2021 July 24 - شنبه 02 مرداد 1400
ویژه برنامه رسوایی
کد مطلب:3838 گروه: ویژه برنامه ها آمار بازدید: 2608

ویژه برنامه رسوایی
اساتید و کارشناسان نقد جریان احمد بصری - 28 بهمن 1399


  دانلود
امتیاز:
  01:52:56 حجم فیلم: 302 مگابایت





دانلود صوت


ویژه برنامه رسوایی (پایان فکری جریان احمد بصری)
با حضور اساتید و کارشناسان نقد جریان احمد اسماعیل بصری
 

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ : 28 بهمن 1399

ویژه برنامه رسوایی

استاد شریفی:

بسم الله الرحمن الرحیم  اللهم صلی علی فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها و سر المستودعه فیها بعدد ما احاط به علمک

عرض سلام خدمت همه بینندگان شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عج) همانطور که وعده داده بودیم امشب سه شنبه شب در خدمت  شما هستیم با یک ویژه برنامه خاص و یک سری اتفاقات خاص، ویژه برنامه ای که به مناسبت فرار احمد بصری و دفتر رسمی ایشان در نجف از مناظره با حضرت استاد آیت الله دکتر حسینی قزوینی و شاگردان ایشان بر پا شده، ما اول خدمت مهمانان عزیز برسیم سلام علیکی داشته باشیم بعد بر می  گردیم خدمت شما بینندگان عزیز و سخنان این بزرگوار.

سلام علیکم خدمت حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی خیلی خوشحال هستیم که در خدمت  شما هستیم ما و بینندگان و مهمانان بزرگوار منتظر کلام شیوای  شما هستیم حضرت استاد.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته ،بنده هم خدمت بینندگان عزیز و گرامی که در هر کجای این گیتی پهناور بیننده این برنامه هستند و ما را مهمان کانون گرم خانواده خودشان قرار دادند خالصانه  ترین سلام را تقدیم می  کنم موفقیت همه عزیزان را از خدای منان خواستار هستم و از زحمات عزیزان مان و نور چشمی های مان که در طول این سالیان متمادی با این فرقه شوم یمانی و احمد الحسن که باعث تفرقه در میان شیعیان شده و یک عده ای را فریب داده افراد ناخودآگاه افراد جاهل افراد ناآگاه با یک سری حیله  های شیطانی، من واقعاً از زحماتی که شبانه روز عزیزان مان می  کشند خالصانه از همه این عزیزان مان تشکر می کنم و از همه عزیزان بیننده تقاضا دارم یک مقداری مراقب باشند دشمن همیشه در کمین هست امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) می  فرماید:

«لا تستسغرنّ العدو و إن قَل»

دشمن هر چه کوچک هم باشد شما او را کوچک نشمارید عددشان هر چه کم باشد او را کوچک نشمارید.

و در عبارت دیگر حکمت دیگر می  فرماید:

«مَن نامَ عَن عَدُوِّهِ أنبَهَتهُ المَكايِدُ»

هر کس از دشمن غافل باشد و به خواب رود یک موقع از خواب بیدار می  شود که دشمن اطراف او را فرا گرفته نه راه گریز دارد و نه توان مقاومت ما این فتنه  ها را در طول تاریخ زیاد داشتیم شاید بالای پنجاه شصد نفر ادعای مهدویت کردند افرادی که ادعای بابیت کردند ولی سنت الهی بر این جاری بوده که اینها رسوا بشوند و در میان مردم آبرو و حیثیت  شان بر باد برود من جملۀ از اینها همین احمد الحسن هست مدعی به یمانی که دروغ های زیادی دارد ادعاهای کفر آمیزی دارد ما همینطور که إن شاءالله عزیزمان جناب آقای شریفی توضیح خواهند داد سال 1426 که ایشان نامه ای نوشت حالا به چه مناسبتی هست بنده را هم به عنوان نفر دوم آورده بود، اول ما اصلاً اهمیت ندادیم گفتیم که اصلاً از این خضع بلات در جامعه زیاد هستند، من یادم نمی رود یک روز رفتم فیضیه برای تدریس در ذهنم هست سال تقریباً 84 یا 85 بود دیدم جلوی مدرسه فیضیه یک آقای که یک مقدار خُل و چِل هم هست آمد جلو به من سلام داد گفت آقا من همان امام زمان مهدی موعود هستم با من بیعت کنید و به مقام معظم رهبری هم بگویید بیاید با من بیعت کند و این حکومت را به من تحویل بدهد، گفتم آقا خدا شفایت بدهد یک مقداری اگر من برایم مقدور بود شما را به روانپزشک مراجعه می  کردم خدا حافظی کردم از او، از این افراد زیاد هستند ولی من تأسف نمی  خورم برای احمد الحسن، تأسف من از این است که بعضی  ها چرا فریب این فریبکار را می  خورند با اینکه اگر کسی کوچک ترین اطلاعی از اسلام داشته باشد از معارف دینی داشته باشد از سخنان اهل بیت داشته باشد با خواندن یک کتاب از کتاب  های ایشان پی می برد که ایشان اصلاً با اسلام ارتباطی ندارد نه تنها با اهل بیت، مطالب ایشان سراسر کفر و شرک است، ما بعد از مدتی دیدیم طرفداری دارد ما ده دقیقه کلیپی صحبت کردیم و در فضای مجازی پخش شد تا اخیراً دوباره در فضای مجازی طرفداران شان گفتند که چرا فلانی نامه رسمی به مکتب نجف نمی نویسد، ما هم نوشتیم یک هفته هم فرصت دادیم و همینجا هم جلوی مردم فرستادیم و ارسال کردیم و جواب ارسال را هم گرفتیم و به بینندگان نشان دادیم، علی ایّ حالٍ عزیزانم! فرزندانم! خواهرانم! برادرانم! آنهای که فریب این آقا را خورده اند بدانند که از ایشان فایدۀ برای شما نخواهد رسید رفتن سراغ ایشان جز گرفتار کید شیطان و مکائد شیطان نخواهد بود، ما گفتیم ما مناظره می کنیم مباهله می کنیم من حتی حاظر هستم فرزندانم نوه هایم را بیاورم همینجا جلوی چشم همۀشما، اگر او هم مرد است بیاید میدان برای مباهله، دیگر از این بالاتر؟ مباهله از معجزات اسلام است دیگر، مباهله می کنیم در رابطه با اینکه ایشان فرزند امامم زمان (سلام الله علیه) است نه، ایشان فرستاده ولی عصر (ارواحنا له الفداء) هست نه، موضوع مناظرۀمان کفر و ارتداد ایشان باشد، دیگر از این بالاتر؟ از این بهتر؟ از این واضح  تر؟ از این روشن تر؟ حالا بعضی ها خودشان را دارند به خواب می  زنند چیکار کنیم؟ بنده هم عرض کردم ایشان دارد دنبال یار گیری است در این روستا در آن روستا افرادی را فریب می دهد، گفتم بیایید ثابت کنید ایشان فرستاده حضرت مهدی(ع) هست ما نه تنها با او بیعت می کنیم خاک زیر پایش هم طوطی های چشم مان قرار می دهیم، ما اگر ببینیم عذر می خواهم یک حیوانی از کنار وجود مقدس حضرت ولی عصر گذشته برای آن حیوان احترام قائل می  شویم که از کنار وجود مقدس حضرت ولی عصر عبور کرده تا چه رسد فرستاده او باشد، گفتم ما با توجه به این کلام بیست بیست و پنج سال است در فضای مجازی داخل و خارج تعداد زیادی ما را می  شناسند به بنده عقیده دارند شما دنبال یار گیری نیستید مگر؟ بیایید شما مارا متقاعد کنید که واقعاً شما فرستاده حضرت مهدی(ع) هستید ما به شما ایمان می  آوریم و قول می دهیم اگر بنده به شما ایمان بیاورم حداقل سی چهل هزار نفر در داخل ایران خارج از ایران ایمان خواهند آورد، چرا نمی  آیید میدان؟ چرا فرار می کنید؟ چرا فقط دنبال گیر آوردن چهارتا افراد ناآگاه هستید؟ حالا إن شاءالله عزیزان مان هم صحبت های دارند إن شاءالله استفاده می کنیم اگر باز نوبت به ما رسید من باز نکاتی را خدمت بینندگان عزیز إن شاءالله اشاره خواهم کرد.

استاد شریفی:

بزرگوار هستید خیلی ممنون حضرت استاد. در خدمت استاد بزرگوار جناب آقای مجتهدی سیستانی هستیم عرض سلام داریم خیلی خوش آمدید به برنامۀ خودتان، جناب استاد بعد سلام علیک با بیننده  ها من یک سؤال از شما دارم؛ تحلیل شما از فرار احمد بصری و عدم پاسخ مکتب نجف نسبت به این تحدی که خودشان اعلام کردند، من از استاد عذرخواهی کنم حالا شاید ادبیاتی که اینها دارند به هر حال ادبیات صحیحی نیست ولی از باب اینکه حجت را بر اینها تمام کنیم مجبور هستم به هر حال اینها را خدمت بیننده  ها نمایش بدهم؛ حضرت استاد اینها یک سری از کانال  ها و گروه  های جریان خود احمد هست قبل از پاسخ دعوت ش ما اینها این مطالب را در کانال  های رسمی خودشان مطرح کرده بودند حالا این هم یکی از کانال های شان هست

اقرار و شهادت آقای حسینی قزوینی (نماینده حوزه قم و مراجع در مقابله با عوت یمانی)

«تحت اشراف مؤسسه وارثین ملکوتین رسمی»

تصریح کردند این همان نامه ای که حضرت عالی اشاره فرمودید که بله آقای ناظم العقیلی به نمایندگی از آقای احمد در این تاریخ نامه ای نوشته به آقای قزوینی در ایران و اینجا در این نامه و در این متن های که اینها آوردند مدعی شدند که چرا آقای قزوینی پاسخ تحدی و دعوت به مناظرۀ آقای احمد بصری را نداده است و همین دلیل، دلیل بطلان عقیده شیعیان إثنی عشری و حاج آقای قزوینی است که پاسخ نداده، حضرت عالی پاسخ دادید اما ما جز فرار چیزی دیگری ندیدیم، حالا من این سؤال را از آقای مجتهدی دارم؛ جناب آقای مجتهدی! علت فرار جریان و عدم اعتنا به این مسئله از نظر ما چیست؟ اگر این را پاسخ دهید ممنون می شوم.

استاد مجتهدی سیستانی:

بسم الله الرحمن الرحیم

من هم خدمت  شما و مهمانان عزیز و بینندگان محترم سلام عرض می کنم، فرار اینها از مناظره خب خیلی واضح هست اینها چون دو جهت دارد فرارشان مخصوصاً نسبت به این مسئله ای که الآن اتفاق افتاده، چون خودشان از نظر علمی بسیار بسیار سطح پاین هستند و واقعاً حرف های شان به درد افرادی می خورد که هیچ آگاهی از علوم حوزوی و مبانی اسلامی ندارند لذا وقتی کسی بخواهد عالِم باشد و تسلط داشته باشد به مبانی اسلامی و علوم حوزوی بخواهد با اینها مناظره بکند طبیعی است که اینها فرار را بر قرار ترجیح می دهند، جهت دوم آن هم این هست که کسی آنها را به مناظره دعوت کرده که چهره کاملاً شناخته شده از نظر علمی و از نظر تسلط بر فن مناظره هست حضرت استاد آیت الله قزوینی که اسم ایشان لرزه به اندام وهابیت می اندازد که آن همه استدلال دارند آن همه کتاب دارند آن همه تبلیغات دارند، چنین شخصیتی وقتی بخواهد به میدان مناظره بیاید در مقابلش فردی بی سوادی باشد که حتی نمی داند فاعل را مثلاً باید مرفوع خواند مفعول را باید منصوب خواند، ابتدایی ترین مسائل دینی و ادبیات عرب را بلد نیست و تسلط ندارد معلوم هست که هیچ راهی غیر از فرار برای او باقی نمی ماند، البته آنها اعتراف به فرار ندارند آنها در بعضی کانال های شان حتماً دیدید می گویند احمد پاسخ دندان شکنی به آقای قزوینی داد و آن سکوت احمد بود، حالا من نمی دانم سکوت چطوری می تواند پاسخ دندان شکن باشد در برابر دعوت به مناظره و مباهله، اما عرض کردم آنها خودشان کاملاً واقف هستند و احمد هیچ وقت هم خیال مناظره نداشت احمد چون می دانست که علماء او را در حدی نمی دانند که بخواهند اصلاً با او مناظره بکنند، این ادعاهای مناظره را فقط برای این مطرح کرد که بتواند عوام فریبی کند که من به خودم اینقدر از نظر علمی مطمعین هستم که علمای شیعه، علمای سنت، علمای یهود، علمای نصرانی را دعوت به مناظره می کنم همچنان که حسین علی بهاء در زندگی نامه اش بهائی ها اعتقاد دارند که ایشان بدون هیچ ترس و واهمه ای نامه نمی  دانم به قیصر روسیه نوشت و نامه نمی دانم به رئیس جمهور آمریکا نوشت و نامه نمی دانم به کجا نوشت و به کجا نوشت و همه دنیا را دعوت به بهائیت کرد این خودش نشانه حقانیت ایشان است کسی که اینقدر جُور و بُرزه داشته باشد در حالی که مرحوم عبدالحسین آیتی که مورخ شهیر بهائیت بودند و بعداً مستبصر می شوند و بر می گردند می  گویند به خدا قسم می خورم هیچ کدام از این نامه ها به هیچ یک از آن افراد فرستاده نشد و این نامه ها از زیر تشک حسین علی بهاء یک سانت هم عقب تر نرفت اینها فقط نوشته شد برای اینکه ادعا بکنند که این آقا مثلاً دنیا را دعوت به بهائیت کرده و چقدر جُور و بُرزه داشته و همین مثلاً استقامتی در دعوت و جُور و بُرزه داشتن علامت این هست که این آقا مثلاً علمیت دارد و بر حق است و غیره، احمد بصری هم که فتوکپی بهائیت هست از این مسئله اینطور سوءاستفاده کرد که ادعا می کند در یک سایتی مثلاً من دعوت به مناظره کردم و چون آنها پاسخ ندادند پس بلد نبودند جواب من را، پس شکست خوردند واینها همه اش ادعا است و خیلی هم برای کسی که یک مقداری واقف بر جریان شناسی فرقه ها باشد کاملاً مشخص هست که عدم پاسخگویی آنها به دعوت حضرت استاد آقای قزوینی هیچ چیز نیست إلی نداشتن علم و ترس از مناظره.

استاد شریفی:

ممنون هستم متشکر جناب استاد مجتهدی بزرگوار.  حاج آقا بعد از اینکه شما ایمیل زدید اتفاقاتی قشنگی افتاد؛ اولین اتفاق این بود که اینها گفتند مکتب نجف قطعاً پاسخ خواهد داد یکی از لیدرهای اصلی این جریان جناب آقای موسوی است همه می شناسیم او را، ایشان قبلاً جزء سازمان مجاهدین خلق، از ایشان سؤال می پرسند می گوید بله قطعاً مکتب پاسخ خواهد داد و ما منتظر هستیم که مکتب شریف جواب آقای حسینی قزوینی را بدهد، در یک پیج دیگرشان اینها حالا بعد از فحاشی های که انجام شده آخر کار تصریح می کنند که

إن شاءالله ظرف چند روز آینده مکتب شریف نجف جواب شما را خواهد داد و با آغاز این مناظرات باز هم رسوایی شما اتباع مرجعیت ثابت خواهد شد و اگر مکتب پاسخ نداد من اعلام می کنم راهم از آنان جدا خواهد بود، اکنون بفرمایید که در صورت پاسخ مکتب شریف و فرار و بهانه تراشی آقای قزوینی و دار و دسته اش آیا شما اتباع مرجعیت حاضر هستید به مانند من اعلام برائت از مرجعیت کنید؟

ایشان هم یکی از پیج های این جریان است البته من جوابش دادم گفتم من هم رسماً اعلام می کنم اگر احمد آمد و ما نیامدیم بنده از عقیده خودم و استادم اعلام برائت می  کنم رسمی، این اتفاقی اولی که افتاد ما منتظر جواب مکتب هستیم و مکتب قطعاً پاسخ می دهد پاسخ هم نداد ما از مکتب اعلام برائت می کنیم.

خدمت استاد هوشیار هستیم، سلام علیکم جناب استاد هوشیار بزرگوار، جناب استاد تحلیل شما از این فرار احمد چه است؟

استاد هوشیار:

من یک عرض سلامی داشته باشم خدمت بینندگان و همراهان گرامی و عرض سلام خدمت حضرت آیت الله حسینی قزوینی و دوست مجاهد عزیز مان جناب آقای استاد مجتهدی سیستانی و عرض سلام خدمت شما آقای شریفی بزرگوار و شما هم مجاهد خستگی ناپذیر و خار چشم وهابیت و احمد الحسن و هر چه فرقه به تعبیر حضرت استاد علقه مضغه ی که هستند خار چشم همۀشان هستید الحمد الله، من به نظرم دیگر اصلاً تحلیل نیاز ندارد این فرار است فرار نیازمند تحلیل نیست در رفته طرف در رفته این تحیلیل ندارد در واقع.

استاد شریفی:

من سؤال را اینطوری بپرسم، من رسدی که انجام دادم تحلیلم به این است؛ چرا الآن مکتب نجف هیچ اهمیتی به اتفاقاتی که برای این جریان می افتد نمی دهد یعنی الآن خیلی از لیدرهای اصلی جریان یک مقدار سرخوردگی هم برای شان ایجاد شده که چرا مثلاً این مسئله به این مهمی تنها مطلبی بود که اتفاق نیفتاده بود این بود که اینها می گفتند هیچ کسی به مکتب نجف نامه نزده ایمیل نزده برای مناظره رسمی، به خصوص مثلاً آقای قزوینی که به هر حال مخاطب احمد هم بوده، علت این سرخوردگی چیست در تحلیل  شما؟

استاد هوشیار:

ببنید سال 1426 احمد الحسن یا احمد بصری آمد در نامه های مختلفی علماء را دعوت به مناظره کرد یا به شکل در واقع عام گفت که علمای شیعه بیایند برای مناظره، یا نامه های را فرستاد که از علمای شیعه اسم برد و بعد از چند ماه یعنی بعد از صدور نامه چند ماه بعد از آن دیگر خبری از احمد نشد یعنی دعوت کرد و دیگر نیست بعد از آن و گفتند به غیبت رفته، حداقل یک فرصتی می داد که علماء حداقل یک چند ماهی می گذشت به تعبیر جناب آقای سیستانی نامه به دست شان می رسید تا پاسخ بدهند از زیر تشک بیرون می آمد، یعنی دقیقاً 1426 که نامه ها همۀشان تاریخ دارد اینها صادر شده همان سال هم او رفته و گفتند به غیبت رفته پس فرصت و مجالی اساساً به پاسخ نداده یعنی احمدی که نبوده چه پاسخی علماء به او می دادند؟ این یک مسئله، پس از او اینها بنای مناظره نداشتند می خواست فقط بله به تعبیر ایشان نامه های صادر بشود بگوید که بله ما دعوت به مناظره کردیم و آقایان نیامدند که یک حربه ای دست شان باشد، حالا از آن زمان به بعد آیا علماء نبودند؟ چرا نبودند جناب آقای آل محسن همان موقع  اعلام آمادگی کرد با اینها مناظره کرد در شبکه رسمی هم مناظره کرد بیست و چهار قسمت مناظره شد علمای شیعه بودند آقای کورانی اعلام کرد هم برای مباهله هم مناظره، حتی نمایندۀ فرستاد جناب شیخ حسین حِلفی که شهید هم شد در جنگ با داعش شیخ بزرگوار، ایشان به نمایندگی در همان سال بلافاصله رفتند به عراق و احمد گفته بود که نه مناظره را قبول نمی کنم برای مباهله می آیم که برای مباهله هم نیامد همان سالی که درگیری شد، پس اینها از اول بنای برای مناظره نداشتند بعد آن خب شاگردان حضرت آیت الله قزوینی مکرر اینها دعوت به مناظره کردند گفتند ما آماده هستیم بیایید برای مناظره، بهانه تراشی کردند داریم دیگر کاش مثلاً بود فایل هایش را پخش می کردید گفتند آلرژی به صدای تان داریم، بعد گفتند اجازه نامه امنیتی بیاورید، بعد گفتند که شما نامه رسمی بنویسید، بهانه های مختلف تراشیدند که این مناظره نشود و بعداً کاشف به عمل آمد که اساساً خود دفتر نجف شان گفته هیچ کس حق مناظره ندارد کما اینکه یکی از این اتباع ناپرهیزی کرد با شما مناظره کرد شکست خورد و خود همان مکتب و دفترشان نامه بر علیه او صادر کرد به اسم گفت برادر فلانی شما حق برگزاری مناظره نداری چون قبلاً گفته بود من نماینده مکتب هسیتم یعنی به عنوان نماینده مکتب با شما مناظره کرد وشکست خورد و صدای شکست به خود مکتب رسید طوری شد که مجبور شدند که فرزند خودشان را بخورند یعنی اعلام برائت از فرزند خودشان بکنند، پس اینها از اول بنای بر مناظره نداشتند فقط هوچی گری است کسی که فرقه را بشناسد مطالعه در تاریخ فِرق داشته باشد می فهمد که اساساً یک کسی که در واقع فرقه ای تأسیس می کند علمیت ندارد علمی ندارد مبنای ندارد اما خوب بلد است نمایش بازی کند خوب بلد است جنگ روانی در واقع داشته باشد، عملیات روانی را خوب بلد است که از قِبَل آن یک عده را جذب خودش بکند و این همان افرادی که جذب این فرقه ها می شوند اینها اغناء علمی نمی شوند اساساً، اینها جذب آن نمایش می  شوند جذب آن در واقع فیلمی که، آن آغازی که از سمت فرقه به سمت شان پخش می شود جذب آن می شوند، پس عرض من به این است که اینها از اول بنای مناظره نداشتند و بعداً فهمیدیم که بله مکتب گفته شما حق مناظره ندارید که حضرت آیت الله قزوینی به موقع خیلی هوشمندانه این دعوت را اعلام کردند که بگویند عیب ندارد اگر اتباع شما نباید مناظره کنند من خودم آماده هستم با شما مناظره بکنم که دیدیم نتیجه را و اینها نیامدند پای مناظره دریغ از یک خط پاسخ بنویسند که بگویند ما با شما مناظره نمی  کنیم اصلاً به هر دلیلی، ادب اقتضا می کرد که یک خط بنویسند که ما با شما مناظره نمی کنیم می ترسیم بلد نیستیم.

استاد شریفی:

این مطلبی که شما فرمودید که حداقل پاسخ می دادند یک ادعای مطرح کردند اتباع خود احمد در گروه های شان حالا نکته بعدی حضرت استاد این است؛ در یکی از این مطالب ادعا شده که مکتب پاسخ داده گفته اساساً احمد بصری حضرت استاد آیت الله حسینی قزوینی را به مناظره دعوت نکرده و اصل دعوت دروغ بوده، یعنی تا قبل از آن ما منتظر مکتب هستیم آقای قزوینی چرا جواب نامه احمد را نمی دهد، بعد از اینکه شما ایمیل زدید می گویند الآن مکتب جواب می دهد اگر جواب نداد ما اعلام برائت می کنیم، بعد خبر بعدی می آید مکتب گفته اصلاً دروغ بوده ما اصلاً دعوت نکردیم آقای حسنیی قزوینی را برای مناظره، حالا همان پیجی که اعلام کرده بود که من برائت می  جویم اگر احمد و مکتب نیاید، حالا باز هم با آن ادبیات خودشان و آن بی ادبی های خودشان به هر حال فحاشی های که کردند اعلام کرده که بله مکتب پاسخ داده گفته آقای قزوینی دروغ گفته ما اصلاً آقای قزوینی را دعوت به مناظره نکردیم و این مسئله یک مسئله دروغی بوده یعنی از اساس جریان را آقای احمد بصری و مکتب نجف به اصطلاح کذب دانست و گفت این نکته دروغ است، این یکی از گروه های به اصطلاح مدیریتی جریان احمد بصری است که اتباع و لیدرهای اصلی این جریان داخل این گروه هستند، این برادر بزرگوار جناب آقای زجاجی به یک نکته مهمی رسیده بوده به بقیه گفته که شما باید حواس تان جمع باشد این نامه ای که آقای احمد نوشته این در رابطه با یک آقای قزوینی در عراق است اصلاً عراقی است ایرانی نیست ایشان، یعنی بازی های اینها اگر دقت کنیم، باز دوباره نوشته

چرا برادران ما دقت نمی کنند دیروز هم عرض کردم دعوت آقای احمد یک آقای قزوینی در عراق است 

در صورتی که در نامه و در متن خود اینها، این کانال رسمی خودشان بود، این خیلی مهم است که من اینجا هم این را علامت زده ام

إلی السید القزوینی فی ایران

کانال رسمی خودشان قبلاً «فی ایران» الآن شد در «فی عراق».

استاد هوشیار:

ببینید اصلاً فرض می کنیم احمد حضرت آیت الله قزوینی ایران را دعوت نکرده آقای قزوینی در عراق بوده او را دعوت کرده، خب این تمام پرونده اش بسته، ایشان مستقلاً احمد را رسماً دعوت به مناظره کرده به عنوان یکی از علمای شیعه که صاحب نام هست صاحب تألیف هست همه می شناسند و به تعبیر حضرت استاد عده ی بالاخره حرف ایشان را می پذیرند عده ی کمی هم نه، عده ی زیادی، چرا به ایشان پاسخ ندادند؟

استاد شریفی:

شما حاج آقا تضمین دادید که اگر به احمد ایمان بیاورید همراه با شما چند نفر جمعیت را حداقل تخمین می زنید به احمد ایمان بیارند؟

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

من به نظرم سی چهل هزار نفر می آیند حداقل.

استاد شریفی:

چه فرصتی بهتر از این؟

استاد هوشیار:

یعنی ایشان مستقلاً خودشان دعوت کردند، اصلاً آقا قزوینی ایران نه، آقای قزوینی اروپا، ایشان مستقلاً دعوت کردند بیا مناظره بکنیم، آیا سزاور نبود که یک خط، چون ایشان ایمیل رسمی، ادب اقتضا می کند او هم به ایشان ایمیل می زد نه اینکه مثلاً یک چهار خطی در یکی از این کانال های که بی نام و نشان هست منتشر بشود که اساساً بله آقای قزوینی مثلاً راست نگفته.

استاد شریفی:

که این هم دروغ است هیچ جای مکتب رسماً همچین چیزی را اعلام نکرده اصلاً.

استاد هوشیار:

یا باید در پیج شان می گذاشتند یا باید بالاخره ایمیل می دادند، لذا بالاخره اینها فرار کردند از یک دعوت مستقل، یک تحدی مستقل که حضرت آیت الله قزوینی دعوت کردند و اینها نیامدند پای مناظره و همینطور که شما فرمودید رسماً دیگر پرونده علمی این جریان مختومه اعلام می شود چون اگر اینها علمیتی داشتند حداقل اینجا برای اینکه عدۀ را از گمراهی نجان بدهند یعنی از سمت ما نجات بدهند به سمت خودشان به این تعبیر یعنی از نگاه آنها اگر نگاه بکنیم پای مناظره می آمدند که خب این اتفاق نیفتاد متأسفانه.

استاد شریفی:

حضرت استاد! در این مدتی که نقد جریان احمد را حضرت عالی شروع کردید و الحمد الله به واسطه مطالب ارزشمندشما و حضورشما، این را من جدی عرض می کنم نه اینکه افتخار شاگردی شما را داشته باشیم، بعد از رسدی که ما داریم چه شیعیانی که با شبکه در تماس هستند و یا یا بنده یا بیرون ما سفرهای که داریم، تصریح خود دوستان هم بر این است که از موقعی که حضرت عالی ورود کردید در این جریان، یک شکست سنگین و یک ضربه سنگین به این قضیه وارد شد، یک خاطرۀ حاج آقا شیرین تلغ نمی  دانم حالا خودتان، از ورودشما به این جریان احمد اگر خاطره ای که به ذهن تان می رسد برای بیننده ها و برای ما می تواند هم آموزشی باشد هم یک نکته اخلاقی در آن باشد و یک چیزی یاد گرفته باشیم اگر بفرمایید ممنون می شوم.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

نکته ای که هست خدای عالم یک آیه ی در قرآن دارد که اگر این در قرآن نبود ما جرأت نمی کردیم این را به رسول اکرم نسبت بدهیم، خیلی سنگین است حتی من بعضی وقت ها می خواهم ترجمه کنم خجالتم می آید، برای شما عرض کنم حضرت خطاب به مشرکین

«وَإِنَّا أَوْ إِيَّاكُمْ لَعَلَىٰ هُدًى أَوْ فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ»

الآن می خواهم ترجمه کنم خدا می دانه بدنم می لرزد، رسول اکرم اشرف خلایق کسی که «لَوْلاکَ لَما خَلَقْتُ الْأَفْلاکَ» است انبیاء افتخار پا بوسی رسول اکرم را دارند، اشرف انبیاء هست می  آید به مشرکین می گوید:

یا من گمراه هستم شما در هدایت هستید یا شما گمراه هستید من در هدایت هستم، بیایید با هم بنشینیم مسئله را حل کنیم، یا شما من را هدایت کنید یا من شما را هدایت کنم.

عرض کردم ابتداء این قضایا که پیش آمد حضرت آیت الله کورانی ما مرطب در جریان کار بودیم و ایشان به عنوان یک خلاصه فحلی در برابر بود و حتی ایشان بلند شد رفت نجف و بنا بود مناظره ای صورت بگیرد اینها را دست انداختند از این شهر به آن شهر، از این ساختمان به آن ساختمان و غیره، تا آخر گفتند که احمد نمی دانم در فلان پستو آنجا قایم شده و حاظر نیست بیاید و این خیلی عجیب بود برای من، حالا ای کاش می شد خود آیت الله کورانی هم بودند اینجا خاطره های قشنگی که دنبال این قضیه بودند و برای من نقل کردند این را مطرح می کردند، ما ابتدا که آمدیم حدود گمانم پنج شش سال قبل بود آن ده دقیقه صحبتی که من کردم من الحق و الانصاف احساس می کردم که اینها جواب خواهند داد چون من خیلی قوی و محکم، حالا دوستان ما خیلی ملایم صحبت می کنند خیلی رک بگویم یعنی دوستان ما خیلی نرم «فقول له قول لیّنی» هستند ولی بنده با توجه به تجربیاتی که دارم خب من با بهائی ها مناظره داشتم، با کمونیست ها مناظره داشتم، با وهابی ها هم که دیگر می خوابیم در خواب هم می بینیم با این وهابی ها بحث و مناظره داریم، ولی من خیلی جدی وارد شدم و گفتم من در رابطه با کفر و ارتداد ایشان مناظره می کنم ولی من الحق و الانصاف یک در هزار احتمال نمی دادم اینها جواب ندهند و من همینطوری مترصد بودم که یک جوابی بدهند و ایشان یا خودش بیاید میدان یا فرض اگر معذور هست یک فرد دیگری را معرفی کند بگوید شکست او شکست من است همانطور که ما گفتیم نسبت به دوستان مان مثلاً شکست فلانی شکست ما هست، این همینطوری ما مترصد بودیم و شاید در طول این بیست و چند سال که ما با این وهابی ها هستیم من کلیپ پُر بیننده تر از این کلیپی که ادعای مناظره کردم ندیدم حتی بعضی از این دوستان می گفتند بالای پنج میلیون نفر از این کلیپ دیدن کردند در فضای مجازی، وقتی که اینها ما دو ماه سه ماه همینطوری منتظر بودیم که نیامدند من چندتا نکته در ذهنم آمد؛ نکته اولی که به ذهنم آمد این بود که اصلاً این وجود خارجی ندارد و وجود خارجی ندارد یعنی این ساخته پرداخته استعمار هست و این چنین آوردند مثل همین قضیه های پرنس دالکورکی، نیاز دالگورکی و غیره که چیزهای درست کرده بودند و غیره و پشت صحنۀ این استعمار است و حالا استعمار انگلیس هست اسرائیل هست آمریکا هست چه هست ما نمی دانیم و من لحظه شماری می کردم وقتی نیامدند گفتم یا این وجود خارجی ندارد یا همانطوری که عزیزمان جناب آقای سیستانی هم اشاره فرمودند اینها باور نمی کردند یک کسی فرض در حد ما، مراجع را که ما شاگرد مراجع بزرگوار هستیم و آمدیم به میدان هم مناظره هم مباهله و احساس کردند که اگر بیایند همین چهار پنج نفر افراد ناآگاهی هم که جذب کردند اینها را از دست خواهند داد همانطوری که ما در رابطه با آقای عبدالله حیدری بارها می گفت من نمی دانم با آیت الله العظمی مکارم شیرازی منازره کردم در مدینه، محکوم کردم، حالا آیت را من می گویم ایشان خالی می گفت، با آیت الله جعفر سبحانی مناظره کردم، با آقای مصباح مناظره کردم، ما در شبکه اعلام کردیم شما که با اینها مناظره کردی که ما ندیدیم ما شاگرد این مراجع هستیم شما بیایید با همدیگر مناظره بکنیم مردم هم ببینند ما هم ببینیم که شما چند مرده حلاج هستید، ایشان اول گفت نمی دانم در رابطه با ازدواج ام کلثوم با عمر بن الخطاب مناظره می کنیم بعد پشیمان شد گفت نمی دانم قضیه تاریخی فایده ای ندارد امامت علی در قرآن، تا آخر هم رسماً اعلام کرد من از آقای قزوینی می ترسم از عکس آقای قزوینی هم می ترسم، ما هم گفتیم ما که گناه نکردیم قزوینی شدیم آخر چرا دارید شما می ترسید؟ و بعد هم گفتیم این از قزوینی نمی ترسد از منطق قزوینی که بر گرفته از اهل بیت هست دارد می ترسد چون می داند آمدن همان، شکست همان، رسوایی همان، وقتی شکست بخورد پول های که عربستان سعودی مفت به اینها می دهد دیگر آن پول ها به ایشان نخواهد رسید این افرادی هم که در اطراف او هستند بله قربان می گویند اینها را هم از دست خواهد داد، مجبور است در مدینه برود در کوچه های مدینه یا خیار فروشی کند یا خرما فروشی، حالا خرما فروشی که خیلی خوب است، حالا یا بیاید از این ایرانی ها تکدی کند گدایی کند و غیره و دید که به صلاحش نیست و واقعاً هم کار خوبی کرد یعنی به نظر من الحق و الانصاف با آن عقلی که نداشت خوب تدبیر کرد یعنی آمد می گویند از هر کجای ضرر برگردی منفعت است و لذا من احساس می کنم این جریان احمد بصری حالا خودش وجود دارد وجود ندارد با اینکه همین پلیس نجف رسماً اعلام کرد بر اینکه در همان 1385شمسی در قضیه حمله اینها به نجف هم خودش کشته شد هم معاوینش کشته شد آنها رسماً این را اعلام کردند و بارها این را در رسانه ها بیان کردند و لذا اینها من به نظرم میان بد و بد، بد را انتخاب کردند و ظاهراً هم اگر ما هم به جای آنها بودیم غیر از این راه دیگری نداشتیم ما هم غیر از این راه دیگری نداشتیم، ولی این را من می خواهم به همه عزیزان بیننده عرض کنم؛ شیعه سرت  را بلند کن به مذهبت افتخار کن به امیر المؤمنین به صدیقه طاهره به حضرت ولی عصر (ارواحنا له الفداء) افتخار کن که ما در طول این بیست بیست و پنج سال من دیگر بهترین و جذاب ترین مناظرۀ من با مفتی اعظم عربستان سعودی بود که جناب آقای حاج آقای نواب که الآن مسئول از طرف مقام معظم رهبری هم حضور داشتند ابتداء ما از ایشان اجازه گرفتیم ضبط کنیم این هم ضبط شد که گفتیم اجازه می دهید ما ضبط کنیم گفت اشکالی ندارد، وقتی ما با ایشان مناظره کردیم من آن موقع با اساتید دانشگاه مفتیان شان بیش از دویصد و خُردۀ مناظره داشتیم چاپ هم شده دوستان می توانند همین کتاب «قصة حوار الهادی» را در سایت ولی عصر (ارواحنا فداه) ببینند، من می گفتم اینها اطلاعی ندارند همانطور که بعضی از علمای ما هم شاید اطلاعی نداشته باشند مثلاً یک وهابی بیاید مطلع باشد نتوانند جواب بدهند و من توجیه می کردم ولی وقتی با مفتی اعظم شان رفتم صحبت کردم و دیدم ایشان هیچ چیزی در چنته ندارد همان را که من با یک دبستانی بحث می کردم جواب می  داد به من، عین آن جوب را بدون کم و کاست مفتی اعظم همان جواب را به من می دهد، دیدم اینها یک مطلب کلیشه ای دارند اینها را از مفتی اعظم گرفته تا آن بچه دبستانی و دبیرستانی اینها را حفظ کردند مثل این نوارهای کاست بود دو لبه می آمد آخر دوباره از آن طرف بر می گشت اینها هم به همین شکل هستند من با چندتا از دبیرهای شان دبیرهای دینی شان در مکه بحث داشتم دیدم یک حرفی می زند، با آن پروفسور غامدی بحث می کردیم همین حرف را می زند، شیخ محمد بن جمیل زینو رئیس دار الحدیث مکه بود حرف می زدم این هم عین آنها، یعنی من یک مقداری به تردید افتادم چه است قضیه؟ احمد الحسن هم بیاید میدان چرا نمی آید میدان؟ مفتی اعظم عربستان با آن مقام و دبدبه کبکبه اش حاضر شد با بندۀ قزوینی بنشیند یک ساعت صحبت کند.

استاد شریفی:

غیرت او حاج آقا از اینها بیشتر بود.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

بله، ببینید او حاضر شد با بنده بنشیند صحبت کند و خیلی هم، من این را در همینجا هم اعلام کنم مؤدبانه با ما برخورد کردند احترام کردند به ما، تکریم کردند ما را، کوچکترین جمله تندی من در آن جلسه از زبان مفتی اعظم آقای آل شیخ نشنیدم با اینکه قبلاً از زبان آقای بن باز بدترین توهین ها را به شیعه شنیده بودیم و موقع آمدن هم چهارتا کارتن کتاب، دو کارتن به بنده دو کارتن هم به جناب آقای نواب بهترین و ناب ترین کتابی که ما بعداً از همان کتاب ها علیه خودشان استفاده کردیم مجموعه «مؤلفات محمد بن عبدالوهاب»، مجموعه «جواب به استفتائات» را در اختیار ما قرار دادند و یک شماره فکسش را در  ریاض به من داد شماره تلفن ریاض شان را به من داد و گفت اگر شما سؤالی و غیرۀ داشتید به این فکس بزنید، آقای احمد الحسن! شما یک صدوم غیرت مفتی اعظم عربستان را داشته باش بیا میدان، چرا نیامیدید میدان؟ علی ایحالین اینها من همان فرمایشاتی که این دوتا بزرگوار داشتند مخصوصاً جناب آقای سیستانی نظر قطعیم این هست که اینها بین بد و بدتر، رسوا تر و رسوایی رسوایی را انتخاب کردند نه رسواتر را.

استاد حجازی:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ صَلَّی اللَّهُ عَلَی محمّد و على آله الطّیّبین الطّاهرین وَ لَعْن الدائم عَلَی أَعْدائِهِمْ أَجْمَعِینَ إِلَی یَوْمِ الدِّین.

عرض سلام و خسته نباشید خدمت حاج آقا، آقای شریفی بزرگوار که همیشه مشغول خدمت هستید و شنوندگان و بینندگان عزیز و تشکر بابت این محفلی که شما بالاخره بانی خیر آن بودید، إن شاءالله که برنامه مفیدی بوده باشد تا حالا که مفید بوده الحمد الله.

استاد شریفی:

متشکر از شما، جناب استاد شهبازیان بفرمایید.

استاد شهبازیان:

بسم الله الرحمن الرحیم الحمد الله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین

من هم عرض سلام و احترام خدمت استاد بزرگوار جناب استاد حسینی قزوینی، برادر عزیزمان جناب استاد شریفی و همه بینندگان عزیز، إن شاءالله که خدای متعال توفیق بدهد هر چه سریع تر با رؤیت حضرت مهدی(ع) و ظهور حضرت بتوانیم جشن بگیریم بر چیده شدن این بساط فتنه ای که مدعیان دروغین مثل احمد بصری به وجود آوردند إن شاءالله.

استاد شریفی:

خیلی ممنون و متشکر هستم تشریف آوردید، من قبل از اینکه برگردم خدمت حضرت عالی و حاج آقای حسینی قزوینی، دوتا کلیپ هست بیننده ها این دوتا کلیپ را ببینیم قشنگ است ما نشان دادیم که چه اتفاقاتی بعد از جواب و پاسخ آیت الله حسینی قزوینی به ادعای مناظره احمد بصری در بین اتباع اینها افتاد، این دوتا کلیپ را با هم ببینیم کلیپ اول سخنانی است که از لیدرهای این جریان هست که این آقا صراحتاً می گوید شما از شما سؤال بپرسید جواب می دهیم اما وقتی بلد نباشیم همان کاری را می  کنیم که امشب مستندات آن را نشان دادیم می پیچانیم شما شیعیان إثنی عشری، کلیپ اول را با هم ببینیم.

کلیپ:

عباس فتحیه:

سلام دادش، دادش حقیقتاً من احکام بلد نیستم یعنی مسائل اعتقادی، فلسفی، عرفانی، سیاسی، ژئوپلاتیکی اگر خواستید من در خدمت تان هستم احکام بلد نیستم.

شبهه بدهید آقا طوری نیست ما دیگر بلد هستیم آنهای را که بلد هستیم جواب می دهیم آنهای که بلد نیستیم می پیچانیم پیچاندن را بلد هستیم.

استاد شریفی:

بله عزیزان احمد دعوت می کند مناظره می گوید اگر من نیامدم بدانید من باطل هستم ما پاسخش را دادیم الآن منتظر جواب هستیم، احمد نمی آید مجبور هستند بپیچانند، کنار این پیچاندن ها یک اتفاقاتی هم می افتد، کلیپ بعدی آقای احمد میر عرب یکی دیگر از اتباع این جریان ولیدهای این مسئله است خیلی ناراحت خیلی متحیر گیج و مات و مبهوت، چرا؟ می گوید چون ما فهمیدیم مکتب قرار نیست برای مناظره بیاید و کسی ادعای مناظره کند مکتب گفته پاسخ نمی دهیم، الآن چه خالی در سر مان بریزیم؟ کلیپ شماره دو را ببینیم با هم.

کلیپ:

آقای احمد میر عرب:

ما این مسئله که دارم می گویم برایم چون جدی شد که گفتم که یعنی مکتب قبول نمی کند اگر کسی نماینده رسمی بشود از طرف مراجع و نامه بدهد به مکتب بگوید من نماینده فلان مرجع هستم بیایید برای مناظره؟ آیا مکتب قبول نمی کند؟ این گفت نه، من اصلاً شوکه شدم گفت که مکتب یک چیزی گفت من الآن دقیقاً حرفش یادم نیست اما نقل مضمون می کنم این بود که مکتب گفته فعلاً مناظرات را قبول نمی کنیم.

استاد شریفی:

حاج آقا شما شوکه کردید همه لیدرهای این جریان را، الآن مستدصل ماندند چیکار کنند فقط در حال پیچاندن هستند می پیچانند، با اجازه شما من بروم خدمت جناب استاد شهبازیان عزیز؛ شما پیش کیسوت این جریان هستید با کُله باری از خاطرات، چندتا از این خاطرات قشنگ تان از بحث ها و گفتگو با اینها و اگر مستبصری در این جریان برگشته یک مقدار از مسائل هم برای ما بگویید ممنون می شوم.

استاد شهبازیان:

ما سر سفره اساتید و بزرگواران نشستیم خدمت شان بودیم البته آقای میر عرب یک جوابی داد برای مناظره، فکر می کنم با شما یک برخوردی داشت آن برخوردشان را به عنوان جواب، اینها دیگر اگر نتوانند جوابی بدهند که یک برخورد فزیکی را مد نظر اینها می گیرند یعنی اگر پاسخی هم بخواهند بدهند ما انتظار واقعاً کار علمی از این جریان و اتباع نداریم، اما در مورد بحث مناظره ها و گفتگوها و بحث های که جریان احمد اسماعیل دارند مستحضر هستید قطعاً اساتید و بزرگواران فرمودند و نکاتی را ذکر کردند شگرد یک جریان انحرافی این هست که بیاید سنگ بزرگ بردارد که می گویند سنگ بزرگ علامت نزدن هست، ما متعدد مدعیانی را داشتیم خود بنده با بعضی های شان برخورد داشتم که می گفتند که اگر ما می خواهیم مناظره بکنیم با مثلاً حضرت آیت الله سیستانی، آیت الله مکارم، نمی دانم مقام معظم رهبری را بیاورید با ما بحث بکند ایشان ما را در مناظره مثلاً تأیید خواهد کرد، این قطعاً هیچ وقت اگر بخواهیم همچین کاری بکنیم فردا هر کسی که بلند می شود و یک ادعای کذبی را مطرح می کند بزرگان و مراجع ما باید بیایند یک صندلی بگذارند دم حرم هر روز یک ده نفر بیست نفر سی نفر را ویزیت بکنند، روی این قضیه تلاش شان بر این است این یک شگرد است احمد اسماعیل هم از همین شگرد بهره برد که بله نامه ی را زدند خب همۀ ما که در این قضیه حضور داشتیم این نامه را به خوبی به یاد داریم حالا عجیب هم هست شما فرمودید انکار می کنند این نامه را، خود بنده وقتی آن زمان مثلاً می دیدیم که نامه خطاب به رهبر انقلاب، نامه به خطاب مثلاً به مراجع و نامه خطاب به استاد حسینی قزوینی که شماها بیایید با ما مناظره بکنید گفتگو بکنید بحث بکنید.

استاد شریفی:

جناب استاد شهبازیان من به عنوان اینکه افتخار شاگردی حاج آقا را داشتم بیرون هم ما را می شناسند، یکی از مواردی که هر اتباع احمد از من سؤال می پرسد این بود که چرا استاد شما به نامه آقای احمد پاسخ نمی دهد؟

استاد شهبازیان:

که همان موقع جواب دادند یعنی ما همان زمان که اینها شیوۀشان این بود که چرا اگر ما درخواست کردیم کسی جواب نمی دهد من کلیپی را از حاج آقا آن زمان در شبکه ولایت داشتم که گفتگو می کردند کتاب آقای کورانی را هم نشان داده بودند گفتند بنده حاضر هست با آقای احمد اسماعیل مناظره بکنم الآن دارم رسماً از برنامه زنده اعلام می کنم، یعنی کسی نیست که دیگر این واقعه را فراموش کرده باشد، پس درخواست مناظرۀ استاد متعلق به نامه الآن نیست ما داریم بهانه ها را در واقع دیگر از اینها کاملاً می گیریم و اینکه این رو سیاهی برای خودشان باقی بماند بدانند که قبلاً گفته شده امروز هم مجدد رسماً دعوت شد ولی هیچ کس نه پاسخی داد، من همین امروز هم رسد می کردم بعضی از دوستان را پرس و جو می کردم یک آب در لانه موچه افتاده و الحمد الله نتیجه مثبتی داشته و خدا را شکر ثمربخش بوده بین خودشان اختلافاتی هست درگیر هستند مثل همین پیامی که اینجا احمد میر عرب مطرح می کند که آقا من متحیر شدم چرا مکتب نجف پاسخی نمی دهد، الآن هم همین قضیه بین شان وجود دارد، این یک قسمت گفگتو هست، پس گفتگوها از طرف حوزه علمیه اساتید بزرگوار مطرح بوده آقایان نمی پذیرند، اما نسبت به اتباع و لیدرهای که دارند خب ما چه کسانی را بخواهیم نام ببریم؟ اینها اگر که آن زمانی که با آقای احمد کهندل زحمت کشیدند خود حاج آقا آن زمان دوستانی که در تالار ندای شیعه بودند، خود حضرت عالی، بقیه عزیزانی که آنجا زحمت می کشیدند دعوت کردند آمدیم صحبت کردیم فردای آن روز دیدیم که مهدی رحیمی که آن موقع مسؤل سایت فارسی زبان اینها بود و رسماً مسؤلیتی در مکتب نجف داشت که بعدها بخاطر آن مسائل غیر اخلاقی که بزرگان مکتب نجف از خواهر مهدی رحیمی مطرح می کنند اینها انشعابی به وجود آمد و مهدی رحیمی یک دسته ای را برای خودش زد به نام و غیره و غیره، این اتفاق وقتی افتاد آن زمان مهدی رحیمی بالافاصله یادتان هست آمد حمله کرد به احمد کهندل که بیخود کرده احمد کهندل مناظره کرده من مسؤل هستم باید با ما مناظره بشود وفلان، درخواست دادیم که پس شما تشریف بیاورید گفتند نه، سید واثق الحسینی باید تأیید بکند مسؤل مناظره ها است، ایشان تأیید نمی کند کسی بیاید، پس چیکار باید بکنیم الآن بزرگ شما چه کسی است در ایران؟ مطرح کردند که شما بروید با آقای ضیاء خراسانی در مشهد گفتگو بکنید، یک جلسه ای را ترتیب دادند در مدرسه ای در یکی از حوزه های علمیه مشهد، برادر ضیاء خراسانی بود و چند نفر دیگر بودند، بنده برای اولین بار ایشان را می دیدم رفتیم آنجا نشستیم صحبت کردیم گفتگو کردیم چند سؤال مطرح شد جلوی بقیه طلبه ها، حالا اینها را می گوییم بعضی وقت ها عذرخواهی می کنیم از شما و بینندگان اما بخاطر اینکه یادشان بیاید که دروغگویی نکنند، آنروز هم به این نشان که یک دیگ ماکارانی هم درست کرده بودند همه نشستیم با همدیگر بعد از آن بحث هم خوردیم گفتیم حالا این هفت هشت ده سؤال هست پاسخ، ضیاء خراسانی گفت باشد الآن پاسخی نیست اجازه بدهید فکر بکنیم، رفتند که فکر بکنند فاصله افتاد دیگر ما ندیدیم زنگ، تماس، با واسطه، گفتند نه، ایشان فعلاً جواب نمی دهد، جواب داده نشد رسید بحث به کجا؟ رسید به اینکه یک بار از مشهد به من زنگ زدند گفتند که بله یک آقای آمده به نام مثلاً شهبازیان اینجا ما ده تا سؤال کردیم پاسخ نداد رفت؛  قضیه دقیقاً برعکس شد، یعنی این کذبی که اتفاق می افتد آقای مهدی اکبرنیا که در مهدی شهر سمنان بود یک جلسه ایشان داعیه داشتند که جزء لیدرهای جریان احمد اسماعیل هستند، در مشهد، خب خیلی ها را هم در گیر کرده بود، ما آمدیم گفتیم برادرانه بسم الله بیایید باهم دیگر گفت و گو بکنیم، گفت و گو که می خواستیم بکنیم، تا بنده را دید گفت نه من با شما بحثی ندارم، گفتیم خیلی خب با بنده بحثی نداری چرا؟ گفت شما مرتد و نجس هستی، گفتم آقا اصلاً فرض کن من کافر مرتد نجس، به هر حالا یک گفت گوی علمی و جود دارد شما می روید با وهابی بحث می کنی شما می روید با آتئیست هستند بحث می کنید، گفت و گوی علمی می کند، گفت نه باید برویم داخل یک فضای عمومی که تعدادی زیادی افراد باشند، گفت بنده اینطوری صریحاً به او گفتم، گفتم عیب ندارد شما مشهد را بهتر از من می شناسید، برویم در یک حوزه علمیه 70 -80 -100 تا طلبه را بیاوریم گفت گو بکنیم، اگر این طلبه ها گفتند تو حق می گویی که هیچ، اگر گفتند ما حق می گوییم حداقل در ایمان خودت تردید کن، گفت نه من با شما بحثی ندارم من اگر بخواهم بحث بکنم با آیت الله جوادی آملی مناظره می کنم، گفتم بچه خوب ما  شاگرد آیت الله جوادی آملی، خب بیا با ما بحث کن، اگر بتوانی بنده را شکست بدهی که برای خودت تان بحث تبلیغاتی خوبی هست، این قضیه رفت نفر بعدی، نفر بعدی، آقای عباس فتحیه، دوستانش آمدند، ما پیشنهاد دادیم که گفت و گو بکنیم آن زمان در همین شهرک مهدیه خب هنوز خودش بود و بازداشت نشده بود، گفتیم گفت و گو بکنیم پیام آوردند رفقایش که سه بار استخاره زده گفته بد می آید، خب اینکه دیگر نیازی به استخاره زدن ندارد،

استاد شریفی:

با جناب استاد هوشیار هم گفته بود من به صدای شما آلرژی دارم نمی توانم تحمل کنم صدای ایشان را

استاد شهبازیان:

بله، چون می گویم افراد متعددی، یعنی خود حاج آقای حجازی، آقای سیستانی، آقای هوشیار عزیزان دیگری که درگیر این ماجرا بودند در خواست گفت و گو کردند، و نیامدند، در دانشگاه صنعتی اصفهان بحثی بود آنجا بعدش گفتند که جواب ها داده نشده ما نتوانستیم، آقای شهبازیان را دوباره دعوت بکنید، خب نهاد رهبری آنجا برنامه ریزی کرد دو هفته بعد  که ما بخواهیم آنجا برویم، آقای جمادی نامی بود، و که و که و که، اینها را آقای فتحیه آلوده کرده بود، بعد فتحیه و دیگران به آنها گفته بودن هر کسی که می تواند از قم بلند بشود برود دانشگاه اصفهان فلان روز یک گفت وگو است، گفتم هر کس را بیاورید، اگر شما دانشجوها باشید پرسش و پاسخ است، اگر می توانید یک لیدر بزرگتر  تان را بیاورید اینجا گفت و گو بکنیم، دقیقاً روز جلسه که شد هیچ کدام از اتباع احمد آنجا حاضر نشدند، یکی گفت دل پیچه گرفتم یک گفت، واقعاً اینها را از خودم نمی گویم، تماس گرفتند گذاشتیم روی آیفن یکی می گفت دل پیچه یکی می گفت که استخاره زدم بد آمده، این قضایا و جود دارد حالا قصه یک خورده دیگر بعدش جوکار ، بعدش محمد بسیج و افراد دیگر که

استاد شریفی:

ان شاء الله برمی گردیم باز دوباره خدمت شما استاد شهبازیان عزیز؛ خب سید بزرگوار جناب آقای سید حجازی ما در خدمت شما هستیم با یک نقل خاطره، چه اتفاقاتی در این قضیه برای شما افتاد آیا مستبصر هم داشتید در تبلیغت تان در مناظرات تان، اگر یک مقدار کوتاه تر بیان بفرمایید چون ما یک برنامه خاصی درایم بعد از این و خیلی هم دیگر مزاحم حاج آقا نشویم ان شاء الله

استاد حجازی:

ان شاء الله، اولاً درباره همین مناظره ای که امشب گفت و گویش هست خب واقع اش این است که حالا حاج آقا به طریق اولی و حتی اساتید و بنده حقیر ما اگر وارد این جریان شدیم، هر کدام از ما وارد این جریان شدیم بحث در باره این جریان تحقیق، نقد، کتاب، مقاله، هرچه، مناظره، چون احساس کردیم، یک سری افرادی هستند که دچار شبهه شدند از شیعیان ایتام آل محمد هستند، وارد جریان شدیم وقت گذاشتیم انرژی گذاشتیم کتاب نوشتیم، و امثال حاج آقا یا اساتید دیگری که هستند، واقعاً از روی دل سوزی شان بوده، از روی تواضع شان بوده، از روی این بوده که احساس وظیفه می کردند که من، بلاخره این میدانی هم هست که من می توانم در این میدان قلمی بزنم ورود بکنم، وارد شدند، وگر نه یقین بدانید که این فرقه و حتی امثال این فرقه، خیلی پست تر و پایین تر از این هستند که امثال حاج آقا بخواهد حتی وقت شان را بگذارند، خب وقت حاج آقا محترم است، ایشان موسوعه های علمی در روایات اهل بیت نوشتند، در علوم اهل بیت دارند کار می کنند، هر دقیقه وقت شان ارزشمند است، واقعاً ایشان تواضع کردند، یک چیز حقیقی هست ،که ایشان تواضع کردند پا به این میدان گذاشتند، وگر نه وقت ایشان زمان ایشان، کتاب هایی که دارند، در علوم اهل بیت دارند قلم می زنند، و نشر فضائل اهل بیت می دهند، آن کجا و اینکه بخواهند ایشان وارد بشوند با یک شخصی که واقعاً حرف زدن بلد نیست، اصول ادبیات عرب را بلد نیست، هیچ، و بقیه اساتید بزرگوار هم همینطور، حاج آقای شهبازیان، حاج آقای سیستانی، آقای هوشیار، همه بزرگوارا، پس اگر وارد شدند به این جریان ، بخاطر این بود که احساس وظیفه کردند، نکته دوم اینکه در همین قضیه مناظره هم باز همین اتفاق افتاد، یعنی این علان مناظره بارها وبارها قبلاً انجام شده بود و خب شأن حاج آقا اجل از این است که حتی بخواهند به خود احمد اعلام بکنند تو بیا مناظره بکن، و اینها هم دنبال همین هستند، دنبال مطرح شدن هست، یعنی از همان روز اول، از هما سال 2000، و 1999، که احمد وارد، و ادعاهایش را مطرح کرد چرا ادعاها را مطرح کرد، اولین قدمی که برداشت گفت بیایند علما مراجع همه باهم توافق بکنند، خب این حربه یک سابقه ای هم داشت، سابقه اش علی محمد باب بود، گفت من وقتی معجزه می آورم که همه علما و مراجع شیعه اتفاق بکنند که باید فلان معجزه را از من طلب بکنند، آن وقت من معجزه می آورم، خب این یک چیزی مضحکی است، یا همه متفق بشوند بر اینکه فلان شخص نائب ما است بیاید مثلاً این شخص مناظره بکند،  خب حالا از آن اولی که اینها می آیند همین سر و صداها را می کنند برای اینکه مطرح بشوند، تا اسم مراجع و بزرگان شیعه را نیاورند مطرح هم نمی شوند، لذا آنها دنبال مطرح شدن و مشهور شدن هستند، اما اگر در این قضایای مناظره هم ورود کردند بزرگواران بخاطر همین بود که دهان اینها بسته بشود، اتمام حجت بشود، بگویند ما بارها و بارها گفتیم ما هستیم در میدان بیایید جلو، از روز اول گفتیم الآن هم داریم می گویم، اما در باره خاطراتی که شما فرمودید خب خیلی بیشتر از این است که انسان بخواهد نقل بکند، چقدر افرادی که دچار شبهه بودند به هر کدام از ما به خود شما مراجعه کردند و گفتند ما شبهات مان مرتفع شد، فراوان، اصلاً قابل شمارش نیست،

استاد شریفی:

خیلی شیرین است این لحظه ها

استاد حجازی:

بله خیلی، هیچ لحظه ای از این شیرین تر نیست، حالا در فضای حقیقی و مجازی، آن سفری که ما با شما داشتیم یادم نمی رود شاید سه جلسه حاج آقا در جریان هستند، ما سه جلسه رفتیم تربت حیدریه با آقای شریفی و آقای هوشیار در آن سه جلسه تقریباً یک سوم شان یقیناً اعلان برائت کردند، بصورت یقینی اظهار کردند برائت شان را از احمد، و یک سوم دیگر شان هم خب مرتبط شدند و مشغول تحقیق شدند و همین الآن هم خیلی  از آنها مرتبط هستند، با سه جلسه در سفری که ما در آن منطقه داشتیم، برکات امام عصر (عج) بود نه ما، می خواهم بگویم که وقتی انسان وارد می شود خب این مسائل زیاد است،

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

آن تعدادی که منصرف شدند، و اعلام برائت کردند چند نفر بودند

استاد شریفی:

حدود 70 نفر کلشان بود که در دوره شرکت کردند، آنهایی که قطعی برگشتند اعلام برائت کردند حدود 17 -18 نفر قطعی اعلام برائت کردند، یک تقریباً 20 نفر که ما داشتیم که به ما گفتند ما به شک افتادیم برای ما هنوز دوره را ادامه بدهید ما می خواهیم، تحقیق کنیم، باقی مانده هم که دیگر حرفی نمی زدند، حالا که چقدری هستند از اینها هم در حد سه یا چهار نفر بودند که می گفتند نه إلّا ما اگر خود اما زمان هم بیاید، یا عین حرف حاج آقا این بود، گفتند خود احمد هم بیاید بگوید من باطلم ما می گوییم نه تقیه می  کند، درست نیست.

استاد شهبازیان:

حاج آقا اضافه کنید به این آمار افرادی را که حالا حداقل ما دیگر می شناسیم که اینها برگشتند ولی جرعت ابراز برگشتند ندارند، یعنی بنده دیدم بعضی از این لیدرهای اینها را که آمده وقتی داریم شهادتین را از آن بیچاره می گیرد می گوید حواست باشد اگر برگردی دیگر مرتد می شوی، یعنی یک تحدید گونه دیگر وقتی می فهمد این جریان باطل است جرعت نمی کند، ما متعدد افرادی را داریم که به همین صورت هستند متأسفانه.

استاد شریفی:

خب اگر اجازه بدهید ما یک برنامه خاصی حاج آقا داریم، آن لحظه خاص رسید، آن لحظه ای که احمد گفته بود من را دعوت کنید به مناظره اگر نیامدم همه چیز تمام، دعوتت کردیم به مناظره نیامدی و می خواهیم بگوییم از نظر علمی جریان احمد بصری همه چیز تمام و در این لحظه ما در خدمت استاد هستیم با این لحظه تاریخی که شاید ثبت خواهد شد در تاریخ و در نقد جریان این مدعی دروغین که می خواهیم بگوییم حضرت استاد همه چیز در جریان احمد بصری تمام، کیکی که ملاحظه می کنید کیک پیروزی و اظهار شادی ما است، شیعیانی که بانی این برنامه شدند، و در خواست داشتند که این برنامه اتفاق بیافتد تا بر همه گان ثابت کنیم که اتباع احمد و خود احمد بصری به مانند برادر بزرگتر خودش وهابیت در میدان علمب چیزی برای گفتن ندارد، حضرت استاد ما در خدمت شما هستیم، کیک باطل شدن است ادعای علمی احمد بصری را شما برش بزنید.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

بله اگر دوستان می بینند، که زحمت کشیدند عزیزان مان یک کیک خیلی مفصلی را تهیه دیدند با تصویر احمد بصری و با مهر باطل شد، این عکس آقای احمد است ما ابتدا این را برای شما برمی داریم، و بسم الله الرحمن الرحیم، و بسم الله هم بگوییم که خلاصه ذبح شرعی شده باشد، اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم ما دیگر، دوستان عزیز همه در سراسر جهان آماده باشند که ما دیگر ختم جریان احمد بصری را به همین شکل ما اعلام می کنیم، و ایشان که واقعاً مردانگی نداشت نه خودش جواب بدهد و نه مکتب نجف جواب بدهد ما دیگر ایشان را برای همیشه در زباله دان تاریخ به حول و قوه الهی دفن می کنیم که ان شاء الله خدای عالم توفیق بدهد که اینها به امضای حضرت ولیعصر (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) هم برسد، و حضرت صدیقه طاهره، هم ان شاء الله لبخندی بر سیمای نازنینش ان شاء الله بنشیند که یکی از دشمنان حضرت ولیعصر، مدعیان دروغین بابیت و مهدویت که ان شاء الله امشب برای همیشه از دیدگاه ما و شیعیان و اهل بیت به زباله دان تاریخ افتاد، امیدوارم که ان شاء الله همه بینندگان عزیز مخصوصاً آن دسته از اتباعی که فریب اینها را خوده اند یک مقداری توجه کنند تدبر کنند، تعقل کنند، دیگر من گمان می کنم بالاتر از اینکه دیگر بهانه از دست اینها گرفته شود دیگر من گمان می کنم چیزی برای گفتن اینها نداشته باشند، گفتند مناظره گفتیم بله، گفتیم  مباهله گفتند نه، نامه بنویسید نوشتیم، دیگر هر طور این آقایان می خواستند ما طبق درخواست آنها عمل کردیم ولی الحمد الله الحمد الله الحمد الله ثابت شد برای بار دیگر حقانیت مکتب اهل بیت و مذهب شیعیه 12 امامی که همیشه هم این بوده و من بارها گفتم باز تکرار می کنم، جوانهای شیعه، شیعیان عزیز ما در سراسر دنیا سرشان را بلند کنند و افتخار کنند بر شیعه بودن شان، افتخار کنند بر تبعیت از اهل بیت عصمت و طهارت، و خدا را شاکر باشند که این نعمت را خدای عالم از باب «یا مبتدأً بالنعم قبل استحقاقها» به اینها داده است، «و جعل صلاتنا، صلواتنا علیکم طیباً لخلقنا و طهارةً لأنفسنا» این ولایت اهل بیت نشانگر پاک بودن سرشت شیعه و پاک بودن طینت شیعه هست، و من این را بارها گفتم دوستان از من دارند که اگر ما خدای عالم از اول خلقت تا آخر خلقت عمر بدهد و تمام این عمر را در یک سجده شکر برای نعمت ولایت اهل بیت انجام بدهیم بنده با ولله تالله بالله قسم می خورم حق این نعمت را نتوانسته ایم ادا کنیم، «بموالتکم تقبل الطاعة المفترض» و جز ولایت اینها در عالم هستی چیز دیگری نسیت، تعبیری که امام راحل رضوان الله تعالی علیه در کتاب «مصباح الهدایه و الولایه» آورده، صفحه 122، چاپ قبلی اگر اشتاه نکنم، صفحه 37 -38 عربی جدید از محمد رضای قمشه ای از اساتیدشان جملۀ زیبایی هست من این را بعنوان «ختامه مسکن» عرض کنم از یک عارف بزرگ فیلسوف نامدار و یک کسی که واصل به مقامات عالیه ای که

رسد آدمی به جایی

که بجز خدا نبیند

بنگر که تا چه حد است

مقام آدمیت

آقای محمد رضا قمشه ای جزءاینها است که اما راحل رضوان الله تعالی علیه از ایشان نقل می کند که می  فرمودند:

«فالعقیدة المحمدیه هی التی تجلت فی العالم»

مصباح الهدایه و الولایه، محمد رضا قمشه ای، چاپ قبلی، ص122، چاپ عربی جدید، ص 37-38

این حقیقت سلسله جلیله محمدیین هست که در جهان تجلی کرده، عالم

«فالعالم من الضرّ علی الضِّر ظهورها و تجلیها»

تمام عوالم و تمام ماسوی الله آئینه تمام نمای وجود مقدس سلسله جلیله محمدیین هستند که فرمودند

«ساولنا محمد آخرنا محمد و کلّنا محمد، صلی علی محمد و آل محمد»

استاد شریفی:

خب خیلی ممنون از جناب استاد متشکریم.

استاد شهبازیان:

ما در روایتی داریم از حضرت صادق (ع)، مرحوم نعمانی هم ذکر می کند که اگر نبود وجود علمای دین در دوران غیبت، غیبت اتفاق نمی افتاد، چون علما و اولیا هستند مردم را نجات بدهند از آن فتنه ها، این عملکردی که جناب استاد حسینی قزوینی و حوزه علیمه قم نجف و مراجع عظام تقلید داشتند ما هم بعنوان شاگردانی که روی سفره این عزیزان بودیم از اینها کسب فیض کردیم و فقط بلندگوی انتقال معارف اهل بیت بودیم، این برش کیک را توجه بکنید که به وسیله استاد قزوینی زده شد در واقع نه فقط جریان احمد اسماعیل، جریان احمد اسماعیل یک نمادی است که این مقابله با تمام جریان های فرقه ای که امروز وجود دارند به وسیله استادی از اساتید حوزه علمیه مبارکه دارد اتفاق می افتد، و این همان رمز پیروزی شیعیان هست که اگر تا زمانی که از مراجع و فقها تبعیت داشته باشند و مطالب را از آنها بگیرند قطعاً در دوران  فتنه ها می توانند مسیر حق را ان شاء الله جلو بروند، خیلی ممنون هم هستیم حاج آقا ما از حضرت عالی که بعنوان یک استاد در فضای حوزه علیمه این افتخار را هم به ما دادید که امروز در جشن مقابله با جریان های انحرافی خدمت حضرت عالی باشیم و خدمت سروران بزرگوار.

استاد شریفی:

متشکریم از جناب استاد شهبازیان عزیز وهمه بزرگواران که تشریف آوردند، ما از طرف شبکه جهانی حضرت ولیعصر (عج) او از شما بینندگان عزیز تشکر می کنیم بابت حمایت  های خودتان و در مرحله دوم قصد داریم بعنوان هدیۀ نا قابل و یک یاد بودی بابت زحمات چندین ساله این بزرگواران و این عزیزان که اینها سنگر بانان حریم اهل بیت بودند در مقابل مدعیان دروغین مهدویت بخصوص جریان احمد بصری یک تقدیر کوچکی انجام شده باشد، حضرت استاد اگر اجازه بفرمایید

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

ما از هم عزیزان مان نور چشمان مان و سروران مان که سالها است در قضیه جریان احمد اسماعیل و احمد بصری با تمام توان  دارند زحمت می کشند و شبانه روز جهاد می کنند و خودشان را در معرض هر گونه اتهامات و تحدیدها قرار دادند و از هیچ چیزی باکی ندارند، و مصداق «لاتأخذه فی الله لومة لائم» هستند من از تک تک این عزیزان تشکر می  کنم و دست شان را می فشارم خدا ان شاء الله به آبروی صدیقه طاهره این اعمال این عزیزان مان را هم مورد عنایت خودش قرار بدهد و از این کارها لبخندی بر سیمای نازنین صدیقه طاهره  و فرزند بزرگوارش بقیة الله الأعظم ان شاء الله بنشیند، من خدمت جناب آقای شهبازیان عزیز این کلام الله را با یک هدیه ناقابل خدمت تان تقدیم می کنیم، و همچنین این کلام الله مجید و این هدیه ناقابل خدمت شما این در خدمت شما، این هم خدمت حضرت عالی، این هم جناب آقای سیستانی بزرگوار، خدمت حضرت عالی، گرچه هدایا ناقابل هست ولی چون کلام الله مجید هست ان شاء الله هر وقتی باز می کنند دوستان عزیز و قرائت می کنند ان شاء الله به یاد امشب که برای همیشه خط بطلان بر جریان احمد از دیدگاه ما کشیده شد ان شاء الله باشند، و از خدای عالم هم بخواهند این افرادی که فریب خورده اند اینها را دعا کنند، ما در روایت داریم که حضرت امیر (ع) هر روز بعد از نماز صبح آن استغفار 70 بندی که شاید تقریباً نزدیک یک ساعت طول می کشد خواندنش ، حضرت می خواندند، برای گنه کاران امت رسول اکرم (ص)، اینهایی هم که فریب خوردند اینها فرزندان ما هستند، عزیزان ما هستند، نور چشمان ما هستند، و ما تأسف می خوریم و ناراحتیم و تنبه اینها تدبر اینها در این مسیر آرزوی دل ما هست و خدا را همینجا قسم می دهیم به آبروی صدیقه طاهره مقدمات روشن شدن این عزیزان ما را هم فراهم کنند و اینها به دامن آن شیعۀ راستین و واقعی برگردند ان شاء الله.

استاد هوشیار:

البته استاد ما از شما تشکر می کنیم که فرماندهی این جبهه را قبول کردید به ما آموختید هم اخلاق نقد فرقه را به ما آموختید و هم آن جسارت را به ما دادید هم علمش را الحمد الله از شما دریافت کردیم، روش ها را از شما آموختیم و این تشکر و تقدیر، خب ما که نمی توانیم از شما تشکر کنیم ان شاء الله حضرت صاحب الزمان شخصاً از شما تشکر و قدردانی خواهند کرد و می کنند و ما هم ممنون شما هستیم، ان شاء الله که همیشه باشید سالم تر از دیروز بهتر از دیروز استوارتر همیشه باشید و ما هم ان شاء الله در سربازی شما در این جبهه ان شاء الله شمشیر بزنیم تا حضرت بقیة الله ان شاء الله خوشحال بشوند.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

اگر قبول مان بکند حضرت ولیعصر (ارواحنا لتراب مقدمه الفداه) بعنوان یک سرباز کوچک در خدمت حضرت ولیعصر (ارواحنا فداه) باشیم، و ما را جزء فدائیان خاک پای خودشان قرار بدهند و باشد که ان شاء الله همانی که ما در زیارت عاشورا می خوانیم که خدای عالم به ما توفیق انتقام سرور آزادگان و شهدای دشت نینوا را در رکاب حضرت ولیعصر ان شاء الله به همه ما قسمت کند، و آن روز روز خوشحالی ما هست، آن روز روز شادی ما هست، آن روزی است که واقعاً ما با تمام وجود شادمان خواهیم کرد که صاحب این عالم به اذن الله تبارک و تعالی برسد و پرچم پر افتخار اسلام و شهادت علی ولی الله در سراسر گیتی ان شاء الله به اهتزاز در بیاید و این صدای اهل بیت عصمت و طهارات که صدای منطبق با فطرت و طینت هست و برخواسته از قرآن کلام خدا و سنت راستین محمدی (ص) هست ان شاء الله این صدا در عالم تنین انداز بشود من باز از همه عزیزان مان که سالها دارند در این عرصه زحمت می کشند تلاش می کنند و همچنین از خانواده های این عزیزان مان که در این مسیر و در این عرصه زحمات زیادی کشیدند، و دوری های زیادی را تحمل کردند از خانواده های شما بزرگواران هم همینجا تشکر می کنم از آقا زاده ها و فرزندان شما که آن دوری ها را تحمل کردن که شما در این عرصه در این جبه مسافرت های متعددی داشتید و با خطرهای متعددی خودتان را مواجه می دیدید ولی هیچ کدام از این خطرها و تهدید ها مانعی نشد که شما در این مسیر رسالتی که دارید و در این جهاد خیلی واضح و روشنی که دارید بایستید، من از همه شما تشکر می کنم و موفقیت شما عزیزان را از خدای منان ما می خواهیم و همچینین از بینندگان عزیزی که با ما بودند امشب و در یکی دو جلسه قبل هم که ما این نامه را نوشتیم به مکتب نجف و جوابی ندادند برای همه دیگر قضیه امشب ان شاء الله الحمد الله رب العالمین روشن شد و واضح شد از هم من تشکر می کنم، من به نوبه خودم از همه عزیزان و بزرگواران هم خدا حافظی می کنم، و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته.

استاد شریفی:

خب خیلی ممنون از حضرت استاد متشکریم ما یک نکته را هم باید اینجا ذکر کنیم خیلی از برگواران دیگر جا داشت که اینجا تشریف بیاورند و ما در خدمت شان باشیم ولی متأسفانه یا سفر بودند یا مشکلاتی داشتند مثل آیت الله کورانی، جناب آیت الله طبسی و جناب استاد آیتی جناب استاد جعفری و بزرگواران دیگر که در این فضا دارند فعالیت می کنند جناب آقای دکتر هادی عباسی، و خیلی های دیگر که الآن من حضور ذهن ندارم چون ما برای کمبود جا و این نقصی که در این مسائل داریم نتوانستیم در خدمت  شان باشیم و این اساتید به نمایندگی از آنها تشریف آوردند و امیدواریم که خدا به همه اینها خیر عطا کند.

در این تایم در خدمت شما بینندگان عزیز هستیم اما من یک خواهشی فقط دارم ما امشب موضوع برنامه مان نمی خواهیم خارج بشود فرار جریان احمد بصری و احمد و مکتب نجف از مناظره با آیت الله دکتر حسنی قزوینی یا مجموعه شاگردان ایشان، علت چیست چرا فکر می کنید این اتفاق افتاده و به چه دلیلی اینها راضی نیستند برای این مناظره و گفت گوی علمی وارد میدان بشوند، ان شاء الله امیدواریم که بتوانیم این نیم ساعت دیگر و بیست دقیقه دیگر را هم با یک برنامه خوب و با یک گفت و گوی خوب و هدف من طی کنیم، بیننده اولی که در خدمت شان هستیم جناب آقای بهادری عزیز از کرج، جناب آقای بهادری سلام علیکم،

بیننده:

علیکم السلام و رحمة الله، جناب استاد شریفی بزرگوار ما بسیار بسیار خوشحال هستیم جای بسیا بسیار تشکر دارد از حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی  اساتید محترم که در برنامه حضور داشتند، امیدوارم که زحماتی که حضرت آیت الله کشیدند عزیزانی همچون شما جناب آقای شهبازیان، و روحانیت  معزز و محترمی که پیرو و مدافع حضرت مهدی (عج) هستند امیدوارم که خود آقا نظاره گر این برنامه بودن ان شاء الله در دفتر مخصوص ایشان ثبت و ضبط بشود برایتان و توشه آخرت بشود، و یکی از چیزهایی که باعث افتخار است این است که ببینید در دوران فتنه کسانی مثل احمد اسماعیل ها ظهور می کنند، من یک وقت هایی پیش خودم می گویم استاد شریفی، شاید این امتحانی است از طرف خود حضرت مهدی (عج) که شاید بخواهد آزمون کند سربازانش را که چقدر پیرو و مدافعش هستند که بخواهند در این  دوران فتنه بخواهند از غیبت بودن حضرت مهدی استفاده بکنند، و دفاع کنند از حضرت، و کسانی که مثل احمد اسماعیل ها که می آیند می گویند نستجیر بالله ما امام زمان هستیم، اینطوری این آقا را به فضاحت بکشانند، و این هم خودش باز لطفی است که در دوران فته این کسانی که می آیند ظهور می کنند ادعای امام زمانی می کنند و باطل می شوند و بطلان می کشند بر سر سند کارنامه ننگین خودشان و نمی آیند مناظره بکنند، می گویند من آنم که رستم بود پهلوان ادعای مناظره می کنند ولی کسانی مثل حضرت آیت الله قزوینی و شما که می  آیید پای مناظره فرار می کنند، خب این دیگر برای همه مخاطبین مشخص می شود که اینه نه واقعاً بر حق هستند، بلکه در بطلان هستند خداوند ان شاء الله به حق خود آقا امام زمان اینها را  اهل کند ما نمی خواهیم نفرین بکنیم، اینها یک دورانی هستند که می آیند و می روند می گوید من باید یک کاری بکنم که اسمم چند صباحی بیاید ورد زبان ها، حالا چه معصیت بکنم چه گناه بکنم، اینها کارشان این بود دیگر ولی امشب مشخص شد که این جریان احمد اسماعیل در یک خط بطلان کشیده شد، امیدوارم کسانی که دارند پیروی از این آقا می کنند خدا ان شاء الله هدایتشان بکند، و تشکر می کنم از شما سربازان آقا امام زمان که اینها را رسوا کردید، ممنونم قلباً ممنون هستم از شما امیدوارم که که خود آقا امام زمان به شما مزد بدهد.

استاد شریفی:

خیلی ممنون و متشکریم  خوشحالیم که با برنامه خودتان تماس گرفتید، ممنون هستم از شما آنچه را که فرمودید به هر حال خدا را شاکریم برای این اتفاق خوب.

قبل از اینکه بخواهیم بیننده بعدی را داشته باشیم من یک سؤالی را از جناب آقای استاد هوشیار باید سؤال کنم چون این سؤال ماند، ما یک خاطره ای از دوستان درخواست کردیم، یک خاطره یک درد دل یک تحلیل همه آنچه را که شما در این چند سال در این قضیه احمد دارید می گذرانید، از مستبصرین اینها، ما در خدمت شما هسیم چند دقیقه.

استاد هوشیار:

من اول یک تشکری بکنم از دوستانی که انیجا نیستند و کسی هم نمی شناسد آن دوستان را خب خیلی از دوستانی هستند هک در فضای مجازی شبانه روز ما شاهد هستیم که روشنگری می کنند کار می کنند و شیعیان حضرت علی بن ابی طالب را هدایت می کنند شاید نه اسمی از آنها هست نه رسمی از آنه هست نه اینجا هستند و بینندگان فقط ما را از اول دیدند و می شناسند و الآن هم می بینند، و اجحاف در حق آنها نشود اگرچه این تقدیر من به جای بر نمی خورد باید حضرت صاحب الزمان از آنها قدر دانی کند خب من هم در حد خودم از همه دوستانی که دتعدادشان کم هم نیست الحمد الله شبانه روز دارندتلاش می کنند و اگر من بخواهم اسمشان را ببرم حتماً اجرشان کاسته خواهد شد، تشکرم را من تقدیم کردم خدمت شان، نکته دوم قبل از آن خاطره ما واقعاً دلسوز آن کسانی هستیم که جذب این جریان شدند، اینها شیعیان حضرت امیرالمؤمنین هستند که فریب خوردند، اینها راه را گم کردند، ما هیچ عنادی با این افراد نداریم ما حساب شما را با سرکردگانی که دنبال فتنه هستند می خواهند از این نمد کلاهی برای خودشان درست بکنند، ما دعوای مان با آنها هست، ما شمشیر را بر علیه آنها کشیدیم، خدا شاهد است من گاهی گریه ام می گیرد و گریه می کنم، بارها من گریه کردم بخاطر همین افرادی که گاهی می بینیم با آنها صحبت می کنمی اغناء علمی هم می شود اما بخاطر یک سری بحث های روانشناختی که مثلاً می روند دنبال این جریان، و ما دلسوز اینها هستیم، می خواستم بگویم که این جشنی که گرفته شده موضعش مشخص بشود که این بطلان سرکردهای فرقه است.

استاد شریفی:

سرکرده  هایی که اصلاً هیچ اهمیتی هم نمی دهند برای این دلسوزی و این چه کنم چه کنم هایی که الآن اتباع احمد در این افتاده اند،

استاد هوشیار:

رها کردند اینها را سالها است که رها کردند، من یادم هست چهار سال یا سه سال پیش بود که آن موقع آقای اعلا صالح مسؤلیت ایران داشت، احمد در آن پیجش نوشته بود که بزودی من خودم امورات ایران را پیگیری کنم و ساماندهی کنم، هنوز هم آن بزودی نیامده، حالا کی بیاید نمی دانم و از همان موقع اینها درگیری هستند، آواره هستند، فقط پول دریافت می کنند، من سراغ دارم که مرتب به حسابشان از ایران و از این اتباعی که پیروشان شدند پول می رود اما اینکه بلاخره اینها واقعاً تکلیفشان چیست معلوم نیست، این از این تمام.من جا دارد یک خاطره تلخی را، خاطره خوب بنده زیاد دارم در این دورانی که سربازی کردیم در محضر دوستان عزیز اساتید بنده هستید و از تمامی دوستان ما نکته یاد گرفتیم، آن خاطره تلخ را بگویم که یک نکته ای دارم رویش، یک آقایی من اسم نمی برم از آن عزیز که در یکی از شهرها بود و مبلغ هم  بود آنجا گفتند که این آقا جذب این جریان شده و ما رفتیم سراغ ایشان با او گفت و گو کردیم و سر کلاس ما اول آمدند بعدش نامه ای را داده بود به من گفته بود فلانی جواب بدهد این سؤالات من را شماره اش را به من نوشته بود من آمدم همان شب که رسیدم به محل اسکان مان، تک تک سؤالات را در تلگرام برایش فرستادم ویس هم فرستادم، دو سه روز ما با همدیگر مباحثه داشتیم تا اینکه یک هفته ای خبری نشد، بعدش به من خبر داد گفت فلانی من فهمیدم که اشتباه کردم، عین عباراتش است، عین جمله اش را می  گویم، و من اشتباه کردم و من فریب خوردم  من نمی دانستم ماجرا چیست، و من می خواهم اعلام بکنم که برگشتم، و اعلام هم کرد، بعد گفت من می خواهم در شهر خودما تیمی درست بکنم بر علیه این جریان کار بکنم، گفتم فعلاً استراحت بده به خودت حسین جان، و این کار را نکن فعلاً بعد از مدتی من به موقع می گویم چکار بکنی، ایشان باتوجه به اینکه کلی صدمه زده بود به شیعه و تبلیغ کرده بود گفت نه من نمی توانم یک لحظه هم صبر کنم و یک تیمی هم درست کرد اتفاقاً من تقریباً  8- 9 ماهی از ایشان خبری نداشتم تا اینکه متوجه شدم که بله ایشان دوباره برگشته به احمد، چرا برگشته؟ اغنای علمی شده بود همه سؤالات پاسخ داده شده تیم هم تشکیل داده یکی از این اتباع احمد لای پارچه سبز یک مو را معطر کرده برده داده به این آقا گفته حسین آقا این موی امام احمد هست فرستاده برای شما یک فایل صوتی به زبان عربی هم داده بود به او ، که آنجا به زبان احمد که حسین شیخ حسین، ما اینجا چشم مان به دنبال شما است شما پرچم دار ما هستید، چرا فلان شدی به یک مو بند شد و برگشت، و من این را تلخ ترین خاطره دوران زندگی خودم می دانم نه دوران تبلیغ و این بحث ها ، من دوباره رفتم به شهرشان ایشان را دعوت کردم آمد در آن سوئیتی که ما بودیم، آنجا با او ساعت ها تا ساعت دو نصف شب به نظرم می آید صحبت کردیم، گفتم فلانی شبهه ای داشتی برگشتی ، گفت نه فلانی من همه سؤال ها را جواب گرفتم اما نتوانستم دلم با او است، گفتم چرا بخاطر مو؟ گفت بله، گفت همین مو را من دیدم لرزیدم، و این واقعاً برای من خیلی تلخ است باور این مثل آن معتادی ک می فهمد که این اعتیاد خانمان سوز است اما آن وسوسه نمی گذارد که آن را ترکش بکند این جریان اینطوری است، ببخشید که تلخ صحبت کردم، اما خواستم بگویم که برای من این جریان پیش آمده.

استاد شریفی:

به هر حالا این جریان من در تعابیرم می گویم ثقیفه ثانی است یک روزی مقابل امیرالمؤمنین ایستاند گفتند این «علی مع الحق و الحق مع علی» است، گفتند ما پشکل شتر عاشیه را تبرک می کنیم و می بوییم، این هم شاید کنایه ای باشد برای یک سری از بیننده ها که متوجه باشند آن عقیده و دینی که با یک تار مو بیاید با یک تار مو هم رفتنی است، خب ممنون هستم از شما جناب استاد هوشیار یک مقدار فضا را جناب استاد هوشیار با این خاطره اش عوض کرد امیدواریم که همه این افراد خدا یک عقلی به آنهابدهد و برگردند به دامن اهل بیت؛ بیننده بعدی داریم، جناب آقای حمید آقا از بیرجند، سلام العلیکم جناب حمید آقای عزیز.

بیننده:

سلام علیکم و رحمة الله، عرض تقدیر و تشکر خدمت همۀشما اساتید عزیز و محترم به وِیژه حضرت آیت الله حسینی قزوینی بزرگوار که حقیقتاً ما را رو سفید کردند و اتفاق بزرگی واقعاً بود و حقیقتاً لذت بردم از برنامۀ امشب خوار شدن جریان دروغین احمد را دیدم، إن شاءالله که خدای متعال به حق امام زمان (ع) به همه ما توفیق عاقبت بخیری عنایت کند.

استاد شریفی:

ممنون هستم از شما جناب حمید آقای عزیز بزرگوار هستید، ما هم خوشحال هستیم که با برنامه خودتان و شبکه خودتان تماس گرفتید.

بیننده بعدی آقای ایمان حیدری سلام علیکم

بیننده:

سلام به همه بینندگان شبکه به بالخصوص دکتر آیت الله قزوینی و استاد عزیزم و برادر بزرگوارم آقای شریفی، بابت این برنامه بابت این تحدی بابت این برنامه که به اطلاع رسیدیم ببخشید من این لحظه خاطره دارم چون گفتید خاطرات شیرین، شتر بصره یا بصری کردید خیلی ممنون هستم و بطلان این فرقه را کاملاً علنی کردید و از اتباعش خصوصاً اتباعی که در ایران فعالیت دارند و هیچ جوابی و هیچ لطفی و هیج بیانی نفرستادند برای این برنامه یا برای این تحدی دکتر قزوینی، تشکر می کنم.

استاد شریفی:

ممنون هستم، خواهش می کنم، ما هم از شما تشکر می کنیم که تماس گرفتید با برنامه خودتان.

آقای مجتهدی به هر حال بزگواری که من همیشه می گویم ایشان این نوع از روحانیت دیگر تقریباً در حال انقراض است وجود ندارد، با تقوا با این شدت، ساکت، آقای مجتهدی خدا حفظ تان کند یک خاطره ای از این درگیری های تان به خصوص این بحث های علمی تان اگر با اتباع احمد اگر خیلی کوتاه بفرمایید ممنون می شوم.

استاد مجتهدی سیستانی:

بسم الله الرحمن الرحیم

خیلی من خاطره ای ندارم چون رو در رو با این افراد نبودم و پشت خط داشتم به فعالیت علمی می پرداختم ولی خب بعضی وقت ها اتفاق می افتد که در کانال ها یا در گروه ها یا در پی وی بالاخره با بعضی افراد رو به رو می شویم و یک خاطره را هم عرض کردم در جلساتی که با شما مباحثی را داشتیم که در مورد حصر عدد ائمه و اوصیاء و خلفاء و حجت  های الهی با یک آقای که خیلی مثلاً ادعا می کرد که از نظر علمی بالا هست ما بحث کردیم و بنده سه تا حدیث آوردم در مورد اینکه اوصیاء تا روز قیامت إلی یوم القیامه 12تا هستند، این آقا خیلی بالا پاین زد خودش را تا بتواند فرار بکند، اول که گفت اینها سندهایش اعتبار ندارد، گفتم اگر شما بحث اعتبار را مطرح بکنید که حدیث وصیت شما خیلی خراب تر است، بحث اعتبار را پس بگذارید کنار، گفت این احادیث متشابه هستند، گفتم متشابه مگر چطوری هست معنایش چیست؟ گفت تو باید تشابه ها را تعریف کنی، گفتم شما ادعا می کنی متاشبه هست من چرا تعریف بکنم؟ خودت بگو متشابه چیست، در تعریف متاشبه هم دستش بسته شد چون آنها می گویند ما فقط از ثقلین مطلب می گیریم، در ثقلین که میامدند تعریف متشابه را بکنند، از آخر آمد گفت که إلی یوم القیامه دوتا معنا دارد و ما نمی دانیم اصلاً روز قیامت یعنی چه و به این صورت خلاصه مناظره را پایان داد بنده هم البته سه روز به او وقت داده بودم برای اینکه این ادعا را ثابت بکند که إلی یوم القیامه معانی متعددی دارد و ما نمی دانیم معنای آن چیست لذا حصر ثابت نمی شود و آن سه روز هم تمام شد و ایشان البته الآن فکر می کنم تقریباً بله شاید یک سال هم شده باشد که ما منتظر هستیم این إلی یوم القیامۀ که نمی دانست چه هست و ادعا می کرد که معنای آن تا روز قیامت نیست را برای ما بیاورد و ثابت بکند که عدد اوصیاء تا روز قیامت دوازده تا نیست و از این موارد زیاد داریم که سؤال پرسیدیم و مهلت هم دادیم إلی یوم القیامۀ که نمی دانیم چه زمانی هست منتظر هستیم تا آنها إن شاءالله جواب را بیاورند.

استاد شریفی:

خدا خیرتان بدهد ممنون هستم جان استاد مجتهدی بزرگوار.

بیننده بعدی داریم جناب آقای موسوی، سلام علیکم جناب آقای موسوی شب شما بخیر

بیننده:

سلام علیکم آقای شریفی، خدا قوت عرض می کنم، آقای شریفی بنده به نیابت از مجموعه جهانی المنقض العالمی اول محضر امام عصر و بعد محضرشما اساتید عزیز این شب به یاد ماندنی و این پیروزی حق بر باطل را تبریک و تهنیت عرض می کنم و آقای شریفی ما که در فضای مجازی در حال فعالیت هستیم طبیعتاً گروه ها و پیچ ها و صفحات مجازی این جریان را رسد می کنیم واقعاً این جماعت به صورت حسابی گوشه رینگ قرار گرفته بودند طبیعتاً اینها به هم ریخته بودند و خودشان نمی فهمیدند چه می گویند یکی از کانال های شان که منکر شده بود و بعضی ها می گفتند صبر کنید جواب می آید، واقعاً ضربه ای که این جریان خورد به یاد ماندنی خواهد بود و با اینکه هم خود احمد دعوت کرده بود به مناظره و فرار کرد هم اینکه اتباعش در کتاب های شات صریح کرده بودند که اگر احمد به مناظره نیامد باطل است دیگر پرونده این جریان که بسته شد اینها خودشان در کتاب پاسخ مختصر به کتاب فتنه یمانی که توسط این فرقه به صورت رسمی در سایت ها و کانال های شان منتشر شده خودشان گفتند که شما به جای این، من عین عبارت را دارم می خوانم؛ شما به جای اینهمه چاپ و نشر و ضدیت با این دعوت، یک بار که شده علمای خود را در تلویزیون و ماهواره بطلبید و از آنها درخواست کنید که از ایشان (احمد بصری) طلب مناظره و مباهله و یا معجزه بکنند و اگر یمانی حاضر نشد خود و مردم را راحت بکنید، حالا که آیت الله قزوینی حسینی دعوت کردند از احمد فرار احمد خیال همه مردم بیش از پیش راحت شد.

استاد شریفی:

ممنون هستم از شما آقای موسوی بزرگوار خیلی متشکر از زحمات شما در نقد این جریان.

استاد حجازی:

الحمد الله رب العالمین جلسه واقعاً جلسه با برکتی بود و علت آن این بود که این جلسه فقط بحث این نبود که اعلام مناظره شد، این جلسه جلسه ای بود که اتباع احمد بفهمند بی صاحب هستند اما ما صاحب داریم و خودشان را از ذیل توجهات حضرت حق حضرت حجت(ع) خارج کردند و به دامن کسی رفتند که برای آنها هیچ وقتی نمی نهد هیچ ارزشی برای اتباعش قائل نیست، نه برای اینکه بخواهد ورودی بکند به بحث، نه برای اینکه بخواهد دعواهای آنها در عراق خاتمه دهد. الحمد الله رب العالمین، الحمد الله رب الشاکرین، پروردگارا به محمد و آل محمد قسمت می دهیم دست ما را آنی و کمتر از آنی از دامان محمد و آل محمد کوتاه نگردان، در نسل و زریه و فرزندان ما کم ارادت به محمد و آل محمد قرار مده، دعای خاصه امام عصر (عج)  توجهات خاصه حضرت را شامل حال همه ما بفرما، ما را از شیعیان و یاوران خادمان حقیقی حضرتش قرار بده و ذلی ارواح المؤمنین و المؤمنات رحم الله لمن یقرأ فاتحة مع الصلوات

استاد شریفی:

اللهم صلی علی محمد و آل محمد، شب خوبی بود ممنون از شما بینندگان عزیز وقت نداریم شب شما خوش ما را هم دعا کنید یا علی مدد.

والسلام علیکم ورحمه الله وبرکاته



* اسم:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی: