سایر قسمت ها
حدیث منزلت در منابع شیعه آیت الله حسینی قزوینی

قسمت دویست و شصت و چهارم برنامه حبل المتین با کارشناسی آیت الله حسینی قزوینی و اجرای آقای اسماعیلی


دیگر قسمت ها

 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

برنامه حبل المتین – 07 10 1404 (قسمت دویست و شصت و چهارم)

عنوان برنامه: حدیث منزلت در منابع شیعه

کلیدواژه: حبل المتین؛ ادله عقلی امامت؛ حدیث منزلت؛ منابع شیعه؛ امامت؛ خلافت؛ سلیمانی اردستانی؛ تحلیل روایت؛ اخباری گری!

استاد: حضرت آیت الله حسینی قزوینی   

مجری: آقای علی اسماعیلی

مجری:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ، وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ، حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ، نِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ، إلٰهي الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّكِينَ بِوِلاَيَةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْأَئِمَّةِ الْمَعْصُومِين‏ عَلَيْهِمُ السَّلاَمُ

سلام، درود و ارادت و تحیت خدمت شما عزیزان بیننده با محبت و با صفای شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف)؛ در این ماه مبارک رجب المرجب ان شاءالله که حال دل تان خوب باشد، دلهای تان سراسر نور و معنویت باشد.

ماه رجب ماه شروع بندگان صالح است. من روزهای گذشته داشتم کتاب «مفاتیح» را نگاه می‌کردیم، می‌دانید که ماههای قمری شروعش از ماه محرم است؛ اما مرحوم «شیخ عباس قمی (رحمة الله علیه)» شروع اعمال ماههای قمری را از رجب شروع کرده است.

به نوعی ماه رجب ماه معنوی، عبادت و بندگی و شروع سال بندگان شایسته خدا از ماه رجب به نوعی است که خودشان را برای ورود به ماه عزیز خدا، ماه مبارک رمضان آماده می‌کنند. ماه رجب و شعبان مقدمه ای برای رسیدن به ماه مبارک رمضان است. ان شاءالله خدا به همه مان توفیق بدهد بتوانیم از لحظه، لحظه این ماه استفاده کنیم حداقل کاری که در ماه رجب می‌شود انجام داد ذکر استغفار است.

یکی از سفارش‌ها و توصیه‌های اعمال روزانه ماه رجب استغفار است به هر زبانی که دوست دارید با خدا صحبت کنید و استغفار کنید دیگر حداقلش «أَسْتَغْفِرُ ٱللَّٰهَ رَبِّي وَأَتُوبُ إِلَيْهِ» است.

ان شاءالله به اعمال شب‌ها و روزهای ماه رجب موفق بشوید مخصوصا روزه ماه رجب که بسیار توصیه شده است.

اما امشب هم برنامه زنده «حبل المتین» را با افتخار از این شبکه نورانی تقدیم حضور شما می‌کنیم، تمام قد و با تمام وجود دفاع از امامت و ولایت مولای متقیان امیر مؤمنان علی ابن ابی طالب (صلوات الله علیه) که ماه رجب ماه ولادت ایشان است، روز شنبه ای را هم که در پیش رو داریم سالروز ولادت ایشان است ان شاءالله این روزهای بسیار نورانی که در پیش داریم بر همه شما محنا و مبارک باشد مخصوصا روز سیزده رجب المرجب که ولادت حضرت اقا امیر المؤمنین (سلام الله علیه) است.

خدمت تان عرض کنم، برنامه‌مان به این شکل است که مباحث محتوایی داریم، بحث دفاع از امامت و ولایت، ادله عقلی امامت را بحث می‌کنیم. بخشی از برنامه هم به شرطی که مخاطبین عزیز ما پای کار بیایند و تماس بگیرند حتماً تماس مخاطبین را وصل می‌کنیم اولویت ما تماس های عزیزان اهل سنت است.

 عزیزان اهل سنت برادران من خواهران من! لطفاً روی خط بیایید، ما جنگ و دعوایی نداریم، با هم برادریم و می‌خواهیم گفتگو کنیم مباحث مان را با هم در می‌آیند بگذاریم اگر سوال و مسئله‌ای دارید حتی در اعتقادات شیعه برای شما شبهه‌ و مسئله ایجاد شده دوست دارید اطلاعات کسب کنید حتماً به موقع روی خط ارتباطی بیاید آغوش‌مان برای شما باز است و می‌توانید این فرصت برایتان مهیا است که تماس بگیرید.

 ما بارها گفتیم حتی آقایان وهابی هم می‌توانند بیایند این تریبون در اختیارشان است شاید هیچ شبکه‌ای نباشد که به این شکل از مخاطبینی که خلاف اعتقاداتشان حرف می‌زنند استقبال کند؛ اما ما استقبال می‌کنیم.

عزیزان شیعه هم که احیاناً سوال، نکته و مطالبی دارند حتما در خدمت شان خواهیم بود.

 امشب هم طبق معمول یکشنبه‌ شب‌های گذشته در محضر استاد عزیز، بزرگوار، گرانقدر و فرزانه‌مان حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی هستیم، حضرت استاد سلام علیکم و رحمة الله شب تان بخیر خوش آمدید.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته

السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ فِي أَرْضِه،‏ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مِيثَاقَ اللَّهِ الَّذِي أَخَذَهُ وَ وَكَّدَهُ- ِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ وَ دَلِيلَ إِرَادَتِه‏، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا وَعْدَ اللَّهِ الَّذِي ضَمِنَه‏، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا صَاحِبَ الْمَرْأَى وَ الْمَسْمَع‏ فَمَا شَيْ‏ءٌ مِنَّا إِلَّا وَ أَنْتُمْ لَهُ السَّبَبُ وَ إِلَيْهِ السَّبِيل.

خدمت بینندگان عزیز و گرامی خالصانه ترین سلامم را تقدیم می کنم، موفقیت روز افزون برای همه عزیزان از خدای منان خواهانم!

همانطور که عزیزان مستحضر هستند ما طبق برنامه همیشگی‌مان با توفیق الهی و عنایت حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) یاد ناچیزی از صدیقه طاهره (سلام الله علیها) می‌کنیم، شاید که آن بی بی دو جهان این پر کاه و ران ملخ ما را به بزرگواری خودشان قبول کنند و گوشه ای چشمی به ما و بینندگان عزیز داشته باشند.

در گلشن رسالت آتش زبانه می‌زد * گل گشته بود خاموش بلیل زبانه می‌زد

وقتی که باغ می سوخت، صیاد بی مروت * مرغ شکسته پر را در آشیانه می زد

من ایستاده بودم دیدم که مادرم را * دشمن گهی به کوچه، گاهی به خانه می زد

با چشم خویش دیدم مظلومی پدر را * از ناله ای که مادر در آستانه می زد

 (وَسَيعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَي مُنْقَلَبٍ ينْقَلِبُونَ)

یابن الحسن! اگر به خاطر ما هم نمی‌آیی، به خاطر مادرت زهرا (سلام الله علیها) که چشم انتظار تو است بیا، از صورت سیلی خورده اش در کوچه انتقام بگیرید، به خاطر پهلوی شکسته اش، بازوی ورم کرده اش، سینه زخمی اش، آن حالتی که با خون‌های جاری از زخمش دنبال علی رفت و او را نجات داد و با چشم گریان و به پهنای صورت اشک ریخت، به علی نگاه کرد از مظلومیت علی قلبش سوخت.

یابن الحسن! هر روز مادرت زهر یاد تو می‌کند کیْ خواهی آمد و انتقام او را خواهی گرفت، عجل علی ظهورک یا صاحب الزمان!

مجری:

حضرت استاد خیلی ممنونم، مثل همیشه با نام و یاد حضرت صدیقه طاهره، فاطمه شهید (سلام الله علیها) برنامه را متبرک کردیم؛ اما دوستان در خاطرتان است ما بحث مان ادله عقلی امامت و ولایت بود، و به اینجا رسیدیم که وجود نازنین مولای متقیان امیر مومنان علی بن ابیطالب آقا جان مان که فدای شان بشوم، در آن شورای شش نفره استدلال های را آوردند، ادله‌ای را مبنی بر خلافت، وصایت و جانشینی خودشان، بعد از نبی مکرم و معظم ارائه دادند.

تمام آن افرادی که در جلسه بودند، آن اعضای پنج نفر دیگر همه شهادت امیرالمومنین را پذیرفتند قبول کردند؛ حتی قسم خوردند که یا علی تو درست می‌گویی، یکی از استدلال های که حضرت مولا آوردند و در هفته های گذشته در موردش صحبت می‌کنیم، استدلال به حدیث منزلت است که حدیث منزلت حدیثی است که سراسر جایگاه، مقام و منزلت مولای متقیان امیر مومنان علی (علیه السلام) را به عنوان تشبیه به هارون در آن حدیث و روایت بیان می‌کند و به راحتی و به خوبی بحث وصایت، خلافت و جانشینی ایشان مورد بحث است.

 من از حضرت استاد درخواست می‌کنم یک خلاصه‌ای از بحث‌های گذشته بیان بفرمایند تا سوالات جدید را عرض کنم!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه ‏وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه‏ وَ الّلعنُ الدّائمُ‏ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه، وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ، حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ، نِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ

در رابطه با ادله عقلی امامت به فرمایش حضرت امیر (سلام الله علیه) در شورای شش نفره خلیفه دوم رسیدیم، حضرت در جمع آن پنج نفر «طلحه، زبیر، عثمان، عبدالرحمن ابن عوف و سعد ابن وقاص» بیاناتی را داشتند.

در بعضی از منابع بیش از پنجاه مورد از فضایل خودش را حضرت مطرح فرمودند، و شاید هدف حضرت امیر (سلام الله علیه) این بود که اگر شما بحث خلافت منصوصه را قبول ندارید، و برای غدیر ارزش قائل نیستید، برای حدیث دار، حدیث رایت، حدیث خلافت، حدیث ولایت و حدیث امامت ارزش قائل نیستید و دنبال نصب افضل هستید آیا در می‌آیند شما کسی در رتبه افضلیت من است یا خیر؟ تمام این پنج نفر گفتند خدا هیچ کدام افضلیت را نداریم.

متاسفانه آنچه که می‌بایست انجام بدهند دادند؛ ولی این در تاریخ برای شیعه و سنی ماند که امیرالمومنین (سلام الله علیه) در جمع آن پنج نفر نکاتی را گفت هیچ کدام از این‌ها را این‌ها انکار نکردند با همه این حال پا روی حق امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) گذاشتند و خودشان هم پشیمان شدند.

عبدالرحمن ابن عوف پیش امیرالمومنین آمد یا علی عثمان چقدر دارد کارهای نادرست و خلاف، خلاف شرع، ظلم انجام می‌دهد. امیرالمومنین فرمود عبدالرحمن تو خودت باعث شدی که عثمان روی کار بیاید، مقصر تو هستی عامل روی کار آمدن عثمان خودت بودی.

 بعد اختلاف شدیدی هم بین عبدالرحمن ابن عوف و عثمان افتاد که داستان خیلی مفصلی دارد.

 یکی از آن موارد قضیه حدیث منزلت است که در صحیحین با سندهای متعدد آمده، بنا به نقلی که عرض کردیم پنج هزار سند و طریق برای حدیث منزلت آقایان ذکر کرده‌اند و با فضیلت‌ترین حدیثی که برای امیرالمومنین (سلام الله علیه) مطرح شد،ه همین حدیث منزلت است.

رسول اکرم فرمودند: «أنت مِنِّي بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ من مُوسَى»

«عن سَعِيدِ بن الْمُسَيَّبِ عن عَامِرِ بن سَعْدِ بن أبي وَقَّاصٍ عن أبيه قال قال رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم لِعَلِيٍّ أنت مِنِّي بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ من مُوسَى إلا أَنَّهُ لَا نَبِيَّ بَعْدِي»

صحيح مسلم؛ اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري الوفاة: 261، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ج4، ص1870، بَاب من فَضَائِلِ عَلِيِّ بن أبي طَالِبٍ رضي الله عنه، ح2404

«فأنت مني بمنزلة هارون من موسى إلا أنه لا نبي بعدي وأنت أخي ووارثي»

فضائل الصحابة؛ اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبد الله الشيباني الوفاة: 241، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بيروت - 1403 - 1983، الطبعة: الأولى، تحقيق: د. وصي الله محمد عباس، ج2، ص1085

تنها کسی هم که در قرآن خلافتش به صراحت مطرح شده:

(وَقَالَ مُوسَى لِأَخِيهِ هَارُونَ اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي)

و موسي به برادرش هارون گفت: «جانشين من در ميان قومم باش».

سوره اعراف (7): آیه 142

این کلمه خلافت از زبان پیغمبر فقط یک مورد در قرآن آمده آن هم در رابطه با حضرت هارون (سلام الله علیه) است. لذا رسول اکرم فرمود علی جان! جایگاه تو نسبت به من همان جایگاه حضرت هارون نسبت به حضرت موسی است.

 شبهاتی مطرح شد که همه این‌ها را جواب دادیم تا در جلسه قبلی (اگر اشتباه نکنم) در رابطه با حدیثی از خلیفه دوم مطرح شد اگر کسانی که نسبت به امیرالمؤمنین جسارت می‌کردند عمر آن‌ها را به صراحت می‌گفت:

«أنت من المنافقین»

تو از منافقین هستی که نسبت به علی جسارت می‌کنی، چون شنیدم رسول اکرم در مورد علی فرمود: «أنت مِنِّي بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ من مُوسَى»

 بعد این حدیث را مطرح کردیم که رسول اکرم فرمود یا علی من از خدای عالم هرچه برای خودم خواستم برای تو هم خواستم و هرچه خواستم خدا به من داد غیر از مسئله نبوت که نبوت من خاتم نبوت انبیاء است، پایان بخش رسالت انبیاء است و دیگر بعد از من رسالتی نیست!

نکته جالب اینجا است حضرت موسی خلیفه معین می‌کند، حضرت عیسی خلیفه معین می‌کند، خلفای آن‌ها هم منصب نبوت دارند هم منصب امامت دارند.

(وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يهْدُونَ بِأَمْرِنَا)

و آنان را پيشواياني قرار داديم که به فرمان ما، (مردم را) هدايت مي‌کردند!

سوره انبیاء (۲۱): آیه ۷۳

چون قبلاً هم گفتیم مراحل انبیاء اولین مرحله نبوت است، بعدش رسالت است، بعد امامت و بعد خلیلیت است همان طوری که در مورد حضرت ابراهیم (علی نبینا وآله وعلیه السلام) آمده است.

تمام پیامبرانی که مقام رسالت دارند این‌ها مقام امامت را هم دارند؛ یعنی مسئول تشکیل حکومت اسلامی و اقامه عدل، مبارزه با ظلم و ظالم، اجرای حدود و دیات الهی بوده‌اند.

(يا دَاوُودُ إِنَّا جَعَلْنَاكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ فَاحْكُمْ بَينَ النَّاسِ)

اي داوود! ما تو را خليفه و (نماينده خود) در زمين قرار داديم؛ پس در ميان مردم بحق داوري کن!

سوره ص (38): آیه 26

همچنین در رابطه با حضرت سلیمان، حضرت داوود و امثال این‌ها این مطالب است؛ ولی بعد از رسول اکرم چون نبوت پایان پذیرفت، امیرالمومنین امام منهای نبوت است «أنت مِنِّي بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ من مُوسَى إلا أَنَّهُ لَا نَبِيَّ بَعْدِي»؛ یا فرمود من از خدا هرچه برای خودم خواستم برای تو هم خواستم ،هر چه خواستم خدا داد غیر از بحث نبوت که نبی مکرم با اعلام انسان سخن خواست به دنیا بفهماند که بحث نبوت با آمدن من پایان پذیرفت، دفترچه نبوت برای همیشه بسته شد.

 اینکه بعضی از علقه مضغه‌ها و نیم خورده «آمریکا» و «اسرائیل» و «حسن بصری» و غیره می‌آیند منکر ختم نبوت می‌شوند و می‌گویند من تمام ویژگی‌های پیامبر را دارم این‌ها به قول:

 ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست * عرض خود می‌بری و زحمت ما می‌داری!

مجری:

 حضرت استاد از متشکرم، شما اشاره فرمودید که در بعضی از روایات آمده که پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند که من هرچه درباره خود از خدا خواستم برای تو هم خواستم، نکته دیگر در این زمینه باقی مانده که تکمیل بفرمایید.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

فقط یک روایتی که باز تکرار می‌کنم اگر هم قبلا گفتیم «ابن ابی عاصم» در «کتاب السنه» این روایت را اورده است «ابن عاصم - متوفای ۲۸۷» و معاصر امام هادی و امام عسکری و اوایل غیبت صغرا بوده است.

ایشان کتابی به نام «السنه» دارد آقای «ناصرالدین آلبانی» که از وهابی های سرشناس عصر ما و متوفی ۱۴۲۰ است همان سالی که «بن باز - مفتی اعظم عربستان» از دنیا رفت ایشان هم از دنیا رفت.

کتاب با تحقیق «محمد ناصرالدین البانی» انجام شده است، روایت از امیرالمومنین (سلام الله علیه) است می‌گوید من خدمت رسول اکرم رسیدم، مشغول نماز بود و بخشی از عبای خودش و یا پارچه‌ای که آن‌جا بود را روی من انداخت و نماز خواند و بعد فرمود علی جان!

«مَا سَأَلْتُ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ شَيْئًا إِلَّا سَأَلْتُ لَكَ مِثْلَهُ، وَلَا سَأَلْتُ اللَّهَ شَيْئًا إِلَّا أَعْطَانِيهِ» ، إِلَّا أَنَّهُ قَالَ لِي: (لَا نَبِيَّ بَعْدَكَ) قَالَ الْقَاضِي: لَا أَعْرِفُ فِي فَضِيلَةِ عَلِيٍّ حَدِيثًا أَفْضَلَ مِنْهُ.»

الكتاب: السنة؛ المؤلف: أبو بكر بن أبي عاصم وهو أحمد بن عمرو بن الضحاك بن مخلد الشيباني (المتوفى: 287هـ)، المحقق: محمد ناصر الدين الألباني، الناشر: المكتب الإسلامي – بيروت، الطبعة: الأولى، 1400، ج2، ص596

«مَا سَأَلْتُ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ شَيْئًا إِلَّا سَأَلْتُ لَكَ مِثْلَهُ» از خدای عالم هرچه برای خودم خواستم برای تو هم خواستم، «وَلَا سَأَلْتُ اللَّهَ شَيْئًا إِلَّا أَعْطَانِيهِ» هرچه از خدا خواستم به من داد «إِلَّا أَنَّهُ قَالَ لِي: لَا نَبِيَّ بَعْدَكَ»، بعد از تو دیگر نبی نیست؛ یعنی امیرالمؤمنین مقام امامت را دارد، ولی مقام نبوت را ندارد.

 از «قاضی عیاض» نقل می‌کند می‌گوید: « لَا أَعْرِفُ فِي فَضِيلَةِ عَلِيٍّ حَدِيثًا أَفْضَلَ مِنْهُ.» در فضیلت امیرالمؤمنین افضل از این روایت ندیدیم؛ یعنی در حقیقت همسطح نبی مکرم در تمام فضائل ریز و درشت؛ یعنی هر مقامی که رسول اکرم دارد امیرالمؤمنین دارد فقط یک مسئله که بحث نبوت مخصوص نبی مکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) است، امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) این مرتبه را ندارد!

مجری:

 استاد ممنون و متشکرم ما معمولاً در مباحثی که محضر استاد هستیم، مطالب را از منابع اهل سنت بیان می‌کنیم مثلا در خصوص حدیث منزلت شاید برای عزیزان این هم جالب باشد و گاهی درخواست شان هم است، وقتی که مثلاً منابع اهل سنت را ما زیر و رو می‌کنیم و در مورد حدیث منزلت صحبت می‌کنیم قدری از منابع شیعه هم به شکلی بیان بشود، استاد می‌خواهم ببینم حدیث منزلت با این تفصیلی که توضیح دادید در منابع و کتب شیعه هم آمده یا خیر؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

در منابع شیعه، یک بخشی در «موسسه ولی عصر» در رابطه با «دانشنامه ولایت» داریم که حدود نهصد و خورده‌ای سرفصل دارد و دوستان دارند کار می‌کنند، تا به حال به نظرم بالای صد جلدش آماده است، ان شاءالله این‌ها به صورت کتاب در بیاید و چاپ بشود.

نسبت به آیات ولایت، احادیث ولایت، از جمله‌ حدیث منزلت است. من نگاه می‌کردم دیدم ۱۰۷ روایت در منابع و مصادر شیعه در رابطه با حدیث منزلت داریم، ۱۰۷ روایت، ندیدم کسی اینطور استقصا کرده باشد.

 در منابع اهل سنت زیاد است شاید از هشتاد - نود تا بیشتر باشد؛ این‌ها را مفصل آوردیم وقتی «صحیح بخاری و مسلم» می‌آورند، هر کس از جایش بلند می‌شود آورده هرکسی را که مادرش به خانه راه ندهد می‌آید مطرح می‌کند.

 ولی ما همیشه به دوستان مان گفتیم اگر یک حدیث در صحیحین آمد به همان اکتفا کنید، لازم نیست بگویید «صحیح بخاری» آورده، پس «سنن نسایی، سنن ابن ماجه، ترمذی و...» هم آورده

مجری:

برای استدلال در مقابل اهل سنت همین کفایت می‌کند!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله کسی بخواهد برای اهل سنت استدلال کند، اگر روایتی در «صحیح بخاری و صحیح مسلم» یا در هردو کتاب آمد، دوستان دیگر به خودشان زحمت ندهند بی‌خود وقت تلف نکنند و کاغذ را سیاه نکنند، مرکب را هدر ندهند، حجم کتابشان را بیشتر نکنند دیگر نیاز نیست. به قولی: (چونکه صد آمد نود هم پیش ما است)

مثل این که مثلاً یک موضوعی در قرآن آمده می‌خواهیم از احادیث هم عین همان را اثبات کنیم، وقتی قرآن دارد دیگر نیاز نیست بیاییم از احادیث هم اثبات کنیم الا این که در احادیث شرح، توضیح و بیانی آمده باشد در این صورت بله مطرح می‌کنیم!

 مثلاً مطلبی را از کتاب صحیحین آوردیم، از آن طرف از بزرگان می‌گوید پنج هزار سند برای این پیدا کردیم، این خیلی خوب است. یا می‌گوید با فضیلت‌ترین حدیث در حق امیرالمؤمنین حدیث منزلته است، حدیث منزلت حدیثی است که در حق علی آمده احدی همچین فضیلتی ندارد،«لایشارکه احد» این‌طور تعابیر وقتی در غیر صحیحین می‌آید این‌ها را می‌آوریم؛ ولی متن اصل حدیث را بخواهیم بیاوریم نیاز نیست!

 پس در منابع شیعه آنچه که ما به دست آوردیم ۱۰۷ روایت ما در رابطه با حدیث منزلت داریم. من یکی دو مورد را عرض می‌کنم در کتاب «عقد النضید و دُرْ الفرید فی فضائل امیرالمؤمنین» با تحقیق «محمد ابن حسن قمی و علی اوسط ناطقی» است در صفحه ۵۷ کتاب روایت از «ام سلمه» است که می‌گوید:

«سمعت رسول الله (صلى الله عليه وآله وسلم) في مرضة الذي قبض فيه يقول: " ادعوا لي خليلي " فقامت عائشة ودعت أباها، فلمّا دخل نظر إليه رسول الله وسكت. ثمّ قال: " ادعوا لي حبيبي " فقامت حفصة فدعت أباها، فلمّا دخل نظر إليه رسول الله وسكت. ثمّ قال: " ادعوا لي حبيبي " فقالت أُمّ سلمة: قلت: ويحكم ! ألستم تعلمون أنّ خليله ووصيّه ووزيره وخليفته في أُمّته وخير من ينزله بعده ابنُ عمّه وأبو سبطيه عليّ بن أبي طالب؟ ! فدعي أمير المؤمنين مستعجلا فجاء حتّى دخل على النبيّ (صلى الله عليه وآله وسلم) ، فلمّا نظر إليه رسول الله رفع رأسه وتبسّم في وجهه وقال: " مرحباً بأحبّ خلق الله إلى الله وإلى رسوله، ادنُ منّي يا أخي". قالت[ أُمّ سلمة]: فدنا منه فأقعده بجنبه ووضع [رأسه] على حجره وقال: " هاك يا أخي رأسي، فإنّك أحقّ بي وأولى بي في الدنيا والآخرة، وإنّك خليفتي في أُمّتي ووصيّي في أهلي " ثمّ أوصى إليه بالعلم والإيمان والإسلام، ثمّ أدخلا رأسيهما تحت إزار فطالت مناجاتهما ، وأوصى إليه باسم الله الأعظم ، وقال له : " يا أخي ، أبشر وبشّر شيعتك وأصحابك ...»

كتاب: العقد النضيد والدر الفريد؛ نويسنده : محمد بن الحسن القمي (وفات : ق 7)، تحقيق: علي أوسط الناطقي / المساعد : سيد هاشم شهرستاني ، لطيف فرادي، ناشر: دار الحديث للطباعة والنشر، قم: 1423 - 1381ش، ص 57 تا 59

 رسول اکرم در همان آخرین روزهای حیات شان فرمود «ادعوا لی خلیلی» خلیل من را صدایش کنید بیاید، «فقامت عائشه ودعت أباها» عایشه بلند شد و رفت پدرش را آورد، «فلما دخل نظر الیه رسول الله وسکت» رسول اکرم به عایشه و ابوبکر نگاه کرد و ساکت شد.

بعد فرمود: «ادعوا لی حبیبی» حبیب من را صدا کنید بیاید، «فقامت حفصة ودعت اباها» حفصه رفت پدرش را آورد، «فلما دخل نظر الیه رسول الله و سکت» رسول اکرم نگاه کرد و ساکت شد.

بعد باز فرمود: «ادعوا لي حبیبي»، حبیب من بیاورید، «ام سلمه» گفت: «ويحكم! ألستم تعلمون أنّ خليله ووصيّه ووزيره وخليفته في أُمّته وخير من ينزله بعده ابنُ عمّه وأبو سبطيه عليّ بن أبي طالب؟ !»؛ وای بر شما نمی‌دانید خلیل پیغمبر، حبیب پیغمبر، وصی، وزیر و خلیفه پیغمبر و بهترین کس بعد از پیغمبر پسر عموی او علی بن ابیطالب است؟

«فدعي أمير المؤمنين مستعجلا فجاء حتّى دخل على النبيّ (صلى الله عليه وآله وسلم)»، سریع رفتند علی را صدایش کردند، خدمت نبی مکرم آمد، «فلمّا نظر إليه رسول الله رفع رأسه وتبسّم في وجهه» وقتی ابوبکر را دید ساکت شد، عمر را دید ساکت شد، ولی علی را دید سرشو بلند کرد و تبسم کرد و خندید.

«وقال: " مرحباً بأحبّ خلق الله إلى الله وإلى رسوله»، مرحبا به کسی که محبوب‌ترین خلق در نزد خدا و پیغمبر است. «ادنُ منّي يا أخي"» علی جان، برادرم! نزدیک من     بیا،

مجری:

فدایش بشویم!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

واقعاً باید فدایش شد. «قالت[ أُمّ سلمة]: فدنا منه فأقعده بجنبه ووضع [رأسه] على حجره»، علی را صدا کرد، آمد و نزدیک رسول اکرم نشست، رسول اکرم سر مبارکش را روی زانوی علی گذاشت، فدای آن سر و فدای آن زانو، فدای آن ناز و فدای آن نازکش و فدای آن ناز کننده!

یعنی واقعا صفا است به قول حاج آقای «اسماعیلی» آدم وقتی می‌شنود جیگرش حال می آید.

مجری:

واقعا همین است، من استاد دارم فکر می‌کنم داریم عبادت خدا را می‌کنیم، شما دارید روایت را بیان می‌کنید بیننده‌ها پای تلویزیون نشستند دارند کیف می‌کنند و لذت می‌برند، حال دل شان خوب می‌شود.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

فرمود «هاك يا أخي رأسي» سرت بیاور نزدیک دهن من، «فإنّك أحقّ بي»؛ شایسته ترین افراد به من تو هستی، «وأولى بي في الدنيا والآخرة، وإنّك خليفتي في أُمّتي ووصيّي في أهلي»، تو خلیفه و وصی من در امت من هستی، بعد «ثمّ أوصى إليه بالعلم والإيمان والإسلام، ثمّ أدخلا رأسيهما تحت إزار فطالت مناجاتهما، وأوصى إليه باسم الله الأعظم» حضرت وصیت کرد به علم و ایمان و این‌ها کرد، هر دو یک پارچه‌ای روی صورت‌شان کشیدند، زیر پارچه با همدیگر راز و نیاز می‌کردند، اسرار مگو بین رسول اکرم و امیرالمؤمنین زیر پارچه گفته می‌شد که هیچکس نمی‌شیند.

 بعد فرمود: «يا أخي، أبشر وبشّر شيعتك وأصحابك المنتجبين» بشارت باد بر به شیعیانت هم بشارت بده

مجری:

آن وقت پیامبر شیعه فرمود

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله، فرمود به شیعه‌هایت بشارت بده، «إنّك منّي بمنزلة هارون من موسى، فبلّغ رسالاتي من بعدي»؛ جایگاه تو نسبت به من همان جایگاه حضرت هارون نسبت به موسی است، بعد از من مسئولیت رسالتم با تو است. آنچه من در این بیست و سه سال انجام دادم، بعد از من باید تو انجام بدهی.

روایت خیلی مفصل است ما به همین اندازه از این روایت اکتفا می‌کنیم.

 همچنین روایتی در کتاب «امالی - شیخ صدوق، (رضوان الله تعالی علیه)» است از امام صادق از رسول اکرم امیرالمؤمنین فرمود:

«يَا عَلِيُّ أَنْتَ مِنِّي بِمَنْزِلَةِ هِبَةِ اللَّهِ مِنْ آدَمَ وَ بِمَنْزِلَةِ سَامٍ مِنْ نُوحٍ وَ بِمَنْزِلَةِ إِسْحَاقَ مِنْ إِبْرَاهِيمَ وَ بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى وَ بِمَنْزِلَةِ شَمْعُونَ مِنْ عِيسَى إِلَّا أَنَّهُ لَا نَبِيَّ بَعْدِي يَا عَلِيُّ أَنْتَ وَصِيِّي وَ خَلِيفَتِي فَمَنْ جَحَدَ وَصِيَّتَكَ وَ خِلَافَتَكَ فَلَيْسَ مِنِّي وَ لَسْتُ مِنْهُ وَ أَنَا خَصْمُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ»

الأمالي (للصدوق)؛ ابن بابويه، محمد بن على، محقق/ مصحح: ندارد. ناشر: كتابچى، ص 46

جایگاه تو نسبت به من، جایگاه هبت الله وصی حضرت آدم نسبت به آدم است به منزله سام نسبت به نوح، به منزله اسحاق نسبت به ابراهیم، به منزله هارون نسبت به موسی به منزله شمعون نسبت به عیسی است؛ یعنی هر مقامی که این اوصیا داشتند همه را تو داری فقط یک مسئله آن‌ها داشتند که تو نداری «لا نبی بعدي» پیغمبری بعد از من نیست!

 یا علی تو وصی و خلیفه من هستی «فَمَنْ جَحَدَ وَصِيَّتَكَ وَ خِلَافَتَكَ فَلَيْسَ مِنِّي وَ لَسْتُ مِنْهُ»، هر کس آگاهانه خلافت و وصایت تو را انکار کند، من از او نیستم و او هم از من نیست.

«وَ أَنَا خَصْمُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ»، من خصم و دشمن او در روز قیامت هستم، یعنی شاکی او در روز قیامت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) است.

در این زمینه روایت زیاد داریم، عرض کردم ۱۰۷ روایت است. یکی از روایاتی که یک مقدار طولانی است، ولی از روایات شاهکار است؛ یعنی اگر در مصادر شیعه جز همین یک روایت نبود، گمانم مسئله تمام بود، گل سرسبد این صد و هفت روایت این روایتی است که «شیخ صدوق» در «خصال» صفحه ۴۷۸ آورده است.

همچنین این روایت در کتاب «عیون اخبار الرضا» جلد اول صفحه ۵۸ آورده، در کتاب «صراط مستقیم» و در چند جای کتاب «بحار الانوار - علامه مجلسی» این روایت را آورده است.

 من یک نگاه مختصری به این روایت می‌کنم بعد در رابطه روایت تحلیل و یا اگر سوال حاج آقای «اسماعیلی» داشته باشند عرض می‌کنم.

 در کتاب «خصال شیخ صدوق - ابواب اثنا عشر» جلد ۲ صفحه ۴۷۸ در اینجا عبدالله ابن ابی هذیل از اصحاب امام صادق (سلام الله علیه) است می‌گوید:

«وَ سَأَلْتُهُ عَنِ الْإِمَامَةِ فِيمَنْ تَجِبُ وَ مَا عَلَامَةُ مَنْ تَجِبُ لَهُ الْإِمَامَةُ فَقَالَ إِنَّ الدَّلِيلَ عَلَى ذَلِكَ وَ الْحُجَّةَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَ الْقَائِمَ بِأُمُورِ الْمُسْلِمِينَ وَ النَّاطِقَ بِالْقُرْآنِ وَ الْعَالِمَ بِالْأَحْكَامِ أَخُو نَبِيِّ اللَّهِ وَ خَلِيفَتُهُ عَلَى أُمَّتِهِ وَ وَصِيُّهُ عَلَيْهِمْ وَ وَلِيُّهُ الَّذِي كَانَ مِنْهُ بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى الْمَفْرُوضُ الطَّاعَةِ بِقَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ الْمَوْصُوفُ بِقَوْلِهِ إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ الْمَدْعُوُّ إِلَيْهِ بِالْوَلَايَةِ الْمُثْبَتُ لَهُ الْإِمَامَةُ يَوْمَ غَدِيرِ خُمٍّ بِقَوْلِ الرَّسُولِ ص عَنِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَ لَسْتُ أَوْلَى بِكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ قَالُوا بَلَى قَالَ فَمَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ وَ أَعِنْ مَنْ أَعَانَهُ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ (علیه السلام) أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ وَ إِمَامُ الْمُتَّقِينَ وَ قَائِدُ الْغُرِّ الْمُحَجَّلِينَ وَ أَفْضَلُ الْوَصِيِّينَ وَ خَيْرُ الْخَلْقِ أَجْمَعِينَ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ بَعْدَهُ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ ثُمَّ الْحُسَيْنُ سِبْطَا رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) وَ ابْنَا خَيْرِ النِّسْوَانِ أَجْمَعِينَ ثُمَّ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ ثُمَّ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ ثُمَّ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ ثُمَّ مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ ثُمَّ عَلِيُّ بْنُ مُوسَى ثُمَّ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ ثُمَّ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ ثُمَّ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ ثُمَّ ابْنُ الْحَسَنِ (علیه السلام) إِلَى يَوْمِنَا هَذَا وَاحِداً بَعْدَ وَاحِدٍ وَ هُمْ عِتْرَةُ الرَّسُولِ (صلی الله علیه واله وسلم) الْمَعْرُوفُونَ بِالْوَصِيَّةِ وَ الْإِمَامَةِ وَ لَا تَخْلُو الْأَرْضُ مِنْ حُجَّةٍ مِنْهُمْ فِي كُلِّ عَصْرٍ وَ زَمَانٍ وَ فِي كُلِّ وَقْتٍ وَ أَوَانٍ وَ هُمُ الْعُرْوَةُ الْوُثْقَى وَ أَئِمَّةُ الْهُدَى وَ الْحُجَّةُ عَلَى أَهْلِ الدُّنْيَا إِلَى أَنْ يَرِثَ اللَّهُ الْأَرْضَ وَ مَنْ عَلَيْها وَ كُلُّ مَنْ خَالَفَهُمْ ضَالٌّ مُضِلٌّ تَارِكٌ لِلْحَقِّ وَ الْهُدَى وَ هُمُ الْمُعَبِّرُونَ عَنِ الْقُرْآنِ وَ النَّاطِقُونَ عَنِ الرَّسُولِ وَ مَنْ مَاتَ لَا يَعْرِفُهُمْ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً وَ دِينُهُمُ الْوَرَعُ وَ الْعِفَّةُ وَ الصِّدْقُ وَ الصَّلَاحُ وَ الِاجْتِهَادُ وَ أَدَاءُ الْأَمَانَةِ إِلَى الْبَرِّ وَ الْفَاجِرِ وَ طُولُ السُّجُودِ وَ قِيَامُ اللَّيْلِ وَ اجْتِنَابُ الْمَحَارِمِ وَ انْتِظَارُ الْفَرَجِ بِالصَّبْرِ وَ حُسْنُ الصُّحْبَةِ وَ حُسْنُ الْجِوَار»

الخصال؛ ابن بابويه، محمد بن على، محقق/ مصحح: غفارى، على اكبر، ناشر: جامعه مدرسين، ج2، ص478 و 479

پرسیدم شرایط امام چه است چه کسی باید امام باشد؟ «وَ مَا عَلَامَةُ مَنْ تَجِبُ لَهُ الْإِمَامَةُ»، آن کسی که مسئولیت امامت را در جامعه باید به عهده بگیرد چه علامت و نشانه‌ای دارد؟

بعد حضرت فرمود دلیل بر این: «وَ الْحُجَّةَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَ الْقَائِمَ بِأُمُورِ الْمُسْلِمِينَ وَ النَّاطِقَ بِالْقُرْآنِ وَ الْعَالِمَ بِالْأَحْكَامِ أَخُو نَبِيِّ اللَّهِ وَ خَلِيفَتُهُ عَلَى أُمَّتِهِ وَ وَصِيُّهُ عَلَيْهِمْ وَ وَلِيُّهُ الَّذِي كَانَ مِنْهُ بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى»؛ جایگاه او نسبت به پیغمبر هم همان جای جایگاه حضرت هارون به موسی است!

«الْمَفْرُوضُ الطَّاعَةِ»، طاعت و پیروی از او برای همگان واجب است. چرا؟ قرآن می‌فرماید: (يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ)

(يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ)

اي کساني که ايمان آورده‌ايد! اطاعت کنيد خدا را! و اطاعت کنيد پيامبر خدا و اولو الأمر [= اوصياي پيامبر] را!

سوره نساء (4): آیه 59

«الْمَوْصُوفُ بِقَوْلِهِ (إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ)»

 (إِنَّمَا وَلِيكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ)

سرپرست و ولي شما، تنها خداست و پيامبر او و آنها که ايمان آورده‌اند؛ همانها که نماز را برپا مي‌دارند، و در حال رکوع، زکات مي‌دهند.

سوره مائده (5): آیه 55

حضرت دارد یکی، یکی ویژگی های امام را از آیات و روایات مطرح می‌کند. بعد نام امیرالمومنین (سلام الله علیه) و نام تک تک ائمه در این روایت آمده است.

قبلا هم عرض کردم اگر همین یک روایت را در رابطه با امیرالمومنین (سلام الله علیه) و ائمه اطهار (علیهم السلام) داشته باشیم برای ما کافی است.

 بعضی از افرادی که لباس روحانیت را دزدیده و به تن کرده‌اند، می‌گویند ما دلیلی نداریم بر اینکه پیغمبر نام ائمه را برده باشد، دلیلی بر امامت فرزند امام رضا (سلام الله علیه) امام جواد (سلام الله علیه) نداریم، نمی‌دانم بعضی‌ها مریض هستند به شمشیر غیب‌ها آقا امام جواد گرفتار هستند می‌گوید دلیل بر امامت امام جواد (علیه السلام) چه است؟

 عرض کردم، در مناظره‌ای که با «عابدینی» داشتم سیصد روایت با بررسی سندی شخصاً یکی یکی بررسی کردم، نام امیرالمؤمنین، امام حسن، امام حسین، امام سجاد، امام باقر، امام کاظم، امام رضا، امام جواد، امام هادی، امام عسکری و حضرت مهدی (علیهم السلام) آمده است. آیا سیصد تا روایت کم است؟

بعد می‌گوید برای ما امامت، امام جواد ثابت نیست، به چه دلیل؟ باید بگوییم خاک بر سر همچنین آدمی که تو حوزه بوده، سیصد تا نه حداقل پنج تا از این روایت‌ها را دیده باشد.

آخر ببیند کتاب «کفایة الاثر - مرحوم خزاز» از اول تا آخر اسامی ائمه، و ویژگی های ائمه را آورده است. «صفار (رضوان الله تعالی علیه)» در کتاب «بصائر الدرجات» همه این‌ها را آورده «کلینی» در کتاب «کافی» در جلد اول اسامی و امامت همه را آورده است. روایات اثبات امامت شان همه را آورده اند.

 من نمی‌دانم بعضی‌ها واقعاً چه گناه و معصیتی کرده اند، این‌ها عاق والدین بودند یا کارهای خیلی خلاف شنیع انجام دادند که خدای عالم اینطور به این‌ها غضب کرده راه گمراهی را برای این‌ها باز کرده است.

(ثُمَّ كَانَ عَاقِبَةَ الَّذِينَ أَسَاءُوا السُّوأَى أَنْ كَذَّبُوا بِآياتِ اللَّهِ وَكَانُوا بِهَا يسْتَهْزِئُونَ)

سپس سرانجام کساني که اعمال بد مرتکب شدند به جايي رسيد که آيات خدا را تکذيب کردند و آن را به مسخره گرفتند!

سوره روم (30): آیه 10

من به نظرم مصداق اتم این آیه این آقا است که اینطور دارد هذیان می‌گوید!

مجری:

تشکر خیلی استفاده کردیم، من سوال در خصوص روایتی که از وجود نازنین امام صادق (علیه السلام) بیان کردید دارم؛ اما می‌خواهم یک نکته‌ای را به مخاطبین و بیننده‌های عزیزمان بگویم، ما دأب و تلاش مان بر این است مخاطبینی که گاهی خفته هستند یعنی بیننده ما هستند ولی گاهی همت این که روی خط ارتباطی بیایند، تماس بگیرند، پیامک بدهند یا از طریق فضای مجازی سوالاتشان را برای ما ارسال کنند کم هستند، مخاطب زیاد است اما اینکه پای کار باشد بیاید تماس بگیرد سوال بپرسد کمتر دیده می‌شود.

من درخواستم از مخاطبین عزیز، مخصوصاً کسانی که مخاطب جدید ما هستند، تازه به جمع بیننده‌های «شبکه ولی عصر» پیوستند مخصوصاً به برنامه «حبل المتین» ان شاءالله یک همتی بکنند، روی خط ارتباطی بیایند سوالاتی که احیاناً دارند بپرسند

باز هم تاکید می‌کنم اولویت ما عزیزان اهل سنت هستند، برادران اهل سنت، خواهران اهل سنت، بیننده‌های معمولی، آقایان علمایشان، مولوی، آخوند و هرکسی در هر کسوتی است ممکن است بحثی و گفتگویی داشته باشد، یا اشکال به بحث و گفتگوی ما داشته باشد ما واقعاً در خدمت تان هستیم سوالات تان را دریافت می‌کنیم باهم گفتگو می‌کنیم.

حتی آقایان وهابی هم فرقی نمی‌کند فرصت است، عزیزان شیعه هم همین‌طور ممکن است ذهن شما نسبت به موضوع دیگری، اصلاً در مباحث دینی مشغول شده باشد سوالی براتان ایجاد شده باشد نه اینکه صرفا در مورد برنامه ما باشد، در مباحث مختلف اشکالی ندارد می‌توانید روی خط ارتباطی بیایید سوالات تان را بپرسید ان شاءالله پاسخگویی سوالات شما خواهیم بود!

 با این روایات نابی که حضرت استاد امشب بیان کردند نمی‌دانم دیگر باید بچه‌های اتاق فرمان چند دقیقه به وجد آمده باشند و تمام میان برنامه‌ها را زیر و رو کرده باشند تا یک چیز ناب، جدید و قشنگی به نظرم انتخاب کرده باشند، من اگر بودم این کار را می‌کردم در این چند دقیقه‌ای که این احادیث بسیار بسیار ناب و نورانی را از زبان استاد شنیدم، قاعدتاً بچه‌های اتاق فرمان هم همه‌شان دو تا گوش داشتند ده تا هم قرض کردند در این چند دقیقه نشستند دارند گوش می‌دهند.

از طرفی هم دارند می‌گردند که میان برنامه قشنگ آماده کنند، فکر کنم دیگر الان میان برنامه برای ما آماده کرده‌اند تا فضای برنامه را معطر و مزین کنیم و حال دل مان خوب بوده بهتر بشود برگردیم بازم در خدمت تان هستیم!

(میان برنامه)

مجری:

 خیلی ممنون متشکرم از دوستان اتاق فرمان ۱۱۰ مرتبه یا علی گفتیم، دل مان، جان مان، وجودمان، روح مان، با نام مولای متقیان امیر مومنان علی بن ابیطالب (سلام الله علیه) تازه شد.

ماه رجب هم ماه امیرالمومنین است، سیزدهم رجب که در پیش رو است ولادت با سعادت و نورانی حضرت است ان شاءالله که قسمت و روزی همه عاشقان و ارادتمندان به ساحت امیرالمؤمنین بشود، زیارت ایشان و ما هم توفیق پیدا کنیم، ایوان نجف حرم نورانی و بهشتی مولا را زیارت کنیم، در آن صحن و سرا بایستیم به قد و بالای حرم نگاه کنیم ضریح را ببینیم دل مان وجودمان تازه بشود و قدر خودمان را هم بدنیم.

عزیزان دلم بیننده های خوب و نازنینی که برنامه این شبکه را می‌بینید و دل تان لبریز از عشق، ارادت و محبت به مولی است، بعضی وقت‌ها ما قدر خودمان را نمی‌دانیم قدردان خدا و شاکر خدا باشیم قدر خودمان را هم ان شاءالله بدانیم که خدا این نعمت را برای ما قرار داده است.

ما همچنان با برنامه زنده «حبل المتین» در محضر استاد عزیزمان حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی هستیم، باز هم تاکید و یادآوری می‌کنم مخاطبینی که دوست دارند تازه بیایند و به جمع ما اضافه بشوند و جزء کسانی باشند که سوال می‌پرسند مطلبی می‌گویند، حتما استقبال می‌کنیم و در خدمت شان خواهیم بود، چه عزیزان شیعه، چه عزیزان اهل سنت و چه آقایان وهابی، تفاوتی نمی‌کند.

در بخش قبلی حضرت استاد اشاره به روایتی از وجود نازنین امام صادق (علیه السلام) داشتید؛ اما می‌خواهیم یک مقدار فضای بحث را از آن بحث عالمانه و علمی خاص به سمت یک مقدار تحلیلی و عارفانه ببریم استاد یک تحلیل عارفانه نسبت به این حدیث داشته باشید خوب است.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

در رابطه با فرمایش حضرت (سلام الله علیه)، البته ما در بحث فقه مان هم تلاش می‌کنیم روایتی که می‌خوانیم، تحلیل و پیام روایت را هم دریافت کنیم.

 در روایتی از حضرت امیر (سلام الله علیه) است:

«هِمَّةُ السُّفَهَاءِ الرِّوَايَةُ وَ هِمَّةُ الْعُلَمَاءِ الدِّرَايَةُ»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج2، ص160، باب 21 آداب الرواية

«عَلَيْكُمْ بِالدِّرَايَاتِ لَا بِالرِّوَايَاتِ هِمَّةُ السُّفَهَاءِ الرِّوَايَةُ وَ هِمَّةُ الْعُلَمَاءِ الدِّرَايَة»

كنز الفوائد؛ نویسنده: كراجكى، محمد بن على، محقق / مصحح: نعمة، عبد الله‏، ناشر: دارالذخائر، ج2، ص31

فرق بین عالم و غیر عالم این است، غیر عالم روایتی نقل می‌کند می‌رود ولی علما روایتی نقل می‌کنند تحلیل می‌کند، پیام روایت از نبی مکرم برای عصر نبوت چه است، برای عصر امامت چه است، برای عصر دوران غیبت چه است. این سه اصل را ما داریم، عصر نبوت، عصر امامت، عصر غیبت!

 اگر از ائمه روایت است، دیگر عصر نبوت در کار نیست، پیام روایت برای عصر امامت چه است، برای شیعیان چه است، برای اهل سنت چه است؟ چون ائمه (علیهم السلام) فرمایش که داشتند این‌ها مصداق اتم: (وَمَا ينْطِقُ عَنِ الْهَوَى، إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْي يوحَى) هستند.

(وَمَا ينْطِقُ عَنِ الْهَوَى، إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْي يوحَى)

و هرگز از روي هواي نفس سخن نمي‌گويد! آنچه مي‌گويد چيزي جز وحي که بر او نازل شده نيست!

سوره نجم(53): آیه 3 و 4

سخن که می‌گویند هم سخن‌ شان برای شیعه پیام دارد، هم برای سنی، هم برای غیر مسلمان، هم برای کفار؛ یعنی اگر ما بیاییم فرمایشات ائمه را موشکافی کنیم و درون حدیث را بیرون بریزیم می‌بینیم از فرمایش امام هم می‌توانیم برای یک هندو پیام درست کنیم!

 پیام امام برای یک هندو، پیام امام برای یک کمونیست و مارکسیست، پیام امام برای یک ملحد، می‌شود کاملا از فرمایشات امام همه این‌ها را بیرون در آورد و خیلی راحت هم می‌شود بیرون درآورد؛ ولی یک مقداری زحمت دارد، دقت دارد، و توکل بر خدا می‌خواهد.

در رابطه با این حدیث اولاً واژه، واژه های حدیث را من عرض می‌کنم من از روی مانیتور اشاره می‌کنم کسی بخواهد از صفحه مانیتور تصویر بگیرد بتواند تصویر بگیرد.

اولین بخش این روایت پرسش در رابطه با ماهیت و نشانه‌های امام است، این برای همه است، برای ما هم است، امامت چه نشانه‌هایی باید داشته باشد؟ ماهیت امام و نشانه‌های امام علامت‌های امام چه است؟ این‌ها را عبدالله ابن ابی هذیل سوال می‌کند.

بخش دوم پاسخ امام صادق (سلام الله علیه) است. «إِنَّ الدَّلِيلَ عَلَى ذَلِكَ وَ الْحُجَّةَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَ الْقَائِمَ بِأُمُورِ الْمُسْلِمِينَ وَ النَّاطِقَ بِالْقُرْآنِ»؛ حضرت می‌گوید نشانه امام آن است حجت خدا بر مومنان است، قیام کننده به امور امت یعنی تشکیل حکومت، رفع ظلم مبارزه با ظالم دفاع از مظلوم رسیدگی به مستمندان، امام زبان ناطق قرآن و عارف به احکام الهی است. اینطوری نیست که اگر از آیه قرآن از امام سوال کردند چشم هایش را بهم بزند و بگوید نمی‌دانم، نمی‌دانم در منطق امام نیست.

 به عبارت دیگر امام آیینه ای نور الهی در میان خلایق است، قرآن از زبان او می‌گوید و او از زبان قرآن می‌شنود. امام از زبان قرآن می‌گوید هرچه می‌گوید از قرآن می‌گوید و قرآن هم از زبان او می‌گوید؛ یعنی قرآن و این‌ها لازم و ملزوم هستند.

 روایات متعدد داریم شیعه سنی آورده اند بر اینکه:

«علي مع القرآن والقرآن مع علي لن يتفرقا حتى يردا علي الحوض هذا حديث صحيح الإسناد»

المستدرك على الصحيحين؛ اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري الوفاة: 405 هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م، الطبعة: الأولى، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، ج3، ص134، 6428

از هر دو طرف علی با قرآن است و قرآن هم با علی (علیه السلام) است. برای ائمه هم این صادق است. امام کسی است که مردم را به عدل اداره می‌کند، احکام خدا را از سرچشمه علم الهی می‌آورد، او همان جان دوم پیامبر است. (انفسنا و انفسکم) که در جایگاه هارون نسبت به موسی قرار دارد، این بخش دوم.

 بعد به بخش سوم می‌رسیم «المفروض الطاعة»؛ اطاعت امام واجب است، در اینجا امام صادق (سلام الله علیه) به سه تا نکته اشاره می‌کند یک: (يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ) آیه ۵۹ سوره نساء.

 امام اطاعتش واجب است به دلیل اینکه خدا اطاعت خودش و اطاعت پیغمبر را با اطاعت اولی الامر که مصداق اتم و مصداق واقعیش امیرالمومنین و فرزندان بزرگوارش هستند.

 نکته دوم: (إِنَّمَا وَلِيكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ)؛ در آیه اولی الامر، اطاعت خدا، اطاعت پیغمبر اطاعت امام همردیف بودند، هیچ تفاوتی نکرد.

 در اینجا ولایت خدا، ولایت پیغمبر و ولایت امام آمده است (إِنَّمَا وَلِيكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ)؛ (آیه ۵۵ سوره مائده)

 نکته سوم در ویژگی امام «الْمَدْعُوُّ إِلَيْهِ بِالْوَلَايَةِ الْمُثْبَتُ لَهُ الْإِمَامَةُ يَوْمَ غَدِيرِ خُمٍّ»؛ امام آن کسی است که پیغمبر در یک جمع ۱۲۴ هزار نفر در غدیر خم دست او را بالا گرفت و فرمود: «فَمَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ وَ أَعِنْ مَنْ أَعَانَهُ»

 او همان ولی است که قرآن به اطاعتش فرمان داده، خدا نامش را در آیه ولایت روشن کرده، سر پرست شما تنها خدا و رسول و همان کس که روز غدیر خم دستش به فرمان خدا بالا رفت پیامبر فرمود هر که من مولای اویم علی مولای او است!

 بخش چهارم در اینجا امام صادق (سلام الله علیه) سلسله نور امامان پس از امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) را مطرح می‌گوید اول کسی که لباس امامت را به تن کرده امیرالمؤمنین علی ابن ابی طالب است. بعد از او امام حسن، بعد از او امام حسین، بعد از او امام سجاد، امام باقر، امام صادق، امام کاظم، امام رضا، امام جواد، امام هادی، امام عسکری، بعد فرزند امام عسکری حضرت مهدی (ارواحنا فداه» است. «هَذَا وَاحِداً بَعْدَ وَاحِدٍ»؛ این‌ها همه یکی پس از دیگری است.

 یا به عبارت دیگر ائمه رشته‌ای از نور هستند، یک امام پس از دیگری تا قائم موعود (عجل الله تعالی فرجه الشریف) که ختم کننده این دایره ولایت است. رسول اکرم پایان بخش زنجیره انبیاء است، حضرت مهدی پایان بخش زنجیره ائمه است.

 این زنجیره از علی می‌تابد، در حسن و حسین شکوفا می‌شود، و آن نور در زنجیره‌ای قدسی از دل رسول اکرم تا حضرت مهدی جاری است، زمین هرگز از حجت خدا خالی نمی‌ماند.

در بخش پنجم امام صادق( علیه السلام) صفات سلوکی و اخلاقی امامان را مطرح می‌کند. «وَ دِينُهُمُ الْوَرَعُ وَ الْعِفَّةُ وَ الصِّدْقُ وَ الصَّلَاحُ وَ الِاجْتِهَادُ»؛ دین آنان، امام که می‌گوید ویژگی هایش چه است، دین ائمه پارسایی پاکدامنی و راستی است، سیره آنان سجده های طولانی و شب زنده داری است.

 «وَ أَدَاءُ الْأَمَانَةِ إِلَى الْبَرِّ وَ الْفَاجِرِ وَ طُولُ السُّجُودِ وَ قِيَامُ اللَّيْلِ وَ اجْتِنَابُ الْمَحَارِمِ وَ انْتِظَارُ الْفَرَجِ بِالصَّبْرِ» به نیک و بد امانت داری می‌کنند خیلی جالب است «وَ أَدَاءُ الْأَمَانَةِ إِلَى الْبَرِّ وَ الْفَاجِرِ» یک مؤمن چیزی پیش امام امانت بگذارد امام برمی‌گرداند. یک ناصبی، یک کافر، یک مرتد هم پیش امام امانت بگذارد، امام به امانت او خیانت نمی‌کند.

 خیلی جالب است، ماها که باشیم می‌گوییم این آدم ناصبی است، اموالش برای همه حلال است و باید پدرش را هم درآورد، پولش را هم خورد ما باید می‌رفتیم به زور می‌گرفتیم خودش آورده داده است و ده‌ها توجیه می‌کنیم.

 ولی امام صادق (سلام الله علیه) می‌فرماید ائمه این‌طوری نیستند، آدم خوب و آدم بد و فاجر پیش این‌ها امانت بگذارند، این‌ها امانت داری می‌کنند و سر موعد امانت شان را به این‌ها برمی‌گردانند.

 «وَ حُسْنُ الصُّحْبَةِ وَ حُسْنُ الْجِوَار» و با دیگران با اخلاق خوش برخورد می‌کنند، که نشان از مکتب ایشان است. امام الگویی زنده از صدق، راستی و عفت است شب را با خدا و روز را در خدمت خلق است، این‌طوری نیست که گوشه گیر باشد بیرود در بیابان صومه‌ای درست کند.

و اینطوری هم نیست که شب تا صبح بخوابد و صبح آخر نماز لب طلایی بخواند، امام شب را با خدا راز و نیاز می‌کند، از خدا نیرو می‌گیرد، از خدا قدرت می‌گیرد، روز هم در خدمت خلق است، تبیین احکام خدمت به مستمندان، خد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌مت به ایتام و در برابر ظالم بردبار است نه از ضعف بلکه از یقین.

 اگر در برابر ظالم ایستاد با تمام توان با او مبارزه می‌کند، نه خاطر اینکه ضعیف است ظالم قوی است، به خاطر اینکه این مبارزه را یک امر واجب و قطعی برای خودش می‌داند، همان گونه‌ای که قرآن می‌گوید به فقیر و فاجر امانت یکسان می‌دهد.

این‌ها در حقیقت پنج بخش از تحلیل عرفانی ما نسبت به فرمایش آقا امام صادق (سلام الله علیه) بود. اگر فرصت بود باز مطالبی است که عرض خواهم کرد.

مجری:

خیلی ممنون و متشکر، بنده سوال دارم ولی در خلال گفتگوی مان تلفن‌ها را هم جواب بدهیم، ان شاءالله اگر فرصت شد باز هم بحث و گفتگویمان را در محضر حضرت استاد ادامه خواهیم داد.

آقای «رضایی» از کرمانشاه روی خط ارتباطی هستند، خدمت تان سلام عرض می‌کنم بفرمایید.

(تماس بینندگان برنامه)

بیننده: (آقای رضایی از کرمانشاه – شیعه)

سلام و عرض ادب خدمت آیت الله قزوینی و شما مجری محترم، دو تا سوال از حضرت آیت الله دارم، سوال اول در کتاب «فوائد المدنیه - ملا امین استرآبادی» چون ایشان اخبار مسلک هستندة ایرادهای بر مکتب اصولی و اجتهاد گرفتن، مثلا ایشان در آن کتاب ظواهر قرآن را حجت نمی‌دانند، یا برای دو اصل عقل و اجماع که در استنباط احکام توسط اصولیون انجام می‌شود سخت خرده می‌گیرند و این‌ مطالب را باطل می‌دانند، خواستم دلایلی در رد اخباری‌ها مطرح بفرمایید. سوال دوم من این است که قیام خراسانی از علائم حتمی ظهور است یا نه؟ خیلی ممنون از شما

مجری:

آقای رضایی چند سال تان است؟

آقای رضایی:

بنده هجده سالم است!

مجری:

جوانی که دغدغه شان این سوال است خیلی عالی! حضرت استاد سوال ایشان در مورد قیام سید خراسانی است پرسیدند آیا از دلایل ظهور است یا خیر؟ بسیار خوب ممنونیم از شما آقای رضایی موفق باشید خدانگهدارتان باشد

بیننده بعدی آقای «فیروزیان از مازندران» بیننده بعدی مان روی خط ارتباطی هستن، خدمت تان سلام عرض می‌کنم، شب بخیر!

 بیننده: (آقای فیروزیان از مازندران – شیعه)

 سلام علیکم، ان شاءالله سلامت باشید، خدمت تان عرض شود که من یک مطلبی را می‌خواستم با آقای قزوینی عرض کنم، اخیراً آقای اردستانی جمله‌ای گفتند، بعضی‌ها به ایشان ایراد داشتند یک بحث است، بالاخره مردم در موردش قضاوت می‌کنند؛ ولی ما از آقای قزوینی این انتظار را داریم این آقایونی که هتاکی نسبت به این بنده خدا و به مادر ایشان کردند یک تذکر اخلاقی بدهند.

همان طور که مناظره با آقای «عابدینی» کردند چه اشکال دارد این بحث‌ها بشود؛ ولی انصافاً بی‌ادبی کردن، از تریبون‌های رسمی درست نیست من خواهشم این است که آقای قزوینی و شبکه محترم تذکری به این فحاشی‌ها بدهند.

مجری:

آقای فیروزیان صدایتان قطع و وصل می‌شود، تلفن همراه تان مشکل آنتن دهی دارد مقدار جایتان را عوض کنید. آقای فیروزیان نظر شما در مورد توهین‌هایی که ایشان کردند چه است؟

آقای فیروزیان:

 کار بدی است من نمی‌خواهم بگویم کارش درست است توهین کار بدی است، ولی نسبت حرامزادگی کار خیلی بدی است و حد دارد. اگر او هم کار بدی کرده، اگر نسبت به تشیع نظری داده و در عوام ممکن است هر کسی نتواند درک کند؛ ولی نسبت حرامزادگی به کسی دادن هم کار درستی نیست. لازمه اش این است که هر دو طرف را نصیحت کرد، اما به کسی نسبت زنازادگی و حرامزادگی دادن از تریبون رسمی جلسه اهل بیت جالب و درست نیست.

 خواهش من این است اگر آقای قزوینی صلاح دانستند، صحبت کنند، اگر صلاح هم ندانستند خودشان بهتر می‌دانند خدا قوت همه ما را دعای خیر کنید.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

جناب آقای فیروزیان بنده از حضرتعالی یک سوالی دارم، ایشان در مصاحبه‌ای که با شبکه کلمه داشتند، آن‌جا منکر وجود مقدس حضرت مهدی شدند، گفت من در این موضوع کار نکردم، و کار هم بکنم به نتیجه نمی‌رسم. و همچنین گفت پیغمبر ائمه را معین نکرده است، صحبت‌شان این بود که ائمه مثل ما هستند، هیچ فرقی با ما ندارند.

 در یک جا مطلبی گفت که من خیلی (عذر می‌خواهم، عذر می‌خواهم) نمی‌توانم جمله ایشان را بگویم. متأسفانه یک فحش رکیک به حضرت امیر داده، فحش خیلی رکیک، توهین خیلی رکیک، شما اگر از هر مرجعی سوال کنید از رهبری آیت‌الله‌العظمی خویی، آیت الله العظمی سیستانی، آیت الله العظمی مکارم، از هر مرجعی سوال کنید کسی اگر این‌طور توهین، ناسزا به حضرت امیر بگوید این مسلمان است یا مرتد است؟

 جناب آقای فیروزیان عزیز! این‌ها را شما چطور می‌خواهید توجیه کنید؟

آقای فیروزیان:

من صحبت ایشان را ندیدم هرکس بخواهد توهین به اهل بیت کند کارش نادرست است!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

من صدای ایشان را دارم.

آقای فیروزیان:

جناب اقای قزوینی! بنده خودم هم طلبه هستم، در محضر بزرگان عرض ادب کردیم و تمام تار و پود ما با اهل بیت است، این را قبول نمی‌کنیم که کسی به اهل بیت توهین کند؛ ولی من عرضم این است که اگر یک عالمی جواب داد...

مجری:

آقای فیروزیان، به نظرتان با این توصیفات اصلاً ایشان مسلمان است؟

آقای فیروزیان:

من عرض کردم، صحبت‌های ایشان را من گوش نکردم!

مجری:

 استاد دارند می‌گویند اینطوری گفته است.

آقای فیروزیان:

اگر نسبت به اهل بیت این کار را کرده یقیناً کارش درست نیست؛ ولی نسبت حرامزادگی دادن به ایشان از کجا در می‌آید من عرضم این است؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

آقای فیروزیان! حضرت‌عالی می‌فرمایید که روحانی هستید ما خیلی خوشحال هستیم که یک روحانی زنگ زده و با یک روحانی صحبت می‌کنیم، من نمی‌دانم از کتب شیعه برای شما بخوانم یا از کتب اهل سنت بخوانم که اگر کسی نسبت به ائمه جسارت کند، روایات متعدد در این موضوع داریم.

 مثلاً از «انس ابن مالک»:

«وعن انس بن مالك: ما كنا نعرف الرجل لغير أبيه الا ببغض علي بن أبي طالب»

مناقب آل أبي طالب عليهم السلام (لابن شهرآشوب)؛ نویسنده: ابن شهر آشوب مازندرانى، محمد بن على، محقق / مصحح: ندارد ناشر: علامه، ج‏3، ص10

من ترجمه دیگر نمی‌کنم حضرتعالی متوجه شدید ترجمه اش چه است.

«قالت الأنصار إن كنا لنعرف الرجل إلى غير أبيه ببغضه علي بن أبي طالب»

تاريخ مدينة دمشق وذكر فضلها وتسمية من حلها من الأماثل؛ اسم المؤلف: أبي القاسم علي بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله الشافعي الوفاة: 571، دار النشر: دار الفكر - بيروت - 1995، تحقيق: محب الدين أبي سعيد عمر بن غرامة العمري، ج 42، ص 287

«قالت الأنصار إن كنا» کلمه إن، اینجا ان ثقیله است. «إن كنا لنعرف الرجل إلى غير أبيه ببغضه علي بن أبي طالب»، ملاحظه می‌فرمایید یا نه؟

آقای فیروزیان:

بله،

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

روایات متعدد ما در این زمینه داریم، در منابع شیعه الی ماشاء الله داریم آخر یک دفعه این است که می‌گوید من علی را قبول ندارم ما حرفی نداریم می‌گوییم آقا بیا بنشین با هم صحبت کنیم!

مجری:

خیلی از اهل سنت هستند که امامت حضرت را قبول ندارند.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله خیلی از اهل سنت هستن امامت حضرت را قبول ندارند؛ ولی اینکه بیاید جمله رکیک بگوید و فحاشی کند، حتی یکی از این بزرگان اگر اسمش را بگویم همه تان می‌شناسید، خیلی از آن رده های بالای دولتی است، دو سه روز قبل منزل ما بود عبارتش را نتوانستم بگویم.

هر کار کردم جمله‌ای که ایشان (سلیمانی امیری) نسبت به حضرت امیر گفته بیان کنم دیدم لب‌هایم قفل می‌شود. کلیپش را باز کردم و برایش گذاشتم گفتم آقا کلیپش را خودت ببین، خدا می‌داند آقای فیروزیان این بنده خدا رنگش مثل دیوار سفید شد ترسیدم سکته کند، یک آدم روحانی اینطور نسبت به حضرت امیر جسارت کند، آیا این را شما چه می‌گویید؟

 هرکس که به ایشان توهین می‌کند زنازاده می‌گوید هرچه از این قبیل حرف‌ها می‌گوید من با این‌ها صد در صد مخالف هستم، و این به نفع ایشان است. ببینید از عزیزان مداح که اینطور به ایشان حرامزاده، زنا زاده و... می‌گویند تمام این‌ها به نفع «اردستانی» است.

می‌گوید این‌ها منطق ندارند دارند این‌طور با فحاشی با من برخورد می‌کنند من با مخالف هستم

آقای فیروزیان:

حاج آقای قزوینی من هم حرفم همین است!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

من هیچ شبهه‌ای ندارم که این‌طور کارها بد است، ایشان بیاید در یک جلسه علمی ثابت بشود بر این‌که شما این را گفتی، روایات ما می‌گوید هر کس این تعبیر را به امام بکند مشکل نسبی دارد، به ما جواب بده!

آقای فیروزیان! یک جمله خیلی قشنگی است، ایشان می‌گوید من در زمان شاه چرا ترانه‌های آقای «شجریان» را گوش نکردم عجب خری بودم، دو- سه بار هم می‌گوید من عجب خری بودم!

 بعد یه جمله از یک عالمی نقل می‌کند بالای منبر گفت مردم هم گریه کردند، می‌گوید این شیعه‌ها چقدر خرند، از من خرترند! ببینید این را هم دارد این که دارم می‌گوم کلیپش در کامپیوترم هست. این را که دارم عرض می‌کنم چند بار هم گوش کردم. می‌گوید این شیعه‌ها چقدر خرند از من خرترند!

 شیعه‌ها خر هستند ادعاست ولی از من خرتر هستند، شما می‌دانید اقرار العقلا علی انفسهم نافذ، ملاحظه می‌فرمایید ایشان هیچ جای دفاع ندارد؛ ولی من تقاضایم این است اگر عزیزان مداح‌ها و منبری‌ها عرض من را قبول دارند از فحاشی نسبت به ایشان خودداری کنند، چون فحاشی به نفع ایشان است!

اقای فیروزیان:

حاج آقای قزوینی! خلاصه حرف من هم همین است می‌گویم وقتی که چهار تا نادان می‌آیند در یک جلسه توهین می‌کنند دیگران سوء استفاده می‌کنند!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله.

اقای فیروزیان:

ببینید این همه علما زحمت کشیدند که روی شأن اهل بیت را در بین مردم کار، این همه منبری و این همه علما زحمت کشیدند پای امیرالمومنین، پای سیدالشهداء بعد یک کسی می‌آید یک نادانی می‌کند بعد یکی دیگر نادان‌تر می‌آید این را با بی ادبی پاسخ می‌دهد بعد دیگران و شبکه‌های معاند، شبکه‌های ضد شیعی این را بُلدْ می‌کنند یقیناً شیعه ضرر می‌کند.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله قطعاً! من هم عرض کردم این کار آقایان از دیدگاه من به هیچ وجه صحیح نیست و این در حقیقت به نفع ایشان دارند کار می‌کنند.

مجری:

 ممنونیم آقای فیروزیان.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

ممنونیم اقای فیروزیان عزیز! ولی اگر یک وقت دسترسی به ایشان دارید، یا نزد ایشان رفتید به ایشان بگویید آقا این حرف‌ها چه است؟ اگر خواستید ایمیل تان را به من بدهید من بعضی از صوت‌های ایشان را که واقعاً دلیل قاطع بر ناصبی بودن ایشان است خدمت تان ارسال می‌کنم.

مجری:

 ممنونیم آقای فیروزیان موفق باشید التماس دعا و خدانگهدارتان باشد. آقای «امینی از خرم آباد» روی خط ارتباطی هستند سلام به شما بفرمایید.

بیننده: (آقای امینی از خرم آباد – شیعه)

 عرض سلام و ادب خدمت استاد قزوینی و مجری محترم. قبل از این‌که دو تا سوال خودم را مطرح کنم از مخالفین می‌خواهم که اگر جرأت و مردانگی دارید روی خط بیایید که در لایوهای اینستاگرامی خودتان بحث می‌کنید بیاید اینجا بحث بکنید و نروید به صورت غیر حضوری و غیر رو در رو کلیپ های این برنامه را تقطیع کنید و به خیال خودتان پاسخ بدهید و در فضای مجازی منتشر کنید.

 اگر علم دارید روی خط ارتباطی بیاید و شما هم بحث کنید تا ما متوجه بشویم آیا شما توانایی را دارید یا الکی تظاهر به توانایی خودتان داخل فضای مجازی می‌کنید.

 سوالی که از استاد قزوینی دارم این است که در بحث اطاعت از امام یک روایتی می‌آورند که یک زمانی می‌رسد از پیامبر نقل می‌کنند که نه امامی است و نه جماعتی این روایت هم ظاهراً داخل «صحیح بخاری» هست که می‌گوید:

«قال تَلْزَمُ جَمَاعَةَ الْمُسْلِمِينَ وَإِمَامَهُمْ قلت فَإِنْ لم يَكُنْ لهم جَمَاعَةٌ ولا إِمَامٌ قال فَاعْتَزِلْ تِلْكَ الْفِرَقَ كُلَّهَا وَلَوْ أَنْ تَعَضَّ بِأَصْلِ شَجَرَةٍ حتى يُدْرِكَكَ الْمَوْتُ وَأَنْتَ على ذلك»

الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج3، ص1319

من از استاد می‌خواهم که در مورد این روایت توضیح بدهند که چطور است ما می‌گوییم به مرگ جاهلی می‌میرد هر کسی که امامی ندارد، آن‌ها می‌گویند ما در روایت داریم که رسول الله پیش بینی کرده که به اصطلاح ممکن است افرادی باشند که امامی نداشته باشند و جماعتی هم نباشد. این سوال اول من است.

 سوال دوم من در مورد بحث حدیث منزلت هست که آن را خاص مسئله تبوک می‌دانند که «انت منی به منزلة هارون من موسی» می‌گویند که صرفا این خلافت و جانشینی مربوط به همان واقعه هست و این دلالت نمی‌کند که بعد از پیامبر هم به اصطلاح این جانشینی وجود داشته باشد صرفا در آن برهه زمانی خاص بوده است.

مجری:

آقای امینی! برنامه‌های گذشته ما را تا به حال دیدید که شاید بیشتر از ده جلسه در مورد حدیث منزلت داشتیم؟

آقای امینی:

بعضی از برنامه‌ها را دیدم بعضی‌هایش را ندیدم!

مجری:

 در برنامه‌های گذشته به این شبهه کامل جواب دادیم

آقای امینی:

اگر امکانش است مختصر استاد یک توضیحی بدهند، ولی بیشتر در مورد روایت بخاری در مورد نبود امام و این‌ها استاد توضیح بفرمایند خیلی ممنون از برنامه خوب تان!

مجری:

موفق باشید خدا نگهدارتان، استاد این دو - سه تا سوالی که مطرح شده جواب بدهیم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

عبارتی که از کتاب «بخاری» گفت من نتوانستم پیدا کنم.

مجری:

 سوال و در واقع حرف شان این است آن‌جا آمده که زمانی خواهد آمد نه امامی خواهد بود نه جماعتی با این جمله حرف شان را گفتند.

استاد! آقای «رضایی از کرمانشاه» اشاره به کتاب «فواید المدنیه» کرد و نکاتی را بیان کرد. اما نکته و سوال اصلی شان دلیل و دلایل رد اخباریون چه است اگر این اخباریون با این تفکر اندیشه که دارند دلیل چه است که ما این‌ها را رد می‌کنیم؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

ببینید اولا که حاج آقای «عباسی» ده – دوازده جلسه در نقد تفکرات اخبارگری برنامه داشتند. من فقط یک سوالی از این‌ها دارم من کاری با هیچی ندارم.

مجری:

اسم برنامه هم عصر ایمان بوده است، در آرشیو شبکه همراه با متن پیاده شده موجود است.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله، من یک سوال از این‌ها دارم، این‌ها می‌گویند تقلید باطل است نباید از مراجع تقلید کنیم. من از این‌ها می‌خواهم من به عنوان یک فرد عادی می‌خواهم نماز بخوانم واجبات نماز را از کجا بگیرم؟ سواد آن طوری ندارم که بیایم کتاب «کافی» و «سایل» و دیگر کتب روایی را مطالعه کنم، عربی هم بلد نیستم دسترسی هم به کسی ندارم بیاید بغل من بنشیند روایات را برای من ترجمه کند.

من می‌خواهم نماز صبح بخوانم این نماز صبح واجباتش چه است، مبطلاتش چه است، شک برا من پیش آمده، تکلیف چه است؟ وضو گرفتن باید چطوری باشد؟ چه کار کنیم؟ من عوام می‌خواهم یاد بگیرم چطوری باید وضو بگیرم، مراجع را هم کنار گذاشتیم، رساله عملیه را کنار گذاشتیم، ما باید مستقیم از معصوم بگیریم.

ببینید چند درصد جامعه عالم‌ هستند و توانایی مراجعه به کتب روایی را دارند. حتی علما الان یک طلبه درس خارج خوان بگو آقا جان شما می‌توانید از کتاب و حدیث احکام وضو را بیرون در بیاورید؟

یک جا می‌گوید امیرالمؤمنین در وضو پایش را می‌شسته است، یک جا می‌گوید پایش را مسح می‌کرده است. این را چه کار کند این همه روایات متعارض داریم، «شیخ طوسی» یک کتاب مستقل به نام «الاستبصار فی ما تعارض فیه الاخبار» دارد این کتاب چهار جلد است. احادیث متعارض را در این کتاب آورده است. این طلبه فاضل ما چه طور می‌تواند اخبار متعارض را حل کند؟

یعنی این‌ها (اخباری‌ها) یک شعری گفتند و در قافیه اول آن گیر کردند.

اضافه این همه ما احادیث و روایات داریم نزدیک سی و پنج روایت در رابطه با بحث تقلید و تبعیت از ولی فقیه داریم، یک روایت، دو روایت، سه روایت نیست.

این آقایان می‌گویند ما بررسی سندی نیاز نداریم، به من جواب بدهند این سی و پنج تا روایت که مرحوم «نراقی» در کتاب «عواید» شان نوزده تا روایت آورده است. مرحوم «امام» از این نوزده تا روایت دوازده تای آن را آورده است. مرحوم «صدر» در کتاب «ماورا الفقه» یازده تا از این روایت‌ها را آورده است.

به ما بگویند این روایات را چه کار کنیم؟ «فَلِلْعَوَامِّ أَنْ يُقَلِّدُوه» چه است؟

«فَأَمَّا مَنْ كَان‏ مِنَ الْفُقَهَاءِ صَائِناً لِنَفْسِهِ حَافِظاً لِدِينِهِ، مُخَالِفاً لِهَوَاهُ، مُطِيعاً لِأَمْرِ مَوْلَاهُ فَلِلْعَوَامِّ أَنْ يُقَلِّدُوه‏»‏

تفصيل وسائل الشيعة إلى تحصيل مسائل الشريعة؛ شيخ حر عاملى، محمد بن حسن، ناشر: مؤسسة آل البيت عليهم السلام، محقق/ مصحح: مؤسسة آل البيت عليهم السلام، ج27، ص131

و روایت:

«وَ أَمَّا الْحَوَادِثُ الْوَاقِعَةُ فَارْجِعُوا فِيهَا إِلَى رُوَاةِ حَدِيثِنَا فَإِنَّهُمْ حُجَّتِي عَلَيْكُمْ وَ أَنَا حُجَّةُ اللَّهِ عَلَيْهِم‏»

كمال الدين و تمام النعمة؛ ابن بابويه، محمد بن على، محقق/ مصحح: غفاری، علی اكبر، ناشر: اسلاميه، ج1، ص240

«فَإِنَّهُمْ حُجَّتِي عَلَيْكُمْ وَ أَنَا حُجَّةُ اللَّهِ عَلَيْهِم‏» چه است؟

یا:

«الْفُقَهَاءُ أُمَنَاءُ الرُّسُل‏» چه است؟

«الْفُقَهَاءُ أُمَنَاءُ الرُّسُل‏»

الكافي (ط - الإسلامية)، نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج1، ص46

این‌ها را می‌خواهند چه کار کنند، روایاتی که بزرگان ما در وجوب تقلید آورده اند «فَأَمَّا مَنْ كَان‏ مِنَ الْفُقَهَاءِ صَائِناً لِنَفْسِهِ حَافِظاً لِدِينِهِ، مُخَالِفاً لِهَوَاهُ، مُطِيعاً لِأَمْرِ مَوْلَاهُ فَلِلْعَوَامِّ أَنْ يُقَلِّدُوه‏»‏ این را به ما جواب بدهند!

مجری:

خیلی ممنونم استاد چون وقت مان محدود است، در خصوص قیام خراسانی گفتند آیا از نشانه‌ها و از دلایل ظهور امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است یانه؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

نه، ما روایات از آقا امام صادق (سلام الله علیه) داریم، حتی آن علائم حتمیه هم که در روایات آمده چه بسا در آن‌جا هم بداء حاصل بشود، حتی علائم حتمیه! علائم حتمیه مثل خروج سفیانی، خروج دجال و دیگر علایم آن‌جا احتمال اینکه بدا حاصل بشود است، امام فرمود هیچ بعید نیست.

 من اگر بتوانم یک روایت برای عزیزمان بخوانم، ما روایات متعدد داریم بر اینکه ظهور سفیانی از حتمیات است، روایت صحیحه هم است، حضرت فرمود قبل از قیام پنج تا علامت حتمی داریم: «یمانی، سفیانی، صیحه آسمانی، شهادت نفس زکیه، و فرو رفتن در بیدا»

 همین را شما ببینید روایت از آقا امام جواد (سلام الله علیه) است:

«حَدَّثَنَا أَبُو هَاشِمٍ دَاوُدُ بْنُ الْقَاسِمِ الْجَعْفَرِيُّ قَال‏: كُنَّا عِنْدَ أَبِي جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الرِّضَا (علیه السلام) فَجَرَى ذِكْرُ السُّفْيَانِيِّ وَ مَا جَاءَ فِي الرِّوَايَةِ مِنْ أَنَّ أَمْرَهُ مِنَ الْمَحْتُومِ فَقُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام) هَلْ يَبْدُو لِلَّهِ فِي الْمَحْتُومِ قَالَ نَعَمْ قُلْنَا لَهُ فَنَخَافُ أَنْ يَبْدُوَ لِلَّهِ فِي الْقَائِمِ فَقَالَ إِنَّ الْقَائِمَ مِنَ الْمِيعَادِ وَ اللَّهُ لا يُخْلِفُ الْمِيعاد»

الغيبة( للنعماني)؛ نويسنده: ابن أبي زينب، محمد بن ابراهيم‏، محقق / مصحح: غفارى، على اكبر، ناشر: نشر صدوق‏، ص303

می‌گوید قضیه سفیانی ذکر شد «أَنَّ أَمْرَهُ مِنَ الْمَحْتُومِ»؛ گفتند خروج سفیانی از علائم حتمیه است. «فَقُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام) هَلْ يَبْدُو لِلَّهِ فِي الْمَحْتُومِ»؛ آیا از طرف خدا در علایم محتومیه بدا حاصل می‌شود؟ «قَالَ نَعَمْ» تمام آن پنج تایی که گفتیم همش قابل بدا است.

مجری:

 ممکن است تغییر کند، ممکن است هم اتفاق بیفتد.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

«قُلْنَا لَهُ فَنَخَافُ أَنْ يَبْدُوَ لِلَّهِ فِي الْقَائِمِ» آیا نسبت به حضرت مهدی هم ممکن است بدا حاصل بشود؟ فرمود: «إِنَّ الْقَائِمَ مِنَ الْمِيعَادِ وَ اللَّهُ لا يُخْلِفُ الْمِيعاد»؛ بحث حضرت مهدی وعده خداست علایم نیست وعده است خدای عالم «لایخلف المیعاد» آدرس کتاب غیبة نعمانی صفحه ۳۰۲ حدیث ۱۰

مجری:

خیلی ممنونم از شما حضرت استاد، آقای امینی از خرم آباد هم تو بحث اطاعت امام اشاره کردند که در «صحیح بخاری» و دیگر کتب گفت روایت آمده است ممکن است زمانی فرا برسد نه امامی باشد نه جماعتی باشد.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

ببینید این‌ها همه روایت‌های ساخته شده است. شما بروید در «صحیح مسلم» حدیث 6587 یا ۴۶۸۶ در آن‌جا مفصل آمده و از قول «عبدالله ابن عمر» هم است.

«وَمَنْ مَاتَ وَلَيْسَ في عُنُقِهِ بَيْعَةٌ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً»

صحيح مسلم؛ اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري الوفاة: 261، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ج 3، ص 1478، ح1851

کتاب «مسند احمد» جلد ۴ صفحه ۹۶

 «من مَاتَ بِغَيْرِ إِمَامٍ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً»

مسند الإمام أحمد بن حنبل؛ اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني الوفاة:241، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر، ج4، ص96، ح16922

«قال رسول اللَّهِ صلى اللَّهُ عليه وسلم من مَاتَ بِغَيْرِ إِمَامٍ مَاتَ مَيْتَةً جَاهِلِيَّةً»

المعجم الكبير؛ اسم المؤلف: سليمان بن أحمد بن أيوب أبو القاسم الطبراني الوفاة: 360، دار النشر: مكتبة الزهراء - الموصل - 1404 - 1983، الطبعة: الثانية، تحقيق: حمدي بن عبدالمجيد السلفي، ج19، ص388، ح910

تمام بزرگانشان آوردند بر این که باید در هر عصری یک امام باشد، از او تبعیت کنند.

«عن أبي سَعِيدٍ الْخُدْرِيِّ قال قال رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم إذا بُويِعَ لِخَلِيفَتَيْنِ فَاقْتُلُوا الْآخَرَ مِنْهُمَا»

صحيح مسلم؛ اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري الوفاة: 261، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ج3، ص1480، بَاب إذا بُويِعَ لِخَلِيفَتَيْنِ،1853

اگر در یک عصر برای دو خلیفه دو امام بیعت کردند بیعت اولی درست است؛ ولی بیعت دوم به هیچ وجه صحیح نیست باید کشته بشود. بزرگان شان مثل نووی که از ایشان تعبیر به فقیه الامه می‌کنند این‌ها به صراحت می‌گویند در کل کره زمین در هر عصر واجب یک امام باشد تا قیام قیامت!

بعضی‌ها آمدند گفتند شاید مراد از این مثلاً حاکمان هر کشوری است مثلاً آقای «ترامپ امام آمریکا» است «نتانیاهو» امام صهیونیست‌ها است «ملک عبدالله» امام اردنی‌ها است.

 این‌ها می‌گویند آقا این‌ها تمام افکار باطل است. ملاحظه بفرمایید در کتاب «صحیح مسلم بشرح النووی» دارد:

«واتفق العلماء على أنه لا يجوز أن يعقد لخليفتين في عصر واحد سواء اتسعت دار الإسلام أم لا»

صحيح مسلم بشرح النووي؛ اسم المؤلف: أبو زكريا يحيى بن شرف بن مري النووي الوفاة: 676، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت - 1392، الطبعة: الطبعة الثانية، ج12، ص231- 232

حکومت اسلامی یعنی مسلمان‌ها در سراسر دنیا باشند، یا در یک جا باشند یک خلیفه باید باشد این تا قیام قیامت است.

این نکته را عرض کنم بعد از امام مجتبی (علیه السلام) اهل سنت دیگر امام نداشتند پیغمبر فرمود:

«الخلافة بعدي ثلاثون سنة ثم يكون ملكا»

الثقات؛ اسم المؤلف: محمد بن حبان بن أحمد أبو حاتم التميمي البستي الوفاة: 354، دار النشر: دار الفكر - 1395 - 1975، الطبعة: الأولى، تحقيق: السيد شرف الدين أحمد، ج2، ص304

«الخلافة بعدي ثلاثون سنة ثم تكون ملكا عضوضا»

المحرر الوجيز في تفسير الكتاب العزيز؛ اسم المؤلف: أبو محمد عبد الحق بن غالب بن عطية الأندلسي الوفاة: 546هـ ، دار النشر: دار الكتب العلمية - لبنان - 1413هـ- 1993م، الطبعة: الاولى، تحقيق: عبد السلام عبد الشافي محمد، ج3، ص468

خلافت بعد از من سی سال است سی سال است و بعد «ثم تكون ملكا عضوضا» سلطنت گزنده می‌شود. لااقل می‌گویند معاویه خلیفه نبوده سلطان بوده است. اگر ملاک این باشد آقایان اهل سنت دیگر بعد از ۳۰ سال امامی نداشتند. این روایت را باید کنار طاقچه بگذارند

مجری:

 خیلی ممنونم چون وقت مان تمام شد در خصوص حدیث منزلت هم که ما مفصل صحبت کردیم بعضی‌ها می‌گویند مخصوص جنگ تبوک بوده است.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

ببینید مخصوص جنگ تبوک نبوده است اولاً پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) فرمود: «انت مني بمنزلة هارون الا لا نبي بعدي»، در جنگ تبوک حضرت فرموده است. در حدیث اخوت فرموده، در ولادت امام حسن فرموده، در ولادت امام حسین فرموده، حدود هشت یا نه جا پیغمبر اکرم طبق احادیث اهل سنت حدیث منزلت را برای علی گفته است دیگر از این بهتر و واضح‌تر!

 اصلاً گیریم جنگ تبوک هم نبود، مواردی که رسول اکرم در رابطه با حدیث منزلت در جاهای دیگر گفته، در خانه ام سلمه و جاهای دیگر هم گفته شده و همه را ما آوردیم.

مجری:

در آرشیو برنامه‌ها مراجعه کنند مفصل صحبت شده است.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله عزیزمان در آرشیو برنامه ها است مراجعه کنند «ذکر حدیث منزلت در موارد متعدد» آن‌جا همه را از منابع اهل سنت با سند معتبر آوردیم!

مجری:

ممنونم از شما حضرت استاد، بزرگواری فرمودید استفاده کردیم و از تک تک شما دوستان عزیز و بینندگان گرانقدری که همراه با برنامه زنده «حبل المتین» بودید ممنون و سپاسگزاریم، ان شاءالله که خدا و وجود نازنین مولای متقیان آقا امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) از همه مان این مقدار مباحثی که مطرح شد بپذیرد. ان شاءالله برای ما عبادت هم بنویسند.

 برای ظهور و فرج مولایمان امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) دعا می‌کنیم و از حضور شما مرخص می‌شویم در پناه حضرت حق باشید و زیر سایه آقا جانمان حضرت مرتضی علی خدانگهدار!


حدیث منزلت در منابع شیعه>

حبل المتین ادله عقلی امامت حدیث منزلت منابع شیعه امامت خلافت سلیمانی اردستانی خلافت تحلیل روایت اخباری گری