2021 January 28 - پنج شنبه 09 بهمن 1399
حبل المتین -خطبه ای که امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در آن، پرده ها را بالا می زند!
کد مطلب:3682 گروه: حبل المتین آمار بازدید: 328

حبل المتین -خطبه ای که امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در آن، پرده ها را بالا می زند!
آیت الله حسینی قزوینی - 06 آذر 1399


  دانلود
امتیاز:
  01:26:28 حجم فیلم: 231 مگابایت





دانلود صوت


قسمت بیست و هفتم برنامه حبل المتین با کارشناسی آیت الله سیدمحمد حسینی قزوینی

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ : 6 آذر 1399

موضوع: خطبه ای که امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در آن، پرده ها را بالا می زند!

برنامه حبل المتین

فهرست مطالب این برنامه:

در عظمت وجودی حضرت معصومه (سلام الله علیه) همین یک روایت کافی است!

نگاه ویژه حضرت زهرا (سلام الله علیها) به رسول اکرم و امیرالمؤمنین (علیهما السلام)

انتقاد تند امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) نسبت به خلیفه اول و خلیفه دوم

خطبه ای که امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در آن، پرده ها را بالا می زند!

«حدیث حوض»، حدیثی برای تأمل برادران اهل سنت!

این کتاب «کافی» و «بحار» نیست، اعتراف «صحیح بخاری» است!!

تقاضایی از فرهیختگان و اندیشمندان اهل سنت!

شادمانی قابل تأمل حاکم مدینه از قتل سیدالشهداء (سلام الله علیه)!!

تماس بینندگان برنامه

خرج گنبد و بارگاه امام رضا یا خرج فقراء !؟

مجری:

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و

آله الطاهرین

همسایه سایه‌ات به سرم مستدام باد

لطفت همیشه زخم مرا التیام داد

وقتی انیس لحظه تنهایی‌ام تویی

تنها دلیل اینکه من اینجایی‌ام تویی

هرشب دلم قدم به قدم می‌کشد مرا

بی اختیار سمت حرم می‌کشد مرا

ما با تو در کنار تو آرام می‌شویم

وقتی که با ملائکه همگام می‌شویم

با شور شهر فاصله دارم کنار تو

احساس وصل می‌کند آدم کنار تو

عرض سلام و ادب و احترام دارم خدمت همه شما بینندگان عزیز و ارجمند «شبکه جهانی حضرت ولی عصر».این افتخار را داریم که در شام فراق بی بی حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها) در حرم اهلبیت در شهر قم در جوار مضجع مبارک و مطهر حضرت فاطمه معصومه برنامه «حبل المتین» را تقدیم نگاه‌های مهربان شما بینندگان عزیز کنیم.مفتخر هستیم طبق روال این برنامه در محضر حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی باشیم و از محضرشان بهره مند شویم. سلام علیکم و رحمة الله، تسلیت عرض می‌کنم؛

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته؛ بنده هم خدمت همه بینندگان عزیز و گرامی و دوست داشتنی که درهرکجای این کره خاکی ما را مهمان کانون گرم و باصفای خانواده خودشان قرار داده اند خالصانه‌ترین سلامم را تقدیم می‌کنم و موفقیت روزافزون برای همه گرامیان از خداوند منّان خواهانم.

در عظمت وجودی حضرت معصومه (سلام الله علیه) همین یک روایت کافی است!

رحلت یا شهادت حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها) را به پیشگاه مقدس مولایمان حضرت بقیة الله الأعظم (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) و همه علاقه مندان به اهلبیت عصمت و طهارت و شما گرامیان عزیز، تسلیت و تعزیت می گویم.این بانوی بزرگوار و برادر بزرگوارش برای ما ایرانیان و همه شیعیان مایه افتخار است. امام صادق (علیه السلام) تقریباً چهل و پنج سال قبل از ولادت حضرت معصومه (سلام الله علیها) روایتی در شأن آن بزرگوار فرمود که همین یک روایت برای ما کافیست.ما با این یک روایت می‌فهمیم که جایگاه آن بزرگوار در نزد خداوند متعال و ائمه اطهار (علیهم السلام) چقدر بالا و والاست. حضرت فرمود:

«أَلَا إِنَّ لِلْجَنَّةِ ثَمَانِیةَ أَبْوَابٍ ثَلَاثَةٌ مِنْهَا إِلَی قُمَّ »

بهشت هشت در دارد که یکی از آنها در قم هست.

«تُقْبَضُ فیها امْرَأَةٌ مِنْ وُلْدِی اسْمُهَا فَاطِمَةُ بِنْتُ مُوسَی»

یکی از زنان از فرزندان من در آنجا از دنیا می‌رود که نامش فاطمه دختر موسی بن جعفر است.

«وَ تُدْخَلُ بِشَفَاعَتِهَا شِیعَتِی الْجَنَّةَ بِأَجْمَعِهِم»

به شفاعت فاطمه معصومه همه شیعیان وارد بهشت خواهند شد.

بحار الأنوار، نویسنده: مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، محقق / مصحح: جمعی از محققان،

ج 57، ص 228، ح 59

واقعاً باید گفت «هنیئا لأرباب النعیم نعیمهم». ان شاءالله ما قدردان این نعمت وجود مقدس حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها) باشیم.من از همه عزیزان و گرامیان می‌خواهم تقاضایی کنم. معمولاً ما بعد از نماز، به امام حسین (علیه السلام)، امام رضا (علیه السلام) و حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) سلام می‌دهیم. بعضی از بزرگان هم به چهارده معصوم سلام می‌دهند.من می‌خواهم از شما تقاضا کنم در هرکجای ایران یا هرکجای دنیا هستید بعد از هر نمازتان هنگامی که می‌خواهید سلام بدهید، یک سلام ویژه هم به حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها) بدهید.کافی است به طرف شهر قم صورتتان را بچرخانید و بگویید: «السلام علیک یا فاطمة المعصومة». همچنین اگر بهتر می‌خواهید سلام بدهید، بگویید: «السلام علیک یا بنت ولی الله، السلام علیک یا أخت ولی الله، السلام علیک یا عمة ولی الله، السلام علیک یا بنت موسی بن جعفر».

حضرت فاطمه معصومه را به آبروی پدر بزرگوارش، مضطر در قعر سجون، سوگند بدهید که از خدا بخواهد مشکلات دنیوی و اخروی را به ید باکفایتش حل بفرماید.

نگاه ویژه حضرت زهرا (سلام الله علیها) به رسول اکرم و امیرالمؤمنین (علیهما السلام)

ما هم طبق برنامه‌های هر هفته خود برای آنکه خودمان و شبکه و مسئولین و دست اندرکاران شبکه و شما گرامیان و دنیا و آخرت و دین خود را بیمه حضرت فاطمه زهرا کنیم، نامی از آن بزرگوار می‌بریم و روایت یا فضیلتی از حضرت فاطمه زهرا قرائت می‌کنیم.مرحوم «علامه مجلسی» (رضوان الله تعالی علیه) در کتاب «بحارالانوار» جلد 23 صفحه 259 حدیث شماره 8 نقل می‌کند که حضرت فاطمه زهرا فرمودند:

«أَبَوَا هَذِهِ الْأُمَّةِ مُحَمَّدٌ وَ عَلِی»

پدران این امت رسول اکرم و امیرالمؤمنین هستند.

«یقِیمَانِ أَوَدَهُمْ وَ ینْقِذَانِهِمْ مِنَ الْعَذَابِ الدَّائِمِ»

امت را از انحراف جلوگیری می‌کنند و از عذاب دردناک نجات می‌دهند.

«إِنْ أَطَاعُوهُمَا وَ یبِیحَانِهِمُ النَّعِیمَ الدَّائِمَ إِنْ وَافَقُوهُمَا»

اگر از رسول اکرم و امیرالمؤمنین اطاعت کنند، آن‌ها امت اسلامی را در نعمت‌های جاودانه بهشت جا می‌دهند، اگر اعمال و رفتار و اخلاقشان موافق اعمال و رفتار و اخلاق رسول اکرم و امیرالمؤمنین باشد.

بحار الأنوار، نویسنده: مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، محقق / مصحح: جمعی از محققان، ج 23، ص 259، ح 8

از خداوند عالم می‌خواهیم اعمال و کردار ما را آنچنان کند که رسول اکرم و امیرالمؤمنین و فرزند بزرگوارش حضرت بقیة الله الأعظم بر او رضایت بدهند و امضا کنند و ما را از شفاعت این بزرگواران در دنیا و آخرت محروم نفرماید. ما در خدمت شما هستیم.

مجری:

سلامت باشید، الهی آمین. ان شاءالله که همانطور باشد. حضرت استاد ما در جلسات گذشته شروع کردیم و مسائلی که مرتباً در شبکه‌های وهابی به آنها اشاره می‌شود و بارها و بارها آن را مطرح می‌کنند را بیان کردیم.ما راجع به این صحبت کردیم که شبکه‌های وهابی بسیار نقل می‌کنند که هیچ چیز از امیرالمؤمنین در انتقاد به خلفا وارد نشده است، نه در منابع اهل سنت و نه در منابع شیعه.حضرتعالی مفصلاً بیان فرمودید که هم در منابع اهل سنت و در مصادر اصلی آنها و هم در مصادر اصلی شیعه چنین چیزی بسیار زیاد است.حال اگر بخواهیم سؤالات دیگر را مطرح کنیم و قبل از آنها بخواهیم پرونده این جریان را ببندیم، آیا نکته حساس دیگری در این موضوع هست یا خیر؟!

 انتقاد تند امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) نسبت به خلیفه اول و خلیفه دوم

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمدلله والصلاة علی رسول الله و علی آله آل الله لاسیما علی مولانا بقیة الله و اللعن الدائم علی اعدائهم اعداء الله إلی یوم لقاء الله أفوض أمری إلی الله إن الله بصیر بالعباد حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر ماشاءالله لا حول و لا قوة إلا بالله العلی العظیم یا أبا صالح المهدی ادرکنی

ما در جلسات گذشته همانطور که اشاره فرمودید عرض کردیم که امیرالمؤمنین هم برای حفظ وحدت که جامعه اسلامی از هم پاشیده نشود و جامعه دچار تفرقه و برادرکشی نشود، تمام مشکلات و مصیبت‌ها را تحمل کردند. آنچنان که می‌فرمایند:

«فَصَبَرْتُ وَ فِی الْعَینِ قَذًی وَ فِی الْحَلْقِ شَجًا أَرَی تُرَاثِی نَهْبا»

بر مصیبت‌هایی که بر من وارد شد صبر کردم، در حالی که خار در چشمم و استخوان در گلویم، می‌دیدم تراث و حق مسلم مرا به غارت می‌برند.

نهج البلاغة، نویسنده: شریف الرضی، محمد بن حسین، محقق / مصحح: صالح، صبحی، ص 48، خ 3

به تعبیر «شهید مطهری» رعایت وحدت و جلوگیری از تفرقه و تشتت جامعه مانع نشد که حضرت انتقاد نکند و حق مسلم خود را بیان نکند.به تعبیر «شهید مطهری» انتقادات امیرالمؤمنین، انتقادات سازنده و آگاه دهنده و بصیرت افزا بود. حضرت مسائل را هم برای مسلمانان عصر خودش و هم برای مسلمانانی که بعداً می‌آیند و برای همه نسل‌ها در تمام عصرها روشن کردند و پیام دادند.حضرت به همه مسلمانان پیام دادند که اگر من همه مصیبت‌ها و مشکلات را تحمل کردم، به خاطر این نبود که من منصوب خدا و رسول نبودم و خلافت حق مسلم من نبود؛ بلکه من برای رعایت مصالح اسلام و مصلحت مسلمین دست به قیام نزدم و شرایط قیام هم برایم فراهم نبود.انتقادات امیرالمؤمنین چیزی نیست که ما بخواهیم به سادگی از کنار آن عبور کنیم. عرض کردیم در کتاب «صحیح بخاری» و «صحیح مسلم» آمده است که حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) به خلیفه اول به صراحت می‌فرماید:

« أَنْ ائْتِنَا ولا يَأْتِنَا أَحَدٌ مَعَكَ کرَاهِیةً لِمَحْضَرِ عُمَرَ»

به پیش ما بیا و کسی را با خودت نیاور زیرا من از حضور عمر ناخشنودم.

حضرت در ادامه می‌فرماید:

«وَلَکنَّک اسْتَبْدَدْتَ عَلَینَا بِالْأَمْرِ»

الجامع الصحیح المختصر، اسم المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی، دار النشر: دار ابن کثیر, الیمامة - بیروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقیق: د. مصطفی دیب البغا، ج 4، ص 1549، ح 3998

تمام این قضایا کاملاً واضح و روشن است. در کتاب «نهج البلاغه» حدود پانزده خطبه در خصوص انتقادهای امیرالمؤمنین و اینکه خلافت حق مسلم آن بزرگوار بود و حضرت را از حق مسلمش بازداشتند، بیان شده است.

خطبه ای که امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در آن، پرده ها را بالا می زند!

یکی از این خطبه‌ها، خطبه 150 «نهج البلاغه» است که ما مطرح کردیم و اشاره کردیم که حضرت آیت الله مکارم شیرازی می‌فرماید: "این خطبه در زمره قوی‌ترین خطبه‌هایی است که امیرالمؤمنین از مسئله ولایت اهلبیت دفاع می‌کند. هرچند بعضی از شارحان «نهج البلاغه» به سادگی از کنار آن گذشته‌اند!"این نکته خیلی زیبایی است و واقعاً تعبیر بسیار تعبیر قشنگی است. اگر در کتاب «نهج البلاغه» غیر از این خطبه 150 نبود، گمان می‌کنم مسئله واضح و روشن است و امیرالمؤمنین در اینجا دیگر چیزی را جا نگذاشته است.

بنده فرمایش ایشان را دومرتبه خدمت عزیزان نشان دهم تا هم تداعی شود و هم تکه‌ای از آن که مانده بود را مطرح کنیم.عزیزان ملاحظه کنند این عبارات در کتاب «پیام امام امیرالمؤمنین شرحی تازه و جامعی بر نهج البلاغه» که کتاب برگزیده سال هم شد، آمده است. ایشان در جلد پنجم صفحه 735 مفصل این مسئله را مطرح می‌کند و می‌نویسد:

"منظور از جمله «رَجَعَ قَوْمٌ عَلَی الْأَعْقَاب» بازگشت به عصر جاهلیت و زنده کردن ارزشهای آن زمان است که با نهایت تأسف پس از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در جامعه اسلامی ظاهر شد، ناصالحان پستهای مختلف جامعه را در اختیار گرفتند و صالحان کنار گذارده شدند. دنیاپرستی آشکار گشت و بیت المال اسلامی که به همه تعلق داشت، تدریجاً در اختیار قشر خاصی قرار گرفت."

ایشان بازهم در صفحه 736 می‌فرماید: "سپس امام (علیه السلام) پرده را بالاتر زده و با صراحت بیشتری در مسأله خلافت و تغییر اساس آن سخن می گوید و می‌فرماید: آن‌ها بنای خلافت و ولایت را از اساس و محل اصلی آن برداشته و در غیر جایگاهش نصب کردند. «وَ نَقَلُوا الْبِنَاءَ عَنْ رَصِّ أَسَاسِهِ فَبَنَوْهُ فِی غَیرِ مَوْضِعِه»."

آیت الله العظمی مکارم شیرازی در صفحه 737 می‌نویسد:

"سرانجام امام (علیه السلام) در قسمت‌های پایانی این خطبه به اوصاف گروهی که عامل اصلی این تغییر و دگرگونی بوده، پرداخته چنین می‌فرماید: آن‌ها معدن تمام خطاها و درهای هرگونه گمراهی بودند."

نکته ظریفی که ما در جلسه قبل هم به آن اشاره کردیم، این بود که ایشان می‌نویسد: "جالب این است که «ابن ابی الحدید» که تعصب خاصی در مسأله خلافت بعد از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و خلفای نخستین دارد، با صراحت اعتراف می‌کند که نظر امام (علیه السلام) در این خطبه به مسأله خلافت و ولایت است. منتها با تکلف زیاد سعی دارد آن را مخصوص زمان بنی امیه بداند و جمله «حَتَّی إِذَا قَبَضَ اللَّهُ رَسُولَهُ ص» را از «رَجَعَ قَوْمٌ عَلَی الْأَعْقَابِ» جدا سازد.

ظاهر یا صریح کلام امام (علیه السلام) این است که حرکت به قهقرا بعد از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بلافاصله شروع شد و تاریخ هم نشان می‌دهد که جنایات بنی امیه ریشه‌هایی در عصر خلفاداشت."

این نکته یک فقیه فرزانه‌ای است که کاملاً به روز هست، به طوری که هم پرچم دار وحدت هست و هم در حوزه جلوگیری از تفرقه میان امت اسلامی پیشگام هست و هم شرح جدید و نوینی بر «نهج البلاغه» و کلمات حضرت دارد.ایشان با شهامت مطالب را بیان کردند و نیامدند مجامله گویی بفرماید. نکته‌ای که ما هفته گذشته به آن اشاره نکردیم، نکته‌ای بود که بنده حیفم آمد آن را عرض نکنم. ایشان در خصوص جمله امیرالمؤمنین که می‌فرمایند:

«حَتَّی إِذَا قَبَضَ اللَّهُ رَسُولَهُ ص رَجَعَ قَوْمٌ عَلَی الْأَعْقَاب»

تا چون خداوند پیامبرش را از دنیا برد، گروهی به زمان دوران جاهلیت برگشتند.

نهج البلاغة، نویسنده: شریف الرضی، محمد بن حسین، محقق / مصحح: صالح، صبحی، ص 209، خ 150

می‌نویسند: "قابل توجه اینکه در «صحیح بخاری» که معتبرترین کتاب روایی اهل سنت است به همین نکته اشاره شده که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) از حوادث دردناک بعد از خود خبر داد. در حدیثی می‌خوانیم که پیامبر اکرم فرمودند:

«یرِدُ علی الْحَوْضِ رِجَالٌ من أَصْحَابِی فیحلؤون عنه فَأَقُولُ یا رَبِّ أَصْحَابِی فیقول إِنَّک لَا عِلْمَ لک بِمَا أَحْدَثُوا بَعْدَک إِنَّهُمْ ارْتَدُّوا علی أَدْبَارِهِمْ القهقری»

الجامع الصحیح المختصر، اسم المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی، دار النشر: دار ابن کثیر, الیمامة - بیروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقیق: د. مصطفی دیب البغا، ج 5، ص 2407، ح 6214

گروهی از یاران من روز قیامت در کنار حوض کوثر می‌خواهند بر من وارد شوند، ولی جلوی آنها را می‌گیرند.می گویم: پروردگارا اینها اصحاب منند! می‌فرماید: تو نمی‌دانی بعد از تو چه ها کردند! آن‌ها به عقب برگشتند (و به سنن جاهلیت روی آوردند) (جمله «ارتدوا» قابل دقت است)."

«حدیث حوض»، حدیثی برای تأمل برادران اهل سنت!

این نکته‌ای است که این بزرگوار می‌فرماید. ما به جهت اینکه فرمایش این عزیزمان کاملاً روشن و واضح شود، گرچه قبلاً هم مفصل آورده بودیم بازهم عبارتی از کتاب «صحیح بخاری» نشان می‌دهیم.

در کتاب «صحیح بخاری» وارد شده است که خداوند متعال می‌فرماید:

«إِنَّک لَا تَدْرِی ما أَحْدَثُوا بَعْدَک»

نمی‌دانی آنها بدعت‌هایی بعد از تو گذاشتند.

«فَأَقُولُ سُحْقًا سُحْقًا لِمَنْ غَیرَ بَعْدِی»

مرگ مرگ و عذاب عذاب برای کسانی که بعد از من دین را تغییر دادند.

الجامع الصحیح المختصر، اسم المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی، دار النشر: دار ابن کثیر, الیمامة - بیروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقیق: د. مصطفی دیب البغا، ج 5، ص 2406، ح 6212

بیت القصیر حدیث حوض، حدیث 6215 هست. «ابوهریره» نقل می‌کند که پیغمبر اکرم می‌فرماید:

«بَینَا أنا نائم إذا زُمْرَةٌ»

هنگامی که من در کنار حوض کوثر ایستاده‌ام، می‌بینم زمره‌ای از افراد را می‌آورند.

در لغت «زُمْرَةٌ» به گروهی می گویند که هفتاد هزار نفرباشد. کلمه «زُمْرَةٌ» گروه هفتاد هزار نفری رامی گویند.

به عنوان مثال همانطور که ما فلان گروهان یا فلان گردان یا فلان لشکر می گوییم. عرب واژه «زُمْرَةٌ» را به تعدادی که حدود هفتاد هزار نفر هست می گوید.

«حتی إذا عَرَفْتُهُمْ»

وقتی آنها را شناختم آمدند کنار من تا از دست من آب کوثر بنوشند.

«خَرَجَ رَجُلٌ من بَینِی وَبَینِهِمْ فقال هَلُمَّ»

مردی از میان من و آنها خارج می‌شود و به این گروه می‌گوید: بیایید برویم.

«فقلت أَینَ»

پرسیدم: آن‌ها را کجا می‌برید؟

«قال إلی النَّارِ والله»

او قسم جلاله می‌خورد که اینها را به سوی آتش جهنم می‌بریم.

«قلت وما شَأْنُهُمْ»

پرسیدم: چرا؟ آن‌ها چه کردند؟

«قال إِنَّهُمْ ارْتَدُّوا بَعْدَک علی أَدْبَارِهِمْ القهقری»

او می‌گوید: آن‌ها بعد از تو به دوران قهقری زمان جاهلیت برگشتند.

همان فرمایشی که فقیه بزرگوار آیت الله العظمی مکارم شیرازی در کتاب «شرح نهج البلاغه» آورده بودند مبنی بر اینکه آنها به دوران قهقرا برگشتند.

«ثُمَّ إذا زُمْرَةٌ حتی إذا عَرَفْتُهُمْ»

سپس گروه دیگری در کنار حوض کوثر آمدند که من آنها را می‌شناختم.

«خَرَجَ رَجُلٌ من بَینِی وَبَینِهِمْ فقال هَلُمَّ»

مردی از میان من و آنها خارج می‌شود و به این گروه می‌گوید: بیایید برویم.

«قلت أَینَ»

پرسیدم: آن‌ها را کجا می‌برید؟

«قال إلی النَّارِ والله»

او گفت: به خدا سوگند آنها را به طرف آتش جهنم می‌بریم.

«قلت ما شَأْنُهُمْ»

پرسیدم: چرا؟ آن‌ها چه کردند؟

«قال إِنَّهُمْ ارْتَدُّوا بَعْدَک علی أَدْبَارِهِمْ القهقری»

او گفت: آن‌ها بعد از تو به دوران قهقری زمان جاهلیت برگشتند.

الجامع الصحیح المختصر، اسم المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی، دار النشر: دار ابن کثیر, الیمامة - بیروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقیق: د. مصطفی دیب البغا، ج 5، ص 2407، ح 6215

همانطور که آیت الله مکارم شیرازی فرمودند، کلمه «ارْتَدُّوا» خود پیام دارد و قابل دقت است. حال شما «ارْتَدُّوا» را به هر معنا بگیرید، همین مطلب را می‌رساند.«ابن اثیر» خود را به آب و آتش می زند و در کتاب «غریب الحدیث» آسمان و زمین را به هم می‌دوزد و می‌گوید: «ارْتَدُّوا» به معنای ترک کردن مهم‌ترین واجبات است.حال ما نمی‌دانیم در کجای دنیا از آقایان اعراب سؤال کنیم ترک اهم واجبات را «ارْتَدُّوا» می گویند! خیلی جالب است اینکه می گویند «ارْتَدُّوا» به معنای ترک کردن اهم واجبات است. حال اگر اهم واجبات هم بگیریم، آیا بالاتر از ولایت واجبی هست؟!

ما بارها گفتیم آقایان نسبت به سوره مبارکه مائده آیه 67 مطلبی آورده‌اند که شاید غنچه های ولایت ما هم آدرس آن را حفظ کردند. در کتاب «تفسیر روح المعانی» جلد 6 صفحه 193 از قول «عبدالله بن مسعود» آمده است:

«کنا نقرأ علی عهد رسول الله (صلی الله علیه و سلم) یاأیها الرسول بلغ ماأنزل الیک من ربک إن علیا ولی المؤمنین وإن لم تفعل فما بلغت رسالته»

ما همگی در زمان پیغمبر اکرم این آیه را چنین می‌خواندیم: ای پیغمبر! به مردم بگو که علی ولی امر مؤمنین است و اگر ولایت علی معرفی نشود رسالت تو ناتمام است.

روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم والسبع المثانی، اسم المؤلف: العلامة أبی الفضل شهاب الدین السید محمود الألوسی البغدادی، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت، ج 6، ص 193، باب المائدة: (67) یا أیها الرسول... ..

کدام واجبی بالاتر از این هست؟! شما به ما نشان بدهید در تمام احکام واجبی که بگوید مراد از (وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ) غیر از ولایت است، کدام واجب است!!

بنده عرض کردم آقای «سیوطی» در کتاب «الدر المنثور» جلد 2 صفحه 298 این مطلب را می‌آورد و مبنای «سیوطی» هم این است. ایشان در خصوص روایاتی که ضعیف باشند، بلافاصله پسوند «بسند ضعیف» را ضمیمه قرار می‌دهد. بروید مراجعه کنید و ببینید که آیا در اینجا تصریح به ضعیف شده است یا خیر!؟ایشان معمولاً روایاتی که صحیح هست را صحیح نمی‌نویسد، بلکه به روایات ضعیف اشاره می کند.

«شوکانی» در کتاب «تفسیر فتح القدیر» جلد اول صفحه 60 همین عبارت را می‌آورد.اگر اهم واجبات هم باشد، آیا واجباتی بالاتر از ولایت حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) داریم یا خیر؟!

مهم‌تر از همه؛

«من مَاتَ بِغَیرِ إِمَامٍ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیةً»

اگر کسی بدون امام از دنیا برود، به مرگ جاهلیت از دنیا رفته است.

مسند الإمام أحمد بن حنبل، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشیبانی، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر، ج 4، ص 96، ح 16922

اصلاً ما اشتباه می‌کنیم. در کتاب «صحیح مسلم» جلد 6 صفحه 22 حدیث 4686 همین تعبیر از قول «عبدالله بن عمر» نقل شده است.این‌ها کتاب «کافی» و دیگر کتب اربعه شیعه نیست که ادعا کنید شما در کتاب‌هایتان دروغ جعل کردید. اگر اهم واجبات هم باشد، آیا واجباتی بالاتر از این هست؟! حضرت در ادامه می‌فرماید:

«فلا أُرَاهُ یخْلُصُ منهم إلا مِثْلُ هَمَلِ النَّعَمِ»

اصحاب من از آتش جهنم خلاص نمی‌شوند، مگر تعداد اندکی.

الجامع الصحیح المختصر، اسم المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی، دار النشر: دار ابن کثیر, الیمامة - بیروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقیق: د. مصطفی دیب البغا، ج 5، ص 2407، ح 6215

بنده نمی‌خواهم این مطالب را نقل کنم تا بعضی افراد برداشت دیگری کنند، بلکه این روایت نقطه آغازی است تا ما کار و تحقیق کنیم.بنده بارها گفتم مشکل اساسی ما با اهل سنت نه مسئله «امامت» است، نه مسئله «عصمت» است، نه مسئله «توسل» است، نه مسئله «مهدویت» است. عمده اختلاف و مشکل اساسی روی این هست که آیا ما شریعت را از اهلبیت بگیریم یا از صحابه بگیریم!؟اگر این قضیه حل شود، همه قضایا از جمله امامت و مهدویت و عصمت و همه چیز حل شده است. ریشه اینجاست!بنده بارها گفتم اگر کسی ده هزار ساعت روی این قضیه صحابه و اهلبیت کار کند، بازهم جا دارد. اگر صدها هزار مقاله و کتاب در این زمینه نوشته شود، بازهم جا دارد.بنده از همه عزیزان و بزرگواران اهل سنت و علما و طلبه‌ها و فضلا درخواست می‌کنم در این زمینه روی خط بیایند، ما هم این آنتن را در اختیار این عزیزان قرار می‌دهیم. تقاضا داریم عزیزان بیایند صحبت کنند و حرفشان را بزنند.اهل سنت می گویند که کسی اجازه نمی‌دهد ما حرف بزنیم و ما آنتن نداریم. البته الآن شبکه‌های وهابی عمدتاً مدعی هستند ما بلندگوی اهل سنت هستیم.البته دروغ می گویند، زیرا وهابی‌ها با اهل سنت زمین تا آسمان تفاوت دارند. ما به هیچ وجه این حرف را قبول نداریم.بنده عمرم را با اهل سنت ایران یا اهل سنت کشورهای دیگر گذراندم. اهل سنت انسان‌های سلیم النفس و خوش برخورد و خوش اخلاق هستند. چنین نیست که آنها شیعه را تکفیر کنند یا قتل شیعه را واجب بدانند یا شیعیان را نجس بدانند.

بنده شاید از سال‌های 1348 یا 1349 به بعد با آقایان اهل سنت محشور هستم. بنده می‌توانم به لفظ  جلاله قسم بخورم که از زبان یک سنی نشنیدم که بگوید شیعه کافر است.جلسه ای در این زمینه در زاهدان برگزار شده بود. خدا لعنت کند کسانی که «مرحوم دهواری» را شهید کردند و کشتند. همچنین خدا لعنت کند کسانی که دستور قتل ایشان را دادند و خدا لعنت کند کسانی که زمینه قتل ایشان را فراهم کردند.«مرحوم دهواری» جلسه‌ای در استانداری زاهدان گذاشته بود و افراد حاضر در جلسه همگی اهل سنت بودند.«مرحوم دهواری» که سر سفره روبروی من نشسته بود، می‌گفت: من خودم در مکه در جلسه‌ای بودم که وهابی‌های جلسه شروع به بدگویی کردن نسبت به شیعیان کردند و ادعا می‌کردند که شیعه قائل به تحریف قرآن است، صحابه را سب می‌کند.«مرحوم دهواری» نقل می‌کرد که من بلند شدم و گفتم: ما با شیعیان در ایران زندگی می‌کنیم، به طوری که تا به حال دست یک شیعه‌ای قرآنی غیر از این قرآنی که شما دارید ندیدیم.ما ندیدیم تا به حال قرآن شیعیان 115 یا 113 سوره داشته باشد. یک آیه از قرآنی که شما در عربستان چاپ می‌کنید، در قرآن شیعیان کم و زیاد نشده است. چرا تهمت می‌زنید؟! چرا افترا می‌بندید؟!این سنی ارزش و قیمت دارد که داخل عربستان بیاید و در جمع وهابی‌ها این چنین شجاعانه صحبت کند. ایشان دو جلسه به قم آمدند و مهمان ما بودند.بنده نمی‌دانم چه دست‌هایی در کار بود که زمینه قتل این عزیزمان را فراهم کردند. «الحکم الله و الموعد القیامة»!

بنابراین این عبارت به این صورت است. بعضی افراد ادعا می‌کنند مراد از «أَصْحَابِی» در حدیث حوض، امت است. شاید مراد شیعه هست که خودشان را امت پیغمبر اکرم می‌دانند.

این کتاب «کافی» و «بحار» نیست، اعتراف «صحیح بخاری» است!!

در مقابل روایتی در کتاب «صحیح بخاری» و «صحیح مسلم» آمده که جای هرگونه توجیه را بسته است.بنده در مناظرات و مکاتباتی که با جناب «پروفسور غامدی» داشتم، ایشان هر توجیهی آورد من از کتاب «صحیح بخاری» جواب دادم. ایشان معطل ماند و در نهایت گفت: این‌ها مربوط به امت‌های بعد است. من در جواب گفتم که در «صحیح بخاری» آمده است:

«إِنَّهُمْ لم یزَالُوا مُرْتَدِّینَ علی أَعْقَابِهِمْ مُنْذُ فَارَقْتَهُمْ»

از آن روزی که از این افراد مفارقت کردی، آن‌ها به دوران جاهلیت برگشتند.

الجامع الصحیح المختصر، اسم المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی، دار النشر: دار ابن کثیر, الیمامة - بیروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقیق: د. مصطفی دیب البغا، ج 3، ص 1222، ح 3171

این کتاب «کافی» و «بحارالانوار» نیست، بلکه کتاب صحیح بخاری اصح الکتب بعد از قرآن کریم است!مشاهده کنید «براء بن عازب» یکی از اصحاب جلیل القدر پیغمبر اکرم است به طوری که علمای اهل سنت برای ایشان احترام ویژه‌ای قائل هستند.اگر اشتباه نکنم ایشان جزو فقهای اصحاب است. در کتاب «صحیح بخاری» روایتی نقل شده است که «علاء بن مسیب» از پدرش «مسیب» نقل می‌کند و می‌گوید «براء بن عازب» را ملاقات کردم و به او گفتم:

«طُوبَی لک صَحِبْتَ النبی وَبَایعْتَهُ تَحْتَ الشَّجَرَةِ»

خوشا به حالت که صحابه پیغمبر بودی و در زیر درخت در بیعت رضوان با حضرت بیعت کردی.

«فقال یا بن أَخِی إِنَّک لَا تَدْرِی ما أَحْدَثْنَا بَعْدَهُ»

براء بن عازب گفت: پسر برادرم! تو نمی‌دانی که ما بعد از پیغمبر چه بدعت‌ها گذاشتیم.

الجامع الصحیح المختصر، اسم المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی، دار النشر: دار ابن کثیر, الیمامة - بیروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقیق: د. مصطفی دیب البغا، ج 4، ص 1529، ح 3937

این دیگر اعتراف است! همچنین در کتاب «الإصابة فی تمییز الصحابة» روایتی از قول «ابو سعید خدری» نقل شده است.این کتاب جامع‌ترین و صحیح‌ترین کتاب در شرح حال صحابه است. «ابن حجر» تمامی آنچه «ابن عبدالبر» و کتاب «أسد الغابة» اثر «ابن اثیر» و دیگران آورده‌اند را در این کتاب جمع آوری کرده است.در این کتاب جلد سوم از قول «ابو سعید خدری» که نقل شده است افقه صحابه بوده است، آمده است که «مسیب» می‌گوید:

«هنیئا لک برؤیة رسول الله وصحبته»

گوارا باد که پیغمبر اکرم را دیدی و با حضرت همنشین بودی.

«قال إنک لا تدری ما أحدثنا بعده»

براء بن عازب گفت: نمی‌دانی ما بعد از پیغمبر چه بدعت‌ها گذاشتیم.

الإصابة فی تمییز الصحابة، اسم المؤلف: أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل العسقلانی الشافعی، دار النشر: دار الجیل - بیروت - 1412 - 1992، الطبعة: الأولی، تحقیق: علی محمد البجاوی، ج 3، ص 79، ح 3198

این دیگر کتاب «کافی» نیست. همه اینها به دقت نیاز دارد. همچنین در رابطه با عایشه أم المؤمنین روایتی در کتاب «مستدرک علی الصحیحین» نقل شده است، به طوری که هم «ذهبی» و هم «حاکم نیشابوری» می گویند روایت صحیح است.در این کتاب جلد چهارم نقل شده است که عایشه خیلی دوست داشت در خانه‌اش کنار پیغمبر اکرم و ابوبکر دفن شود، اما در روایتی می‌گوید:

«إنی أحدثت بعد رسول الله حدثا»

من بعد از پیغمبر اکرم کارهای بدی انجام دادم.

«ادفنونی مع أزواجه فدفنت بالبقیع»

مرا کنار دیگر همسران پیغمبر اکرم دفن کنید، پس او را در بقیع دفن کردند.

«هذا حدیث صحیح علی شرط الشیخین ولم یخرجاه»

المستدرک علی الصحیحین، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم النیسابوری، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1411 هـ - 1990 م، الطبعة: الأولی، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ج 4، ص 7، ح 6717

آقای «ذهبی» هم می‌گوید که این روایت شرایط «صحیح بخاری» و «صحیح مسلم» را دارد. آیا این روایات نشانگر این نیست که حقیقی پشت پرده است؟!

تقاضایی از فرهیختگان و اندیشمندان اهل سنت!

بنده می‌خواهم نکته‌ای برای عزیزان عرض کنم. ما اوایل ماه محرّم فصلی باز کردیم، اما متأسفانه ناتمام ماند.بنده می‌خواهم سؤالی از عزیزان اهل سنت و شیعیان بپرسم. بنده از فرهیختگان و کسانی که قلم به دست دارند و نویسنده هستند، تقاضا می‌کنم و آنها را به روح رسول الله قسم می‌دهم که بیایند ریشه‌های عاشورا را بررسی کنند.چه اتفاقی افتاد و چه مسائلی دست به دست هم داد که پنجاه سال بعد از رحلت پیغمبر اکرم نشستند و فرزند رسول الله را قطعه قطعه و ذبح کردند؟! می دانید ذبح به چه معناست؟!سر حضرت ابوالفضل و حضرت علی اکبر را بعد از شهادت از بدن جدا کردند، اما نسبت به امام حسین نقل شده است که حضرت را ذبح کردند این بدان معناست که حضرت هنوز جان در بدن داشت که سر مبارکشان را از بدن جدا کردند.خدا می‌داند وقتی که این مطالب را عرض می‌کنم، بدنم می‌لرزد. وقتی می‌خواست خنجر را زیر گلوی امام حسین بگذارد، صورت شمر به صورت امام حسین افتاد و خجالت کشید. او امام حسین را به برگرداند و سر از بدن مبارک حضرت جدا کرد.معمولاً کسی که بخواهد از عقب سر ببرد، با خنجر نمی‌شود و با شمشیر یا تبر محکم سر از بدن جدا می‌کنند. بنده نمی‌دانم در آن لحظه بر روح پاک امام حسین چه گذشت. شما یک لحظه این فاجعه را تصور کنید.من بارها می گویم: حسین جان! آیا در لحظاتی که با شمشیر محکم از پشت گردن می‌کوبیدند تا سرت را از بدن جدا کنند برایت بیشتر دردآور بود یا اینکه صدای شیون فرزندانت را می‌شنیدی؟!دوستان عزیز بنده جمله‌ای عرض کنم. کلمه «گودی قتلگاه» را زیاد شنیدید، اما آیا تا به حال فکر کردید که اصلاً گودی قتلگاه کجاست؟! آیا تا به حال فکر کردید که چرا امام حسین را در گودی قتلگاه شهید کردند؟!نقل شده است که امام حسین (علیه السلام) در آخرین لحظه با صدای بلند می‌فرمود: «لا حول و لا قوة إلا بالله» و صدای حضرت به بچه‌ها می‌رسید، به این معنا که هنوز من زنده هستم.به جهت اینکه فرزندان حضرت نبینند که در آخرین لحظه بر امام حسین چه می‌گذرد، افسار اسب خود را کشید و به طرف گودی قتلگاه آورد تا بچه‌ها آن منظره را نبینند. حضرت می‌خواستند بچه‌ها نبینند در گودی قتلگاه چه بر سر امام حسین می‌آید.اجازه بدهید جمله‌ای هم بیان کنم. این جمله در مصیبت حضرت سیدالشهدا خیلی برای من درد است، به طوری که هرگاه این جمله را می گویم بدنم می‌لرزد.وقتی حضرت سیدالشهدا سر مبارک قمر بنی هاشم را روی زانو گرفت، با دست مبارکش خون‌ها را از صورت و چشمش کنار زد.وقتی چشم حضرت ابوالفضل به امام حسین افتاد، با صدای بلند شروع کرد به گریه کردن. امام حسین فرمود: برادر الآن چه وقت گریه کردن است.حضرت ابوالفضل فرمود: برادرم! الآن سر مرا روی زانو گذاشتی و خون از صورت و چشمان من پاک کردی. من می‌بینم ساعت دیگری در کربلا روی خاک می افتی، اما کسی نیست سر مطهرت را روی زانو بگیرد و خون از صورت و چشمانت پاک کند.من عرض می‌کنم یا قمر بنی هاشم، ای فرزند غیور امیرالمؤمنین، ای پناه فرزندان علی و ای امید حسین! لحظه آخر که امام حسین افتاد نه تنها کسی نبود بیاید سر امام حسین را بر روی زانو بگیرد و خون از صورت و چشمان حضرت پاک کند، بلکه به حضرت حمله کردند.تمام ارباب مقاتل می‌نویسند وقتی امام حسین افتاد، به جنازه بی رمق حضرت حمله کردند و با شمشیر و نیزه و سنگ بر بدن مطهر امام حسین می‌زدند.کسانی که دوست دارید برای امام حسین گریه کنید، این جمله را از من یادگاری داشته باشید. بنده می‌خواهم عرض کنم یا أبا عبدالله آیا آن شمشیرها و نیزه‌ها و سنگ‌ها بر قلب مقدست خیلی دردآور بود یا صدای شیون فرزندانت؟!دوستان عزیز قدری دقت کنید که چه مسائلی بعد از رسول اکرم پیش آمد که بعد از پنجاه سال این حادثه کربلا که واقعاً قلب هر انسانی را به درد می‌آورد، اتفاق افتاد!؟عمق فاجعه تا جایی است که وقتی «ویل دورانت» یهودی وقتی می‌خواهد قضیه کربلا را نقل کند، نمی‌تواند آرام بگیرد و اشک می‌ریزد.همچنین «گوستاو لوبون» شخص مسیحی فرانسوی اشک می‌ریزد و «آنتوان بارا» مسیحی کتاب مفصلی درباره امام حسین می‌نویسد. و یا «جرجی زیدان» نمی‌تواند تحمل کند. همه این افراد می‌سوزند از این قضیه و می‌خواهند ببینند چه اتفاقی افتاد و چه مسائلی سبب این فاجعه شد.گرچه وقت می‌گذرد، اما اجازه بدهید دو سه مدرک خدمت عزیزان نشان بدهم تا برای عزیزانی که می‌خواهند تحقیق کنند یادگاری بماند.بنده این مدارک را شاید بیست یا سی سال قبل دیده بودم و امروز تمام تلاش خود را به کار بردم تا این مدارک را از کتب اهل سنت پیدا کنم و با زحمت زیادی تصویر گرفتم.دوستان تصور نکنند این تصاویر را از کنار جوی آب یا از قفسه کتاب به آسانی برمی داریم و به شما نشان می‌دهیم. گاهی اوقات بسیار برای ما زحمت دارد که این تصاویر را تهیه کنیم.فهرست کتاب‌هایی که پی دی اف دارند مشکل دارد و گاهی اوقات باید کتاب را باز کنیم و با موبایل عکس بگیریم و آن را به پی دی اف تبدیل کنیم.امید است که این مدارک نقطه آغازی باشد برای کار و نقطه آغازی باشد برای آن عزیز و بزرگوار اهل سنت تا قدری کار و تحقیق کند.به تعبیر مقام معظم رهبری ما به دنبال این نیستیم که اهل سنت شیعه شوند و مذهب خود را عوض کنند، اما تقاضا داریم که آنها کار و مطالعه کنند.

شادمانی قابل تأمل حاکم مدینه از قتل سیدالشهداء (سلام الله علیه)!!

درکتاب «تاریخ طبری» روایتی نقل شده است که «عبدالملک بن ابی حارث» به مدینه نزد «عمرو بن سعیدبن عاص» که حاکم مدینه بود آمد؛

«فبشره بقتل الحسین»

و بشارت قتل حسین را داد.

مگر پیغمبر اکرم چندین بار در مدینه نفرمودند:

«الحسن والحسین سیدا شباب أهل الجنة»

حسین و حسین سرور جوانان اهل بهشت هستند.

المستدرک علی الصحیحین، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم النیسابوری، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1411 هـ - 1990 م، الطبعة: الأولی، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ج 3، ص 182، ح 4779

پیغمبر اکرم این مطالب را نفرمودند؟! این بحث خلافت نیست که ما به سادگی از کنار آن عبور کنیم یا ماجرای حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) نیست که ما به سادگی از کنار آن عبور کنیم.امام حسن و امام حسین فرزند رسول گرامی اسلام و صحابه رسول گرامی اسلام هستند. ولی متأسفانه این روایت می‌گوید:

«فبشره بقتل الحسین»

و بشارت قتل حسین را داد.

«وکان عمرو بن سعید بن العاص أمیر المدینة»

عمرو بن سعید بن عاص امیر مدینه بود.

زمانی که صدای ناله و شیون زنان بنی هاشم درآمد؛

«قال عمرو هذه واعیة بواعیة عثمان بن عفان»

عمرو بن سعید گفت: این شیون به تلافی شیونی که بنی امیه در قتل عثمان گریه می‌کردند.

تاریخ الطبری، اسم المؤلف: لأبی جعفر محمد بن جریر الطبری، دار النشر: دار الکتب العلمیة – بیروت، ج 3، ص 341، باب ذکر الخبر عما کان فی‌ها من الأحداث

او به صراحت می‌گوید: این انتقام گریه‌ای است که اهل و عیال عثمان در قتل او گریه کردند!! مگر امیرالمؤمنین تنها کسی نبود که از عثمان دفاع کرد؟!در کتاب «نهج البلاغه» آمده است که امیرالمؤمنین می‌فرماید: به قدری از عثمان دفاع کردم که می‌ترسم گناهکار شوم.مگر امام حسن و امام حسین تنها کسی نبودند که به امر امیرالمؤمنین آب به دست عثمان رساندند؟! این نتیجه آن همه حمایت‌های امیرالمؤمنین از عثمان بود؟!امروز فرزندان بنی هاشم و پیغمبر اکرم گریه می‌کنند و ضجه می‌زنند، در حالی که بشارت قتل امام حسین داده می‌شود و والی مدینه می‌گوید: «هذه واعیة بواعیة عثمان بن عفان».

حال این خیلی مهم نیست، روایت بعد را ملاحظه کنید. در کتاب «النصایح الکافیة» اثر «محمد بن عقیل» یکی از علمای بزرگ یمن مطلب دیگری نقل شده است.ان شاءالله خداوند ریشه آل سعود یا آل یهود را نابود کند که در طول پنج سال در یمن نسل کشی و کودک کشی به راه انداخته است. ان شاءالله خداوند «محمد بن سلمان» و دودمان آل سعود را به اشد عذاب گرفتار کند و آن روز خیلی دور نیست.ایشان می‌نویسد: «عبیدالله بن زیاد» به «عمرو بن سعید بن عاص» که والی مدینه بود، نامه نوشت مبنی بر اینکه امام حسین را کشتیم.دوستان! من از ترجمه این عبارت عاجزم. مشاهده کنید حاکم اسلامی و خلیفه مسلمین چه حرفی بالای منبر می زند! او نامه‌ای که بشارت شهادت امام حسین در آن داده شده بود را خواند و گفت:

«ثم أومأ إلی القبر الشریف وقال: یا محمد یوم بیوم بدر»

سپس رو به طرف قبر پیغمبر اکرم کرد و فرمود: ای محمد! کشتن حسین تلافی کشته‌های ما در روز بدر.

این که امیرالمؤمنین می‌فرماید:

«حَتَّی إِذَا قَبَضَ اللَّهُ رَسُولَهُ ص رَجَعَ قَوْمٌ عَلَی الْأَعْقَاب»

و «بخاری» می‌گوید:

«ارْتَدُّوا علی أَدْبَارِهِمْ القهقری»

نتیجه همین می‌شود. بنده از همه تقاضا دارم به این مطالب قدری دقت کنند. مطالبی که ما خدمت شما عرض می‌کنیم، شاید از الطاف خفیه الهی است تا حجت تمام شود و فردای قیامت دیگر عذری برای کسی باقی نماند.ما از این مطالب الی ماشاءالله داریم. مشاهده کنید اینقدر وقیح این حرف را مطرح می‌کند. در ادامه می‌نویسد:

«فأنکر علیه قوم من الأنصار»

قومی از انصار به حاکم اسلامی اعتراض کردند.

النصائح الکافیة، نویسنده: سید محمد بن عقیل العلوی، چاپ: الأولی، سال چاپ: 1412، ناشر: دار الثقافة للطباعة والنشر – قم، ص 75، باب المسلمون فی معاویة ثلاث فرق

مشاهده کنید این آقا حاکم اسلامی است، در حالی که نماز خوانده بر بالای منبر پیغمبر اکرم خطبه می‌خواند و رو به قبر رسول الله می‌گوید:

«یا محمد یوم بیوم بدر»

او به صراحت ادعا می‌کند اینکه فرزندت حسین و اهلبیتش را کشتیم، انتقام روز بدر است!امام حسین را یهودیان و مسیحیان و لائیک‌ها نکشتند. امام حسین را کسانی کشتند که نماز می‌خواندند و قرآن می‌خواندند و عبادت می‌کردند و شهادت به رسالت پیغمبر اکرم می‌دادند.عزیزان، برادران و خواهران گرامی! چه اتفاقاتی افتاد و چه مسائلی دست به دست هم داد که در عرض پنجاه سال کار به اینجا کشیده شد؟!شما را به هرکسی که قبول دارید و معتقد هستید سوگند می‌دهم قدری مطالعه و بررسی کنید، قلم بردارید و تحقیق کنید.بنده نمی‌گویم کتاب‌های شیعه را بخوانید. در همین زمینه «مرحوم شیخ مفید» در کتاب «الإرشاد» غوغا به پا کرده است. بنده طاقت آوردن مطالب «شیخ مفید» را ندارم و واقعاً نمی‌توانم مطالب ایشان را بیاورم.همچنین «مرحوم طبرسی» در کتاب «الإحتجاج» و «ابن شهرآشوب» در کتاب «مناقب» و «علامه مجلسی» در کتاب «بحارالانوار» چندین مرتبه به طور مفصل این قضیه را مطرح کردند.به تعبیر آیت الله مکارم شیرازی، امیرالمؤمنین در خطبه 150 «نهج البلاغه» پرده را بالا زده و بسیاری از حقایق ناگفته را بیان کرده و مسئله را روشن کرده است. حضرت به صراحت می‌فرمایند:

«عَلَی سُنَّةٍ مِنْ آلِ فِرْعَوْن»

در مستی و جهالت‌اند به روش فرعونیان.

نهج البلاغة، نویسنده: شریف الرضی، محمد بن حسین، محقق / مصحح: صالح، صبحی، ص 209، خ 150

«یذَبِّحُونَ أَبْناءَکمْ وَ یسْتَحْیونَ نِساءَکم»

پسران شما را سر می‌بریدند و زنان شما را (برای کنیزی) زنده نگه می‌داشتند.

سوره بقره (2): آیه 49

بنده یک جمله دیگر بگویم و بحث را تمام کنم. تمام مصیبت‌های کربلا اعم از شهادت حضرت علی اکبر و شهادت حضرت قاسم و حتی شهادت امام حسین همگی در یک طرف و اینکه بعد از شهادت امام حسین خیمه‌ها را غارت می‌کنند در یک طرف!لشکر «عمر بن سعد» بعد از شهادت امام حسین به خیمه‌ها هجوم می‌آورند، اهلبیت امام حسین را کتک می‌زنند و معجر از سرشان برمی دارند.بعضی از مقاتل مطلبی آورده‌اند که من نمی‌دانم راست است یا خیر. در بعضی از مقاتل نقل شده است وقتی که مردم کوفه دیدند اهلبیت رسول الله برهنه هستند، رفتند از خانه‌هایشان برای آنها لباس آوردند!! آیا باید کار فرزندان رسول الله به اینجا برسد؟!لشکریان گوشواره‌ها را از گوش دختران رسول الله کندند، به طوری که گوش‌ها را پاره کردند و گوشواره‌ها را کندند. این افراد اینقدر بی حیا هستند. خیمه‌های اهلبیت را غارت کردند سر جای خود، اما برای چه خیمه‌ها را آتش زدند؟!امام حسین را شهید کردید و پسران حضرت را کشتید، اهل و عیال حضرت ابا عبدالله الحسین را اسیر کردید و سیلی و تازیانه زدید و گوشواره‌هایشان را کندید. آتش زدن خیمه‌ها برای چه بود؟!بنده هرچه فکر می‌کنم چیزی به عقلم نمی‌رسد، جز اینکه یک جمله بگویم این افراد می‌خواستند نسل پیغمبر اکرم را در آتش بسوزانند تا چیزی از نسل پیغمبر اکرم روی کره زمین باقی نماند. آیا غیر از این چیز دیگری هم هست؟!امیدواریم ان شاءالله خداوند عالم به حق حضرت فاطمه زهرا فرج منتقم خون شهیدان حضرت ولی عصر (ارواحناه فداه) را برساند.ان شاءالله روزی را ببینیم که حضرت بقیة الله الأعظم انتقام خون شهدای کربلا را از قاتلانش و فرزندان قاتلانش و وهابی‌های پست که افتخار می‌کنند و می گویند اگر در کربلا بودیم قطعاً در مقابل حسین می ایستادیم، از این افراد بگیرد.ان شاءالله این کارهای ما مرضی مولایمان حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) باشد و یک نظر ولایی هم به ما کند.

مجری:

ما در کنار دختر موسی نشسته‌ایم

عمری است محو او به تماشا نشسته‌ایم

بوی مدینه می‌وزد از شهر ما بیا

ما در جوار حضرت زهرا نشسته‌ایم

عرض سلام مجدد دارم خدمت همه شما بینندگان عزیز و ارجمند «شبکه جهانی حضرت ولی عصر».بازهم این فراق جانسوز بی بی حضرت فاطمه معصومه را به همه شما شیفتگان اهلبیت تسلیت عرض می‌کنم. ان شاءالله که بتوانیم حضرت معصومه ولی نعمتمان و سایه سرمان را«عارفا بحقها» زیارت کنیم تا ان شاءالله شفاعت آن بی بی نصیب ما شود.تا اینجای برنامه از محضر استاد گرانقدر بسیار استفاده کردیم. الحمدلله در چنین شبی هم باز توفیق اشکی اگر حاصل شده باشد دو چندان شده است. بحمدالله مطالبی که حضرت استاد فرمودند، تماماً جای استفاده و بهره مندی داشت.

تماس بینندگان برنامه:

فرصت محدود است. به سرعت به سراغ تماس‌های بینندگان برویم. آقای مؤذن از تبریز پشت خط هستند. آقای مؤذن در خدمت شما هستیم:

بیننده (آقای مؤذن از تبریز – شیعه):

سلام علیکم و رحمة الله. با عرض سلام خدمت آیت الله قزوینی و مجری محترم.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

سلام عزیزم، ممنون و متشکرم.

بیننده:

بنده دو سه سؤال از حضرت استاد داشتم، اما می‌خواستم چند بیت به زبان آذری در رابطه با حضرت فاطمه زهرا خدمت حضرت استاد عرض کنم. ان شاءالله ذخیره قبر و قیامت ما باشد. اگر استاد اجازه بفرمایند این مطالب را عرض کنم.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

بفرمایید عزیزم.

بیننده:

روضه خوانی به زبان آذری.خیلی از شماممنونم حضرت استاد،ببخشید که وقت شما حضرت استاد راگرفتم.

مجری:

سلامت باشید، بسیار استفاده کردیم.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

خداوند به شما جزای خیر عنایت کند.

مجری:

طیب الله انفاسکم، خیلی تشکر می‌کنیم، ان شاءالله که این نفس‌های گرم شما که در راستای اعتلای فرهنگ شیعه هست به حریم اهلبیت برسد و حضرت فاطمه زهرا شافع روز محشر همه ما باشند.آقای چیا از کرمانشاه پشت خط هستند. آقای چیا خدمت شما سلام عرض می‌کنم و در خدمت شما هستم:

بیننده (آقای چیا از کرمانشاه – اهل سنت):

سلام علیکم، خسته نباشید.

مجری:

علیکم السلام و رحمة الله.

بیننده:

ببخشید من چند شب پیش هم در برنامه «حبل المتین» با شما تماس گرفتم. ابتدا بگذارید که از برنامه شما گله‌ای کنم.آن شب بخشی از حرف‌ها منعقد نشد. من فکر می‌کردم در استودیو صدا می‌آید، اما شما صدای مرا آن لحظه قطع کرده بودید.

مجری:

چنین چیزی در اختیار ما نیست که بخواهیم چنین کاری انجام دهیم.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

شما اولین بار است که تماس می‌گیرید.

مجری:

ایشان در برنامه «کلمه طیبه» تماس گرفته بودند. قبل از اینکه فرمایشتان را بفرمایید، من خدمت شما عرض کنم که حتماً نظرتان را خواهیم شنید و سؤالتان را بررسی خواهیم کرد.زمانی که سؤال را شنیدید، منتظر پاسخ باشید و بعد از آن اگر سؤال دیگری هست بفرمایید. بگذارید این تبادل انجام شود. سؤال اول که پرسیده می‌شود جوابش را بگیرید و بعد از آن سراغ مطالب دیگری بروید. در خدمت شما هستیم، بفرمایید.

خرج گنبد و بارگاه امام رضا یا خرج فقراء !؟

بیننده:

من آن شب حقیقتاً جوابی از آقای یزدانی نگرفتم، به همین خاطر گفتم سؤالم را با آیت الله قزوینی مطرح کنم تا ان شاءالله ایشان جواب بدهند.سؤال من در این مورد است که می گویم در حال حاضر اگر ما میلیاردها تومان پول برای امام رضا یا حضرت علی یا هر انسان بزرگ دیگری هزینه کنیم درست است یا همین پول را برای انسان‌های نیازمند هزینه کنیم درست است؟!به نظر شما نمی‌توانیم همین پول را در راستای اشتغال زایی یا سروسامان گرفتن جوانان هزینه کنیم؟! به نظر من چیزی که باعث ماندگاری امام رضا یا حضرت علی شده است، رفتار و اعمال و ایمانشان بوده نه بارگاه و گنبد!ائمه اطهار صدها سال بارگاه و گنبد نداشتند، اما ماندگار شدند به خاطر اینکه شخصیتشان باعث ماندگاری‌شان شده است.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

آقای چیا من سؤالی از حضرتعالی دارم. اگر به سؤال بنده خوب جواب بدهید، ممنونم. امسال مردم به مکه نرفتند و میلیارد ها تومان پولی که در مکه خرج می‌کردند را خرج نکردند . از این میان چقدر پول برای فقرا خرج شد؟!

بیننده:

اگر همسایه غذا نداشته باشد و شما بروید خرج کنید.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

اما و اگر نفرمایید. آقای چیا بنده به حضرتعالی احترام می‌گذارم. بنده آن روز هم برنامه را مشاهده می‌کردم و فرمایشات شما را با جناب آقای یزدانی می‌دیدم.برادر بزرگوارم شما سؤال کردید. کسانی که برای امام رضا خرج می‌کنند، بیشتر از همان مقدار را هم برای فقرا خرج می‌کنند. کسانی هم که برای امام رضا خرج نمی‌کنند، برای فقرا هم خرج نمی‌کنند.

بیننده:

آیت الله قزوینی بنده انسان‌هایی را می‌شناسم که اصلاً عقیده مذهبی هم ندارند و خیلی پایبند به رسم و رسومات دین هم نیستند، اما در بحث کمک‌های انسان دوستانه واقعاً پای کار هستند و کارهایی می‌کنند که شاید بسیاری از ما مسلمانان انجام ندهیم.این حرف به نظر بنده حرف صددرصد درستی نیست. من این را هم قبول دارم که بخشی از مذهبی‌ها آن کار را می‌کنند. به عنوان مثال هزینه‌ای که برای مقبره آن بزرگواران می‌کنند، برای فقرا هم هزینه می‌کنند.به نظر من این کار اصلاً دلیلی ندارد و ما دلیلی برای هزینه کردن برای مقبره امام رضا یا حضرت علی نداریم. ما باید افکار ائمه اطهار را دنبال کنیم و دنباله رو باشیم.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

جناب آقای چیا تصویری که مشاهده می‌کنید، مقبره جناب آقای «ابوحنیفه» است.

 بیننده:

بنده در حال حاضر دسترسی به تلفن ندارم.

مجری:

بینندگان ما دارند می‌بینند و شما هم در جریان باشید.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

دقت داشته باشید مقبره آقای «ابوحنیفه» شاید از مقبره امام رضا هم بسیار مفصل‌تر باشد. آیا شما یک مرتبه با شبکه‌های وهابی تماس گرفتید تا بگویید اموالی که برای قبر «ابوحنیفه» صرف شده است، چرا برای فقرا مطرح نمی‌شود؟! آیا تا به حال فرمودید؟!همچنین تصویر دیگری که مشاهده می‌کنید، گنبد و تشکیلات قبر «احمد بن حنبل» هست. این کار نه تنها در میان مسلمانان، بلکه در همه جای دنیا رواج است.در شوروی سابق یا روسیه برای مقبره آقای «لنین» به دلیل اینکه بنیانگذار تحرکاتی در آنجا بوده است، مزار باشکوهی ساخته‌اند. این بحث فطرت و عقل است که ما از بزرگانمان تجلیل کنیم تا برای دیگران هم الگو باشد.چرا ما برای امام رضا این همه زحمت می‌کشیم؟! اولاً حجت خداست، ثانیاً برای اعتلای پرچم اسلام زحمت کشیده است. این در حقیقت برای دیگران هم الگو می‌شود تا کاری که امام رضا انجام داد را انجام دهند.

این گنبد و بارگاه سبب می‌شود که وقتی مردم برای زیارت به آن مکان‌های مقدس می‌روند و زیارت می‌کنند و نماز می‌خوانند و عبادت می‌کنند، قلبشان نرم شود و به فقرا کمک کنند.همین حرم‌ها و گنبدها و بارگاه‌ها زمینه ساز کمک کردن به فقراست. چنین نیست که شما چنین بگویید.همانطور که ملاحظه می‌کنید هرسال اربعین مردم حدود بیست و سه میلیون نفر برای زیارت می‌رفتند، اما امسال هیچکسی نرفت.هرسال سلبریتی ها شعار می‌دادند پولی که برای مراسم اربعین مصرف می‌کنید را برای فقرا مصرف کنید. آیا امسال این پول را برای فقرا خرج کردند؟همچنین امسال هیچکسی به مکه نرفت. شما چند نفر از این حاجی‌ها را به من معرفی کنید که پول‌هایی که قرار بود امسال در مکه خرج کنند را برای فقرا خرج کردند. عزیز من چنین نیست.این فکر، فکر درستی نیست. درست نیست که ما بگوییم چرا باید برای امام رضا خرج کنیم. برای امام رضا باید خرج کنیم.آقای چیا برای امام رضا کسانی خرج می‌کنند که نان برای خوردن ندارند. کسانی که نصف نان خود را می‌خورند و نصف نان خود را برای امام رضا خرج می‌کنند.ثروتمندانی که پولشان از پارو بالا می‌رود، نه برای فقرا خرج می‌کنند و نه برای امام رضا خرج می‌کنند. همین گنبد و حرم امام رضا زمینه ساز خدمت به فقراست.

مجری:

احسنتم، دقیقاً همینطور است. آقای چیا به نظرم کاملاً منطقی است. در بحث اسلام که حرفی نیست و الحمدلله چیزی بالاتر از قرآن کریم هم برای تمامی مذاهب نیست.خداوند با عنایت به اینکه مسجد چه مکانی هست و به خاطر اینکه قرار است فرهنگ اسلامی در مسجد رشد کند، آیات زیادی در مورد عمارت مسجد مطرح شده و می‌فرمایند:

«ما کانَ لِلْمُشْرِکینَ أَنْ یعْمُرُوا مَساجِدَ اللَّه»

مشرکان حق ندارند مساجد خدا را آباد کنند.

سوره توبه (9): آیه 17

و در وصف چنین مکانی می‌فرماید. شما دقیقاً می‌توانید همین سؤال را مطرح کنید که مسجد مگر چیست؟! چرا قرآن کریم این حرف را می زند؟!قرآن کریم اتفاقاً با همان منطق قرآنی و با همان منطق و استدلال جامع و کامل می‌دانست که مسجد جایی برای اعتلای فرهنگ اسلامی است.الحمدلله الآن هم می‌بینیم حرم‌ها و زیارتگاه‌ها همانطور که حضرت استاد فرمودند، جایی برای فرهنگ سازی کمک کردن به نیازمندان هستند. همین اماکن جایی برای فرهنگ سازی مابقی رسم و رسوم و آدابی که کار درستی هست و باید انجام شود.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

مهم‌تر از همه مشاهده کنید تولیت آستان مقدس امام رضا (علیه السلام) کمکی به فقرا می‌کنند که چندین برابر کمکی است که دولت جمهوری اسلامی ایران به فقرا می‌کند.در حوادث سیل و زلزله اخیر مشاهده کردید که آستان قدس رضوی چقدر کمک کرد و دولت جمهوری اسلامی و بهزیستی چقدر کمک کرد.مردم معتقدند و وقتی تولیت آستان قدس امام رضا از مردم درخواست کمک می‌کند، مردم طلاها و لباس و زندگی خود را به عشق امام رضا می‌بخشند تا به فقرا کمک کنند. جناب آقای چیا اینطور قضاوت دور از انصاف است.

بیننده:

آن‌ها با نیت قربة إلی الله این کارها را می‌کنند، اما کسی که این تفکر را در ذهن آنها به وجود آورده به نظرم کار درستی نکرده است.شما گفتید که برای مقبره «ابوحنیفه» و «احمد بن حنبل» هزینه شده است. بگذارید برای این هم پاسخی بدهم.به نظر من اگر برای مزار رسول اکرم هم هزینه شود کار اشتباهی است. حال «امام ابوحنیفه» و «امام احمد بن حنبل» در مقابل پیامبر هیچی نیستند.من هزینه کردن برای قبر هر بزرگی را اشتباه می دانم و همه جا هم گفتم. به نظر من این پول برای کارهای دیگر هزینه شود خیلی بهتر است.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

جناب آقای چیا می‌توانم سؤالی از شما بپرسم؟

بیننده:

بله.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

حضرتعالی که برای حرم امام رضا کمک نکردید، برای فقرا چقدر کمک کردید؟! شما را به خدا سوگند می‌دهم برای مردم راست بگویید.

بیننده:

خدایی تا جایی که توانستم کمک کردم.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

مثلاً بفرمایید چقدر کمک کردید.

بیننده:

من برای ساخت مسجد کمک کردم، اما برای مقبره هیچ بزرگی کمک نکردم.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

برای فقرا چقدر کمک کردید؟!

بیننده:

شاید این قضیه بین خودم و خدای خودم باشد. نمی‌توانم هرکاری که کردم را در اینجا بگویم.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

شما که برای امام رضا کمک نکردید، آیا پول این را برای فقرا بردید؟!

بیننده:

صددرصد می‌توانم کمک کنم. به عنوان مثال افرادی هستند که دین هم ندارند، اما از روی انسانیت کمک می‌کنند.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

بنده کاری با دیگران هیچ کاری ندارم. بنده شخص خودم که در خدمت شما هستم، اعلام می‌کنم و تمام مردم دنیا هم بدانند تلاش می‌کنم برای امام رضا کمک کنم.بنده الآن که در خدمت شما هستم شاید بیش از بیست سال است که حدود پنجاه فرزند یتیم سید را ماهیانه از حقوقم کمک می‌کنم.زمانی که این بچه‌ها بزرگ می‌شوند، بازهم از کمیته امداد سرپرستی فرزندان یتیم کوچک را می‌گیرم و به آنها کمک می‌کنم. حضرتعالی چکار کردید؟!شما می‌توانید در خصوص این قضیه از رئیس کمیته امداد قم سؤال کنید. بنده همین چند روز قبل یک میلیارد تومان چک نوشتم و به یکی از دوستان دادم و ایشان پیش مدیر کل کمیته امداد برد و گفت که این پول را به حساب پنجاه و دو بچه یتیم بریزید.بنده کاری با دیگران ندارم که این قضیه را عرض کردم. در حال حاضر بنده و جنابعالی هستیم. حضرتعالی چند بچه یتیم را در جامعه با بزرگواری خود سرپرستی کردید؟!

بیننده:

جناب آیت الله قزوینی بنده از گفتن این حرف هدف داشتم.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

شما بگویید تا مابررسی کنیم. شما بگوییدکه من به چند بچه یتیم و فقیر و گرفتار رسیدگی می‌کنم تاماهم به شما احسنت بگوییم.بنده هم برای امام رضا کمک می‌کنم، هم برای مسجد کمک می‌کنم و هم برای بچه یتیم که عزیز خود را از دست داده کمک می‌کنم.بعضی از دوستان اعتراض می‌کنند که شما چرا تنها به سادات کمک می‌کنید. بنده گاهی اوقات کنار این بچه یتیم‌ها می‌نشینم و آنها را روی زانوهایم می نشانم. والله تالله بالله بنده در آن لحظه احساس می‌کنم که روی عرش نشسته‌ام.وقتی بچه یتیم سید خوشحال می‌شود، من احساس می‌کنم چهره حضرت صدیقه طاهره متبسم می‌شود.خداوند «مرحوم نیری» را بیامرزد. بنده روزی خدمت ایشان رسیدم و گفتم: بنده گاهی از اوقات وقتی توفیق پیدا می‌کنم و کنار بچه یتیم‌ها می‌نشینم، احساس می‌کنم روی عرش نشسته‌ام.آقای «نیری» که مدیر کل کمیته امداد بود، گفت: حاج آقا من هم چنین حالی داشتم، اما نمی‌توانستم آن را بیان کنم. بعد از این صحبت شما دیگر با جرئت این حرف را می گویم.بنده طلبه کوچکی از حوزه علمیه هستم و امکانات چندانی هم ندارم، اما از کنار حقوق‌هایی که مردم به ما می‌دهند یا حقوقی که از حوزه علمیه می‌گیریم یا حق التدریسی که می‌گیریم بخشی را خرج ایتام می‌کنیم.بنده نمی‌خواهم دیگران را مثال بزنم. الآن فقط بنده و جنابعالی هستیم. بیایید دو نفرمان با همدیگر کاری که برای فقرا انجام می‌دهیم را به مردم نشان بدهیم.

مجری:

مثال واضح زلزله‌ای است که در کرمانشاه آمده بود.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

بنده تا به حال این حرف را نگفتم. وقتی در کرمانشاه و مازندران زلزله آمد، بنده از طریق دوستانی که در آلمان و آمریکا که بنده را قبول دارند شاید بیش از چهارصد میلیون تومان پول جمع کردم و توسط سپاه قم برای سیل زده‌ها فرستادم. حضرتعالی چکار کردید؟

بیننده:

دست شما درد نکند. حرف من این است که این کارها را بیشتر انجام بدهید.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

آقای چیا بزرگوار شما با کسی حرف می‌زنید که هم مرد علم است و هم مرد عمل است، هم برای اهلبیت تلاش می‌کند و هم برای فقرا تلاش می‌کند.بنده یک مرتبه گفتم و بازهم می گویم که در عرض دو سال و نیم برای حدود هفتاد نفر از خانواده‌های شهدای فاطمیون را که مستأجر بودند، خانه‌های ملکی خریدم. بنده بارها گفتم سندهایی که به نام من است متعلق به آنهاست و ربطی هم به وراث من ندارد.الحمدلله تا به حال هفده نفر از این عزیزان طبق دستور رهبری شناسنامه‌هایشان آمده است و ما هم همین دیروز سندهایشان را به نامشان زدیم. حضرتعالی که شما می گویید این کارها را نکنید، تا به حال چکار کردید؟!

بیننده:

آقای قزوینی بنده از این حرفم هدف دارم.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

برادر بزرگوار این شعار را کنار بگذارید. این حرف در حقیقت توهین به اهلبیت و توهین به مساجد است.مگر شما می‌خواهید در مسجد چکار کنید؟! مردم برای نماز خواندن یک خیمه هم بزنند و نماز بخوانند کافی است. مخارج این گنبد و بارگاه و گلدسته‌ای که برای مسجد درست می‌کنید را خرج فقرا کنید. آیا شما حاضرید این را بپذیرید؟!برادرم! این منطق قرآنی است. تشکر از شما.

مجری:

آقای چیا از تماس شما تشکر می‌کنیم. ان شاءالله که همیشه در هر زمینه‌ای که می‌توانیم با نیت خیرکاری که احساس می‌کنیم درست است انجام بدهیم و این باعث نشود که بگوییم ما در این قسمت رسیدگی می‌کنیم و در آن قسمت کوتاهی می‌کنیم.الحمدلله هیچکس از مؤمنین واقعی چنین نیست که بگوید من یک قسمت را برای حضرت ابا عبدالله صرف کردم و دیگر برای نیازمندان کمک نمی‌کنم.اتفاقاً اینها هم افزایی دارند و افراد می‌دانند وقتی که من برای حضرت ابا عبدالله الحسین هزینه می‌کنم، باید در راستای چیزی هم که حضرت خود می‌خواهند خرج کنم و به خاطر همین هم باز به نیازمندان کمک می‌کند.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

اصلاً جالب است که وقتی من برای امام حسین (علیه السلام) خرج می‌کنم، حضرت خود به من توفیق می‌دهد که برای فقرا هم خرج کنم. یقین داشته باشید کسی که برای امام حسین خرج نمی‌کند، دلش نمی‌آید برای فقرا هم خرج کند.

مجری:

در اربعین چقدر زیاد این برنامه‌ها را هم می‌بینیم. سؤال خوبی بود و الحمدلله مطالب خوبی هم برای شما و بینندگان هم آشکار شد. آقا مرتضی از تهران پشت خط هستند. آقا مرتضی بفرمایید:

بیننده (آقا مرتضی از تهران – شیعه):

سلام، وقت شما بخیر. سلام عرض می‌کنم خدمت شما و آیت الله قزوینی و تشکر می‌کنم از برنامه‌هایتان. ایام شهادت حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها) را هم تسلیت عرض می‌کنم.من از دوست داران شبکه آیت الله قزوینی هستم و فقط جسارتا انتقادی به شما داشتم و می‌خواستم عرض کنم.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

بفرمایید عزیزم.گردن ما در برابر انتقادات باریک است.مااتفاقاً ازانتقادات بیشتراستقبال می‌کنیم تاکسانی که تعریف و تمجید می‌کنند.

بیننده:

حاج آقا چرا در «شبکه جهانی حضرت ولی عصر» که یک شبکه شیعی است، نباید زیارت عاشورا پخش شود؟!زیارت عاشورا که حدیث قدسی است و ما این همه از ائمه اطهار تأکید بر خواندن این زیارت داریم. ما در شبکه شیعه پخش زیارت عاشورا را نمی‌بینیم.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

آقا مرتضی شما جمهوری اسلامی را اسلامی می دانید یا نمی‌دانید؟!

بیننده:

بله، می دانیم.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

با وجود اینکه امام خمینی خود ملتزم بودند که هر روز زیارت عاشورا بخوانند، چرا بعد از پیروزی انقلاب اسلامی از صدا و سیمای جمهوری اسلامی هر روز زیارت عاشورا پخش نمی‌شود؟!

مجری:

آقا مرتضی اگر شما از بینندگان پروپا قرص برنامه باشید، طبیعتاً در ایام محرم دیدید و برنامه‌ها را هم مشاهده کردید و مستحضر هستید که چنین رویه‌ای در شبکه وجود نداشته است.

بیننده:

من الآن می‌بینم که هر روز زیارت جامعه کبیره پخش می‌شود، اما کمتر زیارت عاشورا پخش می‌شود.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

برادر من ما تابع نظر مراجع عظام تقلید هستیم. مرجعیت شیعه برای ما رکن رکین اسلام است.اگر یک مرتبه شخص مقام معظم رهبری و یکی از مراجع بزرگوار عظام تقلید همانند آیت الله العظمی سیستانی و آیت الله العظمی مکارم شیرازی و آیت الله العظمی صافی گلپایگانی و آیت الله العظمی مکارم شیرازی بفرمایند ما می‌پذیریم.در حال حاضر مراجع عظام تقلید پرچم دار تشیع هستند. اگر آن بزرگواران به ما امر کنند، گردن ما از مو هم باریک‌تر است و آن را می‌پذیریم. ولی نظر آن بزرگواران بر این است که این کار به صلاح جهان تشیع نیست. همانطور که حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) فرمودند:

«فَصَبَرْتُ وَ فِی الْعَینِ قَذًی وَ فِی الْحَلْقِ شَجًا أَرَی تُرَاثِی نَهْبا»

اگر روزی از صدا و سیمای جمهوری اسلامی زیارت عاشورا پخش شود، یقین بدانید فردا ما هر روز چندین مرتبه زیارت عاشورا را از شبکه پخش می‌کنیم. ما نظام جمهوری اسلامی را نظام شیعه می دانیم که در رأس آن ولی فقیه است.

بیننده:

حاج آقا فرمایشات شما درست است.

مجری:

آقا مرتضی عذرخواهی می‌کنم فرصت تمام شده است.

بیننده:

خواهش می‌کنم، سلامت باشید، دست شما درد نکند. بازهم از برنامه شما تشکر می‌کنم.

مجری:

سلامت باشید، خیلی ممنون از اینکه توجه کردید. خدا حفظتان کند. تشکر می‌کنم از همه شمابینندگان عزیز و ارجمند که تا انتهای برنامه همراه ما بودید.در شام فراق حضرت بی بی فاطمه معصومه (سلام الله علیها) هستیم. ان شاءالله حضرت استاد دعا می‌فرمایند و ما با همدیگر آمین می گوییم. ان شاءالله در جوار مضجع نورانی آن حضرت به استجابت برسند.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

خدایا به آبروی حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) فرج مولایمان حضرت ولی عصر را نزدیک بگردان و ما را از یاران خاص و سربازان فداکار و شهدای رکاب حضرت بقیة الله الأعظم قرار بده.خدایا تو را به بکاء فرزندانش در مفارقت حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) سوگند می‌دهیم چشمان گنهکار ما را به جمال نورانی حضرت ولی عصر منور و روشن بگردان و ما را از ملازمین و یاران خاصش قرار بده.خدایا رفع گرفتاری از جمیع گرفتاران بفرما. خدایا حوائج حاجت مندان روا نما. خدایا به حق حضرت فاطمه زهرا حوائج ما و حوائج بینندگان عزیز روا نما.خدایا بر همه بیماران علی الخصوص بیماران مورد نظر به آبروی حضرت موسی بن جعفر شفای عاجل کرم فرما. خدایا دعاهای ما را به اجابت برسان.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

 



* اسم:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی: