2021 July 24 - شنبه 02 مرداد 1400
عصر ایمان
کد مطلب:4003 گروه: عصر ایمان آمار بازدید: 221

عصر ایمان
حجت الاسلام و المسلمین عباسی - 25 ارديبهشت 1400


  دانلود
امتیاز:
  01:24:00 حجم فیلم: 220 مگابایت





دانلود صوت


قسمت سی و چهارم برنامه عصر ایمان با کارشناسی حجت الاسلام و المسلمین عباسی

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ: 25 اردیبهشت 1400

مجری:

بسم الله الرحمن الرحیم

«اللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بنیها وَالسِّرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحاطَ بِه عِلْمُکَ»

عرض سلام و شب بخیر دارم خدمت  شما همراهان گرامی شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عج)، امشب هم به رسم شنبه شب ها مهمان دیدگان شما هستیم با برنامه عصر ایمان، طبق رسم هفته های گذشته امشب هم در خدمت کارشناس محترم حجت الاسلام و المسلمین استاد عباسی هستیم، حاج آقا سلام علیکم شب تان بخیر.

استاد عباسی:

سلام علیکم و رحمة الله.

شب  شما بخیر خدا قوت می گویم به شما و همه عزیزان مان در اتاق فرمان و عزیزانی که زحمت می کشند تا این برنامه توسط بینندگان عزیزمان دیده بشود و همینطور عرض سلام و ادب و احترام خدمت بینندگان عزیز و گرامی برنامه عصر ایمان بینندگان عزیز شبکه حضرت ولی عصر (ارواحنا له الفداء) هر جای که این برنامه را می بینند آنهای که به صورت زنده و مستقیم و آنهای بازپخش برنامه را می بینند یا در فضای مجازی بعدها این برنامه را خواهند دید خدمت  همۀ شان عرض سلام و ادب و احترام دارم و همینطور امیدوار هستم که خدا از آن جوایز ویژه عید سید فطر و پایان ماه مبارک رمضان که به اولیاء خودش می دهد به همه ما و شما بینندگان عزیز عنایت بفرماید.

مجری:

آن‌طور که بینندگان عزیزمان در جریان هستید برنامه عصر ایمان به کارشناسی استاد عباسی در هفته های گذشته موضوع اجتهاد و تقلید را مطرح کردند ذیل شبهاتی که به اجتهاد و تقلید مطرح بود مسئله خمس را دو سه هفتۀ هست که جناب استاد عباسی مطرح فرمودند و شبهات حول مسئله خمس را بررسی می کنند، استاد تا آنجای که بنده دنبال کردم و مطلع شدم بحث خمس را مطرح فرمودید و در بحث خمس به بررسی معنای «غَنِمْتُم» در آیه شریفه 41 سوره انفال رسیدید که فرمود:

«وَاعْلَمُواْ أَنَّمَا غَنِمْتُم مِّن شَىْ‏ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِى الْقُرْبَى‏»

سوره مبارکه انفال، آیه 41

در خدمت تان هستیم.

استاد عباسی:

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین انه خیر ناصرٍ ومعین ثم الصلاة و السلام علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم مصطفی محمد و علی اهلبیته الطبین الطاهرین و لعن دائم علی اعدائهم اجمعین الی قیام یوم الدین.

بحث مان در رابطه با خمس اساساً به این عنوان و علت آغار شد که در زیر مجموعه بحث اجتهاد و تقلید عرض کردیم که اینکه خمس گرفته می شود توسط مراجع یک تشکیک های نسبت به آن جریان نو اخباری گری مطرح کردند و عرض کردیم که در تشکیک های نسبت به این مسئله که یکی از مسائل مهم هست یکی از واجبات هست یکی از عبادات هست در واقع در کنار بسیاری از روایات ما در کنار نماز روز و واجبات عبادی دیگر قرار گرفته و حتی قبل از آنها قرار گرفته تا جای که حضرات معصومین فرمودند که اگر یک دکمه ای از یک لباسی از لباس های شما متعلق خمس شده باشد شما نمی توانید با آن لباس نماز بخوانید لذا از واجباتی هست که قبل از حج باید به آن رسیدگی بشود قبل از نماز باید به آن رسیدگی بشود و شخص بررسی بکند و متأسفانه همین‌جا بزنگاهی هست که جریان های مختلف نسبت به آن شبهه وارد می کنند، نسبت به این آیه شریفه در سوره مبارکه انفال که آیه غنیمت یا آیه خمس نام داشته باشد ما آیه را خواندیم و بحث شأن نزول را و اینکه ارتباطش با خمس چه هست را عرض کردیم، فقط این نکته مطرح شد که آن چیزی که شأن نزول آمده مربوط به جنگ هست مربوط به جای هست که شما با یک دشمن حربی مواجه می شوید می جنگید و غنایمی از آنها می گیرید و حالا باید از این غنایمی که به شما می رسد خمس آن را پرداخت بکنید و یکی از اشکالاتی که به این آیه مطرح می کنند چه برخی از اهل سنت یا وهابیت، چه نو اخباری ها، چه جریان های دیگر اینکه پس پیدا نکردید خمس را در قرآن، به ما نشان ندادید خمس را در قرآن پس ما خمس را قبول نداریم اگر در قرآن می بود ما قبول داشتیم.

مجری:

یعنی در واقع غنیمت را غنیمت جنگی می گیرند در آیه به معنای صرفاً غنیمت جنگی با توجه به شأن نزول آیه.

استاد عباسی:

با توجه به شأن نزول آیه و ما اینجا عرض کردیم که از شأن نزول خارج شده است معنای غنیمت شرعی و در همه مذاهب هم خارج شده یعنی این فقط اختصاص به شیعه ندارد این نیست که بگوییم شیعه آمده یک چیزی خارج از غنیمت جنگی را اضافه کرده به آیه که آن خمس اموال و کسب و کار و منفعت باشد، نه، این در همه مذاهب اضافه شده یعنی هیچ کس به شأن نزول در مسئله خمس در این آیه شریفه بسنده نکرده، یعنی اگر آقایان اهل سنت هم بخواهند به ما اشکال بکنند همین اشکال اولاً به خودشان بر می گردد به خاطر اینکه آنها هم موارد دیگری را مثل گنج، مثل معدن، مثل آن چیزهای که از غوص یعنی از دریا استخراج می شود لوءلوء، مرجان، عنبر، بر اینها هم وضع کردند که حالا عرض می کنیم، اما ما قول دادیم که در این هفته در این جلسه بپردازیم به این واژه «غنیمت» یعنی آنهای که می آیند اشکال به این بحث خمس می کنند با توجه با استدلال به آیه که این آیه را از دسترس خارج بکنند و بگویند این آیه آن خمسی که شما می گویید نیست می خواهیم این را بررسی کنیم که حالا این غنیمت اصلاً در اصطلاح های مختلف در لغت، در کتب حدیث، در کتب تفسیر، در کتب علمای شیعه چه معنای پیدا کرده و قبل از آن این نکته را که هفته گذشته هم عرض کردیم به این نکته اشاره بکنیم که غنیمت اگر معنایش روشن شد با این نکاتی که ما می گوییم که معنای آن اعم از آن چیزی است که در شأن نزول آمده آیه آن شأن نزول را هم به ما نشان نمی دهد، اگر شما می گویید آیۀ قرآن، صرفاً به آیه قرآن می خواهید بسنده بکنید آیه قرآن خود کلمه غنیمت آمده «غَنِمْتُم مِّن شَىْ‏ءٍ» آیه قرآن حرفی از حرب نزده حرفی از غنیمت جنگی نزده، بله در شأن نزول غنیمت جنگی هست، لذا اگر غنیمت ثابت شد که اعم از آن غنیمت جنگی هست معنایش، کاملاً ماجرا روشن می شود و دیگر حرفی در این رابطه باقی نمی ماند و نکته تکمیلی آن اینکه در عین حال عرض بکنیم ما این آیه را بحث می کنیم و معتقد هستیم و محکم سر این آیه می ایستیم که این آیه خمس هست و مربوط به کلیت خمس هست همۀ مواردی که در رابطه با خمس صحبت شده، اما این نکته را باید فراموش نکنیم که ما قرآنی یا قرآنیونی که خودشان را نام‌گذاری می کنند نیستیم ما مسلمانان عموم مسلمانان چه شیعه چه اهل سنت چیزی را در کنار قرآن قبول داریم به نام اهل بیت (ع) به نام سنت نبوی، سنت اهل بیت (ع)، حالا در اهل سنت، سنت اهل بیت را قبول ندارند سنت نبوی را قبول دارند آن که در کتاب هایشان آمده، اما آنها هم به معنای قرآنی بودن که بگویند ما فقط قرآن، اگر شما از قرآن همۀ جزئیات یک مسئله ای را مانند خمس ثابت کردید ما می پذیریم، اگر ثابت نکردید ما نمی پذیریم، به هیچ عنوان اینگونه نیست یعنی بحثی که ما داریم بر سر آیه مطرح می کنیم با همۀ اعتقاد جزمی که داریم که این آیه مربوط به این موضوع است با بسیاری از شاخ و برگ آن، اما معتقد هستیم مطلقاً بدون سنت، بدون روایت، بدون اهل بیت نمی شود این آیه را معنا کرد و از این آیه یا از آیات قرآن استفاده کرد.

مجری:

اصلاً به قرآن نمی شود بدون آنها رجوع کرد چون محضوراتی که خود قرآن هم می فرماید برای ما پیش می آید مثل متشابهات قرآن برای ما حل نمی شود و همه آیات قرآن محکمات نیستند و یعنی به باورشما اگر ما واژه «غَنِمتُم» را مورد بررسی قرار بدهیم این نمی تواند دلیل بر مدعای آنها باشد درست است؟

استاد عباسی:

بله قطعاً اینطوری هست یعنی اگر آنها دارند استدلال می کنند به اینکه این «غَنِمتُم» غنایم جنگی است شما چرا دارید در خمس استفاده می کنید بقیه خمس ها استفاده می کنید؟ می گوییم اینکه غنایم جنگی است را شما از کجا آوردید؟ می گویند رفتیم شأن نزول دیدیم، می گوییم شأن نزول چه است؟ شأن نزول روایت است؟ شأن نزول قول مفسر است؟ مواردی است که در کتب تفسیر آمده؟ دقیقاً در رابطه با همین موضوعاتی هم که ما نسبت به خمس مطرح می کنیم همین موارد وجود دارد یعنی حرف لغوی وجود دارد، حرف مفسر وجود دارد، روایت وجود دارد، یعنی آیه قرآن نسبت به موارد مربوط به خمس بیان دقیق که ندارد نسبت به موارد مصرف بیان شده که برای خدا هست، برای پیغمبر هست، برای ذوی القربی هست، برای مساکین هست، ایتام هست، وابن السبیل هست، اما نسبت به اینکه حالا از چه چیزی این خمس را بگیریم فقط «غَنِمتُم» دارد فقط واژه غنیمت را دارد که ما می خواهیم واژه غنیمت را به این شکل بررسی کنیم.

مجری:

البته این نکته هم حائز اهمیت است که به خوبی استاد اشاره کردند اینکه به هر صورت واژه «غَنِمتُم» یعنی شما به قرآنیون یا کسانی که شبهه می کنند (نواخباری ها، اهل سنتی) که اگر شبهۀ در این خصوص دارند شما به آنها اینطوری مسئله را طرح می کنید که اگر شما بخواهید ظاهر قرآن را بگیرید ظهور اطلاق دارد و غنیمت، و اگر می خواهید به قول مفسرین رجوع بکنید که ادعای  شما ثابت نمی شود و دقیقاً مدعای شیعه ثابت می شود، درست فهمیدیم؟

استاد عباسی:

دقیقاً همینطور هست با یک تکمیله کوچک که توجه به این نکته ما پیدا بکنیم حواس مان باشد که ما اگر داریم به آیه قرآن استدلال می کنیم یا جواب آنها را از آیه قرآن می دهیم در دام بعضی از افرادی که قرآنی هستند و می گویند همه چیز را فقط از قرآن ثابت کنیم نیفتادیم، ما بعد آن روایات را می آوریم، ما تنها مسیر استدلال مان این آیه قرآن نیست بعد روایات را می آوریم بعد ادله دیگر را بررسی می کنیم و استنباط می کنیم اما در عین حال محکم نسبت به آنها از همین قرآن هم جواب می دهیم همراه با موارد شأن نزول و موارد تفسیری و روایی آن.

من ابتداً از برخی از کتب لغت معنای غنیمت را بیان بکنم؛ به عنوان نمونه در کتاب «کتاب العین» خلیل بن احمد فراهیدی متوفی 175 هجری قمری، جلد چهارم، صفحه 426، اینجا بحث «غُنم» شده:

«الفوز بالشیء فی غیر مشقةٍ»

رسیدن به چیزی بدون مشقت و سختی زیاد

کتاب العین، خلیل بن احمد فراهیدی، متوفی 175 هه ق، ج 4، ص 426

این یک معنا در معنای لغوی، فقط نکته ی دارد که من بعد از اینکه چندتا از لغویون را عرض کردم آن نکته را عرض می کنم.

در کتاب «غریب الحدیث» إبن قتیبه، جلد اول صفحه 229

«وأصل الغنیمة والغُنم فی اللغة: الربح والفضل»

یعنی اصل غنیمت و غنم در لغت ربح (سود) و فضل (زیادی) هست

غریب الحدیث، إبن قتیبه،، ج 1، ص 229

زیادی که در یک شیء ایجاد می شود، بعد مثال زده

«ومنه قیل فی الرهن: له غُنمُه وعلیه غُرمه»

یعنی در مسئله رهن رهنی که در بحث کسب و کار اتفاق می افتد می گویند سود مال او هست ضرر هم برای آن کسی هست رهن می کند

«فَضلُه للرَّاهن ونُقصانه علیه»

آن سودی که حاصل می شود یا منفعتی که وجود دارد برای رهن است، نقصان هم برای او هست

این هم یک مورد.

در کتاب «معجم مقاییس الغة» در جلد چهارم چاپ دارالفکر ، صفحه 297

«غنم: واحد یدلُّ علی إفادة شیء لم یُملَک من قبل»

دلالت می کند بر فایدۀ از چیزی که قبلاً او را مالک نبوده

معجم مقاییس الغة، چاپ دارالفکر، ج 4، ص 297

بعد ایشان در ادامه در واقع نظری که در فقه دارد یا در مسئله دینی دارد مطرح می کند که

«یختص به ما أخذ من مال المشرکین بقهرٍ وغَلَبَه»

اختصاص پیدا می کند آن چیزی که از مال مشرکین با قهر و غلبه گرفته می شود

این یعنی آمد تخصیص داد بر اساس آن فکر دینی خودش بر این مسئله که ما ابن بخشش را که از ایشان لزوماً نباید بگیریم.

در کتاب «مجمع البحرین» طریحی مجلد سوم که می شود جلد پنجم و ششم دو جلدی هست هر کدام از مجلدات آن، صفحه 398

«الغنیمة فی الأصل»

مجمع البحرین، طریحی، مجلد 3 (ج 5 و 6)، ص 398

اتفاقاً با آیه قرآن شروع کرده کرده 41 سوره انفال

«الغنیمة فی الأصل هی الفائدة المکتسبة»

در اصل آن فایدۀ است که شخص به دست می آورد

«ولکن اصطلح جماعة علی أن ما أخذ من الکفار»

اصطلاح کردند جماعتی در آن چیزی که از کفار گرفته می شد

یعنی در قصه استعمال آن یا اصطلاح آن آمدن از معنای لغوی تخصیص زدند از معنای لغوی، برخی این کار را انجام دادند که حالا ما اشاره در جای خودش به آن دیدگاه آن افراد خواهیم کرد.

همینطور در کتاب «تاج العروس» جناب زبیدی جلد 33 صفحه 188 می گوید:

«الغُنمُ: الفَوزُ بالشَّیء بلا مَشَقَّةٍ أو هذا الغُنمُ والفیءُ : الغَنِیمُة»

تاج العروس، زبیدی، ج 33، ص 188

که آن می شود معنای غنیمت یعنی:

رسیدن به چیزی بدون مشقت یا با مشقت کم

این در معنای لغت، آن چیزی که لغویون استعمال کردند.

در اصطلاح آن چیزی که علمای شیعه آمدند به آن استناد کردند من مواردی را از علمای شیعه از شیخ مفید (اعلی الله مقامه الشریف) تا علمای بعدی مواردی را اشاره می کنم بعد می رویم سراغ برخی از علمای اهل سنت؛ در کتاب «المقنعه» شیخ مفید که قبلاً هم ما این کتاب را در برنامه در رابطه با آن توضیح دادیم از ادواری که در رابطه با فقه و اصول مطرح کردیم، المقنعه شیخ مفید صفحه 276 این کتاب، باب الخمس الغنائم

«الْغَنَائِمُ کُلُّ مَا اسْتُفِیدَ بِالْحَرْبِ مِنَ الْأَمْوَالِ وَ السِّلَاحِ وَ الثیاب وَ الرَّقِیقِ وَ مَا» 

المقنعه، شیخ مفید، ص 276، باب الخمس الغنائم

تا اینجا

غنائم کل آن چیزهای با جنگ از اموال گرفته می شود سلاح و لباس و آن کسانی که به عنوان اسیر گرفته می شوند

«اسْتُفِیدَ مِنَ الْمَعَادِنِ وَ الْغَوْصِ وَ الْکُنُوزِ وَ الْعَنْبَرِ وَ کُلُّ مَا فَضَلَ مِنْ أَرْبَاحِ التِّجَارَاتِ»

مرحله دوم:

آن چیزی که استفاده می شود از معادن و آن چیزهای که از دریا به دست می آید، آن چیزهای که از گنج به دست می آید و عنبر

 و مرحله بعد هر چیزی که اضافه می آید:

«أَرْبَاحِ التِّجَارَاتِ وَ الزِّرَاعَاتِ وَ الصِّنَاعَاتِ عن الْمَئُونَهِ وَ الْکِفَایَهِ فِی طُولِ السَّنَهِ عَلَى الِاقْتِصَادِ‌»

از سود کسب و کار و زراعت و صنعت از مئونه و کفایت در طول سال

«عَلَى الِاقْتِصَادِ»

اگر یکی به صورت معمول متعارف زندگی کرد در طول یک سال ریخت و پاش عجیب و غریبی نداشت اموال خیلی خاصی خریداری نکرد زندگی عادی اش را انجام داد و اضافه آمد، معمولی زندگی کرده زندگی متعارف آبرومند داشته، مبلغی در پایان سال اضافه آمد، این مبلغ اضافه شامل خمس می شود.

مجری:

پس شیخ مفید می فرمایند یک قسم ارباح مکاسب هستند.

استاد عباسی:

بله یک قسم از آنها ارباح تجارات و زراعات و صناعات، مجموع کسب های که حالا تقسیم بندی ایشان کردند که یک بخش آن کارهای یدی و صناعاتی است که انجام می شود، یک بخش آن زراعت هست، یک بخش هم تجارت هست که انجام می شود، اضافۀ بر مئونه مشمول خمس می شود و معنای اصطلاحی خمس را به این معنا گرفتند در کتاب ایشان.

بعد از ایشان باز ما از علامه حلی عرض می کنیم در کتاب «منتهی المطلب فی تحقیق المذهب» علامه حلی متوفی 726 هجری قمری که علامه حلی (اعلی الله مقامه الشریف) معاصر إبن تیمیه حرانی پیشوای فکری وهابیت هست و إبن تیمیه بارها عرض کردیم کتاب «منهاج السنه» شان در رد «منهاج الکرامه» علامه حلی در اثبات امامت و مقامات و فضائل اهل بیت (ع) نوشته و حقیقتاً علامه حلی (اعلی الله مقامه الشریف) از علمای بزرگ و تراز اول و از استوانه های مذهب شیعه امامی إثنی عشری هست که در علوم مختلف کتاب داشتند و قلم زدند و انصافاً قلم بسیار محکم و همراه با مقابله با انحرافات بوده، در کتاب «منتهی المطلب» شان در جلد هشتم صفحه 539 روایتی را نقل کردند

«عن حکیم مؤذن بنی عبس عن أبی عبدالله علیه السلام»

منتهی المطلب فی تحقیق المذهب، علامه حلی، متوفی 726 هه ق، ج 8، ص 539

از امام صادق که می گوید:

«قلت له: «وَ اعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُمْ‌ مِنْ‌ شَيْ‌ءٍ فَأَنَ‌ لِلَّهِ‌ خُمُسَهُ‌ وَ لِلرَّسُولِ» قال: هی والله الإفادة یوماً بیوم‌»

حضرت فرمودند: به خدا قسم این «غنمتم» آن فایدۀ است که روز به روز افراد کسب می کنند و به دست می آورند

که حالا بعد ادامۀ دارد که در آن باب روایاتی به عنوان حلیت بیان کردند آنجا ما این را توضیح خواهیم داد که

«إلا أن أبی جعل شیعتنا من ذلک فی حلً لیزکوا»

که بحث حلال بودن در بعضی از مواردی هست که حالا آن موارد حلیت را مفصل ما بحث خواهیم کرد که یکی از موارد حلیت در رابطه با مواردی است که مربوط به فرزند آوری می شود از آنهای که به عنوان رقیق به عنوان اسیر و کنیز استفاده می کردند اگر فرزند را از آنها می شدند برای اینکه اینها به مشقت نیفتند و به حرمت نیفتند این بخش را چون در حکومت های دیگران و بعضی از حکومت ها حکومت های ظلم و جور بوده استفاده می شده یا جنگی اتفاق می افتاده این جنگ بدون اذن امام بوده تصرف در این یک عوارض خیلی بدی داشته در ادامه ماجرا که حضرت این را فرمودند که، و خود ایشان در ادامه می گویند:

«والأحادیث فی ذلک کثیرة»

چون بالا هم روایاتی را آوردند مثلاً روایت علی بن مهزیار را آوردند که

«علیه الخمس»

وقتی توضیح داد برای حضرت که چه باید بکنم

«علیه الخُمس بعد المؤونتة و مؤونة عیاله و بعد خراج السلطان»

که خمس را آوردند ایشان می گوید:

«والأحادیث فی ذلک کثیرة تدل علی المطلوب»

احادیث در این رابطه زیاد هست که دلالت بر مطلوب یعنی وجوب خمس دارد.

مجری:

شما وعده فرمودید که یک برنامه جداگانه هم قرار هست اصلاً در خصوص همین صحبت بشود درست است؟ چون این باید بررسی بشود

استاد عباسی:

بله اصلاً در بحث خمس باید به اینجا برسیم یعنی ما تمام اقسام روایات، اصلاً بحث خمس را مطرح کردیم که به این شبهات پاسخ بدهیم، یعنی الآن ما در واقع در مقدمه یا در آغاز بحث هستیم و إلا اساساً شروع بحث ما برای این بوده که ما جواب آن روایاتی که در رابطه با حلیت هست و شبهاتی که در این باره مطرح می کنند داده بشود که ما کامل اینها را دسته بندی کردیم، یعنی روایاتی داریم برخی از روایات موارد خاص هست به یک نفر فرمودند حضرات، بعضی روایات در رابطه با همین حلیت مربوط به مسائل ازدواج و مسائل کنیز و غیره هست که فرزندان طیب ولادت داشته باشند و دسته های از روایات که هر کدام از اینها بحث مفصل خودش را دارد که طلب بینندگان مان که إن شاءالله حتماً نسبت به این بحث خواهیم کرد.

مجری:

استاد فرمودید که معنای «غَنِمتُم» در کتب لغت به معنای مطلق فایده است و همچنین آمدید اصطلاحات را بررسی کنید فرمودید می رویم اول سراغ اصطلاحات علمای تشیع و قول علمای بزرگی همچون شیخ مفید و علامه حلی (رحمة الله علیهما) را مطرح فرمودید، آیا شواهد بیشتری از علمای شیعه در این خصوص وجود دارد؟

استاد عباسی:

همانطور که فرمودید بعد از اینکه بحث از علمای شیعه مانند علامه حلی و شیخ مفید را عرض کردیم، علمای دیگر هم به روایات معصومین در ذیل آیه استناد کردند هم به خود آیه استناد کردند و به صورت قطعی این را مربوط به انواع معانی یعنی هم مربوط به منافعی مثل در جنگ غنیمت های جنگی و هم موارد دیگر از جمله خمس ارباح مکاسب دانستند به عنوان نمونه در کتاب «المعتبر فی شرح المختصر» محقق حلی (اعلی الله مقامه الشریف) متوفی 676 هجری قمری در جلد دوم این کتاب صفحه 623 در بحث کتاب الخُمس مفصل مطرح کرده، یکی از بحث هایش را من عرض می کنم:

«لنا قوله تعالی «واعلموا انما غنمتم من شیء فان لله خمسة»»

المعتبر فی شرح المختصر، محقق حلی، متوفی 676 هه ق، ج 2، ص 623

به آیه استناد می کنند می گویند:

«والغنیمة اسم للفائده»

غنیمه اسمی است برای فایده

«و کما یتناول هذا اللفظ غنیمة دار الحرب باطلاقه یتناول غیرها من الفوائد»

همانطوری که این لفظ غنیمت دار الحرب را (جنگ را) در بر می گیرد و با اطلاق آن، غیر آن از فواید را هم در بر می گیرد

بعد می فرمایند ایشان که:

«و یدل على ذلک من طریق أهل البیت علیهم السّلام روایات منها روایه محمد بن الحسن الأشعری قال: کتب بعض أصحابنا الى أبی جعفر الثانی أخبرنی الخمس على جمیع ما یستفید الرجل من قلیل و کثیر من جمیع الضروب و على الضیاع؟ فکتب بخطه: «الخمس بعد المؤنه»

که بله همه این موارد، می گوید:

نامه نوشته شد محضر امام معصوم که نسبت به موارد کم و زیاد، کوچک و بزرگ، انواع و اقسام درآمدها آیا خمس تعلق پیدا می کند و خمس باید پرداخت بشود؟ حضرت نوشتند: بله منتهی بعد از مؤنه

که ما عرض کردیم که بعضی روایات مطلق گفته و خیلی از روایات هم «الخمس بعد المؤنه» را آورده که اخراج خمس یا بیرون آوردن خمس از اموال بعد از این است که مؤنه سال را و مخارج سال را از آن کم می کنیم، این هم یکی دیگر از موارد که عالِم شیعی هم به روایات استناد کرده هم به آیه قرآن، هم روایات را در ذیل آیه قرآن آوردند و غنیمت را بر اساس روایات اهل بیت (ع) معنا کردند.

یک مورد دیگر را هم من از روایات شیعه عرض بکنم؛ مرحوم إبن بابویه قمی در کتاب کتاب الفقه «الفقه المنسوب للامام الرضا علیه السلام» مشهور به فقه الرضا، چاپ مؤسسة آل البیت علیهم السلام لإحیاء التراث که آقای می گفتند این مؤسسه آل البیت هیچ کاری انجام نداده کتابی انجام نداده، عرض کردیم که از کتاب های مثل «وسائل الشیعه» شیخ حر عاملی که اصل و اساس روایات هست تا کتاب های بسیاری از علمای شیعه توسط این مؤسسه احیا شده، حالا اگر شما توقع دارید هزاران جلد کتاب نسخه خطی یا چاپ نشده را یک جا بتواند یک مؤسسۀ تبدیل بکند به کتاب های چاپی و چاپ بکند، نه، چنین اتفاقی از قدرت بشر خارج است، در کتاب که عرض کردم از إبن بابویه قمی مشهور به «فقه الرضا» صفحه 294

«وکل ما أفاده الناس فهو غنیمة»

هر چیزی که نفع می برند مردم از آن، فایده می برند غنیمت هست

«لا فرق بین الکنوز و المعادن و الغوص و مال الفی‌ء الذی لم یختلف فیه»

فرقی هم نیست بین کنز، بین معادن، بین غوص که آن چیزهای است که از دریا گرفته می شود و مال فئء که اختلاف در آن نیست

«و هو ما ادعی فیه الرخصه و هو ربح التجاره و غله الضیعه و سائر الفوائد من المکاسب و الصناعات و المواریث و غیرها لأن الجمیع غنیمه و فائده من رزق الله تعالى»

حالا برای بعضی از این موارد ادعای رخصت کردند ادعا کردند ولی اینها هم باز همین است ربح تجارت، فوائدی که از کسب می برند صناعات می برند مواریث می برند همۀ اینها غنیمت و فائده و از زرق خدای متعال هست

الفقه المنسوب للامام الرضا علیه السلام (مشهور به فقه الرضا)، بابویه قمی، چاپ مؤسسة آل البیت علیهم السلام لإحیاء التراث، ص 294

بعد ایشان ادامه می دهد:

«فإنه روی أن الخمس علی الخیاط من إبرته، والصانع من صناعته، فعلی کل من غنم من هذه الوجوه مالاً فعلیه الخُمُس»

یعنی هر کسی به نسبت منفعتی که می برد؛ خیاط دارد دستمزد می گیرد از این دستمزد باید خمس پرداخت بکند، صاحب صناعت دارد تولیداتی را دارد انجام می دهد فرشی می بافت کار مصنوعاتی دارد این باید از همان در آمدی که دارد خمس پرداخت بکند و بقیه به همین شکل منتهی با همان حساب کتاب ها، یعنی منظومه فکری علمای شیعه براساس آیۀ قرآن و روایات اهل بیت (ع) شکل گرفته و آن چه که امروز هم بعد از 1400 سال وجود دارد از این واجب الهی، براساس مبانی دارد اتفاق می افتد، یک آقای عزیزی تماس با برنامه گرفته بودند، بیرون هم تقریباً به همین شکل هست کسانی در فضای مجازی یک روایتی پیدا می کنند در رابطه با مثلاً رخصت در اینکه ما بخشیدیم نمی خواهید پرداخت بکنید و اینها و تصورشان بر این هست که حالا ما یک چیزی را رفتیم پیدا کردیم از آن چیزهای که مخفی بوده قایم بوده، نه، تمام این روایات در مراعات و منظر فقهای شیعه و علمای شیعه بوده و در کتب شان ذکر شده، بحث کردند دانه دانه روایت را سنداً دلالتاً، روایات وجود خمس، یعنی شما ببینید واقعاً این تصور خیلی تصور هولناکی هست که القا می کنند یا برداشت می کنند از یک سری مسائل بدیهی که یک مرتبه برخورد با یک روایت می کنند بدون اینکه خودشان رفته باشند تحقیق درست کرده باشند یا اطلاع داشته باشند که اینطور القا بشود یا اینطور وانمود بشود آیا واقعاً ما می توانیم کلامی بگوییم که همه علماء، ما قرن چهار و مثلاً پنج مطالب آمدیم گفتیم تا قرون تا معاصر به اصطلاح این قصه را داری، آیا همۀ اینها تقوای الهی پیشه نکردند؟ آیا همۀ اینها فاصلۀ از آن چه که امام معصوم (ع) فرموده بودند گرفتند؟ آیا همۀ اینها عمداً خواستند که تصرف در مال کردم بکنند؟ در احوالات بسیاری از این علما داریم دیگر جریان شیخ انصاری را احتمالاً بینندگان عزیزمان شنیده باشند که اینها گاهی برای مقدمات زندگی شان که حق داشتند در خیلی از جاها استفاده بکنند برای مقدمات زندگی اش که او دارد مثلاً خدمت به دین می کند خدمت به مردم می کند، اینقدر احتیاط های سنگین می کردند زندگی خودشان را با سختی، شرایط زندگی خودشان را با مشقت، یک مطلبی من همین چند روز قبل در رابطه با علامه امینی دیدم خیلی حالم گرفته شد از آن طرف واقعاً غبطۀ به حال ایشان و شرایط ایشان که علامه امینی (اعلی الله مقامه الشریف) خیلی سختی کشید برای نوشتن «الغدیر» بعد در این عبارت از فرزند ایشان نقل شده بود که یک وقت بعضی از بزرگانی از مذهب غیر شیعه آمدند به دیدن ایشان، آنقدر گرم بود گرمای نجف زیاد بود و ایشان هم که مال مثلاً 200 سال قبل که نیست مال همین سی چهل سال قبل هستند ایشان، سی چهل سال قبل کولر بود خیلی از امکانات رفاهی بوده، ایشان برای اینکه از گرمای نجف در امان باشند یک سردابی داشتند، در نجف رسم بود سرداب بود و می رفتند در سرداب خُنک باشد یک مقدار، مهمان ها را آنجا و مهمان ها آمدند دیدند که خانه خشت گِلی و قدیمی و مثلاً سرداب و کولر هم نیست و مثلاً ایشان هم دارد عرق می ریزد داخل این خانه، به ایشان یک طعنه ای زدند که شما عالِم شیعه این ‌همه زحمت کشیدی و عمر خودت را گذاشتی و این کتاب را نوشتی و اینها، آخر هم وضع زندگی مادی و دنیایی ات این است، یعنی حداقل های زندگی را شاید نداری، اگر این را آمده بودی برای ما نوشته بودی در اثبات عقائد ما نوشته بودی ما زندگیت را پُر از جواهر و پُر از طلا و پُر از امکانات می کردیم وضعت این نبود، ایشان یک تأملی کردند گفتند که از نظر ظاهری و فلان و این حرف ها راست می گویید حق با شما است زندگی من فلان، ولی وقتی من ملاحظه می کنم که برای چه کسی این کار را انجام دادم برای امیرالمؤمنین انجام دادم که امیر عالم امکان هست، همه اش می شود برای من حلاوت و برد و همه این سختی ها می شود برای من آسان.

مجری:

چه ارادت عجیبی

استاد عباسی:

بله ارادت عجیب که ایشان می فرمودند که اگر من کار علمی نداشتم نمی خواستم الغدیر را بنویسم، هر روز می رفتم می نشستم حرم امیرالمؤمنین ساعت ها برای مظلومیت امیرالمؤمنین گریه می کردم، فقط حیف که کار دارم برای مظلومیت حضرت باید کار هم کرد، فقط نمی شود گریه کرد، باید کار بکنم، باید تلاش بکنم، خب امثال علامه امینی اگر من بخواهم برای بقیه علما هم بگویم، آقا سید ابوالحسن اصفهانی را بخواهم بگویم، میرزای شیرازی را بگویم، هرکدام دارای یک شأنی هستند، اینها ملاحظات عجیب و غریب در زندگی  هایشان انجام می دادند،  خب اینکه میرزای شیرازی یک مرتبه فتوای تحریم تنباکو در آن دوره تا خانه شاه ایران، خانم های شاه ایران قلیان را می زنند می شکانند می گویند چون مرجع مان فتوا داده، آن که من را به تو حالا کرده و مرا همسر تو قرار داده همان گفته که این حرام است، یعنی یک چیز کاملاً رایج، تحریم تنباکو در آن دوره می شود مثل اینکه تحریم چایی بکنی الآن یعنی چقدر حذف کردن چایی در خانه  زندگی ها سخت است، در این حد، اینها با این همه علم با این همه مراجعه به آیات و روایات، که این روایات هم حتی روایات تحریم را هم اینها به دست ما رساندند، یعنی باز هم روایات تحریم را هم اینها آمدند مطرح کردند، اینها آمدند بحث کردند، و رسیده به دست ما، خب خروجی بحث را یک مقداری فکر بکنیم که چه اتفاقی را رقم می زند، یعنی ببینید این که می گویم هولناک است دارند با چه موضوعی اینها برخورد این چنینی می کنند،  و زیر سؤال می برند

مجری:

البته استاد من یک سؤال، من اینطور فکر می کنم با توجه به سؤالاتی که در فضای مجازی مطرح می کنند و بنده هم دنبال کردم هم در صفحه شما و شبکه من اینطور فکر می کنم که این القاء بدبینی نسبت به علمای تشیعه یک کار کاملاً هدایت شده است، ولو اینکه شخص خودش متوجه نباشد چه خدمتی دارد می کند به کسانی که معاند با تشیع هستند، این القاء بدبینی در مخاطبین جهان تشیعه یک تأثیر منفی می گذارد در بلند مدت و این به نظرم کار درستی نیست، خوش بینی را گرفتند با این شبهاتی که مطرح می کنند، حالا نمی دانم نظر شما چقدر با این مساعد هست، بله دقیقاً همین مسیر را دارند پیش می روند دیگر یعنی ببینید ما در طول سالیان سال شبکه ولیعصر، قبلاً شبکه ولایت بحث هایی که در رابطه با دفاع از تشیع مطرح می کردیم و نقد وهابیت دقیقاً یکی از مهمترین شخصیت های مقابل جریان وهابیت و این ابن تیمیه مقابل او آمده کتاب نوشته علامه حلی بود، خب دیدیم که در رابطه با علامه حلی این نوع اخباری ها چه بحث هایی را در فضای مجازی مطرح کردند، یعنی شما ببینید بیایند و یک طوری حمله بکنند که سعی بکنند مخدوش بکنند، آن اعتماد را از بین ببرند، روز اول ما در برنامه عصر ایمان وقتی اجتهاد و تقلید را شروع کردیم گفتیم آن چیزی که افراد برای دین داری نیاز دارند، اعتماد است، و آرامش در این اعتماد، یک نفر اگر مسیر درمانی را شروع می کند برای یک بیماری این نیاز دارد به اعتماد به پزشکش و آرامش، اگر یک نفر بیاید بگوید این پزشکت مشکل دارد آن بیاید بگوید دزد است، آن بیاید بگوید فلان است،  آن بیاید بگوید بلد نیست، آن بیاید بگوید قاتل است، یا روش درمان اشتباه است، اصلاً این بیمار نمی تواند آرامش داشته باشد، نمی تواند مسیر درمان را طی بکند، خب اصلاً هیچ چیز از بین می رود حالا الآن ما در دین داری در شرایط سخت آخر الزمان باید یک تکیه گاهی داشته باشیم، این تیکه گاه را دارند اینها ضربه می زنند خراب می کنند، اگر این تیکه گاه را از شیعه گرفتند بعنوان مرجعیت با همه ضعف هایی که در مجموعه های دینی ما وجود دارد، عصمت وجود ندارد. یک موقعی با حاج آقای مجتهدی تهرانی اینطور می گفتند که آن مراجع قدیم شاید دیگر الآن نباشند، آن چیزهایی که تعریف می کردند از مراجع قدیم، گفت خب آن مراجع قدیم، آن پامنبری های قدیم، آن مؤمنین قدیم هم بودند، یک حاج علی بغدادی هم بود که آنقدر مراعات می کرد در پرداخت وجوهات که حالا داستانش را بعداً مفصل عرض می کنیم که مشرف می شود محضر حضرت آن مجتهدین مراجع آن مؤمنین را هم داشتند، خب وقتی جامعه یک لول می آید پایین خب احتمال این هم هست که بگوییم آن مرجع الآن نیست، آن میرزای شیرازی، آن نمی دانم فلان، و ... نیستند الآن، البته همه مراجع ما در شأن بالا و دست بوس همه شان هستیم، ولی اگر کسی هم این حس را می کند که یک داستان هایی تعریف می کنند از مراجع گذشته که الآن نیستند، خب اولاً اینها بعداً مشخص می شود خیلی از مقامات مراجع، چون در حال حاضر هستند، اصلاً نقل نمی شود، خیلی از اتفاقات نقل نمی شود، باید بروی پشت سر فلانی نماز بخوانی، دوتا مطلب مثل کسانی که می رفتند مسجد مرحوم آقا بهجت می رفتند، می رفتند پشت سر فلانی نماز می خواندند، خیلی هایش بعد مشخص می شود، اگر هم این حرف درست باشد که تنزلی باشد این تنزل در عموم جامعه یعنی در سطح دین داری جامعه فرهنگ جامعه ما عوض شده، سطح دین داری ما ممکن است که تنزل پیدا کرده باشد، اگر حس تنزل می کنیم، بله این تنزل در شخص من اتفاق افتاده در بقیه جامعه هم اتفاق افتاده، همه یک طورهایی مساوی با همدیگر در بحث دینداری حرکت می کنیم، لذا این خطر واقعاً خطر جدی است، یعنی الآن وقتی من بحث را جمع می کردم، می دیدم یک نفر، دو نفر، سه نفر، ده نفر، صد نفر، آدم چه بگوید از اینکه این آدمهایی که فهول شیعه بودند علمای تراز اول شیعه بودند، اینها آیه را دیدند ،روایت را دیدند، یک استنباط دقیق این مدلی انجام داند، بعد یک نفری که وقتی به او می گویی عربی روایت را بخوان نمی تواند بخواند، به او می گویی پنج خط از فلان کتاب بخوان نمی تواند بخواند، یک روایت رفته گشته پیدا کرده و می خواهد با آن همه عالم را اصلاح بکند و حس می کند که همه داشتند تا حالا اشتباه می کردند همه بی راهه می رفتند ما داریم درست می رویم، و ما می خواهیم اصلاح بکنیم.

مجری:

البته ما هم در این برنامه در خدمت شما هستیم که ان شاء الله این شبهات پاسخ داده بشود و شما به‌ خوبی الحمد الله تا به این لحظه بیان فرمودید باز هم در خدمت استاد عباسی هستیم، استاد در خدمت تان هستیم بفرمایید.

استاد عباسی:

بحث بعدی که بعد از منابع شیعی و کتب شیعه عرض کردیم، بحث منابع تفسیری اهل سنت هست، ذیل آیه اشاراتی که داشتند، با اینکه مبنای فکری شان این بوده که خمس را نیاورند به سمت اباح مکاسب، مطلق فایده، هم در این رابطه اشاراتی دارند و هم مواردی را اضافه کردن که عرض کردیم که غیر از ماجرای غنیمت جنگی مواردی را هم خود آنها اضافه کردند که در منابع  شان موجود است، من اشاره ای به بعضی از کتب اینها هم داشته باشم. بعنوان نمونه «تفسیر طبری» آقای محمد بن جریر طبری متوفای 310، انتشارات دار الهجر، در جلد 7 این کتاب صفحه 351، نسبت به آیه در واقعه ذیل آیۀ که مربوط به تکفیر نکردن افراد، ما در بحث تکفیر از این استفاده کردیم، که می گوید

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا ضَرَبْتُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَتَبَيَّنُوا وَلَا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقَىٰ إِلَيْكُمُ السَّلَامَ لَسْتَ مُؤْمِنًا تَبْتَغُونَ عَرَضَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فَعِنْدَ اللَّهِ مَغَانِمُ كَثِيرَةٌ»

وقتی می روید به جنگ فقط دنبال کشتن طرف مقابل و به غنیمت گرفتن اموالش نباشید،

«عِنْدَ اللَّهِ مَغَانِمُ كَثِيرَةٌ»

نساء/94

خب این مغانم کثیره می گوید وقتی می روید آدم ها را نکشید بخاطر غنیمت گرفتن نزد خدا غنیمت های فراوان است، نزد خدا که دیگر غنیمت جنگی که نیست، غنیمت ممکن است فواید دیگر باشد، فواضل دیگر رزق نزد خدای متعال هست، که ایشان هم به همین اشاره کرده، می گوید:

«عرض الحیاة: یقول طلب متاع الحیاة الدنیا و عند الله مغانم کثیرةً من رزقه و فواضل نعمه»

نزد خدا مغانم کثیره ای هست از رزق خدای متعال و فواضل نعمه

تفسیر طبری، محمد بن جریر طبری، انتشارات دار الهجر،ج 7 ص 351

که این دیگر غنیمت جنگی نیست، رزق  های دیگری خدا جایگزین به شما می دهد از فواضل نعم خودش و از رزق خودش در اختیار شما قرار می دهد، پس غنیمت الزاماً به معنای غنیمت جنگی نیست، این یک مورد از کتاب آقای طبری. آقای ابن عطیه اندلسی در کتاب «المحرّر الوجیز» در جلد 2، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت لبنان ذیل خود آیه، آیه 41 سوره انفال، می فرماید که

«والغنیمه فی الغة ما یناله الرجل أو الجماعه بسعی من ذلک»

غنیمت در لغت آن چیزی است که شخص یا جماعتی با تلاش به آن می رسد.

المحرّر الوجیز، ابن عطیه اندلسی ،چاپ دار الکتب العلمیه، ج 2، ذیل آیه 41 سوره انفال

این را دارد دقیقاً ذیل آیه برای فهم معنای آیه مطرح می کند، بعد  یک کم پایین تر می گوید

«منه قول النبی (ص)  فی الرهن: له غنمه و علیه حرمه؛ و قوله الصیام فی الشتاء هو الغنیمة البارد»

روزه گرفتن در زمستان این سود خیلی خنک و دلچسبی هست، برای افراد

و همینطور بحثی که مطرح می کند یعنی در لغت می آورد در موارد دیگر می آورد اشاره جدی به همین بحث دارد. یا آقای فخر رازی در کتاب تفسیر، «مفاتیح الغیب» تفسیر کبیر فرخ رازی در جلد 15 چاپ دارالفکر، ایشان هم در صفحه 170، از این جلد ذیل آیه می گوید:

«الغنم الفوض بشیء»

رسیدن به چیزی

مفاتیح الغیب، فرخ رازی، چاپ دارالفکر، ج 15، ص 170

حائض چیزی شدن امتیازی کسب کردن

«یقال غنم یغنم غنماً فهو غانم و الغنیمه»

بعد می آید می رود سراغ شریعت که باز آن فکر خودش هست،

«فی الشریعة ما دخلت فی أید المسلمین من اموال المشرکین علی سبیل القهر بالخیل و الرکاب»

بعد در مسائل بعدی که مطرح می کند می گوید در جاهای دیگر هم بعضی از اینها آمدند مطرح کردند که در جاهای دیگر هم این مسئله وجود دارد، یعنی استفاده های دیگر موارد دیگری که افرادشان می کنند که موارد دیگر را می آید آقای فخر رازی به این مسئله اضافه می کند، یک آقای قرطبی در کتاب «الجامع الأحکام القرآن» چاپ مؤسسة الرساله، که آقای قرطبی متوفای 671، هجری قمری است در جلد 10 ،صفحه 5، که باز ایشان هم می گوید:

«والغنیمه فی الغة ما یناله الرجل أو الجماعه بسعی»

رسیدن به چیزی که براساس تلاشی باشد از جانب شخصی یا جماعتی رسیدن به یک منفعتی را بهش غنیمت می گویند

الجامع الأحکام القرآن، قرطبی، چاپ مؤسسة الرساله، ج 10 ،ص 5

مجری:

بحث جنگ و اینها مطرح نیست؟

استاد عباسی:

بحث جنگ و اینها مطرح نیست نه در لغتش نه در تفسیرش و هر جایی که می برند به سمت بحث مربوط به جنگ براساس آن پیشینه ذهنی این کار را انجام می دهند، و نشانه  اش هم همین است که موارد دیگر را خود اینها اضافه کردن که من در احادیث شان و در کتب شان اینها را ان شاء الله اشاره خواهم کرد.

مجری:

خب پس با توجه به این مسئله ما در لغت استاد، معنای غنیمت را به معنای غنیمت جنگی نتوانستیم بیابیم و به معنای مطلق فایده بود، از طرفی در اصطلاح علمای شیعه که پر واضح است این مسئله که به معنای فائده است و ارباح مکاسب را و آن فوائدی که از کسب حاصل می شود انسان را هم شامل می شود و همچنین فرمودید در دیدگاه علمای تفسیری اهل سنت، تا به اینجا را بررسی کردیم، از اینجا به بعد می خواهیم به دیدگاه کدام یک از علما بپردازیم؟

استاد عباسی:

اشاراتی که در احادیث اهل سنت و کتب حدیثی اهل سنت هست آنها را هم می توانیم بررسی داشته باشیم و مطرح بکنیم.

مجری:

استاد اگر اجازه بفرمایید یک تماس دیگر هم داریم در خدمت آقای حسن اخباری هستیم

سلام علیکم

بیننده:

سلام علیکم و رحمة الله

«أَشْهَدُ أَنَّكَ طُهْرٌ طاهِرٌ وَمُطَهَّرٌ وأنَّ قَبرَکَ طُهْرٌ طاهِرٌ وَمُطَهَّر»

شهادت می دهم که ای امام تو طاهر هستی و تو (پاک کننده) هستی و مطهر و پاک شده هستی و قبر تو هم طُهْر است یعنی پاک کننده هست و هم طاهر هست و مطهر و هم پاکیزه است.

بحث خیلی عالی داشتید راجع به خمس، من یک روایتی را می خوانم خدمت شما در کافی شریف جلد یک صفحه 408 که عمرو بن یزید می گوید:

مسمع را در مدینه دیدم و او در آن سال وجهی را خدمت امام صادق (ع) گفت و آن حضرت نپذیرفت، من به او گفتم چرا امام صادق(ع) وجهی را که تو برایش بردی رد کرد (قبول نکرد)؟ گفت آن وجه را خدمتش بردم عرض کردم غواصی دریای بحرین به من واگذار شده و من 400 هزار درهم استفاده کردم یعنی سود بردم و خمس آن را که 80 هزار درهم است برای شما آورده ام، من نخواستم این وجه را که حق شما است و خدای تبارک و تعالی در اموال ما قرار داده از شما باز دارم و خود تصرف کنم، حضرت (ع) فرمودند مگر ما از زمین و آنچه خدا از آن درآورد حقی جز خمس نداریم؟ ای ابا صیاد! همۀ زمین از آن ما است پس آنچه خدا از آن بر آورد متعلق به ما است، من به حضرت عرض کردم من همۀ آن وجوه را خدمت شما خواهم آورد اگر همه چیز مال  شما است پس همۀ سود من هم مال شما است، آقا (ع) فرمودند ای ابا صیاد من آن را برای تو روا ساختم و حالا نمودم، مالت بگیر و نیز هر زمینی را که در دست شیعیان ما است برای ایشان حلال است تا زمانی که حضرت مهدی (عج) بیاید آن حضرت ستة خراج را از ایشان بگیرد و زمین را دست شان باقی گذارد (زمین را دوباره به آنها بدهد و فقط مالیاتش را بگیرد)، ولی زمین های که در دست غیر شیعان هست استفادۀ که از آن می کنند برای شان حرام است تا زمانی که حضرت مهدی (عج) بیاید و زمین را از دست شان بگیرد و آنها را با خواری بیرون کند.

روایت صراحت کامل دارد هفت هشت تا از اقوال علماء را نوشتند که در حلیت خمس، اما بعضی از علماء گفتند که از خمس آن نصفش که متعلق به امام است حلال است تا آن بخشش که متعلق است، طبق آیه شریفه که حضرت حاج آقای عباسی خواندند «فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَىٰ وَالْيَتَامَىٰ وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ» می گوید چون «لذی القربی» یعنی سادات عظیم الشأن، «یتامی» یعنی یتیمان، «مساکین» کسانی که خانه نشین هستند یعنی خانه دارند ولی درآمد زیادی ندارند، «وابن السبیل» کسانی که در راه مانده هستند چون اینها همه هستند نصف اینها را می دهیم اما نصفه ای که برای خداوند و رسول (ص) هست آن را نمی دهیم و حلال شده است قطعاً بلاشک بلارأی، اما آن مطلبی که دو هفته پیش بنده عرض کردم در خمس چند مرحله وجود دارد یکی اینکه اصلاً خمس اصل آن حلال است یا حرام است؟ که اگر ما الآن اصلاً مبنای  شما را هم بگیریم حالا بحث این پیش می آید این خمس را باید به چه کسی بدهیم؟ آیا باید به مرجع تقلید بدهیم یا می توانیم خودمان به این سه قسم بدهیم؟ یک بحث دیگر پیش می آید که این خمس را آیا از هر کسی قبول می کردند؟ روایات این را دارد که حضرت (ع) ای بسا که آن را می آوردند نمی گرفت و می گفت برو حق برادرت مثلاً ارث برادرت را ندادی حالا آمدی می خواهی این پول را من بدهی این اصلاً حرام است بالفرض و اصلاً همۀ پول را نمی گرفتند.

استاد عباسی:

اتفاقاً به روایت خوبی آقای اخباری اشاره کردند این از همان روایت های است که ما در بحث مربوط به دسته بندی روایات تحلیل عرض خواهیم کرد به عنوان مثال همین روایتی که ایشان عرض کردند از «وسائل الشیعه» شیخ حر عاملی این روایت را بیان کردند و در «تهذیب الاحکام» هم هست جلد 4 صفحه 144، خود شیخ حر عاملی بعد از نقل این روایت می گویند:

«أقول: قوله الأرض کلها لنا»

اینکه حضرت فرمودند همۀ زمین مال هست

«مخصوصٌ بأرض سائل التی ولیَّها او بأرض انفال»

مخصوص آن زمینی هست که سائل داشته سؤال می کرده که حضرت یا متولی آن بودند یا از انفال بوده که مربوط به حضرت بوده.

باز در کتاب دیگر در کتاب «هدایة الأمه» اینطور آمده که

«الأرض المذکوره أرض البحرین بقرینة الغوص»

این عرض، عرض بحرین بوده به قرینه آن غواصی که مطرح کرده

«و قد تقدم أنّها من الأنفال»

که این از انفال بوده

«و علی کل حال فهی متناولة للأنفال»

این مربوط هست به بحث انفال و روایاتی که در بر گیرنده بحث انفال هست

یعنی این روایت به معنای این نیست که برای همۀ شیعه و إلی الأبد این خمس  را حلال کردند، این جزء دسته از روایاتی هست که نسبت به شخص خاص، زمین خاص، چون حضرت در آخر همین روایت بحث اُجرت را مطرح کردند که وقتی که مهدی ما می آید اُجرت این زمین ها می گیرد، اگر زمین مال مردم است و مردم باید خمسش را بدهند و الآن خمس را فقط دارد حضرت حلال می کند دیگر چه کار دارد به اُجرت زمین؟ پس اصلاً این زمین ملک حضرت بوده و ملکی که اساساً مربوط به حضرت بوده از انفال، حضرت از ملک خودشان را آمدند در اختیار او قرار دادند و برای او حلال کردند که این از موارد خاص هست که حالا شرایط؛ در چه شرایطی بوده؟ با چه ویژگی بوده؟ این موارد را گفتند بعضی از آنها به شدت چون حکام رسیدن پول به امام معصوم را مانع می شدند و حساس بودند چون مسئله مالی را برای امام معصوم بر نمی تافتند می گفتند اگر پول رسید دست امام صادق (ع) پول رسید دست امام معصوم، این پول ها می خواهد بر علیه ما استفاده بکند می خواهد مثلاً قیام بکند، می خواهد حاکمیت ما را به هم بزند و قدرت پیدا می کنند، خیلی از موارد روایات با تقیه هست فرد می آورد و امام معصوم پول را بر می گرداند چون می داند که یا این را فرستادند برای اینکه ببینند حضرت پول می گیرد از مردم یا نمی گیرد، یا کسانی متوجه آمدن این شدند که اگر ببینند این با کیسه پُر پول آمد نزد امام و با کیسه خالی برگشت متوجه این قضیه می شوند یعنی خودش آدم سالمی هست ولی دیگران در رسد این هستند باز هم پول را از او نمی گرفتند، کسانی بودند می شنیدند عبارات حضرت را، حضرت با مواردی که نه ما تا قیامت تا زمان مهدی تا زمان فلان ما حلال کردیم که اینها را ما مفصل حتماً بحث خواهیم کرد و بحث دوم شان بحث مربوط به این بود که به چه کسی باید بدهیم آن هم یکی از بحث ها هست که بله ما در زمان غیبت باید به کسی پرداخت کنیم مثل مراجع یا اگر خمس واجب شد خودمان اجازه داریم پرداخت بکنیم، این هم بحثی هست که مطرح خواهد شد.

مجری:

خیلی ممنون استاد لطف کردید امشب هم از محضرتان استفاده کردیم خدا به توفیقات شما بی افزاید إن شاءالله، ممنون هستیم از شما بینندگان عزیز که امشب هم با برنامه این هفته و امشب با برنامه عصر ایمان همراه شدید، شما را به خدای بزرگ می سپاریم یا علی مدد شب تان بخیر خدا نگهدار.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

 

 



* اسم:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی: