شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عج)
کلمه طیبه حجت الاسلام یزدانی

قسمت چهلم برنامه کلمه طیبه با کارشناسی حجت الاسلام و المسلمین یزدانی


بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ : 17 خرداد 1400

مجری:

اَعُوذُ بِاالله مِنُ الشَّیّطانِ الرَّجِیّم بِسّمِ الله الرَّحمنِ الرَّحِیّم الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ صَلَّی اللَّهُ عَلَی مُحَمَّدٍ آلِهِ الطَّاهِرِینَ

عرض سلام و ادب و احترام دارم خدمت همۀ شما بینندگان عزیز و ارجمند شبکه جهانی حضرت ولیعصر(عج)، خیلی خوشحال هستیم الحمدالله به رسم دوشنبه‌شب‌ها باز هم تقدیم می کنیم محضر همۀ شما گرامیان برنامه کلمه طیبه را برنامه ای که این افتخار را داریم تا از محضر حضرت استاد حضرت حجت الاسلام والمسلمین دکتر یزدانی بهره‌مند بشویم، إن شاءالله این جلسه هم تا پایان همراه ما باشید کلیپ های داغی داریم إن شاءالله همۀ آنها را با هم به نقد می نشینیم و إن شاءالله بتوانیم مُسمرثمر واقع بشویم، ابتداً عرض سلام و ادبی داشته باشیم خدمت حضرت استاد، بعد از آن می رویم سراغ کلیپ ها، سلام عرض می کنم در خدمت تان هستیم.

استاد یزدانی:

سلام علیکم و رحمة الله

اَعُوذُبِاللّه مِنَ الشَّیّطانِ الَّعِینِ الرَّجِیمّ  بِسّمِ اللّهِ الرَّحّمنِ الرَّحِیمّ الحمد لله الذي اظهر الوجود ومنه بدأ کل حمد وإليه يعود و الصلاة والسلام علي شاهد و المشهود لکل موجود محمد المحمود وعلي آله آل الله الودود خلفاء الله علي عالم الغيب و الشهود سيما الحجة بن الحسن المهدي المنتظر الموعود.

سلام و عرض ادب خدمت حضرت عالی و خدمت همۀ بینندگان عزیز شبکه جهانی حضرت ولیعصر دارم و امیدوار هستم که امشب هم بتوانیم در خدمت شان باشیم و برنامۀ جذابی را تقدیم شان کنیم.

مجری:

إن شاءالله، الحمد الله این توفیق را داریم در محضرشما هستیم، همانطور که مطلع هستید بدون فوت وقت می رویم سراغ پخش کلیپ ها و کلیپ اول را با هم می بینیم.

کلیپ:

البته می گویند بی سواد از دنیا خوشش می آید چون سوادی ندارد که بخواهد بالاخره مغز خودش را زحمت بدهد آخوند اگر سواد داشت اطلاع داشت این بلاء و فلاکت خودش نمی افتاد اما روایات دست بستن رسول الله در نماز از یک و ده و بیست و سی گذشته، الآن به عنوان مثال فقط بعضی از این روایات، من خدمت  شما این مجموعۀ از این روایات را، حتی رسول الله (ص) می فرماید که ما معاشر پیامبران در نماز دست ها را می بستیم شما هم دست را ببندید، الآن ما این روایات، روایات بسیار زیاد است یک و دو ده نیست، البته آخوندها، حتی جالب است در کتب شیعه هم آمده که از امام صادق پرسیده می شود که آیا در نماز دست ببندیم؟ می گوید بله دست ببندید و مانند اموات دست باز نگذارید، روایات را با همدیگر می بینیم:

حدیث اول در «صحیح بخاری» آمده

«قال: کان الناس یؤمرون»

مردم مأمور بودند

«أن یضع الرجل الید الیمنی علی ذراعه الیسری فی الصلاة»

می گوید که مردم دستور داده می شدند در زمان رسول الله که دست راست را بر چپ بگذارند، می گوید که این در صحیح بخاری. در أحمد و أبو داود آورده:

«أنه کان یصلی فوضع یده الیسری علی الیمنی، فرآه النبی (ص) فوضع یده الیمنی علی الیسری»

می گوید که إبن مسعود دست چپ بر راست گذاشته بود و رسول الله (ص) این را دید گفت دست راست را بر چپ بگذار. در این باره روایات بیشمار هست.

مجری:

بسیار خوب باز هم این آقای عقیل هاشمی که نمی دانم البته کلیپ را اولش را این آمد با بحث تعقل و مغز و عقل و اینها شروع بکند، به نظرم بهتر است سراغ این ماده عقل نرود که پرونده سیاهی دارد در این زمینه، حالا نسبت به آن صحبتی که انجام شد و اینکه ما نه ده تا، نه بیست تا، نه سی تا پیام از روایات پیامبر داریم که خود شخص پیامبر دست بسته نماز می خوانده که الآن به عنوان نمونه سه تا از این حداقل سی تا نمونه روایی را می خواست نشان بیننده بدهد و نشان بدهد که قطعاً پیامبر دست بسته نماز می خوانده، آیا اینها کفایت می کرد؟

استاد یزدانی:

ما هفته گذشته تحدی کردیم که شما یک روایت صحیح هم از پیغمبر بزرگوار اسلام ندارید که دست بسته نماز خوانده باشد همینطور هیچ روایت صحیحی، تأکید می کنم روی این کلمه صحیح، از امیرالمؤمنین علی بن أبی طالب (ع) ندارید که دست بسته نماز خوانده باشد و یک روایت هفته گذشته آقای ترشابی خوانده بود که از صحیح مسلم بود و ما آن روایت را نقد کردیم و ثابت شد که راوی این روایت آقای وائل بن حجر شش ماه بعد از پدرش تازه به آمده و بعد این روایت را از پدرش نقل کرده و این خیلی عجیب هست که اینها همیشه اینطوری هستند، پس آن روایت کلاً کنار رفت و این هفته آقای هاشمی اصلاً به آن روایت اشارۀ نکرد و رفت سراغ یک سری روایات دیگر که پیغمبر بزرگوار اسلام دست بسته نماز خوانده و باز هم من همین الآن تحدی می کنم که کسانی که طرفدار دست بسته نماز خواندن هستید یک روایت صحیح از پیغمبر بیاورید که پیغمبر بزرگوار اسلام دست بسته نماز خوانده باشد، چنین روایتی اصلاً وجود خارجی ندارد، حالا این روایتی هم که شما از صحیح بخاری می خوانید، امروز روایت از صحیح بخاری خواند را من خدمت تان بررسی کنم که ببینیم این روایت چه هست؛ «صحیح بخاری»، اینها از اینترنت نشان می دهند ولی من اصل صحیح بخاری را خدمت تان نشان می دهم تا دقیق مشخص بشود چه هست؛ «صحیح بخاری» چاپ وزارت اوقاف عربستان سعودی، در سال 1417 چاپ شده، صفحه شماره 148همان روایتی که ایشان خواند، کلاً بخاری در این باب فقط یک روایت نقل کرده، اگر روایت صحیح دیگری بود نقل می کرد، صفحه 148 کتاب الأذان باب شماره 87 «باب وضع الیمنی علی الیسری فی الصلاة» حالا این را چرا در کتاب الأذان آورده باز خودش بحث است، سهل بن سعد می گوید:

«کان الناس یُؤمرون أن یضع الرجُلُ یدَه الیمنی علی ذراعه الیسری فی الصلاة»

به مردم دستور داده می شد، امر می کردند به مردن که در نماز دست راست شان را بر ذراع دست چپ شان بگذارند

صحیح بخاری، چاپ وزارت اوقاف عربستان سعودی، چاپ 1417، ص 148، کتاب الأذان، باب 87

چه کسی دستور می داد؟ پیغمبر دستور می داد؟ کجای روایت دارد که پیغمبر دستور می داد؟ یک روایت در این باب آمده و هیچ سخنی از پیغمبر در این نیست در اصل روایت، چه کسی به مردم دستور می داد؟ آمر اصلاً مشخص نیست در این روایت، أبو حازم که در سلسله سند این روایت هست می گوید:

«لا أعلمُهُ»

من نمی دانم

«إِلاَّ ينْمي ذَلِكَ‌ إِلَى النَّبِي»

ینمی حالا این یُنمَی هست و یَنمِی هست اختلاف هست حالا در ادامه اسماعیلی که اینجا اسماعیل إبن أبی خالد هست فکر کنم ایشان توضیح می دهد، می گوید من نمی دانم جز اینکه می گویند پیغمبر دستور می داده، حالا چه کسی این حرف را زده باز اینجا مشخص نیست که چه کسی این را به پیغمبر نسبت می داده، مجهول است باز.

مجری:

به این تیکه «لا أعلمُهُ» اصلاً اشاره نکرد که.

استاد یزدانی:

اصلاً نیامد که، می گوید من نمی دانم ولی به پیغمبر نسبت می دهند که پیغمبر گفته دست بسته نماز بخوانید، من نمی دانم ولی اینطوری می گویند، چه کسی می گوید؟ إسماعیل می گوید:

«يُنْمَى ذَلِكَ‌»

یُنمنَی بوده، نه یَنمِی

«وَلَمْ‌ يقُلْ‌ يَنْمِي»

یعنی به پیغمبر نسبت می دادند، چه کسی نسبت می داد؟ مشخص نیست.

حالا شروح علمای اهل سنت؛ «عمدة القاری شرح صحیح ابخاری» جلد شماره 5 که یکی از بهترین شرح های این روایت هست دقیق همین مطلب را توضیح می دهد:

«قوله: «یُنمَی»»

عمدة القاری شرح صحیح ابخاری، ج 5

ببینید پس اینهای که امروز صحیح بخاری را چاپ کردند خیانت کردند «یَنمِی» نیست، ببینید در صحیح بخاری چاپ امروز «لا أعلمُهُ إلَّا يَنْمَى» نه، این «یُنمَی» است

«یُنمَی» بضم الیاء و فتح المیم»

«یُنمَی» بوده نه «یَنمِی»

«علی صیغة المجهول»

گوینده این مجهول است

صیغه صیغۀ مجهول آمده

«ولم یقول: یَنمِی، بفتح الیاء علی صیغة المعلوم، فعلی صیغة المجهول یکون الحدیث مرسلاً»

اصلاً این روایت مرسل است، این روایت هم که شما از صحیح بخاری آوردید روایت مرسل است، چه کسی به مردم دستور می داد؟ مشخص نیست، چه کسی گفته که این پیغمبر دستور می داد؟ آن گوینده هم مشخص نیست، پس حدیث مرسل است

«لأن أبا حازم لم یعین من أنماه له»

أبو حازم هم اصلاً مشخص نکرد که چه کسی این روایت را به پیغمبر نسبت داده

البته می گوید حدیث می تواند صیغه معلوم باشد که دیگر صیغه معلوم نیست، اسماعیل که در اینجا راوی هست واضح و روشن گفته که نه مرسل است.

باز «شرح زرقانی علی موطأ الإامام مالک» که آقای محمد بن عبدالباقی بن یوسف الزرقانی متوفی 1122 شرحی دارد بر کتاب موطأ امام مالک، چاپ دارالحدیث قاهره، جلد اول، چاپ 1436، اسماعیل بن أبی أویس گفته:

«یُنمَی ذلک ولم یقل یَنمی»

«یُنمی» گفته به صیغه مجهول گفته

شرح زرقانی علی موطأ الإامام مالک، نویسنده محمد بن عبدالباقی بن یوسف الزرقانی، متوفی 1122، چاپ دارالحدیث قاهره، چاپ 1436، ج 1

یعنی

«قاله اسماعیل بن أبی اویس بضم أوله و فتح المیم بلفظ المجهول، فیکون مرسلاً»

پس این حدیث چه است؟ مرسل هست

«لأن أبا حازم لم یعین من نماه له»

اصلاً أبو حازم نگفت که چه کسی این را برایش نقل کرده که بالاخره پیغمبر به مردم دستور داده باشد که دست بسته نماز بخوانید، یک روایت در صحیح بخاری دارید که این‌همه دعوا در آن هست، این‌همه دعوا است در این روایت که بالاخره آمر به مردم چه کسی بوده، اصلاً از کجا معلوم که این داستان در زمان پیغمبر اتفاق افتاده باشد، مشخص نیست، شاید بعد از پیغمبر بوده یک عدۀ دستور می دادند دیگر دست بسته نماز بخوانید، اینکه چه کسی دستور داده در روایت مشخص نیست، پس روایت تان طبق گفته علمای تان روایت مرسل است، یک روایت مرسل به چه درد می خورد؟ ما به شما گفته بودیم یک روایت صحیح بیاورید آقایان اهل سنت! یک روایت صحیح بیاورید که پیغمبر گفته باشد دست بسته نماز بخوانید یا خود پیغمبر دست بسته نماز خوانده باشد، شما یک روایت از صحیح بخاری آوردید که روایتش مرسل است مشخص نیست چه کسی به مردم دستور داده، آیا این روایت می تواند مورد إتکا باشد قابل إتکا باشد؟ هرگز.

مجری:

هم دلالتش مجهول بود و هم سندش مجهول بود.

استاد یزدانی:

هم دلالتش چون معلوم نیست پیغمبر گفته باشد هم سندش که مرسل هست، این یک روایت که ایشان خواندند.

یک سری روایت هم از سنن أبو داود خواندند که ادامه همان روایت بود من این روایت را خدمت تان نشان بدهم «ضعیف سنن أبی داود»، این روایتی که الآن خدمت تان می خوانم در سنن أبی داود هست و آقای البانی اینها را در «ضعیف سنن أبی داود» آورده؛ «ضعیف سنن أبی داود» نویسنده آقای محمد ناصرالدین البانی، اصل کتاب مال آقای سلیمان بن اشعث سجستانی معروف به أبو داود هست این ضعیف آن را آقای ألبانی نوشته، در ریاض چاپ شده، چاپ اول، چاپ 1419، صفحه شماره 62، باب شماره 120 از کتاب الصلاة این کتاب حدیث 754، همین روایت را خواند ایشان

«عن إبن الزبیر: صَفُّ القَدَمَین، ووضعُ الید علی الید: من السنة»

دست گذاشتن روی دست در نماز سنت هست

ضعیف سنن أبی داود، نویسنده آقای محمد ناصرالدین البانی، چاپ ریاض، چاپ اول، چاپ 1419، ص 62، کتاب الصلاة، باب 120، حدیث 754

سندش صحیح است یا ضعیف؟ آقای البانی می گوید سندش ضعیف است.

روایت بعدی از امیرالمؤمنین علی بن أبی طالب که

«مِنَ السُّنَّةِ وَضعُ الکَفَّ عَلی الکَفَّ فِی الصَّلاةِ، تَحتَ السُّرَّة»

کف دست روی کف دست بگذاریم

حالا بعضی ها داشت ذراع، جاهایش را هم دعوا دارند با همدیگر، این هم سندش ضعیف است.

روایت بعدی از جریر بن الضبی که می گویند امیرالمؤمنین را دیدم که دست چپش را با دست راستش گرفته بود این هم سندش ضعیف است، بالای ناف بود، آن زیر ناف بود این بالای ناف، دعوا دارند اصلاً اینها، بالاخره پیغمبر 23 سال در بین شما مسلمان ها نماز خوانده، چطوری نماز می خوانده؟ دست باز یا دست بسته؟ چرا این قدر دعوا دارید با همدیگر؟ امام مالک تان می گوید جایز نیست دست بسته نماز بخوانیم، شما می گویید جایز است، حالا دسته بسته؛ کجا بگذاریم؟ بالای سینه بگذاریم؟ روی ناف بگذاریم؟ زیر ناف بگذاریم؟ چپ را روی راست بگذاریم؟ راست روی چپ بگذاریم؟ کف دست روی کف دست باشد یا روی زراع باشد؟ این‌همه دعوا برای چه است؟ مگر پیغمبر 23 سال در ملأعام جلوی صحابه نماز نخوانده؟ اگر خوانده این‌همه دعوا برای چه است؟ این‌همه جنجال برای چه است؟ این‌همه اختلاف برای چه است؟

باز روایت بعدی از أبو هریره است:

«أخذ الأکف علی الأکف فی الصلاة تحت السرة»

ایشان میگوید دیگر زیر ناف باید باشد، باز سند این هم ضعیف است، ما از شما خواستیم آقایان طرفدار دست بسته نماز خواندن یک روایت صحیح از پیغمبر بیاورید که دست بسته نماز خوانده باشد یا به مسلمان ها دستور داده باشد دست بسته نماز بخوانید، وجود ندارد همچین روایتی، اگر وجود دارد بسم الله بیاورید نشان بدهید.

مجری:

حاج آقا یک روایت دیگر هم البته ظاهراً آورده بودند، سه تا روایت بود درست است؟

استاد یزدانی:

آن را هم من خدمت تان نشان خواهم داد آنهم در همین «سنن أبی داود» بود؛ «سنن أبی داود» آقای سجستانی با تحقیق شعيب الأرنؤوط وهابی، جلد شماره دو، چاپ دارالرساله دمشق، چاپ 2009، صفحه شماره 69 این روایتی که از عبدالله بن مسعود ایشان نشان داد؛ از هشیم بن بشیر از حجاج بن إبی زینب از أبی عثمان النهدی از عبدالله بن مسعود که:

«أنه کان یُصلِّی»

عبدالله بن مسعود نماز می خواند

سنن أبی داود، نویسنده آقای سجستانی، محقق شعيب الأرنؤوط، چاپ دارالرساله دمشق، چاپ 2009، ج 2، ص 69

«فوضع یده الیسری علی الیمنی»

دست چپش را گذاشت روی دست راستش

 «فرآه النبی»

پیغمبر آن را دید

 «فوضع یده الیمنی علی الیسری»

روایت از نظر متن اشکالات متعددی دارد فایدۀ به حال مان ندارد ما گفته بودیم یک روایت بیاورید که پیغمبر دست بسته نماز خوانده باشد، این روایت چه است؟ درباره چه کسی هست؟ عبدالله بن مسعود، عبدالله بن مسعود اول دست چپ را گذاشته بود روی دست راستش، بعد که پیغمبر را دید عوض کرد دست راستش را گذاشت روی دست چپش، سخنی از پیغمبر اینجا است؟ ایشان تحریف می کرد روایت را؛ پیغمبر به او گفت نه، دست راست را روی چپ بگذار، کجای این روایت دارد که پیغمبر دستور داده باشد؟ فقط ایشان پیغمبر را دید دست را عوض کرد، پیغمبر گفته بود؟ نه، پیغمبر گفت عوض کن؟ نه، در روایت همچین چیزی نداریم، پس از نظر دلالت این روایت آن چیزی را که شما می خواهید ندارد پیغمبر نه دست بسته نماز خوانده و نه گفته دست بسته نماز بخوانید، عبدالله بن مسعود اول چپ را روی راست می گذاشت، پیغمبر را که دید عوض کرد، آقای شعيب الأرنؤوط درباره سند این روایت می گوید سندش احتمال دارد که حسن باشد، چرا سند را درست جسابی بررسی نمی کنید؟ من برای تان بررسی سندی می کنم؛ ببینید در سند این روایت دوتا نفر هست که مشکل دار هست؛ یکی حجاج بن أبی زینب، یکی هشیم بن بشیر؛ حجاج را با همدیگر بررسی می کنیم؛ «تهذیب الکمال» آقای مِزی با تحقیق دکتر بشار عواد معروف، جلد 5، چاپ مؤسسه الرساله بیروت، چاپ پنجم، چاپ 1415، صفحه 437، حجاج بن أبی زینب السُّلمی؛ آقای عبدالله بن احمد بن جنبل از پدرش نقل کرده گفته

«أخشی أن یکون ضعیف الحدیث»

من می ترسم که این ضعیف الحدیث باشد

تهذیب الکمال، نویسنده یوسف المزی، محقق دکتر بشار عواد معروف، چاپ مؤسسه الرساله بیروت، چاپ پنجم، چاپ 1415، ص 437

حالا آقای یحیی بن معین گفته اشکالی در او نیست، ولی باز علی بن المدینی گفته:

«شیخُ من أهل واسط ضعیف»

ایشان گفته ضعیف است.

نسائی گفته قوی نیست، به هر حال سه نفر از علمای اهل سنت گفتند این آقای حجاج بن أبی زینب ضعیف است و قوی نیست، احمد بن جنبل، علی بن المدینی و نسائی، یک نفر هم آقای یحیی بن معین گفته:

«لیس به بأس»

اشکالی در خودش ندارد

علمای تان خودتان گفتید که جرح مقدم بر تعدیل هست اینجا از آن قاعده استفاده می کنیم جرح مقدم بر تعدیل هست پس آقا جرح دارد و مقدم است.

راوی بعدی آقای هشیم بن بشیر؛ در «میزان الإعتدال» آقای سمش الدین ذهبی، جلد شماره هفت، چاپ دارالکتب العلمیه بیروت، چاپ اول چاپ 1416، صفحه شماره 90 هشیم را بررسی کرده؛ هشیم بن بشیر السُّلمی که در سال چند به دنیا آمد، از زهری روایت شنیده، از عبدالله بن عمر شنیده

«وکان مدلِّساً»

ایشان مدلس بوده

میزان الإعتدال، نویسنده سمش الدین ذهبی، چاپ دارالکتب العلمیه بیروت، چاپ اول، چاپ 1416، ج 7، ص 90

و خود آقای مِزی چه می گوید؟

«قلت: کان مذهبه جواز التَّدلیس»

نظرش این بوده مذهبش این بوده طرفدار تدلیس بوده

«ب «عن»»

هر وقتی که با «عن» نقل می کرد تدلیس می کرد.

بیست هزار حدیث هم داشته

«عنده عشرون ألف حدیث»

پس ایشان هم می گوید اصلاً نظرش این بوده که تدلیس باید کرد و تدلیس را جایز می دانست،

سوفیان ثوری می گفت از هشیم چیزی نقل نکنید چیزی ننویسید

«هشیم لا تکتبوا عنه»

روایتی از او ننویسید

و بعد صفحه شماره 91 هم می گوید به هشیم گفتیم برای چه تو تدلیس می کنی؟

«لم تدلس وأنت کثیر الحدیث؟»

چرا اصلاً دنبال تدلیس هستی؟

«فقال: إن کبیریک قد دَلَّسا: الأعمش وسفیان»

بزرگ  شما گُندۀ شما اعمش و سفیان هم تدلیس می کنند من چرا نکنم؟ چه دلیلی، گُندۀشما بزرگ شما آقای اعمش و سفیان اهل تدلیس هستند من چرا نباشم؟ حالا داستان های دیگر هم نقل می کند که چطوری تدلیس می کرد حالا داستانش را أبو حسن قطان نقل می کند می گوید به هر حال حاکم أبو عبدالله حاکم نیشابوری می گوید یک روز گروهی جمع شدند همه با همدیگر اتفاق کردند که از هشیم تدلیس نقل نکنند و حالا داستانش طولانی هست به هر حال کاری به این نداریم، بنابراین روایتی را هم که نقل کردید در «سنن أبی داود» بود و آقای شعيب الأرنؤوط گفت احتمال دارد حسن باشد نه، آقای هشیم مدلس هست و روایت را کلمه «عن» نقل کرده معنعن نقل کرده و روایتی که مدلس معنعن نقل کند به درد ما نمی خورد و قابل قبول نیست.

مجری:

أحسنتم خیلی زیبا دست شما درد نکند لطف فرمودید.

استاد یزدانی:

بازهم تحدی می کنم آقایان طرفدار دست بسته نماز خواندد! یک روایت صحیح از پیغمبر بیاورید که دست بسته نماز خوانده باشد، یک روایت، صحیح باشد، اشکال در آن نباشد و ثابت کند پیغمبر دست بسته نماز خوانده یا دستور داده که دست بسته نماز خوانده بخوانید، روایتی وجود ندارد اگر وجود دارد بسم الله بفرمایید.

مجری:

بله خیلی نکته دقیقی هست و ما هم منتظر هستیم آقای هاشمی! که ما نمی خواهیم حالا به عقل و اینها هم بخواهیم حالا یک مقدار هم لطیف تر با شما صحبت بکنیم اتفاقاً در اینجا عقل تان خوب قضاوت کرد خود فهمیدید که باید بیست تا سی تا روایت داشته باشید که پیامبر خودشان آورده باشند که همین اصحاب حالا هر کسی هم به قول خودتان، خودتان ثقه می دانید او را آورده باشند که پیامبر گرامی اسلام اینطوری نماز خواندن دست بسته نماز خواندن، این را خودتان صراحتاً گفتید اما دریغ از یک روایتی که بخواهیم إقامه بکنیم، یک مقدار تکفر بکنید حالا شما که اهل تفکر نیستید بینندگان تان را اقلاً اینقدر إغراء به جهل نکنید.

برویم سراغ کلیپ بعد کلیپ دوم را با هم ببینیم.

کلیپ:

اما اینکه گفتید نمی دانم حنفی ها، نمی دانم امام مالک قبول نداشته که دست باز؛ نه، امام مالک دست بسته نماز می خوانده امام مدینه بوده اتفاقاً بهتر از همه هم می دانست که پیغمبر چطوری خوانده، اما اینکه مالکی ها همان کار را می کنند که دلیل نمی شود که این نظر امام مالک باشد، مثال برایت می زنم؛ حنفی ها این طرف مرز پاکستان، آن طرف مرز پاکستان، این طرف مرز ایران، آن طرف مرز ایران هستند ولیکن هر جا یک فتوای می دهند به نام أبو حنیفه، در افغانستان افغان ها شاهد هستند اگر کسی شوهرش گُم بشود زن را می گوید تا آخر عمر صبر کن، در ایران می گوید چهار سال صبر کن، هر دو هم حنفی هستند هر دو هم در یک مدرسه درس خواندند، از این بالاتر در فاصله صد متر این طرف پاکستان، آنطرف افغانستان، هر دو هم در یک مدرسه درس خواندند هر دو هم حنفی هستند یکی می گوید که امروز روز شروع ماه رمضان است یکی می گوید فردا شروع ماه رمضان است، اینها به اسم آنها تمام شده پس امام ملک هم دست بسته نماز می خوانده و اگر هم نمی خوانده فرض کنیم، این سنت پیامبر نیست سنت پیامبر این است که دست بسته می خواند اما امام مالک هم می خواند.

مجری:

بله این هم از این ادعای که البته از این سنخ ادعاها را  خیلی زیاد می شنویم می آیند می گویند که بله حالا خود این کسی که آمده خودش اشاره کرده خودش آمده گفته نگاه نکنید ببینید مثلاً در مطالبش چه گفته، ببینید رفتار خودش چه بوده، یا حالا مثل این نمونه هم که الآن ادعا شد این است که مالکی ها هرچند خودشان آمدند یک بدعتی گذاشتند و اینها دست بسته نماز نمی خوانند اما خود مالک دست بسته نماز می خوانده و مسلماً مالک چون که بیشترین معرفت را نسبت به همان بالاخره اهل مدینه بوده و به عنوان عالِم ترین فرد به سنت نبوی شناخته می شود هر چه خود مالک انجام بدهد ما این را نسبت می دهیم به پیامبر، اما این را بدانید که مالک دست بسته نماز می خوانده، آیا این درست است؟

استاد یزدانی:

یاد آن جمله معروف می اندازد که:

«وما کفر احمد و لکن اصحابه کفروا»

 احمد کافر نشده ولی پیروانش کافر شدند

بله اینجا هم می گوید که مالک خودش دست بسته نماز می خوانده حالا اینکه پیروانش دست باز نماز می خوانند این دلیل نمی شود که خود مالک هم نظرش همین باشد، یک کم تحقیق کن برو ببین نظر خود مالک چه است، ما از کتاب خود مالک کتاب «المدونة الکبری» با روایت امام سحنون بن سعید التنوخی که دیگر کتاب معروف آقای مالک هست این کتاب ببینید در اوقاف عربستان سعودی چاپ شده، چاپ اول، صفحه شماره 74، ببینید حرف مالک چه می گوید، از خود مالک در کتاب مالک که با سند این کتاب از مالک نقل شده مالک در گذاشتن دست راست بر دست چپ در نماز چه می گفت؟

«لا أعرف ذلک فی الفریضة ولکن فی النوافل اذا طال القیام فلا بأس بذلک»

المدونة الکبری، با روایت امام سحنون بن سعید التنوخی، چاپ اوقاف عربستان سعودی، چاپ اول، ص 74

نظر مالک چه بود؟

اگر نماز واجب هست می گوید ما در نماز واجب این را جایز نمی دانیم

«لا أعرف ذلک فی الفریضة»

در نماز واجب دست بسته نماز خواندن نظر ما نیست اما در نمازهای نافله اگر خیلی قیام طولانی شد اشکالی ندارد برای اینکه به خودت کمک کنی برای اینکه رفع خستگی بشود دست بسته نماز بخوانی.

این امام مالک شما است در کتاب خود امام مالک تان آمده که در نماز واجب نباید دست بسته نماز خواند بلکه باید دست باز نماز خواند اما در نافله دیگر آزاد هستید در نماز نافله

  «اذا طال القیام فلا بأس بذلک»

اگر خیلی طولانی شد خسته شدید دست تان خسته شد می توانید دست بسته بخوانید، این نظر امام مالک است و خودتان هم گفتید که امام مالک چون امام اهل مدینه بوده و بهتر از هر کسی به سنت پیغمبر آگاه بوده پس تکلیف کاملاً مشخص هست امام مالک که می گوید دست باز باید نماز خواند، اگر روایت صحیحی بود چرا امام مالک تان بر خلاف روایت صحیح می گوید دست باز نماز بخوانید دست بسته نماز نخوانید و دست بسته نماز خواندن را مکروه می داند؟ اینهم نظر مالک که جواب آقای سجودی را داد.

مجری:

بسیار خوب طیب الله خیلی استفاده کردیم و الحمد الله همه چیز هم روشن و واضح شد برای آن کسانی که پیدا کردن حق برای شان اهمیت دارد.

الحمد الله تا اینجای برنامه همراه برنامه خودتان برنامه کلمه طیبه بودید و مشاهده کردیم در همین چند روزی که گذشت چه اتفاقاتی افتاده و چه ادعاهای از جانب شبکه های وهابی مطرح شده بود و تماماً هم برای مان واضح شد که از اساس ادعاهای بی پایه و به خیال خودشان می توانند با این کار حقیقت را پنهان بکنند اما غافل از اینکه بالاخره مردمی که دنبال این هستند که حقیقت را بیابند قطعاً دنبال حق خواهند رفت و مثل این برنامه را خواهند دید و به راحتی می توانند آن مسیر اصلی را پیدا بکنند.

بدون فوت وقت برویم سراغ کلیپ بعد و کلیپ سوم را با هم ببینیم.

کلیپ:

آقای کیانی:

اولاً که من بابت پخش این ویدیو کلیپ واقعاً عذرخواهی می کنم مجری و کارشناس این برنامه و ویدیو کلیپی که از این برنامه را پخش خواهیم کرد در حد و اندازه این نمی دانم که وقت شما بینندگان عزیز و گرامی را با پخش این چنین ویدیو کلیپ های بگیرم اما جسارت، گستاخی، دروغگویی، تزویر گری، نفاق، هر چه که می خواهید اسمش را بگذارید در این آقایان به حدی رسیده که بر خلاف میل باطنی خودم ناگزیر هستم امروز در برنامۀ دفاع از اهل بیت ویدیو کلپیی از اینها را پخش بکنم و بعد توضیح بدهم که ماجرا از چه قرار هست و اینها چگونه دروغ می گویند، با هم ویدیو کلیپ را می بینیم.

استاد یزدانی:

سطر بعدی بسیار جالب هست بحث اینکه آیا زن حق دارد برای زایمان برود بیمارستان یا نه؛ می گویند اگر زایمان غیر طبیعی باشد به هر حال مریض است مشکل دارد باید عمل جراحی بشود این مشکلی ندارد، اما اگر زایمان طبیعی است زن حق ندارد برای زایمان طبیعی به بیمارستان مراجعه کند چرا؟ در صدر اسلام مگر بیمارستان بود؟ شما در صدر اسلام دیدید بیمارستانی باشد که مثلاً زن ها بروند در بیمارستان فلان مستشفی الفلان آنجا زایمان کند؟ داشتید؟ بوده در صدر اسلام؟ شما بگو

مجری:

اضطراری هم نبوده صدر اسلام، اگر آن نبوده عمل هم نمی کردند عمل جراحی هم نبوده.

استاد یزدانی:

دیگر حالا این را نمی دانم به هر حال حالت اضطراری را شما ببخشید، کتاب «السمائل العلمیة والفتاوی الرشعیه» مفتی چه کسی است؟ آقای محمد ناصر الدین البانی که این فتاوی را در مدینه و إمارات داده که آقای عمرو عبدالمنعم سلیم این کتاب را جمع کرده (فتاوی آقای البانی را)، سؤال کردند:

زن وقتی می خواهند زایمان کند آیا مرد جایز هست آنجا باشد یا نه؟

می گوید نه اصلاً چنین چیزی جایز نیست، به هر حال هنگام تولد بچه مرد حق ندارد آنجا باشد حالا هر کسی که می خواهد باشد، حالا این برای ما مهم نیست، بعد در اینجا ایشان تصریح می کند که اگر طبیبه یعنی اگر دکتری که زن هست پیش آن زن حامله می خواهد بیاید اگر غیر طبیعی باشد عملیات لازم دارد عمل جراحی لازم دارد آن دکتر زن بیاید مشکلی دارد

«ففی هذه الحالة تنقل الی المستشفی»

زن باید بیمارستان منتقل بشود

السمائل العلمیة والفتاوی الرشعیه، محمد ناصر الدین البانی، جمع آوری عمرو عبدالمنعم سلیم

«اما اذا کانت الولادة طبیعیة»

اما اگر زایمان طبیعی باشد

«فلایجوز»

جایز نیست که این زن از خانه اش خارج بشود و وارد بیمارستان بشود فقط و فقط برای تولید این بچۀ خودش، فتوا است دیگر.

مجری:

انصافاً استاد یزدانی خود وهابی ها به این عمل می کنند؟ یعنی خود وهابی ها خانه در را می بندند زن شان را می گویند همینجا باید بچه را به دنیا بیاوری بیمارستان حق نداری بروی؟

استاد یزدانی:

نمی دانم به خدا من با وهابی ها زندگی نکردم ولی این به هر حال فتوای هست که مفتی شان داده؛ اگر زنی بچه اش را در بیمارستان به صورت طبیعی به دنیا بیاورد کار حرامی انجام داده بچه را باید بگذارد و برگردد دیگر چیزی دیگری از این استفاده نمی شود، اینهم فتوای دیگر از آقای البانی.

آقای کیانی:

ببینید بینندگان عزیر و گرامی وقتی که این کلیپ را می بینید و این سخن را می شنوید که به گفته این آخوند دروغگوی تزویرگر، مفتی وهابی محمد ناصرالدین آلبانی فتوا داده که رفتن زن به بیمارستان برای زایمان طبیعی جایز نیست واقعاً چنین فتوای هم مضحک به نظر می رسد و هم نگران کننده که چطور با آن ادا و اطواری که مجری برنامه دارد مفتی وهابی بیاید همچین فتوای بدهد، ظاهر امر این است که واقعاً مضحک و خنده دار هست، اما آیا واقعاً این فتوای علامه آلبانی هست؟ آیا این واقعاً فتوای علمای اهل سنت هست؟ اگر ما نگاهی به ویدیو کلیپ بی اندازیم تصویری که از همین ویدیو گرفته ایم که سؤال واضح و روشن هست یعنی سؤال کننده مستفتی سؤال می کند که

«ما حکم تولید الرجل للمراة ؟»

اینکه مردی به زن در زایمان کردن او، مرد اجنبی و بیگانه و نامحرم کمک بکند حکمش چه است؟

اساساً چرا می گویند رشته مامای، نمی گویند رشته بابایی؟ می گویند رشته مامایی بخاطر اینکه اصل در کمک کردن به زایمان این هست که خانم به خانم باردار کمک می کند برای زایمان کردن و مستفتی و فتوا گیرنده و سؤال کننده دقیقاً همین نکته را از آلبانی سؤال می کند که اینکه به جای ماما آقایی کمک بکند به خانم باردار برای زایمان حکمش چیست؟ آلبانی رحمه الله می گوید که وقتی که زایمان طبیعی باشد برای زایمان طبیعی بردن خانم باردار به بیمارستانی که در آنجا پزشک زن نیست، آقا است، و آقایی به امر زایمان کردن خانم کمک می کند در این شرایط جایز نیست؛ اما شاهد موضوع چیست؟ شاهد موضوع این است که اینها خودشان می دانند که مسئله چیست، قضیه چیست، ولی می آیند با تحریف فتوای آلبانی این دروغ را تحویل مخاطب خودشان می دهند یک سخن مضحک و خنده  دار تحویل مخاطب خودشان می دهند که ببینید مفتی های اهل سنت چه فتواهای مضحک و خنده  داری دارند، اما نباید از این کارشان تعجب کرد، نباید از این بی ادبی شان، نباید از این جسارتشان نباید از این دروغگویی و تزویرشان تعجب کرد وقتی که روش آنها در تعامل با قرآن کریم، برخورد آنها با حقایق قرآنی برخورد آنها با اصل دین در دروغ گویی و تزویر گری است.

مجری:

بسیار خب، حالا یک فلش بک هم داشت طبیعتاً یک مقدار طول کشید اینهم بخاطر این بود که بالاخره باید بینندگان عزیز در متن و جریان اصلی این پرسش قرار بگیرند و این حق شما بینندگان هست که بخواهید کاملاً این را بصورت کامل مشاهده بکنید، اما حالا سؤال این بود که، این ادعای مضحک و بقول خود آقای کیانی مضحک و بسیار خنده دار، این چیزی است که شما نسبت دادید به آنها و إلِّا البانی که به هیچ‌وجه چنین حرفی را نزده، آیا این ادعا را شما می پذیرید، شما این را نسبت دادید یا خود آلبانی گفته که زایمان زن در هر صورتی چه مرد باشد چه زن باشد نباید انجام بشود در بیمارستان.

استاد یزدانی:

این یکی از پربازدید ترین کلیپ های بنده بوده در طول این هفته شاید در کل دوران در فضای مجازی همین کلیپ را، این کلیپ برای سال 1393، هست یعنی تقریباً برای 7 سال پیش که ما در شبکه دیگر بودیم و آنجا این بحث برنامه راه و بی راه بود، و در آنجا فتاوای مضحک وهابیت را مطرح می کردیم همین کلیپ را بعد از 7سال این ملحدین پیدا کردند، آلبانی که الآن در آلبانی است اینها در آلبانی یک جایی دارند و گروهی نشستند و همینطور کلیپ ها را تولید می کنند و بخورد مردم می دهند دیگر، اینها گرفتند این کلیپ را تقطیع کردند اول این کلیپ که من می گویم فتوا را می خوانم، ببینید آخوندها دارند چه فتوایی می دهند، یک مطلبی را که من از آقای البانی خواندم اینها به نام اسلام به خورد همه مردم دادند، و چه فحش های رکیکی که آنجا در ذیل آن کلیپ به من ندادند، واقعاً عجیب است و من تعجب کردم، مردمی که مدعی اخلاق هستند، مردمی که مدعی فرهنگ هستند، این همه فحش رکیک عجیب بود برای من ، واقعاً تعجب می کردم خودم می خواندم این چه بد زبانی است، چقدر مردم بد زبان شدند، چقدر مردم زشت گویی بینشان یک چیز عادی شده، اصلاً بدون اینکه تحقیق هم بکنند، خب ما در همین کلیپی که این شبکه وهابی هم پخش کرد، البته کاملش را پخش کرد، ملحدین یک تیکه از این کلیپ را پخش کردند، ما داریم به این فتوا می خندیم، جناب آقای حسینی که آن زمان مجری بود جای شما نشسته بود دارد به این داستان می خندند من هم دارم می خندم کلیپ را بعنوان فتوای وهابی ها پخش می کنیم و نقد می کنیم بعد اینها آمدند همین را پخش کردند بعنوان حرفی که بنده زدم و چه فحش های رکیکی چه استلال هایی علیه من استفاده کردند.

مجری:

حفایش چندین برابر بیشتر می شود، انسان خودش در مقام نقد یک صحبت بنشیند آن وقت همان را به او بچسبانند و نقد بکنند، و توهین بکنند.

استاد یزدانی:

و بی ادبی کنند، خیلی بی ادبی های عجیب یعنی واقعاً آدم تعجب می کند چطور مردمی هستند اینها با چه اخلاقی در کجا بزرگ شدند و در چه خانواده ای بزرگ شدند که اینقدر بد زبان و اینقدر بی ادب هستند و دیگر از ملحد جماعت نباید انتظار ادب و اخلاق و این چیزها داشته باشیم.

همین کلیپ را همین امروز یعنی ساعت فکر کنم دو بود یا سه بود، شبکه وهابی پخش کرد کاملش را پخش کرد، و خیلی ناراحت بود که ما این را گفتیم، بعد گفت آقا شما این را تحریف کردید، اصلاً البانی این نمی گوید، البانی نمی گوید زن حق ندارد برای زایمان طبیعی به بیمارستان مراجعه کند، بلکه نظر البانی این است که اگر در بیمارستانی زنی دکتر طبیبی زنی وجود ندارد، و فقط مردها وجود دارد، زن نباید برود، می گوید شما تحرف کردید دروغ گفتید،

مجری:

عجب پس کلیپ هم هنوز عرقش خشک نشده بعد از این که عرقش خشک بشود دارید اجرش را می دهید.

استاد یزدانی:

نه هنوز کامل در فضای مجازی هم شاید نگذاشتند، من عین فتوا را باز هم نشان می دهم بیننده های عزیز خودتان قضاوت کنید، این فتوای من شیعه نیست فتوای البانی را دارم می خوانم آنجا هم خواندم و نقد کردم «المسائل العلمیه و الفتاوی الشریعیه» آقای محمد ناصر الدین البانی، دار الضیا، صفحه 622، سؤال کلی هست،

«ما حکم تولید الرجل للمرأة»

آیا مرد می تواند در زایمان زن مشارکت داشته باشد؟ یا نمی تواند

المسائل العلمیه و الفتاوی الشریعیه، آقای محمد ناصر الدین البانی، دار الضیا، صفحه 622

جواب را از آقای البانی است جواب من نیست، دوستان، می گوید اصل اینکه زن برود بیمارستان برای زایمان ما نمی توانیم بگوییم حتماً جایز است بصورت مطلق جایز است، ما باید اینجا تفصیل قائل بشویم برایش شرایط، برایش قائده و تحدید واینا باید قائل بشویم، خب حالا بحث من این تیکه است این پراگراف است،

«فإذا ارت الطبیبة بعلمها»

اگر زن طبیب فهمید با علمی که دارد

که این زن حامل

«سوف تکون ولادتها غیر طبیعیه و أنها قد تتطلب اجراء عملیة جراحیه علیها ففی هذه الحاله تنقل إلی المستشفی»

ببینید دارد می گوید طبیبه، بیمارستانی است دکتر زن وجود دارد این دکتر زن تشخیص می دهد که این زن حامله اگر بخواد بچه اش را به دنیا بیاورد با حالت طبیعی امکان پذیر نیست، مجبور هستیم او را عمل جراحی بکنیم، در صورتی که عمل جراحی نیاز باشد و طبیبه تشخیص بدهد، طبیب نسیت، طبیبه است، شما فرق طبیب و طبیبه را نمی دانی آقای کیانی؟ می گوید طبیبه نمی گوید طبیب، دقت کن، من دیگر قشنگ طبیبه را بزرگ کنم اینجا ببینی، کلمه طبیبه است، طبیب نیست طبیبه است، می گوید اگر نیاز داشته باشد به عمل جراحی می رود

«اما إذا کانت الولادة طبیعیة»

اگر ولادت طبیعی باشد

«فلا یجوز عن تخرج من دارها لتدخلل المستشفی لمجرد تولدها، تولیداً طبیعیاً»

اما اگر ولادت طبیعی باشد و دکتر هم زن باشد،

بالا می گوید «فإذا رأت طبیبة بعلمها»، اما اگر ولادت طبیعی باشد جایز نیست از خانه اش خارج بشود فقط برای اینکه بچه اش را به دنیا بیارود، این را کجایش را تحریف کردم من؟ دارد می گوید طبیبه تو می گویی طبیب؟ این دارد خودش می گوید طبیبه شما تبدلیش می کنی به طبیب واقعاً تعجب می کند آدم از پررویی شما جماعت، چقدر شما جماعت پررو هستید، شما جماعت بیننده هایتان را چه فرض می کنید، واقعاً نمی دانم بیننده  های خودشان را اینها چه فرض می کنند، من نمی خواهم توهین کنم به هر حال،ولی تعجب می کنم، بیننده هایتان هم طبیب و طبیبه را دیگر تشخیص می دهند، کسی که کلاس چهار و پنج داشته، یا کلاس شش و هفت فکر کنم عربی یاد می دهند، در همین کلاس ها هم طبیب و طبیبة را آوردند، طبیب می شود دکتر مرد طبیبه می شود دکتر زن، ایشان آقای البانی می گوید اگر طبیبه تشخصی بدهد که این زن حامله نیاز به عمل جراحی دارد، می تواند برود بیمارستان اما اگر همین زن طبیبه تشخیص بدهد که ولادت طبیعی است نباید از خانه اش خارج بشود،

«فلا یجوز عن تخرج من دارها»

جایز نیست از خانه خارج بشود

بعد حالا تفصلات بعدی اش را می آورد، حرف شما را دارد می آورد، اگر بیمارستانی بود که آنجا فقط مرد بود زن نبود، در اینجا اگر حالتش خطیر باشد

«إذا کانت فی حالت الخطیره»

اگر حالت خطیره باشد

می گوید اشکالی ندارد، حالا صفحه بعدش مفصل است، صفحه 264،  باز دوباره دقیق همان کلمه  و فتوایی را که من خواندم دوباره ایشان تکرار می کند،

«فإذا کانت المرأة بإمکانها أن تضع ولدها فی دارها فلا یجوز عن تذهب إلی المستشفی»

فتوای کلی اش است،

اگر زن می تواند بچه اش را در خانه اش به دنیا برود جایز نیست برود بیمارستان

چه مرد باشد چه زن، اینجا صریح می گوید اگر دکتر است زن هم باشد، اگر طبیبه هم باشد جایز نیست که برود،

مجری:

عجب پس این فتوای مضحک و خنده دار، مسلماً فتوای خود البانی بوده

استاد یزدانی:

مسلماً فتوای خود آقای البانی هست، و این هجمه ای که بی دینها کردند در کنار وهابی ها معلوم است اینها دست به دست هم می دهند، همه در یک سنگر علیه ما هستند، و خدا را شکر می کینم که آبرویشان هم رفت اینطوری.

مجری:

الحمد الله، بله واقعاً اینطور هست و تذکری هم برای این آقای کیانی که الآن بداند متوجه بشود بالاخره الآن در این درس اگر از مابقی معارف و معرفت ها نمی تواند استفاده بکند حداقل همین یک نکته ادبیات عرب را یاد بگیرد که این ة که می گذارند، این تاء تأنیث هست و طبیبه وقتی شد به معنای این است که آن خانم دکتری که آنجا هست قرار است این عمل مامایی را انجام بدهد، خود شما هم آقای کیانی بالاخره وقتی تمام قد دفاع می کنی ازاین نظرات آقای البانی بالاخره شاید معتقد هستی به نظراتش پس برو یک پیگیری بکن شاید مادر تو هم رفت در یک بیمارستانی جایی تو را به دنیا آورده، بالاخره اینطوری اگر باشد حرام می شود، متأسفانه، البته ظاهراً هم که همینطور هست اما خب بنابر نظر آقای البانی چنین اتفاقی برای شما می افتد.

بسیار خب برویم سراغ کلیپ بعد و کلیپ چهارم را باهم ببینیم.

کلیپ چهارم:

سجودی:

خب این حرف ما بود، حالا ببینم حرف شیعه چه هست، حرف شیعه که آیه قرآن را قبول ندارد، و ببینیم حرفش   چیست؛

کلیپ اول:

کتاب صحیح بخاری، جلد 5 ، صفحه 2407 هست، روایات متعددی را می آورد که باب الفی الحوض هست، من دو سه تا روایتش را برایتان بخوانم، همین روایت باب الفی الحوض صحیح آقای بخاری، سه تا از این روایت ها را برایتان بخوانیم ، از ابو هریره نقل شده که پیغمبر سخن می گفت و فرمود:

«یرد علی یوم القیامة رهط من اصحابی»

در روز قیامت گروهی از اصحاب من را می  آورند

«من اصحابی فیجلون عن الحوض»

آنها را زا حوض دور می کنند

«فأقول یا رب اصحابی»

خدایا اینها اصحاب من هستند

«فیقول إنک لا علم لک بما احدثوا بعدک إنهم ارتدوا علی ادبارهم القهقری»

پیغمبر تو نمی دانی اینها بعد از تو چه کارهایی انجام دادند، اینها بعد از تو مرتد شدند و به همان گذشته خود برگشتند

یعنی چه؟ یعنی اینها در زمان تو بودند، تو می شناختی که اینها از اصحاب تو هستند، اما بعد از تو متأسفانه اینها مرتد شدند و بازگشتند به آن گذشته خود، خب این اگر 2هزار سال بعد باشد، اصحاب 2هزار سال بعد باشد که دیگر اینها مرتد نبودند، مسلمان زاده شدند، دیگر مرتد نبودند که به ادبار قهقری خودشان برگردند به گذشته خودشان برگردند، واضح است که پیغمبر می فرماید اینها اصحاب من هستند، شناخت پیغمبر اینها را، پیغمبر که شما می گویید علم غیب ندارد، نمی شناسد، پیغمبر من و شما را از کجا می شناسد که ما از امتش هستیم؟ چه کسی گفته به پیغمبر، نمی شناسد دیگر، طبق حرف شما، آن صحابی را که دیده آنها را شناخته و بعد پیغمبر به خداوند می فرماید اینها اصحاب من هستند، باز روایت بعدی

«یرد علی الحوض رجال من اصحابی»

تا آنجایی که می گوید:

«لا علمک بما احدثوا بعدک إنهم ارتد علی ادبارهم القهقری»

روایت بعدی این هم جالب است، پیغمبر می گوید من خوابیدم، که می بینم زمره ای یک گروهی را می آورند، زمره در لغت عرب تا 70 هزار نفر گفته اند

«إذا عرفتهم»

من آنها را می شناسم

«خرج رجل من بینی و بینهم فقال هلم»

شخصی از بین من و آنها خارج می شود و می گوید بیایید طرف من

می گویم کجا؟

«قال إلی النار»

اینها را به جهنم می خواهم ببرم،

«قلت و ما شأنهم»

اینها مگر چکار کردند؟

می فرماید:

«إنهم ارتدوا بعدک علی ادبارهم القهقری»

اینها همانهایی هستند که بعد از شما مرتد شدند و بازگشت کردند به گذشته خودشان ، بعد گروه دیگری را می آورند، 70 هزار بعدی را می آورند، بعد می گوید:

«إلی النار ما شأنهم»

تا آنجایی که پیغمبر می فرماید:

«فلا أراه یخلص منهم إلّا مثل همل النعم»

از بین تمام اصحاب من هیچ کس نجات پیدا نمی کند جز به اندازه همل النعم

همل النعم یعنی یک چوپانی که هزارتا صدتا شتر را می برد معمولاً از صدتا دوتا یا سه تا یا چهار پنج تایش از گله جدا می شود و دور می افتد ، این را می گویند همل النعم، یعنی منظور پیغمبر این است که از بین همه اصحاب

سجودی:

 از بین همه اصحاب سه چهار نفر بهشتی هستند، و خمینی و رفیق هایش همه بهشتی هستند، بگویم احمد که به احمد ظلم می شود، ببینید اینطوری احادیث مارا برمی دارند، هر کاری دلش خواست با حدیث ما انجام می دهند، قرآن را که کنار گذاشتند آن هم از بخاری نقل می کند، آیا بخاری معتقد بود، که اصحاب پیغمبر، می خواهم بگویم حیای شیعه و علمای شیعه را ببین، اصلاً چیزی به نام حیا ندارند، یعنی آدم اندکی حیا داشته باشد مثلاً من نمی آیم بگویم تمام پاپ ها می گویند که حضرت عیسی جهنمی بود، پاپ است، در خدمت حضرت عیسی است، یعنی فقط می تواند انسان خیلی بی حیا باشد چنین حرفی را بزند،  یعنی خیلی بی حیا نه، یک لغت بالاتر از خیلی چه هست؟ نمی دانم، آن را باید برای این علمای شیعه انتخاب کرد، یکی شان هم نمی گوید همه شان می گویند، حالا امروز هم ما یقه این را گرفتیم، برای اینکه هر کس که با اصحاب پیغمبر جنگ کند، حدیث است دیگر، می گوید کسی که اولیاء من را آزار بدهد با من جنگ کرده، الله می فرماید حدیث قدسی است، کسی که با ولی من جنگ کند، اصحاب پیغمبر اولیاء الله بودند در اینکه شکی نیست، همین توفیق را داشتند که در کنار پیغمبر بودند همین بدیهی است دیگر، شما می روید کنار و استغفرالله تشبیه بی خود، یک ورزشکار هم هستی می ایستی عکس می گیری افتخار می کنی؟ در خدمتش بودند پیغمبر مقایسه کردند با ورزشکار استغفر الله گفتم نیست قابل مقایسه، خب حالا بخاری به این معتقد بود که این را از این کشید از کتاب بخاری؟ نه آیا کسانی که بخاری را خواندند علمای امت شدند یک نفر به این معتقد بود؟ نه، پس چرا این حرف را می زند؟ برای اینکه حیا ندارد،نگاه کنید این حدیث را از احمد روایت کرده، آیا این احمد بن شبیب معتقد بود که صحابه همه جهنمی هستند؟ هرگز راوی همین است دیگر، روای همین است دیگر، بخاری از این شنیده، این احمد بن شبیب از یونس شنیده، آیا او معتقد بود که صحابه همه جهنمی هستند؟ نه هر گز، آن از ابن شهاب شنیده، آیا ابن شهاب معتقد بوده که همه صحابه جهنمی هستند؟ هرگز نه، ابن شهاب از سعید بن مسیب شنیده تابعی، آیا این معتقد بوده که همه صحابه جهنمی هستند؟، هرگز نه، این از ابو هریره شنیده یعنی از صحابی شنیده، یعنی ابو هریره معتقد بود که خودم جهنمی هستم؟ ملعون، حدیث را عوض می کند، ما که نگفتیم همه صحابه معصوم هستند، اینجا ببینید هما حدیثی که می خواند روز قیامت می گوید بر من گذر می کند، «رحط من اصحابی» سه تا نه نفر را می گویند، رحط در عربی یک عده بسیار کمی را می گویند، این کردش 70 هزار در حدیث بعدی که باز همین حدیث است، رحط اینجا گفته، در حدیث بعدی چه می گوید؟ «رجال من اصحابی» چندتا مرد از اصحاب من؛ در حدیث بعدی چه می گوید؟ «رجال منکم » یک چند نفری از شما  نجات پیدا نمی کنید، ما هم که نگفتیم همه صحابه بهشتی هستند یک دو سه نفرشان یا ده نفرشان عذاب می شوند، «ناس من اصحابی» چند نفر از اصحاب من همانها را دارد می گوید همان حدیثی که می خواند درست است ولی اینجا زمره آمده زمره می توانسته همان ده نفر باشد، این را کرده 70 هزار نفر، برای چه؟ برای اینکه در دل اینها مرض است، ابو هریره راوی این حدیث است، آیا ابو هریره خودش را جهنمی می دانسته مسلمان نبوده؟ خب پس حدیثش که قبول نمی شود، می گویم که حیا ندارند دیگر، چکار کنیم با کسانی که حیا ندارند، .

مجری:

بسیار خب، حالا  عصبانیت آقای سجودی جالب است، اما بحث علمی را که مطرح کرد یک روایتی را که حضرت عالی ذکر کرده بودید را آورند و ترحیف های متعددی که دراین روایت انجام شده بود را تذکر دادند، اصل روایت را ببینیم چه بود و بعد از آن تک تک عناصر را هم ان شاء الله، می پرسیم از محضرتان.

استاد یزدانی:

بله عجیب است در این هفته رفتند سراغ کلیپ های قدیمی من حالا کلیپ های دیگر هم پخش کردند که دیگر فکر نکنم فرصت بشود ما آنها را پخش کنیم، من در این کلیپ روایت را از صحیح بخاری می خوانم چندین روایت از صحیح بخاری را که در این روایات، طبق روایتی که ابو هریره از پیغمبر نقل کرده صحابه پیغمبر مرتد می شوند و اهل جهنم، حالا اینها یک زمره هستند، دو زمره هستند، زمره به چه معنا است، توضیح خواهم دارد، «صحیح بخاری» حالا آن زمان از اسکن نشان نداده بودم، از برنامه الجامع الکبیر نشان داده بودم، حالا عین صفحه کتاب صحی بخاری را هم خدمت بینندگان عزیز، نشان می دهم، صحیح بخاری چاپ ریاض عربستان، چاپ وزارت اوقاف صفحه 1385، کتاب الرقاق، باب 53، باب فی الحوض، حالا یکی یکی روایات را پشت سر هم می آورد، روایت اول، دوم، سوم، چهارم، پنجم، ششم تا روایت 65، 85، و روایت بالایی، بقیه اش را فرصت نیست من خواندم در آن کلیپ دیگر لازم نیست تکرار کنم، بعضی از آنها را تکرار می کنم، از ابو هریره که از پیغمبر نقل کرده که

«یرد علی یوم القیامة رحط من اصحابی»

روز قیامت گروهی از اصحاب من را می آورند

«فیجلون عن الحوض»

اینها را از حوض کوثر دور می کنند

صحیح بخاری، ریاض، وزارت اوقاف، ص 1385، کتاب الرقاق، باب 53

حوضی که پیغمبر به امت خودش از او خواهد نوشاند، اینها را دور می کنند، پیغمبر می گوید من به خدا گفتم،

«یا ربی اصحابی»

اینها اصحاب من هستند

صحابه هستند، که شما می گوید کلهم عدول، کلهم من اهل الجنة، بعد به پیغمبر گفته می شود

«إنک لا علم لک بما احدثوا بعدک»

تو نمی دانی که اینها بعد از تو چه کارهایی انجام دادند

چه بدعهایی که انجام ندادند،

«إنهم ارتدوا علی ادبارهم القهقری»

اینها مرتد شدند و به گذشته شان برگشتند

عقب گرد کردند. این یک روایت باز روایات بعدی همین است، روایت بعدی هم دوباره همین است که اینها

«بیننا إذا نائم فإذا زمرة حتی إذا عرفتهم، خرج رجل من بینی و بینهم، فقال هلم،فقلت أین إلی النار و الله»

حالا خلاصه بحث این است که پیغمبر در خواب دید که گروهی از اصحابش را می آورند که اینها را می شناسد اینها را می برند به سمت جهنم پیغمبر می گوید اینها مگر چکار کردند،

«ما شأنهم قال إنهم ارتدوا بعدک علی ادبارهم القهقری»

اینها بعد از تو مرتد شدند،

روایت در صحیح بخاری است اصح الکتب بعد از کتاب الله شما است، راوی هم ابو هریره است، و بعد همین را دوباره تکرار می کند، که بعد اینجا پیغمبر آخرش می گوید:

«فلا أراه یخلص منهم إلّا مثل همل النعم»

من نمی بینم از بین این که صحابیه ای که آوردند، زمره زمره آوردند دو زمره از صحابه آوردند، خلاص نشدند از جهنم

«إلا مثل همل النعم»

جز کسانی اندازه همل النعم،

همل النعم رامن آنجا در آن کلیپ هم  توضیح دادم، حالا از کتاب های خود علمای اهل سنت توضیح می دهم، که همل النعم یعنی چه، روایت را در نظر داشته باشید از صحیح بخاری حالا من از فتح الباری شرح صحیح بخاری که بهترین شرح صحیح بخاری هست نویسنده آقای ابن حجر عسقلانی، جلد 15، چاپ دار الطیبه ریاض، چاپ اول، سال 1426، صفحه 181، معنا کرده، معنای این یعنی چه؟

« و المعنی انه لایرده منهم إلی القلیل»

از جهنم نجات پیدا نمی کنند إلّا گروه کمی

«لأن الهمل فی الإبل قلیل بالنسبه لغیره»

چون همل نسبت به گله شتر عده کمی را می گویند

فتح الباری، شرح صحیح البخاری، ابن حجر عسقلانی، چاپ دار الطیبه ریاض، چاپ اول، سال 1426، ج 15، ص 181

یک گله شتر است، یک عده کمی از این شترها جدا شدند، دور افتاده اند، کسی به آن توجه نمی کند، اصلاً «لا راع له، ما لا یرعا و لا یستعمل و یتلق علی الضوال» مثلاً یک کسی صدتا شتر دارد یک گروهی از این شتر گم شده یک طرف دور افتاده می گوید این را می گویند همل النعم، آقای امام قاضی بدر الدین دمامینی متوفی 827،  ایشان کتابی دارد، «مصابح الجامع شرح صحیح بخاری» هست، جلد 9، چاپ وزارت اوقاف قطر، چاپ اول، چاپ 1430، ایشان هم دقیقاً همین را توضیح می دهد،

همل النعم: الهمل به فتحتین ضوال الإبل»

مصابح الجامع شرح صحیح بخاری، جلد 9، چاپ وزارت اوقاف قطر، چاپ اول، چاپ 1430

ضوال جمع ضاله است یعنی گروهی از شترها که گم شده اند گروهی گمشده از شترها،

«الإبل بغیر راع»

 یک گروهی که بدون چوپان دور افتاده اند

مقصود پیغمبر چیست؟

«یرید أن ناجی منهم»

نجات یافته از صحابه

«قلیل»

کم است

مثل قلت این صنف از شترها، یک گله شتر داریم ، هزارتا پانصدتا، صدتا چندتا از این ها جدا شدند و گم شدند، همه شترها که گم نمی شوند، دوتا، سه تا ، چهارتا، ده تا گم می شود همه اش که دیگر باهمدیگر گم نمی شود.

باز کتاب «التوضیح شرح جامع الصغیر» آقای جلال الدین سیوطی، که در ریاض چاپ شده، مکتب الرشد، ایشان هم دقیقاً همین را می گوید صفحه 5900، از جلد 8 این  کتاب که از صحابه جز گروهی نجات پیدا نمی کند

«لأن الحمل فی الإبل قلیل بانسبه إلی غیره»

التوضیح شرح جامع الصغیر، جلال الدین سیوطی، ریاض، مکتب الرشد، ج 8، ص 5900

ببینید آقای سجودی بزرگوار من روایت را از صحیح بخاری خواندم که پیغمبر می گوید، صحابه من را گروه گروه می آورند زمره زمره می  آورند، از این گروه گروه جز اندکی نجات پیدا نمی کند، بقیه همه اهل جهنم می شوند، من چکار کنم این وسط، روایت در صحیح ترین کتاب های شما است، پیغمبر هم  مشخص کرده، مثال زده یک گروه شتری داریم یک اندکی از آنها جدا می شوند، از بین صحابه که گروه گروه می آورند،جز اندکی نجات پیدا نمی کنند، بقیه همه مستقیم می روند جهنم.

مجری:

درست است بله اما در ضمن همین، حالا اینکه واضح شد، یک مدار اینجا این نوع راوایات به آنها رحم شد نسبت به آن چیزی که مثلاً در «البدایه والنهایه» و مابقی اسنادشان می آورند که

«لما قبض رسول الله ارتدت العرب قاتبة»

بالاخره اینجا یک چندتایی قرار است نجات پیدا بکنند، اما آن نکته ای هم که باز خود آقای سجودی تأکید داشتند رویش این بود که شما تحریف کردید معنی زمره را، زمره دیگر ده نفر است دیگر، دیگر بیشتر از این که نیست، اما حالا نمی دانم از کتاب لغت حضرت احتمالاً می خواهید پاسخ را بیاورید،

استاد یزدانی:

بله زمره حالا مشکل ندارد من زمره را از خود صحیح بخاری برایش توضیح می دهم، «صحیح بخاری» زمره را توضیح داده، پیغمبر توضیح داده معنی زمره را ، چاپ وزارت اوقاف عربستان سعودی، صفحه 1426، حدیث 6811از ابوهریره هم هست ، اتفاقاً که

«یدخل الجنة من امتی»

صحیح بخاری، چاپ وزارت اوقاف عربستان سعودی، صفحه 1426، حدیث 6811

نمی گوید من اصحابی این را دقت کنید، یک وقت نیایید بگویید 70 هزار صحابی می روند بهشت، نه از امت دارد می گوید،

«یدخل الجنة من امتی زمرة هی سبعون الفاً»

یک گروهی که 70 هزار نفر است،

خب پیغمبر اینجا زمره را 70 هزار نفر معرفی می کند، آنجا هم می گوید زمره زمره، یک زمره آوردند وارد جهنم شدند، بعد زمره بعدی را آوردند، آنها هم وارد جهنم شدند، از این دو زمره ای که آورند

«إلّا حمل النعم»

نجات پیدا نکرد اسلام

«إلّا مثل حمل النعم»

جز گروه اندکی

خب ما چه نتیجه بگیریم، پیغمبر خودش می گوید زمره می تواند 70 هزار نفر باشد،  من هم همین را گفتم، روایت هم در صحیح بخاری است، از بین دو زمره ای که می آورند، زمره زمره می آورند، از بین  دو زمره ای که می آورند جز اندکی نجات پیدا نمی کند، بقیه همه می روند جهنم، من کاری به این ندارم، روایت شیعی نیست روایت اهل سنت است صحیح ترین کتاب شما است، و شما هیچ جوابی نداشتید  ، جز جواب عجیب و غریب، می گوید مگر آقای بخاری اعتقاد داشته که صحابی همه جهنمی هستند، خب به ما چه که اعتقاد داشتند یا نداشتند، روایت و نظر پیغمبر برای ما مهم است، یا نظر آقای بخاری؟ این جواب اول؛ روایت پیغمبر پیغمبر می گوید از میان اصحاب من دو زمره که می شود 70هزار نفر جز عدۀ کمی دیگر باقی نمی مانند همه اهل جهنم می شوند، شما حرف پیغمبر برایتان مهم است یا حرف آقای بخاری؟ نظر پیغمبر و رأی پیغمبر مهم است یا نظر آقای بخاری، این یک مطلب از این گذشته آقای بخاری یا اعتقاد داشته به این روایت که این را آورده در کتاب خودش و گفته من هرچه آوردم صحیح است در مقدمه اش گفته، یا اعتقاد داشته که داشته، یا اعتقاد نداشته  پس خلاف نص پیغمبر اعتقاد داشته، این را چکار می کنید، بخاری شما بزرگ شما و بزرگترین محدث شما نزدیک 10 تا روایت داریم در این زمینه که صحابه مرتد می شوند در صحیح بخاری است، آورده و به هیچ کدام اعتقاد نداشته، یعنی چه؟ یعنی عالمی که خودش روایت از پیغمبر نقل می کند خودش خلافش را اعتقاد دارد، ما چه حکمی می توانیم اینجا بکنیم درباره آقای بخاری؟ حرف پیغمبر حرف خدا است

«و من لم یحکم بما انزل الله فأولئک هم الکافرون، فأولئک هم الفاسقون»،

 یا فاسق است یا ظالم است، یا کافر است دیگر، یا آقای بخاری قبول داشته این روایاتی که آورده، آقای ابوهریره که این روایت را نقل کرده، قبول داشته، آقای سعید بن مسیب، آقای ظهری، ... همه اینها که این روایت را نقل کردن یا به این اعتقاد داشتند که فبها، نظر شیعه ثابت می شود، یا اعتقاد نداشتند خلافش را اعتقاد داشتند، پس خلاف روایتی که نقل کردند، خلاف سنت پیغمبر نظر دادند، و هر کسی خلاف نظر خدا و پیغمبر نظر بدهد حکمش را قرآن مشخص کرده، «فأولئک هم الکافرون»،

مجری:

بسیار خب حاج آقای به نظرم یک بن بست اعتقادی بسیار بزرگ است، ما از همان ابتدای جلسه نه تنها این جلسه حالا بینندگان عزیز شاهد هستند آن عزیزانی که  برنامه های شبکه را دنبال می کنند، در برنامه های مختلف الآن اینها تمامی کارشناسان شان به این نتیجه رسیدند که بله آن چیزهایی که پیشینیان ما گفتند، حالا پیشینیان یکی مثل البانی می شود که معاصر هم حساب می شود حالا پیشینیان به آن معنا حساب نمی شود، اینها را می آیند زیر سؤال می برند و می گویند این کلام اینها است اگر این کلام را خودشان به خودشان اعتقاد نداشتند به کلام خودشان پس ما نمی توانیم به آن تمسک بکنیم، خب این چه سخن مضحکی است، که اتفاقاً خود حضرت آیات الله قزوینی هم اشاره فرمودند به این نکته که دقیقاً همین رفتاری است که زمان پیامبر و در قرآن هم آمده که این افرادی که بودند «یعرفونه کما یعرفون ابنائهم» اگر معرفت شرط بود خب آنها هم معرفت داشتند به پیامبر اما عمل شرط بود که اینها عمل نکردند، کما اینکه در تک تک این کلیپ  هایی که ما از البانی دیدیم این جلسه از مالک خواندیم، از همین بخاری چند جا نقل شد، تماماً اینها صحبت های خودشان را یعنی اعتقادات خودشان را مخالف صحبت هایشان بستند،این به نظر من یک بن بست اعتقادی است که الآن دچارش شدند.

استاد یزدانی:

دقیقاً؛ حالا یک روایتی شما اشاره کردی من هم آن روایت را نشان بدهم روایت جالبی است، آقای سجودی بزرگوار من تا صبح برایتان از این دست روایات بخوانم باز تمام نمی شود، روایاتی که با سند معتبر  مبنی بر ارتداد صحابه، یا مبنی بر منافق بودنشان، البته اینها را ما اعتقاد نداریم اعتقاد شما را دارم می گویم، روایات در کتاب های ما نیست، در کتاب های شما است، این «مصنف ابن ابی شبه» است که بییندگان عزیز می بینند، امام شما و بزرگ شما متوفای 235، با تحقیق آقای پروفسور سعد بن ناصر الشسری که الآن زنده هستند و کارشناس مثل شما در شبکه های وهابی، چاپ اول، چاپ 1436 که در عربستان سعودی هم این کتاب چاپ شده مجلد 21، صفحه 150، روایتی که محقق می گوید، صحیح، سند روایت صحیح است، حالا ببینید از خود عایشه هم نقل شده دیگر ما چکار کنیم اینجا را ؟

«عن عایشه أنها کانت تقول»

مصنف ابن ابی شبه، تحقیق آقای پروفسور سعد بن ناصر الشسری، چاپ اول، چاپ 1436 عربستان سعودی ج 21، ص 150،

کان فعل از افعال ناقصه وارد شده بر فعل مضارع و استمرار را ثابت می کند دیگر چیزهای پیش پا افتاده نحوی است من خدمت تان دارم می گویم،

«تحفیه رسول الله فنزل بأبی بکر ما لو نزل بالجبال لهاضها»

پیغمبر وقتی از دنیا رفت مصیبت اینقدر بر ابوبکر نازل شد که اگر بر کوه ها نازل می شد از هم می پاشید کوه ها،

خب این مصیبت چه بود؟

«اشرابة النفاق و ارتدت العرب»

نفاق همگانی شد، عرب هم مرتد شد

دیگر نگویید عرب منظورش عرب بیابان گرد است، نه اعراب نگفته، این عرب دارد می گوید دیگر، این اعرابی ها نیست این عرب است، و سند روایت هم صحیح است، ما چکار کنیم، سند روایت صحیح است، همسر پیغمبر هم می گویید بلاهایی که ابوبکر نازل شد اگر بر کوه ها نازل می شد از هم می پاشید آن چیه بود؟ نفاق صحابه و ارتداد عرب، نفاق در مدینه،

«النفاق بالمدینه»

شهر پیغمبر، منافق در آن پر شده بود، شهر پیغمبر سرشار از نفاق شده بود عرب بیابانی عربها هم مرتد شده بودند، ما چکار کنیم این وسط؟ با این نفاق صحابه مردم اهل مدینه و ارتداد عرب ما چکار کنیم، سند روایت هم همانطور که نشان دام آقای پروفسور ناصر بن سعد الشسری می گوید سندش صحیح اسـت، از دست روایات اینقدر زیاد هست که  هر چقدر آقای سجودی دلش بخواهد من می توانم برایش بخوانم.

مجری:

بسیار خب حاج آقا اگر اجازه بدهید این فرصت را هم قول داده بودیم به بینندگان حالا به مقداری که می شود اگر شد حداقل یک تماس را بگیریم، و  از مابقی عزیزان هم عذر خواهی می کنیم، اگر فرصت نشد آنها را پاسخگو هستیم، در خدمت تان هستیم آقای محمد از شهرکرد پشت خط هستند، آقا محمد صدایتان را می شنویم بفرمایید.

بیننده:

سلام و رحمة الله خدمت شما و حضرت استاد، دوتا سؤال داشتم، در کتاب کافی روایتی هست که حالا عربی اش را می خوانم

«کانت الشیعه قبل أن یکون ابو جعفر و هم لا یعرفون مناسک حجهم و حلالهم و حرامهم»

از امام صادق علیه السلام است می گوید که شیعیان قبل از امام باقر علیه السلام مناسک حجشان را و حلال و حرامشان را نمی شناختند،

الکافی

خب سند روایت هم علامه مجلسی می فرمایند که صحیح است، در کافی، حالا یعنی شیعیان به احکام آشنا نبودن، حالا من نمی فهمم این چطور است قضیه اش؟

مجری:

خب سؤال همین بود که چطور ممکن است شیعه تا قبل از زبان امام باقر آشنا نبوده باشد مثلاً درست است؟

استاد یزدانی:

خب خیلی طبیعی است ائمه ما در خصوصاً زمان حضرت امام سجاد (ع) و قبل از آن در تقیه بسیار شدید بودند، بنی امیه محاصره کرده بودند ائمه را اصلاً کسی جرأت نمی کرد با ائمه در تماس باشد، خیلی طبیعی بود که شیعیان سالها گذشته بود امام شان را نمی توانستند ملاقات کنند، احکام شرعی شان را بلد نبودند، ولی امام باقر و امام صادق (ع)  که آمدند احکام شرعی شان را یاد گرفتند، چه اشکالی دارد؟ این مظلومیت شیعه را می خواهد ثابت کند، چیز خاصی نیست

مجری:

مخصوصاً در همان فضایی که مثلاً ابو دردا و اینها ذکر می کردم که چیزی مقارن با رحلت یا شهادت پیامبر هیچ چیزی جز نماز جماعت را حالا ابو دردا نقل می کند که اینها به یاد نداشتند، در آن جو و آن فضا چیز طبیعی است و اتفاقاً این نشان می دهد که نقش مهم ائمه شیعه را بیشتر متذکر می شویم ما با خواندن این روایات؛ بله آقای محمد

بیننده:

سؤال دیگر یک مطلب خیلی عجیبی است من نمی دانم یک کسی است بنام سید عبد الصاحب ناصر آل نصر الله، از علمای کربلا بوده و یک کتاب خیلی بزرگ هم در چند جلد نوشته در مورد تاریخ کربلا یک کتاب هم دارم «التضحية والرمز» در صفحه 187 این کتاب آمده گفته که

«زهد عمر و عدله معروفان و لا شک فیه»

زهد عمر وعدل عمر معروف است شکی در آن نیست

التضحیة و الرمز،ص 187

یک چندتا مطلب دیگر هم گفته حالا خیلی عجیب است.

مجری:

کتاب را از کجا آوردید آقای آقا محمد،

بیننده:

سید عبد الصاحب ناصر آل نصر الله

استاد یزدانی:

نمی شناسمش تا حالا اسمش را هم نشنیدم،

مجری:

نه این سؤالی بود که مطرح کردند، یعنی کجا با این سؤال شما مواجه شدید؟

بیننده:

یکی از اهل سنت بود ما عربستان بودیم، اسکن را فرستاده بود برای من

مجری:

بله بسیار خب حالا با توجه به اینکه اگر خود متن عربی آن تیکه را هم می فرمودید باز امکانش بود اما حالا دراین شرایط ان شاء الله اگر شد پاسخی بر این سؤال شما طبیعتاً متفرع بر این می شود که بخواهیم کتاب را بررسی بکنیم نویسنده کتاب را بررسی بکنیم، و همین عبارتی را که فرمودید بخواهیم یک تحقیقی رویش انجام بدهیم ببینیم چه بوده جریان، بسیار خب آقای محمد سؤال دیگری نداریم؟

بیننده:

همین دوتا بود فعلاً

مجری:

بسیار خب تشکر می کنم ان شاء الله که شب خوبی داشته باشید خدا نگهدار شما آقا محمد، خب حضرت استاد

استاد یزدانی:

بله، بحثی که برای زهد خلیفه دوم نقل کرد من ضرورتی ندارد که وارد بشوم و قصد هم ندارم وارد بشوم حالا فقط یک مستند من از کتاب های خود اهل سنت خدمت این دوست عزیزمان نشان بدهم در کتاب «فتح الباری» که چون این شخصیت را نمی شناختم چه کسی بود و چه گفته بود، چون کتابش هم در اختیار ما نیست، به هر حال حتی اگر هم گفته باشد مخالف است با روایاتی که خود اهل سنت با سند صحیح نقل کردند، ببنید این فتح الباری، شرح صحیح بخاری است، جلد 8، چاپ دار الطیبه ریاض عربستان سعودی، صفحه 412، می گوید

«فروی عمر بن شبة فی کتاب المدینه بإسناد صحیح أن نافع قال من أین یکون علی عمر دین و قد باع رجل من ورثته میراثه بمائة الف»

می گوید این چیست، حرفهایی که شما می زنید، که عمر بن خطاب دین داشته و از این حرف ها، نه یکی از ورثه های عمر بن خطاب ارث خودش را به یک صد هزار دینار فروخته

فتح الباری شرح صحیح بخاری، چاپ دار الطیبه ریاض عربستان سعودی، ج 8، ص 412،

یک صد هزار سکه طلا،ً خب خلیفه دوم بعد از خودش چندتا پسر بجا گذاشته؟ 9تا پسر حالا ما دیگر مفصلش را الآن فرصت نیست دانه دانه مستندش را نگاه کنیم، 9 تا پسر داشته و 4تا دختر، یعنی حداقل می شود 11 سهم یک هشتمش را هم حق زنهایش را اگر در بیاوریم همه اینها را حساب بکنیم، حالا من در جایی حساب کرده بودم یک زمانی، مفصل این را استاد ابوالقاسمی گفته بودند یکی از پسران عمر بن خطاب ارثیه خودش را به صد هزار درهم فروخت، عمر در زمان وفاتش 9 پسر و 4تا دختر داشته یعنی 11 سهم، یعنی یک میلیون و یک صد هزار دینار، هر دینار به قیمت امروزی چهار و بیست و پنج گرم طلا بوده یعنی خلیفه دوم، حالا این حساب و کتابش مفصلش بماند دیگر، چهارت تن و شش صد و هفتاد و پنج کیلو طلا ارث به جا گذاشته بوده، چهار تُن، چهار هزار کیلو طلا، بجای خودش گذاشته بوده، اگر زهد این است که دیگر نمی دانم چه باید معنا کنیم، معنای زهد را باید عوض کرد اگر این قرار باشد زهد باشد.

مجری:

بله، بسیار تشکرکرد ، خیلی ممنون استاد بسیار استفاده کردیم این جلسه هم از محضرتان الحمد الله و کلیپ ها را ه توانستیم تا جایی که امکانش بود بررسی بکنیم و محققانه و افرادی که دنبال این هستند تا پژوهش خودشان را تکمیل بکنند قطعاً با چنین برنامه هایی می توانند از مصادر و مسانید و مستندهای معتبر همینطور خودشان مشاهده بکندند که چه صحبت هایی انجام شده.

بسیار خب تشکر هم می کنم از همه شما بینندگان عزیز و ارجمند که تا انتهای برنامه همراه برنامه خودتان برنامه کلمه طیبه بودید،

اللهم اجعل محیانا محیا محمد و آل محمد اللهم اجعل مماتنا ممات محمد و آل محمد اللهم صلی علی محمد و آل محمد.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

 


کلمه طیبه >

شبکه ولی عصر ، کلمه طیبه ، استاد یزدانی ،