ظلم هایی که بر حضرت زهرا سلام الله علیها شد

قسمت سوم ویژه برنامه صدیقه شهیده با کارشناسی حجت الاسلام روستایی

o كليپ ادعاها و شبهات مولوي مرداني ( از علماي اهل سنت ) : انكار ماجراي غدير خم و غصب خلافت و هجوم به خانه حضرت فاطمه (س) و بيعت اجباري گرفتن و كيفيت آن و ... و ادعاي اينكه حضرت علي (ع) وزير خلفاي سه گانه بوده اند و ... و شيعيان ميگويند لازمه ايمان اين است كه همه ، برداشت شيعه از اسلام را بپذيرند و ... و به نظر همه اهل سنت ، همه ماجراها ( كه در بالا ذكر شد ) از پايه بي اساس و كذب و داستان خيالي ميدانند و پايه و اساسي در دين اسلام ندارد !
o بررسي و پاسخ به ادعاها و شبهات مولوي مرداني با استناد به منابع معتبر
o سخنان عجيب مولوي مرداني و شبهات و انكارهاي او ، برخلاف كتب و منابع معتبر اهل سنت !
o ماجراي واقعه غدير خم و انتخاب اميرمومنان علي (ع) به جانشيني و تبريك گفتن عمربن خطاب ! به نقل احمد بن حنبل و تصحيح سندي
o اعتراف غزالي به ماجراي واقعه غدير خم و انتخاب اميرمومنان علي (ع) به جانشيني و تبريك گفتن عمربن خطاب و اجماع همه علماي اهل سنت به آن ! با استناد به منابع معتبر اهل سنت
o برداشت جالب و دقيق غزالي از دليل تبريك گفتن عمربن خطاب به اميرمومنان علي (ع) براي جانشيني رسول اكرم (ص) در غدير خم با استناد به منابع معتبر اهل سنت
o دليل عمربن خطاب براي عهد و بيعت شكني با اميرمومنان علي (ع) بعد از رحلت رسول اكرم (ص) به نقل غزالي
o نقل غزالي در آثار علماي ديگر اهل سنت
o افرادي كه در حلقه بيعت ابوبكر نبودند با استناد به منابع معتبر اهل سنت
o نقل روايت غزالي در كتاب سبط بن جوزي
o نقل روايت غزالي در كتاب شمس الدين ذهبي
o تعجب شمس الدين ذهبي از روايت غزالي و در عين حال رد نكردن روايت غزالي
o تبريك گفتن و ... عمربن خطاب به اميرمومنان علي (ع) به عنوان جانشين رسول اكرم (ص) در غدير خم در منابع متعدد و معتبر اهل سنت
o نظر ( محمد بن صالح العثيمين ) در مورد ( من كنت مولاه فعلي مولاه ) با استناد به منابع معتبر
o آيا مردم بعد از رسول اكرم (ص) نيرنگ و خيانت كردند ؟
o رسول اكرم (ص) : اي علي ، امّت بعد از من نسبت به تو خيانت ميكنند با استناد به منابع معتبر اهل سنت
o توجيه بيهقي براي روايت خيانت امّت به اميرمومنان علي (ع) با استناد به منابع معتبر اهل سنت
o پيشگويي رسول اكرم (ص) به اميرمومنان علي (ع) در مورد خيانت امّت و نحوه شهادت اميرمومنان علي (ع) با استناد به منابع معتبر اهل سنت و تصحيح سندي
o رسول اكرم (ص) : اي علي ، هر كس تو را دوست داشته باشد مرا دوست داشته ، و هر كس بغض تو را داشته باشد بغض مرا دارد با استناد به منابع معتبر اهل سنت
o آيا اميرمومنان علي (ع) خلفاي سه گانه را قبول داشته و وزير آنها بوده است ؟
o نظر اميرمومنان علي (ع) در مورد ابوبكر و عمربن خطاب از زبان عمربن خطاب با استناد به صحيح مسلم
o اميرمومنان علي (ع) ( به اعتراف عمربن خطاب ) ، ابوبكر و عمربن خطاب را دروغگو ، گناهكار ، پيمان شكن و خائن ميداند با استناد به صحيح مسلم
o آيا ماجراي هجوم به خانه حضرت فاطمه (س) و بيعت اجباري و ... را شيعيان گفته اند ؟
o اعتراف ابوبكر به هجوم بردن به خانه حضرت فاطمه الزهرا (س) به نقل طبري
o اعتراف ابوبكر به هجوم بردن به خانه حضرت فاطمه الزهرا (س) به نقل مقدسي و بررسي سندي
o اعتراف ابوبكر به هجوم بردن به خانه حضرت فاطمه الزهرا (س) به نقل سيوطي و بررسي سندي
o آيا برخورد سخت و خشونت آميز با اميرمومنان علي (ع) در ماجراي بيعت گرفتن اجباري را شيعيان ميگويند ؟
o نامه معاويه به اميرمومنان علي (ع) در ماجراي جنگ صفين با استناد به منابع معتبر اهل سنت
o اعتراف معاويه به بيعت گرفتن اجباري از اميرمومنان علي (ع) در زمان خلفاي سه گانه و همچنين شدت برخورد با اميرمومنان علي (ع) با استناد به منابع معتبر اهل سنت
o دستور ابوبكر به آوردن اميرمومنان علي (ع) براي بيعت اجباري گرفتن به بدترين شكل ممكن با استناد به منابع معتبر اهل سنت
o آيا سقط حضرت محسن (ع) در ماجراي هجوم به خانه حضرت فاطمه (س) را شيعيان گفته اند ؟
o اعتراف ذهبي به جايگاه ( احمد بن حماد كوفي ) و دليل ايراد گرفتن و ايراد وارد كردن ذهبي به او ! با استناد به منابع معتبر اهل سنت
o جايگاه ( ابن ابي دارم ) به اعتراف علماي بزرگ اهل سنت و دليل ايرادي كه عده اي به او ميگيرند ! با استناد به منابع معتبر اهل سنت
o نقل سقط شدن حضرت محسن (ع) در ماجراي هجوم به خانه حضرت فاطمه (س) در منابع متعدد و معتبر اهل سنت
o آيا شهادت حضرت فاطمه (س) توسط شيعيان و در دوران معاصر گفته شده است ؟
o عمربن خطاب ( در ماجراي سقيفه و بيعت ابوبكر ) : به خدا سوگند ، هركسي با ما مخالفت كند را ميكشيم ! با استناد به منابع معتبر اهل سنت
o ناصرالدين الباني و تصحيح و نقل روايت ( اني تارك فيكم خليفتين ، كتاب الله و عترتي و اهل بيتي )
o اثبات حقانيت اميرمومنان علي (ع) در امر خلافت و جانشيني به ساده ترين شكل ممكن براي پيروان سقيفه !


 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

برنامه صدیقه شهیده 15 09 1401 (قسمت سوم)

عنوان: ویژه برنامه پرسشگری از اهل تسنن و پاسخ به شبهات در موضوع فاطمیه

کلید واژه‌ها: پاسخ به شبهات؛ وهابیت؛ شهادت؛ حضرت زهرا س؛ فاطمیه؛ ظلم به حضرت؛ شیعه؛ غدیر خم؛ انکار واقعیت ها؛ ولایت؛ اهل سنت؛ بیعت؛ خلافت؛ سوزاندن خانه؛ عمر؛ ابوبکر!

استاد: حجت الاسلام والمسلمین اقای روستایی

مجری: آقای سید مهدی حسینی

مجری:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ، سلام عرض می‌کنم خدمت همه شما بینندگان، همراهان ارجمند و گرانقدر که افتخار می‌دهید شبکه جهانی حضرت ولی عصر را برای تماشا انتخاب کردید. افتخار این را دارم که سومین ویژه برنامه سیده شهیده را تقدیم نگاه تان بکنیم ان شاء الله که مورد توجه حضرت حجت (صلوات الله علیه) واقع بشود و همچنین رضایت خاطر شما عزیزان را در بر داشته باشد.

 طی این دو شب پرداختیم به موضوعات و علی الخصوص شبهاتی که از جانب وهابیت مطرح می شد. شبکه های وهابی خصوصاً در کشور عربستان مطالبی را عنوان می کردند و ما این جا سعی کردیم و بنامان بر این بود بتوانیم به بهترین شکل با پاسخ های مستدل و ادله خیلی دقیق، سندهای معتبر و دقیق بتوانیم پاسخ بدهیم و این اتفاق افتاد.

در برنامه امشب در خدمت کارشناس برنامه حجة الاسلام و المسلمین روستایی هستیم، اقا سلام علیکم و رحمة الله اعظم الله اجورنا و اجورکم

استاد روستایی:

سلام علیکم و رحمة الله بنده هم خدمت شما و بینندگان عزیز و ارجمند شبکه جهانی حضرت ولی عصر (ارواحنا له الفداء) عرض سلام و ادب و احترام دارم ایام سوگواری و شهادت حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا (سلام الله علیها) را خدمت بینندگان عزیز و ارجمندمان تسلیت عرض می کنم. امیدوارم که در دعاهای خودشان و در عزاداری های که برای آن بانوی شهیده به جا می آورند ان شاء‌ الله خادمان خودشان را در شبکه ولی عصر فراموش نکنند.

مجری:

جناب استاد! اگر موافق باشید خودتان یک مقدمه ای را بفرمایید چون می خواهیم سه تا کلیپ ببینیم جذاب تر خواهد بود ببینیم آن ها، وهابی و ... را شامل می شود چه شبهاتی را خصوصاً در بُعد تاریخی مطرح می کنند و از این طرف ما بتوانیم پاسخگو باشیم با دلیل و سند معتبر اگر مقدمه ای بر بحث خودتان دارید بفرمایید بعد از آن ان شاء‌ الله کلیپ ها را مشاهده کنیم.

استاد روستایی:

بسم الله الرحمن الرحیم، همان طور که فرمودید جریان وهابیت به عنوان یک بلیه ای که به جان جامعه اسلامی افتاده است یکی از مباحثی را که برای شنیدن آن تاب آوری ندارند مسئله شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) است. در مسئله شهادت از جنبه های مختلف این ماجرا را مورد کاووش و بررسی قرار می دهیم.

 یکی از جنبه های که به آن باور داریم مسئله ظلم هایی است که بر حضرت زهرا شد و مسئله شهادت آن حضرت.

آقایان وهابی با یک ایراد وارد کردن هایی از جنس تاریخ، یعنی می آیند از دانش تاریخ بهره ببرند می گویند در تاریخ همچنین مسئله ای نداریم. می گویند این باوری که شیعه نسبت به فاطمیه دارد و شهادت حضرت زهرا می گوید دروغ است سعی می کنند مدام از دانش های مختلف وام بگیرند به تعبیر خودمان اسم تاریخ و اسم حدیث را می آورند.

اما پشت صحنه وقتی بررسی می کنیم ادعایی که آن ها دارند ادعای نادرستی است. در واقع یک ادعایی است که مورد پذیرش نیست. ولی این ها بر ادعای خودشان پافشاری می کنند بر این اساس وظیفه و رسالت خودمان می دانیم در مواجهه با این حرف های بی اساس وهابیت بر اساس مستندات متقن علمی پاسخگو باشیم برای این که جامعه نیاز به بصیرت افزایی دارد.

جامعه ای که در آن حرف وهابیت دیده و شنیده می شود ولو در فضای مجازی نیاز به بصیرت افزایی دارد نیاز به این دارد که ببیند حرف آن ها بی اساس است. روی این حساب در این برنامه ها به این مسائل می پردازیم و این دست کلیپ ها و شبهات را مورد کاووش قرار می دهیم.

مجری:

اگر موافق باشید کلیپ اول را مشاهده بکنیم.

کلیپ شبهه شماره یک - آقای مولوی مردانی:

بر آن دیدیم که این را جواب بدهیم. اهل تشیع در این مورد می فرمایند حضرت محمد (صلی الله علیه و سلم) در آخرین سال های خودش به سفر حج رفتند در بازگشت، کاروان عظیمی همراه خود در محلی به نام غدیر خم متوقف شدند و سپس در آن جا اعلام فرمودند که الله جل جلاله، علی را بعد از من رهبر شما تعیین فرمودند و علی بعد از من جانشین من است. یکی از ادعاهای اهل تشیع است.

 باز هم اهل تشیع می فرمایند پس از این اعلام، مردم به علی تبریک گفتند به روایت اهل تشیع هفتاد روز بعد از این حادثه حضرت محمد (صلی الله علیه و سلم) دار فانی را وداع گفت و به جهان باقی شتافت و اصحاب او بلافاصله این قسمتی که ما زیاد از آن خوش مان نمی آید و بر خلاف غیرت اسلامی و دینی ما هست. این جملاتی که می خواهیم بخوانم یکی از توهین های هست که به مقدسات اهل سنت شده است. و اصحاب بلافاصله حکم را تغییر دادند و علی را کنار زدند و ابوبکر را بر کرسی خلافت نشاندند. این ادعای اهل تشیع است و باز هم به این بسنده نکردند توهین دوم: به خانه علی هجوم بردند درِ خانه را سوزاندند وارد خانه شدند و به گردن علی ریسمان انداختند و او را کشان کشان به مسجد بردند.

یعنی اصحاب پیغمبر بلند شدند حکم را تغییر دادند به گردن حضرت علی شیر خدا، فاتح خیبر، اسد الله و رسوله ریسمانی انداختند کشیدند و به سمت مسجد بردند. در این گیر و دار پهلوی فاطمه (رضی الله تعالی عنها) شکست یا عمر به روایت آن ها این کار را کرد به روایت دیگری که در نظر تشیع هست غلام حضرت عمر این کار را کرد.

پهلوی فاطمه را شکست بعد از آن درگیر شد با فشار دادن در حضرت فاطمه (رضی الله عنها) پشت در ماند باعث سقط جنین ایشان شد فرزند شش ماهه در شکم داشتند را سقط نمود. خلاصه اهل تشیع ادامه دادند گفتند عمر و یارانش همچنان علی را کشان کشان داخل مسجد بردند هر چه سعی کردند علی مشت خودش را باز کند حضرت علی مشتش را باز نکرد.

به همین اکتفا کردند که دست علی به دست ابوبکر بخورد کافی است یعنی با دست باز حضرت علی با ابوبکر صدیق (رضی الله تعالی عنه) بیعت نکرد. همین که اکتفاء کردند دست این ها به هم خورد به همین اکتفاء کردند. به روایت اهل تشیع با این روایتی که ما بیان کردیم حضرت علی بیست و پنج سال صبر کردند تا مردم او را خلیفه بکنند.

این چیزی بود که بیست و پنج سال گذشت اگر اختلافی هم بود در بین خودشان حل و فصل کردند بعد از آن حضرت علی (رضی الله و تعالی عنه) چقدر وزارت از ابوبکر انجام دادند. چقدر وزارت حضرت عمر را انجام دادند. وزیر حضرت عثمان در آن زمان بودند. این مال 1400 سال پیش است این واقعات پیش آمده است منظور اهل تشیع از این بحث چه است که بعد از چند صد سال بیاییم این بحث ها را پیش بکشیم؟

اهل تشیع می فرمایند لازمه ایمان است که ما حق را از آنِ حضرت علی بدانیم که حق با حضرت علی بود و ابوبکر و عمر غاصب به شمار بیاوریم و از آن ها متنفر باشیم که حق حضرت علی را خوردند این ادعای اهل تشیع است که لازمه ایمان است ما از ابوبکر، عمر و عثمان متنفر بشویم که این ها غاصب هستند و در اعتقادمان غاصب بودن آن ها باشد همچنین تنفر آن ها هم در دل ما باشد که این ها حق حضرت علی را خوردند.

این یکی از مباحث است متأسفانه باز هم اهل تشیع به این هم اکتفا نکردند. اهل تشیع گفتند لازمه خواست شیعه این است که آن ها می گویند در پی آن، لازم ایمان این است که مسلمان ها برداشت اهل تشیع از اسلام را بپذیرند. همان چیزی که اهل تشیع آن را به عنوان دین فهمیدند ما آن فهم را به عنوان دین قبول بکنیم. اگر آن فهم مطابق فهم اهل تشیع و علمای اهل تشیع نباشد آن فهم را مردود اعلام کردند. بحث های دیگری هم هست فعلاً جایش این جا نیست.

بعد طرفداران عمر، ابوبکر و عثمان (رضی الله تعالی عنه اجمعین) گفتند نه این طور نیستند، این داستان از پایه بی اساس است. حضرت محمد (صلی الله علیه و سلم) در غدیر خم علی را جانشین خود نکرد همچنین چیزی نیست. نه کسی ایشان را مجبور به بیعت کرده است همچنین چیزی ما نداریم و نظر اهل سنت و همه حرف ها کذب و داستانی خیالی است و هیچ گونه پایه، اساس و ریشه ای در دین اسلام ندارد.

مجری شبکه ولی عصر:

کلیپ جالبی در نوع خودش بود از این جهت که صحبت های مطرح شد شاید ایشان می خواست مثلاً یک سری موارد را رد کند، اما به زبان خودش داشت حقایق را اقرار می کرد اما شبهاتی را مطرح می کرد که شاید بعضاً برای خصوصاً شیعیان ساده انگارانه باشد از این جهت که جواب های مشخصی دارد.

اما با توجه به صحبت های که ایشان مطرح کرد می خواهیم یک پاسخ کارشناسانه و دقیق داشته باشیم که آن ها را ان شاء الله از زبان استاد روستایی عزیز خواهیم شنید. بفرمایید در خدمت تان هستیم.

استاد روستایی:

ایشان موارد متعددی را مطرح کرد تبریک غدیر را خواست زیر سوال ببرد تا بحث حضرت محسن (سلام الله علیه)، فهم تشیع از مسائل اسلام و این که هجومی به بیت وحی بود یا نبود همه این ها را خواست به زعم خودش، اعتقاد شیعه نشان بدهد بگوید این اتفاقات اعتقادات شیعه است و اهل سنت آن را قبول ندارند.

ما دانش و سنجه تاریخ را این جا ملاک و معیار قرار می دهیم جلو می رویم ببینیم آیا این اعتقادِ واقعاً اهل تشیع است یا این که نخیر واقعاً در تاریخ هم آمده است؟ آقای مولوی مردانی دارد می گوید ببینیم این اعتقاد چه کسی است؟ از منابع متقدم اهل سنت اول یک روایت می خوانم بعد سراغ بقیه نقل ها می روم و شیعیان به زعم این آقا را نام می برم.

کتابی را که ملاحظه می‌کنید مسند اقای احمد ابن حنبل است، اولین شیعه را می خواهیم به آقای مولوی مردانی معرفی بکنیم کتاب مسند احمد، جلد 14، صفحه 185، روایت 18391 چاپ دار الحدیث قاهره در پاورقی «إسنادُهُ حسن» سند روایت معتبر است می گوید شبیه این را ترمذی در باب مناقب امیر المؤمنین نقل کرده و گفته «حسنُ صحیحٌ» این روایت معتبر و ابن حبان هم آورده است. روایت چه است؟

«حدثنا عبد اللَّهِ حدثني أبي ثنا عَفَّانُ ثنا حَمَّادُ بن سَلَمَةَ أنا عَلِىُّ بن زَيْدٍ عن عَدِىِّ بن ثَابِتٍ عَنِ الْبَرَاءِ بن عَازِبٍ قال كنا مع رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم في سَفَرٍ فَنَزَلْنَا بِغَدِيرِ خُمٍّ فنودي فِينَا الصَّلاَةُ جَامِعَةٌ وَكُسِحَ لِرَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم تَحْتَ شَجَرَتَيْنِ فَصَلَّى الظُّهْرَ وَأَخَذَ بِيَدِ علي رضي الله عنه فقال أَلَسْتُمْ تَعْلَمُونَ انى أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ من أَنْفُسِهِمْ قالوا بَلَى قال أَلَسْتُمْ تَعْلَمُونَ انى أَوْلَى بِكُلِّ مُؤْمِنٍ من نَفْسِهِ قالوا بَلَى قال فَأَخَذَ بِيَدِ عَلِىٍّ فقال من كنت مَوْلاَهُ فعلي مَوْلاَهُ اللهم وَالِ من ولاه وَعَادِ من عَادَاهُ قال فَلَقِيَهُ عُمَرُ بَعْدَ ذلك فقال له هنياء يا بن أبي طَالِبٍ أَصْبَحْتَ وَأَمْسَيْتَ مولى كل مُؤْمِنٍ وَمُؤْمِنَةٍ»

 مسند الإمام أحمد بن حنبل؛ اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني الوفاة: 241، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر، ج4، ص281 (آدرس دهی بر اساس نرم افراز الجامع الکبیر)

آقای براء ابن عازب می گوید: «كُنَّا مَعَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه وسلم) فِي سَفَرٍ فَنَزَلْنَا بِغَدِيرِ خُم‏»؛ کاملاً معلوم است (غدیر خم)، «فَنُودِيَ فِينَا الصَّلَاةَ جَامِعَةً»، برای نماز جمع بشوید «وَ كُسِحَ لِرَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه وسلم) تَحْتَ شَجَرَتَيْنِ فَصَلَّى الظُّهْرَ» زیر دو درخت برای حضرت بساطی را پهن و آماده کردند حضرت نماز ظهر را خواندند.- «وَ أَخَذَ بِيَدِ عَلِيٍّ (علیه السلام)» دست امیر المؤمنین (علیه الصلاة و السلام) را گرفتند.

«فَقَالَ أَ لَسْتُمْ تَعْلَمُونَ أَنِّي أَوْلى‏ بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ قَالُوا بَلَى»؛ آیا من نسبت به مردم اولیٰ نیستم؟ گفتند بله. «قَالَ أَ لَسْتُمْ تَعْلَمُونَ أَنِّي أَوْلَى بِكُلِّ مُؤْمِنٍ مِنْ نَفْسِهِ قَالُوا بَلَى قَالَ فَأَخَذَ بِيَدِ عَلِيٍّ (علیه السلام)» آیا من از هر مؤمنی اولیٰ و برتر نیستم که برای او تصمیم بگیرم چون اهل سنت اولیٰ را همین طور معنا کردند گفتند بله!

حضرت رسول اکرم دست امیر المؤمنین را گرفت گفت «مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ- اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ»؛ پس هر کسی که من مولای او هستم و هر کسی که من نسبت به او اولیٰ هستم علی ابن ابی طالب هم اولیٰ است.

بعد می گوید عمر، حضرت را دید «قَالَ فَلَقِيَهُ عُمَرُ بَعْدَ ذَلِكَ فَقَالَ لَهُ هَنِيئاً لَكَ يَا ابْنَ أَبِي طَالِبٍ أَصْبَحْتَ وَ أَمْسَيْتَ مَوْلَى كُلِّ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَة»، شدی، آقایان می گویند این به معنای دوست، رفیق است می گوییم چه کسی به معنای دوست و رفیق است؟ می گوید سه چهار نفر از صحابه مثل خالد ابن ولید و بُرید اسلمی و ... قبلاً در ماجرای یمن با هم اختلافاتی داشتند آقا رسول الله خواستند این ها را آشتی بدهند صد و بیست هزار نفر را معطل کردند و بعد گفتند بیایید دوست و رفیق باشید.

این داستان از اساس غلط است بگوییم ماجرای غدیر به خاطر این است. اما بعد از چند قرن آقای ابن حزم اندلسی این مسئله را مطرح کردند حرف ما این است شما فرض بکنید داستان درست باشد جا دارد خالد ابن ولید بیاید تبریک بگوید جا دارد بریده اسلمی بیاید تبریک بگوید.

مجری:

همان های که زعم تان بر این است که می خواستند بیایند آشتی کنند.

استاد روستایی:

آیا عمر آن جا با امیر المؤمنین دعوا داشت که بیاید تبریک بگوید؟ بگوید تا الان دشمن بودیم از این به بعد رفیق شدیم این تحلیلی که این آقا دارد ارائه می دهد به لطیفه شبیه تر است، بنابراین اصلاً ربطی ندارد، تازه ما در قرآن داریم:

(إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَينَ أَخَوَيكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ)

مؤمنان برادر يکديگرند؛ پس دو برادر خود را صلح و آشتی دهيد و تقوای الهی پيشه کنيد، باشد که مشمول رحمت او شويد!

سوره حجرات (49): آیه 10

مؤمنین با هم برادر هستند یعنی از دوست گذشته است اگر این آقایان بگویند این ها با هم قبلاً ‌دشمن بودند امیر المؤمنین از عنوان مؤمن خارج نمی شود.

«عَلِيٌّ مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَ عَلِي‏»

تاریخ بغداد؛ اسم المؤلف: أحمد بن علی أبو بکر الخطیب البغدادی، دار النشر: دار الکتب العلمیة – بیروت، ج14، ص320

«علي مع القرآن والقرآن مع علي لن يتفرقا حتى يردا علي الحوض هذا حديث صحيح الإسناد»

المستدرك على الصحيحين؛ اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري الوفاة: 405 هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م، الطبعة: الأولى، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، ج3، ص134، 6428

این که در مصادر اهل سنت ثابت شده است پس طرف مقابل را می خواهند از دایره ایمان خارج کنند یعنی تحلیل آقای مولوی مردانی این است می خواهد طرف مقابل را از دایره ایمان خارج کند بگوید نه ما با هم برادر که هیچ، دوست هم نبودیم دشمن بودیم تازه دوست شدیم «أَصْبَحْتَ» یعنی شدیم یک امر جدید است.

اگر آقای مولوی مردانی می خواهد این طوری تفسیر بکند عزیزان اهل سنت ببینند تفسیر وهابیت منجر به خروج خلیفه اهل سنت از دایره ایمان می شود. آنی که برای اهل سنت مقدس بود بشناسند فرق وهابی و غیر وهابی را؛ این روایت سند دیگری هم دارد در ادامه آمد «إسنادُهُ صحیح» یعنی سند اول حسن و این سند صحیح است ولی هر دو معتبر می شود. این نظر آقای احمد حنبل است.

 جناب آقای مولوی مردانی، احمد حنبل شخصیتی نیست که شیعه باشد احمد ابن حنبل به تاریخ مراجعه بکنید متوکل عباسی که ناصبی بود به گفته ابن اثیر:

«وإنما كان ينادمه ويجالسه جماعة قد اشتهروا بالنصب والبغض لعلي»

الكامل في التاريخ؛ اسم المؤلف: أبو الحسن علي بن أبي الكرم محمد بن محمد بن عبد الكريم الشيباني الوفاة: 630هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1415هـ، الطبعة: ط2، تحقيق: عبد الله القاضي، ج 6، ص 109

همنشین های متوکل، ناصبی بودند آقای احمد حنبل چهار سال مشاور خاص متوکل است. در دوره این آدم کتاب می نویسد و حدیث نقل می کند. این آٔقا دارد این حدیث را نقل می کند تو می گویی عقیده شیعه است همچنین چیزی نبود.

مجری:

در صحبت هایش می گوید به این واسطه شیعیان دارند به ما توهین می کنند به قول شما خود ایشان دارد به شما توهین می کند ربطی به شیعیان ندارد.

استاد روستایی:

شاید کسی بگوید این نظر احمد حنبل است نظر دیگران را هم ببینیم اشکالی ندارد آٔقای غزالی، امام محمد برای همه نام آشنا است کتابی دارد به نام مجموعة الرسائل الإمام غزالی در رساله شماره 22 «سر العالمین و کشفُ ما فی الدارَین» مطلبی دارد صفحه 483 این چاپ خواهش می کنم بینندگان عزیزمان این عبارت را دقت کنند.

«واجمع الجماهير على متن الحديث من خطبته في يوم عيد يزحم باتفاق الجميع وهو يقول: ' من كنت مولاه فعلي مولاه ' فقال عمر بخ بخ يا أبا الحسن لقد أصبحت مولاي ومولى كل مولى فهذا تسليم ورضى وتحكيم ...ثم بعد هذا غلب الهوى تحب الرياسة وحمل عمود الخلافة وعقود النبوة وخفقان الهوى»

سر العالمين وكشف ما في الدارين؛ اسم المؤلف: أبو حامد محمد بن محمد الغزالي الوفاة: 505هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت / لبنان - 1424هـ 2003م، الطبعة: الأولى، تحقيق: محمد حسن محمد حسن إسماعيل وأحمد فريد المزيدي، ج1، ص18

 

«و أجمع الجماهير على متن الحديث من خطبته في يوم عید غدير خمّ»، روز عید غدیر، جماهیر اجماع دارند یعنی اکثریت قریب به اتفاق بعد ادامه می دهد «باتّفاق الجميع» به اتفاق همه چطوری بگوید آقای مردانی نیاید بگوید این ها شیعه هستند. این عالم اهل سنت است

«باتّفاق الجمیع و هو يقول: «من كنت مولاه فعليّ مولاه» فقال عمر: «بخ بخ يا أبا الحسن لقد أصبحت مولاي و مولى كلّ مؤمن و مؤمنة»، شما مولای من و مولای هر مسلمان دیگری شدی (شدی) وقتی می گویند «مولیٰ کل مولیٰ» عبد و مولایٰ می گویند یا در مورد آقا بحث می کنند می گویند این اقا است و این مولایٰ فلانی است این غلام و بنده فلانی است یعنی آن آقا ولایت بر این دارد. وقتی می گوید تو مولای من و مولای هر مولایی شدی یعنی شما بر ما ولایت داری.

آن وقت من تفسیر نمی کنم ایشان می گوید فهم تشیع این است برویم فهم امام محمد غزالی را ببینیم در همین جا می گوید «فهذا تسليم و رضى و تحكيم»، این جمله خلیفه دوم است یعنی برای پذیرش ولایت امیر المؤمنین تسلیم شد. رضایت داد بر این، حکم داد بر این، قبول کرد تمام. غزالی ادیب است می فهمد ادبیات را متوجه می شود می فهمد که «أصبحَ» به چه معنا است؟ ساختار صرفی این کلمه را می داند معنایش را می فهمد.

بعد ادامه می دهد می گوید: «ثمّ بعد هذا غلب الهوى لحبّ الرّیاسة»؛ بعد از این هوا و هوس غلبه کرد «لحبَ الریاسة» برای ریاست طلبی، «و حمل عمود الخلافة» در ادامه می گوید این ها پیمان پیامبر را کنار گذاشتند. این فهم آقای غزالی است شاید یکی بگوید این کتاب را شما منتشر کردید (ما منتشر نکردیم) انتشارات قاهره مصر، المکتبة التوفیقیة!

مجری:

در این زمینه کثرت سند داریم.

استاد روستایی:

بله، در آثار علمای دیگر به نقل از آقای غزالی این را می بینیم آقای سبط ابن جوزی از علمای اهل سنت کتابی دارد به نام تذکرة الخواص، صفحه 62 ایشان حنبلی مذهب بود بعد حنفی شد ولی سنی بود.

«و ذکر أبو حامد الغزالی فی کتاب سرّ العالمین و کشف ما فی الدّارین»

ماجرا را نقل می کند که رسول خدا روز غدیر خم به امیر المؤمنین چه گفت؟

«فهذا تسليم ورضاء وتحكيم ثم بعد هذا غلب الهوى حباً للرياسة»

ایشان می گوید شیعیان می گویند این ها بیعت نکردند امیر المؤمنین بیعت نکرد این ها توهین و ... است در ادامه این کتاب از غزالی نقل می کند می گوید:

 «وَقال إن العباس وعلياً وولده لم يحضروا حلقة البيعة»

تذكرة الخواص؛ نویسنده: سبط بن الجوزي الحنفي، شمس الدين أبوالمظفر يوسف بن فرغلي (متوفاى654هـ)، ناشر: مؤسسة أهل البيت ـ بيروت، 1401هـ ـ 1981م، ص62

در حلقه بیعت نیامدند ایشان کلمه «زوجَتُهُ» را نیاورد در کتاب آقای غزالی، زوجه هم آمده است وقتی ماجرا را نقل می کند می گوید:

«فإن العباس وأولاده وعلياً وزوجته وأولاده لم يحضروا حلقة البيعة»

سر العالمين وكشف ما في الدارين؛ اسم المؤلف: أبو حامد محمد بن محمد الغزالي الوفاة: 505هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت / لبنان - 1424هـ 2003م، الطبعة: الأولى، تحقيق: محمد حسن محمد حسن إسماعيل وأحمد فريد المزيدي، ج1، ص18

بینندگان عزیز ما ببینند آیا این حرف من است؟ نه، آقای غزالی دارد نقل می کند.

اصلا بالاتر از این، بخاری نقل می کند که در زمان حیات حضرت زهرا، امیر المؤمنین بیعت نکرد. علاوه بر بخاری دارد می گوید امیر المؤمنین، همسرشان، اولادشان، عباس و اولادش آن جا بنی هاشم داشت «لم یحضروا حلقة البیعة» در حلقه بیعت نیامدند و بیعت نکردند این را امام محمد غزالی دارد می گوید.

اصلاً بسط ابن جوزی هم با شما رفیق است این هم قبول نیست عیب ندارد از شمس الدین ذهبی نمایش می دهیم کتاب سیر اعلام النبلاء شمس الدین ذهبی شاگرد ابن تیمیه است و آقایان وهابی هم ابن تیمیه را قبول دارند. شمس الدین در سیر اعلام النبلاء، جلد 19، صفحه 328، چاپ مؤسسة الرسالة بیروت

«ذكر أبو حامد في كتابه سر العالمين وكشف ما في الدارين فقال في حديث من كنت مولاه فعلي مولاه أن عمر قال لعلي بخ بخ أصبحت مولى كل مؤمن ومؤمنة قال أبو حامد وهذا تسليم ورضى ثم بعد هذا غلب عليه الهوى حبا للرياسة»

همین ماجرا را نقل می کند بعد می گوید نمی دانم عذر غزالی چه بود این را گفت؟

 

 

«وما أدري ما عذره في هذا والظاهر أنه رجع عنه وتبع الحق فإن الرجل من بحور العلم والله أعلم»

سير أعلام النبلاء؛ اسم المؤلف: محمد بن أحمد بن عثمان بن قايماز الذهبي أبو عبد الله الوفاة: 748، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بيروت - 1413، الطبعة: التاسعة، تحقيق: شعيب الأرناؤوط , محمد نعيم العرقسوسي، ج19، ص328

به نظرم آقای غزالی بر گشت. غزالی آدم عالمی است «فإنَّ الرجل مِن بحور العلم» یعنی انکار نکرده، نگفت دروغ به غزالی بستند!

مجری:

ولی می گوید نمی دانم چرا گفت؟

استاد روستایی:

بله، فکر می کنم از حرفش بر گشته است این خیلی عالم است! آقای مردانی آیا این ها را دید و این حرف را می زند؟ می گوید این ها توهین و عقیده شیعه است. نه امام محمد غزالی شیعه است نه سبط ابن جوزی شیعه است که حرف او را نقل کرد نه ذهبی، نه احمد حنبل و غیر از این ها افراد دیگر؛ ماجرای تبریک عمر را دیگران هم نقل کردند. خطیب بغدادي نقل می‌کند، ملا علی قاری نقل می کند چیزی نیست که ما ادعا بکنیم. آقای غزالی هم تحلیل کرد بعد هم گفت اتفاق جمیع است جناب آقای مردانی بروید ببینید.

 مرقاة المفاتیح، جلد 11، صفحه 258 می گوید بعد از این که پیامبر این جملات را فرمود گفت من اولیٰ هستم یا نیستم؟ بعد گفت من «کنت مولاه»:

«فلقيه عمر رضي الله عنه بعد ذلك فقال له: هنيئا؛ أي طوبى لك، أوعش عيشا هنيئا. يا ابن أبي طالب أصبحت وأمسيت، أي صرت في كل وقت، مولى كل مؤمن ومؤمنة»

مرقاة المفاتيح شرح مشكاة المصابيح؛ اسم المؤلف: علي بن سلطان محمد القاري الوفاة: 1014هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - لبنان/ بيروت - 1422هـ - 2001م، الطبعة: الأولى، تحقيق: جمال عيتاني، ج11، ص258

«فَلَقِيَهُ عُمَرُ بَعْدَ ذَلِكَ فَقَالَ هَنِيئاً لَكَ يَا ابْنَ أَبِي طَالِبٍ» ای پسر ابو طالب گواری وجود شما باد «أَصْبَحْتَ وَ أَمْسَيْتَ مَوْلَى كُلِّ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَة» بعد هم می گوید احمد نقل کرد همین را پایین تر توضیح می دهد می گوید شیعه این طوری گفت می گوید این امامت مثلاً می خواهد امامتش را زیر سوال ببرد. معلوم است «هَنِيئاً، أي طوبی لک أوعش عيشا هنيئا»، خوش به حالت «طوبا لک» چقدر گوارا.

بعد دارد «أصبحت وأمسيت، أي صرت» شدی «في كل وقت»، هر زمانی «مولى كل مؤمن ومؤمنة»، در هر زمانی «مَوْلَى كُلِّ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَة» این جا «مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَة» آورد بعد هم می گوید این روایت معتبر است هر کسی هم ایراد وارد کند به حرفش گوش ندهید.

این یک سری موارد است که این تبریک را ذکر می کند از بقیه اش صرف نظر می کنم وگرنه در متون تاریخی مثل متون صحابه نگاری و اسد الغابة، جلد 4، صفحه 103 چاپ دار الکتب العلمیة ماجرا را نقل می کند می گوید از براء ابن عازب نقل شد عمر گفت:

«يا ابن أَبي طالب، أَصبحت اليومَ وَلِيّ كل مؤمن»

أسد الغابة في معرفة الصحابة؛ اسم المؤلف: عز الدين بن الأثير أبي الحسن علي بن محمد الجزري الوفاة: 630هـ، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت / لبنان - 1417 هـ - 1996 م، الطبعة: الأولى، تحقيق: عادل أحمد الرفاعي، ج4، ص118 (آدرس دهی بر اساس نرم افزار الجامع الکبیر)

با این لفظ، نقل می کند. ابن کثیر در البدایة و النهایة و دیگران این ماجرا را نقل کردند و گفتند ماجرا روز غدیر خم بوده است.

مجری:

جالب این است به قول شما آقای مردانی اگر واقعاً این ها را خوانده بود این حرف ها را نمی زد یا این که نه، خواند می داند این حرف ها صحت دارد اما بنا به دلایلی که هم چنان نا مشخص بیان می شود بیان نمی کنند یک جورهایی دوست دارند راه فرار پیدا کنند دفاعیه برای خودشان داشته باشند. والا مشخص است این همه سند و کثرت سند آوردیم در صورتی که ایشان راجع به این سندها هیچ چیز نمی گوید.

استاد روستایی:

نکته ای را خدمت شما عرض کنم، نمی خواهم قضاوت بکنم بگویم این آقا خوانده یا نخوانده و ... اما آنی که ما از وهابی ها می شناسیم وهابی ها یک موجوداتی هستند معمولاً می دانند مسئله چیست اما انکار می کنند برای این که بتوانند شبهه افکنی بکنند نان شان در این کار است، وگرنه این طور نیست بگوییم این حرف، حرف شیعه است.

جالب این که حتی بعضی از علمای وهابی سعودی این ها هم «من کنت مولاه» را درست معنا کردند، گفتند معنایش این نیست که شما می گویید (دوست و رفیق) آقای محمد ابن صالح العثیمین از علمای وهابی در مجموع الفتاوی، جلد 3 یک بحثی را مطرح می کند می گوید کلمه ولایت و ولی معنای مختلفی دارد

«القسم الثاني: ولاية مقيدة مضافة، فهذه تكون لغير الله، ولها في اللغة معان كثيرة منها الناصر ، والمتولي للأمور، والسيد، قال الله تعالى: {وَإِنْ تَظَاهَرَا عَلَيْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلَاهُ وَجِبْرِيلُ وَصَالِحُ الْمُؤْمِنِينَ} وقال، صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: من كنت مولاه فعلي مولاه»

الكتاب: مجموع فتاوى ورسائل ابن عثيمين؛ المؤلف: محمد بن صالح بن محمد العثيمين (المتوفى: 1421هـ)، المحقق: فتاوى العقيدة جمع وترتيب: فهد بن ناصر بن إبراهيم السليمان، الناشر: دار الوطن - دار الثريا، الطبعة: الأخيرة - 1413 هـ، ج3، ص137

یک معنایش ناصر یعنی دوست و یاور است. یک معنایش متولی امور است کسی که یک اموری را به عهده می گیرد فرماندهی و ریاست می کند.

یک معنایش هم به معانی آقا و سید است برای تک تک این ها مثال می زند می گوید مورد اول آیه قرآن می آورد:

(وَإِنْ تَظَاهَرَا عَلَيهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلَاهُ وَجِبْرِيلُ وَصَالِحُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمَلَائِكَةُ بَعْدَ ذَلِكَ ظَهِيرٌ)

زيرا خداوند ياور اوست و همچنين جبرئيل و مؤمنان صالح، و فرشتگان بعد از آنان پشتيبان اويند.

سوره تحریم (66): آیه 4

اگر علیه امیر المؤمنین آن دو نفر توطئه ای کنند خداوند مولای او جبرئیل ناصر و یاور اوست. برای دومی که متولی امور باشد می گوید: «من كنت مولاه فعلي مولاه»، این به معنای متولی امور است به معنای دوست، رفیق و ناصر نیست. این یک آقای وهابی است که این حرف را می زند.

 غیر از ایشان در علمای رده قبل هم بخواهیم بررسی بکنیم امیر صنعانی این حرف ها را دارد می گوید معنای ولایت داریم ذکر می کنیم معنای ولایتی که بیان شد به معنای کسی است که مانند پیامبر در تمامی شئون ولایت دارد اطاعتش واجب است.

صحبت یک دوست و رفیق بازی نیست بگوییم دو، سه نفر هستند با هم می خواهند رفیق باشند پیامبر می گوید با هم خوب باشید. اصلاً همچنین ماجرایی در کار نیست و مورد قبول نیست این مواردی است که درباره مولی هم گفته می شود.

 مسائلی زیادی درباره نکات ایشان ماند باید خدمت شما عرض بکنم، مسئله دیگری که ایشان به آن پرداخت گفت این ها توهین می کنند می گویند آمدند با امیر المؤمنین جنگیدند و ریسمان به گردنش انداختند و حضرت را نپذیرفتند ابوبکر را خلیفه کردند. این مسئله در منابع اهل سنت آمده است. اول نسبت به این که مردم نیرنگ و خیانت کردند یک سری روایات نمایش بدهم. روایتی است کتاب المطالب العالیة، تاریخ مدینه دمشق، و سیوطی این را با الفاظ مختلف نقل می کنند.

چون این ها تاریخی می خواهند وارد بحث بشوند، من معمولاً سعی می کنم از کتاب های تاریخی مثال بزنم. تاریخ مدینه دمشق، جلد 42، صفحه 447 انتشارات دار الفکر

«عَنْ علقمة قَالَ عَلِيٌّ (علیه السلام)‏ عَهِدَ إِلَيَّ النَّبِيُّ الْأُمِّيُّ أَنَّ الْأُمَّةَ سَتَغْدِرُكَ مِنْ بَعْدِي‏»

علی جان، امت بعد از من نسبت به شما خیانت می کنند. دوباره موارد دیگری را ذکر می کند ثعلبه حمانی می گوید:

«سَمِعْتُ عَلِيّاً عَلَی المنبر وَ الله إِنَّهُ لعَهِدَ النَّبِيُّ الْأُمِّيُّ إِلَيَّ أَنَّ الْأُمَّةَ سَتَغْدِرُكَ مِنْ بَعْدی»

امت بعد از من با شما خیانتکاری خواهند داشت. در صفحه بعد نقل می کند امیر المؤمنین فرمودند یکی از عهدها و پیمان های پیامبر با من این بود که امت بعد از من با تو نیرنگ و خیانت به شما می کنند و این کار را انجام می دهند.

 آقای بیهقی می گوید اگر این صحیح باشد منظورش این است

«في خروج من خرج عليه في إمارته ثم في قتله»

تاريخ مدينة دمشق وذكر فضلها وتسمية من حلها من الأماثل؛ اسم المؤلف: أبي القاسم علي بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله الشافعي الوفاة: 571، دار النشر: دار الفكر - بيروت - 1995، تحقيق: محب الدين أبي سعيد عمر بن غرامة العمري، ج 42، ص447 - 448

خروج کسانی که بر حضرت در دوره حکومتش خروج کردند، به آن طرف می‌زند چهل سال بعد را مطرح می کند، بعد از بیست و پنج سال حضرت بعد از سه خلیفه نخست، خلافت را به عهده گرفتند می گوید بعد از بیست و پنج سال جمل، صفین و نهروان بود عبور به آن جا می زند. اما دارد می گوید «إنَّ الْأُمَّةَ سَتَغْدِرُكَ مِنْ بَعْدی» نمی گوید بیست و پنج سال بعد امت بعد از من، شما باشید از این عبارت چه می فهمید؟ مثل این که شما از این جا بیرون بروید بگویید بعد از من به آقای فلانی مراجعه کنید یعنی چه؟ یعنی بیست سال بعد از من به آقای فلانی مراجعه کنید؟ یا همین الان مراجعه کنید این جا می گوید بعد از من این که آقای بیهقی به دوران امارت و خلافت می برد یک تفسیری است که خودش دارد ارائه می دهد. این هم حرف شیعه نیست این ها موارد دیگر ذکر شد و علمای اهل سنت هم این مسئله را آوردند.

 اما نسبت به سند این روایت آقای حاکم نیشابوری در مستدرک علی الصحیحین، جلد 3، صفحه 153 چاپ دار الکتب العلمیة روایت را می آورد.

«عن حيان الأسدي سمعت عليا يقول قال لي رسول الله صلى الله عليه وسلم إن الأمة ستغدر بك بعدي وأنت تعيش على ملتي وتقتل على سنتي من أحبك أحبني ومن أبغضك أبغضني وإن هذه ستخضب من هذا يعني لحيته من رأسه صحيح»

المستدرك على الصحيحين؛ اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري الوفاة: 405 هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م، الطبعة: الأولى، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، ج 3، ص 153، ح4686

 

حیان اسدی می گوید: «سمعت عليا يقول قال لي رسول الله صلى الله عليه وسلم إن الأمة ستغدر بك بعدي وأنت تعيش على ملتي» تو بر ملت من زندگی می کنی، «وتقتل على سنتي» یعنی بر دین من و کشته می شوی بر اساس سنت من!

«من أحبك أحبني ومن أبغضك أبغضني»، هر که تو را دوست داشته باشد من را دوست دارد هر که بغض تو را داشته باشد بغض من را دارد. «وإن هذه ستخضب»، اشاره به محاسن حضرت کرد از خون سر شما محاسن تان رنگین می شود. آقای حاکم نیشابوری می گوید «صحیحٌ» شمس الدین ذهبی در پاورقی می گوید «صحیحٌ» یک بخش آن «إنَّ الْأُمَّةَ سَتَغْدِرُكَ مِنْ بَعْدی» سندش صحیح است.

باز نقل دیگری در این جا صفحه 150 داریم:

«عن علي رضي الله عنه قال إن مما عهد إلي النبي صلى الله عليه وسلم أن الأمة ستغدر بي بعده هذا حديث صحيح الإسناد ولم يخرجاه»

المستدرك على الصحيحين؛ اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري الوفاة: 405 هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م، الطبعة: الأولى، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، ج 3، ص 150

یکی از عهودی که پیامبر با من داشت این بود که: «أن الأمة ستغدر بي بعده» بعد از خودش، امت با من نیرنگ و خیانت می کنند می گوید این صحیح است ذهبی هم می گوید صحیح است. سند معتبر است پس آقای مردانی این مسئله حرف ما نیست واقعاً در منابع اهل سنت آمده است.

 ایشان نکته دیگری فرمودند، فرمودند این ها می گویند امیر المؤمنین بیعت کرد که گفتیم «لم یحضر حلقة البیعة» می گویند چقدر وزارت ابابکر و عمر را به عهده گرفت. ببینید دو مسئله این جا وجود دارد یک مسئله این است اسلام در خطر است از کسی مشورتی می خواهند مشورت می دهد بله این میزان امیر المؤمنین انجام دادند. وظیفه هر مسلمانی است بالاخره امیر المؤمنین وقتی می بینند حق شان غصب شد نمی توانند دست روی دست بگذارند و دین نابود بشود مشورتی از ایشان خواستند انجام دادند؛ اما این که، این مشورت را که از ایشان خواستند و جواب داد ایشان دلیل بر این که، خلافت آن اشخاص را هم قبول داشت این مورد قبول نیست و حرف غلطی است.

در کتاب صحیح مسلم بعد از قرآن، صحیح بخاری و مسلم اهل سنت می گویند صحیح ترین کتاب است. در این کتاب در چاپ دار الفکر، چاپ تک جلدی، صفحه 885، روایت 4468 سخن، سخن خلیفه عمر ابن خطاب است. امیر المؤمنین و عباس پیش عمر رفتند با همدیگر دارند سر یک مسئله ای گفتگو می کنند بحث خمس خیبر، فدک، صدقات مدینه و این‌ها است بعد آقای عمر می گوید زمانی که پیامبر از دنیا رفت:

«فلما تُوُفِّيَ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم قال أبو بَكْرٍ أنا وَلِيُّ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم»

ابوبکر گفت من جانشین پیامبر هستم.

«فَجِئْتُمَا تَطْلُبُ مِيرَاثَكَ من بن أَخِيكَ وَيَطْلُبُ هذا مِيرَاثَ امْرَأَتِهِ من أَبِيهَا»

شما دو نفر آمدید، عباس تو آمده بودی ارثیه ایت را که از برادر زاده ات به تو می رسد بگیری و او آمده بود ارثیه همسرش را بگیرد، همسر من از پیامبر ارث می برد.

«فقال أبو بَكْرٍ قال رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم»

ابوبکر گفت پیامبر فرمود:

«ما نُورَثُ ما تركنا صَدَقَةٌ»

ارث به جا نمی گذاریم هر چه باشد صدقه است.

«فَرَأَيْتُمَاهُ كَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا»

نظر شما این بود او درغگو، گنهکار و پیمان شکن و خائن است این سخن خلیفه دوم است در ادامه می گوید وقتی ابوبکر از دنیا رفت

«ثُمَّ تُوُفِّيَ أبو بَكْرٍ وأنا وَلِيُّ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم وَوَلِيُّ أبي بَكْرٍ»

من جانشین پیامبر و ابوبکر هستم.

«فَرَأَيْتُمَانِي كَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا»

صحيح مسلم؛ اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ج3، ص 1378، ح 1757 (آدرس دهی بر اساس نرم افزار الجامع الکبیر)

 «فَرَأَيْتُمَانِي كَاذِباً آثِماً غَادِرا خَائِنا» نظرتان این نبود من دروغگو، گنهکار، پیمان شکن و خائن هستم!

ملاحظه کنید صحبت سر خلافت و امامت جامعه است «أنا ولی رسول الله و ولی ابی بکر» ادعای عمر این بود. ایشان (آقای مردانی) می گوید چقدر وزارت این ها را به عهده گرفت. درست تحلیل بکنید وقتی می خواهید با مردم صحبت بکنید خدا نا کرده نباید به مخاطب توهین کرد برای شعور مخاطب باید ارزش قائل بود. مخاطب شما در واقع تاریخ و روایات را می بیند اگر اهل فن باشد پس خودتان قرائت درست را بگویید که رسوایی به بار نیاید.

بعد ایشان گفتند شیعه می گوید به خانه امیر المؤمنین علی (علیه السلام) هجوم بردند می‌گوید این خیلی توهین و حرفی است که ما قبول نداریم.

مجری:

ادعای شان این است این شیعیان دارند به دروغ این را عنوان می کنند. ببینیم به قول شما شیعیان این را گفتند یا خودشان؟

استاد روستایی:

ببینیم این حرف را چه کسی گفته است؟ مصادر متعدد وجود دارد خود ابوبکر این حرف را می زند. ابوبکر می گوید ما هجوم بردیم حتی در روزهای آخر عمرش می گوید ما این کار را کردیم یک جورهایی ابراز پشیمانی می کند تاریخ طبری، جلد 3، چاپ دار المعارف مصر سند از صفحه 429 شروع می شود تا روی شاهد مثال ما صفحه 430 حوادث سال سیزدهم. متن روایت را ببینیم:

«قال أبو بكر رضي الله عنه أجل إني لا آسى على شيء من الدنيا إلا على ثلاث فعلتهن وددت أني تركتهن وثلاث تركتهن وددت أني فعلتهن وثلاث وددت أني سألت عنهن رسول الله فأما الثلاث اللاتي وددت أني تركتهن فوددت أني لم أكشف بيت فاطمة عن شيء وإن كانوا قد غلقوه على الحرب ...»

تاريخ الطبري؛ اسم المؤلف: لأبي جعفر محمد بن جرير الطبري الوفاة: 310، دار النشر: دار الكتب العلمية – بيروت، ج2، ص353 (آدرس دهی بر اساس نرم افزار الجامع الکبیر)

آقای ابابکر می گوید سه تا کار انجام دادم کاش انجام نمی دادم. سه تا کار را دوست داشتم انجام بدهم سه تا سوال دوست داشتم بپرسم موارد متعددی می گوید: «فأمّا الثّلاث اللاتي وددت أنّي تركتهنّ»، آن سه کاری که دوست داشتم ای کاش ترکش کرده بودم، «فوددت أنّي لم أكشف بيت فاطمة عن شي‏ء و إن كانوا قد غلّقوه على الحرب»؛ ای کاش حریم خانه فاطمه را نمی شکستم حتی اگر برای جنگ بسته شده بود.

 خود ابابکر دارد ادعا می کند. تاریخ طبری دارد نقل می کند اصح التواریخ است جناب (آقای مردا خانی) اگر مراجعه بکنید به کتب علمایی که شرح حال نگاری کردند و شرح حال طبری را گفتند درباره کتابش أصح التواریخ گفتند.

غیر از این آقای مقدسی از علمای بزرگ اهل سنت در الاحادیث المختارة، جلد 1، صفحه 89 روایت و جمله ابوبکر را می آورد و در صفحه 90 می گوید:

« وَهَذَا حَدِيثٌ حَسَنٌ عَنْ أَبِي بَكْرٍ إِلا أَنَّهُ لَيْسَ فِيهِ شَيْءٌ مِنْ قَوْلِ النَّبِيِّ»

الأحاديث المختارة؛ اسم المؤلف: أبو عبد الله محمد بن عبد الواحد بن أحمد الحنبلي المقدسي الوفاة: 643، دار النشر: مكتبة النهضة الحديثة - مكة المكرمة - 1410 ، الطبعة: الأولى ، تحقيق: عبد الملك بن عبد الله بن دهيش، ج1، ص90

این معتبر است بعد می گوید بله در آن چیزی از کلام رسول خدا نیست اما این کلام رسول خدا نیست این حرف ابوبکر است «و هذا حدیثٌ حسن عن ابی بکر»

 آقای سیوطی در کتاب مسند فاطمه زهرا، صفحه 34‌ چاپ مؤسسة الکتب الطوافیة همین جمله ابابکر را می آورد بعد در صفحه 35 دارد:

«إنه حَدِيثٌ حَسَنٌ إِلا أَنَّهُ لَيْسَ فِيهِ شَيْءٌ عَنِ النَّبِي»

بله جمله ای از پیامبر در آن نقل نشده سخن ابابکر است ولی «إنَّهُ حدیثٌ حسن» معتبر است. ایشان (آقای مردانی) می گوید همه این ها شیعیان است پس ابوبکر را هم باید به لیست شیعیان اضافه کنیم طبری هم نقلش کرد اضافه کنیم مقدسی، سیوطی و همین طور لیست شیعیان دارد بالا می رود.

اما این که ایشان گفت، گفتند با علی برخورد بد کنید و ... این که ریسمان به گردن علی انداختند حرف شیعیان است و ما این را قبول نداریم. ببینیم برخورد خشونت آمیز با امیر المؤمنین حرف شیعه است یا غیر شیعه این را گفتند؟ چند نمونه می خواهم خدمت شما ارائه بدهم.

مجری:

آقای مردانی برای توجیه بیان خودش یکی، دو تا لفظ هم اضافه کرد برای این که مقداری مقبول واقع بشود این که مثلاً شما انتظار دارید قبول بکنیم علی شیر خدا، فاتح خیبر را توانسته باشند ریسمان به گردنش ببندند یعنی می خواست یک جورهایی با این الفاظ هم بازی بکند تا برایش توجیه بشود.

استاد روستایی:

شیر خدا بودن منافات ندارد می دانید چرا؟ چون امیر المؤمنین (صلوات الله علیه) در عین این که شیر خدا و فاتح خیبر است تسلیم امر الهی است. گفت «عَهِدَ إلی النبی» پیامبر با من پیمان بست گفت همچنین اتفاقاتی می افتد. جلوی پیامبر چه کار کند؟ اگر پیامبر دستور داد علی جان برو با این ها بجنگ بسم الله؛ امیر المؤمنین باور دارد: (لَا تُقَدِّمُوا بَينَ يدَي اللَّهِ وَرَسُولِهِ)

(يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُقَدِّمُوا بَينَ يدَي اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ)

ای کسانی که ايمان آورده‌ ايد! چيزی را بر خدا و رسولش مقدم نشمريد (و پيشی مگيريد)، و تقوای الهی پيشه کنيد که خداوند شنوا و داناست!

سوره حجرات (49): آیه 1

مقدم بر خدا و رسول نشوید اگر برای امیر المؤمنین شرایط محیا بود بله در بعضی از منابع داریم که حضرت می فرمودند:

«لَوْ كُنْتُ فِي أَرْبَعِينَ رَجُلًا لَفَرَّقْتُ جَمَاعَتَكُم‏»

الإحتجاج علی أهل اللجاج؛ نویسنده: طبرسی، احمد بن علی، ناشر: نشر مرتضی، محقق / مصحح: خرسان، محمد باقر،ج1، ص83

چهل تا پا به کار داشتم جماعت شما را متفرق می کردم در بعضی از منابع آمده است، چون چهل تا پا به کار نبود نه این که پیامبر نقصی داشت. خود اهل سنت در سنن نسائی، جلد 6، صفحه 6 می گوید: (لَمَّا تُوُفِّيَ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم ارْتَدَّتْ الْعَرَبُ)

«عن أَنَسِ بن مَالِكٍ قال لَمَّا تُوُفِّيَ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم ارْتَدَّتْ الْعَرَبُ قال عُمَرُ يا أَبَا بَكْرٍ كَيْفَ تُقَاتِلُ الْعَرَبَ فقال أبو بَكْرٍ رضي الله عنه إنما قال رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم أُمِرْتُ أَنْ أُقَاتِلَ الناس حتى يَشْهَدُوا أَنْ لَا إِلَهَ إلا الله...»

المجتبى من السنن؛ اسم المؤلف: أحمد بن شعيب أبو عبد الرحمن النسائي الوفاة: 303، دار النشر: مكتب المطبوعات الإسلامية - حلب - 1406 - 1986، الطبعة: الثانية، تحقيق: عبدالفتاح أبو غدة، ج6، ص6

برگشتند پا به کار نبودند این را اهل سنت دارند می گویند امیر المؤمنین چهل تایش را داشتم جماعت شما را متفرق می کردم اما این ها نبود. بله شیر خدا بود اما شیر خدا، تسلیم امر خدا است این هم دقت بکنیم چطور قبول بکنیم؟ شیعه بعدی را می خواهیم اضافه بکنیم آقای بلاذری در انساب الاشراف جلد 3، صفحه 66 چاپ دار الفکر در حوادث جنگ صفین نامه ای نقل می کند

«من معاوية بن أبي سفيان، إلى علي بن أبي طالب»

در نامه معاویه یک ایرادهای نسبت به امیر المؤمنین گرفته شده است می گوید علی تو چند تا ایراد داری چند مورد را ذکر می کند تا به این جا می رسد:

«وإبطائك عن الخلفاء»

«عن الخلفاء» می‌گوید، «عن الخلیفة» نمی گوید شما نسبت به بیعت با خلفاء کند روی کردی نرفتی بیعت کنی، چرا؟ در ادامه می گوید:

«في كل ذلك»

«کل ذلک» یعنی ابابکر، عمر و عثمان، یعنی دوره خلافت هر کدام از خلفاء

 «تُقادُ»

 تو را می کشیدند!

«كما يقاد الجمل المخشوش»

أنساب الأشراف؛ اسم المؤلف: أحمد بن يحيى بن جابر البلاذري (المتوفى: 279هـ) الوفاة: 279، دار النشر:، ج1، ص318 (آدرس دهی بر اساس نرم افزار الجامع الکبیر)

همان طوری که می کشند شتری که رام نمی شود!

«جمل مخشوش» شتری که رام نمی شود بینی اش را سوراخ می کنند یک حلقه آهنی در آن می اندازند کمربند چرمی به آن وصل می کنند این را می کشند اگر این شتر راه نیاید بینی اش پاره می شود به این خاطر می آید. این کنایه از شدت برخورد است می گوید: «فِي كُلِّ ذَلِكَ تُقَادُ كَمَا يُقَادُ الْجَمَلُ الْمَخشُوش‏»، این نقل آقای بلاذری است.

 همین آقا یک نقل دیگر هم دارد می گوید شخص ابابکر دستور می دهد بروید علی را به سخت ترین شکل ممکن بیاورید. ابن عباس می گوید:

«عن ابن عباس قال: بعث أبو بكر عمرَ بن الخطاب إلى علي رضي الله عنهم حين قعد عن بيعته وقال: ائتني به بأعنف العنف، فلما أتاه، جرى بينهما كلام. فقال علي: اجلبْ حلباً لك شطره. والله ما حرصك على إمارته اليوم إلا ليؤمرك غداً وما ننفس على بكر هذا الأمر ولكنا أنكرنا ترككم مشاورتنا، وقلنا: إن لنا حقاً لا يجهلونه. ثم أتاه فبايعه»

أنساب الأشراف؛ اسم المؤلف: أحمد بن يحيى بن جابر البلاذري (المتوفى: 279هـ) الوفاة: 279، دار النشر:، ج1، ص253

«بعث أبو بكر عمرَ بن الخطاب إلى علي رضي الله عنهم حين قعد عن بيعته»؛ زمانی که قعد عن بیعته، «وقال: ائتني به بأعنف العنف»، به بدترین شکل ممکن برو بیاورش «فلما أتاه، جرى بينهما كلام»، جر و بحث شان شد

«فقال علي: اجلبْ حلباً لك شطره.» در بعضی از نقل ها داریم «إحلب حلبا لک شطره» شیر خلافت را بدوش سهمت محفوظ است. «والله ما حرصك على إمارته اليوم إلا ليؤمرك غداً» حرث تو برای امارت او امروز نیست جز این که تو فردا خلیفه خواهی شد. ببینید این چیزی است که در تاریخ آمده است!

 مسائل دیگری هم در این زمینه وجود دارد بحث سقط حضرت محسن که ایشان مطرح کرد این را هم علمای اهل سنت امثال ابن ابی دارِم و دیگران قبول دارند فقط حرف شیعه نیست. در طول تاریخ بله عقیده و حرف شیعه این بود اما علمای اهل سنت هم بعضاً قبول کردند.

آقای ذهبی در میزان الإعتدال، جلد 1، چاپ دار الکتب العلمیة در شرح حال آقای احمد ابن محمد ... تا ابن ابی دارِم می گوید این رافضی، دروغگو و فلان است جملاتی درباره اش نقل می کند می گوید ایشان:

«كان مستقيم الامر عامة دهره ثم في آخر أيامه كان أكثر ما يقرأ عليه المثالب»

در کل عمرش عقیده و کارش درست بود می گوید آخر عمرش یک مقداری روایت مثالب را می خواند راوی می گوید در مجلس درس او بودم دیدم ایشان می گوید:

«أن عمر رفس فاطمة حتى أسقطت بمحسن»

ميزان الاعتدال في نقد الرجال؛ اسم المؤلف: شمس الدين محمد بن أحمد الذهبي الوفاة: 748، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1995، الطبعة: الأولى، تحقيق: الشيخ علي محمد معوض والشيخ عادل أحمد عبدالموجود، ج 1، ص 283

 (نستجیر بالله) لگدی زده شد و حضرت محسن سقط شد، آقایی که مستقیم الأمر در موردش آمده است. در کتاب لسان المیزان، جلد 1 همین مسئله آمده است. در کتاب سیر اعلام النبلاء، جلد 15 از ابن ابی دارِم چطور یاد می کند.

«الامام الحافظ الفاضل، أبو بكر أحمد بن محمد السري بن يحيي بن السري بن أبي دارم... كان موصوفا بالحفظ والمعرفة إلا أنه يترفض وقال محمد بن حماد الحافظ، كان مستقيم الامر عامة دهره»

سير أعلام النبلاء؛ الذهبي، شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفاي748هـ)، تحقيق: شعيب الأرناؤوط، محمد نعيم العرقسوسي، ناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت، الطبعة: التاسعة، 1413هـ. ج 15، ص 577 ـ 579

الإمام، الحافظ، الفاضل همه این ها مدایح و توصیفاتی است که برای آقای ابن ابی حاتم نقل می شود پیشوا، حافظ حدیث و فاضل است «موصوفاً بالحفظ و المعرفة» توصیفش کردند به این که از نظر حافظه و تسلط بر احادیث و شناخت احادیث این آدم قوی است «إلا أنَّه یترفض» فقط رافضی است. بله به خاطر مذهبش جرحش کردند تنقیص و جرح افراد به خاطر مذهب مورد پذیرش نیست.

بعد می‌گوید: «كان مستقيم الامر عامة دهره» و همین ماجرا را نقل می کند. غیر از آقای ابن ابی دارِم، آقای نظام نیشابوری هم این حرف را دارد کسانی دیگری هم بعضاً از ایشان نقل شده است. اما آخرین مطلب چون می خواهم این بنده خدا بی جواب نماند.

مجری:

حداقلش این است به کامل ترین شکل بتوانیم جواب بدهیم همین کلیپ چون درونش پر از شبهات بود

استاد روستایی:

بله می گوید این ها توهین و فلان است، تازه ما مستندات هجوم نشان ندادیم غیر از بحث هجوم ابابکر، مستنداتی است که حضرت زهرا (سلام الله علیها) تهدید به آتش سوزی شد این را نشان ندادیم.

اما در مورد شهادت حضرت زهرا نکته ای خواهم گفت تا عرایض مان کامل بشود. ایشان گفت این ها می گویند فاطمه زهرا را مورد ضرب و شتم قرار دادم کشتند و ...ببینیم واقعاً این حرف ما است یا نه این حرف را کسی دیگر هم ذکر کرده است؟ خود آقای مردانی چطور می خواهد برای بینندگان اهل سنت ما توضیح بدهد که آن ها قانع بشوند. عمر ابن خطاب قسم می خورد می گوید ما مخالف خودمان را خواهیم کشت هیچ کسی با ما مخالفت نمی کند جز این که او را می کشیم.

این در کتاب های بسیار معتبر مثل مغازی موسی ابن عقبه آمده است چیزی که عمر دارد می گوید حرف منِ شیعه نیست المغازی موسی ابن عقبه کتابی است که درباره جنگ ها و یک سری حوادث تاریخی است نویسنده سال 141 از دنیا رفت خیلی قبل است الان ما هزار و چهارصد و اندی هستیم. بیش از هزار و صد سال پیش این داستان هست. در مغازی موسی ابن عقبه آمده است موسی ابن عقبه کسی است که مالک ابن أنس رئیس فرقه مالکی می گوید:

 «علیکم بمغازي موسی ابن عقبة فإنَّهُ ثقة»

 بر شما باد به این کتاب؛ ببینیم این آقا در این کتاب چه گفت؟ در صفحه 334 ماجرا چه است؟

«حدیث سقیفةُ بنی ساعدة * وبیعة أبي بکر ... فقال عمر: لا والله لا يخالفنا أحد الا قتلناه»

المغازي؛ نویسنده: موسی بن عقبة، ناشر: جامعة ابن زهر، کلیة الآداب والعلوم الإنسانیة (عربستان)، 1994 م، ص334

«حدیث سقیفةُ بنی ساعدة * وبیعة أبي بکر» ماجرا همین است می گوید: «فقال عمر: لا والله لا يخالفنا أحد الا قتلناه»؛ به خدا قسم هر که با ما مخالفت کند او را می کشیم! ما اول عرایض مان نشان دادیم:

«فإن العباس وأولاده وعلياً وزوجته وأولاده لم يحضروا حلقة البيعة»

سر العالمين وكشف ما في الدارين؛ اسم المؤلف: أبو حامد محمد بن محمد الغزالي الوفاة: 505هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت / لبنان - 1424هـ 2003م، الطبعة: الأولى، تحقيق: محمد حسن محمد حسن إسماعيل وأحمد فريد المزيدي، ج1، ص18

‌ عباس و فرزندانش، امیر المؤمنین و همسر و فرزندان شان در حلقه بیعت حاضر نشدند حضرت زهرا مخالفت کرد یا نکرد؟ مگر در مصنف ابن ابی شیبه، جلد 20، چاپ دار القبلة در روایت 38200 نداریم که عمر حضرت زهرا را تهدید خانه شما را می سوزانم. حضرت زهرا (سلام الله علیها) فهم شان از این کلام، سوزندان خانه بود همه این ها مگر نبود؟ این ها یعنی مخالفت، ایشان قسم جلاله می خورد هر کسی با ما مخالفت کند او را می کشیم.

اگر ایشان یک جایی زیر قسمش زد بسم الله ارائه بدهید بیاورید بگویید این جا ایشان به این قسم عمل نکرد کفاره هم داد این هم سندش و معتبر هم باشد. ماییم و این روایت، ماییم و این کلام نمی خواهیم چیزی بار بکنیم نمی خواهیم خدای نا کرده به کسی و مقدسات برادران اهل تسنن توهین کنیم این طوری نیست.

من رشته و کارم تاریخ است منم و تاریخ، تاریخ این را می گوید آقای مردانی آیا موسی ابن عقبه شیعه بود، شما این حرف را داری این طور نیست؟ آیا عمر ابن خطاب گفت «لا والله لا يخالفنا أحد الا قتلناه» آن هم شیعه بود. این که معاویه می گوید «وإبطائك عن الخلفاء، في كل ذلك تقاد كما يقاد الجمل المخشوش» معاویه هم شیعه است؟ احمد حنبل هم شیعه است؟ این چه حرفی است؟ این ها چیزهای است که در تاریخ آمد برای مردم روایت کن و درست بگو.

 آخرین نکته درباره سخن ایشان، ایشان گفت شیعه می گوید فقط فهم ما را بپذیرید اگر خلاف فهم ما را پذیرفتید غلط و برداشت غلطی از اسلام است. من یکی از فهم های شیعه را در باب امامت و رهبری جامعه و خلافت بلا فصل از زبان نبی اکرم و به روایت و قضاوت یک فرد وهابی روایت می کنم. کتاب صحیح جامع الصغیر و زیادتهُ آقای محمد ناصر الدین البانی، جلد 1، صفحه 482 چاپ مکتبة الإسلام روایتی می آورد با همدیگر بررسی کنیم می گوید پیامبر فرمود:

«إني تارك فيكم خليفتين: كتاب الله حبل ممدود ما بين السماء والأرض وعترتي أهل بيتي وإنهما لن يتفرقا حتى يردا علي الحوض»

الكتاب: صحيح الجامع الصغير وزياداته؛ المؤلف: أبو عبد الرحمن محمد ناصر الدين، بن الحاج نوح بن نجاتي بن آدم، الأشقودري الألباني (المتوفى: 1420هـ)، الناشر: المكتب الإسلامي، ج1، ص482

«إنّی تارکم فیکم خلیفتین»، بین شما دو خلیفه به جا می گذارم یک: «كتاب الله حبل ممدود ما بين السماء والأرض»، کتاب خدا که ریسمان کشیده شده بین آسمان و زمین است «وَ عِتْرَتِي أَهْلُ بَيْتِي‏» دومین خلیفه من، اهل بیت من هستند «وَ إِنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْض‏»؛ و این ها از هم جدا نمی شوند تا کنار حوض کوثر بر هم وارد بشوند آقای وهابی این را روایت کرده و آقای وهابی قضاوت می کند می گوید «صحیحٌ» سند معتبر است.

 سوال من این است پیامبر فرمودند دو خلیفه به جا می گذارم (کتاب خدا و عترت) منِ شیعه اگر می گویم خلیفه رسول خدا، امیر المؤمنین است چون بر اساس غیر از روایات خودمان و غیر از مطالبی که علمای ما روایت و ذکر کردند حتی در منابع برادران عزیز اهل سنت مان هم آمد که امیر المؤمنین (سلام الله علیه) مصداق اهل بیت پیامبر است. آن هم نه در روایات و منابع دسته چندم در روایتی در صحیح مسلم آن هم یک صحابی در یک موقع بحرانی آن هم صحابی که رابطه اش با امیر المؤمنین، رابطه خوشی نیست این را می گوید.

«... عن عَامِرِ بن سَعْدِ بن أبي وَقَّاصٍ عن أبيه قال أَمَرَ مُعَاوِيَةُ بن أبي سُفْيَانَ سَعْدًا فقال ما مَنَعَكَ ان تَسُبَّ أَبَا التُّرَابِ فقال أَمَّا ما ذَكَرْتُ ثَلَاثًا قَالَهُنَّ له رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم فَلَنْ اسبه لان تَكُونَ لي وَاحِدَةٌ مِنْهُنَّ أَحَبُّ الي من حُمْرِ النَّعَمِ سمعت رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم يقول له خَلَّفَهُ في بَعْضِ مَغَازِيهِ فقال له عَلِيٌّ يا رَسُولَ اللَّهِ خَلَّفْتَنِي مع النِّسَاءِ وَالصِّبْيَانِ فقال له رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم أَمَا تَرْضَى ان تَكُونَ مِنِّي بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ من مُوسَى الا انه لَا نُبُوَّةَ بَعْدِي وَسَمِعْتُهُ يقول يوم خَيْبَرَ لَأُعْطِيَنَّ الرَّايَةَ رَجُلًا يُحِبُّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيُحِبُّهُ الله وَرَسُولُهُ قال فَتَطَاوَلْنَا لها فقال ادْعُوا لي عَلِيًّا فَأُتِيَ بِهِ ارمد فَبَصَقَ في عَيْنِهِ وَدَفَعَ الرَّايَةَ إليه فَفَتَحَ الله عليه وَلَمَّا نَزَلَتْ هذه الْآيَةُ (فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ) دَعَا رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم عَلِيًّا وَفَاطِمَةَ وَحَسَنًا وَحُسَيْنًا فقال اللهم هَؤُلَاءِ أَهْلِي»

صحيح مسلم؛ اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري الوفاة: 261، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ج4، ص1871، ح2404

 

 آقای معاویة ابن ابی سفیان، سعد ابی وقاص را احضار می کند سعد از مخالفین امیر المؤمنین بود با حضرت بیعت نکرد در جنگ های حضرت شرک نکرد. سعد ابن ابی وقاص عثمانی مذهب بود معاویه می گوید «ما مَنَعَكَ ان تَسُبَّ أَبَا التُّرَابِ» چرا به علی فحش نمی دهی؟ مخالف بود به امیر المؤمنین فحش نمی داد. سعد ابن ابی وقاص می گوید علی چند فضیلت دارد اگر هر کدام از این ها را داشتم از شتران سرخ مو برایم بهتر بود می گوید چه فضیلت های دارد؟ می گوید: «وَلَمَّا نَزَلَتْ هذه الْآيَةُ (فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ)»

آیه مباهله زمانی که این آیه نازل شد «دَعَا رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم عَلِيًّا وَفَاطِمَةَ وَحَسَنًا وَحُسَيْنًا فقال اللهم هَؤُلَاءِ أَهْلِي» حضرت علی، فاطمه، حسن و حسین (علیهم السلام) صدا زدند و فرمودند خدایا اهل بیت من این ها هستند! پیامبر این جا می فرماید خلیفه من قرآن «وَ عِتْرَتِي أَهْلُ بَيْتِي‏» اهل بیت من هستند. اگر من می گویم امیر المؤمنین خلیفه است این کلام پیامبر آن هم کلام پیامبر کنار هم می گذارم نتیجه می گیرم.

جناب آقای مردانی شما می فرمایید نخستین خلیفه ابابکر است می خواهید فهم شیعه را تخطئه بکنید بسم الله الرحمن الرحیم بگویید ابابکر مصداق قرآن یا مصداق اهل بیت است؟ هیچ کدام نیست، نمی خواهیم بگوییم آدم بدی است نه، اصلا من نه کلمه غاصب را به کار می برم نه آدم بد را به کار می برم قضاوت با بینندگان عزیزمان.

جوانان اهل سنت ما عزیزانی هستند که پای این برنامه ها می نشینند کلیپ های ما را می بینند خواهش دارم اگر یک جوان عزیز اهل سنتی برایش ابهام بود زنگ بزند بپرسد در این شبکه و این برنامه زنده در خدمت هستیم نه برنامه من،‌ برنامه هر کدام از اساتید باشد فرقی نمی کند پاسخ می دهیم بر اساس منابع هم پاسخ می دهیم.

خواهش دارم عزیز اهل سنت مان هم به شبکه کلمه و امثالهم هم زنگ بزند از آقای مردانی و دیگران هم بپرسد شما که این حرف را زدید بر چه اساسی این حرف را می زنید؟ فقط همین که بگویید ما قبول نداریم درست شد؟ نه، من می گویم باورِ من شیعه راجع به پیشوای جامعه این است که اهل بیت هستند دیگران نیستند.

مجری:

شما می گویید این عقیده را شیعیان ادعا می کنند مثلاً فقط این درست است و ما هم داریم طبق روایت از خود پیامبر اکرم نقل می کنیم. حرف پیامبر را قبول داشتن مگر جز این است که مخالفش یعنی مخالف پیامبر است.

استاد روستایی:

ببینید من دیگر منصفانه تر از این بحث بکنم از وهابی بیاورم راجع به اعتبارش قضاوت کرده باشد بهتر از این؟ با سند معتبر حرف می زنیم بسم الله الرحمن الرحیم انتظار داریم پاسخ بشنویم.

مجری:

خیلی عالی، جامع و کامل بود البته همان طور که عرض کردم مستدل بیان شد. در آخر برنامه دعا بفرمایید

استاد روستایی:

بهترین دعایی که همیشه مایه شادی قلب شیعیان و بالاتر از این مایه شادی صاحب این ایام یعنی حضرت زهرا (سلام الله علیها) دعایی نیست جزء «اَللّهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّکَ الْفَرَجَ وَ الْعافِیَةَ وَ النَّصْرَ وَ اجْعَلْنا مِنْ خَیْرِ اَعْوانِهِ وَ اَنْصارِهِ خَاصَّةَ شِيعَتِه وَمُدفِعَ حَریمِهْ بِمنّکَ وجُودِکَ وَ کَرَمِکَ یَا ارْحَمَ الراحِمینْ‏»

مجری:

زنده باشید، حاج آقا دعا کردند دعای ما همیشه همین بود در انتهای برنامه فقط همین دعا را داریم چون که اعتقاد داریم مطمئن هستیم بر این که ان شاء الله با ظهور حضرت تمام جهان را صلح فرا می گیرد و به هر آن چه که نیاز داریم به آن برسیم همه آن دغدغه ها و گرفتاری های که داریم با ظهور حضرت برطرف خواهد شد. جا دارد با توجه به مطالبی که عرض شد ابتداً این را بگوییم: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّكِينَ بِوَلَايَةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْأَئِمَّةِ صلوات الله علیهم اجمعین» و در این ایام فاطمیه و در این شب های که با حزن حضرت حجت همراه هستیم جا دارد که خدا را قسم بدهیم به حق حضرت زهرا ان شاء الله فرج پسرشان را نزدیک بکنند عرض بکنیم «یا فاطرُ بحق فاطمة عجل لولیک الفرج» به امید دیدار یا علی مدد!


  
  • رضایی

    17 آذر 1401 - ساعت 21:33

    عاااالی بود.با خاک یکسان شد ملا وهابی.دست استاد روستایی رو میبوسم

    0 0

ظلم هایی که بر حضرت زهرا سلام الله علیها شد>

پاسخ به شبهات وهابیت شهادت حضرت زهرا س فاطمیه ظلم به حضرت شیعه غدیر خم انکار واقعیت ها ولایت اهل سنت بیعت خلافت سوزاندن خانه عمر ابوبکر