نگاهی به زندگی و ایمان حضرت ابوطالب علیهالسلام
ویژه برنامه حامی رسالت با کارشناسی آیت الله حسینی قزوینی
دیگر قسمت ها
برنامه حامی رسالت 27 11 1401 (قسمت دوم)
عنوان برنامه: ویژه برناه حامی رسالت – به مناسبت وفات حضرت ابو طالب (علیه السلام)
کلید واژهها: حضرت ابو طالب (علیه السلام)؛ زندگی نامه؛ اسم و کنیه؛ عبد مناف؛ حامی رسالت؛ ایمان ابو طالب (علیه السلام)؛ اسلام؛ شعب ابو طالب؛ محاصره اقتصادی!
استاد: حضرت آیت الله حسینی قزوینی
مجری: آقای علی اسماعیلی
مجری:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
سلام سید والا مقام ابو طالب * سلام حامی پیک و پیام ابو طالب
نبود اگر کرم کامل تو گم می شد * یتیم آمنه در ازدحام ابو طالب
حسین خون تو دارد به رگ که می جوشد * علی گرفته به نامِ تو نام ابو طالب
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَة وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها وَ سِرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم
سلام، درود ارادت و تحیت به محضر یکایک شما مردم عزیز، خواهران و برادران ایمانی خودم بینندگان عزیز و گرانقدر شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف)!
شام شهادت غریبانه و مظلومانه هفتمین ستاره درخشان آسمان امامت و ولایت باب الحوائج الی الله آقا موسی ابن جعفر (سلام الله علیهما) است و شب رحلت بزرگ شخصیت عالم بشریت، کفیل پیامبر، مؤمن قریش، حامی رسالت حضرت ابو طالب (سلام الله علیه) پدر نازنین و بزرگوار حضرت امیر مؤمنان علی ابن ابی طالب (صلوات الله علیهما)
در این شب سراسر حزن و اندوه به ساحت آقا جان مان، مولامان، پدر عالم هستی امیر المؤمنین (روحی له الفداء) عرض تسلیت و تعزیت داریم به محضر همه عاشقان، شیفتگان و ارادتمندان به آن حضرت و بویژه به محضر مولا و آقا جان مان حضرت ولی عصر (ارواحنا و ارواح العالمین له الفداء) هم شهادت جد بزرگوارشان و همچنین جد بزرگوارشان حضرت ابو طالب (سلام الله علیهم اجمعین)
توفیق داریم با برنامه زنده حامی رسالت در خدمت شما و محضر حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی هستیم حضرت استاد خدمت شما سلام عرض می کنم عرض تسلیت و تعزیت این ایام.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
سلام علیکم و رحمة الله و برکاته
السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ فِي أَرْضِه، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مِيثَاقَ اللَّهِ الَّذِي أَخَذَهُ وَ وَكَّدَهُ- ِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ وَ دَلِيلَ إِرَادَتِه، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا وَعْدَ اللَّهِ الَّذِي ضَمِنَه، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا صَاحِبَ الْمَرْأَى وَ الْمَسْمَع فَمَا شَيْءٌ مِنَّا إِلَّا وَ أَنْتُمْ لَهُ السَّبَبُ وَ إِلَيْهِ السَّبِيل. السَّلَامُ عَلَيْكَ یَا مَنْ بِيُمْنِهِ رُزِقَ الْوَرَى وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الْأَرْضُ وَ السَّمَاءُ
خدمت بینندگان عزیز و گرامی خالصانه ترین سلامم را عرض می کنم موفقیت بیش از پیش برای همه بزرگواران از خدای منان خواهانم!
شهادت آقا موسی ابن جعفر (سلام الله علیه) باب الحوائج را و همچنین وفات پدر بزرگوار امیر المؤمنین، حضرت ابو طالب (سلام الله علیه) را خدمت همه بینندگان عزیز تسلیت و تعزیت عرض می کنم.
خدا را قسم می دهیم به آبروی آقا موسی ابن جعفر و آقا ابو طالب پدر بزرگوار امیر المؤمنین پاداش ما را فرج موفور السرور مولای مان بقیة الله الاعظم ان شاء الله قرار بدهد.
مجری:
خیلی متشکرم، خداوند را شاکرم، وقتی دوستان شبکه برای این برنامه زنگ زدند هرچند برنامه های مختلفی هم قبل و بعد از این برنامه داشتم تلاش کردم وقتم را تنظیم کنم تا به این برنامه برسم از خدا صمیمانه و اعماق وجودم خواستم بتوانم یک خدمت بسیار بسیار کم و ناچیزی به پدر بزرگوار مولای مان امیر المؤمنین (صلوات الله علیه) داشته باشم.
امیر المؤمنین اول مظلوم عالم هست هر کسی که مرتبط به این وجود نازنین باشد مظلوم است. اگر پدر، مادر، همسر و فرزند باشد مظلوم است چرا که همه مرتبط به وجود نازنین امیر المؤمنین هستند و در طول تاریخ سعی کردند به این شخصیت بزرگوار ظلم کنند.
امشب هم شب رحلت پدر بزرگوارشان هست ان شاء الله به حول و قوه الهی در محضر حضرت استاد سعی می کنیم بخشی از این غبار غربت و مظلومیت را از چهره نازنین و مبارک حضرت ابو طالب بر داریم.
استاد، قدری در خصوص مشخصات حضرت ابو طالب، نام مبارک شان، سال ولادت و وفات شان توضیح بفرمایید.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه وَ الّلعنُ الدّائمُ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه، وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ، حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ، نِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ
قبل از این که به سوال حضرتعالی پاسخ بدهم یادی از صدیقه طاهره (سلام الله علیها) کرده باشیم خودمان را بینندگان عزیز، دین، دنیا و آخرت مان را بیمه فاطمه زهرا کنیم
باغ از یک سو در آتش خرمن گل یک طرف * غنچه نشکفته یک سو دامن گل یک طرف
می زند این تازیانه می زند آن با غلاف * قنفذ از یک سو مغیره دشمن گل یک طرف
یک طرف بر روی نازک تر ز گل سیلی زدن * دیدن بر روی خاک افتادن گل یک طرف
حق بردن و سیلی زدن و سینه شکستن * مزد زحمات شب و روز پدرم بود!
خدای عالم فرمود:
(قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى)
بگو: من هيچ پاداشی از شما بر رسالتم درخواست نمی کنم جز دوست داشتن نزديکانم [= اهل بيتم]؛
سوره شوری (42): آیه 23
آیا این بود نتیجه مودت در قربیٰ که تنها یادگار رسول گرامی را این چنین مظلومانه به شهادت رساندند؟
(وَسَيعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَي مُنْقَلَبٍ ينْقَلِبُونَ)
در رابطه با حضرت ابو طالب (سلام الله علیه) باید به پیشگاه آقا امیر المؤمنین عذر تقصیر ببریم نسبت به ابو طالب خیلی کوتاهی کردیم. مخالفین هم تا توانستند نسبت به ابو طالب مطالبی دروغ، ناروا، افتراء، کفر، عذاب، آتش و ... نسبت دادند چه انگیزه ای بود نمی دانیم!
ولی تمام تلاش ها بر این است پدر امیر المؤمنین باید به عنوان کافر معرفی بشود. پدر رسول اکرم حضرت عبد الله، مادر بزرگوارشان آمنه (سلام الله علیها) گمانم تعبیر از «علامه امینی» هست چون دیگر خلفا، پدران شان سابقه اسلامی نداشتند می خواهند با این کار شباهتی بین پدر و مادر رسول اکرم و امیر المؤمنین با آن ها ایجاد کنند. آن ها را نمی توانند بالا بیاورند مجبور هستند این ها را پایین ببرند.
«ابن حجر عسقلانی» در کتاب «الإصابة» از بزرگ ترین کتاب شرح حال صحابه است در جلد 7، صفحه 196 در رابطه با این که اسم ابو طالب چه است؟ ابو طالب به ظاهر کنیه است اقوال مختلفی را نقل می کند می گوید بعضی ها گفتند اسمش «عبد مناف» است بعضیها گفتند «عمران» است بعضی ها گفتند اسمش از اول ابو طالب بوده است.
چون در عرب هست مثلاً «ابو هریره» از اول بچگی او را «ابو هریره» نامیدند حتی از اهل سنت هم اسمش را سوال کنید می گویند نمی دانیم. «حاکم نیشابوری» در «مستدرک»، جلد 3، صفحه 116 می گوید:
«وقد تواترت الأخبار بأن أبا طالب كنيته اسمه والله أعلم»
المستدرك على الصحيحين؛ اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري الوفاة: 405 هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م، الطبعة: الأولى، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، ج3، ص116، ح4572
روایات متواتر داریم که ابو طالب کنیه اش بود نامش هم ابو طالب بود یعنی طوری نبود اسمی داشته باشد. معمولاً عرب کلمه «أب، أم» دارد مثلاً آقا امام صادق (سلام الله علیه) ابو عبد الله است نامش صادق است. امام محمد باقر، باقر است نامش ابو جعفر است. ولی ایشان از اول به همین شکل بوده است.
در کتب شیعه مرحوم «علامه مجلسی (رضوان الله تعالی علیه)» در «بحار»، جلد 35، صفحه 138 ایشان هم همین تعبیر را دارد می گوید صحیح این است که «عبد مناف» بوده و در بعضی از اشعاری که منتسب به این ها است با کلمه «عبد مناف» تعبیر شده است.
همچنین مرحوم «نمازی» در کتاب «مستدرک سفینة البحار»، جلد 6، صفحه 554 – 555 مفصل می آورد همان تعبیری که «ابن حجر» داشت نامش «عبد مناف» یا «عمران» و ... است در آخر آقایان به نتیجه خاصی نمی رسند.
در رابطه با ولادت ابو طالب (سلام الله علیه) تقریباً می شود گفت اتفاقی بین شیعه و سنی است سی و پنج سال قبل از ولادت رسول اکرم (عام الفیل) به دنیا آمد. «الإصابة»، جلد 7، صفحه 179 و مرحوم «سید محسن امین» صاحب «اعیان الشیعة»، جلد 8، صفحه 114 خیلی مفصل همه اقوال از اهل سنت و شیعه را آورده است.
ایشان می گوید نتیجه تحقیق مان این هست که ابو طالب سی و پنج سال از رسول اکرم بزرگ تر بود. ولی در رابطه با وفات ابو طالب اختلاف شدید هست «ابن حجر» در «الإصابة»، جلد 7، صفحه 203 می گوید در نیمه شوال از دنیا رفت هشتاد و خرده ای سال داشت.
مرحوم «شیخ طوسی (رضوان الله تعالی علیه)» در کتاب «مصباح المتهجد» کتاب دعا و شرح حال بزرگان است صفحه 812 ایشان 26 رجب المرجب را معین می کند.
مرحوم «علامه مجلسی» در «بحار»، جلد 19، صفحه 24- 25، مرحوم «کفعمی» در «مصباح»، صفحه 566 همین تعبیر را دارند که 26 ماه رجب بوده است. آن چه که بزرگان شیعه نقل کردند:
«اهل البيت ادرى بما في البيت»
در حقیقت ابو طالب از دنیا رفت چند ماهی بیشتر نگذشت حضرت خدیجه هم از دنیا رفت، رسول اکرم در بعضی از جاها دارد یک سال یا دو سال را عام الحزن یعنی عزای عمومی اعلام کرد.
برای رسول اکرم خیلی درد آور بود در یک سال دو نفر عزیز و یاور و بهترین فداکار خودش را که حضرت خدیجه (سلام الله علیها) و حضرت ابو طالب را از دست داد. بعد از آن برای رسول اکرم در «مکه» خیلی سخت گذشت. سه سالی که در «مکه» بود در منابع اهل سنت خیلی زیاد صلاح نمی بینند در این زمینه چیزی مطرح کنند ولی جا دارد نسبت به آن سه سال، نسبت به زندگی پر مشقت، پر زحمت و درد آور که قرآن می گوید
(وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّكَ يضِيقُ صَدْرُكَ بِمَا يقُولُونَ)
ما می دانيم سينه ات از آنچه آنها می گويند تنگ می شود (و تو را سخت ناراحت می کنند)
سوره حجر (15): آیه 97
می دانیم یقیناً سینه تو دارد به تنگ می آید از حرف های که می زنند. تنها یاور رسول اکرم دختر چهار، پنج ساله اش حضرت زهرا صدیقه کبری (سلام الله علیها) هست. حتی وقتی شکمبه شتر را به سر مقدسش ریختند همه این ها ظاهراً بعد از وفات ابو طالب است.
مجری:
یعنی قبل از آن کسی جرأت نمی کرد؟
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
بله، یعنی ابو طالب مثل شیر در برابرشان ایستاده بود، صدیقه طاهره با دستان کوچکش سر و صورت پدر را پاک می کند اشک می ریزد در کنار «بیت الله الحرام» دست های نازنینش را بلند می کند نفرین شان می کند.
تمام کسانی که صدیقه طاهره نفرین کرد در «جنگ بدر» بلا استثناء به درک واصل شدند در آن هیچ شبهه و شکی نیست.
در مورد دیگر رسول اکرم به مسجد می رفت به زهرای مرضیه خبر دادند تعدادی از «قریش» خودشان را آماده کردند رسول اکرم را کنار «بیت الله الحرام» مورد اذیت قرار بدهند حضرت فرمود دخترم ناراحت نباش آن جا می روم این ها جرأت نمی کنند. دارد مشت خاکی به طرف آن ها پرت کرد.
«اللهم ادرأ بک علی نحورهم واعوذ بک من شرورهم»
ائمه (علیهم السلام) در سخت ترین حال این دعا را می خواندند این ها متوجه رسول اکرم نشدند. آن سه سال برای حضرت سخت گذشت نتیجه اش هجرت رسول اکرم از «مکه» به طرف «مدینه» شد.
مجری:
خیلی ممنون و متشکر، با توجه به این که حضرت ابو طالب، پدر بزرگوار امیر المؤمنین (صلوات الله علیه) است تمام این دشمنی های که می بینید به خاطر این که، این هم از نگاه آن ها جرم است بابای علی بودن از نگاه آن ها جرم است همسر علی بودن، فرزند علی بودن از نگاه دشمنان اهل بیت بویژه آن های که بغض، کینه و دشمنی با امیر المؤمنین داشتند جرم است.
حضرت استاد شبهاتی را «وهابی»ها از گذشته بود الان هم می بینیم گه گاهی در شبکه های منحوس شان مطرح می کنند نسبت به ایمان جناب ابو طالب و شبهاتی ایجاد می کنند بدون ایمان از دنیا رفت بفرمایید هدف آن ها از این دست شبهات چیست؟
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
یکی از اهداف شان زیر سوال بردن حضرت امیر (سلام الله علیه) که ایشان فرزند یک کافر و بت پرست بوده است، حال آن که رسول اکرم و امیر المؤمنین و آباءشان تا حضرت آدم همه مؤمن بودند.
«ابن تیمیه حرانی» در «منهاج السنة»، جلد 4، صفحه 351، جلد 7، صفحه 407 مطالبی را مطرح می کند می گوید:
«وأيضا فهم يقدحون في العباس عم رسول الله صلى الله عليه وسلم الذي تواتر إيمانه ويمدحون أبا طالب الذي مات كافرا باتفاق أهل العلم كما دلت عليه الأحاديث الصحيحة»
منهاج السنة النبوية؛ اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس الوفاة: 728، دار النشر: مؤسسة قرطبة - 1406، الطبعة: الأولى، تحقيق: د. محمد رشاد سالم، ج4، ص351
«وأيضا فهم يقدحون في العباس عم رسول الله صلى الله عليه وسلم» شیعه ها نسبت به «عباس» مذمت دارند و ... «الذي تواتر إيمانه» جالب است نسبت به «عباس» می گوید «تواتر إیمانُه»
«ويمدحون أبا طالب الذي مات كافرا باتفاق أهل العلم»؛ ولی ابو طالب را مدح می کنند کافر از دنیا رفته است. معمولاً روش «ابن تیمیه» این است برای این که دروغش را خوب در قالب بیاندازد «إتفاق الکل، إتفاق العلماء، إتفاق اهل العلم» همچنین تعبیری می آورد تا یک سری علقه مضغه ای که دنباله رویش هستند باورشان بشود.
بعد هم می گوید: «كما دلت عليه الأحاديث الصحيحة»؛ این که احادیث صحیح شان چه است، بعید می دانم این جلسه بتوانیم به آن برسیم این مطالب را مفصل مطرح می کند.
در جایی می گوید اگر ابو طالب، پیغمبر را کمک می کرد (این جا نتوانست انکار کند) کمک ها و حمایت ابو طالب نسبت به رسول اکرم را می گوید:
«أبو طالب الذي أعان النبي صلى الله عليه و سلم لأجل نسبه وقرابته لا لأجل الله تعالى و لا تقربا إليه»
منهاج السنة النبوية؛ اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس الوفاة: 728، دار النشر: مؤسسة قرطبة - 1406، الطبعة: الأولى، تحقيق: د. محمد رشاد سالم، ج7، ص384
چون برادر زاده اش بود به این خاطر به پیغمبر کمک می کرد نه به خاطر ایمانش «لا لأجل الله تعالى و لا تقربا إليه»؛ ایشان در قلب ابو طالب هم بوده یا آن زمان بود این ها را دیده است.
«محمد ابن عبد الوهاب» از قافله عقب نماند ایشان هم کتابی دارد «مجموعه مؤلفات» در مناظره ای که با مفتی اعظم در «طائف» سال 82 داشتیم دو کارتن کتاب به ما دادند یکی از آن ها «مجموعه مؤلفات محمد ابن عبد الوهاب» بود. رویش نوشت خرید و فروش شرعاً حرام است فقط اهدائی «دار الإفتاء عربستان سعودی» است.
در این کتاب جلد 1 در هفت، هشت مورد من جمله صفحه 154، 157 و ... مطرح می کند بر این که ابو طالب هرگز به پیغمبر ایمان نیاورد پیغمبر علاقه ای که به ابو طالب داشت گفت:
«لأستغفرَّنَ لَک»
درباره تو طلب استغفار می کنم!
البته چیزی هم اضافه می کند
«مَا لمْ أُنْهَ عَنْک»
تا زمانی که نهی نشوم.
تا خدا گفت:
(مَا كَانَ لِلنَّبِي وَالَّذِينَ آمَنُوا أَنْ يسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِكِينَ وَلَوْ كَانُوا أُولِي قُرْبَى مِنْ بَعْدِ مَا تَبَينَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحَابُ الْجَحِيمِ)
برای پيامبر و مؤمنان، شايسته نبود که برای مشرکان (از خداوند) طلب آمرزش کنند، هر چند از نزديکان شان باشند؛ (آن هم) پس از آنکه بر آنها روشن شد که اين گروه، اهل دوزخند!
سوره توبه (9): آیه 113
این هم در حق ابو طالب نازل شد باز در جلد 1، صفحه 54 شأن نزول آیه شریفه:
(إِنَّكَ لَا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ يهْدِي مَنْ يشَاءُ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ)
تو نمی توانی کسی را که دوست داری هدايت کنی؛ ولی خداوند هر کس را بخواهد هدايت می کند؛ و او به هدايت يافتگان آگاهتر است!
سوره قصص (28): آیه 56
ایشان در آن جا هم می گوید این آیه در حق ابو طالب نازل شده است پیغمبر خیلی دوست داشت ابو طالب ایمان بیاورد ولی خدا فرمود (إِنَّكَ لَا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ) آن کسی که تو دوست داری نمی توانی آن ها را هدایت کنی (وَلَكِنَّ اللَّهَ يهْدِي مَنْ يشَاءُ).
ایشان در یک جا دارد اگر اشتباه نکنم در «مجموعه مؤلفات»، جلد 4 ایشان در آن جا مفصل مطرح می کند:
«توفي ابو طالب کافراً»
ابو طالب، کافر از دنیا رفت
«لمْ یؤمن خشیة العار»
به خاطر این که برایش ننگ بود بخواهد از بت ها دست بکشد به خدای رسول اکرم ایمان بیاورد.
به تعبیر مرحوم «شیخ صدوق» قیامت دیدنی است این های که نسبت به امیر المؤمنین، پدر بزرگوارشان و پدر بزرگوار رسول اکرم و ... این همه افتراء بستند خدای عالم در دنیا آزاد گذاشته است.
(إِنَّا هَدَينَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَإِمَّا كَفُورًا)
ما راه را به او نشان داديم، خواه شاکر باشد (و پذيرا گردد) يا ناسپاس!
سوره انسان (76): آیه 3
(فَمَنْ شَاءَ فَلْيؤْمِنْ وَمَنْ شَاءَ فَلْيكْفُرْ)
هر کس می خواهد ايمان بياورد (و اين حقيقت را پذيرا شود)، و هر کس می خواهد کافر گردد!
سوره کهف (18): آیه 29
شعری به زبان آذری است از این شعر خیلی خوشم می آید حضرت زینب خطاب به «یزید» گفت
(شعر به زبان آذری)
«یزید» بترس روزی که محکمه عدل الهی تشکیل شود در کنار تو «حرمله» در کنار من «علی اصغر» زیر آسمان و روی زمین به کجا می خواهی فرار کنی؟ امثال «ابن تیمیه، محمد ابن عبد الوهاب» آن جا می خواهند به کجا فرار کنند نمی دانیم!
مجری:
شما بارها فرمودید قیامت دیدنی هست.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
واقعاً دیدنی است خودم این را ندیدم از بزرگان شنیدم مرحوم «شیخ صدوق» می گوید من را در «قم» و «نجف» دفن نکنید گفتند چرا؟ گفت چون کسانی که در «قم» و «نجف» دفن می شوند قیامت را نمی بینند از قبر مستقیم به بهشت می روند.
گفتند خیلی خوب است گفت نه می خواهم تمام سختی های قیامت را متحمل بشوم ولی می خواهم در محکمه عدل علی حاضر شوم ببینم این های که در حق امیر المؤمنین ظلم کردند چه جوابی دارند؟
مجری:
و خدا با این ها چه می کند؟
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
بله، واقعاً این ها چه دلیلی برای خودشان می خواهند بیاورند؟ آن جا دنیا نیست پول ها و دلارهای «آمریکا، اسرائیل، سعودی» و ... این ها را نجات بدهد. هیچ مشکلی نداریم ببینیم آن جا هم پول های «آمریکا» و ... به دردشان می خورد یا نمی خورد. به قول قرآن می گوید اگر تمام دنیا مال این ها باشد بخواهند در راه خدا انفاق کنند ذره ای از عذاب شان کم نمی شود.
مجری:
متشکرم با توجه به شبهه ای که مطرح می کنند شاید بیننده های عزیز منتظر این بخش باشند فرمایشات حضرت استاد را بشنوند و ببینند. ببینیم نظر علمای شیعه نسبت به ایمان آقا و مولای ما حضرت ابو طالب چیست؟
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
در میان شیعه از صدر اسلام به تبع ائمه (علیهم السلام) اتفاق نظر و اجماع داریم حتی یک نفر هم تشکیک ندارد بر این که آٔقا ابو طالب مؤمن بود قبل از بعثت رسول اکرم هم از بعضی از مصادر عرض خواهم کرد ایشان از اوصیاء حضرت ابراهیم بود و در «مکه» تبلیغ می کرد. یکی از ادیانی که در «مکه» بود دین حضرت ابراهیم است. قرآن به رسول اکرم می گوید
(وَاتَّبَعَ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا)
و پيرو آيين خالص و پاک ابراهيم گردد
سوره نساء (4): آیه 125
مرحوم «شیخ طوسی (رضوان الله تعالی علیه) - متوفای 460» در کتاب «التبیان» در حقیقت اولین کتاب مفصل تفسیر قرآن شیعه است. «مجمع البیان» خلاصه ای از «تبیان شیخ طوسی» است ایشان در جلد 8، صفحه 164 وقتی به قضیه ایمان ابو طالب (سلام الله علیه) می رسد می گوید:
«وعن أبي عبد الله وأبي جعفر إن أبا طالب كان مسلما وعليه اجماع الامامية، لا يختلفون فيه»
التبيان في تفسير القرآن؛ المؤلف: الطوسي، محمد بن الحسن (المتوفى460ق)، تحقيق وتصحيح: أحمد حبيب قصير العاملي، ناشر: مكتب الإعلام الإسلامي، الطبعة: الأولى، 1409هـ. ج8، ص164
از آقا امام باقر و امام صادق (سلام الله علیه) داریم «و أنّ أبا طالب كان مسلماً»؛ ابو طالب قبل از این که پیغمبر به دنیا بیاید مسلمان بود. البته مسلمان نه به معنای قبول دینِ اسلام در قرآن هم از قول حضرت ابراهیم (تَوَفَّنِي مُسْلِمًا)
(رَبِّ قَدْ آتَيتَنِي مِنَ الْمُلْكِ وَعَلَّمْتَنِي مِنْ تَأْوِيلِ الْأَحَادِيثِ فَاطِرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ أَنْتَ وَلِيي فِي الدُّنْيا وَالْآخِرَةِ تَوَفَّنِي مُسْلِمًا وَأَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ)
پروردگارا! بخشي (عظيم) از حکومت به من بخشيدي، و مرا از علم تعبير خوابها آگاه ساختي! اي آفريننده آسمانها و زمين! تو ولي و سرپرست من در دنيا و آخرت هستي، مرا مسلمان بميران؛ و به صالحان ملحق فرما!»
سوره یوسف (12): آیه 101
یا در رابطه با «لقمان» به فرزندانش می گوید در برابر امر الهی مسلم؛ یعنی تسلیم از دنیا بروید.
بعد می گوید: «وعليه اجماع الامامية، لا يختلفون فيه»؛ اجماع علمای امامیه بر این هست و هیچ اختلافی هم در آن ندارند تعبیر، تعبیر خیلی زیبایی است.
مرحوم «شیخ مفید (رضوان الله تعالی علیه)» کتابی به نام «اوائل المقالات» دارد به دوستان توصیه می کنم این کتاب را بخوانند. در این کتاب نکات خیلی ظریفی دارد خیلی از عقاید مسلم شیعه که امروز توسط بعضی از مخالفین ما یا بعضی از شیعیان دگر اندیش، شبهاتی را مطرح می کنند مرحوم «شیخ مفید – متوفای 413» ایشان دو سال قبل از «قاضی عبد الجبار – متوفای 415» از دنیا رفت.
شاگرد ایشان «سید مرتضی – متوفای 436» و «شیخ طوسی – متوفای 460» همه مال قرن پنجم هجری هستند. قرن پنجم هجری، قرن تشعشع طلائی بزرگان و علمای شیعه بوده است گرچه در قرن چهارم هم مثل «شیخ مفید، شیخ کلینی و شیخ صدوق» و پدر بزرگوارشان بودند.
امروز هر چه از شیعه داریم استفاده می کنیم به برکت این بزرگان بویژه «شیخ مفید» و شاگردش «سید مرتضی» و شاگرد او «شیخ طوسی» است.
اگر کتاب های این ها را بخواهیم حذف کنیم دیگر چیزی برای شیعه نمی ماند به دوستان توصیه می کنم موفق به خواندن نماز شب هستند می خواهند چهل مؤمن را دعا کنند از کسانی که باید از صمیم قلب دعا کنند و حق بزرگی به گردن مان دارند و این ها باعث شدند شیعه ماندیم و شیعه شدیم. اجداد ما به مذهب شیعه ماندند تلاش این ها بوده است.
این طور نبود که مذهب شیعه به سادگی به دست مان رسیده باشد مذهب شیعه، اهل بیت را دوست داریم به امیر المؤمنین، صدیقه طاهره توسل داریم مثل ماهی که در درون آب هست و قدر آب را نمی داند وقتی بیرون می آید تازه می فهمد در چه نعمتی بوده است!
بنده در سفرهای که به «عربستان» داشتیم و با آقایان «وهابی»ها بحث می کردیم می دیدم این ها با چه عشق و عقیده ای نسبت به خلفا، نسبت به بزرگان شان «بنی امیه و بنی العباس» اظهار ارادت می کنند و اشک می ریزند.
یعنی با تمام خلوص و تعابیری از مقدسات شان تعبیر می کنند حتی یک در میلیارد هم احتمال شک نمی دهند. آن جاها احساس می کردم قدر ولایت و محبت اهل بیت را نمی دانیم چه است؟ آن ها را وقتی می بینیم که به ظلمت افتخار می کنند ظلمت را نور می بینند و تاریکی را روشنایی می بینند واقعاً آدم قدر اهل بیت را می داند.
کتاب «اوائل المقالات» مرحوم «شیخ مفید» مطالب خیلی ارزنده ای دارد در جلد 1، صفحه 45 مفصل در رابطه با حضرت ابو طالب مطرح می کند می گوید ابو طالب و همچنین مادر رسول اکرم حضرت آمنه و ... بر توحید و خدا پرست بودند.
بعضی از افراد و مخالفین ما در این زمینه مخالفت کردند مخالفت شان هیچ ضرری به ایمان و توحید این بزرگواران نمی زند. در رابطه با حضرت آمنه خیلی حرف داریم الان جایش نیست.
مرحوم «مجلسی» در «بحار»، جلد 5، صفحه 138 ایشان در آن جا خیلی کولاک کرده است از علمای بزرگ اهل سنت و ... نقل کرد بر این که می گوید:
«قد أجمعت الشيعة»
شیعه اجماع دارد
«على إسلام ابی طالب و لم يعبد صنما قط، بل كان من أوصياء إبراهيم عليه السلام»
بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج35، ص 138
این تعبیر «علامه مجلسی» در «بحار»، جلد 35، صفحه 138 ایشان می گوید حضرت ابوطالب از اوصیاء حضرت ابراهیم (علی نبینا و آله و علیه السلام) بوده است.
چون معمولاً دین «یهود» و «نصارا» عمدتاً در «مدینه» و نواحی «مدینه» اشتهار داشت. در «مکه» عمدتاً آن های که مؤمن بودند بر آیین حضرت ابراهیم (علی نبینا و آله و علیه السلام) بودند.
مجری:
حضرت استاد، متشکرم بعد از میان برنامه مباحث بسیار مهم و ارزشمندی در مورد جناب ابو طالب (سلام الله علیه) پدر بزرگوار امیر المؤمنین تقدیم تان خواهیم کرد یا ابو طالب:
مثل پسرت علی فضیلت داری * در روز جزا حق شفاعت داری
تو یار محمدی و بابای علی * حق پدری گردن امت داری
(میان برنامه)
مجری:
...حق هست مداحین، ذاکرین و مرثیه سرایان اهل بیت حق حضرت ابو طالب را ادا کنند. متأسفانه در بین مداحان و ذاکرین کمتر دیدیم باید بخوانند و شاعران شعر بگویند و مداحان بخوانند این ها ماندگار بشود در قالب شعر، سینه زنی و ویژگی ها و فضائل حضرت ابو طالب برای مردم گفته بشود.
حدیث مشهور و معروفی که از امام باقر یا امام صادق (علیهم السلام) آمد که اگر ایمان ابو طالب را در یک کفه ترازو قرار بدهند و ایمان همه خلق را در کفه دیگر همانا ایمان ابو طالب بر ایمان خلائق برتری خواهد داشت و ترجیح پیدا می کند.
این ها از فضائلی است که ان شاء الله اگر فرصت بشود در برنامه به آن ها اشاره خواهیم کرد.
برنامه حامی رسالت تقدیم حضور شما میشود با حضور سرور عزیز، گرانقدر و استاد فرزانه حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی، نکات خیلی خوبی از زبان حضرت استاد شنیدیم؛ اما استاد از نگاه علمای اهل سنت ببینیم آیا افراد بودند و هستند که اعتراف به اسلام و ایمان ابو طالب کرده باشند؟
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
در رابطه با علمای اهل سنت، بعضی ها که اهل تحقیق بودند خیلی از اتفاقاتی که برای ابو طالب قبل از رسالت نبی مکرم اتفاق افتاد اشعار و آثاری که از ابو طالب بود این ها را وقتی دیدند، دیدند نمی توانند نسبت به ایمان ابو طالب بخواهند کتمان کنند.
مثلاً آقای «زینی دهلان – متوفای 1304 یا 1305» فتی «مکه مکرمه» از متأخرین هست.
ایشان چند کتاب بر ضد «وهابیت» دارد یکی از کتاب هایش به نام «فتنة الوهابیة» است ایشان در این کتاب علیه «وهابیت» طوفان کرده است نکات خیلی ظریف و زیبایی دارد. شنیدم جدیداً به فارسی ترجمه شده است. آقایی با من مشورت می کرد گفتم خوب است ترجمه کنید این کتاب، کتاب خیلی خوبی است.
ایشان یک کتاب به نام «السیرة النبویة» دارد، در آن جا بعضی از نکاتی آورده است شاید بعضی ها بگویند ایشان مال سیزده و چهارده است این مدارک را از کجا آورده است؟
در یکی از سال های که «مکه» مشرف بودم به کتابخانه بزرگ «مکه مکرمه» در خیابان «عزیزیه» رفتم معمولاً «ایرانی»ها در آن جا ایام حج ساکن هستند.
این کتابخانه ساختمانی تقریباً چهارده طبقه بود دوستان بعثه هماهنگی کردند رفتیم مدیر کتابخانه آدم خیلی محترم و مؤدبی بود، من از ایشان خواستم می خواهم نسخه های خطی «صحیح بخاری» و «صحیح مسلم» قبل از قرن پنج و شش را ببینم. چون «ابن تیمیه» مطالب زیادی از «صحیح بخاری» نقل می کند در این «صحیح بخاری» که الان دست ما هست نیست.
مطالبی از «صحیح مسلم» نقل می کند این مطالب در «صحیح مسلم»ی که الان دست ما هست نیست. یا در «صحیح بخاری» و ... قبل از قرن شش و هفت بود بعداً این ها را حذف کردند یا نه ایشان از خودش دارد می گوید.
ماه رمضان بود چند روزی صبح به آن جا می رفتم تا نزدیکی های اذان آن جا بودیم این بنده خدا محبت کرد تمام بخش میکرو فیلم را در اختیار ما قرار داد.
بعضی از چیزها را نگاه می کردم مثلاً در قرن چهار و پنج بود این ها قرن سوم هستند 256 و 261 هستند عمدتاً کسانی که از «صحیح بخاری» نوشتند به قرن چهارم می افتد. همان جا دیدم بعضی از کتاب های است به گوش ما نخورده است در بعضی از فهرست نویسی های اهل سنت هم این ها را نیاوردند.
مثلاً نه «الذریعة» از شیعه این کتاب ها را آورده است نه در «ایضاح المکنون» آمد و نه در «حاجی خلیفه» آورده است این ها ملتزم بودند تمام کتب اهل سنت را جستجو کنند.
این ها به بعضی از کتاب های دسترسی داشتند نسخه هایشان هم قابل ورق زدن نیست چون هزار و خرده ای سال از این نسخه ها گذشته است این ها را با دارو و ... نگه داشتند.
ولی از این نسخه ها میکرو فیلم گرفتند در کتابخانه آیت الله العظمی «مرعشی» در «قم» ظاهراً چند میلیون نسخه خطی وجود دارد این ها را با زحمت به دست آوردند. حتی دنبال یک نسخه تصحیح شده «کافی» می گشتیم در زمان سابق چاپخانه، تایپ و کامپیوتر نبود، افراد کتاب ها را استنساخ می کردند. الان نامه یک صفحه ای می نویسیم دوباره مطالعه می کنیم چند اشتباه داریم، کسی کتاب مثلاً پانصد صفحه ای بخواهد بنویسد چقدر باید اشتباه داشته باشد.
خدا حفظ کند آیت الله العظمی «شبیری زنجانی» روزی به من فرمود در کتابخانه آقای «مرعشی» نسخه ای از کتاب «کافی» که صحیح ترین نسخه در زیر آسمان کبود است و مصحح آن مرحوم «شهید ثانی» است. ایشان گفت هر چه خواستیم نسخه ای از این کتاب به ما ندادند.
روزی با آیت الله «خزعلی» آن جا رفته بودیم آقا زاده آیت الله «مرعشی» آن جا بود به حاج آقای «خزعلی» اشاره کردم این جا آمدیم سودی هم کرده باشیم. ایشان گفت این نسخه را می خواهیم ایشان هم محبت کرد یک فتوکپی در اختیارمان قرار داد ما هم خدمت بعضی از آقایان من جمله آیت الله العظمی «شبیری زنجانی» دادیم.
نسخه ای که مصحح «شهید ثانی» مال قرن نُه و ده است با نسخه ای که در «ایران» چاپ شد آدم می بیند تفاوت زیاد دارد. خودمان هم تقریباً چهار جلد از کتاب «کافی» را تصحیح و مقابله کردیم دو جلدی هم چاپ کردیم با این وضعی که دیدیم هشتاد سال طول می کشد تا بخواهیم تمام کنیم فعلاً متوقف کردیم.
در هر صورت ...
«زینی دهلان» مفتی «مکه مکرمه» بود کتابخانه های غنی «مکه» و «یمن» در اختیارش بود مطالب زیادی از این ها استفاده کردند همان طور که «علامه مجلسی» ایشان در قرن یازدهم و دوازدهم آثار زیادی از شیعه به دست آورد که این آثار در زمان «شهید اول، شهید ثانی» و حتی خود «علامه» نبود این ها را زحمت کشیدند آوردند.
خواستم بگویم اگر مطلبی از بعضی از معاصرین یا قرن دهم، یازدهم و دوازده نقل می کنیم بعضی ها می گویند از قرن اول و دوم برای مان بیاورید به این ها جواب می دهیم قرن اول و دوم شما می خواهید دو رکعت نماز بخوانید از قرن اول تان یک روایت برای مان بیاور نماز را چطوری می شود خواند؟ قدیمی ترین کتاب مان مال «کلینی» قرن چهارم 329 است.
مجری:
حتی اهل سنت هم همین است
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
بله، «بخاری» مال 329 یعنی نیمه دوم قرن سوم است «نسائی» مال 303 قرن چهارم است. بعضی ها می خواهند اظهار لحیه بکنند، مقداری هم روشنفکر بازی در بیاورند مسائلی را مطرح می کنند البته این ها قبلاً هم مثل «شریعت سنگلجی»، نویسنده کتاب «مکتب در فرآیند تکامل»، آقای «مدرسی» و ... شبهاتی مطرح کردند ذهن بعضی ها را هم آلوده کردند چه کار باید کرد!
«زینی دهلان» وقتی به ابو طالب (سلام الله علیه) می رسد از شارح «صحیح بخاری»، «ابن...» نقل می کند بر این که اشعاری که ابو طالب دارد بهترین دلیل هست بر این که ایشان مؤمن و مسلمان بوده است. کسی که مؤمن و مسلمان نباشد این طور اشعار زیبا، ارزنده و خیلی عمیق مطرح نمی کند.
دوستان به «سیره زینی دهلان»، جلد 1، صفحه 43 مراجعه کنند.
آقای «راغب اصفهانی» یک چهره شناخته شده است ایشان کتابی دارد به نام «محاضرات الادبا» در آن جا می گوید ما ادله قطعی داریم که ابو طالب، مؤمن بود و پیغمبر او را دوست داشت هر کس بخواهد بغض ابو طالب را دل داشته باشد کافر است (در این اندازه می گوید)
کسی مثل «ابن تیمیه» می گوید ابو طالب کافر بود در جهنم بود و ... نتیجه این بغض است یعنی بغض کافر ایشان می گوید:
«مَنْ أبغضَ من یحبه رسول الله فهو کافر»
ایشان تا این اندازه مطرح می کند.
«ابن حجر» در کتاب «فتح الباری» که «شرح صحیح بخاری» است چند روایت جعلی در رابطه با ابو طالب مطرح کرد ایشان در آن جا همین تعبیر و اشعار را می آورد بر این که، این ها نشان می دهد حضرت ابو طالب قبل از بعثت پیغمبر مؤمن و موحد بوده است در دیداری که با راهب «بحیرا» داشت در آن جا مطالبی مطرح کرد همه این ها دلالت بر ایمان او دارد.
«ابن حجر» با توجه به سوابقی که دارد همه مان می دانیم می گوید «وَ فیهِ نظر» این اشعار مربوط به بعد از مبعث است. بعد از مبعث یا قبل از مبعث باشد پس مؤمن از دنیا رفته است.
«ابن حجر – متوفای 852»، «بدر الدین عینی شارح صحیح بخاری – متوفای 855» سه سال بعد از «ابن حجر» از دنیا رفته است.
ایشان در «شرح صحیح بخاری»، جلد 7، صفحه 30 می گوید «و فی هذا النظرِ نظر» اشکالی که «ابن حجر» کرد اشکال دارد.
این قضایایی که در رابطه با «بحیرا» و اشعاری که ابو طالب مطرح کرد و ... ایمان ابو طالب قبل از بعثت را اثبات می کند الان اختلاف سر این است که آیا قبل یا بعد از بعثت مؤمن بوده است؟
آقایان به «ابن حجر عسقلانی» در کتاب «فتح الباری»، جلد 3، صفحه 496 و «بدر الدین عینی»، جلد 7، صفحه 30 مراجعه کنند اختلاف شان در این است یعنی بحث سر این که ایشان کافر از دنیا رفت همان طور که «صحیح بخاری، ابن تیمیه، محمد عبد الوهاب» و ... این ها را مطرح می کند این مسائل نیست.
بزرگان دیگری هم از اهل سنت موارد زیادی داریم که بر ایمان و توحید ابو طالب دلالت می کند مثلاً «سبل الهدیٰ و الرشاد» مال «صالحی شامی – متوفای 942» تقریباً معاصر با «شهید ثانی» و «شیخ بهائی» بود در جلد 2 اشعاری از ابو طالب می آورد و اثبات می کند بر این که ابو طالب مؤمن بود و مؤمن از دنیا رفته است.
همچنین آقای «قرضاوی» آدم شناخته شده ای است خیلی زیاد از شیعه دل خوشی نداشت کتابی است مجموعه ای کامل از عقاید اهل سنت دکتر «مُجد مکی» تألیف کرد و «فیض محمد بلوچ» هم ترجمه کرده است.
ایشان در آخر می گوید قضیه ابو طالب و مؤمن بودن لازم و ملزوم است و ایمان از ابو طالب جدا نبوده است؛ یعنی از اول ولادتش با ایمان بوده و با ایمان از دنیا رفته است.
همچنین «ابن اثیر – متوفای 774» شاگرد «ابن تیمیه – متوفای 726» ایشان در «البدایة و النهایة»، جلد 3 اشعار را نقل می کند:
أَ لَمْ تَعْلَمُوا أَنَّا وَجَدْنَا مُحَمَّدا * نَبِيّاً كَمُوسَى خُطَّ فِي أَوَّلِ الْكُتُب
البداية والنهاية؛ اسم المؤلف: إسماعيل بن عمر بن كثير القرشي أبو الفداء الوفاة: 774، دار النشر: مكتبة المعارف – بيروت، ج3، ص87
آیا نمی دانید ما رسول اکرم را همانند حضرت موسی در کتاب های اولین، او را پیغمبر یافتیم! مفصل مطالبی را مطرح می کند اثبات می کند که ابو طالب (سلام الله علیه) مؤمن بوده است.
باز در «سبل الهدیٰ و الرشاد» همین اشعار را که «بخاری» هم نقل کرده است آورده است:
وَ أَبْيَضَ يُسْتَسْقَى الْغَمَامُ بِوَجْهِه * ثِمَالُ الْيَتَامَى عِصْمَةٌ لِلْأَرَامِل
در «مکه» قحطی آمد حضرت ابو طالب قنداقه رسول اکرم را در کنار «بیت الله الحرام» آورد خدا را به او قسم داد و باران بارش گرفت «مکه» و اطرافش بارش خیلی خوبی باریدن گرفت.
تا این جا مطالب خیلی زیاد است، «قریش» خدمت ابو طالب آمدند گفتند پیغمبر دارد به بت های ما بد و بیراه می گوید اگر هر چه می خواهد به او بدهیم، بهتر دختر می خواهد به او بدهیم، ثروت می خواهد به او بدهیم، کنیز می خواهد به او بدهیم، شتر می خواهد به او بدهیم و ... حضرت رسول به عمویش گفت
«أترون هذه الشمس»
گفت عمو آفتاب را می بینی؟
گفت بله، گفت از اسلامم دست بر نمی دارم اگر چنان چه «قریش» شعله های خورشید را به جانم بیاندازند.
یا اگر خورشید را در یک کف دستم قرار بدهند ماه در کف دست دیگرم قرار بدهند از من بخواهند از دینم دست بر دارم، دست بر نخواهم داشت. ابو طالب به قریشیان گفت بروید حق با برادر زاده ام است.
«مجمع الزوائد هیثمی» هم آورده است به «قریش» گفت:
«ما كذب ابن أخي قط ارجعوا»
مجمع الزوائد ومنبع الفوائد؛ اسم المؤلف: علي بن أبي بكر الهيثمي الوفاة: 807، دار النشر: دار الريان للتراث/دار الكتاب العربي - القاهرة , بيروت – 1407، ج6، ص15
بلند شوید دنبال کار و زندگی تان بروید برادر زاده ام نه دروغ می گوید و نه ادعای کذبی دارد!
مجری:
استاد! اقرار صریحی داریم حضرت ابو طالب به صراحت به رسالت نبی مکرم و معظم اقرار کرده باشند؟
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
همین تعبیری که الان از منابع اهل سنت آوردم:
أَ لَمْ تَعْلَمُوا أَنَّا وَجَدْنَا مُحَمَّدا * نَبِيّاً كَمُوسَى خُطَّ فِي أَوَّلِ الْكُتُب
این را اهل سنت و هم شیعه آوردند مثلاً «ابن اسحاق» با این که خیلی تلاش می کند این مطالب را مخفی کند به قول «علامه عسکری» مخفی کننده تر از «ابن هشام» نداریم ایشان خیلی از حقایق را مخفی کرده است. ایشان در سیره شان، جلد 2، صفحه 138 آورده است.
همچنین «ابن هشام» در «سیره» خودش اودره، «ابن کثیر دمشقی» در «البدایة و النهایة»، جلد 3، صفحه 108؛ «معجم البلدان حموی»، جلد 4، صفحه 345 همه این ها شعر حضرت ابو طالب را که
أَ لَمْ تَعْلَمُوا أَنَّا وَجَدْنَا مُحَمَّدا * نَبِيّاً كَمُوسَى خُطَّ فِي أَوَّلِ الْكُتُب
ولسنا ورب البيت نسلم أحمدا * على الحال من عض الزمان ولا كرب
سيرة ابن إسحاق (المبتدأ والمبعث والمغازي)؛ اسم المؤلف: محمد بن إسحاق بن يسار الوفاة: 151هـ، دار النشر: معهد الدراسات والأبحاث للتعريف، تحقيق: محمد حميد الله، ج2، ص138
«قریش» قسم به خدا این «کعبه» هرگز ما محمد را تسلیم شما نخواهیم کرد ولو این که بدترین تهدیدها و مشکلات برای مان فراهم کنید رسول اکرم را به شما تسلیم نمی کنیم.
(الان فرصت نیست وقت گذشت) در «شعب ابو طالب» در آن سه سال حضرت خدیجه (سلام الله علیها) اموال التجاره اش را دارد هشتصد شتر جابجا می کرد.
ابو طالب با آن اقتدارش در آن سه سال بدترین شکنجه ها را متحمل شدند؛ حتی دارد ابو طالب (سلام الله علیه) برای این که «قریش» نیمه شب نیایند شبیخون بزنند رسول اکرم را به قتل برسانند، بالای «شعب ابو طالب» نگهبان گذاشته بود مثلاً اول شب رسول را یک جا می خواباند اگر نگهبان های «قریش» نگاه کنند ببینند پیغمبر کجا خوابیده است.
چند ساعت از شب می گذشت امیر المؤمنین را جای پیغمبر می خواباند پیغمبر را وسط جمعیت می خواباند. این چنین مثل تخم چشم شان اگر بگوییم شاید جسارت باشد اگر عزیزتر از جان برای ابو طالب بود او را هم برای حفظ وجود مقدس رسول اکرم فدا می کرد.
مجری:
لیلة المبیت درواقع از آنجا کلید خورد!
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
بله، یا نامه ای که به «پادشاه حبشه» می نویسد «عمرو عاص» آن جا رفت تا توطئه ای بکند از آن ها برای کسانی که تازه مسلمان شده بودند و علیه رسول اکرم کمک بگیرد. ابو طالب شخصیتی بود و اقتداری داشت نامه ای که ابو طالب به «پادشاه حبشه نجاشی» نوشت در تمام کتاب های اهل سنت آمده است.
حتی «ابن کثیر دمشقی» سلفیِ ناصبی شاگرد «ابن تیمیه» در «البدایة»، جلد 3، صفحه 97 مفصل این نامه را آورده است. در آن جا در ضمن این که از «نجاشی» چقدر تجلیل و ... کرده است در آن جا اعلام کرد برای ما قطعی هست بر این که حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم)
ليعلم خيار الناس أن محمّدا * وزیر كموسى و المسيح بن مريم
همان طوری که حضرت مسیح برای شما پیغمبر مسلم است رسول اکرم هم برای ما پیغمبر مسلم است.
ليعلم خيار الناس أن محمدا * وزير لموسى والمسيح بن مريم
المستدرك على الصحيحين؛ اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري الوفاة: 405 هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م، الطبعة: الأولى، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، ج2، ص680
حتی «حاکم نیشابوری» در «مستدرک»، جلد 2، صفحه 680 این روایت را مطرح می کند و می گوید سند روایت صحیح است. همه این ها نشان می دهد بر این که حضرت ابو طالب (سلام الله علیه) عبارت های که دارد هم
وَأَبْيَضَ يُسْتَسْقَى الْغَمَامُ بِوَجْهِهِ * ثِمَالُ الْيَتَامَى عِصْمَةٌ لِلأَرَامِلِ
مسند الإمام أحمد بن حنبل؛ اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني الوفاة: 241، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر، ج2، ص93
در کنار «بیت الله الحرام» پیغمبر بچه است قنداقه اش را گرفت دارد دعا می کند به «نجاشی» این طور نامه می نویسد با «قریش» آن طور حرف می زند ده ها قضایای دیگر که در «صحیح بخاری»، جلد 1، صفحه 342، حدیث 963 در نرم افزار الجامع الکبیر که «عربستان سعودی»، «دانشگاه مدینه» تصحیح کرده است. «عبد الله عمر» می گوید:
«قال سمعت بن عُمَرَ يَتَمَثَّلُ بِشِعْرِ أبي طَالِبٍ:
وَأَبْيَضَ يستسقي الْغَمَامُ بِوَجْهِهِ * ثِمَالُ الْيَتَامَى عِصْمَةٌ لِلْأَرَامِلِ
وهو قَوْلُ أبي طَالِبٍ
الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج1، ص342
این پسر رو سفیدی که به برکت او باران نازل می شود و یتیم ها و زن های بیوه به برکت او روزی می خورند بعد می گوید «وهو قَوْلُ أبي طَالِبٍ» نمی دانم آقایانی که روایات ضحضاح را می بینند این روایت را هم در «صحیح بخاری» می بینند یا نمی بینند؟ عزیزان ما مقداری دقت کنند مخصوصاً از طلبه های جوان اهل سنت درخواست مان این هست که تحقیق کنند.
همین روایت در کتاب «کافی»، جلد 1، صفحه 449، حدیث 29 با سند معتبر آمده است همین عبارتی که «بخاری، مسند احمد» و مسانید دیگر آوردند احساس می کنم بیش از چهل مصدر از مصادر اهل سنت این شعر ابو طالب را آورده اند.
حتی بعد از رحلت رسول اکرم در «صحیح بخاری»، این مطلب را از قول خلیفه دوم دارد:
«عن ثُمَامَةَ بن عبد اللَّهِ بن أَنَسٍ عن أَنَسٍ رضي الله عنه أَنَّ عُمَرَ بن الْخَطَّابِ كان إذا قَحَطُوا اسْتَسْقَى بِالْعَبَّاسِ بن عبد الْمُطَّلِبِ فقال اللهم إِنَّا كنا نَتَوَسَّلُ إِلَيْكَ بِنَبِيِّنَا صلى الله عليه وسلم فَتَسْقِينَا وَإِنَّا نَتَوَسَّلُ إِلَيْكَ بِعَمِّ نَبِيِّنَا فَاسْقِنَا قال فَيُسْقَوْنَ»
الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج3، ص1360، ح3506
وقتی قطحی در «مدینه» ایجاد می شد عمر ابن الخطاب متوسل به عباس ابن عبد المطلب می شد و یادآور می شد که ابو طالب در «مکه» به پیغمبر متوسل شد باران آمد.
بعد می گوید: «اللهم إِنَّا كنا نَتَوَسَّلُ إِلَيْكَ بِنَبِيِّنَا صلى الله عليه وسلم فَتَسْقِينَا وَإِنَّا نَتَوَسَّلُ إِلَيْكَ بِعَمِّ نَبِيِّنَا فَاسْقِنَا قال فَيُسْقَوْنَ»؛ آقایانی که بعضی وقت ها زنگ می زنند این ها را نگاه کنند این روایت مال «صحیح بخاری» است.
می گوید زمان پیغمبر به پیغمبر متوسل می شدیم الان هم به عموی پیغمبر داریم متوسل می شویم. اگر واقعاً توسل شرک است این مال خلیفه دوم در «صحیح بخاری» است این کتاب، کتاب «کافی و بحار الأنوار» نیست که شما در سندش بخواهید اشکالی مطرح کنید.
مجری:
دل مان می خواهد نظر ائمه اطهار (علیهم السلام) در دقایق پایانی برنامه ببینیم ائمه اطهار (علیهم السلام) روایتی در خصوص حضرت ابو طالب (صلوات الله علیه) دارند؟
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
در این رابطه مطلب خیلی زیاد است فقط از کتاب «کافی»، جلد 1، صفحه 448 روایت صد در صد صحیحه از «هشام» است امام صادق می فرمود مَثل ابی طالب مثلِ مَثل اصحاب کهف بود ایمان خودش را روی مسائل عقلی نگه می داشت و خدای عالم دو اجر به ابو طالب به خاطر این کرم کرد.
باز در «کافی» شریف، جلد 1، صفحه 448 از امام باقر (سلام الله علیه) می گوید:
«... عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ (علیه السلام) قَالَ: قِيلَ لَهُ إِنَّهُمْ يَزْعُمُونَ أَنَّ أَبَا طَالِبٍ كَانَ كَافِراً فَقَالَ كَذَبُوا كَيْفَ يَكُونُ كَافِراً وَ هُوَ يَقُول»
بعضی از اهل سنت تصور می کنند ابو طالب کافر بودند حضرت فرمود «کَذَبُوا» دروغ می گویند «كَيْفَ يَكُونُ كَافِراً وَ هُوَ يَقُول» چگونه می گویند کافر است و حال آن که شعر ابو طالب:
أَ لَمْ تَعْلَمُوا أَنَّا وَجَدْنَا مُحَمَّدا * نَبِيّاً كَمُوسَى خُطَّ فِي أَوَّلِ الْكُتُب
الكافي (ط - الإسلامية)، نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج1، ص448، ح 9
همچنین در ترجیح ایمان ابو طالب روایات مفصل داریم به قدری روایات از ائمه (علیهم السلام) در این زمینه داریم که در این برنامه قابل شمارش نیست.
جالب این که از امیر المؤمنین سوال می کنند یا علی تو امیر المؤمنین هستی
«أَبُوكَ مُعَذَّبٌ فِي النَّار فَقَالَ لَهُ»
پدر تو در آتش هست حضرت فرمود:
«مَهْ فَضَّ اللَّهُ فَاك»
حرف نزن خدا دهانت را بشکند
«وَ الَّذِي بَعَثَ مُحَمَّداً بِالْحَقِّ نَبِيّاً»
قسم به خدایی که رسول اکرم را به حق، به بعثت مبعوث کرد
«لَوْ شَفَعَ أَبِي فِي كُلِّ مُذْنِبٍ عَلَى وَجْهِ الْأَرْضِ لَشَفَّعَهُ اللَّهُ»
پدرم اگر درباره تمام گنهکاران کره زمین شفاعت کند خدای عالم شفاعت او را می پذیرد.
«أَ أَبِي مُعَذَّبٌ فِي النَّارِ وَ ابْنُهُ قَسِيمُ الْجَنَّةِ وَ النَّارِ»
كنز الفوائد؛ نویسنده: كراجكى، محمد بن على، محقق / مصحح: نعمة، عبد الله، ناشر: دارالذخائر، ج1، ص183
چه تعبیر زیبایی؟ پدرم در آتش است و حال آن که قسمت کننده آتش جهنم من هستم؟ «قَسِيمُ الْجَنَّةِ وَ النَّارِ» بهشت و جهنم را من در میان مردم تقسیم می کنم. ولذا در این زمینه روایت خیلی زیادی از ائمه (علیهم السلام) داریم مخصوصاً از امیر المؤمنین که می گوید «مَهْ فَضَّ اللَّهُ فَاك» حرف نزن، ساکت!
کلمه «مَهْ» کلمه خیلی سنگینی است «فَضَّ اللهُ فَاک» دهانت بشکند این چه حرفی است داری می زنی؟ من قسیم الجنة و النار هستم پدرم در آتش جهنم بخواهد باشد!!
امیدواریم که ان شاء الله، این ها را حضرت امیر (سلام الله علیه) کوچک ترین خدمت که ران ملخی خدمت سلیمان عالم هستی حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) بود از ما ان شاء الله بپذیرد.
مجری:
ان شاء الله خیلی سپاسگزارم البته نکات و سوالات دیگری هم بود خواستم در خصوص مواردی از عملکرد حضرت ابو طالب بپرسم که اسلام ایشان را اثبات می کند در حد یک دقیقه می شود اشاره بفرمایید
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
نه خیلی مفصل است اگر وارد آن جا بشویم طولانی خواهد شد
مجری:
حضرت استاد خیلی ممنونم از شما خداوند به شما عزت و سلامتی بدهد، خدا را شکر می کنیم در شب وفات حضرت ابو طالب مؤمنِ «قریش» کفیل نبی مکرم و معظم به ما توفیق داد با این ویژه برنامه خدمت شما باشیم. همین مطالبی که گفته شد ان شاء الله تک تک شما مبلغ باشید، دوستان مان به وظایف خودشان عمل می کنند برنامه بازپخش دارد در فضای مجازی و جاهای دیگر منتشر می شود.
اما شما هم به وظیفه خودتان عمل بکنید بخش های مختلف برنامه را تقطیع بکنید با توجه به این که فردا این مناسبت هست کلیپ هایی کوتاه بسازید، آماده کنید و منتشر کنید این هم حداقل کاری است که از دست ما شیعیان، محبان و ارادتمندان امیر المؤمنین (صلوات الله علیه) بر می آید.
اگر می خواهید امیر المؤمنین از ما راضی باشد حداقل کار این است که هر چه می توانیم هر چه در توان مان هست هر چه تلاش می توانیم انجام بدهیم تا حضرت ابو طالب و چهره حقیق و واقعی ایشان را به همه عالم بشناسانیم ان شاء الله.
در پناه حضرت حق باشید و زیر سایه اقا جانمان مرتضی علی خدا نگهدار!