2021 January 28 - پنج شنبه 09 بهمن 1399
حبل المتین -«قریش» و چرایی کینه و دشمنی آنها با امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
کد مطلب:3672 گروه: حبل المتین آمار بازدید: 288

حبل المتین -«قریش» و چرایی کینه و دشمنی آنها با امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
آیت الله حسینی قزوینی - 29 آبان 1399


  دانلود
امتیاز:
  01:29:41 حجم فیلم: 240 مگابایت





دانلود صوت


قسمت بیست و پنجم برنامه حبل المتین با کارشناسی آیت الله سیدمحمد حسینی قزوینی

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ : 29 آبان 1399

موضوع: «قریش» و چرایی کینه و دشمنی آنها با امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)

برنامه حبل المتین

فهرست مطالب این برنامه:

جایگاه رفیع حضرت عبدالعظیم حسنی (علیه السلام)

اگر مردم این کار را می کردند، دو نفر با هم اختلاف نمی کردند!

«قریش» و چرایی کینه و دشمنی آنها با امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)

نصوص مخالفت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) با خلافت ابوبکر و عمر

دستور ائمه اطهار (علیهم السلام) به دعوت مردم به مکتب تشیع!

تماس بینندگان برنامه

دلایل متقن یک برادر سنّی در اثبات حقانیت مذهب خود

مجری:

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین

هرکه از عشق علی مرتضی دم می زند

حق به نامش سردر فردوس پرچم می زند

هرکسی پای تو را بوسید آقا می‌شود

چشمه‌ای که پای تو جوشید دریا می‌شود

هرکسی گم کرده راه بندگی را عاقبت

در صراط المستقیم قرب پیدا می‌شود

از نگاهی که به سلمان کرده‌ای پیداست که

کافر دین با نفس‌های تو منّا می‌شود

عرض سلام و ادب و احترام دارم خدمت همه شما بینندگان عزیز و ارجمند «شبکه جهانی حضرت ولی عصر».الحمدلله این افتخار را پیدا کردیم که امشب هم به رسم پنج شنبه شب‌ها در محضر شما باشیم و با برنامه «حبل المتین» مهمان دیدگان شما باشیم.امشب هم یک مناسبت بسیار خاص دارد. الحمدلله امشب اینگونه که ذکر شده شب میلاد حضرت «عبدالعظیم حسنی» است. این مناسبت فرخنده را هم به همه شما بینندگان عزیز و ارجمند «شبکه جهانی حضرت ولی عصر» تبریک و تهنیت عرض می‌کنم.ان شاءالله که همه ما بتوانیم پیرو راه اهلبیت باشیم و بتوانیم از فرامین امام زمان خودمان پیروی کنیم و بتوانیم از شیعیان حقیقی و مخلص باشیم.همانطور که اطلاع دارید در برنامه «حبل المتین» این افتخار و این توفیق نصیب ما می‌شود که در محضر حضرت آیت الله «دکتر حسینی قزوینی» باشیم. سلام عرض می‌کنم و خدمت شما تبریک می گویم؛

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته؛ بنده هم خدمت همه بینندگان عزیز و گرامی که در هرکجای این گیتی پهناور بیننده این برنامه هستند و یا تکرار برنامه را می‌بینند، خالصانه‌ترین سلامم را تقدیم می‌کنم و موفقیت بیش از پیش برای همه گرامیان از خداوند منّان خواهانم.

جایگاه رفیع حضرت عبدالعظیم حسنی (علیه السلام)

من هم میلاد حضرت عبدالعظیم حسنی را که با پنج واسطه به امام حسن مجتبی (علیه السلام) می‌رسد، به همه شما گرامیان تبریک عرض می‌کنم و از مردم ایران به ویژه مردم تهران می‌خواهم زیارت این بزرگوار را قدر بدانند.

«ابو حماد رازی» نقل می‌کند در سامرا خدمت امام هادی (علیه السلام) رسیدم و مطالبی در مورد حلال و حرام از حضرت پرسیدم. حضرت فرمودند: هرگاه مسائل و مشکلات دینی برای شما پیش آمد، به سراغ عبدالعظیم حسنی بروید و از او بپرسید و سلام مرا هم به او برسانید.

«مرحوم شیخ صدوق» در کتاب «ثواب الأعمال» صفحه 99 نقل می‌کند یکی از اهالی ری خدمت امام هادی رسید. حضرت از ایشان سؤال فرمود: کجا بودید؟ ایشان در جواب گفت: به قبر امام حسین (علیه السلام) رفته بودم. حضرت فرمودند:

«أَمَا إِنَّک لَوْ زُرْتَ قَبْرَ عَبْدِ الْعَظِیمِ عِنْدَکمْ لَکنْتَ کمَنْ زَارَ الْحُسَینَ بْنَ عَلِی ع»

اگر تو در ری قبر عبدالعظیم حسنی را زیارت کنی، گویا قبر امام حسین را زیارت کرده‌ای.

ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، نویسنده: ابن بابویه، محمد بن علی، ص 99، باب ثواب زیارة قبر عبد العظیم الحسنی بالری

همچنان که در زیارت نامه حضرت عبدالعظیم حسنی هم می‌خوانیم:

«السَّلامُ عَلَيْكَ يا مَنْ بِزِيارَتِهِ ثَوابُ زِيارَةِ سَيِّدِ الشُّهَداءِ يُرْتَجی»

مفاتيح الجنان؛ المؤلف: ثقة المحدثين الشيخ عباس القمي قدس سره، تعريب: حجة الاسلام السيد محمد رضا النوري النجفي، الناشر: مكتبة العزيزي هاتف؛ ص 813

امیدواریم که ان شاءالله این بزرگوارهم نظر عنایتی به همه کندواز خداوند عالم بخواهد این بیماری نحس کرونا را از کشور ما و همچنین دیگر کشورها بردارد، بر بیماران شفای عاجل کرم کند و رفع گرفتاری از همه گرفتاران بنماید.

اگر مردم این کار را می کردند، دو نفر با هم اختلاف نمی کردند!

ما برای اینکه برنامه و عزیزان و دین و دنیا و آخرت خود را بیمه حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) کنیم، جمله‌ای از حضرت فاطمه زهرا تقدیم می‌کنیم. باشد که این بزرگوار شفیعه ما در دنیا و آخرت باشد.

پدر «مرحوم شیخ صدوق» در کتاب «الإمامة و التبصرة» صفحه اول عبارتی آورده است. «مرحوم علامه مجلسی» هم در کتاب «بحارالانوار» جلد 36 صفحه 352 همین عبارت را آورده است که حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) فرمودند:

«أَمَا وَ اللَّهِ لَوْ تَرَکوا الْحَقَّ عَلَی أَهْلِهِ وَ اتَّبَعُوا عِتْرَةَ نَبِیهِ لَمَا اخْتَلَفَ فِی اللَّهِ اثْنَانِ »

قسم به خداوند عالم اگر حق خلافت را به اهلش واگذار می‌کردند و اگر مردم از عترت پیغمبر اکرم تبعیت می‌کردند دو نفر در دین خدا دچار اختلاف نمی‌شد.

الإمامة و التبصرة من الحیرة، نویسنده: ابن بابویه، علی بن حسین، محقق / مصحح: مدرسه امام مهدی علیه السلام، ص 1

این عبارت بسیار زیباست. تمام این اختلافات و مشکلات به خاطر این است عترتی که رسول اکرم عِدل قرآن کریم قرار داده بود را کنار گذاشتند و مسیر خلافت را از آنچه که خداوند مقرر و معین کرده بود و رسول اکرم برای مردم ترسیم فرموده بود منحرف کردند.

امروز اگر بخواهیم اختلافات کنار برود، جز نشستن در کنار مائده آسمانی اهلبیت و بهره بردن از فرمایشات ملکوتی آن بزرگواران راه دیگری نیست. من در خدمت شما هستم.

 مجری:

سلامت باشید، خیلی استفاده کردیم و بهره بردیم. الحمدلله این توفیق را هم داریم در کنار مباحث و سیری که انجام می‌شود، در ابتدا از این نوع فضائل هم آگاه می‌شویم.

حضرت استاد ما جلسات پیش تا اینجا پیش رفتیم و الحمدلله عزیزانی که همراه ما بودند خودشان مستحضر هستند که ما مفصلاً راجع به حقانیت امیرالمؤمنین صحبت کردیم.

رسول گرامی اسلام با عناوین مختلف به مناسبت‌ها و بهانه‌های مختلف امامت و وصایت و جانشینی حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) را به مردم گوشزد کردند.

بعد از آن بازهم در جلسه پیش طبق سؤالاتی که مطرح شده بود، دیدیم که امیرالمؤمنین بارها و بارها نسبت به این حقی که از جانب خداوند برای وی مقدر شده بود، با صحابه احتجاج می‌کردند.

حضرت بارها به صحابه تذکر می‌دادند که به مسیر اصلی خودشان برگردند و دین را به مسیر اصلی خود بازگردانند.

آن چیزی که بالاخره برای افراد بسیاری در قلب سؤال مطرح می‌شود و الآن هم متأسفانه در قالب شبهه زیاد دیده می‌شود، این است که الآن می‌خواهیم از محضر استاد بپرسیم و دلیل آن را پیدا کنیم.

ما می‌خواهیم ببینیم با وجود تمامی حرکاتی که رسول گرامی اسلام انجام دادند و احتجاجاتی که امیرالمؤمنین انجام دادند، چه عاملی باعث شد که صحابه و در رأس آنها قریش، بخواهند کلام رسول گرامی اسلام را زیر پا بگذارند؟!

این در حالی است که امیرالمؤمنین هم جزئی از قریش بودند. وقتی نگاه می‌کنیم اینگونه تصور می‌شود کأنّه حس انتقام جویی در آنها پدید آمده بود. این ناشی از چیست و انگیزه آنها برای این انتقام چه بوده است؟!

«قریش» و چرایی کینه و دشمنی آنها با امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمدلله و الصلاة علی رسول الله و علی آله آل الله لاسیما علی مولانا بقیة الله و اللعن الدائم علی اعدائهم اعداء الله إلی یوم لقاء الله أفوض أمری إلی الله إن الله بصیر بالعباد حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر یا مولاتی یا فاطمة أغیثینی

سؤال خوبی است. با توجه به آنچه رسول گرامی اسلام بیست و سه سال زحمت کشیدند، اما به فرمایشات حضرت عمل نشد.اعراب در مقابل بت‌ها کرنش می‌کردند و برای به دست آوردن رضایت بت‌ها عزیزانشان را می‌کشتند و خون آنها را به بت‌ها می‌مالیدند تا بت‌ها از آنها راضی شوند.همچنین کشت و کشتار زیادی بین آنها اتفاق افتاده بود، به طوری که نقل شده است صد و بیست سال جنگ میان قبایل «اوس» و «خزرج» ادامه پیدا کرده بود.بعد از رسول اکرم ما می‌بینیم ورق برمی گردد. اصل قضیه این است که قریش در مکه سیزده سال با تمام توان با رسول گرامی اسلام مبارزه کردند و جنگیدند. قریش تصمیم به قتل حضرت گرفتند که در ادامه پیغمبر اکرم شبانه از خانه بیرون آمدند، به غار ثور و از آنجا به مدینه فرار کردند.زمانی که حضرت به مدینه تشریف آوردند، ما می‌بینیم غالب جنگ‌هایی که علیه اسلام و رسول اکرم بوده است، قریش سردمدار یا پشتوانه آنها بودند. قریش به دنبال این بودند که صدای رسول گرامی اسلام خاموش شود و دین اسلام از بین برود.آنهادر زمان حیات رسول اکرم موفق به این کارنشدند،زیرادرسال هشتم هجری به طورکلی ورق برگشتبرگشت و این افراد با بیش از ده هزار سرباز رزمنده اسلام مواجه شدند که تا به دندان مسلح بودند و هیچ مانعی در برابر سیل خروشان این سربازان نبود؛ لذا قریش مجبور به اسلام آوردن ظاهری شدند.در اینجا دو مسئله وجود دارد. مسئله اول اینکه تمام این قضایا توسط رسول گرامی اسلام انجام شده و به همین خاطر بغض و کینه شدیدی از پیغمبر اکرم در دل داشتند.مسئله دوم اینکه در جنگ‌های «بدر» و «احد» و «حنین»، کشت و کشتاری از قریش توسط امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) صورت گرفت.بنابراین قریش این دو بزرگوار را هدف قرار داده بودند، اما علناً نمی‌توانستند با رسول اکرم مخالفت کنند. آن‌ها ظاهراً مسلمان شده بودند، لباس اسلام به تن داشتند و مجبور بودند که ظاهر را حفظ کنند. ولی در باطن قضیه طور دیگری بود.«ابن ابی الحدید معتزلی» در کتاب «شرح نهج البلاغه» جلد بیستم صفحه 298 تعبیر بسیار زیبایی دارد. ایشان می‌نویسد:

«و لو لا أن قریشا جعلت اسمه ذریعة إلی الرئاسة و سلما إلی العز و الإمرة لما عبدت الله بعد موته یوما واحدا»

اگر به خاطر این نبود که قریش نام پیغمبر اکرم را نردبانی برای ریاست و حکومت و عزت و فرمانروایی قرار داده بودند، این‌ها یک روز هم خدا را عبادت نمی‌کردند.

این تعبیر حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) است. نکته دیگری در همین صفحه نقل شده است که شخصی از امیرالمؤمنین سؤال کرد:

«قال له قائل یا أمیر المؤمنین أ رأیت لو کان رسول الله ص ترک ولدا ذکرا قد بلغ الحلم و آنس منه الرشد أ کانت العرب تسلم إلیه أمرها»

شخصی از حضرت سؤال کرد: یا أمیرالمؤمنین! اگر پیغمبر اکرم فرزند ذکوری داشت که به بلوغ و مرحله رشد می‌رسید، آیا عرب تسلیم حکومت و خلافت فرزند پیغمبر اکرم می‌شد؟

«قال لا بل کانت تقتله إن لم یفعل ما فعلت»

حضرت فرمود: هرگز، بلکه فرزند پیغمبر را می‌کشتند اگر کاری که من کردم نمی‌کرد.

شرح نهج البلاغة لابن أبی الحدید، نویسنده: ابن أبی الحدید، عبد الحمید بن هبة الله، محقق / مصحح: ابراهیم، محمد ابوالفضل، ج 20، ص 298، ح 414

خیلی تعبیر عجیبی است. بدن انسان از این تعبیر به لرزه می افتد. بازهم در همان صفحه آمده است که حضرت می‌فرماید:

«اللهم إنی أستعدیک علی قریش»

خدایا مرا در برابر قریش یاری کن.

«فإنهم أضمروا لرسولک ص ضروبا من الشر و الغدر»

زیرا قریش می‌خواستند پیغمبر تو را بکشند و نابود کنند.

«و حلت بینهم و بینها»

خدایا تو پیغمبرت را از شرّ قریش حفظ کردی.

«فکانت الوجبة بی و الدائرة علی»

سپس انتقام پیغمبرت را از من گرفتند.

«اللهم احفظ حسنا و حسینا»

خدایا حسن و حسینم را از شرّ قریش حفظ کن.

شرح نهج البلاغة لابن أبی الحدید، نویسنده: ابن أبی الحدید، عبد الحمید بن هبة الله، محقق / مصحح: ابراهیم، محمد ابوالفضل، ج 20، ص 298، ح 413

این افراد شنیده بودند که پیغمبر اکرم می‌فرماید:

«مَنْ سَبَّ عَلِیاً فَقَدْ سَبَّنِی»

هرکسی به علی ناسزا بگوید، به من ناسزا گفته است.

مسند الإمام أحمد بن حنبل؛ المؤلف: أبو عبد الله أحمد بن محمد بن حنبل بن هلال بن أسد الشيباني (المتوفى: 241 هـ)، الناشر: مؤسسة قرطبة – القاهرة؛ ج 6، ص 323، ح 26791

این در حالی است که قریش ناسزا گفتن به امیرالمؤمنین را به عنوان یک امر دینی قرار دادند، به طوری که بر بالای بیش از هفتاد هزار منبر حضرت را سب و لعن می‌کردند و این به یک سنت تبدیل شده بود.وقتی «عمر بن عبدالعزیز» دستور می‌دهد که سب و لعن علی بن أبی طالب را ترک کنید، از گوشه و کنار مجلس فریاد می‌زدند:

«یا امیرالمؤمنین قد ترکت السنة»

یا امیرالمؤمنین! سنت پیغمبر اکرم را زیر پا می‌گذاری.

همچنین رسول اکرم به امیرالمؤمنین و امام حسن و امام حسین و حضرت فاطمه نگاه کردند و فرمودند:

«أَنَا حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَكُمْ، وَسِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَكُمْ»

من با کسی که با شما سر جنگ داشته باشد، در جنگم و هر کس با شما در صلح باشد، من با او در صلح هستم.

مسندالإمام أحمدبن حنبل؛المؤلف:أبو عبدالله أحمدبن محمدبن حنبل بن هلال بن أسد الشيباني

 (المتوفى: 241هـ) المحقق: شعيب الأرنؤوط - عادل مرشد، وآخرون، إشراف: د عبد الله بن عبد المحسن التركي، الناشر: مؤسسة الرسالة، الطبعة: الأولى، 1421 هـ - 2001 م؛ ج 15، ص 436، ح 9698

این مسائل خیلی روشن و واضح و حاوی پیام است. همچنین در کتاب «شرح نهج البلاغه» اثر «ابن ابی الحدید» جلد 20 صفحه 328 آمده است که حضرت می‌فرماید:

«ما لی و لقریش»

قریش از جان من چه می‌خواهند؟

«إنما وترتهم بأمر الله و أمر رسوله»

اگر من با آنها جنگیدم، به امر خدا و رسولش بود.

حضرت به صراحت می‌فرماید که اگر من سران قریش را در بدر و حنین کشتم و به هلاکت رساندم، به امر خدا و امر رسول خدا بود. من از نزد خود کاری نکردم.

«أ فهذا جزاء من أطاع الله و رسوله إن کانوا مسلمین»

آیا پاداش کسی که از خدا و پیغمبر اکرم اطاعت کند این است؟

شرح نهج البلاغة لابن أبی الحدید، نویسنده: ابن أبی الحدید، عبد الحمید بن هبة الله، محقق / مصحح: ابراهیم، محمد ابوالفضل، ج 20، ص 328، ح 764

اینها همه دردهایی است که حضرت به صراحت مطرح فرمودند. همچنین آقای «احمد بن ابی طاهر» متوفای 280 هجری معاصر امام رضا و امام جواد (علیهم السلام) کتابی به نام «بلاغات النساء» دارند.ایشان به یکی از صحبت‌های حضرت صدیقه طاهره در مسجد در جمع مهاجرین و انصار می‌پردازد و می‌نویسد که حضرت فرمود:

«و ما الذی نقموا من أبی الحسن»

مگر چه ایرادی به ابو الحسن داشتند؟

«نقموا و الله منه نکیر سیفه و شدة وطأته و نکال وقعته و تنمره فی ذات الله»

خوش نداشتند از علی برندگی شمشیرش را و سخت لگد کوب کردنشان را به سخت کیفر دادن در کارهایش را و سختگیری‌اش را در راه خدا.

بلاغات النساء، ابن طيفور، احمد بن أبي طاهر (م 280)، مطبعة مدرسة والدة عباس الأول، القاهرة،1326 هـ.ق.، ص 23، باب کلام فاطمة بنت رسول الله ص

حضرت فاطمه زهرا به صراحت می‌فرماید اگر امیرالمؤمنین را خانه نشین کردند و خانه حضرت را آتش زدند و جنایات دیگری مرتکب شدند، به جهت شمشیر برّان علی و اطاعت حضرت از پیغمبر اکرم بوده است.

این قضایا به هیچ وجه انکار شدنی نیست. امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) با شدتی که با کفار قریش برخورد کرد و شمشیر برّانی که داشت و غضبی که برای خداوند کرد، زمینه ساز انتقام از حضرت را فراهم کرد.

مشاهده کنید در جنگ‌هایی که در عصر نبوت انجام شده است، طبق آنچه در این قضایا صورت گرفت کاملاً مشخص است که شمشیر برّان علی بن أبی طالب بود که مسلمانان را در این جنگ‌ها نجات داد و پرچم اسلام را بلند کرد.

آقای «ابن ابی الحدید» در کتاب «شرح نهج البلاغه» جلد 12 صفحه 82 از قول خلیفه دوم می‌نویسد:

«و الله لو لا سیفه لما قام عمود الإسلام»

به خدا سوگند اگر شمشیر علی نبود پرچم اسلام برافراشته نمی‌شد.

شرح نهج البلاغة لابن أبی الحدید، نویسنده: ابن أبی الحدید، عبد الحمید بن هبة الله، محقق /

مصحح: ابراهیم، محمد ابوالفضل، ج 12، ص 82، باب نکت من کلام عمر و سیرته و أخلاقه

این خیلی واضح و روشن است. همچنین «حاکم نیشابوری» در کتاب «مستدرک علی الصحیحین» جلد 3 صفحه 34 با سند صحیح نقل می‌کند و می‌نویسد:

«قال رسول الله لَمُبَارَزَةُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ لِعَمْرِو بْنِ عَبْدِ وُدٍّ يَوْمَ الْخَنْدَقِ أَفْضَلُ مِنْ أَعْمَالِ أُمَّتِي إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ»

المستدرک علی الصحیحین، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم النیسابوری، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1411 هـ - 1990 م، الطبعة: الأولی، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ج 3، ص 34، ح 4327

در جنگ خندق کسانی که برای مبارزه رفتند، وقتی قیافه «عمرو بن عبدود» را دیدند بدنشان لرزید و برگشتند. این افراد هم خودشان ترسیدند و هم سپاه را ترساندند.

امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) فرمود: یا رسول الله! اجازه بدهید من به میدان بروم. پیغمبر اکرم فرمود: او «عمرو بن عبدود» هست. حضرت هم فرمود: من هم علی بن أبی طالب هستم.این قضایا کاملاً نشانگر این است که امیرالمؤمنین در جنگ‌ها شجاعتی بی نظیر از خود نشان دادند. در روایت دیگری آمده است:

«لَضَرْبَةُ عَلِيٍّ خَيْرٌ مِنْ عِبَادَةِ الثَّقَلَيْن‏»

بحار الأنوار( ط- بيروت)، نويسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏، محقق / مصحح: جمعى از محققان‏، ناشر: دار إحياء التراث العربي‏، مكان چاپ: بيروت‏، سال چاپ: 1403 ق‏، نوبت چاپ: دوم‏؛ ج 39، ص 2، ح 14

حضرت به صراحت فرمودند: اگر ضربه علی بن أبی طالب نبود، اسلام نابود شده بود از این میان رفته بود.

مجری:

این نشان از این دارد که چه جمعیت انبوهی در مقابل بودند و طبیعی است که بعد از این بخواهند یک سری کینه‌هایی که به دور از اسلامیت هست و تماماً ریشه در جاهلیت دارد را تماماً در قلب خودشان پرورش بدهند.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

همچنین «جاحظ» تعبیری دارد و می‌نویسد زمانی که علی بن أبی طالب به جنگ با «عمرو بن عبدود» می‌رفت، پیغمبر اکرم فرمودند:

«برز الایمان کله إلی الشرک کله»

ایمان مجسد در برابر شرک مجسد مقابله می‌کند.

العثمانیة، نویسنده: الجاحظ، وفات: 255، تحقیق وشرح: عبد السلام محمد هارون، چاپخانه: دار الکتاب العربی – مصر، ناشر: مکتبة الجاحظ، ص 324، باب 15

ما در این زمینه الی ماشاءالله روایت داریم. همچنین در جنگ احد رسول گرامی اسلام فرمودند:

«لا فتی إلا علی، ولا سیف إلا ذو الفقار»

معجم جامع الأصول فی أحادیث الرسول، اسم المؤلف: المبارک بن محمد ابن الأثیر الجزری، ج 7، ص 556، ح 5698

این روایت را همه علمای اهل سنت از جمله «غزالی» در کتاب «مستصفی»، «زمخشری» و «ابن عساکر» همگی نقل کرده‌اند.«ابن کثیر دمشقی سلفی» شاگرد «ابن تیمیه» نتوانسته این روایت را انکار کند. او نقل می‌کند در روز احد وقتی که برخی ها همانند بز کوهی از کوه احد بالا می‌رفتند، امیرالمؤمنین همانند پروانه اطراف وجود مقدس رسول اکرم چرخید و کسانی که قصد شهادت رسول گرامی اسلام را داشتند به هلاکت رساند. در این حال منادی صدا زد:

«لا سیف إلا ذو الفقار ولا فتی إلا علی»

البدایة والنهایة، اسم المؤلف: إسماعیل بن عمر بن کثیر القرشی أبو الفداء، دار النشر: مکتبة المعارف – بیروت، ج 6، ص 5، باب آثار النبی آلتی کان یختص بها فی حیاته من ثیاب وسلاح ومراکب ذکر الخاتم الذی کان یلبسه علیه السلام

همانطور که مشاهده می‌کنید آدرس روایات موجود است، اما الآن فرصت نیست تا تمامی کتب را نشان دهیم. جالب اینجاست که آقای «ابن درید أزدی» که از لغت شناسان مشهور اهل سنت و متوفای 321 هجری است، می‌گوید:

«أَن علیا عَلَیهِ السَّلَام کانَ إِذا اعتلی قد وَإِذا اعْترض قطّ»

جمهرة اللغة، المؤلف: أبو بکر محمد بن الحسن بن درید الأزدی (المتوفی: 321 هـ)، المحقق: رمزی منیر بعلبکی، الناشر: دار العلم للملایین – بیروت، الطبعة: الأولی، 1987 م، ج 1، ص 113، باب قدد

ایشان به صراحت می‌نویسد علی بن أبی طالب با هرکسی مواجه می‌شد اگر شمشیر به فرق سر او می‌زد او به دو نیم تقسیم می‌شد و همچنین اگر شمشیر به کمر او می‌زد بالاتنه در یک طرف و پایین تنه او در طرف دیگر می‌افتاد.

اگر شما در کتاب‌های لغت واژه «قط» را ملاحظه کنید، به معنای آن پی می‌برید. این روایت همچنین در کتاب «جمهرة الأمثال» جلد 2 صفحه 151 و کتاب«أمالی»اثر «ابن سمعون» جلد اول صفحه 53 و«البصائرو الذخائر» جلد 8 صفحه 70 آمده است.این روایت همچنین در کتاب «مختار الصحاح» اثر «جوهری» و کتاب «لسان العرب» اثر «ابن منظور» و کتاب«تاج العروس» اثر «زبیدی» و کتاب «خزانة العرب» اثر «عبدالقادر» و کتاب «روح المعانی» اثر «آلوسی» آمده است.در تمامی این کتب ذیل واژه «قط» این تعبیر آمده است. ایشان می‌نویسد: امیرالمؤمنین بیشتر از یک شمشیر به طرف مقابل نمی‌زد. تا به حال نشده است که امیرالمؤمنین به یک نفر دو شمشیر بزند.حضرت شمشیر می‌زدند نه برای اینکه طرف مقابل تنها زخمی بردارد، بلکه طرف مقابل را به صورت عمودی یا افقی به دو نیم تقسیم می‌کردند.شکی نیست کسی که این چنین شجاعت و جانبازی داشت و این چنین کفر و نفاق را در هم کوبید، طبیعی است چنین دشمنانی هم داشته باشد.خیلی عجیب است. «ابو نعیم اصفهانی» کتابی به نام «معرفة الصحابه» دارد. ایشان در این کتاب عبارتی آورده است که قلب انسان با خواندن این عبارت به درد می‌آید.او در جلد اول صفحه 86 نقل می‌کند که «عکرمه» از «ابن عباس» نقل کرده است که عثمان به علی بن أبی طالب عرضه داشت:

« مَا ذَنْبِي إِنْ لَمْ تُحِبَّكَ قُرَيْشٌ، وَقَدْ قَتَلْتَ مِنْهُمْ سَبْعِينَ رَجُلًا كَأَنَّ وُجُوهَهُمْ سُيُوفُ الذَّهَبِ»

گناه من چیست که قریش تو را دوست ندارد. در یک روز هفتاد نفر از قریش را کشتی به طوری که صورت آنها مثل طلا می‌درخشید.

معرفة الصحابة؛ المؤلف: أبو نعيم أحمد بن عبد الله بن أحمد بن إسحاق بن موسى بن مهران الأصبهاني (المتوفى: 430هـ)،تحقيق:عادل بن يوسف العزازي، الناشر: دار الوطن للنشر، الرياض،

الطبعة: الأولى 1419 هـ - 1998 م، ج 1، ص 86، ح 338

کاملاً واضح است. این‌ها منابع شیعه نیست که کسی ادعا کند این عبارات در منابع شیعه آمده است ویا سند ضعیف است. این روایات به قدری متعدد است که اگر آن را متواتر قلمداد نکنیم، در حد مستفیض است. به قول آقایان اهل سنت:

«فإن تعدد الطرق وکثرتها یقوی بعض‌ها بعضاً حتی قد یحصل العلم بها ولو کان الناقلون فجارا فساقا»

کتب ورسائل وفتاوی شیخ الإسلام ابن تیمیة، اسم المؤلف: أحمد عبد الحلیم بن تیمیة الحرانی أبو العباس، دار النشر: مکتبة ابن تیمیة، الطبعة: الثانیة، تحقیق: عبد الرحمن بن محمد بن قاسم العاصمی النجدی، ج 18، ص 26

با این وضع ما به قریش حق می‌دهیم از حضرت کینه به دل داشته باشند. اگر آنها با حضرت چنین کارهایی نمی‌کردند، جای شک بود! من در خدمت حضرتعالی هستم.

مجری:

در میان سائلان دعوا سر انگشتر است

عرش را در زیر پا داری وگرنه کی کسی

جای پاهایش به روی شانه پیغمبر است

سرزده کافی است تا که عازم میدان شوی

تارومار رقص شمشیر تو خود یک لشکر است

از دم تیغت گذر کردند سرها بی شمار

لافتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار

عرض سلام مجدد دارم خدمت همه شما بینندگان عزیز و ارجمند «شبکه جهانی حضرت ولی عصر». عزیزان همراه ما بودید و الحمدلله دیدید و واضح شد که پاسخ شبهه‌ای که اخیراً شبکه‌های وهابی آن رازیاد مطرح می‌کنند، چیست.آن‌ها ادعا می‌کنند که اگر حق با شما باشد و قرار باشد که امیرالمؤمنین خلیفه منصوب از جانب رسول الله و خداوند متعال باشد، چرا قریش با امیرالمؤمنین مخالفت کردند.الحمدلله جواب واضح شد و مسلم شد که اگر این کار را نمی‌کردند و این مخالفت‌ها را انجام نمی‌دادند، جای تعجب بود.کینه‌ها و عداوت‌ها و بغض‌های جاهلی که در ذهن و قلب قریش نسبت به شخص رسول گرامی اسلام و علی بن أبی طالب بود، سبب چنین رفتاری بود.با این وجود بازهم سؤالی دیگری اخیراً زیاد مطرح می‌شود و شبهه‌ای که این شبکه‌ها انجام می‌دهند، این است که آیا در کتب اهل سنت چیزی نقل شده است که دال بر این باشد که علی بن أبی طالب با شیخین در اصل خلافت مخالفت کرده باشد؟!مخالفین ادعا می‌کنند که ما در هیچ جا نمی‌بینیم که چنین مخالفتی اتفاق افتاده باشد. آیا در مصادر اهل سنت چنین چیزی هست؟!

نصوص مخالفت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) با خلافت ابوبکر و عمر

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

نکته خوبی است. همانطور که اشاره فرمودید، شبکه‌های وهابی مرتب ادعا می‌کنند که رابطه امیرالمؤمنین با خلفا خوب بود و حضرت مشاور اعظم خلفا بوده است و با آنها وصلت کرده است.همچنین در ذیل خطبه 92 «نهج البلاغه» که حضرت به معاویه استناد می‌کنند در این خصوص که بیعت مردم با او همانند بیعت با ابوبکر و عمر و عثمان است. این مسائل مطرح می‌شود.دوستان به کتاب «امامت و رهبری» اثر «شهید مطهری» صفحه 18 مراجعه کنند که ایشان مطلبی در اینزمینه آورده است.همچنین در کتاب «سیری در نهج البلاغه» صفحه 154 و 155 وارد شده است که انتقاد امیرالمؤمنین از خلفا یک مسئله قطعی و ظاهر است و قابل انکار نیست.امیرالمؤمنین ضمن اینکه مسئله وحدت اسلامی را رعایت می‌کرد و نمی‌گذاشت جامعه دچار تفرقه شود و جنگ داخلی شروع شود، انتقاد کوبنده و سازنده هم از خلفا داشت. کتاب «نهج البلاغه» مملو از خطبه‌های انتقاد امیرالمؤمنین از خلفاست.«مرحوم مطهری» در کتاب «امامت و رهبری» فرمایش زیبایی دارند و می‌نویسند: امیرالمؤمنین در دوران خلفا هیچ مسئولیتی نپذیرفتند. حضرت نه فرماندهی جنگ، نه استانداری شهر و نه امارت حجی را نپذیرفتند. قبول کردن اینها به منزله صرفنظر کردن از حق ربوده شده خود بود.ما از «مرحوم مطهری» وحدتی‌تر نداریم! به تعبیر امام خمینی تمام کتاب‌های «مرحوم مطهری» بلا استثناء مملو از مطالبی پیرامون وحدت است.ما ان شاءالله در جلسه بعد در رابطه با منابع شیعه این مطالب را عرض می‌کنیم و بعید می دانم امشب فرصت داشته باشیم این مطالب را مطرح کنیم.از میان منابع اهل سنت در کتاب «مسند احمد بن حنبل» جلد اول صفحه 75 روایتی از قول «ابو وائل» نقل شده است که می‌گوید به «عبدالرحمن بن عوف» گفتم:

«کیفَ بَایعْتُمْ عُثْمَانَ وَتَرَکتُمْ عَلِیا رضی الله عنه»

شما چطور با وجود علی بن أبی طالب با عثمان بیعت کردید و علی را کنار گذاشتید؟

«قال ما ذنبی قد بَدَأْتُ بعلی فقلت أُبَایعُک علی کتَابِ اللَّهِ وَسُنَّةِ رَسُولِهِ وَسِیرَةِ أبی بَکرٍ وَعُمَرَ رضی الله عنهما»

عبدالرحمن بن عوف گفت: گناه من چیست! من ابتدا به سراغ علی رفتم و گفتم: با تو بیعت می‌کنم به شرطی که به کتاب خدا و سنت پیغمبر اکرم عمل کنی و سیره ابوبکر و عمر را هم پیاده کنی.

«قال فقال فِیمَا اسْتَطَعْتُ»

علی بن أبی طالب گفت: آنچه در توانم هست و کاری که آن را درست می دانم انجام می‌دهم.

«قال ثُمَّ عَرَضْتُهَا علی عُثْمَانَ رضی الله عنه فَقَبِلَهَا»

همین شرایط را به عثمان گفتم و او هم قبول کرد.

مسند الإمام أحمد بن حنبل، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشیبانی، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر، ج 1، ص 75، ح 557

این مطلب بسیار واضح است. همچنین در کتاب «تاریخ طبری» جلد سوم صفحه 116 عبارت بسیار واضح‌تری آمده است. در این کتاب آمده است که امیرالمؤمنین به «ربیعة بن أبی شداد خثعمی» که در جنگ جمل و صفین هم حضور داشت، فرمود:

«بایع علی کتاب الله وسنة رسول الله»

با من بیعت کن بر کتاب خدا و سنت پیغمبر اکرم.

«فقال ربیعة علی سنة أبی بکر وعمر»

ربیعه گفت: من بیعت می‌کنم به شرط آنکه سنت ابوبکر و عمر را پیاده کنی.

«قال له علی ویلک لو أن أبا بکر وعمر عملاً بغیر کتاب الله وسنة رسول الله لم یکونا علی شیء من الحق»

حضرت فرمود: وای بر تو! اگر ابوبکر و عمر بر غیر از کتاب خدا و سنت پیغمبر اکرم عمل کرده بودند، این راه حق نیست.

تاریخ الطبری، اسم المؤلف: لأبی جعفر محمد بن جریر الطبری، دار النشر: دار الکتب العلمیة – بیروت، ج 3، ص 116، باب ذکر ما کان من خبر الخوارج عند توجیه علی الحکم للحکومة وخبر یوم النهر

این خیلی واضح و روشن است. حال شاید بعضی افراد در مورد این روایت از کتاب «طبری» تشکیک کنند. آقای «ذهبی» در کتاب «تاریخ اسلام» جلد 3 صفحه 304 همین تعبیر را آورده است، بدون اینکه کوچکترین نقدی بر حدیث داشته باشد. او می‌نویسد:

«قلت لعبد الرحمن بن عوف: کیف بایعتم عثمان وترکتم علیاً قال: ما ذنبی قد بدأت بعلی فقلت: أبایعک علی کتاب الله وسنة رسوله وسیرة أبی بکر وعمر، فقال: فیما استطعت. ثم عرضت ذلک علی عثمان فقال: نعم»

تاریخ الإسلام ووفیات المشاهیر والأعلام، اسم المؤلف: شمس الدین محمد بن أحمد بن عثمان الذهبی، دار النشر: دار الکتاب العربی - لبنان/ بیروت - 1407 هـ - 1987 م، الطبعة: الأولی، تحقیق: د. عمر عبد السلام تدمری، ج 3، ص 304، باب 3 قصة الشوری

این‌ها چیزی نیست که ما بخواهیم به سادگی از کنار آن عبور کنیم. ما نباید تاریخ را وارونه به مردم نشان بدهیم.بحث وحدت از ضروریات قرآنی است، نه ضرورت مذهب. کسانی که بخواهند در جامعه وحدت اسلامی رابه هم بزنند، بر خلاف نص صریح قرآن کریم عمل کردند.ولی لازمه رعایت وحدت این نیست که ما از حق چشم پوشی کنیم و سخنان امیرالمؤمنین را هم سانسور کنیم. آیا مراد از وحدت این است؟!تعبیر «مرحوم مطهری» در کتاب «امامت و رهبری» صفحه 16 و 17 این است که می‌نویسند: "مراد از وحدت این است که ما نباید کاری انجام دهیم که احساسات اهل سنت را تحریک کنیم و آنها هم نباید کاری انجام دهند که احساسات شیعه را تحریک کنند. بیان کردن حقایق و مباحث علمی سروکارش با عقل و خرد و منطق است."ما حرفمان را می‌زنیم، آن‌ها هم حرفشان را بزنند و مردم هم قضاوت کنند. همچنان که قرآن کریم می‌فرماید:

«فَبَشِّرْ عِبادِ الَّذِینَ یسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیتَّبِعُونَ أَحْسَنَه»

بنا بر این بندگان مرا بشارت ده، کسانی که سخنان را می‌شنوند و از نیکوترین آنها پیروی می‌کنند.

سوره زمر (39): آیات 17 و 18

مردم باید اقوال شیعه و اهل سنت را به صورت مستند بشنوند، نه اقوال توأم با فحش و ناسزا و لعن و سب و شتم! مردم بعد از اینکه اقوال را شنیدند، خود حق انتخاب دارند.ما نمی‌توانیم مردم را در ناآگاهی بگذاریم و حقایق را نگوییم، زیرا اغراء به جهل است و فردای قیامت مسئولیم. همچنین نباید این مطالب را خدای ناکرده با فحش و شتم مطرح کنیم تا شیعه و سنی را به جان هم بیندازیم.وصیتنامه سیاسی والهی امام خمینی(رضوان الله تعالی علیه)رامطالعه کنید.مانمی‌توانیم ازامام خمینی در رعایت مسائل وحدت دو آتشه تر باشیم.مشاهده کنید امام خمینی در این وصیتنامه در رابطه با حدیث ثقلین و حقانیت امیرالمؤمنین و حقانیت اهلبیت چه مطالب زیبایی مطرح کردند. بنده اگر بگویم شاید بیش از صد بار وصیتنامه امام را مطالعه کردم، مبالغه نباشد.امام خمینی نکات بسیار ظریفی در این وصیتنامه مطرح کرده است، اما متأسفانه ما غفلت کردیم.اگر فرصتی پیش آمد اصلاً باید چند جلسه این وصیتنامه تحلیل و حلاجی شود و روایاتی که از کتب شیعه و اهل سنت در این وصیتنامه آمده است، باید مستند شود.همچنین در کتاب «تاریخ مدینه منوره» که آقایان وهابی ادعا می‌کنند این کتاب از کتب «تاریخ طبری» و «الکامل لابن اثیر» هم معتبرتر است، روایتی در این خصوص آمده است.ایشان قبل از «طبری» و «ابن اثیر» از دنیا رفته و متوفای 262 هجری است. این در حالی است که «طبری» متوفای 310 هجری و «ابن اثیر» متوفای 630 هجری است. ایشان در جلد سوم همین تعبیر را دارد و می‌نویسد:

«وَدَعَا عَلِیا فَقَالَ: عَلَیک عَهْدُ اللَّهِ وَمِیثَاقُهُ لَتَعْمَلَنَّ بِکتَابِ اللَّهِ وَسُنَّةِ رَسُولِهِ وَسِیرَةِ الْخَلِیفَتَینِ مِنْ بَعْدِهِ»

عبدالرحمن به علی بن أبی طالب عرضه داشت: من با تو بیعت می‌کنم به شرط آنکه به کتاب خدا و سنت پیغمبر اکرم و سیره خلیفتین عمل کنی.

«قَالَ: أَرْجُو أَنْ أَفْعَلَ وَأَعْمَلَ بِمَبْلَغِ عِلْمِی وَطَاقَتِی»

حضرت فرمود: من به کتاب خدا و سنت پیغمبر اکرم و آنچه می دانم و توانایی دارم عمل می‌کنم.

«وَدَعَا عُثْمَانَ فَقَالَ لَهُ مِثْلَ مَا قَالَ لِعَلِی، قَالَ: نَعَمْ، فَبَایعَهُ»

او همانند آنچه به علی بن أبی طالب گفته بود به عثمان گفت و او هم قبول کرد و بیعت کرد.

«فَقَالَ عَلِی: حَبْوَتَهُ حَبْو دَهْرٍ، لَیسَ هَذَا أَوَّلَ یوْمٍ تَظَاهَرْتُمْ فِیهِ عَلَینَا»

علی بن أبی طالب فرمود: شما حق مسلم مرا از بین بردید و این اولین روزی نیست که با من دشمنی کردید.

«{فَصَبْرٌ جَمِیلٌ وَاللَّهُ الْمُسْتَعَانُ عَلَی مَا تَصِفُونَ}»

همانطور که حضرت فرمودند:

«فَصَبَرْتُ وَ فِي الْعَيْنِ قَذًى وَ فِي الْحَلْقِ شَجًا أَرَى تُرَاثِي نَهْباً»

صبر کردم در حالی که خار در چشم و استخوان در گلو داشتم و دیدم حق مسلمم را به غارت بردند.

نهج البلاغة( للصبحي صالح)؛ نويسنده: شريف الرضى، محمد بن حسين‏، محقق / مصحح: فيض الإسلام‏، ناشر: هجرت قم‏، 1414 ق‏؛ ص 48، خطبه 3

امیرالمؤمنین در ادامه خطاب به «عبدالرحمن» فرمود:

«وَاللَّهِ مَا وَلَّیتَ عُثْمَانَ إِلَّا لِیرُدَّ الْأَمْرَ إِلَیک»

به خدا سوگند اگر عثمان را خلیفه معین کردی، به خاطر این است که روزی این خلافت به تو برگردد.

«وَاللَّهِ {کلَّ یوْمٍ هُوَ فِی شَأْنٍ}»

جالب اینجاست که «عبدالرحمن» می‌گوید:

«یا عَلِی، لَا تَجْعَلْ عَلَی نَفْسِک سَبِیلًا»

یا علی! مواظب باش در این راه جانت را به خطر نیندازی!

تاریخ المدینة لابن شبة، المؤلف: عمر بن شبة (واسمه زید) بن عبیدة بن ریطة النمیری البصری، أبو زید (المتوفی: 262 هـ)، حققه: فهیم محمد شلتوت، طبع علی نفقة: السید حبیب محمود أحمد – جدة، عام النشر: 1399 هـ، ج 3، ص 924، باب مقتل عمر بن الخطاب رضی الله عنه

منظور او این بود که اگر بخواهی مخالفت کنی، جز کشتن تو راه دیگری نداریم.این روایت همچنین در کتاب«تاریخ طبری» جلد 2 صفحه 583 و کتاب «الکامل لابن اثیر» جلد 2 صفحه 464 نقل شده است.این‌ها نمونه‌هایی است که نسبت به مخالفت حضرت با خلفا در منابع اهل سنت آورده‌اند، نه منابع شیعه!این مسائل نشانگر این است که امیرالمؤمنین نه تنها به آنچه در دوران این سه خلیفه گذشت راضی نبودند، بلکه انتقاد اساسی و سازنده هم داشتند. در مقابل کسی به امیرالمؤمنین گوش نمی‌داد.

مجری:

چقدر زیبا. ما می‌توانیم دقیقاً همین یک مطلب را به عنوان سرلوحه بحث وحدت قرار دهیم. حضرت امیرالمؤمنین صبر کردند، اما در کنار آن هیچ گاه از حقی که مسلم برای خودشان بود کوتاه نیامدند و روشنگری‌ها را هم همیشه انجام دادند.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

ما باید همین روش را در جامعه پیاده کنیم، به طوری که از روشنگری کوچکترین خودداری و دریغ نکنیم و از طرف دیگر کاری نکنیم که خدای ناکرده جامعه اسلامی دچار اغتشاش شود.دقت داشته باشید که ما همچنین نسبت به مسیحی‌ها و اقلیت‌های مذهبی حق فحش و ناسزا و توهین نداریم.مادامی که اقلیت‌های مذهبی توطئه‌ای برای جامعه اسلامی نکردند، کاملاً در زیر سایه حکومت اسلامی در امنیت هستند و جان و مال و ناموس و دین و دنیایشان محفوظ است.متأسفانه در جامعه ما افرادی هم وجود دارند که این قوانین را زیر پا می‌گذارند. بنده خیلی تأسف می‌خورم از اینکه می‌بینم افرادی در شبکه‌های آنچنانی همانند «شبکه فدک» و دیگر شبکه‌ها به فحاشی می‌پردازند.شخصی که در آمریکا نشسته است، ادعا می‌کند که هدف من از تأسیس این شبکه ناسزا گفتن و توهین به خلفاست. ما نمی‌دانیم که آیا خداوند و پیغمبر اکرم و ائمه اطهار به او چنین دستوری دادند؟!همچنین دسته دیگری هم هستند که از اینطرف راه تفریط را در پیش گرفتند و ادعا می‌کنند که ما نباید حرفی بزنیم.منطق این افراد این است که ادعا می‌کنند اگر ما خلافت امیرالمؤمنین را مطرح کنیم، شاید آقایان اهل سنت خوششان نیاید. شما به «مجله نهج البلاغه» شماره 4 و 5 مراجعه کنید.در مقابل عده دیگری هم هستند که بحث وحدت شیعه و سنی را با تمام توان خوب رعایت می‌کنند، اما وحدت بین شیعه را به هم می‌زنند!!اگر یک عالم یا فرد شیعه قصور یا تقصیری داشت، آنچنان به او هجمه می‌کنند که حتی با کافر و محارب هم اینطور حمله نمی‌کند!!ما باید قدری دقت کنیم، زیرا هم وحدت بین امم مختلف و پیروان آئین ابراهیمی لازم است، هم وحدت میان مذاهب اسلامی لازم است و هم وحدت میان شیعیان لازم است.ما اگر دیدیم شخصی قصور یا تقصیری انجام داد، نگوییم که این شخص کافر و لامذهب و بی دین است. تمامی این اهانت‌ها درواقع به ضرر اسلام است، نه به ضرر شیعه!اگر ادعا می‌کنید که شخصیت فلان عالم را مورد هجمه قرار دادید، اگر راست می گویید با شخصی که اشتباه کرده بحث علمی کنید. اگر واقعاً دیدید عناد دارد و حاضر نیست حق را بپذیرد، آنوقت نوبت این است که شروع به افشاگری و دادن بیانیه کنید.کاری که شما باید در مرتبه سوم و چهارم انجام بدهید، در مرتبه اول انجام می‌دهید. در نتیجه شبکه‌های وهابی از این فرصت برای زیر سؤال بردن مذهب و مرجعیت و حوزه‌های علمیه استفاده می‌کنند.

مجری:

متأسفانه دقیقاً مصداق همین فرمایش امیرالمؤمنین است که می‌فرماید:

«لَا [یرَی الْجَاهِلُ] تَرَی الْجَاهِلَ إِلَّا مُفْرِطاً أَوْ مُفَرِّطا»

نهج البلاغة، نویسنده: شریف الرضی، محمد بن حسین، محقق / مصحح: صالح، صبحی، ص 479، ح 70

ان شاءالله که همیشه بتوانیم راه میانه را در پیش بگیریم. همانطور که ملاحظه می‌فرمایید تلفن‌ها زیرنویس شده و برای شما چنین امکانی وجود دارد که با ما در ارتباط باشید.ما صدای شما را داخل استودیو می‌شنویم و ان شاءالله سؤالتان را مطرح می‌کنیم. همچنین بینندگان می‌توانند پیام‌های خود را به صورت صوتی یا متنی برای ما بفرستند.ان شاءالله توفیق باشد این سؤالات را مطرح خواهیم کرد و پاسخ آنها را از کارشناسان محترم برنامه خواهیم شنید.تا فرصت را به شما عزیزان بدهیم و تماس‌های شما را بشنویم و پیام‌هایتان را بخوانیم، یک میان برنامه می‌بینیم و سپس برمی گردیم در خدمت شما خواهیم بود.عرض سلام مجدد داریم خدمت همه شما بینندگان عزیز و ارجمند. همانطور که به شما قول داده بودیم، الآن نوبت شما عزیزان بیننده است.از میان عزیزانی که پیام فرستاده بودند، یکی از پیام‌ها را خدمت حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی مطرح می‌کنیم و بعد از آنان شاءالله صدای شما را در استودیو خواهیم شنید.

پیام‌های بینندگان برنامه:

یکی از سؤالاتی که برای برنامه فرستادند، این بود:

"سلام علیکم. از محضر استاد بزرگوار آیت الله قزوینی (حفظه الله) سؤال داشتم که آیا روایتی داریم که ائمه اطهار (علیهم السلام) به ما دستور داده باشند که دیگران را به تشیع دعوت کنیم؟!

عده‌ای از افراد می گویند ائمه اطهار از دعوت دیگران به تشیع نهی کردند. همچنین «مرحوم کلینی» در کتاب «کافی» یک باب راجع به این موضوع گشوده و روایات متعدد آورده است که شیعیان را از دعوت دیگران به تشیع نهی نموده است.

اگر پاسخ این سؤال را دهید ممنونتان می‌شویم. سید ابوفاضل حسینی از افغانستان."

دستور ائمه اطهار (علیهم السلام) به دعوت مردم به مکتب تشیع!

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

ما از این عزیزمان تشکر می‌کنیم. مشاهده کنید دعوت به مذهب تشیع از چه کسی باید باشد.اگر فردی که آگاه به مبانی شیعه نیست و در دعوت، شروع به توهین و ناسزاگویی می‌کند یا اگر طرف مقابل شروع به طرح اشکال کرد گیر می‌کرد، دعوت کردن برای او جایز نیست. این در حالی است که امام حسن عسکری در خطاب به این افراد فرمودند:

«فَذَلِک حَرَامٌ عَلَی شِیعَتِنَا»

با این شرایط جواب دادن برای شیعیان حرام است.

التفسیر المنسوب إلی الإمام الحسن العسکری علیه السلام، نویسنده: حسن بن علی، امام یازدهم علیه السلام، محقق / مصحح: مدرسه امام مهدی علیه السلام، ص 528، ح 322

مجری:

این دعوت نیست، بلکه تخریب است.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

بله. همچنین اگر کسی با مبانی شیعه و مبانی اهلبیت آگاهی دارد، دعوت کردن برای او جایز است.در کتاب «کافی» جلد هشتم صفحه 93 حدیث 66 روایتی نقل شده است. راوی می‌گوید من بودم و دیدم که امام باقر به «ابو جعفر أحول» معروف به «مؤمن الطاق» می‌فرماید:

«أَتَیتَ الْبَصْرَةَ»

آیا بصره رفتی؟

«فَقَالَ نَعَم»

مؤمن الطاق گفت: بله.

«کیفَ رَأَیتَ مُسَارَعَةَ النَّاسِ إِلَی هَذَا الْأَمْرِ وَ دُخُولَهُمْ فِیهِ»

مردم را در امر تشیع و داخل شدن در آن چطور دیدی؟

«قَالَ وَ اللَّهِ إِنَّهُمْ لَقَلِیلٌ»

مؤمن الطاق عرضه داشت: به خدا سوگند خیلی کم هستند.

«فَقَالَ عَلَیک بِالْأَحْدَاثِ فَإِنَّهُمْ أَسْرَعُ إِلَی کلِّ خَیر»

حضرت فرمودند: به سراغ جوانان برو، زیرا پذیرش آنها در هر امر خیلی بالاتر است.

الکافی، نویسنده: کلینی، محمد بن یعقوب، محقق / مصحح: غفاری علی اکبر و آخوندی، محمد، ج 8، ص 93، ح 66

این قضیه خیلی واضح و روشن است. «مرحوم مجلسی» هم در کتاب «مرآة العقول» جلد 25 صفحه 221 می‌گوید: حدیث شصت و شش صحیح است. این قضایا بسیار واضح و روشن است.

مجری:

نه تنها اصل دعوت را می‌پذیرند، بلکه اصلاً سفارش می‌کنند به اینکه چگونه باید این افراد را جذب کنید.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

بله. بازهم در کتاب «کافی» جلد 2 صفحه 210 وارد شده است که امام صادق ذیل آیه شریفه:

«مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَیرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِی الْأَرْضِ فَکأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمِیعاً وَ مَنْ أَحْیاها فَکأَنَّما أَحْیا النَّاسَ جمیعاً»

هر کس انسانی رابدون ارتکاب قتل یافساددرروی زمین بکشد چنان است که گویی همه انسانها

 را کشته و هر کس انسانی را از مرگ رهایی بخشد چنان است که گویی همه مردم را زنده کرده است.

سوره مائده (5): آیه 32

می‌فرماید:

«مَنْ أَخْرَجَهَا مِنْ ضَلَالٍ إِلَی هُدًی فَکأَنَّمَا أَحْیاهَا»

اگر کسی فردی را از ضلالت به هدایت دعوت کرد، در حقیقت او را احیا کرده است.

الکافی، نویسنده: کلینی، محمد بن یعقوب، محقق / مصحح: غفاری علی اکبر و آخوندی، محمد، ج 2، ص 210، ح 1

این خیلی واضح است. در روایت دیگری در کتاب «اصول کافی» جلد 9 صفحه 99 وارد شده است که «سلیمان بن خالد» می‌گوید به امام صادق عرض کردم:

«إنّ لی أهل بیت و هم یسمعون منّی أ فأدعوهم إلی هذا الأمر؟»

من خانواده‌ای دارم که از من حرف شنوی دارند. آیا آنها را به امر تشیع دعوت کنم؟

«فقال: نعم»

حضرت فرمودند: بله.

«إنّ اللّه عزّ و جلّ یقول فی کتابه: یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَکمْ وَ أَهْلِیکمْ ناراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ»

شرح الکافی- الأصول و الروضة، نویسنده: مازندرانی، محمد صالح بن احمد، محقق / مصحح: شعرانی، ابوالحسن، ج 9، ص 99، ح 1

آیا امام صادق واضح‌تر از این برای ما حرف بزنند؟! همچنین در کتاب «تصحیح الاعتقادات» اثر «شیخ مفید» و کتاب «شیخ صدوق» وارد شده است که حضرت می‌فرماید:

«بینوا للناس الهدی الذی أنتم علیه و بینوا لهم [ضلالهم الذی هم علیه]»

هدایتی که خداوند نعمت آن را به شما عطا فرموده است برای مردم بیان کنید و ضلالت را روشن کنید.

«و باهلوهم فی علی بن أبی طالب ع»

در مورد حقانیت علی بن أبی طالب با مخالفین بحث و مناظره و مباهله کنید.

تصحیح اعتقادات الإمامیة، نویسنده: مفید، محمد بن محمد، محقق / مصحح: درگاهی، حسین، ص 71، فصل فی النهی عن الجدال

آیا حضرت از این واضح‌تر بیان بفرماید؟! من نمی‌دانم بعضی از این آقایان چه فکری می‌کنند! بازهم در کتاب «کافی» جلد 2 صفحه 514 حدیث صحیحی آمده است.اتفاقاً یکی از بینندگان از نجف اشرف همین امشب این سؤال را در واتس آپ پرسیده بود، اما فرصت نشد بنده به این سؤال پاسخ دهم.در کتاب «اصول کافی» جلد دهم صفحه 266 نقل شده است که «محمد بن حکیم» از قول «ابو مسروق» نقل می‌کند که به امام صادق عرض کردم:

«إنّا نکلّم النّاس فنحتجّ علیهم بقول اللّه عزّ و جلّ: أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکمْ فیقولون: نزلت فی أمراء السرایا»

زمانی که با اهل سنت بحث می‌کنیم و به آیه شریفه (أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکمْ) استدلال می‌کنیم، می گویند که اینها در رابطه با فرماندهان جنگی است.

«فنحتجّ علیهم بقوله عزّ و جلّ: إِنَّما وَلِیکمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ- إلی آخر الآیة» فیقولون: نزلت فی المؤمنین»

زمانی که به آیه شریفه (إِنَّما وَلِیکمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ) استدلال می‌کنیم، ادعا می‌کنند که این آیه در حق مؤمنین نازل شده است.

«و نحتجّ علیهم بقول اللّه عزّ و جلّ: قُلْ لا أَسْئَلُکمْ عَلَیهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی فیقولون: نزلت فی قربی المسلمین»

زمانی که به آیه (قُلْ لا أَسْئَلُکمْ عَلَیهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی) احتجاج می‌کنیم، ادعا می‌کنند که این آیه در حق مسلمین نازل شده است.

«قال: فلم أدع شیئا ممّا حضرنی ذکره من هذه و شبهه إلّا ذکرته»

راوی عرضه داشت: هرچه از آیات در حقانیت اهلبیت بود را مطرح کردیم، اما آنها زیر بار نمی‌روند.

«فقال لی: إذا کان ذلک فادعهم إلی المباهلة»

حضرت فرمودند: اگر دیدی این افراد زیر بار دلیل نمی‌روند، آن‌ها را به مباهله دعوت کن.

باید معلوم شود این افراد اینقدر قوی هستند که حاضرند جانشان را فدا کنند یا خیر!؟ لازم به ذکر است که مباهله یکی از معجزات اسلام است.اگر دو نفری که با هم اختلاف دارند با شرایطی که حضرت در اینجا مطرح فرموده است مباهله کنند، خداوند عالم طرف باطل را فی المجلس نابود می‌کند.

مجری:

این بالاترین سنخ دعوت هست.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

بله. جالب اینجاست که ایشان می‌گوید:

«فو اللّه ما وجدت خلقا یجیبنی إلیه»

به خدا سوگند یک نفر از کسانی که با آنها بحث می‌کردم و زیر بار نمی‌رفتند، حاضر به مباهله نشد.

شرح الکافی- الأصول و الروضة، نویسنده: مازندرانی، محمد صالح بن احمد، محقق / مصحح: شعرانی، ابوالحسن، ج 10، ص 266، ح 1

حدوداً دوازده سال قبل در «شبکه المستقله» بحث‌هایی بین علمای شیعه و وهابیت مطرح بود.علمای شیعه پیشنهاد دادند که بیایید با هم مباهله کنیم. وهابی‌ها ابتدا قبول کردند، بعد از آن بهانه درآوردند و سپس گفتند باید کنار بیت الله الحرام با هم مباهله کنیم.آن‌ها در نهایت زیر بار نرفتند و همین قضیه باعث شد که افراد بسیاری متوجه شدند حق در کدام سمت و سو است. آیا با این عبارت‌هایی که ما داریم، بازهم می‌توانیم بگوییم که چنین و چنان است؟!ما بیش از پنجاه مورد از اینطور روایات جمع آوری کردیم که ائمه اطهار افرادی را برای مناظره و تبلیغ مذهب اهلبیت (علیهم السلام) تربیت می‌کردند.ما این روایات را جمع آوری کردیم. ان شاءالله اگر فرصتی پیش آمد، در مباحثی پیرامون فن مناظره این مباحث را مطرح می‌کنیم.البته بنده خودم در دوره تخصصی مذاهب یک‌ترم حدود شانزده جلسه در رابطه با فن مناظره بحث کردم. همچنین در مرکز فقهی ائمه اطهار هم یک دوره بحث داشتیم. نمی‌دانم این مطالب در سایت قرار گرفته است یا خیر.شاید در اینجا هم توفیق داشته باشیم در زمان مناسب و به مناسبتی چندین جلسه این مباحث را مطرح کنیم. بنابراین کاملاً مشخص است چنین نیست که ما این چنین ادعا کنیم.

مجری:

چنین نیست که اگر روایتی در کتاب «کافی» آمده است، ما بگوییم پس هر نوع دعوتی و از جانب هرکسی باشد مشکل دارد.همانطور که از محضرتان استفاده کردیم، آن‌ها ناظر به افرادی هستند که متأسفانه بیش از بخواهد تبلیغی صورت بگیرد ممکن است تخریب از جانب آنها انجام شود. اگر اجازه بفرمایید به سراغ تماس‌های عزیزان بیننده برویم.

 تماس بینندگان برنامه:

آقای علیزاده از تهران پشت خط هستند. آقای علیزاده صدای شما را داخل استودیو می‌شنویم و در خدمت شما هستیم:

بیننده (آقای علیزاده از تهران – شیعه):

سلام علیکم، خسته نباشید.

مجری:

علیکم السلام.

بیننده:

با عرض تبریک ولادت حضرت شاه عبدالعظیم حسنی خدمت حاج آقا و شما مجری محترم و همچنین شیعیان عزیز دو پیشنهاد خدمت شما داشتم.پیشنهاد اول در مورد آقای «کمال حیدری» است که شبکه‌های وهابی خیلی روی ایشان مانور می‌دهند. حاج آقا در جلسات قبل فرمودند که مسئولین حوزه دارند روی این قضیه کار می‌کنند تا این آقا خودش ندامت خودش را اعلام کند.بنده می‌خواستم از همین تریبون از مسئولین حوزه خواهش کنم که اگر امکان دارد این امر را قدری تسریع کنند و از این بابت خیلی ممنونیم.پیشنهاد دوم در این خصوص است که آقای «عقیل بی عقل» بسیار به ائمه اطهار جسارت می‌کند. حاج آقا فکر نمی‌کنند وقت آن رسیده که جریان زندان وکیل آباد از طرف خودتان یا از طرف ما در اینترنت افشا شود؟! این آقا خیلی شلوغ می‌کند!خیلی ممنونم، تشکر می‌کنم، خدا قوت، یا علی.

مجری:

سلامت باشید، ان شاءالله خداوند شما را حفظ کند، خدا نگهدارتان باشد. ما نسبت به جریان دوم ورود نمی‌کنیم، اما نسبت به سؤال اولشان که راجع به آقای «حیدری» بود توضیحاتی بفرمایید.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

ما همین امروز هم در مرکز مدیریت معاونت پژوهش جلسه‌ای داشتیم و عزیزان از قوه قضائیه و معاونین حاج آقای رئیسی هم در این جلسه حضور داشتند. بحث‌هایی صورت گرفت و ان شاءالله کم کم مقدمات کار فراهم می‌شود.

ایشان باید بیایند و ما هم باید حق دفاعی به ایشان بدهیم. جاهایی که حرف‌های ایشان را تقطیع کردند مطرح شود تا در جاهایی که مقصر بوده و حرف‌هایی را بی محابا مطرح کرده است توضیحاتی بدهد.

گفتنی است که هر حرفی را هم نمی‌شود مطرح کرد. ما در جلسه قبل هم گفتیم که ما نباید نبش قبر کنیم. ما نباید حرف‌های علمای شیعه و علمای اهل سنت را مقابل هم قرار دهیم تا شیعه و اهل سنت را علیه همدیگر تحریک کنیم. این کار اصلاً معقول نیست.باید جلسات مختلفی برگزار شود و ایشان هم صحبت‌هایش را مطرح کند. اگر واقعاً مسیر ایشان نادرست بود، خود ایشان باید آن را اصلاح کند. قطعاً اگر خودش مطالب خود را اصلاح کند، تأثیرگذاری آن خیلی بیشتر است.

ایشان کسی است که معتقد به نظام و رهبری است. چنین نیست که ایشان فردی ضد انقلاب و ضد رهبری باشد، بلکه تنها شخصی بد سلیقه است و کارهایی انجام می‌دهد که قابل توجیه نیست.

راهی غیر از این وجود ندارد که خود ایشان بگوید که راه من اشتباه بوده است. اگر ایشان با زبان خود اظهار ندامت کند، قطعاً تأثیرگذاری بیشتری دارد و بهانه را هم از شبکه‌های وهابی برای همیشه می‌گیرد.

همچنین ایشان با این کار لندن نشینانی که دنبال فرصت هستند تا علیه شیعه و علیه حوزه و علیه مرجعیت بیانیه بدهند را خلع سلاح می‌کند.

ما تمام تلاش خود را انجام می‌دهیم و از این کار هیچ دریغی نداریم. ان شاءالله دوستان دعا کنند تا خداوند به ما توفیق بدهد تا بتوانیم در این مسیر یک قدم مثبتی برداریم.

مجری:

عزیزان بسیار زیاد تماس می‌گیرند و راجع به این بحث سؤال می‌کنند و این به خاطر این است که حضرتعالی را جزو پیشگامان جلوگیری از انحرافات در مذهب حقه شیعه می‌دانند. عزیزان به همین خاطر احساس وظیفه می‌کنند و چنین سؤالاتی مطرح می‌کنند.

حاج آقا فرمودند که پیگیر هستند و ان شاءالله در آخر هم نتایج را از حضرت استاد خواهیم شنید. آقا علی کرمی پشت خط هستند. آقا علی در خدمت شما هستیم، بفرمایید:

بیننده (آقای علی کرمی – شیعه):

سلام، وقت بخیر.

مجری:

سلام علیکم، وقت شما هم بخیر.

بیننده:

با سلام و صلوات خدا بر حضرت محمد و خاندان طاهرینش خصوصاً حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) می‌خواستم سه موضوع را مطرح کنم.

موضوع اول در این خصوص است عنوان کتابی که گفتید احادیث را با علم امروز منطبق کرده است را بفرمایید. جلسه گذشته نام این کتاب را مطرح کردید، اما بنده فراموش کردم.

 مجری:

آقای کرمی در جلسه گذشته تماس گرفتند و پرسیدند علم امیرالمؤمنین چه جایگاهی دارد و راجع به روایت:

«أنا مدینة العلم وعلی باب‌ها»

المستدرک علی الصحیحین، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم النیسابوری، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1411 هـ - 1990 م، الطبعة: الأولی، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ج 3، ص 137، ح 4637

کتابی در اینجا معرفی شده بود و ایشان نام کتاب را می‌خواستند که دریافت کنند.

بیننده:

بنده می‌خواستم از شما تشکر کنم، زیرا ما جوابمان را گرفتیم که به جز نفاق ریشه دشمنی با امیرالمؤمنین کجاست.

مجری:

بنده عذرخواهی می‌کنم کتابی که حضرت استاد بسیار تأکید دارند، کتاب «آخرین پیامبر و اولین دانشگاه» بود که در ذیل سؤال حضرتعالی مطرح کردند.

بیننده:

ممنون و متشکرم؛ ان شاءالله توفیقی باشد و این کتاب را بخریم. کلام آخر بنده این بود که توصیه‌ای داشتم.

امروزه همه جا توصیه‌های پزشکی اسلامی و طب سنتی وجود دارد و هرکسی توصیه پزشکی می‌کند، انسان نمی‌داند به کدام توصیه پزشکی اعتماد کند.

شما که منابع معتبر در دست دارید و همه حرف‌هایتان طبق سندهای معتبر است، در این وضعیت کرونا طبق منابع معتبر توصیه‌های پزشکی ائمه اطهار را بفرمایید و در این خصوص ویژه برنامه‌ای داشته باشید.

پزشکی علمی مدرن و اختراع غرب نیست، بلکه بنیان پزشکی غربی پزشکی دانشمندان خودمان است. هرچیزی که سیستم ایمنی بدن را قوی کند پزشکی محسوب می‌شود و ریشه تاریخی دارد.

لطف کنید اگر امکان دارد برای این موضوع یک ویژه برنامه بگذارید. به نظرم در دیگر برنامه‌های شبکه جا نداشت که به آنها پیام بدهم.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

ما از حضرتعالی تشکر می‌کنیم. بنده خود بر این عقیده هستم که خداوند عالم هر مرضی را خلق کرده است، داروی آن را هم خلق کرده است.

به قول مقام معظم رهبری ما به داروهایی که از آمریکا برای ما می‌آید، مشکوک هستیم. ما هم به آمریکایی‌ها مشکوک هستیم و هم به چیزهایی که می‌خواهند برای ما بیاورند. قطعاً آنها خیرخواه ملت ما نیستند و در آن هیچ شکی نیست.

در رابطه با داروهای سنتی باید عرض کنم که چندین تن از کارمندان و محققین مؤسسه کرونا گرفتند، اما بدون اینکه به بیمارستان بروند با داروهای سنتی مداوا شدند. همچنین منسوبین ما هم با همین داروها بهبود پیدا کردند.

البته از طرف دیگر هم اگر عفونت هست، از آمپول‌هایی که عفونت را از بین می‌برد هم استفاده کردند. بنابراین چنین نیست که از داروهایی که از غرب آمده استفاده کنند. غربی‌ها خود هم گرفتارند.

بنده به عنوان یک هموطن ایرانی از همه ایرانی‌ها تقاضا می‌کنم که مواردی که اعلام می‌شود از نظر رعایت اصول بهداشتی نظیر ماسک زدن و رعایت فاصله اجتماعی که از روز شنبه اجرایی می‌شود را رعایت کنند.

مراجع عظام تقلید نظیر آیت الله سیستانی و دیگران بر این عقیده هستند که اگر کسی باعث شود شخص دیگری گرفتار کرونا شود و از بین برود، در حقیقت قاتل او می‌شود و ضمان دارد. اگر نگوییم این شخص قصاص دارد، دیه به گردن او می‌آید!

بنابراین ما از همه عزیزان تقاضا داریم مسائل بهداشتی را رعایت کنند. این بحث شخصی نیست، بلکه بحث عموم مردم است. وقتی شما ماسک نمی‌زنید یا مسائل بهداشتی را رعایت نمی‌کنید، در حقیقت به دیگران ضرر می‌زنید و این خلاف شرع و حرام است.

امروز ظهر هم اخبار اعلام می‌کرد که مسئولین هیچ رعایت نمی‌کنند و من خیلی خوشم آمد. آن‌ها روی مجلس و ادارات و دفتر ریاست جمهوری دست گذاشته بودند و اظهار می‌کردند که اطراف هریک از وزیران چندین نفر جمع می‌شوند.

البته باید مسئولین محترم ما موارد بهداشتی را رعایت کنند و الگوی مردم باشند. رعایت این مسائل از سوی مردم از اوجب واجبات و بحث بازی کردن با جان مردم است و شوخی نیست.

مجری:

بسیار خوب، آقای کرمی از تماس شما تشکر می‌کنم و شما را به خدا می‌سپاریم. تماس بعدی آقای محسن از تهران هستند. آقا محسن در خدمت شما هستیم:

بیننده (آقا محسن از تهران – شیعه):

سلام عرض می‌کنم خدمت شما آقای مرعشی و استاد گرامی. خیلی ممنون از شبکه خوبتان.در گذشته شبهات وهابیت روی من تأثیر داشت، اما خدا را شکر خیلی خوب هستم. همچنین کتابی تحت عنوان «امام شناسی» اثر «علامه تهرانی» به بنده معرفی شد که خیلی مرا کمک کرده است.

سؤالی که خدمت استاد داشتم، این است که دیدگاه اهل تشیع نسبت به «ابن عربی» چیست؟ بزرگانی همانند «علامه تهرانی» و «علامه حسن زاده» یا «سید علی قاضی» احترام خاصی به ایشان داشتند.

می‌خواستم به طور کلی ببینم موضع تشیع نسبت به این شخص چطور است، زیرا خیلی به این شخص علاقه دارم. می‌خواستم برای من توضیح بدهید که دیدگاه‌ها و عقاید شیعه نسبت به ایشان چطور است. ممنونم.

مجری:

شما را به خدا می‌سپاریم. ان شاءالله پاسخ را از استاد خواهیم شنید.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

در خصوص «ابن عربی» یا افراد دیگر بزرگان نظرات اختلافی دارند. یک سری افراد همانند امام خمینی (رضوان الله تعالی علیه) نظر مثبت دارند. آن‌ها معصوم نیستند و مطالبی دارند که با قرآن و سنت همخوانی ندارد.

ایشان مطالبی بر ضد شیعه دارند که شاید به جهت تقیه و به خاطر مسائل حکومتی بوده است. قطعاً پذیرفتن تمام حرف‌های ایشان نادرست است.

از طرفی بنده بر این عقیده هستم این که تکفیر کنیم یا مسائل را مورد نقد و بررسی قرار دهیم هم نادرست است. ما باید حرف‌های خوب این افراد را بگیریم و حرف‌های خلاف قرآن و سنت آنها را کنار بگذاریم.

بنده خودم هشت سال خدمت حضرت آیت الله شیخ محمد شاه آبادی استاد زاده امام بودم و حتی خارج عرفان و خارج فلسفه و خارج اسفار و کتاب «صدرالدین قونوی» و دیگر کتب را هم در محضر ایشان خواندیم.

ما همیشه به استاد می‌گفتیم: اگر فرمایشاتی که عرفا دارند اگر آیه و روایتی به صورت مطلق و عام داشته باشیم، آن را می‌پذیریم. مادامی که از ائمه اطهار (علیهم السلام) روایتی بر حرف‌های آنها نداریم، رد نمی‌کنیم.

ما این مطالب را ردنمی‌کنیم، بلکه در بقعه امکان می‌گذاریم تا روایتی بر طبق آن پیدا کنیم.بنابراین بنده امثال «ابن عربی» را نه تکفیر می‌کنم و نه تأیید می‌کنم.نظرشخصی بنده این است. ما بایدمطالب خوب این افراد را استفاده کنیم و مطالب نادرست آنها را کنار بزنیم. این که هرچه این افراد گفتند دربست بپذیریم، قطعاً نادرست است.

مجری:

همان رفتاری که نسبت به معصوم و غیر معصوم داریم. در خصوص معصومین هرچه می‌فرمایند درست است و در مورد غیر معصومین تمام انسانها به مطالب مفیدشان نگاه می‌کنیم.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

بله. عرض کردم ما در آن موقعیت نبودیم. دوستان در جریان هستند در زمان شاه، بردن نامی از امام خمینی جرم محسوب می‌شد. در آن زمان اگر شما صد کیلو تریاک حمل می‌کردید، آنقدر جرم نداشت که بالای منبر اسمی از امام خمینی می‌بردید.

در آن زمان شاید کسی بالای منبر تعریف و تمجیدی از حکومت می‌کرد. حال این که ما به جهت اینکه ایشان از شاه تعریف و تمجید کرده است، زیر سؤال ببریم درست نیست.

ما آن دوران خفقان را دیدیم. به عنوان مثال اگر شخصی حتی در روستایی منبر می‌رفت، سپاه دانش، روز اول از او تعهد می‌گرفت که شما باید شاه را بر منبر دعا کنید. اگر چنین نمی‌شد، بلایی بر سر او می‌آوردند.

این آقایان هم در عصری بودند که حکومت در دست اهل سنت افراطی و مخالفین شیعه بود. ما حقیقت مطالبی که ایشان دارند را هم نمی‌دانیم که از روی تقیه بوده یا از روی ترس بوده است. ما همه مطالب این افراد را نمی‌توانیم به حساب عقیده شخصی این افراد بگذاریم.

 دلایل متقن یک برادر سنّی در اثبات حقانیت مذهب خود

مجری:

بسیار خوب. حضرت استاد بسیار تشکر می‌کنیم. تماس‌های زیاد دیگری هم داریم. آقا امین از تهران هستند. آقا امین بفرمایید:

بیننده (آقا امین از تهران – اهل سنت):

سلام علیکم.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

علیکم السلام.

بیننده:

حاج آقا قزوینی من سؤال داشتم، اما می‌خواهم در مورد موضوعی که شما از وحدت گفتید صحبت کنم.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

شما سؤال ما را جواب دادید؟

بیننده:

من جواب سؤال شما را آوردم، اما می‌خواهم در خصوص اینکه شما از وحدت صحبت کردید مطالبی بیان کنم. بنده قول شرف می‌دهم جواب سؤال شما را در برنامه دیگری مطرح کنم. قبول است؟

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

شما یک دقیقه در رابطه با وحدت صحبت بفرمایید و مابقی هم در مورد سؤالی که ما داشتیم پاسخ دهید . اگر کسی نزد حضرتعالی آمد و شما گفتید که هزار دلیل بر حقانیت مذهب خود دارم ، یکی از این سؤالات را امشب برای بینندگان ما بیان کنید.

مجری:

الحمدلله فرصت هم داشتید و رفتید پرسیدید.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

بزرگواری کنید تا از پاسخ شما استفاده کنیم.

بیننده:

آقای قزوینی بنده واقعاً امشب از پیام شما لذت بردم و به همین خاطر می‌خواهم بدون دعوا با شما صحبت کنم.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

ما به شما یک دقیقه وقت می‌دهیم. بنده ساعت را نگاه می‌کنم و شما هم صحبت کنید.

بیننده:

حضرت امام خمینی فرمودند که هر شیعه‌ای به اهل سنت بد بگوید شیعه نیست و هر سنی هم به شیعه بد بگوید سنی نیست. درست است؟!

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

فرمایشتان را بفرمایید.

بیننده:

آقای قزوینی شما می گویید توهین بد است، اما همه اینها را شیعه نسبت به اهل سنت انجام می‌دهد. شما یک اهل سنت پیدا کنید که خدای ناکرده یکی از اهلبیت را لعن کرده باشد.

شما خودت در برنامه‌ای مستقیماً به مردم تاجیکستان توهین کردید و سپس قسم خوردید که من این کار را نکردم. صدا و سیما به اهل سنت توهین کردند و سپس بر آن سرپوش گذاشتند.

وحدت باید درست باشد و با حلوا حلوا گفتن دهان شیرین نمی‌شود! نتیجه این بحث‌های من و شما و برنامه‌هایی که در اینجا می‌گذارید و اهل سنت را تخریب می‌کنید، داعش و جریان سوریه و عراق و لبنان می‌شود.

ما اگر وحدت می گوییم و می‌خواهیم اختلافات را حل کنیم، یکی از علمای اهل سنت را دعوت کنید تا با هم صحبت کنید.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

آقا امین یک دقیقه شما تمام شد.

مجری:

آقا امین الحمدلله شما جزو بینندگان پروپا قرص برنامه هم شدید و می‌بینید که تمامی مطالبی که حضرت استاد در اینجا نقل می‌فرمایند، همگی از مصادر است. همان چیزی که از کتب اهل سنت نقل شده کامل و مکتوب به شما نشان داده می‌شود.

خیلی خوشحال می‌شدیم به جای اینکه به صورت کلی بگویید که توهین‌هایی می‌شود، مطالب مورد نظر را با مصدر نشان دهید که در فلان جا فلان توهین شده است.

واضح است که هرچه شما می‌بینید از مصادر اهل سنت است. حال اگر شما تلقی توهینی هم دارید، تماماً از کتاب‌هایی هست که خودتان ملاحظه می‌کنید و منسوب به اهل سنت هم هست. حال شما جوابی هم برای سؤال پیشین داشتید؟!

 بیننده:

توهین از کتاب نیست.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

آقا امین جان ما گفتیم که شما یک دقیقه صحبت کنید. شما می گویید که علمای اهل سنت به شیعه یا اهلبیت توهین کردند یا خیر.

اگر لازم شد بنده پنجاه مدرک از «ابن خلدون» و «ابن تیمیه» و دیگران می‌آورم که هم به ائمه اطهار و هم به شیعه توهین کردند. ما الی ماشاءالله مدرک در توهین علمای اهل سنت به اهلبیت و شیعه داریم. شما از این جهت هیچ تشکیک نکنید.

حال به عنوان مثال شما می گویید که کسی را در اینجا بیاورید که صحبت کند. حضرتعالی به عنوان یک سنی عزیز ما از شما تشکر می‌کنیم.

فرض می‌کنیم شخصی آمده و می‌خواهد مسلمان شود. او از شما می‌پرسد: سنی حق است یا شیعه حق است؟! این آنتن دو دقیقه در اختیار شماست. ادله خود را در دو دقیقه مطرح کنید تا هم ما و هم بینندگان عزیز استفاده کنند.

مجری:

البته آقا امین تماس‌های زیادی هم پشت خط هست، اما حضرت استاد لطف می‌فرمایند و این فرصت را در اختیار شما قرار می‌دهند. ما هم ناچار هستیم و می‌پذیریم. آقا امین بفرمایید.

بیننده:

مذهبی که من انتخاب کردم خداپرستی است و غیر از خدا را نمی‌پرستد. مذهب من ازدواج ساعتی و هفتگی ندارد. مذهب من نماز را پنج وقت می‌خواند، زیرا خداوند فرموده است که پنج وقت نماز بخوانید.خداوند متعال در سوره بقره می‌فرماید:

مجری:

این‌ها دلایل اثبات مذهبتان هست که آنها را مطرح می‌کنید؟! شما از این فرصت می‌توانید استفاده کنید، البته سی ثانیه آن رد شده است.

بیننده:

خداوند متعال در قرآن کریم فرموده پاهایتان را تا کعبین بشویید و نفرموده مسح کنید. مذهب من تنها از خداوند می‌خواهد، زیرا خداوند فرموده من قادر مطلق هستم و از رگ گردن هم به شما نزدیک‌تر هستم.

مجری:

خدایی که شما می‌خواهید برای خودتان ترسیم کنید را از کدام مذهب می‌پسندید؟! من می‌خواهم که شما تبلیغ مذهب خود را انجام دهید. این که شما به صورت کلی یک سری جملات می گویید، درست نیست.

بیننده:

خداوند می‌فرماید که من قادر مطلق هستم، بدون اذن من برگی از درخت جدا نمی‌شود، من از رگ گردن به شما نزدیک‌تر هستم، مرا بخوانید تا شما را استجابت کنم.

وقتی خداوند اینقدر قدرت دارد و در هر زمان و مکان با ماست، پس چه دلیلی دارد به کسی توسل کنیم که هزار سال پیش از دنیا رفته است؟!

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

آیا این دلیل بر حقانیت شماست؟!

بیننده:

شما هرجور دوست دارید حساب کنید.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

عزیز من فرض کنید یک شخص مسیحی آمده و می‌خواهد اسلام را انتخاب کند. این شخص می‌پرسد که من مذهب شیعه را انتخاب کنم یا مذهب اهل سنت را انتخاب کنم؟! شما ابتدا در خصوص ریشه مذهب خود صحبت کنید.

در قرآن کریم سوره یوسف آیه 97 آمده است که فرزندان حضرت یعقوب نزد پدر خود می‌آیند و عرضه می‌دارند:

«یا أَبانَا اسْتَغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا إِنَّا کنَّا خاطِئِین»

پدر! از خدا آمرزش گناهان ما را بخواه که ما خطاکار بودیم.

چرا حضرت یعقوب نفرمودند که خداوند از رگ گردن به شما نزدیک‌تر است؟! بلکه فرمودند:

«سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَکمْ رَبِّی»

به زودی برای شما از پروردگارم آمرزش می‌طلبم.

سوره یوسف (12): آیات 97 و 98

همچنین خداوند متعال در سوره مبارکه نساء آیه 64 می‌فرماید:

«وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُک فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ»

و اگر این مخالفان هنگامی که به خود ستم می‌کردند (و فرمانهای خدا را زیر پا می‌گذاردند) به نزد تو می‌آمدند و از خدا طلب آمرزش می‌کردند و پیامبر هم برای آنها استغفار می‌کرد.

باید پیغمبر اکرم برای این افراد استغفار کند. چرا استغفار خودشان فایده‌ای نداشته است؟! بعد از اینکه پیغمبر اکرم استغفار کرد؛

«لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحِیماً»

خدا را توبه‌پذیر و مهربان می‌یافتند.

سوره نساء (4): آیه 64

شما این آیات را چکار می‌کنید؟!

بیننده:

حرف شما تمام شد؟

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

بله، بفرمایید.

بیننده:

اولاً حضرت یعقوب زنده بود.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

یعنی اگر زنده باشند، خداوند به آنها از رگ گردن نزدیک نیست، ولی اگر از دنیا رفتند خداوند از رگ گردن به آنها نزدیک‌تر می‌شود؟!

بیننده:

حضرت زنده بود.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

آیا زنده بودن در این آیه شریفه:

«ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکم»

مرا بخوانید تا (دعای) شما را اجابت کنم.

سوره غافر (40): آیه 60

دخیل است؟! وقتی شخص از دنیا رفت خداوند عالم «ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکم» است، اما در زنده بودن «ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکم» نیست؟! همچنین در کتاب «صحیح بخاری» از قول عمر بن خطاب نقل شده است:

«إِنَّا کنا نَتَوَسَّلُ إِلَیک بِنَبِینَا»

ما به پیغمبر اکرم متوسل می‌شدیم.

الجامع الصحیح المختصر، اسم المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی، دار النشر: دار ابن کثیر, الیمامة - بیروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقیق: د. مصطفی دیب البغا، ج 1، ص 342، ح 964

بیننده:

ما مردن را نمی‌گوییم، بلکه چیز دیگری می گوییم. من می گویم این چیزی است که از سنی دیدم و این هم چیزی است که از شیعه دیدم.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

بله، ما از شما ممنونیم. این حرف شما مخالف عقاید تمامی اهل سنت است. اهل سنت این مطلب رانمی‌پذیرند. «سبکی» یکی از استوانه‌های علمی اهل سنت در کتاب «شفاء السقام» می‌نویسد:

«أنه یجوز ویحسن التوسل، والاستغاثة»

یعنی یا رسول الله گفتن!

«والتشفع بالنبی صلی الله علیه وآله وسلم إلی ربه سبحانه وتعالی»

سپس می‌نویسد:

«وجواز ذلک وحسنه من الأمور المعلومة لکل ذی دین»

هرکسی دین دارد، توسل و استغاثه پیغمبر اکرم را قبول دارد.

«المعروفة من فعل الأنبیاء والمرسلین، وسیر السلف الصالحین، والعلماء والعوام من المسلمین»

این از فعل انبیاء و مرسلین و سیره سلف صالحین است که پیغمبر اکرم در زمان حیات و بعد از حیات قابل استغاثه است.

شفاء السقام فی زیارة خیر الأنام علیه الصلاة والسلام. المؤلف: الإمام السبکی، تقی الدین علی بن عبد الکافی الأنصاری، الخزرجی، المصری، الشافعی (683 ه‍ - 756 ه‍)، ج 9، ص 3، الباب الثامن فی التوسل، والاستغاثة

ایشان بر این عقیده ادعای اجماع می‌کند. همچنین آقای «سمهودی» یکی از علمای بزرگ اهل سنت می‌نویسد:

«اعلم أن الاستغاثة والتشفع بالنبی صلی الله علیه وسلم وبجاهه وبرکته إلی ربه تعالی من فعل الأنبیاء والمرسلین، وسیر السلف الصالحین، واقع فی کل حال، قبل خلقه صلی الله تعالی علیه وسلم وبعد خلقه، فی حیاته الدنیویة ومدة البرزخ وعرصات القیامة»

وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، المؤلف: علی بن عبد الله بن أحمد الحسنی الشافعی، نور الدین أبو الحسن السمهودی (المتوفی: 911 هـ)، الناشر: دار الکتب العلمیة – بیروت، الطبعة: الأولی – 1419، ج 4، ص 193، الفصل الثالث فی توسّل الزائ

آیا شما سنی هستید یا این شخص سنی است؟! برادر بزرگوارم مشاهده کنید در رابطه با «سمهودی» در کتاب «شذرات الذهب» آمده است:

«فهو إمام مفنن متمیز فی الأصلین»

ایشان همچنین می‌نویسد:

«الإمام القدوة الحجة»

شذرات الذهب فی أخبار من ذهب، اسم المؤلف: عبد الحی بن أحمد بن محمد العکری الحنبلی، دار النشر: دار بن کثیر- دمشق - 1406 هـ، الطبعة: ط 1، تحقیق: عبد القادر الأرنؤوط، محمود الأرناؤوط، ج 8، ص 50 و 51، باب سنة إحدی عشرة وتسعمائة

ایشان چنین شخصیتی در میان اهل سنت است. همچنین تعبیر «ذهبی» در مورد «سبکی» چنین است:

«الْعَلَّامَةُ الْفَقِیهُ الْمُحَدِّثُ الْحَافِظُ فَخْرُ الْعُلَمَاءِ تَقِی الدِّینِ أَبُو الْحَسَنِ السُّبْکی»

المعجم المختص بالمحدثین، المؤلف: شمس الدین أبو عبد الله محمد بن أحمد بن عثمان بن قَایماز الذهبی (المتوفی: 748 هـ)، تحقیق: د. محمد الحبیب الهیلة، الناشر: مکتبة الصدیق، الطائف، الطبعة: الأولی، 1408 هـ - 1988 م، ج 1، ص 166، باب حرف العین

«ذهبی» و دیگران بیش از پنجاه مورد آورده‌اندکه افرادی کنارقبر رسول الله آمدند و به پیغمبر اکرم استغاثه کردندوازپیغمبر اکرم شفای فرزند یابیماری خودرا گرفتند. این‌ها یکی دو مورد نیست. شما چطوراین مطالب را مطرح می‌کنید.ما به شما گفتیم دلیلی بر حقانیت مذهب خود بیاورید و شما هم بحث توسل را زیر سؤال بردید در حالی که اهل سنت همگی به آن معتقدند.امروزه نوچه وهابی‌ها و شاگردان «ابن تیمیه» این چرندیات را مطرح می‌کنند. بزرگان اهل سنت علیه وهابیت بیش از شیعه کتاب نوشته‌اند. این اصلاً خلاف قرآن کریم است.

«وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُک فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ»

شما کتب فقهی اهل سنت را مطالعه کنید. «ابن قدامه مقدسی» از علمای حنابله، آقای «نووی» از شافعی‌ها و «مالک» از مالکی‌ها همگی بر این عقیده هستند.آن‌ها معتقدند کنار قبر پیغمبر اکرم بروید و آیه 64 از سوره نساء را بخوانید و بگویید: یا رسول الله! ما آمدیم به شما متوسل شویم.این‌ها یکی دو مورد نیست بلکه اتفاق جمیع علمای اهل سنت است. شافعی و مالکی و حنفی و حنبلی همگی معتقد به مشروعیت توسل به رسول اکرم و قبر آن حضرت هستند.این مسائل یکی دو مورد نیست. عزیز دل من ذهن خود را با این تفکرات باطل وهابیت آلوده نکن.

مجری:

احسنتم، خیلی از محضرتان استفاده کردیم. تشکر می‌کنیم از همه عزیزانی که با ما تماس گرفتند. همچنین عذرخواهی می‌کنیم از عزیزانی که تماس گرفتند و متأسفانه نتوانستیم صدای آنها را بشنویم. تا دیداری دیگر همه شما را به خداوند می‌سپاریم.

اللهم اجعل محیانا محیا محمد و آل محمد اللهم اجعل مماتنا ممات محمد و آل محمد اللهم صل علی محمد و آل محمد

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته



1 | محمد هادی | , آمریکا | ۲۰:۰۵ - ۰۱ آذر ۱۳۹۹ |
بنظر من یه برنامه که مستند به منابع خودمون شیعیان باشه لازمه. البته که اثبات حقانیت شیعه از کتب مخالفین خیلی عالی و منحصربفردست. اما شناخت ما عامه مردم شیعه که تحصیلات مرتبط نداریم نسبت به منابع خودمون و کتب اربعه خیلی کمه. خواهشمندم برنامه های موضوعی با استناد به کتب خودمون داسته باشین. مثلا بررسی سلمان و یا صلح امام حسن و قیام سید الشهدا از منظر دیگر ائمه. خدا قوت

پاسخ:
 سلام علیکم
تشکر از پیام شما
معمولا در برنامه های اساتید، به کتب شیعه هم استناد می شود. درباره صلح امام حسن و قیام سید الشهدا علیهما السلام به برنامه ایستگاه اندیشه مراجعه نمایید.
روابط عمومی شبکه حضرت ولی عصر (عج)
   
* اسم:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی: