شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عج)
قضیه شهادت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) آیت الله حسینی قزوینی

ویژه برنامه دانش‌افزایی فاطمی به مناسبت ایام فاطمیه - جلسه سوم
با کارشناسی آیت الله حسینی قزوینی


 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

برنامه دانش افزایی فاطمی (قسمت سوم)

عنوان: قضیه شهادت صدیقه طاهره (سلام الله علیها)

کارشناس: حضرت آیت الله حسینی قزوینی

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه ‏وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه‏ وَ الّلعنُ الدّائمُ‏ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه، وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ، حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ، نِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ

با عرض سلام و عرض تسلیت ایام فاطمیه و شهادت مظلومانه صدیقه طاهره به همه شما عزیزان و گرامیان!

موضوع بحث امروز در رابطه با قضیه شهادت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) است. امسال شبکه‌های وهابی در رسانه‌ها و فضای مجازی مرتب دارند تحدی می‌کنند که قضیه شهادت حضرت زهرا افسانه است و شیعه هیچ دلیلی برای شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) ندارد.

حتی اعلام می‌کنند اگر کسی یک روایت صحیح برای شهادت حضرت زهرا بیاورد ده تا گوشی آفیون جایزه می‌دهیم.

در رابطه با شهات حضرت زهرا چند تا موضوع است که این‌ها مرتبط به هم بحث بشود ما از این چند موضوع فقط یک موضوعش را در این جلسه خدمت عزیزان عرض می‌کنیم.

یکی از این موضوعات قضیه کتک خوردن صدیقه طاهره (سلام الله علیها) است. آیا فاطمه زهرا را مورد ضرب و شتم قرار دادند یا نه؟ روایات متعددی در منابع شیعه و اهل سنت در مورد سیلی خوردن حضرت زهرا (سلام الله علیها) داریم. همچنین روایت داریم که ایشان با غلاف شمشیر مورد ضرب قرار گرفتند.  

مسئله دوم شکسته شدن پهلوی حضرت زهرا (سلام الله علیها) است باز روایات متعددی در این زمینه داریم که از استفاضه خیلی بالاتر است.

نکته سوم آتش گرفتن خانه حضرت زهرا و آتش زدن به خانه حضرت زهرا است باز نه یک یا دو روایت بلکه چندین روایت متعدد داریم که خانه صدیقه طاهره و دربش آتش گرفت.

نکته چهارم قضیه سقط محسن است باز در منابع شیعه و سنی روایات متعددی داریم که فرزندی به نام محسن که حضرت زهرا حامله بودند، حضرت محسن شش ماهه بود در اثر فشار بین دَرْ و دیوار سقط و شهید شد.

نکته پنجم که مورد بحث امروز ما است موضوع شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) است در رابطه با شهادت حضرت حضرت زهرا (سلام الله علیها) ابتدا روی مسئله شهادت و روایت صحیح می‌رویم.

مرحوم کلینی (رضوان الله تعالی علیه) در کتاب کافی روایتی را مطرح می‌کند.

«مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنِ الْعَمْرَكِيِّ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِيهِ أَبِي الْحَسَنِ (علیه السلام) قَالَ: إِنَّ فَاطِمَةَ (علیها السلام) صِدِّيقَةٌ شَهِيدَةٌ وَ إِنَّ بَنَاتِ الْأَنْبِيَاءِ لَا يَطْمَثْنَ.»

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج1، ص458، بَابُ مَوْلِدِ الزَّهْرَاءِ فَاطِمَةَ (علیها السلام)‏، ح2‏

 

از محمد ابن یحیی ابو جعفر عطار قمی از عمرکی از علی ابن جعفر برادر امام هفتم و از امام هفتم که فرمود: «إِنَّ فَاطِمَةَ (علیها السلام) صِدِّيقَةٌ شَهِيدَةٌ»؛ فاطمه هم صدیقه و هم شهیده است.

من زیاد در رابطه با واژه شهیده نمی‌خواهم بحث کنم چون خیلی واضح و روشن است در قرآن هرکجا کلمه شهید آمده است (أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيهِمْ مِنَ النَّبِيينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِينَ)

(وَمَنْ يطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولَئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيهِمْ مِنَ النَّبِيينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِينَ وَحَسُنَ أُولَئِكَ رَفِيقًا)

و کسي که خدا و پيامبر را اطاعت کند، (در روز رستاخيز،) همنشين کساني خواهد بود که خدا، نعمت خود را بر آنان تمام کرده؛ از پيامبران و صديقان و شهدا و صالحان؛ و آنها رفيقهاي خوبي هستند!

سوره نساء (4): آیه 69

 کلمه شهید در هر کجا آمده یعنی کسی که مورد قتل قرار گرفته، به معنای شاهد نیست. در این جا که دارد: «إِنَّ فَاطِمَةَ (علیها السلام) صِدِّيقَةٌ شَهِيدَةٌ»؛ کاملا روشن است که مرحوم کلینی در کافی و مسائل علی ابن جعفر که جدیدا چاپ شده است این مطلب را آورده است.

در این جا چند نکته است یک ایا اصلا این روایت صحیح یا صحیح نیست؟ در رابطه با این که روایت صحیح است یا صحیح نیست ما دو تا راه داریم یک راه میانبر و یک راه تفصیلی.

راه میانبر این است که یکی از علمای بزرگ و فقهای بزرگ شیعه که در علم رجال تخصص خاصی دارند شهادت بدهند که روایت صحیح است، این برای ما کافی است. این یک راه است.

یک راه دیگر این است که ما بیاییم تک تک سند روات را بررسی کنیم ببینیم علمای رجال در رابطه با این‌ها چه می‌گویند.

مرحوم علامه مجلسی (رضوان الله تعالی علیه) در کتاب مرآة العقول که شرح کافی است در جلد 5 صفحه 315 روایت را که می‌آورد می‌گوید:

«الحديث الثاني‏ صحيح»

روایت صحیح است!

مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، حقق / مصحح: رسولى محلاتى، هاشم‏، ناشر: دار الكتب الإسلامية، ج5، ص315

آقایان دنبال روایت صحیح می‌گشتند این هم روایت صحیح به شهادت مرحوم علامه مجلسی.

نکته دوم در کتاب صراط النجات فی اجوبة الاستفتائات مال دو تن از فقهای بزرگ معاصر است آیت الله العظمی خویی و آیت الله العظمی شیخ جواد تبریزی در جلد سوم صفحه 441 کتاب روایت را مطرح می‌کند می‌گوید بسند معتبر عن الکاظم (علیه السلام) یعنی این هم نظر آیت الله العظمی خویی است و هم نظر آیت الله العظمی شیخ جواد تبریزی است.

«بسند معتبر عن الكاظم (علیه السلام) قال: إن فاطمة (علیها السلام) صديقة شهيدة، وهو ظاهر في مظلوميتها وشهادتها»

صراط النجاة ( تعليق الميرزا التبريزي ) - السيد الخوئي - ج 3، ص 440

کلمه شهید به معنای شاهد نیست که بعضی از افراد بی سواد و منحرف می‌خواهند معنا کنند، ظهور در مظلومیت حضرت زهرا و شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) دارد.

یک راه دیگر هم است که ما یکی یکی روات را بررسی کنیم ببینیم روایان شان مورد تأیید علمای رجال هستند یانه.

 آقایان می‌دانند ما در رجال کتب اربعه رجالی داریم همان طور که در حدیث کتب اربعه حدیثی داریم مانند: « کتاب کافی، من لا یحضره الفقیه، تهذیب و استبصار»

در رجال همین طور رجال نجاشی داریم، رجال شیخ طوسی داریم، فهرست شیخ طوسی داریم و رجال کشی داریم. عمده رواتی که مورد توثیق و یا تضعیف قرار گرفته در این چهار تا کتاب است.

بعد هم یک سری جوامع رجالی داریم که بعد از این بزرگواران آمدند علامه حلی کتابی دارد خلاصة الاقوال فی علم الرجال، ابن داود باز رجالی دارد بعد از او مرحوم مامقانی مفصل تنقیح المقال دارد که چاپ جدیدش تا حدود 52  و 53 جلدش از چاپ بیرون آمده است.

معجم رجال آیت الله العظمی خویی در یک بیست و یک جلد است چاپ شده است این‌ها جوامع رجالی هستند این‌ کتب افزون بر شهادت آن کتب اربعه رجالی بعضا از قرائن و شواهد وثاقت و یا ضعف راوی را استفاده می‌کنند.

راوی اول ما «مُحَمَّدُ ابْنُ يَحْيَى عطار قمی» است کتاب رجال نجاشی، چاپ جامعه مدرسین، با تحقیق حضرت آیت الله العظمی شبیری زنجانی که به تعبیر حضرت آیت الله العظمی سبحانی ایشان رجالی بی نظیر تاریخ شیعه است.

«محمد بن يحيى أبو جعفر العطار القمي، شيخ أصحابنا في زمانه، ثقة، عين، كثير الحديث‏»

رجال النجاشي؛ نویسنده: نجاشي، احمد بن على، محقق/ مصحح: ندارد، ناشر: مؤسسة النشر الاسلامي التابعه لجامعه المدرسين، ص353

بزرگ شیعه در زمانش است، هم ثقه است و هم شخصیت است و کثیر الحدیث هم است. پس راوی اول ثقه شد.

آیت الله العظمی خویی هم در کتاب معجم رجالش در جلد 19 صفحه 33 مفصل ایشان همین مباحث را آورده، قول نجاشی را آورده، قول شیخ طوسی را آورده و بعد گفته محمد ابن یحیی عطار قمی خواهد آمد.

راوی دوم «الْعَمْرَكِيِّ بْنِ عَلِيٍّ» باز سراغ رجال نجاشی می‌رویم عزیزان دقت کنند راه تصحیح تفصیلی سند است در رجال نجاشی دارد:

«العمرکیی بن علیي شیخ من اصحابنا ثقة»

رجال النجاشي؛ نویسنده: نجاشي، احمد بن على، محقق/ مصحح: ندارد، ناشر: مؤسسة النشر الاسلامي التابعه لجامعه المدرسين، ص303

از بزرگان اصحاب ما، شیخ به معنای استاد است از اساتید شیعه بوده و مورد وثوق است.

راوی سوم که آخرین راوی است «عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ» فرزند امام جعفر صادق (سلام الله علیه) برادر موسی ابن جعفر است مرحوم شیخ طوسی در کتاب الفهرست شان در صفحه 87 می‌فرماید: «جليل القدر، ثقة» آدم با شخصیت و مورد وثوق است.

«علي بن جعفر، أخو موسى بن جعفر بن محمّد بن علي بن الحسين بن علي بن أبي طالب (عليهم الصلاة و السلام)، جليل القدر، ثقة»

الفهرست؛ الشيخ الطوسي (وفات : 460)، تحقيق: الشيخ جواد القيومي، ناشر: مؤسسة نشر الفقاهة، 1417، - ص 151

پس ما برای روایتی که از کتاب کافی عرض کردیم دوباره به روایت مراجعه کنیم، جلد اول صفحه 291 در چاپ تهران صفحه 458 است.

«مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنِ الْعَمْرَكِيِّ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِيهِ أَبِي الْحَسَنِ (علیه السلام) قَالَ: إِنَّ فَاطِمَةَ (علیها السلام) صِدِّيقَةٌ شَهِيدَةٌ وَ إِنَّ بَنَاتِ الْأَنْبِيَاءِ لَا يَطْمَثْنَ.»

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج1، ص458، بَابُ مَوْلِدِ الزَّهْرَاءِ فَاطِمَةَ (علیها السلام)‏، ح2‏

پس محمد ابن یحیی ثقه است، عمرکی ثقه است، علی ابن جعفر ثقه است و از آقا امام هفتم (سلام الله علیه) که معصوم است. هم مجلسی در کتاب مرآة العقول می‌فرماید روایت صحیح است. حتی تعبیری دارد:

«أن فاطمة صلوات الله عليها كانت شهيدة و هو من المتواترات‏»

و این که حضرت زهرا شهید است این از متواترات است.

مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، حقق / مصحح: رسولى محلاتى، هاشم‏، ناشر: دار الكتب الإسلامية، ج5، ص318

متواترات را همه می‌دانیم مخصوصا آقایان اهل سنت بر این عقیده هستند

 «مَنْ أَنْكَرَ الْمُتَوَاتِرَ فَقَدْ كَفَرَ»

هرکس روایت متواتر را انکار کند کافر است.

الفتاوى الهندية في مذهب الإمام الأعظم أبي حنيفة النعمان؛ اسم المؤلف: الشيخ نظام وجماعة من علماء الهند الوفاة: 9999، دار النشر: دار الفكر - 1411هـ - 1991م، ج2، ص265

شما به کتاب مجموعه فتاوی ابن تیمیه مراجعه کنید در جلد 18 در چاپ عربستان سعودی صفحه 18 و در بعضی از چاپ‌ها صفحه 23 دارد: «مَنْ أَنْكَرَ الْمُتَوَاتِرَ فَقَدْ كَفَرَ»

پس این که دنبال هستند ما روایت صحیحی برای شهادت حضرت زهرا داشته باشیم این یک روایت.

جوائزی که شبکه‌های وهابی گذاشته اند چون پول این‌ها، پول حرام است و قطعا اگر در هر خانه ای این پول وارد بشود برکت را از آن خانه بر می‌دارد.

روایت دوم از مرحوم کراجکی است ایشان از فقهای بزرگ شیعه و متوفای449 است ایشان هم به سند صحیح از پیغمبر (صلی الله علیه واله وسلم) نقل می‌کند «مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ يَظْلِمُ بَعْدِي فَاطِمَةَ ابْنَتِي وَ يَغْصِبُهَا حَقَّهَا وَ يَقْتُلُهَا»

«وَ مِمَّا حَدَّثَنَا بِهِ الشَّيْخُ الْفَقِيهُ أَبُو الْحَسَنِ بْنُ شَاذَانَ رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنِي أَبِي رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا ابْنُ الْوَلِيدِ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ قَالَ حَدَّثَنَا الصَّفَّارُ مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَيْنِ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ زِيَادٍ عَنْ مُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ سَمِعْتُ الصَّادِقَ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ (علیه السلام)... ِ يَا يُونُسُ قَالَ جَدِّي رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) ‏يَقُولُ مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ يَظْلِمُ بَعْدِي فَاطِمَةَ ابْنَتِي وَ يَغْصِبُهَا حَقَّهَا وَ يَقْتُلُهَا»

كنز الفوائد؛ نویسنده: كراجكى، محمد بن على، محقق / مصحح: نعمة، عبد الله‏، ناشر:  دارالذخائر، ج1، ص150

«مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ يَظْلِمُ بَعْدِي فَاطِمَةَ ابْنَتِي وَ يَغْصِبُهَا حَقَّهَا وَ يَقْتُلُهَا»؛ ملعون است هرکس که بعد از من به حضرت زهرا ظلم کند و حقش را غصب کند و او را به قتل برساند.

در رابطه با سند روایت می‌بینیم خود کراجکی است مرحوم آقای خویی در کتاب معجم الرجال در جلد هفدهم نسبت به کراجکی می‌گوید:

«محمد بن علي الكراجكي: فقيه الأصحاب ... وقال الشيخ الحر في تذكرة المتبحرين (857): " الشيخ أبو الفتح، محمد ابن علي بن عثمان الكراجكي: عالم، فاضل، متكلم ، فقيه، محدث، ثقة، جليل القدر، له كتب، منها: كنز الفوائد...»

معجم رجال الحديث وتفصيل طبقات الرواة؛ الموسوي الخوئي، السيد أبو القاسم _المتوفى1411ق_، بي‌نا، ج17، ص358

این نسبت به خود کراجکی و ایشان از ابو الحسن شاذان نقل می‌کند آقای خویی (رضوان الله تعالی علیه) در جلد 16 معجم الرجال شان می‌گوید:

«محمد بن أحمد بن علي بن الحسن هو ثقة، لا لما ذكره، بل لأنه شيخ النجاشي، وقد عرفت أن مشايخه كلهم ثقات»

معجم رجال الحديث وتفصيل طبقات الرواة؛ الموسوي الخوئي، السيد أبو القاسم _المتوفى1411ق_، بي‌نا، ج16، ص17

نجاشی هم به همین شکل در رابطه با ایشان دارد بر این که:

«أحمد بن علي بن الحسن‏ بن شاذان أبو العباس الفامي القمي شيخنا الفقيه، حسن المعرفة»

رجال النجاشي؛ نویسنده: نجاشي، احمد بن على، محقق/ مصحح: ندارد، ناشر: مؤسسة النشر الاسلامي التابعه لجامعه المدرسين، ص84

محمد ابن حسن ولید از اجلای فقهای شیعه و از اجلای روات است باز مرحوم نجاشی در رجالش صفحه 383 می‌گوید:

«محمد بن الحسن بن أحمد بن الوليد أبو جعفر شيخ القميين، و فقيههم، و متقدمهم، و وجههم‏»

رجال النجاشي؛ نویسنده: نجاشي، احمد بن على، محقق/ مصحح: ندارد، ناشر: مؤسسة النشر الاسلامي التابعه لجامعه المدرسين، ص383

از اساتید قمیین و فقهای قمیین و پشتازان قم و صاحب وجهه و شخصیت است.

محمد ابن حسن صفار صاحب کتاب بصائر الدرجات است در مورد ایشان مرحوم نجاشی دارد:

«محمد بن الحسن بن فروخ الصفار مولى عيسى بن موسى بن طلحة بن عبيد الله بن السائب بن مالك بن عامر الأشعري، أبو جعفر الأعرج، كان وجها في أصحابنا القميين، ثقة عظيم‏ القدر»

رجال النجاشي؛ نویسنده: نجاشي، احمد بن على، محقق/ مصحح: ندارد، ناشر: مؤسسة النشر الاسلامي التابعه لجامعه المدرسين، ص354

آقای محمد ابن ابی عمیر است ایشان از اجلا و از شخصیت‌های کم نظیر رجال شیعه و از اصحاب امام رضا و امام جواد بوده است نجاشی می‌گوید:

«محمد بن أبي عمير زياد بن عيسى أبو أحمد الأزدي‏... و روى عن الرضا عليه السلام، جليل القدر عظيم المنزلة فينا و عند المخالفين‏»

دارای منزلت بزرگ در نزد و در نزد مخالفین است!

رجال النجاشي؛ نویسنده: نجاشي، احمد بن على، محقق/ مصحح: ندارد، ناشر: مؤسسة النشر الاسلامي التابعه لجامعه المدرسين، ص326

ابن ابی عمیر هم از کسانی است که مرحوم شیخ طوسی در کتاب العدة فی الاصول در جلد اول صفحه 154 می‌گوید طایفه شیعه یعنی علمای بزرگ شیعه برابر دانسته اند که:

«محمد بن أبي عمير، وصفوان بن يحيى، وأحمد بن محمد بن أبي نصر وغيرهم من الثقات الذين عرفوا بأنهم لا يروون ولا يرسلون إلا عمن يوثق به وبين ما أسنده غيرهم، ولذلك عملوا بمراسيلهم إذا انفردوا عن رواية غيرهم»

كتاب: العدة في أصول الفقه (عدة الأصول) (ط.ج)؛ نويسنده: الشيخ الطوسي (وفات: 460)، تحقيق: محمد رضا الأنصاري القمي، قم: 1417م – 1376ش، ج1، ص154

محمد ابن ابی عمیر، صفوان ابن یحیی و احمد ابن ابی محمد نصر بزنطی «لا يروون ولا يرسلون إلا عمن يوثق به» روایات این‌ها چه مرسل باشد و چه مسند باشد غیر از ثقه نقل نمی‌کنند. یعنی اگر سند به ابن ابی عمیر برسد دیگر مسئله تمام است و نیاز نیست راویان بعد از ابن ابی عمیر را بررسی کنیم.

ما در رابطه با دو راوی بعد از ابن ابی عمیر بررسی می‌کنیم مرحوم شیخ مفید در کتاب الارشاد جلد دوم صفحه 216 دارد:

«فَمِمَّنْ رَوَى صَرِيحَ النَّصِّ بِالْإِمَامَةِ مِنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الصَّادِقِ (علیه السلام) عَلَى ابْنِهِ أَبِي الْحَسَنِ مُوسَى (علیه السلام) مِنْ‏ شُيُوخِ‏ أَصْحَابِ‏ أَبِي‏ عَبْدِ اللَّهِ وَ خَاصَّتِهِ وَ بِطَانَتِهِ وَ ثِقَاتِهِ الْفُقَهَاءِ الصَّالِحِينَ رِضْوَانُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ الْمُفَضَّلُ بْنُ عُمَرَ الْجُعْفِيُّ ...»

الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد؛ نویسنده مفيد محمد بن محمد (وفات: 413)، محقق/ مصحح: مؤسسة آل البيت عليهم السلام‏، ناشر : دار المفيد للطباعة والنشر والتوزيع - بيروت – لبنان، ج2، ص216

بطانه یعنی کسانی که صاحب سیر بودند. یکی از آن‌ها مفضل ابن عمر جعفی است. از این بیشتر نمی‌خواهیم بررسی کنیم. نجاشی هم همین بحث را مطرح می‌کند می‌گوید:

«يونس بن يعقوب بن قيس أبو علي الجلاب البجلي الدهني‏ ...و كان حظيا عندهم، موثقا»

رجال النجاشي؛ نویسنده: نجاشي، احمد بن على، محقق/ مصحح: ندارد، ناشر: مؤسسة النشر الاسلامي التابعه لجامعه المدرسين، ص446

در رابطه با یونس ابن یعقوب، این چند تا راوی که می‌بینیم تمام روات همه مورد وثوق علمای رجال شیعه هستند. آقایان یک روایت صحیح خواسته بودند ما دو تا روایت صحیح السند در رابطه با شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) از منابع شیعه داریم.

ان شاءالله به منابع اهل سنت هم خواهیم رسید.

روایات دیگری که مؤید این روایات است معمولا مبنای بزرگان مثل کلینی این است که در هر بابی اول باب را روایتی که از نظر خودش صحیح است نقل می‌کند.

روایات بعدی که شاید سندا ضعیف باشد ولی مؤید است چون سند ضعیف درست به تنهایی حکمی را نمی‌تواند ثابت کند البته سند ضعیف را عزیزان دقت کنند غیر از سند دروغ است. اگر هزار تا سند دروغ و جعلی را کنار هم بگذارید مثل این است که هزار تا صفر را بخواهید جمع ببندید حاصل جمعش صفر می‌شود.

اما حدیث ضعیف مرسل است یکی از راویانش افتاده است یا راوی روایت مجهول است ما نمی‌شناسیم لعل این راوی ثقه باشد لعل راوی ثقه نباشد. یا مهمل است در کتاب‌های رجالی اسمش نیامده است ما نتوانستیم پیدا کنیم.

راوی حدیث ضعیف را عزیزان دقت کنند با حدیث دروغ و با حدیث جعلی تفاوت دارد. مبنای عموم فقهای شیعه بر این است اگر روایت ضعیف مستفیض شد، روایت مستفیض را آقایان معنا کرده اند مرحوم شهید در کتاب درایه و غیره اگر سه تا سند و یا بیشتر در یک موضوعی باشد مستفیض می‌شود.

فقها و بزرگان ما حتی آیت الله العظمی خویی در جای جای کتاب‌های فقهی شان که خیلی ایشان نسبت به مسائل رجالی حساسیت دارد می‌گوید:

«روایات الباب مستفیضة تغنینا عن البحث في السند»

روایت در این باب مستفیض است ما نیاز به بررسی سندی نداریم. این نکته ای است که عزیزان داشته باشند، در بحث‌های بعدی هم به درد شان می‌خورد اگر روایات ضعیف از سه تا بیشتر شد مستفیض می‌شود فقهای ما طبق روایات مستفیض فتوا صادر می‌کنند.

با این که در این زمینه از علامه مجلسی شنیدیم متواتر است، متواتر قطعی و مثل آیه قرآن است که برای مان قطع آور است.

در این موضوع چند تا روایت مؤید داریم. روایت اول روایتی است که مرحوم شیخ صدوق در امالی دارد ایشان در امالی‌ شان (البته هم شیخ صدوق امالی دارد و هم شیخ طوسی)

از ابن عباس نقل می‌کند رسول اکرم روزی نشسته بودند آقا امام حسن وارد حضرت وقتی چشمش به امام حسن افتاد گریه کرد. بعد مطالبی فرمود و بعد امام حسین وارد شد حضرت گریه کرد و مطالبی را فرمود تا حضرت زهرا (سلام الله علیها) وارد شد حضرت شروع کرد گریه کردن و اشک چشمانش جاری شد و فرمود:

«وَ أَنِّي لَمَّا رَأَيْتُهَا ذَكَرْت‏ مَا يُصْنَعُ بِهَا بَعْدِي كَأَنِّي بِهَا وَ قَدْ دَخَلَ الذُّلُّ بَيْتَهَا وَ انْتُهِكَتْ حُرْمَتُهَا وَ غُصِبَتْ حَقَّهَا وَ مُنِعَتْ‏ إِرْثَهَا وَ كُسِرَ جَنْبُهَا [وَ كُسِرَتْ جَنْبَتُهَا] وَ أَسْقَطَتْ جَنِينَهَا وَ هِيَ تُنَادِي يَا مُحَمَّدَاهْ فَلَا تُجَابُ وَ تَسْتَغِيثُ فَلَا تُغَاثُ فَلَا تَزَالُ بَعْدِي مَحْزُونَةً مَكْرُوبَةً بَاكِيَةً... فَتَكُونُ أَوَّلَ مَنْ يَلْحَقُنِي مِنْ أَهْلِ بَيْتِي فَتَقْدَمُ عَلَيَّ مَحْزُونَةً مَكْرُوبَةً مَغْمُومَةً مَغْصُوبَةً مَقْتُولَة»

الأمالي (للصدوق)؛ ابن بابويه، محمد بن على، محقق/ مصحح: ندارد. ناشر: كتابچى، ص 114، المجلس الرابع و العشرون‏

متذکر شدم و به ذهنم آمد آن مصائبی که بعد از من فاطمه زهرا متحمل می‌شود. و من دارم می‌بینم ذلت در داخل خانه او وارد شده، حرمتش را شکسته اند، حقش را غصب کرده اند ارثش را گرفته اند و پهلویش را شکسته اند، جنینش را شهید کرده اند و ندا می‌کند «يَا مُحَمَّدَاهْ فَلَا تُجَابُ» کسی جواب نمی‌دهد «وَ تَسْتَغِيثُ فَلَا تُغَاثُ» استغاثه می‌طلبد کسی پاسخ نمی‌دهد.

«فَلَا تَزَالُ بَعْدِي مَحْزُونَةً مَكْرُوبَةً بَاكِيَةً»؛ تا این‌جا که می‌گوید: «فَتَكُونُ أَوَّلَ مَنْ يَلْحَقُنِي مِنْ أَهْلِ بَيْتِي فَتَقْدَمُ عَلَيَّ مَحْزُونَةً مَكْرُوبَةً مَغْمُومَةً مَغْصُوبَةً مَقْتُولَة»؛ و او را به قتل می رسانند کلمه قتل:

(وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ)

(اي پيامبر!) هرگز گمان مبر کساني که در راه خدا کشته شدند، مردگانند! بلکه آنان زنده‌اند، و نزد پروردگارشان روزي داده مي‌شوند.

سوره آل‌عمران (3): آیه 169

کلمه مقتوله معادل همان شهیده است. در این جا هم رسول اکرم قبل از رحلت‌شان شهادت می‌دهد بر این‌که حضرت زهرا به شهادت می‌رسد هم شیخ صدوق در امالی دارد و هم طبری شیعی در بشارة المصطفی همین تعبیر را دارد.

«فَتَكُونُ أَوَّلَ مَنْ تُلْحِقُنِي مِنْ أَهْلِ بَيْتِي فَتَقْدَمُ عَلَيَّ مَحْزُونَةً مَكْرُوبَةً مَغْمُومَةً مَغْصُوبَةً مَقْتُولَة»

نام كتاب: بشارة المصطفى لشيعة المرتضى( ط- القديمة)؛ نويسنده: طبرى آملى، عماد الدين أبي جعفر محمد بن أبي القاسم‏ (تاريخ وفات مؤلف: 553 ق‏)، محقق / مصحح: ندارد، ناشر: المكتبة الحيدرية، 1383 ق، ج2، ص199

روایت دیگری را ابن عباس از کتاب سلیم ابن قیس هلالی نقل می‌کند الان فرصت نیست من در جلسات بعدی به مناسبتی عرض خواهم کرد، هم کتاب سلیم از کتاب‌های معتبر و مورد اعتماد شیعه است از زمان نعمانی صاحب الغیبة که می‌فرماید از کتاب معتبر شیعه است.

در طول تاریخ شیعه علما به این کتاب مراجعه و اعتماد می‌کردند و شکی هم در وثاقت سلیم ابن قیس نیست. این که بعضی‌ها تشکیک می‌کنند یا عبارت‌های در بعضی از جاها است این‌ها در برابر توثیقاتی که نسبت به کتاب و خود سلیم آمده کاملا توان مقاومت ندارند.

در کتاب سلیم ابن قیس هلالی دارد:

«ثُمَّ أَقْبَلَ عَلَى ابْنَتِهِ فَقَالَ: إِنَّكِ أَوَّلُ مَنْ يَلْحَقُنِي مِنْ أَهْلِ بَيْتِي، وَ أَنْتِ سَيِّدَةُ نِسَاءِ أَهْلِ الْجَنَّةِ، وَ سَتَرَيْنَ بَعْدِي ظُلْماً وَ غَيْظاً حَتَّى تُضْرَبِي وَ يُكْسَرَ ضِلْعٌ مِنْ أَضْلَاعِكِ. لَعَنَ اللَّهُ قَاتِلَكِ وَ لَعَنَ الْآمِرَ وَ الرَّاضِيَ وَ الْمُعِينَ وَ الْمُظَاهِرَ عَلَيْكِ وَ ظَالِمَ بَعْلِكِ‏ وَ ابْنَيْكِ.»

كتاب سليم بن قيس؛ نویسنده: هلالى، سليم بن قيس، محقق / مصحح: انصارى زنجانى خوئينى، محمد؛ ناشر: الهادى‏؛ ج‏2، ص 907

عبدالله ابن عباس و جابر ابن عبدالله انصاری  هم در محضر پیامبر بودند حضرت زهرا وارد شد پیغمبر (صلی الله علیه واله وسلم) فرمود اول کسی که از اهل بیت من به من ملحق می‌شود تو حضرت زهرا (سلام الله علیها) سیدة نساء العالمین هستی و بعد از من ظلم و خشمی خواهی دید تو را می‌زنند پهلویت را می‌شکنند «لَعَنَ اللَّهُ قَاتِلَكِ» در این روایت هم کلمه قتل از زبان رسول الله آمده است.

از زبان اقا امام صادق (سلام الله علیه) که در کتاب کامل الزیارات آمده و می‌شود این را هم گفت جزء روایات صحیح است. آیت الله العظمی خویی به صراحت دارد که راویان کامل الزیارات همه ثقه هستند؛ چون ابن قولویه در اول کتابش گفته من در این کتاب جز از ثقه نقل نمی‌کنم.

در این کتاب هم در صفحه 548 می‌گوید حضرت زهرا را مورد ضرب و شتم قرار می‌دهند.

«وَ أَمَّا ابْنَتُكَ فَتُظْلَمُ وَ تُحْرَمُ وَ يُؤْخَذُ حَقُّهَا غَصْباً الَّذِي تَجْعَلُهُ لَهَا وَ تُضْرَبُ وَ هِيَ حَامِلٌ وَ يُدْخَلُ عَلَيْهَا وَ عَلَى حَرِيمِهَا وَ مَنْزِلِهَا بِغَيْرِ إِذْنٍ ثُمَّ يَمَسُّهَا هَوَانٌ وَ ذُلٌّ ثُمَّ لَا تَجِدُ مَانِعاً وَ تَطْرَحُ مَا فِي بَطْنِهَا مِنَ الضَّرْبِ وَ تَمُوتُ مِنْ ذَلِكَ الضَّرْبِ قُلْتُ إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُون‏ قَبِلْتُ يَا رَبِّ وَ سَلَّمْتُ وَ مِنْكَ التَّوْفِيقُ وَ الصَّبْرُ [لِلصَّبْرِ]»

كامل الزيارات؛ نویسنده: ابن قولويه، جعفر بن محمد، ناشر: دار المرتضوية، محقق/ مصحح: امینی، عبدالحسین، ص332، الباب الثامن و المائة نوادر الزيارات‏، ص333

«وَ تَطْرَحُ مَا فِي بَطْنِهَا مِنَ الضَّرْبِ» در اثر این ضربی که بر حضرت زهرا (سلام الله علیها) وارد می‌شود به شهادت می‌رسد تا جای که می‌گوید «وَ تَمُوتُ مِنْ ذَلِكَ الضَّرْبِ» و حضرت با این ضرب، کتک خوردن و اذیتی که به او می‌رسد از دنیا می‌رود.

البته عزیزان دقت کلمه وفات، کلمه مات با کلمه شهید هیچ منافاتی ندارد که بعضی از وهابی‌ها می‌گویند در تقویم‌ها قبلا وفات فاطمه زهرا می‌نوشتند بعد از سال 75 یا سال 79 شهادت فاطمه زهرا نوشتند.

موت و توفی یعنی انتقال از این دنیا به دنیای دیگر است و این انتقال تارة به مرگ طبیعی است و تارة به شهادت است. این را عزیزان کاملا دقت داشته باشند یکی از شبهاتی که امروز در شبکه‌های وهابی شان مطرح می‌کنند همین قضیه است که چرا در بعضی از جاها واژه وفات آمده است و این با شهادت منافات دارد؟

عزیزان دقت کنند من این مطلب را در این جا خدمت عزیزان ارائه کنم در رابطه با حضرت امیر لا شک و لا ریب که حضرت امیر به شهادت رسیده است. اربلی در کتاب کشف الغمه جلد 2 صفحه 250 می گوید امام حسین:

«وَ كَانَ مَعَ أَخِيهِ الْحَسَنِ بَعْدَ وَفَاةِ أَبِيهِ (علیه السلام) عَشَرَ سِنِينَ وَ بَقِيَ بَعْدَ وَفَاةِ أَخِيهِ الْحَسَنِ (علیه السلام) إِلَى وَقْتِ مَقْتَلِهِ عَشْرَ سِنِينَ ..»

كشف الغمة في معرفة الأئمة (ط - القديمة)؛ نویسنده: اربلى، على بن عيسى، محقق / مصحح: رسولى محلاتى، هاشم‏، ناشر: بنى هاشمى - تبريز، ج‏2، ص250

این درگذشت یا به مرگ طبیعی و یا به شهادت یک بحث دیگری است.

یا:

«خطبنا الحسن بن عليّ عليهما السّلام بعد وفاة أمير المؤمنين عليه السّلام‏»

نام كتاب: الدر النظيم في مناقب الأئمة اللهاميم‏؛ نويسنده: شامي، يوسف بن حاتم‏ (تاريخ وفات مؤلف: قرن هفتم‏)، محقق / مصحح: ندارد، ناشر: جامعه مدرسين‏، مكان چاپ: قم‏: 1420ق، ص507

یا در مورد امام حسین (علیه السلام) پیغمبر (صلی الله علیه واله وسلم) روایتی دارد:

«... إِنَّ أُمَّتِي سَتَقْتُلُهُ فَمَنْ زَارَهُ بَعْدَ وَفَاتِهِ كَتَبَ اللَّهُ لَهُ حِجَّةً مِنْ حِجَجِي...»

كامل الزيارات؛ نویسنده: ابن قولويه، جعفر بن محمد، ناشر: دار المرتضوية، محقق/ مصحح: امینی، عبدالحسین، ص332، الباب الثامن و المائة نوادر الزيارات‏، ص668

هرکس حضرت حسین را بعد از وفاتش زیارت کند چه پاداشی دارد در این که امام حسین (سلام الله علیه) به شهادت رسیده شکی نیست.

در رابطه با حمزه سید الشهداء تمام جن و انس شهادت می‌دهند ایشان شهید است واژه وفات حمزة ابن عبدالمطلب داریم. همین طور نسبت به خلفا واژه وفات آمده است. آقایان اهل سنت معتقدند که خلیفه دوم شهید شده است در کتاب الانساب الاشراف دارد

«وخطب فاطمة بنت عمر الخطاب رضي الله تعالى عنه، بعد وفاة عمر»

أنساب الأشراف؛ اسم المؤلف: أحمد بن يحيى بن جابر البلاذري (المتوفى: 279هـ) الوفاة: 279، دار النشر:، ج2، ص257 و 260

طبری دارد:

«ويقال كان فتح الري قبل وفاة عمر بسنتين»

تاريخ الطبري؛ اسم المؤلف: لأبي جعفر محمد بن جرير الطبري الوفاة: 310، دار النشر: دار الكتب العلمية – بيروت، ج2، ص536

ابن کثیر هم همین را دارد. پس این که در بعضی از روایات وفات یا موت فاطمه آمده عزیزان دقت کنند که این‌ها هیچ منافاتی با شهادت ندارد.

بار هم بنده دو تا روایت دیگر در مورد شهید شدن حضرت زهرا (سلام الله علیها) عرض کنم که هردو روایت از دیدگاه مبنای شیعه صحیح است و کلمه مات در روایت آمده است. یکی کتاب سلیم ابن قیس هلالی که در این جا آمده است قنفذ او را زد:

«فَاضْرِبْهَا فَأَلْجَأَهَا قُنْفُذٌ لَعَنَهُ اللَّهُ إِلَى عِضَادَةِ بَابِ بَيْتِهَا وَ دَفَعَهَا فَكَسَرَ ضِلْعَهَا مِنْ جَنْبِهَا فَأَلْقَتْ جَنِيناً مِنْ بَطْنِهَا فَلَمْ تَزَلْ صَاحِبَةَ فِرَاشٍ حَتَّى مَاتَتْ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهَا مِنْ ذَلِكَ شَهِيدَة»

كتاب سليم بن قيس؛ نویسنده: هلالى، سليم بن قيس، محقق / مصحح: انصارى زنجانى خوئينى، محمد؛ ناشر: الهادى‏؛ ج‏2، ص 588

این هم باز مؤید آن عرض من است کلمه مات با شهادت هیچ منافاتی ندارد یعنی از دنیا رفت و شهید از دنیا رفت این یک روایت.

روایت دوم در کتاب کامل الزیارة و روایت هم صحیح است در این جا روایت خیلی مفصل است تا آن‌جای که از رسول اکرم است

«وَ قَاتِلِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ (علیه السلام) وَ قَاتِلِ فَاطِمَةَ وَ مُحَسِّنٍ وَ قَاتِلِ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ (علیهم السلام)»

کسی که امیر المؤمنین، حضرت زهرا و حضرت محسن و امام حسن و امام حسین را به قتل رسانده است. در این دو روایت واژه شهادت آمده که از دیدگاه شیعه هردو روایت صحیح است چون کتاب سلیم کتاب معتبر و یک واسطه معمولا بیشتر نیست ابان ابن عیاش آن هم مورد اعتماد است.

کتاب کامل الزیارات را هم آیت الله العظمی خویی می‌گوید روایاتش صحیح است. در این مورد روایت زیاد داریم یک مورد یا دو مورد نیست.

اما به اهل سنت و شهادت فاطمه (سلام الله علیه) برسیم. عزیزان دقت کنند جناب اقای جوینی که از اساتید ذهبی و شخصیت برجسته ای اهل سنت است ذهبی که از استوانه‌های اهل سنت است می‌گویند اهل سنت عیال کنار سفره این چند نفر ذهبی، ابن حجر، مذی و... هستند.

کتاب تذکرة الحفاظ جلد 4 وقتی به جوینی می‌رسد می‌گوید:

«وسمعت من الإمام المحدث الأوحد الأكمل فخر الإسلام صدر الدين إبراهيم بن محمد بن المؤيد بن حمويه الخراساني الجويني»

تذكرة الحفاظ؛ اسم المؤلف: أبو عبد الله شمس الدين محمد الذهبي الوفاة: 748، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولى، ج 4، ص 1505

من شاگردی کردم کلمه سمعت معمولا به عنوان شاگردی است. شاگردی از امام کردم واژه امام در میان اهل سنت معادل تعبیری است که فلانی مراجع عالیقدر جهان تشیع است یعنی کلمه امام که آمد دیگر هیچ تضعیفی در باره او قابل قبول نیست.

امام محدث یگانه و کامل و فخر اسلام است یعنی همچنین آدمی شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) را نقل می‌کند.

«و کان شدید الاعتنا بالروایة»

ذهبی همچنین در مورد جوینی دارد:

«الإمام الكبير، المحدّث، شيخ المشايخ، صدر الدين، أبو المجامع، الخراساني الجويني»

استاد اساتید بوده است. آقای جوینی در کتاب فرائد السمطین جلد 2 صفحه 34 این مطلب را نقل کرده است

المحدث الکبیر، ابراهیم الجویني، الخراساني من اعلام القرن السابع والثامن، جلد دوم از صفحه 34 روایت شروع می‌شود.

«..وَ أَنِّي لَمَّا رَأَيْتُهَا ذَكَرْتُ مَا يُصْنَعُ بِهَا بَعْدِي كَأَنِّي بِهَا وَ قَدْ دَخَلَ الذُّلُّ في بَيْتَهَا وَ انْتُهِكَتْ حُرْمَتُهَا وَ غُصِبَتْ حَقَّهَا وَ مُنِعَتْ‏ إِرْثَهَا وَ كُسِرَ جَنْبُهَا [وَ كُسِرَتْ جَنْبَتُهَا] وَ أَسْقَطَتْ جَنِينَهَا وَ هِيَ تُنَادِي يَا مُحَمَّدَاهْ فَلَا تُجَابُ وَ تَسْتَغِيثُ فَلَا تُغَاثُ ... فَتَكُونُ أَوَّلَ مَنْ يَلْحَقُنِي مِنْ أَهْلِ بَيْتِي فَتَقْدَمُ عَلَيَّ مَحْزُونَةً مَكْرُوبَةً مَغْمُومَةً مَغْصُوبَةً مَقْتُولَة ... فَأَقُولُ عِنْدَ ذَلِكَ اللَّهُمَّ الْعَنْ مَنْ ظَلَمَهَا وَ عَاقِبْ مَنْ غَصَبَهَا وَ ذَلِّلْ مَنْ أَذَلَّهَا وَ خَلِّدْ فِي نَارِكَ مَنْ ضَرَبَ جَنْبَهَا حَتَّي أَلْقَتْ وَلَدَهَا فَتَقُولُ الْمَلَائِكَةُ عِنْدَ ذَلِكَ آمِين»

فرائد السمطين؛ حمّويي جويني، ابراهيم بن سعد الدين (م 730)، مؤسسة المحمود، بيروت، چاپ اوّل، 1400 هـ. ق ج 2،ص35

قضیه ای که در منابع شیعه هم بود پیغمبر (صلی الله علیه واله وسلم) آقا امام مجتبی را دیدند گریه کردند، امام حسین را دیدند گریه کردند، حضرت زهرا را دیدند گریه کردند تا روایت می‌رسد به این جایی که من دارم می‌بینیم ظلم‌های که به حضرت زهرا وارد می‌شود.

ارثش که حقش است غصب می‌شود، ارثش به یغما می‌رود، پهلویش شکسته می‌شود، جنینش سقط می‌شود و هرچه فریاد می‌کند کسی به فریاد او نمی‌رسد «فَتَقْدَمُ عَلَيَّ مَحْزُونَةً مَكْرُوبَةً مَغْمُومَةً مَغْصُوبَةً مَقْتُولَة»؛ کلمه مقتوله صریح در شهادت دارد. این مطلب هم در کتب آقایان اهل سنت که به صراحت واژه شهادت را نسبت به ایشان آورده است.

این که سند کتاب فرائد السمطین صحیح است یا صحیح نیست خیلی در باره او نمی‌خواهیم بحث کنیم فرضا و هرچند که سند ضعیف هم باشد اقایان اهل سنت یک مبنای رجالی دارند بر این که روایت ضعیف در مسائل تاریخی قابل قبول است.

کتاب المجموع را که از کتاب‌های مفصل فقهی شافعی‌ها و مثل جواهر ما است ملاحظه کنید. آقایان اهل سنت هر فرقه یک کتاب مفصلی مثل جواهر ما دارند. مثلا حنفی‌ها کتابی به اسم المبسوط دارند که برای اقای سرخسی است خیلی کتاب مفصلی است.

حنبلی‌ها کتاب مفصل فقهی به نام المغنی دارند این کتاب برای اقای ابن قدامه است. مالکی‌ها کتاب مفصل فقهی به نام المدونة الکبری دارند. آقایان شافعی‌ها مفصل‌ترین کتاب فقهی شان المجموع است.

یعنی این چهار تا کتاب مثل جواهر ما است، همان طور که صاحب جواهر می‌آید اقوال مختلف را نقل می‌کند بررسی می‌کند جرح و تعدیل می‌کند بعد نظر خودش را می‌آورد در این چهار تا کتاب اقوال علمای مذاهب دیگر را مطرح می‌کند نقد و بررسی می‌کنند و در آخر نظر می‌دهند؛ یعنی کتاب استدلالی فقهی است و کتاب فتوایی نیست.

در این کتاب المجموع جلد 5 ایشان می‌فرماید:

«أن أهل العلم متفقون على العمل بالضعيف في غير الأحكام وأصول العقائد»

المجموع؛ اسم المؤلف: النووي، دار النشر: دار الفكر - بيروت - 1997م، ج 5، ص 62

اگر روایت ضعیف هم باشد ما در غیر از احکام و اصول عقائد و در مسائل تاریخی علمای اهل سنت در این اتفاق نظر دارند. من می‌خواهم بگویم اگر کسی نسبت به سند فرائد السمطین اشکال هم بکند یک مسئله تاریخی است مسئله اعتقادی مثل توحید و نبوت و این‌ها نیست.

در کتاب الاداب الشرعیه که مال ابن مفلح مقدسی است با تحقیق شعیب ارنؤوط که از وهابی‌های سرشناس معاصر است ایشان هم می‌گوید:

«والذي قطع به غير واحد يعمل بالحديث الضعيف فيما ليس فيه تحليل ولا تحريم»

الآداب الشرعية والمنح المرعية؛ اسم المؤلف: الإمام أبي عبد الله محمد بن مفلح المقدسي الوفاة: 763هـ ، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بيروت - 1417هـ - 1996م ، الطبعة: الثانية، تحقيق: شعيب الأرنؤوط / عمر القيام، ج 2، ص 285

جای که حلال و حرامی نیست مثل فضائل و غیره در این جا آقایان این روایت ضعیف را عمل می‌کنند.

 از طرف دیگر باز می‌بینیم اقای شهرستانی از علمای کلام اهل سنت است کتابی به اسم الملل والنحل دارد تمام فرق اسلامی را در آن جا آورده در جلد 2 از آقای نظام که از بزرگان معتزله است می‌گوید:

«فقال ان عمر ضرب بطن فاطمة يوم البيعة حتى القت الجنين من بطنها وكان يصيح احرقوا دارها بمن فيها وما كان فى الدار غير على وفاطمة والحسن والحسين»

الملل والنحل؛ اسم المؤلف: محمد بن عبد الكريم بن أبي بكر أحمد الشهرستاني الوفاة: 548، دار النشر: دار المعرفة - بيروت - 1404، تحقيق: محمد سيد كيلاني، ج1، ص57

در تاریخ بغداد جلد 6 صفحه 97 در مورد نظام می‌گوید:

«إبراهيم بن سيار أبو إسحاق النظام ورد بغداد وكان أحد فرسان أهل النظر والكلام على مذهب المعتزلة»

تاريخ بغداد؛ اسم المؤلف: أحمد بن علي أبو بكر الخطيب البغدادي الوفاة: 463، دار النشر: دار الكتب العلمية – بيروت، ج6، ص97

«أحد فرسان أهل النظر»؛ یکی از پشتازان اهل نظر و کلام بر مذهب معتزله است؛ چون اهل سنت از نظر فقهی تقریبا پنج یا شش تا فرقه هستند حنفی‌ها تابع ابو حنیفه متوفای 150 هستند.

شافعی‌ها تابع احمد ابن ادریس شافعی متوفای 204 و یا مالکی هستند تابع مالک متوفای 179 یا حنبلی هستند تابع احمد ابن حنبل متوفای 241.

از نظر کلامی هم این‌ها یا معتزلی هستند و یا اشاعره هستند و یا ماتریدی هستند. آقای إبراهيم بن سيار أبو إسحاق النظام را می‌گوید یکی از فرسان اهل نظر و کلام است.

ذهبی از ابی داریم امام حافظ نقل می‌کند قضیه این که به حضرت زهرا زدند و محسن را سقط کرد. در کتاب سیر اعلام النبلاء جلد 15 صفحه 576 از ابن ابی داریم که می‌گوید:

«أن عمر رفس فاطمة حتى أسقطت محسنا»

سير أعلام النبلاء؛ اسم المؤلف: محمد بن أحمد بن عثمان بن قايماز الذهبي أبو عبد الله الوفاة: 748، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بيروت - 1413، الطبعة: التاسعة، تحقيق: شعيب الأرناؤوط , محمد نعيم العرقسوسي، ج15، ص578

«أن عمر رفس فاطمة حتى أسقطت بمحسن»

لسان الميزان؛ اسم المؤلف: أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل العسقلاني الشافعي الوفاة: 852، دار النشر: مؤسسة الأعلمي للمطبوعات - بيروت - 1406 - 1986، الطبعة: الثالثة، تحقيق: دائرة المعرف النظامية – الهند، ج1، ص268

در این زمینه مطالب زیاد داریم که هم نسبت به ظلم به حضرت زهرا، هم سقط جنین حضرت زهرا و هم شکسته شدن پهلوی حضرت زهرا و هم آتش زدن به خانه حضرت زهرا (سلام الله علیها).

این‌ها در حقیقت عصاره ای بحثی بود که ما خدمت عزیزان و بزرگواران آوردیم. عبارت دیگر که از عبدالفتاح عبدالمقصود از علمای بزرگ اهل سنت است ایشان کتابی در رابطه با حضرت امیر (سلام الله علیه) دارد در آن‌جا دارد فلانی گفت:

«وَالَّذِي نَفْسُ عُمَرَ بِيَدِهِ لَيَخْرُجَنَّ أَوْ لَأُحْرِقَنَّهُا عَلَى مَن فِيهِا»

یا بیرون بیایید یا من خانه را به آتش می‌کشم، گفتند بر این که فاطمه در این خانه است برگشت و إن، اگر چه فاطمه در خانه است. بعد مطالب متعددی را ایشان  در کتاب الامام علی ابن ابی طالب جلد 4 صفحه 204 می‌آورد.

فریاد حضرت زهرا وقتی بلند شد خیلی از افراد با شنیدن ناله حضرت زهرا برگشتند جز تعداد 10 تا 12 نفر بیشتر نماندند تا آن‌جای که ایشان می‌گوید:

«وهل على ألسنة الناس عقال یمنعها»

آیا دهن‌های مردم بسته و بر زبان آن‌ها قفل زده‌اند

«أن تروي قصة حطب أمر به ابن الخطاب فأحاط بدار فاطمة، وفيها علي وصحبه، ليكون عدة الاقناع أو عدة الايقاع ؟ على أن هذه الأحاديث جميعها ومعها الخطط المدبرة أو المرتجلة كانت كمثل الزبد، أسرع إلى ذهاب ومعها دفعة ابن الخطاب»

الامام علی بن ابی طالب؛ عبدالفتاح عبدالمقصود، ج1، ص179

تا داستان هیزم را بازگو نکنند هیزمی که زاده خطاب دستور در درب خانه فاطمه جمع کنند، آری زاده خطاب دور خانه را که علی و اصحابش در آن بودند محاصره کرد تا به آن وسیله آنان را قانع سازد یا بی محابا بتازد.

همه این داستان‌ها با نقشه ای از پیش طرح شده یا ناگهانی پیش آمد مانند کفی روی موج ظاهر شد و اندکی نپائید که همراه جوش و خروش از بین رفت. کسانی که یک مقدار آزاد اندیش از علمای اهل سنت هستند قضیه ظلم به حضرت زهرا (سلام الله علیها) را مفصل آورده اند.

عزیزان می‌توانند مجموعه کامل امام علی ابن ابی طالب الفتاح عبدالمقصود که آقای طالقانی ترجمه کرده است را در جلد اول صفحه 190 تا 192 ملاحظه کنند و کتاب عربیش هم الامام علی ابن ابی طالب جلد 4 صفحه 274 را ملاحظه کنند.

در پایان از همه عزیزان و بزرگواران تشکر ویژه داریم همه عزیزان را به خدای منان می‌سپاریم امیدواریم که ان شاء الله سخنان ما به این برنامه‌ها و زحماتی که دست اندرکاران این برنامه انجام می‌دهند بهترین توشه برای هنگام جان دادن و شب اول قبر ما باشد و برزخ و قیامت باشد

ان شاءالله مورد رضایت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) قرار بگیرد!

والسلام علیکم ورحمة الله وبرکاته


  
  • امیرحسین عباسی مرشت

    24 دي 1399 - ساعت 10:06

    خدا قوت و ان شاالله همیشه قوی و محکم پیش برید
    پاسخ نظر:

     سلام علیکم
    تشکر از شما
    روابط عمومی شبکه حضرت ولی عصر عجل الله فرجه الشریف

    0 1

قضیه شهادت صدیقه طاهره (سلام الله علیها)>

دانش افزایی فاطمی فاطمیه شبکه ولی عصر عج شهادت صدیقه طاهره س سقط فشار بین دَرْ و دیوار شهیده آیت الله حسینی قزوینی