شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عج)
تاریخ بدون روتوش دکتر سید محمد حسینی

قسمت یازدهم برنامه تاریخ بدون روتوش با کارشناسی دکتر سید محمد حسینی


بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ : 22 مهر 1399

استاد حسینی:

بسم الله الرحمن الرحیم

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

عرض سلام و ادب خدمت شما بینندگان عزیز و ارجمند شبکه جهانی ولیعصر«عج» با قسمت یازدهم برنامه تاریخ بدون روتوش مهمان منازل شما هستیم و تصاویر ما را دریافت می کنید إن شاءالله که تا آخر برنامه با ما همراه باشید و مطالبی که قرار هست خدمت شما ارائه بشود ببینید پیگیری بکنید و اگر نیاز هست در مباحث و موضوعاتی که در خصوص آن گفتگو می کنید إن شاءالله بتوانید از آنها استفاده بکنید.

سعی و تلاش ما در این برنامه این بوده و این هست که حقایقی که تا الآن سعی می شده کتمان بشود یا روتوش می شده به صورت واقعی خدمت شما تقدیم بشود و آنچه که تقدیم حضور شما می کنیم تلاش مان این هست که کاملاً مستند باشد هر جای که عبارتی را ادعا کردیم بتوانیم به صورت مستند همان را برای شما نشان بدهیم و به صورت تصویری هم تصویر آن کتاب را بتوانید ببینید و تأکید می کنیم هدف این برنامه صرفاً گفتن حقایق است و خدای نکرده اجازه نمی دهیم حتی از طرف بینندگانی که تماس می گیرند با برنامه ما توهین یا جسارتی نسبت به یک دین یا آیینی انجام بشود همینطور که نمی پذیریم نسبت به مقدسات ما توهین صورت بگیرد اجازه هم نمی دهیم نسبت به مقدسات دیگران جسارتی در این برنامه شکل بگیرد إن شاءالله، صرفاً مباحث و موضوعات ما موضوعات علمی خواهد بود و این رویه را ادامه می دهیم.

جلسه قبل و برنامه قبل ما خدمت شما در مورد موضوعی صحبت کردیم در تفکرات زرتشتی  ها تحت عنوان نخستین گاو یا آن گاو مقدسی که در آیین زرتشت هست اما توسط موبدان آن خیلی مطرح نمی شود دلیلش هم این است که با گذشت زمان خیلی از مسائلی که به عنوان بدیهیات یک دین شناخته می شده چون آن دین از اساس بر اساس خرافه بوده یا نه دچار تحریفاتی شده دوره های بعد مردم دیگر پذیرای آن خرافه نیستند فلذا خیلی جاها سعی می شود که آن خرافه تحریف بشودن سانسور بشود یا روتوش بشود اما واقعیت این است که می توانم بگویم مقدس ترین وجود و موجود در تفکر زرتشتی یک گاو بوده همان گاوی که اهورا مزدا ابتدای خلق عالم یا ابتدای گذر دنیا از دوره گیتوی به مینوی خلق کرده بود و اصلاً بر اساس بخش گاتاهای اوستا فلسفه برانگیخته شدن زرتشت حمایت از این گاو بود یعنی اصلاً زرتشت برانگیخته شد از جانب اهورا مزدا  مراجعه بفرمایید به هات 28، 29، 30 در موردش توضیح داده شده بود و گفتیم که حتی در برگردان موبد رستم شهزادی جابجا شده هات ها نشان تان دادیم تصویر کتاب را جلسه قبل شاید بخاطر اینکه خیلی این قضیه روشن نشود و همچنان مبهم بماند، فلسفه بر انگیخته شدن زرتشت این گاو بود نگهداری از این گاو بود، این گاو معترض بود نسبت به خلق خودش و بعد از اینکه زرتشت را اهورا مزدا برای این گاو و نگهداری از این گاو گذاشت گاو باز معترض بود و گفت چرا داری زرتشت را می گذاری؟ زرتشت توانای نگهداری از منِ گاو را ندارد بر اساس گاتاهای اوستا.

ما آنجا عرض کردیم خدمت شما که، اتفاقاً همین محقق شد یعنی حرف گاو از حرف اهورا مزدا بر اساس آنچه که زرتشتی ها گفته اند دقیق تر بود چرا که در همین کتاب اوستای برگردان جناب «آقای جلیل دوستخواه» که کل اوستا را در دو جلد ایشان ترجمه کرده اند نکات خیلی مهمی را در اواخر کتاب آورده اند عبارت ها را توضیح داده اند، خود شخصیت آقای جلیل دوستخواه از شخصیت های برجسته است کتاب ترجمه ی که آقای جلیل دوستخواه دارد از ترجمه های خیلی مهم اوستا است به این امشب زیاد می خواهیم مراجعه بکنیم نمی خواهم ترجمه های متعدد را مراجعه کنم چون دیگر سیر بر عرایض بنده می خواهم بر اساس همین کتاب پیش بروم دقیق تر هم می توانیم به بحث بپردازیم اینطوری.

در همین کتاب آقای جلیل دوستخواه که اواخر آن بعضی از عبارات و اصطلاحاتی در آیین زرتشت وجود دارد که دیگران وقتی بخواهند پژوهش بکنند تلفظ صحیح آن را مثلاً  نمی دانند یا معنای درستش را نمی دانند، آقای دوستخواه آخر کتاب برگردان اوستای شان آنها را جمع آوری کرده یک توضیحی هم داده آنجا، البته خیلی هم به هر حال آن دقت لازم را بعضی جاها نداشتند ولی با این وجود می شود از عبارات شان استفاده کرد.

در کتاب اوستا همین برگردان آقای جلیل دوستخواه که البته این چاپ قدیمی آن است چاپ جدید آن روی جلد کتاب نوشته به مناسبت 3 هزاری زرتشت از جانب یونیسکو این کتاب دوباره آمده چاپ شده، مراجعه بفرمایید صفحه شماره 1040، من جلد را نمی گویم بخاطر اینکه روی جلد این ننوشته جلد شماره چند اما بر اساس صفحه نگاری آن متوجه می شوید چون از صفحه حدود 560 به بعد جلد دوم شروع می شود این جلد دوم است.آقای جلیل دوستخواه، اوستا کهن ترین سرودهای ایرانیان، ص 1040این گاو پاک چه شد؟ این گاو پاک یا گاو نخستین؟گاو نخستین که اهورا مزدا آن را آفرید و اهریمن با یاری «جهی» آن را کشت.

یعنی این گاو خلق شد معترض بود به اهورا مزدا خدای زرتشتی  ها که چرا من را خلق کردی و اهورا مزدا مشورتی گرفت از ایزدان گفت زرتشت را می گذاریم از تو نگهداری بکند الآن، زرتشت که گذاشتند برای نگهداری از این گاو، گاو معترض بود می گفت این توانای نگهداری از من را ندارد، اهورا مزدا گفت نه من یک توانای به او می دهم بتواند از او نگهداری کند و در آخر نتوانست زرتشت نگهداری کند یعنی حرف این گاو در آیین زرتشت دقیق تر از حرف زرتشت و اهورا مزدا شد بر اساس آنچه که در اوستا و در عباراتی که در انتهای برگردان اوستای آقای جلیل دوستخواه آمده در ترجمه این گاو پاک گفته شده.

پس این گاو مُرد از بین رفت مقدس ترین وجود، البته اینکه خلقت از ادامه این گاو و نطفه گاو ادامه پیدا کرد، اینکه نطفه گاو به ماه رفت و اینها دیگر این قضایای دیگر که حالا نمی خاهم نسبت به این مسئله ورود پیدا بکنم، و به شما جلسه قبل نکته ای عرض کردیم گفتیم که این روان گاو است در زرتشت که بخاطر آن گفتار نیک، کردار نیک، پندار نیک باید وجود داشته باشد بر اساس تعالیم زرتشتی ها، این روان همین گاو است که عبادت می شود بخاطر آن خدا و اصلاً خود زرتشت گفته من عبادت می کنم تو را ای اهورا مزدا بخاطر رضایت گاو براساس گاتاهای اوستا که خدمت تان خواندیم و حتی، اواخر برنامه جلسه قبل هم نشان تان دادم که با برگردان آقای جلیل دوستخواه نماز می  خواند زرتشت برای گاو، عبادت می کرد این گاو را، یک جای هم عرض کردم خدمت تان که این گاو همان گاو که در زبان زرتشتی بوده است گاوی که فارسی ما داریم می گوییم از همان گرفته شده است، برخی از دوستان آمدند گفتند این را از کجا گفتی؟ من کتاب را نشان تان بدهم آنهای که گفتند نه این گاو نیست و فلان و اینها، این آموزش نشانه های اوستایی جناب «آقای بهنام مبارکه» است، آقای بهنام مبارکه الآن در قید حیات هستند فکر می کنم مسؤل انتشارات بر برتر هم شدن یک انتشاراتی دیگری چون ما این کتاب موبد نیک نام را که خواستیم از ایشان تقاضا کردیم برایمان فرستاندن، زحمت کشیدند برای ما فرستادند، همان روز اولی که منتشر شد؛ در این کتاب ملاحظه می فرمایید من حالا اسکنش را هم گرفتم که دقیق تر کسانی دارند می بینند عبارتی آمده جدولی آمده، چون شروع کرده این نشانه های اوستایی را کار کرده قشنگ دقیق شروع کرده است توضیح داده راجع به نگارش اوستایی و خط اوستایی که هر حرفی مثلاً به چه شکلی خوانده می شود به چه شکل گفته می شود، خواستید نگاره های اوستایی را یاد بگیرید می توانید این کتاب را تهیه بکنید إبای نداریم ما ترسی نداریم این اینکه بخواهیم بگوییم این کتاب را بخوانید تحقیق کنید در مورد زرتشتی ها، ملاحظه بفرمایید تصویر از همین کتاب گرفته ام خیلی روان و صریح اینجا جناب «آقای بهنام مبارکه» که این کتاب چاپ انتشارات فرا بهر هم هست مراجعه بکنید به انتشارات فرا بهر می توانید تهیه بکنید این کتاب را، مشخصات کتاب را هم ملاحظه می فرمایید «آموزش نشانه های اوستایی» «جناب آقای بهنام مبارکه» چاپ 1393 دقیقاً در یکی از این جدول هایش گفته است همین گاو  همان گاو است، برگردان فارسی گاو، این هم گاو است که من اصطلاحش را البته جلسه قبل مفصل با شما صحبت کردم که این ترجمه ای که برخی ها تحریف کرده اند که این را از گاو به جهان ترجمه کرده اند این درست نیست و دقیق نیست و به هر حال پوشاندن و روتوش کردن این گزارش تاریخی است، این نکته هم در تکمیل عرایضم از جلسه قبل، اما نکات دیگری را من تصمیم گرفته ام این جلسه خدمت تان بگویم راجع به همین مقدس دانستن گاو است، ببینید این گاو در خلقت زرتشت یک دانه گاو بود گاو نخستین بود اما اینقدر جایگاه والا و بالای دارد در آیین زرتشت به خصوص زرتشتی های سنتی آنهایی که مراجعه شان به اوستای شان بیشتر بود، آنهایی که متدین تر بودند نسبت به اوستا که این گاوهای دیگر را هم ظاهراً تحت تأثیر قرار داده و تبدیل کرد این را این فرهنگ را آورد در بین زرتشتی ها که که کلاً وجود گاو را ظاهراً مقدس می دانستند حالا امشب إن شاءالله به آن اشاره می کنیم خواهید دید به چه شکل است. یک توضیح کلی خدمت شما در مورد خرافات عرض بکنم، ببینید اصلاً دیدگاهی که دارید نسبت به مسلمان ها که با خرافات مبارزه می کنند به دنبال منطق هستند به دنبال مستندات هستند و به دنبال مثلاً شعائر هستند و خرافات را کنار می زنند آنجای که بخش خرافه است کنار می زنند زرتشتی ها تصریح کرده اند ما همچین دیدگاهی نداریم یعنی زرتشتی ها خرافه را به دو دسته تقسیم می کنند خرافه خوب خرافه بد، خرافه راستین خرافه کاذب صریح این را گفته اند، ما مراجعه کنیم به کتاب، بخاطر همین است که در بین آیین زرتشتی ها می بینید بعضی وقت ها یک همچین مسائل وجود دارد و گیری هم خودشان نسبت به آن ندارند، در کتاب «پاسخ به پرسش های دینی زرتشتیان» که جناب «آقای موبد دکتر اردشیر خورشیدیان» این کتاب را نوشته رئیس انجمن موبدان تهران که در همین کتاب همان مقدمه اش آمده این انجمن موبدان تهران بالاترین و رفیع ترین جایگاه را در بین مجامع زرتشتی دارد، من بخوانم عبارت را جایگاه این نویسنده با باز ببینیم:

موبد دکتر اردشیر خورشیدیان، پاسخ به پرسش های دینی زرتشتیان

از آنجا که انجمن موبدان تهران بالاترین مرجع دینی، مذهبی و فرهنگی جامعه زرتشتیان می باشد

انجمن زرتشتیان تهران بالاترین مرجع دینی و فرهنگی زرتشتیان است، حالا رئیس این مجمع و رئیس این مرجع دینی آمده است نکته ای را گفته است، «پاسخ به پرسش های دینی زرتشتیان ایشان جناب آقای موبد دکتر اردشیر خورشیدیان رئیس انجمن موبدان» صریح در صفحه شما 138 سؤال پرسیدند سؤآل شماره 68:

موبد دکتر اردشیر خورشیدیان، پاسخ به پرسش های دینی زرتشتیان، ص 138

شما از خرافات راستین و کاذب سخن گفتید، در حالیکه خرافات، خرافات است

سؤال پرسیدند از ایشان و بایستی شناخت و از زندگی دور کرد، به راستی منظور شما چیست؟

چرا شما رئیس انجمن موبدان گفته اید ما دوتا نوع خرافه داریم خرافه کاذب و خرافه راستین؟ ایشان در جواب نمی آید بگوید نه خرافه بد است بگذارید کنار، تأیید کرده حرف سائل و سؤال کننده را که بله ما دو نوع خرافه را قبول داریم؛ توضیح داده اند:

یک دسته از باورهاهست که درست است ولی ظاهراً مبنای علمی نداردولی چون باوربه آنها موجب دوری کردن مردم کوچه و بازار و عامی از کارهای ناشایست و غیر اخلاقی و انسانی می شود، بهتر است تا وقتی که دانش همه انسان ها به حد درک این حداقل علوم لازم برای زندگی نرسیده در بین جامعه باشد و آنها را به نوعی نگاه داشت و تبلیغ نمود.

رئیس انجمن موبدان زرتشتی می گوید ببینید یک سری خرافه است ولی برای کنترل مردم باید بیاییم این خرافه ها را حفظ کنیم و تبلیغ کنیم خیلی صریح فارسی روان ترجمه هم نیست خود شان فارسی کتاب هم که خود شان نوشته اند، زرتشتی ها می گویند ما خود مان خرافه را رایج می کنیم در بین جامعه مردم را کنترل کنیم، عزیزان زرتشتی  اگر موبدان تان آمدند گفتند فلان کار را اگر بکنید این اتفاق برای تان می افتد یا بالعکس این کار را نکنید این اتفاق برای تان می افتد به این گمان داشته باشید که ممکن است همین خرافه ها باشد، به همین جا ختم نمی شود پاین صفحه را ملاحظه بفرمایید:

موبدان به این ترتیب همه این باورها را برای بهدینان به صورت فرهنگی در آوردند.

موبدان زرتشتی یک سری خرافه وضع کرده اند آقای موبد اردشیر خورشیدیان رئیس انجمن موبدان تهران دارد می گوید؛ یک سری خرافات وضع کرده اند و برای بهدینان برای زرتشتی ها اینها را کردند فرهنگ، اینها را کردند مسائل روزمره زندگی زرتشتی ها، بعد این جمله آخر را من دیدم گفتم خدایا چه دارد می گوید آقای موبد اردشیر خورشیدیان چون من خودم برای شان احترام قائل هستم جایگاه والای در بین زرتشتی ها دارند و اتفاقاً معتقد هستم در بین زرتشتی ها واقعاً انسان عالمی است، واقعاً نویسنده این کتاب انسان عالمی است و به خاطر همین علمش در بین زرتشتی ها من احترام ویژه ای هم برایش قائل هستم، ایشان ولی با این وجود ببینید چه می فرماید؟ می فرماید:

امیدواریم ما زرتشتیان هم که باز ماندگان این نیاکان با فر و شکوه هستیم، نیز این مفاهیم انسانی را درک کرده و به صورت علمی یا حتی خرافاتی به اجرا در آوریم.

یعنی چه؟ رئیس انجمن موبدان تهران دارد می گوید ما باید خرافات بدهیم به مردم و اینها را ببریم در زندگی مردم برای اینکه آن چیزی که ما می خواهیم بگوییم بین زندگی مردم باشد اجرا بشود چون ما می فهمیم مردم عامی نمی فهمند باید چطور رفتار کنند، من نمی دانم اگر مثلاً یک مرجع تقلید شیعه می آمد می گفت خرافات را باید وارد زندگی مردم بکنیم و از این طریق ما راه گذشتگان خود مان را ادامه بدهیم همین آقایان مدعی زرتشتی گری چه می گفتند؟ اینکه کتاب هست دیگر بروید ببینید، خود آقای موبد اردشیر خورشیدیان زنده است بروید بپرسید واقعاً این حرف را زده اید نزده اید؟ این چه است؟ فارسی هم هست صریح، فلذا می بینید که در آیین زرتشتی برخلاف آن چیزی که برخی از مبلغین شان می گویند ما با مجموعه ای از خرافات مواجه هستیم که بعضی از این خرافات ترسناک شده، بعضی از این خرافات چندش آور است من می خوانم برای تان امشب خودتان قضاوت کنید، این مقدمه ای که عرض کردم راجع به خرافت.

برویم سراغ یک مقدمه دیگر که می خواهم خدمت تان بگویم؛ ما بعضی وقت ها که می آییم به کتاب اوستا استناد می کنیم می آیند می گویند که نه شما وقتی که از اوستا می خواهید مطلب بیاورید فقط از بخش گاتاها بیاورید یک بخش خیلی کم حجم آن از بقیه اوستا نیاورید برخی از مبلغین شان این را می گویند، جدای از اینکه «آقای موبد رستم شهزادی» در همین «برگردان گاتاها» می آید می گید که اوستا که دو بخش کلی دارد گاتاها و غیر گاتاها که خُرده اوستا و اینها را در بر می گیرد؛ ایشان گفته بودند که فروع دین مابخشهای بخش های دیگر غیر گاتاها است و اصول دین ما گاتاها است، این جدا، اما تصریح کرده است همین «موبد اردشیر خورشیدیان» در کتاب خود شان که بقیه بخش های اوستا هست که این بخش اول را تفسیر می کند یعنی اگر بقیه بخش ها را نگاه نکنی نمی فهمید گاتاه چه گفته است پس بخش های دیگر مفسر بخش اول هستند اوستا را باید یکجا ببینید، ملاحظه بفرمایید باز از همین کتاب «پاسخ و پرسش های دینی زرتشتیان موبد اردشیر خورشیدیان» ایشان می آیند صریح در صفحه شماره 91 کتاب خودشان توضیح داده  اند:

موبد دکتر اردشیر خورشیدیان، پاسخ به پرسش های دینی زرتشتیان، ص 91

می دانید گاتاها کتاب آسمانی زرتشتیان درست است که مانند علوم پایه کامل و دیقیق و بسیار عرفانی است، ولی برای درک این کتاب اهورایی نیاز به آگاهی و دانش بالا و دقت و پژوهش بسیار است و به سادگی قابل درک نیست.

خیلی خب آقای موبد اردشیر خورشیدیان گاتاها را بفمهمیم باید چه کار بکنیم؟

در حالیکه اوستا به صورت بسیار ساده تر باورهای گاتایی را به مردم فهمانیده است.

یعنی اگر ما از اوستا بخش غیر از گاتاها میآوریم همان باورهای گاتایی است منتهی به زبان ساده است

می فهمیم که خلاصه اینجا چه آمده گفته است. این هم مقدمه دوم که خدمت تان عرض کردم باید بدانید.

اما ورود پیدا کنید به اصل قضیه و بحثی که امشب داریم؛ جلسه قبل در مورد این مسئلۀ ترجمه عبارتی در اوستا با شما صحبت کردم همان ابتدای بحث که سؤال و پرسشی به وجود نیاید تحت عنوان «گُوشوروَن یا گِوش اور ون» بعد برای تان مفصل اسکن هم نشان دادم که این یعنی گاو نخستین، همان گاو است، امشب هم می خواهم همین کار را بکنم یک عبارتی را همین اول ترجمه بکنم برای تان که بعد جلوتر رفتیم اختلافی نباشد در مورد ترجمۀ این عبارت که کسی یک چیز دیگری بخواهد برداشت بکند، یک عبارتی است در اوستا به کار برده شده چند جا برویم سراغ کتاب ترجمه «آقای جلیل دوستخواه برگردان آقای دوستخواه» که ایشان آمده است در صفحه شماره 1046 که عبارات را توضیح داده عبارتی آورده به اسم «گُمیز»؛ گُمیز یعنی چه؟

مرکب از «گُ» = «گاو» و «میز»

میز یعنی چه؟ همان ادرار، گُ هم همان گاو است میز هم ادارار می شود ادرار گاو

یک عبارت هم اینجا آورده که من الآن نشان می دهم که به چه معنا است چون کار داریم امشب با این:

شاش یا ادرار گاو است که گاه به معنی مطلق شاش هم به کار برده می شود.

آقای جلیل دوستخواه، اوستا کهن ترین سرودهای ایرانیان، ص 1046 گُمیز معنایش مشخص شد، پس جلوتر رفتیم هر جا که گُمیز دیدید براساس این حرف آقای دوستخواه یا به معنای مطلق ادرار به کار برده شده، واقعاً عذر خواهی می کنم از شما شرمنده هستم که این عبارات را دارم می گویم می خواهم اوستا را بررسی کنم با آن جریان گاو مرتبط هست گفتم گاو نخستین اینقدر جایگاهش والا و بالا بود که حتی ادرار گاه های دیگر هم برای بعضی از آقایان مقدس شد و شفا دهنده، می خوانم عباراتش را برای تان.

عبارت گُمیز دیدید که به چه معنا است ما دعوای سر معنای گُمیز نداشته باشیم، این عبارت را می خوانم برای تان از همین کتاب «اوستای برگردان جناب آقای جلیل دوستخواه» که توضیحاتی را آورده اند ارائه داده اند، می رویم جلوتر بعد توضیح خواهم داد. صفحه شماره 1047 آقای جلیل دوستخواه، اوستا کهن ترین سرودهای ایرانیان، ص 1047 از آقای کریستین سن می آید می گوید که:

آنگاه می افزاید در ترجمه عبارتی که همان مرتبط با گُمیز هست می آید می گوید، نقل می کند از یک مستشرق:

با دست زدن به جسد موجود ناپاک دست کسی که او را آزاد کرده است به بیماری دچار می شود؛ شفای آن از اتفاق نیک از گاوی است که بر دست بیمار ادرار کند و اصل کاربرد ادرار گاو به عنوان وسیله تطهیر از این جا است.

پس آمده بود گفته بود ایشان در تفکرات، بعد اینجا گفته در پرانتز:

افسانه ای تعلیلی

حالا می خواهم برسم به این که این افسانه است واقعاً یا نه اعتقادات زرتشتی ها است؛ ایشان آمده گفته زرتشتی ها باور شان چه بوده؟ باور شان این بوده یا هست یا باید باشد که در ادرار گاو شفا است، برویم ببینیم که یعنی چه در ادرار گاو شفا است؟

از اینجا به بعد من فقط با متن اوستا کار دارم، عذر خواهی هم می کنم از شما ببخشید شرمنده به خصوص از خانم های محترمه عذر خواهی می کنم چون برخی از اینها بر می گردد به قضیه خانم ها.

اوستای برگردان جناب آقای جلیل دوسیتخواه، دانه دانه می خواهم صفحات را پیش بروم برای تان متن اوستا را بخوانم آنجای هم که لازم بود ترجمه تعلیق عرض کنم خدمت تان.

صفحه شماره 713 در بخش وندیداد بخش هشتم پارت 45 آقای جلیل دوستخواه، اوستا کهن ترین سرودهای ایرانیان، ص 713، بخش وندیداد، بخش 8، پارت 45

ای دادار جهان استومند! ای اَشَوَن!

ای خدا، زرتشت دارد صحبت می کند با خدا

هر گاه در خانۀ مزدا پرستان زن آبستنی پس از بارداری

یک زرتشتی یک خانمی باردار شده بوده

یک یا دو یا سه یا چهار یا پنج یا شش یا هفت یا هشت یا نه یا ده ماهه کودک مرده بزاید، مزدا پرستان آن زن را به کجا باید ببرد؟

سؤال پرسیده زرتشت از خدا، خدای زرتشتی ها، از اهورا مزدا گفته یک خانمی باردار بود در ماه اولش یا دوم یا ماه دهم، حالا نه ماهگی باید باشد تا ماه دهم پیش رفتند اینها، یک بچه ای را به دنیا می آورد این بچه مرده است، زرتشتی ها این زن را به کجا باید ببرند؟ کجا باید ببرند خب نگهدارند در خانه از او نگهداری کنند.

اهورا مزدا پاسخ داد (خدای زرتشتی های پاسخ داد: به جایی در آن خانه زرتشتی که زمین آن بی آب و گیاه ترین جا باشد.

یک جا ببرید آب و گیاه بر این زن، بچه اش سقط شده چه کار کند، بردارید ببرید یک جا که آب و گیاه برای این زن نباشد؛ حالا چه کارش کنیم؟ چند روز آنجا نگهداری کندی از او؛ خب این زن را ببریم یک جا که آب و  گیاه نباشد که میمیرد، از گرسنگی میمیرد، این بچه اش سقط شده، راهکار داده اوستا، می آید یک سؤالاتی می پرسد می گوید چقدر باید دور باشد از آتش، چقدر از آب دور باشد، من نمی خواهم به اینها ورود پیدا کنم، ولی در برنامه های بعدی برمی گردم این بخش های کتاب را هم کار دارم. آقای جلیل دوستخواه، اوستا کهن ترین سرودهای ایرانیان، ص 715 نخستین خوراکی که بدان زن باید داده شود چیست؟زن را بردیم آنجا  باید غذا بدهیم به او دیگر، غذا ندهیم که میمیرد اهورا مزدا پاسخ داد:باید سه، یا شش، یا نه جام گُمیز این خانم بچه اش سقط شده، سقط جنین کرده ببرید بگذارید یک جا دور افتاده، اوستا دارد می گوید دیگر، خدای زرتشتی ها دارد می گوید، آب نباشد علف هم نباشد، گاو و گوسفند هم نباشد، چه بدهید بخورد؟ سه یا ششی، یا نه جام ادرار آمیخته با خاکستر بیاشامد تا گور درون زهدان وی شسته شود. خانم های که فکر می کنید بروید سمت زرتشتی ها چه معارفی دارد زرتشت؟ اوستا است سقط جنین کنید ادرار گاو با خاکستر باید بخورید بر اساس اوستا، حالا یک آب می شود بخورد این خانم این را بشورد ببرد؟ پس آنگاه می تواند شر گرم بخورد بعد از اینکه ادرار گاو خورد می تواند بعدش شیر بخورد یا شیر گاو میش می تواند بخورد با بُز بعدش گوشت هم می تواند بخورد، البته بعد چند روز است اینها در اوستا آمده فاصله زمانی دارد امانویشدن آب بر او روا نیست آن خانمی که ادرار گاو با خاکستر قاطی کرده اند داده اند خورده تا سه روز می گوید آب هم نباید بخورد روی آن.بعد گفت:ای دادار جهان زرتشت گفت ذای خدا چنین زنی تا چه هنگامی باید بدین سان بماند؟ چند روز به او ادرار گاو بدهیم با خاکستر قاطی کنیم بدهیم؟ اصلاً چقدر مشمیز کننده است این، بعد می آیند می گویند مسلمانان شیعه ها خرافاتی هستند؟ احکام اسلامی را اراد می گیرید؟ خدایا چقدر باید به این زن ادرار گاو بدهیم با خاکستر قاطی کنیم بدهیم بخورد آب هم نخورد؟ تا چه هنگام باید تنها با این گونه گوشت و نان و شراب زندگی کند و از نوشیدن آب بپرهیزد؟

خدای شان پاسخ داد خدای زرتشت:باید تا سه شب به دین سان بماند سه شبانه روز ادرار گاو با خاکستر قاطی کنید بدهید این خانم طفلی بیچاره ای که گیر افتاده چون زرتشتی شده چون سقط چنین کرده این را فقط ادرار گاو بدهید با خاکستر بخورد.هنگامی که این سه شب سپری شد تن و جامه خویش را با گُمیز و آب در کناره نه گودال بشوید و بدین سان پاک شود.تازه وقتی که ادرار خورد تمام شد آن دوره، لباسش را در بیاورد برود با ادرار گاو بشورد، اینقدر مقدس شد این گاو، یعنی چه؟

پاورقی:

اینجا هم حجت را تمام کرد دیگر گُمیزی که این بالا آمده بود گفت بود زنی که سقط جنین کرد به او گُمیز با خاکستر قاطی کنید بدهید بخورد، اینجا پاورقی خورده نه جام گُمیز، گُمیز به چه معنا است؟ پیشاب یا شاش گاو نر.

بعد تازه آمده گفته سه یا شش یا نه جام که می خواهد این بخورد بر حسب توانایی است حداقل باید بتواند ادرار گاو اخاکستر این خانم بخورد، اوستا دارم برای تان می خوانم، بعد خیلی جالب است اینجا آمده گفته بود که آب نباید بخورد نوشیدن آب بر او روا نیست، زرتشتی ها گفته بود زنی که سقط چنین می کند آب نباید بخورد تا چندن روز، چرا؟

پاورقی:

آقای جلیل دوستخواه پژوهش تحقیق کرده  اند انگیزه باز داشتن چنین زنی از نوشیدن آب شدت آلودگی اوست که می تواند آب را بیالاید.

یک لیوان نباید بدهید این خانم بخورد بخاطر اینکه آب آلوده می شود، ادرار دادی این خانم خورده آقای معتقدین، مبلغین زرتشتی ادرار دادید این خانم خورده بعد می گوید آب بخورد آب آلوده می شود؟ برویم جلوتر، صفحه شماره 716 اهورا مزدا می آید باز یک جوابی می دهد به زرتشت، می گوید چقدر باید این دوره را سپری بکند؟ اهورا مزدا پاسخ داد:

باید نه شب بدین سان بماند، باید تا نه شب پس از سپری شدن آن سه شب تنها بماند و جدا از دیگر مزدا پرستان زندگی کند و جا و خوراک و جامه او جدا باشد. خانمی سقط جنین شده در مثلاً فکر کنید نه ماهگی، بر اساس آیین زرتشت این را اول باید برداری ببری یک جای که آب و علف نباشد، بعد آنجا که آب و علف نیست سه شبانه روز ادارا گاو با خاکستر قاطی بکنی بدهی این خانم بخورد آب هم ندهی بخورد، این دوره سه روزه اش که تمام شد، بیچاره دارند می کنند این زن را دیگر، این است، زن این است، خانمی که می خواهی بروی زرتشتی بشوی این است، اوستا دوست داری دیگر می گویی اوستا کتاب خوبی است قرآن کتاب بد است، اشکال ندارد این است، باید تات نه شب بدین سان بماند تا نه شب جدا، بعد از ان سه شب که ادرار گاو خورد باز جدا از زرتشتی ها باشد چون ناپاک است زرتشی ها را کثیف می کند، سه روز هم که آب نخورد چرا که آب کثیف می شود، نه شبو جدا از دیگر مزدا پرستان زندگی کند و جا و خوراک و جامه او هم جدا باشد، پس هنگامی که این نه شب سپری شد تن و جامه خویش را با گُمیز و آب بشویند و پاک بشوند.

دوباره نه شب جدا بود از این مردم زرتشتی تمام شب لباس هایش دوباره باید با ادرار گاو بشوید، گُمیز هم گفتیم که معنایش مشخص بود.بعد در پاورقی باز تحقیق کرده  اند مطلبی را آورده اند می گویند:روش جدید به گونه دیگر است بیچاره می کنند طرف را یعنی یک خانم در بین زرتشتی ها سقط چنین بشود آن خانوادش واقعاً معتقد به اوستا باشد ببینید چه بلای سرش می آیدکه.روش جدید به گونه دیگر است: گاه زنی پس از آبستنی یک تا ده ماهه نوزاد مرده به جهان آورد، نخستین خوراک نیرنگ به او می دهند.

من نیرنگ را هم ترجمه کنم برای تان، ما مطلب که می گوییم دقیق باید قشنگ برای تان مشخص کنیم چه بود. نیرنگ: می رویم اواخر اوستا، برگردان آقای جلیل دوستخواه صفحه شماره 1066.

نیرنگ یعنی گُمیز بعد جالب است بسیاری از نیایش های کوتاه دین مزدا پرستی نیرنگ نامیده می شود.

مشترک لفظی است اینجا، یا اینکه بیاییم بگوییم نه اینقدر این ادرار گاو مقدس بوده که حتی عبادت شان هم همنام شده زرتشتی ها با ادرار گاو؛ برگردیم اینجا ببینیم چه گفته بود روش جدید را داشت می گفت، یک خانمی که آبستن بوده در هر ماهی حالا در ماه دهم گفته بارداری، فرزندشان نوزاد مرده به جهان آورد نخستین خوراک وی نیرنگ یا گمیزادرار گاو بدهید بخورد بعد ادرار گاو را چه کار کنیم؟آتش و خاکستر بود

یعنی آتش و خاکستر را با آن قاطی خواهد کرد یعنی غذای شان نیرنگ (ادرار گاو)، آتش و خاکستر خواهد بود، این چه گناهی کرده این خانم حالا سقط جنین کرده، آتش و خاکستر و ادرار گاو بدهید بخورد.و نا چهار روز روا نمی دارند که آب یا نمک یا هر خوارک دیگری که با آب یا نمک پخته شده باشد بخورد.سه روز بود روش جدید شد چهر روز، ببخشید می دانم حالتان بد شددر چهارمین روز به وی نیرنگ می دهندچهار روز که تمام شد باز هم ادرار گاو می دهند بخورد و او می تواند خود و جامه خویش را بدان بشوید هم بخورد ادرار گاو را هم لباسش را با آن بشورد و پاک کندو روا نمی دارند که خود و جامه اش را در نخستین چهل روز با آب بشویدبا آب هم نشورد، لباسش را خواست بشورد خانم خودنش کلی ادرار خورده برود آن لباسش را هم با ادرار بشورد، درد آور است یعنی واقعاً حتی به عنوان افسانه در تاریخ ما همچین عباراتی، نگه می داریم ما اینها را به هر حال یک گزارش های تاریخی است، زرتشتی ها همچین اعتقادی داشتند در دوره های، یا زرتشت اینگونه گفته است، ولی واقعاً درد آور است که در گذشته ما همچین عباراتی وجود داشته باشد مگر اینکه بگوییم ما آنچه که صحیح و معقول و مطابق با شریعتی که می دانیم الهی است باشد را نگه می داریم، آن چیزی که می گوید زن سقط جنین شد شما بروید ادرار گاو بدهید بخورد، آتش بدهید بخورد، خاکستر بدهید بخورد، لباسش را با ادرار گاو بشورد را کنار بگذاریم. برویم جلوتر.بخش دوم صفحه 746 اوستا پارت چهارم می گوید:

ای دادار جهان ای خدا، زرتشت اینجا خطابش به خدایش است به اهورا مزدا

اگر در خانه مزدا پرستان ناگهان سگی یا آدمی بمیرد

هر دوتا را هم کنار هم آورده، در یک خانه ای که زرتشتی هستند این خانه مال زرتشتی ها است اهالی آن زرتشتی هستند یک سگ بمیرد یا آدم بمیرد و در همان هنگام باران یا برف ببارد یا باد بوزد اگر این اتفاقات نیفتد باران و برف و باد نباشد می گوید جسد را بردار ببر بگذار در دخمه، قبر و اینها ندارند زرتشتی ها نداشتند بر اساس اوستا، بعضی ها هم که قبر دارند مثل کوروش باید بروی از آنها بپرسی اگر کوروش زرتشتی بود قبرش چه است چرا در دخمه نیست؟

می گوید آن لحظه مُرد حالا باران یا برف و اینها ببارد، البته ظاهراً بعداً جابجا می شود این یک دفن موقتی را می خواهد بگوید بعدش جابجا می کنند یعنی دوباره باید ببرند دخمه حالا این داستان دارد لازم بشود برسیم به بحث تدفین میت در زرتشت اینها همه را برای تان توضیح می دهم.یا برف ببارد یا باد بوزد بعد در پاورقی اینجا آمده گفته:هنگامی که باران می بارد یا گمان بارندگی می رود هیچ مرداری را نباید به دخمه برد پس اصل این است که ببرند به دخمه اگر بارش ناگهان در راه آغاز شود و جای باشد که بتوان مردار را در آن گذاشت باید چنین کرد یک دفه باران می بارد می توانید مرده را یک جای بگذارید اگر نه زیر باران بودی باید راه خود را دنبال کنند و مردار را در دخمه بگذارند، اما نباید از روی جا پای خود برگردند یک مسیر را رفتی مرده را گذاشتی دخمه از جای پایت نباید برگردی هنگامی که به درون دخمه می روند اگر آنجا را پر از آب ببینند نباید مردار را فرو گذارند دخمه اگر پر آب شده بود جسد را نگذار آنجا، حالا چه کارش باید بکنی؟ نمی دانم، بردار بر گردان خب یک خانه ای مال زرتشتی ها است در آن یک آدمی می میرد یک زرتشتی می میرد یا یک سگ، کنار هم آورده اوستا.سه سؤال اصلی داشتیم ما در این برنامه سؤال اصلی مان فراموش نشود:

زرتشت آیا ایرانی بود؟ ادله را بیاورید چون براساس اوستا نمی خورد که زرتشت در ایران بوده باشد.

نکته دوم: آیا زرتشت پیامبر بود یا نبود؟ چرا خودتان اصلاً نمی دانید زرتشت پیامبر بوده یا نبوده؟ بعضی های  تان می گویید بر اساس اوستا بخش گاتاها پیغمبر بوده بعضی های  تان می گویید پیغمبر نبوده. مسئله سوم هم این بود که گفتیم زرتشت چه زمانی بوده؟ بالاخره شما حتی یک هزاره ای از زرتشت نمی دانید چه زمانی بوده چه برسد بخواهید سالش را و روزش را و اینها مخشص بکنید. بر اساس اوستا نمی توان ایرانی بودن زرتشت را اثبات کرد این به کنار، بر خلافش گذارش های مختلفی وجود دارد آن هم به کنار، بر اساس اوستای زرتشت، زرتشت ایرانی نبوده مفصل در مورد آن با شما صحبت کردیم.

برویم ادامه بحث باز از همین کتاب اوستای جناب آقای جلیل دوستخواه، برگردان جناب آقای جلیل دوستخواه دارم برای تان مطلب می آورم در مورد اینکه ببینیم و بدانیم جایگاه آن گاو چه بود؟ بعد جایگاه گاوهای دیگر در بین زرتشی ها چه بود؟ جایگاه زن و خانم ها را هم ببینیم که شکلی بود؟ منتهی من الآن محوریتم در این عبارات همان بحث این است که به ادارار گاو چقدر ارزش قائل شدند.صفحه شماره 746 از همین کتاب برگردان آقای جلیل دوستخواه:

ای دادار جهان

این مکالمات اینجا که اولش دادار و فر و هر و اَشَوَن و استومند و فلان و اینها آمده است مکالمه زرتشت با خدا است، حالا این را هم می گویند با خدا در ارتباط نبود آدم آموزگار بود بعد اینهمه مکالمه خدا و زرتشت را هم نقل کرده  اند.

اگر در خانۀ مزدا پرستان ناگهان سگی یا آدمی بمیرد

در یک خانۀ مال زرتشتی ها است سگی یا آدمی آنجا بمیرد

و در همان هنگام باران یا برف ببارد یا باد بوزد

شرایط اینطور نباشد بردارند ببرند دخمه دفنش کنند

یا تاریکی در کار فرا رسیدن باشد

یعنی دارد هوا تاریک می شود

مزدا پرستان چه باید بکنند؟

دخمه نمی توانیم ببریم چه کارش کنیم این مرده را؟

آنان باید در آنجا گوری بکنند اگر زمین سخت باشد به گودی نیم گاو و اگر نرم باشد به گودی نیمی ازبالای آدمی نصف آدم، ارتفاع نصف آدم و بر کف آن گور خاکستر یا تپاله گاو بریزند آدم می خواهید دفن بکنید، نتوانستی ببری دخمه؟ دخمه بگذاری حیوانات بیایند تیکه تیکه اش کنند چه کارش کنیم؟ یک جای برایش درست کن منتهی کفش را تپاله گاو اصطلاحی که به کار برده بریز، مدفوع گاو بریز کف قبرش، حالا فکر بکنید آن خانمی که سقط جنین کرده بود خدای نکرده بخاطر برخوردی که این زرتشتی ها با این آیین با اون داشته باشند بمیرد، هم با ادرار گاو باید خودش را بشود هم باید ادرار گاو با خاکستر بخورد هم باید در قبرش هم مدفوع گاو بریزند، چرا؟ چون گاو نخستین داشتیم خیلی گاو خوبی بوده آن.و سر آن را با تیکه های آجر یا سنگ یا کلوخ بپوشانند برویم صفحه بعد 747، زرتشتی ها، این توضیح را هم خدمت تان بدهم یک اصطلاحی است در بین زرتشتی ها به اسم نسو کش حالا به فتحه من دیدم که ثبت کرده بودند همان کشیدن معنا می دهد در فارسی، اینها چه کار می کردند؟ مرده را بر می داشتند در آیین زرتشت وقتی بخواهی جسد را برداری حمل بکنی، حالا اینجا ظاهراً هم جسد سگ هست و هم جسد انسان چون یک کاسه کرده اینجا در این بخش از اوستا، یا حالا قدر متیقین آن انسان را بخواهنده حمل بکنند یک نفر باید پاین جسد را بگیرد یک نفر بالای جسد را باید بردارد ببرد و در آیین زرتشت این را بردارند بی اندازند جلوی حیوانات تیکه تیکه اش بکنند آن هم حالا مفصل است می رسیم، به این دو نفری که می آیند این جسد را بر می دارند می برند می گویند نسو کش، نسو کشی کردند اینها، اینجا دارد همین را توضیح می دهد: در وندنی داد می گوید:هنگامی که پرندگان به پرواز در آمدند و گیاهان روییدند و سیلابها روان شدند و باد، آب های روی زمین را خشکاند مزدا پرستان باید شکافی در دیوار خانه پدید آورند یک جسد را می خواهند ببرند بیرون یک علامت یک دارد در پاورقی توضیح داده است، می گوید:مردار خانه خدا و کد بانو را از شکافی در دیوار خانه بیرون می برند دیوار را سراخ می کنند جسد را می دهند بیرون و مردار دیگران را از در، در بخش های از کشور آلمان هم مردم معتقدند که مرده را نباید از در معمولی خانه بیرون برد و راه عبور زندگان و مردگان نباید یکی باشدما عبارات را می خوانیم کاری با این بخش آن نداریم، این مرده را دادید بیرون دو مرد چیره دست و نیرومند را فرا خوانند و آنان باید جامه های خویش را خاز تن به در آورند دوتا مرد می آیند این مرده را بخواهند حمل بکنند جامه خویش از تن به در آورند و مردار را بر گیرند لباس شان را در بیاورند مرده را بردارند

و به ساختمانی که از سنگ و ساروج و خاک ساخته شده است در جای که همیشه سگان و پرندگان مردار خوار هستند ببرند

یکی مُرد دو نفر بیایند جامه در بیاورند این مرده را بردارند ببرند جای که سگ مرده را بخورد؛ بعد اینجایی که می گوید از سنگ و ساروج و خاک ساخته شده است یعنی همان دخمه، حال خودشان هم توضیح داده  اند در پاورقی این معنی همان دخمه است؛ دو نفر آمدند این مرده را بردند چه می شود؟

پس از آن نسو کشان

این دوتایی که مرده را برده بودند

در سه گامی مرده بنشینند

رسیدند آنجایی که پرنده و سگ باید بخورد این مرده را بنشینند سه قدمی اش و آنگاه موبد رو به مزدا پرستان  چنین بانگ بر آورد موبد بنشیند آنجا  بر گردد نسبت به کسانی که آمدند زرتشتی هایی که آمدند آنجا تشیع دارند می کنند آن مرده را به آنها چه بگوید؟ بگوید:

ای مزدا پرستان:

زرتشتی ها، آن روحانی ،روحانی زرتشتی آن موبد باید بگوید به زرتشتی ها

بدین جا پیشاب بیاورید تا نسو کشان گیسو و تن خویش را بدان بشویند

بروید ادرار گاو بردارید بیاورید اینهایی که این مرده را حمل کردند سر و بدن شان را با این ادرار گاو بشورند دست زده به مرده ، با ادرار گاو بشور تطهیر بشوی؛ حال مان بهم می خورد واقعاً بعضی وقتها آدم یک چیزهایی می شنود، طبیعی است، ببخشید که اینطوری بود برنامه ما امشب اینجوری بود؛ تماس ها منتظر هستند می خواهیم برویم سراغ تماس ها، دریافت بکنیم تماس ها را؛ یک نکته را تکرار بکنم، خدا گواه است قصدم ما توهین نیست به هیچ کس و هیچ شخص و هیچ تفکری، فقط اوستا دارم می خوانم، واقعاً اگر برداشت می کنید اینکه زن را باید این کار را باهاش کرد، این در اوستا آمده این به ما ربطی ندار؛ اوستا را بعنوان یک کتاب جدای خرافات و اینها معرفی کرده، حالا ما می خواهیم ببینیم داخلش چه آمده؛ نکته دوم ما بخش پایانی برنامه را گذاشتیم برای تماس های شما، زمان برنامه هم شده یک ساعت و نیم، بجای آن یک ساعت شده یک ساعت و نیم، یک ساعت بیست دقیقه تا سی دقیقه در خدمت تان هستیم، چرا موبدان عزیز و بزرگوار و باسواد نمی آیند این را روشنگری کنند؟چرا زرتشتی های باسواد و فهیمی که اطلاع دارند اگر من دارم اشتباه می گویم چرا نمی آیند این را تصحیح کنند؟ چرا نمی آیید جواب بدهید، چرا سه تا سؤالی که ما پرسیدیم زرتش آیا ایرانی بود یا نبود  بیایید ثابت بکنید، زرتشت آیا پیامبر بود یا نبود بیایید ثابت بکنید و اینکه زرتشت کی زندگی می کرد بیاید ثابت بکنید، چرا جواب نمی دهید به ما آخر؟ خب چرا جواب نمی دهید؟ حد اقل بیایید گفت و گو کنید آقا من دارم اشتباه می کنم من دارم اشتباه می گویم؛ بعد فکر نکنید جواب ندهید ما برنامه مان تمام می شود یا  پیش نمی رویم، خیلی بحث ها داریم بگوییم، نگذارید اینها روی هم تلنبار بشود این بحث ها تا الآن سه تا سؤال اصلی داشتیم این جریان گاو هم بوده که حالا مطرح کردیم ، ولی سه تا سؤال اصلی ما همچنان برقرار است؛ چون بینندگان عزیز پشت خط منتظر بودند من دیگر بیشتر از این نمی خواهم ادامه بدهم بحث را به تماس های شما عزیزان برسیم. آقا محمد از تهران سلام علیکم و رحمة الله؛

بیننده:

سلام وقت شما بخیر،من می خواستم اول خدمت تان یک عرض سلام و ادب و احترام داشته باشم هم شما هم همه دوستانی که حالا صدای ما را می شنوند یا تصاویر برنامه  شما را می بینند .

من واقعیتش می خواستم یک مطلبی را خدمت تان عرض کنم؛ من چون پیگیر مباحثی که در برنامه شبکه ولیعصر پخش می شود هستم، اگر اجازه بدهید من یک چند دقیقه ای؛ خب می خواستم از خودم هم یک مطالبی را  عنوان کنم، خب چه آثاری، اعتقادات مان باورهایمان گرایش های مان  توسلات مان به اهل بیت چه آثار در زندگی هایمان داشته ، این موضوع هم که می خواستم خدمت تان مطرح کنم شاید شامل همه عزیزان مان ایرانی غیر ایرانی مذاهب دیگری هستند، اهل تستنن باشد،دوستان اهل تشیع خودمان که خیلی گرایش خاصی به بحث اعتقادات معنوی و باورهای معنوی مان ندارند و حتی دوستان و عزیزان دیگر مان اهل کریمی هستند زرتشتی هستند بلاخره فرقه و مذاهب دیگری که بلاخره، حالا مورد پرستش و مورد احترام هست، ایشان بلاخره عزیزان مان هستند، می خواستم عرض کنم واقعیتش ما موقعی که چشم و گوش مان باز شد فهمیدیم که دنیا چیست دور و اطراف مان ،  سن های کوچکتر فهمیدیم که شیعه هستیم یک سری مسائل را به ما یاد داده بودند، خیلی هم واقعاً خدا را شکر می کنیم چون بلاخره چون باهاش آشنا بودیم با اسم سید الشهداء تقریباً از دوران کودکی آشنا بودیم برای مان قابل لمس بود اگر می خواستیم تحقیقی انجام بدهیم پژوهشی انجام بدهیم در این زمینه خیلی برایمان بیشتر قابل لمس بود ؛ امام موضوع اینجا است ما هم در زندگی ، خودم را خدمت تان عرض می کنم ، خودم در زندگی خودم خیلی شرائط مساعدی ابتدا به ساکن نداشتم یعین به لحاظ اخلاقی خدمت تان عرض می کنم ، من خیلی مشکلات اخلاقی مشکلات اجتماعی، خیلی از دوستان مان دور ازجان با این شرائط امکان دار مواجه باشند ،خب ما از جایی که با هیئت امام حسین و دستگاه سید الشهدا آشنا شدیم  احساس کردیم که دست مان را گرفتند اگر گناهی می کردیم که حتماً می کردیم نمی خواهم حالا مطرحش کنم ، اما خب این توسل متوجهش شدیم که دست مان را گرفت وگر نه واقعاً وارد منجلاب می شدیم کما اینکه من خودم را در این منجلاب حس می کردم اطرافیانم کسانی بودند که شاید خیلی تخلفات مختلفی را انجام می دادند ،خیلی شاید گناهایی بود که آشکارا انجام می شد هیچ عبایی از مطرح کردن آن گناه ها نداشتند ، علنی خیلی کار ها را انجام می کردند ، شرب خمر می کردند و خیلی کارهای دیگر، ولی خدا را شکر خدا را صد هزار مرتبه شکر وقتی که پایمان باز شد به هیئت ، پایمان باز شد به روضه های اهل بیت به توسل هایی که بود حالا صرفاً  فقط منظورم روضه نیست منظورم توسل هایی است که بود ،متوجه این قضیه شدیم، خیلی دوست داشتم فرصتی پیش بیاید که این مطالب را خدمت این دوستانی که شنونده  این برنامه هستند این را عرض کنم شاید امثال من هم خیلی باشد در کشور مان در جامعه ما که متوجه شدند یک باوری این که این باور و توسل کردن این باور دستشان را گرفته، خیلی دوست داشم این را اگر امکانش باشد من مطرح کنم.

استاد حسینی:

خدا خیرتان بدهد آقا محمد قابل توجه برخی ها که می گویند مردم جوان ها دارند بی دین می شوند و فلان می شود و اینها، آنها این طرف قضیه را نمی بینند کسانی که بر گشتند باز گشتند یا اصلاً نبودند در دستگاه اهل  البیت مرتبط نبودن با آن ولی الآن آمدند بچه هیئتی شدند و شما فرمودید از طریق این توسلات و توجهاتی که داشتید خیلی از اعمال را هم کنار گذاشتید و الآن هم دیگر إن شاءالله هیئتی هستید و إن شاءالله امام حسینی خواهید شد و ماند، دست تان درد نکند آقا محمد عزیز

بیننده:

زنده باشید ، من می خواستم از شما تشکر کنم که این فرصت را در اختیار بنده قرار دادید

استاد حسینی:

ممنون هستم از شما دست شما درد نکنه در پناه حق باشید آقا محمد خدا نگهدار شما باشد ؛ قبل از اینکه برویم سراغ تماس بعد من عرض بکنم که ، تماس های که با ما گرفته می شود گاهی به من هم پیام می دهند، افرادی که متحول شده اند حالا اصلاً قبل از ما یا اینکه برنامه را دیدند گرایشاتی داشتند نسبت به زرتشتی ها برگشتند، فکر می کنم که اگر آقایان بیایند بگویند خیلی راحت تر است تا خانم ها، بزرگواری آمدند از یزد، گفتند که ما دچار زرتشتی و تفکرات اسلامی و اینها بودیم ، بعد حالا برگشتیم، متحول شدند و ایشان هم به حمد الله، حالا راه حق را بعد از تحقیق و پژوهشت پیدا کردند؛ خب برای ایشان مشکل و درد سر درست کردند، البته ما که اجازه نمی دهیم دردسرها بخواهد به مرحله عملی شدن برسد ان شاء الله ولی دچار مشکل شدند بخاطر همین من اگر کسی خانم باشد بیاید بگوید به ما معمولاً به آنها که خیلی شرایط تان را بسنجید بیاید اعلام بکنید، می   توانید به شرایط تقیه باقی بمانید، کارهای عبادی خودتان را در صورت تقیه انجام بدهید تا زمانی که بتوانید بروز بدهید راحت اعتقاد جدیدتان را  ولذا آقایانی که می آیند شراط شان ساده تر و راحت تر هست ممنون هستم از شما آقا محمد.

آقا علی رضا از ساوه سلام علیکم و رحمة الله.

بیننده:

سلام استاد حسینی خوب هستین؟

استاد حسینی:

زنده باشید ان شاء الله

بیننده:

وقت تان بخیر  و خسته نباشید، استاد من یک سؤالی داشتم، حالا شاید به این برنامه تان خیلی ربط نداشته باشد؛ یک سخنرانی داشتید در مورد اینکه آرامگاه زرتش، سؤال از زرتشتی ها پرسیده بودید که اگر اعتقاد دارید که همان آرامگاهش در سبلان است پس اسودان چیست و اینها؛ من در مورد آن یک سؤالی داشتم.

استاد حسینی:

بله بفرمایید اشکال ندارد، حالا در بحث تدفین هم امشب داشتیم می خواهید توضیح بیشتری بدهم یا به اشکالی برخوردید.

بیننده:

نه نه این کلیپ شما را من نشان دادم، حالا قرار بود که دوستم زنگ بزند هر کاری کردم زنگ نزد، پرسیدم چون مطالعه دارد و اینها؛ بعد گفت که زرتشتی ها فقط تدفین بصورت استودان نداشتند،خاکسپاری هم داشتند استودان، استودان کوزه ای بوده  و انواع مختلف خاکسپاری ها را گفت، و گفت بحث استودان مربوط به زمان ساسانیان است ، مثلاً مد زمان ساسانیان بوده، ایراد که نیست چون آن زمان مد بوده، خاکسپاری می کردند و مثلاً کورش کبیر یا حالا زرتشت و اینها هم مثلاً طبق مد آن زمان بوده است.

استاد حسینی:

اتاق فرمان می  توانید تصویر کتاب را نشان بدهید؟ ببینید دوره ساسانیان و دوره قبلش آمده، من دارم از اوستا می خوانم ، اتاق فرمان می توانید تصویر کتاب را نشان بدهید؟ نگاه کنید این از کتاب اوستا برگردان جناب آقای جلیل دوستخواه صفحه شماره 745، فرگرد هشتم، ایشان آمده اینجا چه گفته؟ می گوید:

اوستا،جلیل دوستخواه، ص745

اگر سگی یا آدمی در خانه چوبین یا کلبه ای چگن پوش بمیرد مزدا پرستان چه کار کنند؟

یک آدمی مرده در خانه ای که ساختش هر طور که بوده اهورا مزدا پاسخ داد :

آنان باید به جست و جوی دخمه ای بر آیند، آنان باید همه گرداگرد خود را در پی یافتن دخمه ای جست و جو کنند اگر دخمه پیدا نکردید اگر بردن مرده از آن خانه برای ایشان آسان تر از جابجا شدن از  آنجا باشد باید مرده را از خانه بیرون برند و خانه را بگذارند.

خانه را بگذارند بروند بیرون، حالا بعدش جابجایی دارد، اگر جابجا بکنند چه کار بکنند که سخت بود برایشان؟ بعد می رسند اینجا که همین عبارتی که من برایتان خواندم که از اینجا دیگر اسکنش را دارم، ملاحظه بفرمایید 746  می گوید:

اگر اتفاق نیفتاد و چه شد و چه شد نتوانستند ببرند به دخمه، می گوید این را بیایند یک زمین یک جایی بکننند همانجاها یک چاله نیم متری یا اندازه یک نیم تن انسان بکنند کفش را مدفوع گاو بریزند دفن بکنند، بعد از آن:آنان باید مردار را دو شب یا سه شب یا یک ماه در آنجا بگذارند تا هنگامی که پرندگان به پرواز در آیند و گیاهان برویند و سیلابها روان شوند و باد، آبهای روی زمین را بخشکاند.

اینقدر مرده را بگذارند آنجا، الآن دفن شده دیگر مرده اینقدر مرده را بگذارند آنجا تا شرایط سیستی آنجا نغییر کند باد، بیاید آبهای که روی زمین هست را خشک بکند و غیره.

صفحه بعد:

هنگامی که پرندگان به پرواز در آمدند و گیاهان رویدند و سیلابها روان شدند و باد آبهای روی زمین را خشکاند مزدا پرستان باید شکافی در دیوار خانه پدید آورند و دو مرد چیره دست و نیرومند را بگویند بیاید مرده را ببرند بیرون.

ببرند جای که سگ و پرنده بخورد آن را، پس اگر هم، اوستا را دارم می گویم، اگر در آیین زرتشت یک دفنی وجود داشته این دفن موقتی بوده بعدش باید می بردند بیرون جلوی سگ آن جسد را، یعنی اگر هم بگویند که، استدلالی ندارد، اگر هم بگویند کوروش در همین جای منتصب به خودش دفن شده شرایط مثلاً خاص بوده باید بگویند بعدش باز بردند بیرون الآن دیگر جسد آنجا نیست، متوجه شدید آقای علی رضای عزیز؟

بیننده:

بله کاملاً

استاد حسینی:

اینکه حالا ممکن است این تحریف شده باشد، نگاه کنید ممکن این قضیه این چنین نبوده است، ببینید در ایران باستان چند نوع دفن داشتیم من این را منکر نیستم، در ایران باستان قبر هم داشتیم ولی در آیین زرتشت چه؟ اینکه در ایران باستان تدفین بوده یک بحث است اینکه در آیین زرتشت دخمه گذاری باید بشود یک بحث دیگر است، من سؤالم این بود؛ گفتم اگر  کوروش زرتشتی بوده است چرا در دخمه نیست؟ نه که ایران باستان، بله در کوه هم مگر دفن نکردند بوده صورت های مختلف بوده، اوستا را چه دارند می گویند؟ بر اساس اوستا بود این مطلبی که من مطرح کردم.

پاسخ تان را دریافت کردید آقا علی رضا؟

بیننده:

بله عالی بود البته برای من هم سؤال شده بود من یک هفته منتظر بودم واقعاً، هفته پیش نمی شد،خیلی ممنون دست تان درد نکند، استاد من فقط یک دوتا درخواست دیگر هم داشتم، استاد خب خودتان بالاخره می دانید دیگر پژوهشگر استاد دانشگاه هم هستید دیگر می دانید اکثرین شبهات را معمولاً آتوئیست ها مطرح می کنند بی دین ها و اینها، 90 درصد شان را اینها مطرح می کنند، من می خواستم اگر بشود برنامه به آن سمت هم برود که مثلاً نقد کنید اتوئیست ها و اینها را، چون من یک سری کتاب دارم می خوانم حقیقیتاً یک خُرده خود من هم شک کرده ام به یک سری  بعضی چیزها، بعد تنها امید من برنامه شما است؛ چون می دانم تیم خیلی قدرتمندی هستید و تنها درخواستم این بود دیگر، می خواستم بگویم اگر بشود برنامۀ هم در رابطه با آتوئیست ها بسازید.

استاد حسینی:

چشم إن شاءالله در ساخت برنامه به آن دقت می شود و یک نکته ای که هست این هست که آقا علی رضا ما یک پیوندی را دیدیم، خیلی خوب شد فرمودید من این را اینجا یک توضیح بدهم، یک پیوندی الآن برقرار شده بین آتوئیست و باستان ستایان افراطی، اگر می گویم افراطی یا می گویم باستان گران افراطی بخاطر این است که ما هم ایران باستان مان ظواهر بعضی جاها، بعضی جاها یک سری حتی عملکردهای که مقاومت در مقابل هجوم بیگانگان بوده را دوست داریم، عشق می ورزیم به آن مقاومت مثلاً اتفاقاتی که در مورد سرونا دارد نقل می کنند جلوی رومی ها ایستادگی ها و اینها برای ما لذت بخش است که در تاریخ ما همچین چیزهای باشد ولی یک جاهای را می بینیم نه اینها نقاط تیر و تار بوده ما می آییم مطرح می کنیم، آتوئیست ها آمده اند از طریق، چون می دانند مردم انسان ها فطرت دارند فطرت انسان رو به سمت دین می برد انسان را، آمده اند گفته اند خیلی خب هم پیمان شدند واقعاً در تبلیغات و فضای مجازی خیلی جاها، از طریق اسم زرتشت و ایران باستان آمده اند ورود پیدا کرده اند، می گویند شما بیایید باستان گرا بشوید خدای اسلام را رها کنید اهورا مزدا را بپرستید یا به اهورا مزدا احترام بگذارید، پیامبر اسلام را که پیامبر عرب بود ادعا می کنند می گویند رها کنید بیایید پیامبر ایرانی ها، ادعا می کنند که زرتشت بود را به دنبالش باشید، چون این پیوند به وجود آمد عملاً ما وقتی که داریم زرتشت یا ایران باستان را نقد می کنیم مبنای تبلیغاتی یک بخش عمده از آتوئیست ها هم نقد خواهد شد، ولی بر مبنای فکری آتوئیست ها بخواهیم برویم یک مبنا باید مثلاً مشخص باشد در برنامه مثلاً داروینیست ها، آتوئیست ها غالباً تفکرات داروینیستی دارند دیگر، باییم شروع بکنیم آن را نقد بکنیم پیش ببریم آن یک بحث جدا است؛ حالا ما بحث تاریخی آن را شروع کردیم إن شاءالله شبکه ولیعصر«عج» ودرود به بخش اتوئیست ها هم پیدا خواهد کرد حالا ما فعلاً درگیر این بحث تاریخ بدون روتوش و ایران باستان هستیم. ممنون هستم از تماس شما آقا علی رضای عزیز.

بیننده:

خیلی ممنون استاد فقط این برنامه را ادامه بدهید خیلی برنامه جزابی است خیلی ممنون از پاسخ تان.

استاد حسینی:

الحمد الله، ممنون هستم از شما در پناه حق باشید.

مجهولات عجیب و غریبی است یعنی واقعاً من نمی دانم شما خبر دارید دینی را که افراد پیرو آن دین یا یک شخصی که افراد پیرو آن کاملاً به صورت دو دسته؛ یک تعداد شان بگویند این پیامبر است، یک تعداد شان بگویند نیست، مثلاً مسلمانی را سؤال دارید در مورد اینکه پیامبر اسلام پیامبر بوده یا نبوده بحث داشته باشد؟ یک کسی بگوید من مسلمان هستم پیامبر اسلام پیامبر نیست یا مثلاً خیلی عجیب است دیگر یعنی کسی که پیرو یک دین است نمی داند خود آن شخص پیامبر بوده یا نبوده از این عجیبتر این است که با استناد به همان بخش گاتهای اوستا یک عده زرتشتی می گویند پیامبر بوده یک عده می گویند پیامبر نبوده است؛ در مورد این قضیه بحث زادگاه زرتشت هم که ایران بوده یا نبود که کلیپ اول بود نشان دادیم من یک توضیح هم اینجا خدمت تان بگویم و چندتا سؤال هم اینجا خدمت تان بخوانم و جواب بدهم، چون هنوز زرتشتی تماس نگرفته با برنامه که بخواهیم اولویت بدهیم، ملاحظه بفرمایید انجمن جهانی زرتشتیان در سایت شان همین الآن هم هست مراجعه بفرمایید آمده است اینجا: آشو زرتشت آموزگار و فیلسوف یا پیامبر  یک بحث مفصلی را اینجا آمده است گفته است  و نقل کرده می رسد به اینجا نکته ای را آورده یا نقل کرده  که برخی از محققان باور دارند  که زرتشت  6هزار سال پیش از میلاد مسیح زندگی می کرد امروز ما رقم 4هزار سال را پیش رو داریم، 2هزار سال اختلاف دیگر، مثلاً در اسلام اختلافات در وفات و شهادت نهایتش بشود سال نهایت شما فکر کنید اصلاً که نداریم دهه بشود در بین ائمه (علیهم السلام) ؛ اینکه بعضی ها گفتند 6هزار سال حالا ما می گوییم 4هزار سال که البته آقای دکتر آبتین ساسانفر در مقدمه ترجمه گاتاهایشان تا 11هزار سال قبل هم گفته بودند برخی ها گفتند، یعنی نقل کردند 11هزار سال پیش بعضی ها هم که گفته بودند 2500سال پیش گفتند دوره کورش  بوده؛ جمله بعدی، ببینید:

امروز ما رقم 4هزار سال را در پیش رو داریم زادگاه او شناخته شده نیست

آقا چرا وقتی که زادگاهش شناخته شده نیست می آیید می گویید ایرانی بوده؛ بعد می گوید برخی محققان بر این باوردند نه حالا همه محققان هم نه

برخی محققان بر این باورند که او در یکی از شهرهای خراسان بلخ یا هرات زندگی می کرده

تازه همان برخی هم نمی دانند کجا ، تازه می گویند زندگی می کرده  نه این که آنجا به دنیا آمده بوده زادگاهش آنجا بوده امام رضا (علیه السلام) در ایران زندگی می کرد ما نمی گوییم ایرانی بوده که ؛ بعد این هم مخالف اوستا است ، پس نگویید، یک مجهولی ساخته شد  عبارت مجهولی زرتشت پیامبر پارسی گوی ایرانی، ببینید زرتشتش درست حالا بماند که بعضی ها برنامه ساختند از اصل زرتشت را خواستند رد بکنند حالا ما همچین اعتقادی نداریم اصلاً، اصل زرتشت را قبول داریم؛ پیامبر پارسی گوی ایرانی، پیامبر بودنش روی هوا است  اختلافات را دیدید چطور است موبد دکتر اردشیر خورشیدیان  می آید می گوید قطعاً پیامبر بوده جناب آقای موبد رستم شهزادی می آید می گوید اصلاً در ترجمه گاتاهایش بخشی را آورده که برانگیخته شدند بعثت زرتشت است ، آباتین ساسانفرمی گوید نه آقا پیامبر نبوده که می  گوید پیامبر است، آن یکی انجمن جهانی و انجمن اروپا اینها می آیند اصلاً بگویید زرتشت پیامبر بوده توهین کردی به زرتشت؛ پارسی گوی، پارسی گوی بودن را از کجا آوردند اینها من نمی دانم همان موقع من اسکنش را هم نشان دادم که آقا زرتشت پارسی گوی نبود اگر پارسی گوی بود شما باید الآن اوستا را می گذاشتند جلویتان می توانستید بخوانید ترجمه کنید به زبان فارسی  که دارید یا حداقل یکسیری چیزهایش را بفهمید  پارسی گفتن یعنی چه؟زبان پارسی را اول مشخص کنید، زرتشت یک کتاب دارد اوستا، این کتاب اوستای زرتشت فارسی اش البته این اوستا این است خط نگارشش این است یک دانه کتاب بیشتر به این اسم نیست در دنیا یک دانه کتاب است که با این خط نوشته شده آن هم همان اوستا است، پس زرتشت پیامبر بودن ، پیامبر پارسی گوی ایرانی، پیامبر بودن هیچ، پارسی گوی بودن به کنار، مشخص است اصلاً اوستا گوی باید بگوییم، اصلاً اسم زبانش را گذاشتند اوستایی چون یک دانه اثر بیشتر به آن اسم نیست ؛ زرتشت پیامبر پارسی گوی ایران، آقا ایرانی بودنش هم که دیگر تمام است، دیگر معلوم نیست کجا بوده حتی برخی از مورخین که گاهی شما هم زیاد به آن استناد می کنید در مقابله با مسلمانان مثل ابن خلدون و طبری و دیگران گفتند آقا نقل فلسطینی بودن زرتشت را آوردند، چیزی که اوستا گفته که می خورد به قطب و سیبری و آن طرف ها این یک نکته؛ بعد گفتند که

اینها خرافات ایران باستان است نه آئین زرتشت پس به زرتشتی ها دروغ نبندید

نوشتند آقا اینها خرافات ایران باستان است نه زرتشت؛ پس سؤال خرافات ایران باستان در اوستا چه کار می کند؟ خرافات ایران و باستان در این کتاب اوستا چه کار می کند؟ می پذرید خرافه است از ایران باستان است و در اوستا است ما حرفی نداریم، نیایید بگویید آیین زرتشت آیین عاری از خرافه است و چه هست ، رییس انجمن موبدان می گوید این خرافات را ما قبول  داریم یک بخشی از آن را خیلی هم هست تازه بر اساس سنت موبدان مان گفته بود دیگر آقای دکتر اردشیر خورشیدیان ادامه می دهیم این خرافات را در بین مردم، صریح کلام رئیس انجمن زرتشتیان تهران ؛ خرافات ایران باستان بوده در این بود، اولاً که باستان گرا اگر هستید اینها را خرافات می دانید نباید باستان گرا باشید ، اگر همه چیزش را بخواهید قبول بکنید، ثانیاً اینکه در کتاب اوستا آمده دیگر چه کار کنیم  در اوستا آمده ، پیامبر بودن یا نبودن زرتشت چه فرقی دارد، باید ببینید زرتشت حرفش چه بود ، حرف زرتشت را که دیدید، حرف زرتشت این بود که اگر یک خانمی سقط جنین کرد ادرار گاو با خاکستر بدهید بخورد بعد هم لباسش را با ادرار گاو بشوید آب هم سه روز ندهید بخورد بعد از آن سه روز باید نه روز هم دور از مردم زرتشتی باشد خوب است این؟ یعنی شما خانم هستید خودتان می پسندید این را ؟ یعین واقعاً دوست دارید یک همسر مؤمن زرتشتی داشته باشید اینطوری رفتار بکند با شما؟ بعد پیامبر بودن یا نبودنش چه فرقی دارد؟ زرتشت در بخش عمده ای از اوستا سخنانی که در اوستا آمده است  مکالمه زرتشت با خدا است  اگر زرتشت پیامبر نباشد دروغ دارد می گوید اینجا می گوید خدا به من گفت این کار را بکن ، فرق ندارد نبی بودند یا نبودنش، یعنی واقعاً بین یک انسانی که پیامبر باشد و بین یک کسی که پیامبر نباشد فرقی نیست؟ خب بیایید نگاه کنید ببینید من چه حرفی دارم می زنم ، من هم حرف های خوب می زنم دیگر، خب بیایید پیرو من بشوید چرا پیرو زرتشت؟ که زرتشت اینها را به شما بدهد؛ بعد زرتشت اگر می خواهید بدانید چه گفته می گوید خدایا من گاو را دارم برایش نماز می خوانم ، یا می گوید اهورا مزدا من بخاطر گاو است که دارم تو را عبادت می کنم ، بخاطر این حرف هایش برود زرتشتی بشود کسی؟

اوستا کتاب مقدس ما نیست و تنها گاتاها که کلام اشوزرتشت است مقدس است

من این را چند بار توضیح دادم باز لازم است توضیح بده خدمت تان این کتاب اوستا چند بخش دارد، بخش اولش گاتاها است ، بخش اولش را که می گویند کتاب چه کسی است ؟ کتاب خود زرتشت است ، و سایر بخش هایش نیست ، دوباره من این را توضیح می دهم، چند بار این را توضیح بدهیم برای برخی ها؛ نگاه کنید کتاب گاتاهای برگردان موبد شهزادی، انتشارات فره وهر هم چاپ کرده،آقای موبد رستم شهزادی موبد موبدان بزرگ حال حاظر زرتشتی ها است، جایگاه شان این است ، یعنی این  موبد شهزادی بوده است استاد افراد دیگر و موبدان دیگر که الآن دارند فعالیت می کنند، ایشان دوره قبل واقعاً جایگاه والایی نزد زرتشتی ها داشته ، ایشان می آید در همین مقدمه کتاب شان ،مهر ماه  1375خورشیدی برابر با 3734دینی زرتشتیان، می گوید:

گاتاها، برگردان موبد شهزادی، انتشارات فره و هر، سال 1375

گرچه دیگر بخش های دیگر اوستا را نیز نمی توان از نقطه نظر یادگارهای کتبی و فقهی و تاریخی و علمی و حماسی و آئینی کم اهمیت تر دانست، اهمیت سایر بخش های اوستا از گاتها کمتر نیست، ولی هیچ کدام از لحاظ دارا بودن مفاهیم و معانی ژرف خدا شناسی و بیان دلکش و ارزش مینوی به پای گاتها نمی رسد.

می گوید ولی ارزش شان به پای گات ها نمی رسد ارزشش پایین تر نیست

به راستی می توان گفت که گات های اشو زرتشت کتاب اصول دین زرتشتی و بخشهای دیگر اوستا فروع دین و شریعت و فقه زرتشتی است .

بابا این که من دارم می خوانم می گوی با ادرار گاو باید خانم ها را این کار را کرد و اینها این فقه زرتشتی است ، این کتاب را که من ننوشتم، این را که مسلمان ها ننوشتند ، این را موبد رستم شهزادی نوشته یک آدم گمنام هم نیست برای شما ، کاملاً جایگاه علمی اش مشخص و واضح است، این از این بعد که فرمودید که ، کتاب مقدس نیست، خب من الآن نشان می دهم که کتاب مقدس هست یا نیست ، ما گفتیم که کتاب مقدس نزد زرتشتیان است از چه کسی آوردیم استناد کردیم ، رفتیم سراغ رئس انجمن موبدان تان  کتاب پاسخ به پرسش های دینی زرتشتیان، موبد اردشیر خورشیدیان، ملاحظه کنید صفحه شماره 29، سؤال پرسیده:پاسخ به پرسش های دین زرتشتیان، موبد اردشیر خورشیدیان، ص29

پس کتاب اوستا که خیلی ها فکر می کنند کتاب آسمانی زرتشتیان است چست؟ و در چه زمانی نوشته شده؟ یک توضیح آقای خورشیدیان در مورد گاتاها داده بودند حالا یک سؤال در مورد اوستا در ادمه پرسیدند

پاسخ: اوستا به مجموعه کتاب هایی گفته می شود که برای ما زرتشتیان سپنته، (مقدس ) است و مورد احترام است. کل اوستا مقدس است برای زرتشتی ها به گفته رئیس انجمن موبدان ، خب ما چه کار کنیم رئیس انجمن موبدان تان اوستا را کلش را مقدس دانسته است؛ این هم از این نکته در مورد بحث اعتبار اوستا من مفصل با شما صحبت کرده بودم و  در همان مواردی که استناد کرده بودم گفته بودم که وضعیت اوستا در بین زرتشتیان به چه شکل و به چه صورت است ، من یک نکته ای را هم بگویم این باز مهم است در مورد برنامه توجه داشته باشید دیدید که می آیم اینجا اوستا برای شما می خوانم ، یا حرف های زمیمه آقای جلیل دوستخواه را می خوانم ، یا مثلاً حرف های سخن یا عبارت موبد رستم شهزادی یا حرف های موبد نیک نام را دارم می خوام، یا ترجمه اگر استناد کردم آمدم اینجا مثلاً جناب آقای بهنام مبارکه گفتم این آقا چه ترجمه کرده کتاب را یا آقای پورداوود چه ترجمه کرده است، آورده است، معمولاً روشم این نست، که حتی به مستشرقین مراجعه کنم، نمی روم سراغ یک غیر ایرانی مستشرق یک مسیحی،یا یک تاریخ گرا، بروم فقط روی حرف آن یک مبنا را مطرح کنم ولی زمیمه بله آورده ام زمیمۀ به مباحث آورده ام،بعد برخی از مستشرقین یکی از آنها نقل کرده گفته ما وقتی که آمدیم؛ آمده بوده ایران مراسم زرتشتی ها را دیده بوده می گوید اینها مرده را می خواستند دفن بکنند ، من می گویم این حرفم هم زمیمه به اینها، دیدید که ادرار گاو برایشان چطور بود، می گوید یک مرده را می خواستند اینها دفن بکنند و نه تنها مرده حتی  کسی که در حال احتزار است، انسانی که تازه دارد میمیرد، می گوید به لبهایش ادرار گاو می زدند، این را یک مستشرق آمده نقل کرده، می گوید من آمدم در ایران در یزد همچین چیزی را دیدم دست شان که زخمی شده بود برص گرفته بود ، حالا من برگردم آن مطلب اول را دوباره نشان تان بدهم  اگر اینجا خدمت تان بیاورم آن را ببینید، حالا ببینید آنجا دیگر خرافات بود یا نه، جز اعتقادات و فقه زرتشتی بود، نگاه کنید صفحه شماره 1047، اوستا آقای دوستخواه، من پراگراف بالیش را هم برای تان می خوانم ، ببینیدچه بوده در ایران باستان، چه نقل کردند از ایران باستان و اعتقاد زرتشتی ها می گوید:

اوستا، دوستخواه، ص 1047

در روش هایی که در وندیداد فلان جا آمده بنا به سنت دیرینه که ریشه در اساطیر کهن هند و ایرانی دارد

زرتش گفتیم دیگر گاو را، این مقدس بودن گاو پیشینه هندی ایرانی واقعاً دارد گیمز را در مرحله ای از آئین پاک کردن تن و جامعۀ آلوده به نسوّ بکار می بردند بخاطر همین نسو یعنی مردار دیگر نسو کش به کسی می گفتند که نسو را جابجا می کند؛ از کیریستین سن باز می  آورد می نویسد:

جمشید جسد تهمورث را پاک کرد و برای او استودانی ساخت و آن جسد را در آنجا نهاد. خب گذاشت در استودان، و گفتم شیوه های دفن متعدد در ایران باستان بوده است ولی آئین زرتشت چه دارد می گوید.دست جمشید بر اثر تماس با اهریمن دچار برص گردید. دستش خورد بیماری برص گرفت،و خشک شد و پیوسته نگران بود که مبادا این درد به مردمان نیز سرایت کندمسری می دانست این برص را می گفت من دستم برص گرفته نزند به یک کس دیگر او هم برص بگیرد و بر اثر آن آدمیان تباه شوند  فراگیر بشود همه مریض شوند از بین بروندتا روزی که در بیابان زار و نزار به خواب رفته بود بیایان زار و نزار، یک اسم است یا ویژگی است که آن  جمشید داشته است  حالا دیگر آن را نمی دانم من اینجا خوابیده بود گاوی بر دست او ادرار کرد در بیابان گاو آمده خوابیده، شانس این یک گاوی آمده ادرار کرده روی دستش و او آن گاو را در خواب دید گاو ادرار می کند روی دستش این هم در خواب یک باره گاو را می بیند آنگاه سروش به نزد وی آمد و از او خواست که به مردمان توصیه کند که هرگاه از خواب بیدار می شوند دست شویی بر تن خویش زنند.

آقای از خواب بیدار شدی، این چیزی که آقای جلیل دوستخواه آخر کار آمده  از کریستین سن آمده نقل کرده از جریان جمشید و جسد تهمورث و اینها می گوید به مردم توصیه کن گفت از خواب که بیدار می شوید بجایی اینکه بروید یک مشت آب بزنید به صورت تان  ادرار گاو بزنید به صورت تان؛ کریستین سن بعد ادامه اش را می آورد می گوید که:با دست زدن به جسد موجود ناپاک معتقد بودند که این طرف ناپاک می شو، شفای آن از اتفاق نیک از گاوی است که بر دست اینها ادرار کند؛ ادرار گاو هم، انها قائل به مقدس بودن و شفا و اینها بوده  اند.

ممنون هستم از شما بینندگان عزیز و ارجمند ببخشید یک زره برنامه مان خاص بود امشب، موارد دیگری است که اینچنینی و بدتر از این قبلاً گفته بودم یک مواردی است نمی گویم  حالا یک بخشی از آن را داریم مطرح می کنیم ؛ سه سؤال اصلی ما همچنان همان سه سؤالی است که  در مورد زرتشت وجود داشته، سه ابهام اساسی است، استقبال می کنیم از پاسخ هایی که داده بشود هرچند یازده قسمت از فقط برنامه تاریخ بدون روتوش گذشته ولی ما همچنان سعی می کنیم که  پاسخ های شما را دریافت بکینم اگر جای دیگری بود شاید می گفت که بعد از یازده جلسه این همه ماه دیگر اصلاً پاسخ هم بدهید ما به آن توجه نمی کنیم ولی نه ما همچنان اعلام می کنیم در این قسمت یازدهم برنامه که  پذیرای پاسخ های شما نسبت به این سه سؤالی که مطرح کردیم هستیم و خواهیم بود، در جلسات بعد مطالب دیگری را خدمت تان عرض خواهم کرد ان شاء الله که موارد دیگر  مورد توجه شما هم قرار بگیرد؛ سعی مان این است که اسکن های تصاویری که به شما نشان می دهیم را در فضای مجازی بار گذاری کنیم ، کامل بارگذری که شد مثلاً ده قسمت اول کامل بار گذاری که شد به شما اطلاع رسانی خواهیم کرد ان شاء الله؛ بسیار ممنون و متشکر هستم از همراهی شما ، ممنون هستم از بزرگوارانی که در اتاق فرمان هستند و زحمت می کشند و بنده را شما دارید جلوی دوربین می بینید، آن عزیزان که پشت دوربین هستند زحمات فراوانی می کشند که شما خیلی وقت ها حتی نام آنها را هم  احتمالاً نمی شنوید، متشکرم از شما عزیزان التماس دعا دارم، خدا نگهدار.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

 

 

 

 

         

 

 

 

 

 


  
  • عبدالله

    28 مهر 1399 - ساعت 02:01

    باسلام...زرتشتیان در جواب اینکه چرا این گاو و ادرار گاو برای شما و گاوپرستان شفابخشه میگن بخاطر خاصیت تمیز کننده و ضدعفونی کننده اس!!!؟؟؟آیا اصلا از نظر علم طب و پزشکی هم قابل رد هست استفاده از ادرار گاو؟؟؟؟
    پاسخ نظر:

     سلام علیکم
    اولا آیا هر چیز ضدعفونی کننده ای مقدس است؟
    ثانیا آیا هر ماده ضد عفونی کننده را باید نوشید؟
    و ثالثا سوال ما از باستان‌گرایان این است که اگر چنین سخنی را یک عالم مسلمان و شیعه گفته بود؛ چه برخوردی داشتند؟
    با تشکر از پیام شما
    روابط عمومی شبکه حضرت ولی عصر (عج)

    0 0
  • سبحان

    24 مهر 1399 - ساعت 20:23

    سلام علیکم و رحمت الله و برکاته

    اگر بشه زمانی تعیین بشه تا در برنامه بصورت زنده با موبدان زرتشتی تماس گرفته بشه و از آنها درخواست مناظره بشه
    پاسخ نظر:

     علیکم السلام
    ما بارها در برنامه از موبدان دعوت کرده ایم که از نظرات خود دفاع کنند ولی پاسخ مثبتی نشنیده ایم.
    با تشکر از پیام شما
    روابط عمومی شبکه حضرت ولی عصر (عج)

    0 1
  • صابر

    23 مهر 1399 - ساعت 20:50

    هفته ای یکبار خیلی کمه برای این برنامه خوب امیدوارم حداقل دو جلسه درهفته باشه
    پاسخ نظر:

    سلام علیکم
    در حال حاضر این امکان وجود ندارد. ان شاءالله در آینده اگر مهیا شد، دو جلسه در هفته برگزار خواهد شد.
    با تشکر
    روابط عمومی شبکه حضرت ولی عصر (عج)

    0 6

تاریخ بدون روتوش >

شبکه ولی عصر ، تاریخ بدون روتوش ، سید محمد حسینی ،