2021 January 28 - پنج شنبه 09 بهمن 1399
کلمه طیبه
کد مطلب:3677 گروه: کلمه طیبه آمار بازدید: 874

کلمه طیبه
حجت الاسلام یزدانی - 03 آذر 1399


  دانلود
امتیاز:
  01:26:26 حجم فیلم: 218 مگابایت





دانلود صوت


قسمت هفدهم برنامه کلمه طیبه با کارشناسی حجت الاسلام و المسلمین یزدانی
 

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ : 3 آذر 1399

مجری:

اَعُوذُ بِاالله مِنُ الشَّیّطانِ الرَّجِیّم بِسّمِ الله الرَّحمنِ الرَّحِیّم الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ صَلَّی اللَّهُ عَلَی مُحَمَّدٍ آلِهِ الطَّاهِرِینَ ،السلام علیک یا أبا مهدی یا حسن بن علی أیها الزکی العسکری یابن رسول الله

کی می‌شود به سامره در سرّ من رای

کی می‌شود به سامره در سرّ من رای

گویم به هادی و تو سلامٌ علیکما

ای آفتاب یازدهم، سرّ احمدی

ای نورِ از سلاله خورشیدِ انّما

ای وارث ودیعه زهرا، امام نور

ای امتداد چشمه تطهیر تا شما

امروز چشم شیعه به صحن و سرای توست

امروز چشم شیعه به صحن و سرای توست

فرزند نور، ای پسرت حجت خدا

عرض سلام و ادب و احترام دارم خدمت همه شما بینندگان عزیز و ارجمند شبکه جهانی حضرت ولیعصر(عج)، این افتخار را داریم در شب میلاد آقا امام حسن عسکری مهمان دیدگان شما باشیم این مناسبت فرخنده تولد پدر آقا امام زمان حضرت آقا امام حسن عسکری(ع) برهمه شما مبارک و مهنا باد إن شاءالله، إن شاءالله که بتوانیم سربازی فرزندش را به خوبی انجام بدهیم تا بتوانیم لایق شفاعت آنها باشیم، این شب­ها همانطور که شما هم حتماً اگر بیننده پر و پا قرص شبکه جهانی حضرت ولیعصر بودید مشاهده کردید که نوبت جدیدی از پخش زنده این شبکه آغاز شده و امشب هم باز این ادامه پیدا کرد از دیشب شروع شده بود که امشب هم همینطور که دیدید شبکه میزبان استاد میر باقری بودند و دیشب هم که استاد بهرام پور آمده بودند و إن شاءالله شب­های آتی هم باز به همین روال ادامه خواهد یافت إن شاءالله استفاده می ­کنیم از تمامی این برنامه­های زنده­ای که هست و إن شاءالله که بتواند مورد قبول اهل بیت هم واقع بشود، به رسم دو شنبه شب­ها در برنامه کلمه طیبه مهمان شما هستیم و در این برنامه این افتخار را داریم که از محضر استاد ارجمندم حضرت حجت الاسلام و المسلمین دکتر یزدانی بهرمند بشویم، سلام علیکم و رحمة الله.

استاد یزدانی:

سلام علیکم و رحمة الله

اَعُوذُبِاللّه مِنَ الشَّیّطانِ الَّعِینِ الرَّجِیمّ  بِسّمِ اللّهِ الرَّحّمنِ الرَّحِیمّ الحمد لله الذي اظهر الوجود ومنه بدأ کل حمد وإليه يعود و الصلاة والسلام علي شاهد و المشهود لکل موجود محمد المحمود وعلي آله آل الله الودود خلفاء الله علي عالم الغيب و الشهود سيما الحجة بن الحسن المهدي المنتظر الموعود.

سلام و عرض ادب دارم خدمت حضرت عالی و خدمت همه بینندگان عزیز شبکه جهانی حضرت ولیعصر«عج» و من هم به نوبه خودم تبریک عرض می­کنم ولادت با سعادت حضرت امام عسکری(ع) را که امشب شب بسیار مبارکی است و متعلق به آن حضرت و خوشحال هستیم که در چنین شبی در خدمت بینندگان عزیز هستیم و امیدوار هستیم که آن حضرت از ما و از همه بینندگان عزیز راضی و خوشنود باشد إن شاءالله.

مجری:

إن شاءالله، الحمد الله حالا عزیزان بیننده هم مستحضر هستند قبل از برنامه هم صحبت شده بود با استاد بزرگوار که این توفیق را در این برنامه داریم اکثر شب­های که یعنی همین دوشنبه شب­ها مصادف می­شود با ولادات که الحمد الله بسیار هم این امر را به فال نیک می­گیریم إن شاءالله که توفیق هم داشته باشیم و شفاعت اهل بیت هم نصیب ما بشود. بدون فوت وقت برویم سراغ کلیپ اول و کلیپ شماره 65 را با هم ببینیم.

کلیپ شماره 65:

اینکه صحابه چشم چرانی می­کنند بله این حدیث هست که صحابه جدید که آمده چشم چرانی کرده ما که نگفتیم، این کفر نیست چشم چرانی که کفر نیست.

مجری:

این از کلیپ اول که داشتند راجع به چشم چرانی می­گفتند که چیزی خاصی نیست ظاهراً بین صحابه وجود داشته و هیچ خدشه­ای هم به عدالت وارد نمی­کند.

استاد یزدانی:

یک آیۀ در قرآنکریم هست جالب هست که خداوند در سوره مبارکه حجر آیه شماره 24 می­فرماید:

«وَلَقَدْ عَلِمْنَا الْمُسْتَقْدِمِينَ مِنْكُمْ وَلَقَدْ عَلِمْنَا الْمُسْتَأْخِرِينَ»

سوره مبارکه حجر، آیه 24

ما آنهای را که پیشی می­گیرند از شما آنها را هم می­دانیم چه کسانی هستند چه هستند با چه انگیزه­ای می­آیند و آنهای که به تأخیر می­اندازند دیر می­آیند هم آنها را هم می­ شناسیم، همه را سوره مبارکه حجر آیه شماره 24.

این آیه در باره چه کسانی نازل شده است؟ در کتاب­های اهل سنت برویم ببینیم که در این باره چه گفته­اند؛ در «صحیح سنن ترمذی» «آقای امام حافظ محمد بن عیسی ترمذی» متوفی 279 با تحقیق آقای محمد تاصر الدین البانی جلد شماره 3 چاپ مکتبة المعارف ریاض، این کتاب جزء صحاح ستۀ شان هست و این از صحیح­ترین کتاب­های اینها است  و در صحیح سنن ترمذی هم آمده آقای البانی هم سند روایت را تصحیح کرده، خیلی روایت جالبی هست بیننده­های عزیز توجه کنند که ببینند این آقای سجودی  و همفکران اینها چطور صحابۀ را قبول دارند و دوست دارند و از او پیروی می­کنند، از إبن عباس نقل شده که:

«كانت امرأة تصلي خلف رسول الله صلى الله عليه وسلم حسناء من أحسن الناس»

پشت سر پیغمبر به امامت رسول خدا زنی می­آمد نماز می­خواند که از زیباترین زنهای زمان خودش بود

خیلی زیبا بود «من أحسن الناس» از زیباترین مردم بود

«فكان بعض القوم يتقدم حتى يكون في الصف الأول»

بعضی­ها خیلی زود می­آمدند که در صف اول قرار بگیرند

«لئلا يراها»

که آن زن را نبینند

«ويستأخر بعضهم حتى يكون في الصف المؤخر»

بعضی­ها دیر می­­آمدند که در صف آخر نماز قرار بگیرند

«فإذا ركع نظر من تحت إبطيه»

وقتی رکوع می­رفتند از زیر بغل خودشان این زن را نگاه کنند

صحیح سنن ترمذی، آقای امام حافظ محمد بن عیسی ترمذی، متوفی 279، محقق محمد تاصر الدین البانی، چاپ مکتبة المعارف ریاض، ج 3

شما ببینید اینطور هست، یک زنی هست زیبا می­آید در صف نماز جماعت مردها جلوتر هستند، زن­ها پشت سر هستند، بعضی­ها خیلی زود می­آمدند که زن­ها را نبینند، خب ممکن بود به فتنه بیفتند، اما بعضی از این صحابه خیلی دیر می­آمدند، اینقدر دیر می­آمدند که در صف آخر نماز قرار بگیرند، خب هدف­شان چه بود؟ انگیزه­شان از این کار چه بود؟ که وقتی می­روند رکوع در رکوع از زیر بغل خودشان بتوانند این زن را دید بزنند؛ بقول آقای سجودی بعضی از صحابه بودند که چشم چرانی می­کردند، خب چشم چرانی که کفر نیست، مگر حتماً باید کفر باشد؟ بعد خداونددر این باره آیه نازل کرد

«ولقد علمنا المستقدمين منكم ولقد علمنا المستأخرين»

آنهایی که زود می­آیند هم ما می­دانیم با چه انگیزه­ای زود می­آیند، آنهایی که دیر می­آیند هم می­دانیم با چه انگیزه­ای دیر می­آیند

برای چه می­­آیند اینها؟ برا چشم چرانی،  شما تصور کنید اصلاً یک لحظه خودتان را بگذارید در مسجد پیغمبر جایی که شیعه و سنی گفته از عرش خدا مقامش بالاتر است، از لوح بالاتر است، از قلم بالاتر است، برترین مکان در عالم هست، چون آنجا پیغمبر دفن شده، در برترین مکان عالم هستی، پشت سر اشرف مخلوقات خدا هم داری نماز می­خوانی، نماز جماعت است، در بهترین جای نماز، در حالت رکوع هستی، و در همین حالت از زیر بغلت چشم چرانی هم بکنی، آن وقت همین صحابه، همین افراد بشوند بهترین مخلوقات خدا بعد از انبیاء،  اینها بشوند اولیاء الهی، یا چند وقت پیش هم کلیپی بود از آقای عبدالرحمن سربازی که می­گفت صحابه همه اینطوری هستند، آنطوری هستند، حتی وحشی از همه ما بالاتر است، و خیلی عجیب بود می­گفت هزاران ابوحنیفه، هزاران جنید بغدادی، هزاران معروف کرخی فدای خاک پای حضرت وحشی، وحشی که در آخرین سال در فتح مکه تسلیم شده، مسلمان شده یا نشده را قطعی نیست، قابل اثبات نیست، اینها یک همچین آدمهایی بودند، در مدینه پشت سر پیغمبر در بهترین مکان عالم در حال رکوع نماز چشم چرانی می­کردند، بعد از همه ما هم بهتر­ هستند چرا؟ این سؤال است برای من، برای چه باید اینطوری باشد؟ چرا باید کسی که در چنین جایی ، چنین گناهی انجام می­دهد از همه ما بهتر باشد؟

مجری:

چرا باید اینها بشوند واسطه رسیدن عقاید واحکام از طرف رسول الله به امتش

استاد یزدانی:

چرا همه حرف­هیی که اینها می­زنند برای ما حجت باشد؟ چرا همه کارهایی که اینها می­کنند برای ما مشروعیت بخش باشد؟ چرا کارهایی که نمی­کنند، نکردند ما انجام بدهیم بدعت باشد، خب این خیلی عجیب هست، یک کم باید تفکر کرد، باید دید از چه کسی باید پیروی کرد، از آنهایی که زود می­آمدند، یا از آنهایی که دیر می­آمدند، باید اینها را تفکیک کرد، آدم­های خوب را از آدم­های بد تفکیک کرد صحابه خوب ما کم نداشتیم زیاد داشتیم، طبق روایاتی که در کتاب­های شیعه هست12هزار صحابی داشتیم که اینها همه­شان آدم­های خوبی بودند و خوب هم از دنیا رفتند، در خدمت شما هستیم.

مجری:

بسیار خب حالا در ضمن این سؤال که  از چه کسی باید پیروی کرد، یکی از عزیزان بیننده دیشب تماس گرفته بودند و توسیه­ای پیشنهاد می­کردند و توسیه می­کردند که چرا شما کلیپی آماده نمی­کنید و صحبت نمی­کنید راجع به بحث عقیل هاشمی و زندان وکیل آباد و آن برنامه­ هایی که بوده در فساد جنسی و این برنامه­ها خب ما نمی­خواستیم اشاره بکنیم، اما الآن با سؤال حضرت عالی واضح می­شود که اینها دارند از چه کسی پیروی می­کنند، و بزرگان اینها چه کسانی هستند.

استاد یزدانی:

ما اصلاً بنایمان بر این نیست که وارد مباحث شخصی دیگران بشویم ، کلیپ دیگری از یکی از کارشناسان شبکه وصال ناحق هم پخش شده که خب در افغانستان و آنجاها سر و صدا زیاد به پا کرده  ما وارد مباحث شخصی کسی نمی­شویم، کاری به این مسائل نداریم ما بحث عقیدتی می­کنیم اگر اشکال عقیدتی داشته باشند وظیفه­مان هست در اینجا بگوییم و وارد مسائل شخصی­شان نمی­شویم از این جهنت ضرورتی نمی­بینیم که وارد زندان وکیل­ آباد بشویم و به هر حال...

مجری:

خواستم بگویم بلاخره توجیهاتی هم ممکن است از بعضی از صحابه داشته باشند برای این کار خودشان،

استاد یزدانی:

دلیل دارند اینها، دلیل که زیاد دارند به هر حال،

مجری:

بسیار خب، این هم از ین و برویم سراغ کلیپ بعد کلیپ شماره 66را به هم ببینیم

کلیپ66:

- شما چرا کسی را که خداوند خودش را و پدرش و برادرش را لعن می­کند ایشان را امیر و  رضی الله عنه خطاب می­کنید؟

+ مثلاً چه کسی را خدا لعن گفته؟ برای ما توضیح بدهید که بدانیم

- بله آقای بزّار در مسند خودش جلد 9، صفحه286، حدیث شماره 3839، می­گوید پیامبر معاویه برادرش یزید و پدرش ابو سفیان را لعن کردند، و همچنین ام المؤمنین عایشه هم ایشان را همیشه در نمازش نفرین می­کردند

+ چه کسی را نفرین می­کرده؟

-  ام المؤمنین عاشیه آقای معاویه را همیشه در نمازشان لعن می­کردند

+بله دیگر؟ تمام شد فرمایش­تان؟ این چیزی که شما می­گویید نادرست است، من حالا کتاب بزّار جلویم نیست و شما که حدیث می­گویید ، من شما را می­شناسم دیگر، ما با این گفته­های شما اصلاً موافق نیستیم، و مطمئن هستیم که چنین چیزی نبوده، و حضرت عایشه لعن نکرده، پیامبر ما لعن نکرده، تا آنجایی که ما می­دانیم ایشان، و شما شیعه­ها هم قبول دارید ،حضرت معاویه کاتب وحی بوده، شما می­گویید نه کاتب نامه­ها بوده من در کتاب شب­های پیشاور خواندم، که نه می­خواهد یک کم ارزشش را پایین بیاورد، وقتی که کاتب وحی بوده، دیگر چطور می­تواند که ملعون باشد؟، خودتان را هم گول نزنید، بینندگان را هم گول نزنید، اگر که پیغمبر خدا کسی را لعنت کند ما هم او را لعنت می­کردیم، برای اینکه ما پیرو پیغمبر خدا هستیم، و حضرت عایشه هم هرگز چنین چیزی نکرده ما در این ندیدیم، و حرفی که شما می­زنید حر ف کاملاً غلطی است شما عادت دارید که به کتبی ، حواله می­دهید که اصلاً نمی­دانید که فرق بین دوغ و دوش آب چیست، حدیث ضعیف و صحیح را که نمی­دانید.

مجری:

بله فرق بین حدیث صحیح و ضعیف یا بین این دوتا را می­گویند متوجه نمی­شویم، ببینیم حدیث صحیح چیست حدیث ضعیف چیست ،حالا ایشان که داشتند می­گفتند که ما اصلاً نداریم چنین چیزی که رسول الله بخواهند معاویه را لعن بکنند، و البته خب آن بیننده هم  دلیل خواست گفت که من کتاب بزّار که جلویم نیست ، حالا این دلیلی که شما می­خواهید من می­بینید کتاب بزّار جلویم نیست پس دلیلی وجود ندارد، آیا چینین چیزی بوده، که ما ببینیم اینجا از مصادر خودشان.

استاد یزدانی:

بله، نمی­دانم چرا اینها چشم بسته همینطور هر چیزی را انکار می­کنند، می­گوید من که کتاب بزّار را ندیدم، جلوی چشمم هم نیست، حتما شما دروغ می­گویید، خب تحقیق نکرده چرا همینطور حکم می­کنی، این چه استدلالی هست، این چه منطقی هست، یک چیزی را قبلاً در ذهنت درست کردی از صحابه یک بتی را درست کردی، بعد هر ایرادی به او وارد بشود نه امکان ندارد اصلاً چنین چیزی امکان ندارد، تحقیق بکن روایت را ببین، بعد حکم کن.

من خیلی خلاصه این مسند بزّار را خدمت ایشان نشان می­دهم ، خدمت ایشان و همه هم فکرانش کتاب «بحر الزخار» معروف به مسند بزّار، از علمای بزرگ اینها هست، حافظ امام ابوبکر احمد بن عمرو بن عبدالخالق بزّار، متوفای292، هست چاپ مکتبة العلوم و الحکم در مدینه منوره با تحقیق دکتر محفوظ الرحمن زین الله، جلد9، صفحه 286، خب روایت چه هست؟از فلانی از فلانی از سفینه که

«أنّ النبی(ص) کان جالساً فمر رجل علی بعیر و بین یدیه قاید و خلفه سائق»

پیغمبر نشسته بود یک جایی که شخصی از آنجا رد شد سوار شتری بود، در جلوی او یک کسی بد که شتر را می­کشید

« و خلفه سائق»

پشت سرش هم یک کسی بود که هُل می­داد

بحر الزخار، معروف به مسند بزّار، حافظ امام ابوبکر احمد بن عمرو بن عبدالخالق بزّار، چاپ مکتبة العلوم و الحکم، مدینه منوره،ج9،ص286

شتر را حرکت می­داد

«فقال لعن الله القادئد و السائق و الراکب»

لعنت خدا بر آن کسی که نشسته روی شتر ،آن کسی که می­کشد شتر را، و آن کسی که از پشت سر حرکت می­دهد

راکب و سائق و قائد، ابو سفیان نشسته بود، یزید پسر ابو سفیان می­کشید شتر را و معاویه هم دنبال شتر راه افتاده بود؛ خب سند روایت چه هست؟ آقای هیثمی در مجمع الزوائد گفته

«رواه البزّار و رجاله ثقات»

تمام راویان این روایت ثقه هستند

محقق کتاب در پاورقی می­گوید و هیچ اشکالی هم به سند روایت نمی­گیرد؛ حالا ما از کجا بفهمیم قائد و سائق و راکب چه کسانی بودند ،خب روایت اینطوری که  نمی­شود که به هر حال اگر آقای سجودی هم می­گرفت می­گفت از کجا معلوم که این قائد و سائق و راکب بودند اینها و معاویه بودند؛ باز در کتاب­های دیگر هم کسان دیگر این روایت را تصریح کردند از جمله آقای سلیم حسن اسد الدارانی، حالا کاری به اینها نداریم، در کتاب «تاریخ طبری» اسم این افراد دقیق آمده این تاریخ طبری هست ،ابو جعفر محمد بن جریر طبری، متوفای 310، چاپ دار الکتب العلیمیه لبنان،چاپ اول، چاپ 1407، جلد5، صفحه 622، خیلی جالب هست

«و منه رسول (ص) قد رأه مقبلاً علی حمارٍ»

حالا این حمار دارد آن بئیر داشت، البته فرقی هم نمی­کند حالا به هر حال سواره بوده

«و معاویه یقود ویزید ابنه یسوق»

معاویه افسار این الاغ را می­کشید یزید هم از پشت سرش حرکت می­کرد، پیغمبر چه گفت؟

«لعن الله قائد»

ضمیر رأه می­خودر به ابو سفیان

«لعن الله قائد و الراکب  و السائق»

لعنت خدا بر او که روی این اسب یا این مرکب نشسته، لعنت خدا بر آن کسی که این را می­کشد و لعنت خدا بر آن کسی که از پشت سر این را هُل می­دهد

تاریخ طبری، ابو جعفر محمد بن جریر طبری، چاپ دارالکتب العلمیه، لبنان، چاپ اول، چاپ 1407، ج5، ص622

مجری:

به تفصیل و تصریح گفته دیگر

استاد یزدانی:

خیلی روایت واضح است، روایت سندش صحیح است خب بعید نیست بزّار خب  طبیعی است از اینها هست و اضح است که نخواهد این را بگوید چه کسانی بودند، سانسور بکنند، کار اینها سانسور بوده، کارشان وظیفه­شان همین بوده روایاتی که در مزمت صحابه نقل شده همه را بگیرند یک طوری قیچی کنند، ولی خب دیگر هماهنگ نکرده با آقای طبری، که آقای طبری و خیلی­های دیگر، تصریح نکنند به این قضیه، جالب است  امام مجتبی (ع) هم در «معجم کبیر» طبرانی روایتی نقل شده، الجزء الثالث، متوفای 360، جلد3، چاپ مکتبة ابن تیمیه در قاهره، صفحه 71، دقیقاً همین داستان را نقل می­کند، روایتی که سندش حسن می­تواند باشد، خیلی عجیب هست این روایت، حالا اگر یک زمان استاد ابوالقاسمی این روایت را مفصلش را از جای دیگر خیلی خلاصه نقل کرده روایت را، 

المعجم الکبیر، طبرانی، چاپ مکتبة ابن تیمیه، قاهره، ج3، ص71

که عمرو بن عاص و مغیرة بن شعبه و یک عدۀ دیگر به معاویه پیشنهاد کردند که امام حسن را بیاور در مجلس می­­خواهیم اذیتش کنیم، دست بیاندازیم و از این مسائل، اینها هرچه معاویه نصیحتش کرد اینها گوش نکردند و به هر حال مدینه بود امام حسن را دعوت کردند ، یک حرف­هایی زدند

«فصعد عمرو المنبر فذکر علیاً و وقع فیه»

عمرو بن عاص رفت روی منبر نامی از امیرالمؤمنین برد و به امیرالمؤمنین فحاشی کرد

مغیرة بن شعبه همین کار را کرد، بعد امام حسن بالای منبر رفت و واقعاً عجیب هست این روایت، خیلی روایت عجیبی هست،  امام حسن چقدر واضح چقدر صریح، آدم بخواهد مثل امام حسن مجتبی الآن حرف بزند خیلی­ها ناراحت می­شوند، چقدر صریح الهجه دانه دانه معایب معاویه را گفت و عمرو بن عاص و بقیه را خب البته در این روایت خیلی خلاصه آمده،

«یا عمرو و انت یا مغیره تعلمان أن رسول الله (ص) قال لعن الله سائق و الراکب و أحدهما فلان؟»

بحث معاویه است اینها گرفتند آن کلمه معاویه را تبدیلش کردند به فلان، اینها قسم خوردند بله درست است.معاویه تو را قسم به خدا، مغیره تو را قسم به خدا آیا می­دانید

«أتعلمان أن رسول الله (ص) لعن عمرا بکل قافیة قال لعنة؟ قال اللهم بلی»

خب عمرو بن عاص شاعر بود علیه پیغمبر شعر می­سرود، و حجو می­کرد پیغمبر را، شعرهای رکیک در مزمت پیغمبر می­سرود عمرو بن عاص، و پیغمبر گفت خدا لعنت کند ، با هر قافیه­ای که علیه من سروده خدا او را لعنت کند و لعنت کرده و اینها هم گفتند بله، این لعنت کاملاً درست است و بعد ادامه روایت، خب این روایت خلاصه است، در کتاب­های دیگر مفصلش آمده، به هر حال آقای سجودی باید دقت کند ، همینطوری نه نیست، کتاب که پیشم نیست ولی می­دانم تو دروغ می­گویی، بابا یک مراجعه یک سرچ در اینترنت، اینترنت که جلویت هست، یک سرچ در اینترنت بزن سریع پیدا می­شود،

«لعن الله القائد و السائق و الراکب»

راحت پیدا می­شود، مشخص هم می­شود سندش هم مشخص می­شود

مجری:

یک نکته دیگری هم که باز داشتند می­گفتند این آقای سجودی این بود که چطور ممکن است یعنی باز هم همین را می­گفتند که کتابی جلویم نیست و اصلاً امکان ندارد که ام المؤمنین بخواهد خال المؤمنین را نفرین کند، و هیچ چیزی نداریم که عابشه بخواهد علیه معاویه صحبتی کرده باشد، آیا چنین چیزی داریم ما؟

استاد یزدانی:

بله ، روایت در این باره هم زیاد هست، من چون وقت­مان کم هست  خیلی خلاصه می­گویم، فقط یک آدرس خدمت ایشان می­دهم که «کتاب البدایه و النهایه» ابن کثیر، جلد7، چاپ دارابن کثیر، چاپ دوم، چاپ 1431، با تحقیق عبدالقادر الارنعوط و دکتر بشار عواد معروف، خب از چاپ­های بسیار خوب و معروف البدایه و النهایه ابن کثیر هست، صفحه528،  حوادث سال 38، که باز ایشان نقل می­کند که داستان درد ناکی هست که معاویة بن حدیج، محمد بن ابی بکر را در مصر به شهادت رساند و جنازه ایشان را که خدا رحمتش کند ما خیلی علاقه داریم به محمد بن ابی بکر، گرفت و در جیفه حماری انداخت و در شکم الاغی انداخت و آتش زد، خیلی کار زشتی بود، خبر به عایشه رسید

«عایشه جزعت علیه جزعاً شدیداً»

بسیار ناراحت شد و به شدت ناله کرد

ابدایة و النهایة، ابن کثیر، چاب ابن کثیر، چاپ دوم، چاپ 1431، تحقیق عبدالقادر الأرنعوط، بشار عواد معروف، ج7، ص528

خانواده محمد بن ابی بکر را جمع کرد از جمله قاسم بن محمد بن ابی بکر را

«و جعلت تدعو علی معاویه و عمر بن عاص دبر الصلاة»

پشت نماز خودش معاویه و عمرو بن عاص را لعنت می­­کرد و نفرینش می­کرد

خب برو ببین در کتاب هست یا نه

مجری:

برای یک بار یا برای همیشه این  فعلش چطور بود؟

استاد یزدانی:

«و جعلت تدعو»

از این کلمه جعلت و تدعو اینها با هم دیگر می­شود همیشه این کار را می­کرد، همه نماز هر نمازی می­رسید به هر حال جمله لعن بر معاویه  و عمرو بن عاص را فراموش  نمی­کرد، یک مستند بیاورید ببینید کتاب­های خودتان را سرچ بزنید ببینید چه کسانی این مطلب را نقل کردند فراوان از علمای اهل سنت این داستان را نقل کردند، خدمت­­تان هستم.

مجری:

نکته دیگری که باز در استبعاد چنین امری حالا البته واضح شد که چنین چیزهایی دارند اما یک دلیل عقلی که کأنه می­خواست بیان بکند آقای سجودی این بود که بلاخره معاویه کاتب وحی بوده، چطور ممکن است که پیامبر بخواهد کاتب وحی را نفرین بکند و بخواهد لعن نسبت به کاتب وحی بکار ببرد.

استاد یزدانی:

بحث کاتب وحی بودن معاویه، خب یک زمانی مفصل باید جداگانه بحث بشود، اصلاً هیچ مستندی وجود دارد که معاویه کاتب وحی باشد؟، هیچ مستندی در هیچ کتابی، اینها نمی­توانند مستند قطعی پیدا کنند که معاویه کاتب وحی باشد، بلکه خلافش هست، در «سیر أعلام النبلاء» آقای شمس الدین ذهبی ،جلد3، صفحه 123، واضح آمده که معاویه کاتب وحی نبود،

«و کان معاویة کاتباً فیما بین النبی (ص) و بین العرب»

سیر أعلام النبلاء، شمس الدین ذهبی، ج3، ص123،

خب اصلاً معاویه چه زمانی مسلمان شده؟ فتح مکه، فتح مکه چه زمانی هست؟ سال 8، خب تا سال 8 چه کسی وحی می­نوشت؟، چه کسانی می­نوشتند، امیرالمؤمنین، زید بن ثابت، فلان، فلان، فلان خب زیاد بودند کسانی که سواد داشتند و می­نشوتند، بعد از فتح مکه وقتی معاویه به ظاهر اسلام آورد، آنها کجا رفته بودند؟ آنها نمی­نوشتند؟ خب هر کسی سواد داشت آیه­ای نازل می­شد می­نوشت، بر فرض اگر معاویه نوشته باشد ،در حالی که طبق این داستان معاویه کاتب نامه­های پیغمبر بین پیغمبر و عرب بوده، نه اینکه کاتب وحی باشد این یک مطلب خدمت­تان خیلی خلاصه گفتم، از این گذشته در داستانی که اینها نقل کردند مستند اینها تنها مستند اینها روایتی است که در صحیح مسلم هست، من این روایت را از صحیح مسلم خدمت بینندگان عزیز سرچ کنم،  در صحیحی مسلم روایتی که آمده، خیلی روایت جالبی است

مجری:

بله حالا تا این هم پیدا بشود اتفاقاً من یک تذکری بدهم به بینندگان عزیز همانطور که ملاحظه می­کنید تلفن­ها زیر نویس شده و برای شما چنین امکانی هست که بخواهید پیام بدهید ، حالا چه به صورت صوتی و چه به صورت متنی، و یا اینکه اگر هم متمایل باشید، می­توانید تماس بگیرید و داخل استودیو صدایتان را بشنویم و مستقیماً با کارشناسان برنامه صحبت بکنید و همینجا مستقیماً هم ان شاء الله جوابتان را بگیرید، بسیار خب

استاد یزدانی:

 در صحیح مسلم هست این روایت، تنها مستندی که اینها دارند برای اثبات کاتب وحی بودن معاویه

از فلانی از ابن عباس

«کان المسلمون  لا ینظرون إلی ابی سفیان و لا یقاعدونه فقال للنبی (ص) یا نبی الله  ثلاث أعطیهن»

صحیح مسلم،

خلاصه داستان را بگویم، می­گویدمسلمان­ها از آن زمانی که ابو سفیان تسلیم شده بود با ابو سفیان خوب نبودند، اصلاً به او نگاه نمی­کردند توجه نمی­کردند، با او در یک مجلس نمی­نشستند ناراحت بودند از دستش، خب جنایاتی که ابو سفیان در این سال­ها علیه پیغمبر کرده بود کم نبود، ابو سفیان برای اینکه به هر حال این مشکل را حل کند آمد پیش پیغمبر چه گفت؟

«یا نبی الله ثلاث أعطیهن قال نعم قال عندی أحسن العرب و أجمله أمّ حبیبه بنت ابی سفیان أزوجکما قال نعم و قال معاویه تجعله کاتباً بین یدیک قال نعم»

سه تا خواسته گفت من از تو دارم، آمد پیش پیغمبر  گفت من سه تا خواسته از تو دارم، این سه­تا چیزی که من از تو می­خواهم را قبول کن، چیست؟ اولاً پیش من أحسن العرب وجود دارد، زیباترین زن عرب پیش م هست، چه کسی هست، ام حبیبه هست، دخترش، با این ازدواج کن، خب دومیش چیست؟

«معاویه تجعله کاتباً بین یدیک»

معاویه را کاتب پیش خودت قرار بده

حالا نگفتم کاتب وحی، کاتبش باشد، نگفته کاتب وحی، و اینها استدلال می­کنند از اینکه معاویه کاتب وحی بود، باشد قبول، این روایت را بزرگان اهل سنت، آمدند گفتند یعنی چه؟ این چه روایتی هست، ابوسفیان کی آمده ایمان آورده؟ بعد از فتح مکه، ام حبیبه کی با پیغمبر ازدواج کرده؟ چند سال قبل از این چون، ام حبیبه سالهای قبل از پدرش مسلمان شده بود رفته بود حبشه، مهاجر شده بود در حبشه، و آنجا شوهرش را از دست داده بود بعد از آنجا وقتی آمد مدینه پیغمبر با او ازدواج کرد، سالها قبل از اینکه اصلاً ابوسفیان وارد مدینه بشود و مسلمان بشود و این خواسته­ها را ایجاد کند به همین خاطر از نظر تاریخی نمی­سازد آن کسی که این روایت را جعل کرده، دیگر حواسش نبوده به این قضیه، به همین دلیل آمده این روایت را جعل کرده و اصلاً متوجه نشده ، آن کسی که می­خواسته کاتب بودن وحی معاویه را ثابت کند آمده این داستان را هم کنارش ساخته، و معلوم است واضح است که ام حبیبه سالها قبل از این ازدواج کرده بوده و اصلاً کاملاً این داستان دروغ است، از جمله کسانی که خیلی مفصل روی این قضیه صحبت کرده، ابن قیم الجوزیه شاگرد ابن تیمیه است، خیلی بحث زیاد است در باره این روایت من فقط یکی از اینها را خدمت­تان نشان بدهم در رد این روایت، خیلی­ها این حرف را زدند که«جلاء الأفهام» آقای ابن قیم الجوزیه، جلد اول، صفحه 244، می­گوید این روایت اصلاً درست نیست به دلائل متعدد، دلائل متعدد می­آورد که این روایت کاملاً دروغ است، چنین روایتی وجود ندارد ، چندتا دلیل وجود دارد

«الثانی أن تزویج أم  حبیبه و هی بأرض الحبشه قد جرت مجری التواتر کتزویجه خدیجه  بمکه و عایشه بمکه»

جلاء الأفهام، ابن قیم الجوزیه، ج1،ص244

خیلی مفصل ایشان اینجا داستان نقل می­کند که اصلاً همچین چیزی وجود ندارد، سالها قبل از اینکه، حالا خیلی مفصل حرف زده، نزدیک7-8 صفحه در رد این روایت ابن قیم الجوزیه، شاگر ابن تیمیه در جلد اول صفحه244 به بعد صحبت کرده که دیگر نیاز نیست من به آن بپردازم، این تنها روایتی است که اینها استدلال می­کنند برای اثبات کاتب وحی بودن معاویه و این روایت همچین مشکل بزرگی دارد، همچین گافی دارد که کسی که ساخته به تاریخ ازدواج­های پیغمبر واقف نبوده و فراموش کرده یا به هر حال چیزی که ساخته در این وسط، از این گذشته ما کسانی داشتیم کاتب وحی بودند رفتند مرتد شدند حتی می­خواستند دفنش بکنند زمین جنازه آنها را قبول نمی­کرد آن هم در همین صحیح مسلم هست.

مجری:

طوری این آقای سجودی با اطمینان می­گوید، خب بابا کاتب وحی بوده کاتب وحی که نمی­شود دیگر هیچ خدشه­ی نمی­شود در او کرد حالا ببینیم چه کتاب­های دیگری وجود داشته.

استاد یزدانی:

زیاد است کسانی که کاتب­های وحی که مرتد شدند حتی یکی از آنها وقتی مرتد شد پیغمبر گفت حتی اگر او را دیدید که خودش را به پرده کعبه آویزان کرده او را بکشید، حالا یک آن، صحیح مسلم چاپ دار الطیبه ریاض المجلد الثانی، دو جلدی چاپ شده در یک مجلد، چاپ دارالطیبه ریاض عربستان سعودی صفحه شماره 1283 که از انس بن مالک هم هست این روایت که شخصی از ما از بنی نجار بود سوره بقره را خواند آل عمران را خواند:

«وَکَانَ یَکتُبُ لِرَسُولِ الله(ص)»

مثل همان معاویه

«حَتّی لَحِقَ بِأَهلِ الکِتَابِ»

صحیح مسلم، چاپ دارالطیبه ریاض عربستان سعودی، ج 2، ص 1283

ایشان رفت مرتد شد یهودی شد یا چه شد و چه شد به هر حال این وقتی از دنیا رفت می­خواستند این را دفن کنند چند بار زمین را کندند چند جا را کندند می­خواستند دفن کنند و حفر می­کردند

«فَوَارَوهُ»

از زمین می­آمد بیرون جنازه­اش را زمین قبول نمی­کرد از خودش می­انداخت بیرون، چند باز این قضیه اتفاق افتاد

«ثُمّ عَادُوا فَحَفَرُوا لَهُ فَوَارَوهُ»

یعنی چندین بار این قضیه اتفاق افتاد بالاخره رهایش کردند

«فَتَرَکُوهُ مَنبُوذًا»

رهایش کردند در یک بیابانی

این هم کاتب وحی است دیگر مثل معاویه که کاتب وحی بود این هم کاتب وحی است زمین قبولش نمی­کرد، مگر شما کاتب وحی نیستید؟ چه کسی است که کاتب وحی نباشد الآن؟ اگر قرار به نوشتن باشد، اگر بگویم معاویه تنها کاتب وحی پیغمبر بود همۀ این سالها می­شود گفت یک فضیلتی هست ولی وقتی کسی که سال هشتم تازه تسلیم شده و امیرالمؤمنین می­گوید اصلاً مسلمان نشده در بین صد نفری که می­آمدند وحی را می­نوشتند ایشان هم نوشته باشد چه فضیلتی دارد؟ مگر شماها ننوشته­اید قرآن را؟ کدام مسلمانی است که خطی از قرآن را ننوشته باشد؟ اگر او کاتب وحی است ما هم کاتب وحی هستم، چه کسی است که کاتب وحی نباشد؟ پیغمبر که به او نگفت تو مأمور کتابت وحی هستی و تو وظیفه­ات این است به خاطر این من تو را کاتب وحی کردم، اگر فضیلت دلیلی دارید مستندی دارید برایش در خدمت­تان هستیم ولی مستندی وجود ندارد حتی اگر کاتب وحی هم باشد بخاطر اینکه با امیرالمؤمنین جنگیده هفتاد هزار نفر را کشته و حرف­های زیادی که در باره معاویه هست این یک فضیلت کوچک هیچ ارزشی ندارد در برابر آنها.

مجری:

 سلامت باشید، می­گفت اصلاً چنین روایتی نیست که دیدیم هست، آمد گفت که معاویه کاتب وحی بوده دیدیم که نبوده، باز آمد گفت که بله حالا کاتب وحی دیگر کسی کاتب وحی باشد که پیامبر نمی­تواند بیاید لعن بکند و چنین فردی اصلاً فاسد نمی­شود و اینها که دیدیم چه کاتبان وحی بودند که به کجا رسیدند، حالا دیگر تک تک اینها را بگذاریم کنار همدیگر بنده خدا راست می­گفت، می­گفت کتاب پیشم نیست من بخواهم صحبتی بکنم حالا دیگر این حرف­ها را از کجا در می­آورد و مطرح می­کند دیگر باید سر جای خودش پرسید از ایشان.

تا اینجاها توفیق داشتیم سه­تا کلیپ را دیدیم و الحمد الله نقد آنها را هم شنیدیم و بیش از پیش باز رسوایی این وهابی­ها و شبکۀشان را کلاً این مستنداتی که نمی­آوردند بیشتر آشکار شد، در ادامه همین­ها کلیپ شماره 67 هست که با هم می­بینیم.

کلیپ شماره 67:

-جناب آقای حسینی خسته نباشید

+وعلیکم السلام و رحمة الله بفرمایید

-جناب آقای حسینی اگر کسی معتقد باشد که پیامبر نعوذباالله سحر شده بود یا عریان به استقبال مهمانش می­رفت، یا مثلاً به شریعت خودش آشنا نبود و می­خواست یک منافقی نماز بخواند، یا حزیان می­گفت، آیا اینها را شما مصداق توهین به پیامبر می­دانید یا نه؟

+ ان شاء الله پاسخ می­شنوید، برادر عزیز ما الآن صحبت­مان، من نمی­دانم شما چقدر دوست دارید، همیشه این قضایای، بین شیعه و سنی را بوجود بیاورید، اصلاً شما هیچ گونه احساس دشمنی نسبت به یهود ونصارا اصلاً نداشتید و ندارید، آنطور که همیشه بزرگان دین می­گفتند حقیقتاً وقتی شیخ ابن تیمیه می­آورد و باقی می­گویند که اینها همیشه، روافض با یهود و نصارا بودند، همکار بودند، خب الآن شما و ما بحث این داریم می­کنیم که، اینها این اهانت­ها را می­کنند اینگونه با اسلام برخورد می­شود، بعد می­گویید که بله کسی که به پیامبر اهانت کند،  می­خواهد بر گردد به آنجا، دروغ­هایی که می­بافند، یعنی دروغ بافتن، عریان ظاهر شدن پیامبر، خب پیامبر بود در آن وقتی که عریان ظاهر شد؟

مجری:

بله این هم از این کلیپی که با هم دیدیم، نمی­دانم، من فقط نقل بکنم، یک سؤال ساده بیننده از او می­پرسد که آیا کسی که بیاید بگوید که پیامبر سحر شده یا العیاذ بالله ، یا اینکه جلوی مهمان العیاذ بالله به صورت عریان آمده یا باز هم العیاذ بالله حزیان گفته، چنین فردی را چه حکمی باید برایش بار بکنند، آیا کارش توهین نیست؟ بعد از اینکه مواجه می­شود با چنین سؤالی، دیگر نمی­دانم حالا می­گوید شما دارید همراهی می­کنید با یهودیت و با نصرانیت و اینها، حالا ببینیم این همراهی را چه کسانی انجام دادند چیست این جریانش.

استاد یزدانی:

 همه بینندگان عزیز در جریان هستند که مدتی پیش، خب کشورهای اروپایی، در فرانسه و آن مجله خاص که سالها است توهین می­کند به پیغمبر، توهین­های رکیکی کرد و زشت و آن اتفاقاتی که افتاد، آن بچه مسلمانی که غیرتی شد و معلمی را که این کاریکاتورها را نشان داده بود را همه در جریان هستند، ما آن زمان خیلی نخواستیم به این مسئله بپردازیم، ولی خب ایشان هم آمد یک برنامه­ای گذاشت در دفاع از پیغمبر، همین آقای یزیدی، برنامه­ای گذاشت در دفاع از پیغمبر، که چرا این کار را می­کنید، این آزادی بیان چه هست، این آزادی بیان نیست این مسائل، خب بله حرف­هایی که می­زند درست است، ولی خب بیننده­ای زنگ زد گفت بابا این حرف­هایی که آن آقا در کاریکاتورش آورده  عین همین­ها در کتاب­های شما هست، خب اگر توهین بد است، اگر توهین زشت است ،خب اینها را از کتاب­هایتان حذف کنید، ایشان عصبانی شد گفت که شیعه همیشه با یهود بوده، شیخ الإسلام بن تیمیه گفته همیشه اینها با یهود ارتباط داشتند، با یهود اینطوری بودند ، این چه حرف­­هایی هست و عجیب و غریب، خب بابا بیا اینها را رد کن از کتاب­ها نشان بده، نه همه اینها دروغ است، هیچ کدام راست نیست ، همه این مطالبی که این بیننده عزیز خواند و همینطور مطالبی که خیلی وقت­ها کفار و اروپایی­ها سوء استفاده می­کنند در صحیح بخاری و کتاب­های دیگر هست و ما معتقد هستیم، همانطوری که بارها حضرت آیت الله قزوینی حفظه الله گفتند این روایات همه­شان جعلی هستند بلا إستثناء روایاتی است که قطعاً یهود وارد کتاب­های اینها کردند، راویانی که آمدند، یهودیانی که آمدند در لباس راوی در میان مسلمان­ها جا گرفتند، و چون نتوانستند در فتح خیبر  و جنگ بنی قریزه و بنی نظیر و بنی قین قاء و اینها با پیغمبر مبارزه کنند، از پیغمبر شکست خوردند، در طول تاریخ از پیغمبر شکست خوردند، آمدند اینطوری از پیغمبر انتقام بگیرند و این روایات جعلی را در کتاب­های شما وارد کردند، از اینها دفاع نکنید ،  چه ضرورتی دراد شما از اینها دفاع کنید، چه لزومی دارد بگوییم بله  اینها درست است ، دفاع نکنید از این مسائل من، فقط به عنوان نمونه چند نمونه را نشان می­دهم و پیشاپیش هم عذر خواهی می­کنم از رسول خدا (ص) بخاطر این توهین­هایی که اینها در کتاب­هایشان کردند و همانطوری که گفتم این روایات را یهود وارد این کتاب­ها کرده و اصلاً واقعیت ندارد،  من خیلی خلاصه از اینها بگذرم، صحیح بخاری، چاپ وزارت اوقاف عربستان سعودی، دار السلام، چاپ اول، چاپ 1417، خیلی داستان بسیار بسیار بدی و زشتی را صفحه 1407، کتاب التعبیر باب 12، باب الرؤیا، حدیث 7001، از أنس بن مالک هم نقل شده

«کان رسول الله (ص) یدخل علی أم حرام بنت ملحان»

صحیح بخاری، چاپ وزارت اوقاف عربستان سعودی، دار السلام، چاپ اول، چاپ 1417، ص 1407، کتاب التعبیر باب 12، باب الرؤیا، حدیث 7001،

کان فعل از افعال ناقصه وقتی بر فعل مضارع وارد بشود استمرار و دوام را ثابت می­کند، یعنی پیغمبر خیلی وقت­ها، یا همیشه وارد می­شد بر ام حرام بنت ملحان، ام حرام که بود؟ همسر عبادة بن سامت بود، خب با پیغمبر چه نستبی داشت، اصلاً در روایت چیزی نیامده

«فدخل علیها یوماً فأطعمته»

یک روزی رفت پیش این زن  پیغمبر غذا برایش درست کرد

« و جعلت تفلی رأسه»

نعوذ بالله سرش را گذاشت روی بالش یا روی زانو آن زن، و آن زن شروع کرد به بافتن موی پیغمبر، پیغمبر خوابیده بود از خواب بیدار شد در حال خنده؛ خب این خیلی توهین رکیکی هست، خب یهودی­ها الآن مستشرقین، نصارا این بی دین­ها اینها را در کتاب­های شما ببینند چه می­گویند؟ یک کسی که هیچ نسبتی با پیغمبر ندارد، زن کس دیگری هست، پیغمبر برای چه اصلاً باید برود پیش او؟ چه حقی دارد پیش یک زن اجنبی  و نامحرم برود و آن زن اجنبی و نامحرم هم موی پیغمبر را شروع کند به بافتن، خب این خیلی رکیک هست، این در همین صحیح بخاری، همین روایت در صفحه 566، «کتاب الجهاد  و السیر» باب 3، باب الدعا بالجهاد و الشهادة للرجال و النساء، حدیث 2788، هم نقل شده دقیقاً همان روایت  با همان داستانش فقط یک خورده طولانی­تر هست ادامه روایت هم نقل شده که خنده پیغمبر برای چه بوده و این مسائل، و باز در همین صحیح بخاری، کتاب النکاح، باب 48، باب الخطبه، باب 49، باب ضرب الدف فی نکاح و الولیمه هم باز یک روایتی مثل همین نقل شده، روایت 5147،

از خالد بن زکوان از ربیع بنت معوذ بن عفراه، ربیع دختر معوذ بن عفراه که

«جاء النبی یدخل حین بنیَّ علیه فجلس علی فراش کمجلسک منی»

با آقای زکوان نقل می­کند می­گوید آن زمانی که شب هجله من بود، یا شب عروسی من بود، پیغمبر آمد، همینطور که شما نشستی ، پیغمبر هم همینطور نشست، کجا نشست؟ روی همین فراش من روی تشک من نشست پیغمبر

«فجلت جویریات لنا یضربن بالدُف»

این کنیزکانی که اینجا بودند به نواختن دف

«و یندبن من قتل من آبائی یوم بدر»

خیلی عجیب است، پدر این زن در جنگ بدر  در لشکر مشرکین بوده و آنجا کشته شده، واین کنیزکان برای آنها نوحه می­خواندند، برای آنها، پیغمبر هم می­شنید بعضی از این زن­ها یک شعری خواندند که یکی دیگر گفت نه نخوان اینها را  و مانع شد، پغمبر گفت نه بخوان

«دعی هذه و قولی بالذی کنت تقولین»

همان که می­خواند را بخواند

 در یک مجلس عروسی زنانه پیغمبر آمده در روی تشک این زن نشسته و زنان و دختران  برایش دف می­نوازند و  شعر می­خوانند، شما همین را بگویید این را فیلم نکنند چکار باید بکنند، جالب است علمای اهل سنت به شدت آمده­اند این روایت را جواب بدهند از این روایت، نمی­شود قابل جواب نیست هم آن زن نامحرم هست هم آن ام حرام حرام است بر پیغمبر، چیکار کنیم از این روایت؟ فتح الباری را ببینیم، جمع کرده فتح الباری چاپ دار الطیبه ریاض جلد 11 نویسنده آقای إبن حجر عسقلانی متوفی 852 چاپ 1426 صفحه 747 دقیقاً همان روایت دوم را ایشان توضیح می­دهد می­گوید:

اینکه پیغمبر نشسته از پشت حجاب بوده، از پشت حجاب چطوری پیغمبر با اینها صحبت می­کرده؟ اصلاً چیکار داشته از پشت حجاب بیاید؟ یک دیگرش گفته قبل از نزول آیه حجاب بوده، اینها چه عجیب و غریب است جواب­های که می­دهند، به هر حال ایشان می­گوید نه، آقای إبن حجر عسقلانی می­گوید این جواب­های که می­دهید به دل من نمی­چسپد جوابی که من می­دهم چه است؟ می­گوید:

فتح الباری، إبن حجر عسقلانی، متوفی 852، چاپ دار الطیبه ریاض، چاپ 1426، ج 11، ص 747

«والذی وضح لنا بالأدلة القویة أن من حصائص النبی(ص) جواز الخلوة بالأجنبیة و النظر إلیها»

عجیب است می­گوید:

از ویژگی­های پیغمبر این است که می­تواند با یک زن نامحرم خلوت کند و نگاه کند به آن زن نامحرم

مجری:

عذری بدتر از گناه، بدتر از پذیریش اصل خود داستان

استاد یزدانی:

 اصلاً خیلی توهین آمیز است

جواب صحیح از قصه أم حرام بنت ملحان هم همین است که پیغمبر بر او وارد می­شد کنارش می­خوابید

«و نومه عندها و تفلیتها رأسه»

کنار یک زن مامحرم می­خوابید

«لم یکن بینهما محرمیة و لا زوحیة»

خانم کسی دیگر بود هیچ گونه محرمیتی بین این و پیغمبر نیست پیغمبر کنارش خوابیده و او هم شروع کرده با بافتن موی پیغمبر، می­گوید این از اختصاصات پیغمبر بود، از کجا می­گویی تو این؟ به جای که بگویی این روایت جعلی هست این روایت دروغ است این روایت را یهودی­ها ساخته­اند نصارا ساخته­اند، می­آید از روایت دفاع می­کند بله از اختصاصات پیغمبر است که با زن نا محرم می­تواند بنشیند، چه کسی گفته همچین حرفی را؟ چه دلیلی برایش وجود دارد؟ جز این روایت جعلی که شما ساخته­اید، بعد آقا ناراحت می­شود می­گوید شما همیشه در کنار یهود بودید، الآن معلوم است چه کسی در کنار یهود است، الآن چه کسی با یهود مبارزه می­کند چه کسی در کنار یهود است؟ همان عربستانی که به شما پول می­دهد، همین امروز یا دیروز وزیر صهیونیستی چه کسی است نخست وزیرشان رفته عربستان سعودی برای اولین بار باز بن سلمان آنجا مذاکره کرده که حتی بی بی سی و اینها هم پخش کردند، الآن چه کسی در کنار یهود است؟ چه کسی با یهود هم دست است؟ چه کسی الآن با یهود هم دست شده علیه مسلمان­ها؟ شما یا شیعیان؟ این یک روایت از ده­ها روایت از صدها روایت.

مجری:

در کتاب لغت هم اتفاقاً راجع به همین بحث آورده­اند که همان «تفلیت» را به معنای کشتن شپش گرفته­اند که یعنی در ضمن همین روایت هم می­خواستند اشاره­های هم به خود اصل شخص آقا رسول الله داشته باشند که چه شخص و چه شخصیتی داشته که علناً تماماً هدف­شان...

استاد یزدانی:

بله بعضی­ها «تفلید» را به معنای شپش کشتن هم گرفته­اند ولی خب اکثراً اینطوری معنا کرده­اند به معنای بافتن موی پیغمبر، حالا به هر حال ور رفته با موی­های پیغمبر.

مجری:

یعنی می­خواهم بگویم که در ضمن همان هم کأنه می­خواستند یک تنقیص دیگر نسبت به پیغمبر انجام بدهند

استاد یزدانی:

یک توهین دیگر هم به پیغمبر داشته باشند، من یک دانه دیگر هم خدمت­تان بخوانم در «صحیح بخاری» اینقدر زیاد هست که من تا صبح از صحیح بخاری ورق بزنم توهین­های که یهودی­ها در این کتاب علیه پیغمبر کرده­اند را نشان بدهم تا صبح فرصت است یعنی تا صبح می­تواند مستند صفحه در صفحه ورق بزنم خدمت­تان نشان بدهم، یک دیگر «صحیح بخاری» همان چاپ ریاض عربستان در اوقاف عربستان چاپ شده با بودجه اوقاف عربستان سعودی، چاپ اول چاپ 1417 صفحه شماره 1190 کتاب «الذبائح و الصید» حدیث شماره 5499 باب 16 از این کتاب الذبائح، خیلی عجیب هست این روایت:

از سالم از عبدالله، عبدالله بن عمر نقل کرده:

«یُحَدِّثُ عَن رَسُولِ الله(ص) أنَّهُ لَقِیَ زَید بنَ عَمرو بن نُفَیل بِأَسْفَلِ بَلْدَحٍ»

پیغمبر زید بن عمرو بن نفیل را در منطقه بلدح در آن پاین منطقه بلدح ملاقات کردند

«وَذَاكَ قَبْلَ أَنْ يُنْزَلَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ الوَحْيُ»

صحیح البخاری، الذبائح و الصید، چاپ ریاض عربستان در اوقاف عربستان، چاپ اول چاپ 1417، حدیث شماره 5499، باب 16، ص 1190

قبل از اینکه پیغمبر به نبودت برسد وحی بر پیغمبر نازل بشود با هم ملاقاتی داشتند، چه ملاقاتی شده؟

«فَقَدَّمَ إِلَيْهِ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ سُفْرَةً لَحْمٌ»

پیغمبر سفرۀ پهن کرد که در آن گوشتی بود

 برای این آقای زید عمرو بن نفیل پیغمبر سفرۀ پهن کرد که در داخل سفره گوشت بود

«فَأَبَى أَنْ يَأْكُلَ مِنْهَا»

زید بن عمرو بن نفیل گفت من از این گوشت نمی­خورم، چرا نمی­خوری؟

 «ثُمَّ قَالَ: «إِنِّي لاَ آكُلُ مِمَّا تَذْبَحُونَ عَلَى أَنْصَابِكُمْ»

من از این گوشتی که شما برای بُت­ها ذبح کردید نمی­خورم

«وَلاَ آكُلُ إِلَّا مِمَّا ذُكِرَ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ»

من جز از آن چیزی که نام خدا بر او برده شده موقع ذبح چیزی دیگر نمی­خورم

این روایت چه را ثابت می­کند؟ ثابت می­کند که شخصی به نام زید بن عمرو بن نفیلی که هیچ اسم و رسمی هم در تاریخ ندارد ایشان قبل از نبوت با پیغمبر ملاقات کرده پیغمبر غدای برای او آورده که برای بُت­ها ذبح کرده بوده، یعنی پیغمبر نعوذ بالله قبل از نبوت­شان مشرک بوده.

مجری:

بعد هم آن فرد تازه می­خواهد امر به معروف بکند

استاد یزدانی:

او دارد پیغمبر را یاد می­دهد، او دارد به پیغمبر می­گوید پیغمبر نه من از آنچیزی که تو برای بُت­ها ذبح کردی نمی­خورم اسم خدا بر این برده نشده، ولی پیغمبر چه؟ پیغمبر لابد خودش خورده باشد، وقتی برای این آورده برای مهمانش آورده قطعاً خودشان هم خورده­ اند.

جالب است در «عمدة القاری شرح صحیح البخاری» جلد شماره 21 چاپ دار الکتب العلمیه بیروت صفحه 168 ذیل همین روایت 5499 دقیقاً همین روایت را همینطور نقل می ­کند، همینطور که من الآن خدمت­تان خواندم همینطور نقل می­کند از صحیح بخاری، می­گوید:

این حدیث قبلاً هم گذشته، در کجا گذشته؟ در آخر کتاب «مناقب» در باب حدیث زید عمرو بن نفیل، این روایت جزء فضائل زید بن عمرو بن نفیل نقل شده که حتی قبل از اسلام هم ذبائح را که برای بُت­ها بود را نمی­خورده، ولی پیغمبر چه؟ نعوذ بالله استغفر الله، بعد داستاد را نقل می­کند همان تک تک آن جملات را می­گوید:

  عمدة القاری شرح صحیح البخاری، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت، روایت 5499، ج 21، ص 168

«فَقَدَّمَ إِلَيْهِ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ سُفْرَةً و فی هذا الموضع اختلاف»

می­گوید: پیغمبر سفر را پهن کرد یا کسانی دیگر پهن کردند اختلاف است

باید این روایت را یک طوری توجیه بکنند دیگر نمی­شود

«فروایة الأکثرین هکذا»

یعنی چه؟ یعنی «فَقَدَّمَ إِلَيْهِ» یعنی «إلی زید» «رسوال الله» پیغمبر سفره را پهن کردند و غذا را پیغمبر تعارف کردند که بیا بخور و او قبول نکرد، اکثر اینطوری گفته­اند فقط یک نفر آقای «کشمیهنی»

«و فی روایة الکشمیهنی: فقدم إلی رسول الله(ص)»

یکی آمده به پیغمبر هدیه کرده، می­گویند فقط این آقا نقل کرده و به صورت ثیقه مجهول نقل شده، می­گوید به هر حال ما به جمع ببندیم اکثر اینطوری گفته­اند یک نفر آنطوری گفته­اند، جمع آن چه است؟ که یک قومی که اسمش در روایت نیامده اصلاً در روایت فقط دیدار پیغمبر هست و زید، اینها آمدند به پیغبر یک غذای دادند پیغمبر این را برد پیش زید

«و الجمع بینهما بأن القوم الذین کانوا هناک قدموا إلی رسول الله سفرة فقدمها رسول الله(ص) إلی زید»

عجیب است، باز بحث سؤال هنوز باقی است چرا پیغمبر غذای را که برای  بُتها ذبح شده بوده پهن کرده

برای این شخص؟ تعارف کرده؟ پیغمبر مشرک بوده نعوذ باالله؟ البته این توجیهات هیچ کدام فایده ندارد چون روایت واضح است همه هم همینطوری خوانده­اند دقیقاً همینطور که الآن در صحیح بخاری هست خوانده­اند و این روایت نعوذ باالله ثابت می­کند که پیغمبر مشرک بوده برای بُت­ها ذبح می­کرده.

مجری:

العیاض باالله گویی اینها بخاطر اینکه صحابه را فرضاً حالا اینطور که مشخص است بخاطر اینکه صحابه را بالا بکشانند دلیلی نداشتند مجبور بودند از آن طرف یک تنقیص­هایی را پایین بکشانند و همه اینها همانطور که بارها و بارها هم استاد بزرگوار اشاره فرموده­اند هم حضرت آیت الله حسینی قزوینی  بارها و بارها گفته­اند اینها یک حقد و کینه­های داشتند یک انتقامی می­خواستند از آقا رسول الله بگیرند که اینها یک سری­های­شان را در همین کتاب­ها ما ملاحظه می­کنیم که چنین چیزهای را گفته­اند و بعضاً هم باز هم مشاهده می­شود که اینها انتقام را آمدند از نفس نبی بگیرند از کسی که وصی پیامبر بود و اینها توانسته بودند تشخیص بدهند و آمدند این انتقام را از آقا امیرالمؤمنین با حالا غصب خلافتی که انجام شد و مابقی کارها که انجام شد آمدند این انتقام را می­خواستند بگیرند.

استاد یزدانی:

یک جمع بندی من خدمت­تان داشته باشم در عرض یک دقیقه خدمت­ آقای حسینی و همۀ یزیدی­های شبکه­های وهابی! شما خجالت باید بکشید و اصلاً وارد این بحث نشوید بهتر هست، اصلاً وارد این بحث نشوید وارد بحث توهین به پیغمبر، بحث ارتباط شیعه با یهود که اگر ما بخواهیم وارد این بحث بشویم خیلی مطلب زیاد هست و اصلاً از پیغمبر دفاع نکنید، شمای که این مسائل را در کتاب­های­تان آورده­اید اصلاً روی­تان نباید بشود که بخواهید به مکرون و نمی­دانم فلان و فلان و کفار بخواهید ایراد بگیرید، شما اول بیایید این روایات را که یهودی­ها همانطور که ما بارها گفتیم در کتاب­های­تان وارد کرده اینها را از کتاب­های­تان پاک کنید یا لااقل دفاع نکنید از اینها، از این کتاب­ها دفاع نکنید از این روایات دفاع نکنید و همانطور که خداوند در سوره مبارکه بقره آیه شماره 44 می­فرماید:

«أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنْسَوْنَ أَنفُسَکُمْ»

سوره مبارکه بقره، آیه 44

شما همه مردم را دستور می­­دهید که کارهای خوب بکند ولی خودتان چه؟

«وَأَنتُمْ تَتْلُونَ الْکِتَبَ أَفَلاَ تَعْقِلُونَ‏»

عقل دارید یا ندارید؟ اگر عقل داشتید شما اگر قرآن خوانده بودید هرگز وارد این بحث نمی­شدید این برای شما یک خط قرمز هست وارد این مباحث بشوید همه زنگ می­زنند شیعه زنگ نزند یک مسیحی زنگ می­زند آقا این حرفی که شما زدی خیلی خوب است اصلاً توهین نباید بشود توهین خیلی کار زشتی است عاقلانه نیست آزادی بیان نیست این مسائل ولی شما چرا آورده­اید در کتاب­های­تان؟ توهین هست یا نیست؟ هیچ راه فراری هم وجود ندارد به نظر من اینها اصلاً وارد این مباحث نشوند و تنها کسی که می­تواند از پیغمبر خوب دفاع کند شیعیان امیرالمؤمنین علی یابن أبی طالب هستند که معصوم مطلق می­دانند پیغمبر را و همۀ اینها را توهین به پیغمبر  می­داند و هیچ کدام اینها در کتاب­های ما وجود ندارد.

مجری:

لذت می­بریم از نوع بحث کردن اما متأسفانه با توجه به فرصتی که هست مجبور هستیم که همینجا خاتمه بدهیم این کلیپ­ها را که البته کلیپ­های زیادی هم مانده بود و برویم سراغ تماس­های که انجام شده و سؤالاتی که شما بینندگان پرسیده ­اید.آقا امیر حسین پشت خط هستند از کرج تماس گرفته­اند در خدمت­تان هستیم آقا امیر حسین

بیننده:

الو سلام خسته نباشید

مجری:

علیکم السلام و رحمة الله بفرمایید

بیننده:

ببخشید بنده سؤالی برایم پیش آمده بود راجع به یک سری از رفتارهای که می­بینیم و خود مان هم انجام دادیم راجع به همین بوسیدن ضریح امام­ها و امام زاده­ها یا اینکه مثلاً دست­مان را، یک سری را دیدیم دست­شان را به صریح می­مالند به چشم می­مالند این را می­خواستم ببینم که مثلا این الآن کار درستی است یا نه؟ شما این را درست می­دانید؟

مجری:

راجع به تبرک جستن و مخصوصاً بوس کردن که اتفاقاً در جلسه پیش هم حالا جلسات پیش هم کلیپی با همین محتوا پخش شد، بسیار خوب آقا امیر حسین همین بود سؤال­تان؟

بیننده:

بله می­خواستم بدانم

مجری:

سلامت باشید خیلی تشکر می­کنیم از اینکه با برنامه خودتان تماس گرفتید إن شاءالله پاسخ را از حضرت استاد یزدانی خواهیم شنید.

استاد یزدانی:

بحث تبرک را؟

مجری:

بحث اینکه ما ضریح را بوس می­کنیم یا اینکه کلاً بوس کردن آیا به عنوان تبرک جستن آیا جایز هست چنین چیزی یانه؟ چون این شبکه وهابی هم مفصلاً به همین پرداخته­اند، حالا تماس بعدی را هم وصل کنیم بعد از آن برگردیم إن شاءالله پاسخ را بشنویم.آقا علی از تبریز پشت خط هستند بفرمایید آقا علی

بیننده:

بسم الله الرحمن الرحیم ألهُم جعَلنَا مِنَ المُتَمَسِّکینَ وِلاَیَةِ أمیرِالمُؤمِنینَ وَ آلَ أمیرِالمُؤمِنینَ(ع)

عرض ادب و احترام دارم حضور حاج آقای بزرگوار یزدانی  و عرض ادب حضور سید بزرگوار و عزیز مان آقای مرعشی عزیز، حاج آقای یزدانی ما خیلی دوست­تان داریم واقعاً افتخار می­کنیم به شما، حاج آقا من یک سؤالی داشتم به هر حال بحث متعه را می­خواستم مطرح کنم آن هم این بود که به هر حال ما روایات بسیار متعدد و بسیار متواتری داریم که هم صحیح هستند که گفته که این عمر این  را نهی کرده ولی در مقابل آن یک سری از روایت­ها هستند که خودشما احتمالاً مستحضر هستید که یک سری از این روایت­ها نقل شده یکی می­گوید که این را در جنگ خیبر پیغمبر گفته، یکی می­گوید سال فتح، یکی می­گوید سال تبوک، یکی می­گوید بعد از حجة الوداع که پیامبر اکرم در واقع متعه را آنجاها نهی کرده من یک مثال بارزش را یگویم احتمالاً صحیح مسلم جلد 7 صفحه12 همانطور که حضرت عالی می­گویید اینها وقتی که می­خواستند اینها را نقل کنند این تناقضاتی که پیش می­آید احتمالاً با یکدیگر هماهنگ نبودند که در واقع این تناقضات حداقل پیش نیاید حداقل یک دروغی را بگویند که بعداً این دروغ مشخص نشود ولی گفته خداوند است که یک عده می­خواهند نور خدا را خاموش کنند ولی به هیچ وجه ممکن نمی­توانند، حاج آقا سؤال من این است؛ این دسته از روایات به هر حال در کتب شیعه هم هست که بزرگان ما بزرگان شیعه ما گفته­اند که این حمل بر تقیه است چون موافق عامه است، می­خواستم ببینم کلیت اینگونه روایات که در واقع گفته­اند که صحیح هم هست، کلیت اینگونه روایات در کتب اهل سنت در کجاها آمده و در کتب ما شیعیان هم در کجاها آمده تکلیف این را إن شاءالله امروز برای ما مشخص کنید تا مثل همیشه حق برای همه ما عزیزان إن شاءالله آشکار بشود. والسلام علیکم و رحمة الله ممنون از شما.

مجری:

علیکم السلام خیلی تشکر می­کنیم از آقا علی که با برنامه خودتان همراه بودید إن شاءالله از حضرت استاد پاسخ را به تفصیل خواهیم شنید.

آقا علی رضا از مازنداران تماس گرفته­اند با برنامه، در خدمت­تان هستیم آقا علی رضا

بیننده:

سلام علیکم

مجری:

علیکم السلام و رحمة الله

بیننده:

من اول از همه تشکر از استاد یزدانی بکنم که واقعاً پاسخ می­دهند به شبهات وهابیت، من با اجازه شما یک سؤالی داشتم، ما با این وهابیت که صحبت می­کنیم، حالا بحث حدیث ثقلین یا حدیث خلیفتین را مطرح می­کنیم، به اینها می­گوییم که خب حالا ابوبکر عمر و عثمان کدام از اینها هستند قرآن هستند یا عترت هستند، و آنها به ما می­گویند یک حدیثی به ما جواب می­دهند که در آن پیامبر خدا فرموده که بعد از من به ابوبکر عمر و عثمان اقتدا کنید، حالا عثمان هم با آن نبود داخل روایت، خواستم ببینم این روایت سندش صحیح است، که حالا وهابی­ها می­گویند ای خیر؟

مجری:

بسیار خب خیلی تشکر می­کنم از شما آقا علیرضا که تماس گرفتید، آقای چیا از کرمانشاه پشت خط هستند، آقای چیا صدایتان را از داخل استودیو می­شنویم بفرمایید.

بیننده:

الو سلام علیکم خسته نباشید

مجری:

علیکم السلام و رحمة الله

بیننده:

ببخشید من چندتا سؤال دارم در مورد توسل و زیارت، اول خواستم از آقای یزدانی بپرسم، گفتم بگویم که برای اثبات حقانیت ایشان به نظر من تخریب مذاهب دیگر بهتر است شبهاتی که در مورد تشیع هست، در مورد مذاهب شیعه هست جواب بدهند بهتر است تا اینکه فقط بیایند از مذاهب دیگر از مذاهب اهل سنت بد بگویند، سؤال من هم در مورد زیارت است، در مورد اینکه شما بیایی چقدر زیاد هزینه می­کنی مثلاً برای مقبره  انسان بزرگی، یک انسان پاک و متقی، هزینه می­کنید برای این بزرگوار که شما را به خدا نزدیک کند ولی وقتی ما قرآن می­خوانیم به همچین چیزی نمی­توانیم برسیم، یعنی در قرآن زیارت و زیارتگاه جایگاهی ندارد، اگر می­توانید دلیل بیاورید برای من.

استاد یزدانی:

حتما باید از قرآن باشد؟

بیننده:

بله از قرآن

استاد یزدانی:

اگر از غیر قرآن باشد چه؟

بیننده:

چون دلیل من برای این است که چون قرآن دست نخورده هست تحریف نشده

استاد یزدانی:

یعنی غیر از قرآن دیگر هیچ چیز حجت نیست برای شما؟

بیننده:

نه چرا سنت پیامبر حجت است

استاد یزدانی:

خب از پیغمبر هم اگر بیاوریم حجت است دیگر درست است؟

بیننده:

خب نه من فعلاً می­گویم از قرآن اول بیاورید،

استاد یزدانی:

مثلاً اگر در قرآن نباشد، مسئله جزئی مثل زیارت قبور

بیننده:

حداقل باید یک اشاره­ای شده باشد در مورد توسل از قرآن

استاد یزدانی:

حالا بحث زیارت بحث مهمی هست؟

بیننده:

وقتی ما آیات را کنار هم قرار می­دهیم  عکسش هست دقیقاً یعنی خداوند هنوز هم می­گوید من را بخوانید

استاد یزدانی:

آقای چیای بزرگوار، زیارت را یک عمل مستحبی می­دانند شیعه درست است؟ اهل سنت هم همینطور درست است؟ مهم هست خیلی مهم هست باید حتماً در قرآن بیاید؟

بیننده:

اینقدر تأکیید کردید و بزرگش کردید و رویش تأکیید کردید که خیلی از کارهایی که باید یک مسلمان در وظیفه­اش انجام بدهد  زیر سایه آن قرار گرفته، یعنی الآن شما زیارت

استاد یزدانی:

من یک سؤال دارم از شما آقای چیا، لطفاً گوش کنید با دقت بعد جواب من را با دقت بدهید، بحث زیارت مهم­تر است یا بحث حکومت بعد از پیغمبر؟

بیننده:

الآن این چه ربطی داشت به این مسئله من؟

استاد یزدانی:

تو می­گویی که زیارت باید حتماً در قرآن  آمده باشد، من می­خواهم از تو بپرسم اگر بحث اهمیت هست، حکومت بر مردم مهم­تر است یا زیارت، بگذار من استدلالم را بگویم آقای چیا، شما گفتید ما گوش کردیم دیگر

بیننده:

من هدف دارم از گفتن این مطلب، حرف من این است  الآن شما یک کاری را

استاد یزدانی:

آقا چیای بزرگوار شما گفتی ما گوش کردیم یک دقیقه هم ساکت باش من می­گویم بعد شما صحبت بکن.

بیننده:

نه بگذارید من یک زره یک اشاره­ای یک حرفی بزنم بعد شما جواب بدهید

استاد یزدانی:

خب من الآن استدلالم را گفتم شما بخواهید جواب بدهید؟

بیننده:

من حرفم این است شما اینقدر تأکیید کردید روی زیارت که این بر مردم دین شده در حالی که  اصلاً چنین چیزی نیست، دین کردید برای مردم، مردم هم اینقدر از دین زده شدند بخاطر همین کارهای اشتباهی که شما از آن دفاع می­کنید

استاد یزدانی:

باشه آقا برای ما مهم هست، برای ما خیلی بحث زیارت مهم هست حکومت بر مردم مهم­تر است یا زیارت؟

بیننده:

الآن من سؤالم در مورد یک چیز دیگر است

استاد یزدانی:

نه فرار نکن از سؤال خیلی واضح است ببین، بحث خیلی واضح است، شما می­گوی زیارت حتماً باید در قرآن آمده باشد، چون خیلی شیعه به آن اهمیت می­دهد، اولاً چنین مطلبی درست نیست، بحث حکومت بعد پیغمبر مهم­تر هست یا بحث زیارت؟

بیننده:

آقای یزدانی الآن بحث اهمیت را بگوییم، پیامبر خودش بعد از وفاتش جماعتی از صحابه را جمع کردند و یک نفر را انتخاب کردند

استاد یزدانی:

خب نه دیگر خیلی واضح است بحث، من می¬دانم چون جواب برایش ندارید دارید تفره میروید، چرا خدا درباره حکومت بعد از پغمبر هیچ  چیز در قرآنش نگفته؟

بیننده:

ببینید بگذارید جواب­تان را بدهم، می­گویم بعد از پیامبر یک جماعتی از صحابه جمع شدند درست یا غلط اصلاً ما فرض کنیم حضرت علی بهتر است

استاد یزدانی:

نه من می­گویم خدا در قرآن چرا تکلیف را معلوم نکرده

بیننده:

خب نه مثلاً می­گویم، الآن حضرت علی خلیفه اول باشد چه فرقی به حال ما می­کند

استاد یزدانی:

اصلاً کار به آن بحث نداریم، من می­خواهم ببینم که خدایی که به این عظمت، ببین مهم­ترین مشکلی که بین بشریت در طول تاریخ وجود داشته،

بیننده:

چرا البته این حرف خیلی مهم هست

استاد یزدانی:

گوش بده آقای چیای بزرگوار، مهم­ترین مشکلی که در تاریخ بشیریت بین بشریت وجود داشته بحث حکومت هست، از زمان حضرت آدم تا قیام قیامت مهم­ترین ، مهم­ترین اختلاف، مهم­ترین نزاعی ک بین بشریت وجود دارد بحث حکومت هست، که چه کسی حکومت بکند، حالا همچین مسئله به این مهمی را خدا د قرآنش نگفته؟ طبق نظر شما پیامبرش هم مشخص نکرده، پیغمبرش هم هیچ حرفی در باره حکومت بعد از خودش نگفته  چه کسی را انتخاب کنید، چطور انتخاب کنید، چه روشی باشد هیچ چیز نگفته ، پیغمبری که درباره مسواک زدن حرف زده، درباره نحوه توالت رفتن حرف زده، در باره فلان حرف زده چیزی نگذاشته، مگر اینکه در باره­اش حرف زده، فقط یک چیز را درباره­اش حرف نزده آن هم حکومت بعد از خودش هست، خب عزیز من یک خورده فکر بکنید من برای اثبات زیارت دلیل زیاد دارم، روایت صحیح السند از کتاب­های شما داریم، از کتاب­های شیعه زیاد داریم، برای خرج کردن برای قبور اهل بیت (ع) دلیل زیاد دارم ولی شما چرا می­گویی فقط از قرآن؟ چرا شما برای اثبات مشروعیت خلافت بعضی­ها از قرآن یک دلیل ساده ندارید

بیننده:

خب تشکر می­کنیم از ایشان چون تماس­های دیگری هم هست، آقای چیا تشکر می­کنیم از اینکه تماس گرفتید و  حالا سؤالاتی هم که مطرح کردید این سؤالتان از این حالا که پرونده هم بسته بشود نسبت به سؤال اولتان که چرا بیشتر ما داریم ، اول حالا به قول شما اول شروع می­کنیم به تخریب، خب ما حقیقتاً حالا از قرآن هم دلیل می­خواستید، ما سیره قرآنی حضرت ابراهیم را و پیامبران را داریم طبعیت می­کنیم ، شما داستان حضرت ابراهیم را طبیعتاً داخل قرآن ملاحظه فرمودید که ابتداً خورشید و ماه، و سائر آن الهه، هایی که برای آن قوم بوده ابتداً باید زده بشود ریشه­اش بعد از آن سراغ اثبات  خداوند و خداوندی خداوند یکتا بودن الله برویم؛ بسیار خب این هم از آقای چیا که تشکر می­کنیم از ایشان که تماس گرفتند، آقای احمدی از قم پشت خط هستند در خدمت­تان هستیم آقای احمدی فرصت بسیار محدود هست، مختصر بفرمایید در خدمت­تان هستیم،

بیننده:

سلام علیکم، اسعد الله ایامکم ، ان شاء الله عید بر همه شیعیان مبارک باشد ولادت با سعادت امام حسن عسکری (ع) خدمت شما مجری محترم و همچنین استاد عزیز عرض کنم که اینکه کتاب­های صحاح سته را نام گذاری کرده صحاح، این را چه کسی نام گذاری کرده صحاح را؟ آیا مثلاً خود اهل سنت یا مثلاً این را  مؤلفینش، این یک آگاهی، یکی دیگر هم که بنده­ خدایی سؤال داشت من صحیح مسلم را مطالعه می­کردم آن جلد اولش تمام احادیث درباره متعه و صیغه آنجا مفصل بیان شده البته چاپ­های قدیمش، الآنش نه، این را می­خواستم یک توضیح بدهید خیلی ممنون  خدا حافظ شما  موفق باشید.

مجری:

بسیار خب سلامت باشید خدا نگهدار شما ما هم خدمت شما تبریک عرض می­کنیم و تشکر می­کنیم از تماسی که گرفتید، بسیار خب حالا خیلی وقت مختصر هست تماس­ها هم زیاد بودند، عزیزانی هم که فرصت نشد تماس­شان را وصل بکنیم عذر خواهی می­کنیم،آقا امیر حسین تماس گرفته بودند از کرج راجع به بحث تبرک جستن به وسیله بوس کردن  این را پرسیده بودند.

استاد یزدانی:

بله ما این را قبلاً خدمت بینندگان عزیز گفتیم، خب یکی از چیزهایی که می­شود با آن تبرک کرد بوسیدن هست، دلیل مان چیست، حالا  کتاب­های شیعه که فراوان هست، کسی شک و شبه­ای در  این زمینه ندارد من فقط یک روایت که این را قبلاً هم نشان دادم از صحیح سنن ترمزی هست، اگر قرار باشد بوسیدن شکر باشد ، که کلیپش را هم ما پخش کردیم اینها گفتند بوسیدن شرک است، کس که شخص دیگری را ببوسد او را در واقع عبادت کرده و وتعظیم کرده ، صحیح سنن ترمزی جلد2، چاپ ریاض عربستان، مکتبة المعارف، چاپ اول، چاپ 1419، صفحه 11، از عایشه رویات نقل شده که

«أن ابابکر قبل بین عینی النبی و هو میت»

صحیح سنن ترمزی جلد2، چاپ ریاض عربستان، مکتبة المعارف، چاپ اول، چاپ 1419، صفحه 11،

سند روایت هم صحیح هست دوتا روایت هم می­آورد هم از ابن عباس هم از عایشه، خب اگر قرار باشد بوسیدن جایز نباشد آنطوری که شبکه­های وهابی می­گویند شرک باشد اینها را چطور می­­خواهند جواب بدهند؟ ما یکی دوتا دلیل نداریم ده­ها دلیل داریم علمای اهل سنت صریح واضح و روشن گفته­اند بوسیدن قبر پیغمبر جایز هست بوسیدن منبر پیغمبر جایز هست و خیلی بحث تبرک حالا ما مفصل قبلاً بحث کردیم إن شاءالله در یک زمان دیگر به آن خواهیم پرداخت بحث تبرک را و تبرک­های که اینها کرده­اند تبرک­های که سلفی­ها کرده­اند، تبرک­های که إبن تیمیه و پیروانش کرده­اند إن شاءالله در زمانی مفصل خواهیم گفت، همین یک دانه را فکر کنم قبول کنند از ما کافی باشد.

مجری:

بله البته آرشیف هم هست در خدمت همۀشما بینندگان هم هست و در خدمت آقا امیرحسین هم هست که می­توانند مراجعه بکنند و این بحث را در آنجا إن شاءالله به دست بیاورند.آقا علی از تبریز هم سؤال پرسیدند راجع به حکم متعه در کتب اهل سنت و کتب شیعه که البته انتظار داشتند به تفصیل بیان بشود اما متأسفانه فرصت نیست.

استاد یزدانی:

تفصیل آن که ممکن نیست همانطور که شما فرمودید، من فقط بحث نسخ خیبر را، این خیلی عجیب هست که اینها می­گویند پیغمبر در جنگ خیبر متعة النساء را نسخ کرد دیگر نه این کار را انجام ندهید تا حالا جایز بوده از این به بعد جایز نیست؛ همانطور که علمای اهل سنت هم بارها این را گفته­اند در کتاب­های­شان مگر در جنگ خیبر زن بیوۀ با مسلمان­ها رفته بود  آنجا به جنگ؟ با یهودی­ها که نمی­شد ازدواج مؤقت آن زمان انجام داد، طبق فتوای مذاهب شما که نمی­شود انجام داد اصلاً، چی کسانی بودند؟ زن­های بیوه مسلمان که نرفته بودند آنجا به جنگ بقیه رفته بودند، این اصلاً قابل قبول نیست اصلاً نمی­شود پذیرفت همانطور که «إبن حجر عسقلانی» در «فتح الباری شرح صحیح بخاری» چاپ دار الطیبه جلد 11 صفحه شماره 419 همین روایت را می­آورد که پیغمبر نهی کرده در روز جنگ خیبر از نکاح متعه، ایشان از سهیلی نقل می­کند می­گوید این روایت یک اشکال مهم دارد چرا؟

«لأن فیه النهی عن نکاح المتعة یوم خیبر»

فتح الباری شرح صحیح بخاری، ابن حجر عسقلانی، چاپ دار الطیبه، ج 11، ص 419

در این روایت بحث نکاح متعه آمده

«و هذا شیء لا یعرفه أحد من أهل السیر و رواة الأثر»

اصلاً چنین چیزی هیچ کدام از اهل تاریخ آنهای که تاریخ را نقل کرده­اند آنهای که اثر را نقل کرده­اند چنین چیزی را نمی­شناسند با چنین چیزی برخورد نکرده­اند که پیغمبر این کار را انجام داده باشد اگر بود که می­گفتند که در فلان جنگ در جنگ خیبر فلان خانم بیوه با فلانی این کار را انجام داد پیغمبر گفت دیگر از این به بعد انجام ندهید دیگر گوشت الآغ نخورید، این هم از این، حالا دیگر از این بیشتر اگر بخواهند بگردند در صحیح مسلم فراوان آمده من فقط آدرسش را می­توانم نشان بدهم اصلش را نمی­شود نشان داد؛ «صحیح مسلم» فرصت نیست روایتش را بخوانم، صحیح مسلم چاپ دار الطبیه ریاض عربستان سعودی کتاب النکاح باب 3 باب نکاح المتعة روایت اول، روایت شماره 11، روایت شماره 15، 13، 16، و روایات متعدد 17، 18، 19، همه اینها بلا استثناء بحث اینکه کس دیگر، مثلاً همین یک دانه روایت را من بخوانم روایت شماره 16 آن را:

از جابر إبن عبدالله انصاری:

«کُنَّا نَستَمتِعُ بِالقُبضَةِ مِنَ التّمرِ وَ الدّقِیقِ الأیامَ عَلَی عَهدِ رَسُولِ الله(ص) وَ أَبِی بَکر حَتّی نَهَی عَنهُ عُمَرُ، فِی شَأنِ عَمرِو بنِ حُرَیثٍ»

صحیح مسلم، کتاب النکاح، چاپ دار الطبیه ریاض عربستان سعودی، باب 3 باب نکاح المتعة، روایت شماره 16

عمرو بن حریث را بینندگان عزیز در فلم مختار کامل می­شناسند شناخت دارند و کارهای انجام می­داد جنایاتی که در آن زمان انجام داد، ایشان با یبک زنی ازدواج مؤقت انجام داده بود بچه دار شده بود بعد بچه را قبول نکرد، آوردند پیش خلیفه، خلیفه هم ناراحت شد از دست ایشان به جای اینکه مشکل را حل کند گفت دیگر از این به بعد جایز نیست، این داستان را ایشان نقل می­کند: ما در زمان پیغمبر این کار را انجام می­دادیم متعه می­کردیم با یک مشت خرما یا با یک کمی آرد، در زمان أبی بکر هم همین کار را انجام می­دادیم، تا اینکه خلیفه دوم حرام کرد. روایات دیگر هم هست بقیه­اش را هم بخوانند مفصل است دیگر بحث ازدواج مؤقت إن شاءالله در یک زمان دیگر.

مجری:

الحمد الله این سؤال آقای احمدی هم سؤال دوم­شان هم پاسخ داده شد بعد از آن آقای چیا تماس گرفته بودند که البته حالا پارتی بازی می­شود معمولاً هر وقت مخالفین تماس می­گیرند حالا آنهای که نظرشان تفاوت دارد با نظر ما به احترام ویژه­ای که هست مستقیماً وارد گفتگو می­شوند و همانجا الحمد الله جواب­شان را هم می­گیرند.آقا علی رضا از مازندران هم راجع به این پرسیدند که بحث حدیث ثقلین و خلیفتین را مطرح کردند و گفتند که وهابیت یک روایتی را می­آورند و ادعا می­کنند صحیح هست راجع به اینکه این خلفتین شیخین هستند، آیا چنین چیزی وجود دارد؟

استاد یزدانی:

یک روایت هست

«اقتدوا باللذين من بعدي أبي بكر وعمر»

این بحثش بحث گستردۀ هست حالا إن شاءالله سر جای خودش باید جواب بدهم نمی­دانم نمی­رسیم فکر نکنم برسیم عذر خواهی می­کنم از ایشان، إنشاءالله اگر جلسه بعد شد روایت را، اگر نشد که شب جمعه حضرت آیت الله قزوینی برنامه دارند از ایشان بپرسند، باز یک شنبه حضرت آیت الله قزوینی برنامه دارند از ایشان بپرسند، إن شاءالله آنجا مفصل جوابش را بگیرند چون الآن من وارد بشوم جواب کامل نباشد بدتر می­شود وضعیت.آقای احمدی بازهم سؤال اول­شان راجع به نامگذاری صحاح سته بود که این اسم آیا دلیل دارد؟

استاد یزدانی:

تاریخ دقیق برای اینکه چه کسانی در چه زمانی صحاح سته گفته­اند وجود ندارد البته کتاب­های زیادی نوشته شده در شدن صحاح سته ولی اینکه چه کسانی این نام را گذاشته، ولی در مقدمۀ این کتاب­ها هم صحیح بخاری هم صحیح مسلم هم سایر کتاب­ها از این صحاح سته خود مؤلف گفته من هر چه جمع کرده­ام صحیح است به این دلیل این کتاب معروف شده­اند به صحاح وگرنه اختلاف هم هست بعضی­ها معطه مالک را هم جزء صحاح سته می­گیرند، نسائی را جزء صحاح سته نمی­گیرند، غیر از آن بعضی­های دیگر هست کتاب­های صحیح دیگری الاحادیث المختاره هست، کتاب المستدرک علی الصحیحین حاکم نیشابوری هست، کتاب صحیح إبن حبان هست که آنها را هم می­شود جزء صحاح اینها به شمار برد ولی معروف شده به صحاح سته که آن هم در زمان خودشان معروف نبود بعدها معروف شده به صحاح سته ولی امروزه قبول نمی­کنند اینها، صحیح بخاری صحیح مسلم، بقیه را می­گویند هم صحیح دارد هم ضعیف دارد صحیح آن را جدا کرده­اند ضعیف آن جدا کرده­اند، ما طبق مبنای خودشان معمولاً برخورد می­کنیم با اینها، صحیح آن را اگر بخواهیم استدلال کنیم معمولاً به صحیح آن استدلال می­کنیم.

مجری:

خیلی تشکر می­کنیم از محضرتان الحمدالله این جلسه هم بسیار پر بار بود و بسیار استفاده کردیم و بهرمند شدیم از فرمایشات حضرت عالی.

به امید دیدار تا برنامه آینده

«اللهم اجعل محیانا محیا محمد و آل محمد اللهم اجعل مماتنا ممات محمد و آل محمد اللهم صلی علی محمد و آل محمد».

و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته

 



* اسم:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی: