-
حجت الاسلام روستایی
01:24:34 دقیقه
ویژه برنامه کشتی نجات 20 مرداد 1400 -
حجت الاسلام ابوالقاسمی
01:52:52 دقیقه
ویژه برنامه کشتی نجات 19 مرداد 1400 -
حجت الاسلام یزدانی
01:53:26 دقیقه
ویژه برنامه کشتی نجات 18 مرداد 1400 -
حجت الاسلام روستایی
02:00:15 دقیقه
ویژه برنامه قتیل العبرات 5 شهریور 1399 -
حجت الاسلام ابوالقاسمی
01:53:06 دقیقه
ویژه برنامه قتیل العبرات 4 شهریور 1399 -
حجت الاسلام یزدانی
01:58:02 دقیقه
ویژه برنامه قتیل العبرات 3 شهریور 1399 -
حجت الاسلام ابوالقاسمی
02:01:30 دقیقه
ویژه برنامه قتیل العبرات 2 شهریور 1399 -
حجت الاسلام روستایی
02:00:22 دقیقه
ویژه برنامه قتیل العبرات 1 شهریور 1399 -
آقای علی شریفی
01:58:51 دقیقه
ویژه برنامه قتیل العبرات 31 مرداد 1399 -
حجت الاسلام ابوالقاسمی
01:55:18 دقیقه
ویژه برنامه قتیل العبرات 30 مرداد 1399
مخالفت وهابیت با عزاداری سیدالشهدا (علیه السلام)؛ ریشهها و پاسخها آیت الله حسینی قزوینی
قسمت چهارم ویژه برنامه کشتی نجات به مناسب دهه اول محرم با کارشناسی آیت الله حسینی قزوینی
دیگر قسمت ها
برنامه کشتی نجات – 21 05 1400 (قسمت چهارم)
عنوان برنامه: مخالفت وهابیت با عزاداری سیدالشهدا (علیه السلام)؛ ریشهها و پاسخها
استاد: حضرت آیت الله حسینی قزوینی
مجری: آقای شرافت
مجری:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
مرا به ابر به باران به آفتاب ببخش * مرا به ماهی لرزان کنار آب ببخش
دلم زبانه آتش دلم خرابه شام * مرا به خاطر این خانه خراب ببخش
اگر شکسته پر و رو سیاه آمده ام * مرا به نور حسین ابن آفتاب ببخش
همیشه جانب او گفتم السلام علیک * مرا به لطف فراوان آن جناب ببخش
شنیده ام که تو با کودکان رفیق تری * مرا به گریه شش ماهه رباب ببخش
«يَا دَائِمَ الْفَضْلِ عَلَى الْبَرِيَّةِ يَا بَاسِطَ الْيَدَيْنِ بِالْعَطِيَّةِ يَا صَاحِبَ الْمَوَاهِبِ السَّنِيَّةِ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ خَيْرِ الْوَرَى سَجِيَّةً وَ اغْفِرْ لَنَا يَا ذَا الْعُلَى فِي هَذِهِ الْعَشِيَّةِ»
«صلی الله علیک یا رحمة الله الواسعة و یا باب نجاة الأمة المظلوم یا ابا عبد الله»
بینندگان ارجمند سلام علیکم، شب جمعه، شب رحمت است و این شب ها هم با نور رحمت واسعه الهی متبرک تر از پیش است، با ویژه برنامه کشتی نجات از شبکه جهانی حضرت ولی عصر در خدمت شما هستیم.
افتخار دارم که در خدمت استاد ارجمند جناب آیت الله دکتر حسینی قزوینی باشم و از محضرشان ان شاءالله فراوان، فراوان استفاده کنیم، سلام علیکم عزاداری ها مقبول در خدمت شما هستیم.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
سلام علیکم و رحمة الله و برکاته
السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ فِي أَرْضِه، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مِيثَاقَ اللَّهِ الَّذِي أَخَذَهُ وَ وَكَّدَهُ- ِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ وَ دَلِيلَ إِرَادَتِه، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا وَعْدَ اللَّهِ الَّذِي ضَمِنَه، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا صَاحِبَ الْمَرْأَى وَ الْمَسْمَع فَمَا شَيْءٌ مِنَّا إِلَّا وَ أَنْتُمْ لَهُ السَّبَبُ وَ إِلَيْهِ السَّبِيل.
خدمت بینندگان عزیز و گرامی خالصانه ترین سلامم را تقدیم می کنم موفقیت روز افزون برای همه عزیزان از خدای منان خواهانم!
ایام عزاداری سرور آزادگان را به پیشگاه مقدس مولای مان بقیة الله الاعظم آن عصاره عالم وجود، قطب عالم امکان، نازنین وجودی که: «بِيُمْنِهِ رُزِقَ الْوَرَى وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الْأَرْضُ وَ السَّمَاء»
خدمت شما گرامیان تسلیت عرض می کنیم. معمولاً در برنامه هایمان یادی از صدیقه طاهره (سلام الله علیها) می کنیم. امشب، شب جمعه است ما هم با یاد زهرا و حضرت ولی عصر خودمان را بیمه حضرت زهرا کنیم دین مان، دنیامان، آخرت مان چون همه چیزمان حضرت زهرا (سلام الله علیها) است. مهدی جان:
تا به کی فاطمه گوید پسرم * تا کی اسلام بگوید پدرم
خون رخسار رسول دو سرا * فرق بشکافته شیر خدا
ناله های شب تار زهرا * پرچم سرخ شه کرببلا
همه گویند بیا مهدی جان * بشنو ناله ما مهدی جان
تیرباران تنِ مظلوم حسن * از دل خاک به صد شور و مهن
با تو دارد همه دم روی سخن * کی چراغ دلِ خوبان زَمن
بگشا دیده از خون تر را * بنگر قلب منِ مادر را
همه گویند بیا مهدی جان * بشنو ناله ما مهدی جان
«صلی الله علیک یا مولاتی یا فاطمة الزهرا»
مجری:
خیلی ممنونم
یک روز به هیئت سحر می آید * با سوز دل و دیده تر می آید
یک روز به انتقام هفتاد و دو شمس * با سیصد و سیزده قمر می آید!
حضرت آیت الله حسینی قزوینی راجع به عزاداری با برکت سید الشهداء، عزاداریی که سال به سال، ماه به ماه و روز به روز دارد رنگ، فروغ و جلوه بیشتری پیدا می کند ان شاء الله هر چه به ظهور نزدیک تر بشویم نام سید الشهداء در جهان طنین اندازتر خواهد شد.
وقتی این حرکت دارد انجام می شود و اسلام را به نوعی قیام و خون سید الشهداء بیمه کرده است. قطعاً معارضین و مبارزین ساکت نمی نشینند «وهابیت» از هر تلاشی ننشسته است و هر تلاشی توانست در این سال ها انجام داد تا شبهات مختلفی را وارد کند. راجع به عزاداری سید الشهداء، «وهابیت» چه شبهات و ایرادهایی را مطرح کردند؟
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه وَ الّلعنُ الدّائمُ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه، وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ، حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ، نِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ
همان طوری که اشاره کردید قیام حضرت سید الشهدا اسلام را بیمه کرد تلاش های بیست و سه ساله نبی مکرم را بیمه کرد. اگر نبود این جانبازی ها و فداکاری ها و این خطبه های غراء زینب کبری عقیله بنی هاشم در «شام» و همچنین خطبه «ام کلثوم (سلام الله علیها)» و خطبه امام سجاد (سلام الله علیه) و سفیر کوچک سه ساله ای که در «شام» گذاشتند و رفتند.
حتماً موقع تشرف نوشته است:
زائرین قبر من این شام عبرت خانه است * قبر من آباد کاخ دشمنم ویرانه است
این سفیر سه ساله کاری کرد که صدها هزار لشکر نمی توانست همچنین کاری را انجام بدهد.
اولاً از همه بینندگان چه شیعه، چه سنی، چه «وهابی» می خواهم امشب یک خواهش دوستانه کنم با صرف نظر از همه اختلافات تأمل و دقتی کنند چه شد چه اتفاقاتی در این پنجاه سال رخ داد؟
همان اصحابی که پیغمبر را دیده بودند تابعینی که صحابه را دیده بودند هنوز نوبت اتباع تابعین نرسیده است این ها جمع شدند فرزند رسول الله را با آن وضع فجیع قطعه قطعه کردند.
حتی وقاحت، بی حیائی، شرم و رذالت را به جایی رساندند در مجلس «عبید الله» افتخار می کردند ما جزء کسانی هستیم که با اسب بر روی جسد بی رمق امام حسین کوبیدیم و تمام استخوان های سینه حضرت را در هم شکستیم.
چه اتفاقاتی افتاد، عوامل و ریشه های عاشوراء چیست؟ تقاضا دارم مقداری دقت کنند مسئله عاشوراء چیزی نبود در یک ساعت، در یک روز و چند روز، در یکی، دو سال زمینه اش فراهم شده باشد.
اگر کسی ما را متهم به مبالغه گویی نکنند قضیه از زمان رسول اکرم شروع شد. آن روزی که وقتی رسول اکرم فرمود: «ائْتُونِي بِدَوَاةٍ وَ كَتِفٍ أَكْتُبْ لَكُمْ كِتَاباً لَنْ تَضِلُّوا بَعْدَی»
«ائْتُونِي بِكِتَابٍ أَكْتُبْ لَكُمْ كِتَابًا لَا تَضِلُّوا بَعْدَهُ قال عُمَرُ إِنَّ النبي صلى الله عليه وسلم غَلَبَهُ الْوَجَعُ وَعِنْدَنَا كِتَابُ اللَّهِ حَسْبُنَا»
الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا،ج 1، ص 54، کتاب العلم، باب 39، ح114
«ائْتُونِي بِكِتَابٍ أَكْتُبْ لَكُمْ كِتَابًا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدَهُ أَبَدًا فَتَنَازَعُوا ولا يَنْبَغِي عِنْدَ نَبِيٍّ تَنَازُعٌ فَقَالُوا هَجَرَ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم قال دَعُونِي»
الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا،ج 3، ص 1111، کتاب الجهاد، باب 172، ح2888
«إن الرجل ليهجر على عادة العرب»
ديوان المتنبي؛ اسم المؤلف: أبو البقاء العكبري الوفاة: 616، دار النشر: دار المعرفة - بيروت، تحقيق: مصطفى السقا/ إبراهيم الأبياري/ عبد الحفيظ شلبي، ج1، ص9
گفتند «انّ الرجل ليهجر» زمینه شهادت امام حسین همان جا رقم خورد یعنی دوری از سنت نبی مکرم، مخالفت با اهل بیتی که نبی مکرم سفارش کرده بود. مخالفت با وصی، خلیفه و جانشین رسمی نبی مکرم از همان جا رقم خورد.
بعد از شهادت رسول اکرم که انکار وفات رسول اکرم، جمع شدن در «سقیفه»، «انصار و مهاجرین» به سر و کله هم زدن نسبت به «سعد ابن عباده»
«قتل الله سعداً، اقتلوه فإنه منافق»
شرح نهج البلاغة؛ اسم المؤلف: أبو حامد عز الدين بن هبة الله بن محمد بن محمد بن أبي الحديد المدائني الوفاة: 655 هـ ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت / لبنان - 1418هـ - 1998م، الطبعة: الأولى، تحقيق: محمد عبد الكريم النمري، ج20، ص13
با آن چیزها زمینه ها از همان جا شروع شد وقتی معاویه بر بالای منبر قرار گرفت صحابه گفتند از پیغمبر شنیدیم
«قال رسول الله صلى الله عليه وسلم إذا رأيتم معاوية يخطب على منبري قاقبلوه»
تاريخ مدينة دمشق وذكر فضلها وتسمية من حلها من الأماثل؛ اسم المؤلف: أبي القاسم علي بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله الشافعي الوفاة: 571، دار النشر: دار الفكر - بيروت - 1995، تحقيق: محب الدين أبي سعيد عمر بن غرامة العمري، ج59، ص158
وقتی دیدید معاویه بر بالای منبر من نشسته است او را بکشید و به فرمان پیغمبر عمل نکردند همه این ها زمینه ساز قیام امام حسین و زمینه «کربلاء» و شهادت یاران حسین و اسارت اهل بیت امام حسین را فراهم کرد.
به خاطر دارم سال گذشته در حرم حضرت معصومه شب یازدهم محرم سخنرانی داشتم موضوع بحث من ریشه های عاشوراء بود. در سایت حرم حضرت معصومه و سایت حضرت ولی عصر هم هست نمی خواهم روی ریشه های عاشوراء صحبت کنم.
ولی همان های که زمینه ساز عاشوراء بودند دیدند این عاشوراء نتیجه عکس برای شان داد. تصور می کردند با کشتن امام حسین مسئله تمام می شود و اسلام خاتمه می یابد و اسم نبی مکرم از زبان ها می افتد.
حضرت سجاد (سلام الله علیه) وقتی وارد «شام» می شود یکی از نوه های خلیفه دوم ظاهراً «عبد الله عمر» به امام سجاد می گوید دیدی شما پیروز هستید یا دیگران پیروز هستند؟ امام سجاد به او یک نگاه عاقل اندر سفیه کرد گفت وقت نماز رسید خواستی اذان و اقامه بگویی آن وقت می فهمی پیروز چه کسی است؟
وقتی مؤذن به «أشهد أنَّ محمد رسول الله» رسید امام سجاد
«أخذ عمامته بیده»
حضرت عمامه اش را به دستش گرفت گفت ای خطیب تو را به صاحب این عمامه لحظه ای ساکت باش!
به «یزید» رو کرد:
«أمحمد جدک أم جدي»
این محمدی که «اشهد انَّ محمد رسول الله» می گویید جد تو هست یا جد من است؟ اگر بگویی جد تو است
«فلیعلم العالمون أنک کاذب وإن کنت تقول جدي لم قتلت أبي عطشانا»
بعد حضرت غوغا کرد به طوری که صدای ناله و شیون کل مسجد را فرا گرفت ورق به طور کلی برگشت «یزیدی» که افتخار می کرد
لَعِبَتْ هَاشِمُ بِالْمُلْكِ فَلا * خَبَرٌ جَاءَ وَ لَا وَحْيٌ نَزَل
می گفت به دست و پا افتاد چه کار کند که جلوی شورش مردم «شام» را بگیرد. یک دسته دیدند این قضیه نتیجه نداد.
در طول تاریخ تمام تلاش شان می کردند با عزاداری امام حسین ممانعت کنند. فتاوایی می دادند حتی داریم در قرن چهارم و پنجم شعراء و مداحان را سر می بریدند. مراسم عزاداری را به هم می زدند.
در برابر عزاداری برای امام حسین، برای عثمان یا «عایشه» عزاداری می کردند یک بساطی در طول تاریخ در آوردند که واقعاً انسان شرمش می آید این ها را بیان کند. باید این ها گفته بشود و مردم آگاهی شان بالا برود و ببینند این قیام امام حسین برای بیمه کردن اسلام چه کرد؟ بیداری مردم چه کرد؟ دشمنان با عزاداری امام حسین چه کردند؟
امروز هم داریم می بینیم به دنبال همان قضایا، ریشه ها در «شبکه وهابی» هستند. قبل از نماز مغرب و عشاء تعدادی از کلیپ های که دوستان ما از «شبکه های وهابی» گرفته بودند داشتم دقت می کردم وقیح ترین تعبیر را در رابطه با عزاداری آورده بودند.
یعنی هر آن چه که لیاقت خودشان بود نسبت به عزادارن امام حسین و نسبت به عزای امام حسین از شرک، از کفر، از حماقت و ... یعنی هر تعبیری که برای شان مقدور بود و امکان داشت عبارت های وقیح در یک شبکه جهانی مطرح بکنند به زبان آوردند.
الان هم همین طوری است، یکی دو هفته قبل از محرم سه، چهار تا «شبکه وهابی» شبهاتی را مطرح می کنند. همه بدعت است پیغمبر برای فرزندش عزاداری نکرد حضرت علی برای حضرت زهرا عزاداری نکرد یک سری بساطی در آوردند آن سرش نا پیدا است.
من فقط تکه ای از ایدئولوگ «وهابی» ها یا پیغمبر «وهابی» ها باید بگوییم «ابن تیمیه» نقل کنم. بارها گفتم یکی از کارشناسان «وهابی» می گوید «ابن تیمیه» گفت توسل شرک است اگر پیغمبر از قبر زنده بشود بیاید بگوید جایز است ما از پیغمبر هم قبول نمی کنیم.
یعنی این قدر این آقایان متحجر هستند یعنی روی مغزشان هزاران پرده ضخیم کشیده اند که به هیچ وجه این پرده ها کنار نمی رود جز روزی که وارد برزخ بشوند با آتش های سوزان برزخی این پرده ها شکسته می شود مغزشان از شدت آتش به جوش در می آید آن وقت می فهمند چه است!
کتاب «منهاج السنة» یا «منهاج البدعة ابن تیمیه»، جلد 1، صفحه 52 ببینیم تعبیرش چه است. آیا یک عالم همچنین تعبیری دارد؟ مثل یک آدم بازاری اصلاً درس نخوانده است یا یک فردی که در یک روستای دور افتاده زندگی می کند با مسائل فرهنگی هم خیلی زیاد آشنا با همان عبارت های روستایی و پشت کوهی حرف می زند یک همچنین تعبیری به کار می برد می گوید:
«ومن حماقتهم إقامة المأتم والنياحة على من قد قتل من سنين عديدة»
منهاج السنة النبوية؛ اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس الوفاة: 728، دار النشر: مؤسسة قرطبة - 1406، الطبعة: الأولى، تحقيق: د. محمد رشاد سالم، ج1، ص52
«وَ مِنْ حماقَتِهِم»؛ از حماقت شیعیان این هست که اقامه ماتم و نوحه سرایی می کنند برای کسی که چندین سال قبل از این کشته شده است.
نمی دانم به این ها چه بگوییم؟ یا در «منهاج السنة»، جلد 4، صفحه 554 می گوید:
«وصار الشيطان بسبب قتل الحسين رضي الله عنه يحدث للناس بدعتين»
شیطان آمد به سبب کشته شدن امام حسین دو بدعت در میان مسلمان ها پایه ریزی کرده است
«بدعة الحزن والنوح يوم عاشوراء»
منهاج السنة النبوية؛ اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس الوفاة: 728، دار النشر: مؤسسة قرطبة - 1406، الطبعة: الأولى، تحقيق: د. محمد رشاد سالم، ج4، ص554
یک بدعتی که مردم محزون بشوند و نوحه سرایی کنند و به سر و سینه بزنند بعد هم بحث های دیگری که یک عده اظهار شادمانی می کنند می گوید این حزن و نوح روز عاشوراء جزء القائات شیطانی است.
فقط جواب ایشان را از خودش می خواهم بدهم این که شیطان همچنین بدعتی گذاشته است در کتاب «الجواب الصحیح لمن بدل دین المسیح»، جلد 2، صفحه 321 مال «ابن تیمیه» است.
«ابن تیمیه» در این کتاب می گوید شیطان گاهاً به صورت بعضی از انسان ها مجسم می شود مردم را اغوا می کند. برای خود من هم اتفاق افتاد افراد زیادی آمدند گفتند ما شما را دیدیم در فلان جا مثلاً به ما می گفتید بروید زنا، لواط و دزدی کنید آدم بکشید مگر شما دستور این طور می دهید؟ گفتم نه
«وإنما ذلك شيطان تصور بصورتي ليضلهم لما أشركوا بالله ودعوا غير الله»
الجواب الصحيح لمن بدل دين المسيح؛ اسم المؤلف: أحمد عبد الحليم بن عبد السلام ابن تيمية الوفاة: 728هـ، دار النشر: مطبعة المدني - مصر، تحقيق: علي سيد صبح المدني، ج2، ص322
این شیطان هست که به صورت من ظاهر شد تا مردم را گمراه کند. خیلی عجیب است خودش پذیرفته است!
چرا دیگر بزرگان همچنین چیزی نگفتند؟ این همه از علمای اهل سنت داریم. از «ابو حنیفه، محمد ابن ادریس شافعی، احمد ابن حنبل» بعد از او بزرگان دیگر مثل «ابن حجر» و ... ندیدم کسی از بزرگان اهل سنت بگوید شیطان به صورت من ظاهر می شود می رود مردم را گمراه می کند بروند معصیت کنند به خدا شرک بورزند و امثال این ها؛
ظاهراً به آیینه نگاه کرد خودش را دید بعد در رابطه با عزاداری سید الشهداء این بساط را بافته است می گوید شیطان همچنین کاری کرده است نه شیطان نبود خودت بودی آمدی برای این که همچنین مسائلی را ردیف کنی و بعد آن مصور شیطانی که خودت بودی آمدی در کتاب «منهاج البدعة» ات به صورت یک بحث به ظاهر علمی ولی در حقیقت جعلی مطرح کردی.
«محمد ابن عبد الوهاب» همین طور کتابی دارد به نام «الرد علی الرافضة»، صفحه 110 می گوید:
«ومن قبائح هؤلاء الرافضة أنهم يتخذون يوم موت الحسين رضي الله عنه مأتماً فيتركون الزينة ويظهرون الحزن ويجمعون النوائح يبكين ويصورون صورة قبور الحسين رضي الله عنه ويزينونها ويطوفون بها في السكك ويقولون: يا حسين ويسرفون في ذلك إسرافاً محرماً وكل ذلك بدعة»
رسالة في الرد على الرافضة؛ اسم المؤلف: محمد بن عبد الوهاب الوفاة: 1206 هـ، دار النشر: مطابع الرياض - الرياض، الطبعة: الأولى، تحقيق: تحقيق الدكتور / ناصر بن سعد الرشيد، ج1، ص46
از قبیح ترین کاری که شیعه ها انجام می دهند این که روز کلمه «موت الحسین» آورده است این وقیحِ خبیث علیه لعنت الله کلمه شهادت هم نمی آورد می گوید «مأتماً»؛ روز مرگ امام حسین را ماتم می گیرند و نوحه سرایی می کنند قبر امام حسین را زیارت می کنند یا حسین می گویند و اسراف حرامی انجام می دهند.
این که مراد اسراف حرام انجام می دهند چه هست نمی دانم، هر چه انسان بغضش را نسبت به این ها اظهار کند مورد رضایت صدیقه طاهره است. یعنی تبری از دشمنان اهل بیت از سلام بر اهل بیت قطعاً افضل است.
حتی در «لا اله الا الله» اول از خدایان دروغین تبری می جوییم «لا اله» یعنی تمام خدایان دروغین بالطل «الا الله» فقط خدای واحد، قهار، عالم، قدیر، حی و قیوم.
در این جا یک عبارتی هست کتاب «دعاوی المناوعین بدعوت الشیخ محمد ابن عبد الوهاب»، «عبد العزیز محمد ابن علی عبد اللطیف» یکی از علمای بزرگ «عربستان» نوشت در «ریاض» هم چاپ کرده است.
جواب آقای «محمد ابن عبد الوهاب» را همین جا بدهم عقده ام خالی بشود می گوید «شیخ امام محمد ابن فیروز» یکی از علمای بزرگ کلمه امام تعبیر می کند یعنی از آخوندهای علقه مضغه نیست بگوید رافضه و چه و چه هست.
می گوید «شیخ امام محمد ابن فیروز» ایشان نسبت به «محمد ابن عبد الوهاب» حرف های دارد بعد می گوید
«ولعل الشیخ»
یعنی عبدالوهاب
«غفل عن مواقعة امه فسبق الشیطان الیها فکان ابا لهذا المورد»
پدر «محمد ابن عبد الوهاب» از همسرش که مادر «محمد ابن عبد الوهاب» بود غافل شد بی توجهی داشت شیطان آمد به جای «عبد الوهاب» با مادر «محمد ابن عبد الوهاب» همبستر شد نتیجتاً «محمد ابن عبد الوهاب» نطفه اش از شیطان منعقد شده است ما نمی گوییم، «امام محمد ابن فیروز» دارد این را می گوید!
کسی که نطفه اش، نطفه شیطانی است از این چه انتظاری است، غیر از این، انتظار است که نسبت به عزاداری امام حسین (سلام الله علیه) همچنین نظراتی بدهند؟ شما مشکل با شیعه داری یک بحثی است. این که فرزند رسول الله است با آن وضع فجیع کشتند حداقل لال شو حرف نزن
(قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى)
بگو: من هيچ پاداشی از شما بر رسالتم درخواست نمیکنم جز دوست داشتن نزديکانم [= اهل بيتم]؛
سوره شوری (42): آیه 23
اگر یک عزیزتان از دنیا برود چه کار می کنید، شادی می کنید و کف می زنید یا گریه می کنید؟
قبل از «ملک عبد الله»، «ملک فهد» از دنیا رفت «مکه» بودم آقایان عزاداری، گریه، زاری می کردند یک بساطی در شبکه های وطنی و ملی شان داشتند آن سرش نا پیدا بود.
از آن طرف فردایش با «ملک عبد الله» می خواستند بیعت کنند دست، صورت و عبایش را می بوسیدند.
چطور شد بوسیدن بیت الله الحرام، حرام بوسیدن حرم امام حسین شرک ولی بوسیدن عبای «ملک عبد الله» اشکالی ندارد؟ همین بساط را هم در مرگ «ملک عبد الله» و روی کار آمدن «ملک سلمان» آقایان داشتند. قبلی ها را ندیدیم ولی این دو را از نزدیک شاهد بودیم. آیا این، دو نوع نگاه کردن نیست که در مورد عزاداری امام حسین این طور وقیحانه بگویند این وقاحت شیعه ها است دیگری چنین و چنان بگوید. بعد نسبت به خودشان این طوری تجلیل می کنند.
ما عزیزان را قول میدهیم:
«أَوَّلُ مَنْ يَجْثُو بَيْنَ يَدَيِ الرَّحْمَنِ لِلْخُصُومَةِ يَوْمَ الْقِيَامَة»
شواهد التنزيل لقواعد التفضيل؛ تأليف: الحافظ الكبير عبيد الله بن أحمد المعروف بالحاكم الحسكاني؛ الحذاء الحنفي النيسابوري، تحقيق وتعليق: الشيخ محمد باقر المحمودي؛ مؤسسة الطبع والنشر التابعة لوزارة الثقافة والارشاد الاسلامي مجمع أحياء الثقافة الاسلامية، 1411 ه - 1990م، ج1، ص503
امیر المؤمنین و فرزندانش است آن جا مشخص خواهد شد
(يعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسِيمَاهُمْ فَيؤْخَذُ بِالنَّوَاصِي وَالْأَقْدَامِ)
مجرمان از چهره هايشان شناخته می شوند؛ و آنگاه آنها را از موهای پيش سر، و پاهای شان می گيرند (و به دوزخ می افکنند)!
سوره الرحمن (55): آیه 41
مجری:
خیلی ممنون و متشکر، روز قیامت سر جای خودش ولی با بیان روشنی که امثال شما اساتید دارید در بیان علمای اهل شیعه و تسنن آمده است باطل بودن خیلی از حرف های این ها بر همه روشن است.
در صحن حرم هیئت ما دیدنی است * در وقت سلام این صدا دیدنی است
دیدیم بهشت می وزد از حرمت * آری شب جمعه کربلا دیدنی است
(میان برنامه)
مجری:
من و این روضه ها الحمد لله * من و یاد شما الحمد لله
رسد روزی که در سجده بگویم * رسیدم کربلاء الحمد لله
این برنامه ها را هم حسینیه سید الشهداء می دانیم یعنی فضای رسانه ای، فضایی که به نام سید الشهداء متبرک هست برای ما می تواند ان نشاء الله زندگی ساز باشد و ما را به معارف حسینی نزدیک تر کند.
حضرت استاد راجع به «وهابیت» صحبت شد تکلیف شان هم روشن است اگر غیر این هم بگویند تعجب است؛ اما ببینیم در اهل تسنن و شیوه عزاداری حضرت رسول اکرم چه نظراتی مطرح است و این که در منابع اهل تسنن، سنت پیامبر راجع به عزاداری چگونه بود؟
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
در رابطه با پاسخ این ها، این ها خود را سنی می دانند یعنی سنی کسی که به سنت پیغمبر عمل کند ساده اش این است. البته «وهابی»ها خودشان را سنی دو آتشه می دانند یعنی از سنی ها، سنی تر می دانند در خیلی از موارد که تکفیر می کنند هم شیعه و هم سنی را تکفیر می کنند.
چون بحث زیارت قبور، توسل به صالحین، تبرک، نذر و قسم به غیر خدا خیلی از بزرگان اهل سنت بر این عقیده هستند. حتی در رابطه با توسل ادعای اجماع دارند مثل «ابن حجر هیتمی» و دیگران؛ این همه را مشرک می دانند این های که می گویند ما تابع سنت پیغمبر هستیم در این جا، این عبارت را از آقای «محمد ابن حسن شیبانی – متوفای 198» شاگرد «ابو حنیفه – متوفای 150» یعنی دو سال بعد از شهادت امام صادق در سال 148 از دنیا رفت.
«شیبانی» در حقیقت 48 سال بعد از «ابو حنیفه» بود و آثار «ابو حنیفه» را هم این ها احیاء کردند چون «ابو حنیفه» از خودش حتی یک سطر هم ندارد.
ایشان کتابی دارد «شرح کتاب السیر کبیر»، «سرخسی» این را انجام داد. کتاب «سیر کبیر» مال «شیبانی» است شرحش هم مال جناب آقای «سرخسی» از علمای بزرگ «احناف» صاحب کتاب «المغنی» است.
«المغنی» از کتاب های مفصل فقهی «حنفی»ها مثل «جواهر» ما است. همین طور که «جواهر» 42 جلد است کل مبانی فقهی در این کتاب آمده است کتاب «مغنی ابن قدامه - متوفای 490» همین طور است.
آقای «شیبانی» در رابطه با شهادت «حمزه سید الشهدا» می گوید رسول اکرم بعد از قضیه «جنگ احد» از کوچه های «مدینه» عبور می کرد دید بعضی از زن های قبائل برای شهدای خودشان دارند گریه می کنند.
«حمزه سید الشهداء» فرزند، مادر و خواهر و... نداشت که برایش گریه کند حضرت خیلی دلگیر شد فرمود:
«لكن حمزة لا بواكي له، قالت المرأة التي روت: فخرجنا حتى أتينا رسول الله صلى الله عليه وسلم فندبنا حمزة ورسول الله صلى الله عليه وسلم في البيت، حتى سمعنا نشيجه في البيت ، فأرسل إلينا أن قد أصبتم، أو قد أحسنتم، وإنما قال رسول الله صلى الله عليه وسلم لأن حمزة كان سيد الشهداء يومئذ، لكنه كان غريباً بالمدينة فندبه رسول الله صلى الله عليه وسلم بما قال، وذكر في المغازي: أن سعد بن معاذ رضي الله عنه لما سمع ذلك من رسول الله صلى الله عليه وسلم جمع نساء قومه، وكذلك سعد بن عبادة، وكذلك معاذ بن جبل، فجاء كل فريق إلى باب بيت رسول الله صلى الله عليه وسلم يندبون حمزة رضي الله عنه، فاستأنس رسول الله صلى الله عليه وسلم ببكائهم حتى نام ومن ذلك الوقت جرى الرسم بالمدينة أنه إذا مات منهم ميت يبدءون بالبكاء لحمزة رضي الله عنه»
السير الكبير؛ اسم المؤلف: محمد بن الحسن الشيباني الوفاة: 198هـ، دار النشر: معهد المخطوطات - القاهرة - -، الطبعة: -، تحقيق: د. صلاح الدين المنجد، ج1، ص108
«لَكِنَّ حَمْزَةَ لَا بَوَاكِيَ لَه»؛ عمویم «حمزه» گریه کن ندارد خیلی متأثر شد دید همه دارند برای شهدای شان گریه می کنند ولی در «حمزه» چراغ خاموش است آن هم با آن وضع به شهادت رسید.
جالب این که آقای «ابن قدامه» از «مغازی» نقل می کند رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) این قضیه را دید خیلی خوشحال شد یعنی استراحت کرد بعد از استراحت دید هنوز زن ها دارند گریه می کنند به زن ها دست مریزاد گفت.
جالب این که می گوید: «ومن ذلك الوقت جرى الرسم بالمدينة أنه إذا مات منهم ميت يبدءون بالبكاء لحمزة رضي الله عنه»؛ اگر کسی عزیزش از دست می رفت اول برای «حمزه» گریه می کردند بعد برای عزیزشان گریه می کردند.
اگر این حرف، حرف آقای «شیبانی – متوفای 198» باشد یعنی سال سوم هجرت قضیه «جنگ احد» صورت گرفت یعنی 195 سال بعد از او هم مردم «مدینه» سنت گریه بر «حمزه» طبق فرمایش پیغمبر «لَكِنَّ حَمْزَةَ لَا بَوَاكِيَ لَه»
نکته بعد «واقدی – متوفای 207» در حقیقت 204 سال بعد از قضیه «احد» ایشان هم می گوید:
«فما بكت منا امرأةٌ قط إلا بدأت بحمزة إلى يومنا هذا»
كتاب المغازي؛ اسم المؤلف: أبو عبد الله محمد بن عمر بن واقد الواقدي الوفاة: 207 هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت / لبنان - 1424 هـ - 2004 م، الطبعة: الأولى، تحقيق: محمد عبد القادر أحمد عطا، ج1، ص270
تا امروز در «مدینه» از قبیله ما عزیز از دنیا می رفت اول برای «حمزه» گریه می کرد بعد برای عزیزش گریه می کرد.
«احمد ابن حنبل – متوفای 241» در حقیقت 238 سال بعد از قضیه «جنگ احد» ایشان هم می گوید:
فَهُنَّ الْيَوْمَ إِذاً يَبْكِينَ يَنْدُبْنَ بِحَمْزَةَ»
مسند الإمام أحمد بن حنبل؛ اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني الوفاة: 241، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر، ج2، ص40، ح4984
زن های «مدینه» آن های که به دستور پیغمبر در گریه برای «حمزه» شرکت داشتند وقتی عزیزشان از دنیا برود اول برای «حمزه» گریه می کنند بعد برای عزیزشان گریه می کنند.
«حاکم نیشابوری – متوفای 405» یعنی 402 سال بعد از قضیه «جنگ احد» همین تعبیر را دارد:
«فإن نساء المدينة لا يندبن موتاهن حتى يندبن حمزة وإلى يومنا هذا»
المستدرك على الصحيحين؛ اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري الوفاة: 405 هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م، الطبعة: الأولى، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، ج1، ص537
تا امروز زن های «مدینه» اول برای «حمزه» گریه می کنند بعد برای اموات خودشان گریه می کنند. به قدری در کتب اهل سنت آمد واقعاً نمی دانم انسان این ها را چطور توجیه کند؟ شما سنی دو آتشه هستید قضیه چه است؟
این در نظر مبارک تان باشد زن های «مدینه» قرن ها طبق دستور پیغمبر اول به «حمزه» گریه می کردند بعد به مرده خودشان گریه می کردند.
در رابطه با حضرت «جعفر طیار» وقتی قضیه شهادت «جعفر طیار» آمد در کتاب «اسد الغابة ابن اثیر جذری - متوفای 630» وقتی «اسماء بنت عمیس» همسر «جعفر طیار» آمد خیلی گریه کرد حضرت او را تعزیت داد حضرت زهرا آمد برای حضرت جعفر گریه می کرد.
«وروي أن رسول الله صلى الله عليه وسلّم لما أتاه نعي جعفر ، دخل على امرأته أسماء بنت عميس، فعزاها فيه ودخلت فاطمة وهي تبكي وتقول: واعماه، فقال رسول الله: (على مثل جعفر فلتبك البواكي)»
أسد الغابة فی معرفة الصحابة؛ اسم المؤلف: عز الدین بن الأثیر أبی الحسن علی بن محمد الجزری، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت / لبنان - 1417 هـ - 1996 م، الطبعة: الأولی، تحقیق: عادل أحمد الرفاعی، ج 1، ص 423
«على مثل جعفر فلتبك البواكي» بر مثل «جعفر» گریه کن ها، گریه کنند آیا مقام «جعفر» بالاتر است یا مقام امام حسین بالاتر بالاتر است؟ به ما بگویید «جعفر» درست است نسبت به پیغمبر، صحابه پیغمبر است ولی امام حسین افزون بر این که صحابه پیغمبر است فرزند پیغمبر و جگر گوشه پیغمبر هم است. «سید شباب اهل الجنة» هم است.
وقتی پیغمبر می گوید «على مثل جعفر فلتبك البواكي»؛ تکلیف سید الشهداء کاملاً روشن هست.
نکته سوم آقای «احمد ابن حنبل – متوفای 241» در کتاب مسندش نزدیک به سی هزار روایت آورده است سند صحیح است محقق می گوید «إسنادُهٌ صحیح» در جلد 2، صفحه 530 حدیث 2127 خیلی جالب است «وهابی»ها واقعاً به سنت پیغمبر عمل می کنند یا به سنت غیر پیغمبر را؟
حاشیه نمی زنم عرض کردم بارها گفتم اهانت به مقدسات اهل سنت را ما گناه نا بخشودنی و خیانت به شیعه می دانیم. چون توهین به مقدسات اهل سنت باعث می شود آن ها به مقدسات ما توهین کنند و اضافه این ها به مذهب بدبین بشوند. بدبین کردن مردم به مذهب خلاف شرع است فتنه ایجاد می کند.
(وَالْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ)
و فتنه (و بت پرستی) از کشتار هم بدتر است!
سوره بقره (2): آیه 191
اصلاً قرآن هم نگفته باشد ائمه هم نگفته باشند ما هستیم و عقل مان نباید با کفر و ناسزا به طرف مقابل بخواهیم حرف مان را بیان کنیم؛ ولی از آن طرف بنده معتقد هستم حقایق را باید گفت مردم را روشن کرد. یعنی تمام مباحث علمی را به صورت دقیق، مرتب، منظم چید در اختیار مخاطب قرار داد کوتاهی هم در آن جا نباید کرد.
در این جا روایتی نقل می کند که «عثمان ابن مضعون» از دنیا رفت و ... تا زینب دختر پیغمبر (صلی الله علیه و آله) وقتی که از دنیا رفت حضرت فرمود ببرید در کنار قبر «عثمان ابن مضعون» دفن کنید.
«فَبَكَتِ النِّسَاءُ»
زن ها داشتند گریه می کردند من جمله از آن ها حضرت زهرا است خواهرش را از دست داده است.
«فَجَعَلَ عُمَرُ يَضْرِبُهُنَّ بِسَوْطِهِ»
خلیفه دوم با شلاق زن های را که بر زینب دختر پیغمبر گریه می کردند می زد
«فَأَخَذَ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم بيده»
پیغمبر دست خلیفه دوم را گرفت گفت:
«مَهْلاً يا عُمَرُ ثُمَّ قال ابْكِينَ»
بس کن یا عمر
مسند الإمام أحمد بن حنبل؛ اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني الوفاة: 241، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر، ج1، ص237، ح2127
«فجعل عمر بن الخطاب يضربهن بسوطه فأخذ رسول الله صلى الله عليه وسلم بيده وقال مهلا يا عمر ثم قال ابكين وإياكن ونعيق الشيطان ثم قال إنه مهما كان من العين والقلب فمن الله ومن الرحمة»
الطبقات الكبرى؛ اسم المؤلف: محمد بن سعد بن منيع أبو عبدالله البصري الزهري الوفاة: 230، دار النشر: دار صادر - بيروت - -، ج3، ص399
«مهما كان من العين والقلب فمن الله ومن الرحمة»؛ قلب شان دارد می سوزد اشک شان جاری است چرا این کار را می کنی؟ ایشان می گوید روایت صحیح است.
آقای «حاکم نیشابوری» هم در «مستدرک»، جلد 3، صفحه 210 همین تعبیر را نقل می کند جالب این که «مجمع الزوائد» یک چیزی اضافه دارد «هیثمی – متوفای 807» هجری است خودمان پیر شدیم الحمد لله حافظه مان هنوز یاری مان می کند.
ایشان در «مجمع الزوائد»، جلد 3 دارد:
«فبكت النساء فجعل عمر يضربهن بسوط فأخذ رسول الله صلى الله عليه وسلم بيده وقال مهلا يا عمر ثم قال ابكين وإياكن ونعيق الشيطان ثم قال إنه مهما كان من القلب والعين فمن الله عز وجل ومن الرحمة وما كان من القلب ومن اللسان فمن الشيطان رواه أحمد وفيه علي بن زيد وفيه كلام وهو موثوق وزاد في رواية وقعد رسول الله صلى الله عليه وسلم إلى شفير القبر وفاطمة إلى جنبة تبكي فجعل رسول الله صلى الله عليه وسلم يمسح عن فاطمة بثوبه رحمة لها»
مجمع الزوائد ومنبع الفوائد؛ اسم المؤلف: علي بن أبي بكر الهيثمي الوفاة: 807، دار النشر: دار الريان للتراث/دار الكتاب العربي - القاهرة , بيروت – 1407، ج3، ص17
به زن ها گفت گریه کنید ولی حرف های نادرستی که زمان جاهلیت می گفتند از آن ها اجتناب کنید بعد می گوید آن چه که قلب می سوزد اشک هم جاری می شود.
این جا می گوید در کنار قبر زینب دختر رسول اکرم «وفاطمة إلى جنبة تبكي»؛ فاطمه زهرا هم جزء گریه کننده ها بود یعنی از کسانی که این آقا با تازیانه جلوی چشم پیغمبر زد صدیقه طاهره است.
آقایان در رابطه با بحث فاطمیه و ... غوغا می کنند این مال ما نیست مال کتاب های خودتان است جلوی چشم پیغمبر، همسران پیغمبر، دختران پیغمبر دارند برای زینب دختر پیغمبر گریه می کنند خلیفه دوم با شلاق می زند پیغمبر می فرماید نکن قلب می سوزد اشک ریخته می شود به زن ها می گوید گریه کنید ولی از حرف های زمان جاهلیت نزنید.
در زمان جاهلیت یک سری حرف های کفر آمیز می زدند حضرت خیلی از جاها می گوید حتی سید الشهداء هم توصیه می کند می گوید از آن ناله های که زمان جاهلیت می کردند از این ها نکنید.
همه این ها نشان می دهد بر این که در سنت نبی مکرم عزاداری بوده است و حضرت هم دستور می داد بعد از چندین قرن زن های «مدینه» عزیزشان از دست می رفت طبق دستور و سنت پیغمبر اول برای حضرت «حمزه» گریه می کردند بعد برای عزیزشان گریه می کردند.
آقای «ابن تیمیه» آیا این سنت پیغمبر است یا سنت شیطان است؟ آیا این عین رحمت است یا حماقت است کدامش است؟ ما چیزی نمی گوییم مردم خودتان قضاوت کنید.
مجری:
خیلی ممنون، شبهه ای مطرح شد صحبت از «حمزه سید الشهداء» شد شخصی که «کاشف الکرب عن وجه الرسول» بود بعد از شهادت ایشان جمله ای از حضرت رسول نقل می کنند. این هم خیلی دارد بازتاب پیدا می کند جوابش را می خواهیم از شما بشنویم که حضرت فرمودند: «ولا یبکین علی هالک بعد الیوم»؛ یعنی بعد از شهادت حضرت «حمزه سید الشهدا» می گویند بر هیچ کشته ای گریه نکنید بعد از امروز؛ این را چطور می شود جواب داد؟
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
نکته زیبایی است این را در کتاب های مختلف آوردند. البته فرصت نیست فقط یک کتاب را نشان می دهم
«فَلْيَرْجِعْنَ وَلاَ يَبْكِينَ على هَالِكٍ بَعْدَ الْيَوْمِ»
مسند الإمام أحمد بن حنبل؛ اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني الوفاة: 241، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر، ج2، ص84، ح5563
اولاً آقایان آوردند در این روایت، اضافه آمده است این اضافه، سندش ضعیف است سند از رسول اکرم نبود در خیلی از مصادری که ما نقل کردیم این تعبیر نبوده است.
اگر هم تعبیر باشد آقایان عبارت را نفهمیدند چه است، دیدم «ابو جعفر طحاوی – متوفای 321» ذهن زیبایی دارد نسبت به کتاب هایش هر چه هست سنی است و کتاب هایش، کتاب های درسی حوزه های اهل سنت است.
ولی بعضی وقت ها احساس می کنم چیزهایی را دید و به خال زده است یا به خود خال زد یا نزدیک خال زده است.
ایشان کتابی دارد و اسم کتابش «شرح معانی الآثار- للإمام ابی جعفر الطحاوی» ایشان در این جا تکه ای آورده است. دیدم به زیبایی قضیه را متوجه شد ولی خوب نتوانسته تشخیص بدهد یعنی یک سیاهی از دور دید ولی تشخیص نداد چه است! می گوید:
«ولا يبكين على هالك بعد اليوم أي من هلكاهن الذين قد بكين عليهم منذ هلكوا إلى هذا الوقت»
كتاب : شرح معاني الآثار؛ نويسنده : أحمد بن محمد بن سلمة الأزدي الحجري المصري الطحاوي (وفات: 321)، تحقيق: تحقيق وتعليق: محمد زهري النجار، ناشر: دار الكتب العلمية - 1416 – 1996م، ص293
به مرده هایتان الان گریه کردید بعد از شهادت «حمزه» دیگر به مرده هایتان گریه نکنید یعنی چه؟ یعنی بعد از این فقط برای «حمزه» گریه کنید.
خیلی تفاوت دارد می گوید نسبت به عزیزان تان که از دست دادید مصیبت «حمزه» بالاتر از هر عزیز است.
ولی برداشتم غیر از این است، عبارت های که داشتیم «ابن حجر، حاکم نیشابوری» و دیگران و دیگران دارند که زنان «مدینه» اول برای «حمزه» گریه می کردند بعد برای عزیزشان!
حضرت می گوید بعد از این دیگر برای عزیزتان گریه نکنید یعنی شهادت «حمزه» برای ابد به عنوان یک مصیبت کافی است برای «حمزه» گریه کنید هر عزیزی هم از دست دادید برای «حمزه» گریه کنید.
همان طور که حضرت امیر (سلام الله علیه) دارد بعد از شهادت صدیقه طاهره می گوید:
«وَ أَمَّا حُزْنِي فَسَرْمَد»
حزن من در شهادت حضرت زهرا تا قیامِ قیامت جاودانه است!
الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج1، ص459، بَابُ مَوْلِدِ الزَّهْرَاءِ فَاطِمَةَ (علیها السلام)، ح3
اگر امیر المؤمنین هزار سال هم عمر می کرد مصائب حضرت زهرا از یادشان نمی رفت.
لذا زن های «مدینه» هم به حرف پیغمبر عمل کردند و هم خواستند برای عزیزشان یک اشکی ریخته باشند؛ یعنی گریه واقعی را برای «حمزه» می کردند در حاشیه برای عزیزشان هم گریه می کردند.
این که می گوید «لا یبکین علی هالک بعد الیوم» معنایش این است «وهابی»ها عقل درست و حسابی ندارند سواد هم ندارند وجدان هم ندارند.
مجری:
بله، نام حضرت رضا را هم ببریم
«إِنْ كُنْتَ بَاكِياً لِشَيْءٍ فَابْكِ لِلْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ (علیهم السلام)»
ان شاء الله همیشه اشک هایمان برای سید الشهداء باشد و آبروی دنیا و آخرت مان باشد، ممنونم حضرت آیت الله حسینی قزوینی ان شاءالله موفق باشید، و همچنین ممنون از شما بینندگان ارجمند که تا پایان برنامه ما را همراهی فرمودید ما را امشبها دعا کنید. التماس دعا خدا نگهدار!