شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عج)
تاریخ بدون روتوش دکتر سید محمد حسینی

قسمت سی و ششم برنامه تاریخ بدون روتوش به کارشناسی دکتر سید محمد حسینی


 
 

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ : 11 خرداد 1400

استاد حسینی:

بسم الله الرحمن الرحیم الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

عرض سلام و ادب و احترام خدمت  شما بینندگان عزیز و ارجمند شبکه جهانی ولی عصر (عج)، شما بیننده سی و ششمین قسمت از سلسله برنامه های تاریخ بدون روتوش هستید برنامۀ که سعی دارد تاریخ را طوری که واقعیت هست به شما نشان بدهد نه آن گونه که روتوش شده است، بر اساس همین روال و همین سبک و سیاق قرار بود که برنامۀ ما گذری داشته باشد بر دوره های مختلف تاریخی، از تاریخ ایران باستان شروع کردیم و از آنجای که حداقل به گفته بسیاری از مورخین معاصر تاریخ ایران باستان درهم آمیخته است با تفکران زرتشت، لازم دیدیم که از لحاظ کلامی و اعتقادی هم به آیین زرتشت نگاه ویژۀ داشته باشیم در این برنامه و دیدگاه مان را با طرح سه سؤال در مورد سه ادعای که راجع به زرتشت می شود شروع کردیم و گفتیم که اگر عزیز زرتشتی از مبلغان زرتشتی یا موبد عزیز زرتشتی پاسخی نسبت به این سه سؤال ما داشته باشد در برنامه پذیرای او هستیم، سی و ششمین قسمت از برنامه هست کسی برای پاسخ دادن نسبت به این سؤالات دیدید که حاضر نشده است تا الآن متأسفانه و سه سؤال ما که بارها پرسیدیم این است که زرتشت چه زمانی زندگی می کرده است؟ چه دورۀ زندگی می کرده؟ بالاخره از نظر زمانی حدودی که شما می گویید برایش چه هست؟ چطور آمدید روز برای ولادتش مشخص کردید ولی حتی قرنی که به دنیا آمده است زرتشت را نمی دانید؟ و نمی توانید از آن علمی دفاع کنید و ثابت بکنید، بعد پرسیدیم گفتیم که ادعا می کنید زرتشت پیامبر ایرانی است و سایر ادیان چون پیامبران  شان در مرزهای دیگری بوده است یا زبان های دیگری داشته اند یا به هر حال در جفرافیای ایران نبوده اند باید آنها را رها کرد بیاییم سراغ پیغمبری که ایرانی بوده، گفتیم ایرانی بودن زرتشت را از کجای اوستا می خواهید ثابت کنید؟ در اوستا مطالبی آمده است که اثبات می کند زرتشت در ایران نبوده و سؤال بعدی که پرسیدیم گفتیم شما که دارید ما را دعوت می کنید که ما ایمان بیاوریم به نبوت زرتشت، اصلاً خودشما زرتشت را پیامبر و نبی می دانید یا نمی دانید؟ بالاخره خودتان بیایید بین خودتان زرتشتی ها موبدان زرتشتی بالاخره به این نتیجه برسید که زرتشت بالاخره پیامبر بود یا نبود، معلم بود آموزگار بود یا اینکه نه از طرف خدا اهورامزدا اینها فرستاده شده بود که بیایید؟ و دیدید که در این زمینه تشکیکات فراوانی وجود داشت از دیدگاه خود زرتشتی ها به شما نشان دادیم و برخی از عزیزانی که تماس گرفتند سعی کردند نسبت به سؤالات جواب بدهند را دیدید که به هر حال بندگان خدا به سختی افتادند ولی نتیجۀ برای شان دربر نداشت، روال برنامه را ما ادامه دادیم و گفتیم که حالا که نمی آیند پاسخ بدهند نسبت به سؤالات ما و این سؤالات ما عکس العملی است نسبت به شبهاتی که علیه اسلام مطرح شده در این مدت ها از دیدگاه مبلغین زرتشتی و آمدیم داریم جواب می دهیم، پاسخی است نسبت به ادعاهای که در کتاب های که با مجوز جمهوری اسلامی دارد چاپ می شود در ایران ما آمدیم مطرح کردیم مطالبی که با مجوز خیلی راحت دارد چاپ می شود البته از اصل و اساس چاپ این کتاب ها ما ناراحت نیستیم ولی نکتۀ که هست این هست که وقتی چنین کتاب های چاپ می شود و اصلاً آموزش داده می شود که چگونه آیین زرتشت را باید طرف می تواند تغییر بدهد یا زرتشتی بشود یا نشود مطالب مفصلی که گاهی من نشان دادم داخل این کتاب ها بالاخره باید به ما هم اجازه بدهید که ما هم یک سری نکات و نقاط ابهامی که وجود دارد راجع به زرتشت را حداقل بپرسیم.

خبری را دیدم من و اتفاقی افتاد در روزهای گذشته مرتبط با موضوع برنامه است مطرح می کنم اما به هر حال گاهی اتفاقاتی می افتد که انسان دستش کوتاه است از اینکه بخواهد تغیری در آن ایجاد بکند ولی چون به هر حال دغدغه داشتیم و داریم این را اعلام می کنیم دلسوزانه عزیز بدانند و بشنوند، با دوستانی که مرتبط با این مجموع هم هستند من خودم تماس می گیرم و صحبت می کنم اما امیدی ندارم که ترتیب اثری داده بشود؛ ملاحظه بفرمایید سایت «شورای عالی انقلاب فرهنگی، کد خبری 17268، تاریخ انتشار چهارشنبه 5 خرداد سال 1400» جلسۀ بوده است و همراه با تصویب بوده است برخی موارد تصویب شده در این جلسه

 دبیر شورای عالی فرهنگی تبیین کرد: تصویب راهکارهای ارتقاء جذب نگهداشت و بازگشت نخبگان و تصویب 19 مناسبت برای درج در تقویم رسمی کشور.

برخی از مناسبت ها را آمدند در تقویم ثبت کردند یا تغییر دادند؛ یکی از این مناسبت ها چه بود سر تیتر آن؟ بر اساس سایت شورای عالی انقلاب فرهنگی نوشته:

بیش از صد پیشنهاد به شورای فرهنگ عمومی ارجاع شده و در مجموع با بررسی های کارشناسی 28 عنوان به این جلسه ارائه شد که 19 عنوان بدین شرح به تصویب رسید.

28تای که آمده بود به شورا رسیده بود 19تای آن تصویب شد، اول آن:

شش فروردین تغییر عنوان «ولادت زرتشت» به «زادروز زرتشت پیامبر»

یعنی در تقویم چند سال پیش آمدند تصویب کردند شش فروردین بشود به عنوان ولادت زرتشت، چند روز پیش آقایان در شورای عالی انقلاب فرهنگی تصویب کردند که بشود «زادروز زرتشت پیغمبر»، واقعاً سؤال من این است امام صادق شما با امام صادق ما فرق دارد؟ امام رضای  شما با امام رضای ما فرق دارد؟ کتب روایی  شما با کتب روایی ما فرق دارد؟ قرآن تان با قرآن ما فرق دارد؟ چه شده که شما بدون هیچ استدلالی بدون هیچ پشتوانه ای از قرآن و روایت، بدون ثقلین در تقویم رسمی کشور یک روز را به عنوان زادروز زرتشت پیامبر ثبت کردید؟ من نمی خواهم الآن به این مسئله اصلاً بپردازم که اصلاً از کجا آمدید گفتید شش فروردین، خود زرتشتی ها و باستانگرا  ها صده ولادت زرتشت را هم نمی دانند، هزاره زرتشت هم مشخص نیست، برخی از گزارش ها بین 2500 سال قبل تا 11 هزار سال قبل در مورد زرتشت اختلاف زمان وجود دارد، بعد شما شش فروردین را فهمیدید روز ولادت زرتشت است؟ بر اساس کدام تعالیم اسلامی آمدید این کار را کردید؟ شش فروردین شد زادروز زرتشت پیامبر؟ نبوت زرتشت را از کجا آوردید؟ من سؤال بی ادبانه ای می پرسم سؤال بدی می پرسم سؤال زشتی می پرسم؟ من می گویم هر آنچه که عبارت و روایت در دسترس بنده بوده است بر اساس کتابخانه ها و نرم افزارهای روائی و کتب تاریخی شیعه، من هر آنچه که عبارت زرتشت و مشتقاتی که می شد از این گرفته بشود را تماماً جستجو زدم این مربوط الآن هم نیست خیلی قبل؛ شما بیایید به ما بگویید که زرتشت پیامبر است بر اساس این مستند، بر اساس این آیه، بر اساس این حدیث، حالا یک زمان شما می گویید ما با یک تحلیلی به این رسیدیم؛ من عرض می کنم می گویم روایت صریح داریم که زرتشت متنبی بود نبی نبود، ادعای دروغ نبوت داشت، پیامبر نبود، بعد در کشور باید یک همچین روزی بیاید ثبت بشود؟ بعد شما جواب می دهید اگر یک جوان ما بخاطر اینکه در تقویم جمهوری اسلامی همچین روزی ثبت شده است بیاید گمراه بشود و تصور بکند که زرتشت پیامبر ایرانی بوده است و تفکرات دیگرش هم بخواهد بگذارد کنار؟ واقعاً این مسائل مسائل دردآوری هست حالا شاید برخی ها از روی دلسوزی یا چیزهای دیگر بگویند شرایط حال حاضر به شکلی است حالا مثلاً مسائل انتخابات هست و یک تعدادی را بتوانیم دلشان را نرم بکنیم، من با دلیل این کار اصلاً الآن کار ندارم من با اتفاقی که افتاده کار دارم واقعاً کسی هست از این عزیزان و بزرگواران که دارند زحمت هم می کشند انصافاً شورای انقلاب فرهنگی در کنار نقاط ضعفی که داشته من چند وقت پیش یکی از خود عزیزانی که آنجا بودند پارسال از من خواستند مکتوب بنویسم نقدم را نسبت به شورا، نوشتم به آنها تقدیم کردم، کارهای را کرده خوب بوده ولی یک سری حالا نقاط ضعفی هم هست، تصویب همچین مسئله ای، آن وقت عزیزانی که آنجا نشستند ادلۀ شان برای اینکه می گویند زرتشت پیامبر بوده چه است؟ ادلۀشان برای اینکه بگویند شش فروردین زادروز تولد زرتشتی است که پیامبر بوده چه است؟ خیلی این دیگر واقعاً پذیرشش مشکل است که این آمده است در شورای عالی انقلاب فرهنگی تصویب شده، قدم قدم دیگر، اول اصلاً در تقویم روزی نبود به اسم زرتشت، بعد یک روز آمدند ثبت کردند تحت عنوان ولادت زرتشت، بعد آمدند چند سال گذاشتند بماند حساسیت ها کم بشود بعد آمدند تبدیلش کردند عبارت را به زادروز پیامبر، حالا دیگر جلوتر می خواهیم برویم چه اتفاقی می خواهد بیفتد الله اعلم، إن شاءالله که خیر است، این مسئله دوم که در این برنامه خدمت تان گفتیم.

نکته بعدی این است که ما گفتیم اهل تعارف و مجامله نیستیم اگر مسئلۀ به خطا گفته شده باشد مرتبط با موضوع ما باشد نیاز به بررسی آن وجود داشته باشد در این برنامه ما بررسی می کنیم، چطور می آییم بررسی می کنیم؟ گفتیم در شبکه چهار صدا و سیمای جمهوری اسلامی برنامۀ پخش شد «زندگی پس از زندگی» اصل برنامه، برنامۀ خوبی بود مطالب خوبی هم در آن برنامه ارائه شده بود انصافاً، مجموعۀ هم که از من سؤال پرسیده بودند که این منتشر بشود یا نشود را من خودم راحت گفتم که خوبه است کمک بکنید به انتشار این برنامه، اما مطلبی آنجا گفته شده بود که در مورد شخصی بود تحت عنوان «ویراف یا ویراز یا ویراب» حالا اسم های مختلفی برای شان گفتند و کتاب تحت عنوان «ارداویراف نامه یا اردایویراف نامه» حالا در مقدمه این کتاب به این بحث پرداختند که کدام عبارت دقیق و صحیح هست یا نیست، ما آمدیم گفتیم ادعای که شما مطرح کردید این است که یک روحانی زرتشتی با موت اختیاری برای اینکه بهشت و جهنم را اثبات بکند آمده است سفری به جهان دیگر داشته و بازگشته و چه و چه تحت عنوان «درگذشت» عبارت بررسی واژه درگذشت هم این را مطرح کردند؛ من آمدم اینجا عرض کردم که این حرفی که شما دارید می زنید با خود مطالب که در همان کتابی که شما دارید می گویید تناقض دارد و تضاد دارد، موت اختیاری نبوده است بنگ کشیده ایشان این اتفاق برایش اتفاق افتاده، از روحانی زرتشتی شما چطوری دارید با این جلالت یاد می کنید؟ کسی است که با هفت تا خواهر خودش بر اساس همین کتاب ازدواج کرده بوده و نکته بعدی اینکه اصلاً اختیاری هم نبودت اینجا که بخواهد برود آنجا بهشت و جهنم را اثبات بکند، قرعه انداختند قرعه به نام اردایویراف زده شد، ما اینها را گفتیم مطرح شد پخش شد در فضای مجازی هم منتشر کردند برای عزیزی که مجری برنامه بود در شبکه چهار هم فرستاده شد و ایشان من خودم پیام دادم جوابی ندادند بسیار ممنون هستیم از اینکه توجه می کنید نسبت به انتقادات، بالاخره تریبون وقتی یک طرفه باشد این اتفاقات هم می افتد دیگر حالا یک حرفی زده می شود تریبون هم یک طرفه هست گفته می شود راهی هم برای نقدش وجود نداشته باشد در آن رسانه، ما هم کاری از دست مان بر نمی آید إلا اینکه از رسانه های خودمان مؤدبانه و علمی بیاییم یک نکتۀ را بگوییم نقدی را بکنیم، ولی اشکال ندارد، حالا توجه نکردند نسبت به نقد ما که هفته پیش گفته شده بود و نقد ما از روی دلسوزی بود و همراه با تمجید از سایر بخش های برنامۀ بود که نقد کردیم، بعضی ها آمدند گفتند این ترجمه کتاب اردایوراف نامۀتان چه بوده است و ما همه ترجمه فارسی که امکان دسترسی آن وجود داشت را برای تان آوردیم، این بهانه ها را بگذارید کنار، بعد آمدند گفتند کتاب  را شما نشان ندادید این پی دی اف بوده نشان دادید؛ اشکالی ندارد ما هفته قبل کتاب را نشان ندادیم یعنی به این معنی نیست که کتاب وجود خارجی ندارد که کتاب را الآن آوردیم داخل استودیو کتابی که در شبکه چهار با آن عبارات به نوعی از آن یاد شد کتاب «ارداویراف نامه» با تحقیق و پژوهش توسط خانم ژاله آموزگار که الآن هم زنده هست خانم ژاله آموزگار و با ادعای که راجع به ترجمه مطرح کردند که این ترجمه از همه دقیق تر است، بعد دوستان هم امشب یک مرور کنند در کتاب «اردامیراف» که عنوان می شود برخی ها حتی ادعا کردند ارداویراف معصوم بوده است و تحت عنوان پیامبری از پیامبران زرتشت از او یاد کردند البته پیامبر به این معنا نه که به هر حال شریعت زرتشت را نسخ کرده باشد، پیامبر به این معنا که پیامی را از آن جهان آورده باشد از او یاد کردند، ببینیم که این بهشت و جهنمی که زرتشتی ها می گویند چون عنصر اصلی در عباراتی که راجع به بهشت و جهنم در آیین زرتشت گفته می شود همین کتاب است یعنی عمده مطالب که گفته می شود همین کتاب هست، همان مطالبی است که ارداویراف در اینجا آورده و بهشت و جهنم زرتشتی به چه شکل است، حالا بعضی ها که اصلاً از اساس بهشت و جهنم این شکل را آمدند منکر شدند مثل جناب آقای موبد نیکنام، ولی این کتاب را چیکار می خواهند بکنند؟ من در مورد شخصیت نویسنده، جایگاه این کتاب مفصل برای تان توضیح دادم و مدارک را هم خدمت تان نشان دادم، ولی گذری داشته باشیم بر این کتاب، مطالب جالبی آمده تعجب شاید بکنید از همچین عباراتی، این آقای فیلیپ ژینیو کتاب را آمده است به برگردان چون این به زبان پهلوی است من خط پهلوی اصل کتاب را نشان بدهم چون در این کتاب چاپ شده؛ این خط پهلوی است خط دوره ساسانی است که این کتاب با آن نوشته شده است، این را آمده اند برگردانی داشتند به زبان فرانسوی که این چاپ دوم این کتاب از ویژگی هایش همین است که هم متن دوره ساسانی را آورده از ارداویراف، هم بحث زبان فرانسوی که از آن برگردان شده را آورده در کتاب و به زبان فرانسوی آمده است برگردانده است، این ترجمه که من دارم خدمت تان نشان می دهم ارداویراف نامۀ متن پهلوی که همراهش هست و حروف نویسی و ترجمه متن پهلوی و واژه نامه که توسط خانم ژاله آموزگار ایشان هم در قید حیات هستند و از افراد شناخته شده و از افراد سران شناخته شده در بحث تاریخ ایران و بحث زرتشت هستند چندتا ویژگی خوب دارد انتشارات معین انجمن ایران شناسی فرانسه هم آمده است این کتاب را چاپ کرده؛ یک آن این است که اکتفا نشده به متن فرانسوی، به متن پهلوی رجوع شده، من از خود کتاب بخوانم: ببینید مقدمه چاپ دوم کتاب، اینجا آمده است و در این مقدمه گفته شده ویژگی ها، مزیت های چاپ آن، این چاپ را آورده چاپ دوم همین کتاب را:

دو: بازبینی دقیقی روی ترجمه فارسی کتاب انجام گرفت، در این بازبینی اشتباهاتی تصحیح شد که در چاپ اول از نظر گریخته بود

یعنی من چاپ دوم را هم آوردم که دیگر نگویید این چاپ اول اشکالاتی را هم داشت

همچنین در برخی از معانی و عبارات تجدید نظر گردید.

ارداویراف نامه، ترجمه و تحقیق خانم ژاله آموزگار، چاپ انتشارات معین انجمن ایران شناسی فرانسه، چاپ دوم، مقدمه

خیلی سعی کردند دیگر این چاپ دوم به هر حال چاپ با ترجمه دقیقی باشد برای این کتاب ارداویراف، یک مقدار جلوتر برویم مطالب دیگری که مطرح شده در این کتاب؛ در صفحه شماره 8 کتاب آمده است:

در این اثر نه تنها به ترجمه از فرانسه بسنده نکرده ام بلکه مقابله دقیقی با متن پهلوی انجام داده ام و در مواردی که نکتۀ تازه ای به نظرم رسیده است در زیرنویس به آن اشاره نموده ام ولی از ذکر نکات کوچک و تغییرات جزئی خودداری کردم و بر آن بودم که در نظرات خاص مؤلف هیچ گونه دخالتی نکنم

ارداویراف نامه، ترجمه و تحقیق خانم ژاله آمورگار، چاپ انتشارات معین انجمن ایران شناسی فرانسه، چاپ دوم، ص 8

جای هم توضیح داشته در پاورقی آورده، این هم صفحه 8 کتاب، می خواهم بگویم این اعتبار سخنی از مترجم، مترجم این توضیح را داده است، جلوتر می رویم ببینیم چه مطالبی در این کتاب هست؛ پیشگفتار را هم برای تان بخوانم، آقای ژینیو هست ظاهراً، شناختی روی شخصیت آقای فیلیپ ژینیو ندارم ولی به هر حال کسی است که به زبان فرانسوی برگردانده به اعتبار مطالبی که محققین ایرانی در مورد این برگردان فرانسوی دارند دارم خدمت تان عرض می کنم:

پیشگفتار:

ببینید آقای فیلیپ ژینیو در سپتامبر 1990 یعنی 1369 آمده است ایشان ترجمه خانم ژاله آموزگار را هم بررسی کرده که بر اساس متن فرانسوی و پهلوی بوده، نظرش را گفتند:

خانم ژاله آموزگار استاد دانشگاه تهران که با او در سمینار درس های شادروان دومناش در دهه 1960 آشنا شدم، از روی لطف کتاب «ارداویرازنامۀ» مرا ترجمه کرده است، من کار او را بازخوانی کردم و آنرا کاملاً تأیید می کنم، همچنین از او سپاسگذارم که با یاری دوست من احمد تفضلی استاد دانشگاه تهران، یادداشت های مفیدی به این اثر افزوده است و غلط هایی را اصلاح کرده و تفسیرهای جالب توجهی پیشنهاد نموده است که بر ارزش کار من می افزاید، خوشبختم که خوانندۀ فارسی زبان از این پس می تواند برای آگاهی از گذشته دینی ایران از این متن بهره برد.

برویم گذشته دینی ایران را ببینیم به چه شکل بوده است، توجه کردید چه شد؟ پس این متن پهلوی بوده برای ترجمه اش به زبان فرانسوی برگردانده شده است، این ترجمه فرانسوی توسط خانم ژاله آموزگار بازبینی شده با متن پهلوی که اصل کتاب هست اصل متن کتاب به زبان پهلوی بوده همخوانی داده شده است و تصحیح شده است مجدداً در چاپ دوم بازبینی شده است و آقای فیلیپ ژینیو آمده است ترجمه خانم ژاله آموزگار را و مطالبی که ایشان اضافه کرده است را با مطالبی که خودشان گفته بوده بازبینی کرده همسان سازی کرده است و تأیید کرده، یعنی دیگر ده تا عنوان خورده پای این ترجمه، دیگر ایراد نگیرید نسبت به این ترجمه خانم ژاله آموزگار، خانم ژاله آموزگار الآن زنده است در قید حیات است اگر یک جای دیدید ما اینجا داریم مطالبی از ایشان می خوانیم فکر می کنید دروغ داریم می گوییم می توانید از ایشان بپرسید، شاید هم حالا استقبال کردیم، الآن هم استقبال می کنیم ایشان بخواهد روی خط تشریف بیاورند به شدت استقبال می کنیم از این کار، در جلسات آینده شاید از ایشان هم در برنامه اصلاً استفاده کردیم، یک توضیحی هم راجع به خود اثر اینجا آمده است در مقدمه کتاب این را هم خدمت تان عرض بکنم که می گوید

در میان آثار مزدیسنایی به پهلوی

یعنی آثار زرتشت به زبان پهلوی

ارداویراز نامه یکی از مقبول ترین و شناخته شده ترین آنها است گرچه زمان نگارش آن متأخر است

یعنی زمان خود زرتشت نبوده است، نسبت به زرتشت دارد می گوید چون دوره ساسانیان این نوشته شده،

ولی یکی از اساسی منابع برای شناخت آموزه ها درباره جهانی دیگر در ایران و باستان است

پس این اثر شد از مقبول ترین، شناخته شده ترین و اساسی ترین منابع برای پی بردن به اعتقادات مزدیسنا یعنی زرتشتی و آموزه هایی که درباره جهانی دیگر در ایران باستان بوده است، خب این هم از مقدمه که ایشان گفته بود، برویم سراغ متن کتاب، اوایل متن را چون من یک بار خوانده بودم و  توضیحات خانم ژاله آموزگار را گفته بودم، می خواهم سریع تر به خود متن برسم، کار دارم امشب با این متن، جلو می رویم می رسیم به فصل 14، فصلهای قبلش را گاهی من نشان دادم، مثلاً آنجایی که می گفت نویسنده با خواهرش ازدواج کرده بود و چطور شد که آمدند ایشان را انتخاب کردند، برای اینکه می بنوشد و بنگ استفاده بکند ، به جهان دیگر برود، آنجا را چشم پوشی می کنم برای اینکه تکرار نباشد، صفحه شماره 59 کتاب، فصل14 می خواهم بگویم این چه وضعیتی دارد، و بهشت و جهنمی که به تصویر کشیدند زرتشتی ها به چه شکل است

و دیدم

فصل 14، ص 59

اردایویراف رفته آن دنیا دارد بهشت و جهنم را می بیند

و دیدم روان آنهایی را که در گیتی بسیار خرفستر

خرفستر یکی سیر حیوانات و موجودات که زندگی می کنند بعد به شما نشان می دهم، وزق و مار و  که به آنها گاهی حتی موجودات موزی هم گفته می شود در اینجا می گوید حیوانات موزی کشتند، می گوید رفتم آنجا روان و روح افرادی که خیلی حیوانات را کشته بودند دیدم، حیوانات موزی را خیلی زیاد کشته بودند

و فرّه آبها آذرها و آتشها گیاهان و نیز فرّه زمین به بلندی و درخشانی از آنها می تافت،

اصلاً همه چیز را نورانی کرده بودند، چقدر خوب هستند آن کسانی که آمدند حیوانات موزی را از بین بردند نابود کردند در زمین، آن دنیا چقدر باعث درخشانی و نور افشانی چیزهای مختلف شدند، پاورقی را در تحقیقی که آورده شماره 112 را اگر ملاحظه بفرمایید در مورد متن یک توضیح می دهد که چه عباراتی استفاده شده می گوید منتهی مشخص است قضیه از چه قرار است، ادامه پاورقی صفحه بعد آمده

معنی جمله روشن است آنها که خرفستران (حیوانات موزی) را کشته اند از درخشش همان عناصر مقدسی می درخشند که با این ثواب به آنها خدمت کردند

خیلی ثواب دارد حیوانات را از بین ببری خیلی ثواب دارد آن دنیا همه خوشحال می شوند از تو؛ خب دیگر چه چیزی باعث خوشحالی می شود چه چیزی باعث عذاب می شود، اصلاً چه نوع عذابهایی دارد؟ یک توضیح کلی دیگر بدهم در مورد این بخش ها چون می خواهم دیگر دانه دانه شروع کنم عبارات را خواندن، این کتاب عمده بخشش که در مورد بهشت و جهنم صحبت کرده، عمده بخشش شاید بتوانم بگویم 80 درصدش، 75 درصدش در مورد عذاب آن دنیا است، یک 20 -25  که البته شاید بنشینم دقیق در بیاورم چند در صد است در مورد بهشت و مقدمات سفر اردایویراف است، باهم جمع بکنیم می شود 20 – 25 درصد، در مورد بهشت خیلی چیز خاصی ندارد، البته یک سری توصیفاتی راجع به اینکه اعمال خوب آنجا به چه شکل است چه خانم هایی در می آید شروع کرده به وصف اندام آنها من حالا نمی خواهم آن را نشان بدهم، جلسات بعد شاید لازم شد نشان بدهم، در پاسخ به این مطلبی که می آورند از بعضی از روایات ما آن را شاید نشان بدهم به شما، ولی می خواهیم ببینیم که حالا یک کسی می رود جهنم، ببینید خدای اهورا مزدا است دیگر، بالاخره خدای اهورا مزدا ببنیم چطوری می خواهد تا بکند با زرتشتی ها، این چون باید مشخص بشود دیگر این اهورا مزدایی که می گویند، خدایی که می گویند چطوری می خواهد تا بکند، این را در مقابل کسانی دارم می گویم که می گویند الله شکنجه گر است پناه بر خدا، الله شما فلان است بهمان است، و می خواهد زن و مرد را آن دنیا شکنجه  بکند عذاب بکند عذابهای الهی بدی را در نظر گرفته ،من در جواب آنها می خواهم این مطالب را بخوانم ببینیم اهورا مزدای شما چکاره است، اهورامزدا قرار است آن دنیا چکار بکند، عذابهای شما چه شکلی است، اصلاً برای چه می خواهید عذاب بکنید، موارد عذاب را هم اینجا چندتایش را ببینیم که به چه شکل است، این صفحه 59 بود که من عرض کردم، یک سری جاها را چشم می پوشم، بعداً اگر لازم شد برگردم به این کتاب به شما می گویم، می گویم این مواردی بود که آن موقع نگفتم، حالا اگر مناظره ای شد یا بحث جدی پیش آمد،آنجا من خدمت تان عرض خواهم کرد، فصل 19، از کتاب اردایویراف، صفحه 65 اردایویراف می گوید:

جایی فراز آمدم دیدم روان مردی که ماری همانند تیری در نشیمن آن روان اندر می شد و از دهان او بیرون می آمد و دیگر ماران بسیار همه اندام او را می جویدند

اردایویراف، فصل 19، ص 65

یک مردی را دیدم که یک ماری وارد بدنش می شود حالا با توصیفی که ایشان کرده توضیح نمی دهم از دهانش بیرون می آید، چکار کرده بوده این؟ لواط کار بوده، پرسیدم گفتم این چکاره است گفت این لواط کرده، الآن به این روز افتاده، صفحه 66، فصل 20

و جایی فراز آمدم و دیدم روان زنی که کثافت و پلیدی مردمان را تشت، تشت به خورد او می دهند

اردایویراف، فصل 20، ص 66

یعنی مردم مدفوع می کنند ادرار می کنند می ریزند در ظرف تشت تشت می دهند به این زن بخورد، چه کسی این کار را می کند؟ اهورا مزدا، خدای زرتشت در جهنم به آن زن می خورانند ،می گویم چه شده،

پرسیدم این تن چه گناه کرد که روان او چنین پادافره ای را تحمل می کند؟

سروش اهلو و آذر ایزد پاسخ دادند که این روان آن زن دروند است  که در دشتان، (حالت ماهانه) پرهیز نکرد، مواظبت نکرد و مطابق قانون رفتار نکرد و به سوی آتش و آب رفت

چرا تشت تشت ادرار و مدفوع باید بدهی به زن بخورد آنجا؟ در آیین زرتشت بر اساس کتاب اردایوراف نامه، چون ایشان در حالت خاصی بوده این خانم، رفته با سمت آب و آتش، دیگر اینجا باید نجاست و کثافت بدهی بخورد؛ به به شما می آمدید می گفتید الله در آن دنیا چرا اینطوری می کند، این درگر اهورا مزدا است خدای زرتشت است، نگفته بودند اینها را؟ فکر می کردید که همچین چیزهایی در آیین زرتشت نیست؟ صفحه 66

دیدم روان مردی که کثافت و دشتان زنان

اردایویراف، فصل 22، ص 66

عذرخواهی می کنم دشتان زنان من یک بار بگویم بعد اشاره بکنم، دشتان زنان یعنی خون زنان خب دیگر بیشتر توضیح ندهم

و دیدم روان مردی که کثافات و دشتان زنان در دهان او می ریختند و او فرزند شایسته خویش را می پخت و می خورد

جهنم تان دیگر چرا اینطوری است شما؟ این چه عذابی است؟ بچه اش را طرف باید بپزد بخورد؟ حالا اینها می گویند این روان است، نه دارد می خورد روح که چیزی نمی خورد این آن دنیا است دیگر

و پرسیدم این تن چه گناه کرد که روان او چنین پادافره ای را تحمل می کند

خب این چکار کرده که بچه اش را باید بپزد و بخورد، باید خون زنان را بخورد، باید کثافت بخورد این مرد،

سروش اهلو و آذر ایزد گفتند این روان آن مرد دروند است که در گیتی و دوران دشتان هم ‌خوابگی کرد

همسرش در عادت بوده نزد او خوابیده

برای هر یک باری 15 تنافور گناه است

ملاک هم دارند برای گناه، یعنی ملاک اندازه گیری دارند، تنافور ملاک اندازه گیری گناه است، مثل وزن و کیلو و اینها برای گناه هم یک همچین چیزی دارند، این هم وضعیت مردها در آن دنیا است، که بچه اش را بپزد و بخورد؛ صفحه 67، فصل 24، این کتابی است که در صدا و سیما شبکه چهار از آن یاد شد به نیکی که فلان واژه آمده ما تحقیق کردیم  و این برای اثبات بهشت و دوزخ است، و یک روحانی زرتشت با مرگی اختیاری رفته این را دیده آمده نوشته از آن دنیا.

و دیدم روان زنی که با پستان به دوزخ آویخته بود و خرفستران همه تن او را می جویدند

اردایویراف، فصل 24، ص 67

با یک همچین وضعیتی آویزانش کرده بودند ،حیوانات موزی هم بدنش را داشتند تیکه تیکه می کردند می جویدند، خب این خانمی که همچین وضعیتی است با سینه هایش آویزانش کردند و جانور ریختن به تنش شروع کردند تنش را خوردن چکار کرده؟

پرسیدم این تن چه گناه کرده که روان او چنین پادافره ای را تحمل کند سروش اهلو و آذر ایزد گفتند این روان آن زن دروند است که در گیتی شوی خویش هشت گذاشت و تن به دیگر مردان داد و روسپی گری کرد

بدکاره بوده، دچار زنای محسنه شده، از سینه هایش آویزانش می کنند در جهنم، اینها مطالبی است که گاهی در مورد یک گناهی است که آن را بقیه ادیان و  اسلام هم گناه می داند، دچار عذاب می داند سخت می داند ولی بعضی جاها را هم در مورد  یک اتفاقات دیگر است نکته دوم این است که اینها انواع عذابی است که پنهان می شود از مردم نمی گویند اهورا مزدا همچین عذابهایی را هم دارد؛ صفحه 68، فصل 26،

دیدم روان زنی که زبانش را به سوی گردن می کشند و در هوا آویخته بود

اردایویراف، فصل 26، ص 68

 زن را آویزان کردند زبانش را آوردند بیرون به سوی گردن می کشند، زبانش را از حلقومش کشیدند بیرون

پرسیدم این روان کیست؟ سروش اهلو و آذر ایزد گفت این  روان آن زن دروند است که در گیتی شوی و سالار خویش را خار داشت و نفرین کرد و دشنام داد و برای توجیه کار خویش پاسخ داد

بدرفتاری کرده با شوهرش زبانش را از حلقومش بیرون می کشیم؛ بله جلوتر برویم صفحه 71، فصل 37،

و دیدم روان مردی چند و زنی چند که نگون سار آویخته شده بودند

اردایویراف، فصل 37، ص 71،

اینها را آویزانشان کردند

تن ایشان را مار و کژدم و دیگر خرفستران می جویدند، پرسیدم این روان کدام مردمان است؟ سروش اهلو و آذر ایزد گفتند این روان آن مردمان است که در گیتی پرهیز آب و آتش نکردند

یعنی مواظب آب و آتش نبودند

و ناپاکی را به آب و آتش بردند و آتش را کشتند

کشتند یعنی خاموش کردند، پاورقی هم توضیح داده 168؛ که کشتن یعنی خاموش کردند، یک سؤال می شود بپرسم از شما ،واقعاً اگر قرار است کسی  آتش را خاموش بکند آن دنیا آویزانش بکنید الآن حکم کسانی که اجاق گاز خاموش می کنند چیست؟، اینجا هم دارد مطلق آتش را می گوید، می گوید اینها آتش را کشتند، آگاهانه آتش را کشتند، یک لطیفه ای است می گوید طرف را گرفتند و جرمی برایش وجود نداشت که دقیق بخواهند بر اساس آن جرم محاکمه اش کنند گفتند چکار کرده، گفتند عکس خدا را پاره کرده ،خب چون عکس خدایی وجود ندارد که بخواهند ثابت بکنند یا رد بکنند دیگر، و از طرفی اگر کسی عکس خدا را پاره بکند، طبیعتاً شاید یک جرم خیلی بالایی باشد،اینجا آمده می گوید چرا آمدید آویزانشان کردید زن و مرد را بعد مار انداختید کژدم انداختید دارند می جوند بدنشان را، می  گوید اینها آتش خاموش کردند، حالا اینجا که مطلق گفته آتش خاموش کردن ولی شاید بگویند منظور اینجا این آتش آتشگاه است ،خب آتش آتشگاه خاموش کردنش شاید معادل همان عکس خدا یا خود خدا را خاموش کردن باشد از بین بردن باشد، صفحه 73 کتاب، فصل 41

و دیدم روان مردی مدفوع و نسا( مردار) و ریمنی به خوردش می دادند

اردایویراف، فصل 41، ص 73،

مدفوع می دادند و جسد مردار به او می دادند و ناپاکی و کثافت به خوردش  می دادند

و دیوان او را با سنگ و کلوخ می کوبیدند

هم به او اینها را می دادند بخورد هم دیوها با سنگ و کلوخ رمیش می کردند

و پرسیدم این تن چه گناه کرد که روان او چنین پادافره گرانی را تحمل می کند؟ سروش اهلو و آذر ایزد گفتند این روان آن مردم دروندی است که بسیار به گرمابه شدند.

اینها زیاد رفتند حمام، خب چرا رفتید حمام چرا زیاد رفتید گرمابه، خب به شما کثافت می دهیم بخورید، این آموزه های زرتشت است تاریخ بدون روتوش اینها است، آنها وقتی که رفتند حمام آن چرکی های بدنشان با آب قاطی شده بعد این آب رفته توی زمین، اینها خیلی کار بدی کردند، چرا رفتند حمام، چرا رفتند گرمابه، بدنشان کثیف بوده با آب قاطی شده آب باید پاک باشد، بخاطر همین کثافت می دهیم بخوردند، این منطق بهشت و جهنم زرتشتی است، منطق بهشت و جهنمی است که  دارند از آن یاد می کنند می گویند اسلام را بگذار کنار بیا سراغ این، چرا حمام زیاد رفتی، یکی از آقایان آمده بود این را جواب بدهد، جناب آقای آقایی بصورت خاص آمده بودند این دانه موضوعی که در کتاب ارداویراف نامه است را جواب بدهند، گفته بودند نه این منظور آن حمام مسلمان ها را دارد می گوید، عزیزان اردایوراف قبل از آمدن پیامبر این کتاب را نوشت، حمام مسلمان ها چیست دارید می گویید، اصلاً چرا قاطی کردید همه مسائل را با هم دیگر، نکته بعدی این است در همین کتاب یک زره جلوتر برویم به شما نشان می دهم آمده می گوید در آب جاری و آب راکد هم نباید خودت را بشوری، روال برنامه من مقایسه ای نیست، ولی ببینید اینجا بخواهم موردی مقایسه بکنم، این حرفی است که در کتاب اردایوراف آمده است که می گوید اصلاً وقتی زیاد بروی گرمابه  عذابت می کنند آن دنیا، جهنمی می شوی، مقایسه بکنیم با احکام اسلام که تو اگر غسل نکنی، چون مقدمه واجب است، اگر وضو نگیری چون مقدمه واجب است توبیخ می شوی، اینجا می شود شست و شو واجب، آنجا می شود شت و شو گرمابه رفتن حرام، ادعا چه می شود؟ می گوید نه این دین اعراب است که آمده است، اینجا دین ایران است، حال نمی دانم زرتشتی ها به این عمل می کنند یا به این عمل نمی کنند، طبیعتاً باید منکر بشوند بگویند نه ما همچین چیزی عمل نمی کنیم و عمل هم نکنند، واقعاً عمل نکنند دست تان درد نکند، صفحه 79، فصل 56،

پس دیدم روان آنهایی که مارها آنها را می گزیدند و می جویدند، و پرسیدم آنها روان چه کسانی است سروش اهلو و آذر ایزد گفتند این روان آن دروندانی است که در گیتی ایزدان و دین را انکار می کردند

اردایویراف، فصل 56، ص 79

خب زرتشتی نبودند، زرتشتی نمی شدند، می دهیم مار بخورتشان در آن دنیا، این تعالیم اهورا مزدا زرتشت است، بعضی وقت ها یک نکاتی آدم می بیند از تناقضی که وجود دارد در ادعای زرتشتی ها واقعاً حق بدهید عصبی بشود، اینها را شما گفتید، راجع به جهنم این اوصاف را آوردید، غیر زرتشتی ها را جهنمی می کنید ،جلوی مار می اندازید بخورد، بعد می گویید در دین ما اجباری وجود ندارد، برای زرتشتی  شدن اجباری وجود ندارد، نه هیچ اجباری وجود ندارد ولی آن دنیا برویم پوست تان را می کنیم، می دهیم مار پوست تان را بکند ،خب حکومت الآن ندارید که مجبور هستید این حرف را بزنید دیگر، دوره ساسانیان که این حرف را نمی زدید، با مانی چکار کردید؟ زنده زنده پوستش را کندید، فصل 57، صفحه 79، جهنم در آیین زرتشت

و دیدم روان زنانی که سرشان بریده و از تن جدا بود و زبان آنها بانگ داشت

اردایویراف، فصل 57، ص 79

داد می زدند، سر زنها را کنده بودند، چه شده؟ چکار کردند این  خانم ها جرم این زنی که سرش را می کنند آنجا چیست؟

این روان آن زنانی است که د گیتی بسیار شیون و مویه کردند و به سر و روی زدند

اینها عزاداری کردند، عزیزشان مرده عزاداری کردند، مویه کردند، شیون کردن اینجا سرشان را می بریم، صفحه 80، فصل 58،

پس دیدم روان مردی که او را به سوی دوزخ می کشند و می زدند پرسیدم

اردایویراف، فصل 58، ص 80

این دیگر چکار کرده این را چرا دارید می برید به جهنم، جواب دادند که

این روان آن مرد دروند است که در گیتی سر و روی خویش و دست ناپاک و دیگر ریمنی اندام خویش را در آب راکد بزرگ و چشمه و آب روان شست و خرداد امشاسپندان  را آزرد

چرا دارید جهنمی می کنید این را؟ رفته در رود خانه، رفته در آب راکد بزرگ خودش را شسته تمیز کرده خودش را، بعضی ها هم اینجا این دست ناپاک را ظاهراً ترجمه به لباس کردند، لباسشان را شسته، چکار بکند کسی که زرتشتی شد؟ گرمابه که برود پوستش را می کنید، بی چاره اش می کنید در آن دنیا، چشمه هم برود نمی تواند خودش را بشورد، آب راکد هم که خودش را نمی  تواند بشورد، با گل سر خودش را بشورد، چه باید بکند این یک راهکاری بدهید، چرا؟ چون آب است، آب  مقدس است آب نباید کثیف بشود. در منطق اسلام چیست آب؟ آب از مطهرات است، پاک کننده است، از آب باید استفاده بکنی برای اینکه نجاست را از بین ببری برای اینکه پلیدی را از بین ببری، برای اینکه کثیفی را از بین ببری، این منطق اسلام است، منطق زرتشت چیست؟ تو باید کثیف بمانی در کثافت غوطه ور بشوی ولی آب کثیف نشود، این جهان بینی تان را دارید تبلیغ می کنید برای بچه شیعه که تفکرات شیعی را کنار بگذارد؟ فصل 60 صفحه 80،

و دیدم روان مردی که تن او  را در دیگی رویین کرد

اردا ویراف نامه، فصل 60، صفحه 80

این خیلی جالب است، دقت کنید این عذاب را ببینید و بعد نکته ای که در مورد این عذاب و جود دارد یکجا یک ارفاقی به آن دادند دلیل این ارفاق چه بوده است،

و دیدم روان مردی را که تن او را در دیگی رویین کردند و آن را می پذیرند.

طرف را در جهنم اهورا مزدا کردند در دیگ دارند می پزندش،

پای راست او بیرون آن دیگ بود، و پرسیدم این تن چه گناه کرد؟ سروش اهلو و آذر ایزد گفتند این روان آن مرد درو وند است که در میان زندگان با میل به شهوت و با بدی به سوی زن شوهردار بسیار می رفت

این زنای محسنه کرده، باید پخته بشود در دیگ،

و همه تن او بزهکار بود

همه تنش باید جوشیده بشود بخاطر اینکه کل تنش نامحرم را لمس کرده بود، پایش چرا بیرون دیگ است؟ این پا را چکار کرده بود؟

و با آن پای راست وزق و مور و مار و کژدم و دیگر خرفستران را بسیار زد و کشت و نابود  کرد

چون با پایش این مرد زیاد زده موجودات و حیوانات را از بین برده بخاطر همین عذاب نمی شود، این پایش را می گذارد بیرون دیگ، خودش را می جوشاند، حقوق جانوران و حیوانات، یعنی واقعاً این سازمان بین المللی که ادعای دفاع از حقوق جانوران و حیوانات و اینها را دارند، اینها را ببینند چکار باید بکنند، فکر کنم خودشان بروند در آن دیگ عذاب، صفحه 81، فصل 61، جهنم زرتشت به چه شکل  است؟

و دیدم روان آن دروندان

اردا ویراف نامه، فصل 61، ص 81

دروندان مصادق متعددی دارد، یکی از مصادق دروندان نشان دادم بر اساس زرتشتی که منظور غیر زرتشتی ها است، این را من یک جلسه در مورد کامل صحبت کردم، که دروند یک مصداق می شود غیر زرتشتی ها، چون اینها کلاً مردمان را به دو دسته تقسیم می کنند، مزد یسنا، دیو یسنا، آشونها، درونها،

و دیدم روان آن دروندانی که می بلعیدند

یک واژه ای آورده من نمی خوانمش، می بلعیدند و یک کار دیگر می کردند،

و دیگر بار می بلعیدند

و  یک کار دیگر می کردند، یعنی مدفوع می کردند می خوردند مدفوع خودشان را، دوباره مدفوع می کردند همان را دوباره می خوردند،

پرسیدم این روانان چه کسانی هستند؟ سروش اهلو و آذر ایزد گفتند این روان آن دروندانی است که در گیتی مینویی را باور نداشتند،

قبول نداشتند جهنم را،

و بر دین دادار اورمزد ناسپاس بودند و بر نیکی که در بهشت و بدبختی که در دوزخ است و به بودن رستاخیز

یعنی قیامت،

و تن پسین شک داشتند به گمان بودند ،مشکوک بودند.

آقایان زرتشتی اگر شک دارید به قیامت این چیزی است که در کتاب اردایوراف آمده است که چکار می کنید، آن دنیا باید چکار بکنید، می گوید حتی اگر شک بکنید به قیامت به بهشت شک بکنی، آنجا باید مدفوع بکنید، دوباره مدفوعت را بخوری، دوباره مدفوع کنی دوباره مدفوعت را بخوری، این حرف من حسینی نیست این کتاب اردایویراف نامه است، که گفته اید او معصوم بوده است، که گفته اید از بزرگان زرتشتی بوده، و نماینده بزرگان زرتشتی برای دیدن آن دنیا بوده، قیامت را شک بکنی درش وضعیتت این است، فصل 62، صفحه 81،

 و دیدم روان زنی که سینه و پستان خود را با شانه آهنی می برید

اردا ویراف نامه، فصل 62، ص 81

این عذابها، خیلی عذابهای عجیبی هم درش هست، جاهای دیگری هم داریم در تعالیم اسلام، روایت است که عذاب داریم عذابهای درد آوری ولی دیگر اینکه بگویی بعضی از این چیزها مثل اینکه بچه خودش را بپزد و بخورد دیگر انصافاً ما قبول نداریم برای جهنم که بچه خودش را بپزد بعد دوباره بخورد بچه خودش را،

پرسیدم این تن چکار کرده

نگاه کنید خیلی جالب است، اینجا یک تحریفی صورت گرفته بوده از جانب یک متسشرق نامدار، بعد در پاورقی توضیح داده خانم ژاله آموزگار، می گوید این زن که باید سینه خودش را با شانه آهنی ببرد، چکار کرده؟

پاسخ دادند: این روان آن زن دروند است که در گیتی شوهر و سالار خود را تحقیر کرد، بد بود خویشتن آراست و با دیگر مردان کار بد کرد،

پاورقی می آید می گوید یکی از برگردانهای پهلوی از کنار ترجمه دقیق این عباراتی که اینجا آمده است، از معنی کردن این بند با زیرکی سر باز زدند، یعنی مستشرقین هم هوای تعالیم زرتشت را داشتند، خانم ژاله آموزگار را هم که دیگر می دانید، ممحض است در ایران باستان و زرتشت عاشق این مطالب است و مدافع است، و سخنران رسمی مراسم زرتشتی ها را هم بوده است، فصل 63، صفحه 81

و دیدم روان زنی که با زبان خود اجاقی گرم را می لیسید

اردا ویراف نامه، فصل 63، ص 81

این خانم در جهنم است چکار می کند؟ با زبان اجاق داغ لیس می زند

و دست خویش زیر آن اجاق می سوزاند

دستش را هم گذاشته بود زیر آن اجاق که بسوزد

پرسیدم این تن چه گناه کرده که روان او چنین پادافره گرانی را تحمل می کند

این زن  چکار کرده که باید اجاق داغ لیس بزند؟

سروش اهلو و آذر ایزد گفت، این روان آن زن دروندی است، که در گیتی به شوهر و سالار خویش

برای توجیه کارش پاسخ داد

شوهرش توبیخش کرده این جواب داده،

و سگ زبان بود و نافرمانی کرد، و به میل او تن به هم خوابگی نداد، و خواسته از شوهر دزدید و نهانی اندوخته خویش کرد

این زن باید آنجا دستش را بگذار زیر آتش دیگ و دیگ داغ بلیسد، حالا دیگر شروع کردند یک مجازات های دیگری را هم آورند من چندتایی را  تیتر وار نشان بدهم

دیدم روان زنی که گریان و نالان می رفت و آمد، و روی سرش تگرگ بود زیر پایش هم روی گرم

حالا این عقوبت هایی برای برخی از کارها است که بعضی هایش هم انصافاً جنایت بوده است اگر کسی مرتکبش شده باشد،

دیدم روانی چند که سینه آنها به لجن و گندگی افکنده شده بود، و داسی تیز در پای و دیگر اندام آنها می شد

این عذابهای اهورا مزدا است در آن دنیا،

دیدم روان مرد و زنی که زبانشان در آمده بود و ماران دهان آنها را می جویدند

دیدم روان مردی که به یک پا در تاریکی دوزخ آویخته شده بود و او در دست داس آهنی داشت و سینه و زیر بغل خویش را می درید، و میخی  آهنین در چشم او زده بودند

عذابهای اهورا مزدا، خدای زرتشت

و دیدم روان مردی و زنی که آنها آن مرد را به بهشت و زن را به دوزخ می کشیدند،

اینها با هم زندگی کردند مرد را بردند بهشت زنها را بردند دوزخ بخاطر چه بوده؟ بخاطر این بوده که مرد آن زن را از کارهای بد باز نداشته بوده در این دنیا؛ فصل 69، صفحه 85،

اردا ویراف نامه، فصل 69، ص 85

و دیدم زنانی در دو چشم آنان میخ چوبی زده بودند

میخ کرده بودند در چشم زنها، جهنم زرتشتی ها، جهنمی که اهورا مزدا ساخته،

به یک پا نگونسار آویخته شده بودند

زنان هم در جهنم اهورا مزدا همیشه آویزان هستند از در و دیوار، دیدید که چند جا این تعبیر به کار برده شده،

بسیار وزق و کژدم و مار و مور، و مگس و کرم، خرفستران دیگر به دهان و بینی و گوش و مقعد شرمگاه آنان می رفتند و می آمدند

اهورامزدا زن زرتشتی بوده این، یا غیر زرتشتی بوده،خلاف کرده گناه کرده در جهنم دارد با او این کار را می کند،

پرسیدم این روان چه کسانی است و ایشان چه گناهی کردند که روان آنها چنین پادافره گرانی را تحمل می کند، سروش اهلو و اذر ایزد گفتند، این روان آن زنان دروندی است که در گیتی شوی داشتند با مرد خفتند، تن به هم خوابگی دادند،  و بستر شوهرشان را تباه داشتند، و تن شوهر را آزردند

زرتشتی ها خیلی حساس هستند، اینکه زنی با مرد دیگر رابطه داشته باشد ولی شوهرش نداند، در تعالیم زرتشت روی این مسئله حساسیت بالایی و جود دارد، بله ، روی این حساسیت بالایی وجود دارد، ولی اگر شوهر در دوره ساسانیان می خواسته این کار را بکند گزارشهای متعددی است که برخی جاها اینها یک مسائل دیگری بوده، فصل 70 صفحه 85، به خدا برخی از عبارات این کتاب را واقعاً شرم کردم بخوانم، یعنی تا دقیقه آخر برنامه گفتم اصلاً من نمی توانم حتی نشان بدهم، اینهایی که دارم برایتان می خوانم آنهایی است که می شود بخوانیم، یعنی واقعاً بعضی از اینها را من گفتم حتی صفحه اش را من نمی توانم نشان بدهم، خانواده نشسته پای گیرنده، حالا من بعضی از اینها را می خوانم آنهایی که نمی شود بخوانم را نگه می دارم یک جا شاید در برنامه ای قبلش اعلام کردیم و با اعلام آمادگی آنها را خواندیم،

و دیدم روان زنانی که نگونسار افکنده بودند و چیزی همانند خارپشت آهنی با خاری که از آن رسته بود در بدن آنها فرو می رفت وبیرون می آمد،

اردا ویراف نامه، فصل 70، ص 85

من بعضی  جاها را اصلاً توضیح نمی دهم

و به ژرفای یک انگشت نطفه دیوان و دروجان و بدبویی و ریمنی در دهان و بینی آنها می ریختند،

برخی از زنها اینطوری عذاب شدند، چکار کردند، چرا این کار را کردند با این زنها؟

این روان آن زنان دروندی است که در گیتی با شوهرانشان پیمان شکنی کردند، و شوهرشان را رها کردند و هرگز خوشنود نبودند، و تن به همخوابگی ندادند،

چون تن به همخوابگی با شوهرشان ندادند دیوها می آیند یک کارهایی می کنند با آن خانم؛ فصل 72 را هم برایتان بخوانم صفحه 86،

و دیدم روان زنانی که دشتان خویش می خوردند، و پرسیدم این تنها چه گناهی کرند که روان آنهاچنین پادآفره گرانی را تحمل می کنند؟ سروش اهلو و آذر ایزد گفتند این روان زنانی است که پرهیز دشتان خویش نکردند

اردا ویراف نامه، فصل 72، ص 86

چرا؟ بخاطر اینکه در دوره خاصی بودند این خانم ها آب و آتش و پسندار مند، زمین خرداد، امرداد، اینها را آمدند آزردند، چون رفتند پیش آب و آتش،

و به آسمان و خورشید و ماه نگریستند،

چقدر کار بدی است در آیین زرتشت، خانم در وضعیت خاصی باشد آسمان و خورشید و ماه را نگاه کند،

و ستور گوسفند را با دشتان آزردند

چرا رفتی سراغ حیوانات، چرا رفتی سراغ گاو و گوسفند، نباید پیش اینها بروی، اینها اذیت شدند، بخاطر همین مادشتان می دهیم بخورید،

و مرد اهلو را ریمن داشتند،

مرد پاک هم، مرد خوب و پاک و اهلو زیاد تکرار شده در این کتاب، بیش از صد بار شاید تکرار شده اهلو یعنی پاک و مقدس، این را آمدند ناپاک دانستند؛ خب بعد این فصل های متعدد کتاب را همینطور جلو می رویم اینها چندتا سر تیتر بخوانم

پس دیدم روان کسانی که پشت ، و  دست وپای آنها زخم داشت و مقعد به طرف روی آویخته شده بود و سنگ گران به پشت آنها

دیدم روان زنی که با پستان کوه آهنی می کند،

اینها دیگر مجازات های متعدد برای گناهان مختلفی است که اهورا مزدا خدای زرتشت آنها را اینطوری در نظر گرفته، بعضی هایش را هم واقعاً نمی شود خواند، اصلاً واقعاً زرتشت است و عرف ما حداقل الآن قبول نمی کند؛ فصل 99 ، صفحه 95، 

و دیدم بسیار روان و مردان و زنان دروند دیگر نیز که در دوزخ سهمگین و بیم گین آسب رسان، پر از بدبختی با درد بسیار و تاریک آسیب و پادافره گونه گون، تحمل می کنند.

پس دیدم روانهایی که بر زبانشان میخ چوبی رسته بود، نگون سار به دوزخ فرو رفتند، و دیوان با شانه آهنین همه تن ایشان را می کندند، پرسیدم این روانهای چه کسانی است و چه گناهی کردند که روان شان چنین پادافره گرانی را تحمل می کند، سروش اهلو و آذر ایزد گفتند این روان آن دروندانی است که در گیتی نسبت به فرمانروایان خود نافرمان بودند

اردا ویراف نامه، فصل 99، ص 95

پادشاه بوده اینها نافرمان بودند، تیکه تیکه شان می کنیم آن دنیا، چرا؟

سپاه و لشکر و فرمانروایان را دشمن داشتند، اکنون در اینجا چنین درد و آسیب و پادآفره گرانی را باید تحمل بکنند

پادشاه هرچه گفته بود باید گوش می دادند دیگر؛ و فصل شماره 110 که فصل پایانی کتاب اردایوراف است، می گوید که برگردد اردایوراف اینهایی که دید را برای دیگران باید تحمل کند

به جهانیان آنچه دیدی و دانستی به راستی بگو

اردا ویراف نامه، فصل 10، ص 96

و شروع می کند می گوید، باید زرتشتی گری منتشر بشود در دنیا، چه بشود و چه بشود، تبلیغ به کنید زرتشتی گری را اینها باید گفته بشود که آن دنیا چه خبر است، و بعد آقای اردایویراف برمی گردد و شروع می کند اینها را تعریف کردن

فرجام یافت به درود و شادی و رامش

که از صفحه شماره 97، کتاب به بعد دیگر متن پهلوی را آورده، تا صفحه 170 که دیگر متن فرانسوی برگردان را آورده، که ترجمه فارسی حاصل مطابقه زبان پهلوی و فرانسوی این کتاب بود، این بود کتابی که در شبکه چهار صدا و سیما گفته شده بود، این حاصل تجربه مرگ بوده، و روحانی زرتشتی با مرگ اینها را تجربه کرده است، و گفته است، و برای اثبات بهشت و جهنم بوده، و این بود نمونه هایی از عذابی که اهورا مزدا خدای زرتشت برای زرتشتی ها و غیر زرتشتی ها در نظر گرفته که بروند آن دنیا همچین بلاهایی را، بقول خودشان پادافره یا مجازات گناهان خودشان سرشان بیاورند.

خب ملاحظه فرمودید شاید ذهنیت خیلی از شماها این بود که زرتشتی ها خیلی آن دنیای شان سخت نیست ولی دیدیدکه به چه شکل و صورتی است.

بسیار ممنونم از همراهی تان تا اینجای برنامه، موبد عزیز زرتشتی و مبلغ زرتشتی هم تماس نگرفته، منتهی منتقد عزیز تماس گرفتند با برنامه آقا علیرضا از ساوه سلام علیکم و رحمة الله.

بیننده(آقای علیرضا از ساوه):

سلام استاد وقت تان بخیر،امیدوارم حالتان خوب باشد، استاد من چندتا سؤال داشتم فکر کنم اشتباه شد نقد نداشتم به برنامه، خواستم یک سری نقدهایی که می کنند را جواب بدهم،

استاد حسینی:

باشه من خوشحال شدم فکر کردم منتقد تماس گرفته، آقا علیرضا تماس گرفتید با برنامه سخت بود بخواهید روی خط تشریف بیاورید؟

بیننده:

نه اصلاً

استاد حسینی:

چرا تماس نمی گیرند موبدان عزیز،

بیننده:

خیلی راحت است لطف می کنند خودشان تماس می گیرند، باید تشکر کنم از عزیزان، دوتا نقد به شما معمولاً وارد می کنند من در اینستاگرام و اینجاها دیدم، یکی اینکه به شما می گویند شما خیلی توهین می کنید، نمی دانم دارد توهین می کند و اینها، فقط هم زرتشتی ها نیستند یک سری هم که مثلاً مسلمان هستند، به شما این حرف را می زنند؛ من می خواهم به جواب این عزیزان بگویم که اولاً این دوستان بروند در یکسری کانالهای ماهواره ای یا یک سری گروه های باستانگرا تا ببینند چه توهین هایی به اسلام می شود، بعد بیایند با برنامه مقایسه کنند، ببینند استاد توهین می کنند یا این افراد به ظاهر گفتار نیک، پندار نیک، کردار نیک، و نکته دوم اینکه به شما می گویند، خیلی من دیدم، اینکه می گویند شما ایران ستیزی دارید می کنید، در جواب این عزیزان هم باید بگوییم که یک مراجعه بکنید به گروه های تجزیه طلبها یا پانترکها یا گروه های اهل سنت که ببینید معنی و معنی ایران ستیزی را آنجا بفهمید که چه فحاشی هایی می کنند به زرتشتی ها و کلاً ایران باستان را رد می کنند، هخامنشیان را کلاً رد می کنند، در حالی که شما گفتید که به نکات مثبت دوران باستان باید افتخار کرد، ولی یک سری نکات منفی هم باید گفت، خیلی جالب است که مدعی آزادی بیان هستند، تا یک کسی یک نقد کوچکی می کند، هزار مدل فحش و تهمت و ناسزا به او می گویند.

من چندتا سؤال داشتم استاد، می خواستم، نظرتان را راجع به استاد رائفی پور بدانم در مورد ایران باستان ایشان یک سری نظراتی دارند که سخنرانی معروفی دارند در مورد آنفولانزای نیویورکی یا اینکه دوگانه ملی گرایی،

استاد حسینی:

ایران سرزمین نجیب زادگان سخنرانی شان است،

بیننده:

بله، و می گوید این کارها اشتباه است، مثلاً حمله به اسلام باشد یا حمله به دوران باستان باشد اشتباه است این دوگانه ها می خواستم نظرتان را راجع به این نظر استاد رائفی پور بدانم.

استاد حسینی:

ببینید من حقیقتش را بخواهم به شما بگویم وخیلی رک بگویم با ایشان اختلاف نظر دارم، ولی همین روز گذشته من فکر می کنم حدود سه ساعت با ایشان داشتم صحبت می کردم، تبادل نظر می کردیم، در جریان برنامه ما هم هست چه بسا شاید در برنامه هم دعوت کنیم ایشان تشریف بیاورند، من وقتی که با ایشان اختلاف نظر دارم ایشان می فهمد چرا من دارم یک ادعایی را مطرح می کنم، و من هم درک می کنم ایشان چرا دارد آن نکته را می فرماید، بعضی  وقتها در مورد بحث ایران باستان و زرتشت یک کسی می آید از روی تعصب یک حرفی را می زند، یک کسی می  آید برای اینکه زمینه بروز یک اتفاق بد را بگیرد یک نکته ای را مطرح می کند، این دوتا باهم فرق دارد، مسئله بعدی این است که یک کسی پافشاری می کند روی یک حرف غلط یک کسی اگر حرفی را زده باشد اشتباه باشد، مثل من که ادعایش را دارم اینطوری هستم در این برنامه اگر غلط باشد می پزیم، آقای رائفی پور را من با ایشان یک اختلاف نظرهایی را در مورد تاریخ ایران و باستان دارم، ولی در مورد زرتشت بعد از صحبت های متعددی که باهمدیگر داشتیم و گفت وگوهایی که داشتیم اختلاف نظرمان شاید به صفر رسید یعنی شاید تمام شد، یعنی در مورد زرتشت شاید دیگر اختلاف نظر نداریم، دیگر اصلاً ادامه ندادیم بحث را، در مورد تاریخ ایران باستان اختلاف نظرهایی داریم، ایشان در مورد آن قضیه کوروش و ذو القرنین بودن هم می گوید از یک جایی به بعد که کوروش با دانیال نبی آشنا شد قضیه متفاوت شد، و اگر من دارم این مطالب را می گویم در مورد تاریخ حکومت داری کوروش است که عمده حکومت داری  اش، حتی اگر آن را هم بپزیریم قبل از آشنایی اش با دانیال نبی بوده.

این یک مسئله، مسئله دوم را دقت بفرمایید، من اگر اینجا آمدم در مورد زرتشت دارم نظر زرتشت را دارم می گویم چه بوده است، در مورد اوستا دارم صحبت می کنم در مورد دوره هخامنشیان صحبت می کنم، عمده استدلال ها و استناداتم به کتاب زرتشتی ها و باستان گراها است، خود ایشان هم قبول دارند که اگر ما برویم سراغ کتاب های باستانگراها و زرتشتی ها چیزی درست و حسابی از هخامنشی ها نمی توانیم بیرون بیاوریم، یک زمان می گوییم نظر ما بعنوان مسلمان در مورد ذو القرنین کیست، تطابقش با فلان شخصیت، یک زمان می آییم می گوییم که خود شما باستان گراها که ادعا دارید خودتان چه گفتید در کتاب هایتان؟ من در این مسئله دوم هم با آقای رائفی پور هم نظر بودم، یعنی صحبت که کردیم ایشان اصلاً مطلب شان خیلی دقیق است، ایشان هم می گوید که به این کتاب های باستانی خودشان مراجعه کنیم، چیز درست و حسابی بیرون نمی آید برایش ، در مورد زرتشت هم که این چنین بود، از طرف دیگر یک جاهایی هم اختلاف نظر طبیعی است بزرگوار، یعنی یک جاهایی اختلاف نظر در موضوعاتی وجود داشته باشد خیلی طبیعی است؛ چون من که دارم این حرف را می زنم واقعاً من دقیق نمی دانم چقدر این اوستا حرف خود زرتشت است، چقدرش حرفهایی است که بعدا اضافه شده، من دارم این را اعتراف می کنم نسبت به این مسئله و اصلاً رویۀ  من همین است، منتهی می گویم آقایان زرتشتی شما که می گویید این کتاب مکالمه زرتشت و اهورا مزدا است، و حرف ها زرتشت است چه جواب می دهید، ولی بینی و بین الله اگر از راه اعتقادات خودم یا شواهد تاریخی چیزی برایم ثابت نشود،  به صرف اوستا نمی توانم به صرف اوستا حکم کنم، کما اینکه یک نکته را خدمت تان بگویم، من قائل به این نیستم که خود زرتشت ازدواج با محارم را آورده باشد، هرچند زرتشت را متنبی می دانم، چون روایت دارم در موردش مطلب دیگری است، می گویم بعداً اضافه شد، بعد از یک گندکاری که به بار آورده بودند، ولی در مسئله ازواج با محارم در زرتشت ورود پیدا نکردم تا الآن بخواهم ورود پیدا بکنم خیلی مطالب دارم، ولی اینقدر باید وجدان داشته باشم، وقتی به من ثابت شده خود زرتشت، تا الآن واقعاً من اعتقادم این است، خود زرتشت بحث ازدواج با محارم را نیاورده، خود زرتشت نیاورده، این اعتقاد بنده است، ممکن است یک کسی پژوهشگر پژوهش باشد بگوید نه خود زرتشت آورده، من نظرم این نیست، ولی به کتاب های خود زرتشتی ها مراجعه می کنیم چه می بینیم، خلافش را می بینیم، این دوتا با هم جدا است، آقای رائفی پور می گویند اعتقادات ما چه هست راجع به ایران و باستان من دارم می گویم آنچه که باستانگراها و زرتشتی ها راجع به ایران و باستان گفته اند چه هست، این دوتا با همدیگر تفاوت هایی را دارد، یک جاهایی را هم بله اختلاف نظر داریم با همدیگر، کاملاً این مسئله بین و بارز هم هست، اصلاً پوشاندنی هم نیست، ایشان خودشان هم می دانند،  و گاهی با همدیگر یک صحبت هایی در همین زمینه ها داریم، و بعضی از عناوینی که برای کلیپ های ما زدند را هم اشاره می کنند.

خب آقا علیرضا باز سؤال دارید یا در مورد دوتا نکته دیگرتان هم یک نکاتی را عرض بکنم من.

بیننده:

من یک نکته دیگر هم می خواستم بگویم، استاد دو سه هفته پیش چند نفر تماس گرفتند با برنامه، حالا نقد داشتند، یک عده می گفتند چون اجدادمان هستند باید چشم پوشی بکنیم، یک هم زنگ زد مثلاً حس ملی گرایی و اینها که، بخاطر احساسات ناسیونالیستی، مثلاً که داشتند، به شما نقد وارد می کردند که این برنامه را ادامه ندهید، حالا من یک نکته دیگری را می خواستم بگویم، می خواستم بگویم استاد به نظر شما ادامه دادن این برنامه باعث دلسرد شدن ملی گراهای طرفدار حکومت یا مثلاً یک سری اقلیت های مذهبی که احترام می گذارند نمی شود؟ چون من خودم یک هم دانشگاهی دارم شاید حالا باورتان نشود، نذر امام حسین ایشان وقتی می گیرد اینها فریض می کنند، و هر سری که می خواهند غذایی مجدد درست کنند بعنوان تبرک اضافه می کنند، یعنی غذا را بعضاً چندین ماه نگه می دارند و بعنوان تبرک گهگاه از آن استفاده می کنند، یعنی همچین اعتقادی دارند، می خواستم بپرسم باعث دلسری و ناراحتی اینها احیاناً نمی شود؟

استاد حسینی:

خیلی سؤال خوبی است جواب می دهم چشم، سؤال دیگری ندارید آقا علیرضا؟

بیننده:

نه خیلی ممنون

استاد حسینی:

موفق باشید خدا نگهدار شما. من نکاتی که فرمودید و سؤالی که پرسیدید را جواب بدهم، اولاً فرودید که یک پاسخی البته خودتان دادید، ممنونیم از شما نسبت به این دوتا موضوع، می گویند که شما توهین می کنید در برنامه، اگر من توهین کردم اولاً استغفار می کنم، و ثانیاً طلب می کنم از شما که توهین من را بیاورید،  من اصلاً حاضرم همین الآن استغفار کنم بخاطر توهینی که ندانسته انجام دادم، هیچ مشکلی ندارم به این قضیه، ولی اگر آن توهین من را شما نیاورید، بالاخره برنامه من دارد ضبط می شود، برنامه دارد منتشر می شود، کلیپ هایش هست مطالبش هست، تایپ هم می شود، توهین من را بیاورید بیاورید بگویید اینجا توهین کردید تا من هم استغفار کنم هم عذر خواهی کنم، ولی وقتی کلی گویی هست، که شما توهین کردید، خب کجا چه گفتم که توهین کردم من، این حرف ادعایی از طرف شما است که اتفاقاً ادعای شما ادعای باطلی است، بعد فرمودند که شما این حرف هایی که می زنید باعث ایران ستیزی می شود، عزیزان دقت کنید، من بیشتر از اینکه در مورد تاریخ ایران و باستان و در مورد زرتشت حرف بزنم و نقد بکنم، تاریخ مسلمان ها را نقل کردم، همه هم می دانند، آیا من که آمدم گفتم تمام بنی امیه ظالم بودند، تمام بنی عباس ظالم بودند، تمام خلفایی که جای اهل بیت قرار گرفتند را نقد کردم، این باعث اسلام ستیزی است؟ یا بخاطر اسلام ستیز بودن من بوده، یا نه من معتقدم می گویم اعتقادات درست باید پالایش بشود، استخراج بشود، اعتقادات غلطم پالایش بشود استخراج بشود، بیشترین استدلالهای من در صحبت ها و نقدهایم استناد به کتاب های مسلمان ها بوده است در جهت رد اعتقادات برخی دیگر از مسلمان ها، من اسلام ستیز هم دیگر اگر اینطور با این استدلال بعضی از دوستان نگاه کنیم من می شوم اسلام ستیز، خب اسلام ستیز نیستم، ولی من می گویم این اعتقادات درست بااعتقادات باطل قاطی شده این باطلها را بگذاریم کنار، تاریخ گزارشهای درستی دارد، یک گزارشهای غلطی دارد، اعتقادات غلطی هم در تاریخ بوده، واینها را بگذاریم کنار، در مورد بحث سخنرانی در مورد نجیب زادگان هم من توضیح دادم خدمت تان فرمودید که آیا ادامه دادن برنامه باعث دلسرد شدن ملی گراها که همراه با حکومت هستند نمی شود؟ من سؤال عکس این را از شما بپرسم، آیا عدم اهتمام به چنین برنامه هایی باعث شل شدن مؤمنین که طرفدار حکومت هستند نمی شود؟ یعنی اگر اسلام ستیزها مرتب بیایند و شروع کنند اعتقادات اسلامی را تضعیف کنند در مقابل اعتقادات زرتشتی را بخواهند علم بکنند، این باعث تضعیف حکومت نمی شود، ما بیاییم بگوییم که زرتشت همچین حرفی را زده باعث تضعیف حکومت می شود؟ پاسخ مشخص و روشن است، اگر بنا است، یک تعداد افرادی بیایند نگاه بکنند بگویند در تاریخ ایران الآن وضعیتی که داریم وضعیت برجسته ای است از لحاظ استقلالی که داریم از لحاظ استقامتی که داریم و چند مورد این چنینی را، بخواهند مطرح بکنند بگویند ولو اینکه من اعتقادات دینی ندارم من الآن حامی الآن ایران هستم، من واقعاً بیایم بگویم اهورا مزدا زنها را اینطوری شکنجه می کند، آن ‌طرف می گوید من حکومت را دیگر دوست ندارم؟ اگر واقعاً سطح استدلالش این است، برود یک تجدید نظر بکند، من بیایم اینجا به شما بگویم مثلاً در اوستا آمده زرتشت معلوم نیست کی زندگی می کرده، طرف ضد حکومت می شود؟ فکر نمی کنم، اتفاقاً در بین بینندگان ما که تغییر رویه دادند که من اینجا علنی گفتم باز هم می گویم اینها که تغییر رویه می دهند وقتی می آیند روی خط اعلام می کنند، صدتا مشکل دارد برایشان بوجود می آید، تا می توانید این کار را نکنید مگر می بینید که در یک شرایطی هستید که می توانید واقعاً از خودتان همه جوره دفاع بکنید، و نیایید روی خط بگویید، همان پیامهایی که می فرستید برای ما همان کفایت می کند، بین خودتان و خدا خودتان، افراد ضدی داشتیم، یعنی اینها ضدیت با اعتقادات ما داشتند، با حکومت با همه اینها، ضدیت داشتند ومشکل داشتند، الآن دقیقاً نقطه مقابلش است، نقطه مقابل تفکرات قبلی خودشان ایستادند، خب آنها را هم ببینیم دیگر، این سمت را ببینیم آن سمت را هم باید نگاه بکنیم، از طرف دیگر این حرفهایی که ما داریم می زنیم عمده ضربه اش را آن جریان اپوزیسیونی می خورد که به اسم ایران و باستان دارد الآن حکومت اسلامی را می خواهد یا جمهوری اسلامی را می خواهد یا دستورات اسلامی را می خواهد بیاید نقد بکند، و زیر سؤال ببرد، او دارد ضربه اش را می خورد، من دقت می کنم نسبت به این مسائل مشورت می گیرم نظرات عزیزان و انتقادها را به دقت نگاه می کنم، بررسی می کنم، ان شاء الله که از خلال این مشورت گرفت ها و دقت نظرها آنچه که صحیح است بیرون بیاید و آنچه که ما مد نظرمان هست به همان برسیم و مشکلی پیش نیاید.

پیام های قبلی که فرستادید چندتایی ماند از هفته گذشته ، اینها را بخوانم، آقا یدالله از خوزستان.

پیام(آقای یدالله از خوزستان):

ببخشید استاد اگر دین زرتشت هیچ پایه و اساسی ندارد در پیامبر بودنش اختلاف است و وجودش

اختلاف است و سنش اختلاف است، چه کسانی با چه اهدافی این دین را پایه گذاری کردند، بالاخره باید یک پایه ای داشته باشد یا نه؟

خب اصل وجود زرتشت را ما منکر نشدیم، البته بعضی از مورخین قائل به این هستند که چندتا زرتشت وجود داشته، اصل آن را ما منکر نشدیم، ولی در دوره ساسانیان بیشترین دستبرد وجود داشته، در آیین زرتشت، چون حکومت دست شان بوده و کتاب هایی را آن موقع  نوشتند منکر این قضیه نیستند، که خیلی از آموزه هایی که الآن به اسم آموزه های زرتشت هست، و زرتشتیان به آن معتقد هستند چه بسا از دوره ساسانیان آمده باشند، این را من صراحتاً عرض می کنم.

سلام می شود از آقای حسینی بپرسید آیا ایرانی هایی که مسلمان شدند قبل از اسلام آوردن هم مثل زرتشتی الآن از تاریخ پیامبرشان و اینطور مسائل بی اطلاع و دچار تردید بودند یا نه؟

ایرانی هایی که مسلمان شدند؛ سؤال شان این است ایرانی هایی که آمدند مسلمان شدند آن موقع هم در مورد اعتقادات زرتشتی بی خبر بودند چطور بوده؟ چون حکومت حکومت مدعی زرتشتی گری بود اینطوری نبود که بگوییم هیچ چیز نمی دانند از زرتشتی گری، ولی از این طرف باید به این مسئله دقت کنید که آن موقع نگارش کتاب آنقدر رایج نشده بود، بر خلاف بعضی از ادعاهایی که مطرح می کنند، کتاب نویسی اینقدر زیاد نبوده، اینها سینه به سینه اطلاعات را منتقل می کردند، حتی اوستا را بیشتر سینه به سینه نقل می کردند و به یک دیگر منتقل می کردند، اینطور نبوده که طرف بتواند برود سراغ یک کتاب بردارد بخواند اعتقادات زرتشتی را کامل متوجه بشود، چیست و آن کتاب به راحتی در دسترسش باشد، موبدان زرتشتی بودند موعظه های زرتشت را می آمدند برایشان تشریح می کردند، ممکن است یک کسی در یک منطقه ای بوده موبدان زیاد زرتشتی بوده اطلاعات بیشتری داشته، ممکن است در روستاها همچین وضعیتی نباشد، چون من هم از آن زمان نبودم و در این زمینه اطلاعات دقیقی ندارم، اما حکومت زرتشتی بوده دوره ساسانیان، دوره هخامنشیان بحث هایی در موردش هست که حکومت چه بوده، دوره ساسانیان قطعاً زرتشتی بوده است، و مردم کلیاتی را باخبر بودند، و اینکه یک سری احکام این چنینی را مراعات می کردند نشان دهنده این است که  اعتقادات آیین زرتشت با زندگی اجتماعی مردم به نوعی هم آمیختگی پیدا کرده بوده، بخاطر همین تبدیل به تابه های اجتماعی شده بود، حالا تابه چیست بحثش مفصل است، ولی وجود تابه های اجتماعی که برخواسته از تفکرات همین متون پهلوی است، نشان دهنده این است که مردم آن زمان یک چیزهایی را در عملکردشان حداقل می دانستند از آیین زرتشت که به چه شکل است، تا می گوییم احکام زرتشت نیایید بگویید احکام ندارد زرتشت، اگر خواستید من برایتان می آورم که احکام هم دارند تصریح هم کردند خودشان.

چندتا سؤال دیگر پرسیدید بعضی هایش مرتبط نیست، با برنامه اگر بخواهم ورود پیدا بکنم، می شود در مورد شورای عالی انقلاب پرسیدید چه کسانی تصمیم می گیرند خب مصوبه شورا است دیگر، بروید ببینید دقیقاً در سایت شورای عالی انقلاب تشریف ببرید، اسامی اعضا آنجا مشخص است که چه کسانی تصمیم را گرفتند که روز زرتشت را بیایند همچین تغییری بدهند در فروردین ماه، ما هم از آن طرقی که بتوانیم دسترسی داشته باشیم نظر خودمان را منتقل می کنیم، و همین‌جا بنده عرض می کنم، من حاضر هستم به آن بزرگورانی که چنین تصمیمی را گرفتند و قائل به این هستند که واقعاً آن روز سالروز ولادت زرتشت هست، و زرتشت پیامبر بوده از دیدگاه معارف شیعی، با آنها بحث بکنم، و اگر فراتر از بحث هم خواستند من خدمت شان هستم، حاضر هستم مناظره بکنم، حتی اگر در شبکه نخواستند مناظره بکنند، جای دیگری در فضای علمی آکادمی جایی دانشگاهی جایی اگر خواستند، حوزه ای اگر خواستند من ، خدمت شان دوست دارم باشم و واقعاً ببینم استدلالشان چیست، برای اینکه بگویند آن روز سالروز ولادت زرتشتی است که پیامبر است از الآن دارم اعلام می کنم که حاضرم اعلام آمادگی می کنم حاضر به مناظره هستم، یک بار دیگر تکرار کنم، من بخاطر این ثبتی که در شورای عالی انقلاب فرهنگی رخ داده است و آمده اند 6 فروردین را از روز ولادت زرتشت تغییر دادند به زاد روز زرتشت پیامبر با هر کدام از این بزرگواران که این تصمیم را گرفتند مناظره و گفت و گو بکنم، در مورد این دوتا ادعا، یک در مورد 6 فروردین بودن ولادت زرتشت، دو در مورد نبوت زرتشت در معارف شیعی، در آیات و روایاتی که از مکتب اهل بیت علیهم السلام است و به دست ما رسیده؛ خواستید در فضایی که خودتان تشخیص دادید به ما بگویید، و من با شما حاضر به مناظره و گفت و گو هستم، هرچند احتمال اینکه حاضر بشوید برای مناظره و گفت و گو را خیلی کم می دانم و بعید می دانم، خیلی بعید است همچین اتفاقی رخ بدهد، اگر رخ بدهد بسیار خوشحال خواهم شد، مخاطبین ما هم استقبال خواهند کرد.

بسیار ممنونم از شما متشکرم از اینکه با ما همراه بودید، امشب هم موبد عزیز زرتشتی تماس نگرفتند، ما دوست داشتیم که بحث های ما دوطرف باشد، راه های ارتباطی را برای شما باز گذاشتیم وات ساب هست، تلفن است، حتی تلفن کسی با ما تماس بگیرد، برای اینکه هزینه تماس هم برایشان در نظر گرفته نشود شماره شان گرفته می شود اگر خواستند و از اتاق فرمان با آنها تماس گرفته می شود، اینقدر ما استقبال می کنیم، از حرف مخالفین و نظر مخالفین و گفت و گو در حالی که طرف مقابل ما خیلی ظاهراً رغبتی به این گفت و گو و بحث علمی ندارد، بسیار خوشحالیم از اینکه آن تریبون های یک طرفه برای تبلیغ تفکرات ضد اسلامی گرفته شده و ما می توانیم در چنین برنامه هایی در خدمت شما باشیم و از فضاهای مختلف استفاده بکنیم برای گفتن حقایق ان شاءالله که بتوانیم در این زمینه کمک بکنیم برای اینکه بینندگان ما بهتر بتوانند تصمیم بگیرند و اعتقادات درستی را برای خودشان انتخاب بکنند، متشکرم از شما التماس دعا، خدا نگهدار.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

 

 

 


  
  • محسن اسکروچی

    22 خرداد 1400 - ساعت 21:39

    سلام شبکه حضرت ولی عصر(عج) فوق العاده عالی هست بخصوص برنامه تاریخ بدون رتوش لطفاً قسمت های جدید تاریخ بدون رتوش رو بگذارید داخل آرشیو شبکه باتشکر فراوان

    0 0

تاریخ بدون روتوش>

شبکه ولی عصر ، تاریخ بدون روتوش ، سید محمد حسینی ،