شهادت امام جواد (علیه السلام) و پاسخ به شبهات مطرح شده در این موضوع! آیت الله حسینی قزوینی
قسمت هفتاد و نهم برنامه حبل المتین با کارشناسی آیت الله سیدمحمد حسینی قزوینی
برنامه حبل المتین – 20 04 1400 (قسمت 79)
عنوان برنامه: یک: بحث پیرامون شهادت امام جواد (علیه السلام) و پاسخ به شبهات مطرح شده در این موضوع!
دوم: بحث ازدواج حضرت علی و حضرت فاطمه (سلام الله علیهما)
کلیدواژه: حبل المتین؛ امام جواد (علیه السلام)؛ مأمون؛ ازدواج با ام فضل؛ حضرت علی (علیه السلام)؛ حضرت زهرا (سلام الله علیها)؛ ازدواج!
استاد: حضرت آیت الله حسینی قزوینی
مجری: حجت الاسلام والمسلمین مرعشی
مجری:
أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ، الْحَمْدُلِلَّه رَبّ العَالَمِینْ، وَصَلی الله عَلیٰ مُحَمّدٍ وَآلِه الطَاهِرین، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أَبَا جَعْفَرٍ يَا مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ أَيُّهَا الْجَوَادُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّه!
عرض سلام و ادب و احترام دارم خدمت همه شما بینندگان عزیز و ارجمند «شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)؛
امروز روز آخر ذی القعده بود و روز شهادت جانسوز مولای متقیان حضرت امام جواد (علیه السلام) همان طور که همه آحاد شیعیان امروز عزادار بودند ان شاء الله ما هم توانسته باشیم سفره ای که پهن بوده جرعه ای نوشیده باشیم و خودمان را متصل کرده باشیم به دریای جود و رحمت اهل بیت (علیهم السلام)
همان طور که مطلع هستید شب های دو شنبه برنامه «حبل المتین» را محضر همه شما گرامیان تقدیم می کنیم، برنامه ای که این افتخار را داریم در محضر حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی باشیم ان شاء الله امشب هم بتوانیم نهایت بهره و استفاده را از محضرشان ببریم.
از ایشان بخواهیم به همین مناسبت فرمایشات شان قطعاً رهنمون و راه گشای ما خواهد ان شاء الله از محضرشان نسبت به این مناسبت هم بیشتر بشنویم سلام عرض می کنم در خدمت تان هستم.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
سلام علیکم و رحمة الله و برکاته
السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ فِي أَرْضِه، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مِيثَاقَ اللَّهِ الَّذِي أَخَذَهُ وَ وَكَّدَهُ- ِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ وَ دَلِيلَ إِرَادَتِه، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا وَعْدَ اللَّهِ الَّذِي ضَمِنَه، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا صَاحِبَ الْمَرْأَى وَ الْمَسْمَع فَمَا شَيْءٌ مِنَّا إِلَّا وَ أَنْتُمْ لَهُ السَّبَبُ وَ إِلَيْهِ السَّبِيل.
خدمت بینندگان عزیز و گرامی خالصانه ترین سلامم را همراه با آرزوی موفقیت تقدیم می کنم خدا را قسم می دهم به آبروی آقا جواد الأئمه (سلام الله علیه) هر مشکل و گرفتاری که در میان مسلمان ها بویژه شیعیان و دوستداران اهل بیت عصمت و طهارت هست خدای عالم به وجود با برکت آقا امام جواد (سلام الله علیه) بر طرف کند.
طبق برنامه همیشگی مان برای این که دنیا، آخرت، دین، شبکه، دست اندرکاران و بینندگان بیمه صدیقه طاهره (سلام الله علیها) باشند یادی از آن مظلومه عالم داشته باشیم.
این جا کجاست چادر خاکی چه می کند * تنهاترین نشانه خاکی چه می کند
این جا غریبه نیست چرا رو گرفته ای * آیا تویی که دست به زانو گرفته ای
دیر آمدم بگو که چه کردند کوچه ها * بانوی قد خمیده زمین می خوری چرا
این کودکت چه دیده که هی زار می زند *هی دست مشت کرده به دیوار می زند
«صلی الله علیک یا مولاتي یا فاطمة الزهرا»
مجری:
طیب الله انفاسکم الحمد لله محفل ما زهرایی شد ان شاء الله این صحبت هایی که هست در اعماق دل هایمان تأثیر گذار خواهد بود قابلیت این را ما داشته باشیم خودمان بتوانیم این ها را جذب بکنیم و آن زنگارها و آلودگی ها را از بدن، دل و قلب خودمان خارج بکنیم.
حضرت استاد امروز و امشب شام شهادت حضرت جواد الأمه هست نسبت به این موضوع الحمد لله توفیق داریم هر وقت یک مناسبتی هست نسبت به همان مناسبت از حضرتعالی می شنویم. امشب را اگر یک فرصتی را به این مطلب اختصاص بدهید تشکر می کنیم.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه وَ الّلعنُ الدّائمُ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه، وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ، حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ، نِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ!
سلام ما به رخ انوار امام جواد * درود ما به تن اطهر امام جواد
غریب بود غریبانه جان سپرد * نبود کسی به بادی غم یاور امام جواد
در رابطه با آقا امام جواد (سلام الله علیه) سخن خیلی زیاد هست باید چندین جلسه پیرامون حضرت جواد الأئمه (سلام الله علیه) صحبت بشود. یکی از توفیقاتی که خدای عالم از باب «يَا مُبْتَدِئاً بِالنِّعَمِ قَبْلَ اسْتِحْقَاقِهَا»، به حقیر و دوستان ما در «مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر» عنایت کرد اولین کتابی که چاپ کردیم کتاب «موسوعه امام جواد» در دو جلد بود.
آن چه که از امام جواد و درباره امام جواد از کتب شیعه و سنی نقل شده بود آورده شد و کتاب برگزیده سال هم شد. این برکت زیادی هم برای مؤسسه و هم برای محققینی که در این موسوعه حضور داشتند داشت.
مجری:
با وجودی ذی جود که جواد هست و خودش مایه برکت
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
این موسوعه خیلی عجیب بود الحق و الانصاف تفضل خودشان بود جز این که ما سپاسگزار باشیم و برای سپاسش هم باید سپاس بگوییم. به قول امام سجاد:
«إلهي کیف اشکرک الشکر یلزمه الشکر»
همین که خدا توفیق می دهد شکر گزار هستیم همین شکر گزاری هم نیاز به شکر دارد، همانش هم نیاز به شکر دارد الی بی نهایت!
در رابطه با امام جواد (سلام الله علیه) چند چیز خیلی شاخص است که رویش باید زوم بشود دوستان اگر بتوانند کاری بکنند یا همین موسوعه مواردی که آوردیم ملاحظه کنند.
یکی امامت حضرت جواد (سلام الله علیه) در دوران کودکی در سن هفت سالگی بود، «وهابی» عمدتاً وقتی در شبکه هایشان به این جا می رسند شروع به شبهه پراکنی می کنند البته اختصاص به این ها ندارد. در زمان امام جواد (سلام الله علیه) هم همین قضیه بود. از ائمه (سلام الله علیهم) سوال می کردند.
از حضرت رضا (سلام الله علیه) وقتی اشاره کرد امام بعد از من، ایشان هست راوی «ابراهیم ابن ابی محمود» از اصحاب امام رضا و امام جواد (سلام الله علیه) هست می گوید کسی از حضرت سوال کرد:
«وَ كَانَ السَّائِلُ اسْتَصْغَرَ سِنَّ أَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام) فَقَالَ لَهُ أَبُو الْحَسَنِ عَلِيُّ بْنُ مُوسَى (علیه السلام) إِنَّ اللَّهَ بَعَثَ عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ (علیه السلام) نَبِيّاً ثَابِتاً بِإِقَامَةِ شَرِيعَتِهِ فِي دُونِ السِّنِّ الَّذِي أُقِيمَ فِيهِ أَبُو جَعْفَرٍ ثَابِتاً عَلَى شَرِيعَتِه»
كفاية الأثر في النصّ على الأئمة الإثني عشر؛ خزاز رازى، على بن محمد، محقق/ مصحح: حسينى كوهكمرى، عبد اللطيف، ناشر: بيدار، ص 228
این را «علامه مجلسی» در «بحار»، جلد 50، صفحه 34 نقل می کند آقا امام هشتم (سلام الله علیه) جواب داد «فَقَالَ لَهُ أَبُو الْحَسَنِ عَلِيُّ بْنُ مُوسَى (علیه السلام) إِنَّ اللَّهَ بَعَثَ عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ (علیه السلام) نَبِيّاً ثَابِتاً بِإِقَامَةِ شَرِيعَتِهِ فِي دُونِ السِّنِّ الَّذِي أُقِيمَ فِيهِ أَبُو جَعْفَرٍ ثَابِتاً عَلَى شَرِيعَتِه» خدای عالم حضرت عیسی ابن مریم را خیلی کوچک تر از امام جواد بود برای نبوت انتخاب کرد.
در سوره مریم وقتی این کودک را در آغوش حضرت مریم (سلام الله علیها) دیدند همه تعجب کردند با نظر خیلی خاصی نگاه کردند. حضرت عیسی شاید یک ساعت بیشتر از ولادتش نگذشته بود به زبان آمد
(قَالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتَانِي الْكِتَابَ وَجَعَلَنِي نَبِيا * وَجَعَلَنِي مُبَارَكًا أَينَ مَا كُنْتُ وَأَوْصَانِي بِالصَّلَاةِ وَالزَّكَاةِ مَا دُمْتُ حَيا)
(ناگهان عيسي زبان به سخن گشود و) گفت: «من بنده خدايم؛ او کتاب (آسمانی) به من داده؛ و مرا پيامبر قرار داده است! و مرا -هر جا که باشم- وجودی پر برکت قرار داده؛ و تا زمانی که زنده ام، مرا به نماز و زکات توصيه کرده است!
سوره مریم (19): آیات 30 و 31
(جَعَلَنِی) نه «یَجعلنی» خدا مرا پیغمبر قرار داد و کتاب به من داده است این نشان می دهد بر این که کودک یک ساله را خدای عالم قدرت دارد نبوت به او بدهد و در قنداقه سخن بگوید آیا از قدرت خدای عالم بعید است که یک کودک هفت ساله را امام بکند و واسطه فیض عالم وجود و مبین شریعت خودش قرار بدهد.
در رابطه با حضرت یحیی (علی نبینا و آله و علیه السلام) باز هم در سوره مریم آیه 12
(يا يحْيى خُذِ الْكِتَابَ بِقُوَّةٍ وَآتَينَاهُ الْحُكْمَ صَبِيا)
ای يحيی! کتاب (خدا) را با قوت بگير! و ما فرمان نبوت (و عقل کافی) در کودکی به او داديم!
سوره مریم (19): آیه 12
نبوت را به حضرت یحیی دادیم در حالی که کودک و صبی بود صبی به بچه زیر چهار، پنج سال می گویند این ها کاملاً واضح و روشن هست.
یا در زمان آقا امام جواد (سلام الله علیه) رواتی به نام «علی ابن حسّان» است این را مرحوم «کلینی» در «کافی»، جلد 1، صفحه 286 آورد روایت خیلی جالبی هست می گوید به امام جواد (سلام الله علیه) عرض کردم «إِنَّ النَّاسَ يُنْكِرُونَ عَلَيْكَ حَدَاثَةَ سِنِّكَ»
«عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ قَالَ: قَالَ عَلِيُّ بْنُ حَسَّانَ لِأَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام) يَا سَيِّدِي إِنَّ النَّاسَ يُنْكِرُونَ عَلَيْكَ حَدَاثَةَ سِنِّكَ فَقَالَ وَ مَا يُنْكِرُونَ مِنْ ذَلِكَ قَوْلَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ لَقَدْ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِنَبِيِّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) قُلْ هذِهِ سَبِيلِي أَدْعُوا إِلَى اللَّهِ عَلى بَصِيرَةٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنِي فَوَ اللَّهِ مَا تَبِعَهُ إِلَّا عَلِيٌّ (علیه السلام) وَ لَهُ تِسْعُ سِنِينَ وَ أَنَا ابْنُ تِسْعِ سِنِينَ.»
الكافي ( ط- الإسلامية)؛ نويسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق؛ محقق / مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد؛ ناشر: دار الكتب الإسلامية، تهران: 1407 ق، ج1، ص 286
پس این شبهه مال «وهابی»ها نیست همان زمان هم دودمان «بنی امیه» و «بنی العباس» برای شان خیلی تعجب آور بود انکار می کردند «فَقَالَ وَ مَا يُنْكِرُونَ مِنْ ذَلِكَ قَوْلَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ لَقَدْ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِنَبِيِّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) قُلْ هذِهِ سَبِيلِي أَدْعُوا إِلَى اللَّهِ عَلى بَصِيرَةٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنِي» پیغمبر اکرم می گوید این راه مستقیم من هست به طرف خدا دعوت می کنم و همچنین کسی که از من تبعیت می کند او هم به خدا دعوت می کند.
«فَوَ اللَّهِ مَا تَبِعَهُ إِلَّا عَلِيٌّ (علیه السلام) وَ لَهُ تِسْعُ سِنِينَ وَ أَنَا ابْنُ تِسْعِ سِنِينَ.» علی ابن ابی طالب نُه ساله بود دعوتگر مردم به طرف خدای عالم بود و من هم که الان نُه سالم است یعنی دو سال بعد از امامتش است. این نکته ای است که باید دقت کرد با توجه به آیات و ... «وهابی»ها یا توجه ندارند یا توجه دارند ولی در این زمینه عناد دارند خیلی مهم نیست. ولی اگر کسی با منطق قرآن آشنا باشد خیلی واضح و روشن هست.
مجری:
الحمد لله بهرمند می شویم از این تطبیق های که بین آیات قرآن و آن چیزی که در روایات آورده شده است استفاده می کنیم این که نسبت به حضرت عیسی آورده می شود (وَجَعَلَنِي مُبَارَكًا أَينَ مَا كُنْتُ) گویی هر کسی در صغر سن و کودکی قرار است به یک درجه ای برسد این مبارک بودن در آن نهفته است. کما این که مبارک بودن آقا امام جواد هم دقیقاً به همین صورت هست.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
نکته دیگری که خیلی مسئله هست بحث تزویج دختر «مأمون» با امام جواد در نُه سالگی هست جالب این که هنوز آقا امام جواد به سن بلوغ نرسیده است. این که چرا «مأمون» همچنین کاری کرد و ... خودش یک بحث مفصلی دارد.
اما همین قضیه باعث شد که «بنی العباس» هجمه گسترده ای علیه «مأمون» داشتند این چه کاری است می کنی؟ بگذار امام جواد بیاید مقداری درس بخواند با فقه، اصول و شریعت آشنا بشود بعد دخترت را به او بده (خیلی جالب است) می گفتند بیاید درس بخواند با مسائل شرعی، قرآن، تفسیر قرآن، آرای فقهاء و ... آشنا بشود.
«مأمون» گفت می دانم علم شان، علم الهی است گفت اگر این طوری هست جلسه مناظره ای بگذارید کسی را آماده می کنیم سوالی طرح کند.
اگر این بچه نُه ساله توانست جواب بدهد تسلیم می شویم در غیر این صورت باید از این تزویج صرف نظر کنی «مأمون» قبول کرد قضیه اش مفصل است «یحیی ابن اکثم» را آوردند تقریباً با سوادترین عالم عصر در منطقه «مرو» بود. داستانش را آقایان شنیدند مفصل هست عجیب این که، این را نه تنها شیعه بلکه اهل سنت هم نقل کردند.
آقای «ابن حجر هیتمی» در «صواع المحرقة»، صفحه 288 مفصل این قضیه را آورده است «ابن صباغ مالکی» در «فصول المهمة»، صفحه 255 مفصل این قضیه را آورده است وقتی «یحیی ابن اکثم» سوالی طرح کرد در رابطه با کسی که در حال احرام صیدی کرده باشد حکمش چه است؟ حضرت جواد (سلام الله علیه) آن چنان «یحیی ابن اکثم» را سوال پیچ کرد هاج و واج ماند.
پشیمان شد نتوانست در رابطه با امام جواد جواب بدهد تا «مأمون» و ... گفتند «یحیی ابن اکثم» را سوال پیچ کردی جوابش چه هست؟ حضرت شروع کرد جواب دادن سوالی از «یحیی ابن اکثم» کرد باز هاج و واج ماند نتوانست جواب بدهد همه پی بردند بر این که علوم اهل بیت (علیهم السلام) اکتسابی نیست همه اعطائی هست.
همه از منبع وحی سرچشمه می گیرد این ها وارث انبیاء، وارث نبی مکرم هستند واسطه فیض حق تعالی نسبت به کل عالم وجود هستند. به همین اندازه گمانم کفایت می کند.
مجری:
الحمد لله ان شاء الله با این گزاره ها و صحبت ها بشویم جزء همان «العارفین بحقِهم» یواش یواش جمع می شود در جایی داریم زندگی می کنیم این فرصت ها نصیب مان شده است حواس مان را جمع بکنیم بتوانیم از این فرصت ها استفاده بکنیم و این معرفت ها را ذره ذره هم که شده جمع بکنیم تا ان شاء الله آن لحظه ای که سراغ مان آمدند از ما پرسیدند به چه چیزی معرفت دارید؟ سرچشمه معرفت را گم نکرده باشیم و پاسخگوی آن ها باشیم.
حضرت استاد قبل از این که بحث خودمان را آغاز بکنیم مناسبت شب اول ذی الحجه این طور که مطرح می شود بنا به قولی سالگرد ازدواج امیر المؤمنین و حضرت زهرا (علیهم السلام) هست بسیار فرخنده هست از آن جایی که مطلع هستیم و عزیزانی که با حضرت استاد در ارتباط هستند می دانند که بارها حضرت استاد فرمودند آن چیزی که بیشتر از همه من را خوشحال می کند یک ازدواجی بین مؤمن و مؤمنه ای اتفاق بیافتد یک زندگی مسالمت آمیزی حقیقتاً نشان از رنگ و بوی الهی بودن را خواهد داشت.
این بالاترین مسرت برای حضرتعالی هست بارها اشاره فرمودند به همین مناسبت یک اشاره ای هم اگر بفرمایید ممنون می شویم.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
بارها گفتم در خیابان می بینم زن و شوهری با موتور می روند یا سوار ماشین هستند احساس می کنم صفایی بین این ها هست همان جا می گویم خدایا به حق حضرت زهرا و حضرت امیر این الفت و صمیمیت را بین این دو عزیزی که دارند می روند دائمی بکن هرگونه اختلاف و زنگار از زندگی شان بر طرف کن.
در رابطه با حضرت زهرا (سلام الله علیها) و حضرت امیر البته باز در این جا حرف خیلی زیاد هست ولی اجازه بدهید از کتب اهل سنت بیاورم در کتاب «صواعق المحرقة ابن حجر عسقلانی» کتابی هست که علیه شیعه نوشته شده است.
ایشان در این چاپ صفحه 227 می گوید «ابو داود سجستانی» نوشت ابوبکر برای خواستگاری حضرت زهرا (سلام الله علیها) آمد...
«وأخرج أبو داود السجستاني أن أبا بكر خطبها فأعرض عنه صلى الله عليه وسلم ثم عمر فأعرض عنه فأتيا عليا فنبهاه إلى خطبتها فجاء فخطبها»
الصواعق المحرقة على أهل الرفض والضلال والزندقة؛ اسم المؤلف: أبو العباس أحمد بن محمد بن علي ابن حجر الهيثمي الوفاة: 973هـ، دار النشر: مؤسسة الرسالة - لبنان - 1417هـ - 1997م، الطبعة: الأولى، تحقيق: عبد الرحمن بن عبد الله التركي - كامل محمد الخراط، ج2، ص471
«فَأعرضُ عَنهُ صلی الله علیه و آله و سلم»، حضرت از او اعراض کرد رو گرداند عمر برای خواستگاری آمد باز رسول اکرم اعراض کرد و رو گرداند «فأتيا عليّا فنبّهاه»، خدمت حضرت امیر آمدند گفتند برای خواستگاری رفتیم حضرت رو گرداند اصلاً به ما جواب نداد.
«فجاء فخطبها»، حضرت امیر برای خواستگاری آمد حضرت خوشحال شد و حضرت زهرا را به عقد حضرت علی در آورد.
همچنین «سنن کبری بیهقی» با تحقیق دکتر «ترکی» و اشراف «شعیب الأرنؤوط» وهابی خیلی سرشناس، جلد 5، صفحه 153 می گوید:
«خَطَبَ أبو بَكْرٍ وَعُمَرُ رضي الله عنهما فَاطِمَةَ فقال رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم إِنَّهَا صَغِيرَةٌ فَخَطَبَهَا عَلِيٌّ فَزَوَّجَهَا منه»
سنن البيهقي الكبرى؛ اسم المؤلف: أحمد بن الحسين بن علي بن موسى أبو بكر البيهقي الوفاة: 458، ج 5، ص153
خلیفه اول و دوم برای خواستگاری آمده بودند حضرت فرمودند دختر من کوچک است «فَخَطَبَهَا عَلِيٌّ فَزَوَّجَهَا»؛ علی به خواستگاری آمد پاسخ مثبت شنید این ها رمز و رموزی است باید دقت کنیم.
همین مطلب را آقای «حاکم نیشابوری» در «مستدرک»، جلد 2، صفحه 167 نقل کرده است.
«خطب أبو بكر وعمر فاطمة فقال رسول الله صلى الله عليه وسلم أنها صغيرة فخطبها علي فزوجها هذا حديث صحيح على شرط الشيخين ولم يخرجاه»
المستدرك على الصحيحين؛ اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري الوفاة: 405 هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م، الطبعة: الأولى، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، ج2، ص181
می گوید روایت سنداً صحیح است. جالب این که آقای «ذهبی» هم در پاورقی صراحت دارد بر این که «هذا حدیثٌ صحیحٌ علی شرط الشیخین»
حضرت به ابوبکر و عمر گفت دخترم کوچک است «فخطبها علي» این قضیه خیلی پیام دارد جالب این که مردم شروع به اعتراض کردند خیلی عجیب است با این که رسول اکرم:
(وَمَا ينْطِقُ عَنِ الْهَوَى * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْي يوحَى)
و هرگز از روی هوای نفس سخن نمی گويد! آنچه می گويد چيزی جز وحی که بر او نازل شده نيست!
سوره نجم (53): آیات 3 و 4
تمام کارهای او، فعل او، سخن او، خوابیدن او، راه رفتن او همه باید اسوه باشد
(لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كَانَ يرْجُو اللَّهَ وَالْيوْمَ الْآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا)
مسلما برای شما در زندگی رسول خدا سرمشق نيکويی بود، برای آنها که اميد به رحمت خدا و روز رستاخيز دارند و خدا را بسيار ياد می کنند.
سوره احزاب (33): آیه 21
جالب این که «تاریخ یعقوبی»، جلد 2، صفحه 41 می گوید بعد از این که حضرت زهرا به عقد حضرت امیر در آمد
«وقد كان جماعة من المهاجرين خطبوها إلى رسول الله فلما زوجها عليا قالوا في ذلك فقالوا رسول الله ما أنا زوجته ولكن الله زوجه وقدم العباس بن عبد المطلب بزينب بنت رسول الله»
تاريخ اليعقوبي؛ اسم المؤلف: أحمد بن أبي يعقوب بن جعفر بن وهب بن واضح اليعقوبي الوفاة: 292، دار النشر: دار صادر – بيروت، ج2، ص41
وقتی جماعتی از «مهاجرین» فقط ابوبکر و عمر نمی گوید عده ای ظاهراً معلوم است حضرت زهرا خواستگار زیادی داشت و حضرت رسول دست رد بر سینه همه این ها زد شروع به اعتراض کردند.
«فقالوا رسول الله ما أنا زوجته ولكن الله زوجه»؛ من که زهرا را به عقد علی در نیاوردم خدا او را به عقد علی در آورد. همچنین آقای «ابن عساکر» در «تاریخ دمشق»، جلد 42 همین تعبیر را دارد که پیغمبر قسم می خورد
«فوالذي بعثني بالكرامة، واستخصني بالرسالة، ما أنا زوجته ولكن الله زوّجه، ما رضيت حتى رضي عليّ، وما رضيت فاطمة حتى رضي الله ربّ بالعالمين»
مختصر تاريخ دمشق؛ اسم المؤلف: محمد بن مكرم بن منظور الأفريقي المصري (المتوفى: 711هـ) الوفاة: 711، دار النشر: ، ج5، ص385
«فوَ الَّذِي بَعَثَنِي بِالْكَرَامَة»؛ قسم به خدایی که مرا به کرامت مبعوث کرد، «وَ اخْتَصَّنِي بِالرِّسَالَة»، و رسالت را مخصوص من کرد، «مَا أَنَا زَوَّجْتُهُ وَ لَكِنَّ اللَّهَ زَوَّجَه»، من که زهرا را به عقد علی در نیاوردم خدا، زهرا را به عقد علی در آورد.
بعد می گوید
«ما رضيت حتى رضي عليّ، وما رضيت فاطمة حتى رضي الله ربّ بالعالمين»، من راضی نشدم تا علی راضی شد حضرت زهرا راضی نشد تا خدای رب العالمین راضی شد همه این ها از منابع اهل سنت بود در منابع شیعه خیلی زیاد هست.
فقط یک مورد را از کتاب از کتب اربعه شیعه «من لا یحضر»، جلد 3 از «جابر ابن عبد الله» می گوید وقتی پیغمبر، زهرا را به عقد علی در آورد «أَتَاهُ نَاسٌ مِنْ قُرَيْشٍ...»
«رُوِيَ عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصَارِيِّ قَالَ: لَمَّا زَوَّجَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) فَاطِمَةَ مِنْ عَلِيٍّ (علیه السلام) أَتَاهُ نَاسٌ مِنْ قُرَيْشٍ فَقَالُوا إِنَّكَ زَوَّجْتَ عَلِيّاً بِمَهْرٍ خَسِيسٍ فَقَالَ لَهُمْ مَا أَنَا زَوَّجْتُ عَلِيّاً وَ لَكِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ زَوَّجَهُ لَيْلَةً أَسْرَى بِي عِنْدَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهَى»
من لا يحضره الفقيه؛ نویسنده: ابن بابويه، محمد بن على، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم مصحح: غفاری، علی اكبر، ج3، ص401
این ها چه نگاهی داشتند واقعاً آدم به این ها تأسف می خورد گفتند یا رسول الله، زهرا را با مهریه خیلی اندک و خسیس به عقد علی در آوردی «فَقَالَ لَهُمْ مَا أَنَا زَوَّجْتُ عَلِيّاً» من که زهرا را به تزویج علی در نیاوردم «وَ لَكِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ زَوَّجَهُ لَيْلَةً أَسْرَى بِي عِنْدَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهَى» در شبی که به معراج رفته بودم در آن جا خدای عالم زهرا را به عقد علی (سلام الله علیهما) در آورد.
در این جا حرف خیلی زیاد هست باید دقت کنیم معرفت مان را نسبت به اهل بیت بالا ببریم شناخت مان نسبت به اهل بیت بالا ببریم.
در آخر زیارت جامعه کبیره عرضه می داریم بر این که خدایا:
«فَبِحَقِّهِمُ الَّذِي أَوْجَبْتَ لَهُمْ عَلَيْكَ أَسْأَلُكَ أَنْ تُدْخِلَنِي فِي جُمْلَةِ الْعَارِفِينَ بِهِم»
من لا يحضره الفقيه؛ نویسنده: ابن بابويه، محمد بن على، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم مصحح: غفاری، علی اكبر، ج2، ص617
در رابطه با قضیه توبه حضرت آدم (علی نبینا و آله و علیه السلام)، «ابن تیمیه» هم به این قضیه تصریح دارد، بزرگان اهل سنت هم آوردند حضرت آدم وقتی از بهشت رانده شد گریه و زاری کرد بعد خدا را به محمد، علی، فاطمه حسن و حسین قسم داد.
ملاحظه کنید یک دفعه این که ما به ائمه (علیهم السلام) به عنوان یک راوی ثقه، عالم و دانشمند داریم نگاه می کنیم.
یک دفعه نه این که، این ها خلقت شان هزاران سال قبل از خلقت حضرت آدم بود در منابع شیعه و هم در منابع اهل سنت آمده است. اگر این روایات را کنار هم بگذاریم متواتر هم که نباشد روایات مستفیض است به قول آقایان:
«فإن تعدد الطرق وكثرتها يقوى بعضها بعضا حتى قد يحصل العلم بها ولو كان الناقلون فجارا فساقا»
كتب ورسائل وفتاوى شيخ الإسلام ابن تيمية؛ اسم المؤلف: أحمد عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس الوفاة: 728، دار النشر: مكتبة ابن تيمية، الطبعة: الثانية، تحقيق: عبد الرحمن بن محمد بن قاسم العاصمي النجدي، ج18، ص26
برای انسان قطع می آید. همان طوری که «ابن تیمیه» هم می گوید: «فإن تعدد الطرق وكثرتها» وقتی سندها متعدد شد روایت ها علم و قطع می آورد، «ولو كان الناقلون فجارا فساقا»، اگر چه راویانش فاسق و فاجر باشند.
این در «مجموعه فتاوی»، جلد 18، صفحه 18 در چاپ «عربستان سعودی» و در بعضی از چاپ ها جلد 18، صفحه 26 یا 23.
در هر صورت...
واضح و روشن هست اگر این مباحث را خوب مطرح کنیم کاملاً نشان می دهد. کتاب «مجموعه فتاوی ابن تیمیه»، چاپ «عربستان سعودی» به دستور خادم الشرفین یا خائنٌ الحرمین شریفین جلد 18، صفحه 26 «فإن تعدد الطرق وكثرتها يقوى بعضها بعضا حتى قد يحصل العلم بها ولو كان الناقلون فجارا فساقا» (در دار الوفاء، جلد 18، صفحه 18)
اگر این روایت ها سنداً هم فرضاً ضعیف باشد با این که آقای «حاکم نیشابوری» صحیح بر شرایط «صحیح بخاری» و «صحیح مسلم» دارد «ذهبی» هم به همین شکل؛ نشان می دهد بر این که قضیه خیلی مهمی است باید دقت بیشتری کرده باشیم نظر و افق دیدمان نسبت به ائمه (علیهم السلام) به آن گونه ای باشد که از نبی مکرم و ائمه (علیهم السلام) به ما رسیده است.
مجری:
احسنتم، طیب الله بسیار زیبا امشب هم تبریک می گوییم به افرادی که به تازگی ازدواج کردند یا در شرف ازدواج هستند فردا روز ازدواج هست ان شاء الله که ازدیاد نسل شیعه آقا علی ابن ابی طالب باشد دیدم استاد با مدارک نشان دادند خداوند دستور این عقد، علقه و التقاع را داده است. کما این که در سوره الرحمن می خوانیم:
(مَرَجَ الْبَحْرَينِ يلْتَقِيانِ * بَينَهُمَا بَرْزَخٌ لَا يبْغِيانِ * فَبِأَي آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ * يخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَالْمَرْجَانُ)
دو دريای مختلف (شور و شيرين، گرم و سرد) را در کنار هم قرار داد، در حالي که با هم تماس دارند؛ در ميان آن دو برزخی است که يکی بر ديگری غلبه نمی کند (و به هم نمی آميزند)! پس کدامين نعمت های پروردگارتان را انکار می کنيد؟! از آن دو، لؤلؤ و مرجان خارج می شود.
سوره الرحمن (55): آیات 19 تا 22
در انتها هم (يخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَالْمَرْجَانُ)، این نکته را الان یادم آمد خدمت تان عرض کنم تلفنهای که زیر نویس شده در اختیار شما است ان شاءالله تماس بگیرید نسبت به مطالبی که گفته می شود یا اگر سوال خاصی داشتید مطرح بفرمایید ان شاءالله صدای تان را داخل استدیو پخش خواهیم کرد و استاد بزرگوار هم پاسخگو خواهند بود.
(میان برنامه)
مجری:
يا امير المؤمنین یا علي ابن ابی طالب، عرض سلام مجدد خدمت همه شما بینندگان عزیز و ارجمند شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف)!
ما بنای که از قبل داشتیم این بود که بحث را آغاز کنیم، بحث مهم جذاب و جالب هم بود، اما استاد اولویت را با تماس های شما عزیزان می دهند و بارها فرمودند عزیزانی که تماس می گیرند و پشت خط هستند و مستقیما می خواهند در ارتباط باشند این فرصت به آنها بدهیم.
اگر در پایان فرصتی پیش آمد اشاره ای به آن مبحث جاری بحث خواهیم کرد. بدون مقدمه سراغ تماس های شما بینندگان عزیز بیرویم. اولین تماس آقا «حمید» از «کرمان» پشت خط ارتباطی هستن سلام علیکم بفرمایید.
(تماس بینندگان برنامه)
بیننده: (آقا حمید از کرمان – شیعه)
سلام علیکم خدمت شما و خدمت استاد بزرگوار فخر شیعه حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی حفظه الله عرض سلام ادب و احترام دارم. سالروز شهادت حضرت جواد الأئمه (علیه السلام) را تسلیت عرض می کنم.
دو سوال دارم مربوط به برنامه امشب می شود سوال اولم مربوط به زندگانی حضرت امام جواد (علیه السلام) متوجه شدم شما به ماجرای مناظره حضرت با «یحیی ابن أکثم» اشاره فرمودید (کاملش را ندیدم) ولی فکر می کنم ماجرای رویارویی حضرت با «مأمون عباسی» را برای بینندگان فرمودید.
در این قضیه دو سوال دارم شاید بینندگان شبکه های «وهابی» را دیده باشند و این سوال برای شان پیش آمده باشد در مورد بحث رویارویی حضرت با «مأمون» بعد پیشنهادی که «مأمون» برای تزویج دخترش برای حضرت امام جواد (علیه السلام) می دهد و مناظره با «یحیی ابن أکثم» پیش می آید بعضاً در منابع خود ما و بیشتر از آن در منابع مخالفین مان مثل شبکه های «وهابی» وانمود می کنند و گفته می شود دلیل این ازدواج حب، علاقه و محبتی بود که «مأمون» نسبت به امام جواد (علیه السلام) داشت. اگر لطف کنید بفرمایید آیا واقعاً این گونه بود؟ اگر واقعاً این گونه بود آیا تنها هدف «مأمون عباسی» از این که دخترش را به ازدواج حضرت در می آورد این بود یا اهداف دیگری هم در پس این قضیه بود اگر این را لطف کنید برای ما و بینندگان باز کنید تشکر می کنم.
سوال دوم در ادامه همین هست چون شب شهادت حضرت هست به قولی نمی خواهم ذکر مجلس مان را به ذکر معاویه نجس کنم ولی در شبکه های «وهابی» این قضیه را به گونه ای وانمود می کنند بله از شما پنهان کردند به شما دروغ گفتند در گزارش تاریخ خیانت کردند چرا نگفتند؟ به شما نگفتند امام جواد (علیه السلام) داماد «مأمون» بوده است!
شیعه این را می شنود می خندد برایش مضحک است تا جایی که یادم هست دوران دبستان یا راهنمایی این مطالب را به ما گفتند، ولی هدف شبکه های وهابی این هست که می گویند بله امام جواد هم نسبت به «مأمون» علاقه داشتند با هم خیلی خوب بودند و روابط خوبی در جریان بود پدر همسر ایشان بود بحث دوم را اگر توضیح بدهید دلیل پذیرش این ازدواج از سمت امام چه بود؟ آیا واقعاً ایشان نسبت به «مأمون» علاقمند بودند یا نه آن جبر تاریخی و شرایطی که وجود داشت باعث شد که این اتفاق بیافتد. تشکر استاد بزرگوار من شور و شوق زیادی دارم از این که باز توفیق شد با شما همکلام شوم بعد می دانم چون عزیزان دیگر هم هستند می خواهند روی خط بیایند با شما خدا حافظی و رفع زحمت کنم.
مجری:
تشکر می کنیم از شما موفق باشید، ان شاء الله حضرت استاد پاسخ هر دو سوال را خواهند داد. تماس بعدی آقا «محمد» از «تهران» پشت خط ارتباطی هستن سلام علیکم بفرمایید.
بیننده: (آقا محمد از تهران – شیعه)
عرض سلام، ادب و احترام دارم خدمت شما و حاج آقای قزوینی بزرگوار، ان شاءالله که سالم و سلامت باشند. سوالی که از خدمت حاج آقا داشتم این است که مسئله امامت، ولایت و افضل بودن امیر المؤمنین بارها و به کرّات توسط حضرت پیامبر در میان صحابه اشاره و بیان شده است و این همه روایات و سفارش های که حضرت پیامبر درباره اهل بیت (علیهم السلام) داشتند مثلاً حدیث غدیر، حدیث ثقلین، حدیث سفینه یا امثال این ها ولی باز این ها باعث نشد که مردم از اهل بیت جدا نشوند بعد از این که حضرت پیامبر به شهادت رسیدند.
جدا شدن مردم از اهل بیت با وجود این همه توصیه ها و روایاتی که از حضرت پیامبر در قبال اهل بیت وجود دارد علت این چه بود؟ اگر این را حاج آقا یک ذره تحلیل بفرمایند و توضیح بدهند ممنون می شوم.
مجری:
تشکر می کنم از تماس تان، خدا نگهدار، تماس بعدی آقا «حسین رمضانی» از «جهرم» پشت خط ارتباطی هستن سلام علیکم بفرمایید.
بیننده: (آقا حسین رمضانی از جهرم – شیعه)
سلام علیکم وقت شما بخیر، تشکر از برنامه خوب تان، یک سوال فقهی از خدمت تان داشتم، از برنامه خوب تان تشکر می کنم اگر مسافر در سفر باشد اشتباهی نماز شکسته دو رکعتی را چهار رکعت بخواند حکمش چطور است؟
مجری:
سوال تان اگر فرصت شد پاسخ می دهیم، البته سوال تان مربوط به برنامه روشنای احکام هست بحث های فرق می کنند. بحث های احکام در آن برنامه مطرح می شود سوال تان را ان شاء الله مطرح خواهیم کرد مسافر در سفر باشد اشتباها به جای این که نمازش را دو رکعتی بخواند چهار رکعتی بخواند، تشکر از تماس تان، سوال تان را مطرح خواهیم کرد خدا نگهدارتان، تماس بعدی جناب آقای «بهادری» عزیز، فاضل ارجمند پشت خط ارتباطی هستن، سلام علیکم بفرمایید.
بیننده: (آقای بهادری از کرج – شیعه)
بسم الله الرحمن الرحیم، عرض سلام و شب بخیر دارم خدمت حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی و جناب اقای مرعشی دو سید بزرگوار! سالگشت ازدواج حضرت زهرا (سلام الله علیها) و آقا امیر المؤمنین را به عموم شیعیان علی الخصوص شما عزیزان عرض تبریک و تهنیت دارم. حضرت آقا، رسول خدا به بعضی از صحابه که به «تورات» خوانی خیلی علاقه داشتند مثلاً داستان یوسف را باید از قرآن می خواندند می رفتند از «تورات» می خواندند
آقا فرمودند اگر می خواهید «تورات» بخوانید این بخش از «تورات» را بخوانید از روی «تورات» تحریف نشده در نیمه دوم صِفر خروج کل صِفر لاویان کل صفر اعداد نوشته است حضرت موسی (علی نبینا و آله و علیه الصلاة و السلام) دستور فرمودند ای صحابه من شما در تِهْ گیر کردید چون به حرف من گوش نکردید بدبخت شدید من هم وسط شماها گیر کردم.
با اهل بیتم مثل «هارون، یوشع» و فرزندان او بیرون هم نمی شود زندگی کرد حضرت موسی دستور دادند چادری برپا کنند فرمودند احدی این جا دائم نیست فقط «یوشع و هارون» هم قبل از من از دنیا می رود. «یوشع» وصی من در چادر خواهد بود. هر کسی در چادر است او وصی من است این متن «تورات» است.
سوال: چرا حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) با وجود حجره ها «چادر یمانی» را طلب می کند؟ فرمود ای صحابی من شما هم در تِهْ یا سرگردانی قرار خواهید گرفت بی عرضگی صحابه دقیقاً مثل حضرت موسی برای امت خودش گفت چون حضرت موسی به امتش گفت بروید شهر خود را آزاد کنید گفتند ای موسی شما با خدا برو شهر ما را آزاد کن قدرت جهادت نداریم ما می آییم.
حضرت فرمود صحابه ای که قدرت جهاد یا دفاع ندارد باید در بیابان بماند فرمودند «هارون و یوشع» بیایید یک چادر به نام چادر اجتماع زدند در متن «تورات» آمده است. هیچ کس جز «یوشع» بعد از مرگ حضرت موسی در آن چادر نبود حضرت موسی فرمودند این ها هستند اهل چادر و اجتماعی که حضرت موسی طبق نص «تورات» وارث نبوت و ارض مقدسه را به آن ها تقدیم کرد.
نتیجه این که پس حضرت موسی این کار را قبلاً کرده بود ارض مقدسه مال «هارون» و اولادش هست چگونه رسول خدا با پرده «کعبه»، «هابلیان» را از دیگران جدا کرد و اسم آن ها عترت گذاشت. همین چادر که حضرت «هاجر» با فرزند خود اسماعیل زیر آن زندگی می کردند به همین خاطر کساء نام گرفت.
این پرده، خانه ای بود که اهل بیت الله الحرام یا اهل بیت به آن ها گفته می شود. روزی که وحی از منزل رسول خدا ظاهر شد باید وارثان این رسالت در قالب امامت و خلافت در داخل این پرده قرار بگیرند تا به عنوان اهل بیت صادر بشوند. تا معلوم گردد رسالت که تازه ظهور کرده شامل چه کسانی است؟ طبق سوره نور فرمود:
(فِي بُيوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَيذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ)
(اين چراغ پر فروغ) در خانه هايی قرار دارد که خداوند اذن فرموده ديوارهای آن را بالا برند (تا از دستبرد شياطين و هوسبازان در امان باشد)؛ خانه هايی که نام خدا در آنها برده می شود، و صبح و شام در آنها تسبيح او می گويند...
سوره نور (24): آیه 36
یعنی این چراغ پر فروغ در خانه های قرار می گیرد که خداوند اذن فرموده است. حضرت رسول اکرم بعد فرمودند این پنج نفر با بقیه خانواده من در هشت چیز تفاوت دارند خمس برای آن ها حلال است زکات و صدقه حرام است. تطهیر شده آسمانی هستند به حالت جنب می توانند داخل مسجد بروند. عامل نص صفحه یعنی برگزیده برای امامت هستند. سابقون در ایمان هستند در آیه مباهله بعضی از آن ها مانند امام علی نفس رسول خدا هستند (وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ) این پنج نفر با عنوان ثقل اصغر مطرح هستند که حلیف قرآن است. عترت آن ها یعنی آماده برای قربانی شدن در راه خدا لذا رسول خدا چهارده عنوان به این پنج تن دادکه به سایر خانواده ایشان صادق نیست و دارای این عناوین هستند.
عترت هسته مطهر یا فدائیان خدا، ثقل اصغر، آل کساء، آل بیت، اهل بیت، المعصومون المطهرون، آل رسول، اهل ذکر، المصطفون (برگزیدگان)، ذریه طیبه، شجره طیبه، شجره مبارکه، آل ابراهیم، سُکان حرم یا ساکنان حرم به خاطر وجود این ها شیعه زمین را تا روز قیامت دارای حجت و امام که دارای چهارده عنوان ذکر شده می داند.
از طرفی دیگر «یهودیان، نصارا و وهابیون» زمین را دارای حجت نمی دانند و نمی خواهند کسی از این خانواده به عنوان وارث نبوت و امامت در زمین باشد. ولذا خطر سو قصد به جان امام زمان با تمام شدت وجود دارد. «والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته» ببخشید زیاد صحبت کردم!
مجری:
سلامت باشید طیب الله انفاسکم، جزاکم الله خیرا، تشکر می کنیم اقای بهادری عزیز موفق باشید. حضرت استاد ابتدا آقا «حمید» از «کرمان» دو سوال راجع به زندگانی حضرت جواد الأئمه (علیه السلام) مطرح کردند سوال اول شان از یک طرف آیا «مأمون عباسی» واقعاً به حضرت علاقه داشت که خواستار این تزویج شد؟ از طرفی دیگر آیا حضرت امام جواد (علیه السلام) پاسخ مثبت شان از روی علاقه بوده است؟
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
در رابطه با قضیه ازدواج امام جواد (سلام الله علیه) با «ام الفضل» دختر «مأمون» بحث خیلی زیاد هست فقط خیلی خلاصه عرض کنم بعد از شهادت آقا امام رضا (سلام الله علیه) در میان مسلمان ها شایع شد که قاتل امام رضا، «مأمون» هست و این برای «مأمون» خیلی سنگین بود هم حضرت رضا فرموده بود و هم این که «ابو صلت» و ... در میان مردم بودند قضیه مشخص شد.
«مأمون» خواست به جنایتی که انجام داد سرپوش بگذارد خودش را تبرئه کند به آقا امام جواد (سلام الله علیه) پیشنهاد کرد دخترش را به عقد حضرت در بیاورد. این یک هدف.
هدف دوم این که امام جواد نُه ساله هست داماد «بنی العباس» می شود با بزرگان «بنی العباس» و ... ارتباط بر قرار می کند و تماس می گیرد با فرهنگ «عباسی» بزرگ می شود در آینده مشکلی از ناحیه او برای دولت «عباسی» نمی تواند باشد.
نکته سوم «مأمون» وحشت داشت در زمان او قیام «علوی»ها زیاد بود جامعه اسلامی دچار تفرقه شده بود شعارهای می دادند قیام های در گوشه و کنارها بود و ... «مأمون» از هیچ کدام این ها ابا نداشت حتی برادرش «امین» را هم کشت ولی از این که، امام جواد (سلام الله علیه) با انقلابیون مرتبط باشد وحشت داشت.
اگر چنان چه حضرت جواد (سلام الله علیه) با یکی از انقلابیون و «علوی»ها باشد قطعاً «مأمون» آن جا کُمیتش لنگ است ولذا می خواست یک جاسوسی در خانه حضرت جواد (سلام الله علیه) داشته باشد که ارتباط «علوی»ها و انقلابیون را به پدرش خبر بدهد. و مسائل دیگری هم وجود داشت فرصت نیست به بقیه آن بپردازیم.
این عوامل باعث شد «مأمون» به امام جواد (سلام الله علیه) پیشنهاد بدهد با دختر او ازدواج کند.
اما از ناحیه امام جواد (سلام الله علیه)، ائمه (علیهم السلام) در مسائل زندگی خودشان، در برخورد با حکومت ها و ... تلاش می کردند هم خودشان و هم شیعیان را حفظ کنند اگر بنا بود امام صادق (سلام الله علیه)، امام باقر (سلام الله علیه) با حکومت ها در بیافتند هم جان خودشان و هم جان شیعه در خطر بود.
حتی داریم امام صادق (سلام الله علیه) برای حفظ جان خودش و شیعه روزی را که می دانست ماه رمضان هست افطار کرد چون حفظ جان معصوم و شیعه بالاتر از این قضیه هست.
آقا امام جواد (سلام الله علیه) هم بنا نداشت با این ها مخالفت کند. مخالفت امام جواد با پیشنهاد «مأمون» باعث می شد تیرگی خاصی و یک عداوت شدیدی بین امام جواد (سلام الله علیه) و «مأمون» بیافتد چه بسا موجب بشود که زندگی بعضی از شیعیان هم در خطر باشد.
ولذا روی این جهت حضرت به این ازدواج تن داد آن چه که ذهنم هست تقریباً نُه سال داشت ایشان شانزده سال با «ام الفضل» زندگی کرد. عاقبت با دستور پدرش البته در زمان «معتصم» به دستور «عباسی»ها، «ام الفضل (لعنت الله علیها و علی أبیها و جدها)» حضرت را مسموم کرد احساس کردند تحمل امام جواد را ندارند.
مجری:
تنها راه را در شهادت حضرت دیدند.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
بله، تنها راه را در به شهادت رساندن حضرت جواد (سلام الله علیه) دیدند با آن وضع خیلی درد آور بنا به نقلی سه شبانه روز جنازه حضرت را در پشت بام یا در حیاط نگه داشتند و ... عاقبت هم شیعیان متوجه قضایا شدند مجبور شدند قضیه را اعلام کنند. این ها خلاصه جواب بزرگوارمان آقا «حمید» از «کرمان» هست.
مجری:
سوالات عزیزان دیگر مانده است، تا صحبت و بحث پیرامون امام جواد (علیه السلام) است برویم یک فاصله ای بگیریم دل هایمان را روانه کنیم و بعد با ما بقی جواب ها در خدمت تان خواهیم بود.
(میان برنامه)
مجری:
...ان شاء الله بتوانیم زندگی خودمان را با معارف اهل بیت (علیهم السلام) عجین بکنیم. سراغ تماسهای بعدی برویم جناب آٔقای «علیزاده» از «کرج» پشت خط ارتباطی هستن سلام علیکم بفرمایید.
بیننده: (آقای علیزاده از کرج – شیعه)
سلام عرض می کنم خدمت شما و خدمت جناب استاد گرامی حاج آقای قزوینی، عرض تسلیت به مناسبت شهادت جواد الائمه به همه شیعیان؛ سوال داشتم یک این که «ناصبی»ها در شبکه هایشان چند روز پیش صحبت می کردند البته دقیقاً می دانم صد در صد مثل همیشه دروغ می گویند می گفتند در رابطه با ازدواج علی (علیه السلام) با صدیقه طاهره آقای ابوبکر، عمر و عثمان به علی (علیه السلام) مشاوره دادند.
جواب این را می خواهم بدهم سن و سال علی (علیه السلام) با این آقایان می خواند آمدند به علی (علیه السلام) مشاوره بدهند؟ دوم این که گفتند آقا علی (علیه السلام) یکی از ابزارهای جنگیش را به آقای عثمان به چهارصد دینار فروخت عثمان هم این را به علی (علیه السلام) بر گرداند. حتی جهیزیه حضرت فاطمه آقایان ابوبکر و عمر خریدند.
دوم این که روایتی آقای «بلاذری» در «انساب الأشراف»، جلد 1، صفحه 295 آورده «مروان ابن حکم» خدمت آقا علی ابن الحسین می رود می گوید هیچ کس به اندازه صاحب شما منظورش حضرت علی (علیه السلام) است از صاحب ما عثمان دفاع نکرد. حضرت فرمودند پس چرا علی (علیه السلام) را در منبرهای خود دشنام می دهید؟ «مروان» پاسخ داد امر حکومت ما جز با دشنام مستحکم نمی شود. می خواستم به برادران اهل سنتی که تمایل به «وهابیت» دارند بگویم حکومتی که با دشنام پایه هایش را پی ریزی بکنند خیلی سست می شود یعنی با اندک بادی می لرزد.
در انتها اجازه بدهید از «حمید» آقا که از «کرمان» زنگ زد تشکر خاصی می کنم این آقا واقعاً پوزه آقای «سجودی» را به خاک مالیده همیشه زنگ می زند آبرو و حیثیت برای ایشان نگذاشت من از دور چشم های ایشان را می بوسم، خیلی ممنونم تشکر از برنامه های خوب تان
مجری:
سلامت باشید، همچنین ما هم از تمامی طرفداران و تمامی افرادی که در این عرصه پا به میدان گذاشتند و وارد میدان شدند و مرد میدان هستند تشکر می کنیم. تماس بعدی آقای «رمضانی» از «فارس» پشت خط ارتباطی هستن سلام علیکم بفرمایید.
بیننده: (آقای رمضانی از فارس – شیعه)
سلام علیکم، عرض سلام ادب و احترام دارم خدمت عوامل و دست اندرکاران برنامه و برای آقای آیت الله قزوینی عزیز آرزوی موفقیت و سربلندی دارم. آیت الله قزوینی خیلی زحمت می کشند در زمینه پاسخ به شبهات واقعاً سنگ تمام می گذارند. ما برای این بزرگوار آرزوی سربلند و عزت روز افزون داریم.
مجری:
تشکر، شما همچنین موفق و موید باشید اقای رمضانی عزیز!
اقای رمضانی:
سلامت باشید، «وهابی»ها با این ادعایی که دارند باید اهل مناظره باشند ولی متأسفانه از مناظره فرار می کنند جای تأمل دارد؛ ولی ما به شهامت و پشتکار حضرت آیت الله قزوینی آفرین و مرحبا می گوییم برای ایشان و عوامل بزرگوار برنامه آرزوی موفقیت روز افزون داریم.
مجری:
شما هم ان شاء الله در تمامی عرصه های زندگی موفق و مؤید باشید.
آقای رمضانی:
امیدواریم که این برنامه ها ادامه داشته باشد شاهد رشد و بالندگی بیشتر این برنامه ها باشیم و بتوانیم به امید خدا هم خودمان عامل به حرف هایمان باشیم و هم بتوانیم عده بیشتری را ان شاء الله جذب این برنامه ها بکنیم و سربازی برای اسلام باشیم و جوان ها را ان شاء الله ترغیب بکنیم که به دنبال این برنامه ها باشند و در جهت رشد و توسعه مذهب خودمان تلاش بکنیم. کسانی که بیدار نیستند ان شاء الله بیدار بکنیم و خودمان هم عامل به حرف هایی که می زنیم باشیم.
مجری:
تشکر می کنیم از شما که همراه برنامه خود، برنامه حبل المتین بودید، تماس بعدی جناب آقای «نعمتی» فاضل ارجمند خوشحال هستیم که در این برنامه توانستیم صدای شما را هم بشنویم در خدمت تان هستیم.
بیننده: (آقای نعمتی، - شیعه)
سلام علیکم و رحمة الله، عرض خسته نباشید دارم خدمت شما و خدمت حضرت استاد آیت الله حسینی قزوینی. تماس گرفتم سوالی از خدمت حاج آقا دارم ان شاء الله بتوانیم با رهنمودهای حاج آقا و کمک های اساتید گرانقدر مجموعه در این راه قدم بر داریم و پیشرفت هایی داشته باشیم. با عمل کردن به این ها در عصر غیبت بتوانیم کمکی به حضرت ولی عصر (ارواحنا له الفداء) داشته باشیم.
سوالم از خدمت تان این هست وظیفه ما به عنوان آن وظایف اصلی ما در طول غیبتی که الان بین ما و حضرت ولی عصر ایجاد شده است در دوره ای که نمی توانیم خدمت حضرت ولی عصر برسیم مهم ترین کاری که می توانیم به حضرت ولی عصر نزدیک بشویم و یک وظیفه ای که الان به نظرتان حضرت ولی عصر از ما انتظار دارند چیست تا بتوانیم با این کار یک تقربی به حضرت ولی عصر داشته باشیم.
مجری:
خیلی ممنون، احسنتم! اجازه بدهید سوال شما را به عنوان حسن ختام برنامه بگذاریم عزیزان دیگری که تماس می گیرند اگر سوال شان بود سوال شان را مقدم می کنیم برنامه ما، به صورتی پایان بپذیرد که ان شاء الله دل ها به آن آستانه مقدسه روانه شده باشد و برای شنیدن وظایف اصلی منتظران آقا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) آماده شده باشیم. تماس بعدی جناب آقای «ایزدی» از «اردبیل» پشت خط ارتباطی هستن سلام علیکم بفرمایید در خدمت تان هستیم.
بیننده: (آقای ایزدی از اردبیل – شیعه)
سلام علیکم وقت شما بخیر، سلام محضر استاد حسینی قزوینی و تمام دست اندرکاران. سوالم درباره حجة الوداع حضرت پیامبر است. حضرت علی از «یمن» می آمد غنائم را می آورد بین راه جدا می شود و به طرف حضرت محمد در مکه می رود آن جا هم افرادی که جمع شده بودند در بین شان منافقانی هم بودند سر و صدا کردند نگذاشتند حضرت محمد منظورش را به مردم بگوید غدیر خم را انتخاب کردند.
شبکه های «وهابی» شایعات زیادی در این مورد پخش می کنند حضرت استاد در این مورد توضیح بدهند، ما متوجه بشویم، خیلی ممنون از برنامه خوب تان.
مجری:
تشکر، سلامت باشید خدا نگهدارتان. جناب استاد آقا «محمد» از «تهران» بحث مسئله امامت، ولایت و افضلیت امیر المؤمنین را اشاره کردند که بارها و بارها آقا رسول الله به صورت و مناسبت های مختلف بر این تأکید داشتند چه شد که این امت تمامی آن چه را که شنیده بود رها کرد کأنه اصلاً چیزی نشنید و چیزی ندیده است.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
در بحث حدیث سفینه گزینه ای داریم حضرت نوح اصرار زیادی داشتند شباهتی که اهل بیت (علیهم السلام) با سفینه حضرت نوح دارند این شباهت، شباهت چهاردهم هست ان شاء الله مطرح می کنیم حضرت نوح تعبیری زیبایی دارد
(ثُمَّ إِنِّي أَعْلَنْتُ لَهُمْ وَ أَسْرَرْتُ لَهُمْ إِسْرارا)
سپس آشکارا و نهان (حقيقت توحيد و ايمان را) برای آنان بيان داشتم!
سوره نوح (71): آیه 9
می گوید خدایا علنی و مخفیانه دعوت کردم
مجری:
صرفاً عزیزان مطلع باشند آقا «محمد» عزیز هم سوال شان را مطرح کردند بحث اصلی که آغاز کردیم و جریان بحث راجع به حدیث سفینه هست حدیثی که تک تک آیاتی که در قرآن نسبت به حضرت نوح هست بررسی می شود و تطبیقی که آقا رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) در این حدیث فرمودند تطبیق بدهید
«قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) مَثَلُ أَهْلِ بَيْتِي فِيكُمْ كَمَثَلِ سَفِينَةِ نُوحٍ مَنْ رَكِبَهَا نَجَا وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا زُجَّ فِي النَّارِ»
عيون أخبار الرضا (عليه السلام)؛ نویسنده: ابن بابويه، محمد بن على، مصحح: لا جوردی، مهدی، ناشر: نشر جهان، ج2، ص27
«مثل أهل بيتي فيكم مثل سفينة نوح من ركبها نجا ومن تخلف عنها هلك»
فضائل الصحابة؛ اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبد الله الشيباني الوفاة: 241، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بيروت - 1403 - 1983، الطبعة: الأولى، تحقيق: د. وصي الله محمد عباس، ج2، ص785
«أبو ذر سمعت رسول الله صلى الله عليه وسلم يقول مثل أهل بيتي مثل سفينة نوح من ركبها نجا ومن تخلف عنها غرق هذا حديث صحيح على شرط مسلم ولم يخرجاه»
المستدرك على الصحيحين؛ اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري الوفاة: 405 هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م، الطبعة: الأولى، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، ج2، ص373
شما بروید ببینید جریان سفینه نوح چه بود داریم در این برنامه ها می بینیم الحمد لله حضرت استاد هم اشاره فرمودند ان شاء الله در آینده وجه شَبه چهاردهم همین مورد هست که در خدمت شان هستیم.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
در بحث های گذشته مان گزینه ای داشتیم چرا علی خلیفه نشد؟ در آن جا خیلی مفصل بحث کردیم الان فرصت نیست تصاویر را بگذارم عزیزان ببینند از حضرت امیر سوال می کنند در خطبه 162 «نهج البلاغه» با این که شما اولیٰ بودید و آن همه سفارشات و ... چرا «قریش» و صحابه شما را رها کردند سراغ دیگری رفتند؟ حضرت فرمود:
«فَإِنَّهَا كَانَتْ أَثَرَةً شَحَّتْ عَلَيْهَا نُفُوسُ قَوْمٍ وَ سَخَتْ عَنْهَا نُفُوسُ آخَرِينَ»
نهج البلاغة (للصبحي صالح)؛ نویسنده: شريف الرضى، محمد بن حسين، ناشر: هجرت، محقق/ مصحح: فیض الاسلام، ص231
این قضیه طوری بود تعدادی بُخل و حسد ورزیدند عده ای هم ما را یاری نکردند در برابر غصب حقوق ما سخاوتمندانه عبور کردند. این ها نشان می دهد بر این که مردم سراغ حضرت نیامدند یک دلیلش همین بود، برای شان قابل هضم نبود حضرت امیر (سلام الله علیه) در سن جوانی خلافت را به عهده بگیرد و ... این ها با این که در میان قوم شان جایگاه، مقام و بیا برویی داشتند.
نکته دیگر کینه هایی بود که در سینه ها نهفته بود رسول اکرم فرمود بر این که:
«ضَغَائِنُ فِي صُدُورِ أَقْوَامٍ لَا يُبْدُونَهَا لَكَ إِلَّا مِنْ بَعْدِي»
كتاب سليم بن قيس الهلالي، محقق / مصحح: انصارى زنجانى خوئينى، محمد؛ ناشر: الهادى؛ ج2، ص 569
یک سری کینه هایی در سینه ها می بینم که بعد از من این ها به منصه ظهور خواهد آمد. عثمان می گوید یا علی چه کار کنم «قریش» دوست ندارد تو در یک روز بیش از هفتاد نفر این ها را به درک واصل کردی.
شما تک تک این ها را ملاحظه کنید برادر، عمو و ... این ها با شمشیر امیر المؤمنین (سلام الله علیه) به درک واصل شدند.
حضرت امیر در عبارتی که «ابن ابی الحدید»، جلد 20، صفحه 298 دارد می گوید این انتقام پیغمبر را از منِ علی گرفتند. در هشتاد و سه، هشتاد و چهار جنگی که علیه اسلام و رسول اکرم داشت و این ها در جنگ بدر، در جنگ احد و در جنگ حنین و خندق و احزاب همه شکستی بعد از شکست برای آنها بود و از پیامبر کینه ای به دل داشتند نتوانستند از من علی گرفتند!
مجری:
آنها خوب فهمیدند که علی نفس نبی است و توانستند این را تشخیص بدهند.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
بله. در این زمینه قبلا عرض کردیم ان شاءالله در آینده یک بحثی هم خواهیم داشت که چرا با علی بیعت نکردند و چرا سراغ علی رفتند؟ چرا این همه توصیههای که رسول اکرم کرد قبول نکردند؟
شاید در ذیل همین آیه ای که خدمت تان عرض کردم آیه 9 سوره نوح: (إِنِّي أَعْلَنْتُ لَهُمْ وَ أَسْرَرْتُ لَهُمْ إِسْرارا)؛ با آن همه شباهتی بین اهل بیت و حضرت نوح (علی نبینا و اله وعلیه السلام)
مجری:
حضرت استاد تشکر می کنیم، و تشکر می کنیم از آقا محمد عزیز که این سوال را مطرح کرده بودند، آقا «حسین رمضانی» یک سوال و احکام شرعی پرسیدن، سوال این بود اگر مسافر در سفر باشد اشتباها نمازش را به جای این که قصر بخواند تمام بخواند حکمش چیست؟
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
اگر عزیزمان سایت هدانا را سرچ بزنند، در این سایت فتاوای همه مراجع آمده است، در این جا چند تا صورت دارد آیا فراموش کرده باشد مثلا می دانست که باید نماز را شکسته بخواند ولی فراموش کرد تمام خواند این یک حکم دارد.
آقایان غالبا فتوای شان بر این است که اگر در وقت به یادش بیاید باید شکسته بخواند و در خارج از وقت قضا کند.
اگر مسئله را نمی دانست باز به همین شکل نماز اشکال دارد. این بحثی است که اقایان باید در بحث احکام سوال کنند تا مفصل پاسخ داده بشود. اگر قضیه را می دانست ولی فراموش کرده باشد پاسخش فرق می کند هرکدام از این ها حکم خاص خودش را دارد.
یک دفعه این است که اصلا نمی داند که مسافر نمازش را باید شکسته بخواند...
مجری:
جاهل به حکم و موضوع است.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
به طور کلی جاهل به حکم است. در این جا غالبا آقایان فتوای شان بر این است که احتیاج به اعاده نیست و نمازش درست است. و بعضی ها می گویند اعاده شود، اختلاف زیاد است. متأسفانه الان اینترنت مان قطع شده است می خواستم سایت را نشان بدهم مقلد هر مرجعی هستید این جا حدود چهارده – پانزده تا از فتاوای مراجع مطرح شده است.
مجری:
پس آقا حسین عزیز وارد این سایت بشود و اسم مرجعش را وارد کند سوال شان را بنویسد پاسخ داده می شود.
استاد جناب اقای بهادری عزیز نکات بسیار جالب و مهمی را فرمودند آقای علیزاده از کرج پرسیده بود حضرتعالی فرمودید خود همین خلفا برای خواستگاری حضرت زهرا آمده بودند و جواب رد شنیده بودند، ایشان پرسیده بعد اینها مشاور امیر المؤمنین برای ازدواج کردن شده بودند این تکلیفش چه می شود؟
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
به قولی دروغ گفتن که شاخ و دم ندارد، هزینه ای هم برای اینها ندارد که بخواهند هزینه کنند. دودمان بنی امیه و بنی العباس یکی از خیانتهای که به اسلام کردند جعل احادیث است.
«ابن تیمیه» هم به صراحت می گوید، بسیاری از احادیثی که در فضیلت خلفا مطرح شده این ها همه جعلی و ساخته و پرداخته دودمان بنی امیه و بنی عباس است. حتی «ابن تیمیه» هم این قضیه را مطرح می کند و ابا هم ندارد که این مباحث را مطرح کند.
«منهاج السنه» جلد 7 صفحه 312 را آقایان ببینند «ابن تیمیه» می گوید:
«و وضعوا كثيرا من فضائل الخلفاء الأربعة و فضائل معاوية»
منهاج السنة النبوية، اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس الوفاة: 728، دار النشر: مؤسسة قرطبة - 1406، الطبعة: الأولى، تحقيق: د. محمد رشاد سالم، ج7، ص312
وقتی ایشان این طوری می گوید کاملا مشخص است تکلیف چه است!
یا «ابن جوزی» که متخصص در تضعیف احادیث است کتابی به نام «الموضوعات» دارد در جلد اول صفحه 304 ایشان هم می گوید:
«قد تعصب قوم لاخلاق لهم يدعون التمسك بالسنة فوضعوا لابي بكر فضائل»
الكتاب: الموضوعات لابن الجوزي؛ المؤلف: ابن الجوزي، أبو الفرج، الناشر: دار الكتب العلمية، ج1، ص303
عده ای که مدعی اهل سنت هستند، برای ابو بکر فضائلی را جعل کردند، چه کار باید کرد؟
مجری:
پس یک منهجی بوده که از همان ابتدا شروع شده و بعد دروغ گفتن و جعل کردن دیگر شاخ و دم ندارد می سازند و جعل می کنند، برای شان کنتور هم نمی اندازد.
آقای «نعمتی» سوال شان در رابطه با وظیفه اصلی ما در زمان غیبت بود، پاسخ ایشان را می توانید در آخر اشاره بفرمایید. آقای «ایزدی» پرسیده بود جریان حجة الوداع و غنایم جنگی یمن و این ها چه بود؟
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
بارها این مطلب را پاسخ دادیم، خداوند توفیق داد یک کتاب مستقل هم بنده در این موضوع به نام «شکایت جیش یمن» نوشتم. این ها می گویند حضرت رسول اکرم در غدیر به خاطر شکایت سپاه یمن آمد «من کنت مولاه فعلي مولاه» گفت.
ما از این ها خواستیم یک روایت به ما بدهید ولو جعلی و ساخته و پرداخته بنی امیه باشد، که پیامبر در غدیر یک اشاره ای به یمن کرده باشد. یک کسی بخواهد دعوایی را صلح کند به طرفین می گوید کوتاه بیایید چنین و چنان کنید.
هرچه کتب اهل سنت و شیعه را گشتم بنده نتوانستم یک روایت پیدا کنم که رسول اکرم در خطبه غدیر و در روز غدیر اشاره ای، صراحتی و کنایه ای به یمن کرده باشد. این قضیه در مکه بود تمام شد رفت، همان جا هم حضرت سخنرانی کرد و فرمود:
«أيها الناس لا تشكوا عليا فوالله لهو اخيشن في ذات الله وفي سبيل الله»
فضائل الصحابة؛ اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبد الله الشيباني الوفاة: 241، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بيروت - 1403 - 1983، الطبعة: الأولى، تحقيق: د. وصي الله محمد عباس، ج2، ص679
«أيها الناس لا تشكوا عليا فوالله إنه لأخشن في ذات الله وفي سبيل الله هذا حديث صحيح الإسناد ولم يخرجاه»
المستدرك على الصحيحين؛ اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري الوفاة: 405 هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م، الطبعة: الأولى، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، ج3، ص144
کسی حق شکایت از علی ندارد. دو سال قبلش، سال هشتم هجری یک شکایت هم در مدینه کردند آن اصلا ارتباطی با این قضیه ندارد.
مجری:
این مطلب را ان شاءالله در ایام غدیر هم مطرح خواهیم کرد. آقای «نعمتی» راجع به وظیفه اصلی ما در زمان غیبت پرسیدن!
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
در زمان غیبت آن چه که برای ما مسلم است، بارها گفتیم تلاش کنیم معرفت مان نسبت به امام (علیه السلام) بالا باشد؛ چون در دعاها می خوانیم خدایا ما را از یاران او و از مطیع فرامین او قرار بده. حضرت فردا تشریف بیاورد یک دستوراتی بدهد، یک اوامری را صادر کند چه بسا اگر ما از جایگاه امام و از آن ولایت تکوین و تشریعی که خدای عالم برای این ها قرار داده به تعبیر آیت الله العظمی خویی و دیگر مراجع:
«لهم الولایة علی ما سوی الله»
اگر آن جایگاه امام برای ما روشن نشود، چه بسا در اطاعت و پیروی از امام دچار تردید بشویم. بالاترین مسئله در زمان غیبت شناخت امام است. وقتی امام را شناختیم دیگر همه چیز برای مان درست می شود.
همان طور آن فردی که از خراسان خدمت امام صادق (سلام الله علیه) آمده بود و گفت اقا چرا شما قیام نمی کنید این همه شما مطیع و فرمانبردار دارید؟ حضرت فرمود هرچه ما بگوییم شما عمل می کنید؟ گفت بله آقا جان! حضرت به غلام شان فرمود تنور را داغ کن، غلام حضرت هیزم در تنور ریخت، حضرت به این فرد خراسانی گفت در داخل تنور برو. این شخص گفت من اشتباه کردم، من آن جا بیروم بسوزم!
دیدند «هارون مکفوف» آمد سلام کرد و کفشش هم در دستش بود حضرت گفت هارون داخل تنور برو، او بدون هیچ حرفی داخل تنور رفت و حضرت یک ظرف و طبقی هم روی تنور گذاشت.
حضرت مشغول صحبت با این شخص خراسانی شد و گفت برادر خراسانی، از خراسان برای ما بگو چه خبر است دوستان و شیعیان چه کار می کنند؟ این بنده خدا می گوید من با خودم می گفتم هارون مکفوف دیگر کاملا سوخت! بعد حضرت گفت بیرویم ببینیم هارون مکفوف چه کار می کند؟ وقتی در تنور را باز کردند دیدند مثل حضرت ابراهیم آتش برایش گلستان شده است.
چه بسا وقتی حضرت تشریف بیاورند از این دستورات برای ما صادر کنند، ما اگر جایگاه امام و مقام امام را خوب نشناخته باشیم در پیروی و اطاعت از فرامین ویژه ای امام که با منطق ما و با آن اصولی که در ذهن مان تطبیق نکند چه بسا خدای نکرده دچار تردید بشویم.
مجری:
ان شاءالله بتوانیم این معرفت تامه و کامله را به دست بیاوریم، حضرت استاد از محضرتان تشکر می کنیم خیلی استفاده کردیم و همچنین تشکر می کنم از تمام شما بینندگان عزیز و ارجمند که تا انتهای برنامه همراه برنامه خودتان بودید. تا دیدار آینده خدا نگهدار!
