راه روشن

قسمت چهل و پنجم برنامه راه روشن با کارشناسی حجت الاسلام و المسلمین ابوالقاسمی


 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

 

عنوان برنامه: راه روشن (وحدت و شبهات پیرامون آن)

 

تاريخ: 17/ 03/ 1401

استاد: حجت الاسلام والمسلمین دکتر ابو القاسمی

مجری: آقای محمد حسین عربی نژاد

مجری:

  بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ أللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ

بینندگان عزیز و ارجمند عرض ادب و سلام و احترام دارم خدمت شما و بسیار خوشحال هستم که با برنامه راه روشن از شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) مهمان خانه های شما هستیم، و دهه کرامت را هم خدمت شما عزیزان تبریک و تهنیت عرض می کنم که مزین و متبرک به ولادت حضرت معصومه (سلام الله علیها) هست، بزرگداشت حضرت احمد ابن موسی (علیه السلام) و حسن ختام این دهه هم با ولادت شمس الشموس حضرت علی ابن موسی الرضا (علیه السلام) به پایان می رسد.

ان شاء الله که از برکات این دهه همه ما بهرمند بشویم خیلی خوشحال هستم که با این برنامه در خدمت تان هستم امشب در خدمت استاد عزیزم استاد حجت الاسلام والمسلمین ابوالقاسمی هستیم و بحث می کنیم در رابطه با مسائل مختلف، پیرامون مسئله وحدت و شبهاتی که احیاناً هست و استاد مثل همیشه پاسخگو هستند استاد عرض سلام دارم

استاد ابوالقاسمی:

سلام علیکم ورحمة الله، أعوذ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیطَانِ الرَّجِیمِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ اَلْحَمدُ للهِ رَبِّ العالَمین اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى ‌مُحَمَّدٍ الْمُصْطَفَى وَ عَلِيٍّ الْمُرْتَضَى وَ فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ وَ ‌الْحَسَنِ الرِّضَا وَ الْحُسَيْنِ الْمُصَفَّى، وَ جَمِيعِ الْأَوْصِيَاءِ ‌مَصَابِيحِ الدُّجَى وَصلّ عَلیٰ مَنْ بِيُمْنِهِ رُزِقَ الْوَرَي وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الْاَرْضُ وَ السَّمَاءُ مَوْلانا صَاحِبَ العَصْرِ وَالزمَان

عرض سلام و وقت بخیر دارم خدمت شما مجری گرامی و خدمت بینندگان عزیز و گرانقدر شبکه جهانی حضرت ولی عصر این ایام فرخنده را به همه عزیزان تبریک و تهنیت عرض می کنم و امیدوارم که هر کجا هستند بتوانند خدمتگزار خوبی برای اهل بیت (علیهم السلام) باشند خدمت تان هستم.

مجری:

ان شاء الله بسیار ممنون و متشکرم بینندگان عزیز از طریق راه های مجازی هر نوع سوال، پرسش، انتقادی دارید با ما ارتباط بگیرید و صحبت بکنید. استاد این هفته در خدمت تان هستیم ببینیم بحث در رابطه با چه خواهد بود؟

استاد ابوالقاسمی:

بحث مسئله وحدت را سر فصل های مختلفش را بیان کردیم دو هفته قبل یکی از بزرگواران جناب آقای سروش آن مطلب را گفته بودند که ما پاسخش را عرض کردیم و دو تا کلیپ دیگر رفقاء برای بنده فرستادند راجع به نظریاتی که در مورد وحدت هست یک بار یک نفر مثل مقام معظم رهبری در مورد وحدت صحبت می کند. یک بار یک فردی، شخصیتی مثل مرحوم آیت الله مصباح یزدی راجع به وحدت صحبت می کند. فرمایشات کسی مثل مرحوم آقای بروجردی و امثالهم هست.

 اما یک بار یک فردی وارد یک مسئله ای به اسم وحدت می شود یکی از آسیب های جدی مسئله وحدت کسانی هستند که به اسم وحدت وارد می شوند ولی از جهت مبنائی وحدت را درست نشناختند. بعد تا ما می آییم تعریف وحدت و مبانی وحدت را می گوییم می گویند شما را چه به وحدت؟ اصلاً شما مبانی وحدت را کار کردید می دانید چه است؟ چقدر شما نسبت به فرمایشات مقام معظم رهبری در مورد وحدت کار کردید؟ البته می دانم یک عده شان کار کردند ولی یک طرفه که گفتند چاپ هم نشود چون دیدند فرمایشات رهبری به نفع شان نیست به ضررشان بود. من بعضی از این کلیپ ها را پخش می کنم دوستان ببینند و خودشان حکم بکنند ما هر چه از این بزرگواران درخواست مناظره در این زمینه ها کردیم قبول نکردند فرمایشاتی به اسم وحدت در بعضی از جاها داشتند و از اول تا آخرش هم دارند به ماها طعن می زنند می گویند چرا شما این طور می کنید؟ ما هم برای این که به نوبه خودمان پاسخی به این مسائل داده باشیم (علمی) هیچ چیزی هم نداریم این بحث ها را ببینیم و جوابش را خدمت تان عرض خواهیم کرد.

(کلیپ شماره 1 حجت الاسلام حاج اسماعیلی – روش غلط برای ترویج معارف)

گروه های مختلف اهل سنت را باید شناخت بله بعضی ها با نشناختن شان نسبت به اهل سنت یک خدمت جدی یعنی آقایان بزرگواری که همه محور کار را روش مناظره ای می دانند که ما با یک تیمی از محققین بررسی کردیم واقعاً بحث مناظره در سیره اهلبیت چقدر جایگاه داشته است برای ترویج مکتب اهل بیت؟

استاد ابوالقاسمی:

همین جا می آید یک قیدی اضافه می کند می گوید بحث مناظره در سیره اهل بیت چقدر جایگاه داشته است؟ برای ترویج مکتب اهل بیت؛ مگر هدف اصلی مناظره ترویج مکتب اهل بیت است؟ اصلاً هدف به مناظره نیست اصلاً شما نمی دانید هدف مناظره چه هست؟ هدف مناظره تبیین حقانیت مکتب اهل بیت (علیهم السلام) است و هدف اول از مناظره بر طرف کردن مانع از مسیر هدایت است یعنی چه؟ آیه در قرآن کریم است خدای متعال می فرماید:

بسم الله الرحمن الرحیم

(ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِي أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ)

با حکمت و اندرز نيکو، به راه پروردگارت دعوت نما! و با آنها به روشی که نيکوتر است، استدلال و مناظره کن! پروردگارت، از هر کسی بهتر می ‌داند چه کسی از راه او گمراه شده است؛ و او به هدايت ‌يافتگان داناتر است.

سوره نحل (16): آیه 125

آیه، آیه مناظره است در سوره نحل آیه 125 آمده (ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ) دعوت کن به راه پروردگارت با حکمت، با موعظه حسنه (ادْعُ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ وَجَادِلْ)، (جَادِلْهُمْ) عطف به چه شده؟ متأسفانه خیلی از آقایان فکر می کنند جادلهم عطف به حکمت و موعظه شده خیر جادلهُم یک جمله فعلیه است جمله فعلیه عطف شده به جمله فعلیه (ادْعُ وَجَادِلْ) دعوت کن و جدال داشته باش دستور خدای متعال است. خدای متعال یک کفه دعوت قرار داده و یک کفه جدال و مناظره، شما هر چقدر دلیل برای دعوت داشته باشید هر چقدر دعوت عمیق است با طرف دیگر جدال داریم هر چقدر دعوت است همان قدر هم جدال می دانیم. چرا؟ خوب دقت کنید شما طرف مقابل را دعوت می کنید یک بار مشکلش در دلیل علمی است نمی داند حق کجا است؟ یا بعضی شبهات و سوالات را دارد شما می آیی حل می کنی با چه؟ با حکمت، با دلیل محکم.

گاهی اوقات طرف حق را فهمیده اما دلش اجازه نمی دهد مشکل یا در دلیل است یا در دل. مشکل در دلیل را با دلیل محکم حل می کنیم مشکل دل را با موعظه حسنه. اگر کسی را دعوت کردی دلیل درست هم آوردی موعظه حسنه هم آوردی قبول نکرد این یعنی چه؟ یعنی:

(خَتَمَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ)

خدا بر دلها و گوشهاي آنان مهر نهاده است.

سوره بقره (2): آیه 7

این مرده، خدا برچسب مرده بر قلبش زده حتی پیغمبر هم مأمور نیست این ها را دعوت بکند. پس ما یک مقوله ای به نام مقوله دعوت داریم که مشخص است و اتفاقاً همین آیه (ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ) بر خلاف آن چیزی که آقایان ادعا می کنند اولین چیزی که در دعوت آورده حکمت است که علماء گفتند یک دلیل محکم است شما یک دلیل محکم باید برای دعوت ارائه بدهی. حضرت ابراهیم پیش ستاره پرست ها رفت نگفت من چند سالی پیش شما بمانم با شما رفیق بشوم اخلاق من بین شما به خوبی جا بیافتد من را بشناسید بعد جواب بدهم این ستاره باطل است. نه وقتی رسید گفت ستاره می پرستید من هم ستاره می پرستم نصف شب ستاره افول کرد گفت این که نمی شود خدا باشد. ماه طلوع کرد گفت شما ماه می پرستید چقدر خوب حضرت ابراهیم اگر می خواست به مدل این ها عمل بکند باید 100 سال بین آن ها می ماند تازه بعدش می گفتند نه آقا روش شما اشتباه است.

همان دعوت هم با دلیل محکم باید باشد، اما مرحله دعوت تمام شد یک شخصی که مثل یک جنازه مرده است قابل هدایت نیست آمده وسط راه بوی تعفنش مانع مسیر هدایت شده چه کار باید کرد؟ باید این جنازه را از سر راه بر داشت و دور انداخت یک سنگی است مانع راه شده باید چه کارش کرد؟ این جا مرحله جادِل می رسد (ادْعُ وَجَادِلْ) بنابراین برای این که ما بتوانیم کلاً مسیر هدایتی عام داشته باشیم یک مقوله، رفتن در مسیر هدایت است که دعوت است. دوم برداشتن موانع عقیدتی از سر راه است اگر آن موانع سر راه باشد شما با سرعت 100 تا میروی به یک سنگی می خوری بیشتر درب و داغون می شوی، آن سنگ را باید از سر راه بر داری آن کار چه کاری است؟ جادِلْهُم است، پس شما مقوله جادلهم را در قرآن ندیدید یک گروه تحقیقاتی دارند اما این آیه را نمی بینند.

هنوز ما به روایات نرسیدیم می گوید ما یک گروه داشتیم روایات را هم بررسی کردیم در سیره دعوتی اهل بیت، مجادله چرا؟ مگر مجادله مربوط به سیره دعوتی می شود؟ اساساً‌ جدال، خارج از مقوله ادعُ است ادعُ برای فرد یا گروهی است به صورت مستقیم جادلهم برای برداشتن سنگ از مسیر است. یک فردی مانع شده یا در موارد استثناء یک فردی گفته که من حاضر هستم با شما مناظره کنم خبر هم ندارد چه است فکر می کند عالم در آن جا می شود با او مناظره کرد. پس این ها دو مقوله است این ها نباید با همدیگر خلط بشود این یک مورد.

مجری:

در ابتدای کلیپ فرمودید که ایشان مناظره را گفتند ولی هدف را از مناظره چیزی دیگری گفتند.

استاد ابوالقاسمی:

اصلاً نمی داند مناظره چه مقوله ای است؟ فکر می کند مناظره از مقوله دعوت است و حال آن که در قرآن مناظره را در عرض (قرین، کنار) دعوت قرار داده. اما جایگاه مناظره در روایات را ما اگر بخواهیم وارد بشویم پیغمبر، امیر مؤمنان علی ابن ابیطالب (علیه السلام) را در غدیر می خواهد معرفی کند می خواهد بگوید علی جانشین من است. چرا؟

«وَ الْمُجَادِلُ عَنْ رَسُولِ اللَّه‏»

علی ابن ابیطالب کسی است که از طرف منِ پیغمبر مناظره می کند.

الإحتجاج علی أهل اللجاج؛ نویسنده: طبرسی، احمد بن علی، ناشر: نشر مرتضی، محقق / مصحح: خرسان، محمد باقر،ج1، ص76

روایت دیگر در کتاب الصراط المستقیم مرحوم علی ابن یونس عاملی که من خیلی از جهت علمی به ایشان ارادت دارم، راجع به امام رضا (علیه السلام) عرض می کند و می گوید حضرت:

«قدم (علیه السلام) الكوفة»

وارد کوفه شدند.

«و اجتمع عليه العلماء و فيهم جاثليق معروف بالجدل»

مسیحی ها یک عالم معروف به جدل داشتند.

 حضرت فرمودند:

«أ تعرف لعيسى صحيفة فيها خمسة أسماء يعلقها في عنقه»

آیا خبر داری که عیسی (علیه السلام) یک صحیفه داشت که 5 اسم در آن بود و آن را در گردنش می انداخت.

«فإذا أقسم على الله بواحد منها»

اگر خدا را به یکی از این اسم ها قسم می داد

«سار به من المغرب إلى المشرق في لحظة»

آیا همچنین چیزهای را می دانی یا خیر؟

«ثم حاجهم»

 سپس امام رضا (علیه السلام) با جاثیق شروع به مناظره کردند کرد.

«و أعلمهم»

 به او فهماند

«أن الإمامة لا تصلح إلا لمن يحاج الأمم بالبراهين»

یکی از سوالات عقیدتی که خیلی از آقایان می پرسند فرق بین امام و نبی چیست کدام یکی از انبیاء، نبی بودند؟ انبیائی که فقط مأموریت دعوت داشتند نبی بودند انبیائی که مأموریت محاجه داشتند امام هم بودند.

«الإمامة لا تصلح إلا لمن يحاج الأمم بالبراهين»

امامت فقط شایسته کسی است که بتواند با امت ها با براهین مناظره کند.

نام كتاب: الصراط المستقيم إلى مستحقي التقديم‏؛ نويسنده: عاملى نباطى، على من محمد بن على بن محمد بن يونس‏ (تاريخ وفات مؤلف: 877 ق‏)، محقق / مصحح: رمضان، ميخائيل‏، ناشر: المكتبة الحيدرية، نجف: 1384ق، ج2، ص196

احتجاج بکند چه جایگاهی در سیره ائمه (علیهم السلام) دارد اصلاً امامت، قوامش به چه است؟ به مناظره گری است. چه جایگاهی داشت پیغمبر در خطبه غدیر می خواهد معرفی کند می گوید کسی که از طرف مناظره می کند علی است امام رضا می خواهد معرفی کند چه می گوید؟ «الإمامة لا تصلح إلا لمن يحاج الأمم بالبراهين»؛ این ها کلیاتش اما سراغ روایات جزئی برویم.

 عبارتی است راجع به عبد الرحمن ابن حجاج (رضوان الله تعالی علیه) در رجال کشی هم آمده از همان رجال کشی نشان می دهم عبد الرحمن ابن حجاج

«شَهِدَ لَهُ أَبُو الْحَسَنِ (ع) بِالْجَنَّةِ»

امام کاظم (علیه السلام) برای او شهادت به بهشت دادند.

«وَ كَانَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (ع) يَقُولُ لِعَبْدِ الرَّحْمَنِ»

امام صادق (علیه السلام) بارها به عبد الرحمن می گفت:

«يَا عَبْدَ الرَّحْمَنِ كَلِّمْ أَهْلَ الْمَدِينَةِ.»

«کَلِّم» یعنی برو مناظره عقیدتی بکن!

 چون مناظره 12- 13 تا اصطلاح دارد هر کدام یک معنا خاصی است. یک موردش کلِّم است که به معنای مناظره عقیدتی است.

«يَا عَبْدَ الرَّحْمَنِ كَلِّمْ أَهْلَ الْمَدِينَةِ.»

عبد الرحمن، برو با اهل مدینه مناظره بکن!

 «فَإِنِّي»

 چرا؟

 «أُحِبُّ أَنْ يُرَى فِي رِجَالِ الشِّيعَةِ مِثْلُكَ.»

من دوست دارم شیعه ها به مثل تویی شناخته بشوند.

رجال الكشي إختيار معرفة الرجال؛ كشى، محمد بن عمر ناشر: مؤسسة نشر دانشگاه مشهد محقق/ مصحح: طوسى، محمد بن حسن / مصطفوى، حسن‏، ص442

شیعه را می خواهند بشناسند بگویند عبد الرحمن ابن حجاج این مناظره گر است. امام صادق (علیه السلام) می گوید من دوست دارم شیعه هایم به مناظره گر شناخته بشوند، آقا می گوید چه جایگاهی در سیره اهل بیت (علیهم السلام) داشته؟ این یعنی چه؟ شما گروهی هم کار کردید؟

مجری:

در واقع اساس مسئله همین مسئله مناظره است.

استاد ابوالقاسمی:

روایت دیگر در کافی شریف روایتی است می گوید:

«...عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام)»

خدمت امام صادق (علیه السلام) بودم

«فَوَرَدَ عَلَيْهِ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ الشَّامِ فَقَالَ إِنِّي رَجُلٌ صَاحِبُ كَلَامٍ وَ فِقْهٍ وَ فَرَائِضَ»

یک شخص شامی آمد گفت من متخصص مناظره هستم

«وَ قَدْ جِئْتُ لِمُنَاظَرَةِ أَصْحَابِكَ»

آمدم با اصحاب شما مناظره بکنم.

امام صادق فرمودند تو مناظره عقیدتی می کنی، عقیده ات را از پیغمبر گرفتی یا خودت است (مبانی مناظره ات) گفت نه بعضی از خودم است بعضی از پیغمبر است. حضرت فرمودند پس تو شریک پیغمبر هستی؟ گفت نه گفتند به تو وحی شده گفت نه حضرت با او یک دقیقه مناظره کردند گفتند:

«يَا يُونُسَ بْنَ يَعْقُوبَ هَذَا قَدْ خَصَمَ نَفْسَهُ قَبْلَ أَنْ يَتَكَلَّمَ»

ایشان قبل از شروع در مناظره خودش را شکست داد.

بعد جمله را ببینید یونس فقیه اصحاب بوده، یونس ابن یعقوب فقیه اصحاب به حساب می آید.

«يَا يُونُسُ لَوْ كُنْتَ تُحْسِنُ الْكَلَامَ كَلَّمْتَهُ»

یونس فقیه است امام صادق (علیه السلام) می گوید آرزویم این بود تو بلد بودی مناظره کنی تو با او مناظره می کردی آن در رجال کشی این در کافی آرزوی امام صادق (علیه السلام) این بود یونس ابن یعقوب فقیه اصحاب

«تُحْسِنُ الْكَلَامَ كَلَّمْتَهُ»

توانایی مناظره داشته باشی با او مناظره می کردی

«قَالَ يُونُسُ فَيَا لَهَا مِنْ حَسْرَةٍ»

دیگر گفتم این حسرت در دلم ماند، برایم خیلی حسرت شد بعد حضرت گفتند که:

«اخْرُجْ إِلَى الْبَابِ»

دوم در برو دم!

«فَانْظُرْ مَنْ تَرَى مِنَ الْمُتَكَلِّمِينَ فَأَدْخِلْهُ»

برو ببین از مناظره کننده ها چه کسی هست او را داخل بیاور!

 یک سوال از شما می پرسم طرف فقیه اصحاب بوده حضرت گفتند که من دوست داشتم تو مناظره بلد باشی یک درجه از فقاهت در زمان امام صادق بالاتر بود،ه حضرت گفتند برو دم در ببین از مناظره کننده ها چه کسی هست او را داخل بیاور. من الان نمی خواهم جسارت کنم زبانم لال این طوری صحبت کنم برو دم در ببین چند تا مرجع دم در هستند داخل بیاورشان این جمله معنی دارد؟ خیر. چرا معنی ندارد چون یک مسئله نادر است که یک شخص یک جایگاه والایی دارد، چند تا مرجع دم در هستند داخل بیاور نمی شود؛ اما امام صادق می گویند برو ببین چند تا مناظره گر دم خانه هست قضیه چه بود؟

مجری:

به مهم بودن فنّ مناظره این جا اشاره می کند.

استاد ابوالقاسمی:

نه یک چیز دیگر می خواهم بگویم امام صادق (علیه السلام) دور خانه اش مناظره گرها می چرخیدند، کسی با امام صادق کار داشت چه کار می کرد مستقیم خدمت امام صادق نمی رفت تو پیش امام می خواهی بروی باید بفهمی امام چه کسی است؟ الان داخل خودت یک عُجبی داری یک سنگی سر راهت هست حرف امام را قبول نمی کنی این سنگ را باید از سر راهت بر داری، بیا این جا من کارت دارم اول یک مقدار آن عُجب و تکبیری که داری در مقابل شاگردان امام و مناظره گرها شکسته بشود بعد خدمت خود امام برو آن موقع از حضرت چیز یاد بگیر. کارشان این بود دور خانه امام می چرخیدند.

مجری:

شأن مناظره این جا مد نظر است

استاد ابوالقاسمی:

این هم از دست مناظره گرها دست رفته بود صاف خدمت امام رفته بود لذا حضرت گفتند نه آن ها اول باید بیایند به حساب این برسند و بعد می گوید چه کسانی آمدند؟

«فَأَدْخَلْتُ حُمْرَانَ بْنَ أَعْيَنَ»

حُمران را آوردند

«وَ كَانَ يُحْسِنُ الْكَلَامَ»

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج1، ص 171، كِتَابُ الْحُجَّة، بَابُ الِاضْطِرَارِ إِلَى الْحُجَّة، ح4

به خوبی مناظره می کرد مؤمن الطاق را آوردند خوب مناظره می کرد هشام را آوردند خوب مناظره می کرد قیصر ماصر را آوردند و به نظر من از همه بهتر مناظره می کرد. از چه کسی یاد گرفته بود؟ ایشان می گوید یک چیز الکی است اصلاً مهم نیست در سیر ائمه تأثیری ندارد. امام سجاد (علیه السلام) در آن دورانی که نمی توانستند هیچ کاری بکنند کلاس خصوصی مناظره داشتند. امام سجاد نمی تواند کلاس فقه بگذارد، جو تقیه است فقط با دعا صحبت می کند و جلوی عزاداری را نمی توانند بگیرند ولی برای شیعیانش کلاس می گذارد. چرا؟ به این دلیل که مناظره گر می رفت مناظره می کرد، شما چطوری این قدر توانایی دارید؟ چون مناظره،‌ طرفینی است ما که شاگردهای مکتب ائمه هستیم برو ببین ائمه چه کسانی هستند؟

امام سجاد چه کار کردند که مردم دور امام باقر (علیه السلام) جمع شدند و سوال کردند (تربیت مناظره گر) و حرفه ای هم بودند می گوید به نظر من از همه بهتر بود چون از چه کسی یاد گرفته بود؟ از امام سجاد (علیه السلام)، بله متأسفانه به ما گفته نمی شود که امام سجاد (علیه السلام) علاوه بر عزاداری و علاوه بر مسئله دعا یک کار دیگری داشتند که سلاح سرّی امام بوده آن چه است؟ تربیت مناظره گر است. در روایات این هم دقت می خواهد باید این ها را از روایات در بیاوریم.

 مسئله دیگر در رجال کشی است حضرت به یکی از اصحاب شان فرمودند به نظرم ابن محمد ابن حکیم است می گفتند برو شروع کن مناظره کردن، کجا؟ در مسجد پیغمبر (صلی الله علیه وآله وسلم). روایت در کتاب های مختلفی آمده از جمله در رجال کشی آمده سند هم صحیح است.

 « كَانَ أَبُو الْحَسَنِ (علیه السلام)»

 امام کاظم (علیه السلام)

«يَأْمُرُ مُحَمَّدَ بْنَ حَكِيمٍ»

 «كَانَ يَأْمُرُ»، یعنی چه؟ (ماضی استمراری) بارها دستور می داد به چه کسی؟ به محمد ابن حکیم که چه؟

«أَنْ يُجَالِسَ أَهْلَ الْمَدِينَةِ فِي مَسْجِدِ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم)»

با اهل مدینه بنشیند، کجا؟ در مسجد پیغمبر، مسجد پیغمبر مرکز دینی مخالفین است. شما تصور کنید بگویید الان یک نفر در مسجد جامع ریاض برود، مقام معظم رهبری دستور بدهند ابوالقاسمی برو مسجد جامع ریاض چه کار کن؟

«وَ أَنْ يُكَلِّمَهُمْ وَ يُخَاصِمَهُمْ حَتَّى كَلَّمَهُمْ فِي صَاحِبِ الْقَبْرِ »

مناظره عقیدتی بکن آن هم نه مناظره عادی «یخاصِمَهُم» مناظره درگیرانه به عنوان طرف مقابل درگیر کار به جایی رسید در مورد صاحب القبر که یا ابوبکر است یا عمر به دستور امام کاظم در مسجد پیغمبر مناظره کرد.

«فَكَانَ إِذَا انْصَرَفَ إِلَيْهِ، قَالَ لَهُ: مَا قُلْتُ لَهُمْ وَ مَا قَالُوا لَكَ»

به آن ها گفتی؟ آن ها چه به تو گفتند؟ یعنی چه؟ حضرت به او می گفت چه بگو قبلاً‌ هماهنگ شده

 «مَا قَالُوا لَكَ»

 چه جوابی دادند؟

«وَ يَرْضَى بِذَلِكَ مِنْهُ.»

و حضرت از این قضیه خشنود می شدند.

رجال الكشي إختيار معرفة الرجال؛ كشى، محمد بن عمر ناشر: مؤسسة نشر دانشگاه مشهد محقق/ مصحح: طوسى، محمد بن حسن / مصطفوى، حسن‏، ص442

مجری:

چون یک شکستی رخ می داد.

استاد ابوالقاسمی:

نه، انجام یک بخشی از واجبات است این که شما یک بخشی از واجبات را ترک کردی چه اهمیتی دارد چه کسی این ها را در مسیر دین قرار داده با یکی از عزیزان در دانشگاه ادیان کلاس داشتم از مخالفین روش ما است دقیق همین حرف ها را می زد من گفتم یک عبارت برایت می خوانم عبارت را برایش خواندم خیلی ناراحت شد گفت یعنی تو من را شیعه نمی دانی؟ گفتم عبارت برای من نبود. من برای تو عبارت سید مرتضی به نقل از شیخ مفید را خواندم عبارت در کجا است؟ کتاب الحکایات شیخ مفید و تألیف سید مرتضی است.

«فصل المناظرة من أصول الإمامية»

مناظره جزء اصول مذهب شیعه است.

 کسی اعتقاد به مناظره نداشته باشد شیعه نیست خیلی از مسائل متأسفانه در طول تاریخ بر عکس شده قبلاً‌ عرض کردیم این که قبر، داخل مسجد باشد زمان پیغمبر حضرت در مسجد دفن شده برای شان سوالی نداشت، الان بر عکس شده طواف دور قبر برای شان عادی بود چون عادی بود نقل نکردند، الان یک عده می گویند دلیلش کجاست؟ البته دلیلش هست. گنبد ساختن برای شان عادی بود خیلی چیز طبیعی بوده است.

مجری:

مفاخره هم فرمودید می کردند

استاد ابوالقاسمی:

بله، مناظره این قدر طبیعی باید باشد همه بدانند جزء اصول مذهب است حالا ما باید جواب پس بدهیم که چرا مناظره می کنیم؟ یعنی ما باید سوال کنیم که چرا مناظره ندارید؟ اصول مذهب است برعکس شده چرا شما مناظره دارید؟ و البته همین مسئله خیلی مهم است اتفاقاً همین مشکل را مرحوم طبرسی مؤلف الإحتجاج و مرحوم شیخ مفید هم داشتند. البته به شیخ مفید چه کسی اعتراض می کرد؟ سنی ها اعتراض می کردند. چون تاریخ مناظره را بخواهم خدمت تان عرض کنم یک سِیر خیلی دقیق تاریخی دارد سید مرتضی می گوید:

«قلت للشيخ أبي عبد الله أدام الله عزه إن المعتزلة و الحشوية»

 به شیخ مفید عرض کردم معتزله (یعنی سنی های عقل گرا، اهل رأی) والحشویه (سنی های نقلی)

«يزعمون أن الذي نستعمله من‏ المناظرة شي‏ء يخالف أصول الإمامية»

مناظره با مذهب تشیع نمی سازد.

«لأن القوم لا يرون المناظرة دينا»

چون شیعه اصلاً اعتقادی به مناظره ندارد اصلاً نهی از آن دارد و روایت هم دارند بدعت است. آیا یک روایت داری مناظره را ثابت کند یا یک دلیل عقلی قوی که این قدر قوی باشد حتی اگر اجماع هم مخالفش باشد عمل نکنی گفت:

«أخطأت المعتزلة و الحشوية»

اشتباه کردند

«فيما ادعوه علينا من خلاف جماعة أهل مذهبنا في استعمال المناظرة.»

و اگر کسی از شیعه همچنین حرفی بزند اشتباه کرده و:

 «تجهالَة»

 خودش را به جهالت زده است.

 چون فقهای امامیه و رؤسای امامیه در علم دین از مناظره استفاده می کردند

«و يدينون بصحتها»

صحتش را جزء دین می دانستند.

«الخلف و دانوا به‏»

نام كتاب: الحكايات في مخالفات المعتزلة من العدلية؛ نويسنده: مفيد، محمد بن محمد (تاريخ وفات مؤلف: 413 ق‏)، محقق / مصحح: كنگره شيخ مفيد، ناشر: كنگره ي شيخ مفيد، قم: 1413ق، ص74

و خلف هم از آن ها گرفتند و من این را مفصل در 2 کتاب الکامل فی علوم الدین و الأرکان فی دعائم الدین آوردم. الان برایت فقط یک روایت می خوانم که سند روایتش هم صحیح است. امام صادق (علیه السلام) به من فرمودند:

«خَاصِمُوهُمْ»

با آن ها مناظره کنید نه مناظره عادی «خاصِموهُم» مخاصمه

«وَ بَيِّنُوا لَهُمُ الْهُدَى الَّذِي أَنْتُمْ عَلَيْهِ»

علاوه بر این برای شان تبیین کنید که شما بر هدایت هستید.

«وَ بَيِّنُوا لَهُمْ ضَلَالَتَهُمْ»

و برای شان تبیین کنید که آن ها بر گمراهی هستند

«وَ بَاهِلُوهُمْ فِي عَلِيٍّ (علیه السلام)»

و در مورد حضرت علی هم با آن ها مباهله کنید.

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج10، ص452

حالا ما باید جواب پس بدهیم؟ یک بار دیگر این عبارتی را که ایشان گفته بود گوش بدهیم ایشان از اولش چه فرمود؟

(تکرار کلیپ شماره 1 حجت الاسلام حاج اسماعیلی – روش غلط برای ترویج معارف)

گروه های مختلف اهل سنت را باید شناخت بله، بعضی ها با نشناختن شان نسبت به اهل سنت یک خدمت جدی یعنی آقایان بزرگواری که همه محور کار را روش مناظره ای می دانند که ما با یک تیمی از محققین بررسی کردیم، واقعاً بحث مناظره در سیره اهلبیت چقدر جایگاه داشته برای ترویج مکتب اهل بیت؟

استاد ابوالقاسمی:

اگر بگوید چقدر جایگاه داشته خیلی جایگاه داشته یک کلمه می گذارد برای ترویج مکتب اهل بیت،‌ ترویج با آن جدا است دو مقوله است. و یکی از علل دین گریزی همین است که شما مناظره را کنار گذاشتید

(ادامه کلیپ حجت الاسلام حاج اسماعیلی – روش غلط برای ترویج معارف)

...بعضی از آقایان فقط این روش را اصلی و اساسی ترین روش ترویج معارف اهل بیت و ترویج مکتب تشیع می دانند.

استاد ابوالقاسمی:

نه این طور نیست 2 روش در کنار هم است باید در کنار هم باشد دعوت و جدال باید کنار هم باشد اصلی تر معنی ندارد، (ادع و جادل) ما به اهل سنت می گوییم ما 3 وقت را جایز می دانیم نماز بخوانیم، 5 وقت را هم جایز می دانیم شما چرا فقط تعیین وقت می گویی این خلاف اهل سنت است. ما به آقایان می گوییم دعوت را قبول داریم جدال هم قبول داریم، شما چرا می گویی جدال نه؟ شما چرا مانع این روش می شوید؟

مشکل شما دقیقاً همان مدل اشکالی است که ما با اهل سنت سر قضیه نماز می گیریم ادامه اش را گوش بدهیم

ادامه کلیپ:

اهل بیت ما به چه صورتی رفتار کردند

استاد ابوالقاسمی:

این جا یک مطلبی صحبت می کند راجع به بحث عزاداری است

ادامه کلیپ:

... مثل توهین به مقدسات ثانیاً ادبیات مناسب این عرصه باید آماده بشود

استاد ابوالقاسمی:

بله ادبیات باید مناسب باشد که ما شکی نداریم

ادامه کلیپ:

ثالثاً هر چیزی که مانع استفاده از این ظرفیت می شود مثل توهین به مقدسات مثل اهانت، حتی طعن که حضرت آقا فرمودند در رسانه، حتی طعن به خلفاء هم نزنید، این اهانت یک چیز است طعن هم نزنید ایشان آن قله و اولویت را می بینند ما قرار است به آن برسیم این مسائل تحت الشعاع آن قرار می گیرد.

استاد ابوالقاسمی:

می گوید طعن نباید زد ببینیم خود رهبری طعن را تفسیر کرده یا خیر؟ حضرت علی فرمود:

«إِنِّي أَكْرَهُ لَكُمْ أَنْ تَكُونُوا سَبَّابِين‏»

دشنام نباید بدهید بله مگر ما دشنام داریم می دهیم؟ تاریخ داریم نقل می کنیم، شما نقل تاریخ را هم دشنام حساب می کنی این اشتباه شما است شما نقل تاریخ و مدارک تاریخی به صورت محترمانه یا حتی مجادله ای را طعن حساب می کنید اما ببینید رهبر معظم انقلاب در مسئله بیان تاریخ چه فرمودند؟ حلقه سوم انسان 250 ساله. "امیر المؤمنین در مقابل طلحه و زبیر و دیگران که قرار می گرفت مسئله اش، مسئله مقابله با جاه طلبی و باند بازی ها بود. (با دگم ها و تعصب و خوارج) من لازم است قبلاً یک نکته ای را به همه خواهران و برادران مان از شیعه و سنی در سطح جهان تذکر بدهم ما وقتی درباره امیر المؤمنین بحث می کنیم به طور طبیعی جنگ های امیر المؤمنین مطرح می شود، مگر می شود کسی تاریخ زندگی حکومت 5 ساله علی (علیه السلام) را بخواهد بیان کند جنگ جمل مطرح نشود، جنگ صفین مطرح نشود این یک واقعیت تاریخی است. روزگاری چند تن از صحابه معروف پیغمبر، زوجه رسول الله با امیر المؤمنین که خلیفه مسلمانان بود جنگیدند معاویه ای که عده ای از برادران اهل تسنن و نه همه آن ها برایش اعتبار و احترام قائل هستند در یک جنگ طولانی، چندین ماه با امیر المؤمنین جنگیده که این یک واقعیت تاریخی است ما اگر امروز از جنگ جمل حرف می زنیم نمی خواهیم بحث کلامی بکنیم صحبت شیعه و سنی نیست البته همه مورخین اهل تسنن و همه کسانی که به صحابه پیغمبر اعتقاد راسخ دارند و معتقدند که هر کسی صحابه پیغمبر است به جهنم نخواهد رفت و مورد رضای الهی و رضوان الله است همه شان قبول دارند، همه شان معتقد هستند معترف هستند که صحابه پیغمبر با امیر المؤمنین در یک برهه ای از زمان جنگیدند و این جنگیدن کار خلافی بوده منتها می گویند این ها اشتباه کرده بودند. بنابراین تذکر من به شما برادران اهل تشیع و همچنین به برادران اهل تسنن این است که بحث ما این جا بیان یک واقعیت تاریخی است مسئله، مسئله اصول اسلامی است (بحث شیعه و سنی نیست) امروز، روزگار آشتی فرقه های اسلامی با یکدیگر است آشتی یعنی چه؟ تاریخ را بگوییم اشکال دارد؟ نه روزگار احترام آن ها به عقاید و احساسات یکدیگر و عدم درگیری و اهانت آن ها نسبت به یکدیگر است."

تاریخ را هیچ اشکال ندارد بگوییم هنگامی که ما از حوادث دوران زندگی امیر المؤمنین بحث می کنیم جنگ صفین را نمی شود نگوییم جنگ جمل را نمی شود نگوییم جنگ صفین یعنی جنگ علی و معاویه، جنگ جمل یعنی جنگ علی و طلحه و زبیر و عایشه این ها را بگوییم هیچ اشکالی ندارد. این که زبیر آمد از فلان جا لشکرکشی کرد معاویه آمد لشکرکشی کرد این را گفته اند گفتن این ها هیچ مانعی ندارد.

در بیان تاریخ و گزارش تاریخی هم با لحن اهانت آمیز و هم با لحن بدون اهانت می تواند صحبت کرد، ما می گوییم بدون اهانت باشد پس چیزی که شما به ما طعن حساب می کنید این چه است؟ نقل تاریخ است والا گزارش تاریخی هیچ مانعی ندارد تازه اثر سوئی هم ندارد، حتی خوب دقت بکنید آن تاریخ بود تصریح کردند بحث کلامی و مجادلات کلامی هم همین طور شما در شبکه تان، کارتان کلامی است باشد رهبری تصریح کرده کار کلامی بدون توهین اشکال ندارد.

در گزارش تاریخی می توان لحن اهانت را انتخاب کرد من واقعیت تاریخی را بیان می کنم منتها واقعیت های که احتیاج به تحلیل ندارند واقعیت های زبان دار چون این واقعیت زبان دار است شما فکر می کنی ما داریم طعن می زنیم نه این طعن نیست این واقعیت خودش زبان دارد. واقعیت های که قضاوت شان با خودشان هست و همه انسان ها و همه هوشمندان و همه منصفین می توانند از این واقعیت ها درس بگیرند، لذا ما می بینیم مقام رهبری خودشان راجع به طلحه، زبیر، عایشه همسر پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) راجع به معاویه و دیگر صحابه حرف زدند تاریخ شان را هم گفتند انتقاداتی هم داشتند گفتند.

یعنی بگوییم خودشان متوجه نیستند چه دارند می گویند؟ یا شما دارید از فرمایشات ایشان سو استفاده می کنید؟ فرمایشات ایشان مثل حرف حضرت علی (علیه السلام) است

 «إِنِّي أَكْرَهُ لَكُمْ أَنْ تَكُونُوا سَبَّابِين‏»

 دشنام ندهید

«وَ لَكِنَّكُمْ لَوْ وَصَفْتُمْ أَعْمَالَهُمْ وَ ذَكَرْتُمْ حَالَهُمْ كَانَ أَصْوَبَ فِي الْقَوْلِ وَ أَبْلَغَ فِي الْعُذْر»

نهج البلاغة (للصبحي صالح)؛ نویسنده: شريف الرضى، محمد بن حسين، ناشر: هجرت، محقق/ مصحح: فیض الاسلام، ص323، خطبه 206

بهترین دلیل که این چه کاره است و این چه کار کرده بعد تا ما می گوییم چه کار کرده است می گوید توهین نکن رهبری گفتند توهین نکن رهبری خودش این ها را بیان کرده گفته این ها اشکال ندارد می گوید نه شما متوجه نیستید بعد تا می آییم راجع به وحدت صحبت کنیم روش وحدت چه است؟ می گوید شما را چه به وحدت شما مخالف رهبری و اهل طعن هستی این یکی از مشکلات جدی ما است این راجع به این مسئله ای که مطرح کردم.

مجری:

خیلی ممنون بینندگان عزیز در بخش اول در رابطه با مسئله مناظره و این کلیپی که پخش شد صحبت کردیم ان شاء الله یک استراحت کوتاهی بکنیم و یک فرصتی از اطاق فرمان بگیریم در خدمت شما عزیزان هستیم.

 (میان برنامه)

مجری:

مجدداً‌ دهه پر خیر و نور برکت کرامت را خدمت شما عزیزان و بزرگواران تبریک و تهنیت عرض می کنم و امیدوارم که عیدی ما در این دهه، ظهور حضرت حجة ابن الحسن (صلوات الله علیه) باشد استاد در ادامه بحث در خدمت شما هستیم.

استاد ابوالقاسمی:

ما عرض کردیم مطالبی متأسفانه مطرح می شود که این مطالب بر خلاف مبانی صحیح وحدت است باز از جمله فرمایشاتی که ایشان دارند حرف ها را به خوبی گوش بدهیم ببینیم چه گفتند؟

ادامه کلیپ:

امام صادق (علیه السلام) فرمودند بیان فضائل است فضائل را باید بگوییم فضائل مگر به گفتن است من فضائل را بگویم در عمل چه؟ امام صادق (علیه السلام) فرمود جوری فضائل ما را بگویید جوری شیعه باشید که بگویند بهبه این «هَذَا أَدَبُ جَعْفَر» پیروانش را چقدر قشنگ تربیت کرده، الان این طوری هست؟ این معیارش ما نیست ما که بخواهیم قضاوت بکنیم نه؛ معیارش چه کسانی هستند؟ اهل سنت هستند. اگر من از اهل بیت می گویم اهل سنت باید بگویند بهبه چه شخصیتی را اهل بیت تربیت کردند چقدر مؤدب است ولی متأسفانه می بینیم آن های که داعیه بیان فضائل اهل بیت را دارند منفورترین افراد پیش اهل سنت می شوند، این معیار اشتباه است این خط اشتباه است!

استاد ابوالقاسمی:

ملاحظه فرمودید من 2 تا نمونه برای شما مطرح می کنم ببینیم ملاک فرمایشات ایشان که این طور از روایت برداشته کرده درست است یا خیر؟ معاویه چه دیدی نسبت به حضرت علی (علیه السلام) داشت دوست بود یا دشمن بود؟

مجری:

قطعاً دشمن

استاد ابوالقاسمی:

پس حضرت علی بلد نبود سیره پیغمبر را خوب بگوید، آیا واقعاً ملاک یک فرد خاص رسانه ای اهل سنت است یک فرد خاص جایگاه دار در بین اهل سنت است یا عوام اهل سنت؟ آن هم یک عوام خالی الذهن، بله لشکر معاویه هم عوام بودند اما عوامی که ذهن شان پر شده از لشکر معاویه سوال علی چه کسی است؟ هزار تا فحش می دهند می گویند نماز نمی خواند این فلان فلان شده نعوذ بالله هزار تا فحش هم می دهند.

پس نه حضرت علی درست نتوانسته پیغمبر را معرفی کند، اگر یک نفر اهل سنت خالی الذهن باشد شما بیایی در مرحله دعوت او را دعوت بکنید یک کسی دارد مانع هدایتش می شود مجادله علمی بکنید و با او تعامل اجتماعی خوبی داشته باشی ببین چه به تو می گوید؟

مجری:

قطعاً تحسین می کند.

استاد ابوالقاسمی:

چرا شما سراغ آن آدمی می روی به خاطر این که دانشجوهایش (چون از ما یک دورانی که شبکه ولایت بودیم شکایت کردند) مضمون شکایت این بود که این ها یک چیزهای می گویند که بعد دانشجوها و طلبه های ما می آیند از ما سوال می پرسند ما جواب برایش نداریم، این شکایت از ما بود. او بله از دست ما شاکی است سنی که ما را ندیده شاکی است اما سنی که با ما ارتباط بر قرار می کند چه؟ سنی که خانه من رفت و آمد می کند سنی که من خانه اش رفت و آمد می کنم، آیا این ها هم از دست ما شاکی هستند؟ سنی که 2 ماه قبل آمد گفت آقای فلانی شما چه می گویی؟ گفتم حرف من این است و پریشب شیعه شد، من با او بد برخورد کردم که این قدر جذب من شد در عرض 2 ماه شیعه شده اگر بد برخورد می کردم که نباید شیعه می شد. اتفاقاً‌ هدف آن روایت می گوید خوب برخورد کنید که جذب امام صادق (علیه السلام) بشود نه این که روی هوا بماند.

 آدم نمی داند چه بگوید اصلاً روایت را چطوری تفسیر می کند. بله شما ببینید الان آقا فلانی از این ها شکایت کرده پس معلوم روش این ها خیلی غلط بود معاویه هم از حضرت علی شکایت کرد چرا شما روایت را درست برای مردم ترجمه نمی کنید؟

مجری:

آن بحثی که اول برنامه فرمودید (خَتَمَ اللَّهُ عَلى‏ قُلُوبِهِم‏) آن ها قطعاً نمی‌ آیند

استاد ابوالقاسمی:

مشخص است بدشان می‌ آید کسی که تحت تأثیر آن (خَتَمَ اللَّهُ عَلى‏ قُلُوبِهِم‏) ها است هم بدش می آید اما الان دوست عزیزمان آقای شریفی در مناطق سنی نشین می رود، این قدر هم کمک شان می کند این همه با آن ها رفیق است آن ها به خانه شان دعوتش می کنند آن ها بدشان می آید که خانه شان دعوتش می کنند؟ اگر آن جا برود به آن ها زنگ نزند ناراحت می شوند آن ها بدشان می‌ آید؟ چرا شما روایت را درست تحلیل نمی کنید؟ هشام ابن حکم اصلِ اصلِ مناظره شیعه است. هشام ابن حکم اسوه مناظره شیعه است مغازه دار بود شریک هشام ابن حکم در مغازه عبدالله ابن یزید فزاری خارجی (خوارج) بود این مناظره کننده شیعه است این هم مناظره کننده خوارج است جفت شان هم در یک مغازه 40 سال با هم کار کردند جفت شان هم مناظره کننده هستند چه مانعی دارد؟

می گوییم نه هشام اصلاً سیره امام (علیه السلام) را نفهمید چون مناظره می کرد بله مناظره می کرد با سنی ها هم ارتباط اجتماعی اش خوب بود. اما مسئله این است شما فقط می روید ارتباط اجتماعی برقرار می کنید از آن طرف چند بار گفتیم مثل 3 گروه که یک گروه چاله می کند یک گروه لوله می گذاشتند یک گروه هم پر می کردند شما چاله می کنی پر می کنی لوله نمی گذارید. امام صادق (علیه السلام) بروید با آن ها نماز بخوانید که جذب جعفری بشوند، تشییع جنازه شان بروید که جذب جعفری بشوند این قدر ارتباط پیدا کن که لحظه آخر بتوانی تلقین تشیع به او بکنی روایت صحیح و سند کافی بود خواندیم این قضیه هفت هشت تا روایت دارد هدف را شما نمی بینی می گویی ماه را نگاه کن، نوک انگشت را نگاه می کنی. نباید این طور به روایت نگاه کرد بعد هم آقایان می گفتند پیش فلان عالم سنی رفته بودم از شما خیلی بد می گفت روش تان خوب نیست گفتم شما برو از فلان عوام سنی هم سوال کن ببین با ما چقدر رفیق است آن عالم چرا شاکی است مشخص است، چرا؟ متن ماده شکایتش هم معلوم است چرا، پس نیایید الکی تحلیل از خودتان به روایت بچسبانید و بگویید نه چون تحلیل ما از روایت این طور است پس روش این ها اشتباه است. روایت اصلاً این را نمی گوید شما دارید می گویید یک مقداری دقیق روایت را بفهمید اجتهادی روایت را بفهمید این ها فرمایشات یکی از آقایان.

 اما دیگری که طلبه هم نیست در این مجال ها آمده و مشکلات زیادی بوده کلیپ را ببینیم

(کلیپ دوم)

وحدت از آن مباحثی است که به نظرم نیاز به ادله شرعی اصلاً‌ ندارد سیره عقلاء است.

استاد ابوالقاسمی:

وحدت نیاز به دلیل شرعی ندارد سیره عقلاء است

ادامه کلیپ دوم:

همه انسان های که دغدغه های اجتماعی عاقلانه داشته باشند وحدت را تصدیق می کنند چون همه می فهمند آن چیزی که مایه اختلاف باشد زیست آن ها را مختل می کند قبل از این که ادبای پدیده شرعی روی یک موضوع دینی صحبت بکنیم داریم درباره یک مسئله کاملاً رئال، کاملاً واقعی و اجتماعی صحبت می کنیم که به طور طبیعی انسان درکش می کند.

استاد ابوالقاسمی:

تا این جا وحدت را همه درک می کنند. چرا؟ چون با درک عقلی جلو می رویم یک سوال خیلی ساده بهانه مشرکین برای مقابله با پیغمبرم (صلی الله علیه وآله وسلم) چه بود؟ وحدت را به هم می زند زندگی ما را به هم زده

مجری:

کاسبی و تجارت

استاد ابوالقاسمی:

بین پدر و پسر دعوا انداخته بین برادر و برادر دعوا انداخته، بین زن و شوهر دعوا انداخته اگر به دید شما این مدلی که شما نگاه می کنید فقط به زیست باشد و مسئله هدایت را کلاً کنار بگذاریم اصلاً‌ جنبه هدایت را نگاه نکنیم وحدت می شود همین که همه با همدیگر رفیق باشند وحدت طبق مبنای قوم لوط هم باشد خوب است، وحدت طبق مبنای کمونیست ها هم باشد چون کمونیست ها با همدیگر وحدت داشتند مبنای شان چه بود؟ آن کمونیست عالی می گفت اگر یک زن زیبایی دارد باید این زیبایی بین همه تقسیم بشود، نباید به گروه خاصی برسد لذا آن زنی که زیبا بود شغل قانونی و دولتی اش این بود همه هم در این قضیه وحدت داشتند. و هر کسی هم هر سالی 1 هفته فرصت استراحت داشت برود یک جایی که این خانم ها هستند این وضعیت هست یک ویلای خیلی خوبی است.

بقیه سال هم این جا بیایم طَی بکشم کارم این است همه وحدت داشتند. چرا امام خمینی آن نامه را برای شان فرستاد؟ مرحوم امام شما چرا این نامه را برای آن ها فرستادی که مبنای شان این است شما وحدتش را داری به هم می ریزی دنبال چه هستی؟ اینی که شما دارید مطرح می کنید وحدت است مثل گله حیوانات است اصلاً‌ عقلاء این را قبول نمی کنند. خدا رحمت کند مرحوم آقای مصباح را، مرحله اول می فرماید وحدت حول محور حبل الله، قرآن این وحدتی که شما می گویید نگفته قرآن گفته:

(وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا)

و همگی به ريسمان خدا [= قرآن و اسلام، و هرگونه وسيله وحدت‌]، چنگ زنيد ، و پراکنده نشويد!

سوره آل عمران (3): آیه 103

اگر وحدت دور غیر حبل الله باشد پشیزی ارزش ندارد این دیدگاه قرآن است. اگر همه برای مقابله با پیغمبر متحد بشوند همه برای ضربه به دین متحد بشوند چه اتفاقی رخ می دهد؟ همه می خواهند دین از بین برود. مگر نبود یک دورانی که فقط پیغمبر و حضرت علی (علیه السلام) بودند همه هم متحد بر بت پرستی شما دارید وحدت شکنی می کنید چرا دعوت می کنی؟ چرا دعوا راه می اندازی؟ واقعاً نظام مکه را پیغمبر به هم ریخت یا نریخت؟ تمام مردم با یزید بیعت کردند. آخر امام حسین، فقط یک شهر کوفه است چرا داری جامعه اسلامی را خراب می کنی؟ یعنی ما یکی از مشکلات اساسی مان مشکلات مبنایی است اساساً طرف فکر می کند هر کجا وحدت بود خوب شد رفت تمام شد این دو دو تا چهار تایی که وحدت همه جا خوب نیست خدا رحمت کند شهید مطهری را کتاب نوشته جاذبه و دافعه امام علی (علیه السلام) اصلاً بعضی جاها وحدت نباید باشد. وحدت داشتن با برخی غیر معقول است اگر وحدت خوب است باشد ایران دست از خیلی از درخواست های شرعی و قانونی اش بر دارد و ببینیم آن ها با ما چه کار می کنند؟ دست از دفاع از فلسطین بر داریم چه می شود؟ خیلی مشکلات حل می شود، برای وحدت دنیا ما 60 میلیون نفر آن ها 10 میلیون نفر هستند ما برای 60 میلیون نفر معطل کردیم برای 10 میلیون نفر دست از مبنایت بر دار. این مدلی که که شما دارید جلو می روید خیلی تبعات منفی دارد.

 بله همه می دانند راستگویی خوب است اما اقتضائی بعضی از مسائل حُسن و قبحش ذاتی است بعضی از مسائل حُسن و قبحش اقتضائی است. برای شما مثال می زنم یک نفری می خواهد یک نفر دیگر را بکشد به جرمی که مرتکب نشده شما هم یقین داری مرتکب نشده این جا اگر بیایی یک راستی بگویی این کشته می شود. به فرض این آقا شیعه است می خواهند این شخص را به خاطر تشیعش بکشند شما هم می دانی شیعه است از تو می پرسند این شیعه هست یا نه؟ شما این جا اگر راست بگویی آن شخص کشته می شود بگو نه راستش را بگو! همه عقلاء بر حسن راستگویی اتفاق نظر دارند یا می گویند این اقتضایی است یعنی چه؟ یعنی بعضی جاها اقتضائش خوب است که اغلب موارد است بعضی جاها اقتضاء سلبی دارد نباید گفته بشود.

وحدت اقتضائاً خوب است اما اقتضائاً گاهی اوقات نتیجه اش بد می شود؛ پس این نباید باشد عقلاء وحدت را مطلقا خوب می دانند نه این طور نیست و اسلام هم برایش قید گذاشته و حتی اگر سیره عقلاء هم باشد سیره عقلاء ناشی از عقل صِرف نیست در حکم شرعی می گویند سیره عقلائی که شرع بر آن قید می گذارد آن سیره مطلقا حجت نیست مقید، حجت می شود.

و فرض هم بگیریم اقتضائی هم نباشد خدای متعال در قرآن برایش قید گذاشته ائمه برایش قید گذاشتند دیگر این حرف معنی ندارد وحدت مطلقا خوب است همه عقلاء می پسندند نه این طور نیست همه عقلاء می گویند قید دارد هر جایی خوب نیست مثالش هم زدم پیغمبر رئیس العقلاء بوده وحدت مکه را به هم زد، وحدت مشرکین را به هم زد این یک بخشی از صحبت هایش بود بقیه اش را بشنویم

ادامه کلیپ دوم:

...در خوابگاه های دانشجویی است در اتاق، شما دوست دارید مداحی گوش بدهید دوست کناری تان دوست دارد ترانه ای گوش بدهد که شما دوستش ندارید وحدت کاملاً معنیش این است که همدیگر را مراعات کنید نمی توانید با زور یقیه همدیگر را بگیرید و بزنید بگویید که نه غلط کردی آنی که من دوست دارم یا آن بگوید غلط کردی آنی که من دوست دارم را باید گوش بدهی.

استاد ابوالقاسمی:

الان طرف می خواهد ترانه بگذارد من هم می خواهم مداحی بگذارم من نمی توانم او را زور کنم آنی که من می خواهم تو باید گوش بدهی حالا آن می خواهد ترانه بگذارد باید ولش کنم یا نکنم؟ الان من اگر به او اعتراض بکنم این جا وحدت به هم خورده، همین مثالی که خود ایشان زد یک اتاق دو تا دانشجو یکی ترانه می خواهد بگذارد یکی می خواهد مداحی بگذارد الان من وظیفه نهی از منکر دارم یا ندارم؟ اگر نهی از منکر بکنم چه می شود؟ وحدت ممکن است به هم بخورد؛ پس چرا نهی از منکر بکنیم چرا خودمان را اذیت بکنیم به نظر من سابق عرض کردم یکی از مبانی وحدت، وحدت سکولار است که می گفتند مشکلات از این است که ما یک مقدار دُز دین را بالا بردیم، این دُز را پایین بیاور در مسائل اجتماعی بین خودت و دیگران دین را کنار بگذار، کوتاه بیا مشکل حل می شود.

دین سکولار که مقام معظم رهبری بارها تأکید کردند نباید باشد دقیقاً همین است، چون آقایان تأکید دارند وحدت که می خواهد بشود یعنی وحدت سکولار، دین سکولار شما یک مقدار دُز دینی ات را پایین بکش دین هست شما یک کم پایین بکش نه این خوب است لازم نیست هر جایی که توانستی اجرایش بکنی، اجرایش بکنی یک مثال دیگر بزنم در دانشگاه دو نفر هستید یکی از شما آدمی است که ترانه می خواهد گوش بدهد با همدیگر بنشینید و همزیستی کنید او گوش می دهد تو هم گوش بده نه تو به سر او بزن نه او به سر تو بزند. آن هر چه دلش خواست ببیند تو هم هر چه دلت خواست ببین با همدیگر کنار بیایید تو چه کار به او داری؟ تو یک ساعت نگاه کن او هم یک ساعت نگاه کند.

(وَدُّوا لَوْ تُدْهِنُ فَيدْهِنُونَ)

آنها دوست دارند نرمش نشان دهی تا آنها (هم) نرمش نشان دهند (نرمشی توأم با انحراف از مسير حق)!

سوره قلم (68): آیه 9

پیغمبر، می خواهند تو همین مدلی باشی یک کم فیلتر را پایین بکش آن ها هم یک ذره شُل می کنند. پیغمبر این طور برخورد کرد؟ واقعاً این وحدت است یا این خلاف سیره پیغمبر (صلی الله علیه وآله وسلم) است؟ دقیقاً می شود همان وحدت سکولاری که عرض کردیم چند جلسه قبل مفصل راجع به آن صحبت کردیم که سه یا چهار مدل برایش مطرح کردم و همه اش همین منجر می شود شما دین را خیلی سخت می گیرید. شما مدام می خواهید دین را اجتماعی کنید در تعامل اجتماعی خیلی ساده با همدیگر باشیم (بقیه اش را گوش بدهیم)

ادامه کلیپ دوم:

به معنی همزیستی است به معنی مدارا است به معنی تعامل است، و البته درجات بالاتری هم در قرآن و روایت ما ذکر شده که اگر فرصت شد بعداً ذیل نظریات عرض خواهیم کرد. به عبارتی وحدت جنبه فکری، تغییر نگاه، تغییر عقاید ندارد وحدت جنبه عملی دارد یعنی هر کسی می تواند عقیده خودش را داشته باشد در باب عقیده هم ما قائل به گفتگو در محیط های علمی هستیم اما به همدیگر توهین نکنند همدیگر را مراعات کنند.

استاد ابوالقاسمی:

این مراعات کنند یعنی چه؟ در باب اعتقاد هر چه داشتی داشتی اما مراعات بقیه را هم بکن این مراعات یعنی چه؟ یعنی هیچ کار به دیگری نداشته باش مثالش را گفت او نشسته ترانه اش را گوش می دهد تو هم بنشین مداحی ات را گوش بده کاری هم به کار همدیگر نداشته باشید. یک ساعت تو، یک ساعت او تقسیم کنید خیلی محترمانه با همدیگر مدارا کنید. تازه این که می گوید فرض بگیریم وحدت سکولار را هم اجرا بکنیم وحدت سکولار در زمانی است که دموکراسی اکثریتی غالب نباشد. اما وقتی اکثریت یک نظری دارند در این جا مراعات یعنی چه؟ 200 نفر نشستند دارند یک فیلمی می بینند شما کنترل را بر دار اخبار بزن چه می شود؟ من دلم می خواهد اصلاً ضروری است اخبار ببینم برای من واقعاً ضروری است اخبار ببینم اما آن 200 تا دارند فیلم می بینند.

آقا ما در کشورمان اکثریت ولایت حضرت علی را قبول داریم شما می گویید ابوبکر و عمر آن هم خیلی برای تان مهم و ضروری است، الان ما داریم چیزی می بینیم که برای اعتقادمان است شما یک کم دُزش را پایین بکش همان وحدت سکولار می خواهند ترجمه کنند در اکثریت که می رسند بر عکس ترجمه می کنند. نمی فهمم این چه وضعیتی است همه چه باید به ضرر شیعه بشود یعنی در ترجمه وحدت، وحدت سکولار می شود به ضرر شیعه بعد در همان وحدت سکولار جایی که اکثریت شیعه است نه آقایان شیعه درست است اکثریت شما شیعه است باز شمایی که اکثریت هستید یک خرده فتیله را پایین بکش این دیگر چه معنی دارد؟ باید گفت بله ائمه (علیهم السلام)... (دوباره این تکه اش را گوش بدهید)

تکرار کلیپ:

... به معنی همزیستی است به معنی مدارا است به معنی تعامل است، و البته درجات بالاتری هم در قرآن و روایت ما ذکر شده که اگر فرصت شد بعداً ذیل نظریات عرض خواهیم کرد.

استاد ابوالقاسمی:

فقط همین ها است، همزیستی است. امام صادق نگفت چرا همزیستی داشته باشید؟ هدف از همزیستی را در روایات بیان نکرد؟ نگفته بروید همزیستی مسالمت آمیز داشته باش تا از جعفر ابن محمد خوشش بیاید. این خیلی روشن است نگفت بروید با ایشان رفیق بشوید تا لحظه آخر بتوانی تلقین شهادتین بکنید. فقط گفت با ایشان خوب زندگی کن همین مقدار! پس شما خیلی از پیغمبر بیشتر بلد هستید، پیغمبر اشتباه می کرد می رفت در آن جا با ایشان تعامل هم می کرد ولی می خواست چیزی هم به ایشان یاد بدهد. تازه دعوا هم راه انداخته است.

ادامه تکرار کلیپ:

 به عبارتی وحدت جنبه فکری، تغییر نگاه، تغییر عقاید و این ها ندارد

استاد ابو القاسمی:

وحدت اصلا جنبه فکری، آخر روایت های ما این را می گوید؟ اصلا شما روایت ها را یکبار نگاه کردید؟ روایت ها می گوید فقط شما چاله بکن، و فقط هم شما چاله را پر کن، دیگر اصلا لوله گذاشتن نداریم. مگر من بیکارم، من که دارم در بین شیعیان زندگی می کنم روستای خودم است بروم در منطقه سنی ها نماز هم بخوانم برای این که به من کار نداشته باشد! اگر نباید بهم کار داشته باشیم تعامل اجتماعی آقا ما در روستای خودمان و آن ها هم در روستای خودشان خرید و فروش هم می کنیم من چرا بروم در آن جا نماز بخوانم؟ اصلا جنبه ها چه معنی پیدا می کند؟ اگر واقعا ما نباید به اجتماع کار داشته باشیم فقط همزیستی باشد، همزیستی یعنی چه؟ نماز جماعت با آن ها بخوانم این همزیستی است؟ این که همزیستی نشد. تاکیدم هم روی نماز جماعت است. این چه ربطی به همزیستی دارد؟ آقا آن طرف مریض است باشد من ماشینم را هم در خدمتش می برم تا به بیمارستان برود. اگر مرد تشییع جنازه اش هم می آیم. اما بقیه نمازش برای چیست؟ تازه همان عیادت مریضش هم ربط ندارد، همزیستی مسالمت آمیز، شما هرکسی در همسایگی ات مریض می شود به عیادت و دیدنش می روی؟ شما هرکجا نماز جماعت بود نماز جماعت می خوانی؟ هرکس از دنیا رفت تشییع جنازه اش می روی؟ این حرف ها را برای چه حضرت زدند؟ برای کسب قلوب است. کسب قلوب برای چه؟ کسب قلوب به کجا؟ به جعفری شدن.

من نمی دانم مسائل خیلی روشن است. یعنی کسی که یک بار دوبار روایت را دیده باشد برایش روشن می شود. اصرار بر این که نه آقا هیچی، هیچ جنبه ای پیگیرش نیست، دقیقا می خواهند وحدت را از آن جنبه ایدئولوژی می خواهند کلا خارج کنند دقیقا خلاف روش ائمه (علیهم السلام).

بله یک مرحله، مرحله تقیه است آن هم تقیه ای خوفی آن زمین تا آسمان با این فرق می کند آن جا اصلا من با آن ها گوساله پرست هم می شوم و تظاهر به گوساله پرستی هم می کنم. یا حداقل می گویم گوساله ات را بپرست خیلی کار خوبی هم می کنی، دمت هم گرم یک کم کاه و یونجه بیا از خانه ما ببر! اما وقتی که من تقیه خوفی ندارم این ها چه ارتباطی دارد؟ پیدا است و اصلا این حرف ها معنی ندارد.

ادامه تکرار کلیپ دوم:

وحدت جنبه عملی دارد یعنی هر کسی می تواند عقیده خودش را داشته باشد در باب عقیده هم ما قائل به گفتگو در محیط های علمی هستیم.

استاد ابو القاسمی:

همین را هم قائل نیستند چون در محیط های علمی هم نمی گذارند بر گزار بشود. محیط علمی در بسته در بسته یعنی هیچ کسی نفهمد!

مجری:

دو نفری بروند مناظره کنند

استاد ابو القاسمی:

من الان سوال می پرسم امام صادق (علیه السلام) فرمودند هشام با عمرو ابن عبید چه کار کردی؟ حتی در محیط در بسته هم باشد حضرت می آید می گوید بیا تعریف بکن، یعنی چه؟ یعنی نتیجه مناظره، نتیجه روشی که ما اهل بیت داریم از اطاق در بسته بیاید بیرون بیاید. این که آقا مناظره باشد فقط در یک اطاق برود و کسی حق ضبط ندارد. هیچ کس حق با خبر شدن ندارد این که مناظره نشد، خیلی عجیب است خدای متعال در قرآن چند جا فقط (أَ لَمْ تَر) گفته است.

(أَلَمْ تَرَ كَيفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصْحَابِ الْفِيلِ)

آيا نديدي پروردگارت با فيل سواران [= لشکر ابرهه که براي نابودي کعبه آمده بودند] چه کرد؟!

سوره فیل (105): آیه 1

یک ماجرایی است که خیلی برای قریش بوده عجیب بوده است. قریشی ها به چشم شان همه این معجزه را دیدند. من چند تا از نمونه های (أَ لَمْ تَر) را نشان بدهم

 (أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ خَرَجُوا مِنْ دِيارِهِمْ وَهُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ)

آيا نديدي جمعيتي را که از ترس مرگ، از خانه‌هاي خود فرار کردند؟ و آنان، هزارها نفر بودند (که به بهانه بيماري طاعون، از شرکت در ميدان جهاد خودداري نمودند).

سوره بقره (2): آیه 243

پیامبر آن هزاران نفری که رفتند و مردند و خداوند دوباره زنده شان کرد دیدی؟ هزاران نفر مردند دوباره زنده شدند.

(أَلَمْ تَرَ إِلَى الْمَلَإِ مِنْ بَنِي إِسْرَائِيلَ مِنْ بَعْدِ مُوسَى إِذْ قَالُوا لِنَبِي لَهُمُ ابْعَثْ لَنَا مَلِكًا نُقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ)

آيا مشاهده نکردي جمعي از بني اسرائيل را بعد از موسي، که به پيامبر خود گفتند: «زمامدار (و فرماندهي) براي ما انتخاب کن! تا (زير فرمان او) در راه خدا پيکار کنيم.

سوره بقره (2): آیه 246

بحث امامت و تعیین خلیفه، پیغمبر خبر داری ماجرای حضرت طالوت، ماجرای طالوت را با (أَ لَمْ تَر) می گوید. خیلی مهم است. می رسد به:

(أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِي حَاجَّ إِبْرَاهِيمَ فِي رَبِّهِ)

آيا نديدي (و آگاهي نداري از) کسي [= نمرود] که با ابراهيم در باره پروردگارش محاجه و گفتگو کرد؟

سوره بقره (2): آیه 258

دیدی حضرت ابراهیم با آن طرف مناظره کرد؟ برای چه می گوید؟ برای این می گوید که برویم ببینیم بعدش هم تعریف می کند. نه آقا روش قرآن اشتباه است خدا بلد نیست! به پیر و پیغمبر خدا نمی داند. ابراهیم با نمرود در جلسه خصوصی مناظره کرده است، خدایا راهش نیست بیایی پخش بکنی اشتباه است، دین به نظر ما یک مسئله شخصی است اگر هم گفتگوی علمی می شود خصوصی و در جلسه ضبط هم نشود. حالا چون خدا فهمید (أَ لَمْ تَر) می گوید پخشش می کند.

مجری:

تازه آن جا مراعات هم بکنی

استاد ابو القاسمی:

آخر این چه است؟ من نمی فهمم کجای قرآن این است. کجای روایت می گوید که شما می گویید هست. ادامه کلیپ را گوش بدهیم

ادامه کلیپ دوم:

 اما به همدیگر توهین نکنند، همدیگر را مراعات کنند، در ساعت عملی باهم بسازند مسائل مهم ترشان را مد نظر داشته باشند این مصلحت بزرگتر می شود که ببینند. این تعریفی است که از حاق دین از فهم و سیره عقلا و از بزرگان رسیده است!

استاد ابو القاسمی:

از حاق دین این رسیده است! حاق دین این ها بود؟ من نمی دانم حاق دین چیست؟

ادامه کلیپ دوم:

و بزرگترین منادیان وحدت در فضای شیعی علمای بزرگ ما بودند، شما چطور می خواهید آیت الله بروجردی و آیت الله امین و آیت الله خمینی و امثالهم را چطور می خواهید متهم کنید به این که این ها در عقیده شان خدای ناکرده خللی است و یا از حرفی از عقاید شان کوتاه آمده اند.

استاد ابو القاسمی:

ما اصلا این حرف را نمی زنیم، ما می گوییم شما نه حرف مرحوم آیت الله بروجردی را فهمیدید. نه حرف مرحوم امام را فهمیدید، نه حرف مرحوم امین را فهمیدید. هیچی! حرف این ها را نفهمیدید. مگر اقای بروجردی نفرمود آقا ما را تکفیر نکنند ما می خواهیم حرف مان را بزنیم. مگر شهید مطهری صراحتا همین را نگفته که ما یک کالای گرانقیمتی داریم که می خواهیم تکفیر نشویم بدون این که کالا را عرضه کنیم. مرحله اول تقیه خوفی تکفیر است، تکفیر تمام شد، نه آقا شما نباید این ها را بگویی! شما دفعه قبل نمی گفتی که چه بشود؟ که وحدت بشود تقیه از باب وحدت، الان هم که دیگر راه باز شد نباید بگویی. نمی دانم می خواهد راه بیشتر از این باز بشود و چه کار می خواهند بکنند و به کجا می خواهند برسانند؟

مرحوم شهید مطهری به صراحت می فرماید ما وحدت را برای این می خواهیم که یک بازار مسالمت آمیز باشد، ما کالای گرانبهای که از ائمه (علیهم السلام) داریم عرضه می کنیم دیگر کالای که از خلفاء و از حواریون عیسی و از خاخام هایشان است عرضه کنند. اما این کالا باید عرضه بشود وحدت برای رسیدن به این بازار است. به این بازار رسیدیم می گوید نه آقا دیگر شما حق نداری عرضه بکنی. ببینید اصلا این معقول است؟

ما نه مرحوم امام را متهم به اشتباه در وحدت کردیم، نه مرحوم آقای بروجردی را همه شان هم درست بودند. بحث سر این است که شما آن چیزی که به اسم وحدت مطرح می کنید نه وحدت روایات است و نه وحدت آیات است و نه وحدت عقلایی است. یک چیز اشتباه و خلاف مبانی عقل و شریعت قرآن و همه این ها است. البته حرف های دیگری هم دارند به نظرم دیگر خیلی وقت نداشته باشیم.

مجری:

استاد تقریبا یک چند دقیقه فرصت داریم اگر بحث را جمع بندی بفرمایید

استاد ابو القاسمی:

بازهم ادامه کلیپ را گوش می دهیم اشکال ندارد

ادامه کلیپ دوم:

این ها وحدت گراترین انسان ها بودند و چون اتفاقا مرجعیت علمی و دینی داشتند نشان دهنده این است که وحدت گرایی به معنی تغییر عقاید نیست.

استاد ابوالقاسمی:

وحدت گرایی به معنی اجبار برای تغییر عقاید نیست، اما به معنی عرضه عقاید برای این که هرکسی خواست آن را استفاده کند هیچ منافاتی ندارد. خود مقام معظم رهبری فرمودند ما تاریخ را می گوییم اما تاریخ زباندار!

مجری:

خودش دارد می گوید

استاد ابو القاسمی:

این خودش دارد حرف می زند، پس ما کالا را عرضه می کنیم، لازم هم نیست بعد از عرضه آن تاریخ ما بیاییم ده تا نتیجه هم رویش بگیریم، خودش حرفش را زد، این برای ما خیلی مهم است. اتفاقا مقام معظم رهبری یک مطلب دقیق مناظره ای را گفتند، روایت است

«إِذَا أَصَبْتَ الْجَوَابَ قَلَّ الْكَلَامُ بِإِذْنِ اللَّهِ.»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج47، ص347

جواب که درست باشد، خود جواب حرف می زند، شما دیگر لازم نیست حرف بزنی، یک کلمه گفتی تمام شد و رفت، یعنی باید حرف های بزنی که خود این حرف هزار تا حرف بزند. یعنی باید اسلوبت اسلوب مناظره ای باشد. نه این که یک حرف بزنی که مثلا من بیایم آخر اقایان می گویند شما بیایید فضائل حضرت علی را بگویید حضرت علی خیلی به یتیم ها می رسید، باشد تمام شد حضرت علی فقط به یتیم ها رسیده است. حضرت علی با معاویه ها برخورد نکرده است؟ چون ما تا بیاییم برخورد حضرت علی با معاویه ها را بگوییم به شما بر می خورد. می گویند فضیلت های را بگویید که به کسی بر نخورد، اگر بخواهیم آن طرف سیره حضرت علی را بگوییم دیگر برخورد با معاویه ها هم نمی شود.

لذا خلاصه عرض کنم این است که ما حضرت علی را از آن جایی که بوده کلا تغییر بدهیم در یک جای دیگر برویم یک زندگی دیگر برایش درست بکنیم که این زندگی حضرت علی به هیچ کس و به هیچ چیزی بر نخورد. زبان دار به قول مقام معظم رهبری نباشد. یک تاریخ بی زبان یک تاریخ بی دست و پا، یک چیز این طوری از ائمه ارائه کن! نه ائمه خودشان خوب هستند، ما که نمی خواهیم ائمه را تعریف بکنیم اما ائمه را می خواهی نشان بدهی، یک موجود بسیار محدودی که کارش به هیچ بنی بشری معارضه نداشته است، اگر این طور شما بگویی این خیلی خوب است می شود دقیقا همان وحدت سکولار که عرض کردیم.

شما بیا دست و پای یک کسی را قطع کن، یک دین فردی خیلی محدود که هیچ کاری به کارهای اجتماعی نداشته باشد این خلاصه عرایض من بود.

مجری:

استاد بسیار ممنون و متشکر از شما، مثل همیشه استفاده کردیم و در این هفته در مورد مسائل مناظره صحبت کردیم و کلیپی که دوستان عزیز و ارجمند مشاهده کردید خیلی ممنون که تا این ساعت با ما همراه بودید.

تو آن شعری که من جایی نمی خوانم؛ که می ترسم به جانت چشم زخم آید چو می گویند تحسینم! أللّهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّکَ الْفَرَجَ وَ الْعَافِیَةَ وَ النَّصْر واجْعَلْنا مِنْ خَیْر أَعْوَانِهِ أَنْصَارِهِ وَ الْمُسْتَشْهَدِینَ بَیْنَ یَدَیْه التماس دعا و تا برنامه دیگر خدا نگهدارتان.


راه روشن>

وحدت ، شیعه ، مناظره ، جاذبه و دافعه ، تعامل اجتماعی ، وحدت سکولار ،