شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عج)
با کاروان _ ویژه برنامه شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها

قسمت اول ویژه برنامه با کاروان به کارشناسی دکتر حسینی


 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

برنامه با کاروان – 09 06 1401 (قسمت اول)

عنوان برنامه: ویژه برنامه شهادت حضرت رقیه (سلام الله علیها)

کلیدواژه: شهادت؛ حضرت رقیه(سلام الله علیها)؛ ماه صفر؛ اعتقادات؛ کربلا؛ عاشورا؛ لعن؛ زیارت عاشورا؛ صحابه؛ اصحاب؛ جوانمردی؛ جبهه؛ جهاد؛ حماسه حسینی؛ دخترام امام حسین؛ شهید مطهری؛ سفیر؛ کتاب؛ دمشق؛ اعیان شیعه!

استاد: آقای دکتر سید محمد حسینی

مجری: آقای سید محمد صفایی

مجری:

نه روز عید صیام و نه عید قربان است * چه روی داده که شام این همه چراغان است

چه روی داده که در دست شامیان سنگ است * مگر سه ساله زهرا به شام مهمان است.

میان هلهله ها هجده سر است به نی * به هر سری نگرم مثل ماه تابان است

سری به نوک سنان می خورد لبش بر هم * عیان ز حنجر خشکش صدای قرآن است

نقاب بانوی از گرد و خاک و خون سر است * حجاب دخترکی گیسوی پریشان است

سوار ناقه جوانی است در غل و زنجیر * که چشم سلسله بر ساق پاش گریان است

دلا در آتش غم همچو آفتاب بسوز * که سایبان اسیران سر شهیدان است

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ وَ بِه نَسْتَعین اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه‏ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم؛ وَ أحْشُرْنَا مَعَهُمْ وَالْلعَنْ أعْدائَهُمْ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّه‏ آجرک الله یا بقیة الله فی مصیبة جدک الحسین (علیه السلام)

عرض سلام و احترم خدمت شما عاشقان و دل سوختگان حضرت سید الشهداء ابا عبد الله الحسین (علیه السلام) در سر تا سر جهان؛ عرض تسلیت و تعزیت دارم ایام غمبار ماه صفر، ماه حزن، اندوه و اسارت آل الله (صلوات الله علیهم اجمعین) همچنین شهادت دختر سه ساله حضرت سید الشهداء، حضرت رقیه خاتون (سلام الله علیها) را در پیش داریم و همچنین شهادت امام حسن مجتبی (علیه السلام) را به محضر بقیة الله الاعظم (ارواحنا فداه) همچنین خدمت شما بزرگواران!

به همین مناسبت با ویژه برنامه با کاروان از شهر مقدس قم جوار کریمه اهل بیت حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها) و از شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف) در خدمت شما خوهیم بود.

ان شاء الله در این برنامه در خدمت کارشناس ارجمند جناب استاد دکتر سید محمد حسینی هستیم و از مباحث شان استفاده می کنیم سلام علیکم عرض تسلیت دارم

استاد حسینی:

و علیکم السلام و رحمة الله

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه‏ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم؛ بنده هم عرض سلام دارم خدمت شما مخاطبین عزیز و ارجمند خدمت شما و سایر مخاطبین عزیزمان فرا رسیدن ایام سوگواری اهل بیت (علیهم السلام) را و فرا رسیدن ایام عزاداری برای حضرت رقیه (سلام الله علیها) را ان شاء الله که قلب داغدار امام مهدی (علیه السلام) که ایشان داغدار هستند برای شهادت جد بزرگوارشان و همچنین حضرت رقیه (سلام الله علیها) با عزاداری های ما تسکین پیدا بکند و هم این که این قلب نازنین مزین و نورانی بشود با فرجی که برای ماست و ان شاء الله منجی ما را خداوند برساند.

مجری:

ان شاء الله،... بحث قطعاً جذابی را خواهیم داشت بحث چالشی، بحثی که شاید تا الان مطرح نشده باشد و سوالاتی که بعضاً ذهن اشخاص را درگیر می کند پیرامون حضرت رقیه (سلام الله علیها) قرار است به آن در این برنامه پرداخته بشود. منتها به عنوان مقدمه این سوال را مطرح کنم در واقعه عاشوراء و کربلاء دو جبهه در مقابل هم قرار داشتند.

یک جبهه قطعاً جبهه حق و اسلام اصیل بود جبهه مقابل، جبهه مدعی اسلام جبهه ای که در ظاهر باز هم آن ها ادعای اسلام داشتند می خواهیم ببینیم تفاوت این دو جبهه چه بود؟ در ظاهر هر دو مسلمان ولی قطعاً تفاوت های داشتند. تفاوت دو مکتب، دو سیره و دو روش بود. ملاک های جبهه حق چه بود و ملاک های جبهه باطل چه بود؟

استاد حسینی:

در بررسی مسائل تاریخی و در مسیر اعتقادات مان نباید تعارف داشته باشیم این که یک گروهی خودشان را مدعی مسلمانی می دانستند. گروهی خودشان را شهادتین گو می دانستند بگوییم نه این ها باید بیایند در یک حفاظتی از لحاظ بررسی تاریخی قرار بگیرند حقایق در موردشان گفته نشود حقایق در موردشان روتوش بشود ما همچنین تعارفی نداریم اگر کسی ظلمی کرده است و بخصوص این که آن شخص مورد الگو قرار می گیرد باید ظلمش گفته بشود. اگر شخصی خوب رفتار کرد و عادل بود باید آن عدالتش گفته بشود. در این بحث هم نگاهی به بحث کربلاء‌ و روز عاشوراء داریم و اتفاقاتی که آن جا افتاد.

دو جبهه، جبهه ای هستند که به صورت یک عنوان کل مسلمان هستند اما یک جبهه مؤمن هست و یک جبهه ما معتقد هستیم منافق هست. منافقی که باز مدعی مسلمانی است ولی آیا این باعث می شود این ها را نقد نکنیم؟ نخیر باعث می شود آن ها را لعن نکنیم؟ نخیر منطق ما، منطق زیارت عاشوراء است.

اما یک تفاوت های بین حق و باطل بعضی وقت ها این قدر بارز و بین می شود که بشر را می تواند به راحتی هدایت بکند. در زندگی حضرت یوسف (علیه السلام) اتفاقاتی افتاد ماجرای حضرت یوسف در سوره یوسف آمد در قرآن ذکر شد و تعبیر (أَحْسَنَ الْقَصَصِ) برایش شد. برخی از مفسرین این را آوردند که احتمالاً دلیل (أَحْسَنَ الْقَصَصِ) دانستن داستان حضرت یوسف (علیه السلام) این است که حق و باطل عریان است.

انسان وقتی نگاه می کند می فهمد یک گروه چطور رفتار کرد و گروه دیگر چطور رفتار کرد؟ این جا فصل بین حق و باطل خیلی واضح و مشخص است (أَحْسَنَ الْقَصَصِ) می شود. داستان کربلاء هم (أَحْسَنَ الْقَصَصِ) است. شاید یکی از دلایلی که حضرت زینب کبری (سلام الله علیها) فرمودند

«مَا رَأَيْتُ إِلَّا جَمِيلا»

اللهوف على قتلى الطفوف / ترجمه فهرى‏؛ نويسنده: ابن طاووس، على بن موسى- فهرى زنجانى، احمد (تاريخ وفات مؤلف: 664 ق‏)، محقق / مصحح: ندارد، ناشر: جهان‏، تهران: 1348 ش، ص160

جز زیبایی نمی بینم مصیبت مشخص است به شکل بود؟ مصیبت زیبایی نیست یک نتیجه ای دارد یک فرقی بین حق و باطل هست یک آشکار شدن حقی است یک عریان شدن باطلی است چون نفاق، اگر بیاید باطل را بروز بدهد کسی سمتش نمی دهد یک لایه ای از حق روی خودش می کشد تا این که به واسطه آن لایه خودش را بخواهد معرفی بکند. به تعبیری کف روی دریا است.

 در کربلاء باید یک بررسی بکنیم ببینیم سپاهیان چطور رفتار کردند؟ اول خدمت تان عرض می کنم ده تا عنوان، موضوع و تفاوت کلی را امشب می خواهم بگویم که مصادیر متعددی ذیل این ها می شود چید. عزیزان بیننده، پژوهشگران بخصوص روی این بیشتر می توانند کار بکنند.

یعنی عناوین را، چه موضوعات را، چه مصادیق را گسترده بکنند به یک درختواره ای می رسیم از تفاوت های بین جبهه ابی عبد الله (علیه السلام) و جبهه طرف مقابل

مجری:

و بسطش بدهند به مصادیق دیگر هم می توانند برسند

استاد حسینی:

بسط پیدا می کند در اخلاقیات قابلیت الگو گیری دارد. در فقه قابلیت الگو گیری دارد. در کلام قابلیت الگو گیری دارد. این جنبه های است که کمتر به موضوع عاشوراء از این جنبه پرداخته شد باید بیشتر پرداخته بشود. این ها جنبه های گاهی مهجور است عناوین را می گوییم برای برخیش مصادیق را می آوریم و بحث را پیش می بریم تا به موضوع و بخش بعدی برنامه برسیم.

در کربلاء دو جبهه در مقابل یکدیگر داریم این دو جبهه، دو دنیای مختلف است درست است از لحاظ جغرافیایی در یک سرزمین و یک زمان هستند. درست است که هر دو شهادتین را می گویند در ظاهر طرف مقابل هم می گوید. اما دو دنیای متفاوت است تفاوت های این دنیا چه است؟ سر فصل این تفاوت ها، تفاوتِ بین حق و باطل بودن ابی عبد الله (علیه السلام) در جبهه حق است طرف مقابل در جبهه باطل؛ ولی این باید تبیین بشود یعنی یک درختواره ای نیاز دارد که موضوعات و مصادیقش در مورد حق بودن و باطل بودن برای مردم شفاف و واضح بشود. گزارشی که از روز عاشوراء داریم این را تحدی می کنم در مورد هیچ اتفاق بزرگی در تاریخ این قدر گزارش و مطالب دقیق نداریم.

مجری:

با جزئیات و ریزه کاری ها

استاد حسینی:

اصلاً نداریم شما حوادث مختلف عالم را بررسی بکنید روزهایی که اتفاقاتی مهمی در عالم افتاد دانه دانه این ها را نگاه کنید ببینید در مورد کدام شان به اندازه روز عاشوراء اطلاعات وجود دارد؟ نه تنها شیعه بلکه طرف مقابل اهل سنت هم گفتند تاریخ نگاران دیگر هم گفتند. خودش دلایلی دارد که امشب نمی خواهم به آن بپردازم.

تفاوت اساسی، حق بودن و باطل بودن است این قدر این حق بودن و باطل بودن در روز عاشوراء شفاف، واضح و مشخص می شود که حتی فرزند یزید ملعون، معاویة ابن یزید (لعنة الله علیهما) در ظاهر زیر بار این نمی رفت. اصلاً نمی توانست به گذشته نسلش افتخار کند که به یزید و معاویه می رسید. نه این که شخصیت مثبتی بود برخی ها ممکن است از این برداشت کنند بگویند پس چه شخصیت خوبی بود این که نمی آمد خلافت را قبول کند و راه پدرش را ادامه بدهد.

مجری:

برای خودش عار و ننگ می دانست.

استاد حسینی:

عار می دانست چون فضا داشت علیه آن ها خیلی ملتهب می شد بعد از آن نگفت سراغ امام معصوم و اهل بیت (علیهم السلام) بروید. بر اساس گزارشاتی که اهل سنت دارند فرزند یزید یعنی معاویة ابن یزید گفت سراغ شورا بروید. شورا نبود امامت منصوص و وصایت وجود داشت ولی این قدر این عار عریان، نمایان و برجسته شد فرزند یزید هم نمی توانست زیر بارش برود.

نکته بعدی: یک تفاوت دیگر در روز عاشوراء و در صحرای کربلاء بین این دو جهان که جهان ابی عبد الله (علیه السلام) و یارانش هست و جهانِ طرف مقابل این هست که یک گروه در کربلاء ابی عبد الله (علیه السلام) و یاران شان مدافع هستند طرف مقابل مهاجم هستند. یک گروه محاصره شدند یک گروه دارد محاصره می کند.

تفاوت بعدی در عنوان یقین است در جبهه ابی عبد الله (علیه السلام) و نفاق، شک و تردید است در جبهه طرف مقابل؛ در مورد مدافع بودن این نکته را بگویم چون فکر می کنم شاید ایجاد شبهه کند آقا قیام بودن را زیر سوال می برد یا نه؟ خیر ولی ابی عبد الله (علیه السلام) در روز عاشوراء در صحرای کربلاء حکم مدافع از جبهه خودش را دارد. هرچند کار، قیام است بله ابی عبد الله در اصل قیام کرد ولی ریشه اش را نگاه کنیم شیخ صدوق (اعلی الله مقامه الشریف) در کتاب أمالی، مجلس 28- 29- 30 به بحث ابی عبد الله (علیه السلام) پرداخته است در آن جا دارد نامه ای را که فرستادند و آن ها گفتند چون ابی عبد الله (علیه السلام) فرمود

«الْخِلَافَةَ مُحَرَّمَةٌ عَلَى وُلْدِ أَبِي سُفْيَان‏»

الأمالي (للصدوق)؛ ابن بابويه، محمد بن على، محقق/ مصحح: ندارد. ناشر: كتابچى، ص 152

آن ها گفتند اسامی کسانی که بیعت کردند به همراه رأس مبارک ابی عبد الله (علیه السلام) را برای ما بیاورید یعنی هجمه را شروع کردند. از لحاظ زمانی مقداری عقب تر بر گردیم این یزید است که بر علیه ابی عبد الله قیام کرد. قیام طاغوتی به نا حق علیه ابی عبد الله (علیه السلام) دارد این تعبیر را علامه سید جعفر مرتضی هم دارند. ولی در صحرای کربلاء را دارم می گویم حکم، دفاع است

مجری:

آغاز گر جنگ نبودند

استاد حسینی:

آغاز گر هم نبودند مدافع هم طرف مقابل، مهاجم بود. عنوان بعدی یک جبهه، جبهه یقین است یک جبهه، جبهه نفاق، شک و تردید است. ابی عبد الله (علیه السلام) در آخرین لحظات هم فرمودند خدایا راضی هستم به رضای تو؛ حرکت با یقین، استمرار حرکت با یقین لحظات آخر شهادت هم با یقین ولی طرف مقابل چه؟ تردیدها را در جبهه مقابل ببینید.

از همان ابتدا یک سری تردیدهای در لشکریان طرف مقابل به وجود می آید منجر می شود به پیوستن برخی، به سپاه ابی عبد الله (علیه السلام) از سپاه ابی عبد الله هیچ کس به جبهه های دشمن نپیوست. در حالی که وقتی آن ها مهاجم شدند و این ها مدافع شدند اگر شما خارج از بحث های اعتقادی نگاه کنید یک گروه مدافع که در یک جنگ در اقلیت است معقول تر است افرادی به جبهه بزرگ تر بپیوندند.

از حدود صد نفر تا دویست نفر معقول تر است. معقول تر دارم می گویم بدون در نظر گرفتن حقایق که از این جبهه افرادی به جبهه سی هزار نفری بپیوندند نه این که از آن ها بپیوندند به این اقلیت؛ اما می بینید بر عکس است چون این جا یقین محض و یقین مطلق است طرف مقابل شک، نفاق و تردید است.

تفاوت دیگر در بین دنیای ابی عبد الله (علیه السلام) و یارانش و دنیای طرف مقابل شجاعت و ترس است. در سپاه ابی عبد الله هر آن چه که اتفاق رخ می دهد از روی شجاعت است وقتی امان نامه را برای حضرت قمر بنی هاشم ابی الفضل العباس (علیه السلام) آوردند قمر بنی هاشم ابتدا سکوت کرد. ابی عبد الله (علیه السلام) فرمود جوابش را بدهد جواب داد بر اساس برخی از نقل ها فرمود لعنت به تو و امان نامه ات؛ امان نامه یعنی این که شما در امان ما هستی اگر به ما بپیوندی ما به شما کاری نداریم.

مجری:

یا از صحنه خارج شوید.

استاد حسینی:

دچار آن اتفاقات و مصائب نمی شوید قمر بنی هاشم شجاعانه جواب داد این در جای جای و ثانیه های کربلاء شجاعت را در لشکر ابی عبد الله (علیه السلام) داریم می بینیم. ابی عبد الله و قمر بنی هاشم اوج این قله و افراد دیگر حضرت علی اکبر، حضرت قاسم و دیگران هم همین طور و حضرت زینب (سلام الله علیها) را ببینیم.

طرف مقابل می ترسد مگر اصحاب ابی عبد الله (علیه السلام) چند نفر بودند؟ سی هزار نفر لشکر برای چه بود؟ اگر شما نمی ترسیدید چرا سی هزار نفر شدید؟

مجری:

چرا این همه عِده و عُده

استاد حسینی:

با همین عِده و عُده جمع شدید به دور یک گروه که این ها مؤمنین واقعی هستید بعد از همین ها می ترسید. قمر بنی هاشم به سمت آن ها می رود آن ها یک جاهایی عقب نشینی می کنند یا اصحاب دیگر مکالماتی که در تاریخ نقل شد این است که الان چه کار کنیم؟ یک نفر جلوی تان آمد دارد می جنگد چند ده هزار نفر هستید می ترسید چون یقین ندارید. این ترس آن ها به خاطر عدم یقین شان، به خاطر نفاق شان و به خاطر شجاعت سپاهیان ابی عبد الله (علیه السلام) به خاطر یقین و ایمانی است که دارند.

 تفاوت بعدی مردانگی و گذشت در لشکر ابی عبد الله (علیه السلام) و نا جوانمردی و کینه در سپاه مقابل است. لشکر حر، راه را بر ابی عبد الله (علیه السلام) بست. ابی عبد الله (علیه السلام) فرمودند مرکب تان آب دارد یا نه؟ درست است راهم را بستید الان وارد جنگ نشدیم. ابی عبد الله وارد جنگ هم می شد آب را بر خانواده نمی بستند مگر امیر المؤمنین همچنین کاری کرد؟ حتی در گزارش های که اهل سنت دارند امیر المؤمنین، امام حسن و امام حسین را فرستاد برای خانواده خلیفه سوم آب ببرند. بله امیر المؤمنین این جا از خلیفه سوم دفاع نمی کند. دیدگاه امیر المؤمنین نسبت به خلفاء مشخص است ولی خانواده نه!

 این جا امام حسین (علیه السلام) در مقابل کسی که راه را بر او بست به فکر این است که آب می خورید یا نه؟ البته معتقد هستم یکی از دلایلی که ابی عبد الله (علیه السلام) به لشکریان حر آب داد چه بسا این بود که نمک گیر بشوند. آن جا اگر کسی یک ذره مرام و وجدان در وجودش بود نمک گیر می‌شد که حر بود شهید کربلاء شد. وگرنه برای من مقداری سخت است پذیرش این که یک لشکر نظامی هزار نفری از کوفه بیایند آب با خودشان همراه نداشته باشند نه ابی عبد الله (علیه السلام) آب را داد نمک گیر کرد. این تعبیر شاید همه آن چیز نباشد که اتفاق افتاد درست است همه دلایلش نباشد می تواند

مجری:

یک برداشت در متن خودش داشته باشد

استاد حسینی:

بله آن ها را نمک گیر کرد با جوانمردی و گذشت؛ طرف مقابل چه؟ دست زیر آب برد بالا آورد خطاب به ابی عبد الله عرض کرد می بینی آب چقدر زلال است یک قطره اش را هم به تو نمی دهم اوج نا جوانمردی از این بدتر چه کار می خواستند بکنند؟ یک جاهایی بعضی وقت ها یک سری حرف هایی است بیشتر جنبه روضه بودن دارد در این برنامه ها خیلی نمی شود به آن بپردازم. به شیر خوار ابی عبد الله آب ندادند!

 تفاوت دیگر تفاخر به حق در لشکر ابی عبد الله (علیه السلام) تفاخر جاهلی در طرف مقابل کجاها بروز و ظهور پیدا می کند؟ در رجزها یکی از کارهای که ما نکردیم این هست که رجزها را بنشینیم تجزیه و تحلیل کنیم عبارت های که در رجزهای دو طرف بیان شد چون از طرف مقابل هم برخی رجزها نقل شده است ببینیم در رجزها چه فرمودند؟ در رجز لشکر ابی عبد الله (علیه السلام)

«سبط النبيّ المصطفى و المؤتمن»

قمر بنی هاشم رجزی که می خواند:

     وَ اللَّهِ إِنْ قَطَعْتُمُ يَمِينِي * إِنِّي أُحَامِي أَبَداً عَنْ دِينِي‏

     وَ عَنْ إِمَامٍ صَادِقِ الْيَقِينِ * نَجْلِ النَّبِيِّ الطَّاهِرِ الْأَمِين‏

طرف مقابل دارد به چه افتخار می کند؟ نمونه ای خدمت تان می گویم مثلاً در عباراتی که از طرف مقابل نقل شد آمده است

«أنا على دين عثمان»

البته لشکریان ابی عبد الله (علیه السلام) جوابش را دادند فرمودند:

«أنت على دين شيطان»

تاريخ الطبري؛ اسم المؤلف: لأبي جعفر محمد بن جرير الطبري الوفاة: 310، دار النشر: دار الكتب العلمية – بيروت، ج3، ص324

اهل سنت معتقد هستند عثمان واقعاً دین داشت! یعنی صاحب یک دین بود معلوم است این جا می خواهد بگوید من عثمانی هستم یعنی چه؟ عثمانی ها مشخص بود آن موقع چه کسانی بودند، به ادعای دفاع از عثمان آمدند در مقابل امیر المؤمنین ایستادند این افتخاری که می کرد افتخار جاهلی بود یا افتخار به حق بود؟

لشکر ابی عبد الله (علیه السلام) را نگاه کنید و طرف مقابل را نگاه کنید رجزها را نگاه کنید افتخار به پیامبر، افتخار به اسلام، افتخار به ایمان، افتخار به مردانگی و شجاعت، افتخار به وصایت امیر المؤمنین که قبلاً در برنامه ها به این اشاره کردیم.

 نکته بعدی در لشکر و دنیای ابی عبد الله (علیه السلام) جوانمردیِ در نبرد وجود دارد. در لشکر طرف مقابل توحش و بی رحمی وجود دارد. امیر المؤمنین علی (علیه السلام) بر اساس گزارش های مختلف در جبهه جنگ وقتی شخصی فرار می کرد چون طرف فراری بود و داشت از معرکه می گریخت تعقیبش نمی کرد مگر یک حکم دیگری وجود داشته باشد به اصطلاح اصولیش تخصصاً خارج از این مسئله باشد تعقیب نمی کرد.

امام حسین (علیه السلام) آیا این شیوه را دارد یا ندارد؟ یعنی همان جا هم اگر کسی فرار می کرد چه بسا امام حسین (علیه السلام) به خاطر فرارش از او بگذرد یا سایر اصحاب ابی عبد الله بگذرند مگر به دلیل دیگری؛ می گوییم بله به یک دلیل دیگری نباید از این گذشت.

مجری:

مهدور الدم بوده است

استاد حسینی:

بله، مثلاً کسی قاتل بود خون به نا حقی را ریخت. طرف مقابل چه کار می کند؟ از روی خیمه ها رد شدند.

مجری:

و از روی جسد مبارک حضرت

استاد حسینی:

افراد را به شهادت رساندند شما دارید می جنگیدند چرا بدن را قطعه قطعه کردید؟

«فقطّعوه بسيوفهم إربا إربا»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج2، ص312

این چه کاری بود؟ توحش است در مورد غیر انسان در احکام اسلامی داریم این کار را نکنید شما چه بودید؟ در چه دنیایی دارند لشکریان طرف مقابل ابی عبد الله (علیه السلام) تنفس می کنند و به این جا رسیدند؟ از چه مکتبی خط و درس گرفتند؟ ابی عبد الله از چه مکتبی درس و خط گرفتند؟

مجری:

قطعاً یک شبه آدم این طوری نمی شود

استاد حسینی:

دو تا دنیا ساختند (أَحْسَنَ الْقَصَصِ) کربلاء است حق و باطل در مقابل هم عریان هستند فتنه ها به هم ریخت.

مجری:

یعنی اتفاقاتی بعد از پیامبر در طول چند دهه افتاد که منجر به این شد.

استاد حسینی:

اتفاقاتی افتاد ابی عبد الله (علیه السلام) از روی سینه پیامبر، زیر سم اسب افتاد خیلی از افرادی بودند در لشکر طرف مقابل حضرت علی (علیه السلام) جزء صحابه بودند پیامبر هم دیدند برخورد پیامبر با امام حسین (علیه السلام) را هم دیدند این ها کور نبودند چشم ظاهری داشتند کجا تنفس کردند، چه فرهنگی بر این ها غلبه کرد که این طوری رفتار کردند؟

یکی از تفاوت ها می شود تفاخر به حق و طرف مقابل تعصبات جاهلی می شود جوانمردی در دنیای ابی عبد الله (علیه السلام) و توحش و بیرحمی در نبرد در جبهه مقابل.

 مورد دیگر حق طلبی در مقابل منفعت طلبی باطل؛ ابی عبد الله (علیه السلام) بر اساس برخی از گزارش های که داریم وقتی به کربلاء رسیدند شرایطی پیش آمد و زمین کربلاء را خریدند. زمین کربلاء زمین زراعی نبود ایشان فرمودند این قطعه را باید بخرم چند روز مهمان این سرزمین هستیم.

مجری:

و این جا ماندگار خواهیم شد می دانستند

استاد حسینی:

و می دانند که چه اتفاقی رخ خواهد داد، امام حسین (علیه السلام) آن زمین را خریدند دنیا مال ائمه (علیهم السلام) است در کافی شریف باب داریم که زمین برای پیامبر و ائمه (علیهم السلام) است. ولی آن زمین را می خرند اتفاق خاصی هم ممکن بود نیافتد محاصره شدند به شهادت رسیدند ممکن است کسی به قضیه این طوری نگاه کند.

ابی عبد الله فرمودند این زمین را می خریم طرف مقابل چه کار کرد؟ یعنی ابی عبد الله (علیه السلام) این قدر محکم بر دفاع از حق و دوری از باطل است. به دید امام نگاه می کنیم این ها را می دانیم اما آن کسی هم که نمی داند بداند ابی عبد الله (علیه السلام) این قدر از شبهات به دور است. زمینش، آبش، لقمه اش، زندگیش این قدر از شبهات به دور! طرف مقابل چه کار کرد؟ سر بریدند آن هم سر چه کسانی به خاطر گندم ری؛ این دو دنیا چه است؟ یک کسی در کوفه است برای گندم ری دندان تیز کرد به خاطر این، حاضر است آدم بکشد کار نداریم که مقام این افراد کجاست؟ فقط ظاهر قضیه را نگاه می کنیم یک کسی حاضر نیست چند روزی که این جا ماند می خواهد به شهادت برسد زمین ولو در ظاهر برای کسی دیگر باشد.

آقای صفایی! با خدا نمی شود در افتاد لشکر طرف مقابل با خدا در افتادند. برای گندم ری این جنایت را انجام دادند بر اساس ادعای خودشان بله موارد دیگری هم بود ولی گندم ری را عَلَم کردند به گندم ری می رسیم به جوی ری هم نرسیدند هیچ گندم ری نذری برای عزادارهای ابی عبد الله (علیه السلام) شد. ری و تهران را داریم می بینیم به لعن و نفرین مردم ری رسیدید.

با خدا می خواستند در بیافتند حق طلبی این را دارد منفعت طلبی و باطل این را دارد. منفعت طلبی یک زمان نفع دین، نفع خدا و رضایت خدا در آن است سر جای خودش ولی منفعت طلبی باطل، منفعت طلبی آمیخته با ظلم و ستم این هم یکی از تفاوت ها.

 تفاوت بعدی چون می خواهم مقداری مصادیق را کمتر بگویم به بخش بعدی برسیم و تماس ها را هم دریافت بکنیم. فرماندهانی که دو لشکر برای لشکریان شان انتخاب کردند افراد را ببینید جنس را نگاه کنید خیلی واضح است. قمر بنی هاشم برای یک سمت قضیه است آن طرف چه کسانی هستند؟ دوست ندارم حتی اسم این افراد را بیاورم نه تنها فرماندهان بلکه افراد، لشکر طرف مقابل یعنی در مقابل حق و ابی عبد الله (علیه السلام) لشکری که در آن، دنیا است و پلیدی دارد زندگی می کند همه خودشان را از یک نژاد و یک قبیله مشخصِ طرفدار یزید ابن معاویه (لعنة الله علیه) می دانستند.

در لشکر ابی عبد الله (علیه السلام) چه؟ جون غلام سیاه را داریم یک آدمی داریم عثمانی مذهب بود برای لشکر ابی عبد الله (علیه السلام) آمد. أسلم را داریم که ایرانی و ترک زبان است. در مورد دو نفر نقل شد در روز عاشوراء رجز خواندند

«أَمِيرِي حُسَيْنٌ وَ نِعْمَ الْأَمِير»

یکی شان منتسب به أسلم است. افراد مختلف می آیند چون این جا دایره تقوا است طرف مقابل روی تعصبات است آن جا ممکن است نژاد و حکومت یزید باشد یک فرهنگی دیگر حاکم است فقط دارم مقداری نزدیکش می شوم. دو دنیا مختلف است یک دنیا، دنیای غدیری است دنیای ابی عبد الله (علیه السلام) دنیای غدیر، امیر المؤمنین، پیامبر و قرآن است. دنیای طرف مقابل نه!

مجری:

پاک و منزه و خالص این طرف آن طرف تمام پلیدی ها جمع شده است.

استاد حسینی:

برای هر کدامش می شود مصادیق متعددی را آورد بعضی اوقات یک سری مفاهیم وجود دارد در موردش ممکن است اختلاف وجود داشته باشد که این خوب، بد و ... است. یک سری جاها در مورد یک سری مفاهیم افراد بشر اصلاً نمی توانند نزاع کنند چه کسی می آید بگوید دروغ گفتن خوب است؟ نمی شود در موردش نزاع کرد.

چه کسی می آید بگوید جوانمردی بد است و بالعکس این مفاهیم، مفاهیمی است که افراد بشر می توانند این ها را درک بکنند. وقتی مصادیق را از روز عاشوراء از صحرای کربلاء از دو دنیای مختلف کنار هم گذاشتیم خیلی بهتر می شود مردم را روشن و آگاه کرد که چرا همچنین اتفاقی می افتد؟

 یک نکته خدمت تان عرض کنم برخی ها می گویند شما سراغ ابی عبد الله (علیه السلام) می روید عزاداری می کنید این ها عرب هستند چرا سراغ عرب می روید؟ ما اصلاً به نژاد و زبان کار نداریم.

مجری:

کما این که خود حضرت با نژاد کار نداشت.

استاد حسینی:

منطق اسلام این نیست

(إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ)

گرامی ‌ترين شما نزد خداوند با تقواترين شماست!

سوره حجرات (49): آیه 13

مگر جون در سپاه ابی عبد الله نبود؟ مگر ایرانی در سپاه ابی عبد الله نبود؟ از این ها بگذریم اصلاً شما می خواهید نپذیرید ابی عبد الله و اهل بیت را با این عنوان نپذیرید طرف مقابل چه؟ طرف را مقابل را لعن و ابراز دشمنی با آن ها کن بر اساس منطق آن ها، آن ها عرب بودند. زیارت عاشوراء اگر می خوانیم بنی امیه را قاطبةً لعن داریم می کنیم.

مگر می گفتند ما نژاد غیر عرب هستیم؟ یعنی یک تولیٰ، محبت و ولایتی نسبت به جبهه ابی عبد الله است شما می خواهی این را به عنوان عرب بودن و عجم بودن زیر سوال ببری. طرف مقابل همان عنوانی که شما به خاطرش می خواهید به این طرف کینه بورزید بیشتر دارد. آن ها سی هزار نفر هستند اگر بنا بود بدون ملاک های واقعی به آن بپردازیم در کفه ترازو تعداد آن ها بیشتر است ما داریم آن ها را لعن و نفرین می کنیم. واقعیت ها را در مورد آن ها می گویید و در موردشان افشا گری می کنیم نمی آییم بگوییم آن ها بر حق بودند چون شهادتین می گویند چیزی نگوییم. دلیلی بر این وجود ندارد اتفاقاً چون شهادت می گفتند لعنت خدا و ملائکه هزاران بار بیشتر بر آن هایی باید که ابی عبد الله (علیه السلام) را به شهادت رساندند و تکبیر گفتند.

تکبیری که دل حضرت زینب کبری (سلام الله علیها) را بلرزاند از کفر بدتر است. آن ها چه اسلامی ادعا کردند؟ واقعیت را در موردش می گوییم بخواهیم بگوییم این ها شهادتین می گفتند و خودشان را مسلمان می دانستند در ظاهر می گفتند ما پیرو پیامبر اسلام هستیم. جایش در بدترین درجات جهنم هستید. اتفاقاً چون این ادعا را داشتید بدتر در درکاتِ اسفل جهنم هستید این منطق ما هست هر کسی درست و خوب رفتار کند آن ها را می گوییم بد رفتار کند خارج از قوم، نژاد، قبیله، زبان، رنگ پوست همه این ها را کنار می گذاریم عملکرد افراد را می بینیم. این دو دنیای که بر اساس عملکرد افراد ساخته شد.

مجری:

احسنتم همه این موارد را می توانیم الگو گیری و به روز کنیم جبهه ها را مصداقی می توانیم مشاهده کنیم شناسایی و تشخیص بدهیم. خیلی ممنون و متشکرم. بینندگان عزیز و ارجمند یک میان برنامه ببینیم و بعد با بخش بعدی برنامه پیرامون شهادت حضرت رقیه (سلام الله علیها) در خدمت تان هستیم.

(میان برنامه)

مجری:

السلام علیک یا رقیة یا بنت الحسین (سلام الله علیها) ... جناب آقای دکتر در بخش اول برنامه اشاره فرمودید به تفاوت ها میان جبهه حق و باطل منتها بخش دوم برنامه را می خواهیم اختصاص بدهیم به وجود نازنین حضرت رقیه خاتون (سلام الله علیها)

یک سوال و یک شبهه مطرح می شود شاید هر سال مطرح می شود یک جوری به یکی از بزرگان انتساب پیدا می کند. انتساب می دهند به کتاب حماسه حسینی شهید بزرگوار شهید مطهری و می گویند در این کتاب، این شهید بزرگوار از اساس نفی کرده اند وجود دختر سه ساله ای به نام رقیه را برای حضرت امام حسین (علیه السلام) می خواهیم ببینیم آیا در کتاب حماسه حسینی مطرح شده است؟ آیا ایشان چنین نظری داشتند؟ و آیا خلاف این هم نظر دیگری مطرح کردند یا خیر؟ اصلاً بر اساس نظرات استاد بزرگوار شهید مطهری ببینیم که نظرشان در مورد حضرت رقیه چه بود؟

استاد حسینی:

در مورد وجود نازنین حضرت رقیه (سلام الله علیها) طفل صغیر ابی عبد الله (علیه السلام) قبلاً در این شبکه برنامه داشتیم صحبت کردیم یک سری اسناد را ارائه دادیم و مطالبی را عرض کردیم. اولاً‌ برای نمونه مطلبی را از یک کتاب تاریخی نشان بدهم و یک سوالی را طرح می کنم بعد به بحث کتاب حماسه حسینی شهید مطهری بپردازم امشب می خواهیم مقداری شفاف در این خصوص صحبت کنیم.

در کتاب مطالب السئول فی مناقب آل رسول جناب آقای محمد ابن طلحه شافعی از افراد مشهور و معروف نزد اهل سنت هستند در این کتاب، صفحه 392 مطلبی آوردند در مورد فرزندان ابی عبد الله (علیه السلام) در فصل نهم

«في أولاده، وعمره ( عليه السلام ) . . . الفصل التاسع في أولاده ( عليه السلام ) كان له من الأولاد ذكور وإناث عشرة: ستة ذكور وأربع إناث، فالذكور: علي الأكبر ، علي الأوسط وهو سيد العابدين وسيأتي ذكره في بابه إن شاء الله، وعلي الأصغر، ومحمد، و عبد الله، وجعفر. فأما علي الأكبر فإنه قاتل بين يدي أبيه حتى قتل شهيدا. وأما علي الأصغر جاءه سهم وهو طفل فقتله، وقد تقدم ذكره عند ذكر الأبيات لما قتل. وقيل: إن عبد الله أيضا قتل مع أبيه شهيدا وأما البنات: فزينب، وسكينة، وفاطمة هذا هو المشهور وقيل: بل كان له أربع بنين وبنتان والأول أشهر، وكان الذكر المخلد والثناء المنضد مخصوصا من بين بنيه بعلي الأوسط زين العابدين دون بقية الأولاد»

مطالب السؤول في مناقب آل الرسول (علیه السلام)؛ نويسنده: محمد بن طلحة الشافعي (وفات: 652)، تحقيق: ماجد ابن أحمد العطية، ص392

«فی اولاده علیه السلام» ببینید در طول تاریخ با حضرت رقیه (سلام الله علیها) چه کار کردند؟ «کان لَهُ» برای ابی عبد الله (علیه السلام) «من الأولاد ذكور وإناث عشرة»؛ ایشان ده فرزند از فرزندان پسر و دختر قائل شد شش نفر از فرزندان را می گوید که پسر بودند که و چهار نفر را می گوید دختر بودند. نسبت به این قول ممکن است تکمله ای داشته باشیم ولی دارم قول یک عالم اهل سنت را می آورم در تاریخ با در دانه ابی عبد الله (علیه السلام) چه کار کردند؟ در مورد فرزندان پسر ابی عبد الله (علیه السلام) اسم ها را می آورد. قرار بود شش پسر باشند علی اکبر، علی اوسط، که می فرماید علی اوسط همان امام سجاد (علیه السلام) است که در موردشان توضیح می دهم. علی اصغر، محمد، عبد الله و جعفر از ده تا شش نفر مشخص شد.

 بعد توضیحی می فرماید «فأما علي الأكبر فإنه قاتل بين يدي أبيه حتى قتل شهيدا» شهادت ایشان را توضیح داد در نزد ابی عبد الله (علیه السلام) به چه شکل بود؟

مجری:

شهادت علی اصغر هم توضیح می دهند؟

استاد حسینی:

بله، حضرت علی اصغر (علیه السلام) را هم توضیح می دهند. «أما البنات» اما دختران ابی عبد الله (علیه السلام) قرار بود چهار نفر باشند. «وَ زینب (سلام الله علیها)، وَ سکینه (سلام الله علیها)، و فاطمة (سلام الله علیها)»، اسم فرزند چهارم دختر کجاست؟ آن دختری که فرزند ابی عبد الله (علیه السلام) بوده است و اسمش نه زینب، نه سکینه و نه فاطمه است حضرت رقیه (سلام الله علیها) که در کربلاء بود.

آقا شما از کجا این را می گویید؟ این همه شواهد تاریخی وجود دارد. ابن فُندق بیهقی، نسب شناس است در کتاب نسب نامه اش اسم حضرت رقیه (سلام الله علیها) را می آورد و موارد دیگری که مفصل در موردشان توضیح دادم. خیلی واضح است نُه فرزند برای ابی عبد الله (علیه السلام) آورد اسم ده فرزند باید می آورد شش پسر و چهار دختر اسم شش پسر را آورد از چهار دختر اسم سه دختر را آورد.

مجری:

اگر هم فاطمه کبری و صغری هم بود باید این جا ذکر می کرد.

استاد حسینی:

شاید ولی آن چه که مشخص است حتی این جا نمی توانند بگویند ممکن است یک فاطمه نامی باشد حضرت رقیه هم نباشد چون یک نام فاطمه آمده است. اگر فاطمه دیگری باشد باید یک لقبی در کنارش داشته باشد.

مجری:

بله، علی اکبر، اوسط و اصغر را گفت

استاد حسینی:

در مورد حضرت رقیه (سلام الله علیها) است این همه شواهد و مباحث تاریخی هست چون قبلاً مفصل راجع به آن بحث کردیم نمی خواهم به آن قضیه ورود پیدا کنم.

اما در مورد سوالی که شما فرمودید آیا شهید مطهری در کتاب حماسه حسینی منکر وجود طفل کوچکی برای ابی عبد الله (علیه السلام) شدند که بهانه پدر را می گرفت و بعد به شهادت رسید یا خیر؟

در این مورد مقداری رک می خواهم صحبت کنم. در مورد کتاب شهید مطهری، مخاطبین عزیزمان این را بدانند وقتی این کتاب را مطالعه می کنند یک کتابی در کنارش بخوانند تا مسائل را بهتر بفهمند آن هم کتاب کربلاء فوق الشبهات نوشته علامه سید جعفر مرتضی عاملی، علامه سید جعفر مرتضی عاملی که خیلی ارادت به شهید مطهری دارند کتاب کربلاء فوق الشبهات را در تکمله و تصحیح کتاب حماسه حسینی نوشتند. کتاب حماسه حسینی چه کتابی است؟

مجری:

برای چه نوشته شد؟

استاد حسینی:

و اصلاً چه زمانی نوشته شد؟ شهید مطهری در زمان حیات شان از کتابی به عنوان حماسه حسینی بی خبر بود بعد از شهید مطهری برخی سخنان شهید مطهری را به همراه برخی یادداشت ها که در موردش توضیح می دهم این ها را جمع کردند با سلیقه خودشان یادداشت ها را جای گذاری کردند و این را چاپ کردند بدون این که واضح، شفاف و برجسته توضیح بدهند شهید مطهری نیست این کتاب را نوشته باشد این را ما بعد از شهید مطهری چاپ کردیم.

ممکن است کسی بگوید چه اشکالی دارد سخنرانی ها و یادداشت ها بوده است در مورد سخنرانی ها می گویم در مورد یادداشت ها هم عرض می کنم. در مورد سخنرانی ها: شهید مطهری فرمودند سخنرانی های من را این طوری کتاب نکنید. باید اصلاح و نظارت کنم اما این ها چاپ شد ممکن است بگویند این جا شهید مطهری در قید حیات نبودند به شهادت رسیده بودند باشد این را شما در کتاب تان قید کردید؟ این را در توضیحات مهم کتاب گفتید؟

یا این کتاب را همین طوری چاپ کردید دست مردم دادید؟ در مورد یادداشت ها، یادداشت های شهید مطهری اصلاً یک مسئله علنی نبود. خود من هم یک سری یادداشت ها دارم به شهید مطهری نمی رسیم ولی هر فردی ممکن است یک سری یادداشت ها داشته باشد بعضی وقت ها شبهاتی می نویسم بروم رویش کار کنم. سال های گذشته بعضی وقت ها، بعضی فایل هایم را نگاه می کردم می دیدم یک جمله ای را نوشتم یا یک انکاری را آوردم خودم فقط می دانم آن قضیه چه است؟ اگر شما نگاه کنید ممکن است فکر کنید این فایل علمی من است و من منکر این شدم؛ نه من یک شبهه نوشتم بروم کار کنم جالب است در همان یادداشت شهید مطهری داخل پرانتز نوشتند به کتاب نفس المهموم رجوع شود.

معلوم نیست شهید مطهری در این یادداشت شان خطاب به خودشان نوشتند یادم باشد رجوع کنم یا به مخاطب گفت؟ کتاب نفس المهوم که تورق می کنیم داستان حضرت رقیه، داستان دختری کوچک برای ابی عبد الله (علیه السلام) را که به شهادت می رسد با همان اساس کیفیت روضه های که ما می خوانیم در این کتاب آمده است.

پس کاری که در مورد این کتاب انجام دادند یک بی سلیقگی و کج سلیقگی بود که یادداشت و سخنرانی های تأیید نشده با همدیگر باب بندی و یک کتاب کردند تحویل دادند. یک شاهد بر این مسئله بگویم. کتاب مجموعه آثار شهید مطهری چاپ شد جمله ای که منتسب به شهید مطهری است توضیح می دهم و در موردش ان شاء الله امشب روشنگری می کنیم. در کتاب مجموع آثار نیامد.

همین جمله ای که به واسطه آن، در وجود حضرت رقیه (سلام الله علیها) تشکیک می کنند مقدمه مجموعه آثار را نگاه می کنیم گفتند فقط ما سخنرانی ها را آوردیم ولی واضح است که آن تکه یادداشت شهید مطهری است منتها این ها با بی سلیقگی و کج سلیقگی این جمله را آوردند وسط متن صحبت های شهید مطهری گذاشتند.

با یک حرفی این را مشخص کردند ولی چند نفر از کسانی که کتاب حماسه حسینی را می خوانند به این دقت می کنند، این مسئله، مسئله کوچکی نیست بگوییم یک حرفی با یک حروف الفبایی یک نقطه ای کنارش گذاشتید یا در فهرست نوشتید این جا یادداشت است. این ها باعث شد یک سری شبهاتی به وجود بیاید.

اما مورد بعدی به صورت خاص اسم می آورم انتشارات صدرا و بنیاد شهید مطهری این دو باعث شدند با این کاری که کردند یک سری حملاتی به سمت شهید مطهری آمد که این کار این ها ضربه زدن به شهید مطهری است. هر کار می خواهند بکنند سال گذشته یک موضعی گرفتیم و یک شفاف سازی کردیم انتشارات صدرا و هم بنیاد شهید مطهری علیه ما یک مطلبی را منتشر کرد. مطلب علیه من نمی خواهد منتشر کنید این ها را شفاف کنید برای تان سود دارد؟ ولی اگر هر چه دارد نمی صرفد به این که شما شهید مطهری را آماج حملات و دشنام گاهی قرار دادید. با این حرف و این کاری که کردید و این حرفی که را که منتسب به شهید مطهری کردید و حق مطلب را به جا نیاوردید بگویید داستان چه است، بگویید یادداشت هست یا نیست، بگویید یادداشت های شهید مطهری چه جایگاهی دارد؟ بگویید خود شهید مطهری رازی نبود این طوری منتشر بشود باید یک نظارت مجددی بر آن ها می شد و ما این نظارت را شهید مطهری نبود نتوانستیم این کار را انجام بدهیم.

و این ها را در هم آمیختید اسباب هجمه به شهید مطهری را آماده کردید باز اسم می برم یک زمان خواستند شکایت کنند برای شان خیلی راحت باشد انتشارات صدرا، بنیاد شهید مطهری باید ببینید ما جوابگو هستیم یا نه؟

مجری:

یک قیلَ این جا آوردند به اسم ایشان چاپ شد

استاد حسینی:

نکته بعدی انتظارمان این است که این مسئله را تصحیح و برجسته کنند این حرفی که ما این جا آوردیم شهید مطهری نه در سخنرانیش گفت نه در آثار و کتب ایشان همچنین نکته و شبهه ای آورد که دستمایه برخی ها قرار گرفته است. این کاری که این ها انجام دادند باعث شد برخی ها که جهل داشتند و اطلاع دقیقی نداشتند به شهید مطهری حمله کنند و دشمنان هم این را دستاویزی قرار بدهند برای زیر سوال بردن حضرت رقیه (سلام الله علیها)

ما هم از این ها بگذریم روشنگری نکنیم خدا از آن ها نمی گذارد ما هم شفاف سازی و روشنگری می کنیم بحث، بحث علمی است چون مرتبط با مقدسات، شعائر حسینی، قیام ابی عبد الله (علیه السلام) و اسرای خاندان ابی عبد الله (علیه السلام) می شود از حق خارج نمی شویم ولی کوتاه هم نمی آییم.

مجری:

جمله حماسه حسینی را

استاد حسینی:

داستان طفلی از ابی عبد الله (علیه السلام) شیره واره برای علی اصغر است شهید مطهری تشکیکی در آن جا ندارد عبارت شهید مطهری شبیه به این عبارات است که داستان صغیره ابی عبد الله (علیه السلام) که بهانه پدر را می گرفت و بعد سر ابی عبد الله را ‌آوردند و ایشان از دنیا رفت در پرانتز هم نوشته است رجوع شود به کتاب نفس المهموم، به کتاب نفس المهموم مراجعه می کنیم این مطلب آمده است. یعنی اگر این جمله خطاب به مخاطب باشد مراجعه می کنیم هست.

می خواهم یک سندی را به همین آقایان نشان بدهم که این گونه باعث ایجاد هجمه و حمله به شهید مطهری شدند و بالاتر از این، باعث تشکیک در وجود حضرت رقیه (سلام الله علیها) شدند با این اشتباهی که آقایان انجام دادند. حتی اگر شهید مطهری هم این حرف را می زد می توانستیم نقد بکنیم باب علم بسته نمی شود کسی شواهدی می آورد نکته ای را می گوید و نقل می شود.

کما این که علامه سید جعفر مرتضی کتاب حماسه حسینی را بسیار مؤدبانه و عالمانه نقد کردند و در ابتدای کتاب هم فرمودند هدف من دفاع از شهید مطهری است. اتفاقاً این جمله شهید مطهری را علامه سید جعفر در کتاب کربلاء فوق الشبهات آوردند که سخنرانی من را همین طوری کتاب نکنید.

مجری:

باید ویراش می شد

استاد حسینی:

صحبت کردن گاهی لحنی دارد، گاهی فضا دارد، گاهی عقب و متأخری دارد که ارجاعی به جای دیگر دارد چندین مسئله مختلف دارد. خودم بعضی جاها صحبت می کنم بزرگواران تایپ می کنند می گویم منتشر نکنید ببینیم چه شد؟ چون کسانی که مطلب تایپ شده را می خواند برداشت دیگری ممکن است داشته باشد به نسبت کسی که صوت را می شنود یا تصویر را می بیند.

بزرگان هم آثارشان همین طور است خیلی وقت ها می بینیم اصلاحی روی شان آورده می شود. استاد تاریخ جناب آقای حجة الاسلام منذر یک پژوهشی انجام دادند ایشان از شخصیت های انقلابی و مورخی هستند که آثار متعددی دارند و از افرادی هستند که اتفاقاً یک سری مواضع شهید مطهری بعد از ایشان توسط استاد منذر منتشر شد.

معروف ترینش بحث آقای شریعتی است که ایشان یک سری مطالبی از شهید مطهری در مورد ایشان منتشر کردند یعنی استاد منذر یک حلقه وصلی بین شهید مطهری با مردم است ایشان چه فرمودند؟ سایت خبرگزاری فارس در مورد حضرت رقیه (سلام الله علیه) در اوراق تاریخ سال 92 منتشر شد چیز جدیدی هم نیست.

در این سایت چه چیزی گفته شده است؟ استاد شهید مطهری در یکی از نوارهای سخنرانی که من الان با این کار دارم اشاره دارند که امیر المؤمنین و امام حسن مجتبی (علیهما السلام) به رغم ماها جنگ و ستیز نظامی با معاویه چون وضعیت طرف مقابل مشخص بود چطور بود دسیسه های داشتند نتوانستند شام را فتح کنند.

اما سالار شهیدان در تداوم و تکمیل حرکت آن بزرگواران توانست با قافله اسیران به شام نفوذ کند عبارت را دارد از نوار سخنرانی شهید مطهری می آورد. و با سخنرانی های کوبنده و افشاگرانه زینب و امام سجاد (علیهما السلام) کاخ سبز اموی را بگشاید و در بازگشت به مدینه نیز سفیری جاودان، رقیه بنت الحسین (علیه السلام) را برای ابلاغ پیام عاشوراء در پایتخت بنی امیه بر جای نهاد که نمادی ابدی از مظلومیت آل الله به شمار می رود.

بر اساس این مسئله که پیاده شده نوار سخنرانی شهید مطهری است شهید مطهری در مورد حضرت رقیه (سلام الله علیها) فرمودند سفیری جاودان، صوت این را چرا منتشر نمی کنند؟ آقایان بنیاد شهید مطهری، آقایان انتشارات صدرا صوت این کجاست؟ اگر ایشان دروغ گفت این سایت دروغ گفت یا دروغ نقل شد چرا عکس العمل نشان نمی دهید؟ یک مطلبی را یک سایت رسمی و خبرگزاری رسمی به شهید مطهری منتسب می کنند ولی اگر راست است صوتش کجا است؟ چرا این صوت را منتشر نمی کنید؟ چرا شهید مطهری را از زیر آماج حملات برخی افراد که نمی دانند دیدگاه شهید مطهری چه بوده است بیرون نمی آورید کار شما دفاع از شهید مطهری است؟

سایت دیگر نشان بدهم جام جم آنلاین همین مسئله را نقل کرده است استاد شهید مطهری در یکی از نوارهای سخنرانی ایشان همین جا، همین مطلب را نقل کرد و نیز سفیری جاودان حضرت رقیه بنت الحسین (علیها السلام) را برای ابلاغ پیام عاشوراء در پایتخت بنی امیه بر جای نهاد. یا این رقیه بنت الحسین در کلام شهید مطهری آمده یا اضافه است. مشخص است آن شخصی که به عنوان سفیر جاودان در دل حکومت بنی امیه در شام باقی ماند مشخص است چه کسی است؟ چون حضرت زینب (سلام الله علیها) به مدینه برگشتند امام سجاد (علیه السلام) هم برگشتند. سفیر جاودان خیلی واضح و مشخص است شهید مطهری اگر این را فرمود چرا منتشر نکردید؟

آیا هدفی پشت سر این قضیه هست که شهید مطهری آماج حملات بشود؟ واقعاً نمی دانم و نمی توانم قضاوت کنم اما این را می توانم قضاوت کنم که این آقایان نمی خواهند دفاع کنند حتی از شهید مطهری البته جایگاه حضرت رقیه (سلام الله علیها) نسبت به شهید مطهری برای مشخص است. اتفاقاً اگر می گویم این جا باید از واقعیت دیدگاه شهید مطهری دفاع بشود به خاطر دفاع از حضرت رقیه است نه به خاطر شخص شهید مطهری بزرگوار!

شهید مطهری جایگاه واضح، مشخص دارد آثار ایشان چقدر مطالب استفاده دارد چه تحولی را در فکر مردم ایران و بقیه نقاط جهان، مسلمان ها و غیر مسلمان ها ایجاد کردند. خدمات ایشان هم چنان باقی است همه این مسائل سر جای خودش ولی حضرت رقیه (سلام الله علیها) برای ما خیلی مهم تر است. ما می گوییم بیایید این شبهه را رفع بکنید هم این شبهه برداشته بشود که منتسب به کلام شهید مطهری است و هم شهید مطهری را از آماج این حملات بیرون بیاورید. اگر این ها واقعاً مدعیِ مدافع هستند باید این کار را انجام بدهند اگر نه به کار خودشان ادامه بدهند ما هم به کار خودمان ادامه می دهیم و روشنگری می کنیم.

مجری:

احسنتم، چون که این شبهه یک مقدار می توانیم بگوییم آزار دهنده است یعنی مدام مطرح می شود برخی از افراد هم استنادشان همین کتاب است این را مطرح می کنند. خیلی جالب است خودشان نرفتند تحقیق و بررسی کنند می گویند شهید مطهری چنین نظری داشته اند یک قیلی را آورده اند ما هم داریم استناد می کنیم.

یک مرحله بالاتر می روند می گویند شهید مطهری تأیید شده بودند یک تأییداتی که برای این قضیه می آورند نمی شود برای ایشان قطعاً عصمت قائل شد. باید بررسی و تحقیق علمی بشود.

استاد حسینی:

جدای از آن انتساب ثابت بشود بعد در موردش یک تحقیقی هم بکنیم اگر ایشان فرمودند چرا فرمودند؟ ما معتقد هستیم همچنین نکته ای در فرمایشات شهید مطهری نبود.

مجری:

جناب آقای دکتر یکی، دو شبهه مشخص شد اولاً که انتساب این سخن به شهید مطهری در حقیقت به این گونه محل ایراد است ادامه آن هم خیلی جالب نیست یعنی افراد بیایند و منتسب کنند شاید جفا در حق شهید مطهری باشد.

استاد حسینی:

سکوتی که می کنند سکوت درستی نیست.

مجری:

و این که شهید مطهری در جایی دیگر در سخنرانی شان از این یادگار حضرت سید الشهداء (علیه السلام) در شام نام بردند این هم مطلب دوم و اما مطالب دیگر یعنی بزرگان بسیار دیگری داریم آن های که می خواهند شبهه کند چرا دست می گذارند می گویند شهید مطهری همچنین چیزی گفته است این همه بزرگان دیگر و علمای ما تأییدات دارند آن ها را نمی گویید.

استاد حسینی:

بله، در مورد حضرت رقیه (سلام الله علیها) کتاب مستقل نوشتند. یک نکته در تکمیل عرائضم عرض کنم. چرا حضرت رقیه (سلام الله علیها) این گونه مورد حمله و هجمه قرار می گیرد؟ شهید مطهری فرمودند حرف درستی است حضرت رقیه (سلام الله علیها) به عنوان عَلَم قیام ابی عبد الله (علیه السلام) در شام ماند و حضرت رقیه (سلام الله علیها) یک پارچه برائت از دودمان اموی است چه می خواهند بگویند؟

قمر بنی هاشم (علیه السلام) به شهادت می رسد ممکن است در مرحله اول بخواهند این طوری توجیه کنند بگویند فرمانده بود جنگید بود او را به شهادت رساندیم. در مورد حضرت رقیه (سلام الله علیها) چه می خواهند بگویند؟ دختر امام حسین (علیه السلام) در شام چه کار می کرد؟ لب باز کنند خودشان را رسوا کردند. باید چه کار کنند؟ از اساس مسئله را بخواهند پاک کنند چون قدم اول در توضیح مسئله حضرت رقیه (سلام الله علیها) برای شان افشاء کردن رفتار منحوس بنی امیه با خاندان ابی عبد الله (علیه السلام) بوده است. هیچ راه توجیهی ندارند. حتی در مورد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در قدم اول ممکن است برخی ها بگویند ایشان را صحابیه و دختر پیامبر می دانستیم. در مورد حضرت رقیه (سلام الله علیها) چه شد به شهادت رسید و چرا در شام؟

مجری:

آن جا یزید بود آن جا نمی توانند از زیر بارش فرار کنند. یزید بعد از آن منکر شد گفت من نکردم و دستور ندادم. ولی این جا یزید در صحنه حاضر بود و طبق دستور یزید آن اتفاق افتاد آن سر را برای ایشان فرستادند.

استاد حسینی:

البته یک نکته عرض کنم آدم دلش نمی آید راجع به حضرت رقیه (سلام الله علیها) نکات بماند. حضرت رقیه (سلام الله علیها) با کاری که انجام دادند یعنی اتفاقاتی که منجر به شهادت حضرت شد جان امام سجاد (علیه السلام)، حضرت زینب کبری (سلام الله علیها) و دیگران را چه بسا نجات دادند. بر اساس گزارشی که از امام سجاد (علیه السلام) داریم. دیواری را انتخاب کرده بودند که بر سر اسرا در حال ریختن بود.

بنا بر این بود شبانه این دیوار بر سر اسراء خراب شود آن هایی که اهل توجیه کردن هستند حاکم ظالم طاغوت است بگوید این جبر بود و خدا خواست همچنین اتفاقی افتاد. ولی حضرت رقیه (سلام الله علیها) آن شب توجه ها را جلب کردند باعث شدند که همه هوشیار بشوند آن منطقه خرابه و ویرانه ای که حضرت در آن ساکن بود را ببینند. حضرت از آن غم، از دنیا رفت اما جان امام سجاد (علیه السلام) نجات پیدا کرد.

مجری:

و آن ویرانه الان آباد شده است

استاد حسینی:

و محلی که منتسب به یزید در عراق زباله دانی است عزیزان تشریف بردند آن جا ببینید محل کاخ را نشان می دهند مزبله است. البته آن جا را با طلا، نقره و الماس هم مزین می کردند چیزی از خباثت این آدم کم نمی شد اما به همین ظاهر هم نرسیدند که بخواهد یک جلالی داشته باشند چند بخواهند بیایند زیارت کنند و فاتحه ای بفرستند.

مجری:

خود یزید و هم پدرش در شام (عزیزانی که مشرف شدند) اولاً نمی شود پیدایشان کرد به سختی هم بشود پیدایشان کرد جایگاه شان مشخص است.

استاد حسینی:

محل حکومت شان در کوفه مشخص و منتسب است مردم بومی آن جا می گویند این جا هست بروند ببینند چه شد؟ در شام هم دیدند بازماندگان شان چه جنایاتی کردند و چه چیزی را رقم زدند؟ شام را شاید دوستان نتوانند به زیارت حضرت زینب و حضرت رقیه (سلام الله علیها) مشرف بشوند ولی کوفه را باقیمانده آثار حکومت آن ها را ببینند زباله دانی شده است. طلا هم می گرفتند مردمی که می روند میلیون ها نفر آن ها را لعن و نفرین می کنند

مجری:

و این کرامات و عنایات و معاجیزی که در شام از سوی حضرت رقیه صادر می شود این ها مگر کم چیزی است؟ مثلاً از یک دخترک سه ساله، دختر امام معصوم خودش به آن حد هم نرسیده بود این ها از یک طفل کوچک صادر بشود ثبت شده است. می توانیم رجوع کنیم این قدر تشکیک کردن و ادامه دادن بر این تشکیک معلوم است یک چیز دیگری پشتش است.

استاد حسینی:

نکات دیگری را قرار است انکار کنند خیلی عجیب است این قدر تأکید کردن روی مسئله ای که توانایی اثباتش را هم ندارند و ادعای خودشان را نمی توانند اثبات بکنند.

نکته ای را عرض کنم ممکن است بزرگواری بخواهد در مورد حضرت رقیه (سلام الله علیها) بیشتر مطالعه کند کتابی را معرفی بکنم. این کتاب را در سایت مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر هم گذاشتیم. اگر عزیزان به این سایت مراجعه کنند می توانند این کتاب را ببینند تا آن جایی که در ذهنم است این کتاب در حدود 300 صفحه است. این کتاب را خودم مطالعه کردم نکات خوبی را توانستم از این کتاب به دست بیاورم در فضای مجازی خوبیش این است که قابلیت دانلود و پی دی اف کامل کتاب گذاشته شده است.

کتاب تحقیق و پژوهش پیرامون حضرت رقیه فرزند سید الشهداء امام حسین (علیهما السلام) آقای جعفر تبریزی آقا زاده حضرت آیت الله این کتاب را نوشته است. برخی از سخنان آیت الله تبریزی را ایشان در کتاب خودشان آورده است در ذیل آن، به بعضی از موارد و موضوعات پرداخته است. آن نکات، مطالب و موضوعاتی که در تاریخ منتسب به کلام حضرت رقیه (سلام الله علیها) است آن ها را آورد و ترجمه کرده است. یک سری گزارش های که در تاریخ وجود داشت در حد وسع شان در این کتاب به آن پرداختند خوبی این کتاب این است که این کتاب فضای عاطفی صحیحی نسبت به وجود نازنین حضرت رقیه (سلام الله علیها) دارد و هم مبانی در مورد مباحث تاریخی و روایی که راجع به حضرت هست مطرح می کند.

البته من معتقد هستم روی این کتاب باید یک پژوهش جدیدی انجام بشود یک تحقیقات و اصلاح بیشتری می شود روی این کتاب صورت گرفت.

مجری:

منابع آمده است بخصوص منابع عامه و اهل سنت هم در این جور جاها آمده است.

استاد حسینی:

نوشته است همراه با مجموعه گفتارها و استفتائات استاد الفقهاء و المجتهدین میرزا جواد تبریزی – متوفای 1427 هجری قمری؛ بله نقل قول هایی را این جا آورده است یکی از نقل قول ها را خدمت بینندگان عزیز می خوانم جالب این که، این نقل قول را از عالم اهل سنت آورده است. ایشان یا آقا زاده شان کتاب را ظاهراً دیدند و این گونه از این کتاب نقل می کنند.

آقای عبد الوهاب ابن احمد شافعی مصری معروف به شعرانی – متوفای 1973 هجری قمری در کتاب المنن، باب دهم پس آن نسخه ای که دیدند این گونه دیدند و این گونه در کتاب شان نقل کردند. مطلبی را آورد نزدیک مسجد جامع دمشق، بقعه و مرقدی وجود دارد که به مرقد حضرت رقیه (سلام الله علیها) دختر امام حسین (علیه السلام) معروف است.

به روی سنگ واقع در درگاهِ این مرقد این چنین نوشته شد

«هذا البیتُ بقعةٌ شُرفت بآل النبی (صلی الله علیه و آله) بنت الحسین الشهید (علیه السلام)»

 ایشان در کتاب المنن، باب دهم این گونه نقل می کنند. این خانه مکانی است که ورود آل پیامبر (صلی الله علیه و آله) دختر امام حسین (علیه السلام) حضرت رقیه (سلام الله علیها) شرافت یافته است.

البته بحث حضرت رقیه منحصر در آثار شیعه نیست در ندای معروف و مشهور ابی عبد الله (علیه السلام) برخی از فرزندان را ندا دادند

«ثم نادیٰ یا ام کلثوم یا سکینه و یا رقیة و یا عاتکة و یا زینب یا اهل بیتی علیکن منی السلام»

در آن جا هم اسم حضرت رقیه (سلام الله علیها) در نقل های شیعه که آمده است در نقل اهل سنت هم برای نمونه فقط می آورم ینابیع المودة جناب آقای قندوزی حنفی، جلد 3، صفحه 79 را نگاه کنید آمده است. در منابع شیعه هم کتاب لهوف سید ابن طاوس بر اساس تحقیقی که ترجمه آقای بخشایشی رویش است صفحه 104

«يَا أُخْتَاهْ يَا أُمَّ كُلْثُومٍ وَ أَنْتِ يَا زَيْنَبُ وَ أَنْتِ يَا فَاطِمَةُ وَ أَنْتِ يَا رَبَابُ انْظُرْنَ إِذَا أَنَا قُتِلْتُ فَلَا تَشْقُقْنَ عَلَيَّ جَيْباً وَ لَا تَخْمِشْنَ عَلَيَّ وَجْهاً وَ لَا تَقُلْنَ هُجْراً»

اللهوف على قتلى الطفوف / ترجمه فهرى‏؛ نويسنده: ابن طاووس، على بن موسى- فهرى زنجانى، احمد (تاريخ وفات مؤلف: 664 ق‏)، محقق / مصحح: ندارد، ناشر: جهان‏، تهران: 1348 ش، ص82

نکته دیگر این که متأسفانه مسئله ای در فضای مجازی منتشر شد در برخی از سایت ها آمد آقای دکتر رجبی دوانی در مورد وجود نازنین حضرت رقیه (سلام الله علیها) تشکیک کردند. بنده آقای رجبی دوانی را دیدم ایشان در قید حیات هستند آدرس هم بخواهم بدهم دقیق نمی شود آدرس داد در خیابان فلسطین جنوبی جلسه ای بود ایشان تشریف داشتند بعد از جلسه با ایشان گفتگو کردم. گفتم آقای رجبی دوانی مطلبی این چنین از شما نقل شده است اگر واقعاً اختلاف نظر داریم اگر می شود با همدیگر گفتگو کنیم ولی اگر نه قبول دارید بفرمایید حداقل برویم نقل بکنیم. ایشان فرمودند نخیر من معتقد به حضرت رقیه (سلام الله علیها) هستم ادله و شواهد متعدد و مختلفی و از جمله چند مورد را فرمودند ایشان به کتاب مطالب السئول اشاره کردند برای من این مسئله محرز است که وجود نازنین حضرت رقیه (سلام الله علیها) را نمی شود منکر شد.

پس این مسئله ای که منتسب به آقای دکتر رجبی دوانی به عنوان یک مورخ است در فضای مجازی دروغ است خودشان در قید حیات هستند اگر غیر از این است بفرمایند نه شما این جلمه ای که از من نقل می کنید درست نیست. به صورت کلی گشتم ندیدم کسی را که واقعاً پژوهش کرده باشد منصف باشد و به خودش حق بدهد.

مجری:

یک وقتی می گوییم مثلاً این نام شاید وجود نداشت یا لقب بوده است نام دیگری داشته است اما این وجود سه ساله در شام قابل تشکیک نیست بلکه وجود دختران دیگری هم برای سید الشهداء ذکر شده است. مثل حضرت خوله در بعلبک لبنان

استاد حسینی:

بله برخی فرزندان دیگری هم گفته شده حتی طهورا، صفورا، صبورا هم گفته شده است منتها قضیه حضرت رقیه (سلام الله علیها) باعث افشا گری زیادی علیه بنی امیه است و جایگاه حضرت رقیه (سلام الله علیها) به خاطر آن مصائب یکی از دلایلش این است مصائبی که متوجه حضرت شد. بعد از شهادت ابی عبد الله در روز عاشوراء و همراهی با ابی عبد الله و بعد حتی این مکان وجود دارد جان امام سجاد (علیه السلام) و حضرت زینب کبری (سلام الله علیها) را نجات داده باشد این مطلب از لحاظ معنوی مطلب خیلی بالایی است بعد تجربه هم این را به ما ثابت کرده است که حضرت رقیه (سلام الله علیها) حاجت می دهند.

در آن مسئله ورود پیدا نمی کنم چون این جا سر و کارمان با کتاب و منطق است ولی این را خیلی از بینندگان مان تجربه کردند و درک کنند تا مدت ها ظاهراً تولیت حرم حضرت رقیه (سلام الله علیها) در سوریه بخشی شان حداقل اهل سنت بودند. و برخی از مدافعان همین حرم در سال های اخیر اهل سنت بودند.

در مورد نام ایشان به کتاب ابن فندق اشاره کردم در کتاب لباب الأنساب، جلد 1، صفحه 355 ایشان آن جا به عنوان یک نسب شناس نام را هم آورد البته در جای دیگر نام آورده شده است ولی برای نمونه

«ولم يبق من أولاده إلا زين العابدين رضي الله عنه وفاطمة وسكينة ورقية»

لباب الأنساب والألقاب والأعقاب؛ اسم المؤلف: أبو الحسن ظهير الدين علي بن زيد البيهقي، الشهير بابن فندمه (المتوفى: 565هـ) الوفاة: 565، دار النشر:، ج1، ص23

از فرزندان ابی عبد الله (علیه السلام) باقی نماندند اسامی که ایشان به آن رسیدند و دارد نقل می کند «إلا زين العابدين رضي الله عنه وفاطمة وسكينة ورقية» نام حضرت رقیه (سلام الله علیها) در کتاب نسب شناسی ابن فندق آدمی است که مورد تجلیل بزرگان ما قرار گرفته است.

مجری:

بعد از عاشوراء می گوید

استاد حسینی:

بله اسامی که ایشان می گوید این است. پس در کتب تاریخی است، در مقاتل است، به عنوان نمونه در کتاب نفس المهموم، کتاب نفس المهموم که شهید مطهری هم در یاداشت شان این کتاب را نوشته بودند.

آقای سید محسن امین یک شخصیت خیلی سخت‌گیر است. یعنی کسانی که آثار آقای سید محسن امین را مطالعه کرده اند می‌دانند ایشان شخصیت سخت‌گیری است نسبت به بعضی از موارد و موضوعات خیلی عجیب به دنبال کنکاش و تفتیش مسئله است.

ایشان اقای سید محسن امین کتابی به اسم اعیان الشیعه دارد. اعیان الشیعه چه کتابی است؟ بزرگان شیعه. ایشان در مورد حضرت رقیه (سلام الله علیها) با آن رویکرد سختگیرانه ای که دارد جناب سید محسن امین یک جاهایی به یک سری اعمالی که یک بخشی از آن اعمال شیعیان هم است ایراد گرفته و نقد کرده که برخی‌ها ممکن است استناداتی هم به کلام ایشان داشته باشند؛ یعنی شخصیتی است که سخت‌گیر است.

ایشان در کتاب اعیان الشیعه شماره 6674 عنوانش این است «رقیه بنت الحسین» از حضرت رقیه به عنوان بزرگان شیعه نام برده است.

جاهای دیگر هم بخواهیم خدمت تان عرض کنیم فراوان است نقل‌های که راجع به حضرت رقیه است و قبلا این‌ها را گفتیم که چه اتفاقاتی افتاد اگر باز بخواهم در کنار این مسئله موضوع را خدمت تان عرض کنم این است که در کتاب‌های آمدن چهار دختر برای ابی عبدالله (علیه السلام) که یک نام آورده نشد در چند جای دیگر هم تکرار شده است و آن‌جا در کتاب مطالب السئول و در جای دیگر این مسئله نقل شده بود که قول اشهر این است. یعنی در قرن پنجم و ششم میلادی اشهر این بوده است که چهار تا دختر ابی عبدالله (علیه السلام) داشته باشد. اشهر بالاتر از مشهور است ولی اسم یکی شان را نیاورده است.

در کتاب بحار الانوار علامه مجلسی (اعلی الله مقامه الشریف) جلد 45 صفحه شماره 331 مسئله امده است.

در کتاب العوالم شیخ عبدالله بحرانی، صفحه شماره 639 آمده است. در کتاب کشف الغمه فی معرفة الائمه اربلی جلد دوم صفحه شماره 248 آمده است. باز کتاب اهل سنت خدمت تان عرض کنم در کتاب الفصول المهمه فی معرفة الائمه اقای ابن صباغ مالکی جلد دوم صفحه شماره 851 آمده است.

در کتاب شرح احقاق الحق آیت الله مرعشی جلد 11 صفحه شماره 450 این مسئله تکرار شده است. فصول المهمه ابن صباغ مالکی را گفتم، آقای ابن صباغ مالکی مذهب بوده شیعه نبوده است به هرحال برخی از فضائل اهل بیت (علیهم السلام) را نقل کرده است.

در مورد افراد مختلف مخالفین ما گفته اند چون فضیلت گفته است کنار می‌گذاریم می‌گویند شیعه و رافضی بوده است. ابن صباغ اتفاقا خیلی تند با این‌ها برخورد کرده و مطالب تندی را آورده تا ما در مورد فضائل اهل بیت (علیهم السلام) حرف می‌زنیم می‌گویند شیعه و رافضی است می‌گوید نخیر من مالکی هستم و راجع به خودشان توضیح داده اند. ایشان هم این مسئله را که در کتاب فصول المهمه آمده بود را آورده و ذکر کرده است.

یک نکته خیلی جالب هم در مورد این مسئله بگویم و خیلی خوشحالم که توانستم در این برنامه هم این‌ها را یاد آوری کنم این قطع شدن ارتباط از این بابت خیر بود. یک کتابی به اسم الحاویه بوده نوشته قاسم ابن محمد ابن احمد مأمونی، کتاب به طور کامل از بین رفته است چون ظاهرا آن چه که از عنوان بر می‌آید این است که یک سری واقعیت‌ها را راجع به معاویه آورده بوده این را برخی‌ها بر نمی‌تابیدند کتاب را از بین بردند.

مجری:

عنوان کتاب مشخص است یک جور طعن داشته است.

استاد حسینی:

بله عنوان الحاویه است. کتاب از بین رفته است آقای شیخ عماد الدین حسن ابن علی ابن محمد ابن علی طبری صاحب کتاب کامل بهائی، کتاب الحاویه به دست ایشان رسیده بود و داستان حضرت رقیه، داستان صغیره ابی عبدالله (علیه السلام) را در این کتاب از کتاب الحاویه نقل می‌کند. ببینید این جا هم در افتادن با خدا است. کتاب را از بین بردند یک مسئله مهم در این کتاب آمده بود همان بخش و مسئله مهم کتاب در کتاب دیگری نقل شد و در تاریخ ماند.

مجری:

دقیقا همان بخش و یک قطعه اش

استاد حسینی:

حذف حضرت رقیه (سلام الله علیها) بعد از عاشورا شروع شد و هنوز هم ادامه دارد. راه همان است برخی ممکن است نادانسته در این قضیه گرفتار بشوند ولی نور خدا را نمی‌شود با این فوت کردن‌ها خاموش کرد. آتش بر می‌گردد و ریش تان را می‌سوزاند.

مجری:

اشاره کردید به مدافع حریم ولایت بودن حضرت رقیه و این در ذهنم ایجاد شد که چقدر شباهت دارد با جده شان حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها)، حتی در وقایع شهادت و در برخی از روضه‌ها و مصیبت‌ها، حالا این جنبه به کنار ولی این که مدافع حریم ولایت بوده اند یک طفل سه ساله بتواند چنین از حریم ولایت دفاع کند و جان امام را نجات بدهد، جان بقیه را نجات بدهد و خودش را جان فدا کند چقدر با جده‌شان حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا (سلام الله علیها) شباهت دارد، سلام و درود خدا بر این عزیزان.

اگر نکته ای پایانی است بفرمایید در خدمت تان هستیم.

استاد حسینی:

به عنوان نکته پایانی فقط یک عبارتی را از همین کتابی که معرفی کردم بخوانم، کتاب تحقیق و پژوهشی پیرامون حضرت رقیه (سلام الله علیها) جناب اقای جعفر تبریزی نوشتند که البته بر اساس دیدگاه مرحوم میرزا جواد تبریزی نوشته شده و سفری که ایشان به شام به زیارت حضرت رقیه (سلام الله علیها) مشرف شده بودند.

ایشان در کتاب شان در صفحه 381 یک پاراگراف دارند خیلی این پاراگراف قشنگ است می‌فرماید ما موظف هستیم که در عصر غیبت به هر شکل ممکن از مبانی حقه دفاع کنیم و اجازه ندهیم عده ای با القاء شبهات عوام از مؤمنین را فریب بدهند و من تا زنده هستم (ظاهرا کلام خود میرزا جواد تبریزی است). ایشان فرمودند من تا زنده هستم اجازه نمی‌دهم عده ای بیسواد و سر سپرده عوام از مؤمنین را فریب بدهند. اگر کسی کوتاهی کند فردای قیامت مسئول است و در آخرت حسرت خواهد خورد.

ما هم در حد توان مان اجازه نمی‌دهیم هرکاری که می‌خواهند انجام بدهند، هر دیواری را که می‌خواهند در مقابل این سد کنند جلوی حق را نمی‌توانند بگیرند. ممکن است جلوی افراد را در یک جایی بتوانند بگیرند ولی جلوی حق را نمی‌توانند بگیرند، حق همین است که دارد منتقل می‌شود، حق همین اربعین است که می‌بینید میلیون‌ها نفر از نقاط مختلف دنیا می‌آیند برای ابی عبدالله (علیه السلام) عزاداری می‌کنند.

اگر جنازه حضرت ابی عبدالله روز عاشورا و بعد از عاشورا تشییع نشد، و با غربت بدن مطهر ابی عبدالله (علیه السلام) دفن شد امام سجاد (علیه السلام) بر روی قبر گفته شده است با نوک انگشت مبارک بر قبر مبارک نوشتند «هذا قبر حسین ابن علی ابن ابی طالب الذي قتلوه عطشانا غریبا» این غربت ابی عبدالله را ما که نمی‌گذاریم ادامه پیدا کند.

 آقایان آمدند برای خودشان یک دستگاه و سیستمی دارند در انتشاراتی و در تفکری نشری و دیدگاهی، دشمن که کارش دشمنی است و دشمنی اش را می‌کند طبیعتش این است که بخواهد با مقدسات و با حق دشمنی کند جبهه باطل است. اما آدم دلش می‌سوزد، دلمان می‌سوزد با دست خودمان کاری کنیم به ناحق یک واقعیت در تاریخ زیر سوال بیرود. خود ما دفن بشویم اجازه نمی‌دهیم این حقایق زیر سوال بیرود و دفن بشود!

مجری:

ان شاءالله رب العالمین، احسنتم طیب الله انفاسکم جناب اقای دکتر سید محمد حسینی مأجور باشید خیلی ممنون و متشکرم از محضرتان استفاده کردیم و ان شاءالله در برنامه‌های آینده هم از محضرتان استفاده کنیم.

استاد حسینی:

خواهش می‌کنم، ممنون هستم از این وقتی که در اختیار بنده قرار دادید.

مجری:

موفق باشید ممنون و متشکرم. همچنین تشکر می‌کنم از شما بینندگان و همراهان عزیز و گرامی، عرض تسلیت و تعزیت مجدد دارم با ما همراه باشید در شب‌های آینده ان شاءالله با ویژه برنامه با کاروان در خدمت شما خواهیم بود و البته عذر خواهی می‌کنم از این که یک مشکل فنی پیش آمده بود و ارتباط ما بر قرار نشد. عرض توسل و دعای ما در پایان برنامه این باشد:

یا رب الحسین بحق الحسین اشف صدر الحسین بظهور الحجه والسلام علیکم ورحمة الله و برکاته!


با کاروان _ ویژه برنامه شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها>

شهادت حضرت رقیه س ماه صفر اعتقادات کربلا عاشوراء لعن زیارت عاشورا صحابه اصحاب جوانمردی جبهه جهاد حماسه حسینی دختران امام حسین ع شهید مطهری سفیر سایت ولی عصر عج کتاب دمشق اعیان شیعه