمی شود، خدا از این علم غیبش به پیامبرانش می دهد به انبیاء خودش میدهد، به اولیاء خودش می دهد به ائمه می دهد به هر کس دلش خواست می دهد، شما نمی توانی برای خدا تعیین تکلیف بکنی به بعضی ها بدهد، به بعضی ها ندهد

مجری:

از آن طرف آنها دارند خداوند را محدود می کند به او می گویند حق نداری شما این کار را انجام بدهی، خداوند ناتوان هست العیاذ بالله در این زمینه

استاد یزدانی:

بله دقیقاً؛ ما از آن طرف از همین حضرت عیسی که ایشان مثال زد، حضرت عیسی خدا را مثال زد که خداوند گفته تو علم غیب نداری، خب آن آیه را دیدی چرا این آیه را ندیدی که خود حضرت عیسی صراحتاً در سوره مبارکه 49 آل عمران می فرماید

«وَأُنَبِّئُكُمْ بِمَا تَأْكُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ»

آل عمران/49

حضرت عیسی چه کارهایی انجام می داد؟ خلق می کرد، خدا خالق ما است، خدا خلق می کند، اما حضرت عیسی می گوید من هم می توانم خلق کنم فقط خدا خالق نیست خدا قدرت داده به حضرت عیسی که  بتواند خلق کند بإذن الهی، حضرت عیسی می تواند کور مادر زاد را شفا بدهد، حضرت عیسی می تواند مریضی لاعلاج را شفا بدهد، خدا شفا می دهد ولی قدرت می دهد به حضرت عیسی، حضرت عیسی می تواند مرده را زنده کند، یک کسی بمیرد حضرت عیسی دوباره او را زنده کند، و چه می کند حضرت عیسی؟

«وَأُنَبِّئُكُمْ بِمَا تَأْكُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ»

فکر نکنید آن چیزهایی که در پستوی خانه مخفی کردید ما از آن خبر نداریم، از همه شان با خبر هستیم، من می دانم شما در خانه تان چه می خورد و چه ذخیره می کنید، این علم غیب نیست پس چه هست، حضرت عیسی از کجا می دانست؟ جاسوس داشت در هر خانه ای از خانه های بنی اسرائیل؟ نه خدایی که به او قدرت داده خلق کند خدایی که به او قدرت داده شفا بده، خدایی که به حضرت عیسی قدرت داده مرده را زنده کند همان خدا هم به حضرت عیسی علم غیب داده،  بخشی از علم غیب را داده که خبردار باشد بنی اسرائیل دارند چکار می کنند در خانه های شان، چه چیزی ذخیره می کنند، یا ذخیره نمی کنند، این هم آیه قرآن کریم، آن همه آیه ما در قرآن کریم داریم که پیامبرانش خبر دادند، حضرت یوسف (ع) مگر خبر نداد مگر پیش بینی نکرد،

«يَا صَاحِبَيِ السِّجْنِ أَمَّا أَحَدُكُمَا فَيَسْقِي رَبَّهُ خَمْرًا ۖ وَأَمَّا الْآخَرُ فَيُصْلَبُ فَتَأْكُلُ الطَّيْرُ مِنْ رَأْسِهِ ۚ قُضِيَ الْأَمْرُ الَّذِي فِيهِ تَسْتَفْتِيَانِ»

یوسف/41

خب اینها را از کجا می دانست حضرت یوسف؟ خدا به او علم غیب داده بود، یا از پیش خودش می دانست، علیم غیب خودش از جیب خودش در آورده بود، که در نیاورده بود، سوره یوسف آیه 41،  باز سوره یوسف آیه 47، پیش بینی می کند 7 سال اینطوری می شود، در این 7 سال باید این کارها را بکنید، 7 سال بعد خشکسالی می آید و چه می آید خب اینها را از کجا می دانست حضرت یوسف علیه السلام؟ مگر سوره روم نیست

«غُلِبَتِ الرُّومُ»« فِي أَدْنَى الْأَرْضِ...»

روم /2و3

خب اینها پیش بینی پیغمبر نیست چه هست؟ مگر پیغمبر پیش بینی نکرده که ما به زودی می رویم مکه را فتح می کنیم زیارت می کنیم، طواف می کنیم، آیه قرآن نیست اینها؟ شما چرا فقط یک گروهی از آیه قرآن را می بینید بقیه را نمی بینید؟ بر اساس همان گروه، مشرکان برای غیر خدا علم غیب قائل هستند، خب اگر قرار باشد ما مشرک باشیم حضرت عیسی هم مشرک هست، ما اصلاً دوست داریم مثل حضرت عیسی مشرک باشیم، اصلاً شما بروید با محمد بن عبد الوهاب تان  ما می رویم با پیغمبر مان ما می رویم با حضرت عیسی اگر آنها مشرک هستند خب ما هم دوست داریم اصلاً مشرک باشیم؛ این یک دسته از روایات، خب صحیح مسلم شما که این همه سنگ این کتاب ها را به سینه تان می زنید این روایت را هم در صحیح مسلم می دیدید که پیغمبر علم غیب دارد چه علم غیبی، از ما کان و ما یکون با خبر هست، نه پیغمبر که اصحابش هم با خبر هستند، طبق نظر شما طبق روایت دروغی که شما نقل کردید، در صحیح مسلم، اصح الکتاب بعد کتاب الله است، کتاب الفتن صحیح مسلم، حدیث 24 و 25 از حذیفه، ببینید چه می گوید،

اخبرنی رسول الله (ص) بما هود کائن إلی أن تقوم الساعة»

کتاب الفتن صحیح مسلم، حدیث 24 و 25

حذیفه می گوید اصحاب سر پیغمبر هست، می گوید

پیغمبر از تمام اتفاقاتی که تا روز قیامت خواهد افتاد من را با خبر کرد

خب این چه چیزی را ثابت می کند؟ اولاً پیغمبر از همه اتفاقاتی که تا قیامت می افتد خبردار هست، و خبر میدهد اصحاب خودش را حذیفة بن یمان را هم خبر می دهد به حذیفه هم می گوید چه اتفاقاتی می افتد، همین حرف هایی که شما الآن در دارالعلوم زاهدان می زنید همین حرف های وهابیت را که تکرار میکنی، پیغمبر خبر داشته از قبل، همه اینها را می دانسته، این یک روایت باز روایت شماره 25، در همین صفحه

«صلی بنا رسول الله الفجر و صعد المنبر فخطبنا حتی حضرت الظهر  فنزل فصلی، ثم صعدالمنبر فخطبنا حتی حضرت عصر»

پیغمبر نماز صبح را با ما خواند رفت روی منبر انقدر سخنرانی کرد تا نماز ظهر شد، نماز ظهر را خواند دوباره رفت روی منبر و تا نماز عصر پیغمبر خطبه خواند، دوباره آمد پایین نماز خواند و دوباره رفت تا غروب خورشید پیغمبر خطبه خواند،

یعنی از صبح تا شب پیغمبر برای ما سخنرانی کرد،

«فأخبرنا بما کان و بما هو کائن»

پیغمبر هم از همه خبرهای گذشته و آینده خبر داد

«فأعلمنا أحفضنا»

هر کس حافظه قوی تری داشت او از همه عالم تر هم بود

خب این چه می گوید؟ حرف از علم غیب می زند؟ این مشرکان چه هست آورده اند در این کتاب های شان، از زبان خودش حرف بزنیم، اگر قرار باشد کسی با اعتقاد به علم پیغمبر مشرک باشد، خب مسلم بن نیشابوری شما که این روایت را  نقل کرده مشرک هست، تمام کسانی که گفتند این روایت صحیح است آنها هم مشرک هستند، تمام کسانی که گفتند همه روایات صحیح مسلم صحیح است آنها هم مشرک هستند، از آن بالاتر صحابه ای که این روایت را نقل کرده، پیغمبری که این حرف ها را زده،  پیغمبری که این حرف ها را زده و از ماکان و مایکون خبر داده باید مشرک باشد طبق نظر شما، این روایت صحیح مسلم و از ابن تیمیه و بقیه هم که اینقدر ما مطلب زیاد داریم  در این بحث از علم غیب همانطور که پیغمبر  نماز فجر را خواند تا نماز مغرب سخنرانی کرد درباره ماکان و مایکون  ما هم اینقدر مستند از کتاب های اهل سنت و وهابیت داریم درباره علم غیب که از نماز صبح برنامه زنده را شروع کنیم تا نماز مغرب برایتان من مستند نشان می دهم از کتاب های اینها که علم غیب داشتند، ادعای علم غیب کردند، از بزرگان شان و سندهای صحیح.

مجری:

حالا جالب این است که خیلی وقت ها هم خودشان، یعنی ما کلیپ های شان را جداگانه جمع بکنیم شاید کلیپ های خودشان را بگذاریم که نسبت به برخی از صحابه می آیند همین علم غیب را به عنوان فضیلت حساب می کنند، از صبح تا شب همین ها را ما پخش کنیم تمام نمی شود، اما وقتی که به اینجا می رسد اینگونه نقل می کنند.

بسیار خب خیلی لطف کردید حضرت استاد استفاده کردیم از محضر تان  در این جلسه هم و تشکر هم می کنم از همه شما بینندگان عزیز و ارجمند که تا انتهای برنامه کلمه طیبه امشب همراه ما بودید ان شاءالله موفق و مؤید و منصور باشید تا دیدار آینده خدا نگهدار.

 


کلمه طیبه>

ایمان به امام ، قرآن و امامت ، سرپیچی از دستور خدا و رسول ، زیارت حضرت معصومه سلام الله علیها ، وصی و جانشین ، حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام ، خلافت و امامت ، حدیث وصیت ،