2021 July 24 - شنبه 02 مرداد 1400
تاریخ بدون روتوش
کد مطلب:3655 گروه: تاریخ بدون روتوش آمار بازدید: 1826

تاریخ بدون روتوش
دکتر سید محمد حسینی - 13 آبان 1399


  دانلود
امتیاز:
  01:26:01 حجم فیلم: 234 مگابایت





دانلود صوت


قسمت چهاردهم برنامه تاریخ بدون روتوش با کارشناسی دکتر سید محمد حسینی

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

تاریخ : 13 آّبان 1399

استاد حسینی:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ، اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم‏

 عرض سلام و ادب و احترام خدمت شما بینندگان عزیز و ارجمند «شبکه جهانی ولی‌عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)» با قسمت چهاردهم از سلسله برنامه تاریخ بدون روتوش مهمان منازل شما عزیزان هستیم، ان شاء الله هرکجا هستید موفق و مؤیید باشید و برنامه ما را تا آخر دنبال بکنید، روال برنامه را عزیزانی که دنبال کرده‌اند می‌دانند به چه شکلی است.ما می‌خواهیم تاریخ بدون روتوش را به شما نشان بدهیم آن‌جاهای که تاریخ روتوش شده آن‌جاهای که به دروغ تغییر داده شده، آن‌جاهایی که اشکال‌های وجود داشته است و لازم است دیگران بدانند. ابهاماتی که وجود داشته است و لازم است دیگران بدانند پوشانده شده است ما می‌آییم این پوشش و روتوش را کنار می‌زنیم و سعی می‌کنیم آن‌چه که حقیقت است را خدمت شما عزیزان عرض بکنیم.

 سه سوال اساسی در برنامه ما مطرح شد از آن‌جای که «تاریخ ایران باستان» با «زرتشت» گره خورده بود، آمدیم در مورد «آیین زرتشت» سه سوال اساسی که محوریت تبلیغ زرتشتی‌گری بود را مطرح کردیم.

میان‌برنامه‌ها را که ببینید باز سوالات به صورت مفصل‌تری تکرار خواهد شد اما گفتیم آیا «زرتشت»، «ایرانی»‌ بوده است یا نبوده است؟ ثابت بکنید «ایرانی» بوده است «ایرانی» بودن «زرتشت» مخالف «اوستا» است. نکته دوم این‌که «زرتشت» چه موقع زندگی می‌کرد؟ از لحاظ زمانی مشخص نیست؛ حتی نه روز و سال و ماه و نه دهه و نه سده، هزاره «زرتشت» هم در مورد بحث فراوان وجود دارد.مسئله دیگر که ما خدمت شما مطرح کردیم این بود که «زرتشتیان» خودشان نمی‌دانند هنوز نفهمیدند که «زرتشت» پیامبر بود یا نبود؟ این سه سوال اساسی ما بود مطرح کردیم روال برنامه به این شکل است که ان شاء الله پیش می‌رویم و حتی می‌خواهیم به مسائل برخورد بحث «اعراب» و «ایرانی»ها را هم بپردازیم آن‌جا هم بدون روتوش می‌خواهیم مطالبی را خدمت‌تان عرض بکنیم آن‌جا هم سعی می‌کنیم رویه علمی خودمان را کاملا حفظ بکنیم، با شما مخاطبین عزیز و ارجمند مستند صحبت بکنیم.اما جلسه قبل که خدمت شما بودیم چون شب هفتم آبان و سالروزی برای «کوروش» گرفته می‌شود آن‌جا آمدیم مسائلی را در مورد دوره «هخامنشیان» عرض کردیم بحثم را در بخش اول این برنامه در مورد «هخامنشیان» تکمیل می‌کنم، بعد یک مسئله جدیدی را می‌خواهم خدمت‌تان عرض بکنم که برای شما قطعاً جذاب خواهد بود.بخش سوم و پایانی برنامه متعلق به شما است دوست داریم، نه تنها دوست داریم درخواست می‌کنیم، و نه تنها درخواست می‌کنیم استدعا می‌کنیم که «موبدان» عزیز و بزرگوار و عالم و فاضل «زرتشتی» با برنامه ما تماس بگیرند واقعاً اگر سوالاتی مطرح کردیم پاسخ دارد پاسخ را بفرمایند چه از این بهتر که بخواهند با این برنامه همراه بشوند.یا اگر ما جای داریم اشتباه می‌گوییم مسئله را می‌گوییم مسئله خلافی است، «موبدان» عزیز «زرتشتی» برای آن پاسخ دارند حتماً تشریف بیاورند و آن اشتباه ما را گوشزد بکنند تا ما هم ان شاء الله آن روال خودمان را اصلاح بکنیم، یا مطالبی که اشتباه گفتیم اصلاح بکنیم.اگر پاسخی به سوالات ما و یا رفع اشکالات ما در این برنامه اتفاق نیافتد، مخاطب قضاوتش این‌چنین خواهد بود که پاسخی برای این مسائل ما وجود ندارد.

قبلاً عرض کردیم و حتی من در این برنامه قسم خوردم که قصد ما جسارت و اهانت نیست و خداوند نیاورد روزی را که ما قصدمان جسارت و اهانت نسبت به مقدسات هر کدام از ادیان و مذاهب باشد. ما روال‌مان، ‌روال علمی است معتقد هستیم وقتی که ما حقایق علمی را مطرح می‌کنیم می‌توانیم حقیقت را برای مخاطبین خودمان روشن بکنیم.

اگر ما بحث را خدای نکرده به استهزاء و ... بخواهیم بکشانیم اصلاً از روال خودمان خارج شدیم، حالا یک زمان یک بحثی است که برای عرف هم مسئله شکلی پیدا می‌کند، که ممکن است انسان لبخند به برخی از خرافاتی بزند که عجیب و غریب هستند، مخالف ادعای صاحبان آن است و اگر این اتفاق هم بیافتد ما پیشاپیش از شما نسبت به این موضوع عذرخواهی می‌کنیم.در جلسه قبل من اواخر برنامه نکته‌ی را نشان دادم از کتاب «تاریخ هیرودوت» بود البته روال کار من در برنامه حتی این نیست که عموماً مبنا را مبنای مستشرقین بخواهم قرار بدهم؛ چون انسان وقتی که مطالعه می‌کند به این پی می‌برد «مستشرقین» همه حرف‌های که زدند درست نیست، نه تنها درست نیست «مستشرقین» نه تنها در مورد «ایران باستان» بلکه در مورد اسلام خیلی از جاها مطالبی گفتند که این‌ها خارج از انصاف و حق است.به خاطر همین من مبنا را «مستشرقین» در بخش حتی نقدی به داستان «زرتشت» قرار ندادم، اگر مسئله‌ی را گفتیم مثلاً ما «اوستا» را مبنا قرار دادیم یا روی این کار و بحث کردیم یا نظرات یک عالم سرشناس «زرتشتی» مثل آقای «موبد کوروش نیکنام» را آوردیم، گفتیم ملاک است یا اگر آوردیم بحث کردیم مثلاً گفتیم «موبد خورشیدیان رئیس انجمن موبدان تهران» این حرف را زده است. مبنا‌ی‌مان در نقد تفکرات «زرتشت» آن‌ها نبوده است.یک میان‌برنامه ببینیم که مشروح یکی از سوالات ما بوده، این را قبلاً پخش کردیم شاید دو بار لازم بشود در این برنامه ده بار هم پخش خواهیم کرد چون پاسخی به سوال ما داده نشده است بعد از میان‌برنامه نکاتی را در تکمیل عرائض جلسه قبل خدمت‌تان عرض خواهم کرد و بعد مطلب امشب را خدمت‌تان خواهم گفت. از الان هم درخواست می‌کنم عزیزان بزگواران زرتشتی‌ها «موبدان» عزیز و بزرگوار زرتشتی در بخش پایانی برنامه با ما تماس بگیرند.

(میان‌برنامه)

یک سوال ساده دارم از سه گروه، اول از «موبدان» یا همان عالمان بزرگواران «زرتشتی» است. دوم هر کسی که باورمند به آیین «زرتشت» است. و سوم از این باستان گراهای افراطی که اصرار دارند «ایرانی»ها فقط باید از دین «ایرانی‌ زرتشت» پیروی بکنند. سوال ساده من این است چطوری می‌شود از «اوستا» ثابت کرد که «زرتشت»، «ایرانی» بوده؟

برای پیدا کردن پاسخ رفتم سراغ ترجمه‌های مختلف «اوستا»، «اوستا» به ما می‌گوید که «زرتشت» در منطقه «ایرانویچ» شهرت و فعالیت داشته «یسنا» هات 9 بند شماره 14 ای «زرتشت» ای در «ایرانویچ» نام آور به نظر شما «ایرانویچ» که «زرتشت» پیامبر آن منطقه بوده کجا است؟ باز هم سراغ «اوستا» می‌رویم ترجمه دکتر «جلیل دوستخواه» جلد 2، صفحه 659 «اهورامزدا» می‌گوید اولین سرزمینی که من آفریدم «ایرانویچ» بوده آن هم جای که 10 ماه از سال زمستان خیلی سرد و یخبندان دارد و 2 ماه هم تابستان دارد البته تابستانی که فرط سرمایش درختان که هیچ حتی آب و خاک هم اذیت می‌شدند، به نظر شما «زرتشت» پیامبر کجای کره زمین بوده؟ ایران؟

استاد حسینی:

ملاحظه فرمودید در مورد محل ولادت «زرتشت» و یا حداقل در مورد منطقه فعالیتش صحبت بکنیم، که «ایرانویچ» بوده است و «ایرانویچ» چه ویژگی‌های داشته است؟ «ایرانی» بودن «زرتشت» تضاد کامل با مطالبی که در «اوستا» آمده دارد، می‌گویید این‌طوری نیست تماس بگیرید در مورد «ایرانی» بودن یا نبودن «زرتشت» با همدیگر گفتگو بکنیم تا به چه نتیجه‌ی می‌رسیم.مطلب را از «تاریخ هیرودوت» عرض کردم منتها باید این بحثم را تکمیل بکنم می‌خواهیم روال علمیش را هم حفظ بشود، من دوباره سریع به شما نشان بدهم در کتاب «تاریخ هیرودت» یکی از کتاب‌های است که می‌گوید از لحاظ زمانی بین مورخین می‌شود به صورت کلی گفت نزدیک‌ترین یا چسب قضایای دوره «هخامنشیان» است، ترجمه «مرتضی ساقه‌ فر» انتشارات «اساطیر» هم چاپش کرده است. در صفحه شماره 140 در کتاب «تاریخ هیرودوت» آمده است این را در جلسه قبل در پاسخ به یک سوالی عرض کردم وقتی یک منطقه‌ی را «ایرانی»ها به فرماندهی «کوروش» گرفتند، فرمانده‌اش به جناب «کوروش» یک مشورتی داد، گفت لشکریانی که این‌جا در حال غارت هستند دارند اموال تو را غارت می‌کنند «کروزوس» این را گفت آقای «کوروش» به فکر باش این‌ها دارند اموال من را می‌برند این اموال دیگر مال تو هست که دارد غارت می‌شود.جلوی روی «کوروش» بر اساس این گزارش «هیرودوت» می‌گوید «ایرانیان» سرشتی خشن دارند وحشی هستند، جلوی «کوروش»‌ دارد این حرف را می‌زند و آقای «کوروش» هم هیچ اعتراضی نمی‌کند و دستی تهی، می‌گوید «ایرانی»ها نه تنها خیلی خشن و وحشی هستند گدا هم هستند.اگر دستی تهی دارند، حاکم‌شان چه کسی است؟ آقای «کوروش» بوده شما وقتی به حاکم‌شان اعتراض می‌کنی که دستی تهی دارند آقای «کوروش» به خاطر چه آن دوره مردم دست تهی دارند؟ و چرا مردم خشن بودند؟ این‌ها مطالبی است که گاهی گفته نمی‌شود فکر می‌کنند که در دوره «هخامنشیان» همه چیز گل و بلبل بوده، نه. اگر اجازه دهی هر چه می‌خواهند تاراج کنند و ثروت کلان به دست آورند بعد از این چه اتفاقی می‌افتد باید انتظار داشته باشی آن کس که بیش از همه برداشته است به زودی اولین یاغی علیه تو باشد، آقای «کوروش» اگر مردم «ایران» پول به دست‌شان بیافتد علیه تو قیام می‌کنند، باید گدا و فقیر و بدبخت و وحشی نگه‌شان داری تا علیه «هخامنشیان» قیام نکنند.

آقای «کوروش» چه می‌گوید؟ بر می‌گردد می‌گوید نه «ایرانی»ها که این‌طوری نیستند «ایرانی»ها خیلی انسان‌های خوب و با شرافت هستند. نخیر آقای «کوروش» می‌گوید آقای «هیرودوت» گزارش این است «کوروش» از این اندرز که آن را بسیار بجا دانستد بسیار خشنود شد، گزارش آقای «هیرودوت» در کتاب تواریخش است، همان بخشی که در مورد «هخامنشیان» و «کوروش» دارد مطرح می‌کند.آقای «هیرودوت» از «مورخین یونانی» است این‌ها علیه «ایرانی»ها بی‌انصاف و چه و چه هستند، نخیر به این کتاب که کتاب خیلی مهمی است مراجعه می‌کنیم واقعاً ادعای را نویسنده این کتاب خانم «هایده ماری کخ» مطرح کرده فکر می‌کنم ادعای بجایی است کلیات ادعایش درست است که می‌گوید این کتاب با این روش و سبکی که دارد سومین منبع در بررسی «تاریخ ایران» است که از همه‌اش متقن‌تر است.متقن بودنش من باب این است که تحلیل‌پذیرتر است، لوح‌های که در دوره «هخامنشیان» بوده است را وقتی روی آن نوشته شده بوده و در ادعای که کردند حمله به «تخت جمشید» و آن‌جا را آتش زدند این لوح‌ها بعضی‌هایش سالم مانده خانم «هایده ماری کخ» این را برگردان کرده است و جناب آقای «پرویز رجبی» که برای «ایران باستان»‌ گرایان و حتی باستان ستایان افراطی جایگاهش مشخص است به شکل است این کتاب را ترجمه کرده است. ببینیم در این کتاب در مورد آقای «هیرودوت» چه گفته است؟ این تصویری است که از همین کتاب تهیه کردیم خانم پرفسور «هایده ماری کخ» مترجم آقای «پرویز رجبی» ایشان در فصل کتابش فصل 2، صفحه 29 در مورد نویسندگان «یونانی» دارد بیشترین مخالفان دموکراسی رادیکال شیفته «کوروش» بودند. آقا این درست نیست که شما می‌گویید تمام «یونانی»ها با پادشاهان «ایرانی» مخالف بودند، ایشان می‌گوید بیشترین مخالفان دموکراسی رادیکال شیفته «کوروش» بودند. «هیرودوت»، «کوروش» را می‌ستاید این نقلی که من دارم می‌گویم در کتاب «تواریخ هیرودوت» آمده است جلوی «کوروش» گفت «ایرانی»ها وحشی و گدا هستند و نباید به دست‌شان اموال بیافتد والا «هخامنشیان» و «کوروش» را زمین می‌زنند.«هیرودوت» می‌گوید که به گفته خانم پرفسور «هایده ماری کخ» که همین کتاب هم دستمایه تجلیل «ایران باستان» قرار گرفته، رویکردش نقد گونه نیست ایشان می‌گوید که «کوروش» را می‌ستاید و در ادامه می‌گوید در میان اینان پیش از همه باید از «هیرودوت» نام برد، بین تاریخ نگاران «یونانی» که در نیمه نخست سده پنجم در «آسیای صغیر» در بخشی از شاهنشاهی بزرگ «ایران» می‌زیست و سفرهای دور و دراز زیادی کرد. این‌ها شیفته «کوروش»‌ بودند، فکر نکنید بعضی‌ها را بخواهند گول بزنند بگویند این‌که نوشته شده است از «هیرودوت» نیست از تاریخ نگاران «یونانی» بوده است این‌ها با «کوروش» دشمن بودند. نخیر شیفته «کوروش»‌ بودند. در تکمیل عرض قبلم در خصوص مطلبی که نسبت به آن اشاره کردم.نکته بعدی که قضیه را پیش ببریم بر اساس همان روال جلسه قبل‌مان که دو جلسه ما به بحث «هخامنشیان» حداقل پرداخته باشیم و ناگفته‌هایش را گفته باشیم باز برویم سراغ کتاب خانم پرفسور «هایده ماری کخ» از زبان «داریوش» ترجمه آقای «پرویز رجبی» مطلبی به شما نشان دادیم در شماره صفحه 61 این کتاب آمده است حقوق و مزایای که به کارگران داده می‌شد را مطرح کرده فصل سوم.بر اساس این کتاب می‌گوید بانوان خیاط از وضعیت حقوق‌شان باخبر هستیم که هر 30 نفر ماهانه یک بز یا یک گوسفند می‌گرفتند؛ یعنی 30 تا خانم خیاط در دوره «هخامنشیان» وقتی می‌خواستند حقوق‌شان را بدهند به 30 نفرشان در مجموع برای هر کدام‌شان که یک ماه کار کرده بودند یک دانه بز یا یک گوسفند می‌دادند. آیا این حقوقی که پرداخت می‌شد واقعاً‌ ماه که تمام می‌شد به این 30 تا خانم می‌گفتند بیایید این حقوق‌تان را دریافت بکنید؟ 30 روز کار کردید 30 نفر هم هستید یک دانه گوسفند به شما بدهیم. نخیر ملاحظه بفرمایید در صفحه 51 همین کتاب «هایده ماری کخ» است. من دارم این‌ها را به شما نشان می‌دهم و می‌گویم که برای‌تان اسطوره الکی در مورد «ایران باستان» به وجود نیاورند.

این را توضیح بدهم قبل از این‌که این عبارت را ببینید. شما ببینید «ایران باستان» در زمینه تمدنی نه یک سر و گردن به اندازه دو سه نفر آدم بالاتر از سایر تمدن‌ها بسیاری از تمدن‌ها قرار دارد بنده شک و شبهه‌ی در این زمینه ندارم، در روش اداره حکومت این‌که با این روش به کجا رسید آن یک بحث دیگری است. اگر این روش اداره حکومت را بخشی از یک تمدن بدانیم که درست هم است بسیار متمدنانه رفتار می‌شود این را کسی نمی‌تواند کتمان بکند.نه کسی که نقادانه به تاریخ نگاه بکند، که ما داریم این کار را می‌کنیم و نه کسی که دوستدار تاریخ باشد اصلاً نمی‌شود آن را پنهان کرد که در «ایران باستان» سیستم حکومتداری بخصوص حول و حوش 2500 سال قبل دوره «داریوش» وجود داشته که این در نوع خودش خیلی پیچیده بوده است این را ما منکر نیستیم. ولی در آن سیستم حکومتداری چه اتفاقاتی افتاده است؟ به 30 زن خیاط روی هم در ماه یک گوسفند می‌دادند آیا آخر ماه این حقوق را به آن‌ها می‌دادند؟ خیر همیشه این‌چنین نبوده است.صفحه 51 را با همدیگر ببینیم در همین کتاب از «زبان داریوش» پروفسور «هایده ماری کخ» ایشان می‌گوید بر اساس الواحی که به جا مانده است در چنین حالتی بانوان خیاط  19 ماه تمام در انتظار جیره گوشت خود نگه داشته بودند، یک گوسفند به 30 نفر خانم هم که می‌خواستند بدهند گاهی 19 ماه طول می‌کشید، که همین یک گوسفند را هم به این‌ها نمی‌دادند. بعد می‌گوید مأموری که بود یک نامه می‌زد و می‌گفت 19 ماه گذشته ماهی یک دانه گوسفند را به این 30 نفر بدهید.حقوق حداقلی هم عقب می‌افتاد این‌ها تاریخ بدون روتوش است که ما داریم خدمت‌تان می‌گوییم، داریم روتوش‌های تاریخ را بر می‌داریم. باز بیرویم ببینیم وضعیت این حقوق‌ها به چه شکلی شده؟ در کتاب از «زبان داریوش» پروفسور خانم «هایده ماری کخ» در صفحه 62 که همان بحث، بابی است که در مورد دستمزدها صحبت شده است کارگران همسنگ دیگر نیز چنین دریافتی داشته‌اند.حالا مجموع کارگران و دریافتی‌های‌شان را دارد این‌جا می‌گوید، هرچند که این مقدار پاداش، پاداش که به کارگر نمی‌دادند حقوق کارگرها کفاف یک شکم سیر را هم نمی‌داده است. عزیزان حقوق کسانی که در دربار «هخامنشی» کار می‌کردند اگر کارگر بودند، اگر دولتی بودند حساب‌شان جدا حقوق‌های نجومی و فوق نجومی داشتند به شما نشان می‌دهم.کارگرانی که در دوره «هخامنشی» و در دوره «داریوش» زندگی می‌کرده‌اند بر اساس الواح به جا مانده در «تخت جمشید» حقوقی که می‌گرفتند کفاف یک شکم سیر را نمی‌داد نمی‌توانست این‌ها را سیر بکند. نمی‌گوید یک درصد، ده درصد، پنجاه درصد از کارگرها، نصف کارگرها چنین وضعیتی داشتند نه هیچ کدام از این کارگرها نمی‌توانستند یک شکم سیر تغذیه بکنند با حقوقی که داشتند می‌گرفتند.وای به حال کسی که حقوق هم نمی‌گرفته است و در آن‌جا کار نمی‌کرده است. حالا آیا این وضعیتی که در دوره «هخامنشینان» و «داریوش» وجود داشته به این شکل بوده است؟ وضعیت اقتصادی بد بوده و هیچ کس نداشته مثلا آن موقع عموم جامعه ضعیف بوده‌اند یا نه اختلاف طبقاتی وحشتناک و فاحشی وجود داشته است؟ یا نه درباریان و آقازاده‌ها وضعیت دیگری داشتند!من بعضی وقت‌ها این‌ها را می‌خواهم نشان بدهم با خودم می‌گویم این‌های که حقوق نجومی و خلاف شرع می‌گیرند یا یکسری اعمالی انجام می‌دهند که فاصله طبقاتی بیشتر بشود، این‌ها را در «ایران باستان» نگاه می‌کنم می‌گویم ما خودمان مقدس هستیم در مقابل این اتفاقاتی که در «ایران باستان» افتاده. در صفحه 45 همین کتاب «از زبان داریوش» می‌گوید یک کارگر ساده روزانه یک لیتر جو می‌گرفت تا نخست آرد کند و سپس نان لواش بپزد. یک کارگر یک لیتر و یا یک کیلو جو می‌گرفته است.یک نفر مسئول تشریفات در اداره حکومت و سیستم درباری آن موقع بود که این‌جا اسمش را هم آورده، بحث کرده یک شخصی است که در الواح اسمش آمده است و حقوقش به چه شکل بوده است؟ ایشان چون درباری بود چقدر حقوق می‌گرفت؟ روزانه 180 لیتر، کارگر معمولی 1 لیتر جو تمام؛ ولی یک درباری روزانه 180 لیتر در ماه 5400 لیتر جو آن هم به صورت آرد نه این‌که گندم بگیرد و خودش آرد بکند. تحویل می‌گرفت.این مقدار، یعنی 5400 لیتر جو را مقایسه بکنید با 30 لیتر جوی یک کارگر بیچاره که آن موقع زندگی می‌کرد و باید ماهانه 2700 لیتر شراب نیز بیافزاید 2700 لیتر شراب که نمی‌خورد در کتاب توضیح داده که این‌ها را در بازار می‌بردند می‌فروختند یا مبادله می‌کردند، یک کارگر روز یک لیتر جو و یک درباری روزی 180 لیتر جو می گرفته است. به علاوه 2700 لیتر شراب در ماه! آیا این حقوق بالاترین طراز حقوقی در دوره «هخامنشیان» و «داریوش» بود؟ نه، یک نفر از این آقازاده‌ها هم بیشتر می‌گرفت چه کسی بود؟تنها یک نفر بیش از این شخص «فِرَنکَه» شاید باشد شراب دریافت می‌کند این مرد «گئوب روه» پدر زن «داریوش» است، در بالاترین سطح حقوق حکومت «هخامنشیان»، در زمان «داریوش» که آقازده‌ها و درباریان اصطلاحات روز را می‌آورم که مسئله برای‌تان به خوبی جا بیافتد که به چه شکل است؟ یک نفر بالاتر از این درباری‌ها وجود دارد آن پدر زن آقای «داریوش» است. خوش خدمتی کرده بوده و به پاس خدمات صمیمانه‌اش به مقام نیزه‌داری هم گمارده شده بود و شغل دولتی هم گرفته بود از همه مردم حقوق بیشتری داشته است.ما این‌ها را به شما می‌گوییم تاریخ را روتوش نکنند و با تغییر به شما تحویل بدهند «داریوش» کار خوب هم داشته، قلباً و با مبانی علمی به شما می‌گویم که داشته است؛ ولی این‌ها را هم در کنارش بدانید ممکن است برای‌تان سوال بشود کار خوب «داریوش» چه بود؟ یکی از بهترین کارهای کرده بود این بود که هویت ملی برای خط «ایرانی»ها آورد.

تا زمان «داریوش» البته بحثش مفصل است نمی‌خواهم ورود کنم از خط‌های دیگر استفاده می‌شد هرچند «داریوش» ظاهرا موفق نشد در دوره خودش خط «ایرانی» ابداع کردند و آوردند را بین همه مردم فراگیر کند؛ ولی یک خط حکومتی شد این خودش خوب است استقلال «ایرانی» و ملیتش را خواست حفظ کند چه از این بهتر؟ که وقتی شما خط ملی و زبان ملی نداری یا حداقل خط ملی برای نگارش نداشتی خط ملی ابداع کرده این خیلی کار خوبی بود که «داریوش» در حکومت «هخامنشیان» انجام داد.منتها ما این کار خوب و این ملی‌گرائی مثبت را که از آن تعریف و تجلیل می‌کنیم، خیلی کار خوب و زیبائی بود انجام داد، در کنار نابرابری در بحث اعطای حقوق می‌بینیم اگر ما این دو تا اتفاق را کنار هم دیدیم خوب می‌توانیم تاریخ را تحلیل بکنیم؛ ولی اگر از دیدن یک وجه‌ی از جلوه‌های تمدن «ایران باستان» ذوق زده شدیم و دیگر این بی‌عدالتی را ندیدیم، اگر وارد «تخت جمشید» شدیم و آن بناهای که بسیار باشکوه است و هر انسان منصفی آن بنای باشکوه را می‌بیند شکوه و جلال «تخت جمشید» باعث تحسینش بشود را ببینیم. ولی نبینیم بر آن آثار تخت روانی بود و پادشاه روی آن تخت روان می‌نشست و مردم زیر این‌ تخت‌ باید پادشاه را حمل می‌کردند، درست نمی‌توانید تاریخ را ببینید. این‌ است که ما می‌گوییم تاریخ روتوش شده و تاریخ بدون روتوش را ببینیم همین است هر دو را کنار هم ببینیم این‌طوری می‌توانیم به حقیقت برسیم.حالا ما تصویر این شخص را نشان‌تان بدهیم که در این کتاب چون آمده و روی سنگ نگاره‌ها پیدا کردیم چه کسی است؟ نکته جالبی هم در کتاب آمده تصویر شماره 17 همین «فرنکه» رئیس تشریفات توضیحی آمده دستی که در مقابل دهانش گرفته، تصویر به صورت کاملش در مقابل «داریوش» ایستاده خانم پرفسور «هایده ماری کخ» می‌گوید این ظاهراً به خاطر این است که نفس این شخص «داریوش» را اذیت نکند.

شاید یک رسمی دیگری بوده است آن چیزی که از بنا باقی مانده است تصویر این شخص حکومتی بوده که به این شکل و شمایل بوده، شکل و شمایلی که هیچ شباهتی به کسانی که ادعای باستان‌گرائی دارد ندارد. اگر خودشان را به یک شخصیت «ایران باستان» شبیه بکنند باید این شکل و شمایل را داشته باشند، اعتراضی به محاسن و ریش می‌کردند، جائی در 7 آبان جمع شده بود که آزادی اندیشه با فلان نمی‌شود این‌ها این‌قدر در «ایران باستان» محاسن داشتند.

پس اختلاف حقوق وحشتناکی در دوره «هخامنشیان» بوده واقعیتی است که از لوح‌های باقی مانده در آن دوره به دست می‌آید. یک نکته دیگر بگویم بحث جذابی داریم امشب مطرح بکنم آن هم این است برخی در این روزگار ژست باستان‌گرائی با رویکرد سکولار برداشتند روحانیان را چه به حکومت؟ روحانی باید در حوزه علمیه فقط کار خودش را بکند چرا باید در مناصب حکومتی ورود پیدا بکند کسی که معمم شد نباید در این مناصب بیاید.

یک کسی که مذهبی و روحانی باشد به مسجد برود و برای خودش عبادتش را بکند، چه کار دارد بیاید در دربار و حکومت و این‌ها در «ایران‌ باستان» یا در حال حاضر در مباحث حکومتی. ملاحظه بفرمایید باز از همین کتاب پرفسور «هایده ماری کخ» یک مطلبی برای‌تان بیاورم که این مطلب جالب است در صفحه 40 کتاب «از زبان داریوش» این‌جا مطرح می‌کند. می‌گوید پس از رئیس کل انبار مراتب حکومتی را دارد می‌گوید مقام دوم همیشه یک آتش ریز است. این مقام، مقام رسمی روحانی محله است، که از سوی حکومت در دوره «هخامنشیانی» را دارد می‌گوید برای انجام مراسم آئین‌های دولتی تعیین می‌شد، او هم باید همزمان امور اداری را کنترل می‌کرد، مستقیم در حکومت نقش می‌داشت و با مهر خود مسئولیت صحت صدور سند را بر عهده می‌گرفت در زمان «هخامنشیان» ثبت اسناد هم با روحانیان بوده است.

هم ثبت اسناد با روحانیان بوده است و هم امور اداری دولت را کنترل می‌کردند، مراسم مذهبی دولت را هم آن‌ها می‌آمدند اداره می‌کردند، این‌که به روحانی‌ها وظیفه دیوانی و حکومتی سپرده شود در «بین النهرین» از دیرباز یک تجربه شناخته شده بود. اصلا در کل «بین النهرین» دین و سیاست و حکومت‌شان چطوری بوده؟ به این شکل بوده است که روحانیان در حکومت‌داری ورود داشتند روحانیان چک می‌کردند روحانیان در آن دوره مسئولیت داشتند. «داریوش» نیز بایستی این شیوه را خیلی مؤثر تشخیص داده باشد.

داریوش خیلی اعتقاد داشت روحانیان در این فضای حکومتی ورود پیدا بکنند. بعد ادامه می‌دهد که «روحانیان زرتشتی» منظورش است آن موقع که اسلام نبود، «روحانیان زرتشتی» قابل اعتماد هم بودند چون روحانی بودند حالا «زرتشت» پیغمبر بوده یا نبوده آن زمان باید نگاه بکنیم بینیم به چه شکل بوده؟ یک «اهورامزدایی» قبول داشتند بهتر از بقیه نظارت می‌کردند.پس در دوره «داریوش»، «داریوش» خیلی اعتقاد داشت که روحانیان باید بیایند در دربار کار بکند نظارت بکنند از مهر خودشان روی بحث ثبت اسناد استفاده بکنند.جلسات قبل ما مسئله‌ی را مطرح کردیم تحت عنوان «گاو مقدس در بین زرتشتی‌ها» و دیگر تکرار نکنم آن‌چه گفته شد را بروید در آرشیو برنامه «تاریخ بدون روتوش» فکر کنم دور و بر قسمت دهم بود ببینید که در موردش بحث کردیم.

آن‌جا گفتیم مقدس‌ترین وجود در بین «زرتشتیان» یک گاو است که اولین خلایق بوده و اتفاقاً بر اساس گفته «اوستا» و بخش «گاتاها» که به شما نشان دادیم، یک جابجائی هم در کتاب انجام داده بودند بر اساس این گفتند علت بر انگیخته شدن «زرتشت» چراندن این گاو بود. «براساس گاتاها و براساس اویستا». و این گاو به «زرتشت» و خدا معترض بود می‌گفت «اهورامزدا»، «زرتشت» توانائی این را ندارد که من از بخواهد نگهداری و مواظبت بکند. «اهورامزدا» به گاو گفت اعتراض نکن تقویتش می‌کنیم و به او قدرت می‌دهیم، ولی با این وجود این گاو مقدس در حقیقت توسط نیروهای اهریمنی کشته شد. مسائل دیگری در مورد این گاو بود که اشاره به آن نمی‌کنیم در مورد ادرار گاو بحث کردیم که آئین «زرتشت» به چه شکلی شد؟

در کنار این مسئله که یک گاو نخستین و مقدسی «زرتشتیان» داشتند و در اعتقادات بوده، و البته این روزها کمتر از آن می‌گویند هرچند در «اوستا» هم به این گاو اشاره شده است، یک موجود دیگری در آئین «زرتشت» وجود دارد اول برویم «اوستا» را ببینیم که کامل برایتان جا بیفتد که به شکل است تا بعدش توضیحاتش را بدهم. کتاب «اوستا» جناب آقای «جلیل دوستخواه» را ملاحظه می‌فرمایید. در کنار سوال‌های دیگرتان این را بروید از «زرتشتی»ها بپرسید «اوستا کهن‌ترین سرودهای ایرانیان» گزارش و پژوهش جناب آقای «جلیل دوستخواه» از چهره‌ها و شخصیت‌های بسیار تأثیر گذار در احیای تفکرات متون «زرتشتی» و از چهره‌های بسیار سرشناس در بین «موبدان زرتشتی» که جایگاه جناب آقای «جلیل دوستخواه» کاملاً مشخص است.

الان هم تأکیدی روی ترجمه آقای «جلیل دوستخواه» در کنار بقیه ترجمه «اوستا» آقایان «زرتشتی» دارند. صفحه شماره 212 آقای «زرتشت» حرفی را می‌زند آقای «زرتشت» می‌گوید که من «خرع پاک» را می‌ستایم «خرع» همان «خر» است عذرخواهی می‌کنم این جلسه شاید مجبور بشوم چند بار این تعبیر را بگویم «اوستا» از لفظ «خر» استفاده کرده نمی‌توانیم تغییرش بدهیم و یک چیز دیگری بگذاریم.

«خرع پاک» را می‌ستایم که در میان «دریای فراخ کَرْت» ایستاده است این چه است؟ بروید از «موبدان زرتشتی» بپرسید بگویید این عبارتی که در «اوستا» آمده این چه است؟ کتاب را به شما نشان می‌دهم دقیق کلیپش را به «موبدان» عزیز «زرتشتی» نشان بدهید البته اولش سلام ما را هم برسانید.

کتاب «اوستا» جناب آقای «جلیل دوستخواه» در صفحه شماره 212  کدام بخش می‌شود؟ می‌شود هات 42، پارت و بخش شماره 4 «زرتشت» دارد با خدا صحبت می‌کند می‌گوید من «خرع پاک» را می‌ستایم، این «خر» چه «خری» است که آقای «زرتشت» این «خر» را می‌ستاید؟ در میان «دریای فراخ کَرْت» ایستاده است. «دریای فراخ کَرْت» را می‌ستاییم یعنی یک «خری» است این «خر» چه ویژگی‌های دارد به شما می‌گویم شاید در ذهن شما آن «خری» که می‌آید با «خر» مطابقت نداشته باشد.یک گلایه این‌جا بکنیم چرا عزیزان «زرتشت» ترجمه «اوستا» را تغییر می‌دهند و تعبیر به یک چیز دیگر می‌کنند؟ یک ترجمه دیگر را ببینیم ترجمه آقای «هاشم رضی»، «اوستا کهن‌ترین گنجینه مکتوب ایران باستان» ترجمه جناب آقای «هاشم رضی» نمادی هم آمده روی آتش گذاشته چه کارش کنیم چاپ خود «زرتشتی»ها است.

ایشان در همان آدرس در «یسناهات 42» می‌گوید روان‌های نیک راستی‌گرایان را می‌ستاییم ابرهای باران‌زا و 50 چشمه کوه «حرع تی» را می‌ستائیم ابرهای انبوه واژگون بر دریای «وُ اوروکَشَع» را می‌ستایم «وا اوروکَشَع» کجا است؟ در پاورقیش می‌گوید همان «فراخ کرت» است ترجمه آقای «هاشم رضی» می‌گوید «خرع پاک» ‌را می‌ستاییم که در میان دریای «فراخ کرت» ایستاده و دریای «فراخ کرت» را می‌ستاییم.

آقای «هاشم رضی» ترجمه را چه آورده؟ می‌گوید ابرهای باران‌زا 50 چشمه «کوه حرع تی» را می‌ستاییم ابرهای انبوه واژگون بر دریای «وُ اوروکشَعَ» یا همان «فراخ کرت» را می‌ستاییم. ابرهای انبوه واژگون!! واژه مشخص ندارد آقای «جلیل دوستخواه» عبارت «خر» استفاده کرده بود چه تغییری دادید؟ ابرهای انبوه واژگون را می‌ستایم. با این «خری» که در تعالیم شما «زرتشتی»ها وجود دارد چه کار می‌کنید؟ یک کلمه را عوض کردی با خودش چه کار می‌کنی؟

ببینیم این «خری» که این‌جا آمده است چه ویژگی‌های دارد مستقیم سراغ کتاب آقای «جلیل دوستخواه» پژوهش کرده از روی کتاب نشان‌تان بدهم، در جلد 2 این کتاب از صفحه پانصد و خرده‌ی جلد 2 این کتاب شروع می‌شود، اواخر این برگردان‌شان ایشان آمدند زیر لغات و اعتقاداتی که وجود دارد ترجمه کرده و به خوبی توضیح داده قضیه چه است؟ «خر» را در این‌جا به خوبی توضیح داده است دقت کنید ببینید در تعالیم «زرتشتی»ها این «خر مقدس» به چه شکل است؟

«خرع» چه است؟ جانوری است اساطیری که نامش تنها یک بار در «اوستا»، یسنای 42، بند 4 تصوری که به شما نشان دادم. و درباره او هیچ‌گونه توضیحی داده نشده در «اوستا» در مورد این «خر» توضیحی داده نشده این کتاب را به شما نشان می‌دهم خیلی جالب است یک سری تعالیمی در کتاب‌های «زرتشتی‌ها» آمده خود کتاب الان در بازار وجود ندارد.

در این خصوص توضیح خواهم داد یکی از جاهای که توضیحات در موردش آمده و آقای «جلیل دوستخواه» آن را برای این بخش از کتابش پذیرفته که واژه‌های مختلف را آورده و در موردش توضیح داده که قضیه از چه قرار است؟ توضیحی که در مورد این «خر» آمده چه است؟ قبل از این‌که، این را بخوانم یک توضیح لازم است بدهم.

ما در ادبیات فارسی یک سری همین الان عباراتی استفاده می‌کنیم ترکیب از واژه «خر» است ببخشید این واژه را تکرار می‌کنم چون با عبارتش کار دارم مثل «خر مهره» یا «خرچنگ» که چنگ‌های بزرگی دارد «خرگوش» گوش بزرگی دارد یا «خر پول» می‌گویند که فرد پول زیادی دارد در عموم بعضی وقت‌ها این تعابیر استفاده می‌شود.

واژه «خر» به معنای بزرگ و کلان استفاده شده برخی‌ها گفتند همین واژه «خر» در ادبیات فارسی استفاده می‌شود «خر» در «اوستا» است چه ویژگی‌های خاصی دارد. برخی گفتند عبارت «خر» که ترکیب با چیزهای دیگر می‌شود همین «خری» است که در «اوستا» آمده با توضیحات و عرائض بنده به خوبی متوجه می‌شوید به چه شکلی است.

در مورد واژه «خر» چه آمده؟ یک جانوری است که 3 تا پا با تنی سفید دارد 6 تا چشم دارد 9 تا پوزه دارد 2 تا گوش دارد، 1 شاخ زرین که هزاران شاخ دیگر از آن روئیده است هم دارد. یک موجودی را تصور کنید 3 تا پا، سفید رنگ، 6 تا چشم، 9 تا پوزه این 6 تا چشم چطوری روی این 9 تا پوزه جا شده این را نمی‌دانیم، بعضی از پوزه‌هایش چشم هم ندارند یا شاید هر 6 تا چشم روی یک پوزه‌اش باشد.

دو تا گوش دارد که با گوشش کار داریم یک شاخ دارد خدا به خر شاخ نداد ولی «خر زرتشتی»ها این‌جا شاخ هم دارد، یک شاخ زرین دارد که هزاران شاخ دیگر از آن روئیده، هزار تا شاخ روی یک شاخ باشد یک چیزی شبیه گرزهای خاص شده و با آن جانواران اهریمنی را نابود می‌کند، این «خر» با این تک شاخش که هزار تا شاخ رویش است شاخ می‌زند.

گوش‌هایش چندان بزرگ است که سرزمین «مزندران» همان «مازندران» خودمان را فرا تواند گرفت؛ یعنی این «خر» حالا این خر را خری که در ذهن ما است یا همین موجود خیلی فرق ندارد، این ‌قدر گوشش بزرگ است که اگر گوشش را روی «مازندران» بیاندازد یک گوشش کل «مازندران» را می‌گیرد منطقه «طبرستان»، «مازندران» هر جا که بود.

گرداگرد کوچک‌ترین پایش 3 تا پا دارد کوچک‌ترین پای این «خر» هزار تا سوار دور توانند زد. این جانور در میان دریای «فراخ کرت» ایستاده، دیدید آقای «زرتشت» می‌گفت من «خری» که در «دریای فراخ کرت»‌ است را می‌ستایم همین است و هنگامی که سر در آب دریا فرو برد و گوش‌هایش را بجنباند دریا به جوش و خروش افتد.

اصلا جوش و خروش دریا فکر کنم یا همان «سونامی»، «سونامی» که می‌آید این «خر»‌ دارد سرش را در دریا تکان می‌دهد و لرزه و جنبش در کرانه‌های کوه «گناوَد» پدید آید «البرز» از کجا است؟ بحث‌های مختلفی روی کوه‌ها است اصلاً اساطیری است یا نیست؟ داستان چه است؟ «سونامی» هم کشف شد دلیلش همین «خر» است که دارد در آب، آب تنی می‌کند و سرش را تکان می‌دهد بر اثر بانگ او از شما عذرخواهی می‌کنم اسب شیهه می‌کشد و برای خر تعبیر عرعر به کار می‌برند «خر زرتشتی» وقتی که عرعر می‌کند همه جانوران ماده «اهورائی» در دریا آبستن شوند. این الاغ در دریا که عرعر می‌کند همه موجودات ماده که در دریا هستند حامله می‌شوند و همه جانوران اهریمنی دشتک فرو نهند؛ یعنی این‌که جنین خودشان را سقط می‌کنند؛ یعنی وقتی این الاغ صدای از خودش در می‌آورد آن ماده‌های اهورایی که در دریا هستند باردار می‌شوند، اهریمنی‌ها جنین خودشان را سقط می‌کنند.

‌ یک نکته دیگر در مورد این است من جلسات بعد شاید دوباره نسبت به این «خر مقدس» در آیین «زرتشت» برگردم چون «زرتشت» این «خر» را می‌ستاید.

این بخش پایانی‌اش مد نظر من است، واژه «خر» که در فارسی نام چهار پای دراز گوش معروف است از همین واژه «اوستائی» باز مانده. از انتهای «اوستای» آقای «جلیل دوستخواه» که توضیح دادیم تصورش را بکنید یک خر سفید رنگ، سه تا پا دارد 6 تا چشم دارد 9 تا پوزه دارد دو تا گوش دارد که هر گوشش یک منطقه‌ی از زمین را می‌تواند بپوشاند. یک شاخ زرین دارد که هزار تا شاخ روی آن روئیده با شاخ می‌زند جانوران اهریمنی را نابود می‌کند، در دریا وقتی که این خر، عرعر می‌کند ماده‌های «اهورائی» در دریا آبستن و باردار می‌شوند، جانوران اهریمنی سقط جنین می‌کنند.

به شیعه خرافاتی می‌گفتید؟ مسلمان‌ها خرافاتی بودند؟ مسلمان‌ها را دعوت می‌کردید «زرتشتی» بشوند، اعتقاد به این خر و آن گاو بیاورند؟ یک میان برنامه ببینیم که سوال دوم ما است. برگردیم با توضیحات دیگری اگر فرصت باشد در خدمت تان هستیم، اگر «موبدان» تماس بگیرند بلافاصله سراغ «موبدان» عزیز می‌رویم.کلیپ بعدی را ببینیم که گذری مجدد بر یکی از سوالات ما است که در این برنامه مطرح کردیم.

 (میان‌برنامه)

کلیپ:

سلام در کلیپ قبلی ثابت شد که طبق «اوستا»، «زرتشت»، «ایرانی» نبوده، باز هم یک سوال ساده از «موبدان»‌ بزرگوار «زرتشتی» دارم هر کسی که باورمند به آئین «زرتشت» است و این باستان گراهای افراطی که می‌گویند «ایرانی»ها فقط و فقط باید از دین «پیامبر ایرانی زرتشت» پیروی بکنند، این سوال واقعاً ذهنم را مشغول کرده که اصلاً «زرتشت» پیامبر بوده؟

دکتر «آبتین ساسان‌فر» که خودش «رئیس انجمن جهانی زرتشتیان تهران» است و بخشی از «اوستا» را هم ترجمه کرده می‌گوید در «اوستای» موجود این‌که «زرتشت» پیامبر و یا حتی آموزگار بوده اصلاً وجود ندارد

موبد اردشیر خورشیدیان:

و در «اوستای» موجود هیچ کجا «زرتشت» به عنوان پیامبر یا آموزگار دیده نمی‌شود.

ادامه کلیپ:

از آن طرف هم «رئیس انجمن زرتشتیان تهران» دکتر «موبد اردشیر خورشیدیان» از «اوستا» آدرس‌ها را قطار می‌کند و می‌گوید:

موبد اردشیر خورشیدیان:

دقیقاً به شما می‌گویم خودش را پیغمبر نامیده این‌جا در «یسنا» زیاد است از یسنای 28 بند 1، 28- 3، 28- 4، 28- 7، 29- 8، 30- 1، 30- 9 بخصوص 33- 1 می‌‌گوید چون وسوسه‌های شیطانی مانع از آن است که راه بهتر و آشکار را دید و برگزید بنابراین خداوند جان و خرد «اهورامزدا» مرا برای رهبری شما برگزید.

ادامه کلیپ:

ماجرا ادامه پیدا می‌کند و یکی از «موبدان» دیگر به اسم «هومر آبرامیان» یک برنامه مفصل در این‌باره می‌گذارد و می‌گوید اگر شما به «زرتشت» پیامبر بگویی انگار به او فحش دادی.

هومر آبرامیان:

آخر ای هم میهنان خوب زرتشتی من! چطوری می‌توانید به این بزرگمرد تاریخ دشنام بگویید به او پیغمبر بگویید؟ بزرگ‌ترین خیانتی که شما «موبدان» کردید پیغمبر نامیدن یک چنین مردی بزرگ بود.

ادامه کلیپ:

البته «موبد» دکتر «اردشیر خورشیدیان رئیس انجمن زرتشتیان تهران» به ایشان جواب دندان شکنی

دادند و گفتند

اردشیر خورشیدیان:

خودش می‌گوید من پیغمبر هستم ما می‌گوییم نیست ای بابا

ادامه کلیپ:

در ادامه «سایت رسمی انجمن جهانی زرتشتیان» یک مقاله و مصاحبه مفصلی منتشر می‌کند و می‌گوید «زرتشت» پیامبر نبوده فقط یک منجم بوده.

« عاشور زرتشت» آموزگار، فیلسوف و متفکر است و در هیچ جا هم نگفته‌ایم فرستاده خدا است

؟؟:

با برداشت من ایشان یک فرد بسیار خردمندی است که خودش به این خرد و اندیشه‌اش رسیده و این می‌رود در کوه‌ها و ستاره‌شناس می‌شود بدین‌گونه که ببیند این جابجائی ستاره‌ها چگونه است؟

ادامه کلیپ:

ظاهراً این بحث‌ها تمام شدنی نیست به خاطر همین «موبد» دکتر «اردشیر خورشیدیان» در جواب محکم‌تری به این‌ها می‌گوید

موبد اردشیر خورشیدیان:

به هزار و یک دلیل «زرتشت» صد در صد پیغمبر بود.

ادامه کلیپ:

این دعواهای شدید آن هم در حد بزرگ‌ترین «موبدان زرتشتی» این‌قدر بیخ پیدا می‌کند که «رئیس انجمن جهانی زرتشتیان» شخصاً می‌رود مصاحبه می‌کند و رسماً تأیید می‌کند که نه تنها «زرتشت» یک پیامبر نیست و کتاب «اوستا» یک کتاب آسمانی نیست بلکه تمام آداب و رسومی که «زرتشتیان» دارند اصلاً ربطی به «زرتشت» ندارد.

پرسش:

شما آقای دکتر به عنوان «رئیس انجمن جهانی زرتشتیان»‌ درواقع بهترین مرجع و منبع هستید که اتفاقاً این را روشن بفرمایید هم برای ما و هم برای بینندگان «زرتشتی» کتاب «اوستا» به عنوان یک کتاب آسمانی که از آن سخن می‌رود و در «ایران» هم «زرتشتیان» را به هر دلیلی اهل کتاب می‌دانند این حرف نادرست است این «اوستا» کتاب آسمانی نیست و «گاتاها» هم سروده «زرتشت» است که یک انسان زمینی است و تمام شعائری که به اسم شعائر آئین زرتشت انجام می‌شود این‌ها هم درواقع ساختگی است نه با دین «زرتشت» درست عرض می‌کنم؟

رئیس انجمن جهانی زرتشتیان:

ما «زرتشت» را به عنوان یک مکتب فلسفی به آن توجه می‌کنیم نه به عنوان یک دینی که می‌تواند در جامعه نفوذ داشته باشد.

ادامه کلیپ:

این اختلافات آن‌قدر عمیق است که «موبد دکتر اردشیر خورشیدیان» در یک «انجمن زرتشتیان تهران» آب پاکی را روی دست‌شان می‌ریزد و می‌گوید

موبد اردشیر خورشیدیان:

همچنین صحبتی شما در یک مسجد و یا یک کلیسا بیروید بکنید، پیغمبرشان پیغمبر نیست تکه بزرگه‌ات گوشت است.

ادامه کلیپ:

حقیقتش بعد از دیدن این همه اختلافات بزرگ و دعواهای شدید کاش اصلاً نمی‌پرسیدم که «زرتشت» پیامبر بوده یا نه؟

استاد حسینی:

ملاحظه فرمودید یک از سوالات ما همین بود که بالاخره «زرتشت» پیامبر بود یا نبود؟ خیلی عجیب

است، می‌گویند مثلاً سایر ادیان پیامبر خودشان را کنار بگذارند بیایند به دنبال «پیامبر ایرانی پارسی گوی» پیامبرش مشخص نیست پیامبر بود یا نبود؟ «ایرانی» بودنش مشخص نیست پارسی گوی بودنش که در یک جلسه بحث کردیم به شما نشان دادیم و تصریح کردیم که «زرتشت» پارسی گوی نبود.

من کتاب را نشان‌تان بدهم کتاب را چند بار دیدید «انتشارات فرامرز» چاپ کرده «برگردان گاتاها موبد رستم شهرزادی»، «رستم شهرزادی» استاد بسیاری از «موبدان» حال حاضر است ایشان در کتاب‌شان در بخش «گات ها» می‌گوید یسنا، هات 28- 29- 30 را اگر ملاحظه بکنید در مورد بعثت «زرتشت» است عنوانش را برای‌تان بیاورم بینید به چه شکل است. چون هات 28 را آوردم این را هم به شما نشان بدهم.

در هات 28 بعد از هات 28 باید هات 29 باشد در حالی که هات 30 است. داستان این‌جا به هم می‌ریزد چه اتفاقی می‌افتد؟ این‌جا بحث بر انگیخته شدن «زرتشت» است. در هات 28- 29- 30 جناب آقای «موبد رستم شهرزادی» بر اساس بخش «گاتاهای اوستا» تصریح می‌کند که «زرتشت» بر انگیخته و مبعوث شد. این بخش را کاملش بکنم هات 29- هات 28- هات 30 و هات 31 یک به هم ریختگی این‌جا است؛ ولی در مورد «زرتشت» صراحتاً در هات 28- 29- 30 به آن داستانی که می‌آورد هرچند مطالب هات بالا پایین و جابجا شده است؛ ولی ایشان قائل به نبوت «زرتشت» هستند و قائل به برانگیخته «زرتشت» است که جناب آقای «موبد خورشیدیان» هم این را تصریح کرده.

یسنا هات 31 بند 2 علت برگزیده شده پیامبران از جمله‌اش «اَش زرتشت» یعنی صراحتاً می‌گوید برای چه مبعوث شده است؟ برای نبوت مبعوث شده است، قبلش هم یسنا هات 31 بند 1 پیام «اَش زرتشت» را قبلاً هیچ پیامبری به آدمیان ابلاغ نکرده بود از این عنوان «موبد رستم شهرزادی» می‌فهمیم که نه تنها «زرتشت» را پیامبر می‌داند بلکه قائل به نبوت سایر انبیاء است پیامبران از جمله «اَش زرتشت» یعنی به جز «زرتشت» هم قائل بودند که پیامبران دیگری هم وجود داشتند.

در مقابلش «زرتشتی»های دیگری هستند که می‌گویند بر اساس «گاتاها» اصلاً هیچ جور قابل اثبات نیست که «زرتشت» پیامبر بوده است، این اختلافی است که بین «زرتشتی»ها است اول خودشان متوجه بشوند که «زرتشت» پیامبر بوده یا نبوده بعد بهتر می‌توانند تبلیغ بکنند دیگران را که به آئین «زرتشتی» بر گردند. خانم «سلیمیان» از «اصفهان» سلام علیکم ورحمة الله

بیننده خانم سلیمیان از اصفهان:

سلام عرض می‌کنم خدمت شما آقای «حسینی» این عید بزرگ را خدمت همه مسلمین تبریک عرض می‌کنم، من چند تا سوال از جلسات گذشته‌تان داشتم می‌خواستم ببینم که آیا در خانواده‌های «زرتشتی» انتخاب دین را واقعاً به عهده فرزندان‌شان گذاشتند؟ من یک مصاحبه از دکتر «آبتین ساسان‌فر» دیدم که در آن ادعا می‌کردند به بچه‌های «زرتشتی» قبل از سن تکلیف ما هیچ اجباری نمی‌گیریم که حتماً «زرتشتی» بشوند بعد از سن تکلیف خودشان اختیار دارند که انتخاب کنند «زرتشتی» بمانند یا به سمت یک دین دیگر بروند می‌خواستم ببینم این موضوع در جامعه «زرتشتیان ایران» واقعیت دارد یا نه؟

سوال دیگرم این‌که آیا کلیپی مبنی بر این‌که «زرتشتی»ها با ادرار گاو تطهیر می‌کنند وجود دارد یا نه؟ یا این‌که این سنت‌ها را خرافه می‌دانند و «زرتشتیان» امروزی و الان به سنت‌های و باورهای دیرینه اعتقادی ندارند، چون من خودم وقتی در «ندای شیعه» کنفرانس در مورد در مناسک یهودیان می‌گذاشتم از مناسک‌های‌شان فیلم می‌گذاشتم از یهودی‌های امروزی که در «کنیسه‌های»شان به جا می آوردند. من هم از شما می‌خواهم اگر واقعاً مناسکی دارند همین الان برگزار می‌کنند کلیپ‌های‌شان را در برنامه‌تان نشان بدهید به نظر من این‌طوری برنامه‌تان جذاب‌تر و بهتر می‌شود. خیلی ممنون.

استاد حسینی:

ان شاء الله در پناه حق باشید، خدا یار و نگهدار شما باشد، اما در مورد این‌که فرمودید آیا در آئین «زرتشت» واقعاً کسی می‌تواند دین خودش را تغییر بدهد یا خیر؟ اگر تغییر بدهد با او مخالفت می‌شود یا نمی‌شود به چه شکل است. من تصویر را از کتاب «روایت پهلوی» به شما نشان می‌دهم، ملاحظه کتاب «روایت پهلوی» متنی به زبان فارسی میانه «پهلوی ساسانی» ترجمه «مهشید میر فخرائی»، «موسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی» سال 67 این کتاب چاپ شده است.

در این کتاب چه آمده است؟ احتمالا در صفحه 4 کسی که از دینی که بدان مُقِر است «مستقر» از همین گرفته می‌شود؛ یعنی بر آن دین استقرار پیدا کرده یعنی به آن دین اعتقاد دارد و پیرو آن دین است به دین دیگر رود چه اتفاقی می‌افتد؟ مرگ ارزان، یعنی شایسته مرگ است. بر اساس این تعالیم می‌کشند زیرا دینِ بِه دینی را، «به دینی» را که قبلاً به شما گفتیم یعنی «زرتشتی»گری همی رها بکند تا دین برتر همی گیرد!!

از «زرتشتی» بودن می‌خواهی خارج بشوی، تو را می‌کشیم به سبب گرفتن دین بدتر مرگ ارزان همی شود؛ یعنی می‌توانی طرف را بکشی چرا؟ چون از «زرتشتی» بودن خارج شدی چه آن دینی که از راه ارث بدو رسیده است؛ پس خود بدان گناهکار نیست و امروز که یکی دیگر گیرد بدان گناهکار باشد. اگر این طرف روی دین «زرتشتی» بوده است و می‌خواهد دینش را عوض بکند و امروز که یکی دیگر گیرد برود به سراغ یک دین و آئین و تعالیم دیگری بدان گناهکار باشد او مرتد است و مرگ همین کشتن، همین که می‌گویند ما در «زرتشتی‌»گری نداریم را نگاه کنید. مرگ ارزان از آنِ چه کسی است؟ کسی که به دینِ بِه دینان آید؛ یعنی «زرتشتی» شد فوراً رستگار شود کسی بیاید «زرتشتی» بشود رستگار می‌شود از «زرتشتی» بودن برود سراغ هر دین دیگری مرگ بر او ارزان می‌شود؛ یعنی می‌شود او را کشت شایسته مرگ است. آقا این چه است؟ این را از روی کتاب «روایت پهلوی» داریم می‌خوانیم «روایت پهلوی» را خود «زرتشتی»ها می‌دانند چه جایگاهی نزدشان دارد؟

در ادامه و برای بد دین این بزرگ‌ترین ثواب است اگر از دین بد دینی به بِه دین آید. کسی که «زرتشتی» نیست باید چه کار کند؟ بیاید «زرتشتی» بشود. این صریح عباراتی است که در «تعالیم زرتشتی»ها آمده است. می‌توانید این کتاب که ترجمه «مهشید میر فخرایی» است را از طریق اینترنت دانلود بکنید؛ پس در نتیجه اگر ادعای را مطرح می‌کنند در آثارشان است می‌توانید به آن مراجعه کنید.

ممکن است یک «زرتشتی» بگوید من نمی‌خواهم به «تعالیم زرتشتی» عمل بکنم آن قضیه و مسئله متفاوت خواهد شد، البته من نمی‌خواهم و قصد ندارم که به عملکرد «زرتشتی»ها نسبت به این مسئله در «ایران» الان ورود پیدا بکنم که در خانواده‌ها چطوری رفتار می‌کنند و چطوری رفتار نمی‌‌کنند؟

ولی من نمونه‌ی را خیلی صریح و روشن خدمت‌تان عرض بکنم یکی از بزرگوارانی که «زرتشتی» بود

مباحث ما را دیدند و به تضاد و تناقضی که آن‌جا بود پی برده بودند، تغییر مذهب دادند یکی از این بزرگواران خودشان فرموده بودند که من را مجبور کردند پدر و مادرم را بکشم. آن‌جا گفته بود مرگ برایش ارزان می‌شود. یا قبل از بازگشتش بود یا در زمان «زرتشتی‌»گریش بود و یا زمانی که در افکار «زرتشتی»‌گری متزلزل شده بودند خودشان نسبت به این موضوع باید بیایند توضیح بدهند.

سوال دوم‌شان که آیا هنوز با ادرار گاو تمیز می‌کنند یا نه؟ بله «زرتشتی»های وجود دارند در حال حاضر بخصوص کسانی که در «هند» و آن سمت‌ها هستند که هنوز با ادرار گاو می‌آیند بحث نظافت‌ خودشان را انجام می‌دهند. اگر «زرتشتی» تخطی بکند از این‌که با ادرار گاو بخواهد آن قضایای که گفتیم را بخواهد اعمال کند و انجام بدهد با «اوستا» مخالفت کرده است.

خدا نکند یک کسی بیاید با «اوستا» مخالفت بکند به خاطر این‌که نتوانست ادرار گاو به خانمش بدهد بخورد بر اساس این تعالیم «زرتشتی» بعد می‌گویند مرتد شده باید درستش بکنند و ببینند چطوری نسبت به او برخورد بکنند؟ سراغ تماس بعدی برویم آقای «محمدرضا» از «قم» سلام علیکم ورحمة الله

بیننده آقای محمدرضا از قم:

سلام استاد خسته نباشید. می‌خواستم در مورد قضیه گاو گفتید یک روایتی از امیر المؤمنین است می‌فرماید تمام عوالم روی شاخ گاوی قرار دارد.

استاد حسینی:

یک نکته‌ی است این را خدمت‌تان عرض کنم برنامه‌های دیگری است که ما نسبت به مباحث درون دینی کامل پاسخ دادیم و داریم پاسخ می‌دهیم که همان‌ها کفایت می‌کند. در این برنامه ما گفتیم بحث تاریخ را مطرح بکنیم ولی اگر سوال‌تان کلی است من جواب می‌دهم گزارش‌های است بعضی‌ها گفتند عالَم روی شاخ گاو بود و برخی‌ها هم معتقد هستند و چه بسا الان به آن گاو بر می‌گردد یا نه؟ بله برخی‌ها ارتباطش را بر شمردند که مرتبط با آن گاو می‌شود.

بیننده:

امیر المؤمنین هم همین صحبت را کردند؟

استاد حسینی:

بحث ما در این‌جا این نیست که در بحث مباحث داخلی ورود پیدا بکنم، چند سال است در رسانه‌ها و برنامه‌های دیگر ما این‌ها را گفتیم و می‌گوییم این برنامه‌ به بحث تاریخی و «زرتشت» الان دارم می‌پردازم نمی‌خواهم به بحث روائی بپردازم و سند برای‌تان بیاورم و شرح «ملا صالح مازندرانی» و «اصول کافی» را بیاورم که چه گفته است. من الان فقط می‌خواهم به بحث «ایران باستان» و «زرتشت» بپردازم آن را در برنامه‌های دیگر و کارشناسان دیگری هستند جواب بدهند و اگر خودم هم جای دیگری باشم به آن می‌پردازم می‌خواهم جهت برنامه عوض نشود.

بیننده:

دست شما درد نکنه متشکرم.

استاد حسینی:

موفق و مؤید باشید خدا نگهدار شما. این سوالی که در مورد «گومیز» در اواخر «اوستای برگردان» و تحقیق جناب آقای‌ «دوستخواه»، «اوستا کهن‌ترین سرودهای ایرانیان» و می‌توانید «زبان اوستائی» را ببینید به چه شکل است. گزارش و پژوهش جناب آقای «دوستخواه» اواخر کتاب برخی از واژه‌ها را گفته در صفحه 1046 این‌جا در مورد «گومیز» صحبت کرده، «گومیز» از «گاو» و «میز» گرفته شده است یک واژه‌ی را این‌جا آورده که من این واژه را نمی‌خوانم. فلان و یا ادرار گاو است گاه به معنی مطلق ادرار به کار برده می‌شود.

در روش‌های که «وندیداد» در «اوستا» آمده بنا به سنتی دیرینه؛ یعنی این هم به «زرتشتی»ها بر می‌گردد و هم به «باستان گرایان» ریشه در اساطیر کهن «هند» و «ایرانی» دارد «گومیز» را در مرحله‌ی از آئین پاک کردن تن و جامه آلوده به «نسو»، «نسو» همان مردار به کار می‌برند. حالا نکاتی را هم این‌جا آورده گفته بود برای پاک کردن «نسوکش» کسی که مرده را جابجا می‌کند از آن استفاده می‌شد.

از «کریستنسن» نقل می‌کند می‌گوید آن‌گاه می‌افزاید با دست زدن به جسد موجود ناپاک دست کسی که او را آزاد کرده است به بیماری دچار می‌شود شفای آن از اتفاق نیک از گاوی است که بر دست بیمار ادرار کند؛ یعنی اگر کسی به این مشکل دچار شد شفایش در ادرار گاو است بر اساس همان سنتی که وجود داشته است و اصل کاربرد ادرار گاو به عنوان وسیله تطهیر از این‌جا است.

ما به طور مفصل در مورد قضیه «گومیز» خدمت‌تان توضیح دادیم که به چه شکل است، و اگر زنی سقط جنین بکند بر اساس تعالیم «زرتشتی»ها باید ادرار گاو را به او بدهند متأسفانه بخورد. هنوز «زرتشتی» یا «موبد» عزیزی تماس است یا خیر؟ هنوز تماس نگرفته‌اند «موبدان» عزیز زرتشتی ما منتظر تماس تان هستیم. یک نکته خدمت‌تان عرض بکنم در مورد همان زبان و خطی بود که جناب «داریوش» آورده در کتاب «از زبان داریوش» اگر مراجعه بفرمایید به این موضوع پرداخته است.

خطی را که قبلاً استفاده می‌شد آقای «داریوش» آمدند و این خط را تغییر دادند و دستور دادند که از خط دیگری در نگارش الواح و حکومت‌داری استفاده بشود و حداقل نامه نگاری‌های رسمی‌اش انجام بشود اگر لازم شد به آن خواهم پرداخت اگر لازم شد اسکنش را خدمت‌تان را نشان می‌دهم فکر نمی‌کردم لازم بشود و سوال پیش بیاید که به این مسئله هم پرداخته بشود.

صفحه 23 و 25 به قضیه خط‌های جدیدی که آمد و دیوار نگاره‌های که در «بیستون» نوشته شد تغییراتی که «داریوش» در دیوار نگاره‌ها داد کامل آن‌جا پرداخته شد می‌توانید مراجعه کنید چون بحث‌مان قضیه خط نبود نخواستیم خیلی نسبت به تغییر خط توسط «داریوش» بپردازیم لازم بشود در برنامه‌های بعد به آن می‌پردازیم.

این‌جا هم یک اشاره کرده است ببینیم بد نیست در صفحه 26 از آن‌جا که خط میخی فارسی باستان مصنوعاً و دستوری ابداع شد، بازخوانی‌اش نیز آسان بود چون خط میخی را خودشان گفتند بنویسیم این‌گونه نیست که سختی خواندنش مثل سایر خطوط باشد و حالا یک شخص «آلمانی» آمده بود با استفاده از ذهنیتی که در مورد خطوط داشت توانسته بود خط میخی را بازخوانی بکند مثلاً گفته بود این علامت‌های که در خط میخی وجود دارد که به صورت میخ افتاده و یا خم است به چه معنا است؟

آیا عبارت و یا واژه‌ی که بعد و یا قبلش آمده است به معنای شاه شاهان استفاده شده و توانسته ترجمه بکند‌. در صفحه 28 همین را توضیح داده است در بحث «تالار آپادانا» لوح زرینی که آن‌جا پیدا شده در «ایران باستان» عنوان «تخت جمشید» و یا در «بیستون» بوده است بر اساس خطوط یا ظرف‌های که در «تخت جمشید» پیدا شده است.

بر ظرف‌های سنگی گرانبهائی که در خزانه «تخت جمشید» به دست آمده است نام شاهان «هخامنشی» بخصوص «خشایار شاه» به خط میخی فارسی باستان نوشته شده است یک دوره‌ی از خط میخی «ایران باستان» استفاده می‌شد و در ادامه می‌گوید سنگ نوشته مشهور دیوان نیز از آن «خشایار شاه» است.

آقای «داریوش» آمدند خط ملی را ابداع کردند و شروع کردند سنگ نگاره‌ها را نوشتن تا این‌جا خواندیم ادامه‌اش را بخوانیم. در صفحه 28 داریوش دل به گسترش خط ابداعی تازه خود بسته بود همان خطی که عرض کردم این خط مال «ایرانی»ها بود از طریق لوح‌های دیوانی می‌دانیم که پسر بچه‌های درباری «ایرانی» ناگزیر از آموختن این خط بودند.

آن‌های که در دیوان و اداره حکومت بودند پسر بچه‌های موظف بودند که این خط جدید را یاد بگیرند که آقای «داریوش» آورده بود. با این همه از کارنامه‌های رسمی و ظرف‌های گران بهاء که بگذریم فقط بر روی «مهرهای سلطنتی» به این خط بر می‌خوریم آن عبارتی که من در ابتدای برنامه عرض کردم ظاهراً بین عموم خیلی فراگیر نشده بود و فقط حکومتی استفاده می‌شد برداشتم از این عبارت بود.

از این مهره‌ها فقط شاهان استفاده می‌کردند؛ اما نمونه‌های از آن‌ها در اختیار مقام‌های بلندپایه نیز قرار می‌گرفت. ظاهراً از خط میخی «ایران باستان» جز در ارتباط با دربار استفاده نشده است این تصحیح این کلام است آقای «دانیال» از «اصفهان» سلام علیکم ورحمة الله

بیننده آقای دانیال از اصفهان:

سلام آقای «حسینی» من می‌گویم اگر برنامه بخواهد به این شکل جلو برود تا یک سال دیگر هم «موبدان» تماس نمی‌گیرند، من می‌گویم به نظرم طبق سنت‌های گذشته که با «وهابی»ها تماس می‌گرفتید موافق هستید یا نه؟ شما هر هفته شماره تماس‌های «موبدها» را بگیرید تا «زرتشتی»ها بفهمند «موبدها» جواب ندارند مثل «وهابی»ها. طبق سنت گذشته مثلاً شماره «هاشمی» را می‌گرفتید اصلاً جواب نمی‌داد و جوابی ندارد. و یا «سجودی» جواب ندارد. شما باید شماره تماس «موبدهای یزد» و یا هر شهری حتی «اروپائی» را بگیرید اگر پاسخ ندادند همه «زرتشتی»ها و «ایرانی»ها متوجه می‌شوند که «اهورامزدا»  خود «زرتشت» و خود «کوروش» و همه زیر سوال است. نمی‌دانم موافق هستید یا نه؟

استاد حسینی:

من یک عرضی را خدمت شما داشته باشم آقا «دانیال» ببینید من حقیقتاً بین «وهابی»ها و بین «موبدان زرتشتی» در برخورد خیلی فاصله می‌گذارم؛ یعنی از من انتظار نداشته باشید دقیقاً همان‌طور که با «وهابی»ها برخورد می‌کردیم و بحث می‌کنیم همان‌طور بخواهیم با «موبدهای زرتشتی» بحث بکنیم حداقل بنده این‌طوری نیستم اختلاف نظرهای‌مان، نقدهای علمی که مطرح می‌کنیم سوال‌های که آن‌ها از ما می‌پرسند همه این‌ها سر جای خودش.

ولی با «موبدان زرتشتی» من آن‌طور که با «وهابی»ها برخورد کردم و تعامل کردم تعامل نمی‌کنیم، بسیاری از «موبدان زرتشتی» هموطنان عزیز و بزرگوار ما هستند و بسیار مؤدب و فاضل هستند آن‌ها را فقط از راه‌های مرسوم گفتگو بحث علمی می‌خواهیم بحث را پیش ببریم.

 این که ادبیات‌مان در مورد «زرتشتی‌ها» متفاوت است دلیلش هم دقیقاً همین است که بین «وهابی»ها و «موبدان» تفاوت قائل هستیم به جز برخی از موارد که بخواهیم کنار هم اسم این‌ها را بیاوریم، اسم «موبدان» عزیز و بزرگوار را اصلاً کنار این‌ها نخواهم آورد همچنین کاری را نخواهم کرد.اما در مورد این‌که ما شماره بگذاریم و تماس بگیریم با اصل مسئله و موضوع من مشکلی نداریم؛ ولی تماس بگیریم در برنامه فعلاً فکر نمی‌کنم وقت داشته باشیم ما نسبت به این مسئله امیدواریم هستیم که این عزیزان با ما تماس بگیرند و مسائل علمی خودشان را بخواهند مطرح بکنند. آقا «دانیال» یک عرضی دیگر در تکمیل عرضم بود یک زحمتی را شما برای ما بکشید شما بروید واسطه بشوید با «موبدان زرتشتی» صحبت بکنید و از آن‌ها درخواست بکنید که بزرگواری بکنند در برنامه ما بیایند و صحبت بکنند.

بیننده:

من واقعش را بگویم من مثل شما این‌قدر مهربان نیستم، من این چندین جلسه را که از برنامه شما دیدم فکر می‌کنم «موبد خورشیدیان» است آقای «حسینی» شما خیلی به آن‌ها احترام می‌گذارید.

استاد حسینی:

وظیفه من بر اساس تعالیم دینی‌ام است.

بیننده:

انکار کلاس درس است؛ یعنی این‌قدر احترام گذاشتن به یک «موبد» توسط یک شیعه من اصلا متعجب هستم، فکر کنم به آقای «کوروش نیکنام» شما خیلی به او احترام گذاشتی «زرتشتی» به او نگذاشته این‌قدر احترام گذاشتن بی‌نمک است بی‌ادبی نباشد.

استاد حسینی:

ببینید من یک وظیفه دینی دارم که بر گردن و بر عهده بنده است که من باید وظیفه دینی خودم را بر اساس اعتقاداتی که دارم به جا بیاورم، یک سری آموزه‌های است که بر اساس اصل قضیه دینی و قرآنی است و اصل قضیه از اهل‌‌بیت (علیهم السلام) گرفته شده است، اساتید ما به ما گوشزد می‌کنند و می‌فرمایند. بنده به عنوان یک شیعه موظف هستم بر اساس ساختاری که به من تعلیم شده است با این بزرگواران رفتار بکنم.

هرچند این بزرگواران این‌طوری هم با ما برخورد نکنند، من آن‌چه که دارم انجام می‌دهم وظیفه دینی خودم را در اولویت قرار می‌دهم وگرنه وظیفه دینی بنده نبود شاید منِ «حسینی» جدای از اعتقادات خودم یک طوری دیگری شاید برخی از مباحث را مطرح می‌کردم، مِنتی هم بر سر کسی نیست بر ما واجب است که در چارچوب قوانین و اعتقاداتی که شریعت و خداوند بر من قرار داده و اهل‌بیت فرمودند این‌طوری رفتار بکنم.

جز این نباید انتظار داشته باشیم که شیعیان تعامل‌شان نسبت به «موبدان زرتشتی» این‌گونه باشد بحث علمی‌مان سر جای خودش و روش برخوردمان هم سر جای خودش!

بیننده:

در کتاب آقای «کوروش نیکنام» شما باید یک تهدی بگذارید بگویید هفته بعد اگر «کوروش نیکنام» از کتابش به طور مثال از صفحه 50 تا 55 دفاع نکرد، دارم مثال می‌گویم نه این‌که مطلب خاصی در آن صفحات است. اگر دفاع نکرد دیگر «زرتشتی» باطل است. اگر هفته بعد تماس نگرفت باطل است به طور مثال اگر منی که عالم شیعه هستم در برنامه «زرتشتیان» شرکت نکردم خدای نکرده شیعه باطل است مگر می‌شود من در آن برنامه شرکت نکنم و از مذهبم دفاع نکنم، این تهدی‌ها باید صورت بگیرد اگر بخواهد همین‌طوری و به همین منوال جلو برود یک یا دو سال دیگر فقط ما شیعیان باید با برنامه تماس بگیریم آن خروجی را من فکر نمی‌کنم داشته باشد. دیگر مزاحم هم نشوم یا علی مدد.

استاد حسینی:

بزرگوارید در پناه حق باشید. حرف اولم را در مورد این تماس دوباره تکرار می‌کنم روش برخورد بنده با «موبدان زرتشتی» متفاوت از روش برخورد بنده با «وهابی»ها است. در مورد «وهابی»ها همان ابتدا شماره تماس را می‌گذاشتم و با آن‌ها تماس می‌گرفتم و آن‌ها را با یک ادبیاتی که لازم بود با «وهابی»ها بحث بکنیم بحث می‌کردم؛ ولی در خصوص «زرتشتی»ها ما هموطنان عزیز «زرتشتی» بخصوص بزرگوارانی مثل «موبد اردشیر خورشیدیان» که «رئیس انجمن زرتشتیان تهران» هستند را با احترام یاد می‌کنیم.

اختلاف و جای بحث فراوان با هم داریم ولی احترام‌شان را بنده حفظ می‌کنم این‌که تماس بگیریم در موردش تصمیم می‌گیریم؛ ولی فعلاً به آن مرحله نرسیدیم فعلاً 14 قسمت از برنامه گذشته و هیچ کدام از این بزرگواران تشریف نیاوردند که یک مقدار پیش برویم و ببینیم کار به کجا می‌رسد البته برنامه و کار خودمان را ادامه می‌دهیم و متوقف نمی‌کنیم.

روال و روش خودمان را در این برنامه ادامه می‌دهیم و آن‌چه که باقی می‌ماند مجموعه‌ی از سوال و شبهاتی علیه «زرتشتی»ها است که باید بیایند نسبت به آن جواب بدهند با ادبیات آن‌ها بخواهیم بگوییم باید شبهه نسبت به مسائلی که گاهی مطرح می‌کنند بگوییم. البته ما ابتدا این کار را نکردیم بعد از این‌که موبد عزیز «دکتر اردشیر خورشیدیان» کتاب نوشتند و در «جمهوری اسلامی» این کتاب چاپ شد اشکالی از دیدگاه ما ندارد ولی باید پاسخ داده بشود.

کتاب تحت عنوان «پاسخ به پرسش‌های دینی زرتشتی»ها نوشتند؛ ولی مطالبی که در آن آمده است کاملاً دفاع و حتی بر اساس همین کتابی که مجوز دارد و در کشور چاپ شده است «زرتشت و مزدا یسنا»، «کوروش نیکنام» نوشته است آموزش خارج شدن از دینی مثل اسلام به «زرتشت» تعلیم داده شده است چطوری «زرتشتی» بشویم و چطوری در مراسم‌ها شرکت کنیم چطوری تغییر عقیده بدهیم چطوری تغییر رفتار و رویکرد بدهیم؟

وقتی که دعوت می‌کنند با کتابی که در کشور با مجوز دارد چاپ می‌شود و اشکالی هم ندارد اصل قضیه این‌که تفکرات خودشان را بگویند اشکالی ندارد؛ ولی وقتی که دارد تعلیم داده می‌شود مسلمان‌ها و شیعیان بروند «زرتشتی» بشوند من هم می‌آیم می‌گویم که «زرتشتی»ها چه گفتند می‌خواهی بروی «زرتشتی» بشوی؟ ببین «زرتشتی»ها چه گفتند؟ «خر مقدس» دارند و «گاو مقدس» دارند به این‌ها باید ایمان بیاوری این‌ها تعالیم «زرتشتی»ها است.

آقای «ابراهیمی» از «کرمان» سلام علیکم ورحمة الله

بیننده آقای ابراهیمی از کرمان:

سلام علیکم من با این دوست‌مان که زنگ زد موافق نبودم ایشان می‌گفت باید برخوردتان جور دیگری نسبت به «موبد» یا «معبد» و هر چیزی که «زرتشتی»‌ها دارند شما محترمانه صحبت کردید حالا «زرتشتی» نباشد، حتی «هندو» هم باشد می‌توانیم خیلی چیزها از آن‌ها یاد بگیریم. اقای حسینی درست یانه؟

استاد حسینی:

من همین را عرض کردم ما که جسارت نمی‌کنیم

بیننده:

اما آقایان «وهابی» یک بدی دارد که نمی‌شود از آن‌ها چیزی یاد گرفت، به قولی به هیچ صراطی مستقیم نیستند. این را خواستم بگویم یک جوابی بدهید که هم این دوست‌مان به عنوان یک شیعه قانع بشود و ما هم به عنوان شیعه مرتضی علی قانع بشویم. من در «زاهدان» با برادران اهل‌سنت بود یک دفعه دیگر مزاحم‌تان شدم گفتم همه جا خوب و بد داریم خیلی از مسلمان‌های پر و پا قرصش در زمان پیامبر جا ماندند. خیلی «زرتشتی» و «مسیحی» داریم که از مسلمان‌های ما بهتر بودند.

استاد حسینی:

اگر منظورتان از مسلمان، هر کسی است که ادعا داشته باشد من مسلمان هستم حرف شما را می‌پذیرم که در بین «زرتشتی»ها افراد متعددی وجود دارند از خیلی از کسانی که ادعای اسلام کردند اما مثلاً پیرو «بنی امیه» و «بنی عباس» بودند یا هستند بهتر هستند. در تکمیل فرمایش شما نکته‌ی عرض بکنم آن کسی که پیرو «بنی امیه» و «بنی عباس» است اصلاً حق ندارد؛ حق ندارد می‌گویم نمی‌خواهم تعیین تکلیف بکنم می‌خواهم فاصله سطح حکومت را بگویم.

از «بنی امیه» کسی که دفاع بکند اصلاً نمی‌تواند، هم از باب حق داشتن و حق نداشتن نباید ابتدا ورود پیدا بکند از این باب می‌گویم محق نیست. محق نیست بیاید «ایران باستان» را نقد بکند؛ چون او ساختاری که «ایران باستان» داشته است با همه نقایصی که در بحث عدالت داشته ما خودمان داریم این‌ها را مطرح و نقد می‌کنیم ذره‌ی از حکومتداری «ایران باستان» شرف داشته است شرف داشته است به سال‌های حکومت‌گری «بنی امیه» و «بنی عباس» آن‌ها اصلاً نباید ورود پیدا بکنند. یعنی اگر ما «ایران باستان»را خیلی موشکانه داریم بحث ونقدمی‌کنیم و مباحث را مطرح می‌کنیم حق ندارد کسی که پیرو «بنی امیه» است بیاید نظر بدهد نه ما می‌‌خواهیم «ایران باستان» را نقد بکنیم شما پیرو «بنی امیه» هستید. تمام ظلم ظالمانی که در تاریخ «ایران باستان» اگر بودند که بوده همه ظلم ظالمان باستان را جمع بکنیم ضرب در صد بکنیم گاهی به یک ظلم بزرگ خلفای که ادعا داشتند که ما مسلمان بودیم نمی‌رسد خیلی صریح من دارم این را عرض می‌کنم.

«حجاج ابن یوسف ثقفی» به اسم مسلمان‌ها جنایتی در مقابل مکتب اهل‌بیت و در مقابل خود اهل‌‌بیت ظلمی را که انجام داده است اگر ظلمش را در بین تمام پادشاهان دنیا تقسیم بکنیم در بین ظلم‌های آن‌ها قابل تقسیم است؛ یعنی برعکسش را بخواهیم نگاه بکنیم ظلم تمام ظالمان تاریخ و پادشاهان را جمع بکنیم به اندازه یک «حجاج ابن یوسف ثقفی» مدعی است.

بیننده:

کاملاً با فرمایش شما موافق هستم و از این دوست‌مان هم می‌خواهم جوری صحبت کنند، من عامه هم زیاد تقصیر ندارم، اما من متوجه شدم ایشان دارند اشتباه می‌کنند شاید هم من اشتباه می‌کنم.

استاد حسینی:

ان شاء الله در پناه حق باشید، آقا «دانیال» هم چون روی خط تشریف ندارند و بخواهند از خودشان دفاع کنند ما نمی‌توانیم این قضیه را این‌جوری ادامه بدهیم

بیننده:

متشکر و ممنون از این‌که مزاحم تان شدم عذر می‌خواهم

استاد حسینی:

در پناه حق باشید. سوال پرسیدند سلام زمان تولد «زرتشت» با «کوروش» فاصله زیادی وجود دارد یا خیر؟ ببینید لازمه این‌که بفهمیم «کوروش» با «زرتشت» چقدر فاصله داشت؟ زمان کوروش را می‌دانیم حدود 2500 سال قبل ولی این‌که بدانیم چقدر با «زرتشت» فاصله داشته باید زمان «زرتشت» را بدانیم. این نقل وجود دارد که «زرتشت» را همزمان با خود «کوروش»‌ دانستند که این خیلی بعید و دور از ذهن به نظر می‌رسد.

ولی یک گزارش این‌چنینی است یعنی گفتند «زرتشت» مال 2500 سال قبل بود این 2500 سال قبل که همزمان با «زرتشت» می‌شود یک دامنه‌ی فاصله «زرتشت» با «کوروش» پیدا می‌کند که تا 11 هزار سال قبل از ما یعنی حدود هشت، نُه هزار سال زمان و فاصله با «کوروش» می‌ّ‌شود؛ یعنی از همزمانی با «کوروش» گفتند و نقل وجود دارد تا حدود هشت نُه هزار سال قبل از «کوروش»!

فلذا چون زمان «زرتشت» برای ما مشخص نیست که زیست و حتی هزاره‌اش چه زمانی بوده است سه هزار یا چهار هزار سال قبل بوده؟ تا 11 هزار سال قبل هم گفتند و نقل کردند نمی‌توانیم بگوییم که «کوروش» و «زرتشت» چقدر با هم فاصله داشتند. اما اصطلاحاً قدر متیقین مسئله قطعی این است که «زرتشت» از لحاظ زمانی قبل از «کوروش» بوده اما این‌ فاصله‌اش چقدر بوده این مشخص نیست، چون زمان «زرتشت» مشخص نیست. اعتراف‌ها را هم ما در چند جلسه اول به قضیه زمان «زرتشت» به طور مفصل پرداختیم.

ممنونم از شما عزیزان که با ما همراه بودید زمان برنامه به پایان رسیده ان شاء الله که جلسات بعد هم با ما همراه باشید، اگر «موبدان» عزیز «زرتشتی» سوالاتی که ما پرسیدم خواستند پاسخ بدهند در خدمت‌شان هستیم و البته یک پیامی برای بنده فرستادند که با عزیزان «زرتشتی» صحبت شده که در این برنامه بحث دو طرفه باشد چون خود من هم حقیقتاً دوست ندارم بحث علمی یک طرفه بخواهد پیش برود کلام مخالف باشد مخاطب ما بهتر می‌تواند قضاوت بکند، همین‌طور که دیدید در جلسات اول برخی‌ها تماس گرفتند و از تفکرات «زرتشتی»ها دفاع می‌کردند خیلی قضاوت راحت‌تر برای مخاطبین عزیز می‌توانست رخ بدهد.

«موبدان» فرموده بودند که نگران هستیم که شرایط برابر نباشد. ببینید من این را در یک دقیقه عرض کنم اگر قضیه در «برنامه تاریخ بدون روتوش» مناظره باشد بعد از این‌که صلاحیت طرف مقابل احراز می‌شود، موضوع مشخص می‌شود و مقدمات چیده می‌شود در جلسه‌ی که قرار است مناظره برگزار بشود زمان شما با بنده دقیقاً در موقع مناظره برابر خواهد بود یعنی اگر بنا شد مثلاً مناظره‌ی بشود بنده 5 دقیقه صحبت بکنم آن «موبد» عزیز «زرتشتی» هم دقیقاً 5 دقیقه صحبت می‌کند و این روال ادامه دارد.

ولی اگر قضیه پرسش و پاسخ در برنامه باشد ممکن است یک کسی روی خط بیاید از من یک سوالی را بپرسد در 10 ثانیه ولی پاسخ من به آن 10 ثانیه سوال 10 دقیقه بخواهد طول بکشد، نه نیم ساعت بخواهد طول بکشد این‌جا مناظره نیست که یک نفر روی خط تشریف بیاورد و بخواهیم با هم صحبت بکنیم یا ممکن است ایشان سه چهار دقیقه صحبت بکند من یک دقیقه صحبت کنم وقتی که با برنامه ما تماس گرفته می‌شود.

من اجازه نمی‌دهم یک کسی که تماس می‌گیرد ده تا سوال بخواهد بپرسد هر کدامش ده دقیقه پاسخ دهی‌اش طول بکشد به زمان برنامه نرسد نه من خیلی رُک و صریح به شما بگویم تعداد پرسش‌های شما به نسبت زمان برنامه مقایسه می‌شود و پاسخ به آن داده می‌شود ابائی ندارم خیلی صریح بگویم ممکن است یک «زرتشتی» تماس بگیرد یک دقیقه صحبت بکند و سوال بپرسد من یک برای آن یک دقیقه سوال مجبور بشوم نیم ساعت نسبت به آن سوال توضیح بدهم ولذا این مکالمه زمان برابر ندارد؛ ولی اگر مناظره شد یعنی بنا بر مناظره شد طبق همان ضوابطی که باید یک مناظره داشته باشد هویت شخص مقابل از لحاظ علمی و جایگاهش احراز بشود آن‌جا زمان کاملاً‌ برابر خواهد بود ولذا «موبدان» عزیز اگر خواستند مناظره کنند اصلاً نگران این مسئله نباشند آن موقع دیگر سیستمش اصلا و کاملا با این تماس‌های ما از لحاظ زمان بندی و این‌ها متفاوت خواهد بود. ممنونم از شما عزیزان، متشکرم از شما.

خدا را گواه می‌گیرم قصد ما، جسارت و اهانت نسبت به مقدسات، حتی نسبت به «خر مقدس» و یا «گاو مقدس» در دین «زرتشت» آمده حتی من به این‌ها اهانت و جسارت نمی‌کنم؛ چون این «خر مقدس»، «گاو مقدس» و این شیئ مقدس این‌جا برای «زرتشتی»ها مقدس است من در برنامه فحاشی و جسارت نمی‌کنم؛ ولی وقتی یک ویژگی‌های را برای یک موجودی به این شکل است من این را می‌گویم این دیگر توهین محسوب نشود ان شاء الله ممنون از همراهی‌تان الماس دعا دارم یا علی مدد، خدا نگهدار.

و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته

 



* اسم:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی: