سایر قسمت ها
راه روشن - نقد دگر اندیشان شیعی

قسمت نود برنامه راه روشن با کارشناسی حجت الاسلام و المسلمین دکتر ابوالقاسمی


دیگر قسمت ها

 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

 

عنوان برنامه: راه روشن (نقد دگر اندیشان شیعی)

تاريخ: 10/ 11/ 1402

عناوین بحث: پاسخ به شبهات، روش اهل بیت (علیهم السلام)، امیرالمومنین علی (علیه السلام)، قضاوت، شریح قاضی، عدالت، قیام، حکومت اسلامی، فلسفه، اقتصاد، ولی فقیه، دنیای مدرن، فتوای حکومتی، مغالطه، مدرنیته، تقیه، شیعه، نقد مبانی باطل، محمدتقی اکبر نژاد، تناقضات

استاد: حجت الاسلام والمسلمین دکتر ابو القاسمی

مجری: آقای محمد تقی غضبانی

مجری:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ هست کلید در گنج حکیم، اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم، سلام عزیزان بیننده سلام به برنامه راه روشن از شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف) خیلی خوش آمدید.

در خدمت جناب آقای دکتر ابوالقاسمی هستم، ان شاء الله بتوانیم دقایقی که در خدمت استاد هستیم بهره کافی و وافی را ببریم جناب استاد سلام خیلی خوش آمدید.

استاد ابو القاسمی:

وعلیکم السلام ورحمة الله

أعوذ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیطَانِ الرَّجِیمِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ اَلْحَمدُ للهِ رَبِّ العالَمین اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى ‌مُحَمَّدٍ الْمُصْطَفَى وَ عَلِيٍّ الْمُرْتَضَى وَ فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ وَ ‌الْحَسَنِ الرِّضَا وَ الْحُسَيْنِ الْمُصَفَّى، وَ جَمِيعِ الْأَوْصِيَاءِ ‌مَصَابِيحِ الدُّجَى وَصلّ عَلیٰ مَنْ بِيُمْنِهِ رُزِقَ الْوَرَي وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الْاَرْضُ وَ السَّمَاءُ مَوْلانا صَاحِبَ العَصْرِ وَالزمَان

عرض سلام خدمت شما و همه بینندگان عزیز و گرانقدر شبکه جهانی حضرت ولی عصر، امیدوارم هر کجا هستند موفق و پیروز باشند.

مجری:

بینندگان ارجمند همان گونه که می دانید برنامه راه روشن متکفل پاسخ برخی از شبهات و یا برخی از مباحثی که مطرح می شود و احیاناً در ذهن ما شبهه ای را ایجاد کرده است در این برنامه به آن ها می پردازیم و جناب آقای ابوالقاسمی بخصوص در این خصوص برای شما توضیحاتی را خواهند داد. چند برنامه ای است به یک سری از سخنرانی های جناب آقای اکبر نژاد داریم می پردازیم.

نکاتی که در این سلسله از سخنرانی ها ایشان دارد، می دانید که ایشان منتقد نظام مقدس جمهوری اسلامی و همچنین حضرت امام (رحمة الله علیه) و مقام معظم رهبری است. سخنرانی هایش هم در همین راستا بوده است جناب آقای دکتر در خدمت شما هستیم توضیحی است بفرمایید بعد ان شاء الله کلیپ های که آماده است را به وقت مقتضی ارائه می کنیم.

استاد ابوالقاسمی:

بسم الله الرحمن الرحیم قبلاً راجع به صحبت های ایشان عرایضی داشتیم و مطالبی را مطرح کردیم مشخص شد که ایشان مبانی برای خودش درست کرده است که این مبانی با اعتقادات شیعی سازگاری ندارد یک سری مبانی جدیدی درست کرده است که با فقه سازگاری ندارد و این ها را به صورت ارسال مسلمات می گیرد خیلی هم جدی مطرح می کند بله چنین و چنان است.

خیلی از مواردی که به آن استناد کرده است مواردی است که قطعاً دروغ است و هیچ مدرک معتبری ندارد ممکن است جزو مشهورات بر زبان ها باشد اما هیچ مدرکی ندارد نه معتبر نه غیر معتبر. به عنوان مثال در کلیپی که خواهیم دید ماجرای امیر المؤمنان و شریح قاضی وقتی شریح قاضی آمد آن قضاوت را کرد حضرت گفتند چرا به هر دوی ما مساوی نگاه نکردی این را مطرح می کند.

آخرش هم می گوید حق به حضرت علی نرسید قضاوت درست این بود که عادلانه باشد کلیپ را ببینیم راجع به آن صحبت خواهیم کرد.

کلیپ شبهه ای اول - اقای محمد تقی اکبر نژاد:

خیلی وقت ها اهل بیت سبک این قیام ها را اصلاً قبول نداشتند یعنی این آدم ها یک سبک های داشتند که اهل بیت اصلاً‌ قبول نداشتند شما چطور می توانید نسبت بدهید شخصی که می خواهد قیام کند سبک اهل بیت نمی خواهد قیام کند و امام بخواهد او را تأیید کند اصلاً با منطق اهل بیت می سازد؟

علی ابن ابی طالب کسی است که در خلافت خودش (خوب دقت کنید) در مورد آن مسیحی شنیدید حضرت زره اش را دست او می بیند می گوید این زره مال من است او قبول نمی کند می گوید به دادگاه برویم. شما جای شریح قاضی بودید علی ابن ابی طالب در دادگاه شما می آمد انصافاً خودتان را جای قاضی بگذارید فرض کنید این جایی که من هستم جای قاضی است شما هم کناری نشستید یک طرف علی ابن ابی طالب و طرف دیگر آن فرد مسیحی. علی ابن ابی طالب که اسوه تقوا است و شما یقین دارید سرت را بزنند می گویید دروغ نمی گوید حتی شبهه ناک عمل نمی کند. یک در هزار احتمال می داد این زره مال او نیست ممکن نبود بیاید علیه او دادخواست بدهد. انصافاً شما بودید به پای علی ابن ابی طالب بلند نمی شدید؟ یا یک سلام گرمی نمی دادید «السلام علیک یا امیر المؤمنین» شریح قاضی همین کار را می کند حضرت امیر با او برخورد می کند می گوید این چه روش قضاوت است؟ من این جا امیر المؤمنین نیستم من یک طرف دعوا هستم. تو این جا باید بین من و این مسیحی قضاوت کنی، نهایتاً حضرت امیر به حقش نمی رسد سر همین قضیه آن مسیحی هم مسلمان و مرید علی می شود.

می خواهم بگویم روش اهل بیت این است روش برای شان مهم است با هر ابزاری، با هر سبکی و با هر روشی نمی خواهند به هدف شان برسند. روش های آلوده برای به دست آوردن اهداف مقدس، ظرف آلوده، عسل را هم آلوده می کند.

مجری:

جناب آقای دکتر این را می دانیم دو طرف از دو دین مختلف هستند و در بحث های حقوقی در جای خودش مطرح می شود.

استاد ابوالقاسمی:

اصلاً این ماجرا نه سند معتبر، حتی سند ضعیف هم ندارد اصلاً ماجرا این نیست. امیر مؤمنان علی (علیه السلام) در جایی رفتند شخصی ادعای زره را کرد یک شخصی گفت:

«فَشَهِدَ أَنَّهَا دِرْعُ طَلْحَةَ أُخِذَتْ غُلُولًا يَوْمَ الْبَصْرَة»

امیر مؤمنان گفتند زره طلحه بوده در جنگ بصره به عنوان غنیمت گرفتم. شریح قبول نکرد.

«فَغَضِبَ عَلِيٌّ علیه السلام فَقَالَ خُذُوهَا»

حضرت گفتند زره را از او بگیرید و رهایش کنید

«فَإِنَّ هَذَا قَضَى بِجَوْرٍ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ»

از اول تا این جا سه بار قضاوت جور داشت سه کار خلاف قواعد قضاوت انجام داده است. قاضی به حضرت گفت اگر به من نگویید کجا اشتباه کردم دیگر قضاوت نخواهم کرد حضرت هم سه تا اشتباهش را گفتند یک: من حسن را به عنوان شاهد آوردم شهادت حسن را قبول نکردی. قنبر را آوردم شهادتش را قبول نکردی. این مال در دست من بود قبول نکردی آخرش هم

«وَيْحَكَ إِمَامُ الْمُسْلِمِينَ يُؤْمَنُ مِنْ أُمُورِهِمْ عَلَى مَا هُوَ أَعْظَمُ مِنْ هَذَا.»

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج7، ص 386

من امیر المؤمنین هستم یک دستکاری در بیت المال کنم میلیاردها جابجا می شود می گویم این زره مال من است به من نمی دهی؟ اصلاً ماجرا این نیست که شما دارید می گویید. روایت این است متأسفانه روایت را جوری دیگر دارند مطرح می کنند. هم در کتب شیعه هم در کتب اهل سنت شبیه به این آمده است. روایت در کافی، جلد 7، صفحه 386 آمده است.

ما چه کار کنیم؟ یعنی شما یک شنیده هایی دارید بر اساس همان شنیده ها مبنا درست می کنید بله این که قاضی باید همیشه عدالت داشته باشد درست، اما امام زمان است فرق امام زمان با بقیه را نمی فهمید یعنی چه؟ اصلاً ممکن است امام زمان یک کلمه خلاف گفته باشد؟ شریح نفهمد اگر جلوی امام زمانش بلند بشود اشکال دارد؟ نه بنشین جلوی امام زمانت بلند نشو، حق با این کسی که خلاف امام زمان است باید کشته شود در مقابل پیغمبر (صلی الله علیه وآله وسلم) یک شخص یهودی ادعایی داشت در مقابل پیغمبر گفت بله پیغمبر چنین گفت امیر مؤمنان تا دیدند همچنین حرفی زده است شمشیر کشیدند یا رسول الله این دارد شما را تکذیب می کند بقیه نفهمند من می فهمم دارد چه کار می کند؟

پس دقت بکنید این حرف های که ایشان دارد می زند ان شاءالله اگر فرصت بشود عرض می کنیم و این مطلب را یک یا دو هفته قبل هم گفتیم حرف های که در تضعیف مبانی شیعی می زند الی ماشاء الله است. اصلاً‌ جایگاه امام این نیست که شما دارید می گوید. بله ممکن است امام الحکومه عادی باشد این روایت می گوید امام الحکومه عادی هم جایگاهش فرق می کند. این روایت این را می رساند اما اگر امام زمان باشد قطعاً برای ما فرق می کند.

یعنی چه در دادگاه اگر امام زمان آمد اصلاً امام زمان نباید به دادگاه بیاید. پس این راجع به کلیپ اولی که امروز مطرح کردیم.

مجری:

این قضیه را ایشان نقل می کند چطوری است یعنی بخشی از یک ماجرا را شاید می گوید.

استاد ابوالقاسمی:

مشهوراتی است که گفته شده، ایشان شنیده، مدرکش را ارائه کند مشکلی نداریم. اما مطلب بعدی قسمت دهم راجع به قیام ها می خواهد صحبت کند بیشترین مقدار روایت های ما راجع به کدام قیام است؟ قیام جناب زید راجع به قیام زید چون نمی تواند صحبت کند می خواهد روایات مدح جناب زید را مطرح کند می گوید این را به یک قسمت دیگر موکول می کنیم.

اصلاً‌ قسمت دهم برای قیام ها است شما به من بگوید کجا قیام زید را مفصل مورد بررسی قرار دادید؟ موکول به کجا می خواهید کنید؟ کلیپ بعدی را ببینیم

کلیپ شبهه ای دوم - اقای محمد تقی اکبر نژاد:

یا مثلاً در مورد قیام زید هم، همین طوری است زید درست است امامزاده است ولی من کاری با بحث های دیگر ندارم فعلاً هم واقعاً نمی خواهم واردش بشوم چون مصمم هستم یک جای دیگر و تحت یک عنوان دیگری این ها را بررسی کنم و نشان بدهم که اهل بیت به صورت جزئی هم می شود اثبات کرد مخالف این حرکت ها بودند.

امام باقر مکرر با او بحث می کند مخالفت می کند، امام صادق مخالفت می کند ولی بله در بعضی روایات نقل شده است تأییدهای آن هم معمولاً‌ بعد از کشته شدن اتفاق افتاده است به نظر من آن ها تأویل و توجیه دارند. جایش این جا نیست ان شاء الله در جای دیگری به آن ها می پردازیم حداقلش این است آن روایاتی که تصریحاً دارد مخالفت می کند موافق محکمات، موافق ادله متواتر و موافق سیره اهل بیت است. آن چهار روایت دیگری که تأیید کرده است آن ها مخالف این است در ادله فقهی هم نگاه کنید کدام طرف قوی تر است؟

مجری:

آقای دکتر در این کلیپ هم می بینیم ایشان بدون این که بحث کند نتیجه را گرفته است.

استاد ابوالقاسمی:

مشخص است مطالبه به مطلوب است قبلاً گفتیم این اصل سازی شما از کجا آمده است؟ یعنی مخالف قیام زید، مخالف قیام سید الشهداء است؟ قیام زید، مخالف جنگ امیر مؤمنان با طلحه، زبیر، عایشه، معاویه و ذو الخویصره و دیگران است؟ پس شما اصلی برای خودت درست کردی هر چه ببینی می گویی این مخالف با آن اصل است آن را کنار می گذاری.

خدا رحمت کند مرحوم امام (رضوان الله تعالی علیه) بررسی کرده می آید می گوید آن قدر روایت در باب امر به معروف و نهی از منکر داریم هر چقدر هم روایت بیاید بگوید: «كُلُّ رَايَةٍ تُرْفَعُ» با این که دو تا روایت بیشتر هم نیست.

«كُلُّ رَايَةٍ تُرْفَعُ قَبْلَ قِيَامِ الْقَائِمِ فَصَاحِبُهَا طَاغُوت‏»

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج8، ص295.

هرچه هم بیاید ما نمی توانیم آن همه روایات نهی از منکر را کنار بگذاریم و آن دو تا را بگیریم. آن اصل را ثابت کرده است شما هیچ اصلی هم ثابت نکردید با یک ادعا بله ما اصل تقیه داریم که آن اصل خلاف مسلمات تشیع بود.

پس راجع به جناب زید ابن علی چون نمی تواند حرف بزند به جای دیگر موکول می کند، کجا موکولش کردید؟ جواب بدهید. زید ابن علی اصل این که روایت قیام است این همه مدح دارد ممدوح بودن زید ابن علی جزء مسلمات تشیع است. شما که می گفتید بله زید ابن علی یک کاری کرده که دیگر تا الان هم خونریزی ها ادامه دارد پس گناهش باید گردن او باشد.

جلسه قبل گفت اگر امام قیام زید را تأیید کرده باشند زیدیه ای که تا الان هستند همه در امتداد او هستند گناه خونریزی شان گردن امام است. امام نه گردن خود زید این همه آدم از صدر اسلام تا حالا کشته شدند طبق نظر زیدیه، طبق ادعای شما گناه همه شان گردن زید است زید می تواند ممدوح باشد؟ اگر زید با این همه گناه و خونی که به گردنش است ممدوح باشد پس مشکل ندارد جمهوری اسلامی بزند بکشد.

تمام آقایانی که ضد جمهوری اسلامی و بحث حکومت صحبت می کنند سر مسئله جناب زید می رسند به هیچ وجه نمی توانند دقیق آن را بررسی کنند هر کجا و هر جور جلو بروند تناقض پیدا می کنند. این راجع به قیام جناب زید که کلاً مسکوت گذاشت.

راجع به شهدای فَخ می گوید بله ائمه بعد از شهادت آن ها را مدح کردند ولی این تأیید کار آن ها نیست چرا؟ چون ائمه یک عادتی داشتند وقتی یک کاری انجام می شد کشته شدند دل تان نسوزد نمی خواهیم بد بگوییم کلیپ بعدی را ببینیم

مجری:

خیلی ادعای عجیب و غریبی است ببینیم در این کلیپ چه گفته است.

کلیپ شبهه ای سوم - اقای محمد تقی اکبر نژاد:

بنابراین جا ندارد که از این بیان ها به این برسیم که آن ها مورد تأیید بودند یا مثلا فرض کنید در مورد شهدای فَخ و قیامی که انجام می دهند همین طور است. فرض کنید یک کسی بخواهید تأیید در بیاورد از این که این ها وقتی کشته شدند به مدینه آوردند امام کاظم (علیه السلام) از این ها تعریف کردند و فرمودند خدا این ها را بیامرزد این ها آدم های بودند که شب ها عبادت می کردند و روزها روزه می گرفتند آدم های خوبی بودند و بعد امام هزینه خانواده های این ها را به عهده گرفت. بعد بگوید معنایش این است امام قیام این ها را تأیید کرده است در حالی که این طوری نیست اولاً به همین کلیتی که گفتم این ها قیام بی وزنی انجام دادند که خیلی زود شکست خورد و همان وقت قیام کردند پیش امام کاظم آمدند گفتند بیا با ما بیعت کن امام گفت به من فشار نیاورید یک حرفی می زنم که به ضرر شما تمام می شود. یعنی برخوردی می کنم که شما کلاً از مشروعیت ساقط می کنم.

بعد امام آن جا به او می گوید، می گوید شما اشتباه کردید فکر می کنید مردم دور و برتان هستند مردم خیلی زود دور و برت را خالی خواهند کرد. کجا امام این را تأیید کرده است؟ از این ها هیچ تأییدی در نمی آید فقط سبک اهل بیت کلاً این است در زید هم معتقد هستم این اتفاق افتاده است در مورد حتی مختار هم یک مقداری این اتفاق افتاده است به جهت بعضی کارهای خوبی که انجام داده است. در مورد شهدای فَخ هم همین طوری است.

مجری:

این ادعای خیلی عجیب و غریبی است امام را چه حساب کرده که این طور دارد به امام تهمت می زند، خیلی مقام امام را سبک می شمارد!

استاد ابوالقاسمی:

این که می گوید امام بعد از ماجرا نمی آید خیلی چیز بگوید یک سوال خیلی ساده از شما می پرسیم راجع به قیام جناب زید و راجع به شهدای فَخ، اکثر روایات از ائمه قبل یا ائمه بعد است؟ چه می خواهند بگویند؟ راجع به حضرت معصومه (سلام الله علیها) روایت داریم امام کاظم فرمودند پاره تن من در قم دفن خواهد شد. بگوییم نه این را امام کاظم بعد گفته از باب دلسوزی گفته، آقا این را قبلش آمده صحبت کرده است.

 راجع به شهدای فَخ از رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) روایت است. از امام صادق (علیه السلام) روایت است. از خود امام کاظم (علیه السلام) روایت است به شما چطوری بگوییم؟ این مدل استدلال شما در مقابل روایات شهدای فَخ خنده آور است. به عنوان مثال از امام صادق در مقاتل الطابیین (اهل سنت) است از پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) نقل می کند می گوید:

«إنتهى رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله إلی موضع فخ»

حضرت به محل فَخ رسیدند ابو الفرج از زید ابن علی نقل می کند که قبل از شهدای فخ است، بعد نبود که بگوییم جعل کرده است. زید ابن علی قبل از شهدای فخ شهید شده است فرمودند:

«يقتل هاهنا رجل من أهل بيتي في عصابة من المؤمنين يَنزل لهم بأكفان و حنوط من الجنة تسبق أرواحهم أجسادهم إلى الجنة»

مقاتل الطالبيين؛ نويسنده: أبي الفرج الأصفهاني (وفات: 356)، تحقيق: تقديم وإشراف: كاظم المظفر، ناشر: منشورات المكتبة الحيدرية ومطبعتها - النجف الأشرف: 1385 - 1965 م، ص289

چه مدحی پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) کردند.

 در بحار از امام صادق (سلام الله علیه):

«يُقْتَلُ هَاهُنَا رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ بَيْتِي فِي عِصَابَةٍ تَسْبِقُ أَرْوَاحُهُمْ أَجْسَادَهُمْ إِلَى الْجَنَّة»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج48، ص170

از امام صادق هم همین متن نقل شده است.

 باز ابن زُهره در غایة الإختصار نقل کرده است

«يقتل هاهنا رجال صالحون من أهل بيتي، تسبق أرواحهم أجسادهم إلى الجنة»

باز از مقاتل الطابیین است می گوید ما از امام کاظم (علیه السلام) سوال کردیم:

«شاورنا موسى بن جعفر فأمرنا بالخروج»

مقاتل الطالبيين؛ نويسنده: أبي الفرج الأصفهاني (وفات: 356)، تحقيق: تقديم وإشراف: كاظم المظفر، ناشر: منشورات المكتبة الحيدرية ومطبعتها - النجف الأشرف: 1385 - 1965 م، ص304

اما «أمَرَنا بالخروج» باید بیاید داد بزند؟ یا وقتی سوال کردند بگوید اصلاً موافق نبودم می زنند حضرت را هم می کشند تقیه برای همین جا است. این همه روایت مدح قبلش برای شان داریم شهید شدند اهل بیت هم این همه به خانواده هایشان کمک کردند. خودش هم گفت مشورت گرفتیم بعد از امام کاظم سوال می پرسند شما به او گفتید؟ نه من نگفتم آن هم چه زمانی؟ زمان هارون، امام کاظم می گویند من مشورت دادم گفتم بروید!

بله این مقدار که شما شهید خواهید شد این پیش گویی است حکم شرعی نیست پیغمبر هم به سید الشهداء گفت تو شهید خواهی شد، نه آقا کار امام حسین حرام بود دیگر! پیغمبر وزن امام حسین را خیلی ضعیف دید نعوذ بالله گفت حسین تو کشته می شوی نروی، امام حسین گوش نداد رفت این که شما شهید می شوید دلیل بر این که وزنت کم باشد نیست. آقای اکبر نژاد شما مبانی کلامی شیعه را نمی دانید چه است؟ با مبانی کلامی شیعه خیلی بیگانه هستید.

 راجع به همین بعداً صحبت خواهیم کرد که ایشان راجع به تخصص و متخصص صحبت های کرده است ان شاء الله اگر برسیم راجع به آن صحبت خواهیم کرد.

 در کلیپ بعدی دقیقاً توضیح این را دهد اهل بیت قبل از انجام کار مثل کوزه گر مدام به شاگردش می گفت نشکنی یک بار کوزه شکست، گفت کاری بود که شد، شاگرد گفت قبلش می گفتی نشکن یک بار شکست تمام شد، شکست تمام شد بعضی چیزها تمام شد بعضی چیزها تمام نمی شود این سنت برای بعدی ها می شود. کوزه شکستن اگر برایش سنت و عادی بشود چه می شود؟ یک بار از دست شاگرد افتاد شکست و یکبار با یک چوب زده کوزه را شکانده اگر این جا این شاگرد را کتک نزند دومی، سومی و دهمی را هم می شکند.

اگر یک نفر با شمشیر قیام کرد شما خانواده اش را مدح کنید چون مردی آدم خیلی خوبی بودید خدا رحمت تان کند بعدی هم می آید همین کار را می کند. پس این چه قیاسی است؟ کلیپ را ببینیم

کلیپ شبهه ای چهارم - اقای محمد تقی اکبر نژاد:

اهل بیت روش شان این است وقتی کاری انجام نشده و اشتباه است به شدت جلویش می ایستادند می گویند نباید این کار انجام بشود. اما وقتی آن کار انجام شد بیشتر به حسن فاعلی طرف عنایت دارند این یک مطلب و رویه شان است. الان یک اشتباهی کرد من می خواستم اشتباه نکند شد یک وقت یقیه همدیگر را می کنیم یک وقت می گوییم درست است اشتباه کرد ولی نیتش خیر بود.

مثلاً در مورد زید بعضی روایات این طوری است می گوید زید اگر موفق می شد برای خودش نبود مثلاً می خواست به ما بدهد. در مورد شهدای فخ همین طوری است این ها آدم های خیلی خوبی بودند در قیام اشتباه کردند، ولی آدم های خوبی بودند نیت شان خیر بود دنبال دنیا نبودند اهل بیت سبک شان این نیست بعد از شهادت این ها را تخریب کنند. بالاخره امام نقش پدر را دارد بچه وقتی اشتباهی نکرد شما مدام می خواهید جلویش را بگیرید اما وقتی اشتباه کرد مدام شماتتش نمی کنید امام مثل پدر امت است این ها آدم های خوبی بودند اشتباه کردند نباید قیام می کردند، حالا قیام کردند و کشته شدند. اصلاً شأن امام نیست که به سرشان بزند و شماتت شان کند آن هم در یک فضایی که خیلی ها از این شماتت ها خوش شان می آید.

امام در این فضا مثل پدر عمل می کند خوبی هایش را ذکر می کند و می گوید نیت شان خیر بود من در حدی که در توانم است هزینه خانواده هایشان را می دهم که زن ها و بچه ها بی سامان نمانند. یعنی این روش هم در مورد جناب زید وجود دارد که ائمه، بعدش تخریب نمی کنند. مثلاً‌ در مورد اسامه، اسامه حضرت امیر را کمک نکرد گفت قسم خوردم مسلمان نکشم و رفت.

چند روایت داریم اهل بیت می فرمایند بد اسامه را نگویید چرا؟ ظاهراً برای این بود که در این قضیه بد فهمی داشت با این که خیلی کار بدی کرده است امام حی و حاضر خودش را کمک نکرده، ولی باز هم می گویند بدش را نگویید یعنی اهل بیت یک سیره اخلاقی دارند طبق روایتی امام باقر می فرماید مختار اموال ما را گرفت قاتلین جد ما را تنبیه کرد و امثال این ها، از آن تأیید در می آورند به خاطر این که متوجه سیره اهل بیت نیستند. اهل بیت خاصیت شان این است یک کسی فی الجمله نیت خیری داشته باشند دو تا کار خوب هم انجام بدهند می گویند و به زبان می آورند به معنای این نیست که بگویند مختار باید قبل از قیامش از من اجازه می گرفت من اجازه می دادم. روایات قبل از قیام همه اش می گویند این کار را نکن ولی بعد که اتفاق می افتد به نیتش نگاه می کنند می گویند این نیتش خیر بود، این آدم دانشمند و فهمیده بود. این قصد دعوت به خودش را نداشت. این به رضای ما دعوت می کرد.

در مورد شهدای فخ هم همین طوری است توجه کنید سیره اخلاقی اهل بیت را وقتی نمی بینیم در خیلی جاها دچار سو تفاهم می شویم.

مجری:

آقای دکتر اگر قرار باشد با این شیوه ای که ایشان دارد بحث می کند جلو برویم هیچ مدحی را نمی توانیم اعتماد کنیم همه اش می گوییم شاید اهل بیت این کار را کردند یا نکردند این مبنایی که دارد می گذارد خیلی عجیب است.

استاد ابوالقاسمی:

این آقا یک سری مبانی توهمی برای خودش درست کرده است. سوال نیت خوب علاوه توهمی، گفت اسامه توهم داشت باید بعدش مدحش را کنید. روایت امالی شیخ صدوق امام سجاد (علیه السلام) فرمودند همان روایت مشهور که «رحم الله العباس»

«ثُمَّ قَالَ وَ لَا يَوْمَ كَيَوْمِ الْحُسَيْنِ علیه السلام ازْدَلَفَ عَلَيْهِ ثَلَاثُونَ أَلْفَ رَجُلٍ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ مِنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ كُلٌّ يَتَقَرَّبُ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ بِدَمِهِ»

الأمالي (للصدوق)؛ ابن بابويه، محمد بن على، محقق/ مصحح: ندارد. ناشر: كتابچى، ص462

سی هزار نفر با قصد قربت آمدند امام حسین را بکشند تمام شد نیت شان بد نبود مثل خوارج که قصدشان بد نبوده فهم شان اشتباه بود اما قصدشان بد نبود. این ها هم قصدشان بد نبود امام باید پدری کند؟ چرا امام سجاد این قدر بد شامی ها و اهل کوفه را گفته است؟ پدری کنید آقای اکبر نژاد از شما بهتر می فهمد باید برای این ها پدری کرد. آقا این قاعده های عجیب چه است از خودت درست می کنی؟ اسامه توبه کرد لذا می گویند بدش را نگویید. نه این که چون کج فهمی کرد بدش را نگویید، اگر به فامیلی یا کج فهمی بود خیلی های دیگر فامیل های کج فهم بودند چرا بد آن ها را نباید گفت؟ بد آن ها را می شود گفت دقت کنید ایشان سعی کرد برای هر چیزی یک مغالطه ظاهراً شکیل و زیبایی درست کند فقط تعداد مغالطاتش زیاد است.

ایشان تعداد مغالطاتی که درست کرد زیاد است وگرنه از جهت علمی صِفر، من قسمت به قسمت دارم جلو می روم هر چه می گوید خلاف تشیع، خلاف مبانی مسلم تاریخی و خلاف روایات است. چقدر این آقا را نقد کنم؟

مجری:

بخصوص این که آن جا کلی مقدمات خودش را با همان مغالطه ها با خیال خودش فرش کرد

استاد ابوالقاسمی:

سوال: به قول خودت این مدح امام اثر سوء برای آیندگان دارد یا ندارد؟ شما که می گویید امام باید سیاست داشته باشد سیاستش هم باید مدل فهم شما باشد امام سجاد نفهمید این جا نباید مدح کند بعداً یک نفری مثل مرحوم امام خمینی برداشت اشتباه می کند و قیام می کند. زیدیه هم می آیند به تبع زید مدح شده است امام جعفر صادق او را مدح کرده قیام می کنند پس همه اش به گردن امام صادق (علیه السلام) می افتد.

این مدل استدلال ها، استدلال های بسیار ضعیف،‌ پوچ و توجیهات خنده آور است برای این که نیاید بگوید ائمه مدح کردند قبل کار مدح کردند بعد کار هم مدح کردند و این حجت است مطابق اصل قیام سید الشهداء است. مطابق اصلی است که خود ائمه (علیهم السلام) دنبال قیام بودند لذا مجبور است توجیه کند.

مجری:

خدمت بینندگان عزیز عرض کنم که تلفن های برنامه باز است می توانید تماس بگیرید اگر با صحبت های جناب اقای ابو القاسمی موافق هستید مخالف هستید هر نظری که دارید تماس بگیرید و مسئله را به آقای دکتر مطرح کنید، جناب اقای ابو القاسمی آمادگی کامل را دارند که پاسخگوی مباحث شما باشد.

(میان برنامه)

مجری:

سلام بر حجت ابن الحسن العسکری، السلام علیک یا مولای یا صاحب العصر والزمان. بینندگان عزیز همچنان در خدمت جناب آقای دکتر ابوالقاسمی با نقد صحبت های آقای اکبر نژاد هستیم که مباحثی را در نقد حکومت اسلامی ارائه کردند خیلی از مباحث را جناب آقای دکتر ارائه فرمودند در هفته های گذشته ریز، ریز جلو رفتیم دیدیم برخی از بحث ها چقدر بی اساس و برخی اصلاً ریشه ندارد. جناب آقای دکتر در خدمت شما هستیم با بحث دیگری از این مباحث.

استاد ابوالقاسمی:

نکته دیگری که ایشان مطرح کرده ادعا می کند از اصحاب امام صادق (علیه السلام) هیچ کسی در رکاب زید نرفت و جهاد در رکاب او نکردند. کلیپ بعدی را ببینیم

مجری:

این کلیپ می خواهد اشاره کند طبق ادعای ایشان کسی از یاران اهل بیت به همراه زید رفت یا نه؟

کلیپ شبهه ای پنجم - اقای محمد تقی اکبر نژاد:

نگاه کنید از اصحاب امام صادق هیچ کس با زید همراهی نمی کند این نکته ای است اگر امام تأیید کرده بود باید ببینیم اصحاب امام سمت او رفتند و این ها اگر می رفتند احتمالاً لشکر پر قدرت تری شکل می گرفت. یک نفر نقل شد که به سمت او رفت بعداً توبه کرد.

مجری:

جناب آقای دکتر برای مان روشن بفرمایید آیا از اصحاب حضرت امام صادق (علیه السلام) بخصوص کسانی بودند که همراهی جناب زید شهید رفتند؟

استاد ابوالقاسمی:

گفت یک نفر رفت آن یک نفر هم بعدش توبه کرده. اولاً امام صادق (علیه السلام) می فرماید اگر یار واقعی داشتم قیام می کردم، اگر یار واقعی داشتند همان ها به کمک زید می رفتند. اما در امالی شیخ صدوق و عیون اخبار الرضا در هر دو مرحوم شیخ صدوق این روایت را مطرح کرده یعنی به آن توجه هم داشته است. راوی آقای فضیل ابن یسار است می گوید روزی که زید ابن علی به شهادت رسید به کمکش رفتم و آن جا بودم و به او کمک کردم. وقتی به شهادت رسید سریع یک راحله ای گرفتم به سرعت به سمت مدینه آمدم چون آن جا نمی شد ماند. پیش امام صادق (علیه السلام) رفتم عرض کردم که:

«لَا أَخْبَرْتُهُ بِقَتْلِ زَيْدِ بْنِ عَلِيٍّ فَيَجْزَعَ عَلَيْه‏»

خبر بدهم حضرت ناراحت می شوند تا رفتم خود حضرت فرمودند عمویم چه کار کرد؟ من گریه کردم بغض گلویم را گرفت فرمودند او را کشتند؟ عرض کردم بله. فرمودند او را به دار کشیدند؟ عرض کردم بله شروع به گریه کردند اشک شان روی گونه هایشان می ریخت بعد فرمودند:

«يَا فُضَيْلُ شَهِدْتَ مَعَ عَمِّي قِتَالَ أَهْلِ الشَّامِ»

به کمک زید رفتی یا نه؟

 «قُلْتُ نَعَمْ»

 گفتم بله

«قَالَ فَكَمْ قَتَلْتَ مِنْهُمْ قُلْتُ سِتَّةً»

فرمود چند تا کشتی؟ گفتم شش تا را.

 شش نفر را به دفاع از زید ابن علی کشتم فرمودند:

«قَالَ فَلَعَلَّكَ شَاكٌّ فِي دِمَائِهِمْ»

نکند در دلت شک باشد این هایی را که کشتم اشتباه بود

«قَالَ فَقُلْتُ لَوْ كُنْتُ شَاكّاً مَا قَتَلْتُهُمْ»

اگر شک داشتم نمی کشتم شان.

 حضرت می خواهند خوب اقرار بگیرند.

«قَالَ فَسَمِعْتُهُ وَ هُوَ يَقُولُ أَشْرَكَنِي اللَّهُ فِي تِلْكَ الدِّمَاءِ»

خدا من را در این خون ها شریک قرار دهد

«مَضَى وَ اللَّهِ عَمِّي وَ أَصْحَابُهُ شُهَدَاءُ»

عمویم زید و اصحابش والله شهید شدند.

الأمالي (للصدوق)؛ ابن بابويه، محمد بن على، محقق/ مصحح: ندارد. ناشر: كتابچى، ص349

سوال امام صادق (علیه السلام) مدح کردند، می گوید نه این توبه کرد، شخص اشتباه کرده بود رفت توبه کرد! من نمی دانم نسبت به این آقا و ادعاهایش چه بگویم؟ وقتی که بخواهید حق را پنهان کنید مجبور هستید از این حرف ها بزنید. هیچ کس نبود یک نفر بود آن یک نفر هم توبه کرده، امام صادق طبق روایت فرمودند خودم می خواستم بروم اگر می توانستم می رفتم. فقط مقام امامت است نباید برود همان که امام سجاد در کربلاء نباید می رفت.

مجری:

بحث هایش را شما مفصل اشاره داشتید در یک سری بحث های راه روشن که در آرشیو هم است.

استاد ابوالقاسمی:

این راجع به این کلیپ، مطالبی دیگری بود بعضی هایش را هفته قبل پخش کردیم کلیپ های دیگری است که متفرقه است خیلی نیازی به ارائه آن ها نیست.

 اما سراغ قسمت یازدهم برویم در قسمت یازدهم ایشان به نقد مدرنیته می خواهد بپردازد دیگر بحث های روایی و تاریخی نیست یک سری بحث های است سعی کرده این بحث ها را به صورت عقلی مطرح کند.

همان طوری که در مسائل دینی تناقضات فراوان داشت چه در کلامش، چه در تاریخش، چه در فقهش، چه در فهمش از آیات و روایات در همه هم که الحمد لله ایشان اظهار نظر کرده در کلام، فقه و تاریخ اظهار نظر کرده است. ایشان در این قسمت سعی کرد مقداری عقلی صحبت کند ولی پر از تناقض ما بعضی از این تناقضات و مغالطات را خدمت تان اشاره خواهیم کرد.

گفتیم تا حالا راجع به کلام، تاریخ و فقه هم صحبت کرده است در کلیپ بعدی ببینیم راجع به فلسفه بخصوص فلسفه غرب اظهار نظرهای خیلی جدی می کند.

مجری:

در بحث نقد و بررسی مباحث این یک شیوه است، یعنی شما اگر یکی دو تا از کلام ها را به عنوان مثال نقض و رد کنید کافی است در این که بگوییم در چه جایگاهی از علم است. در مباحث روایی خیلی ضعیف بود عقلی و فلسفی شما می گویید نظر می دهد هر کدام از این ها را بررسی کنیم بعد می توانیم ببینیم

استاد ابوالقاسمی:

من قصد دیگری دارم.

کلیپ شبهه ای ششم - اقای محمد تقی اکبر نژاد:

یک نکته ای را می خواهم بگویم که شاید برای بعضی ها قبول این مطلب سنگین باشد من به این نتیجه رسیدم که اساساً فلاسفه غرب یعنی فلاسفه عصر مدرن نه قبل از مدرنیته، فلاسفه عصر مدرن نه تنها در واقع جهت دهنده عصر مدرن نبودند بلکه معلول تکنولوژی بودند.

استاد ابوالقاسمی:

نظریه های فلسفی داریم خیلی ها از فلاسفه شاید مخالف باشند ولی ما نظریه مان را می دهیم در کلیپ بعدی راجع به اقتصاد هم اظهار نظر اقتصادی می کند.

مجری:

در کلیپ قبلی در مورد فلسفه دیدم اظهار نظر کرده بود، ببینیم در بحث اقتصاد ایشان چه نظری دارند؟

کلیپ شبهه ای هفتم - اقای محمد تقی اکبر نژاد:

البته ممکن است اشکال بشود این فاصله طبقاتی ایجاد می کند حتماً همین طوری است درست است فاصله طبقاتی ایجاد می کند ولی آن ربطی به من ندارد من همه را آزاد گذاشته بودم چون اگر بخواهم در بازار دست ببرم من قیمت تعیین کنم بازار به هم می ریزد بازار به هم بریزد باعث می شود که ساز و کار و این موتور و ماشین اقتصاد خوب عمل نمی کند. خوب عمل نکند فقر ایجاد می کند مثال شوروی را نگاه کنید می گویند شوروی در همه این بازارها دست برد کل ملت فقیر شد. ولی وقتی ما دست نبریم کل ملت به نحوی ثروتمندتر و مرفه تر هستند اگر در داخل فاصله ها وجود دارد. بعدش هم می گویند راهش نیست دولت مداخله مستقیم کند آن کشورهای مدرنی هم که خواستند فاصله های طبقاتی را کم کنند از طریق مالیات این کار را کردند مداخله مستقیم نکردند.

نیامده در بازار مستقیم دست ببرد مثلاً می گویم به صورت پلکانی بسته به ثروتی که افراد به دست می آورند سودهای که می کنند مالیات ها را افزایش می دهد مالیات بیشتر را از ثروتمندها می گیرد و آن را مثلاً تزریق می کند در قالب خدمات یا چیزهای دیگری به طبقه ای که محروم تر ماندند. حالا کاری ندارم بحثم یک چیز دیگر است این فقط یک مقدمه بود. یک چیزی که در درک اقتصاد دنیای مدرن مهم است و تأثیر می گذارد در فهم ما از این که آیا امکان ولایت به مفهوم دینی امکان تمدن اسلامی در عصر مدرن،‌ در جهان مدرن، در این حرکت تاریخی مدرن وجود دارد یا ندارد یک سری مطالبی که خیلی مهم است من احساس می کنم دوباره ما در این اساس خیلی سطحی نگاه می کنیم.

مثلاً همین که می گوییم بانکداری اسلامی درست کنیم این بانک ها را جمع بکنید. سیستم اقتصادی خلق پول را جمعش کنید یعنی خیلی سطحی داریم به مسائل نگاه می کنیم. یا مثلاً‌ از اول انقلاب اسلامی خودکفایی در حوزه اقتصاد مطرح کردیم یعنی استقلال اقتصادی را به معنای خودکفایی در تولید همه مایحتاج گرفتیم. یعنی در یک کشور کم آب هنداونه مان را باید خودمان تولید کنیم گندم مان را خودمان تولید کنیم برنج مان را هم خودمان باید تولید کنیم و در صنعت همه صنایعی که به آن نیاز داریم در داخل باید تولید بشود خودرو باید خودمان تولید کنیم ماشین های صنعتی مان را خودمان تولید کنیم. یعنی یک تصوری از اول انقلاب ایجاد شد که استقلال اقتصادی یعنی این؛ یعنی هر چه که داخل نیاز داریم خودمان باید تولیدش کنیم.

کسی که این نظریه را مطرح می کند این نشانه این است که این هیچ درکی از ماهیت اقتصاد در دنیای مدرن ندارد هیچ درکی ندارد. اصلا استقلال اقتصادی در دنیای مدرن اصلاً معنایش این نیست.

استاد ابوالقاسمی:

به مضمونش کار ندارم فقط می خواهم بگویم ایشان اقتصاد می گوید، فلسفه می گوید، تاریخ می گوید، کلام می گوید، فقه و اصول می گوید‌، رجال یک مقداری می گوید. اما کلیپ بعدی را ببینیم ایشان می گوید ولی فقیه حق ندارد در همه چیزها اظهار نظر کند بحث ها تخصصی است.

مجری:

در حالی که خودش در همه مورد اظهار نظر می کند.

استاد ابو القاسمی:

بله، اولاً جوری صحبت می کند اول اتهامی است، ثانیاً ببینیم خودش راجع به این چه دارد می گوید.

کلیپ شبهه ای هشتم - اقای محمد تقی اکبر نژاد:

برای انسان مدرن و جهان مدرن اصلا درک ولایت مطلقه ممکن نیست این نمی تواند با این ارتباط ایجاد کند. جهان مدرن این طوری است دقت کنید منهای بحث های ایدئولوژیک، منهای بحث های جهان بینی، منهای آن اهداف اصلاً‌ دنیای مدرن به قدری پیچیده شده است که این دنیا پر از تخصص ها است یعنی در دنیا سیاست مثل پانصد یا سیصد سال قبل نیست که معادلات سیاسی خیلی محدود بودند قوانین بسیار محدود بودند ارتباط بین کشورها بسیار محدود بودند. الان این طوری نیست. در دنیا مدرن وسعت ارتباط کشورها بسیار زیاد شده است یک کشور در آن واحد با دویست کشور دیگر دارد همکاری می کند. کار می کند، سفیر می فرستد، سفیر قبول می کند در مجامع بین المللی و منطقه ای دارد فعالیت می کند. در بحث های داخلی صنایع مختلف شکل گرفتند که دولت باید برای همه این ها تصمیم بگیرد.

در این روابط پیچیده شما نیازمند تخصص های بسیار زیاد هستید، اصلاً‌ در این فضا معنا ندارد بگویید ما یک نفر آن بالا قرار می دهیم که حرف او فصل الخطاب است. تمام شد او در مورد همه این مسائل نظر می دهد می گوید نه این طوری نیست که او بتواند در همه این ها نظر بدهد و ما هم بپذیریم. نه اقتضای دنیای مدرن این است که رئیس جمهور وقتی می خواهد حرف بزند با افراد زیادی صحبت کند آن افراد به او نظر بدهند و نهایتاً وقتی نظر می دهد نظرش درست است که در مقام اجرا،‌ اجرایی می شود. ولی فصل الخطاب به این معنا نیست که دیگران دیگر حرف نزنند همه متخصصین دیگری که مخالف این نظر او بودند او را به نقد و سلابه می کشند. در این رفت و آمدها اگر اشتباه و بحثی وجود داشته باشد به مرور زمان معلوم بشود. اما وقتی نگاه ولایی می کند در آن نگاهی که مثلاً فرض کنید در ولایت فقیه وجود دارد می گویید اظهار نظر رهبری شد دیگر این قضیه را تمام کنید ما دنبال حجت شرعی بودیم.

در حالی که این بحث ها، بحث های پیچیده ای است متخصصین که دیدگاه مخالفی دارند باورشان این است شما اشتباه رفتید. اگر فردا، ده سال بعد، بیست سال بعد و پنجاه سال بعد کشور را فلج کردیم چه؟ یعنی فضای مدرن ذاتش طوری است که اجازه نمی دهد یک نفر در همه مسائل اظهار نظر کند و به جهت پیچیدگی بحث های که وجود دارد اصلاً درست نیست که یک نفر یک حرفی بزند. مثلا فرض کنید در حوزه اقتصاد حرف بزند. در حوزه سیاست حرف بزند. در حوزه جامعه شناسی، در حوزه روان شناسی، در حوزه تربیت، در حوزه ارتباط با خدا اظهار نظر کند و اظهار نظر او، اظهار رسمی بشود و بقیه متخصصین خودشان را باید با او تطبیق بدهند.

مجری:

جناب آقای ابوالقاسمی این جا نمی توانم نه بگویم، ایشان نه با سیره امام آشنا بود نه با سیره مقام معظم رهبری آشنا است. سیره این ها در تاریخی که ما داریم می بینیم همواره بر مشاوره بود و کارها را به اهل شان سپردند اگر نظری دادند آن گونه نیست که ایشان دارد ادعا می کند.

استاد ابوالقاسمی:

من جور دیگر می گویم ایشان فکر کرد مردم بچه هستند این حرف ها را نمی فهمند. یعنی می خواهد بگوید مقام معظم رهبری حرف که می خواهد بزند اولاً مشورت از هیچ کس نمی گیرد اقتصاد می خواهد بگوید مشاور اقتصادی ندارد. اجتماعی می خواهد صحبت کند مشاور اجتماعی ندارد. سیاسی می خواهد بگوید مشاور سیاسی ندارد. نظامی می خواهد بگوید مشاور نظامی ندارد. دینی می خواهد بگوید کسی کمکش نمی کند.

آقا این که جز ابتدائیات است شما اگر مشاور ندارید در هر چه رسیدید همه چیز دان شدید. جامعه شناسی صحبت کردی، اخلاق صحبت کردی، تاریخ صحبت کردی، فقه صحبت کردی خلاصه در مورد همه چیز صحبت کردید شما مشاور داشتید؟ چند تا مشاور متخصص بین المللی داشتید که بیایند به شما بگویند وضعیت اقتصاد بین المللی چه است نظرت درست یا غلط است که به عنوان یک نظر در برنامه مطرح می کنید.

شما به چه مجوزی به خودت حق می دهید در مورد مسئله اقتصادی بین المللی اظهار نظر کنی چند تا مشاور داشتید؟ می گوید من خودم فهمیدم خودت فهمیدی، آن وقت رهبری با هزار تا مشاور یک چیزی بگوید، می گوید نباید او اظهار نظری کند. پس دارد القاء می کند رهبری اصلاً مشورت نمی گیرد در همه چیز هم بدون مشاور اظهار نظر می کند.

نکته دوم: گفت رئیس جمهور باید مشورت بگیرد آخرش باید یک نظری بگوید یا نباید بگوید؟ اصلاً‌ ایران نه،‌ در کشورهای غربی یک رئیس جمهوری مشورت گرفت آیا باید حرفش فصل الخطاب باشد یا نباید باشد؟ فصل الخطاب یعنی چه؟ یعنی همه باید به حرف او گوش بدهند اما تأیید عملی هم باید بکنند؟ نه، فصل الخطاب بودن حرف ولی فقیه یعنی چه؟ همه باید گوش بدهند، آیا آن وقت باید قبول کنند؟ نه.

می تواند یک متخصص بگوید من قبول ندارم تازه این در حکم حکومتیش است در فتوا اصلاً این نیست، بارها گفتند اگر فتوا باشد هر کس به مرجعش باید مراجعه کند. اگر کسی مجتهد است فتوای رهبری برای او نافذ نیست. فقط جایی که حکم حکومتی بکند بر همه لازم است از باب فصل الخطاب اطاعت کنند اما حق نقد علمی دارند این جز مسلمات نظریه ولایت فقیه است. پس چرا می گویید رئیس جمهور باید مشورت بگیرد اما در مقام اجرا می شود اجرایی بشود این به آن معنا نیست که دیگران نظر ندهند. مگر رهبری یک چیزی می گوید دیگران نباید نظر بدهند؟ می دهند این همه دادند خود شما هم دارید می دهید.

پس ببینید ایشان چه کار کرد؟ اولاً این آقای روحانی که همه چیز دان است و همه چیز را هم غلط دارد می گوید یعنی در هر چیز دست گذاشت غلط داشت. این آقای همه چیز دان،‌ همه چیز غلط گو، به دروغ هم می گوید رهبری القا می کند که رهبری (ولایت فقیه) یعنی من یک چیزی می گویم هیچ کس هم حرف زدن ندارد. ولایت فقیه اینی که شما دارید می گویید ما هم این را قبول نداریم اگر این باشد.

مجری:

خودش دارد همین حرف ها را نقد می کند

استاد ابوالقاسمی:

این آقا مشخص است متعمداً دارد مغالطه می کند برای این که روشن تر بشود مشخص شد در همه چیز اظهار نظر کرد. راجع به مدرنیته می گوید ما باید از عقیده و مقدسات خودمان در مقابل مدرنیته دفاع کنیم کلیپ بعدی را ببینیم

کلیپ شبهه ای نهم - اقای محمد تقی اکبر نژاد:

انسان مدرن چیزی را مقدس و غیر قابل نقد نمی داند دلیلش هم این است که پذیرش یک امر مقدس محدودیت درست می کند. شما وقتی می گویید خدا مقدس است مقدس به چه می گویید؟ کسی که منزه است کسی که پیراسته از خطا است کسی که باید در برابر او کرنش کرد. کسی که نباید خیلی وارد حریم او شد. این ها محدودیت آفرین است مفاهیم مقدس چون محدودیت آفرین است در تضاد با بقیه اصول انسان مدرن است برای همین هم است شما می شنوید علیه خدا هم می شود تظاهرات کرد، چرا؟ چون می گوید این برای من مقدس نیست تو نگاهت به قرآن مقدس است می گویی چرا باید آتش زده بشود؟ او می گوید برای پیامبر کاریکاتور کشیدند که کشیدند یعنی چه مقدس است؟

او هم یک انسان بود، تو او را مافوق بشری تصور می کنی و باعث می شوی که نسبت به او حریم نگاه داری از نظر انسان مدرن او هم یک انسانی مثل بقیه انسان ها است. گیرم ادعای پیغمبری داشت که داشت همین هم قابل نقد است و این یکی از بسترهای خطرناک برای فضای سنتی و تمدن دینی است. شما ببینید که دین در قبال این چه مفاهیمی را مقدس می داند؟ یعنی جایگاه خدا، جایگاه آخرت، جایگاه انبیاء، جایگاه اهل بیت در ذهن سنتی من و شما چقدر مقدس هستند ما باید حواس مان به این ها باشد نباید حریم این ها شکسته بشود و این چیزی است که مدرنیته هیچ وقت با این کنار نمی آید.

استاد ابوالقاسمی:

خدا، قرآن و معاد نزد ما مقدس است ما نباید بگذاریم حریم این ها شکسته بشود درست است حریم دارند نباید شکسته بشود حرف، حرف منطقی است. مدرنیته هر کار می خواهند انجام دهند ما نباید بگذاریم این طور بشود ما باید جلوی این ها را بگیریم. در کلیپ بعدی می گوید یکی از اشتباهات پاپ این بود فکر کرد چون همه دنبال مدرنیته هستند باید هَیْ کم و کم تر کنیم و رها کنیم.

کلیپ شبهه ای دهم - اقای محمد تقی اکبر نژاد:

حتی اگر من بخواهم مثلاً می گویم با نگاه مثبت به پاپ نگاه کنم که البته من هیچ یک از حرف هایش را قبول ندارم ولی مثلاً بخواهم از زاویه مثبت به او نگاه کنم شاید او در دنیای جدید نگاه می کند می بیند که انسان ها به این سمت رفتند دیگر قباحت همجنس گرایی، تغییر جنسیت، سقط جنین، کذا و کذا را از بین بردند.

من اگر آن مُر دین را بیان کنم این ها کلاً ارتباط شان را با دین و خدا قطع می کنند. پس من بیایم یک لطفی در حق این ها کنم یک قرائتی از خدا و دین ارائه بدهم که این ها هم بتوانند بین خودشان و خدا، بین خودشان و دین یک ارتباطی ایجاد کنند. یک نخ ریسمانی دست این ها بماند برای همین دین را پایین می آورد تا بتواند با این ها مفاهمه کند. دین بتواند با این ها ارتباط بگیرد. آن دینی که در مقام داوری بر می آید آن دینی که جهنم را قبول دارد و می خواهد قضاوت کند این دین این ها را از خودش می راند یعنی در نگاه او، او می خواهد با این کار این ها را سمت خودش بکشد. شما می بینید در حوزه خودمان بعضی افراد بودند بعضی افراد که رساله هم داشتند حرف شان این بود می گفتند اگر دنیای مدرن اگر همین بشری که هفت میلیارد انسان است تصریح خودش بود. می گفت اگر این ها فتاواهای من را ببینند همه شان مسلمان می شوند.

ببینید این آدم چطوری فتوا دارد می دهد به تصریح خودش این حرف من نیست چطوری دارد فتوا می دهد می گوید همه هفت میلیارد انسان با این فتواهای من مسلمان می شوند. ولی پیغمبر اسلام که خودش صاحب شریعت است نمی تواند همه را مسلمان کند. نگاه کنید یعنی ما به چه سَیری رسیدیم به چه نگاهی به دین رسیدیم؟ شما بروید فتاواهای این آقا را در حوزه های بحث های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی ببینید دقیقاً‌ همان چیزهایی که در غرب بود این ها را به نام دین ارائه کرده است. همان چیزهای که دنیای مدرن می پسندیده همان ها را گفت بعد می گوید همه با یک نگاه مسلمان می شوند لازم نیست مسلمان بشوند همین الان هستند. اصلاً تو از آن ها گرته برداری کردی این می آید مرجع تقلیدش را هم می سازد و آن انسان مدرن با این مرجع بهتر ارتباط ایجاد می کند مثلاً مرجعی که امروز بیاید بگوید حجاب واجب نیست. مثلاً می گویم مرجعی توجیهی برای معاملات ربوبی درست کند. مرجعی که روابط جنسی را تسهیل کند. مثلاً بگوید همین که شما زیر یک سقف می روید هم خانه می شوید این یک جور عقد است.

ببینید هر چه شما با عرفی که امروز پیدا شده است بیشتر همراهی کنید این انسان مدرن که هم دوست دارد متدین باشد و هم به اقتضایات مدرنیته تن داده است طبیعاً خوشش می آید یک مرجعی است که من می توانم او را حجت بین خودم و خدای خودم قرار بدهم. همین که زندگی مدرنم را داشته باشم بهرمندی حداکثریم را از دنیا داشته باشم. چه کسی بدش می آید از این که هم دنیا و هم آخرتش را داشته باشد به این معنا که گفتم!

استاد ابوالقاسمی:

اولاً گفت ما باید به جد از مقدسات مان دفاع کنیم حق نداریم حریمش شکسته بشود. دوم: این که ما عقب نشینی کنیم درست نیست، در واقع ما داریم تبدیل به آن ها می شویم آن ها دین دار نمی شوند. این که ما بخواهیم قدم به قدم عقب برویم فتاواهای که آن ها دوست دارند بدهیم نمی شود. سوال می پرسم الان یک آخوند، روحانی و معممی بگوید مردم را نهی از منکر نکنید چه کار به مردم دارید؟ ولایت فقیه هم نباشد، البته نه مردم آن های که مخالف دین هستند این دارد خودش را شبیه به این مدرنیته و مخالف های دین می کند یا آن کسانی که محکم می ایستند می گویند ما باید از دین مان مراقبت کنیم آن ها حریم مقدسات شان را نگه داشتند؟ برای این که روشن تر بشود ببینیم خودش چطور با بهانه های مختلف حجاب را می کوبد کلیپ بعدی را ببینیم که ایشان دارد مدام به سمت مدرنیته وا می دهد یا این که نه ایشان یک فقیهی است که دارد از دین دفاع می کند؟

کلیپ شبهه ای یازدهم - اقای محمد تقی اکبر نژاد:

مشخص است در این بستری که مدام دارد این را ترویج می کند و جامعه می پذیرد و عرض کردم هر چه جلوتر می رویم این قضیه تشدید دارد می شود این اصول دارد تقویت می شود با همین اصل به این معنایی که گفتم وگرنه اسلام و ادیان هم با آزادی فردی مخالف نیستند اما با یک حدودی، در یک ابعاد و اندازه ای اما انسان مدرن حدی برای این نمی گذارد می گوید فقط حدش این است که مشکل امنیتی و مشکل اخلال در آزادی دیگران ایجاد نکن هر جا می خواهد برود، برود.

نگاه انسان مدرن این است و شما باید این سوال را از خودتان در این جا کنید آیا در این فضا امکان تحقق تمدن دینی وجود دارد؟ دنیای مدرن (دقت کنید) کشور شما منفک از این دنیا نیست همین الان به وضوح آثار این تفکرات را در جامعه خودتان می بینید. این قبح زدایی ها این تأکید بر آزادی فردی به معنای مدرن کاملا هست.

نکته ای را حیف است نگویم یکی از چیزهایی که الان افرادی که دنبال اجبار نسبت به حجاب هستند متوجه نیستند همین است. خودم عمیقاً اعتقاد به حجاب دارم معتقد هستم حجاب جز فرائض دینی است نه واجبات. فرائض آن چیزهایی است که در قرآن خدا به وجوب یا حرمت آن ها تصریح کرده است. این ها جز فرائض است یعنی خدای متعال نه تنها اصل حجاب را در قرآن واجب کرده است حتی جزئیاتش را هم در قرآن گفته است. این نشانه اهمیت مسئله ای است که خدای متعال نه تنها کلیتش را می گوید بلکه جزئیاتش را هم می گوید. جزئیات که خدا برای حجاب گفت برای نماز در قرآن نگفته است. حتی تعداد رکعات نماز در قرآن نیست ولی جزئیات حجاب که روسری تان از کجا تا کجا باشد، وضعیت پوشش تان چطور باشد در قرآن آمده است این کافی است برای اثبات این که حجاب چقدر مهم است.

ولی مطلبی که است این درک ناقصی که ما از دنیای مدرن داریم ما اصلاً نمی فهمیم که با یک پدیده مدرنی روبرو هستیم ما فکر می کنیم در دنیای سنتی هستیم در این دنیای سنتی چهار نفر از روی هوس موهای شان را بیرون ریختند می خواهیم به او تذکر بدهیم. حواس مان نیست که این نسل، نسل مدرن است اصلاً این نسل باورش را از دست داده است اصلاً این را بد نمی داند با این نسل مواجه هستیم، برای همین امر به معروف برای او بی معنا است امر به معروف یعنی چه؟ به چیزی که به خوبی شناخته شده است و او ترک کرده است احساس بدی دارد می گوید من یک کار خوبی را ترک کردم بعد تو به او تذکر می دهی، امر می کنی. اصلاً حس او این نیست می گوید مگر چه اشکالی دارد؟ این جامعه مدرن شده است حواس مان نیست.

مدرنیته چیزی نیست که مرز بشناسد در ادامه بحث هایم توضیح خواهم داد اصلاً مدرنیته مرز نمی شناسد الان این گوشی ها دست خلق الله است دارند می بینند برای شان باور شده است نمی فهمد حجاب یعنی چه؟ این جاست وقتی فشار می آورید اثر معکوس می بینید نمونه هایش است یعنی ما در همین حد هم نمی توانیم دین را مستقر کنیم. یعنی در قضیه حجاب مستأصل شدیم چون حواس مان نیست که این انسان، انسان سنتی نیست این انسان، انسان مدرن است. انسان مدرن ماهیتاً با انسان غیر مدرن فرق می کند و تو با یک پدیده دیگری مواجه هستی که دیگر آن روش ها این جا جواب نمی دهد. شما دیگر با حکم ارتداد که در دین آمده است با این نمی توانید جلوی انسان مدرن بایستید. انسان مدرن اگر زیاد اصرار کنید خودت و موجودیت را از بین می برد اصلاً‌ برای او آزادی اندیشه جز بدیهیات است او این مطلب را نمی فهمد!

مجری:

استاد اگر فرض کنید ایشان زمان پیامبر بود با این طرز فکر به پیغمبر هم می گفت تو اشتباه می کنی بت نپرستید آن موقع آن بت را قبول کردند.

استاد ابوالقاسمی:

برایش بت شده نمی فهمند یعنی چه؟ اصلا فرض کنیم نمی فهمد در واقع شما می گویید چون می فهمد ما باید یک قدم عقب برویم نمی فهمد پس امر به معروف این جا دیگر معنا ندارد به نظر شما پس یک قدم عقب برو. برای مقدساتت چرا حریم نگه می دارید؟ آن که می گفتید برای مقدسات حریم نگه داریم چه بود؟ حریمش را نمی فهمد چه نگه دارم؟

این که می گویید پاپ اشتباه کرد همچنین حرف های زده است نمی فهمد؛ نمی فهمد می خواهید چه کارش کنید؟ پس پاپ کار درستی انجام داده است، گفتم در قسمت یازدهم ایشان آمد عقلی صحبت کند اما پر از تناقض است. تناقضش در این است شما می خواهید چه کار کنید؟ می خواهید حریم نگه دارید یا می گویید چون نمی فهمد حریم را رها کن! امر به معروف نکن اصلاً نمی فهمد معروف نیست برایش این معروف نمی داند تا بخواهی به آن امر کنی پس نکن. یک قدم یک قدم برو عقب این مقدس نمی داند پس یک قدم یک قدم برو عقب برای این که مشخص تر بشود چه می خواهید بگوید

مجری:

یعنی از این فراتر رفته است؟

استاد ابوالقاسمی:

بله خیلی فراتر رفته است اگر چه در کلیپ شماره 12 گفت ما از مقدسات مان دفاع کنیم و حریم برایش قائل بشویم در کلیپ شماره 3 گفت روش تقلیل دادن اشتباه است نباید قدم به قدم عقب برویم. گفت حجاب دیگر معروف نیست ولایت امیر المؤمنین چه؟ باورتان می شود به صراحت می گوید نه دیگر این هم معروف نیست این هم برای مردم شناخته شده نیست.

یعنی آقایانی که اسم شیعه دارند علی علی می کنند لعن های خیلی غلیظ می گویند بعد به حرف های این آقا افتخار می کنند و شاهد و استشهاد می کنند از آن ها درخواست می کنم البته لعنی که می گوییم لعن علنی، لعن در خفاء مشکلی ندارد کلیپ بعدی را با دقت نگاه کنند.

مجری:

برای آن های که از این ها دفاع می کنند و ضد نظام صحبت می کنند.

کلیپ شبهه ای دوازدهم- اقای محمد تقی اکبر نژاد:

بالاتر از بحث فقیه اصلاً‌ دنیای مدرن، ولایت مطلقه علی ابن ابی طالب را هم نمی تواند بپذیرد چون اصلاً برای او انسان مقدس بی معنا است. او می گوید من دارم می فهمم چطور به من می گویی؟ یعنی او به این گستاخی عادت کرده است و این گستاخی را فرهنگ خودش می داند و این را ستایش می کند. این ها مسائلی هستند که در ذات مدرنیته وجود دارند و ما باید حواس مان باشد. این که شما می گویید نسل های که در فضای مدرن رشد کردند اصلاً‌ ارتباط نمی گیرند با مثلاً بحث ولایت فقیه ما بعضی وقت ها فکر می کنیم بحث این است که مثلاً با مقوله عمر ابن حنظله مشکل دارد؛ مسائل فقهی مسئله برای او روشن نشده است. اگر روشن می شد ما ادله کافی بر مشروعیت ولایت مطلقه فقیه داریم او می پذیرفت. نه اصلاً داستان یک چیز دیگر است همین طور که در بحث حجاب توضیح دادم حجاب برای انسان مدرن غیر قابل تفهیم است و وقتی شما بخواهید فشار بیاورید این بدتر می شود. طبیعت انسان مدرن این است چطور که الان پدرها و مادرها در تربیت بچه هایشان به مشکلات جدی خوردند هر چه استدلال می کنند هر چه با آن ها حرف می زنند مشکل پیچیده تر می شود که حل نمی شود چون اصلا تار و پود انسان مدرن متفاوت شده است.

انسان مدرن عادت کرد ناموس انسان مدرن می گوید من باید اظهار نظر کنم یعنی چه فصل الخطاب؟ یعنی چه مقدس هر چه گفت همان؟ اصلاً او نمی فهمد حتی اگر علی ابن ابی طالب هم باشد با او نمی تواند کنار بیاید که شما بگویید یک آدمی به اسم علی ابن ابی طالب داریم حرف زد تمام می گوید این را نمی توانم قبول کنم.

مجری:

دارد همه چیز را انکار می کند.

استاد ابوالقاسمی:

می گوید حجاب را هرچه فشار بیاوریم بدتر می شود. ولایت حضرت علی را فشار بیاوریم بدتر می شود ولایت حضرت علی را ول کن اصلاً ولایت علی را نگو، این آقایی که الان می گوید حجاب را امر به معروف و نهی از منکر نکن می گوید ولایت حضرت علی هم نکن، حواس تان را جمع کنید دارد شما را کجا می برد. اگر در قسمت های سوم و چهارم با کنایه مطالب ضد تشیع می گفت در قسمت دهم صراحتاً مبنای خلاف شیعی گفت در قسمت یازدهم رسماً می گوید همان طوری که در باب حجاب نمی شود فشار آورد چون نمی فهمد اصلاً امر به معروف معنا ندارد. در باب ولایت حضرت علی هم می گوید دعوت به ولایت هم معنا ندارد اصلاً نمی فهمد تمام شد «فاتحه مع الصلوات»، «من مات بلا امام» و «من مات ولم یعرف» هیچ این ها را کنار بگذار.

 پس آقایان حواس تان باشد دارید زیر عَلم چه کسی سینه می زنید؟ کلیپ های چه کسی را دارید ترویج می کنید؟ با علی علی گفتن تان از چه کسی دارید دفاع می کنید؟ از ما گفتن بود.

اما یک نکته ای گفت، گفت ذات مردم الان این است که دنیا طلب شدند لذا نمی توانند تحمل کنند همین را با یک بیان دیگری در کلیپ بعدی می گوید که باز یک مغالطه و تناقض خیلی روشن دارد.

مجری:

امیدوارم که برای بیننده ها روشن شده باشد چه گفت و به کجا رساند؟

کلیپ شبهه ای سیزدهم- اقای محمد تقی اکبر نژاد:

مطلب بحث انگیزه ها است یعنی بعضی ها فکر می کنند انسان مدرن درک نمی کند این را وقتی خدا مالک هستی است وقتی خدا هستی را برای ربوبیت آفریده است پس او باید حاکم باشد. اصلاً این مطلب روشن است بلکه این جا جنگ، جنگ انگیزه ها است نه استدلال ها لذا آن جایی که خدای متعال می فرماید این ها درباره آخرت سوال می کنند بعد می فرماید «کلا» رها کن بیخود می کنند (كَلَّا بَلْ تُحِبُّونَ الْعَاجِلَةَ * وَتَذَرُونَ الْآخِرَةَ)، این ها دنبال دنیا هستند و آخرت را رها کردند یعنی ظاهراً جلوه علمی دارد ظاهراً پرسش است اما تو در پس این باید انگیزه ها را ببینی. یکی از ویژگی هایی است که در ذات مدرنیته است و من تأکید می کنم این جهان مدرن که بنیانش بر سکولار بودن است بنیانش بر نفی دین از حوزه حاکمیت است این تبدیل به یک فرهنگ شده است این تبدیل به یک امر مسلم شده است. انسان مدرن اصلاً نمی تواند حاکمیت غیر انسان بر انسان را بپذیرد او حتماً و منحصراً حاکمیت انسان را قبول می کند. در تضاد با همان چیزهایی است که بحث کردیم شما در این بستر با این مردم می خواهید تمدن اسلامی را بسازید.

استاد ابوالقاسمی:

می گفت مشکل ندانستن نیست مشکل انگیزه است یک آیه خواند.

(كَلَّا بَلْ تُحِبُّونَ الْعَاجِلَةَ * وَتَذَرُونَ الْآخِرَةَ)

چنين نيست که شما می ‌پنداريد (و دلايل معاد را کافی نمی ‌دانيد)؛ بلکه شما دنيای زودگذر را دوست داريد (و هوسرانی بی ‌قيد و شرط را)! و آخرت را رها می ‌کنيد!

سوره القیامة (75): آیات 20 و 21

(كَلَّا بَلْ تُحِبُّونَ الْعَاجِلَةَ * وَتَذَرُونَ الْآخِرَةَ) این نیست که ندانید اولاً خدای متعال در قرآن می فرماید:

(بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يعْلَمُونَ الْحَقَّ فَهُمْ مُعْرِضُونَ)

اما بيشتر آنها حق را نمی ‌دانند؛ و به همين دليل (از آن) روی گردانند.

سوره انبیاء (21): آیه 24

آن های که می فهمند و مخالفت می کنند اقلیت هستند راجع به ذات انسانی صحبت می کند گیریم این که قرآن را قبول نداشته باشید. ثانیاً همین آیه ای هم که شما خواندید (كَلَّا بَلْ تُحِبُّونَ الْعَاجِلَةَ * وَتَذَرُونَ الْآخِرَةَ) چرا؟ چون (لَا يعْلَمُونَ) اگر واقعاً بدانید دنیا و آخرت چه است؟ دنیا را رها می کند سراغ آخرت می رود، پس همین آیه هم ربطی به مدعای شما ندارد.

اما نکته سوم و مهم تر این آیه برای مردم دوران مدرنیته است یا برای مردم زمان پیامبر (صلی الله علیه وآله) است؟ اگر بگویید برای مردم آن دوران است پس مردم الان دیگر این ها نیستند چیز دیگر شدند. اگر بگویید برای مردم آن دوران و مردم این دوران است پس مدرنیته چیز جدیدی نیاورده است. اگر فقط برای گذشته ها است پس این آیه برای الانی ها تطبیق نمی کند.

اگر برای هر دو است هر دو دنیا طلبی دارند پس ملاک یکی بود همان کاری که پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) با این کسانی که (تُحِبُّونَ الْعَاجِلَةَ) انجام داد ما هم همین کار را انجام بدهیم. پس این استدلال شما به این آیه چه بود؟ تناقض را نگاه کنید خودش به آیه استناد کرد که استنادش به این آیه ثابت می کند ملاک اساسی در تعامل با مردم این دوران و مردم گذشته یکی است. یک حب دنیا طلبی دارند فقط آن حب دنیا طلبی آن دوران، یک دوران جاهلیت اولیٰ بود پیغمبر (صلی الله علیه وآله وسلم) آن را شکست. دوباره جاهلیت آمد دوباره همان جاهلیت را باید شکست مدل پیامبر (صلی الله علیه وآله) باید عمل کنیم. اما این که چه کار باید کنیم؟ بعداً راجع به آن صحبت خواهد شد بله ابزارها فرق کرد یک مقداری روش ها فرق کرد اما اساس و مدل همان است.

تا این جا مشخص شد این آقا در واقع به دنبال این است که ما قدم به قدم عقب برویم قدم به قدم عقب رفتن کار چه کسی است؟ کار خود مدرنیته است.

مجری:

همان چیزی که مدرنیته می خواهد همین است

استاد ابوالقاسمی:

بله، کلیپ بعدی را ببینیم تا مشخص شود ایشان چه کار می کند و دنبال چه است؟

کلیپ شبهه ای چهاردهم- اقای محمد تقی اکبر نژاد:

ببینید برای همین است مدرنیته (خوب دقت کنید) مدرنیته چون جهت را حرکت کرده است و دارد کل دنیا را هم حرکت می دهد این ویژگی است چون دنیای ارتباطات است و مدرینته ارتباطات را ساخته است. مدرنیته کل دنیا را دارد در یک مسیر دیگری می برد ادیان قبل از مدرنیته وجود داشتند ادیان به باورهای مردم تبدیل شد، در مناسک، زندگی و رفتارهای مردم موجود بودند.

این که نمی آید خودش را رو در روی این قرار بدهد و مردم هم تا جایی که ممکن است دوست دارند هم خدا و هم خرما را داشته باشند. این جاست که یک اتفاقی می افتد آن هم این است که مدرنیته شروع به ساختن خدای خود می کند. مدرنیته شروع به ساختن پیغمبر خود می کند. مدرنیته شروع به ساختن آخرت خود می کند و مرجع خودش را می سازد و پاپ خودش را درست می کند. چیزهایی که واقعاً در مدرنیته وجود دارند قبول است اصلاً کسی این ها را در این فضا منکر نیست. مدرنیته چه می کند؟ یعنی مسیحیت را از کجا تا به کجا می رساند؟ و چقدر قرائت او را نسبت به پیغمبرش، نسبت به دینش، نسبت به خدایش حتی عوض می کند؟ پیغمبر خودش را هم می سازد می گوید اگر این پیغمبری که تو می گویی اگر از شریعت حرف نزند فقط روی اخلاق تأکید کند من حرفی ندارم چرا؟

دقت کنید یک نکته ای را در مورد اخلاق بگویم تمام ادیان، اخلاقی بودند بگذریم ما در آن کتابی که آماده کردیم و منتشر شده است از فقه اخلاق تا فقه اخلاقی ما معتقد هستیم شریعت اخلاقی است یعنی احکام اخلاقی هستند و این تفکیکی که اتفاق افتاده است غلط است. این بحث توضیح دیگری دارد. پیامبر اسلام به تبع بقیه انبیاء نه این که اختصاص به پیغمبر اسلام دارد می فرماید: «بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَكَارِمَ الْأَخْلَاقِ»، من مبعوث شدم که مکارم الأخلاق را به اوج برسانم کامل کنم اما فرقی که بین اخلاقی نبوی با اخلاق مدرن است این که اخلاق نبوی، اخلاقی در سمت و سوی بنده شدن و بندگی برای همین می فرماید اساس اخلاق،‌ تقوا است. در تعریف دینی می گوید اساس اخلاق، تقوا است اما یک اخلاق مدرن هم داریم که اخلاق مادی است. یعنی اخلاقی که به زندگی این جهانی ما کمک می کند اخلاقی است که به من می گوید به انسان ها احترام بگذار چون این طوری زندگی ما در این دنیا بهتر است. اخلاقی که می گوید متواضع باش نه از باب این که تو در تواضع، نفست به کرنش عادت می کند فرض کنید عبدتر می شوید. اصلاً جنبه های الهی و آخرتیش را کاری ندارد فقط می گوید این باعث می شود آرامشت بیشتر بشود. این باعث می شود مردم بیشتر تو را دوست داشته باشند فقط به حیثیت های مادی قضیه توجه دارد.

اخلاقی که در دنیای مدرن مطرح است این است احترام به حقوق دیگران دقت کرده باشید این اخلاق عمدتاً متمرکز بر روابط انسان ها است. می گوید اگر پیغمبرت این حرف ها را می زند ما نوکرش هستیم الان حرف های که روشنفکرهای دینی می زنند نگاه کنید عمدتاً اخلاق دینی را می خواهند همه با فقه مشکل دارند. چون فقه دارد شریعت می آورد که شریعت با مدرنیته نمی سازد. شریعت مزاحم دنیای مدرن است

استاد ابوالقاسمی:

گفت شریعت مزاحم دنیای مدرن است، لذا باید پیغمبرش را تغییر بدهد. اخلاقش را تغییر بدهد! اولاً ایشان متخصص اخلاق هم هستند یک مطلب اخلاقی هم گفت. یک سوال مگر خود شما نمی گفتید تا زمانی که اقتصاد مردم را درست نکردید نباید سراغ دین شان برویم. مگر خود شما نمی گفتید امیر المؤمنین تا وقتی که حکومتش و داخل را درست نکرده بود سراغ خارج و دین نرفت؟ مردم یک کسی مثل شما می خواهند که دقیقاً همان حرف مدرنیته بزند رسماً نیاید بگوید من دین را نمی خواهم یک دینی باب میل شان درست کنیم. مدرنیته دارد همین کار را می کند دقیقاً خیلی جالب است این اول قسمت مدرنیته اش است می گوید مدرنیته دارد یک پیغمبری باب میل این ها درست می کند یک حکومتی باب میل شان درست می کند. آقا حکومت اول باید دنیایت را درست کند درست کرد بعدی ها را درست کند؛ درست نکرد نه مدرنیته همچنین حکومتی به شما ارائه می کند ببینید این حکومت را ولایت فقیه به شما ارائه می کند یا آقای اکبر نژاد این مدل حرف، حرف های ایشان است یا حرف های ولایت فقیه است کدامش است؟

مجری:

حرف ایشان چقدر فرق دارد با آن های که با پیامبر مخالفت کردند گفتند چه کار داری بگذار ما بت مان را بپرستیم خدا هم کنارش باشد چه فرقی با آن ها دارد؟

استاد ابوالقاسمی:

دقیقاً این آقا اشکالاتی که به عنوان مدرنیته مطرح می کند مدرنیته این اشکال و این اشکال را دارد تماماً بر خودش تطبیق می کند یعنی کل برنامه اش از اول تا آخر در مسیر پیاده سازی مدرنیته در جامعه است. ایشان می گوید مدرنیته بد است اما در عمل خودش مجری اصلی تفکر مدرنیته در کشور با لباس روحانیت است.

گفت مردم دوست دارند هم خدا را جمع کنند هم دنیا را (هم دین هم دنیا) سوال: اگر شما الان بدون لباس روحانیت بگویید حرف تان را قبول می کردند؟ نه و حال آن که خود شما می گویید دیگر لباس روحانیت نباید تن مان کرد. پس شما لباس روحانیت پوشیدید می گویید دین هم نه فعلاً دنیا را درست کنیم دقیقاً همان چیزی که به عنوان ملاک مدرنیته ارائه می کنید داری خودت پیاده سازی می کنید.

چه کسی برای شما سیاست گذاری کرده است؟ این را جواب بدهد یعنی واقعاً شمایی که این قدر زیبا توضیح می دهید مدرنیته دارد چه کار می کند؟ نمی فهمید دقیقاً دارید مدرنیته را پیاده می کنید آن هم با لباس روحانیت یا شما فهمیدید (چو دزدی با چراغ آید گزیده تر بر کالا) مشخص است که ایشان دقیقاً دنبال تخریب است بعید می دانم فرصت داشته باشیم.

مجری:

جناب آقای دکتر ابوالقاسمی وقت مان به پایان رسیده است خیلی زحمت کشیدید این کلیپ ها را جدا سازی کردید ساعت ها وقت گذاشتید برخی از زحمات شما را شاهد بودم قبل از برنامه می نشینید این ها را یکی یکی جدا می کنید مباحث را برای بینندگان عزیز ارائه می کنید خیلی متشکرم جناب اقای دکتر ابو القاسمی استاد حوزه و دانشگاه از این که تشریف آوردید وقت گذاشتید ان شاءالله بتوانیم در جلسات آتی هم از محضر حضرتعالی استفاده کافی و وافی را ببریم.

 بینندگان عزیز از شما هم تشکر می کنم، همچنان در خدمت شما هستیم برنامه راه روشن را از طریق آرشیو سایت شبکه و همچنین اپلیکشین شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف) که در اختیار شما است دنبال بفرمایید. برنامه ها را اگر در گذشته ندیدید حتماً بررسی کنید مباحث بی ربط نیست؛ یعنی یک سری مباحث کلی را جناب استاد ابوالقاسمی در خصوص اساس بحث حکومت، برپایی حکومت و امر به معروف نهی از منکر در یک فصلی از برنامه راه روشن ارائه کردند این ها کمک خواهند کرد.

ان شاء الله مباحث مورد استفاده تان قرار گرفته باشد و تحت عنایت آقا امام عصر توفیقات شما روز افزون و ما را هم از دعای خیرتان فراموش نکنید اَللّهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّکَ الْفَرَجَ، خدا نگهدار!


  
  • دکتر وحید رضایی

    29 بهمن 1402 - ساعت 05:38

    این آقای اکبر نژاد جاسوس انگلیس هست.پپشت سرش اینجوری میگن.بهش میاد

    0 0

راه روشن - نقد دگر اندیشان شیعی>

پاسخ به شبهات روش اهل بیت ع امیرالمومنین علی ع قضاوت شریح قاضی عدالت قیام حکومت اسلامی فلسفه اقتصاد ولی فقیه دنیای مدرن فتوای حکومتی مغالطه مدرنیته تقیه شیعه نقد مبانی باطل محمدتقی اکبر نژاد تناقضات